همزمان با جهش سهام، بازارهای موازی یعنی طلا و دلار وارد فاز اصلاحی شدند. صندوقهای ETF طلا و سکه نیز افت نسبی را تجربه کردند. این همزمانی پیام روانی ویژهای دارد: سرمایههایی که بهطور سنتی به سمت داراییهای امن حرکت میکردند، ظاهرا بخشی را وارد بورس کردند یا حداقل فشار فروش در بازار ارز و طلا موجب انتقال توجه به سهام شد. فعال شدن مکانیزم ماشه نه تنها ترس ایجاد نکرد، بلکه با ترکیب کاهش قیمت سهام پس از یک دوره طولانی افت و شکلگیری انتظارات تورمی در جامعه، به فرصتی برای رشد بورس تبدیل شد. قیمتهای پایین در بسیاری از نمادها، بستر مناسبی برای جذب نقدینگی فراهم کرد، حتی اگر منشا این جریان پول ناشناخته باشد.
بررسیهای شش ماهه صنایع بزرگ، از پتروشیمی گرفته تا فلزات و معدنیها، عملکرد مثبت و درآمدزایی قابل توجهی را نشان میدهد. گزارشهای مالی منتشر شده، منطق بنیادی رشد اخیر را تقویت کرده و بخشی از رونق معاملات را توضیح داده است. این اعداد و صورتهای مالی، پشتوانهای برای رشد در برابر موج نگرانیهای سیاسی محسوب میشوند. با ثبت ارزش معاملات بالای روز دوشنبه و رشد شاخص، همه نگاهها به مقاومت ۲ میلیون و ۹۵۰ هزار واحد دوخته شده است.
اگر این مانع شکسته شود، مسیر روانی بازار میتواند به سمت فتح قله ۳ میلیون واحد پیش برود. اما آزمون اصلی، واکنش بازار در روز سهشنبه است؛ همان روزی که «عیار واقعی» بازار بهگفته فعالان مشخص میشود. بحرانهای ژئوپلیتیک معمولا سرمایه را به سمت امنترین پناهگاهها میکشاند، اما اینبار بازار سرمایه خلاف این قواعد حرکت کرده و رنگ سبز را در اوج نااطمینانی به رخ کشیده است. این پارادوکس اگر پایدار بماند، میتواند مفهوم ریسک در نگاه سرمایهگذاران داخلی را تغییر دهد.

دیدگاهتان را بنویسید