برچسب: استارتاپ

  • مرگ تدریجی اقتصاد دیجیتال در ایران

    مرگ تدریجی اقتصاد دیجیتال در ایران

    به گزارش اقتصادران، صبح یک‌کارآفرین جوان در تهران با پیامی تلخ آغاز می‌شود؛ پیامی که خبر از تعطیلی استارتاپ هفت‌ساله‌اش می‌دهد. او یکی از ‌هزاران نفری است که در دوماه گذشته شاهد فروپاشی آرام اما بی‌امان کسب‌وکار دیجیتالی‌اش بوده است. این داستان تنها روایت یک‌فرد نیست بلکه تصویر بخشی از اقتصاد بوده که در سکوت در حال نابودی است.

    اقتصاد دیجیتال ایران که روزی به‌عنوان امیدبخش‌ترین بخش اقتصادی کشور شناخته می‌شد اکنون با بحرانی چندلایه روبه‌رو است. قطعی ۵۹روزه اینترنت، جنگی که زیرساخت‌های ارتباطی را هدف گرفت و محدودیت‌هایی که روزبه‌روز سنگین‌تر می‌شوند این بخش را به‌لبه پرتگاه رساندند. اعدادی که رییس کمیسیون اینترنت سازمان نظام صنفی رایانه‌ای اعلام کرده هشداری جدی است؛ ۳تا۵هزار‌میلیاردتومان خسارت روزانه، کاهش ۵۰درصدی فروش‌های اینترنتی و ۲‌هزارشرکتی که تنها یک‌تادوماه دیگر می‌توانند دوام بیاورند.

    این اما تنها بخشی از ماجراست. در همین حال که اقتصاد دیجیتال ایران در حال فروپاشی بوده کشورهای همسایه با شتابی باورنکردنی درحال پیشی‌گرفتن هستند. عربستان‌سعودی با سرمایه‌گذاری ۲۴میلیارد دلاری در هوش مصنوعی، امارات با جذب ۳۴‌میلیارد دلار سرمایه در حوزه رمزارزها و ترکیه با اقتصاد دیجیتال رو به‌رشد در حال تبدیل‌شدن به‌قطب‌های دیجیتال منطقه هستند. درمقابل ایران با تنها ۸۲‌میلیون‌دلار سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی طی ۱۰سال گذشته شاهد فاصله‌ای است که هر روز عمیق‌تر می‌شود.

    این گزارش تلاش می‌کند تا تصویری جامع از وضعیت اقتصاد دیجیتال ایران مقایسه آن با کشورهای منطقه، هزینه‌های ویرانگر جنگ و محدودیت‌ها و درنهایت افق آینده این بخش حیاتی از اقتصاد را ترسیم کند. از دل این بحران آیا راهی برای نجات باقی مانده است؟

    ۶‌درصد تولید ناخالص؛ نصف میانگین جهانی

    اقتصاد دیجیتال ایران در نگاه اول تصویری از پتانسیلی نشان می‌دهد که هرگز به‌تحقق کامل نرسیده است. سهم این بخش از تولید ناخالص داخلی کشور در سال۱۳۹۹به‌۸۷/۶‌درصد رسید؛ رقمی که اگرچه نسبت به‌۶/۲درصد در سال۱۳۹۲ رشد قابل‌توجهی داشته اما هنوز نصف میانگین جهانی است که حدود ۱۵‌درصد برآورد می‌شود. این شکاف نه‌تنها نشان‌دهنده عقب‌ماندگی ایران در حوزه دیجیتال است بلکه حکایت از فرصت‌های از دست رفته و توانمندی‌هایی دارد که هرگز به‌ثمر ننشستند.

    تعداد کاربران اینترنت در ایران تا سال۲۰۲۶میلادی به۹۰‌میلیون‌نفر رسیده؛ رقمی که از ۷۸‌میلیون نفر در سال۲۰۲۳افزایش یافته است. این جمعیت گسترده کاربران پایگاهی عظیم برای توسعه کسب‌وکارهای دیجیتال محسوب می‌شود اما پارادوکس اینجاست که باوجود این پتانسیل بزرگ زیرساخت‌ها و سیاستگذاری‌های لازم برای بهره‌برداری از آن فراهم نشده است. بخش دیجیتال بینده تا ۱۵‌درصد اشتغال کشور را به‌خود اختصاص داده؛ بخشی که در ماه‌های اخیر با بیکاری گسترده دست‌وپنجه نرم می‌کند.

    پلتفرم‌های تجارت الکترونیک، فناوری‌های مالی و استارتاپ‌ها که در دهه گذشته رشد چشمگیری داشتند اکنون در موقعیتی شکننده قرار دارند. این شرکت‌ها که بدون رانت دولتی و با تکیه بر نوآوری و کارآفرینی جوانان ایرانی شکل گرفته بودند امروز با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو هستند. قطع اینترنت، محدودیت‌های بانکی، نبود حمایت‌های دولتی و فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ، همگی دست به‌دست هم دادند تا این بخش را به‌ورطه نابودی بکشانند. باوجود تمام این چالش‌ها نقاط قوتی نیز وجود دارد که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. جمعیت جوان و باسواد دیجیتال، نیروی کار متخصص در حوزه فناوری اطلاعات و تجربه چندین‌ساله مقاومت دربرابر تحریم‌ها و محدودیت‌ها اما سوال اینجاست که آیا این نقاط قوت می‌توانند دربرابر موج چالش‌های کنونی دوام بیاورند؟

    ۹۰میلیون‌کاربر در تاریکی دیجیتال

    زیرساخت‌های اقتصاد دیجیتال ایران داستان تضادی عجیب را روایت می‌کند: از یک‌سو ۹۰میلیون کاربر اینترنت داریم که یکی از بزرگ‌ترین جوامع آنلاین منطقه را تشکیل می‌دهند و از سوی دیگر همین کاربران در ۵۹روز گذشته عملا از دسترسی به‌اینترنت بین‌المللی محروم بودند. این تناقض تصویری از اقتصادی است که توان بالقوه عظیمی دارد اما در عمل با محدودیت‌هایی مواجه است که آن را از رسیدن به‌این توان باز می‌دارد.

    پلتفرم‌های تجارت الکترونیک که در سال‌های اخیر رشد قابل‌توجهی داشتند اکنون با کاهش ۵۰درصدی فروش روبه‌رو شدند. این کاهش نه‌تنها به‌معنای ضرر مالی برای صاحبان کسب‌وکار است بلکه نشان‌دهنده ازدست‌رفتن اعتماد مشتریان و فروپاشی زنجیره ارزشی بوده که سال‌ها برای ساخت آن تلاش شده است. فناوری‌های مالی و بانکداری دیجیتال نیز که قرار بود تا پایان سال۲۰۲۷میلادی معاملات نقدی را ۳۰‌درصد کاهش دهند اکنون با چالش‌هایی جدی مواجه هستند که آینده این هدف را مبهم کرده است.

    اکوسیستم استارتاپی ایران که یک‌بار به‌عنوان پرجنب‌وجوش‌ترین بخش اقتصاد دیجیتال کشور شناخته می‌شد امروز در حال نفس‌های آخر است. ۲هزارشرکت که تنها یک‌تادوماه تاب‌آوری دارند آینده ‌هزاران نفر متخصص، مهندس و کارآفرین را در معرض خطر قرار دادند. این شرکت‌ها که بدون حمایت دولتی و با سرمایه‌گذاری خصوصی شکل گرفته بوده نماد اقتصادی مردمی و غیررانتی بودند؛ اقتصادی که بر پایه نوآوری، خلاقیت و تلاش جوانان ایرانی بنا شده بود. این روزها اما این نماد درحال محوشدن است و جای آن داستان‌های تلخی از تعطیلی، بیکاری و مهاجرت باقی می‌ماند. پهنای باند اینترنت که باید پایه‌ای برای توسعه این بخش باشد درعمل به‌ابزاری برای کنترل و محدودسازی تبدیل شده است.

    نسل جوان؛ سرمایه‌ای که در حال فرار است

    یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های اقتصاد دیجیتال ایران جمعیت جوان و تحصیل‌کرده‌ای است که با فناوری‌های دیجیتال بزرگ شده و زبان این دنیای نوین را به‌خوبی می‌فهمند. این نسل که در محدودیت‌ها بزرگ شده یاد گرفته است چگونه با کمترین امکانات بیشترین بهره‌وری را داشته باشد اما پارادوکس تلخ اینجاست که همین نسل امروز در حال ترک کشور و مهاجرت به‌کشورهای همسایه است؛ کشورهایی که با استقبال از این نیروی کار ماهر درحال تقویت اقتصاد دیجیتال خود هستند.

    نیروی کار متخصص در حوزه فناوری اطلاعات یکی دیگر از نقاط قوت ایران محسوب می‌شود. مهندسان نرم‌افزار، طراحان تجربه کاربری، متخصصان داده و کارآفرینان دیجیتال ایرانی همواره در سطح منطقه و حتی جهان شناخته شده بودند اما در ماه‌های اخیر شاهد مهاجرت گسترده این نیروها به‌کشورهایی مانند امارات، ترکیه و حتی کشورهای اروپایی هستیم. این مهاجرت نه‌تنها به‌معنای از دست رفتن سرمایه انسانی بلکه به‌معنای انتقال دانش، تجربه و شبکه‌های کاری به‌کشورهای رقیب است.

    پتانسیل بازار داخلی بزرگ همچنان یکی از جذابیت‌های اقتصاد ایران برای توسعه کسب‌وکارهای دیجیتال است. ۸۵‌میلیون جمعیت با نیازهای متنوع و قدرت خرید نسبی بازاری را تشکیل می‌دهند که می‌تواند بستری مناسب برای رشد شرکت‌های فناوری باشد اما این پتانسیل زمانی می‌تواند به‌فعلیت تبدیل شود که زیرساخت‌های لازم فراهم باشد؛ زیرساخت‌هایی که درحال‌حاضر نه‌تنها توسعه نمی‌یابند بلکه در حال تخریب هستند. تجربه چندین‌ساله مقاومت دربرابر تحریم‌ها و محدودیت‌ها نیز به‌اقتصاد دیجیتال ایران نوعی تاب‌آوری داده است. این بخش یاد گرفته چگونه در شرایط سخت راه‌حل‌های خلاقانه پیدا کند؛ از استفاده از ارزهای دیجیتال گرفته تا توسعه ابزارهای بومی. سوال اساسی اما این است که آیا این تاب‌آوری می‌تواند دربرابر فشار کنونی که از هر زمان دیگر شدیدتر بوده دوام بیاورد؟

    چشم‌انداز۲۰۳۰ عربستان؛ ۵۰‌درصد اقتصاد دیجیتال

    عربستان‌سعودی درحال نوشتن فصل جدیدی از اقتصاد خود است؛ فصلی که در آن نفت دیگر تنها منبع درآمد نیست. چشم‌انداز۲۰۳۰ این کشور هدفی بلندپروازانه اما قابل دستیابی را دنبال می‌کند یعنی افزایش سهم اقتصاد دیجیتال به۵۰درصد از تولید ناخالص داخلی. این هدف که در سال۲۰۲۵میلادی باید به۲/۱۹درصد می‌رسید اکنون در مسیری روبه‌رشد قرار دارد که می‌تواند تا سال۲۰۳۰ این کشور را به‌یکی از قطب‌های دیجیتال جهان تبدیل کند.

    سرمایه‌گذاری ۲۴‌میلیارد دلاری عربستان در حوزه هوش مصنوعی طی سال‌های۲۰۱۵تا۲۰۲۴ نشان‌دهنده جدیت این کشور در تحول دیجیتال است. این سرمایه‌گذاری که تقریبا ۳۰۰برابر سرمایه‌گذاری ایران در همین بازه زمانی بوده درحال تبدیل‌شدن به‌زیرساخت‌های واقعی است. ۸‌هزارو۳۹۱‌پردازنده‌اچ‌صد که در خوشه‌های پردازشی این کشور نصب شده ظرفیتی است که عربستان را در صدر کشورهای منطقه قرار داده است. برای مقایسه ظرفیت پردازشی ایران تنها ۱۷۲پردازنده از همین نوع است.

    بازار رمزارزها و دارایی‌های مجازی در عربستان نیز با سرعتی باورنکردنی درحال رشد است. ۲۳‌میلیاردو۱۰۰‌میلیون‌دلار ارزش این بازار در سال۲۰۲۴ رقمی است که پیش‌بینی می‌شود تا سال۲۰۳۳ ۴۶میلیارد دلار برسد. این رشد نه‌تنها نشان‌دهنده جذابیت این حوزه برای سرمایه‌گذاران است بلکه حکایت از سیاستگذاری‌های هوشمندانه‌ای دارد که محیطی امن و جذاب برای فعالیت در این بخش فراهم کرده است. عربستان در حالی به‌این موفقیت‌ها دست یافته که همچنان درحال سرمایه‌گذاری گسترده در زیرساخت‌ها، آموزش و جذب نیروی کار متخصص است؛ نیروهایی که برخی از آنها از ایران به‌این کشور مهاجرت کردند.

    امارات؛ از ۶۸۰میلیارد دلار تراکنش تا جذب ۳۴‌میلیارد سرمایه

    امارات متحده عربی در سال‌های اخیر خود را به‌عنوان قطب مالی دیجیتال خاورمیانه معرفی کرده است. این کشور که سهم اقتصاد دیجیتال در آن ۷/۹درصد است هدف خود را افزایش این رقم به‌بیش از ۲۰درصد تا سال۲۰۳۱ ‌قرار داده است. این هدفگذاری نه یک‌آرزو بلکه برنامه‌ای عملیاتی بوده که با سرمایه‌گذاری‌های کلان و سیاستگذاری‌های هوشمندانه در حال تحقق است.

    ارزش تراکنش‌های دارای مجوز در دوبی که از ابتدای سال۲۰۲۵ از ۶۸۰میلیارد دلار عبور کرده نشان‌دهنده حجم عظیم فعالیت‌های مالی دیجیتال در این کشور است. این رقم که معادل ۲‌هزارو۵۰۰تریلیون‌درهم بوده تنها در بخشی از سال به‌دست آمده و نشان می‌دهد که امارات با چه سرعتی درحال تبدیل شدن به‌مرکز تراکنش‌های دیجیتال منطقه است. سرمایه‌گذاری ۵‌میلیارد دلاری این کشور در حوزه هوش مصنوعی نیز بخشی از استراتژی کلان آن برای تبدیل‌شدن به‌رهبر تکنولوژی منطقه است.

    جذابیت امارات برای سرمایه‌گذاران در حوزه رمزارزها، با ورود ۳۴‌میلیارد دلار سرمایه مرتبط با این حوزه در بازه ژوئیه۲۰۲۳تا ژوئن۲۰۲۴ به‌اثبات رسیده است. این رقم حیرت‌انگیز نشان می‌دهد که امارات توانسته با ایجاد چارچوب‌های قانونی شفاف محیطی امن برای سرمایه‌گذاری فراهم کند. دوبی با راه‌اندازی اتاق اقتصاد دیجیتال و مجوزدهی به‌شرکت‌های فعال در حوزه دارایی‌های مجازی خود را به‌عنوان مقصدی جذاب برای کسب‌وکارهای دیجیتال معرفی کرده است. این موفقیت امارات درحالی رقم خورده که بسیاری از کارآفرینان و متخصصان ایرانی نیز به‌این کشور مهاجرت کرده‌ و بخشی از این رشد را با دانش و تجربه خود رقم زدند؛ داستانی تلخ برای ایران که سرمایه‌های انسانی خود را درحال از دست دادن است.

    ترکیه؛ ۵/۱تریلیون‌دلار اقتصاد و نگاه به‌آینده دیجیتال

    ترکیه با تولید ناخالص داخلی بیش از ۵/۱تریلیون‌دلار یکی از اقتصادهای بزرگ منطقه محسوب می‌شود. این کشور که در رتبه بیست‌ویکم اقتصادهای جهان قرار دارد در سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای به‌توسعه اقتصاد دیجیتال خود داشته است. سرمایه‌گذاری یک‌میلیاردو۳۰۰‌میلیون‌دلاری ترکیه در حوزه هوش مصنوعی اگرچه نسبت‌به عربستان و امارات کمتر بوده اما نشان‌دهنده تعهد این کشور به‌تحول دیجیتال است.

    رتبه پنجاه‌وچهارم ترکیه در شاخص فناوری جهانی نشان می‌دهد که این کشور هنوز مسیر طولانی‌ای برای طی کردن دارد اما سرعت حرکت ترکیه در این مسیر قابل‌توجه است. اکوسیستم استارتاپی این کشور در سال‌های اخیر رشد چشمگیری داشته و توانسته سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجهی از سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی جذب کند. استانبول به‌عنوان مرکز اصلی فعالیت‌های دیجیتال ترکیه میزبان صدها شرکت نوپا و فناور است که در حوزه‌های مختلف از تجارت الکترونیک گرفته تا فناوری‌های مالی فعالیت می‌کنند.

    بازار داخلی بزرگ ترکیه با جمعیتی حدود ۸۵‌میلیون‌نفر یکی از مزیت‌های اصلی این کشور برای توسعه کسب‌وکارهای دیجیتال است. این بازار که از نظر فرهنگی و جغرافیایی نیز به‌ایران نزدیک است برای بسیاری از کارآفرینان ایرانی جذابیت دارد. در ماه‌های اخیر شاهد مهاجرت تعدادی از متخصصان و کارآفرینان ایرانی به‌ترکیه بودیم که برخی از آنها در استانبول مشغول راه‌اندازی کسب‌وکارهای جدید شدند. ترکیه با سیاست‌های حمایتی از کارآفرینان خارجی و فراهم‌کردن تسهیلات برای راه‌اندازی کسب‌وکار خود را به‌عنوان مقصدی جذاب برای نیروهای متخصص معرفی کرده است. این وضعیت درحالی بوده که ایران با محدودیت‌های فزاینده درحال از دست دادن همین نیروها است.

    ۸۲میلیون‌دلار دربرابر ۲۴میلیارد؛ شکاف هوش‌مصنوعی

    شکاف میان ایران و کشورهای منطقه در حوزه اقتصاد دیجیتال شاید در هیچ‌جا به‌اندازه حوزه هوش‌مصنوعی به‌وضوح قابل مشاهده نباشد. ۸۲میلیون‌دلار؛ این کل سرمایه‌گذاری ایران در هوش مصنوعی طی ۱۰سال از۲۰۱۵تا۲۰۲۴ است. درمقابل عربستان‌سعودی در همین بازه زمانی ۲۴‌میلیارد دلار، امارات ۵‌میلیارد دلار و حتی ترکیه یک‌میلیاردو۳۰۰‌میلیون‌دلار سرمایه‌گذاری کردند. این اعداد نه‌تنها نشان‌دهنده عقب‌ماندگی است بلکه حکایت از فاصله‌ای دارد که هر روز عمیق‌تر می‌شود.

    ظرفیت پردازشی یکی دیگر از شاخص‌های مهم در حوزه هوش مصنوعی است. ۱۷۲پردازنده اچ‌صد که توان پردازشی سرویس‌دهندگان بزرگ در ایران برآورد می‌شود در برابر ۸‌هزارو۳۹۱‌پردازنده مشابه در عربستان تصویری تلخ از شکاف تکنولوژیکی ارائه می‌دهد. این شکاف به‌معنای آن است که ایران نه‌تنها در توسعه الگوریتم‌ها و نرم‌افزارهای هوش مصنوعی عقب است بلکه حتی زیرساخت سخت‌افزاری لازم برای آزمایش و اجرای این فناوری‌ها را ندارد.

    سرمایه‌گذاری خطرپذیر نبض اقتصاد نوآوری است. ۶‌میلیون‌و۶۰۰هزاردلار سرمایه‌گذاری خطرپذیر ایران در حوزه هوش مصنوعی در سال‌۱۴۰۳ دربرابر یک‌میلیاردو۹۰۰‌میلیون‌دلار اسرائیل، ۳۰۳‌میلیون‌دلار امارات و ۲۷۸‌میلیون‌دلار ترکیه در سال۲۰۲۴ نشان می‌دهد که ایران در جذب سرمایه‌های خطرپذیر نیز با شکست مواجه شده است. این شکست نه‌تنها به‌دلیل محدودیت‌های اقتصادی بلکه ریشه در بی‌ثباتی محیط کسب‌وکار، عدم حمایت قانونی از سرمایه‌گذاران و ریسک‌های بالای سیاسی و اقتصادی دارد. در نتیجه بسیاری از استارتاپ‌های امیدوار ایرانی که پتانسیل رشد داشتند تعطیل شدند یا به‌کشورهای دیگر مهاجرت کردند.

    فرار مغزها؛ ثروتی که به ‌دوبی و استانبول می‌رود

    داستان فرار مغزها از ایران دیگر یک‌خبر تازه نیست اما در ماه‌های اخیر این روند با شتابی نگران‌کننده افزایش یافته است. نخبگان، متخصصان و کارآفرینان اقتصاد دیجیتال که سال‌ها در ایران تلاش کردند اکنون یکی پس از دیگری کشور را ترک می‌کنند. مقصد اصلی این مهاجرت کشورهای منطقه‌ای هستند که با آغوش باز از این نیروی کار ماهر استقبال می‌کنند: دوبی، ابوظبی، استانبول، دوحه و حتی ریاض.

    کشورهای منطقه به‌خوبی می‌دانند که بزرگ‌ترین سرمایه برای توسعه اقتصاد دیجیتال نیروی انسانی متخصص است. به‌همین دلیل برنامه‌های جذب استعداد را با جدیت دنبال می‌کنند. امارات با ارائه ویزاهای بلندمدت، تسهیلات مالی و محیطی کسب‌وکار دوستانه توانسته بسیاری از متخصصان ایرانی را به‌خود جذب کند. ترکیه نیز با فرهنگ نزدیک و زبان مشابه برای بسیاری از کارآفرینان ایرانی گزینه‌ای جذاب شده است. حتی عربستان‌سعودی که سال‌ها روابط پیچیده‌ای با ایران داشت اکنون در حال جذب نیروهای متخصص ایرانی در حوزه‌های فناوری است.

    این مهاجرت نه‌تنها به‌معنای از دست رفتن نیروی کار بلکه به‌معنای انتقال دانش، تجربه، شبکه‌های کاری و حتی ایده‌های نوآورانه به‌کشورهای رقیب است. وقتی یک‌کارآفرین ایرانی که ۱۰سال در تهران تلاش کرده استارتاپ خود را در دوبی راه‌اندازی می‌کند در واقع تمام سرمایه فکری و تجربی که در ایران کسب کرده را به‌اقتصاد امارات منتقل می‌کند. این فرآیند ضرری دوچندان برای ایران دارد یعنی هم سرمایه خود را از دست می‌دهد و هم رقیب خود را تقویت می‌کند. نکته تلخ‌تر اینکه بسیاری از این متخصصان باوجود تمایل به‌ماندن در ایران به‌دلیل محدودیت‌ها، فشارهای اقتصادی و ناامیدی از آینده مجبور به‌مهاجرت شدند. آنها همچنان دل در گرو ایران دارند اما دیگر امیدی به‌بهبود شرایط نمی‌بینند.

    ۳تا۵‌هزار‌میلیارد تومان؛ خسارت روزانه‌ای که هیچ‌کس جبران نمی‌کند

    هر روز که اینترنت ایران قطع است اقتصاد دیجیتال کشور بین ۳تا۵‌هزار‌میلیاردتومان ضرر می‌کند. این رقم که توسط رییس کمیسیون اینترنت سازمان نظام صنفی رایانه‌ای اعلام شده تنها بخشی از هزینه واقعی این بحران است. این خسارت مستقیم به‌کسب‌وکارهای دیجیتال وارد می‌شود؛ از فروشگاه‌های اینترنتی که نمی‌توانند سفارش‌های خود را ثبت کنند گرفته تا شرکت‌های نرم‌افزاری که مشتریان خارجی خود را از دست دادند. خسارت غیرمستقیم اما شاید چندین‌برابر این رقم باشد؛ خسارتی که در ازدست‌رفتن اعتماد مشتریان، تعطیلی کسب‌وکارها و بیکاری ‌هزاران‌نفر نمود پیدا می‌کند.

    کاهش ۵۰درصدی فروش اینترنتی یکی از مستندترین اثرات این بحران است. فروشگاه‌های آنلاین که در سال‌های اخیر رشد قابل‌توجهی داشتند و بخش مهمی از تجارت کشور را به‌خود اختصاص داده بودند اکنون با ریزش شدید فروش روبه‌رو هستند. برخی از این کسب‌وکارها افت ۷۰‌درصدی فروش را گزارش کردند؛ رقمی که به‌معنای نابودی کامل است. این کاهش فروش نه‌تنها به‌صاحبان کسب‌وکار ضرر می‌زند بلکه بر تمام زنجیره ارزش تاثیر می‌گذارد؛ از تامین‌کنندگان کالا گرفته تا شرکت‌های حمل‌ونقل و پرداخت‌های آنلاین.

    ۲هزارشرکتی که تنها یک‌تادوماه تاب‌آوری دارند تیتر اخبار این روزهاست. این شرکت‌ها که بیشتر آنها استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای کوچک و متوسط هستند با نقدینگی محدود و بدون حمایت دولتی درحال تلاش برای بقا هستند. برخی از آنها مجبور به‌تعدیل نیرو شدند، برخی دیگر حقوق کارکنان را به‌تعویق انداختند و عده‌ای نیز به‌طور کامل تعطیل شدند. هرروز خبر تعطیلی یک‌استارتاپ یا یک‌کسب‌وکار آنلاین منتشر می‌شود؛ خبری که پشت آن داستان‌های انسانی تلخی نهفته است؛ کارآفرینانی که سال‌ها برای ساختن کسب‌وکار خود تلاش کردند و کارمندانی که نان‌آور خانواده بودند اکنون بیکار شدند.

     

  • قطعی اینترنت، شرکت‌های دانش‌بنیان را به مرز ورشکستگی رساند / چه کسی خسارت استارتاپ‌ها را جبران می‌کند؟

    قطعی اینترنت، شرکت‌های دانش‌بنیان را به مرز ورشکستگی رساند / چه کسی خسارت استارتاپ‌ها را جبران می‌کند؟

    به گزارش اقتصادران، با گذشت بیش از ده روز از قطعی اینترنت بین‌الملل صدای کسب و کارهایی که این قطعی بلای جانشان شده درآمده است؛ گروه‌هایی که هرکدام به نوعی درگیرند بعضی کسب وکارهای اینترنتی و خانگی داشتند، برخی کسب و کارهای بین‌المللی و نوآورانه و ….

    گروهی از این کسب و کارها نیز صاحبان استارتاپ‌ها و شتاب‌دهنده‌ها هستند، آنهایی که به سختی و با زحمت زیاد فضایی را ایجاد کردند تا با نوآوری فعالیتی نو را پیشِ‌روی کسب و کارها بگذارند، حالا بعد از چند سال دوندگی در حال تماشای حاصل کارشان و بزرگتر کردن آن بودند که یک شبه همه چیز برایشان تاریک شد.

    سیدمحمدزهیر غرضی، از فعالان حوزه استارتاپ یکی از این افراد است. او از آنچه در ده روز گذشته بر استارتاپ‌ها گذشته گفت و آینده این فضای شغلی را معلق دانست چرا که ادامه این فضا برای او و همکاران‌اش چیزی شبیه رفتن به آغوش ورشکستگی است.

    گفتگو با سیدمحمدزهیر غرضی، را بخوانید.

    ****

    آقای غرضی! شما هم بنیان‌گذار یک استارتاپ هستید؛ ده روزی که اینترنت بین‌الملل از دسترس خارج شد برای شما چگونه گذشت؟ و این فضا چه خساراتی برای شما به بار آورد؟

    ما یک استارت آپ هستیم که فعالیت ما فراهم‌کردن پرداخت امن در فضای آنلاین است. قوانین آن هم در بانک مرکزی مصوب شد که با عنوان حساب‌های امانی می‌توانستیم چنین کاری را انجام دهیم، روال کار به این صورت است که بین مشتری و خریدار در فضای آنلاین پول اول به حساب ما می‌آید و بعد از انجام معامله به حساب فروشنده واریز می‌شود یا اگر لازم باشد به مشتری عودت داده می‌شود. اما در این شرایط شما تصور کنید که از پنج شنبه شب تمام دسترسی‌های ما به سایت‌ها، شماره‌ها و مشتری‌ها قطع شد، نمی‌توانستیم وارد سایت شویم و حدود یک میلیارد تومان پول داخل حساب ما مسدود شده بود که مال مردم بود، راستش را بخواهید حتی دسترسی نداشتیم ببینیم معامله انجام شده است یا نه؟

    نمی‌دانستیم پول‌ها را باید به چه کسانی پرداخت کنیم علاوه براین در ان روزها تلفن و اس‌ام‌اس‌ها هم قطع شد و ما در طول هفته گذشته اصلا نمی‌توانستیم به مشتری‌ها خدمات دهیم و ببینیم معامله انجام شده تا پولشان را واریز کنیم یا نه و اعتمادی که ما ۷ سال برای ساختن‌اش زحمت کشیدیم یک شبه به شدت ضربه خورد. بعضا گروهی از افراد و مشتری‌ها فکر می‌کردند ما دنبال سود هستیم یا از پولی که آنها دستمان داده‌اند سو استفاده می‌کنیم، در صورتی که در این حساب‌های امانی طبق قانون امکان دریافت سود هم وجود ندارد و ما فقط نمی‌توانستیم به اطلاعات دسترسی پیدا کنیم تا حساب و کتاب‌انجام دهیم.

    همان‌طور که توضیح دادم با گرفتاری بسیار زیادی رو به رو شدیم، با پیگیری‌های بسیار زیاد خودمان توانستیم به صورت دستی کارهایی که به راحتی سایتمان انجام میداد را انجام دهیم تا بتوانیم پول مردم را پرداخت کنیم .

    اما همه آنچه که گفتیم در مورد ده روز گذشته است ما در مورد اینده شغلمان هم بسیار نگرانیم و خودمان را دور از ورشکستگی نمی‌بینیم. ما هیچ مشتری نداریم ورود به سایت‌ها و او‌تی‌پی‌هایمان از کار افتاده و باید بگوییم بیزینس ما عملا از کار افتاده است و هیچ برآیندی هم از فضای آینده نداریم.

    در همین مجموعه ما ده نفر مشغول هستند و باید بگویم در ده روز گذشته تقریبا هیچ کاری نتوانستند انجام دهند. این ماه ما حقوق آن‌ها را پرداخت می‌کنیم اما برای ماه‌ بعد امیدوارم این فضا درست شده باشد و دسترسی به اینترنت بین‌الملل باز شده باشد چون ادامه دادن در این شرایط عملا برای ما غیر ممکن است.

    راستش را بخواهید ما حتی نمی‌دانیم برنامه حکمرانان چیست! همه‌چیز در یک عدم شفافیت مانده است. وقتی صبحت از اینترنت ملی می‌کنند اصلا به ما بگویند منظورشان از نت ملی چیست؟! و ما چه دسترسی‌هایی داریم در حال حاضر می‌بینیم هر گروهی برای خودش یک سیاستی دارد.

    عمده استراتژی‌های بازاریابی و مارکتینگ ما بر اساس گوگل است و همین قطع‌شدن ناگهانی زندگی تمام ما را به هم ریخته است خیلی از ما و شرکت‌های فعال در حوزه مجازی تلاش کردند تا در گوگل ترند بشوند آن وقت ناگهان همه را از دست دادیم و حتی نمی‌دانیم چه اتفاقی برای کسب و کارمان در حال وقوع است.

    اغلب افرادی که در حوزه ما فعال هستند از اینترنت بین‌المللی استفاده می‌کنند به خصوص که در یکی سال اخیر همه چیز را بر مبنای هوش مصنوعی مرتبط کردند، همه تلاش می‌کردند از این مسیر راه میانبری بروند اما الان هیچ دسترسی به خدمات دهنده همان هوش مصنوعی‌های مورد استفاده وجود ندارد. همه منتظرند ببینند چه اتفاقی می افتند.

    این شرایط چه قدر شما را تحت فشار گذاشته تا به مهاجرت تعدیل نیرو یا تعطیل‌کردن کسب و کارتان فکر کنید؟

    با شرایطی که ما داریم بر خلاف میل خودمان مجبوریم که تعدیل نیرو انجام دهیم، به عبارتی باید با ریسک بسیار پایین کارکنیم؛ انگار باید وضعیت کسب و کارمان را بگذاریم در حالت شمعک! خیلی نمی‌توانیم کار را بزرگ کنیم و ادامه دهیم.درباره مهاجرت هم به نظرم همه حداقل یکبار به این ترک‌کردن و رفتن فکرکرده‌اند، اما برخی انجام دادند و برخی نه، اینطور نیست که ما هم فکر نکرده باشیم اما فعلا ترجیح می‌دهیم در ایران ادامه دهیم.

    اگر اوضاع اینطور بماند احتمال ورشکستگی ما بسیار بالا است. همکاران ما در این ۷ سال تلاش‌های بسیاری کردند و این روزها و این فشارها دیگر ما را به انتهای توانمان رسانده اما باز تلاش می‌کنیم بمانیم در عین این که فضا مبهم است و نمی‌دانیم چه آینده‌ای پیش‌روی شغل ما است.