برچسب: احمد زیدآبادی

  • مملکت حکم یک شهر و صدکلانتر پیدا کرده!

    مملکت حکم یک شهر و صدکلانتر پیدا کرده!

    به گزارش اقتصادران، احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی خود نوشت:

    محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی: “یکی از مشکلات جدی در حوزه قانون‌گذاری، تورم در قوانین و تضادی است که به طور طبیعی اتفاق می‌افتد. البته موضوع تنقیح قوانین چند دهه است که پیگیری می‌شود. ”

    مملکت حکم یک شهر و صدکلانتر پیدا کرده است. از یک طرف مذاکره می‌شود و از صد سوی دیگر در جهت ناکام ماندن آن تلاش می‌کنند!

  • ترامپ واقعاً دردسرساز است

    ترامپ واقعاً دردسرساز است

    به گزارش اقتصادران، احمد زید آبادی فعال سیاسی اصلاح طلب دردسر سازی ترامپ برای جهان در کانال تلگرامی خودش نوشت: هر چیز به جای خود!

    ترامپ واقعاً دردسرساز است. نه فقط برای ما که برای بخش بزرگی از جهان. نه راه‌حل جادویی برای درمان او وجود دارد و نه می‌توان او را نادیده گرفت. تعامل با او چه خوب و چه بد متأسفانه اجتناب‌ناپذیر است، همانطور که کانادا و گرینلند و مکزیک و پاناما  و اوکراین و چین و اروپا مجبورند با او تعامل کنند!

    ما ایرانی‌ها متأسفانه خیلی قادر به تفکیک امور مختلف از همدیگر نیستیم. قضاوت یکپارچه و مطلق را بیشتر خوش می‌داریم. یک فرد، یا از هر جهت دوست است یا از هر جهت دشمن! کار غلط یک طرف را به عموم کارهای دیگرش تسری می‌دهیم و یا یک کار خوبش را دست‌مایۀ توجیه کارهای بدش می‌کنیم.

    در این جهانی که ما در آن زیست می‌کنیم، امور خوب و بد در هم آمیخته و با هم ترکیب شده است. عقلانیت چیزی جز توان تفکیک موارد خوب از بد و مثبت از منفی و درست و نادرست از یکدیگر نیست. قدرت تفکیک که غایب باشد، از سنجش عقلایی هم خبری نیست. هر چیز به جای خود.

  • هیچ بعید نیست که ویتکاف حوصله‌اش از کلی‌گویی و ابهام‌آفرینی ‏دیپلمات‌های ما سر برود و میز ‌مذاکره⁩ را ترک کند!

    هیچ بعید نیست که ویتکاف حوصله‌اش از کلی‌گویی و ابهام‌آفرینی ‏دیپلمات‌های ما سر برود و میز ‌مذاکره⁩ را ترک کند!

    به گزارش اقتصادران احمد زیدآبادی درمورد مذاکرات و استیو ویتکاف نماینده ترامپ نوشت:

    استیو ‌ویتکاف⁩ نمایندهٔ ‌ترامپ⁩ در خاورمیانه دیپلمات حرفه‌ای نیست. کار اصلی او بنگاه‌داری اقتصادی بوده است.

    از این رو به نظرم حوصلهٔ اتلاف وقت خود برای شنیدن حرف‌های کلی، دوپهلو، مبهم و غیرمستقیم را ندارد. مایل است یکراست سراغ اصل مطلب و جزئیات روشن و حساس آن برود.

    ‏دیپلمات‌های وزارت خارجهٔ جمهوری اسلامی هم که در کلی‌گویی و ابهام‌آفرینی استادند! حال اگر آنها بخواهند حرف‌های کلی‌شان را آن هم از طریق تشریفات مطول و غیرمستقیم به ویتکاف منتقل کنند، هیچ بعید نیست که او حوصله‌اش سر رود و میز ‌مذاکره⁩ را ترک کند!

    ترامپ و برخی اعضای تیمش با شترسواری دولا دولا میانه‌ای ندارند. خلاصه هیئت ایرانی مذاکرات را قربانی تشریفات زاید و بی‌اهمیت نکند!

  • آقای پزشکیان، شما حداقل تره‌ای خرد کنید!

    آقای پزشکیان، شما حداقل تره‌ای خرد کنید!

    به گزارش اقتصادران احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، با انتشار متنی در کانال تلگرامی خود با عنوان «تره‌ای خرد کنید!» به لزوم بازبینی دولت چهاردهم در اداره برخی مسائل با توجه به شرایط دشوار کنونی تأکید کرده است.

    او در این زمینه نوشت: دکتر مسعود پزشکیان بدون تردید انسان صادق و درستکاری است. او در جایگاه بسیار دشواری قرار گرفته و این دشواری با ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید چند برابر شده است.

    بازی درست در جایگاه دشوار، اشراف و پیچیدگی و مهارت و قدرت فوق‌العاده‌ای را می‌طلبد، اما همۀ اینها به لحاظ سازمانی یا شخصی نزد آقای پزشکیان مفقود است؛ بنابراین به هر میزان که وضع دشوارتر می‌شود، سخنان دکتر پزشکیان هم پریشانی و تناقض بیشتری به خود می‌گیرد.

    دولت‌های اصلاح‌طلب و اصولگرا و اعتدالی که هیچوقت برای اینگونه توصیه‌ها تره هم خرد نکردند، امیدوارم دولت آقای پزشکیان حداقل تره‌ای خرد کند!

  • به این حرف گوش دهید! نتانیاهو اسب خود را زین کرده است تا به خاک ایران حمله کند!

    به این حرف گوش دهید! نتانیاهو اسب خود را زین کرده است تا به خاک ایران حمله کند!

    به گزارش اقتصادران، احمد زیدآبادی، فعال سیاسی در کانال تلگرامی خود نوشت: سید محمدعلی ابطحی گفته است: “من خیلی قائل به این نیستم که الان جامعه متوقف به رفع حصر است. نسل جدید که خیلی نمی‌شناسند و خیلی‌ها هم از این مسائل در جامعه عبور کرده‌اند، اما به صورت سمبلیک رفع حصر یک اتفاقی است که می‌تواند نشانه‌ای از وفاق در جامعه باشد. ”

    رفع حصر حداقل می‌تواند بخشی از جامعۀ سیاسی را که سخت دلبستۀ محصوران است، مقداری آرام کند و از شدت التهاب در جامعه بکاهد.

    التهاب‌زدایی از جامعه و سیاست، مهمترین و فوری‌ترین وظیفۀ حکومت است و رفع حصر نشانۀ اراده برای تحقق آن به شمار می‌رود.‌ای کاش من تخصصی در زمینۀ خاورمیانه نداشتم و مسائل این منطقه را دنبال نمی‌کردم! به راستی که جز غم و غصه و اتهام و بهتان برایم نداشته است. آنطور که من خبر‌ها را رصد می‌کنم، نتانیاهو اسب خود را زین کرده است تا با حمایت دولت ترامپ، در ماه‌های آینده به خاک ایران حمله کند. همۀ حرف‌های رسمی و اشارات مستقیم و غیرمستقیم مسئولان اسرائیلی و آمریکایی حکایت از همین برنامه دارد. حمله شاید محدود باشد، اما عواقبش غیرقابل کنترل و با فرجامی بی‌نهایت ویرانگر است.

    برای پیشگیری و یا به حداقل رساندن خطرات، لازم است همۀ ایران‌دوستان، آنها که دل‌شان برای این کشور می‌سوزد، آنها که مخاطرات بی‌ثباتی‌های جهنمی را درک می‌کنند، آنان که از رنج مردمان این سرزمین رنجور می‌شوند. همه و همه، کینه‌های موجه یا ناموجه خود را کنار بگذارند و از حقوق شخصی و فردی خود بگذرند و سطحی از همبستگی ملی را به نمایش بگذارند تا بلکه خداوند به کمک آید و کشور ما را از این گردنۀ خطرناک به سلامت عبور دهد.

    هر فرد و نهادی که شرایط را درک نکند و به این مسئولیت تاریخی پشت کند، در تاریخ بدنام و در پیشگاه پروردگار مؤاخده خواهد شد.

    از سر هوی و هوس نیست!

  • پزشکیان را روی میدان مین فرستادیم!

    پزشکیان را روی میدان مین فرستادیم!

    به گزارش اقتصادران، احمد زیدآبادی فعال سیاسی اصلاح طلب و روزنامه نگار، در کانال تلگرامی خود نوشت: حملات روزانه و فزاینده به رئیس‌جمهور مستقر و همکارانش در کابینه از سوی بخشی از هیئت حاکمه، نامش می‌شود صدور پیام وحدت به جهان خارج! اشارۀ یک عضو دولت به رویکرد رقیب شکست‌خوردۀ رئیس جمهور در انتخابات نامش می‌شود، صدور پیام تفرقه به جهان خارج!

    زیدآبادی نوشت: در روز هشتم تیر که برای رأی دادن به حسینیۀ ارشاد رفته بودم، خبرنگار صدا و سیما ناگهان میکروفونش را جلوم گرفت و پرسید؛ فکر می‌کنید که ریاست جمهوری پزشکیان تا عید دوام بیاورد؟ گفتم؛ تا عیدش را نمی‌دانم، اما این را می‌دانم که بندۀ خدا را روی میدان مین فرستادیم!

  • آقای پزشکیان! شترسواری که دولا دولا نمی‌شه / واقعا می‌خوای شر این تحریم‌ها را از سر ما کم کنی یا نه؟

    آقای پزشکیان! شترسواری که دولا دولا نمی‌شه / واقعا می‌خوای شر این تحریم‌ها را از سر ما کم کنی یا نه؟

    به گزارش اقتصادران، احمد زیدآبادی نوشت:

    ما که خسته شدیم. درمانده شدیم. انگار راستی راستی آخرالزمان نزدیک شده. گرونی داره بیداد می‌کنه. بیداد هم دیگه لفظ مناسبی براش نیست. داره همه چیز را رو سرمون آوار می‌کنه. یه بار هم شده بنویس و از این آقای پزشکیان بپرس، معطل چیست؟ چرا اینقدر تعلل می‌کنه؟ چرا دست رو دست گذاشته؟ بالاخره می‌خواد چه کار کنه؟ تا حالا می‌گفتیم می‌خواد کابینه‌اش را تشکیل بده، استانداردهاش را انتخاب کنه، از وضع مملکت سر در بیاره، وفاق راه بیندازه، خب حالا چی؟ شترسواری که دولا دولا نمی‌شه.

    بهمون بگه واقعا می‌خواد شر این تحریم‌ها را از سر ما کم کنه یا نه؟ اگر نمی‌خواد که من لااقل تکلیف خودم را بدونم و اینقدر بی‌خود انتظار نکشم. اگر هم می‌خواد پس چرا کاسه چه کنم چه کنم برداشته؟ اینکه راهش معلومه. چاهش معلومه. استخاره نداره. دیدم گفته می‌تونیم به کمک روسیه و چین، امریکا را تحریم کنیم. اینکه همون شعار و برنامه جلیلی شد. اینکه همون حرف تندرو‌ها شد. شنیدم کیهان هم از این حرفش خیلی خوشحالی کرده. خب جای خوشحالی هم داره.

    کسی که قرار بود تحریم‌ها را از سر ما بر داره حالا می‌گه می‌خواد امریکا را به کمک چین و روسیه تحریم کنه. حالا واقعا این حرف را از سر اعتقاد گفته یا همین‌طوری چیزی پرانده؟ اگه از سر اعتقاد گفته چرا قبلا نگفت که لااقل من بهش رای ندم. راستش من محض گل روی شما رفتم بهش رای دادم. سال‌ها بود اصلا رای نمی‌دادم. اگه چین و روسیه توانایی داشتند که امریکا را تحریم کنند منتظر توصیه آقای پزشکیان می‌ماندند؟ آخه این حرفا چیه؟ اگه هم از سر اعتقاد نگفته و همین‌طور از دهنش پریده که خب باید مراقب باشه. باید مراقبت کنه. نباید بذاره هر حرفی از دهنش بپره. هر حرفش رو نرخ دلار اثر داره. دلار هم که چند تومن بالاتر بره، فوری رو همه اجناس تاثیر می‌ذاره. اونایی که پول دارن غمشون نیست، غمشون هم باشه فشاری بهشون نمی‌آد. ولی حقوق‌بگیرا، بازنشسته‌ها، بدبخت بیچاره‌ها، هر وقت پا به مغازه می‌ذاریم تنمون به لرزه می‌افته. جنسی که همین هفته پیش ۱۵۰ تومن بوده می‌گن ۱۷۰ تومن شده. خدا به درددل مستاجرا برسه.

    خدا به داد دلِ بچه‌دارا برسه. همین هفته پیش صدهزار تومن رفت رو پوشک بچه. دیگه از ما که گذشت. سوختیم و رفت پی کارش. این باقیمانده عمرمون هم به هر بدبختی باشه سر می‌کنیم. ولی این جوونا خدا می‌دونه دل آدم براشون کباب می‌شه. آخه این رسم مملکت‌داریه؟ نه تو خودت بگو این رسمشه؟ سر چی دعوا دارن؟ خب اونایی که با هم دعوا دارن برن یه گوشه‌ای با هم بجنگن. چی از جون ما بدبختا می‌خوان؟ چرا ما را وسط انداختن؟ چرا زندگی ما را سیاه کردن؟

    چرا ما را محتاج این و اون کردن؟ چرا ما را شرمنده در و همسایه کردن؟ نه اینکه خیال کنی من عاشق چشم و ابروی امریکا هستم. نه. اصلا از این رییس‌جمهورش خوشم نمی‌آد. وزانت و شأنیت نداره. جلف و سر به هواست. ولی مگه به خوش اومدن و خوش نیومدن ماست؟ خیلی‌ها تو این دنیا از امریکا و ترامپ خوششون نمی‌آد. ولی به همین راحتی که نمی‌آن کشورشون را دم تیغ تحریم اون بدن. ببین همین یک ماهه چه حرفای بدی علیه کانادا گفت. علیه مکزیک گفت. علیه پاناما گفت. علیه گرینلند گفت. در مقابل اون‌ها چه کار کردن؟ هیچی. محلش ندادن. انگار نه انگار. نیومدن زبون به زبونش بذارن و کشورشون را با شاخ گاو در بندازن و بعد تحریم بشن. والله این تحریم بد کوفتیه. مثل نمدمال کردنه. یهُو آدم را نمی‌کشه ولی جان به لبت می‌کنه. رسّ آدم را می‌کشه. زیر پای اقتصاد را خالی می‌کنه.

    حالا تو را خدا اگه صلاح دونستی این حرفا را از طرف من بنویس. شاید به گوشش برسه. اگه هم جوابی داد من را بی‌خبر نذار!» آنچه نقل شد درددل ماه‌طلعت نبود. او به قدری لحن و گفتارش تند شده که دیگر قابل بازتاب در روزنامه نیست. اینها را یک کارمند بازنشسته در میدان آرژانتین تهران مطرح کرد.

  • اگر دوست دارید بمانید، قانون حجاب را اجرا نکنید!

    اگر دوست دارید بمانید، قانون حجاب را اجرا نکنید!

    به گزارش اقتصادران، احمد زیدآبادی، فعال سیاسی در یادداشتی به زبان طنز سعی در توضیح تبعات و نتایج اجرا کردن و نکرد قانون عفاف و حجاب دارد.

    چنان بر سرم فریاد کشید که نیم متری به هوا پریدم! نمی‌دانم از کجا پیدایش شد. نفس‌نفس می‌زد. ظاهرا قبل از ورودم به مجتمع تجاری بوستان مرا از راه دور در کوچه کربلایی‌احمد دیده بود و برای اینکه بعد از میدان پونک سر همیلا بهم برسد، تمام مسیر را دویده بود. قبل از آنکه حتی رو در رو شود، از همان پشت سر تمام قدرتش را در حلقومش متمرکز کرد و فریاد زد:
    – چه کار می‌کنی؟ چه کار می‌کنی احمد!
    = چی شده؟ چرا سر خیابون هوار می‌کشی؟ چه کار کردم مگه؟
    – چرا اینقدر راست می‌زنی؟ چپ بزن احمد، چپ بزن!
    = راست و چپ زدن چیه؟ این حرفا کدومه؟ راجع به چی داری حرف می‌زنی؟
    – همین چیزایی که در‌باره ابلاغ قانون حجاب و عفاف می‌نویسی! تو چیکار داری به اینا مشورت بدی که بخوان کنارش بگذارن! تو باید تشویقشون کنی که اجرا کنن!
    = تشویقشون کنم که اجرا کنن؟ که چی بشه؟
    – خودشون به دست خودشون دارن وضع را متشنج می‌کنن بعد تو کاسه داغتر از آش شده‌ای؟
    = من به هر حال، دنبال راه‌های تغییر و تحول با کمترین هزینه برای جامعه هستم. قصدم اصلاحه، طبیعیه که بعضا توصیه کنم و هشدار بدم.
    – مشکلت همینه دیگه احمد! این وضع اصلاح بشو نیست! رفتی رأی دادی و خودتو ضایع کردی، بس نبود؟
    = حالا اگر به فرض وضع اصلاح بشه، مگه بد می‌شه؟
    – اولا که اصلاح نمی‌شه، بعد به فرض هم که بشه، بله که بد می‌شه! اینا سر جاشون می‌مونن!
    = تو الان مشکلت چیه؟ موندن اینا یا اصلاح وضع مملکت؟
    – تا اینا باشن وضع مملکت همینه، چرا نمی‌فهمی احمد!
    = حالا این وسط، من هم برای جلوگیری از بدتر شدن وضع، پیشنهادی بدم و توصیه‌ای کنم به کجای کار برمی‌خوره؟
    – اینجوری ممکنه حواسشون جمع بشه و به حرفت گوش بدن و مثلا از اجرای همین قانون حجاب عفاف صرف نظر کنن!
    = خب، چی بهتر از این؟
    – چی بهتر از این؟ مشکلت همینه دیگه احمد! تو اون ته دلت می‌خواد اینا بمونن!
    = من می‌خوام وضع مملکت اصلاح بشه و کاری به موندن و نموندن کسی ندارم!
    – ولی تو مشورت می‌دی که بمونن!
    = من به جایی مشورت نمی‌دم. فقط می‌خوام وضع مملکت اصلاح بشه.
    – اولا که اینا به حرفت گوش نمی‌دن، ثانیا اینجوری جلوی انقلاب را می‌گیری؟
    = اگه گوش ندن دیگه چطور جلوی انقلاب را می‌گیرم؟
    – خب ممکنه گوش بدن!
    = چی بهتر از این؟
    – آخه اینجوری جلوی انقلاب گرفته می‌شه!
    = وقتی وضع اصلاح بشه چرا نباید جلوی انقلاب گرفته بشه؟ مگه در انقلاب نخود و کشمش پخش می‌کنن؟
    – ولی اینا اصلاح نمی‌شن!
    = خودت گفتی که ممکنه به حرفم گوش بدن!
    – اینا می‌خوان سوءاستفاده بکنن!
    = یعنی چه جوری؟
    – یعنی سر مردم شیره بمالن! یه جا‌هایی به حرفای امثال تو گوش بدن، اما منظورشون اینه که خودشون بمونن!
    = همه‌حکومت‌ها کاری می‌کنن که بمونن. مهم اینه که با کار‌های اصلاحی بمونن! من چیزی جز این نمی‌خوام!
    – ببین! خودت به زبون خودت داری می‌گی، چیزی جز ماندن اینا نمی‌خوای!
    = گفتم اگه وضع را اصلاح کنن، خواه‌ناخواه می‌مونن، در آن صورت من چرا باید با موندنشون مشکل داشته باشم؟
    – ببین! همین به اندازه کافی مدرکه! من که با تو دشمنی ندارم. ولی یکی از اونا زیر مطلبت کامنت گذاشته بود: «احمد زیدآبادی، اتهام همکاری و مشاوره به []در پرونده‌ات ثبت شد. بعدا زیرش نزنی‌ها!»
    = وای! از وحشت فلج شدم! در جوابش بنویس اول بذار پاتون به اینجا برسه بعد!
    – من چرا بنویسم؟ می‌خوای بریزن سرم و تمام اجدادم را به فحش و فضیحت بکشونن؟
    = از اونا می‌ترسی؟
    – نه! ترس ندارن! فقط فحش می‌دن و تهدید می‌کنن، ولی ته دلشون هیچی نیس! پاشون برسه به اینجا آزادی و دموکراسی و حقوق بشر هم با خودشون می‌یارن!