برچسب: کوپن

  • کوپن یا کالابرگ؛ مساله این است …

    کوپن یا کالابرگ؛ مساله این است …

    به گزارش اقتصادران، از ۱۳ خرداد ماه سال ۱۴۰۲ بود که دولت طرح کالابرگ الکترونیکی برای چند ده قلم کالا آن هم برای طبقه کم‌درآمد در دستور کار قرار داد. طرحی که تا تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳ اجرا شد. تا اینکه دولت پزشکیان دستور آغاز اجرای گسترده طرح کالابرگ الکترونیکی را صادر کرد. طرحی که بیش از یک سال از آغاز آن می‌گذرد و اخیرا قرار است تغییراتی در آن ایجاد شود.

    چندی پیش فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت اعلام کرد دولت در حال بررسی افزایش رقم کالابرگ الکترونیکی است و پس از انجام بررسی‌های کارشناسی، اطلاعات تکمیلی در این خصوص اعلام خواهد شد.

    در همین راستا یعقوب اندایش، معاون رفاه و امور اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مصاحبه‌ای به موضوعات مربوط به یارانه و کالابرگ پرداخته اما از ارائه جزییات مالی خودداری کرده است که مشخص هر یک از سناریوهای پیشنهادی مطرح شده بار مالی متفاوتی برای دولت به همراه خواهد داشت و در نتیجه تصمیم نهایی دولت وابسته به وضعیت بودجه سال جاری است.

    آن گونه که معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی عنوان کرده در سناریوی اول بر افزایش سبد کالابرگ بر اساس حداقل کالری مورد نیاز هر فرد تمرکز می‌شود که این سبد کالایی شامل کالاهای متنوعی است که در مجموع ۲۸۰۰ کالری روزانه را تأمین می‌کند. با وجود اینکه برخی اقلام این سبد تحت تأثیر نرخ ارز نیستند، قیمت آنها به‌ طور قابل ‌توجهی افزایش یافته؛ به ‌ویژه نان، ماکارونی و میوه و سبزیجات. این موضوع باعث می‌شود اجرای این سناریو بار مالی بالایی برای دولت ایجاد کند، اگرچه از منظر تأمین نیاز غذایی افراد کامل‌تر است.

    در سناریوی دوم سبد کالایی محدود به ۱۱ قلم اصلی تمرکز دارد که این کالاها شامل؛ برنج، روغن، ماکارونی، حبوبات، قند و شکر، گروه لبنیات و گروه پروتئینی شامل گوشت قرمز و سفید هستند و دیگر میوه و سبزیجات در آن لحاظ نمی‌شود. این رویکرد بار مالی کمتری برای دولت دارد، اما از منظر تأمین نیاز غذایی کامل، محدودیت‌هایی دارد. سناریوی سوم بر اساس مابه‌التفاوت نرخ ارز پس از اجرای سیاست جدید کالابرگ طراحی شده است. پیش از این، تأمین ارز کالاهای اساسی با دو نرخ متفاوت انجام می‌شد؛ با اجرای طرح جدید، همه کالاها از ارز تالار دوم استفاده می‌کنند و نرخ ارز آنها از حدود ۷۰ تا ۱۴۰ هزار تومان افزایش یافته است. مابه‌التفاوت این نرخ حدود ۲۵ درصد است و بر اساس آن، رقم کالابرگ باید حداقل ۲۵ درصد افزایش یابد. از دید بودجه‌ای، این سناریو منطقی است، زیرا منابع دیگری برای تأمین افزایش کالابرگ وجود ندارد. با این حال به دلیل اینکه تورم واقعی کالاهای مشمول کالابرگ بیش از افزایش نرخ ارز بوده، مردم ممکن است از لحاظ قدرت خرید آسیب ببینند.

    پوشش‌دهی نیازهای اساسی

    افزایش رقم کالابرگ چه میزان از نیازهای مردم را پوشش می‌دهد؟ در مجموع، دو سناریوی اول فشار مالی بیشتری بر دولت وارد می‌کند و پاسخگوی تورم واقعی کالاها نیز هست، اما ممکن است از لحاظ بودجه غیرقابل تحمل باشد. سناریوی سوم با وجود محدودیت در پوشش نیاز واقعی مردم، به دلیل محدودیت منابع، محتمل‌ترین گزینه اجرایی به شمار می‌رود. بنابراین دولت در انتخاب بین نیاز واقعی مردم و محدودیت بودجه‌ای، به احتمال زیاد سناریوی سوم را ملاک عمل قرار خواهد داد. این سه سناریو نشان می‌دهند که تصمیم‌گیری درباره کالابرگ ترکیبی از مسائل اجتماعی و اقتصادی است؛ از یک طرف، دولت باید قدرت خرید مردم را تا حد امکان حفظ کند و از طرف دیگر، محدودیت منابع بودجه‌ای مانع افزایش بی‌رویه رقم کالابرگ می‌شود و انتخاب نهایی تأثیر مستقیمی بر قدرت خرید خانوارها و فشار مالی دولت خواهد داشت.

    اقدامی مثبت اما محدود

    سیدمرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز در مورد افزایش رقم کالابرگ‌های الکترونیکی به «اعتماد» می‌گوید: «در ماه‌های اخیر دولت تصمیم به افزایش میزان رقم کالابرگ‌های الکترونیکی گرفت، اقدامی که با هدف حمایت از اقشار کم‌درآمد و کاهش فشار تورمی انجام می‌شود، اما بررسی‌های اقتصادی نشان می‌دهد که این اقدام با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است.»

    افقه با استناد به تجربه‌های گذشته و مطالعاتی که صورت گرفته توضیح می‌دهد: «افزایش رقم کالابرگ اقدامی مثبت اما محدود است که می‌تواند تا حدودی فشار مالی کوتاه‌مدت بر خانوارها را کاهش بدهد. هر چند تجربه‌های گذشته نشان داده سرعت رشد تورم همواره از افزایش یارانه‌ها و کالابرگ‌ها بیشتر بوده است. به عبارت دیگر، حتی اگر یارانه یا کالابرگ‌ها افزایش یابند، اثر آنها معمولا کمتر از انتظار بوده و نمی‌تواند به ‌طور کامل افزایش قیمت‌ها را پوشش بدهد.

    او با ذکر نمونه‌های تاریخی از دوره‌های گذشته، ازجمله طرح یارانه نقدی دوره احمدی‌نژاد و افزایش یارانه‌ها در دولت فعلی، تأکید می‌کند: میزان تورم غالبا سریع‌تر از میزان حمایت‌های مالی حرکت کرده و پوشش کامل ایجاد نمی‌شود.»

    این اقتصاددان با اشاره به چالش‌های اصلی افزایش رقم کالابرگ الکترونیکی می‌گوید: «یکی از مواردی که اخیرا اعلام شده اختلال در زنجیره تولید به ویژه در صنایع پتروشیمی و اثر آن بر تولیدات کارخانه‌های روغن است ضمن آنکه مشکلاتی که به دلیل تخریب زیرساخت‌ها و نوسانات بازار رخ می‌دهد، می‌تواند قیمت‌ کالاهای اساسی نظیر روغن را افزایش بدهد.»

    به گفته افقه، این عوامل باعث می‌شود حتی افزایش رقم کالابرگ‌ها نیز نتواند به ‌طور کامل از خانوارها در برابر افزایش قیمت‌ها محافظت کند.

    او تأکید می‌کند: «پوشش‌دهی تورم توسط کالابرگ‌ها به ‌شدت وابسته به وضعیت تولید و قیمت مواد اولیه است و بدون اصلاحات ساختاری در اقتصاد، این اقدامات کوتاه‌مدت خواهند بود.»

    افقه به محدودیت‌های مالی دولت اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد: «ادامه افزایش رقم کالابرگ‌ها به صورت نامحدود ممکن نیست. دولت ظرفیت محدودی برای افزایش مداوم حمایت‌ها دارد و بدون اصلاحات ساختاری، این مسیر پایدار نخواهد بود.»

    او می‌گوید: «حتی با افزایش کالابرگ‌ها، بسیاری از کالاها همچنان تحت فشار تورمی خواهند بود و حمایت‌ها به‌ طور کامل پاسخگوی نیاز خانوارها نخواهد بود. هر چند افزایش کالابرگ‌های الکترونیکی اقدامی مثبت و ضروری برای کاهش فشار کوتاه‌مدت است، اما محدودیت‌های جدی دارد چرا که پوشش کامل تورم غیرممکن است، زیرا تورم معمولا سریع‌تر از افزایش یارانه‌ها حرکت می‌کند. ضمن آنکه اختلالات تولید و افزایش قیمت مواد اولیه می‌تواند اثر پوشش‌دهی را کاهش بدهد و اینکه محدودیت مالی دولت مانع از ادامه نامحدود این سیاست‌ها می‌شود.»

    افقه در بخشی دیگر از اظهاراتش با اشاره به اینکه «مصوبه دولت، نرخ تسعیر ارز واردات دارو، ملزومات مصرفی پزشکی و مواد اولیه تولید آن، گندم و شیرخشک اطفال در سال جاری ۲۸۵۰۰ تومان تعیین شده است» تاکید می‌کند: «تجربه نشان می‌دهد که دولت تلاش دارد فشار مالی را کنترل کند، اما محدودیت منابع و شرایط اقتصادی، امکان پوشش کامل افزایش قیمت‌ها را کاهش می‌دهد.»

    او با اشاره به پژوهش‌های صورت گرفته ادامه می‌دهد: «چنین اقداماتی می‌توانند فشار اقتصادی را به تعویق بیندازند، اما اثر پایدار بر تورم نخواهند داشت. در واقع، بدون مدیریت ریشه‌های تورم، هرگونه افزایش رقم کالابرگ صرفا تأخیر کوتاه‌مدت در فشار قیمتی ایجاد می‌کند و مشکلات اقتصادی پایه‌ای حل نمی‌شوند.»

    او می‌گوید: «هر چند برای ایجاد اثری پایدار، اصلاحات ساختاری و مدیریت ریشه‌ای تورم ضروری است اما افزایش رقم کالابرگ تنها بخشی از راهکار است و برای مقابله بلندمدت با رشد تورم، سیاست‌های مکمل اقتصادی و مدیریتی لازم است تا اثرات واقعی و پایدار برای جامعه حاصل شود.»

    بازگشت به گذشته؟

    محمدامین لنگری، کارشناس اقتصادی با نگاهی متفاوت به موضوع تغییر رقم کالابرگ الکترونیکی نگاه می‌کند. لنگری در این باره به «اعتماد» می‌گوید: «در شرایط اقتصادی فعلی، مدیریت نرخ ارز و تامین کالاهای اساسی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دولت و مردم تبدیل شده. تجربه‌های گذشته و چالش‌های اقتصادی نشان می‌دهد که تصمیمات غلط می‌تواند فشار زیادی بر مردم وارد کند. رقمی که هم‌اکنون در قالب کالابرگ به مردم پرداخت می‌شود، تحت تاثیر افزایش قیمت برخی اقلام قرار گرفته است. حملات به پتروشیمی‌ها باعث شده که مواد اولیه برخی کالاها، با محدودیت مواجه شود و قیمت آن افزایش یابد.»

    او در پاسخ به این پرسش که «آیا افزایش رقم کالا برگ‌های الکترونیکی به اندازه کافی پوشش ‌دهنده این اقلام خواهد بود یا خیر؟» توضیح می‌دهد: «در زمان جنگ ۸ ساله، دولت موظف ‌شد که برای هر خانوار، محصولات مورد نیاز روزانه را به صورت تعیین شده و با قیمت تقریبا ثابت توزیع کند. این سیاست، مشابه کوپن در دهه شصت بود که باعث می‌شد مردم از نیازهای اساسی خود مطمئن باشند و نوسانات قیمتی، فشار کمتری بر خانواده‌ها وارد کند.»

    لنگری می‌گوید: «تجربه نشان داده که توزیع کالاها به صورت سهمیه‌ای و با قیمت ثابت، به مراتب اثربخش‌تر از پرداخت نقدی است که مردم با قیمت روز خرید کنند.»

    او تاکید می‌کند: «سیاست درست این است که هر خانواده سهمیه مشخصی از کالاهای اساسی داشته باشد. برای مثال، هر فرد در ماه یک کیلو شکر، یک یا دو لیتر روغن و سهمیه مشخصی از گوشت یا مرغ دریافت کند. این سهمیه‌ها نباید وابسته به تغییرات قیمت روز باشند و باید هزینه ثابتی برای آنها تعیین شود. چنین سیاستی، ثبات اقتصادی و امنیت غذایی را برای مردم تضمین می‌کند و فشار بر جامعه کاهش می‌یابد.»

    لنگری یکی از منتقدان تک نرخی کردن ارز است و با همین نگاه می‌گوید: «تجربه نشان داده که سیاست تک نرخی کردن ارز به دلیل خلق پول توسط سیستم بانکی، به شکست می‌انجامد. خلق پول بانکی باعث می‌شود که هرچقدر دولت ارز به بازار تزریق کند، نرخ ارز به صورت واقعی کنترل نشود و تقاضا همواره بالاتر از عرضه باقی بماند، در چنین شرایطی، بازار غیررسمی شکل می‌گیرد و نرخ‌های غیررسمی همیشه بالاتر از نرخ رسمی است. بنابراین برای مدیریت بهتر اقتصاد، باید سیاست چندنرخی کردن ارز را دنبال کنیم. کالاهای ضروری مردم باید با ارز پایین‌تر تامین شوند تا قیمت تمام شده آنها کنترل شود. کالاهای لوکس و غیرضروری، مانند خودروهای گرانقیمت یا موبایل‌های آخرین مدل، باید با ارز گران‌تر تامین شوند چرا که این سیاست باعث می‌شود فشار اقتصادی بر عموم مردم کاهش یابد و منابع ارزی به‌ طور بهینه تخصیص یابد.»

    لنگری تاکید می‌کند: «پرداخت نقدی به مردم و خرید آزاد کالا با قیمت روز، مشکلات زیادی ایجاد می‌کند. دولت باید سیاست‌هایی را اجرا کند که مردم بتوانند کالاهای اساسی خود را با قیمت ثابت و بدون نگرانی از نوسانات ارزی تامین کنند.» او به اصلاح سیاست‌های کلان نیز تاکید می‌کند و می‌گوید: «دولت با اصلاح سیاست‌های ارزی و کنترل خلق پول بانکی، می‌تواند ثبات اقتصادی را به جامعه بازگرداند و رشد پایدار را تضمین کند. در نهایت اینکه توجه به نیازهای واقعی مردم و طراحی سیاست‌های عملی و منطبق با شرایط اقتصادی، تنها راهکار مقابله با مشکلات اقتصادی و بهبود رفاه عمومی است.»

  • عقبگرد اقتصاد ایران به دهه ۶۰ و بازگشت کوپن و جیره‌بندی به زندگی مردم؟

    عقبگرد اقتصاد ایران به دهه ۶۰ و بازگشت کوپن و جیره‌بندی به زندگی مردم؟

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران در شرایط «نه جنگ، نه صلح» گرفتار شده است. وضعیتی خاکستری، که نه از آرامش دیپلماتیک برخوردار است و نه درگیر جنگی تمام‌عیار. از این رو اقتصاد کشور را در موقعیتی شکننده و پرهزینه قرار داده است؛ موقعیتی که در آن نه امکان جذب سرمایه خارجی وجود دارد، نه چشم‌انداز روشنی برای صادرات و نه ثباتی در بازار‌های داخلی. در چنین فضایی، دولت ناگزیر به اتخاذ سیاست‌هایی شده که یادآور اقتصاد کوپنی و تنظیم‌گری شدید دهه‌های گذشته است.

    اظهارات اخیر وزیر کشور درباره دستور رئیس‌جمهور مبنی بر پرداخت بخشی از هزینه نان توسط دولت، به‌منظور جلوگیری از افزایش قیمت بیش از توان مردم، یکی از نشانه‌های بارز این بازگشت است. نان، به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین کالا‌های سبد مصرفی خانوار، همواره در مرکز سیاست‌های حمایتی دولت‌ها قرار داشته است. اما آنچه این بار اهمیت دارد، نه فقط حمایت از قیمت نان، بلکه نشانه‌ای از تغییر رویکرد دولت در مواجهه با بحران معیشت است؛ تغییری که می‌تواند به احیای سازوکار‌های توزیع کوپنی، سهمیه‌بندی کالاها و بازگشت به اقتصاد دولتی منجر شود.

    اقتصاد ایران در سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان مواجه بوده است: تحریم‌های گسترده، کاهش درآمد‌های نفتی، نوسانات شدید ارزی، تورم بالا و افت قدرت خرید مردم. در کنار این عوامل، بی‌ثباتی در روابط بین‌الملل و بلاتکلیفی در مذاکرات هسته‌ای، فضای تصمیم‌گیری اقتصادی را به شدت محدود کرده است. وضعیت «نه جنگ، نه صلح» به معنای آن است که کشور در حالت آماده‌باش دائمی قرار دارد، بدون آن‌که بتواند از مزایای صلح بهره‌مند شود یا با هزینه‌های جنگ کنار بیاید. این وضعیت، دولت را به سمت سیاست‌های اضطراری سوق داده است؛ سیاست‌هایی که در آن، کنترل قیمت‌ها، توزیع یارانه‌ها و مداخله مستقیم در بازار، جایگزین سازوکار‌های بازار آزاد شده‌اند.

    از سوی دیگر، تجربه تاریخی نشان داده که اقتصاد کوپنی در شرایط تحریم و بحران می‌تواند به ابزاری برای کنترل نارضایتی اجتماعی تبدیل شود. دولت‌ها در چنین مواقعی تلاش می‌کنند با توزیع کالا‌های اساسی، حفظ قیمت‌های کنترل‌شده و ارائه یارانه‌های مستقیم، از شدت اعتراضات بکاهند؛ اما این سیاست‌ها، اگر بدون اصلاحات ساختاری و چشم‌انداز خروج از بحران اجرا شوند، تنها به تعمیق رکود و گسترش وابستگی به دولت منجر خواهند شد.

    مرتضی افقه، اقتصاددان در پاسخ به اینکه آیا احتمال بازگشت به اقتصاد دهه ۶۰ در شرایط نه جنگ نه صلح، وجود دارد؟ به اقتصاد ۲۴ گفت: «ما ناچار شده‌ایم به اقتصاد دهه ۶۰ برگردیم. اگر انتقادی هست باید به سمت کسانی باشد که شرایط را به آن دوره برگرداندند؛ بنابراین اقتضای شرایط جنگی و اکنون که در شرایط نه صلح و نه جنگ به سر می‌بریم، که به مراتب بدتر از جنگ است، این است که دولت تمام قد از طبقات و گروه‌هایی که در این شرایط آسیب می‌بینند، حمایت کند. بر خلاف دیدگاه‌هایی که بر برخی حاکم است که چرا به سیاست‌های دهه ۶۰ بازمی‌گردیم، باید از کسانی که مملکت را دوباره به آن دوران برگرداندند انتقاد کنیم. حال با یک معیار، روش‌ها، تکنیک و سیاست‌های جدیدی که کارآتر از آن دوره باشد را ناچاریم در پیش گیریم.»

    وی ضمن بیان اینکه اصل سیاست باید حمایت از افرادی باشد که بیشترین آسیب را در این شرایط می‌بینند، افزود: «توزیع کالا، حمایت از اقشار کم درآمد از طریق کوپن، جیره‌بندی و پرداخت یارانه یک روش معقول برای حمایت از مردم در شرایط سخت است. این سیاست حتی در کتب علمی اقتصاد که ما در دانشگاه تدریس می‌کنیم، وجود دارد. اول باید بپذیریم شرایط ویژه است و در شرایط ویژه، سیاست‌های ویژه باید اعمال شود.»

    افقه ادامه داد: «متاسفانه مشتی اقتصادخوانده در مملکت داریم که چشمانشان را بسته‌اند و فکر می‌کنند ما یک کشور اروپایی آزاد با اقتصاد آزاد هستیم و توزیع کالا باید بر اساس مکانیسم قیمت‌ها باشد. در حالی که وقتی شرایط جنگی است، اقشار کم درآمد جامعه دچار آسیب و در مقابل گروه ویژه‌ای از درآمد‌های بسیار بالا برخوردار می‌شوند. در این شرایط دولت حتما باید وارد شود و از طریق افزایش مالیات از طبقات اقتصادی بالا و توزیع آن در بین اقشار کم‌درآمد، دخالت کند. سیاست‌های رایج در در دوره‌های جنگ، محاصره و خشکسالی سیاست‌هایی کاملا مشخصی هستند که دولت در ابتدا وارد می‌شود و دخالت می‌کند، توزیع کالا‌های اساسی مورد نیاز مردم را برعهده می‌گیرد و در مرحله بعد شیوه‌هایی ماننده جیره‌بندی، کوپن، تعیین سقف قیمت و پرداخت یارانه را اجرا می‌کند.»

    این اقتصاددان در پاسخ به اینکه به کارگیری چنین سیاست‌هایی در بلندمدت تبعات منفی بر اقتصاد کشور نخواهد داشت؟ به اقتصاد ۲۴ گفت: «قطعا تبعات منفی دارد ولی نباید بلندمدت طول بکشد. در بلندمدت باید به سمت افزایش تولید برویم. برای افزایش تولید باید شرایط سرمایه‌گذاری در داخل فراهم و روابط تجاری ما با خارج برقرار شود. به خصوص برای کشوری مثل ایران که انقدر به تجارت خارجه وابسته است.

    وی تصریح کرد: الان تولید داخل ما به واردات وابسته است و ۸۰ درصد واردات ما کالا‌های سرمایه‌ای و واسطه‌ای هستند که در تولیدات، صنایع و کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گیرند؛ بنابراین هرگونه اختلالی که در روابط سیاسی و اقتصادی ما با کشور‌های دنیا، به خصوص کشور‌های پیشرفته که بخش قابل توجهی از تکنولوژی‌های مورد نیاز ما را تامین می‌کنند، ایجاد شود، تولید هم دچار مشکل می‌شود. از سوی دیگر ناکارآمدی‌های اجرایی، مدیریتی و سیاستی به تولید ضربه می‌زند. از این رو تا زمانی که تولید ملی افزایش و توزیعش بهبود پیدا نکند، کشور به ناچار از این سیاست‌ها استفاده می‌کند.»

    افقه ضمن بیان اینکه این شرایط غیرعادی است که ما را به انجام سیاست‌های غیرعادی وادار کرده است، عنوان کرد: «بنابراین اگر قرار است انتقادی بکنیم نه از سیاست‌ها که از افراد است. باید بگوییم چرا وضعیت کشور را به اینجا رسانده‌اید که ما به یک سری سیاست‌های غیرمعمول برگردیم. اصل سیاست غلط نیست بلکه اصل حکمرانی است که کشور را به این روز رسانده تا به جیره‌بندی و کوپن روی بیاوریم. ایده‌آل این است که مردم تولید کنند، صاحب درآمد باشند و به دولت نیاز نداشته باشند. در مقابل دولت هم فرصت‌های شغلی ایجاد کند، زمینه‌ها را برای سرمایه گذاری فراهم کند، مانند همه کشور‌های دنیا دولت از افراد ثروتمند پول بگیرد و از کسانی که قادر به کار کردن نیستند، حمایت کند.»

  • بازگشت کوپن به اقتصاد ایران / دانشمند: کوپنی کردن کالا‌ها اصلا چیز پیچیده‌ای نیست، فقط همت می‌خواهد که الان در دولت وجود ندارد

    بازگشت کوپن به اقتصاد ایران / دانشمند: کوپنی کردن کالا‌ها اصلا چیز پیچیده‌ای نیست، فقط همت می‌خواهد که الان در دولت وجود ندارد

    به گزارش اقتصادران، شعله‌های جنگ میان ایران و اسرائیل هر روز بلندتر می‌شود و منطقه خاورمیانه به پرتگاه یک درگیری تمام‌عیار نزدیک‌تر شده است.حال اقتصاد ایران بار دیگر در معرض تجربه‌ای قرار گرفته که مشابه آن را تنها در دهه ۱۳۶۰ تجربه کرده بود؛ دهه‌ای که اقتصاد کشور زیر فشار تحریم، تورم، کمبود منابع، تعطیلی بنگاه‌ها و نااطمینانی عمومی از آینده، با الگوی اقتصاد جنگی اداره می‌شد.

    امروز نیز با بسته شدن مرزها، اختلال در تجارت، تعلیق برخی فعالیت‌های اقتصادی در تهران و شهر‌های بزرگ و افزایش ریسک سرمایه‌گذاری، ساختار اقتصادی ایران وارد مرحله‌ای شده که دیگر با سیاست‌های عادی قابل مدیریت نیست. وضعیت فعلی نه تنها بر شاخص‌های کلان اقتصادی تأثیر گذاشته، بلکه زندگی تمام اقشار را با فشار‌های مضاعفی مواجه کرده است.

    مسعود دانشمند، عضو اتاق بازرگانی ایران در پاسخ به اینکه در شرایط جنگی، دولت باید چگونه اقتصاد کشور را اداره کند؟ به اقتصاد ۲۴ گفت: «دولت باید فرمول‌های جنگی زمان جنگ ایران و عراق را استفاده کند؛ یعنی کالا‌های اساسی را کوپنی کند و فورا به مردم کوپن دهد تا مصرف را متعادل کنیم. از این طریق ملت ایران می‌توانند به اقلام خوراکی دست پیدا کنند و آنهایی که ایرانی نیستند در بازار آزاد خرید خود را انجام دهند.»

    وی ضمن تاکید بر اینکه اقتصاد کوپنی موفق بوده است، افزود: «در شرایط اضطرار اقتصاد کوپنی هم به کار می‌آید. کما اینکه نمونه‌های آن در دنیا وجود دارد از جمله فرانسه که در جنگ جهانی دوم همه کالاهایش کوپنی بود. کوپنی کردن کالا‌ها اصلا چیز پیچیده‌ای نیست، فقط همت می‌خواهد که الان در دولت وجود ندارد.»

    دانشمند ادامه داد: «ما باید به اقتصاد جهانی متصل شویم تا بتوانیم از آن کمک بگیریم، امنیت برقرار کنیم تا سرمایه‌گذار خارجی در کشور ما فعالیت کند.»

    این فعال اقتصادی بیان کرد: «نمی‌دانیم تا چه زمانی با این جنگ مواجه هستیم؛ بنابراین فوری‌ترین اقدام دولت باید این باشد که شرایط جنگی را برطرف کند تا به وضعیت عادی برسیم.»

    دانشمند در پاسخ به اینکه آیا دولت می‌تواند مشابه دوران کرونا بسته‌های حمایتی به اقشار آسیب‌پذیر بدهد؟ گفت: «وضعیت کنونی با دوران کرونا قابل مقایسه نیست. دادن بسته‌های حمایتی کار سختی است و اگر هم قرار است پولی به مردم بدهند باید به حساب آنها واریز کنند تا خودشان کالا‌های کوپنی بخرند.»

  • سفر اقتصاد ایران به دهه 60 و 70! / ایرانی ها منتظر بازگشت کوپن باشند؟

    سفر اقتصاد ایران به دهه 60 و 70! / ایرانی ها منتظر بازگشت کوپن باشند؟

    به گزارش اقتصادران، برای چند نسل از ایرانیان کوپن یعنی خاطرات دهه ۶۰ و البته اوایل دهه ۷۰!
    یک خاطره جمعی و همگانی در میان دستکم چندین نسل از ایرانیان، از متولدین دهه ۲۰ و ۳۰ تا متولدین دهه ۶۰، کوپن را به خوبی بیاد می‌آوردند.

    محمدباقر قالیباف، رییس مجلس با اشاره به برگزاری جلسه مشترک نمایندگان مجلس و رئیس دولت، گفته است: «کالابرگ، به‌ویژه برای پنج دهک پایین جامعه، یکی از موضوعات مهمی است که حتماً بر آن متمرکز خواهیم بود.»
    اشاره او به کالابرگ، برای بسیاری در معنای بازگشت کوپن یا چیزی شبیه آن در سیستم توزیع اقلام و کالا‌های ضروری کشور بوده است.

    کالابرگ یا کوپن، مساله این است؟

    اساسا کالابرگ به زبانی ساده، نوع جدید و خاصی از کوپن یا سبدکالا به حساب می‌آید. با این تفاوت که در آن خبری از ارائه مستقیم کالا و یا کوپن کاغذی نیست.
    این روش‌های قدیمی با روش الکترونیکی کالابرگ جایگزین شده‌اند. به این معنا که در طرح کمک معیشتی کالابرگ، نوعی اعتبار برای بعضی از سرپرست‌های خانوار در نظر گرفته می‌شود.
    در واقع یک تفاوت مهم و اصلی میان کوپن‌هایی که در دهه ۶۰ در دستان ملت بود و این کالابرگ‌ها که اکنون قالیباف درباره آن سخن گفته یک تفاوت آشکار و مهم وجود دارد.

    در شرایط دوران پسا انقلاب و البته ایستاده در میان میدان جنگ آن روز‌های ایران، بدون هیچ دهک بندی، همه ایرانیان و حتی به روایتی کلیه ساکنان در این جغرافیا و از جمله افغانستانی‌هایی که ساکن ایران بودند از این کوپن‌ها برای دسترسی به کالا‌های اساسی کشور بهره می‌بردند.
    اما در مورد کالابرگ‌ها به نظر می‌رسد با توجه به وضعیت آشفته معیشت در کشور بنا به دهک بندی باید مورد استفاده قرار بگیرد.

    کالابرگ چیست؟

    ماجرای کالابرگ از سال ۱۴۰۰ و با حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی آغاز شد و دولت با هدف جبران توان معیشتی خانوار، تصمیم به پرداخت یارانه گرفت؛ در صورتی که مصوبه مجلس بر موضوع دیگری پافشاری می‌کرد.

    مجلس قصد داشت کالا‌های اساسی به قیمت شهریور سال ۱۴۰۰ عرضه شوند. به زبانی دیگر، مجلس دولت را به اجرای طرح کالا برگ به جای یارانه نقدی مکلف کرد؛ اما به دلیل نبود تمایل کافی در دولت سیزدهم برای پیگیری سیاست کالا برگ و نبود بودجه کافی برای به اجرا درآوردن این طرح در سراسر کشور، از سوی وزیر اقتصاد رد شد.

    در همین حال کالابرگ قرار بود که بدون تغییر در رقم و جزییات به روال موجود در آن زمان در حساب بانکی سرپرست خانوار‌ها شارژ شود تا به‌گفته مسئولان دولتی آنها خودشان تصمیم بگیرند یارانه را در قالب کالابرگ برای خرید اعتباری ۱۱ قلم کالا شامل خواروبار، لبنیات، پروتئین هزینه کنند یا همچون گذشته به‌شکل نقدی برداشت شود و گره‌ای از مشکلاتشان باز کند.

    اصلی‌ترین کالا‌هایی که شهروندان می‌توانند با کالابرگ خریداری کنند شامل موارد زیر است:
    یک بطری شیر یک لیتری کم چرب
    پنیر یو اف ۴۰۰ گرمی
    ماست دبه ۲.۵ کیلوگرمی کم چرب
    مرغ کشتار روز
    تخم مرغ کیلویی
    روغن مایع پخت و پز ۸۱۰ گرمی
    ماکارونی ۷۰۰ گرمی رشته‌ای
    قند شکسته فله‌ای
    برنج
    شکر
    حبوبات

    نگاهی به لیست بالا به خوبی نشان می‌دهد که تقریبا تمامی کالا‌هایی که زمانی در فهرست اقلام کوپنی قرار داشت نیز اکنون مشمول این طرح هستند. اما در این بین اولویت در کالابرگ‌ها با خرید کالا، حمایت از سبد غذایی و جلوگیری از تزریق پول به اقتصاد کشور بوده است.

     

    توقف کالابرگ‌های الکترونیک از ابتدای دولت چهاردهم

    نکته، اما اینجاست که با وجود حتی استقبال دهک‌های کم‌درآمد جامعه از طرح کالابرگ الکترونیک، اجرای این طرح از زمان آغاز به کار دولت چهاردهم تا به امروز، متوقف شده و هنوز خبری مبنی بر اجرای مجدد این طرح منتشر نشده است.
    همچنین طیبه حسینی، سخنگوی سازمان هدفمندی یارانه‌ها، اخیرا درباره وضعیت کالابرگ الکترونیک عنوان کرده بود که هنوز دستوری در این باره به سازمان هدفمندی یارانه‌ها ابلاغ نشده است.

    این عدم ابلاغ در شرایطی است که سید صولت مرتضوی، وزیر پیشین کار، در آخرین روز‌های وزارتش، درباره وضعیت این طرح توضیح داده بود که اجرای طرح کالابرگ یک تکلیف قانونی است. وزارت کار دولت سیزدهم زیرساخت‌های این طرح را فراهم کرده تا نتایج خوبی به دنبال داشته باشد.

    جامعه هدف کالابرگ الکترونیک

    از زمان اجرای این طرح در سال گذشته تا به امروز، هفت دهک از اقشار کم‌درآمد جامعه مشمول دریافت این کالابرگ‌ها می‌شوند که این دهک‌ها حدود ۶۰ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند.

    البته افراد نیز می‌توانند از طریق سایت حمایت دهک‌بندی خود و از طریق شبکه شما میزان اعتبار یارانه‌ای خود را مشاهده کنند.
    هم چنین باید توجه داشت که این دهک‌بندی از طریق بعد خانوار، تراکنش‌های بانکی، اطلاعات خودرو، حقوق و درآمد افراد و… صورت می‌گیرد.

    مساله اینجاست که هر چند طرح کالابرگ الکترونیکی در دولت سیزدهم و با هدف کمک به اقشار کم‌درامد جامعه به اجرا درآمد، اما اجرای چنین طرح‌هایی ابدا نمی‌تواند مشکل معیشت مردم را در بلندمدت حل و یا مرتفع کند و به نظر می‌رسد حتی نتوانست یک درمان موقت نیز باشد.
    اجرای چنین سیاست‌هایی برای برطرف کردن مشکل معیشت مردم یا کنترل تورم منسوخ شده است.

    سیاست اقتصادی استفاده از کالابرگ و یا کوپن اکنون در هیچ یک از کشور‌های توسعه‌یافته دنیا دیگر اجرا نمی‌شود. هم چنین باید توجه داشت که چنین سیاست‌های اقتصادی شاید در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ شمسی در ایران دوران پس از انقلاب و دوران یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های کلاسیک جهان اجرایی می‌شد، اما حالا برای حل مشکلات معیشتی مردم باید روش‌های منسوخ شده کنار گذاشته شوند و از روش‌ها و سیاست‌های درست استفاده شود.

    وعده تازه محمدباقر قالیباف اکنون نشان از عمق بحران اقتصادی در کشور دارد. این که جمعیتی چنین بزرگ اکنون نیازمند کمک‌های معیشتی دولت هستند و در عین حال در شرایطی که کشور از دوران انقلاب برای دهه‌ها فاصله گرفته و درگیر هیچ جنگ مستقیمی نیست، نه تنها امیدوار کننده و نوید بخش نیست بلکه نگرانی از بازگشت نابه سامانی‌های دوران کوپنی بودن کالا‌ها را نیز در اذهان شهروندان زنده می‌کند.