برچسب: افغانستان

  • اخراج مهاجران افغان از ایران تبعات اقتصادی دارد؟ / پشت پرده مخالفت برخی از کارفرمایان با خروج پناهجویان افغان

    اخراج مهاجران افغان از ایران تبعات اقتصادی دارد؟ / پشت پرده مخالفت برخی از کارفرمایان با خروج پناهجویان افغان

    به گزارش اقتصادران، مساله مهاجران افغانستانی در ایران حالا وارد یک مرحله عجیب و پیچیده شده است، بازگشت چند ده هزار نفر از افغان‌های مقیم ایران به افغانستان، اما ابعاد مهم اقتصادی، سیاسی و امنیتی در پی دارد؛ که حتی اکنون و بعد از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل شاید بتوان گفت ابعاد امنیتی آن تا حد زیادی پیچیده‌تر نیز شده است.

    با تشدید بحران سیاسی و انسانی در افغانستان پس از فروپاشی توافق دوحه در سال ۱۴۰۰ و تثبیت دوباره حکومت طالبان، ایران شاهد یکی از گسترده‌ترین موج‌های مهاجرت افغان‌ها در دهه اخیر بود؛ چنانچه اکنون، بنا بر تخمین‌های نهاد‌های داخلی و بین‌المللی، بیش از ۵ تا ۷ میلیون شهروند افغانستان در ایران زندگی می‌کنند؛ عده‌ای با مجوز رسمی اقامت و شمار قابل‌توجهی بدون مجوز.

    این حضور گسترده، جامعه ایران را با چالشی چندوجهی مواجه کرده است؛ از امنیت و فرهنگ گرفته تا اشتغال و فشار بر خدمات عمومی. در این گزارش، به‌جای روایت‌های کلیشه‌ای، سعی داریم ابعاد واقعی و آمارمحور این مسئله را بررسی کنیم، اما در ابتدا باید توجه کنیم که در همان سال بسیاری از دلسوزان کشور که اتفاقا نگران وضعیت اتباع در ایران بودند بار‌ها درباره این ورود و حضور بی ضابطه افغان‌ها، به دولت وقت یعنی دولت سید ابراهیم رئیسی هشدار دادند و بار‌ها گفته شد این مدل از ورود مهاجران تازه افغان می‌تواند برای آن دسته از ساکنان افغانستانی در ایران که سال‌هاست در ایران زندگی و کار می‌کنند نیز خطرناک و نگران کننده باشد، اما متاسفانه کمتر توجهی به آن شد.

    آیا تهدید امنیتی اتباع واقعی است؟

    حال، اما به نظر می‌رسد که پس از همه آن هشدار‌ها اکنون در نگاه بخشی از مسئولان و جامعه ایران یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌ها پیرامون حضور افغان‌ها، مخاطرات امنیتی احتمالی است. چنان چه طی دو سال اخیر، نهاد‌های امنیتی چندین مورد اقدام یا طرح تروریستی را به اتباع افغانستان نسبت داده‌اند. وزارت اطلاعات در گزارشی در سال ۱۴۰۳ اعلام کرد که «بیش از ۲۰ مورد عملیات وابسته به داعش خراسان یا شبکه‌های افراطی با مشارکت مستقیم یا پشتیبانی نیرو‌های غیرایرانی کشف و خنثی شده‌اند.».

    اما در مقابل و با این حال، بسیاری از کارشناسان امنیتی و جامعه‌شناسان بر این باورند که «امنیتی‌سازی جمعی» علیه یک گروه قومی یا مهاجر، می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. چنان چه که دکتر وحید زرین‌کفش، جامعه‌شناس مهاجرت، در گفت‌و‌گو با روزنامه پیام ما می‌گوید: «مهاجر افغان عمدتاً برای کار و بقا وارد ایران می‌شود، نه برای عملیات نظامی. افراط‌گرایی از بی‌عدالتی تغذیه می‌کند، نه از قومیت.»

    این نگاه، خطر امنیتی البته که در وضعیت جنگی و پس از حمله بامداد ۲۳ خرداد اسرائیل به ایران حتی تشدید نیز شده و همین می‌تواند وضعیت را به مراتب برای مهاجران و پناهجویان افغان در ایران بدتر کند، اما در این میان مساله دیگر موضوع چالش‌های اقتصادی حضور یا عدم حضور افغانستانی‌ها در اقتصاد ایران است که به نظر می‌رسد به ابعاد مختلف آن چندان توجه نمی‌شود.

    شاغلان خاموش اقتصاد ایران

    بر اساس برآورد مرکز پژوهش‌های مجلس، بیش از ۶۵ درصد از نیروی انسانی در بخش ساخت‌وساز در تهران، قم، مشهد و یزد از اتباع افغان هستند.
    این رقم در برخی صنایع مانند کاشی‌سازی، زغال‌سازی و دامداری به بیش از ۷۵ درصد می‌رسد.

    چنان چه حتی در گفت‌و‌گو با یک پیمانکار ساختمانی در مشهد، می‌شنویم: «کارگر ایرانی برای کار سخت یا نمیاد، یا توقع دستمزد بالا داره، یا بعد از چند روز می‌ره. افغان‌ها کاربلد، پیگیر و بی‌حاشیه هستن.».

    اما آیا این به معنای اشغال فرصت‌های شغلی ایرانیان است؟

    شاید اکنون دیگر عجیب نباشد اگر بدانیم برخی مخالفان اخراج معتقدند افغان‌ها با دستمزد کمتر و بدون بیمه مشاغل ساده را فراهم می‌کردند و جایگزینی آنها با نیروی ایرانی هزینه‌بر و دشوار است.

    هم چنین برخی نمایندگان مجلس و اقتصاددانان عنوان می‌کنند که بیشتر شغل‌های مورد بحث سطح پایین و کم‌مهارتی هستند که ایرانی‌ها برای آن تمایل ندارند؛ ضمن اینکه اخراج افغان‌ها به معنای آزاد شدن این مشاغل نیست و کارفرما مجبور به پرداخت دستمزد بالاتر خواهد بود.

    از سوی دیگر فعالان بخش ساختمان نیز تاکنون بار‌ها هشدار داده‌اند که این اقدام می‌تواند در کوتاه‌مدت به اختلال در پروژه‌های عمرانی و خدمات شهری منجر شود.

    تبعات خروج نیروی کار افغانستانی از ایران

    اما در این بین به طور جدی نباید از تبعات خروج نیروی کار افغانستانی از ایران غافل شد که بخشی از آن عبارتند از:

    ۱. کاهش نیروی کار ارزان در بخش‌های کلیدی

    لازم به ذکر است که بیش از ۷۰ درصد مهاجران افغان در ایران در مشاغل فیزیکی و کارگری از جمله حوزه ساخت‌وساز (ساختمان‌سازی، بنّایی) با سطح اشتغال بیش از ۵۰ درصد نیروی کار ساده، بخش کشاورزی و دامداری، بخش حمل‌ونقل (پیک موتوری، باربری) و بخش خدمات شهری(نظافت، بازیافت زباله و خدمات خانگی) فعالیت داشتند.

    اخراج این افراد می‌تواند منجر به افزایش هزینه نیروی کار و اختلال در روند پروژه‌های عمرانی (مثلاً توقف پروژه‌های ساختمانی)، کاهش تولید محصولات کشاورزی و همین طور مهاجرت نیرو‌های ایرانی به بخش‌های غیرمولد (مثل بازار سرمایه یا رمزارز) شود.

    ۲. تورم و گرانی در برخی کالا‌ها و خدمات

    از سوی دیگر کاهش ناگهانی عرضه نیروی کار، هزینه تمام‌شده را برای تولیدکننده بالا می‌برد.
    نتیجه این روند می‌تواند گرانی مصالح ساختمانی و خدمات فنی، افزایش قیمت مواد غذایی به‌ویژه در محصولاتی که به کارگر فصلی نیاز دارند (مثلاً گوجه، خیار، هندوانه) و افزایش هزینه تعمیرات، خدمات خانگی و شهری باشد.

    ۳. تضعیف صنایع کوچک و متوسط

    ۴. فشرده شدن بازار کار ایران و افزایش بیکاری پنهان

    مورد دیگر که در این میان باید به آن توجه ویژه شود یکی همین است که فرضیه جایگزینی افغان‌ها با کارگران ایرانی در عمل کار نمی‌کند، چرا که بسیاری از مشاغل فیزیکی (مانند کارگری ساختمان یا دامداری) توسط نیروی ایرانی پذیرفته نمی‌شود یا با حقوق بالاتر امکان‌پذیر است.

    هم چنین نرخ مشارکت اقتصادی پایین جوانان ایرانی (به‌ویژه تحصیل‌کرده‌ها) افزایش نمی‌یابد؛ در نتیجه بیکاری پنهان افزایش پیدا می‌کند.

    ۵. افت درآمد شهرداری‌ها و خدمات شهری

    شهرداری‌ها در بسیاری از شهرها، بخشی از کار‌های خدمات شهری را به شرکت‌های پیمانکاری داده‌اند که کارگران افغان استخدام می‌کنند. لذا با اخراج افغان‌ها، هزینه نگهداری شهر بالا می‌رود و شهرداری‌ها یا باید مالیات را بالا ببرند یا خدمات را کاهش دهند. از سوی دیگر پروژه‌هایی مثل جمع‌آوری زباله یا ساماندهی حاشیه‌نشینی مختل می‌شود.

    ۶. ضربه به اقتصاد غیررسمی

    به گزارش اقتصاد ۲۴، حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد اقتصاد ایران غیررسمی است، که مهاجران افغان در آن فعال‌اند؛ فضا‌هایی از جمله کار در بازارچه‌ها، دست‌فروشی، ساخت‌وساز‌های بی‌مجوز. اخراج بدون ضابطه می‌تواند کاهش فعالیت در این بخش، کاهش گردش پول نقد، رکود محلی و افزایش فقر شهری را در پی داشته باشد.

    ۷. کاهش ارسال حواله و گردش مالی

    یک مورد دیگر که توجه به آن بسیار لازم است یکی درک این مساله است که افغان‌ها سالانه صد‌ها میلیون دلار از ایران به افغانستان حواله می‌کردند. بخشی از این گردش پولی در سیستم مالی غیررسمی ایران جریان داشت و به گردش نقدینگی و حتی بخشی از صادرات خرد کمک می‌کرد. حال با قطع این انتقال، بخش‌هایی از بازار ایران کوچک خواهد شد.

    اشتغال و بیکاری در دو طبقه متفاوت

    از سوی دیگر نکته اساسی در این میان، اما شاید یکی همین است که بخش بزرگی از بیکاران ایران، نه در مشاغل یدی و کارگری، بلکه در طبقه تحصیل‌کرده هستند.

    باید توجه کرد که بر اساس آمار مرکز آمار ایران:
    نرخ بیکاری عمومی در سال ۱۴۰۳: ۸.۷ درصد
    نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی: ۲۵.۹ درصد
    نرخ بیکاری زنان تحصیل‌کرده: ۳۶ درصد بوده است.
    این بدان معناست که اصلی‌ترین بخش بیکاری در ایران نه بیکاری عمومی که بیکاری در بخش فارغ التحصیلان دانشگاهی و زنان است که تقریبا مهاجران افغانستانی و یا پناهجویان این کشور سهم بسیار بسیار اندک و ناچیزی در آن دارند.

    در همین حال باز باید به این نکته نیز توجه کرد که اساسا نرخ بیکاری در استان‌های پرمهاجر مانند سیستان و بلوچستان و خراسان رضوی تا ۱۷ درصد گزارش شده است. بنابراین، اخراج افغانستانی‌های مقیم ایران (حتی اگر به‌طور کامل ممکن بود) احتمالاً کمکی به کاهش نرخ بیکاری در ایران نخواهد کرد، چرا که افراد بیکار ایرانی، غالباً تمایلی به مشاغل کارگری ندارند یا فاقد مهارت عملی در آن حوزه‌ها هستند و اساسا بیشتر به گروه تحصیل‌کردگان تعلق دارند. از سوی دیگر، کارفرمایان نیز در استفاده از نیروی افغان، اغلب مزیت‌هایی اینچنینی می‌بینند: دستمزد کمتر، پایداری شغلی بیشتر و مهارت تجربی بالا.

    چنانچه بنا به تعبیر یک فعال بازار کار در منطقه رباط‌کریم «اگه همه افغان‌ها فردا از ایران برن، پروژه ما می‌خوابه. نه کسی هست قالب‌بندی بلد باشه، نه آرماتوربندی، نه حاضر است روزی ۱۲ ساعت تو گرما کار کنه.»

    شکاف فرهنگی و مهارتی

    یک مساله یگر در این بین را باید مساله شکاف در فرهنگ و مهارت دانست. این شکاف، فقط اقتصادی نیست. به باور بسیاری از کارشناسان، سال‌ها حضور افغان‌ها در بازار کار ایران موجب شکل‌گیری یک «طبقه کارگر مهاجر» شده که مهارت‌هایی خاص را در اختیار دارد؛ از خشت‌زنی و بنایی تا رانندگی در مسیر‌های طولانی و حتی تعمیر تجهیزات صنعتی.

    از سوی دیگر، بسیاری از جوانان ایرانی، علی‌رغم تحصیلات بالا، فاقد مهارت عملی و تجربه کاری‌اند. عدم هماهنگی میان دانشگاه و نیاز‌های بازار کار، موجب شکل‌گیری شکاف عمیق در بهره‌وری شده است. چنانچه دکتر الهه فلاح، استاد اقتصاد اجتماعی، در گفت‌و‌گو با پیام ما می‌گوید: «یک مهندس عمران بیکار در تهران، شغلی که یک کارگر افغان در کارگاه دارد را نه می‌خواهد و نه بلد است انجام دهد. این دو در دو بازار کار متفاوت تنفس می‌کنند.»

    سیاست دوگانه در میان دولت‌های ایران در مسئله مهاجران افغان

    در این بین باید توجه داشت که دولت‌های ایران در دهه‌های گذشته همواره سیاستی دوگانه در قبال مهاجران افغان داشته‌اند: از یک‌سو، با تبلیغ برادری اسلامی و تسهیل ورود مهاجران (به‌ویژه شیعیان هزاره)، و از سوی دیگر، با محدودیت در اعطای خدمات، تبعیض حقوقی و سیاست‌های امنیتی.

    راه‌حل ساده درباره مهاجران افغان وجود ندارد

    اخراج مهاجران افغان نه ممکن است، نه مفید و نه می‌تواند دائمی باشد. چنین اقدامی علاوه بر تبعات انسانی و بین‌المللی، احتمالاً منجر به رکود در بسیاری از بخش‌های اقتصادی خواهد شد.

    این همه نیز در شرایطی است که اکنون مساله خطرات امنیتی حضور بدون ثبت مهاجران افغانستانی به حق از دغدغه‌های جامعه شده و در چنین شرایطی آنچه که بیش از همه نیاز است، ساماندهی و مهار این مهاجران افغانستانی است، ساماندهی که باعث شود آنان نیز چنان شهروندان ایرانی مالیات بپردازند، عوارض بدهند و در مقابل از امکانات بهره بگیرند و اساسا هویتشان به عنوان شهروند در ایران ثبت شوند.

    در حقیقت راه‌حل واقعی در تدوین یک سیاست مهاجرتی روشن، بازآموزی نیروی کار ایرانی، تقویت مهارت‌آموزی و افزایش نظارت بر بازار کار است. ایران باید بپذیرد که مهاجران افغان بخشی از واقعیت امروز جامعه ما هستند، واقعیتی که اگر مدیریت نشود، به بحران بدل می‌شود.

  • طالبان با سیمان ایرانی راه آب را به سمت ایران می بندد!

    طالبان با سیمان ایرانی راه آب را به سمت ایران می بندد!

    به گزارش اقتصادران، محمد جوانبخت معاون وزیر نیرو اخیرا با اشاره به کاهش چشمگیر منابع آبی سد دوستی در تامین آب شرب شهر مشهد گفته است: کاهش یا به صفر رساندن برداشت غیر شرب کشور ترکمنستان از سد دوستی، می‌تواند در گذر از تابستان پیش رو کمک شایانی به ایران داشته باشد.

    به گفته او؛ به دنبال کاهش منابع آب سد دوستی، تامین آب شرب شهر مشهد با کاهش چشمگیری مواجه شده است و از معاون کمیته دولتی مدیریت آب ترکمنستان درخواست می‌شود تا برای افزایش برداشت طرف ایرانی و کاهش یا به صفر رساندن برداشت آب طرف ترکمنی از سد دوستی برای عبور از تابستان سال جاری همکاری کند.

    در همین رابطه و امکان همکاری ترکمنستان برای گذر از تابستان سال جاری و همچنین وضعیت رهاسازی آب از سوی افغانستان ابوالفضل ظهره‌وند گفت: افغانستان مشکلات متعددی دارد و دشمنان ما از اهرم آب علیه ایران استفاده می‌کنند و به سدسازی روی رودهای مشترک جاری در این کشور از جمله هریرود که به سمت مشهد روانه می‌شود؛ کمک می‌کنند.

    وی افزود: افغانستان علی‌الظاهر عنوان می‌کند که با ما دوست است حتی از سیمان داخل ایران برای سدسازی روی رودهایی که به سمت ایران می‌آید؛ استفاده می‌کند اما در عمل علیه ما فعالیت دارد.

    عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اظهار داشت: ایران در شیوه آبیاری و استفاده از منابع آبی می‌تواند به افغان‌ها کم کند به جای سدسازی که کار بیهوده‌ای است می‌توانیم سیستم آبیاری این کشور را متحول کنیم و این به طرح و برنامه‌ای برمی‌گردد که سفارت ایران در این کشور اجرا کند ضمن اینکه منوط به وجود دولت مستقر و پاسخگو است، اکنون در این کشور دولت پاسخگو نداریم، بنابراین دشمنان از این فرصت استفاده می‌کنند و دست به اقداماتی می‌زنند که منافع ایران را از جمله در حوزه آب متاثر می‌کند.

    وی درباره مدیریت آب از سوی ترکمنستان برای انتقال آب بیشتر به سمت ایران تصریح کرد: این کشور رابطه خوبی با ایران دارد؛ می‌توان به شکلی تعامل کرد آبی را که وارد دریای خزر می‌شود؛ روانه ایران شود، می‌توان همکاری و برنامه‌ریزی کنیم و از این آب استفاده شود.

    ظهره‌وند بیان داشت: اکنون امریکا برای تغییر در ژئوپلیتیک منطقه روی آبی که از تاجیکستان به سمت ترکمنستان و دریای خزر روانه می‌شد کانال آبی بزرگ بنام قوش‌تپه احداث کرده که در زمین‌های لم‌یزرع این منطقه تغییرات ایجاد کنند و پشتون‌ها را از جنوب و پاکستان به شمال افغانستان منتقل کنند و این روی دبی آب جیحون که وارد ازبکستان و ترکمنستان می‌شد و در کل ظرفیت آبی ترکمنستان تاثیر گذاشته است اما تاکنون کسی نسبت به این موضوع واکنشی نشان نداده است.

    وی درباره همکاری آبی کشورهایی مثل ترکمنستان و تاجیکستان و ایران برای مذاکره و حل و فصل موضوعات آبی با افغان‌ها گفت: موضوعات آبی به این شکل حل و فصل نمی‌شود. مگر اینکه روابط گسترده و عمیق با یک دولت پاسخگو در افغانستان داشته باشیم که در سایه همکاری بتوان از ذخایر آبی این کشور به صورت موثر بهره‌برداری کرد.

    نماینده مردم تهران در مجلس خاطرنشان کرد: ما به جای اینکه آب هرز برود می‌توانیم آب را وارد کشور خودمان کنیم و در مقابل کمک کنیم افغانستان کشت بهتر و آب مناسب‌تری در اختیار داشته باشد.

    وی تاکید کرد: در مجموع ما باید در کشور خودمان مترصد تامین آب پایدار داخلی باشیم و نیاز است مثل شبکه برق؛ شبکه سراسری آب را داخل کشور شکل دهیم، از آب خزر و عمان استفاده کنیم، آب‌شیرین‌کن‌ها را توسعه دهیم، اصلاح سیستم آبیاری در حوزه کشاورزی را در دستور کار قرار دهیم، آب‌های سطحی را جمع‌آوری کنیم، سدهایی که شاید آورده زیادی ندارند و سبب خشکی بیشتر در پایین‌دست شده را از مدار خارج کنیم، یعنی اگر مدیریت آب ملی را یک بار برای همیشه چاره‌اندیشی و سرمایه‌گذاری کنیم مسئله حل می‌شود؛ در غیر این صورت از افغانستان و این مناطق آبی بدست نمی‌آید که مشکل ما را حل کند،  باید تغییراتی در داخل کرده و برای آب پایدار درون‌سرزمینی چاره‌اندیشی کنیم.

  • پایمال کردن حقابه ایران؛ از اشرف غنی تا طالبان

    پایمال کردن حقابه ایران؛ از اشرف غنی تا طالبان

    به گزارش اقتصادران، مدتی است داستان حقابه ایران از هیرمند ، خشک شدن سیستان و درگیرهای مرزی در خبرها به گوش می‌رسد . عده‌ای از قرارداد حقابه ایران از هیرمند می‌گویند و دسته‌ای این پرسش را دارند که چرا تا به حال این قرارداد اجرا می‌شده و اکنون اجرا نمی‌شود.

    رودخانه‌های هیرمند به همراه خاش‌رود، فراه، هاروت‌رود، شوررود، حسین‌آباد و نهبندان به دریاچه هامون می‌ریزند. رود هیرمند، از رودهای پرآب فلات ایران، اصلی‌ترین رود در حوضه آبریز دریاچه هامون است که از بلندی‌های کوه‌های بابا در ۴۰ کیلومتری غرب کابل از رشته کوه هندوکش در افغانستان سرچشمه می‌گیرد و پس از مسافت ۱۱۰۰ کیلومتر وارد دریاچه هامون می‌شود.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    رود هیرمند یا به قول افغانستانی‌ها دریای هلمند یک رودخانه مرزی است و همانند نیل، ارس ،اروند دانوب و .. متعلق به تنها یک کشور نیست و تابع قرادادها و رژیم بهره‌برداری بین‌المللی است.

    جدا شدن بخش غربی افغانستان کنونی طی معاهده ۱۸۵۷ پاریس از ایران و الحاق سرزمین‌های هرات، فراه و نیمروز به امیرنشین کابل، کشور افغانستان فعلی را با فشار و نقشه انگلیسی‌ها تشکیل داد، تا به عنوان سد و حائلی بین امپراتوری روسیه و حتی ایران با هند مستعمره  باشد. طبق بند شش  قرارداد ۱۸۵۷ مرزهای ایران و افغانستان باید با حکمیت انگلیسی‌ها تعیین شود. منطقه شیعه‌نشین زابل و سیستان از دیرباز به ایران تعلق داشت و امکان الحاق آن به افغانستان وجود نداشت. لذا آبریزگاه نهایی رودخانه هیرمند در سیستان و خاک ایران واقع می‌شد. هیرمند پس از عبور از خاک افغانستان وارد سیستان و زابل می‌شود. بر طبق قراردادد ۱۸۵۷  بحث تعیین میزان حقابه در آن زمان  نیز باید توسط انگلیسی‌ها حل و فصل می‌شد.

    ژنرال مک‌ماهون نماینده دولت انگلستان در هند، در زمستان ۱۲۸۴ -۱۹۰۶ میلادی رأی خود را ارائه داد که از آب هیرمند که به بند کمال خان می‌رسید، دو سوم را به افغانستان و یک سوم را به ایران برساند و دولتین ایران و افغانستان را مجاز می‌کرد از نهرهای موجود استفاده کنند و نهرهای متروکه را احیا و نهرهای تازه‌ای احداث کنند، مشروط بر اینکه مقدار آبی که برای آبیاری اراضی هر یک از دو کشور لازم باشد، کم نشود. بند کمال خان در نزدیک مرز ایران قرار دارد.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    وزارت امور خارجه ایران در نامه‌ای به وزارت خارجه انگلیس به حکمیت مک‌ماهون اعتراض و اعلام کرد که یک سوم آب هیرمند برای ایران کافی نیست و با توجه به میزان زراعت طرفین، بایستی دو سوم به ایران و یک سوم به افغانستان داده شود. همچنین اینکه تنها برای دولت ایران شرط گذاشته شده بود که سهم خود در آب هیرمند را بدون موافقت افغانستان به کشور ثالثی واگذار کند، اما برای افغانستان چنین شرطی گذاشته نشده بود، برای ایران توهین آمیز بود. اعتراض دیگر ایران به این بود که مک‌ماهون مقرر کرده بود یک مهندس دائمی در کنسولگری انگلیس در سیستان به منظور رفع اختلافات آینده حضور داشته باشد و ایران چنین تصمیمی را مغایر با حق حاکمیت ایران می‌دانست. در نتیجه، ایران داوری ژنرال مک‌ماهون را نپذیرفت و همان قرار تقسیم مساوی آب رسما برقرار ماند. مأمورانی از ایران می‌رفتند و آب را تقسیم می‌کردند، هرچند در عمل سهم ایران بیشتر از نصف می‌شد و گاه سه چهارم آب یا بیشتر آن به سمت ایران می‌آمد و همین، اعتراض افغانستان را بر می‌انگیخت.

    سالها بعد مشکل بیشتر شد و طرفین بارها با هم به مذاکره پرداختند در دوره رضاشاه و در غیاب انگلستان که منطقه را ترک کرده بود دو کشور حکمیت ترکیه را به عنوان میانجی پذیرفتند و مرز زمینی کاملا مشخص و نهایی شد اما مشکل حقابه باقی ماند.

    پس از شکست گفتگوهای بسیار میان سران حکومتی ایران و افغانستان در سال‌های ۱۳۰۹ و ۱۳۲۷، با رأی کمیسیون بررسی حقابه هیرمند به نام کمیسیون دلتا، قراردادی در سال ۱۳۵۱ میان  نخست‌وزیران ایران و افغانستان در کابل به امضاء رسید و مقرر شد در هر ثانیه ۲۶ مترمکعب آب (معادل ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال) به صورت پایدار و دائمی سهم سیستان، ایران و دریاچه هامون باشد.. بر این اساس آبی که به ایران تعلق می گیرد معادل ۱۲.۶ درصد آورد رودخانه در یک سال نرمال می شود. این در حالی است که یک قرن قبل ژنرال انگلیسی مک ماهون یک سوم معادل ۳۳ درصد را پیشنهاد داده بود. البته این میزان آب هم دائمی تامین نمی شد و در برخی سالها رودخانه خشک بود و وقتی سد کجکی در اثر سیلاب ناگهانی سرریز می کرد یا حوضه میانی پس از سد فعال می شد سیلابی روانه ایران و دریاچه هامون می شد و دولت افغانستان مدعی می شد که این میزان آب که در مدت کوتاهی روانه خاک ایران شده همان حقابه است و ما هم به ناچار می پذیرفتیم، چراکه چاره ای نبود بالاخره بهتر از بی آبی مطلق بود. البته رهاسازی  و کنترل  همان مقدار آب نیز طی یک پروسه طبیعی روانه ایران می شد و افغانستان توان جلوگیری از آن را در آن زمان نداشت .لذا در منطقه و ورودی هیرمند به ایران علاوه بر تالاب چاه های نیمه هم احداث شد تا آب ناشی از سیلاب در آن ذخیره شود. زیرا اگر سیلاب های مقطعی از خاک ما می گذشت و مهار نمی شد دوباره چرخی می زد و وارد تالاب گودزره در افغانستان می شد.

    چاه های نیمه چهار چاله طبیعی بزرگ در سیستان است که آب مازاد رودخانه هیرمند توسط کانالی به آن‌ها هدایت می‌شود. گنجایش این چاله‌ها  ۱۴۵۱میلیون متر مکعب است و در بهترین حالت یک هفتم دریاچه هامون است. در مواقع کم‌آبی، آب شرب و قسمتی از آب کشاورزی سیستان از این دریاچه مصنوعی تأمین می‌شود. در حاشیه چاه نیمه یک پارک جنگلی و باغ وحش احداث شده‌ است.چاه نیمه ۱ و۲ در حدود ۲۹۸ میلیون متر مکعب ،چاه نیمه ۳ ،۳۱۹ میلیون متر مکعب و چاه نیمه ۴،  برابر با ۸۳۴ میلیون متر مکعب گنجایش دارد.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    در سال ۱۳۳۲ دولت افغانستات سد کجکی را بر روی شاخه اصلی هیرمند ساخت .سد کجکی با حجم ۱۷۵۰ میلیون متر مکعب ( ۱.۵ برابر سد مارون و ۶۵ درصد حجم سد دز) و حجم مفید ۱۱۳۴ میلیون متر مکعب (معادل ۶۰ درصد حجم مفید سد دز) است. یک سال نرمال آبی در حوزه دریایی هیرمند حدود شش میلیارد و ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب است که متوسط دبی آن در حدود ۲۰۶ متر مکعب بر ثانیه می شود که این مقدار ۹۳ درصد آورد رودخانه دز می شود. لذا به نظر می رسد هیرمند یا هلمند –حتی در سالهای خشکسالی-در کل آورد قابل توجهی دارد. مثلا آورد رودخانه دز در خشکسالی شدید سال آبی ۸۷-۸۸-خشکترین سال آبی برابر ۳۰۱۹ میلیون متر مکعب بر ثانیه معادل ۹۶ متر مکعب بر ثانیه است، بر این اساس می توان در خشکسالی شدید برای رود هیرمند نیز به طور تقریبی ۸۰تا۹۰ متر مکعب بر ثانیه دبی پیش بینی کرد که بسیار بیشتر از ۲۶ متر مکعب بر ثانیه و ۸۵۰ میلیون متر مکعب است .لذا هیرمند حتی در خشکترین سال نیز توان تامین حقابه ایران را دارد.

    البته براساس این معاهده، حقابه‌ ایران ۲۶ متر مکعب در ثانیه آن‌هم در سال‌های معمولی ونرمال آبی قابل ارائه است. این معاهده، سال معمولی و نرمال آبی را نیز تعریف کرده است که براساس سنجش مرکز سنجش دهراوود مشخص می‌شود و آن هم طوری است که یک سال نرمال آبی در حوزه دریایی هیرمند که ۶۵۰۰ میلیون متر مکعب است و  حقابه ایران سالانه به ۸۲۰ میلیون مترمکعب می‌رسد. در ماده پنجم این معاهده، نوشته شده است که افغانستان با حفظ حقابه ایران، حق هرگونه استفاده از رود هیرمند را دارد. هم‌چنان پیش‌بینی شده که ایران حق استفاده اضافه از آن‌چه که مشخص شده، ولو که هیرمند پرآب هم باشد را ندارد. اما در برخی سالهای سیلابی طی یک روند طبیعی آبی بیشتر از حقابه به ایران می رسید و در سالهای خشک که تقریبا آبی به ایران نمی رسید اما بالاخره در همان سالها و در برخی روزهای بارانی و پرآب رواناب حوضه میانی پس از سد کجکی –که در آن زمان از کنترل افغانستان خارج بود -به سیستان و ایران می رسید و مقداری آب ذخیره می شد.

    همانطور که قبلا گفته شد حجم مفید مخزن کجکی در حدود ۶۰ درصد حجم مفید سد دز است و آورد رودخانه در حدود ۹۰ درصد آورد متوسط دز است لذا همانگونه که در سد دز در برخی سالها سرریز و سیلاب داریم ،هیرمند نیز چنبن چیزی رخ می دهد اما رود هیرمند نسبت به دز خیلی طولانی تر است و میزان برداشت از ان احتمالا بیشتر است.و در مقابل روانابهای سیلابی حوضه میانی نیز قابل توجه است و در زمان بارش شدید بدون کنترل به ایران می رسید. روان آبهای حوضه میانی و رودخانه های فصلی پس از سد کجکی تا مرز ایران در زمان سیل و بارش فعال می شوند و رواناب سنگین و قابل ملاحظه ای دارند برای مقایسه در خوزستان پس از سد گتوند علیا رودخانه دشت بزرگ  که در حالت عادی زیر یک متر مکعب بر ثانیه دبی دارد، در زمان سیلاب تا بالای ۱۰۰۰ متر مکعب بر ثانیه می رسد و آورد سالانه آن ۱۵۵ میلیون متر مکعب است. همچنین آورد شورلالی و رودهای نزدیک که حوضه میانی سدهای مسجدسلیمان و گتوندعلیا محسوب می شود، به طور متوسط و سالانه در حدود یک میلیارد متر مکعب است . آورد متوسط حوضه بالارود که پس از سد دز وارد رودخانه دز می شود بالای ۲۵۰ میلیون متر مکعب بر ثانیه است .لذا به طور حتم در فاصله ۸۰۰ کیلیومتری بین سد کجکی تا مرز ایران نیز چنین رودخانه های با آوردهای سیلابی و غیرقابل کنترل وجود دارد.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    فلش آبی و قرمز تصویر دو رودخانه که پس از سد کجکی به هیرمند می ریزند.

    نکته مهم اینجا این است که افغانستان به دلیل وقوع جنگهای داخلی و مشکلات بسیار توانایی توسعه کشور خود را نداشت. لذا به جز سد کجکی بر شاخه اصلی هیرمند در شمال شهر لشگرگاه ،امکان ساخت سد دیگری در پایین دست میسر نشد.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    اما در سالهای اخیر در پایین دست آن و نزدیکی مرز ایران سدی دیگری به نام کمال خان به جای بند قدیمی به همین نام  احداث شد . کار ساخت بند کمال‌خان در سال ۱۳۴۵ خورشیدی  شروع شد و پس از وقفه ای طولانی در سال ۱۳۹۰ از سر گرفته شد و سرانجام در ۳ فروردین ۱۴۰۰ توسط رییس جمهور سابق افغانستان محمد اشرف غنی افتتاح شد.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    این دریاچه از سه دریاچه کوچک به نام‌های هامون پوزک، هامون صابری و هامون هلمندیا  هیرمند  تشکیل شده و هامون گود زره هم کمی دورتر از این سه و در خاک افغانستان قرار گرفته‌است. این دریاچه‌ها در زمان فراوانی آب به هم می‌پیوندند و دریاچهٔ مشترک هامون، میان افغانستان و ایران را تشکیل می‌دهند. رودخانهٔ هیرمند شریان اصلی ورود به هامون است و رودخانه‌های خاش‌رود، فراه، هاروت‌رود، شوررود، حسین‌آباد و نهبندان نیز به هامون می‌ریزند هامون پوزک در خاک افغانستان، هامون صابری در مرز و هامون هیرمند در ایران قرار دارد. وسعت دریاچهٔ هامون در زمان پرآبی ۵٬۶۶۰ کیلومتر مربع است که از این مقدار ۳٬۸۲۰ کیلومتر مربع متعلق به ایران و بقیه متعلق به افغانستان است. با این اوصاف، دریاچهٔ هامون وابسته به رودخانهٔ هیرمند است و این وابستگی باعث شده تا هرگونه نوسانات در میزان آب آن، مشکلاتی را برای همهٔ سامانه به وجود آورد..

    سد کمال خان  گنجایش چندانی ندارد وتنها ۵۲ میلیون متر مکعب ظرفیت دارد. این سد از نظر ذخیره آب مشکلی برای پایین دست ایجاد نمی کند.پس مشکل چیست؟

    رودخانه هیرمند پس از مسیر شمال شرقی به جنوب غربی و رود به بند کمال خان به سوی شمال متوجه می شود و در مرز بین شهرهای زرنج افغانستان و زابل ایران وارد خاک ایران می گردد و تالابهای هامون را تغذیه می کند.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    سپس آب باقی مانده البته در سالهای پرآبی دوباره چرخی زده به جنوب شرقی روانه شده و مجددا  وارد خاک افغانستان می شود و به تالاب گودزره تخلیه می گردد. البته خشکسالی های اخیر باعث شده است تا معمولا گودزره به جز برخی سالهای خیلی پرآب معمولا از آب بی بهره بماند و تبدیل به شوره زار شود.در اردیبهشت سال ۱۳۹۳ و با جاری ‌شدن سیلاب از افغانستان، دریاچه هامون پس از ۱۵ سال آب‌گیری شد.اما این اتفاق هر سال رخ نمی دهد.پس فقط برخی سالها دریاچه های هامون بیشتر از حقابه ۸۵۰ میلیون متر مکعب دریافت می کرد و افغانستان قادر به جلوگیری از این رواناب نبود و این آبها ممکن بود برای مدتی بیش از یک سال جوابگوی نیازهای سیستان باشد.که البته همانطور که گفته شد این روانابها یا ناشی از سریز سد کجکی و یا روانابهای حوضه میانی پس از سد کجکی تا بند کمال خان و سپس تالاب هامون در خاک ایران است.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    اما کاری که بند کمال خان انجام می دهد مخزن آن نیست بلکه کانالی است که آب را منحرف می کند و در سالهای پرآب و حتی فصلهای پرآب یک سال معمولی و خشک ،روانابی را که قبلا به صورت خودکار روانه ایران می شد تا چاههای نیمه و تالاب هامون آبگیری شود را از طریق این کانال به طور مستقیم راهی شوره زار گودزره می کرد این کار باعث می شود تا حتی بخش افغانی تالاب هامون نیز از آب ناشی از سیلاب بی بهره بماند.نکته مهم این است که این کانال با سیمانهای خریداری شده یا اهدا شده از کارخانه سیمان زابل  ساخته شده است و این نشان از عدم برنامه ریزی درازمدت و  بهره بردن از سود مقطعی در مقابل از دست دادن منافع درازمدت است.

    برای مقایسه می توان کانال سیل بر بند کمال خان را با کانال سیل بر رامشیر مقایسه می کنیم .کانال سیل بر  رامشیر مانع از ورود سیل به شهر شادگان می شود و آب ناشی از سیلاب را مستقیم روانه هور شادگان می کند. و در سنگین ترین سیلابها نیز شهر شادگان آب زیادی را نمی بیند.

    نکته مهم دیگر فاصله ۸۰۰ کیلومتری سد کجکی تا مرز ایران است .در قرارداد ۱۳۵۱  گفته شده که باید رواناب حقابه ایران به صورت دائمی و پایدار باشد. اما سد کجکی تقریبا در وسط کشور افغانستان است.واضح و آشکار است که انها این سد را برای تامین نیازهای خود ساخته اند و هدفشان تنظیم آب در کشور افغانستان است و برنامه ای برای ساخت یک سد مخزنی و تنظیمی در نزدیک مرز ایران ندارند. بنابراین رهاسازی حقابه ایران از سد کجکی بسیار مشکل  است. زیرا احتمالا هر آبی از آنجا رها شود در فاصله ۸۰۰ کیلومتری –به ویژه در فصل خشک و پرمصرف-استفاده می شود و تقریبا چیزی به ایران نمی رسد .برای مقایسه باید گفت که فاصله سد دز تا  بندقیر در حدود ۱۶۰ کیلومتر است و همانطور که می دانیم در فصول خشک و پر مصرف آب چندانی از این سد به بندقیر نمی رسد و آب پایین دست اغلب از حوضه کارون تامین می شود.و بر این اساس باید پر کردن چاههای نیمه و تالاب هامون در فصل پرآبی با سرریز سد کجکی و روانابهای حوضه میانی  انجام شود که تاکنون انجام می شده اما اکنون با کانال سیل بر کمال خان به گودزره انجام نمی شود.همچنین تامین حقابه ۸۵۰ میلیون متر مکعبی توسط سد کجکی  با حجم مفید ۱۱۳۴ میلون متر مکعب نیز بسیار سخت است و باید دریافت حقابه در زمان خودش و واقع بارندگی و سیلابها صورت پذیرد.

    لذا چنین به نظر می رسد که تا قبل از احداث کانال بند کمال خان سهمیه آب و حقابه ایران نه که از محل تعهد و وفای به عهد افغانستان  که از طریق سرریز سد کجکی و رواناب حوضه میانی در زمان بارشهای مقطعی که خارج از کنترل دولت افغانستان بود تامین می شد و طرف افغان رواناب سیلابی را که که پس از سد کجکی و بر ان کنترلی نداشت و روانه ایران می شد را به عنوان حقابه  ارائه شده مطرح می کرد و به قول معروف روغن ریخته شده را نذر می کرد .اما اکنون که امکان کنترل سیلابها و روانابها را پیدا کرده است ،جلوی ان را گرفته است و آنها را روانه شوره زار گودزره می کند.. بنابراین دیگر چاههای نیمه و تالاب هامون بی آب مانده و چنین شرایط وخیمی رخ داده است.

    پرسش دیگری که مطرح می شود این است که بند کمال خان که در مسیر رودخانه های خاش‌رود، فراه، هاروت‌رود، شوررود، نیست پس نمی شود حقابه را از آن طربق تامین کرد ؟در پاسخ می توان گفت آن رودخانه ها به چاه نیمه نمی ریزند و احتمالا رواناب انها در برابر هیرمند بسیار کم است و همانطور که تصاویر معلوم است  اغلب این رودها به  هامون پوزک که در خاک افغانستان واقع است می ریزند و وارد ایران نمی شوند.

    محمد اشرف غنی جمله معروفی در افتتاح بند کمال خان گفت و آن این است که اگر ایرانیها آب بیشتری می خواهند به ما نفت در مقابلش بدهند .کانال بین بند کمال خان و گودزره یک ابزار چانه زنی است . زیرا در سالهای پرآب و حتی فصلهای پرآب یک سال معمولی رواناب پس از سد کجکی ، به طور خودکار به هامون سیستان و  ایران می رسید اما اینک حتی در سالهای پرآب و حتی بارندگی های مقطعی نیز از آب خبری نیست و فقط همان حقابه-اگر راضی بشوند و بفرستند-حق ایران است و رواناب اضافی که در سالهای سیلابی به سیستان ایران می آمد دیگر به طور مستقیم به گودزره می رود.و حالا بر طبق نظر افغانیها ،اگر ایران آب ناشی از سیلاب را می خواهد باید در برابر آن نفت بدهد.یا اینکه باید صبر کنیم گودال گودزره کامل پر شود و سپس آبی روانه سیستان شود.

    همچنین حکومت جدید طالبان در افعانستان قصد دارد سدی به نام بخش آباد بر روی رودخانه فراه به حجم ۱۳۶۰ میلیون مترمکعب احداث کند که با احداث آن رواناباهای سیلابی این رودخانه به مقصد تالاب هامون مهار و این تالابها از این روانابها نیز بی بهره خواهند شد و همان پرشدنهای مقطعی در سالهای سیلابی نیز منتفی خواهد شد. نکته دیگر این که این رودخانه شامل حال قرارداد ۱۹۷۳ حقابه هیرمند نمی شود و ایران به طور رسمی و قانونی حقابه ای از آن ندارد ولی تاکنون روانابهای سیلابی به تالاب هامون می رسیده است.اکنون قرار است با احداث سد یادشده ۱۸۰ هزار زمین زیر کشت گندم و خشخاش قرار گیرد.

    برای آشکارشدن بیشتر بلایی که کانال سیل بر بند کمال خان بر سر چاههای نیمه و سیستان آورده است توجه شما را به جدول زیر جلب می کنم.میزان حجم آب موجود در چاههای نیمه پیش از افتتاح کانال سیل بر بند کمال خان در سال ۹۹ و پس از ساخت این کانال در سال جاری را مقایسه می کنیم.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    همان طور که می دانیم در مرداد ۱۴۰۰ حکومت سابق افغانستان از هم پاشید و و طالبان با موتورهای قدیمی شان فاتحانه در کابل رژه رفتند اما در نهایت علیرغم توافقات قبلی طالبان نیز همان روال  دولت سابق افغانستان را ادامه داد و مدعی هستند که سال آبی جاری یک سال خشک است و حقابه معمولی ایران را نیز پرداخت نمی کنند و چون در فصل پرآبی نیز آبی روانه سیستان ،چاههای نیمه و تالاب هامون نشده است لذا اکنون چاههای نیمه در حدود ۶ درصد حجم خود آب دارند و تالاب نیز خشک است و اگر در فصل پرآب به جای اینکه رواناب از طریق کانال بند کمال خان راهی گودزره می‌شد ،به چاههای نیمه می رسید اکنون اینقدر مشکل بی ابی گرببان سیستان را نمی گرفت و این مشکلات کمتر می شد.

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

    صفر تا صد حقابه ایران از هیرمند؛ از اشرف غنی تا طالبان تن به حق ایران ندادند

  • طفره طالبان از پرداخت کامل حقابه ایران / وزیر نیرو: آنچه دریافت کردیم، بسیار کمتر از حقابه ایران است

    طفره طالبان از پرداخت کامل حقابه ایران / وزیر نیرو: آنچه دریافت کردیم، بسیار کمتر از حقابه ایران است

    به گزارش اقتصادران، عباس علی آبادی در جمع خبرنگاران درباره دریافت حقابه ایران از افغانستان اظهار داشت: شاید دقیق نباشد اما ۵ نوبت از طرف افغانستانی درخواست کردیم که جلسه‌ای درباره حقابه ایران داشته باشیم آنها هم بارها وعده برگزاری جلسه را دارند.

    وی ادامه داد: طبق قاعده جلسات باید در دو طرف به طور مرتب برگزار شود، نوبت قبل در افغانستان برگزار شد و این جلسه باید در تهران برگزار شود، اما افغان‌ها اعلام کردند که نتوانستند مجوز لازم برای ورود به این امر را دریافت کنند. به همین دلیل پذیرفتیم که نماینده ایران برای برگزار جلسه به افغانستان برود.

    وزیر نیرو گفت: تاکنون توانیم ۶٠ تا ٧٠ میلیون مترمکعب حقابه را دریافت کردیم که این عدد بسیار کمتر از حقابه ایران است.

    وی افزود : البته برنامه‌های دیگری جز حقابه هیرمند در دستور کار داریم و طرح تهلاب به سرعت در دستور کار قرار دارد. همچنین انتقال آب از دریای عمان را در دستور کار داریم و این موضوع قانون دارد.

    علی‌آبادی درباره تجدیدپذیرها و افزایش ظرفیت تولید برق تجدیدپذیرها ادامه داد: در تجدیدپذیرها موضوع مهم جذاب کردن محیط کسب و کارها  در این حوزه است و باید بتوانیم هم در مصرف و هم تولید برق از تجدیدپذیرها را افزایش دهیم. در حال ٧٨ هزار مگاوات متقاضی داریم و ٣۵ هزار مگاوات پروانه صادر شده اما رسیدن به برنامه فاصله داریم و با صبوری به برنامه می رسیم.

    وی ادامه داد: تا پایان سال ١٠ هزار مگاوات تجدیدپذیر را فعال خواهیم کرد، در ضمن ٢-٣ هزار مگاوات تجهیزات تجدیدپذیر خانگی به زودی وارد کشور می‌شود .

  • بازی طالبان با مسئولین ایرانی بر سر حقابه!

    بازی طالبان با مسئولین ایرانی بر سر حقابه!

    به گزارش اقتصادران، حکومت خودخوانده طالبان با بدعهدی‌هائی که در سه سال و نیم گذشته نشان داده و مخاطرات عملی که در همین مدت از ناحیه سیل اتباع غیرمجاز و عناصر نفوذی طالبان در داخل ایران به وجود آمده، همچنان یک تهدید بزرگ برای کشورمان محسوب می‌شود و متأسفانه متولیان امور افغانستان در ایران یا در خواب عمیقی فرورفته‌اند و یا حاضر نیستند با این تهدید جدی مقابله کنند.

    علاوه بر خطر داعش تحت حمایت طالبان و خطر خود طالبان برای ایران، این گروه در مدت سه سال و نیم سلطه‌اش بر افغانستان علیرغم امتیازات زیادی که از ایران گرفت به هیچیک از وعده‌هایش عمل نکرد و حتی به تعهدات قانونی دولت‌های گذشته افغانستان به ایران در زمینه حقابه ایران هم عمل نکرده است.

    در سفر وزیر خارجه ایران به کابل در ۷ بهمن ماه جاری سران طالبان وعده شرعی و اخلاقی دادند که حقابه ایران را خواهند داد و سفیر ایران در کابل هم اعلام کرد که مشکل حقابه حل شده ولی هفته گذشته کارشناسان محیط‌زیست اعلام کردند تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهند از ۲۲ دی تا ۱۲ بهمن در هیرمند جریان قابل توجه آب وجود داشته اما طالبان از ورود آن به ایران ممانعت و آن را به سمت شوره‌زار گودزره منحرف کردند تا هرز برود! این واقعه مربوط به ایام بعد از سفر عراقچی به کابل هم می‌شود و نشان می‌دهد طالبان همچنان در حال بازی دادن مسئولین ایرانی هستند.

    آنچه برای ایران در مقطع بسیار حساس کنونی مهم است برخورد قدرتمندانه و هوشمندانه با موضوعات و مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی است که با منافع ملی ایران مرتبط هستند. علاوه بر خطری که بازی‌های طالبان برای کشور ما دارد و دیپلماسی کنونی ما نمی‌تواند این بازی را بهم بزند، اصولاً ما برای حفاظت از منافع ملی کشورمان به بازسازی ساختار دیپلماسی نیاز داریم. قطعاً اگر در این مسیر حرکت نکنیم، در صحنه بین‌المللی دچار عقبگرد خواهیم شد.

  • اقدام عجیب قاچاقچیان برای قاچاق زعفران ایران به افغانستان!

    اقدام عجیب قاچاقچیان برای قاچاق زعفران ایران به افغانستان!

    به گزارش اقتصادران، محمد رضا اردوخانی عضو هیئت مدیره صندوق توسعه صادرات زعفران  در نشست خبری اظهار داشت: ایران خواستگاه زعفران دنیا است و ۹۰ درصد تولید  محصول این محصول را در اختیار دارد سهم کشورمان از بازار اینرمحصول ناچیز است.

    وی افزود: بخش زیادی از تولید این محصول زعفران ایران توسط هند و افغانستان به صورت غیرقانونی از کشور خارج می‌شود.

    عضو هیئت مدیره صندوق توسعه صادرات زعفران ایران گفت:مقایسه آمار تولید و صادرات زعفران افعانستان خود گویای این امر هست؛ درحالی که افغانستان سالانه  ۲۰ تن تولید دارد ۹۰ تن صادرات انجام می‌داد.

    وی تصریح کرد: بخش دیگری نیز از صادرات زعفران با وجود اینکه بهزطور مستقیم از کشور خودمان انجام می‌شود اما  با کارت های بازرگانی‌ اجاره ای است که در نهایت  ارز آوری برای کشور ندارد.

    اردوخانی با اشاره به وضعیت صادرات زعفران در سال جاری  گفت: ۶۶ تن  در شش ماه ابتدای سال صادرات داشتیم که این رقم در ۴ ماه  دوم سال به ۹۵ تن شش رسید که در مقایسه  با مدت مشابه سال قبل ۱۰ درصد کاهش دارد اما پیش بینی می‌شود در ایام باقی مانده سال جبران شود.

    عضو هیئت مدیره صندوق توسعه صادرات زعفران ایران گفت:سال سال زراعی گذشته حداکثر ۳۵۰ تن تولید زعفران در کشور تولید شده است که بخش عمده تولید این محصول صادر می‌شود.

    وی  گفت: با توجه به اینکه مبادلات بانکی نداریم بخش زیادی از صادرات قاچاق می‌شود و از طریق افعانستان و هندوستان صادر می‌شود.

    وی افزود: از طرفی تعرفه صادراتی بالای هندوستان نیز باعث شده بخشی از صادرات ما به این کشور از افعانستان صادر شود.

    وی گفت: صادرکنندگان خشکبار و زنجیره کشاورزی هیچ کدام ارز حاصل از صادرات را در ساملنه مبادله طلا و ارز عرضه نکرده اندو صادرات با کارت های اجاره ای و قاچاق انجام میشود.

    وی با اشاره بر لزوم مجزا شدن بخش کشاورزی از ساملنه معاملات ارزی گفت:ارز حاصل از صادرات پتروشیمی با این سامانه  از ۴۲ هزار تومان شده اکنون به  ۶۶ هزار تومان افزایش یافت و از آن استقبال میکنند اما محصولات کشاورزان از جمله زعفران محصولی آزاد هستند که می‌تواند ارز خود را به صورت توافقی واگذار کنند.

    وی گفت:  گردش مالی زعفران  در دنیا ۸ میلیارد دلار برآورد می‌شود  که  ۳۰۰ میلیون دلار آن نصیب ایران می‌شود.

    وی تاکید کرد کا برای فروش زعفران به قیمت جهانی باید جلوی قاچاق این محصول از کشور را گرفت؛ زعفران ایران با معادل ریال ایران خریداری می‌شود و با افزایش ارزش دلار در ایران؛ قیمت جهانی زعفران کاهش می‌یابد.

    وی گفت:حجم  تقاضا برای خرید زعفران بی کیفیت و تقلبی زیاد است  بنابراین در هر کارگاهی  زعفران بسته بندی می‌شود  که ممکن است تقلبی باشد به همین منظور به خریداران پیشنهاد می‌شود محصول استاندارد خریداری کنند.

    وی گفت:۷۰ درصد زعفران  ایران در خراسان رضوی تولید می‌شود که بخش عمده آندر شهرستان تربت است.

     

     

  • گروکشی های سیاسی طالبان با سواستفاده از حقابه ایران؟

    گروکشی های سیاسی طالبان با سواستفاده از حقابه ایران؟

    به گزارش اقتصادران، بعد از گذشت چهار سال که از خروج دائمی نیرو‌های نظامی خارجی به رهبری ایالات متحده در ۳۰ اوت سال ۲۰۲۱ می‌گذرد، هنوز هیچ کشوری، دولت امارات اسلامی افغانستان را مورد شناسائی رسمی قرار نداده است. با این وصف برخی کشور‌های همسایه از جمله جمهوری اسلامی ایران هنوز سفارت خود در کابل را تعطیل نکرده و سفارت افغانستان در تهران را هم به نماینده طالبان تحویل داده است.

    از مسائل عمده مناقشه بر انگیز دو کشور، یکی مرز‌های مشترک است که شامل عبور غیرقانونی شهروندان افغان از مرز‌های ایران و ورود به خاک ایران و ناتوانی یا کم کاری امارت اسلامی افغانستان از جلوگیری از عبور غیرقانونی شهروندان افغانی است.

    از طرفی ایران با حکومت طالبان بر سر حق آبه رود‌های فرامرزی که از افغانستان سرچشمه می‌گیرند و در انتهای مسیر خود شهر‌های استان‌های هم مرز را مشروب می‌سازند، اختلاف دارد.

    دولت جمهوری اسلامی افغانستان در دوره ریاست جمهوری اشرف غنی، با احداث سد‌هایی در مسیر جریان آب بسوی ایران از جمله با احداث سد کمال خان (با کمک‌های هند) جریان آب به سوی ایران ر ا مسدود کرده و آن را به ابزاری برای تحمیل اراده سیاسی بر ایران تبدیل کرد و این ابزار به طالبان به ارث رسیده و از آن برای چانه زنی درباره انصراف ایران از بیرون راندن پناهندگان غیر قانونی افغانی به کشور خودشان، بهره می‌گیرد.

    از سال‌های آغازین انقلاب اسلامی تا کنون، میلیون‌ها افغانی در ایران زندگی و اقامت داشته‌اند. این تعداد از منابع زیستی ایران همپای ایرانیان بهره‌مند می‌شوند و بستن آب بسوی ایران و استفاده ابزاری از آن از سوی امارت اسلامی افغانستان با هیچ معیار حقوقی و قانونی و انسانی قابل توجیه پذیر نیست.

  • لطمه بزرگ افغانستان به ایران/ چگونه طالبان منابع آبی شرق کشور را تهدید می‌کند؟

    لطمه بزرگ افغانستان به ایران/ چگونه طالبان منابع آبی شرق کشور را تهدید می‌کند؟

    به گزارش اقتصادران، عیسی بزرگ‌زاده سخنگوی صنعت آب کشور، درباره سدسازی‌های افغانستان برروی رودهای مشترک و واکنش ایران به این اقدامات اظهار داشت: ما موضع شفاف خود را به گوش مقامات افغانستان رساندیم و از کانال‌های دیپلمایتکی هم اعلام کردیم.

    وی افزود: از نظر ما کشور همسایه در هر اقدامی که روی رودهای مشترک انجام می‌دهد باید حقوق عرفی را در نظر بگیرد و در چارچوب موازین و حقوق بین‌الملل اقدام کند.

    سخنگوی صنعت آب ساخت و آبگیری سد پاشدان در حوضه مرزی و مشترک هریرود را باعث کاهش جریان طبیعی رودخانه مرزی هریرود و بروز خسارت‌های اجتماعی و زیست محیطی در مناطق پایین‌دست به ویژه آسیب جدی در تامین آب شرب شهر مشهد دانست.

    وی یادآور شد: اعمال هرگونه سخت‌گیری و فشار به بخشی از مردمان حوضه آبریز، ناگزیر همه ساکنان حوضه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

    بزرگ‌زاده بیان کرد: اثرات این اقدام یک‌جانبه طرف افغان نه تنها تامین آب شرب و بهداشت چند میلیون نفر را متأثر می‌کند، بلکه به آسیب گسترده به محیط‌زیست پایین‌دست نیز منجر می‌شود.

    وی خاطرنشان کرد: بهره‌برداری یک‌سویه و غیرمشارکتی از منابع آب حوضه هریرود به نفع هیچ‌یک از کشورها در بالادست و پایین‌دست نیست.

    سخنگوی صنعت آب کشور گفت: وزارت نیرو در نشست‌های خود با طرف مقابل به صراحت این موضوع را یادآور شده و در کانال‌های دیپلماتیک نیز یادداشت‌های خود را ارائه دادیم.

    وی تاکید کرد: ما اجازه نمی‌دهیم بابت بهره‌برداری یک‌جانبه طرف همسایه به پایین‌دست و مناطق و شهروندان کشورمان آسیب وارد شود، این مسئله قابل قبول نیست.

    عباس علی‌آبادی درباره واکنش ایران در قبال سدسازی اخیر افغانستان روی رودخانه مشترک با ایران گفته است: آب‌های مرزی دارای اهمیت بسیار است، ما در قسمت‌هایی آب را دریافت و در بخش‌هایی آب را تحویل می ‌دهیم، ما تلاش می‌کنیم طبق مقررات جهانی عمل کنیم.

    وی ادامه داد: برنامه ما این است با همسایگانی که از ایران آب دریافت می‌کنند به عدالت رفتار کنیم و سهم کشور خودمان را نیز از دیگر کشورها دریافت کنیم.

    وزیر نیرو گفت: از طریق مجاری مربوطه اقدامات سیاسی لازم را برای دریافت حقابه و حقوق مردم انجام می‌دهیم، حتی از ظرفیت‌های بومی و محلی هم استفاده می‌کنیم که بسیار هم موثر است.

    این گزارش حاکی است؛ در سفر اخیر عباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان به کابل و دیدا با امیرخان متقی وزیر خارجه افغانستان «حقابه ایران از هیرمند» مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است.

    عراقچی گفته است:  بحث آب یک بحث جدی برای ما بود، رویکرد مقابل ما طرف افغانستان رویکرد سازنده و مثبتی است هم رئیس‌الوزرا و هم وزیر امور خارجه افغانستان تاکید کردند که حقابه ایران بر اساس معاهده هیرمند داده خواهد شد و حتی از آن بالاتر تعبیر بسیار زیبایی که داشتند این بود که حتی اگر معاهده هم نبود وظیفه شرعی و وظیفه انسانی ما اقتضا می‌کرد که آب را به ایران برسانیم یک سری نکات فنی وجود دارد که قرار شد همکاری بشود تا رفع شود البته بارش‌ها هم مؤثر است پدیده خشکسالی پدیده‌ای است که کل منطقه را در بر گرفته ولی اینکه خشکسالی واقعا در چه سطحی است و آب چه میزان است چه میزان نیست خود این هم یک بحث فنی هست که باید به صورت دو جانبه حل و فصل بشود.

    به گفته وزیر امور خارجه خارجه؛ در این خصوص توافقات صورت گرفت اصل قضیه مورد تأیید دوستان ما در کابل است و ان‌شاءالله پیگیری خواهد شد امیدوارم که این امر تأمین شود.

    همچنین در این دیدار یک مقام افغانستانی گفته است: موضوع آب هم برای افغانستان و هم ایران مهم است، ما در نعمتی که خدا داده دخالت نداریم، مردم سیستان و بلوچستان هم برادران ما هستند.

    وی اضافه کرده: ما به صراحت گفتیم برای ما بین مردم هلمند و نیمروز و سیستان و بلوچستان فرقی ندارند، مشکل موجود به خاطر خشکسالی است وقتی باران و برف نباشد و یا کم باشد آب هم کم می‌شود، آب از مناطق مرکزی افغانستان به هلمند و کجکی می‌رسد و بعد از آن تا سد کمالخان و سیستان و بلوچستان باید ۶۰۰ تا ۷۰۰ کیلومتر طی شود. زمین این مسیر هم اکثرا ریگ و خاک است که آب جذب و یا تبخیر می‌شود بنابراین اگر آب زیاد نباشد به سیستان و بلوستان نمی‌رسد.

    این مقام افغانستانی تاکید کرده است: بهرحال اگر حتی توافق و معاهده هم نباشد ما به خاطر اسلام  و انسانیت مسئولیت خود می‌دانیم  که آب به مردم سیستان و بلوچستان برسد.