دسته: حاشیه

  • توقیف اموال مدیر شبکه صهیونیستی ایران اینترنشنال

    توقیف اموال مدیر شبکه صهیونیستی ایران اینترنشنال

    به گزارش اقتصادران، دادستانی در راستای قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشور‌های متخاصم علیه امنیت و منافع ملی، مقابله با اقدامات خصمانه عوامل رسانه‌های معاند که با دشمن صهیونی- آمریکایی همکاری می‌کنند و در جهت تقویت دشمن گام بر می‌دارند، دستور قضایی جهت شناسایی و توقیف اموال و مسدودی حساب اموال و املاک عنایت مدیر شبکه تروریستی اینترنشنال صادر شد.

    بر اساس اقدامات حقوقی صورت گرفته از مدیر اینترنشنال شبکه رژیم صهیونیستی، اموال زیادی در ایران شناسایی شده و با دستور مقام قضایی توقیف شده‌اند.

    این فرد اقدام به فعالیت شبکه‌ای و مستمر علیه امنیت ملی و منافع ملت ایران در این شبکه ضدایرانی داشته است و کار شناسایی باقی اموال این فرد ادامه دارد.

    این گزارش می‌افزاید که در ۳۴ مورد اموال و داریی‌های توقیف شده از این فرد قطعات زمین ارزشمند با کاربری‌های مختلف، چند مزرعه، خانه و آپارتمان، چند قطعه باغ، یک کارخانه و موارد دیگری از اموال توقیف شده است.

    بر اساس گزارش دادستانی بررسی‌ها نشان می‌دهد وی اموال دیگری هم در ایران دارد که کار کارشناسی برای شناسایی باقی اموال این عنصر وابسته به دستگاه‌های جاسوسی دشمن ادامه دارد و مراتب به اطلاع عموم خواهد رسید.

  • توقیف اموال ۴۰۰ خائن معروف!

    توقیف اموال ۴۰۰ خائن معروف!

    به گزارش اقتصادران، در حال حاضر این افراد عده‌ای از بازیگران، ورزشکاران، مدیران و خبرنگاران شبکه اینترنشنال و شبکه من‌وتو هستند. اسامی تعدادی از افرادی که حساب‌ها و اموال آن‌ها با دستور قضایی مسدود شده است به شرح زیر است:

    محمد صادقی، مازیار فلاحی، پرستو صالحی، زهرا قنبری، علی شریف زارچی، مسعود شجاعی.

    پوریا زراعتی، فرداد فرحزاد، الناز کیانی، احمد صمدی، مجتبی پورمحسن، نیوشا صارمی، سمیرا قرائی، آزاده اسدی، علی اصغر رمضان پور، رضا محدث اردبیلی، مریم نظری، آرمین قبادی پاشا، زهرا علیپور، مزدک میرزایی، لیلا سعادتی، محمد تقوی، آرش اعلایی، پویا عزیزی، فیروزه جابانی، فرحناز اسپد، شراره عزیزی، فرنوش فرجی، سعیده قدری، مریم رحیمی مقدم، فریبا مسعود پورشیرازی، ریحانه فلاح یزدان آباد، شبنم آذر، علی حسین قاضی زاده، مهتاب سعادتمندی، سالور عوض ملایری، سارا ماهوریان، نیلوفر مولایی طالقانی، کاملیا پورکتابی، احسان اکبری، زهرا یزادنی (نیکی)، محسن فرشیدی، صدیقه یزدی‌ها، رضا اکوانیان، مجتبی کشتکار، نریما قریب، نیلوفر پورابراهیم، اشکان صفایی حکیمی، معصومه پوربخش، حامد اسمعیلیون، اشکان خطیبی، محمدعلی کریمی، محمدعلی کریمی، حمید فرخ نژاد، بروز ارجمند، احسان کرمی، سهیلا شهرکی ثابت، مرتضی کاظمیان، مهسا مرتضوی، امیر سلطان زاده، علی حسن پور، ندا کشاورز، امیر نعیم نجف زاده، مراد ویسی، ابوالفضل جهان دار و رضا غیبی.

    کیوان عباسی، مرجان عباسی، امیرعلی محمدیان، سالومه سیدنیا، ندا جناب و تینا قاضی مرادی.

    روزبه منجزی، پوپک سیمون درایه، امین فخودی قلعه نایبی، سعید بادله، نسیم محمدی، شعبانعلی مرادی، عل ظهرابی، کریم محمودخالص، محمدرضا کامرانی‌نژاد، هادی رستمی، رضا فاضلی، امیرمحمد معماریان، نادر نوشی، فریبا حسین پور، جواد ابوئی مهریزی، رویا روحی، فرحانه جلیلیان، سینا خانی پورروشن، آئیتا آرین، پرستو سلیمانی، مجتبی الحانی، بهاره سپاه منصوری، مسعود بختیار و لیلا رحیمی.

  • قصه «پانچ»؛ بچه‌میمونی که به سرعت معروف شد!

    قصه «پانچ»؛ بچه‌میمونی که به سرعت معروف شد!

    به گزارش اقتصادران، تصاویر اینستاگرام، بچه‌میمونِ ماکاکِ شش‌ماهه‌ای به نام «پانچ» را نشان می‌دهند که پس از طردشدن از سوی مادر، به سوژه‌ای جهانی بدل شده است.

    تلاش‌های حیوان برای فرار از میمون‌های بزرگ‌تر، سعی در جلب‌توجه مراقبان، ارتباط با دیگر میمون‌ها و پناه‌بردن به اورانگ‌اوتانِ عروسکی‌اش در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و میلیون‌ها بازدید و واکنش عاطفی به همراه داشته است.

    در نگاه نخست، این ماجرا ممکن است صرفاً حادثه‌ای حیوانی یا رفتاری لحظه‌ای تلقی شود، اما واکنش گسترده‌ی جهانی، مباحث اخلاقی و همدلی دیجیتال نشان می‌دهد که می‌توان این رخداد را در چارچوب جامعه‌شناختی تحلیل کرد.

    از منظر جامعه‌شناختی، داستان پانچ فراتر از بدبیاری بچه‌میمون در باغ‌وحش ژاپنی است؛ او به نمادی از موجود بی‌دفاع بدل شده که رابطه‌ی انسان با حیوانات، اخلاق مدرن و منطق وایرال‌شدن را بازتاب می‌دهد.

    نام‌گذاری حیوان، انتشار لحظات آسیب‌پذیری و واکنش کاربران، فرآیندی است که حیوان را به روایت با هویت مشخص بدل کرده است. این روایت، تعامل میان زیست‌شناسی، فرهنگ انسانی و فناوری‌های دیجیتال را آشکار می‌کند.

    حیوان کوچکِ طردشده اشک به چشم خیلی‌ها آورده و بازتابی شده از حساسیت اخلاقی و ظرفیت همدلی در جهان معاصر.

    شبکه‌های اجتماعی، رفتاری حیوانی را به پدیده‌ای جهانی و بحث‌برانگیز بدل کرده‌اند و سطح عاطفه، اخلاق و مسئولیت افکار عمومی را به چالش کشیده‌اند.

    چرا آسیب‌پذیری حیوانی کوچک، میلیون‌ها نفر را متأثر می‌کند، در حالی که رنج‌های انسانی گاه چنین موجی برنمی‌انگیزند؟

    آیا همدلی با پانچ، بازتابی از نیاز انسان به امنیت، تعلق و «پایگاه امن» است؟ اگر این لحظه ثبت و منتشر نمی‌شد، آیا اصلاً چنین بحثی شکل می‌گرفت؟ آیا اخلاق بدون دیده‌شدن می‌تواند فعال شود، یا دیده‌شدن شرط تبدیلِ رویداد به مسئله‌ی اخلاقی است؟

    حیوان به‌مثابه‌ی «دیگری خاموش»

    در نگاه جامعه‌شناختی، حیوانات اغلب در موقعیتی قرار دارند که می‌توان آن را «دیگری خاموش» نامید؛ موجوداتی که در نظام اخلاقی و اجتماعی انسان حضور دارند اما توان دفاع از خود ندارند. پارک‌های محیط‌زیست، این رابطه را به شکل عریان نمایش می‌دهند؛ حیوان در سایه‌ی مراقبتِ انسان، بیش از همیشه مایه‌ی دیده‌شدن است.

    پانچ در این چارچوب، نمادی از آسیب‌پذیری و بی‌دفاعی است. رفتارش در تلاش برای نزدیکی به گروه و در مواجهه با طرد مادر، در نگاه انسان معنا می‌یابد. ثبت این لحظات، امکان همدلی و واکنش عاطفی کاربران را فراهم می‌کند و نشان می‌دهد موجودی کوچک می‌تواند توجه جهانی را جلب کند. حیوانِ گریخته‌ی در معرض آسیب، حالا پدیده‌ای اجتماعی است و رابطه‌ی انسان و حیوان را در بستر اخلاق، مراقبت و فناوری به نمایش می‌گذارد.

    طرد شدن بچه‌میمون و قرار گرفتن در موقعیت آسیب‌پذیر، مصداق «خشونت خُرد» است؛ رفتارهایی که در مقیاس کوچک رخ می‌دهند اما بازتابی از روابط قدرت و سلسله‌مراتب بزرگ‌ترند. قدرت به صورت نامتقارن بین موجودات و انسان‌ها و اینجا در جامعه‌ی میمون‌ها جریان دارد. انسانی که با مشاهدۀ حیوان آسیب‌پذیر واکنش نشان می‌دهد، با نماد تسلط و مسئولیت مواجه شده است.

    واکنش کاربران بیانگر مواجهه‌ی جمعی با این نوع خشونت است؛ بسیاری خواستار حمایت، مراقبت و حتی مجازات رفتارهای بی‌ملاحظه شده‌اند. این پدیده نشان می‌دهد خشونت خُرد می‌تواند محرک همدلی و تولید تنش و قضاوت باشد و نحوه‌ی بازنمایی‌اش در رسانه‌ها بر واکنش جامعه اثر مستقیم دارد.

    انسان‌انگاری و بازنمایی اخلاقی

    از سویی نام‌گذاری «پانچ» و روایت‌پردازی پیرامون او، مصداقِ انسان‌انگاری است؛ فرآیندی که در آن رفتارها، احساسات و داستان‌های انسانی به حیوانات نسبت داده می‌شود. این عمل باعث می‌شود کاربران بیشتر همدلی کنند و رفتار او را به مثابه‌ی داستان اخلاقیِ انسانی تجربه کنند. همزمان، خطر تفسیر افراطی وجود دارد؛ طرد موقت یا دائم در میان میمون‌ها، الزاماً به معنای بی‌رحمی انسانی نیست، بلکه بخشی از الگوهای زیستی و اجتماعیِ آن‌هاست.

    همبستگی دیجیتال و مسئولیت اخلاقی

    واکنش گسترده‌ی کاربران نشان می‌دهد این ماجرا بستری برای شکل‌گیری همبستگی دیجیتال و گفتگوی اخلاقی است. برخی به اهمیت مراقبت از حیوانات و مسئولیت انسان در قبال محیط‌زیست اشاره کردند، برخی از کارکنان قدردانی کردند و خیلی‌ها خشونت عریان در جوامع زیستی را زیر سؤال بردند.

    بچه میمون

    بچه‌میمون ۶ ماهه

    واکنش کاربران مصداقِ «عدالت‌خواهی دیجیتال» است و حاکی از آن که احساسات و همدلی جمعی فشار اخلاقی و اجتماعی می‌سازند. شبکه‌های اجتماعی ظرفیت ایجاد فرهنگ همدلی دارند، حتی در موضوعاتی که به ظاهر مربوط به حیوانی کوچک‌اند. موجود ضعیف می‌تواند به محور گفت‌وگوهای جهانی درباره‌ی اخلاق، مسئولیت و مراقبت بدل شود.

    واکنش شدید ما به داستان پانچ ریشه در همدلی، حساسیت فرهنگی و تأثر از آسیب‌پذیری دارد. کودکان و حیوانات کوچک معمولاً محرک‌های قوی همدلی در انسان ایجاد می‌کنند، چون آسیب‌پذیری‌شان، حمایت‌برانگیز است. طرد شدن، گریختن، پناه‌بردن و تلاش‌های پانچ برای نزدیکی به مراقبان ما را با «موجود بی‌دفاع» مواجه کرده است. شبکه‌های اجتماعی این احساسات را چند برابر کردند.

    حجم بالای پسند (لایک)، نظر (کامنت)، بازدید و بازنشر حاکی از مشارکت جمعی در واکنش اخلاقی است.

    کاربران تلاش می‌کنند استانداردهای اخلاقی را اعمال کنند و رفتارهای مغایر را نقد و بازنمایی کنند. داستان پانچ آینه‌ای از نگرانی جمعی ما در باب آسیب‌پذیری، مسئولیت و رابطه با دیگر موجودات است.

    عوامل فرهنگی و اخلاقی در واکنش جهانی به پانچ

    واکنش جهانی به پانچ نشان می‌دهد حساسیت نسبت به حقوق حیوانات در حال گسترش است. در جوامع مدرن، نگاه به حیوانات از سطح «مالکیت» به سطح «موجودات دارای حق» تغییر یافته است. همزمان، تجربه‌ی انسانیِ آسیب‌پذیری، ارزش اخلاقی واکنش را تقویت می‌کند. رسانه‌ها با بازنمایی تصویری، فرهنگ همدلی را فعال می‌کنند و فشار اخلاقی به نهادها و افراد وارد می‌شود. این فرایند نشان می‌دهد فرهنگ مدرن، اخلاق عمومی و فناوری دیجیتال به واکنش‌های جمعی و جهانی دامن می‌زنند.

    نظریه‌ی پایگاه امن؛ نظریه‌ی دلبستگی

    نظریه‌ی پایگاه امنِ جان بالبی توضیح می‌دهد که کودک برای رشد اجتماعی و اکتشاف جهان به مرجع مطمئن نیاز دارد. طرد شدنِ پانچ از سوی مادر، اضطراب و تلاش برای نزدیکی به مراقبان و هم‌گروهان را توضیح می‌دهد. رفتار دیگرخواهانه و تلاش برای ایجاد امنیت، مصداق جستجو برای پایگاه امن است. واکنش انسان به نیاز امنیتیِ حیوان، همدلی و فهم زیستی و اجتماعی‌اش را نشان می‌دهد.

    حیوان طردشده‌ای در قد و قامتِ پانچ، محرک عمیق‌ترین لایه‌های روان انسان است. بچه‌میمون تنهایی را می‌بینیم که در پی تماس، گرما و نگاه مراقب است. در این حالت بخشی از حافظه‌ی هیجانی فعال می‌شود؛ همان بخشی که تجربه‌های نخستین وابستگی، ترس از رهاشدگی و نیاز به امنیت را در خود نگه داشته است. نظریه‌ی دلبستگی نشان می‌دهد نیاز به «پایگاه امن»، مفهومی علمی و گذشته از آن، تجربه‌ای مشترک در ناخودآگاه جمعی ماست. پانچ، با نگاه و حرکاتش، آن نیاز ابتدایی را یادآوری می‌کند.

    از منظر روان‌شناسیِ هیجان، موجوداتِ کوچک و آسیب‌پذیر سیستم همدلی ما را به‌سرعت فعال می‌کنند. مغز انسان به‌گونه‌ای تکامل یافته که به نشانه‌های ناتوانی و نیاز پاسخ دهد. تأثر برای حیوان کوچک، بازتاب زخم‌های خود ماست. شاید در پانچ، کودکی را می‌بینیم که زمانی خودمان بوده‌ایم؛ در بزنگاهی از تنهایی یا بی‌پناهی.

    داستان پانچ نشان می‌دهد انسان‌ها ظرفیت همدلی و حساسیت اخلاقی خود را به موجودات غیرانسانی گسترش داده‌اند. رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نیز ابزار قدرتمندی برای شکل‌دهی افکار عمومی و واکنش اخلاقی هستند. این ماجرا نشان می‌دهد رفتارهای حیوانی می‌توانند نمادی از ساختارهای اجتماعی و اخلاقیِ انسان باشند. حتی یک حادثه کوچک می‌تواند به بحث‌های جهانی درباره‌ی مسئولیت، مراقبت و عدالت تبدیل شود. جامعه‌شناسان می‌توانند از این پدیده برای تحلیل تعامل میان انسان، حیوان و فناوری دیجیتال استفاده کنند.

    داستان پانچ، روایتی از روان رنجور همه‌ی ماست؛ روایتی از هراسِ دیرینه‌ی رهاشدن و عطشِ همیشگیِ پناه‌یافتن.

    قساوت، تیتر یک رسانه‌های جهان است و با این حال، نگاه موجودی بی‌پناه، توفانی در وجدان جمعی به راه می‌اندازد. چشمان نگرانش، بازتاب تنهایی و اضطراب خاموش انسان معاصر است.

  • خداحافظی زن نقی معمولی با سریال پایتخت؟!

    خداحافظی زن نقی معمولی با سریال پایتخت؟!

     

    به گزارش اقتصادران، در حالی که امروز برخی رسانه‌ها خبر از جدایی ریما رامین‌فر از سریال «پایتخت» دادند، پیگیری‌ها نشان می‌دهد این خبر مربوط به حدود ۱۰ سال قبل است و موضوع تازه‌ای محسوب نمی‌شود.

    بررسی‌ها حاکی از آن است که موضوع مطرح‌شده به حواشی و گمانه‌زنی‌های قدیمی درباره حضور این بازیگر در فصل‌های گذشته بازمی‌گردد و در حال حاضر خبر جدید یا رسمی درباره جدایی او منتشر نشده است.

    بازنشر این خبر در فضای رسانه‌ای امروز، ناشی از انتشار دوباره یک موضوع قدیمی است و ارتباطی با تولید یا پخش فصل جدید «پایتخت» ندارد. پس از پخش فصل هفتم سریال «پایتخت» در نوروز ۱۴۰۴ گمانه‌زنی‌ها درباره تولید فصل هشتم بالا گرفت.

    در این رابطه محسن برمهانی، معاون سیما، از برنامه‌ریزی برای تولید فصل جدید سریال «پایتخت» خبر داد.

    سیروس مقدم کارگردان سریال پایتخت نیز گفته است اگر محسن تنابنده قبول کند، ساخت فصل ۸ را شروع خواهیم کرد و با توجه به این که ساخت هر فصل یک سال و نیم به طول خواهد انجامید، به احتمال زیاد پخش آن به نوروز ۱۴۰۶ موکول خواهد شد.

    باید منتظر ماند و دید آیا فصل هشتم این سریال پرمخاطب ساخته می‌شود یا خیر و کدام بازیگران در فصل جدید این مجموعه تلویزیونی حضور خواهند داشت.

     

  • آیا ما بدون گوگل «کندذهن» هستیم؟!

    آیا ما بدون گوگل «کندذهن» هستیم؟!

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر و با افزایش استفاده افراد از اینترنت، تدریجاً به نسلی تبدیل شده‌ایم که «ندانستن» را تاب نمی‌آورد. در این زمانه، فاصله بین زمان سؤال و رسیدن به جواب باید حداقل باشد. موتورهای جست‌وجو ذهن ما را عادت داده‌اند تا جواب هر سوالی را در کوتاه‌ترین زمان ممکن در اختیار داشته باشیم، اما وقتی این ابزارها در دسترس نیستند یا ما را به جواب نمی‌رسانند، خلأیی ایجاد می‌شود که فقط کمبود اطلاعات نیست؛ بلکه اضطرابِ ندانستن است.

    سندروم جست‌وجوی بی‌حاصل چیست؟

    «سندروم جست‌وجوی بی‌حاصل» حالتی است که فرد یا جامعه، در نبود منبع معتبر اطلاعات، همچنان در حال جست‌وجو است؛ اما نه برای حقیقت، بلکه برای به دست آوردن اولین پاسخ در دسترس؛ در این وضعیت، کیفیت پاسخ اهمیتی ندارد و مهم این است که چیزی گفته و شنیده شود و سکوتِ ندانستن شکسته شود.

    عدم دسترسی به موتورهای جست‌وجو، وضعیتی است که در آن دسترسی به حافظه کمکی قطع می‌شود و جامعه در سردرگمی اطلاعاتی عمیقی فرو می‌رود. در شرایطی که گوگل در دسترس نباشد و در صورت در دسترس بودن هم کاربران را به جواب‌های مدنظر نرساند، انسان، مرجع را حذف نمی‌کند، بلکه آن را عوض می‌کند. در نتیجه گروه‌های خانوادگی و محلی، آشناها و تجربه‌های شخصیِ غیرقابل‌راستی‌آزمایی، جای آن را پر می‌کنند.

     برون‌سپاری حافظه؛ وقتی مغز دوم خاموش می‌شود

     در علوم شناختی، مفهومی به نام «اثر گوگل» (The Google Effect) وجود دارد که می‌گوید: «ما تمایل داریم اطلاعاتی که به راحتی به صورت آنلاین پیدا می‌شوند را فراموش کنیم. در واقع، مغز ما به جای ذخیره خودِ «اطلاعات»، «مسیر دسترسی» به آن اطلاعات را ذخیره می‌کند.»

    وقتی اینترنت بین‌المللی قطع می‌شود، در واقع بخشی از هیپوکامپ (مرکز حافظه) ما از کار می‌افتد. ما نام داروها، نحوه تنظیم یک قرارداد ساده، یا حتی فرمول‌های پایه ریاضی را از یاد می‌بریم؛ چون تا قبل از این می‌دانستیم که گوگل دم دست ماست؛ حالا با تایپ کردن هر سؤال در کادر سرچ و عدم دست یابی به جواب مدنظر، ضربه روانی کوچکی به ما وارد می‌شود. این تکرارِ «جست‌وجوی بی‌حاصل» در طول روز، منجر به نوعی استیصال و کاهش اعتمادبه‌نفس برای حل مسائل ساده زندگی می‌شود.

    مطالعات نشان داده‌اند که وقتی می‌دانیم اطلاعات در اینترنت قابل دسترسی است، کمتر تمایل به حفظ آن در ذهن داریم و درعوض به یادآوری اینکه از کجا آن را پیدا کنیم متکی می‌شویم. این پدیده به نام اثر گوگل (Google Effect) یا فراموشی دیجیتال شناخته می‌شود.

    مثلاً وقتی از شما می‌پرسند یک تاریخ یا فرمول را به خاطر بیاورید، معمولاً بهتر به خاطر می‌آورید که در کجا سرچ کنید تا خودِ آن تاریخ!

    این بدین معناست که حافظه جمعی که زمانی وابسته به کتاب‌ها، فرهنگ شفاهی یا تجربه افراد بود، حالا وابسته به دسترسی به اینترنت شده است. وقتی این دسترسی قطع شود، این حافظه مثل زنجیره‌ای که یک حلقه‌اش پاره شده، کارایی‌اش را از دست می‌دهد.

    در نبود منابع قابل جست‌وجو، مردم دنبال پاسخ می‌گردند اما چون جواب معتبر سریع نیست، معمولاً:

    • از کسانی می‌پرسند که احتمالاً شنیده‌اند
    • در گروه‌های خانوادگی به جست‌وجوی حدس و گمان می‌پردازند
    • شایعاتی شکل می‌گیرد که گویا شواهد درست پشتش هست اما واقعیت ندارد

    این دقیقاً همان چیزی است که وقتی مرجع متمرکز و قابل اعتباری وجود نداشته باشد، حافظه جمعی پراکنده و پر از خطا می‌شود. چراکه گوگل برای ما صرفاً یک موتور جست‌وجو نیست؛ بلکه یک «قاضیِ حقیقت» است. در حالت عادی می‌توانستیم برای صحت سنجی هر شایعه‌ای، با یک جست‌وجوی ساده در ویکی‌پدیا یا خبرگزاری‌ها وارد عمل شویم؛ اما در نبود آن مرجعیتِ حقیقت از دیتابیس‌های علمی به «گروه‌های خانوادگی» و «نقل‌قول‌های شفاهی» تغییر مکان داده و در چنین شرایطی است که اطلاعات نادرست مثل ویروس پخش می‌شوند.

    از شایعات مربوط به کمبود برخی مواد گرفته تا نسخه‌های عجیب‌وغریب طب سنتی برای بیماری‌ها. این وضعیت، جامعه را به دوران پیش از عصر روشنگری پرتاب کرده است.

    فروپاشی مهارت «حل مسئله» در نسل زد و آلفا

    نسل‌های جدیدتر، یادگیری را بر پایه «آزمون و خطا» و «جست‌وجوی لحظه‌ای» بنا کرده‌اند. آن‌ها با تماشای ویدیوهای ۵ دقیقه‌ای در یوتیوب، پیچیده‌ترین مشکلات نرم‌افزاری یا فنی را حل می‌کنند.

    قطع ارتباط با جهان، این نسل را با یک خلاء مهارتی بزرگ روبرو می‌کند؛ تعمیرکاری که نقشه مدار یک دستگاه جدید را در گوگل پیدا می‌کرد، کدنویسی که داده‌هایش را از اینترنت می‌یافت و خیلی از افراد دیگر، فلج می‌شوند. این تخریب مهارت حل مسئله، باعث می‌شود تا بهره‌وری افراد به شدت سقوط کند.

    عدم دسترسی به اینترنت، لایه‌های عمیق وابستگی ما به تکنولوژی را عریان می‌کند. برای مقابله با تخریب حافظه جمعی در این دوران، باید به بازسازی «شبکه‌های اعتماد محلی» روی بیاوریم.

    • احیای تفکر نقادانه: در نبود گوگل، باید دوباره به مغز خود یاد بدهیم که هر حرفی را بدون سند نپذیرد.
    • مستندسازی آفلاین: یاد بگیریم که اطلاعات حیاتی (مسائل پزشکی، بانکی و فنی) را به صورت آفلاین و فیزیکی ذخیره کنیم تا بتوانیم درمواقع حساس ومهم به آنها رجوع نمائیم.
    • بازگشت به کتاب: شاید زمان آن رسیده که دوباره به قفسه‌های گردگرفته کتابخانه‌ها نگاهی بیندازیم.

    در شرایطی که دسترسی گوگل و لینک‌های مرتبط به آن برایمان مقدور نباشد، بزرگ‌ترین خطر قطع اینترنت، نه نبودِ اطلاعات، بلکه تن دادن به «جهلِ سازمان‌یافته» و پذیرش اخبار غیرموثق به جای حقیقت است. ما باید یاد بگیریم حتی در تاریکی دیجیتال، شمعِ پرسشگری را روشن نگه داریم.

  • خودداری روسیه از ارائه ویزا به ورزشکاران ایرانی!!

    خودداری روسیه از ارائه ویزا به ورزشکاران ایرانی!!

    به گزارش اقتصادران، رقابت‌های بین المللی کشتی آزاد جام ایوان یاریگین از فردا چهارشنبه ۸ بهمن تا ۱۳ بهمن در کراسنویارسک روسیه برگزار می‌شود.

    در شرایطی که فدراسیون کشتی از یک ماه پیش مراحل اداری دریافت روادید روسیه برای آزادکاران ایران را آغاز کرده بود، اما در نهایت سفارت روسیه از صدور ویزا برای تیم ایران جهت حضور در این رقابت‌ها خودداری کرد.

    قرار بود ۱۳ آزادکار ایران به همراه اعضای کادر فنی عازم جام ایوان یاریگین روسیه شوند.

    پیش از این نیز سفارت کرواسی از صدور ویزا برای تیم‌های کشتی آزاد و فرنگی ایران جهت حضور در رقابت‌های رنکینگ زاگرب خودداری کرد. این مسابقات نیز از دو روز دیگر در زاگرب کرواسی برگزار می‌شود.

  • رضا رویگری درگذشت

    رضا رویگری درگذشت

    به گزارش اقتصادران، رضا رویگری بازیگر پیشکسوت سینما، تاتر و تلویزیون طبق تایید خانه سینما ساعاتی پیش بر اثر سکته قلبی درگذشت.

    جزئیات مراسم خاکسپاری این هنرمند متعاقبا اعلام خواهد شد.

    ـاجاره نشین ها، عقاب ها، بوتیک، یوزپلنگ، کانی مانگا،بلوف، مسافر ری و …. از جمله فیلم هایی هستند که وی در آنها نقش آفرینی داشته است.

  • ۴ سال زندان برای اعضای بازداشتی تیم ملی دوومیدانی ایران در کره‌جنوبی

    ۴ سال زندان برای اعضای بازداشتی تیم ملی دوومیدانی ایران در کره‌جنوبی

    به گزارش اقتصادران، سایت «SPOTV» کره جنوبی درباره وضعیت اعضای بازداشتی تیم ملی دوومیدانی ایران که برای شرکت در مسابقات قهرمانی آسیا به این کشور سفر کرده بودند، گزارش داد که دو ورزشکار ایرانی در دادگاه روز ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵ (۲۵ آذر)، به جرم تجاوز به چهار سال زندان محکوم شدند.

    در عین حال، «ا. م» و «ا. ز»، دو عضو تیم ملی کشورمان به دلیل «نبود شواهد عینی فراتر از شهادت قربانی» تبرئه شده‌اند.

    دادستانی کره جنوبی به تصمیم دادگاه اعتراض کرده و اولین جلسه دادرسی، در تاریخ ۲۸ ژانویه (۸ بهمن) برگزار خواهد شد.