برچسب: افغانستان

  • ایران و پاکستان مشتریان پروپاقرص شيشه افغانستان!

    ایران و پاکستان مشتریان پروپاقرص شيشه افغانستان!

    به گزارش اقتصادران، سردار ایرج کاکاوند که روز پنجشنبه در جلسه کارگروه مبارزه با مواد مخدر کشور‌های عضو «بریکس» شرکت کرده بود، در بخشی از سخنرانی خود اعلام کرد: «کشف بیش از ۶۶۲ تن انواع مواد مخدر در سال ۲۰۲۳ میلادی و نیز ۴ ماهه اول سال ۲۰۲۴ میلادی در ایران، حاکی از آن است که با وجود گزارش‌های موجود در رابطه با توقف و کاهش کشت و تولید تریاک در افغانستان، کاهش محسوس قاچاق از مبدا و منشا این کشور به چشم نمی‌خورد که این خود دلیل عمده‌ای برای نگرانی ایران، همسایگان افغانستان و کشور‌های حاضر در این نشست است.

    بنیانگذاران «بریکس»، برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی هستند و پارسال، درخواست ایران برای عضویت در بریکس پذیرفته شد. رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر ایران که بالاترین مقام انتظامی در حوزه مقابله با مواد محسوب می‌شود امسال برای اولین‌بار در جمع اعضای کارگروه بریکس حاضر شده و در همین اولین حضور، ادعای طالبان در مورد توقف تجارت مواد را رد کرده که این واکنش در طول یک سال اخیر آن‌هم ازسوی یک مقام نظامی بی‌سابقه است، چون رویکرد یک سال اخیر دولت ایران در قبال طالبان این بوده که از در مدارا وارد شود که البته همین انعطاف‌پذیری هم با اعتراض و انتقاد فراوان کنشگران اقتصادی و سیاسی و اجتماعی مواجه شد به خصوص که سماجت طالبان در محروم کردن ایران از حقابه هیرمند از نگاه مردم ایران، یک توهین آشکار به منافع ملی کشور بود.

    بنابراین، لازم است که واکنش رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر ایران در قبال طالبان را از یک منظر متفاوت بررسی کنیم؛ از نیمه دهه ۱۳۹۰ رویکرد دولت در مقابله با قاچاق مواد مخدر و بازار عرضه و تقاضای داخل کشور، به این سمت تغییر کرد که به جای اتلاف نیرو و سرمایه در جهت‌یابی‌های کور و بی‌هدف، بر شواهد و اطلاعات متمرکز شود و به سبب همین تغییر رویکرد بود که از نیمه دهه ۱۳۹۰، تعداد عملیات ناموفق کاهش یافت، چون نقطه‌زنی قاچاق، دقیق‌تر شده بود، اگرچه که حتی در آن زمان هم دستگاه مقابله با قاچاق مواد در ایران، چندین پله از شبکه قاچاق عقب‌تر بود و هنوز هم هست و شاید بهترین شاهد در تایید این عقب‌ماندگی، همین میزان کشفیاتی باشد که رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر عدد آن را اعلام کرده است.

    طبق آخرین پیمایش کشوری ستاد مبارزه با مواد مخدر که نتایجش در نیمه دهه ۱۳۹۰ اعلام شد، حدود ۴ میلیون مصرف‌کننده مواد در کشور داریم و با فرض اینکه تعداد مصرف‌کنندگان مواد در کشور ثابت مانده باشد و طی ۸ سال اخیر افزایش پیدا نکرده باشد و با فرض اینکه هر مصرف‌کننده، روزانه حداکثر ۲ گرم مواد مصرف کند، هر روز در ایران حداقل ۸ میلیون گرم و در طول یک سال، حدود دو میلیارد و ۹۲۰ میلیون گرم (معادل ۲۹۲۰ تن و حدود ۴ برابر کشفیات ۱۶ ماه اخیر) مواد در ایران مصرف می‌شود که احتمالا معادل همین مقدار هم از کشور خارج می‌شود. به نظر می‌رسد میزان مصرف ۲۹۲۰ تنی در کنار کشفیات ۶۷۰ تنی، دلیلی بوده که عالی‌ترین مقام انتظامی کشور را به اعتراض واداشته، چون رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر به خوبی می‌داند که برای توقف توزیع هر گرم مواد در بازار عرضه و تقاضای کشور، چه رقم‌های کلانی از منافع ملی، امنیت، بودجه‌های ملی و سرمایه انسانی هدر می‌رود.

    محمدرضا فروغی؛ کارشناس مبارزه با مواد مخدر که طی سه دهه اخیر، سابقه حضور در دستگاه‌های مقابله با قاچاق مواد مخدر داشته و وضعیت تجارت مواد افغانستان را هم رصد می‌کند، در گفتگو با «اعتماد» می‌گوید که با وجود همه تلاش‌ها برای مقابله با قاچاق، هدف‌گذاری افغانستان برای بازار مصرف ایران به گونه‌ای است که نمی‌توانیم به آینده‌ای متفاوت از امروز خوشبین باشیم و همسایگی با کانون تولید تریاک و هرویین جهان که حالا در تولید شیشه هم متبحر شده، ما را در وضعیتی گرفتار کرده که نامی جز «قربانی» برای احوال‌مان متصور نیستیم.

    روز پنجشنبه، رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر ایران که در نشست کارگروه مبارزه با مواد مخدر کشور‌های عضو «بریکس» در مسکو شرکت کرده بود، نسبت به افزایش تولید مواد و به‌خصوص، مت آمفتامین (شیشه) در افغانستان واکنش داشت و ادعای طالبان درباره توقف تولید مواد در افغانستان را رد کرد و گفت که افزایش کشفیات انواع مواد در ایران، سندی از تداوم و افزایش تولید مواد مخدر و روانگردان در افغانستان است. این واکنش، اولین اظهارنظر یک مقام نظامی ایران در یک نشست بین‌المللی درباره وضعیت تجارت مواد افغانستان طی یک سال اخیر است درحالی که حدود یک سال قبل هم، سازمان ملل گزارشی درباره افزایش کشفیات مواد روانگردان در کشور‌های همسایه افغانستان و آسیای میانه و خاورمیانه داشت و به استناد اظهارات مقامات این کشورها، تایید کرد که برخلاف ادعای طالبان، تجارت مواد در افغانستان همچنان ادامه دارد و البته طالبان هم گزارش سازمان ملل را تکذیب نکرد. طبق شواهدی که سازمان ملل در گزارش‌های خود ارایه می‌دهد، تولید مت آمفتامین در افغانستان از سال ۲۰۰۶ تاکنون همچنان رو به افزایش است در حالی که تا یک دهه قبل، آسیای جنوب شرقی، کانون تولید مت‌آمفتامین جهان محسوب می‌شد. فکر می‌کنید افغانستان در تولید مواد روانگردان به دام رقابت با آسیای جنوب شرقی افتاده است؟

    به عنوان مثال، در امریکای جنوبی، حکومت‌هایی که در جریان کودتا بر سر کار آمده‌اند، بستر تولید کوکایین را فراهم کرده‌اند، اما به دنبال سرکوب حکومت و روی کار آمدن گروه جدید، تولید کوکایین در این کشور‌ها کاهش یافته است. یکی از دلایل چنین افت و خیزی این است که این حکومت‌ها نیازمند تثبیت اقتصادی هستند و تمایلی به صرف انرژی برای درگیری با گروه‌های مجرمان ندارند. در افغانستان، اما وضعیت متفاوت است، چون طالبان در اولین دوره حضورش (۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱) با تجارت مواد عجین شد تا نیاز‌های مالی خود را مرتفع کند و حالا هم از تجارت مواد به عنوان یک پشتوانه مالی بهره می‌برد. من در مصاحبه‌های متعدد با روزنامه اعتماد و به‌طور مشخص، در مصاحبه سال ۱۴۰۰ درباره گسترش یا محدودیت کشت خشخاش در دوره جدید فعالیت طالبان گفتم که طالبان به دلیل محاصره اقتصادی و نبود زیر‌ساخت‌ها و اقتصاد تک‌محوری مبتنی بر کشاورزی، مجبور است باز هم برای تجارت مواد فضای آزاد ایجاد کند حتی اگر با شعار‌های متفاوتی صحبت کند.

    بنابراین، باید از همان ابتدای حضور طالبان در این دهه، منتظر می‌بودیم که تولید مت آمفتامین در افغانستان افزایش داشته باشد که حالا هم شاهد رشد تولید هستیم و البته این رشد، سرعت بیشتری هم خواهد داشت. اما تجارت مواد افغانستان را نباید به منزله رقابت با آسیای جنوب شرقی تلقی کنیم، زیرا تولید شیشه در آسیای جنوب شرقی، تا حد زیادی توسط دولت‌ها کنترل شده و اگرچه هنوز مواد روانگردان در آسیای جنوب شرقی تولید می‌شود، اما میزان تولید اصلا قابل مقایسه با دو دهه قبل نیست. حدود ۱۲ سال قبل در آسیای غربی و خاورمیانه هم شواهدی از تولید مت آمفتامین داشتیم، اما امروز، کانون اصلی تولید شیشه در دنیا، چند کشورآفریقایی هستند و اگر قرار به رقابت باشد، افغانستان باید با این کشور‌ها رقابت کند. مساله امروز این است که مت‌آمفتامین در افغانستان، با گیاه خودروی «افدرا» به عنوان پایه استخراج افدرین مورد نیاز برای تولید مت‌آمفتامین، در حال تولید است.

    در گزارش پارسال سازمان ملل هم این نکته مطرح بود که شبکه تجارت مواد در افغانستان، برای تولید شیشه از گیاه افدرا استفاده می‌کند که باتوجه به کاهش تولید شیشه در آسیای جنوب شرقی، به نظر می‌رسد وجود گیاه خودروی افدرا برای افغانستان یک مزیت است. بنابراین، باز هم باید گفت که طالبان طی دو سال گذشته وانمود می‌کرده که با تجارت مواد در حال مقابله است و حتی در مقطعی، واردات پیش‌ساز‌های تولید روانگردان را هم محدود کرده تا به محبوبیت جهانی برسد در حالی که در کشور خودش، ماده اولیه تولید شیشه را، آن هم از نوع طبیعی و بومی، دارد و اقلیم افغانستان این امکان را فراهم کرده که حتی نیازی به واردات پیش‌ساز هم نداشته باشد.

    وجود گیاه افدرا برای افغانستان مزیت است ولی استخراج افدرین گیاهی و خام کمی سخت است و کیفیتی پایین‌تر از افدرین صنعتی دارد و به همین دلیل، روند واردات قاچاق افدرین صنعتی در افغانستان شکل گرفته تا با ماده اولیه آماده، شیشه تولید کنند. البته قاچاق افدرین و باقی مواد اولیه مورد نیاز مخدر‌ها و مواد روانگردان به افغانستان و باقی کشور‌ها در تمام این سال‌ها ادامه داشته و دارد؛ افدرین از چین به آسیای غربی قاچاق می‌شود.

    در سال‌های قبل، محموله‌های افدرین با وزن یک یا دو یا حتی ۵ تن از مبدا چین در کشور امارات کشف شد و ما هم کشفیاتی از همین مبدا داشته‌ایم. افدرینی که به‌طور غیرقانونی به آفریقا می‌رسد هم، از مبدا چین است، اما کره‌جنوبی هم یکی از تولیدکنندگان افدرین است که گاهی از تولیدات این کشور هم به باقی کشور‌ها قاچاق می‌شود. وقتی روند قاچاق ماده اولیه تولید شیشه در طول این سال‌ها ادامه داشته و دنیا هم بی‌خبر بوده، چندان بعید نیست که افدرین قاچاق به افغانستان هم برسد و کشف هم نشود آن‌هم درحالی که مرز چین و افغانستان، بسیار کوتاه و حدود ۱۵۰ کیلومتر است و افغانستان در ماه‌های گذشته و زمانی که دچار محاصره اقتصادی بود، بسیاری از کالا‌های موردنیاز را از همین مسیر تامین می‌کرد و بخش دیگری از کالا‌ها هم از طریق پاکستان به افغانستان می‌رسید.

    در سال‌های گذشته حتی محموله‌های بسیار سنگینی از انیدرید استیک (پیش‌ساز تولید هرویین) از مسیر ترکیه به ترکمنستان می‌رفت و از ترکمنستان با جعل عنوان ماده اولیه برای تولید مواد صنعتی و شیمیایی، به صورت قاچاق و غیرقانونی به افغانستان می‌رسید. همین امروز هم پیش‌ساز هرویین به صورت غیرقانونی به افغانستان می‌رسد و هرویین در افغانستان تولید می‌شود و هیات بین‌المللی نظارت بر مواد مخدر INCB هم هیچ کاری نمی‌کند، چون مسوولیت این هیات، نظارت بر مصرف قانونی است درحالی که امروز در بسیاری از کشور‌های جهان، پیش‌ساز مخدر و روانگردان تولید می‌شود، اما این تولیدات، تحت نظارت INCB نیست چنان‌که روند تولید افدرین در چین، تحت نظارت این هیات نیست، چون اگر تحت نظارت بود، محموله‌های قاچاق حتما کشف می‌شد.

    یعنی هیچ پروتکلی برای محدود شدن تولید پیش‌ساز‌های تحت کنترل و میزان مجاز تولید نیست؟

    پروتکل هست ولی بسیاری از کشور‌ها آن را رعایت نمی‌کنند و هیات بین‌المللی نظارت بر مواد مخدر، فقط بر روند کشت قانونی خشخاش و شاهدانه و نحوه استفاده ماده تولیدشده در داروسازی و صنایع شیمیایی نظارت دارد درحالی که در کنار کشت قانونی، خشخاش و شاهدانه برای تولید هرویین و حشیش هم کشت می‌شود، اما مناطق کشت غیرقانونی تحت نظارت INCB نیست و این هیات برای مقابله با کشت و تولید غیرقانونی هم نمی‌تواند کاری انجام دهد. به همین دلیل، با وجود تولید مقادیر بسیار زیاد گیاه افدرا به صورت خودرو یا پرورشی در افغانستان، گزارشی از این میزان تولید به نهاد‌های بین‌المللی نمی‌رسد و نظارتی هم صورت نمی‌گیرد و به دلیل فقدان نظارت بین‌المللی، در افغانستان هم از افدرا و هم از پیش‌ساز قاچاق برای تولید مت‌آمفتامین استفاده می‌شود و باید در آینده منتظر افزایش خیلی بیشتر تولید شیشه در افغانستان باشیم.

    البته تا امروز هم نهاد‌های بین‌المللی فقط بر همان ادعای طالبان درباره امحای مزارع خشخاش صحه گذاشته‌اند، اما هیچ نپرسیده‌اند که بر سر لابراتوار‌های تولید شیشه که از سال ۲۰۰۶ در افغانستان دایر شده، چه آمده. پنهانکاری طالبان در مورد تولید شیشه، برای منطقه و برای ما چه خطری دارد؟

    ما از طرف افغانستان با تهدید‌های زیادی مواجهیم که یکی از مهم‌ترین تهدیدها، تولید رو به افزایش انواع مخدر‌ها و روانگردان‌هاست، چون ایران در مسیر ترانزیت مواد افغانستان قرار گرفته است. اگر افغان‌ها در ارتقای کیفیت تولید هر کدام از مواد مخدر یا روانگردان موفق شوند، بازار این مواد از ایران به سمت غرب آسیا و حتی تا ترکیه و اروپا و چه بسا کشور‌های دیگری که در مسیر بالکان و ابریشم قرار دارند توسعه خواهد یافت و قاچاق شیشه افغانستان، همان مسیری که در ۶۰ یا ۷۰ سال اخیر برای قاچاق هرویین و مرفین مورد استفاده بوده را طی خواهد کرد و کاروان‌ها از ایران رد خواهند شد تا به اروپا برسند. امروز غیر از مسیر شرق به غرب (افغانستان به سمت ایران و به سمت ترکیه) مسیر شرق به جنوب (افغانستان به سمت ایران و به سمت حوزه خلیج‌فارس) هم فعال شده و مواد افغانستان وارد خاک ایران می‌شود و به سمت خلیج‌فارس و دریای عمان می‌رود تا به کشور‌های حاشیه خلیج فارس و از آن طریق به قاره‌های دیگر برسد. بسته به حجم تولیدات، زمینه حمل از طریق مسیر دریایی پاکستان و آب‌های ایران هم فراهم است، اما در این میان نباید از ارزش افزوده ایجاد شده در مسیر حمل و نقل محموله‌ها غافل باشیم. جابه‌جایی محموله تریاک یا حشیش یا مرفین یا شیشه متفاوت است، چون قیمت هر کدام از این مواد متفاوت است و به دلیل قیمت متفاوت، ارزش و میزان سرمایه‌گذاری برای هر کدام از این محموله‌ها هم متفاوت خواهد بود.

    چون قاچاق هرویین یا مرفین به عنوان مواد سنگین، سودآوری بیشتری در مقایسه با قاچاق مثلا حشیش برای شبکه تولید دارد؟

    سود‌آوری بیشتر دارد و بنابراین، میزان حفاظت از محموله، پیچیده‌تر و قوی‌تر می‌شود.

    پس جرایم سازمان یافته مرتبط با قاچاق هر محموله، بسته به ارزش و میزان سودآوری آن تغییر می‌کند.

    بله و بسته به همین ارزش‌گذاری، پای حفاظت مسلحانه به میان می‌آید؛ و پولشویی و قاچاق اسلحه و قاچاق انسان
    و قتل؛ و در زمان عبور هر کاروان، متناسب با میزان ارزش این محموله‌ها میزان ناامنی در محدوده مناطق مرزی و مسیر عبوری از خاک ما هم افزایش می‌یابد و بنابراین، نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی ما، در این مسیر‌ها بیشتر درگیر خواهند شد و تنش‌های امنیتی در مناطق درگیری بیشتر می‌شود. افزایش بی‌رویه مهاجرت غیر‌قانونی افغان‌ها به ایران بعد از حضور مجدد طالبان (مرداد ۱۴۰۰) مساله دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. این تعداد مهاجر غیرقانونی، علاوه بر تهدید امنیتی، بستر بسیاری از جرایم مثل قاچاق مواد را هم گسترش می‌دهند. ما با افغانستان در مساله تنش آبی درگیریم و حقابه هیرمند، یک مساله جدی و البته دارای پیچیدگی زیاد است. اگر طالبان حقابه هیرمند را به ایران بدهد، بخشی از چند ولایت افغانستان با این مساله درگیر خواهند شد، چون در حال حاضر ولایات هرات و نیمروز و فراه از حقابه هیرمند استفاده می‌کنند و اتفاقا تا سال ۱۴۰۱ کشت خشخاش در همین ولایات افزایش داشت.

    این ولایات، نسبتا غیرکوهستانی و خشک هستند و کشت خشخاش در این مناطق نسبت به مناطق کوهستانی یا دامنه‌ای، آب بیشتری نیاز دارد. طالبان در صورت پذیرش حقابه هیرمند، باید با واقعیت کاهش حجم کشت خشخاش در چند ولایتش مواجه شود و به نظر می‌رسد یکی از دلایل مخالفت طالبان با حقابه هیرمند، همین مساله است، چون آبی که از هیرمند در این ولایات جاری شده، نه برای کشت گندم و سایر محصولات کشاورزی بلکه برای کشت خشخاش و در واقع، به دلیل ارزش افزوده خشخاش است و به همین دلیل هم کشاورزان و تجار مواد مخدر، به طالبان فشار می‌آورند که حقابه ایران را ندهد، چون در صورت کاهش کشت خشخاش، طالبان باید به فکر جایگزینی برای اقتصاد مواد مخدر باشد و البته در صورت کاهش کشت خشخاش، حتما تولید مت‌آمفتامین در افغانستان افزایش خواهد یافت، چون کشاورز خشخاش‌کار، به جای کشت گندم یا سایر محصولات کشاورزی کم آب‌بر، به سمت کشت افدرا خواهد رفت.

    کاهش کشت خشخاش افغانستان باید در بازار‌های ما نمود مشخص داشته باشد. اگر شما کاهش دسترسی و افزایش قیمت تریاک و هرویین را در ایران دیدید، باور کنید که تغییراتی در افغانستان اتفاق افتاده است.

    ولی چند ماه است که قیمت تریاک و هرویین در ایران، چند برابر گران شده.

    این افزایش قیمت به جهت افزایش برابری دلار با ریال است. آیا تریاک و هرویین نایاب شده؟ اگر تریاک و هرویین نایاب شود و فقط به دلیل نایاب شدن و نه به دلیل برابری نرخ دلار و ریال، قیمت تریاک و هرویین گران شود، می‌توانیم باور کنیم که تولید تریاک و هرویین در افغانستان کاهش داشته یا در حال کاهش است.

    یعنی وضعیت بازار عرضه و تقاضای مواد ایران برای جامعه جهانی یا نهاد‌های بین‌المللی معیار صحت ادعای طالبان درباره کاهش کشت خشخاش و کاهش تولید تریاک و هرویین است؟

    بله. ما بیش از ۱۰ سال است که توانسته‌ایم تولید شیشه را در کشورمان کاهش دهیم. الان به صورت بسیار موردی، آشپزخانه و لابراتوار تولید شیشه در ایران داریم و کشفیات هم همین را نشان می‌دهد، اما چه اتفاقی باعث شده که سهم مصرف شیشه در معتادان ما همچنان باثبات باشد؟ واردات شیشه افغانستان به بازار ایران. دنیا برای رصد اوضاع تجارت مواد افغانستان باید به ایران نگاه کند. هر تغییر در توزیع و مصرف و فراوانی مواد در بازار ایران باید به پای افغانستان نوشته شود؛ و چرا دنیا نباید به بازار پاکستان نگاه کند؟

    پاکستان، شرایط مشابه ایران را دارد، اما پاکستان هیچ‌گاه گزارش شفافی درباره وضعیت توزیع و مصرف مواد به دنیا نداده و دولت پاکستان هم به دنبال ساماندهی این وضع نیست. دولت‌های ایران در این سال‌ها با شدت و ضعف و با سیاست‌هایی گاه قوی‌تر و گاه ضعیف‌تر، با مساله توزیع مواد، با شاخص‌های واقعی برخورد می‌کنند اگرچه که شاید بعضی آمار‌ها دستکاری شود یا واقع‌گرایانه نباشد، اما به هر حال، الگوی مصرف معتادان ما مشخص است.

    یعنی حالا که معتادان ما همچنان هرویین مصرف می‌کنند به این معناست که تولید هرویین در افغانستان کاهش نداشته؟

    تولید تریاک و هرویین در افغانستان کاهش نداشته، چون افغانستان، تامین‌کننده بازار مصرف ایران است اگرچه که در ایران هم در نقاطی کشت خشخاش داریم، اما چندان وسیع و قابل توجه نیست.

    گزارش‌هایی که سال گذشته درباره وضعیت تولید مواد افغانستان منتشر شد چند نکته داشت؛ نکته اول اینکه افغانستان در حال قاچاق شیشه به اروپا و آفریقاست. یعنی افغانستان، بازار شیشه اروپا و آفریقا را هم در دست گرفته است. نکته دوم، افزایش چند برابری حجم محموله‌های شیشه‌ای بود که از افغانستان به کشور‌های منطقه رسیده و کشف شده بود. از دیگر نکات این گزارش‌ها، شواهدی از کشت خشخاش در عراق و افزایش وسعت مزارع خشخاش در مکزیک و آسیای جنوب شرقی در مقابل کاهش کشت خشخاش در افغانستان بود. واقعا چه تغییری در شبکه تولید در حال وقوع است؟

    جغرافیای تولید بعضی مواد مخدر یا محرک در دنیا، یک جغرافیای تقریبا تثبیت شده است. وقتی راجع به کوکایین حرف می‌زنیم، یعنی جغرافیای امریکای لاتین این بستر را فراهم کرده که در آن منطقه، تولید کوکا تولید غالب باشد. وقتی راجع به شاهدانه صحبت می‌کنیم، یعنی شمال آفریقا و مراکش، بالاترین حجم تولید شاهدانه را دارد و سال‌هاست که تولید حشیش در این مناطق ادامه دارد، اما در سوی مقابل، در مورد بعضی مناطق نمی‌توانیم انتظار تداوم تولید داشته باشیم. در تاریخچه عراق و فرهنگ این مردم و تاریخ بین‌النهرین و پیشینه حاصلخیزی منطقه بین دو رود، هیچ اثری از کشت گسترده خشخاش پیدا نمی‌شود. عراق هیچ‌گاه نمی‌تواند بستر گسترش کشت خشخاش باشد، چون عراق امروز به ثبات امنیتی نسبی رسیده و اقتصاد رو به رشد دارد و ارزش پول ملی عراق، تقریبا تثبیت شده و نفت را به راحتی می‌فروشد و در حال حرکت به سمت توسعه و کاهش فقر است.

    شاید ۱۰ سال قبل در مورد عراق می‌توانستیم تصور زمینه‌سازی برای کشت خشخاش را داشته باشیم، چون در آن زمان، عراق توسط امریکا اشغال شده بود و در هر نقطه از کشور داعش حضور داشت و اگر این روند ادامه می‌یافت، حتما انتظار افزایش جرم را هم در عراق داشتیم، اما امروز غیر از شمال عراق و اقلیم کردستان که مساله قاچاق و وجود لابراتوار‌های تولید هرویین و احتمال تولید شیشه در این منطقه بار‌ها خبر‌ساز شده، بقیه مناطق این کشور فضای مساعدی برای تولید مواد نیستند. یک نکته را در مورد تولید شیشه در افغانستان نباید فراموش کنیم. کیفیت مواد در رقابت و تصاحب بازارها، حرف اول را می‌زند.

    بله و از ۱۵ سال قبل هم، محموله‌های سنگین افدرین به این منطقه قاچاق و کشف می‌شده. سازمان ملل هم در گزارش‌هایی که در این سال‌ها داشته، رشد مصرف شیشه در آفریقا را تایید کرده که در چنین وضعی، طبیعی است که شاهد شکل‌گیری یک بازار مصرف در این قاره باشیم و حتی افغانستان هم برای انتقال محموله به آفریقا برنامه‌ریزی داشته باشد که این انتقال حتما از مسیر دریایی خواهد بود و البته ممکن است بخشی از این محموله‌ها از مسیر پاکستان یا از طریق کشور‌های آسیای میانه -همسایگان شمالی افغانستان- برود، اما قطعا مقصد نهایی این محموله‌ها اروپا نیست، چون شیشه کریستاله، الگوی مصرف برتر اروپا نیست بلکه در اروپا هنوز هرویین بیشترین مصرف را دارد و کوکایین و ماری‌جوانا در رتبه‌های بعد هستند و همان‌طور که تاکید دارم، در اروپا، کیفیت حرف اول را می‌زند درحالی که برای معتاد ایرانی یا حتی پاکستانی، کیفیت مهم نیست و بنابراین، بازار اصلی مصرف شیشه افغانستان، ایران و پاکستان
    خواهد بود.

  • طالبان چه نقشه ای برای مشهد در سر دارد؟

    طالبان چه نقشه ای برای مشهد در سر دارد؟

    به گزارش اقتصادران، مقامات طالبان فاز جدیدی از ساخت سد پشدان را افتتاح کردند. این سد قرار است روی هریرود ساخته شود.

    پیش از این سد سلما در افغانستان اب پشت سد سلما را به کمتر از ۱۰ درصد رسانده بود حالا طالبان سد پشدان را هم بر روی این رود می‌سازد تا باز هم آب کمتری به ایران برسد این کار می‌تواند به خشکسالی در شهر مشهد منجر شود.

  • بازی کثیف افغانستان با ایران / «آب» اهرم فشار اسرائیل و امریکا علیه ایران!

    بازی کثیف افغانستان با ایران / «آب» اهرم فشار اسرائیل و امریکا علیه ایران!

    ابوالفضل ظهره‌وند  در ارزیابی تداوم سدسازی‌های افغانستان بر سر مسیر رودهای مشترک بین دو کشور و تاثیر آن بر ایران اظهار داشت:  این روند قابل پیش‌بینی بوده و هست، نوع روابط و نگاه به افغانستان به گونه‌ای است که این اتفاقات خروجی آن است. اکنون طالبان در کنار امریکا علیه ایران همکاری می‌کند تصور آنها بر این بوده که ایران از جنبه آب آسیب‌پذیر است و در نظر دارند از آب به عنوان اهرم فشار علیه ایران در بهم ریختن ظرفیت ژئوپلیتکی منطقه و جابجایی مردم در مرزهای شرقی ایران و همچنین عدم سرمایه‌گذاری در کشور ما استفاده کنند، یعنی هم از مولفه تروریسم و هم مولفه آب علیه ایران استفاده می‌کنند.

    وی افزود: اگر چند روز پیش آب به سمت ایران روانه شد به خاطر سیلابی است که امکان مهار آن را نداشتند و مجبور شدند به سمت ایران بفرستند.

    سفیر پیشین ایران در افغانستان گفت: سدی که بروی هریررود ساخته شد در واقع با پول هند و تامین سیمان و مهندسی از جانب ایران بوده است و کسی در آن زمان واکنشی نشان نداد. یا اینکه سد کمالخان با سیمان ایران و کمک خودمان علیه خودمان ساخته شد و بعد شاهد بودیم که حامد کرزای موضوع نفت در برابر آب را مطرح کرد و دیپلماسی ایران سکوت کرد، اینها اتفاقاتی است که به دلیل عدم پاسخگویی سیاست خارجی ایران و عدم توجه به نظرات کارشناسی رخ می‌دهد.

    وی بیان داشت: اکنون اوضاع افغانستان در حال فروپاشی و ویرانی است و همین آب موجود را هم نمی‌توانند استفاده کنند این آبی که حبس می‌کنند را فقط به مصرف کشت خشخاش می‌رسانند، دلیلی به ساخت این تعداد سد وجود ندارد. درواقع امریکا و اسرائیل بدنبال استفاده از ابزار آب علیه ایران هستند و طالبان هم عامل آنها است، افغانستان نیازی به سد ندارد بلکه نیاز به سیستم آبیاری درست و آبخوان‌داری دارد. این کشور اکنون زیرساخت آبی نیاز دارد، ما در ایران روی روش‌های آبخوان‌داری تمرکز کرده‌ایم، افغان‌ها هم می‌توانستند به کمک ایران ظرفیت‌های کشاورزی خود را بهبود دهند.

    ظهره‌وند بیان داشت: اگر سمت ایران خشک شود حتما روی کشورهای منطقه و همسایگان نیز تاثیر دارد، موقعیت اکوسیستم منطقه بهم بریزد همه کشورهای همسایه تاثیر خواهند پذیرفت. مثلا وقتی هامون خشک شد روی افغانستان هم تاثیر داشت، هیرمند شاهرگ حیاتی منطقه است وقتی خشک شود تمامی پایین‌دست خودِ افغانستان کوچ می‌کنند و زمینه برای قاچاق و تروریسم و ناامنی فراهم می‌شود. در این شرایط ما خاموش هستیم و حتی ناخودآگاه به این وضعیت کمک کرده‌ایم.

    وی گفت: افغانستان با احداث سد «پاشدان» در نظر دارد همان مختصر آبی را هم که به سمت ایران روانه می‌شود، مهار کند، از این موضوع به عنوان اهرم فشار و بهم‌ریختگی در ایران استفاده می‌کند. آب هریررود به ترکمنستان هم می‌رفت و با سدسازی‌های افغانستان کل اکوسیستم در حال بهم ریختن است.

    سفیر پیشین ایران در افغانستان در ادامه تصریح کرد: اکنون طالبان پول و متخصص ندارد که بخواهد پروژه سدسازی اجرا کند. اگر پول داشت اجازه نمی‌داد مردم افغان به سمت ایران سرازیر شوند، برنامه‌ای که افغانستان دنبال می‌کند بازی کثیف ژئوپلیتیکی است. به طوری که آب را از آمودریا هم به کانال غیرفنی روان کرده‌اند در صورتی که ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان باید اعتراض می‌کردند، دیپلماسی ما نیز این مسئله را تبیین نکرد. احداث کانال قوش‌تپه نیز بر خلاف سهم آب مناطق است، افغان‌ها این آب را بر می‌دارند که منطقه و آسیای میانه را بهم بریزند و نیروها را جابجا کنند، درواقع قوم‌زدایی کنند و پشتون‌ها را به این منطقه ببرند، بعبارت دیگر تمامی هدف‌شان بر خلاف منافع منطقه است.

    وی با تاکید بر اینکه دیپلماسی ایران باید در واکنش به این اقدمات افغانستان فعال عمل کند، گفت: طالبان مولفه و ابزار ژئوپلیتیکی غرب است و هدف‌شان ایجاد ثبات، امنیت و تحول مثبت نیست. بدنبال خلافت اسلامی و پروش جریان تروریستی علیه ایران، چین و روسیه و کل منطقه را دنبال هستند در غیر این صورت مردم خود را در کشور خودشان حفظ کرده و کاری نمی‌کردند که مجبور به مهاجرت شوند کسی که به ملت خود رحم نمی‌کند قطعا به مردم دیگر کشورها و از جمله ایران نیز رحم نمی‌کند.

  • تلاش طالبان برای دورزدن ایران در حقابه هیرمند

    تلاش طالبان برای دورزدن ایران در حقابه هیرمند

    به گزارش اقتصادران، روزنامه فرهیختگان نوشت: سال‌هاست که ذخایر آبی کشور دچار بحران شده و حتی سازمان‌های بین‌المللی هم هشدارهایی مبنی‌بر وقوع این بحران در کشور داده‌اند. سیستان‌وبلوچستان یکی از استان‌هایی است که با این بحران دست‌وپنجه نرم می‌کند. یکی از بزرگترین مشکلات استان، خلف وعده مقامات کشور همسایه یعنی افغانستان در رهاسازی حقابه ایران از رودخانه هیرمند است. البته قسمت‌هایی از این استان به‌طور میانگین هر سه سال یکبار بیش از ۳ تا ۵ میلیارد مترمکعب بارش باران را تجربه می‌کند و حتی سیل نیز خسارت‌های قابل توجهی به این نقطه از کشور وارد کرده است.

    اما به دلیل مدیریت نه‌چندان مناسب، این حجم از آب وارد دریا شده و فرصت استفاده از آن از بین می‌رود. همین بارش‌ها در صورت مدیریت صحیح می‌تواند استان را از بحران اولیه آبی نجات دهد اما ضعیف بودن راهبردهای مدیریتی باعث شده تا سیستانی‌ها بهره چندانی از این نزولات آسمانی نداشته باشند. از سوی دیگر مسائل امنیتی که پس از ناآرامی‌های سال ۱۴۰۱ در سیستان‌وبلوچستان شکل گرفت و حملات تروریستی که در راسک و چابهار صورت گرفت، نگاه توسعه‌ای استان را به امنیتی تغییر داده و اولویت‌ها را جابه‌جا کرده است.

    نیم قرن چانه‌زنی بر سر آب

    به دنبال کشمکش‌های تاریخی بر سر ذخایر آبی در منطقه، معاهده حقابه میان افغانستان و ایران بر سر رود هیرمند که از کوه‌های هندوکش سرچشمه می‌گیرد در اسفندماه سال ۱۳۵۱ به امضای نخست‌وزیران دو کشور رسید و سه ماه بعد در خردادماه ۱۳۵۲ مجالس قانونگذاری دو کشور این معاهده را تصویب کردند. تصویب این معاهده شرایط حقوقی استفاده از هیرمند را برای ایران و افغانستان مشخص کرد. براساس این معاهده، حقابه‌ ایران ۲۶ مترمکعب در ثانیه آن هم در سال‌های معمولی و نرمال آبی است. این معاهده، سال معمولی و نرمال آبی را نیز تعریف کرده که براساس سنجش مرکز سنجش دهراوود مشخص می‌شود و آن هم طوری است که یک سال نرمال آبی در حوضه آبی هیرمند چیزی حدود شش میلیارد و ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب می‌باشد. براساس محاسبه حقابه ایران سالانه به ۸۲۰ میلیون مترمکعب می‌رسد.

    با این حال از زمان به امضا رسیدن این معاهده تاکنون، دولت افغانستان آنچنان که باید به مفاد آن عمل نکرده است. چنانچه در سال‌های اخیر با وجود دیدارها و گفت‌وگوهای متعدد میان مقامات دو کشور بر سر احقاق حقوق ایران و رهاسازی آب هیرمند به سوی دریاچه هامون، در سال آبی جدید، ۱۱ درصد از حقابه ۸۲۰ میلیون مترمکعبی به سمت ایران روانه شده است.

    ماجراجویی اردوغان در چهارراه آسیا

    کارشناسان معقتدند مساله آب در سیستان به دلیل قرارگیری در شرایط خاص و بحرانی، تبدیل به یک ابزار سیاسی و انتفاعی شده است. چنانچه بسیاری از سدهایی که در افغانستان ساخته می‌شود به صورت سفارشی هستند. در این میان، کشورهایی مثل هندوستان و ترکیه به دلایل سیاسی، اقتصادی و استراتژیکی در سدسازی‌های افغانستان روی کانال هیرمند و سدهای دربندی‌خان و هریرود نقش بسزایی دارند. درواقع افغانستان با این سرمایه‌گذاری‌های خارجی موفق به اجرای برنامه‌های آبی خود شد و ایران یکی از کشورهایی است که از این پروژه‌ها متضرر می‌شود. امنیتی‌سازی موضوع آب در کابینه کابل، مردم این کشور را نیز تحت تاثیر قرار داده است. مردم افغانستان و حتی دانشجویان افغانستانی که در خارج از این کشور زندگی می‌کنند نیز نسبت به کوچک‌ترین کنش آبی در منطقه، واکنش نشان می‌دهند. این درحالی است که کشور ما از چنین نیروهای فعالی کم‌نصیب است و متاسفانه نسبت به دغدغه‌ها و طرح‌های همان تعداد محدود هم بی‌توجهی می‌شود. برای درمان مشکل آب، طی دهه‌های اخیر سرمایه‌های زیادی به بهانه اجرای طرح‌های توسعه‌ای روانه جنوب شرق کشور شده اما این طرح‌های پرهزینه تقریبا هیچ آورده‌ای برای مردم این منطقه نداشته است.

    مقامات: امیدواریم ادامه داشته باشد

    در روزهای اخیر تصاویر منتشر شده حاکی از رهاسازی آب هیرمند به سمت هامون است. این اتفاق درحالی رخ داده که در سال جاری افغانستان شاهد بارش‌های قابل توجهی بوده و برخی از کارشناسان بر این باورند که این رهاسازی آب تحت اختیار مقامات افغانستان نبوده و به عبارتی آنها چاره‌ای جز روانه کردن آب‌های سرریز شده به سمت ایران نداشته‌اند. با این حال مقامات دو کشور واکنش‌های مثبتی نسبت به این موضوع نشان داده‌اند.

    ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی نخست‌وزیر طالبان، در دیدار با حسن کاظمی قمی، سفیر ایران در افغانستان اعلام کرد که آب رودخانه هیرمند پس از پایان خشکسالی چندساله، به استان سیستان‌وبلوچستان رسیده است. کاظمی قمی نیز در دیدار با امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان ضمن تشکر از تعهد و اقدامات کابل به تامین حقابه ایران، ابراز امیدواری کرده که این روند رهاسازی آب از سدها تداوم داشته باشد و حقابه ایران از رود هیرمند تامین شود. علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت از محیط‌زیست هم با ابراز امیدواری از ادامه‌دار بودن روند رهاسازی آب، از رایزنی‌ها و نشست‌های متعدد میان مقامات دو کشور خبرداد و اعلام کرد که مسئولان حاکم بر افغانستان رویکرد مناسبی نسبت به مساله حقابه داشتند.

    درویش: طالبان اراده مثبتی ندارد

    محمد درویش فعال محیط‌زیست با تاکید بر اینکه هیرمند رودخانه‌ای است که آورده‌اش بیش از ۵ میلیارد مترمکعب در سال است، گفت: «حقابه ایران از مجموع آورد سالانه رودخانه هیرمند ۱۴ درصد است. بنابراین کشورما از این حقابه ۸۲۰ میلیون مترمکعب سهم دارد. در حال حاضر گفته می‌شود که از ۸۲۰ میلیون متر مکعب ۷درصد و در خوشبینانه‌ترین حالت ۱۱ درصد وارد کشور شده، یعنی چیزی حدود ۸۰ تا ۹۰ میلیون مترمکعب. پس هنوز بخش قابل توجهی از آن حقابه وارد ایران نشده است. دلیلش هم این است که دولت طالبان به کمک سد «کمال خان» توانسته مسیر رودخانه هیرمند را تغییر دهد و سرریز آبی که از سد «کجکی» و سد کمال خان خارج می‌شود به جای اینکه مسیر طبیعی خود را طی کرده و وارد ایران شود، به سمت تالاب «گود زره» در مرز بین افغانستان و پاکستان می‌رود.

    گزارش‌هایی که دریافت شده حاکی از آن است که بیش از یک میلیارد مترمکعب آب به سمت گود زره رفته است، یعنی بیش از حقابه ایران که ۸۲۰ میلیون متر مکعب است. متاسفانه ایران هم نتوانسته که حقابه را از طالبان بگیرد و این آبی که اخیرا آمده بیشتر از رودخانه «فراه‌رود» آمده. فراه‌رود یکی دیگر از رودخانه‌هایی‌ است که از افغانستان جاری می‌شود و به ایران و تالاب «هامون صابوری» که در مرز ایران و افغانستان و یکی از تالاب‌های تشکیل‌دهنده دریاچه هامون است، می‌رسد. بارندگی در آن ناحیه خیلی زیاد بوده و افغانستان هم هنوز آنجا سد ندارد، بنابراین آب از کنترلش خارج شده و وارد ایران شده است.

    پس هیچ اراده مثبتی در دولت طالبان برای این مقدار آبی که وارد ایران شده نبوده و آنها اگر می‌توانستند این آب را هم نمی‌دادند. در حال حاضر هم یک پروژه‌ برای ساخت سد روی فراه‌رود دارند و به محض تکمیل شدن ساخت این سد، یک قطره آب هم از افغانستان وارد خاک ایران نخواهد شد. گود زره محصول طبیعی رودخانه هیرمند است. یعنی هیرمند در طول سالیان سال با طی کردن مسیرش وارد هامون می‌شده و سرریز آن به سمت گود زره جریان پیدا می‌کرده. گود زره هم یک تالاب مثل بقیه تالاب‌ها است. وقتی آب داشته باشد، پوشش هم ایجاد می‌کند و پرندگان برمی‌گردند. اگر گود زره شوره‌زار است، پس هامون هم شوره‌زار حساب می‌شود. بالاخره اگر آب نداشته باشد تبدیل به شوره‌زار می‌شود. اتفاقا دیالوگی که ایران باید با طالبان برقرار کند این است که ما مخالف گود زره نیستیم و می‌خواهیم مسیر طبیعی رودخانه طی شود. یعنی آب وارد هامون شود، در هامون سرریز کند و وارد گود زره شود.

    اگر آن مسیر طبیعی اتفاق می‌افتاد، هم ایران از آن نفع می‌برد و هم افغانستان. حتی پاکستان هم می‌توانست از آن منتفع شود و کل منطقه سرسبز و خرم می‌شد و چشمه‌های گرد و خاک هم مهار می‌شد. اما افغان‌ها میانبر زده‌اند و اجازه نمی‌دهند که آب وارد ایران شود و می‌خواهند آن را مستقیم وارد گود زره کنند. این اتفاق می‌تواند در کوتاه‌مدت میزان ورودی آب به گود زره را بهبود ببخشد اما چشمه بزرگ گرد و خاک در ایران به وجود می‌آید و با توجه به اینکه باد غالب از غرب به شرق است، بخش‌های غربی افغانستان و منطقه هرات متاثر خواهند شد و آنها هم آسیبش را خواهند دید.»

    رهاسازی آب به نفع افغانستان است

    متاسفانه مذاکره‌کنندگان ایرانی بلد نیستند که یک مذاکره برد-برد با دولت افغانستان و طالبان انجام دهند که ورود آب به ایران درنهایت به نفع هر سه کشور ایران، افغانستان و پاکستان خواهد بود. این اتفاق می‌تواند به شکل گرفتن حسن همجواری بهتر کمک کند. ما باید به سمتی برویم که بتوانیم با یکدیگر وارد تعامل شویم و نیازهای خود را به شکلی مطرح کنیم که حل آنها منجر به ضرر برای کشور دیگر نباشد؛ بلکه یک منفعت مشترک ایجاد کند. چنانچه از سمت خراسان جنوبی رودخانه‌هایی هستند که وارد افغانستان می‌شود و ایران هم جلوی آنها را نگرفته.

    اما چه دلیلی دارد که افغانستان جلوی این آب‌ها را بگیرد؟ ما باید رفاقت خود را به همدیگر اثبات کنیم و تلاش کنیم که بگوییم هر چقدر حال این کشورها بهتر باشد و وضعیت رفاهی‌شان بهبود پیدا کند، به نفع همدیگر است و می‌توانند به یکدیگر کمک کنند که درنهایت تجارت قوی‌تری شکل بگیرد. افغانستان باید بداند که بزرگ‌ترین شریک تجاری آن در منطقه ایران است و بنابراین بهتر است که هوای ایرانی‌ها را داشته باشد تا آنها هم هوای افغانستانی‌ها را داشته باشند. تروریسم در منطقه کنترل شود و امنیت برقرار شود. به این ترتیب یک معامله برد-برد تعریف می‌شود.

    می‌توانیم حتی بیشتر حقابه بگیریم

    درویش معتقد است که افغانستان به‌شدت به انرژی نیاز دارد. وی در این باره گفت: «در آن منطقه بادهای ۱۲۰روزه وجود دارد که الان به بادهای ۱۶۰ روزه تبدیل شده. خوشبختانه اخیرا چندین توربین بادی در آنجا جانمایی کرده‌اند و ما می‌توانیم از انرژی بادی آنجا برق تولید کنیم و البته باید تعداد این توربین‌ها زیاد شود. سپس برق را به کشورهای همسایه صادر کنیم و در ازای آن حتی حقابه بیشتری از آن ۸۲۰ میلیون مترمکعب بگیریم. افغانستان هم می‌تواند به مردم خودش توضیح دهد که اگر ما داریم به ایرانی‌ها آب می‌دهیم، در عوض از آنها برق می‌گیریم و این یک معادله برد-برد است. به این ترتیب اگر پوشش طبیعی هامون برگردد و چشمه‌های تولید گرد و خاک مهار شود کیفیت دریافت انرژی هم بهتر می‌شود و حتی می‌توان در آنجا پنل‌های خورشیدی احداث کرد و تولید برق را افزایش داد.

    مشکل و خطایی که در ایران اتفاق افتاده این است که می‌خواستند از حقابه برای تامین آب نه‌فقط در زابل بلکه در کرمان و زاهدان استفاده کنند و طرف افغانستانی هم متوجه شد که این آب هرگز به گودزره نمی‌رسد و ایرانی‌ها می‌خواهند برای توسعه شهرهای خودشان از آن استفاده کنند. بنابراین حقابه‌ای به تالاب بین‌المللی هامون نرسید و چشمه‌های تولید گرد و خاک افزایش یافت.

    باید توجه داشته باشیم که بخش قابل توجهی از متخصصان آب افغانستان در دانشگاه‌های ایران و در همین دانشگاه تهران تحصیل کرده‌اند و ما خودمان این فهم بوم‌شناختی را به آنها منتقل کردیم. اگر تا الان هم اجازه دادند آبی وارد ایران شود به دلیل این است که آنها وزارت نیرویی مثل وزارت نیروی ما نداشتند که اگر داشتند ۳۰ سال پیش همان بلایی که ما بر سر زاینده‌رود آوردیم و گاوخونی را از بین بردیم؛ بلایی که با زدن سدها روی «کر» و «سیوند» بر سر «بختگان» آوردیم؛ همان بلایی که با زدن سد روی کرخه و کارون بر سر «هورالعظیم» و «چادگان» آوردیم؛ افغانستانی‌ها همین بلاها را بر سر هیرمند و هریرود می‌آوردند و اجازه نمی‌دادند که یک قطره آب به سمت ایران بیاید. ما متوجه نیستیم که باید یک معامله برد – برد تعریف کنیم تا ضمن احترام به قوانین طبیعت، همگی از آن سود ببریم.»

    حداقل آب شرب این استان را تصفیه کنید

    درویش با اشاره به اینکه بیش از ۹۵ درصد بارندگی که امسال در استان سیستان‌وبلوچستان اتفاق افتاد، در قسمت بلوچستان بود، گفت: «در این استان شیب زمین به نحوی است که امکانی برای هدایت آب به سمت بالا فراهم نمی‌کند. سیستان منطقه بسیار کم‌بارشی است و میانگین بارندگی‌هایش زیر ۵۰ میلیمتر است و همیشه مدیون ورودی آب هیرمند بوده که از سمت افغانستان و ارتفاعات هندوکش می‌آمده. ما باید سعی کنیم با بجا آوردن حسن‌همجواری کاری کنیم که این حقابه به ایران برسد و در عین حال کار دیگری که باید بکنیم این است که سیستم تصفیه‌خانه فاضلاب را در زابل راه بیندازیم.

    شما اگر وارد زابل شوید با پدیده عجیبی روبه‌رو می‌شوید و آن بوی تعفنی است که در شهر هست. این به دلیل این است که آب شربی که مردم استفاده می‌کنند تصفیه نمی‌شود و به صورت کنترل نشده در معابر عمومی جاری می‌شود و به این ترتیب بوی بد آن امکان زیست باکیفیت را سلب کرده است. چرا ما آنجا یک تصفیه‌خانه نزنیم و با بازچرخانی این آب ارزشمند، دوباره از آن استفاده نکنیم؟ دست‌کم برای کشاورزی می‌شود از آن استفاده کرد. این کارهای مهمی است که ایرانی‌ها باید در آن منطقه انجام دهند.»

  • بازی جدید طالبان بر سر حقابه هیرمند

    بازی جدید طالبان بر سر حقابه هیرمند

    به گزارش اقتصادران، افغانستان سال‌هاست از آزادسازی حقابه رودخانه مرزی هیرمند سر باز می‌زند. با اینکه مقامات افغانستان، آزادسازی حقابه رودخانه هیرمند را به بارندگی های مناسب در این کشور مشروط کرده اند اما با وجود بارش‌های فرا نرمال در این کشور، نه تنها حقابه ایران از رودخانه هیرمند آزاد نشده، بلکه این کشور با استفاده از بندهای کوچک و متعدد انتقال و انحراف آب، مانع از جاری شدن رودخانه به پایین دست حوضه آبریز هیرمند در ایران می شود. با اینکه انتشار برخی تصاویر جاری شدن آب در پایین دست حوضه آبریز رودخانه هیرمند در سیستان و بلوچستان هراز گاهی در فضای مجازی دست به دست می شود و موجی از شادمانی را در بین مردم محلی سبب می شود اما پرداخت حقابه براساس معاهده سال ۱۳۵۱ تعریف مشخصی دارد و آزادسازی سیلاب سرشکن از سدهای بالادست که محدود به یکی دو نوبت در سال است، به معنای عمل افغانستان به تعهدات قانونی اش در زمینه پرداخت حقابه هیرمند نیست.

    عدم پرداخت حقابه ایران از سوی افغانستان در حالی است که انتشار تصاویر ماهواره ای از انحراف بخش عمده ای از آب این رودخانه مرزی مشترک به سمت شوره زار گودزره در این کشور و در همسایگی با ایران، بار دیگر حاشیه ساز شده است. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که طالبان مانند سال‌های گذشته سیلاب هیرمند را به بیابان گودزره انحراف داده است. آب منحرف شده مساحتی بالغ بر ۴۰۰ کیلیومتر مربع از گودزره را پوشانده و آب شیرین روزدخانه هیرمند را به تلخاب تبدیل کرده است. آبی که می تواند در صورت رسیدن به پایین دست، تالاب بین المللی هامون ایران به وسعت ۴۱۰ کیلومتر مربع (معادل وسعت گودزره) را احیا و از مرگ این اکوسیستم ارزشمند و تبدیل آن به کانون گرد و غبار جلوگیری کند.

    مدیر کل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست کشور درباره خلف وعده های افغانستان در عمل به آزاد سازی حقابه هامون از روزدخانه هیرمند گفت: «متاسفانه با وجود بارش های خوبی که در حوضه هیرمند و کل کشور افغانستان اتفاق افتاده است و رودخانه های ورودی تالاب هامون، وضعیت مناسب و سیلابی دارند، اما دستکاری هایی که در بالادست اتفاق افتاده و انحراف آبی که به وسیله بندهای انحرافی ایجاد شده، باعث شده است که آب از مسیر طبیعی خود منحرف شده و مسیر طبیعی را طی نکند.»

    آرزو اشرفی زاده اضافه کرد: «مسیر طبیعی آب در این حوضه آبریز به این صورت است که آب باید از رودخانه هیرمند وارد ایران شده و تالاب هامون را سیراب کند؛ در ادامه از طریق رودخانه شیرین به افغانستان بر گردد و وارد گودزره شود. اما متاسفانه دستکاری در مسیر طبیعی و عدم تامین حقابه پایین دست، این مسیرطبیعی را منحرف کرده است.»

    اشرفی زاده تصریح کرد: «این اقدام افغانستان از نظر حقوق عرف بین الملل محکوم است و ما در این خصوص اعتراض خود را اعلام کرده ایم. پیگیری‌هایی هم از طریق مراجع ذیربط (وزارت امور خارجه) در حال انجام است که اکوسیستم ها به صورت یکپارچه و طبیعی آبگیری شوند.»

    این مدیر ارشد محیط زیستی کشور در پاسخ به پرسش همشهری آنلاین درباره آخرین وضعیت تالاب بین المللی هامون گفت: «تالاب هامون از رودخانه فراه مقدار کمی مرطوب و مقداری آب نیز از طریق رودخانه هیرمند وارد تالاب شده است که حجم آن در مقایسه با حجم سیلاب و دبی بسیار بالای آبی که در رودخانه هیرمند جریان دارد، بسیار ناچیز است. درواقع مداخلات انسانی که در مسیر اتفاق افتاده منجر به این شده است که ورودی تالاب بین المللی هامون که همیشه وابسته به سیلاب‌ها بوده، دچار چالش شود و آب کمی وارد آن شود.»

    مدیر کل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست کشور به انحراف آب هیرمند به گودزره اشاره کرد و افزود: «گودزره درواقع یک شوره زار است و از نظر اکولوژیکی هیچ ارزشی ندارد. از قدیم و از گذشته به دلیل واقع شدن در انتهای حوضه آبریز، مردم منطقه هیچ وابستگی معیشتی به آن ندارند. درمقابل اما تالاب بین المللی هامون به عنوان ذخیره زیست کره که در کنوانسیون رامسر ثبت شده است، ارزش اکولوژیکی بسیار بالایی دارد. بر همین اساس، هم به لحاظ عرفی و هم از نظر قوانین بین الملل انحراف مسیر طبیعی هیرمند محکوم است.»

    اشرفی زاده در پاسخ به دلیل دستکاری های کشور افغانستان در مسیر روردخانه مشترک مرزی هیرمند، گفت: «این سوال را باید از مسئولان افغانستان پرسید که با چه هدفی این کار را انجام می دهند. دو کشور مسلمان منطقه باید حسن همجواری و حقوق همدیگر را رعایت کنند. ضمن اینکه رعایت حقوق اکوسیستم‌های طبیعی مشترک که در دنیا هم وجود دارد باید توسط همه کشورهایی که آب های هم مرز دارند صورت بگیرد و افغانستان هم از این موضوع مستثنی نیست.»

    اشرفی زاده به پیگیری های سازمان حفاظت محیط زیست برای تامین حقابه هامون از رودخانه هیرمند اشاره کرد  گفت: «مکاتبات زیادی در این زمینه داشته ایم و حتی مذاکرات متعددی از طریق وزارت امور خارجه صورت گرفته است. معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست هم شخصا پیگیر موضوع است و امیدواریم این پیگیری ها در نهایت به نتیجه برسد.»

    بند کمالخان قابلیت ذخیره تنها ۵۰ میلیون مترمکعب آب دارد، اما در واقعیت بند انحرافی آن توانایی انحراف بیش از ۲ میلیارد مترمکعب آب از رودخانه هیرمند پیش از سرریز سد مخزنی را دارد. اقدامات چند سال اخیر در انحراف آب هیرمند و تحقق پیدا نکردن حق آبه ایران نشان می‌دهد که طالبان از بالادست بودن خود در رودخانه هیرمند سوء استفاده می‌کند و مانع جاری شدن آب در پایین دست می شود. چهار روز از سیلاب در افغانستان و هدررفت چند میلیارد مترمکعبی آب در این حوضه می‌گذرد اما به غیر از جاری شدن بخش اندکی از سیلاب افغانستان در جریکه سیستان و بلوچستان، آبی به پایین دست نرسیده است.

  • سیراب شدن سدهای افغانستان / طالبان دیگر بهانه ای برای ندادن حقابه هیرمند ندارند

    سیراب شدن سدهای افغانستان / طالبان دیگر بهانه ای برای ندادن حقابه هیرمند ندارند

    به گزارش اقتصادران، «ملا عبدالغنی برادر» معاون اقتصادی نخست‌وزیر حکومت طالبان در سفر به ولایت هلمند از سد کجکی نیز بازدید کرد.

    ملا برادر ضمن قدردانی از مسئولان پروژه برق سد کجکی، گفت به دلیل خشکسالی و کمبود آب در سدها، سطح تولید برق نیز کاهش یافته بود اما امسال به دلیل بارندگی پیاپی در افغانستان، سطح آب افزایش یافته و بیشتر سدها مانند سد کجکی پر از آب شده است.

    وی افزود بدین ترتیب بخش کشاورزی در سال جاری رشد و سطح تولید برق در کشور نیز افزایش خواهد یافت.

    سد کجکی از بزرگترین سدهای افغانستان است که در شهرستان کجکی ولایت هلمند در جنوب این کشور قرار دارد و برای مهار نمودن سیلاب‌های موسمی، آبیاری زمین‌های کشاوزی و تولید برق بر روی رودخانه هیرمند ساخته شده است.

    ایستگاه آب‌سنجی «دهراود» در بالا دست سد کجکی واقع است که میزان آب وارد شده به رودخانه هیرمند را محاسبه می‌کند. این محاسبه نشان می‌دهد که آیا سد پرآب یا کم‌آب بوده است.

    حقابه ایران از هیرمند

    گفتنی است سال گذشته ذبیح الله مجاهد» سخنگوی حکومت طالبان با اشاره به حقابه ایران گفته بود: در صورتی که آب باشد افغانستان به معاهده حقابه ایران از رودخانه هلمند (هیرمند) متعهد است. براساس معاهده افغانستان و ایران که در سال 1351 شمسی به امضا رسید، تهران حق دارد سالانه 820 میلیون متر مکعب آب از این رودخانه که در ایران به هیرمند معروف است دریافت کند.

    سخنگوی حکومت طالبان مدعی شده بود که در حال حاضر در افغانستان خشکسالی وجود دارد و افغان‌ها با مشکل کمبود آب روبه‌رو هستند.  شماری از کارشناسان مسائل سیاسی  بر حل حقابه ایران از هیرمند تأکید می‌کنند و معتقدند که دو طرف باید در این مورد گفتگوی مؤثر انجام دهند تا در روابط کابل و تهران هیچ مشکلی ایجاد نشود.

    «امیرخان متقی»، وزیر خارجه حکومت طالبان پیش از این درباره حقابه ایران گفته بود: «همان اندازه که دلسوز مردم خود هستیم، دلسوز مردم سیستان و بلوچستان نیز هستیم و درد آن‌ها را درد خود می‌دانیم».

  • قلدری افغانستان برای رانندگان ایرانی!

    قلدری افغانستان برای رانندگان ایرانی!

    به گزارش اقتصادران، سید جلال موسوی  درباره مشکلات رانندگان ایرانی برای تردد به کشورهای اروپایی اظهار داشت: برای تردد به کشورهای اروپایی دیگر به رانندگان ایرانی ویزا نمی‌دهند البته موضوع فقط کشورهای اروپایی نیست و کشورمان در بحث ترانزیت حتی با کشور افغانستان دچار مشکل شده است.

    وی ادامه داد: پیش از این بخش قابل توجهی از کامیون‌ها در خط ترانزیت اروپایی فعال بودند اما پس از محدودیت‌ها در صدور ویزا تمام این کامیون‌ها به  بخش جابه‌ جایی بار در داخل کشور منتقل شده‌اند و همین موضوع شرایط بسیار بدی برای رانندگان ایجاد کرده که می‌توان این وضعیت را در بندرعباس دید و در حالی که میزان بار برای حمل کم شده، مدت زمان خواب کامیون‌ها افزایش یافته‌ است.

    نایب رییس کانون انجمن‌های صنفی کامیونداران کشور تاکید کرد:  نه تنها تجارت و ترانزیت ما با کشورهای همسایه افزایش نیافته بلکه در این باره با مشکلات متعددی با کشورهایی مانند افغانستان و پاکستان مواجه هستیم و پاکستان کشورهای دیگری را به جای ایران برای ترانزیت انتخاب کرده‌ است.

    موسوی افزود: کشور افغانستان با قلدری تردد ناوگان ایرانی را محدود کرده و عمده بار با ناوگان افغان و با کرایه‌های بسیار بالا در حال تردد است.

    نایب رییس کانون انجمن‌های صنفی کامیونداران کشور گفت: در حالی که ماشین‌های افغان بدون الزام به داشتن معاینه فنی و با قاچاق گازوییل ایرانی به راحتی از مسیر ایران بار جابه‌جا می‌کند و با تناژ بسیار بالا زیرساخت جاده‌ای و آسفالت جاده‌ها را از بین می‌برد اما برای تردد کامیون‌های ایرانی در خاک افغانستان بسیار سختگیر هستند و اگر کامیون ایرانی حتی یکی از این شرایط را نداشته باشد اجازه تردد به آن را نمی دهند.

    وی ادامه داد: در حالی که ناوگان افغان در خاک ایران به راحتی سوخت را با قیمت مناسب خریداری می‌کند و حتی قاچاق هم می‌کنند، از سوی دیگر در شرایط بسیار سخت به کامیون ایرانی سوخت رسانی می‌کنند.

    موسوی افزود: افغان‌ها با قلدری کار انجام می‌دهند و جالب این است که اخیرا چند روز مرزها را بر روی کامیون‌های ایرانی بسته بودند و اجازه تردد به آنها نمی‌دادند و صنف کامیون‌داران خراسان در این باره به دولت شکایت کرد. متاسفانه در مقابل مواضع افغانستان در بحث تردد کامیون‌های ایرانی و ترانزیت دولت بسیار ضعیف است.

  • سیلاب یا حقابه ایران از هیرمند؟!

    سیلاب یا حقابه ایران از هیرمند؟!

    به گزارش اقتصادران،سال گذشته از ۸۲۰ میلیون متر مکعب حقابه ایران فقط ۲۷ میلیون متر مکعب آن تامین شد و در آستانه پایان سال ۱۴۰۲ هم به نظر می‌رسد اوضاع اگر بدتر نشده باشد، بهتر نشده است. هرچند که این روز‌ها مردم سیستان و بلوچستان با سیل درگیر هستند، اما این استان در بیشتر سال خشک بوده و هامون به عنوان یک منبع حیاتی برای زیست‌بوم این منطقه تشنه آب است. افغانستان، اما در سال‌های گذشته تلاش گسترده‌ای را برای کنترل هرچه بیشتر منابع آب آغاز کرده که حالا طالبان آن را با قدرت بیشتری ادامه می‌دهد. برای اینکه بهتر این وضعیت را درک کنیم ببینیم که در یک ماه گذشته دقیقا چه اتفاقی برای هیرمند و حقابه ایران رخ داده است؟

    سد کمال خان یک بند انحرافی است که روی دشت و برای مهار آب هیرمند ساخته شده است و ۱۶ متر ارتفاع دارد. کارشناسان می‌گویند که رودخانه هیرمند جزء روخانه‌هایی که گل‌ولای زیادی با خود می‌آورد و افغانستان دقیقا از همین ویژگی برای هدایت گل‌ولای به عنوان حقابه ایران استفاده کرده است. سد کمال‌خان سه خروجی به اندازه‌های متفاوت بر روی دیواره خود دارد که قطر دهانه‌های خروجی به طرف ایران حدود یک متر است، اما سرریز بتنی این سد به طرف گود زره ۵۰۰ متر است. حالا طالبان دریچه‌های خروجی را هنگام سیلاب باز می‌کنند تا با قدرت فشار آب، گل و لای و رسوب پشت خروجی این بند شسته و کمتر شود. نکته اینجاست که طالبان این سیلاب را که مجبور است به دلیل گل‌ولای زیاد و تاثیر مخرب بر سد به سمت ایران رها کند حقابه می‌نامد و مقامات دولت سیزدهم نیز از آن استقبال می‌کنند. تاجایی که میثم مهدی پور، مشاور رسانه‌ای سفیر ایران در افغانستان در توئیتی نوشت: «‏می‌گویند آب واریزی به ایران از سوی افغانستان در پی عدم توانایی مهار آن کشور بوده است و نه عمل به معاهده قانونی؛ فارغ از یادآوری چگونگی هدررفت آب در گودزره در سال‌های قبل بایستی گفت، این حرف تا بخش زیادی اشتباه می‌باشد و سیلاب وارده بخشی از ‎حقابه جمهوری اسلامی است که در پی تعاملات صورت گرفته واریز گردید.»

    کارشناسان، اما اظهارنظر‌های مقامات دولتی را رد می‌کنند و اعتقاد دارند که همین میزان سیلابی که به سمت ایران آمده نیز به دلیل عدم توانایی طالبان برای کنترل آن است.

    سد‌های جدید و آب‌هایی که به روی ایران بسته می‌شود

    قصه آب‌هایی که از افغانستان به ایران می‌آید فقط به هیرمند محدود نمی‌شود. تا پیش از احداث سد سلما نزدیک به ۳۵ درصد آب شهر مشهد از افغانستان می‌آمد، اما حالا سد دوستی عملا روبه خشکی رفته و آبی که پشت آن است فقط ناشی از بارندگی است. کارشناسان می‌گوید که همین میزان ناچیز هم در سال‌های اینده قطع خواهد شد و افغانستان تاجایی که توان داشته باشد اجازه ورود آب به ایران را نخواهد داد. نشانه آشکار این سیاست نیز دستور اخیر رهبر این گروه برای ساخت یک سد آبی بزرگ در خاشرود یعنی نزدیکی ایران است. آخرین مذاکرات وزارت نیرو با طالبان برای گرفتن حقابه نیز بدون نتیجه به پایان رسید و به گفته وزیر نیرو طالبان با بهانه‌تراشی و ادعای وجود خشکسالی از دادن حق قانونی ایران سرباز می‌زند.

    آب؛ چالش امروز، بحران فردا

    گروه موقت سرپرستی افغانستان در حال تثبیت قدرت خود در این کشور است. با این همه دولت سیزدهم سیاست مشخصی برای مواجهه با این گروه نداشته که در موضوع حقابه و مسائل دیگری مثل سیل مهاجران افغانی به ایران خود را نشان داده است. حتی خبر‌هایی مبنی بر سرمایه‌گذاری طالبان در چابهار مطرح شده که احتمالا مقامات دولت آن در فهرست دستاورد‌های خود قرار می‌دهند. با این همه مسئله آب یکی از اساسی‌ترین چالش‌های پیش روی ایران است که بخشی از آن نیز به همسایگان ارتباط دارد. چالشی که اگر سیاست‌گذاری‌های درستی برای آن شکل نگیرد، می‌تواند تبدیل به بحرانی دامنه‌دار شود.