برچسب: آموزش

  • آموزش زیر ضرب جنگ و قطعی اینترنت

    آموزش زیر ضرب جنگ و قطعی اینترنت

    به گزارش اقتصادران، با گذشت ماه‌ها از تعطیلی مدارس و انتقال آموزش به فضای مجازی، نارضایتی از کیفیت کلاس‌ها و هزینه‌های تحمیل‌شده به خانواده‌ها همچنان ادامه دارد. آن‌گونه که روزنامه اعتماد گزارش داده، «پرونده کلاس‌های حضوری از نهم اسفندماه سال گذشته تا امروز برای همه دانش‌آموزان بسته شد و در نهایت نیز با توجه به ادامه شرایط جنگی، این سال تحصیلی به صورت مجازی به پایان خواهد رسید.»

    در این مدت، دانش‌آموزان علاوه بر فشار‌های روحی ناشی از جنگ، با مشکلات فنی گسترده نیز مواجه بوده‌اند. در گزارش اعتماد آمده است: «چه آنها که در شبکه شاد کلاس‌های‌شان برگزار می‌شد و چه آنها که در سامانه‌ها و اپلیکیشن‌هایی که مدرسه فراهم کرده بود، مدام از قطعی و وصل شدن دوباره اینترنت گله می‌کردند.»

    گلایه از شهریه‌های سنگین و خدمات ناقص

    یکی از مهم‌ترین اعتراض‌های والدین به وضعیت مدارس غیردولتی بازمی‌گردد. بسیاری از خانواده‌ها برای تحصیل فرزندان خود مبالغی تا حدود ۱۰۰ میلیون تومان پرداخت کرده‌اند، اما اکنون معتقدند بخشی از خدماتی که بابت آن هزینه کرده‌اند، عملاً ارائه نشده است.

    اعتماد در تماس با بیش از ۱۰ مدرسه غیردولتی در تهران دریافته که «هیچ کدام توضیح روشنی ندادند که بخشی از شهریه یا حتی مبلغی که در ازای سرویس مدرسه در ماه‌هایی که کلاس‌ها به صورت آنلاین بوده پرداخت شده است، بازخواهد گشت یا نه.»

    با این حال، مسئول یکی از مدارس غرب تهران به این روزنامه گفته است: «آموزش و پرورش به مدارس اعلام کرده که هزینه غذا و سرویس دانش‌آموزان باید برگردانده شود.»

    برخی والدین نیز اعلام کرده‌اند که مدارس علاوه بر بازنگرداندن بخشی از هزینه‌ها، برای دریافت زودهنگام شهریه سال آینده نیز به خانواده‌ها فشار می‌آورند.

    کلاس‌ها مدام قطع و وصل می‌شود

    ساره، دانش‌آموز پایه نهم، از کیفیت پایین کلاس‌های مجازی گلایه دارد. او به اعتماد گفته است: «به ترتیب یک روز دانش‌آموزان وصل نمی‌شوند و روزی معلمان؛ برخی اوقات نه تنها بچه‌ها، که خود معلم‌های ما هم انگار خسته هستند و حوصله ندارند و به اجبار درس می‌دهند و در نهایت فضای کسالت‌آوری است.»

    او همچنین توضیح داده که برای کلاس ورزش تنها یک ویدئو در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌گیرد و بسیاری از دانش‌آموزان انگیزه‌ای برای پیگیری آن ندارند.

    پدر این دانش‌آموز نیز گفته است مدرسه با وجود برگزاری آنلاین کلاس‌ها، باقی‌مانده شهریه را برای صدور تأییدیه تحصیلی مطالبه کرده و خانواده ناچار به پرداخت آن شده است.

    فرسودگی دانش‌آموزان و والدین

    بخش دیگری از گزارش اعتماد به آثار روانی آموزش مجازی طولانی‌مدت اختصاص دارد. غزل، مادر یک دانش‌آموز، می‌گوید: «فرزند خود من از این طولانی شدن کلاس‌های درس به صورت آنلاین خسته است و به اجبار در کلاس‌ها شرکت می‌کند. تمرکزش بسیار کم است و دائم اینترنت قطع و وصل می‌شود.»

    او اضافه می‌کند که حتی کلاس‌های جبرانی و فوق‌العاده نیز برای کودکان خسته‌کننده شده و دانش‌آموزان «با التماس و به اجبار والدین حضور پیدا می‌کنند.»

    این وضعیت برای والدین شاغل نیز مشکلات فراوانی ایجاد کرده است. بسیاری از مادران ناچار شده‌اند بخشی از فعالیت حرفه‌ای خود را کنار بگذارند تا در ساعات برگزاری کلاس‌ها در کنار فرزندانشان باشند.

    معلمان هم ناراضی‌اند

    گلایه‌ها تنها به دانش‌آموزان و والدین محدود نمی‌شود. زهره، معلم پیش‌دبستانی یک مدرسه غیردولتی، به اعتماد گفته است که از زمان آغاز جنگ حقوق کامل دریافت نکرده و دریافتی او تقریباً نصف شده است.

    در مقابل، برخی مدارس تأکید دارند که حقوق معلمان را به طور کامل پرداخت کرده‌اند و به همین دلیل امکان بازگرداندن بخشی از شهریه‌ها را ندارند. معاون یک مدرسه ابتدایی در غرب تهران نیز گفته است مدرسه برای جبران ضعف شبکه شاد، هزینه جداگانه‌ای برای استفاده از یک سامانه آموزشی پرداخت کرده و کلاس‌ها را در آن بستر برگزار می‌کند.

    افت یادگیری و نگرانی از آینده

    یکی از معلمان مدارس غیردولتی در گفت‌و‌گو با اعتماد تأکید کرده که شرایط فعلی حتی از دوران کرونا نیز دشوارتر شده است. او می‌گوید: «بچه‌ها خسته هستند و این روز‌ها که روز‌های پایانی سال است، احساس می‌کنم که همان بچه درسخوان‌ها هم کم آورده‌اند.»

    به نوشته اعتماد، ادامه آموزش مجازی در شرایط جنگی، در کنار اختلال‌های اینترنتی، استرس‌های ناشی از ناامنی و ابهام درباره آینده، موجب شده بازدهی کلاس‌های آنلاین به شدت کاهش یابد؛ تا جایی که برخی والدین اکنون به فکر تشکیل گروه‌های آموزشی خانگی برای سال تحصیلی آینده افتاده‌اند.

    گزارش در پایان با اشاره به وضعیت مبهم پیش روی دانش‌آموزان می‌نویسد: «دانش‌آموزانی که سال سختی را پشت سرگذاشتند، در سایه ابهام و سر و صدا و بمباران اضطرابی که از والدین و اطرافیان‌شان به آنها تزریق می‌شد، حتی نمی‌دانند برای سال آینده آموزشی چه در انتظارشان است.»

  • مادران؛ خسته از آموزش مجازی در جنگ

    مادران؛ خسته از آموزش مجازی در جنگ

    به گزارش اقتصادران، من مادر یک دختر نوجوان هستم که تا اینجای دوران تحصیلات مدرسه‌ای، دو بار به‌صورت طولانی‌مدت و بار‌ها در مقاطع یک یا چندروزه مجبور شده از آموزش مجازی استفاده کند.

    به گزارش اعتماد، اولین‌بار در شیوع کرونا بود که فرزندان‌مان را برای حفظ جان‌شان خانه‌نشین کردیم و در حالی که قبل از آن دوران، همه ما اولیا به توصیه متخصصین، گوشی و ابزار هوشمند را برای فرزندان نوجوان و در سن تحصیل‌مان مخل یادگیری و تمرکز می‌دانستیم و موکد منع‌شان می‌کردیم یک‌باره مجبور شدیم آموزش مجازی را پی بگیریم و همه مادرانی که تا آن روز با نهیب «گوشی رو بذار زمین، بازی کافیه، برو به درست برس» فرزندشان را سمت درس و مشق هدایت می‌کردند حالا چاره‌ای نداشتند جز اینکه بگویند «گوشی رو بردار، حواست رو بده به درس!» تا آموزش ادامه پیدا کند.

    در همان روز‌های ابتدایی آغاز آموزش مجازی که اپلیکیشن‌های مختلفی (بنا به دسترسی و آشنایی و سلیقه مسوولان مدارس) مورد استفاده قرار می‌گرفت کمبود یک شبکه یکپارچه ملموس بود و نظام آموزشی هم برای جبران این نقیصه، شبکه شاد را با سرعت و البته ایرادات فنی و محتوایی تهیه کرد. اولین ایراد موجود حتی در بازه‌ای که اینترنت محدودیتی نداشت، ظرفیت و سرعت این شبکه بود.

    محتوای آموزشی هم در چندین نوبت به‌روز رسانی شد تا مجموعه‌ای نسبتا کاربردی ارایه شود. اما تا پایان آموزش مجازی در دوران کرونا، مشکل سرعت و ظرفیت پابرجا بود و همچنان چاره در استفاده از اپلیکیشن‌های دیگر بود. کرونا تمام شد و سیستم آموزشی دوباره حضوری شد. در چنین شرایطی ما استفاده‌کنندگان از شبکه شاد، چون مبحث مورد استفاده‌مان دیگر موضوعیت نداشت تقریبا آن را فراموش کردیم که این البته امری عادی است، اما آنچه غیرعادی می‌نماید آن است که چرا مسوولان که حالا تجربه اینکه در پی یک حادثه یا اپیدمی و… یک‌باره نیازمند آموزش مجازی هستند، حل مشکلات این سیستم را فراموش کردند یا آنطور که مورد نیاز همه دانش‌آموزان است نسبت به توانمندسازی شاد اقدام نکردند!

    از آن به بعد در صورت بروز مخاطرات جوی نظیر بارش برف و باران و یخبندان، تعطیلی‌های متاثر از آلودگی هوا و ناترازی انرژی، مرسوم شد که آموزش‌وپرورش به‌جای اعلام تعطیلی مدارس، آموزش را مجازی و در بستر شاد اعلام می‌کرد. معلمین هم گاهی با استفاده از شبکه آموزش دانش‌آموزی و گاهی هم که اختلال داشت با استفاده از پلتفرم‌های دیگر به مختصر تدریس یا دوره دروس گذشته می‌پرداختند و عمدتا آموزش را به زمان عادی شدن شرایط و حضور در مدرسه موکول می‌کردند که به جهت کوتاهی زمان این وضعیت، مشکل خاصی هم پیش نمی‌آمد.

    تا جنگ رمضان آغاز شد و الان بیش از دو ماه است که محصلین برای محافظت از جان‌شان، خانه‌نشین شده‌اند. این روز‌ها که جنگ تحمیلی سوم، دوباره فرزندان‌مان را به سمت آموزش مجازی سوق داده است اگر از هر مادری جویا شویم به کلافگی قطعی‌های مداوم وعدم کارایی لازم شاد، اشاره می‌کنند؛ شرایطی که به خاطر قطع اینترنت بین‌المللی وعدم دسترسی به اپ‌های پیام‌رسان بین‌المللی سخت‌تر نیز شده است. استفاده از اپ‌های داخلی هم به‌جهت هجوم کاربران، شرایطی بهتر از خود شاد را فراهم نمی‌کند و عملا آموزش مختل مانده است.

    البته انصافا چه در دوران کرونا و چه الان، بار تمام این مشکلات به دوش معلمین سخت‌کوش بوده و هست که با تمام این کمبود‌ها از تلاش، دست بر نداشته‌اند. ولی باید بپذیریم که شرایط آموزش مجازی در کشور ما، با استاندارد‌های حداقلی هم، بسیار فاصله دارد. ایرادات شبکه شاد آنقدر فاحش شد که در روز‌های گذشته، سازمان بازرسی کل کشور به منظور تقویت زیرساخت‌های سخت‌افزاری شبکه آموزش دانش‌آموزان (شاد)، نامه هشداری به دولت صادر کرد واعلام کرد با توجه به اینکه در حال حاضر تنها گزینه‌ای که در مبحث آموزش مجازی مورد اقبال عمومی ذی‌نفعان (اعم از معلمان، اولیا و دانش‌آموزان) قرار دارد شبکه آموزش دانش‌آموزان (شاد) است و این شبکه برای جلب رضایت حداکثری نیازمند استفاده از زیرساخت‌های لازم، به روز و مکفی می‌باشد.

    واقعیت این است که آموزش مجازی جایگزین آموزش حضوری نیست و هر چه تلاش کنیم هم نمی‌تواند به اندازه حضور در مدرسه و تدریس چهره به چهره معلم و شاگرد موثر باشد، اما در شرایط اضطرار، فراهم بودن زیرساخت مناسب، که برای همه دانش‌آموزان درسراسر کشور مخصوصا نقاط محروم، دور افتاده‌تر از پایتخت و کم‌برخوردار قابل دسترس باشد تنها چاره تداوم آموزش است که دو تجربه اخیر نشان داده نظام آموزشی ما در این زمینه نمره قبولی کسب نمی‌کند و پاسکاری تقصیر در این مبحث میان دو وزارتخانه آموزش‌وپرورش و ارتباطات که مسوول تهیه زیرساخت فضای مجازی است هم فقط گره این چالش را کورتر می‌کند. ما حتی پس از جنگ ۱۲ روزه هم نتوانستیم نسبت‌به به‌روزرسانی آموزش مجازی اقدامی کاربردی انجام دهیم.

    نظیر این چالش در آموزش تکمیلی و دانشگاهی به‌گونه‌ای دیگر است. در سیستم آموزش عالی تقریبا مبحث تدریس در فضای مجازی به‌صورت کاربردی در حال انجام است، اما تعطیلی خوابگاه‌ها برای دانشجویان شاغل که مجبور به حضور در شهر محل تحصیل‌شان هستند مبدل به مشکلی بزرگ شده است. باید توجه داشت که وقتی به هر علتی خوابگاه تعطیل می‌شود دانشجوی شاغل چاره‌ای ندارد جز اینکه به اقامتگاه‌های ارزان‌قیمت پناه ببرد و همین امر خودش، مشکلات فراوانی را فراهم می‌کند. از طرفی دیگر باعث نگرانی خانواده‌ها هم می‌شود که باید با حساسیت بیشتر به این موضوع توجه کرد.

    در نهایت هم آخرین نکته این است که برنامه آموزش مجازی، آزمون یا امتحان‌حضوری، بازده نتیجه‌بخشی ندارد. امیدوارم هیچگاه دیگر، میهن عزیزمان مورد حمله دشمنان قرار نگیرد و بدین منظور نیازمند آموزش مجازی نشویم. اما در هر صورت گزینه آموزش مجازی باید همیشه فراهم باشد تا در شرایط خاص، مورد استفاده قرار گیرد.

  • «شاد» پولی!! / نیک‌نژاد: ۸۰ درصد آموزش مجازی عملاً تعطیل است

    «شاد» پولی!! / نیک‌نژاد: ۸۰ درصد آموزش مجازی عملاً تعطیل است

    به گزارش اقتصادران، «آموزش در ایران عملاً از اولویت خارج شده است»؛ این گزاره‌ای است که این روزها بیش از هر زمان دیگری در میان کارشناسان آموزشی تکرار می‌شود. تداوم تعطیلی مدارس، گسترش آموزش مجازی، نگرانی‌های امنیتی ناشی از جنگ و بحران‌های اقتصادی، حالا نظام آموزشی ایران را وارد مرحله‌ای تازه کرده؛ مرحله‌ای که بسیاری معتقدند دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک وضعیت موقت یا اضطراری دانست.

    در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آموزش در ایران تا چه اندازه قربانی بحران‌های پی‌درپی شده و آیا «مجازی‌سازی آموزش» به تدریج در حال تبدیل شدن به یک سیاست دائمی است؟

    محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزش، با نگاهی انتقادی به وضعیت کنونی مدارس، از افت گسترده کیفیت آموزش، شکاف طبقاتی در دسترسی به امکانات آموزشی، ناکارآمدی آموزش مجازی و کاهش اولویت آموزش در سطح دولت و جامعه سخن می‌گوید: «در ایران ماه‌هاست که آموزش عملاً تعطیل مانده و حالا هم با هر بحران تازه، اولین راه‌حل، تعطیلی مدارس و رفتن به سمت آموزش مجازی است. ما نه‌فقط در دوران کرونا، بلکه بعد از آن هم مدام با تعطیلی روبه‌رو بوده‌ایم؛ از آلودگی هوا و کمبود انرژی گرفته تا مسائل امنیتی و جنگ. این حجم از تعطیلی‌ها نشان می‌دهد آموزش عملاً دیگر اولویت نیست.»

    «آموزش» از اولویت خارج شده؛ ۸۰ درصد آموزش مجازی عملاً تعطیل است/ پس از امنیت جانی، یادگیری در اولویت است

    نیک‌نژاد با اشاره به شرایط جنگی و نگرانی‌های امنیتی، تعطیلی مدارس در وضعیت بحرانی را قابل درک می‌داند، اما معتقد است این مسئله نباید به حذف تدریجی آموزش حضوری منجر شود: «در شرایط جنگی یا بحران‌هایی مثل کرونا، طبیعی است که عقل و پروتکل‌های ایمنی حکم کنند مدارس تعطیل باشند، چون جان دانش‌آموزان از هر چیز دیگری مهم‌تر است؛ حتی مهم‌تر از آموزش.»

    با این حال، او تأکید می‌کند که بسیاری از کشورهای پیشرفته، حتی در شرایط بحرانی، آموزش را پس از امنیت جانی در اولویت قرار می‌دهند: «در کشورهایی مثل ژاپن، کره‌جنوبی، سنگاپور، چین یا کشورهای اسکاندیناوی، بعد از جان دانش‌آموز، ذهن و روح او اولویت دارد. برای همین آموزش را تعطیل‌بردار نمی‌بینند.

    مثلاً در بریتانیا، وقتی شدت کرونا کم می‌شد، مدارس را دوباره باز می‌کردند و فقط در مقاطع اوج بیماری، تعطیلی‌های کوتاه‌مدت اعمال می‌شد. یعنی اصل بر باز نگه داشتن مدارس بود.

    در ایران ماه‌ها آموزش عملاً تعطیل ماند و حالا هم با هر بحران تازه، اولین راه‌حل، تعطیلی مدارس و رفتن به سمت آموزش مجازی است. ما نه‌فقط در دوران کرونا، بلکه بعد از آن هم مدام با تعطیلی روبه‌رو بوده‌ایم؛ از آلودگی هوا و کمبود انرژی گرفته تا مسائل امنیتی و جنگ. این حجم از تعطیلی‌ها نشان می‌دهد آموزش عملاً از اولویت خارج شده است.»

    نیک‌نژاد با اشاره به آمارهای جهانی دوران کرونا توضیح می‌دهد: «برآوردهای جهانی نشان می‌داد حتی در کشورهای پیشرفته، حدود ۶۰ درصد افت در مهارت‌های پایه مثل خواندن، نوشتن و حساب کردن اتفاق افتاد؛ که مستقیماً ناشی از آموزش مجازی و تعطیلی طولانی مدارس در دوران پاندمی بود.»

    او اضافه می‌کند: «امروزه در کشور ما شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد آموزش در فضای مجازی عملاً تعطیل است. دانش‌آموز فقط حضورش را ثبت می‌کند، اما یا خواب است یا مشغول کار دیگری.»

    آموزش مجازی؛ راه‌حل اضطراری یا سیاست دائمی؟/ ناکارآمدی آموزش غیرحضوری، امری بدیهی

    این کارشناس آموزش معتقد است آنچه در ایران رخ داده، دیگر صرفاً استفاده موقت از آموزش مجازی نیست: «به نظر می‌رسد آموزش مجازی دیگر فقط یک راه‌حل اضطراری نیست، بلکه کم‌کم دارد به یک سیاست دائمی تبدیل می‌شود؛ چون برای مدیران و دولت، ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین گزینه است.»

    به گفته او، پژوهش‌های جهانی بعد از دوران کرونا نشان داده‌اند که آموزش مجازی، حتی در کشورهای توسعه‌یافته، نتوانسته جایگزین مؤثری برای آموزش حضوری باشد: «در سطح جهان هم پژوهش‌ها بارها بر ناکارآمدی آموزش مجازی تأکید کرده‌اند. حالا تصور کنید در ایران، با اینترنت محدود و پلتفرم‌های ضعیف داخلی، این ناکارآمدی چند برابر می‌شود. در همین شرایط اختلال اینترنت، دانش‌آموزان مجبور شده‌اند به سامانه‌هایی مثل «شاد» بروند؛ در حالی که این پلتفرم‌ها اصلاً قابل مقایسه با ابزارهایی مثل گوگل‌میت، اسکای‌روم یا دیگر بسترهای حرفه‌ای نیستند.»

    فروش آموزش مجازی در مدارس؛ حتی «شاد» هم رایگان نیست

    نیک‌نژاد یکی از مهم‌ترین چالش‌های آموزش مجازی را مسئله هزینه‌ها می‌داند؛ موضوعی که به گفته او با اصل ۳۰ قانون اساسی، مبنی بر رایگان بودن آموزش، در تضاد است.

    او توضیح می‌دهد: «الآن مدیر مدرسه برای استفاده از برخی امکانات «شاد» یا فضاهای مشابه، باید مبلغی پرداخت کند و این هزینه طبیعتاً از خانواده‌ها گرفته می‌شود. یعنی آموزش‌وپرورش عملاً دارد فضای شاد را می‌فروشد. بنابراین حتی آموزش مجازی هم دیگر رایگان نیست.

    همین مسئله شکاف آموزشی میان طبقات مختلف را عمیق‌تر کرده است. مدارس برخوردار، پلتفرم اختصاصی و امکانات بهتر دارند، اما مدارس دولتی و خانواده‌های ضعیف‌تر مجبورند با حداقل امکانات ادامه دهند. این یعنی کیفیت آموزش، بیش از گذشته وابسته به وضعیت اقتصادی خانواده‌ها شده است.»

    هشدار درباره عادی‌سازی تعطیلی مدارس/ چرا دولت از آموزش غیرحضوری استقبال می‌کند؟

    این کارشناس معتقد است: «متأسفانه آموزش در ایران فقط مورد بی‌توجهیِ دولت نیست؛ در بخش‌هایی از جامعه هم اهمیت گذشته را ندارد. مشکل اینجاست که آموزش عملاً در بحران‌های بزرگ‌تر گم شده است. اگر شرایط عادی بود، الان باید درباره «آموزش در بحران» برنامه‌ریزی جدی می‌شد؛ باید سازوکارهای حمایتی، روانی و آموزشی ویژه‌ای برای دانش‌آموزان طراحی می‌شد. اما الان نه برای دولت، نه برای جامعه و نه حتی برای بخشی از خانواده‌ها، آموزش در اولویت نیست و این بسیار نگران‌کننده است.»

    او می‌گوید: «وقتی از آسیب آموزش صحبت می‌کنم، منظورم فقط تعطیلی فیزیکی مدرسه نیست؛ الان دانش‌آموزان کشور به‌شدت در حال آسیب دیدن هستند. اگر خطر واقعی وجود داشته باشد، تعطیلی قابل درک است؛ اما چیزی که من و بسیاری از کارشناسان آموزش‌وپرورش را نگران کرده، این است که به نظر می‌رسد دولت هم اساساً با تعطیلی مدارس مسئله‌ای ندارد، بلکه تا حدی از آن استقبال هم می‌کند. دلیلش هم روشن است؛ آموزش مجازی از چند جهت به نفع دولت تمام می‌شود؛ مهم‌ترینش مسئله بودجه است. آموزش‌وپرورش سال‌هاست با کسری بودجه جدی روبه‌روست و فضای مجازی این امکان را فراهم کرده که بخشی از این بحران پنهان شود.»

    نیک‌نژاد به دلیل دیگری هم اشاره می‌کند: «یک مسئله مهم دیگر هم وجود دارد و آن کنترل فضای اجتماعی است. وقتی مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل می‌شوند، فضاهای جمعی هم از بین می‌روند و طبیعتاً برای حکومت، کنترل جامعه ساده‌تر می‌شود. دانش‌آموز و دانشجو در خانه‌اند و آن فضای تعامل و تجمع دیگر وجود ندارد.»

    او تأکید می‌کند: «مسئله اصلی من دولت است. دولت باید اولین نهادی باشد که نگران آموزش است، اما انگار نه انگار. مضاف بر این، دولت در زمینه اعتمادسازی و تضمین امنیت عملکرد قابل قبولی نداشته؛ وظیفه دولت این است که امنیت ایجاد کند و برای خانواده‌ها توضیح دهد که می‌توانند با اطمینان فرزندانشان را به مدرسه بفرستند. اما الان نه توضیحی داده می‌شود و نه حتی به نظر می‌رسد آموزش دغدغه دولت باشد.»

  • سایه سنگین جنگ بر سر آموزش

    سایه سنگین جنگ بر سر آموزش

    به گزارش اقتصادران، سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ را شاید بتوان بحرانی‌ترین سال آموزشی کشور پس از همه‌گیری کووید-۱۹ نامید. با آغاز اعتراضات در دی‌ماه سال گذشته، درهای مدارس و دانشگاه‌ها به روی محصلان بسته شد؛ شرایطی که با تداوم جنبش‌های دانشجویی و وقوع جنگ در اسفندماه عملا به یک بن‌بست آموزشی بدل شد. در چنین مواقعی کوچ اجباری به آموزش غیرحضوری همواره گزینه‌ نخست سیاستگذاران بوده؛ سیاستی که در نگاه اول راهکار ناگزیری برای تداوم آموزش است اما بدون فراهم بودن زیرساخت‌های لازم، خود می‌تواند به عاملی برای بحران بدل ‌شود. قطعی مکرر اینترنت، ناکارآمدی پلتفرم‌هایی چون شاد و اختلال در سایت‌های دانشگاهی، تحصیل میلیون‌ها دانش‌آموز و دانشجو را به حالت تعلیق درآورده است. این ضعف‌های ساختاری که به‌ویژه دامنگیر محصلان مناطق محروم شده، آموزش را به دامن بحران سوق داده و نگرانی‌های زیادی را از بابت کیفیت تحصیل و یادگیری محصلان ایجاد کرده است.

    از تحصیل میلیونی تا مناطق محروم

    آموزش مجازی اگرچه نمی‌تواند جایگزین تعاملات رو در روی تحصیل حضوری شود اما در شرایط بحرانی کنونی، حداقل چراغ آموزش را روشن نگه می‌دارد. با این حال این راهکار ناگزیر چالش‌ها و تبعات فراوانی را به همراه دارد؛ از ضعف ملموس زیرساختی مانند قطعی و کندی مکرر اینترنت گرفته تا هزینه‌های هنگفتی که خانواده‌ها برای تامین امکانات فرزندانشان متحمل شده و اکنون با مجازی شدن آموزش عملا ناکام مانده است. کیفیت پایین تدریس در فضای مجازی نیز یکی دیگر از مصائب جدی این دوران محسوب می‌شود. از سوی دیگر، شکاف قدیمی دسترسی نامناسب دانش‌آموزان و دانشجویان مناطق محروم و خانواده‌های کم‌درآمد به اینترنت و گوشی‌های هوشمند که از منظر جامعه‌شناختی، مصداق بارز بی‌عدالتی آموزشی است، همچنان ادامه دارد و وضعیت را بحرانی‌تر از گذشته کرده است.

    یادگیری از دست‌رفته

    مصطفی آب‌روشن، جامعه‌شناس معتقد است که آموزش غیرحضوری شکاف‌ها و نابرابری‌های فراوانی را در کشور ایجاد می‌کند. وی ضمن توضیح این مسائل به «جهان‌صنعت» گفت: آموزش غیرحضوری در بستر جنگ، نابرابری‌های ساختاری را تشدید کرده و شکاف‌های جدیدی در سطح دسترسی، کیفیت و استمرار آموزش ایجاد کرده است. اختلال در اینترنت، کاهش پهنای باند، نبود تجهیزات مناسب و قطع برق در برخی مناطق عملا دسترسی حداقلی را به امتیازی طبقاتی بدل کرد. آن دسته از خانواده‌هایی که توان مالی برای خرید گوشی هوشمند، لپ‌تاپ یا اینترنت پایدار داشتند به آموزش ادامه دادند اما گروه‌های کم‌درآمد از چرخه آموزشی حذف پنهان شدند. در چنین وضعیتی، آموزش از یک حق عمومی به یک کالای طبقاتی تبدیل شد. علاوه‌بر آن مهارت والدین در هدایت آموزش خانگی، تفاوت فضای خانگی، میزان امنیت روانی خانواده‌ها و تفاوت در سواد رسانه‌ای، همه لایه‌های دیگری از نابرابری تولید کردند بنابراین جنگ نه‌تنها شکاف‌های موجود را عمیق‌تر کرد بلکه الگوی جدیدی از محرومیت دیجیتال و آموزشی ساخت.

    آب‌روشن افزود: دانش‌آموزان مناطق محروم، روستاها و خانواده‌های کم‌درآمد بیشترین آسیب را متحمل شدند زیرا فقدان زیرساخت دیجیتال، نبود دستگاه مناسب، ناتوانی در خرید بسته اینترنت و محیط‌های شلوغ خانگی باعث شد آنها عملا از فرصت یادگیری محروم شوند. این گروه‌ها با پدیده انقطاع آموزشی و سقوط عملکرد تحصیلی مواجه شدند. خانواده‌های کم‌درآمد  مجبورند بخشی از درآمد محدود خود را صرف ابزار آموزش کنند و این مساله فشار اقتصادی مضاعفی ایجاد کرد. همچنین کودکان کار، خانواده‌های مهاجر و دانش‌آموزان با نیازهای ویژه تقریبا هیچ دسترسی واقعی به آموزش ندارند و در نتیجه نابرابری آموزشی به نابرابری اجتماعی تبدیل شد. در مقابل دانش‌آموزان طبقه متوسط و بالا با تجهیزات بهتر و محیط آرام‌تر امکان استمرار یادگیری داشتند و این موضوع شکاف طبقاتی را بازتولید و تثبیت کرد.

    جنگ و بحران روانی محصلان و مدرسان

    این جامعه‌شناس می‌گوید: ترکیب فضای روانی جنگ با اضطراب مداوم، اخبار منفی و ناامنی محیطی و تجربه آموزش غیرحضوری، بار سنگینی بر سلامت روان دانش‌آموزان و دانشجویان گذاشت. نبود تعامل چهره‌به‌چهره، انزوای خانگی، نبود مرز میان فضای درس و فضای زندگی‌ و کاهش ساختار و روتین روزانه، انگیزه تحصیلی را به‌شدت کاهش داد. بسیاری دچار اضطراب مزمن، اختلال خواب، کاهش تمرکز، بی‌حوصلگی و احساس درماندگی شدند. در پژوهش‌های حوزه روانشناسی بحران، چنین وضعیت‌هایی معمولا با افزایش افسردگی، فرسودگی تحصیلی و کاهش اعتمادبه‌نفس آموزشی همراه است. به‌علاوه فشارهای اقتصادی و نگرانی از آینده، ذهنیت نسلی را در وضعیت انتظار خطر  تثبیت کرد که این حالت توان شناختی و عاطفی لازم برای یادگیری عمیق را تضعیف می‌کند بنابراین اثر روانی این دوره تنها کوتاه‌مدت نیست بلکه می‌تواند پیامدهای میان‌مدت و بلندمدت داشته باشد.

    وی ادامه داد: بحران جنگ با ایجاد فضای نااطمینانی، ترس، نگرانی درباره آینده و مصرف مداوم اخبار تهدیدآمیز، تمرکز و انگیزه آموزشی را به شدت تضعیف کرد. دانش‌آموزان و دانشجویان ذهنی اشغال‌شده با انتظار خطر دارند. حالتی که در روانشناسی بحران با کاهش توان توجه، حافظه کاری و قدرت پردازش اطلاعات مرتبط است. معلمان و اساتید نیز با اضطراب شخصی، مسوولیت آموزشی و مشکلات تکنیکی روبه‌رو شدند و کیفیت تدریس کاهش یافت. به‌دلیل فشارهای محیطی بسیاری از دانش‌آموزان دچار افت انگیزه تحصیلی، خستگی روانی، پرخاشگری یا بی‌تفاوتی شدند. بحران جنگ فضای عمومی یادگیری را از امنیت به بقا منتقل و این جابه‌جایی روانی، یادگیری عمیق و پایدار را تقریبا ناممکن کرد.

    فشار مضاعف بر خانواده‌ها

    آب‌روشن همچنین به فشار مضاعفی که به خانواده‌ها در این شرایط وارد شده نیز اشاره کرد و گفت: در شرایط جنگ که خانواده‌ها با فشارهای اقتصادی، نااطمینانی، اضطراب امنیتی و کاهش درآمد مواجه‌ هستند، آموزش غیرحضوری بار وظایف جدیدی بر دوش والدین گذاشت. خانواده‌ها مجبور شدند نقش معلم، ناظر آموزشی، تکنسین فناوری و پشتیبان روانی را همزمان ایفا کنند. خرید ابزار دیجیتال، تامین اینترنت، مدیریت زمان فرزندان و فراهم‌کردن محیط مناسب مطالعه  در شرایطی که والدین خود تحت استرس روانی و اقتصادی‌ هستند فشار مضاعف ایجاد کرد. برای خانواده‌های کم‌درآمد این فشار به بحران بدل شد و گاه بین تامین نیازهای اساسی و ادامه تحصیل فرزندان باید انتخاب می‌کردند. این وضعیت تعارضات خانوادگی، خستگی روانی والدین و احساس گناه یا ناتوانی در ایفای نقش حمایتی را تقویت کرد بنابراین آموزش غیرحضوری در بستر جنگ، خانواده را به کانون اصلی مدیریت بحران آموزشی بدل کرد.

    پشت دیوارهای تعطیل

    آب‌روشن افزود: از منظر جامعه‌شناختی آموزش، کیفیت یادگیری محصول تعامل چندگانه میان معلم، ساختار مدرسه، ابزار آموزشی، انگیزه دانش‌آموز و محیط یادگیری است. در شرایط جنگ و قطعی اینترنت بسیاری از این مولفه‌ها مختل می‌شوند. آموزش آنلاین در چنین بافتی بیشتر به انتقال حداقلی محتوا تقلیل می‌یابد و عملا کیفیت یادگیری با آموزش حضوری قابل‌قیاس نیست. نبود بازخورد موثر، افت تعامل، اختلال در تمرکز، محدودیت امکانات و ناامنی روانی، یادگیری را سطحی و کوتاه‌مدت می‌کند. از سوی دیگر بخشی از یادگیری حضوری محصول تجربه‌زیسته کلاس، همکاری با دیگران و احساس تعلق است که در آموزش غیرحضوری تقریبا حذف می‌شود. در نتیجه آنچه اتفاق افتاده نوعی فاصله یادگیری است که بیشتر از تفاوت روش، ناشی از شرایط ساختاری و روانی بحران است.

    این جامعه‌شناس به پیامدهای اختلاف کیفیت یادگیری نیز اشاره کرد و توضیح داد: تفاوت در کیفیت و عمق یادگیری پیامدهایی بلندمدت بر آینده تحصیلی و شغلی نسل فعلی خواهد داشت. دانش‌آموزانی که در دوره جنگ و آموزش غیرحضوری دچار افت یادگیری شده‌اند ممکن است در آزمون‌های سراسری، رقابت‌های دانشگاهی و حتی فرآیندهای استخدامی عملکرد ضعیف‌تری داشته باشند. سواد پایه‌ای ضعیف‌تر، جامعه‌پذیری حرفه‌ای کمتر و مهارت‌های  ناکامل، آنها را در بازار کار به وضعیت آسیب‌پذیر تبدیل می‌کند. این شکاف می‌تواند بازتولید نابرابری طبقاتی را تشدید کند زیرا دانش‌آموزانی که پیشتر از حمایت خانواده و امکانات برخوردار بودند، شکاف یادگیری کمتری تجربه کرده‌اند. در سطح کلان این پدیده می‌تواند موجب کاهش بهره‌وری نسل آینده، کندی تحرک اجتماعی و افزایش دوگانگی آموزشی-  اقتصادی شود بنابراین پیامدهای این شکاف نه فردی بلکه ساختاری و نسلی است.

    فروپاشی دسترسی به آموزش

    به‌دنبال تبعات گسترده جنگ و منازعه برای کشور، یکی از پایه‌ترین مشکلاتی که پیش می‌آید، فروپاشی برابری اولیه در دسترسی به آموزش است. آب‌روشن در این‌باره می‌گوید: قطعی اینترنت و کمبود امکانات، ظرفیت یادگیری را از موضع حق مردم به امتیاز اقلیت تبدیل کرد. نابرابری دیجیتال باعث شد برخی دانش‌آموزان به‌طور کامل از چرخه آموزشی خارج شوند یا تنها تجربه‌ای حداقلی و ناقص از آموزش داشته باشند. در این وضعیت مفهوم عدالت آموزشی که مبنای سیاست‌های عمومی است عملا تضعیف و تهی شد. جنگ این نابرابری را به‌قدری برجسته کرد که شکست سیاست‌های کلان در توسعه زیرساخت دیجیتال و توزیع برابر امکانات آموزشی آشکار شد زیرا هر چند نوع اینترنت یکسان باشد اما ظرفیت واقعی دسترسی برای همه مناطق یکسان نیست. به عبارتی طبقات بالا و برخوردار اینترنت پایدار دارند و فرودستان اینترنتی پرقطعی و کم‌کیفیت. جنگ تنها مانع لحظه‌ای نبود بلکه عاملی بود که شکاف‌های پیشینی را لایه‌برداری و مرئی کرد بنابراین جنگ نه‌تنها جریان آموزش را مختل کرد بلکه عدالت آموزشی را از یک ارزش همگانی به تجربه‌ای طبقاتی تبدیل ساخت.

    دود تحصیل مجازی در چشم گروه‌های آسیب‌پذیر

    آب‌روشن در پایان اضافه کرد: سه گروه بیشترین آسیب را  از مجازی شدن آموزش دیده‌اند: دانش‌آموزان مناطق محروم و روستایی که زیرساخت اینترنت، تجهیزات و حتی برق پایدار نداشتند، خانواده‌های کم‌درآمد که توان خرید موبایل، لپ‌تاپ یا بسته اینترنت را نداشتند، کودکان کار، مهاجر و دانش‌آموزان با نیازهای ویژه که عملا خارج از طرح‌های حمایتی قرار گرفتند. این گروه‌ها به دلیل فقر ساختاری، نبود شبکه‌های حمایتی و آسیب‌پذیری چندلایه (اقتصادی، دیجیتال، فرهنگی) بیشترین میزان محرومیت آموزشی را تجربه کردند. برای این گروه‌ها، آموزش غیرحضوری نه یک فرصت بلکه یک حذف تدریجی بود. در مقابل طبقات برخوردار که از منابع اقتصادی، سواد تکنولوژیک و محیط امن‌تری برخوردار بودند، آسیب کمتری دیدند و این مساله شکاف طبقاتی–آموزشی را تثبیت کرد.
  • تبعات آموزش بدون مدرسه / آموزش ادامه دارد، اما یادگیری نه!

    تبعات آموزش بدون مدرسه / آموزش ادامه دارد، اما یادگیری نه!

    به گزارش اقتصادران، تعطیلات نوروزی تا چند روز دیگر تمام می‌شود، اما خبری از پایان تعطیلی مدارس نیست. رییس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش از وجود سناریو‌های مختلف برای استمرار آموزش گفته و تاکید کرده که «اگر چنانچه وضعیت حملات دشمنان جنایتکار همچنان استمرار داشته باشد به‌مانند تجربه دوران کرونا و اسفند ماه ۱۴۰۴، از زیرساخت‌هایی که آموزش و پرورش برای آموزش‌های مجازی در مواقع بحران در نظر گرفته، استفاده خواهیم کرد.»

    به گفته او «آموزش و پرورش و دولت اجازه نخواهد داد که جریان آموزش در هیچ شرایطی، متوقف شود». تاکید بر عدم توقف آموزش، اما درحالی است که تداوم رویکرد آموزش آنلاین، جامعه و به خصوص والدین را جدا نگران توقف فرایند یادگیری و ضعف تحصیلی دانش آموزان کرده است.

    آموزش مجازی؛ راهکار واقعی یا فرار از مدیریت بحران؟

    سال تحصیلی که باید به ثبات و یادگیری ختم می‌شد، زیر سایه بحران‌های پی‌درپی عملاً به یک دوره آموزش نیمه‌تعطیل تبدیل شده است؛ از آلودگی و برودت هوا گرفته تا اعتراضات و حالا هم جنگ، مدارس را به خانه‌ها کشانده است. اما آیا آموزش آنلاین واقعاً توانسته جای خالی مدرسه را پر کند یا در حال تولید نسلی با شکاف عمیق آموزشی است؟

    تعطیلی‌های مکرر و کوچ اجباری دانش‌آموزان از مدرسه به خانه و آموزش مجازی، در ظاهر شاید راه‌حلی اضطراری برای تداوم آموزش باشد، اما در عمل مفهوم «مدرسه» را از بنیان دگرگون کرده است. مدرسه فقط انتقال محتوای درسی نیست؛ جایی است برای شکل‌گیری نظم، تعامل اجتماعی، رقابت، مسئولیت‌پذیری و حتی تجربه زیست جمعی. وقتی دانش‌آموز ماه‌ها رنگ کلاس حضوری را نمی‌بینند، این ابعاد عملاً حذف می‌شوند.

    این رویه آسیب‌زا که در دوران کرونا بنا به اضطرار و مثل خیلی از جا‌های دنیا، در کشور تجربه شد در سال‌های اخیر آنقدر تکرار شده که در حال وارد کردن ضربه جدی به فرآیند آموزش و پرورش است. مجازی کردن کلاس‌های درس نیز مثل قطع کردن اینترنت در صدر فهرست راهکار‌های مسئولان در مواجهه با بحران قرار گرفته و در نتیجه شاهدیم که بسیاری از دانش‌آموزان در سال تحصیلی جاری تجربه منسجمی از حضور در مدرسه نداشتند. در چنین شرایطی، حتی اگر آموزش آنلاین به‌صورت کامل و بدون نقص اجرا شود، باز هم نمی‌تواند جایگزین کارکرد‌های چندلایه مدرسه باشد.

    واقعیت این است که آموزش مجازی در ایران، نه بر پایه یک طراحی آموزشی دقیق، بلکه به‌عنوان یک «راه‌حل اضطراری» شکل گرفت و به‌صورت فرسایشی ادامه یافته است؛ بدون آنکه زیرساخت‌ها، محتوا یا مهارت معلمان متناسب با آن ارتقا پیدا کند.

    جای خالی کیفیت در آموزش آنلاین

    یکی از مهم‌ترین تبعات آموزش آنلاین، کاهش محسوس کیفیت یادگیری است. کلاس‌های مجازی معمولاً کوتاه‌تر از کلاس‌های حضوری هستند و در بسیاری موارد به‌دلیل مشکلات فنی، حتی همین زمان محدود هم به‌درستی استفاده نمی‌شود. قطع و وصل اینترنت، تأخیر در ورود دانش‌آموزان، مشکلات صدا و تصویر و بی‌نظمی عمومی، باعث می‌شود بخش قابل توجهی از زمان آموزشی عملاً هدر برود. در مقاطع ابتدایی که از قضا اهمیت بیشتری نیز در پرورش آینده سازان مملکت دارد، وضعیت وخیم‌تر است. مدرسه به ارسال چند ویدیو و فایل از سوی معلمان و انجام تکالیف توسط والدین به جای دانش آموزان خلاصه شده است!

    اما مسئله فراتر از این حرف‌ها است. دانش‌آموزی که در خانه، میان صدای تلویزیون، رفت‌وآمد اعضای خانواده یا وسوسه گوشی و شبکه‌های اجتماعی نشسته، به‌مراتب تمرکز کمتری نسبت به کلاس حضوری دارد. معلم هم ابزار چندانی برای مدیریت این وضعیت ندارد. نتیجه این می‌شود که آموزش به یک «حضور صوری» تقلیل پیدا می‌کند؛ دانش‌آموز آنلاین است، اما واقعاً در حال یادگیری نیست.

    اینترنت ضعیف، آموزش نابرابر

    آموزش آنلاین در شرایطی می‌تواند موفق باشد که زیرساخت ارتباطی پایدار و باکیفیت وجود داشته باشد؛ اما در ایران، اینترنت خود یکی از چالش‌های اصلی است. سرعت پایین، قطعی‌های مکرر و محدودیت‌های دسترسی، عملاً آموزش را به یک تجربه پرتنش تبدیل کرده‌اند.

    این وضعیت یک پیامد مهم دیگر هم دارد: تشدید نابرابری آموزشی. دانش‌آموزی که به اینترنت پرسرعت، لپ‌تاپ شخصی و فضای مناسب دسترسی دارد، قطعاً وضعیت بهتری نسبت به دانش‌آموزی دارد که با یک گوشی مشترک و اینترنت ضعیف تلاش می‌کند در کلاس شرکت کند. به این ترتیب، آموزش مجازی نه‌تنها شکاف‌های قبلی را کاهش نداده، بلکه آنها را عمیق‌تر کرده است.

    در واقع، عدالت آموزشی که سال‌ها به‌عنوان یک هدف مطرح می‌شد، در عمل زیر فشار آموزش آنلاین آسیب دیده است. حالا دیگر تفاوت فقط میان مدارس دولتی و غیرانتفاعی نیست؛ بلکه به سطح دسترسی به فناوری هم گره خورده است.

    والدین شاغل؛ قربانیان خاموش آموزش آنلاین

    در میان همه این مسائل، فشار مضاعفی که بر والدین- به‌ویژه مادران شاغل- وارد شده، کمتر دیده می‌شود. آموزش آنلاین، بخشی از مسئولیت آموزش را ناخواسته به خانه منتقل کرده است. والدینی که باید همزمان کار کنند و نقش «ناظر آموزشی» را هم بر عهده بگیرند.

    برای بسیاری از خانواده‌ها، به‌ویژه در طبقه متوسط و پایین، این وضعیت به یک بحران روزمره تبدیل شده است. والدین نمی‌توانند دائماً کنار فرزند خود بنشینند تا مطمئن شوند او واقعاً در کلاس شرکت می‌کند یا تکالیفش را انجام می‌دهد. در نتیجه، یا فشار روانی زیادی به خانواده وارد می‌شود، یا کیفیت آموزش دانش‌آموز افت می‌کند.

    نسلی با دانش ناپایدار؛ بحران آینده از همین‌جا شروع می‌شود

    مهم‌ترین مسئله، اما تبعات بلندمدت این روند است. دانش‌آموزانی که امروز با آموزش ناقص، ناپیوسته و کم‌کیفیت مواجه هستند، چند سال دیگر وارد دانشگاه‌ها و سپس بازار کار خواهند شد. اگر پایه‌های آموزشی آنها ضعیف باشد، این ضعف به‌راحتی در مراحل بعدی جبران نخواهد شد.

    اینکه گفته می‌شود نسل جدید به‌دلیل دسترسی به اینترنت «باهوش‌تر» یا «جلوتر» است، لزوماً به معنای یادگیری عمیق‌تر نیست. دسترسی به اطلاعات با توانایی تحلیل و فهم متفاوت است. اگر نظام آموزشی نتواند این تفاوت را مدیریت کند، نتیجه آن نسلی خواهد بود که اطلاعات زیادی دارد، اما مهارت‌های پایه‌ای – از درک مفاهیم تا حل مسئله – در آن ضعیف است.

    در چنین شرایطی، بازار کار هم با چالش جدی مواجه می‌شود. کارفرمایان با نیروی انسانی‌ای روبه‌رو خواهند شد که مدارک تحصیلی دارند، اما مهارت‌های لازم را ندارند. این شکاف می‌تواند به کاهش بهره‌وری، افزایش بیکاری پنهان و حتی کند شدن روند توسعه کشور منجر شود.

    آموزش ادامه دارد، اما یادگیری نه!

    اظهارات مسئولان درباره اینکه «آموزش متوقف نخواهد شد» در ظاهر امیدوارکننده است، اما مسئله اصلی این است که آموزش به چه قیمتی ادامه پیدا می‌کند. اگر تداوم آموزش به معنای حفظ یک ساختار صوری و کم‌اثر باشد، شاید بهتر باشد به‌جای تأکید صرف بر «ادامه»، به کیفیت و اثربخشی آن فکر شود.

    آموزش آنلاین، اگر به‌درستی طراحی و اجرا شود، می‌تواند یک فرصت باشد. اما در شکل فعلی، بیشتر به یک راه‌حل موقت شبیه است که دارد به یک مشکل دائمی تبدیل می‌شود. پرسش اصلی اینجاست: آیا نظام آموزشی قبل از آنکه دیر شود، این روند را اصلاح خواهد کرد؟

  • ضربه سهمگین فقر به آموزش / نرخ بیکاری تحصیل‌کردگان، انگیزه برای ادامه تحصیل را کم کرد

    ضربه سهمگین فقر به آموزش / نرخ بیکاری تحصیل‌کردگان، انگیزه برای ادامه تحصیل را کم کرد

    به گزارش اقتصادران، افزایش قابل توجه هزینه کالاهای اساسی و مسکن، باعث شده خانوارهای ایرانی سرمایه‌گذاری کمتری در بخش «آموزش» داشته باشند.

    مطابق بررسی‌ها، میزان مبلغی که دهک اول خانوارها (کم درآمد) از سال ۱۳۹۰ تا سال ۱۴۰۳ صرف آموزش کرده است، به میزان ۵۰ درصد به قیمت واقعی کاهش یافته، اما میزان این کاهش برای دهک دهم (پردرآمد) ۶ درصد بوده است.

    بررسی داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد هزینه آموزشی دهک‌‌های مختلف درآمدی طی سال‌های گذشته کاهش قابل توجه داشته و این کاهش در دهک‌های درآمدی پایین شدیدتر بوده است. هزینه‌های آموزشی کل خانوارهای کشور به‌طور میانگین، به قیمت پایه سال ۱۴۰۳، برابر با ۲٫۶ میلیون تومان در سال۱۳۹۰ بوده و در سال۱۴۰۳ به ۲٫۱میلیون تومان کاهش یافته است. همچنین سهم هزینه‌های آموزشی از کل هزینه های خانوار از ابتدای دهه ۹۰ تا کنون حدود ۶۰ درصد کاهش یافته است.

    هزینه‌های آموزشی خانوار دهک۱۰ نیز از ۷٫۸میلیون تومان در سال۱۳۹۶ به ۵میلیون تومان در سال۱۴۰۳ رسیده است. علاوه بر این هزینه‌های آموزشی دهک۱۰ نسبت به دهک۱ از ۸برابر در سال۱۳۹۰ به ۱۶برابر در سال۱۴۰۳ رسیده است.  کاهش بازده آموزش و کاهش درآمد واقعی اکثر خانوارها، علت اصلی افول هزینه‌های آموزشی در این مدت است.

    نرخ بالای بیکاری در میان تحصیل‌کردگان سیگنال قدرتمندی مبنی بر کم فایده‌شدن تحصیلات به خانوارها ارسال می‌کند و از طرف دیگر کاهش درآمد واقعی اکثر خانوارها از ابتدای دهه۱۳۹۰ تاکنون موجب شده است عمده بودجه خانوار صرف نیازهای اساسی نظیر مواد خوراکی و مسکن روزمره شود.

    کاهش هزینه‌های آموزشی در دهک‌های پایین شدیدتر بوده است که نتیجه آن دسترسی نابرابر به دانشگاه‌های دولتی و به تبع بهره‌مندی نابرابر از یارانه آموزش عالی خواهد بود. کاهش سرمایه‌گذاری خانوارها در آموزش، انباشت سرمایه انسانی را با مشکل روبه‌رو کرده است و کاهش بیشتر سرمایه‌گذاری در دهک‌های پایین نابرابری را تداوم خواهد بخشید. این موضوع تحرک اجتماعی طبقات را کاهش می‌دهد که تبعات بلند‌مدتی برای اقتصاد خواهد داشت.

    کاهش هزینه‌های آموزشی دهک‌های پایین شدید‌تر اتفاق افتاده است. نسبت هزینه‌های آموزشی سه دهک بالا به سه دهک پایین در ابتدای دهه ۹۰ برابر با ۴٫۲ بوده که در میانه آن به ۶٫۵ رسیده و پس از آن به ۵٫۲ کاهش پیدا کرده است. علاوه بر این نسبت هزینه‌های آموزشی خانوار دهک۱۰ به دهک ۱ نیز از ابتدای دهه۱۳۹۰ تا قبل از همه‌گیری ویروس کرونا بیش از دوبرابر شده که پس از آن نیز این نسبت حفظ شده است.

    علاوه بر مواردی که ذکر شد، قطعی اینترنت در این روز‌ها وضعیت آموزشی را برای دهک‌های پایین درآمدی بدتر می‌کند؛ زیرا اینترنت برای این دهک‌ها یک منبع آموزشی کم هزینه محسوب می‌شود که با قطع شدن آن کیفیت آموزش این دهک‌ها افت می‌کند.

    طبق گزارش منتشرشده مرکز پژوهش‌های مجلس در سال ۱۴۰۲ حدود ۵۰درصد تمامی رتبه‌های زیر ۱۰هزار از ۲دهک بالای درآمدی هستند؛ درحالی‌که سهم ۲دهک پایین درآمدی ۵درصد است. این نابرابری به معنای آن است که سهم دو دهک بالا از صندلی‌های دانشگاه‌های برتر ۱۰برابر بیشتر از سهم ۲ دهک پایین است.

  • سقوط سواد در ایران / سکوت وزارت آموزش و پرورش برابر افت آموزشی

    سقوط سواد در ایران / سکوت وزارت آموزش و پرورش برابر افت آموزشی

    به گزارش اقتصادران، در روز‌هایی که جامعه آموزشی کشور چشم‌انتظار تحول در کیفیت آموزش است، انتشار یک اینفوگرافی پرسروصدا در شبکه‌های اجتماعی بار دیگر نگاه‌ها را به سمت نمرات نهایی دانش‌آموزان در امتحانات خردادماه ۱۴۰۴ سوق داد.

    این داده‌ها فقط مجموعه‌ای از اعداد و درصد‌ها نیستند، بلکه آینه‌ای از شکاف‌های عمیق آموزشی، تفاوت امکانات و فرصت‌های یادگیری در سراسر کشورند.

    در روز‌هایی که جامعه آموزشی کشور چشم‌انتظار تحول در کیفیت آموزش است، انتشار یک اینفوگرافی پرسروصدا در شبکه‌های اجتماعی بار دیگر نگاه‌ها را به سمت نمرات نهایی دانش‌آموزان در امتحانات خردادماه ۱۴۰۴ سوق داد. این داده‌ها فقط مجموعه‌ای از اعداد و درصد‌ها نیستند، بلکه آینه‌ای از شکاف‌های عمیق آموزشی، تفاوت امکانات و فرصت‌های یادگیری در سراسر کشورند. بر اساس اطلاعات موجود در این فایل، میانگین نمرات نهایی دانش‌آموزان در سراسر کشور به ۹.۹۴ رسیده است؛ عددی که به‌تنهایی گویای عملکرد رو به پایین در سطح ملی است. با این حال، آنچه بیش از خود عدد اهمیت دارد، تفاوت میان استان‌ها در این ارزیابی است. از نمره ۱۲.۰۴ در یزد تا ۷.۷۳ در سیستان‌وبلوچستان، گستره‌ای از کیفیت آموزش را پیش‌روی ما می‌گذارد که نه‌تنها نگران‌کننده، بلکه هشداردهنده است. استان یزد با میانگین ۱۲.۰۴، صدرنشین جدول نمرات است و پس از آن خراسان جنوبی با ۱۱.۸۱، سمنان با ۱۱.۶۲، اصفهان با ۱۱.۴۳، قم و خراسان رضوی هرکدام با ۱۱.۲۷ پس از آن قرار دارند؛ استان‌هایی که به نظر می‌رسد از نظر ساختار آموزشی، منابع انسانی و نظارت، عملکرد بهتری داشته‌اند.

    در مقابل، سیستان‌وبلوچستان با میانگین فقط ۷.۷۳، کهگیلویه‌وبویراحمد با ۸.۰۱ و خوزستان با ۸.۳۹ پایین‌ترین نمرات کشور را کسب کرده‌اند؛ استان‌هایی که در دهه‌های اخیر همواره با چالش‌هایی همچون فقر آموزشی، کمبود معلم، زیرساخت‌های نامناسب و مهاجرت‌های آموزشی مواجه بوده‌اند. نقشه توزیع نمرات، الگوی قابل توجهی را نشان می‌دهد: مناطق مرکزی و شمال شرقی ایران در وضعیت آموزشی نسبتا بهتری قرار دارند، حال آنکه استان‌های جنوبی، جنوب غربی و مرزی با ضعف آشکاری در عملکرد آموزشی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این آمارها، فراتر از یک تحلیل آماری ساده، زنگ خطری برای نظام آموزش کشور به شمار می‌روند. اگر این روند ادامه پیدا کند، آینده‌ای با نابرابری آموزشی بیشتر، تبعیض ساختاری و تضعیف سرمایه انسانی را باید انتظار کشید.

    از این رو، توزیع نمرات نهایی می‌تواند و باید مبنای سیاست‌گذاری‌های جدی و هدفمند در حوزه عدالت آموزشی قرار گیرد: از تخصیص منابع بیشتر به مناطق محروم تا طراحی برنامه‌های جبرانی و تقویت کیفی معلمان، تا شاید فاصله میان استان‌ها، فقط در نقشه جغرافیا باقی بماند، نه در میزان یادگیری و کیفیت آموزش.

    سکوت وزارتخانه در برابر آمار

    بررسی‌های «شرق» نشان می‌دهد این عدد‌ها هنوز نهایی نشده‌اند. پیگیری‌ها از منابع مطلع در وزارت آموزش و پرورش حاکی از آن است که در زمان انتشار این آمار، نتایج نهایی پس از بررسی اعتراض‌ها در برخی استان‌ها هنوز قطعی نشده بود. با این حال، وزارت آموزش و پرورش تاکنون نه درستی آمار منتشرشده را تأیید کرده و نه آن را به طور رسمی رد کرده است.

    مطابق اطلاعاتی که به دست «شرق» رسیده، ممکن است برخی از این نمرات با اعمال اعتراض‌ها تا حدودی تغییر کند؛ اما حتی در صورت اصلاح جزئی، بعید به نظر می‌رسد که تصویر کلی از وضعیت آموزشی کشور را دگرگون کند. در واقع، وقتی میانگین نمره در یک استان پایین‌تر از هشت ثبت شده، حتی افزایش چند دهم نمره‌ای نیز نمی‌تواند آن را از کف جدول جدا کند. بر همین اساس، کارشناسان معتقدند تمرکز بر اصل ماجرا -یعنی وضعیت نگران‌کننده افت آموزشی، شکاف میان استان‌ها و وضعیت بحرانی مناطق محروم- اهمیت بیشتری از تغییرات جزئی آماری دارد. این سکوت و بی‌تکلیفی، در شرایطی که جامعه آموزشی کشور خواهان شفاف‌سازی و تحلیل ریشه‌ای علل نابرابری آموزشی است، بیش از پیش پرسش برانگیز شده است. اگرچه نمره نهایی فقط یکی از شاخص‌های سنجش کیفیت آموزشی است، اما کاهش محسوس آن در برخی استان‌ها را نمی‌توان صرفا به‌سادگی سؤالات یا مشکلات آزمون نسبت داد. آنچه بیش از هر چیز نیازمند پاسخ است، سیاست‌های آموزشی‌ای است که چنین تفاوت‌هایی را در سطح ملی تثبیت کرده‌اند.

    افزایش نمرات با سؤال‌های آسان

    البته وضعیت نگران‌کننده فعلی پدیده تازه‌ای نیست. هرچند توجه افکار عمومی در ماه‌های اخیر بیشتر به آمار‌های نگران‌کننده خرداد ۱۴۰۴ جلب شده، اما واقعیت این است که نظام آموزشی کشور طی سال‌های گذشته نیز بار‌ها با هشدار‌هایی مشابه مواجه بوده است. به بیان دیگر، نتایج امسال را نمی‌توان استثنائی دانست، بلکه باید آن را ادامه روندی فرساینده در کیفیت آموزش عمومی قلمداد کرد. بر اساس آمار رسمی، میانگین نمرات نهایی دانش‌آموزان در سه پایه متوسطه دوم در خرداد ۱۴۰۳ به ترتیب ۱۱.۵۹ برای پایه دهم، ۱۰.۶۲ برای یازدهم و ۱۰.۹۸ برای پایه دوازدهم بوده است. همچنین در تفکیک رشته‌ای، میانگین نمرات در رشته علوم تجربی از ۱۱.۲۳ به ۱۲، در علوم ریاضی از ۱۰.۷۹ به ۱۱.۸۲ و در رشته انسانی از ۸.۷۵ به ۹.۱۳ رسیده است.

    سال گذشته نیز گرچه این افزایش، در ظاهر می‌توانست نشانه‌ای از پیشرفت باشد، اما در عمق خود با تردید‌هایی همراه بود. رئیس مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت وزارت آموزش و پرورش، افزایش نمرات را ناشی از طراحی آسان‌تر سؤالات دانسته بود. اما همین تصویر رسمی هم با گزارش‌هایی از مدارس سراسر کشور که از نارضایتی دانش‌آموزان و معلمان از سطح واقعی آموزش و ارزیابی‌ها حکایت داشت، در تضاد بود. به‌ویژه آنکه نمرات پایین امتحانات نهایی چنان جنجالی به پا کرده بود که رئیس‌جمهور فقید، ابراهیم رئیسی، شخصا از وزارت آموزش و پرورش خواسته بود دلایل این افت تحصیلی را بررسی و ارائه کند.

    کارشناسان معتقدند ارزیابی عملکرد تحصیلی فقط با اتکا به نمرات خام، تصویری ناقص از واقعیت آموزشی کشور به دست می‌دهد. محمدمهدی کاظمی، معاون سابق آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش، در گفت‌و‌گو با «شرق»، با تأکید بر اهمیت تحلیل دقیق داده‌های عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان، معتقد است افت تحصیلی که این روز‌ها محل بحث فراوان شده، اگرچه قابل کتمان نیست، اما تحلیل آن نیازمند نگاهی چندلایه به عوامل مختلف مؤثر در آموزش و یادگیری است. او با اشاره به تحولات اخیر در شیوه برگزاری امتحانات نهایی، آن را فرصتی برای ارزیابی واقعی عملکرد مدارس در سطح ملی و منطقه‌ای می‌داند. کاظمی می‌گوید: «این اطلاعات اگر به‌درستی تحلیل و پردازش شوند، ابزار مهمی برای شناسایی وضعیت آموزش و میزان تحقق اهداف آموزشی در اختیار نظام تعلیم و تربیت قرار می‌دهند. بررسی نمرات و عملکرد دانش‌آموزان در امتحانات نهایی به ما کمک می‌کند بدانیم دانش‌آموزان در مسیر رسیدن به اهداف آموزشی، در چه نقطه‌ای قرار دارند و چه تفاوت‌هایی میان مناطق مختلف کشور وجود دارد».

    او با اشاره به پیش‌بینی‌های انجام‌شده در برنامه هفتم توسعه کشور درباره رشد کیفیت آموزشی، توضیح می‌دهد: «بر اساس پیشنهاد دولت در برنامه هفتم، پیش‌بینی شده میانگین نمرات امتحان نهایی سال‌به‌سال افزایش یابد و هر سال حدود نیم‌نمره رشد داشته باشیم. واقعا هم شاهد تحقق این پیش‌بینی در خرداد ۱۴۰۳ بودیم. در خرداد ۱۴۰۲، میانگین نمرات حدود ۹.۵ بود، اما در سال جاری به حدود ۱۰ رسید. این روند رشد، اتفاقی نیست و بخشی از آن ناشی از اقدامات حمایتی بوده که طی یک سال گذشته در سطح ملی و استانی انجام شده است».

    کاظمی به برنامه‌هایی مانند کلاس‌های جبرانی نوروزی ۱۴۰۳، پویش جهاد علمی و همچنین برگزاری آزمون‌های پیشرفت تحصیلی در برخی مناطق کشور اشاره می‌کند و آنها را در ارتقای کیفیت آموزش مؤثر می‌داند: «پویش جهاد علمی، به‌ویژه در مناطق کمتربرخوردار که از طریق دبیرستان‌های آموزش تهران پشتیبانی می‌شد، توانست بخشی از شکاف آموزشی را کاهش دهد. از سوی دیگر، برگزاری آزمون پیشرفت تحصیلی این امکان را فراهم کرد که مدیران و معلمان مدارس بتوانند جایگاه مدرسه خود را با متوسط منطقه و کشور مقایسه کنند و برای بهبود عملکرد برنامه‌ریزی دقیق‌تری داشته باشند».

    او همچنین به نقش سنجش و ارزشیابی توصیفی در دوره ابتدایی و فقدان یک نظام سنجش منسجم در دوره متوسطه اول اشاره می‌کند و معتقد است: «نبود ارزشیابی‌های دقیق و مستمر در این مقاطع، یکی از عوامل تأثیرگذار در افت کیفی آموزش بوده است. در غیاب داده‌های عینی و منظم، نمی‌توان مسیر یادگیری را به‌درستی رصد و اصلاح کرد».

    کرونا، انگیزه و کیفیت پایین آموزش

    کاظمی، کرونا را یکی از دلایل مهم افت تحصیلی در سال‌های اخیر می‌داند: «کرونا یک خلأ آموزشی جدی برای ما ایجاد کرد که آثارش هنوز هم ادامه دارد. بسیاری از دانش‌آموزان در دوران کرونا فرصت یادگیری مؤثر را از دست دادند و هنوز نتوانسته‌اند این شکاف را جبران کنند». او همچنین از کاهش انگیزه دانش‌آموزان برای تحصیل به‌عنوان عامل دیگری نام می‌برد و آن را ناشی از شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی امروز می‌داند: «برخی دانش‌آموزان تمایلی به ادامه مسیر تحصیلی یا دانشگاه ندارند و بیشتر مایل‌اند زودتر وارد بازار کار شوند. این تفاوت انگیزه‌ها طبیعتا بر عملکرد تحصیلی اثرگذار است». در کنار این عوامل، کاظمی به نبود دوره‌های مؤثر ضمن خدمت برای معلمان در سال‌های اخیر نیز اشاره می‌کند: «برگزار نشدن منظم دوره‌های باکیفیت برای ارتقای حرفه‌ای معلمان، یکی از علل اصلی کاهش کیفیت آموزش در کلاس درس است. اگر معلمان به‌روز نباشند، نمی‌توانند پاسخ‌گوی نیاز‌های متنوع آموزشی امروز باشند».

    این گزاره که افت عملکرد مدارس دولتی لزوما خانواده‌ها را به سمت مدارس غیردولتی سوق می‌دهد، از نظر محمدمهدی کاظمی چندان قطعی نیست. او با استناد به تحلیل نتایج امتحانات نهایی می‌گوید بسیاری از دانش‌آموزان مدارس دولتی در رده‌های بالای جدول قرار گرفته‌اند؛ بنابراین نمی‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که مدارس غیردولتی الزاما کیفیت آموزشی بالاتری دارند.

    او درعین‌حال تأکید می‌کند: «نظام آموزشی کشور باید توجه و تمرکز خود را همچنان معطوف به تقویت مدارس دولتی نگه دارد. حاکمیت، در معنای گسترده کلمه، مسئولیت دارد تا به شکل ویژه‌ای به مدارس دولتی رسیدگی کند. تقویت جایگاه معلم، ایجاد انگیزه برای او و حمایت‌های ساختاری از مدرسه دولتی، از ضروری‌ترین برنامه‌هایی است که باید در اولویت قرار بگیرد».

    وقتی نظام نمره‌دهی بی‌اعتبار می‌شود

    درحالی‌که مسئولان آموزش و پرورش از افزایش نسبی معدل‌ها در امتحانات نهایی خرداد ۱۴۰۳ سخن می‌گویند، برخی کارشناسان آموزشی معتقدند این بهبود ظاهری، نه نشانه‌ای از رشد کیفی آموزش، بلکه نتیجه مستقیم سیاست‌های نادرست و بی‌ثباتی در نظام ارزیابی کشور است. هامون سبطی، فعال حوزه آموزش و مدیر انجمن ناشران آموزشی، معتقد است اعلام میانگین نمره ۹.۹۴ در امتحانات نهایی، نه یک «افتضاح» آموزشی، بلکه نشانه‌ای روشن از ضعف یک سیستم است که سال‌هاست هشدار‌ها درباره آن نادیده گرفته شده است. او با اشاره به سیاست‌هایی که در سال‌های اخیر از سوی مسئولان آموزش و پرورش در قبال کنکور و معدل در پیش گرفته شده، می‌گوید: «ما سال‌هاست فریاد می‌زنیم که نتیجه تصمیمات آموزش و پرورش، اعتبارزدایی از نمره‌ها و بی‌اعتمادی عمومی به نمرات امتحانات نهایی است. امروز نتایج منتشرشده نشان می‌دهد دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند چشم خود را بر این وضعیت ببندد». از نظر سبطی، نمی‌توان نمره پایین دانش‌آموزان را به‌سادگی تقصیر آنها دانست؛ بلکه باید به عوامل ریشه‌ای‌تری نگاه کرد: «وقتی از دانش‌آموزی که در یک مدرسه محروم درس خوانده، معلمش یا حقوق نگرفته یا آن‌قدر خسته و بی‌انگیزه بوده که نتوانسته درست آموزش دهد، انتظار داریم نمره‌اش سرنوشت او را تعیین کند، در‌واقع داریم به او دوبار ظلم می‌کنیم. چطور می‌شود نمره چنین دانش‌آموزی را با نمره کسی که در یک مدرسه مجهز و خاص در تهران درس خوانده، مقایسه کرد؟».

    او با تأکید بر تفاوت‌های عمیق میان مناطق آموزشی در کشور می‌گوید: «نتایج همین امسال هم نشان می‌دهد که میانگین نمرات در استان‌هایی مثل یزد بالاتر از ۱۲ است، اما در استان‌هایی مثل سیستان‌و بلوچستان زیر ۸. این یعنی شکاف آموزشی، عمیق‌تر از چیزی است که تصور می‌شد. حالا اگر قرار است کنکور را حذف کنیم یا تأثیر معدل را بیشتر کنیم، باید پاسخ دهیم که این شکاف قرار است چگونه جبران شود؟».

    ماجرای حذف کنکور

    سبطی از تلاش‌های چند سال اخیر برای حذف کنکور و جایگزینی نمرات امتحانات نهایی به‌عنوان ملاک اصلی پذیرش دانشگاه‌ها انتقاد می‌کند و آن را «سیاستی عوام‌فریبانه» می‌نامد: «می‌گویند کنکور اضطراب می‌آورد. بله، کنکور اضطراب دارد، اما دست‌کم در کنکور می‌توان برای همه سؤال یکسان طرح کرد و ناظر سراسری داشت. در امتحانات نهایی، هیچ‌کدام از اینها وجود ندارد. حوزه‌های امتحانی کیفیت و نظارت متفاوت دارند. تصحیح برگه‌ها هم یکدست نیست. چطور می‌شود سرنوشت ورود به دانشگاه را به این سیستم سپرد». او معتقد است روند فعلی به یک دوگانگی در سیاست‌گذاری منجر شده است: «از یک سو می‌خواهند معدل را تعیین‌کننده بدانند، از سوی دیگر اعتبار معدل را با سیاست‌های اجرائی غلط پایین می‌آورند. وقتی به خاطر کرونا نمره‌ها را بالا کشیدند، معلوم بود که سال بعد با افت شدید مواجه می‌شویم. همان موقع هم گفتیم که نباید چنین دست‌کاری‌ای در نمرات شود. حالا نتیجه‌اش را داریم می‌بینیم». به باور سبطی، انتشار میانگین نمرات پایین نه‌فقط هشدار به نظام آموزشی، بلکه نشانه‌ای از بحران اعتماد در میان دانش‌آموزان و خانواده‌هاست: «امروز خانواده‌ها نمی‌دانند که نمره خوب یعنی چه. وقتی دانش‌آموزی با معدل ۱۷ نمی‌تواند در کنکور رتبه خوبی بیاورد، اعتمادش به کل نظام آموزشی از بین می‌رود؛ و برعکس، وقتی معدل بالا بدون پشتوانه علمی داده شود، دانشگاه‌ها هم دیگر به این نمرات اعتماد نمی‌کنند. در نهایت، دانش‌آموز، معلم، خانواده و نظام آموزش عالی، همه متضرر می‌شوند». او خواستار بازنگری جدی در سیاست‌های فعلی است و تأکید می‌کند: «اگر قرار است کنکور حذف شود یا تأثیر معدل بیشتر شود، ابتدا باید یک نظام نمره‌دهی دقیق، منصفانه و با کیفیت آموزش برابر برای همه دانش‌آموزان کشور ایجاد شود. وگرنه این مسیر به ناکجاآباد می‌رود».

    حرکت به سمت آموزش طبقاتی

    به گفته هامون سبطی، پیامد‌های تصمیم به قطعی‌شدن تأثیر سوابق تحصیلی و معدل، تنها محدود به حوزه آموزشی نیست، بلکه مستقیم بر مسیر زندگی اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی دانش‌آموزان نیز اثر می‌گذارد. او ادامه می‌دهد: «فرض کنیم دانش‌آموزی در پایه یازدهم معدل خوبی کسب نکرده و حالا قصد دارد در سال بعد جبران کند. راه‌حل چیست؟ باید تمام درس‌های پایه یازدهم را مجددا امتحان بدهد، آن‌هم در کنار امتحانات پایه دوازدهم؛ یعنی در یک بازه زمانی حدود یک‌ماهه، باید چیزی در حدود ۲۰ امتحان نهایی بدهد. چنین فشاری، علاوه بر هزینه‌بر بودن، فشار روحی بسیار سنگینی بر دانش‌آموز تحمیل می‌کند. وزارت آموزش و پرورش نیز برخلاف وعده‌هایی که برای چند نوبته کردن برگزاری آزمون‌ها داده بود، تاکنون امکان تحقق این وعده را نداشته است».

    سبطی با تأکید بر نقش آموزش عمومی در ارتقای جامعه، اضافه می‌کند: «ما همیشه آموزش را مسیر کشف استعداد‌های نهفته می‌دانستیم؛ چیزی که عامل پیشرفت جوامع بوده است. آموزش عمومی، فقط سواد خواندن و نوشتن نیست. آموزش دانشگاهی را نیز شامل می‌شود، اما ما با این تصمیمات، عملا گنجینه ژنتیکی خودمان را تقلیل می‌دهیم به دانش‌آموزان مدارس خاص و غیردولتی. برای سوداگران آموزشی شاید این اتفاق خوبی باشد، چون والدین حاضرند پول بدهند و اگر موفقیتی هم کسب شود، این سیکل تشویق و پول‌دهی تکرار می‌شود. اما در یک نگاه کلان، ما به سمت آموزش طبقاتی حرکت می‌کنیم و جامعه این را فهمیده؛ آثار ناامیدی و سرخوردگی‌اش را هم همین حالا داریم می‌بینیم».

  • عدالت آموزشی از مدارس ایران پر کشید / آموزش خصوصی با بهای نجومی!

    عدالت آموزشی از مدارس ایران پر کشید / آموزش خصوصی با بهای نجومی!

    به گزارش اقتصادران، فصل بهار و امتحانات دانش‌آموزان هنوز تمام نشده است، اما برخی مدارس تابلوی تکمیل ظرفیت را بر در‌ها آویخته‌اند! با نزدیک شدن به اتمام سال تحصیلی، روند ثبت‌نام مدارس دوباره به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های خانواده‌ها تبدیل شده است. اغلب والدین میان تماس‌های پی‌درپی، جلسات معارفه و فرم‌های پیش‌ثبت‌نام، در جست و جوی مدرسه‌ای هستند که هم فرزندشان از کیفیت آموزشی بالایی برخوردار شود و هم با دخل‌وخرجشان جور دربیاید. اما این دو خواسته ساده، گویی دیگر به‌سختی کنار هم قرار می‌گیرند.انتخاب مدرسه تا چندین سال پیش که خرج و مخارج از درآمد‌ها پیشی نگرفته بود و خدمات بیش از آنکه آموزشی باشد، رنگی از تجمل و برندینگ به خود نگرفته بود، روند چندان دشواری نبود، اما حالا در میان جدول شهریه‌ها، فرم‌های پیش‌ثبت‌نام و جلسات مصاحبه، تبدیل به چالشی سخت و پرهزینه شده است.

    طبق اعلام احمد محمودزاده، رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی، شهریه مدارس غیر انتفاعی در سال گذشته (۱۴۰۳ – ۱۴۰۴) بین ۱۰ تا ۸۰ میلیون تومان مصوب شده بود. محمودزاده درباره میزان شهریه مدارس غیرانتفاعی در سال ۱۴۰۴_۱۴۰۵ نیز عنوان کرده است: «مطابق بررسی که کردیم، برخی شهریه‌ها در تهران بسیار پایین است، بنابراین تصمیم به ترمیم شهریه و افزایش کف شهریه گرفتیم. این اقدام برای اجرای طرح ۳۰ ساعته شدن معلمان و ارتقاء کیفیت آموزشی ضروری است. کف شهریه در چهار سطح تعیین شده و کمترین آن ۱۴ میلیون تومان است». با این حال آموزش و پرورش هنوز به صورت دقیق اعلام نکرده است که سقف شهریه مدارس چه میزان است، اما تجربه سالیان گذشته و مشاهدات میدانی از مناطق مختلف تهران نشان می‌دهد که این سقف عملا برای بسیاری از مدارس تنها یک عدد روی کاغذ است و برخی مدارس بدون اینکه منتظر شهریه مصوب آموزش و پرورش باشند، پرونده ثبت نام دانش‌آموزان در سال تحصیلی جدید را بسته‌اند.

    ثبت‌نام میلیونی زیر سایه برند و لوکیشن

    در یک مدرسه ابتدایی پسرانه در محله اقدسیه که بیش از ۲۰ سال از تاسیس آن می‌گذرد، نگهبان مدرسه از پشت میز چوبی که در مقابل در ورودی قرار گرفته است، امکانات مدرسه را اینگونه مرور می‌کند: «دانش‌آموزان از ساعت ۷ و ۳۰ دقیقه صبح تا ۱۳ در مدرسه حضور دارند. کلاس‌های فوق شامل زبان انگلیسی، رباتیک، ساخت لگو، کارگاه خلاقیت، خوشنویسی و نقاشی می‌شود. هر ماه هم یک اردوی تفریحی یا علمی و ورزشی داریم.»

    او ضمن بیان اینکه ظرفیت هر کلاس ۲۰ نفر است و هر پایه فقط یک کلاس وجود دارد، درباره میزان شهریه عنوان کرد: «علی الحساب شهریه پارسال که ۴۲ میلیون تومان است را باید پرداخت کنید تا شهریه امسال که احتمالا افزایش ۲۵ تا ۳۰ درصدی پیدا می‌کند، از سوی آموزش و پرورش اعلام شود.»

    وی همچنین در پاسخ به اینکه این شهریه ثابت است یا برای برنامه‌های فوق در طول سال مبالغی دریافت می‌شود، گفت: «هزینه کتاب، اردوها، فرم مدرسه یا اگر در مواردی نیاز به فتوکپی و تکثیر باشد، هزینه جدایی دریافت می‌شود.»

    حجاب کامل خانواده، از شروط ثبت‌نام یک مدرسه غیرانتفاعی

    چند خیابان آن طرف‌تر، در محله چیذر یک خانم چادری پشت میز دفتر قدیمی مدرسه نشسته است. او درباره شرایط این مدرسه پسرانه در مقطع ابتدایی، به خبرنگار اقتصاد ۲۴ گفت: «ساعت تحصیلی دانش‌آموزان ما از ۷ و ۴۰ دقیقه صبح شروع می‌شود تا ساعت ۳ ظهر. اولیا دانش‌آموزان ما یکدست مذهبی و چادری هستند. البته چادری بودن جزو شرایط نیست، اما باید حجاب کامل داشته باشند.»

    مدیر مدرسه درباره کلاس‌های فوق‌برنامه نیز می‌گوید: «برای پایه اول کلاس‌های کامپیوتر و ژیمناستیک را داریم. برای پایه سوم به بالا هم کلاس‌های خوشنویسی، رباتیک، قرآن و پرورشی را در نظر گرفته‌ایم. البته هر روز صبح با همه بچه‌ها حفظ قرآن تمرین می‌شود. ضمن اینکه ما در مدرسه کلاس آموزش زبان نداریم چراکه هرکدام از دانش‌آموزان معمولا در آموزشگاه‌های آزاد، زبان انگلیسی را فرا می‌گیرند.»

    او در ادامه با اشاره به آموزش‌های مذهبی در مدرسه مذکور، عنوان می‌کند: «نماز، وضو، ذکر و سایر احکام از کلاس سوم آموزش داده می‌شود و برایشان جشن نماز گرفته می‌شود. ضمن اینکه جشن اعیاد و سوگواری ایام وفات هم به صورت عمومی برگزار می‌کنیم.»

    این مدیر مدرسه درباره جمعیت هر کلاس و میزان شهریه مدرسه هم بیان می‌کند: «ظرفیت هر پایه ۱۰ الی ۱۵ نفر است. شهریه را فعلا به نرخ سال گذشته که ۴۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است باید پرداخت کنید تا نرخ مصوب امسال که قطعا افزایش بیش از ۴۰ درصدی خواهد داشت، مشخص شود.»

    روایت متفاوت والدین از شهریه های غیر انتفاعی ها

    روایت والدین از میزان شهریه فرزاندانشان، اما بیش از این ارقام است. یکی از مادران که دو فرزندش در مقطع ابتدایی در محدوده قیطریه تحصیل می‌کنند، به اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «من بیشتر مدارس منطقه یک را قیمت گرفتم و شهریه‌شان از ۱۸۰ میلیون به بالا شروع می‌شود. شهریه مدرسه یکی از فرزاندانم سال گذشته ۹۰ میلیون تومان بود که برای سال تحصیلی جدید به ۱۸۰ میلیون تومان رسیده است. شهریه مدرسه فرزند دیگرم هم از ۱۲۰ میلیون تومان به ۱۷۵ میلیون تومان افزایش پیدا کرده آن هم علی الحساب؛ یعنی امکان دارد بیشتر هم شود. تازه این ارقام بدون احتساب هزینه کتاب، ناهار، لباس و سرویس مدرسه هست.»

    مادر این دو دانش‎‌آموز با اشاره به شهریه سنگین مدارس برای برخی از خانواده‌های طبقه متوسط جامعه می‌گوید: «تعدادی از اطرافیان من به دلیل شهریه بالا ناچار شدند مدرسه فرزندان خود را به مدارس سما تغییر دهند. مدرسه سما در خیابان شریعتی که وابسته به دانشگاه آزاد است از ۶۰ میلیون به ۸۰ میلیون تومان رسیده که در مقایسه با مدارس غیرانتفاعی پایین‌تر است.»

    او کلاس‌های فوق برنامه مدارس دو فرزندش را اینگونه نام می‌برد: «کلاس‌های زبان، رایانه، رباتیک، پرلز، مهارت‌های زندگی، ریاضی پیشرفته و خوشنویسی را دارند.»

    مرکز تهران؛ جایی که قیمت‌ها دیگر میانه نیستند

    برخی مدارس پر متقاضی حتی مرحله‌ای تحت عنوان پیش‌ثبت‌نام اینترنتی برگزار می‌کنند. بدین صورت که والدین ابتدا باید فرم‌هایی را به‌صورت آنلاین پر کنند، سپس مدرسه با آنها تماس گرفته و جلسه حضوری با خانواده برگزار می‌شود.

    در مرکز شهر هم مدارسی هستند که از قافله شهریه‌های نجومی مدارس منطقه یک و پیچ و خم مراحل ثبت‌نام مدارسی که نامشان تبدیل به برند شده است، عقب نمانده‌اند. یکی از مدارس ابتدایی دخترانه، حوالی میدان فاطمی به خبرنگار اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «شما باید به صورت اینترنتی مرحله پیش‌ثبت‌نام را انجام می‌دادید. در حال حاضر ظرفیت ما تکمیل شده است و کمتر از یک درصد احتمال دارد که ظرفیتی خالی شود». با این حال کادر اداری مدرسه درباره شرایط و امکانات مدرسه اینگونه توضیح می‌دهد: «دانش‌آموزان از ساعت ۷ و ۴۵ دقیقه صبح تا ساعت ۱۴:۱۵ ظهر کلاس دارند. هر کدام از خانواده‌ها هم که بخواهند می‌توانند در کلاس‌های بعد از مدرسه (After School) ثبت نام کنند که هزینه‌اش جدا از شهریه دریافت می‌شود.»

    وی در ادامه درباره کلاس‌های فوق برنامه هم بیان می‌کند: «زبان انگلیسی و فرانسه، کدنویسی و مهارت‌های زندگی را برای بچه‌ها برگزار می‌کنیم. هر ماه هم اردو‌های درون شهری به مکان‌های تفریحی مثل پارک، سینما، موزه و… داریم.»

    معاون این مدرسه از اعلام شهریه دقیق به دلیل تکمیل ظرفیت سر باز می‌زند، اما می‌گوید کمتر از ۱۰۰ میلیون تومان نیست.

    شرق تهران؛ کشاکش میان دغدغه کیفیت و فشار هزینه

    مادر دیگری از افزایش ۵۸ درصدی شهریه مدرسه فرزندش که در مقطع ابتدایی و در محدوده نارمک تحصیل می‌کند، به اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «سال گذشته ۶۰ میلیون پرداخت می‌کردیم که این رقم امسال به ۹۵ میلیون تومان رسیده است. این رقم در بین مدارس ابتدایی این منطقه تقریبا نرمال بوده است؛ به عنوان مثال یکی از دوستان من در تهران‌پارس ۱۲۰ میلیون تومان برای شهریه فرزندش پرداخت کرده، اما به نسبت تعداد کلاس‌های فوق برنامه کمتری دارند. درواقع، چون مدرسه اجاره‌ای بوده، هزینه آن را روی شهریه کشیده‌اند. ضمن اینکه هزینه‌های جانبی هم از آنها دریافت می‌کنند. ولی مدرسه فرزند من که ۹۵ میلیون تومان دریافت کرده‌اند دیگر در طول سال مبالغ دیگری از ما نمی‌خواهند.»

    به محاق رفتن عدالت آموزشی در ایران

    گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهند که نابرابری در دسترسی به آموزش باکیفیت در ایران، به‌ویژه در مناطق روستایی و برای اقشار کم‌درآمد، همچنان وجود دارد. در سال ۲۰۲۴، ضریب جینی آموزشی ایران که نشان‌دهنده میزان نابرابری در دسترسی به آموزش است، حدود ۳۵ ارزیابی شده است. این عدد نشان می‌دهد که در کشور ما، فرصت‌های آموزشی به‌طور یکنواخت توزیع نمی‌شود و اقشار مختلف جامعه به‌ویژه در مناطق کم‌درآمد، به امکانات آموزشی باکیفیت دسترسی ندارند.

    همچنین، سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی ایران کمتر از ۲ درصد است، در حالی که طبق توصیه‌های بین‌المللی، این عدد باید بین ۴ تا ۶ درصد باشد تا کیفیت آموزش به‌طور مناسبی تأمین شود. افزون بر اینکه بسیاری از نظر اقتصادی توان تحصیل در مدارس غیرانتفاعی را ندارند، در مواردی نیز خانواده‌ها با این جمله روبه‌رو می‌شوند که «با توجه به سیاست‌های مدرسه، ترجیح می‌دهیم خانواده‌هایی را بپذیریم که از نظر فرهنگی با خط‌مشی ما هم‌راستا باشند». این گزینش اجتماعی که در عمل نوعی فیلتر طبقاتی است، موجب شده است که مدارس غیرانتفاعی نه‌فقط از نظر اقتصادی، بلکه از نظر ترکیب اجتماعی نیز از مدارس دولتی فاصله بگیرند. از این رو به اعتقاد کارشناسان، وقتی کیفیت آموزش، با توان پرداخت شهریه گره بخورد، عدالت آموزشی در معنای واقعی خود از بین می‌رود.

    خانواده‌هایی که فرزندانشان را در مدارس دولتی ثبت‌نام می‌کنند نیز با چالش‌هایی مواجه‌اند؛ از کمبود معلم و کیفیت پایین‌تر کلاس‌ها گرفته تا ازدحام جمعیت در کلاس‌ها و نبود امکانات مناسب. همین تفاوت‌ها موجب شده است که خانواده‌های طبقه متوسط، با هر سختی و زحمتی، تلاش کنند فرزندشان را در مدارس غیرانتفاعی ثبت‌نام کنند.

    افزایش تقاضا برای مدارس غیرانتفاعی، بدون نظارت کافی بر قیمت‌ها و خدمات، باعث شکل‌گیری بازاری پرابهام شده است. بسیاری از مدارس، قیمت‌ها را بر اساس میزان شهرت و موقعیت جغرافیایی خود تعیین می‌کنند و نظارتی جدی بر تطابق شهریه‌ها با کیفیت آموزش دیده نمی‌شود. در چنین شرایطی، سؤال اساسی این است که آیا آموزش عمومی در ایران همچنان یک حق عمومی بوده یا به‌تدریج در حال تبدیل شدن به کالایی لوکس برای طبقات برخوردار است؟

    مسیر مهار شهریه؛ از وعده تا عمل

    هر سال زمان ثبت نام مدارس، خانواده‌ها نسبت به شهریه‌های نجومی اعتراض دارند حتی در ماه گذشته کارزاری در اعتراض به افزایش شهریه مدارس غیرانتفاعی ایجاد شد که در بخشی از متن آن آمده است: «در شرایط اقتصادی فعلی، که بسیاری از خانواده‌ها با مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، افزایش نامتعارف شهریه‌ها نه‌تنها منصفانه نیست، بلکه زمینه‌ساز گسترش تبعیض آموزشی و حذف تدریجی دانش‌آموزان بااستعداد، اما کم‌برخوردار از فرصت‌های برابر می‌شود».

    مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران نیز در ابتدای فروردین عنوان کرد که فعلا رقم جدید شهریه‌ها قطعی نشده و مدارس اجازه ندارند تا زمان ابلاغ رسمی، هیچ مبلغی بیش از شهریه سال گذشته دریافت کنند. او همچنین یادآور شده که در مرحله پیش‌ثبت‌نام نیز دریافت هرگونه وجه اضافی غیرقانونی است. با وجود اینکه هر سال در زمان ثبت نام مدارس آموزش و پرورش چنین خط و نشان‌هایی می‌کشد، اما آنچه والدین در واقعیت تجربه می‌کنند، چیز دیگری است.