برچسب: اعتراضات مردمی

  • موج اعتراض نانوایان گسترده شد

    موج اعتراض نانوایان گسترده شد

    به گزارش اقتصادران، اعتراض نانوایان در هفته‌های اخیر در شهرهایی چون قم، اصفهان، اهواز، بیرجند، کرمانشاه، شاهین‌شهر و مشهد بار دیگر توجه‌ها را به وضعیت نامساعد این صنف جلب کرده است.

    مشکلاتی نظیر عدم پرداخت یارانه نانوایان، افزایش هزینه‌های تولید، کاهش درآمد، گرانی مواد اولیه و ضعف سیاست‌های حمایتی دولت ازجمله دلایل اصلی این تجمعات عنوان شده‌اند. همچنین، ناترازی انرژی بر دشواری‌های این صنف افزوده و شرایط را بحرانی‌تر کرده است.

    دولت یارانه نان را سوم اردیبهشت پرداخت نکرده است

    آنطور که احمد سلیمانی، رئیس انجمن صنفی کارگران خباز سبزوار گفته، دولت از سوم اردیبهشت این یارانه را واریز نکرده است. این کمک که برای جبران بخشی از هزینه‌های تولید و جلوگیری از افزایش قیمت نان در نظر گرفته شده، سال گذشته تا سقف ۴۰ درصد تعیین شد، اما میزان آن برای هر نانوایی بین ۱۵ تا ۴۰ درصد متفاوت است.

    ماجرای اعتراض نانوایان از کجا آغاز شد؟

    قبل از سال ۱۴۰۱، قیمت نان سالانه چند درصد افزایش پیدا می‌کرد، اما از سال ۱۴۰۱ به بعد، دولت وقت برای جلوگیری از افزایش قیمت نان تصمیم به پرداخت کمک هزینه به نانوایان گرفت که در شرایط فعلی کمک‌‌هزینه‌های دولت کافی نیست.

    از طرفی، سهم بیمه کارفرمایان هم افزایش پیدا کرده و نانوایان باید حق بیمه بیشتری نسبت به سال‌های قبل پرداخت کنند.

    اختیار تعیین قیمت نان به استان‌ها واگذار می‌شود؟

    آنطور که محمدرضا عارف، معاون اول رئیس جمهوری، درباره تعیین قیمت نان به صدا‌وسیما گفته، مقرر شده که اختیار تعیین قیمت نان در هر استان به استانداران واگذار شود. همچنین هر استانی متناسب با وضعیت و شرایط خود، قیمت انواع نان را در یک دوره زمانی مشخص و تعیین کند.

    با توجه به این وضعیت، قیمت نان باید در کارگروه‌های آرد‌ و‌ نان هر استان با ریاست استاندار و باعضویت اداره غله، جهاد کشاورزی و اتحادیه‌های نان بررسی و تصویب شود.

    حمیدرضا رستگار، رئیس اتاق اصناف تهران، درباره دلایل اعتراض نانوایانتوضیح داد: بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که در بحث قیمت‌ تمام‌شده نان، سهمیه نانوایان و قیمت‌گذاری نان اشکالاتی وجود دارد. در حال حاضر یکی از دلایل اعتراض نانوایان، کاهش سهمیه آرد است.

     نرخ نان را نمی‌توان به شکل دستوری تعیین کرد

    رستگار درباره قیمت‌گذاری دستوری نان عنوان کرد: نکته مهم این است که قیمت نان را نمی‌توان به‌صورت دستوری مدیریت کرد، زیرا هرگونه دخالت در قیمت‌گذاری ممکن است برای اقشار خاصی از جامعه مشکلات جدی به‌همراه داشته باشد.

    او افزود: با وجود تعیین قیمت برای نان، بسیاری از نانوایان آن را رعایت نمی‌کنند. زیرا میان هزینه‌های پخت نان و درآمد حاصل از آن تناسبی وجود ندارد.

    قانون سهم بیمه کارفرمایان یاید اصلاح شود

    رئیس اتاق اصناف تهران با اشاره به بحث افزایش سهم بیمه کارفرمایان گفت: یکی دیگر از دلایل اصلی اعتراض نانوایان، افزایش سهم بیمه کارفرمایان است. به نظر می‌رسد که باید این قانون هم اصلاح شود و حق بیمه کارگران مطابق سال ‌های قبل پرداخت شود.

    آزادسازی نرخ نان راه‌حل رفع ریشه‌ای مشکلات این صنف است

    رستگار برای رفع مشکلات نانوایان پیشنهاد داد: برای اینکه نان با کیفیت در اختیار مصرف‌کننده قرار بگیرد، باید قیمت آن به صورت آزاد تعیین شود و نرخ یارانه‌‌ای نداشته باشد‌.

    او اضافه کرد: در حال حاضر به دلیل یارانه‌ای بودن قیمت نان، بسیاری از نانوایان در تلاش‌اند تا سهمیه بیشتری دریافت کنند. بنابراین، باید یارانه نان در اختیار مردم قرار بگیرد. زیرا در حال حاضر مصرف‌کننده، نانوایان و حتی دولت از شرایط ناراضی هستند. با آزادسازی نرخ نان، تمام مشکلات این حوزه برطرف می‌شود.

    با آزادسازی نرخ نان سوءاستفاده از سهمیه‌ها کاهش می‌یابد؟

    این فعال صنفی درباره مزایای قیمت‌گذاری آزاد نان تصریح کرد: در صورت آزاد شدن قیمت‌گذاری نان، سوءاستفاده از سهمیه‌ها کاهش پیدا می‌کند. همچنین با حذف قیمت‌گذاری دستوری با بحث تعیین قیمت نان به‌صورت سلیقه‌ای برخورد نمی‌شود و مردم می‌توانند از جایی خرید کنند که نان با کیفیت‌تری پخت می‌کند.

    قیمت‌گذاری دستوری حذف می‌شود؟

    رستگار درباره اقدامات انجام‌شده در راستای حذف قیمت‌گذاری دستوری نان اظهار کرد: استانداری هر استان، به‌عنوان متولی اصلی بحث نظارت دولتی، به این نتیجه رسیده‌اند که باید یک اقدام اساسی برای رفع این مشکل انجام شود.

    او اضافه کرد: حمایت از تولیدکنندگان، به‌ویژه در مشاغل سخت، امری ضروری است. بنابراین، دولت باید در تصمیم‌گیری‌ها دقت کافی داشته باشد تا شرایط به‌گونه‌ای پیش نرود که افراد به تخلف روی آورند. تصمیم‌های درست می‌توانند افراد را به رعایت قانون ترغیب کنند.

    بر اساس این گزارش، اعتراض گسترده نانوایان در روزهای اخیر، بار دیگر ضعف سیاست‌های حمایتی دولت را نمایان کرده است. تأخیر در پرداخت یارانه‌ها، افزایش هزینه‌های تولید، کاهش سهمیه آرد و رشد سهم بیمه کارفرمایان ازجمله عواملی هستند که شرایط فعالیت را برای نانوایان دشوار و در مواردی غیرقابل تحمل کرده‌اند.

    در حالی‌ که دولت با هدف کنترل قیمت نان به سیاست پرداخت یارانه و تعیین دستوری نرخ متوسل شده، بررسی‌ها نشان می‌دهد که این رویکرد نه تنها کارآمد نبوده، بلکه باعث نارضایتی هم‌زمان نانوایان، مصرف‌کنندگان و حتی خود دولت شده است.

    پیشنهاد‌هایی چون واگذاری اختیار قیمت‌گذاری به استانداری‌ها یا حذف قیمت‌گذاری دستوری و انتقال یارانه مستقیم به مصرف‌کننده، تنها زمانی می‌توانند به حل ریشه‌ای مشکلات کمک کنند که در چارچوبی شفاف، منسجم و با در نظر گرفتن شرایط واقعی صنف نانوایان اجرا شوند. در غیر این صورت، این بحران گسترش می‌یابد و شرایط فعالیت برای نانوایان سخت‌تر از گذشته می‌شود.

  • آینده‌ای نه چندان دور مردم اعتراض خواهند کرد / دیگر گروهی نمانده که کاسه کوزه ها را سر آن بشکنند! / فقر مطلق گلوی ایرانیان را می فشارد

    آینده‌ای نه چندان دور مردم اعتراض خواهند کرد / دیگر گروهی نمانده که کاسه کوزه ها را سر آن بشکنند! / فقر مطلق گلوی ایرانیان را می فشارد

    به گزارش اقتصادران، در روزهایی که مردم ایران، نظاره‌گر صعود نرخ دلار به رفیع‌ترین قلل ممکن هستند و دولت نهایت تلاش خود را برای تنش‌زدایی و حل مشکلات مردم در دستور کار قرار داده، آگاهی از این واقعیت که در زیر پوست جامعه ایرانی چه می‌گذرد و مردم چگونه می‌اندیشند؟ واجد اهمیت ویژه‌ای است. به اعتقاد تقی آزاد ارمکی، نشانه‌های مطلوبی از پایان یافتن تعارضات درونی نظام مشاهده می‌شود که آنها را می‌توان ذیل عنوان دستاوردهای دولت قرار داد. این استاد جامعه‌شناسی اما معتقد است که این توفیقات دولت، نیازمند دستاوردهای مکملی است که بدون آنها دستاوردهای قبلی هم فاقد اهمیت خواهند شد. مهم‌ترین پرونده پیش روی دولت پایان دادن به مشکلات معیشتی مردم، مهار تورم و رفع تحریم‌هاست. ضرورت‌هایی که در گروی تحقق ایده تنش‌زدایی دولت برای رفع تحریم‌هاست. به اعتقاد این جامعه‌شناس رویکردهای افراطی در داخل باعث توفیق جریانات رادیکال خارجی شده و کشور را با امواج اعتراضی مهار ناشدنی مواجه می‌سازد.

    جامعه ایرانی این روزها در شرایط خاصی قرار دارد. هرچند دورنمایی از آینده بهتر، پس از شکل‌گیری دولت چهاردهم پیش روی جامعه ارائه شده، اما در عین حال بحران‌ها و چالش‌های بنیادینی در برابر جامعه قرار دارد. تحلیل شما از وضعیت جامعه چیست ؟

    ایران در دوره جدیدی از یک مشکل بنیادین و مهم سال‌های قبل عبور کرده که همانا تعارضات درون نظام سیاسی است. اگر یک دهه یا دو دهه و… به عقب بازگردیم، متوجه می‌شویم که در ایران حاکمیت چند پارچه وجود داشته است. راستگراهای افراطی، چپگراهای افراطی، تعارضات متعدد بین مجلس و رییس‌جمهور، هر دو با قوه قضاییه و بعضا دیدگاه‌های متفاوتی که ممکن بود روسای قوا با منویات رهبری داشته باشند، کشور را دچار مشکلات بسیاری می‌ساخت. رهاورد مهم دولت پزشکیان ابتدا برای حاکمیت و پس از آن برای کشور مهم است، چرا که پزشکیان توانسته توافقی در حد گفتار ایجاد کند. در واقع، این روزها صدایی از تعارض بین رییس مجلس و رییس دولت و رییس مجلس با دستگاه قضایی و… شنیده نمی‌شود. این روند باعث شده جامعه با آرامش نسبی مواجه شود. تا دیروز کسانی که مدافع رییس‌جمهور بودند در مقابله با قوه قضاییه تنش‌هایی را در جامعه ایجاد می‌کردند. روزنامه‌ها و رسانه‌ها به صورت فله‌ای بسته می‌شدند و فعالان سیاسی و اجتماعی و مدنی مدام با برخوردهای سخت مواجه بودند. دولت اما توانسته آرامش نسبی در حاکمیت ایجاد کرده و نهایتا این آرامش را به جامعه تسری بدهد.

    آیا با این آرامش نسبی آن هم در گفتار همه مشکلات کشور حل و فصل می‌شود؟

    این آرامش گفتاری اگر با گزاره‌های مکمل همراه نشود، خطرناک می‌شود. چرا که حاکمیت تصور می‌کند با این آرامش نسبی همه مسائل حل شده است! همین امروز که مسوولان صحبت می‌کنند، گویی کار بسیار بزرگی در کشور انجام شده و به دلیل آشتی رییس‌جمهور با روسای قوای دیگر مثلا مساله فیلترینگ یا حجاب و… حل شده و دیگر تمام. اما این روند آرامش نسبی باید منجر به حل مسائل اساسی کشور شود. مساله اساسی ایران مسائل اجتماعی، رفع تحریم‌ها و حل مشکلات اقتصادی و بهبود معیشت مردم است. اگر بهبودی در این زمینه ایجاد نشود، امواج اجتماعی به حرکت درمی‌آیند. ایران با یک دوره پیچیده، خطرناک و اضطراب‌آفرین روبه‌روست. اگر دیروز در جامعه، جنبش مهسا امینی ایجاد می‌شد، جریانی وجود داشت که همه کاسه و کوزه‌ها سر آنها خرد می‌شد. مثلا عنوان می‌کردند، اصلاح‌طلبان فتنه و اغتشاش می‌آفرینند یا لیبرال‌ها و نئو لیبرال‌ها و… متهم می‌شدند! امروز اما جامعه به سمت و سویی رفته که اولا حاکمیت دچار گمراهی شده و مهم‌تر از آن دیگر گروهی باقی نمانده که مسائل به او حواله داده شود.

    این روند ناهنجاری و کژکارکردی چه شرایطی را ممکن است پیش روی جامعه ایجاد کند؟

    من به عنوان یک جامعه شناس معتقدم جامعه ایرانی مملو از حوادث، اتفاقات، هیجانات اجتماعی و سیاسی است. گرانی‌های گسترده، دلار ۸۹هزار تومانی، اجاره‌های نجومی، مشکلات بهداشتی، مهاجرت، فقر مطلق و… گلوی ایرانیان را فشار می‌دهد. این پرونده‌ها روی زمین مانده و کسی درباره آنها راه‌حل ارائه نمی‌دهد. اگر فکری به حال این بحران‌ها نشود، به زودی در شمایل دمل‌های چرکین ظهور و بروز پیدا می‌کنند. اگر مشکلات ادامه‌دار باشند در آینده‌ای نه چندان دور مردم اعتراض خواهند کرد. تا دیروز حاکمیت می‌توانست، اعتراضات خیابانی را محکوم کرده و ریشه آنها را به گردن اصلاح‌طلبان و… بیندازد، اما امروز دیگر میانجی‌هایی وجود ندارند که بتوانند تکانه‌های رخ داده میان حاکمیت و جامعه را مهار کند. پیش‌بینی من این است که اگر مشکلات معیشتی مردم تداوم داشته باشد و فکری به حال رفع تحریم‌ها و… نشود، با مجموعه‌ای از اعتراضات با محوریت موضوعات اقتصادی و اجتماعی مواجه خواهیم شد. چرا که حاکمیت فراموش کرده که بحران‌هایی چون ناترازی انرژی، فقر، کارتن‌خوابی، آسیب‌های اجتماعی و… هنوز زیر پوست جامعه در حال رشد و نمو است. هرچند آشتی رییس‌جمهور و سران قوا مطلوب است اما باید همراه با راهبردهایی برای حل مشکلات شود. از سوی دیگر نباید فراموش کرد، ذهنیت مردم امروز در اختیار مرجعیت داخلی قرار ندارد. اگر تا دیروز دانشجویان، روزنامه‌نگاران، روشنفکران و… نسخه‌های عملیاتی ارائه می‌کردند، امروز رهبری فکری مردم در اختیار گروه‌های ناشناخته و مبهم است. این روند کشور را با دردسر‌های اساسی روبه‌رو می‌کند.

    شما از معضل فشار اقتصادی و معیشتی صحبت کردید. این فشار تا کجا می‌تواند تداوم داشته باشد؟

    اگر دولت و حاکمیت طی یک اعلان عمومی به مردم بگویند، ایران دیگر از مرحله توسعه و آبادانی کشور گذشته و امروز فقط باید به فکر نیازهای اساسی مردم بود. در این صورت نارضایتی مردم کاهش می‌یابد. چراکه توقع مردم کاهش یافته و نان و آب و برخی نیازهای ضروری مردم به عنوان اولویت مطرح می‌شود. جامعه در این صورت به ضرورت‌ها تن می‌دهد. این روند در دهه ۶۰ تکرار شده بود. اگر حاکمیت بتواند جامعه را به این شرایط مجاب کند، می‌تواند برای بحران‌های پیش رو مواجه باشد. در این مرحله حاکمیت به نقش آفرینی طبقه متوسط نیاز دارد. طبقه‌ای که طی سال‌های اخیر مدام تضعیف شده است. اما اگر مدام از ضرورت توسعه و پیشرفت صحبت شود و ائمه جمعه و صداوسیما، رسانه‌های حکومتی و چهره‌های سیاسی و… مدام از بهبود وضعیت صحبت کنند، می‌تواند باعث بروز حوادث بسیاری شود. کسانی که درآمد ثابت دارند و حقوق‌بگیر هستند، اعتراض می‌کنند که ما دیگر نمی‌توانیم اجاره‌بها یک واحد حداقلی را بدهیم، نمی‌توانیم، غذای مورد نیاز خانواده را تامین کنیم، آموزش فرزندان‌مان را تامین کنیم و… در این صورت بخش قابل توجهی از جمعیت ایرانیان که درگیر فقر و نزول اقتصادی شده‌اند در شمایل معترضان اجتماعی و سیاسی وارد میدان می‌شوند.

    کنشگران دیگری هم در فضای اجتماعی و سیاسی حضور دارند که تندروها و رادیکال‌ها هستند. آنها مدام به دولت اعتراض می‌کنند و تصویر تاریکی از شرایط ارائه می‌کنند. در سال ۹۶ نتیجه کنشگری مخرب این طیف در بروز تکانه‌های اجتماعی تجربه شد. کنشگری این طیف را چطور می‌توان تعریف کرد؟

    ما نمی‌توانیم مجلسی داشته باشیم که ضرورت‌های مردم را پاسخ بدهد، بعد گروه‌های تندرویی وجود داشته باشد که تلاش کند برای دولت حاشیه‌سازی کند. این گروه‌ها باید مهار شده و در راستای منافع کل حاکمیت حرکت کنند. متاسفانه در بسیاری از موارد منافع گروه‌های تندروی داخلی با تحرکات گروه‌های رادیکال خارجی و حتی دشمنان ایران در یک راستا قرار گرفته است. اگر این گروه‌ها مهار نشوند، خودشان باعث بروز تکانه‌های اجتماعی شدید شوند. همان‌طور که در سال ۹۶ این گروه‌های رادیکال با هدف ضربه زدن به دولت، حرکت‌های اعتراضی را شکل دادند که در ادامه به شکل یک سونامی بزرگ عمومی و فراگیر ظهور کرد. برنده این تندروی‌ها، اپوزیسیون خارج از کشور بودند. در صورتی که در شرایط فعلی هم تندروی‌ها مهار نشود، در ادامه در شمایل یک موج فراگیر در می‌آید و باعث آسیب دیدن کلیت سیستم می‌شود. نباید اجازه داد بحران‌های اجتماعی به شکل بحران‌های امنیتی به حرکت درآیند.

    اگر قرار بود شما پیشنهادی به دولت و رییس‌جمهور داشته باشید، به چه مواردی اشاره می‌کردید؟

    می‌گفتم دولت باید به تامین ضرورت‌های مردم بازگردد و با مردم صادقانه صحبت کند که شرایط کشور به این دلایل این‌گونه شده است. در مرحله بعدی دعوت می‌کردم از افرادی که در این کشور صاحب نفوذ هستند. دولت از متشرعان، ، ثروتمندان، مراجع بزرگ، طبقه متوسط، نخبگان کشور، هنرمندان، سلبریتی‌ها و… دعوت کرده و کارها را به آنها واگذار کند. اقتصاد را بخش خصوصی، فرهنگ را به دانشگاهیان و هنرمندان، رسانه را به روزنامه‌نگاران واقعی و… واگذار کند. مسوولیت‌هایش را کاهش بدهد تا با داشته‌هایش بتواند کارهایی صورت بدهد. سوم اینکه دولت باید برخی از دوگانگی‌های موجود در سیستم در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی، هنری و… را به چالش بکشد. نهادهایی که بیشترین ثروت و سرمایه کشور دست آنهاست مسوولیتی در بروز مشکلات نمی‌پذیرند! دولت باید این جریانات را فراخوانده و با آنها گفت‌وگو کند. به جای اینکه آقای پزشکیان این همه جلسه با عمر و زید بگذارند، باید با نهادهای بانفوذ و بنیادهای دارای قدرت جلسه بگذارد و مسیر کشور را مشخص کند. نهایتا هم ایده تنش‌زدایی را در عالی‌ترین سطح عملیاتی کند. اینها پیشنهادهایی است که من برای دولت و شخص آقای رییس ‌جمهور دارم.

  • اگر دولت سیزدهم به علم اقتصاد آشنا بود، مردم برای مایحتاج اولیه شان به چه کنم چه کنم نمی‌افتادند! / اعتراضات مردم برای بخشی از حاکمیت مهم نیست!

    اگر دولت سیزدهم به علم اقتصاد آشنا بود، مردم برای مایحتاج اولیه شان به چه کنم چه کنم نمی‌افتادند! / اعتراضات مردم برای بخشی از حاکمیت مهم نیست!

    به گزارش اقتصادران، ایران با اینکه به لحاظ در اختیار داشتن پتانسیل‌های اقتصادی از جمله کشور‌های غنی خاورمیانه به شمار می‌رود، به دلیل نگاه توام با تقابلی حاکمیت، نه تنها فرصت حضور در بازار‌های بزرگ جهانی را از دست داده است، بلکه فعل و انفعالات اخیر موجب شده تا داد و ستد با همسایه‌های حوزه خلیج فارس هم به حداقل ممکن برسد تا بتوان اینطور گفت، تلاش توام با تاثیرگذاری برای تغییر در مناسبات اقتصادی ایران با نظام بین الملل اولویتی مهم و از هر بایدی بایدتر است.

    چرا اقتصاد ایران روز به روز بیشتر در تنگنا قرار می‌گیرد

    این تحلیلگر اقتصادی در ادامه گفت: اگر دلیل اصلی مشکلات را که تحریم است، کنار بگذاریم باید به این اشاره کنیم که سوءمدیریت و اساسا تفکراتی که رشد اقتصادی را امری مهم تلقی نمی‌کنند هم در گره‌های کور فعلی سهم و نقشی بسزا دارند. به عنوان مثال با نگاهی به ترکیب مدیرانی که در دولت سیزدهم سکان دار دستگاه‌های اقتصادی هستند، می‌توان به این نتیجه رسید که به هنگام گزینش تصمیم گیران حوزه مهم اقتصادی، نه تنها شاخص مهم تجربه و تخصص با بی تفاوتی مواجه شده که حتی نسبت به اولویت‌های ابتدایی هم بی توجهی شده است. به عنوان مثال وقتی فردی از مسئولیتی کنار گذاشته می‌شود بلافاصله به سمت دیگری منصوب می‌شود، لذا نباید امیدی به اصلاح داشته باشیم.

    وی افزود: مساله دیگر نوع نگاه دولتی‌ها به شرایط موجود است. یعنی وقتی آقای رییسی سفر‌های استانی را راهی مهم برای کاهش مشکلات می‌داند، وقتی برخی از مدیران بدون در نظر گرفتن گرفتاری عمومی از کاهش تورم و حتی رسیدن به قله می‌گویند، وقتی بعد از ۲ سال و ۶ ماه دولت داری همچنان دولت روحانی را مقصر و مسبب مشکلات می‌دانند و … چطور می‌توانیم از این سیستم مدیریتی توقع کارآمدی و در نتیجه کاهش مشکلات داشت؟ در واقع دولتی قرار است یک سال و شش ماه دیگر برای کشور و مردم تصمیم بگیرد که هیچ ذهنیتی از اهمیت جایگاهی که در آن قرار دارد، ندارد تا شبانه روز با کار‌های غیر علمی و مبتنی بر توهم و هیجان بار جامعه را سنگین و سنگین‌تر کند.

    عزتی توضیح داد: اگر دولت سیزدهم، دولتی بود که علم اقتصاد را می‌شناخت و به راه و چاه آشنا بود، قطعا امروز مردم برای مایحتاج اولیه شان هم به چه کنم چه کنم نمی‌افتادند، به خصوص اینکه ترکیب مجلس دوازدهم نشان می‌دهد از این پس شاهد افراطی گری‌هایی جدی تری خواهیم بود تا به استقبال شدت گرفتن نارضایتی عمومی برویم. هر چند که ظاهرا نارضایتی جامعه برای بخشی از حاکمیت مهم نیست.

    این اقتصاددان در پایان گفت: تا زمانی که در سیاست‌هایمان، در رفتارمان، در تصمیم گیری‌هایمان تجدیدنظر اساسی نکنیم، بحران روز به روز هزینه ساز‌تر و البته ماندگارتر خواهد شد.