به گزارش اقتصادران، در شرایطی که اغلب بازارهای اقتصادی کشور در حال فعالیت هستند، پرسش کلیدی در عرصه اقتصادی کشور این است که چرا بازار سهام کشورمان هنوز فعالیتهای خود را آغاز نکرده است؟ در حالی که بازارهای ارز، تتر، طلا و صندوقهای درآمد ثابت از اولین روزهای جنگ به فعالیت خود ادامه دادند و انتظارات اقتصادی را به سرعت در قیمتها منعکس کردند، بورس تهران همچنان در انتظار تصمیمات مقامات برای آغاز فعالیتهای خود است. علت این تعطیلی بیش از آنکه ترس از ریزش قیمتها باشد، ابهام درباره میزان آسیب مستقیم و غیرمستقیم شرکتها از جنگ است.
اما دلیل این امر چیست و چرا بازار سرمایه ایران چنین شرایطی دارد؟ علیرضا توکلیکاشی در گفتوگو با «تعادل» با اشاره به این تحولات تاکید میکند اگر شرکتها صادقانه در کدال اعلام کنند چقدر آسیب دیدهاند و چه زمانی میتوانند به مدار تولید برگردند، بیش از ۹۰ درصد نمادها از نظر تعداد و بیش از نیمی از ارزش بازار، همین امروز هم ظرفیت بازگشایی دارند و کشف قیمت پس از جنگ، مهمترین سیگنال آینده بورس خواهد بود. در روزهای جنگ، برخلاف تصور عمومی، همه بازارها به یک شکل قفل نمیشوند. تجربه هفتههای اخیر هم این واقعیت را تایید کرده است. توکلیکاشی یادآوری میکند که برخی بازارها از همان روز اول جنگ باز بودهاند و بدون وقفه کار کردهاند، بازار دلار، بازار تتر، معاملات طلای جهانی که با ریال تسعیر میشد و حتی صندوقهای درآمد ثابت و صندوقهای طلا.
این بازارها، چه در قالب معاملات ۲۴ ساعته و چه در ساعتهای رسمی، پیوسته فعال بودهاند و همانجا انتظارات سرمایهگذاران نسبت به جنگ و آینده اقتصاد خود را نشان دادهاند. به گفته او، به همین دلیل است که امروز در این بازارها «چیز خیلی جدیدی برای مخابره» وجود ندارد؛ قیمتها در این لحظه بیشتر در محدودههای تعادلی قرار دارند و فعالان بازار آزادانه در حال خرید و فروشند.
در شرایطی که بازارهایی مانند ارز، طلا و حتی صندوقهای سرمایهگذاری در روزهای جنگ نیز فعال بودهاند، چرا بازار سهام و بورس کشور هنوز بازگشایی نشده است؟
در حالی که بسیاری از بازارهای اقتصادی کشور در روزهای جنگ به فعالیت خود ادامه دادهاند، بورس تهران همچنان بسته مانده است. کارشناسان میگویند اگر شرکتها وضعیت آسیبهای خود را شفاف اعلام کنند، بخش بزرگی از نمادهای بورسی حتی همین حالا هم قابلیت بازگشایی دارند. در روزهای جنگ برخلاف تصور عمومی همه بازارها قفل نشدند. بازار دلار، تتر، معاملات طلا و حتی صندوقهای درآمد ثابت از همان روزهای اول فعال بودند و انتظارات اقتصادی را خیلی سریع در قیمتها منعکس کردند. به همین دلیل اکنون در این بازارها اتفاق جدیدی برای کشف وجود ندارد و قیمتها تا حد زیادی به تعادل رسیدهاند. اما بورس شرایط متفاوتی دارد و دلیل بسته ماندن آن بیشتر به ابهام درباره وضعیت شرکتها برمیگردد.
این ابهام دقیقا به چه موضوعی مربوط میشود؟
مساله اصلی این است که هنوز مشخص نیست چه میزان از شرکتهای بورسی از جنگ آسیب دیدهاند. بخشی از شرکتهای بورسی مستقیما درگیر تبعات جنگ شدهاند؛ مثلا بعضی پتروشیمیها، شرکتهای فولادی یا واحدهایی که در مناطق یا زنجیرههایی قرار گرفتهاند که ضربه مستقیم دیدهاند. اما داستان فقط این نیست. گروهی دیگر از شرکتها بهطور غیرمستقیم آسیب دیدهاند یا تامینکننده بالادستیشان که باید مواد اولیه را برساند از کار افتاده یا مشتری پاییندستی که قرار است کالای نیمهنهایی را تحویل بگیرد، فعلا امکان فعالیت ندارد. کمبود برق یا گاز، توقف موقت خطوط تولید یا آسیب به بخشی از زنجیره همه میتوانند شرکتی را که روی کاغذ «سالم» است، عمل زمینگیر کنند. نکته مهم اینجاست: بسیاری از این شرکتها خودشان هم دقیق نمیدانند این وضعیت تا کی ادامه پیدا میکند، چه بخشی از تولیدشان را میتوانند حفظ کنند و در چه زمانی امکان بازگشت به سطح قبل از جنگ را خواهند داشت. همین ابهام است که تصمیمگیران بازار سرمایه را برای بازگشایی یک باره همه نمادها محتاط کرده است؛ چون بدون شفافیت کافی، قیمتگذاری به شدت احساسی و پرریسک خواهد بود. پیشنهادی که اکنون توسط گروهی از کارشناسان به سازمان بورس ارایه شده، دقیقا روی حل همین مساله متمرکز است: شفافیت گامبهگام در کدال. بر اساس این پیشنهاد، هر شرکت بورسی باید در یک گزارش رسمی که به امضای هیاتمدیره میرسد و سپس توسط بازرس قانونی تایید میشود، ابعاد گوناگون آسیبهای خود را مشخص کند.
یعنی حتی شرکتهایی که آسیب مستقیم ندیدهاند هم ممکن است با مشکل فعالیت روبهرو شوند؟
دقیقا همینطور است. ممکن است یک شرکت از نظر فیزیکی سالم باشد، اما به دلیل اختلال در زنجیره تولید یا بازار فروش، عملا نتواند فعالیت عادی داشته باشد. از طرف دیگر بسیاری از شرکتها هنوز نمیدانند این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و چه زمانی میتوانند به ظرفیت تولید قبلی برگردند. همین عدم قطعیت باعث شده تصمیمگیران بازار سرمایه در بازگشایی همه نمادها احتیاط کنند.
روند بازگشایی این شرکتهای بورسی به چه شکلی باید باشد؟
این اطلاعات که به آنها اشاره شد در قالب اطلاعیههای رسمی روی سامانه کدال منتشر میشود تا همه فعالان بازار – حقیقی و حقوقی – روی یک صفحه مشترک بایستند. پس از آن، اگر هیاتمدیره و نهاد ناظر به این جمعبندی برسند که شرکت «مشکل اساسی و فلجکننده» در عملیات تولید و فروش ندارد، نماد میتواند بازگشایی شود؛ حتی اگر بخشی از ظرفیتش موقتا از دست رفته باشد. مهم این است که بازار بداند واقعیت چیست و بر اساس آن قیمتگذاری کند. از این طریق میتوان مشکلات موجود در بازار سرمایه را پشت سر گذاشت و بازار را به سمت یک روند عادی هدایت کرد.
برای حل مجموعه این مشکلات چه راهکاری پیشنهاد شده است؟
پیشنهاد کارشناسان این است که شرکتها به صورت شفاف در سامانه کدال گزارش بدهند. هر شرکت باید در گزارشی رسمی که به امضای هیاتمدیره میرسد و توسط بازرس قانونی تایید میشود، چند موضوع را مشخص کند: میزان آسیب ناشی از جنگ، مستقیم یا غیرمستقیم بودن آن و زمان احتمالی بازگشت به مدار تولید. این اطلاعات باید برای همه فعالان بازار در دسترس باشد تا تصمیمگیری بر اساس دادههای واقعی انجام شود..
در صورت اجرای این پیشنهاد، چه تعداد از شرکتها امکان بازگشایی خواهند داشت؟
برآورد کارشناسی نشان میدهد از نظر تعداد بیش از ۹۰ درصد شرکتهای بورسی میتوانند بازگشایی شوند و از نظر ارزش بازار نیز بیش از نیمی از کل بازار سرمایه را شامل میشوند. بنابراین برخلاف برخی نگرانیها، جنگ به معنای توقف کامل فعالیت شرکتهای بورسی نیست و بخش بزرگی از بازار توان ادامه فعالیت را دارد.
بازگشایی بورس چه تاثیری بر آینده بازار خواهد داشت؟
بازگشایی به معنای ثبات یا رشد قطعی قیمتها نیست. بعد از شروع معاملات، فرآیند کشف قیمت انجام میشود و همین قیمتها مهمترین سیگنال درباره آینده اقتصاد خواهند بود. اگر در برخی صنایع افت شدید قیمت رخ دهد، یعنی بازار کاهش تولید یا سودآوری آن بخش را جدی گرفته است. در مقابل، مقاومت یا رشد قیمتها در برخی صنایع نشان میدهد که بازار آنها را کم ریسکتر یا حتی منتفع از شرایط جدید میبیند.
در نهایت مسیر بازگشایی بورس را چگونه ارزیابی میکنید؟
مسیر منطقی این است که بازگشایی بر اساس شفافیت انجام شود؛ نه بازگشایی عجولانه و نه تعطیلی طولانیمدت بازار. اگر شرکتها اطلاعات واقعی درباره وضعیت تولید و فروش خود ارایه کنند، بازار میتواند بر اساس واقعیتها قیمتگذاری کند. در چنین شرایطی، کشف قیمت پس از جنگ میتواند به درک دقیقتر از آینده اقتصاد کشور کمک کند.

دیدگاهتان را بنویسید