برچسب: احمد زیدآبادی

  • تنگه هرمز را که بسته؛ ایران یا آمریکا؟!

    تنگه هرمز را که بسته؛ ایران یا آمریکا؟!

    به گزارش اقتصادران، احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی در کانال تلگرامی خود با عنوان «تنگه را که بسته است؟» نوشت: «با مرور اخبار اصلاً مشخص نمی‌شود که آیا ایران الان تنگهٔ هرمز را مسدود نگه داشته است یا آمریکا!»

    وی افزود: «همینطور اصلاً روشن نیست که کدامیک از دو کشور می‌خواهند تنگه را باز کنند و کدامیک مخالفت می‌کنند!»

    زیدآبادی نوشت: «سیاست بین‌الملل در دنیای امروز همینقدر مبهم و ناشفاف و آشوبناک است! روشن نیست کی دنبال چه کاری است!»

  • فرصت‌های زیادی در حال ظهور است

    فرصت‌های زیادی در حال ظهور است

    به گزارش اقتصادران، احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی خود نوشت:  چهل شبانه‌روز مثل پرنده‌ای که گلویش را بریده باشند، بال بال زدم! چنین درد و رنجی را فقط بعد از شکستن اعتصاب غذایم در سلول انفرادی در سال ۸۸ تجربه کرده بودم.

    کشور ما اسیر جنگی شده بود که عاقبتش قابل پیش‌بینی نبود.  در ده روز نخست از شدت بی‌تابی و اندوه و ناراحتی عملاً زمین‌گیر شده بودم. تمام‌وقت در رختخواب به سر می‌بردم و خود را به خواب می‌زدم تا از فکر کردن خلاصی یابم.

    ورد زبانم فقط این بود: “رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَهَ لَنَا بِه” (پروردگارا! از آن بارهای گرانی که بر دوش پیشینیان ما گذاشتی بر دوش ما مگذار! پروردگارا! باری که تاب تحمل آن را نداریم بر ما تحمیل مکن‌!)

    به نظرم می‌آمد فقط افراد اندکی عمق فاجعه را در می‌یابند و مابقی درک روشنی از ماجرا ندارند. هر موشکی که خاک ایران را زخمی می‌کرد و به سرمایه‌ای آسیب می‌زد، انگار خاری در قلبم فرو می‌رفت.

    در مسیر جنگل هیرکانی به سمت جلگهٔ بسطام، گویی شیخ بوالحسن خرقانی وقتی آن همه مرا محزون و ماتم‌زده دید، نشانه‌های امید را به یادم آورد!

    باری، به یاد سخنی از زنده‌یاد استاد باستانی پاریزی افتادم که می‌گفت کار این مُلک گاه به مویی می‌کشد، اما آن مو پاره نمی‌شود و خداوند را هزاران بار شکر که دیشب همین شد و من اکنون احساس زندگی می‌کنم.

    ما هر نوع قضاوت منفی که نسبت به کارگزاران نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی داشته باشیم و هر ناملایمتی که از برخی آنان کشیده باشیم کتمان نمی‌توان کرد که در این جنگ طاقت‌فرسا، بی‌باک و نترس و کارآمد ظاهر شدند و به رغم بارش بی‌امان موشک و بمب بر سر کشور و سایهٔ تهدید دائمی ترور بر سرشان، خود را نباختند و در کنار وارد کردن ضربات متقابل به نیروهای متجاوز، عموم مایحتاج مردم از جمله بنزین فراوان و ارزان را تأمین کردند به طوری که مردم شهرهای دور از موشک‌باران اصلاً جنگ را حس نکردند!

    از این مهمتر، مقهور خشم و فشار پاره‌ای هواداران هیجان‌زده و تندخوی حکومت نشدند و راه پایان این جنگ هولناک را از راه دیپلماسی نبستند و در نهایت این شر را از سر کشور کم کردند.

    بدون تردید این یک پیروزی سیاسی درخشان برای ایران است که نه فقط در تاریخ به ثبت می‌رسد بلکهٔ چشم‌اندازی از امید و اعتماد به نفس برای روزهای آیندهٔ ما می‌گشاید.

    کشور صدمات و خسارات انبوهی دیده و جراحات بسیاری برداشته است، اما این همه در سایهٔ احساس پیروزی، قابل جبران است چنانچه سررشتهٔ درایت و تدبیر گم نشود. ما ایرانی‌ها امروزمان چون دیروزمان نیست. همه چیز به دلیل این جنگ و نتیجهٔ آن، تغییر کرده است.

    فقط در یک کلام بگویم که فرصت‌های زیادی در حال ظهور است. راه اصلاح امور کشور گشوده می‌شود و شیوهٔ براندازی به محاق می‌رود. منطقه نیز آرایش و ثبات عادلانه‌تری به خود می‌گیرد. در این باره سخن چندان زیاد است که اندازه ندارد.

  • طعنه تند زیدآبادی به اظهار نظر ترامپ؛ بچه‌ها سر تلّ بِزگی صد من براش در کردن!

    طعنه تند زیدآبادی به اظهار نظر ترامپ؛ بچه‌ها سر تلّ بِزگی صد من براش در کردن!

    به گزارش اقتصادران، احمد زیدآبادی، فعال رسانه، در کانال تلگرامی خود نوشت:  دونالد ترامپ از علاقه‌ی خود به «تصاحب» نفت ایران سخن گفته است!

    از آنجا که ترامپ «هر چه را به ذهن معیوبش می‌رسد بلافاصله بر زبان شلخته‌اش جاری می‌کند» بنابراین باید پرسید؛ منظور دقیقش از این حرف چیست و چه نوع تصاحبی مد نظر اوست؟

    اگر منظورش این است که می‌خواهد در موقعیتی از رابطه با تهران قرار گیرد که شرکت‌های نفتی آمریکا در منابع نفت ایران سرمایه‌گذاری کنند و یا با خرید نفت، بهای آن را تا آخرین سنت بپردازند، خب این که بخشی از همان پیشنهاد طرف ایرانی در مذاکرات ژنو بود، اما ترامپ نادان با نادیده گرفتن آن، این جنگ خبیثانه و بی‌رحمانه را علیه کشور ما آغاز کرد!

    اما اگر منظورش این است که به منابع نفت ایرانی به نحوی، تسلط پیدا کند و در باره‌ی آن‌ها طبق اختیار خود تصمیم بگیرد که در این صورت به قول ماه‌طلعت:

    «بچه‌ها سر تلّ بِزگی صد من براش در کردن! می‌تواند همه‌ی آن‌ها را یکجا برای خود تصاحب کند!»

  • التماس می‌کنم به اسم سقوط جمهوری اسلامی، ایران را به سقوط ابدی نکشانید!

    التماس می‌کنم به اسم سقوط جمهوری اسلامی، ایران را به سقوط ابدی نکشانید!

    به گزارش اقتصادران، احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی در کانال تلگرامی خود با عنوان «التماس می‌کنم!» نوشت:

    چرا هنگامی که به بخشی از اجزاء پوزیسیون و اپوزیسیون هشدار داده می‌شود که با جاه‌طلبی‌های سیاسی حقیر خود، سرنوشت یک کشور باستانی را به بازی نگیرید، برمی‌آشوبند؟ آیا نمی‌دانند که هر دو در یک بازی واحد مشغول کشاندن ایران به مرکز سیاهچاله‌ای هستند که راهی به خروج ندارد؟ یا اینکه می‌دانند و آگاهانه هر کدام نقش خود را در این سناریوی ایران‌سوز بازی می‌کنند؟

    در این آستانه‌ی سیاه‌ترین شب ایران امیدوارم که گزارش روزنامه‌ی حریت برای میانجیگری اردوغان درست باشد.

    آقای پزشکیان! در امر حکمرانی آمادگی برای مرگ و آبروداری شخصی شجاعت نیست! شجاعت در این عرصه حفظ کشور به قیمت بی‌آبرویی و شنیدن هزاران زخم زبان است! خداوند تن دادن به این نوع بی‌آبرویی‌های فداکارانه و مقطعی را به والاترین عزت تبدیل می‌کند و پاداشی از خوشنامی ابدی می‌دهد.

    من به شما التماس می‌کنم که اگر زمینه‌ی چنین میانجیگری و ملاقاتی فراهم شده است، شجاعت به خرج دهید و آن را پس نزنید! اگر هم عده‌ای پس‌تان زدند آشکارا اعلام کنید تا در تاریخ بماند که چه کسانی و با چه انگیزه‌ای کشوری را به ویرانی و ملتی را به هلاکت انداختند!

    و شما‌ای کسانی که در آن سوی مرزهای ایران در امن و آسایش صاحب تریبونی شده‌اید و بر افکار مردم ایران اثر می‌گذارید! به شما هم التماس می‌کنم که نقشه‌های سیاسی خود را پشت عزا و اندوه مردمان مصیبت‌زده و داغدیده این سرزمین و تن‌های چاک چاک فرزندان آن‌ها پنهان نکنید. خون‌های ریخته شده را دستمایه‌ی جاری شدن نهرهای خون پی در پی در این مملکت قرار ندهید!

    ما در اینجا دلمان خون است با زمینه‌سازی برای خونریزی دائمی این کشور را به سمت و سوی جنگ و ویرانی و فروپاشی نکشانید!

    لختی درنگ کنید تا ما به خود آییم و ببینیم که چه شد و چه می‌خواهد بشود. وقت برای دادخواهی از هر خون به ناحق ریخته‌شده‌ای تا ابد وجود دارد اما وقت کشور برای درغلتیدن در سیاه‌چاله‌ای ظلمانی به شماره افتاده است! به این کشور و مردمش اندکی رحم کنید و به اسم سقوط جمهوری اسلامی، ایران را به سقوط ابدی نکشانید!

  • پیش بینی زیدآبادی از آینده ایران؛ حمام خون به راه خواهد افتاد اگر …!

    پیش بینی زیدآبادی از آینده ایران؛ حمام خون به راه خواهد افتاد اگر …!

    به گزارش اقتصادران، احمد زیدآبادی در یادداشتی با عنوان «تکرار یک ماجرای پرتکرار!» نوشت: هنگامی که حماس عملیات ۷ اکتبر را به انجام رساند، بسیاری از افراد از جمله برخی از اصلاح‌طلبان اظهار خوشحالی کردند! به یکی از آنها سخن مسیح را یادآور شدم: “ای که امروز می‌خندی، فردا خواهی گریست!” حرفم را به حساب طرفداری از اسرائیل گذاشت و گفت؛ این عملیات واکنشی به “جنایات” بی‌شمار دولت نتانیاهو بوده است.

    پاسخم این بود که این عملیات از یک محاسبۀ کاملاً اشتباه و عدم شناخت موقعیت داخلی و بین‌المللی “دولت عبری” نشأت گرفته و فلسطینی‌های تحت اشغال، تاوان بی‌نهایت سنگینی بابت آن خواهند پرداخت! آن روز نپذیرفت اما بعدها وقتی نوارغزه به ویرانه‌ای تمام عیار تبدیل شد و ده‌ها هزار نفر از مردم آن جان دادند، تصدیق کرد! همان روزها از سوی یک نهاد امنیتی احضار شدم. در آنجا به من گفته شد که در بارۀ عملیات ۷ اکتبر دیگر نباید با آن نگاه چیزی بنویسم!

    به آنها گفتم که اگر نمی‌خواهند اصلاً نمی‌نویسم! اما اضافه کردم که به نفع خودشان است که بگذارند من هم از زاویۀ نگاه خود در این باره نظراتم را مطرح کنم. خطاب به آنها گفتم که خودتان را در تحلیل و نگاه خودتان حبس نکنید چون ماجرا به آن صورتی که می‌پندارید نیست و در آن جهت پیش نمی‌رود!

    بر صحت نظرشان اصرار کردند و من هم برای مدتی در این باره چیزی ننوشتم تا اینکه آثار عملی عملیات ۷ اکتبر نه فقط در نوارغزه که در کرانۀ باختری و لبنان و سوریه و ایران آشکار شد! در عملِ اجتماعی و سیاسی، همۀ اطراف یک ماجرا مسئولند. مسئولیتِ یک طرف، نافی مسئولیت طرف مقابلش نیست!

    یک فرماندۀ جنگی نمی‌تواند فرمان ورود سربازانش به روی میدان مین را بدهد و بعد از کشته شدن آنها بگوید، او نمی‌دانسته آنجا میدان مین است و یا بگوید که این تقصیر ارتش مقابل است که در آنجا مین کاشته است! هر عمل سیاسی و اجتماعی به محاسبات بسیار واقع‌بینانه و زمان‌سنجی دقیق نیاز دارد تا نتیجۀ دلخواه از آن گرفته شود. اگر جز این بود ادعای رهبری سیاسی و اجتماعی به عدد خلایق رشد می‌کرد.

    من در بیان این نوع نقدها آنقدر پیش رفته‌ام که حتی به قیمت خشم دوستان “ملی” از به چالش کشیدن استراتژی دکتر محمد مصدق هم صرف‌نظر نکرده‌ام! بارها نوشته‌ام که دکتر مصدق باید به گونه‌ای عمل می‌کرد که کارِ جنبش ملی شدن نفت به کودتا کشیده نمی‌شد. این حرف خشم برخی از ملیون را برمی‌انگیزد به طوری که می‌پرسند چرا تمام تقصیرات آمریکا و بریتانیا و ارتش و دربار را به گردن پیرمرد می‌اندازم؟

    من تقصیر دیگران را به گردن مرحوم مصدق نمی‌اندازم اما با وجود تمام مشکلات و محدودیت‌ها او می‌توانست به گونه‌ای عمل کند که آن کودتا رخ ندهد و در نتیجه ما امروز در این نقطه نباشیم!

    مخاطبان عزیز! ایران در نقطه‌ای قرار گرفته که چه بسا با تهدید وجودی روبرو شود و چه بسا حمام خونی بی‌نهایت خوفناکتر از آنچه دیده و شنیده‌ایم در آن به راه بیفتد.

    هر اهل دانشی که با حجم بحران‌های حل ناشده و به عقب‌افتاده و تلنبار شدۀ کشور آشنا باشد، خالی از این نوع ترس‌ها و نگرانی‌ها نیست. درست به همین دلیل هر که دلسوز این آب و خاک است باید هر قدمی را با تحلیل دقیق و محاسبۀ روشن بردارد!

    خود را اسیر هیجانات و عواطف کردن و سیاستِ صعب و بی‌رحم را به امری رمانتیک فروکاهیدن و در عالم خیال و اوهام غرق شدن، چنان پشیمانی تاریخی به بار خواهد آورد که دچار لعنت ابدی خواهیم شد. هر مدعی حفظ یا نجات کشور، باید با کمال صداقت در برابر مردم ظاهر شود. هیچ تصمیم کم‌هزینه‌ای برای عبور از بحران وجود ندارد.

    به همین علت همۀ مدعیان باید نوع و محل هزینه‌ای را که در مواجهه با بحران کنونی باید پرداخت شود، صادقانه با مردم در میان بگذارند تا ایرانیان بدانند قرار است وارد چه صحنه‌ای شوند. اگر من در مقام مدعی بودم از همۀ صاحب‌نظران ملتمسانه درخواست می‌کردم که هر حرف و گام مرا بدون پرده‌پوشی و با صراحت کامل نقد کنند تا با شناخت و هشیاری بیشتری وارد تونل تاریک و وحشت‌زای پیش رو شوم، من اما مدعی نیستم و مدعیان هم بدبختانه از هر سو، تاب هیچ نقدی را ندارند و  هر منتقدی را با توهین و تهدید و ناسزا ساکت می‌کنند!

    ما خود یا پدران و اجدادمان دچار چه خطا و گناهی شده‌ایم که سرنوشت‌مان تلخ‌تر از زهر شده است؟ در این عمر ۶۰ ساله به یاد ندارم لحظه‌ای را بدون تهدید و ارعاب حکومت یا مدعیان جانشینی آن، عین آنچه را در ذهنم می‌گذرد، به زبان یا قلم.

  • طعنه زیدآبادی به عراقچی درباره «برکت» دانستن تحریم‌ها؛ دارید سیخ را به پهلوی خلق‌الله می‌زنید!

    طعنه زیدآبادی به عراقچی درباره «برکت» دانستن تحریم‌ها؛ دارید سیخ را به پهلوی خلق‌الله می‌زنید!

    به گزارش اقتصادران، احمد زیدآبادی در یادداشتی نوشت:  در مثَل است که فردی سیخی به پهلوی خود می‌زد و از درد فریاد می‌کشید. به او گفتند؛ این چه کاری است؟ گفت؛ نمی‌دانید وقتی که نمی‌زنم چه لذتی دارد!

    خواستم این مثل را در مورد اظهارات اخیر سیدعباس عراقچی در مورد «برکت» بودن تحریم‌ها به کار گیرم اما دیدم که مصداق ندارد! چون او سیخ را به پهلوی خود نمی‌زند به پهلوی خلق‌الله می‌زند!

    سخنان آقای عراقچی در واقع مرا به یاد «کاکو» در زندان اوین انداخت. کاکو در تصادف کامیونش با یک مینی‌بوس در جادۀ دماوند، چندین نفر را کشته و زخمی کرده بود. تا مشخص شدن سرنوشت زخمی‌ها و پرداخت دیه به آن‌ها، او را به زندان انداخته بودند.

    روزی از کاکو داستان تصادف را پرسیدم. با خونسردی تمام گفت؛ هیچی! داشتم می‌رفتم که به یک مینی‌بوس پر از آدم برخورد کردم. هفت نفر از آن‌ها مردند و هشت نفر زخمی شدند! بعد با نوعی شادی هیجان‌آمیز ادامه داد؛ بعضی از آن‌ها همین‌طور روی زمین پَل پَل می‌زدند تا اینکه از نفس افتادند!

    از این خونسردی و هیجانش به خشم آمدم و گفتم؛ این چه نوع حرف زدن در بارۀ جان مردم است؟ لبخند غلیظی به لب آورد و گفت: «اونها دیگه عمرشون سر اومده بود! من هم زیرشون نمی‌گرفتم یه جور دیگه می‌مردند! اینکه ناراحتی نداره!»

  • برای کشف مقصر خشکسالی، مسئولان یک سال دست از سر مردم بردارند و کنار بکشند!

    برای کشف مقصر خشکسالی، مسئولان یک سال دست از سر مردم بردارند و کنار بکشند!

    به گزارش اقتصادران، زیدآبادی با اشاره به ادعای کامران غضنفری درباره ارتباط خشکسالی با گناهان پزشکیان، و نظر مخالف کاسب محلّه، پیشنهاد کرد برای یک سال مسئولان کنار بروند تا مشخص شود علت خشکسالی چیست و سپس ایران وارد دوره ترسالی خواهد شد.

    احمد زیدآبادی در یادداشتی با عنوان “بیایید امتحانش کنیم!” نوشت:

    کامران غضنفری که مواضع علمی و تحلیلی و دقیق او معرف حضور همگان است، خطاب به مسعود پزشکیان نوشته است؛ دلیل خشک‌سالی را باید در گناهان خود جستجو کند. او تعلیق مصوبۀ مربوط به حجاب را یکی از این گناهان دانسته است!
    کاسب محلۀ ما اما می‌گوید که خشک‌سالی دقیقاً به دلیل گناهان همین آقای غضنفری و نیروهای همسوی اوست که به خلاف نظر اکثریت ملت، بر مقدرات کشور حاکم شده‌اند!
    حالا آقای غضنفری درست می‌گوید یا کاسب محلۀ ما؟ خب باید امتحان شود! برای امتحان، اول غضنفری و همفکرانش به مدت یک سال از تمام مسئولیت‌های رسمی کنار بروند و دست از سر مردم بردارند. اگر در آن یک سال، باران در حد لزوم بارید که در آن صورت مشخص می‌شود خشک‌سالی به دلیل گناهان آنان است و بنابراین برای رفاه حال مردم باید در خارج از حوزۀ قدرت رسمی فکری به حال خود کنند! اما اگر در آن یک سال، خشک‌سالی ادامه یافت، در آن صورت، روشن می‌شود که ماجرا به گناهان آقای پزشکیان مربوط می‌شود و لازم است او هم مثل غضنفری و دوستانش از قدرت کناره گیری کند!
    بعد از آن چه؟ بعد از آن، من به همۀ شما اطمینان می‌دهم که ایران وارد دورۀ ترسالی و آبسالی خواهد شد!

  • حالا پزشکیان ناگزیر است که نقش جلیلی را بازی کند!

    حالا پزشکیان ناگزیر است که نقش جلیلی را بازی کند!

    به گزارش اقتصادران، احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی خود نوشت: دکتر مسعود پزشکیان با وعدۀ رفع تحریم‌های اقتصادی آمریکا نامزد ریاست‌جمهوری شد و اقشاری از مردم نیز به همین دلیل به او رأی دادند.

    نمی‌خواهم او را مقصر این وضعیت جلوه دهم، چون اغلب مؤلفه‌های دخیل در این ماجرا در کنترل او نبوده است. با این حال، او لازم است صریح و صادقانه به مردم توضیح دهد که الان دقیقاً برنامه‌اش چیست و چه می‌خواهد بکند؟

    نمی‌دانم متوجه این نکته هست که از این به بعد شرایط بخصوص برای شخص او بی‌نهایت سخت و طاقت‌فرسا خواهد شد یا خیر؟ من از صمیم قلب آرزو می‌کنم که او گرفتار چنین شرایطی نشود.

    اما سیاست است و سرشت تراژیک و بی‌رحم خود را دارد! آقای پزشکیان در این روز‌ها نیازمند خلوتی طولانی برای تأملی ژرف در بارۀ ناگزیری به ایفای نقش رقیب انتخاباتی خود است! در واقع او به قصد نجات ما از برنامۀ سعید جلیلی پا به مرحلۀ دوم انتخابات ریاست‌جمهوری گذاشت و اقشاری از مردم نیز به همین دلیل به او رأی دادند.

    حالا او ناگزیر است نقش آقای جلیلی را بازی کند! شاید خودش به دلیل مشغله‌های اجرایی بی‌امان متوجه این موضوع نباشد، اما قدری تأمل، تصویر کلی را برایش شفاف می‌کند.