برچسب: کودکان کار

  • کودک اینستاگرامی؛ از فروش معصومیت تا بحران هویت

    کودک اینستاگرامی؛ از فروش معصومیت تا بحران هویت

    به گزارش اقتصادران، کودک کار اینستاگرامی، به مرور و با بزرگ شدن دیگر توجه‌ها را از دست می‌دهد و همین امر، شروع‌کننده فرآیند اضطراب و بحران هویت در بزرگسالی است.

    پدیده کودک اینستاگرامی نشانه‌ی کالایی شدن معصومیت است؛ جایی که احساسات، لحظات خصوصی و چهره کودک به منبع تولید ارزش اقتصادی و نمادین تبدیل می‌شود. در عصر دیجیتال، استثمار از «بدن» به «روان و حریم خصوصی» منتقل شده و کودکی به یک ویترین درآمدزا بدل شده است.

    کودک اینستاگرامی در فضایی شبیه آکواریوم رشد می‌کند؛ زیر نگاه دائمی هزاران غریبه. این فضا در تضاد کامل با نیاز کودک به حریم خصوصی و تجربه ایمن احساسات است. رشد در چنین محیطی، ساختار روانی کودک را متلاشی و هویت او را وابسته به نگاه دیگران می‌کند.

    اینفوگرافی

     

  • فروپاشی اقتصادی خانوار ایرانی و پررنگ شدن «استراتژی بقا» / فقر به کودک‌فروشی دامن زده است

    فروپاشی اقتصادی خانوار ایرانی و پررنگ شدن «استراتژی بقا» / فقر به کودک‌فروشی دامن زده است

    به گزارش اقتصادران، در پی ادعای معاون شهردار تهران مبنی بر اقدامات ویژه در زمینه «حمایت از ۴۰ هزار زن سرپرست خانوار، ساماندهی ۲۰ هزار معتاد و ۷۰۰۰ کودک کار»، حسین ایمانی جاجرمی، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز از خطاهای ساختاری و سیاست‌گذاری‌های ناکارآمد در حوزه فقر شهری، زنان سرپرست خانوار و کودکان کار می‌گوید.

    او با تأکید بر اینکه «فقر و نابرابری شهری ریشه‌های اقتصادی و سیاسی عمیق دارد»، معتقد است تا زمانی که برنامه‌های کلان برای اصلاح ساختارهای اقتصادی، مسکن و رفاه اجرا نشود، اقدام‌های شهرداری تنها «تسکینی موقت» خواهد بود.

    مشروح گفت‌وگو با حسین ایمانی جاجرمی را بخوانید:

    ****

    آقای جاجرمی! آنطور که معاون شهردار تهران گفته است اقدامات ویژه‌ای در زمینه حمایت از ۴۰ هزار زن سرپرست خانوار انجام شده و ۷۰۰۰ کودک کار نیز ساماندهی شده‌اند. ادعایی که از واقعیت قابل مشاهده شهر تهران دور است، نگاه شما به این آمار چیست و در صورت اجرا چه قدر تاثیرگذار بوده است؟

    ما در عمل چنین نتایجی نمی‌بینیم. چه در حوزه کودکان کار و چه زنان سرپرست خانوار، روند رشد فقر ادامه دارد. ساختار اقتصادی ایران سال‌ها است در رکود است؛ کوچک‌شدن اقتصاد، تحریم‌ها، ناکارآمدی و حجیم بودن دستگاه‌های دولتی باعث شده رشد اقتصادی و فرصت‌های اشتغال ایجاد نشود.

    در این شرایط، معیشت خانوار کوچک می‌شود و خانواده‌ها برای بقا مجبورند تمام ظرفیت‌ها را به کار گیرند؛ از کار کردن زنان تا کار کودکان. این یک «استراتژی بقا» است. وقتی غذایی سر سفره نیست، خطوط قرمز قدیمی کنار می‌رود.

    در برخی از مناطق محروم با پدیده کودک فروشی مواجهیم

    اینکه «استراتژی بقا» بر بخش اقتصادی زندگی خانوار، به خصوص زنان و کودکان کار سایه انداخته است چه تبعات اجتماعی دارد؟

    وقتی اقتصاد خانوار فرو می‌پاشد، بچه‌ها هم مجبور به کار می‌شوند. در مناطق محرومی مثل سیستان‌وبلوچستان یا جنوب کرمان حتی پدیده‌هایی مانند کودک‌فروشی دیده می‌شود. ضعیف شدن حمایت‌های دولت، کاهش اثر یارانه‌ها و کمبود فرصت‌های اقتصادی باعث شده این راهبرد بقا در جامعه پررنگ شود.

     برخی می‌گویند رشد طلاق و حضانت فرزندان توسط مادران، به افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار منجر شده است. نظر شما چیست؟

    این نظر هم می‌تواند درست باشد. وقتی طلاق افزایش پیدا می‌کند و بچه‌ها معمولاً با مادر می‌مانند، زن مجبور به کار می‌شود. گروهی از این زنان تحصیلات یا مهارت بالا ندارند و به بازارهای غیررسمی مثل دست‌فروشی، کار در مترو و حاشیه شهر رو می‌آورند. چون برای آنها برنامه‌ای نداریم.

    برنامه‌های شهرداری در حد سفره انداختن و دست نوازش بر سر کشیدن است

    چرا اقدامات اجرایی شهرداری‌ها و دولت‌ها مانند یک مسکن است و تاثیرات آن به صورت پایدار در این بخش از جامعه دیده نمی‌شود؟

    مشکل اینجا است که نگاه سنتی است؛ شهرداری ما در این زمینه ‌ها چه می‌کند؟ توزیع غذا و اقدامات مقطعی، نه برنامه‌ای جامع برای کاهش نابرابری شهری. اگر فقط بر «آسیب‌های اجتماعی» زوم کنیم، مثل این است که خانه آتش گرفته و ما فقط آب روی شعله‌ها می‌ریزیم، بی‌آن‌که منبع آتش را خاموش کنیم. باید سیاست‌های رفاهی جدی برای فقر شهری، مسکن، آموزش و اشتغال وجود داشته باشد. مدیریت شهری ما نوآوری سیاستی ندارد. برنامه‌های شهرداری در حد سفره انداختن و دست نوازش بر سر کشیدن است که همین سیاست‌ها هم مقطعی است.

    از طرفی ما شاهد آن هستیم که ساختار انتخابات شوراها هم اجازه نمی‌دهد افراد با دغدغه‌های اجتماعی جدی وارد شورا شوند. کسانی که امروز در مدیریت شهری هستند، پیوندی با مسائل واقعی گروه‌های کم‌درآمد و اجتماع ندارند. جای افراد دغدغه‌مند نیز در ساختار مدیریت شهری خالی است.

    تا زمانی که ساختار اقتصادی و سیاست‌های کلان تغییر نکند، اقدام‌های شهرداری فقط می‌تواند «تسکین موقت» باشد. لازم است سیاست‌گذاران به طور جدی فقر و نابرابری را هدف قرار دهند: اصلاح بازار مسکن، نظام آموزش، وام‌های حمایتی و بازتوزیع منابع. در غیر این صورت، وضع فقر شهری تغییری نخواهد کرد.

    این گروه‌ها دیگر مثل پنجاه سال پیش نیستند؛ آگاهند و می‌دانند که برخوردهای مقطعی مشکلشان را حل نمی‌کند. آن‌ها خواستار تغییرات بنیادی و پایدارند، نه فقط سرکشی هفتگی شهردار یا بسته‌های حمایتی کوتاه‌مدت.

    تجربه سایر کشورها در این زمینه چه درسی برای ما دارد؟

    در دبی یا کشورهای ثروتمند خلیج فارس، جمعیت بومی اصلا مشکل معیشتی ندارد چون دولت درآمدهای نفتی و تجاری را بین قبایل توزیع می‌کند. مشکل آنجا بیشتر مربوط به کارگران مهاجر است. اما در ایران بخشی از جمعیت بومی‌مان درگیر فقر حقیقی است.

  • آمار عجیب بهزیستی از کودکان کار / ۵۰ درصد کودکان کار «ایرانی» هستند / ۹۵ تا ۹۷ درصد کودکان خیابانی خانواده دارند!

    آمار عجیب بهزیستی از کودکان کار / ۵۰ درصد کودکان کار «ایرانی» هستند / ۹۵ تا ۹۷ درصد کودکان خیابانی خانواده دارند!

    به گزارش اقتصادران، رییس سازمان بهزیستی کشور ضمن تشریح اقدامات این سازمان برای ساماندهی کودکان خیابانی و چالش‌های پیش رو، از کاهش محسوس تعداد کودکان خیابانی در تهران خبر داد.

    ۵۰ درصد کودکان کار «ایرانی» هستند

    وی با تاکید بر اینکه دست کم ۵۰ درصد کودکان کار ایرانی هستند، درباره تعداد خدمات گیرندگان تصریح کرد: طبق آمار سال ۱۴۰۳، حدود ۱۲ هزار و ۶۶۳ پرونده فعال در حوزه کودکان کار ثبت شده که از این تعداد، ۹۸۹۷ نفر در مراکز روزانه و ۲۷۶۶ نفر در مراکز نگهداری تحت پوشش بودند.

    حسینی با بیان اینکه آنچه تحت عنوان «کودکان کار» شناخته می‌شود، تنها منحصر به کودکان خیابانی نیست، توضیح داد: بخش زیادی از این کودکان در مزارع، کوره‌های آجرپزی و کارگاه‌ها و سایر اماکن مشغول به کار هستند که معمولاً مورد غفلت قرار می‌گیرند در حالی که هنگام صحبت از کودکان کار، بیشتر توجه‌ها به کودکان خیابانی جلب می‌شود.

    رئیس سازمان بهزیستی کشور با بیان اینکه در سازمان دو نوع مرکز شامل «مراکز نگهداری» و «مراکز روزانه» برای حمایت از این کودکان وجود دارد، به ساختار حمایتی سازمان بهزیستی در این زمینه پرداخت و گفت: در حال حاضر ۳۶ مرکز نگهداری وجود دارد که ۱۸ مرکز دولتی و ۱۸ مرکز غیردولتی هستند، علاوه بر این، ۵۱ مرکز روزانه آموزشی، حمایتی و توانمندسازی نیز برای کودکان فعال هستند که به طور کلی سیاست سازمان بهزیستی، چه در حوزه کودکان، چه زنان و چه سالمندان، هدایت این افراد به مراکز روزانه است. به عبارتی از بخش مقیم بودن و شبانه‌روزی به سمت مراکز روزانه حرکت کنند.

    حسینی با تأکید بر اینکه رویکرد سازمان بهزیستی، «خانواده‌محوری» است، تصریح کرد: با رویکرد خانواده‌محوری افراد در مراکز روزانه، در طول روز خدمات دریافت می‌کنند و شب به خانواده خود بازمی‌گردند و ارتباط با خانه قطع نمی‌شود.

    مدت زمان نگهداری کودکان خیابانی در مراکز بهزیستی

    وی در ادامه به تشریح جزییات مراکز نگهداری کودکان کار پرداخت و یادآور شد: مراکز نگهداری کودکان شامل چهار تیپ «مراکز سرپایی»، «مراکز نگهداری کوتاه‌مدت»، «مراکز میان مدت» و «مراکز بلندمدت» است. در «مراکز سرپایی» کودکانی که پس از شناسایی در همان روز، تعیین و تکلیف می‌شوند.

    در «مراکز کوتاه‌مدت» کودکان ممکن است مدت کوتاهی در آنجا نگهداری شوند و همچنین شناسایی شده و خدمات دریافت می‌کنند و سپس به خانواده‌ها تحویل داده می‌شوند و یا بعد از مدت کوتاهی به مراکز نگهداری منتقل می‌شوند که تا ۲۱ روز امکان نگهداری در این مراکز کوتاه مدت وجود دارد. در «مراکز میان مدت» نیز تا سه ماه امکان نگهداری از کودک وجود دارد و «مراکز بلندمدت» نیز تا یکسال از کودکان نگهداری می‌شود.

    رئیس سازمان بهزیستی کشور گفت: در حال حاضر چرخش‌های تحول‌آفرینی در سازمان بهزیستی وجود دارد و یکی از آنها این است که مرکز محوری را به سمت «خانواده و جامعه‌محوری» حرکت دهیم، چراکه مطالعات سازمان بهزیستی نشان داده ۹۵ تا ۹۷ درصد این کودکان خانواده دارند و لذا باید این کودکان را به خانواده پیوند بزنیم بنابراین با رویکرد کاهش آسیب و توانمندسازی، مراکز روزانه را به جای مراکز شبانه‌روزی گسترش داده‌ایم.

    وی افزود: برای تحقق این موضوع، باید مراکز روزانه توسعه یابد؛ لذا در مراکز روزانه دیگر نگهداری صرف صورت نمی‌گیرد، بلکه خدمات آموزشی، بهداشتی، مهارتی و توانمندسازی به کودکان ارائه می‌شود.

    رئیس سازمان بهزیستی با اشاره به اعتبارات اختصاص‌یافته، اظهار کرد: در سال ۱۴۰۳ حدود ۹۳ میلیارد تومان و در سال ۱۴۰۴ تاکنون حدود ۱۳۰ میلیارد تومان برای ساماندهی کودکان کار هزینه شده است.

    ساماندهی ۴۰۰۰ کودک خیابانی

    وی همچنین افزود: از اواخر سال ۱۴۰۲ و اوایل سال ۱۴۰۳ در تهران با هماهنگی نهاد‌هایی مانند دادستانی، دادگستری و شهرداری، فرایند ساماندهی کودکان خیابانی با سرعت بیشتری دنبال شده و لذا از اواخر ۱۴۰۲ به طور محسوسی کودکان خیابانی در تهران کاهش یافته است. به طوریکه در تهران ۴۰۰۰ کودک در این طرح، ساماندهی شده‌اند که یکی از کانون‌هایی که در این زمینه بسیار کمک‌کننده بوده «مرکز شوق زندگی» بوده است.

    البته در این زمینه از وجود چند چالش سخن گفت و ادامه داد: بیشتر مراکز ساماندهی در شهر‌های بالای ۲۰۰ هزار نفر فعال هستند البته تلاش داریم با بهره‌گیری از ظرفیت «مراکز مثبت زندگی»، پوشش مناسبی در شهر‌های کوچک‌تر نیز فراهم کنیم.

    از سوی دیگر، کار پیرامون کودکان کار و خیابان، موضوعی چندلایه و چندوجهی است و یک سازمان به طور مشخص نمی‌تواند در ساماندهی این کودکان موفق باشد و نهاد‌هایی مانند آموزش و پرورش، کمیته امداد، وزارت کشور و شهرداری نقش‌آفرین هستند. گرچه در تهران این همبستگی میان نهاد شکل گرفته است، اما نمی‌توان ادعا کرد که در دیگر کلان‌شهر‌ها این اتفاق و اتحاد به این شکل وجود دارد و باید این موضوع را حل کرد.

    وی در پایان درباره وظایف قانونی سازمان بهزیستی در این زمینه اشاره کرد و افزود: در قانون وظایف و تکالیفی برای سازمان بهزیستی در زمینه ساماندهی کودکان کار و خیابانی در نظر گرفته شده است، اما امکانات، ساختار و اعتبارات موجود، متناسب با این وظایف نیست. از سوی دیگر هنوز آنچنان که بایسته و شایسته است از ظرفیت سمن‌ها در بحث کودکان خیابانی استفاده نکرده‌ایم و استراتژی کنونی سازمان بهزیستی این است که به این سمت پیش برویم.

  • «کودک کار»؛ بی‌صدا، بی‌قانون و بی‌پناه / خلأهای قانونی کار کودکان در فضای مجازی ایران

    «کودک کار»؛ بی‌صدا، بی‌قانون و بی‌پناه / خلأهای قانونی کار کودکان در فضای مجازی ایران

    به گزارش اقتصادران، محمدمهدی سیدناصری نوشت:

    در دل قرن بیست‌ویکم، جهان درگیر تحولی بی‌سابقه است؛ تحولی که فراتر از مرزهای فیزیکی، کودکان را از زمین بازی به قاب تصویر کشانده و از شادی‌های کودکانه‌شان، خوراکی برای الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی ساخته است. امروز دیگر کار کودک تنها در قالب سطل و واکس، نخ و قالی یا زباله‌گردی قابل تعریف نیست؛ کودکی که در فضای مجازی، بی‌هیچ ضمانت حقوقی، مقابل دوربین قرار می‌گیرد، قرارداد تبلیغاتی می‌بندد، مخاطب جذب می‌کند و درآمدزایی می‌کند، گونه‌ای نوین از «کودک کار» است؛ اما اغلب بی‌صدا، بی‌قانون و بی‌پناه. قانون‌گذاری در ایران، همچنان اسیر تعاریف سنتی از کار کودک باقی مانده است؛ در حالی‌که اقتصاد دیجیتال، چهره‌ای تازه از استثمار را در برابر دیدگان ما ترسیم کرده است.

    پدیده‌ای که در آن، کودکان گاه توسط والدین و گاه توسط مؤسسات تبلیغاتی، در فضای مجازی به کالاهایی دیداری بدل می‌شوند که «محتوا» تولید می‌کنند اما بهای آن را با سلامت روان، رشد عاطفی، حریم خصوصی و حتی هویت خود می‌پردازند. در این میان، حقوق کودک به عنوان یکی از بنیادی‌ترین شاخه‌های حقوق بشر، با چالشی بی‌سابقه مواجه است. قوانین ایران – از جمله قانون کار، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، و حتی سیاست‌های فضای مجازی – نه‌تنها پاسخ روشنی به این پدیده ندارند، بلکه اغلب در برابر آن سکوت کرده‌اند. این در حالی‌ست که اسناد بین‌المللی نظیر کنوانسیون حقوق کودک، کشورها را موظف به حمایت از کودکان در برابر هرگونه بهره‌کشی اقتصادی و سوء‌استفاده می‌دانند؛ چه در خیابان و چه در صفحه نمایش.

    «کودک کار» امروز دیگر الزاما کودکِ بی‌لباسِ خاک‌آلودِ کنار خیابان نیست؛ می‌تواند با لبخندهایی تمرین‌شده، در ویدئوهای میلیونی، تبلیغ برندهای پوشک و بیسکویت کند؛ می‌تواند در قاب‌هایی رنگی، دروغین‌ترین روایت‌ها از خانواده و خوشبختی را بازسازی کند؛ و در این میان، از هویت، کرامت، آسایش و سلامت روانش غافل بماند. پدیده‌ی «کار کودک در فضای مجازی» گرچه نوپدید است، اما آثار آن بس دیرپا و گاه ویرانگر خواهد بود. قوانین فعلی ایران، نظیر ماده‌ی ۷۹ قانون کار، کار کودکان زیر ۱۵ سال را ممنوع می‌داند. اما این قوانین بیشتر بر کار فیزیکی تمرکز دارند و به فعالیت‌های کودکان در فضای مجازی نمی‌پردازند. این خلأ قانونی، زمینه‌ساز سوءاستفاده‌های متعدد از کودکان در بسترهای دیجیتال شده است. برخی پژوهشگران حقوق کودک نیز بر این نکته تأکید دارند که قوانین فعلی به‌طور خاص به کار کودکان در فضای مجازی نپرداخته‌اند و نیاز به تدوین قوانین جدید در این حوزه وجود دارد.

    کودکانی که در فضای مجازی فعالیت می‌کنند، در معرض آسیب‌های روانی و اجتماعی متعددی قرار دارند. از جمله این آسیب‌ها می‌توان به فشارهای روانی ناشی از جلب توجه و تأیید اجتماعی، از دست دادن فرصت‌های رشد طبیعی و عدم تمایز بین حریم خصوصی و عمومی اشاره کرد. برخی روان‌شناسان کودک نیز بر این باورند که حضور کودکان در فضای مجازی می‌تواند منجر به بروز تعارضات هویتی و مشکلات روانی در آن‌ها شود. در بسیاری از موارد، والدین نقش فعالی در بهره‌کشی از کودکان در فضای مجازی دارند. آن‌ها با ایجاد صفحات اجتماعی برای فرزندان خود و استفاده از تصاویر و ویدئوهای آن‌ها، به کسب درآمد می‌پردازند. این در حالی است که قوانین موجود، مسئولیت والدین و پلتفرم‌های دیجیتال را در قبال فعالیت‌های کودکان در فضای مجازی به‌طور مشخص تعیین نکرده‌اند.  قوانین موجود ایران، به‌ویژه ماده ۷۹ قانون کار، برای عصر دیگری نوشته شده‌اند؛ عصری که هنوز دوربین، اینترنت، و اقتصاد پلتفرمی در آن حضور نداشت. آنچه امروز نیازمند آن هستیم، نه صرفاً اصلاح چند ماده از قوانین موجود، بلکه بازنگری کامل در رویکرد تقنینی کشور نسبت به کودک در عصر دیجیتال است. کودک در فضای مجازی، به حمایت‌هایی نیاز دارد که فراتر از ممنوعیت کار فیزیکی و تعیین ساعت کار است. باید حق او بر خلوت، حریم خصوصی، رشد سالم، و صیانت از شخصیتش، محور سیاست‌گذاری‌ها قرار گیرد.

    علاوه بر دولت، مسئولیت والدین نیز باید به روشنی در قوانین تعریف شود. والدینی که از طریق صفحات فرزندان‌شان درآمدزایی می‌کنند، باید پاسخگوی آثار روانی و اجتماعی این عملکرد باشند. همچنین، پلتفرم‌ها به‌عنوان واسطه‌گران اقتصادی و فناوری، نمی‌توانند خود را از مسئولیت‌های حقوقی در قبال کودکان معاف بدانند. همان‌گونه که فیلتر محتوای غیراخلاقی بر عهده آن‌هاست، حفاظت از حقوق کودکان نیز باید در حیطه مسئولیت حرفه‌ای آنان قرار گیرد. در کنار اصلاح قوانین، باید نظام نظارت و پایش بر فعالیت‌های کودک‌محور در فضای مجازی تقویت شود. ورود نهادهای تخصصی در حوزه حقوق کودک، روان‌شناسی کودک، و فناوری اطلاعات به حوزه سیاست‌گذاری، دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورتی است انکارناپذیر. آموزش والدین، آگاهی‌بخشی به کودکان و نوجوانان، و تدوین آیین‌نامه‌های دقیق برای حضور کودکان در فضای مجازی، بخشی از این راه‌حل چندوجهی است. اگر کودکان آینده‌ی این سرزمین‌اند، پس آینده‌ی آن‌ها را باید از امروز، در فضای مجازی هم به اندازه فضای واقعی، جدی گرفت. کودک باید محتَرم باشد، نه محتَوا. و این وظیفه‌ی قانون‌گذار، جامعه، خانواده و ما پژوهشگران است که در برابر این بی‌عدالتی مدرن، سکوت نکنیم. سکوت، خیانت به کودکی است. برای مقابله با این چالش، اقدامات زیر پیشنهاد می‌شود:

    ۱-اصلاح و به‌روزرسانی قوانین موجود: قوانین کار و حمایت از کودکان باید به‌گونه‌ای اصلاح شوند که شامل فعالیت‌های کودکان در فضای مجازی نیز باشند؛

    ۲-تدوین قوانین جدید: نیاز به قوانین جدیدی است که به‌طور خاص به کار کودک در فضای دیجیتال پرداخته و مسئولیت‌های والدین، پلتفرم‌ها و سایر ذی‌نفعان را مشخص کند؛

    ۳-آموزش و آگاهی‌بخشی: برگزاری دوره‌های آموزشی برای والدین، معلمان و کودکان درباره مخاطرات کار در فضای مجازی و حقوق کودکان؛

    ۴-نظارت و پایش مستمر: ایجاد نهادهای نظارتی برای پایش فعالیت‌های کودکان در فضای مجازی و برخورد با موارد سوءاستفاده؛

    ۵-همکاری بین‌المللی: استفاده از تجربیات و استانداردهای بین‌المللی در زمینه حمایت از حقوق کودکان در فضای مجازی.

  • تداوم استفاده از کودکان زباله گرد توسط پیمانکاران شهرداری با وجود ممنوعیت قانونی

    تداوم استفاده از کودکان زباله گرد توسط پیمانکاران شهرداری با وجود ممنوعیت قانونی

    به گزارش اقتصادران، «محسن کرمانی» معاون اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور درباره تاثیر شرایط اقتصادی کشور بر تشدید احتمالی خشونت‌ در سطح خانواده‌ها گفت: آسیب‌های اجتماعی ناشی از ترکیب چندین عامل هستند؛ ممکن است یک جایی عوامل اقتصادی تاثیر داشته باشد و در جایی دیگر عوامل فرهنگی و یک جایی هم صرفا عوامل فردی موثر واقع شود، اما در مجموع شاهد تغییر الگو‌های خشونت در سطح خانواده نیستیم. برخی از این آزار‌ها در جامعه وجود دارد، اما شرایط ما نسبت به سایر کشور‌ها بسیار بهتر است و اینگونه نیست که بگوییم این موارد تبدیل به یک مسأله اجتماعی شده است.

    وی خاطرنشان کرد: جامعه هدف در اورژانس اجتماعی مربوط به آسیب‌های اجتماعی کودک آزاری، سالمند آزاری، معلول آزاری، همسرآزاری و فرار دختران است. بخشی از جامعه هدف ما مداخلات در خودکشی‌ نیز هست و اگر در این خصوص تماس گرفته شود، تلاش می‌کنیم مداخلات اولیه انجام شود و با اعزام نیروهای سیار شرایط روانی اجتماعی تثبیت شود و اگر موارد حادتر باشد به نهادهای ذیربط انتقال می‌دهیم.

    هر کاری برای کودک آسیب زننده یا مخاطره‌آمیز نیست

    کرمانی درباره مداخلات اورژانس اجتماعی کشور در پدیده «کودکان کار» اظهار داشت: بین کار کودک و کودک کار باید تفکیک قائل شویم. هر کاری برای کودک آسیب زننده یا مخاطره‌آمیز نیست و این دقیقا در قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مشخص شده است. وقتی کارهایی که به سلامت جسمی و روانی و حیثیت و اعتبار اجتماعی کودک آسیب می‌زند و مانع از ادامه‌ی تحصیل وی می‌شود، اصولا کودک نباید کار کند، اما نه کاری که جنبه تربیتی و جنبه مهارت آموزی دارد. اینگونه کارها به عنوان یک وضعیت مخاطره‌آمیز در نظر می‌گیریم و مداخله می‌کنیم و قانون هم این بستر حمایتی را فراهم کرده است.

    معاون اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی خاطرنشان کرد: اگر فردی ببیند که یک کودکی در معرض کتک کاری و خطر قرار دارد، می‌تواند با مراکز اورژانس اجتماعی تماس بگیرد و این مراکز وارد عمل می‌شوند یا اگر والدین یا افرادی که سرپرست کودک را برعهده دارند و از حقوق کودک آگاه هستند، اگر ببینند که حضور کودک در خانوده می‌تواند آسیب‌زا باشد یا سلامت کودک در خطر باشد، اورژانس اجتماعی مداخله می‌کند و کودک را به خانواده جایگزین تحویل می‌دهد.

    اقتصاد خوبی در حوزه کارِ کودک شکل گرفته است

    وی با بیان اینکه یک نهاد به تنهایی نمی‌تواند برای جلوگیری یا کاهش کار کودک همه اقدامات را انجام دهد، خاطرنشان کرد: در این زمینه نیاز به یک نظام حمایتی داریم که اضلاع این نظام؛ رسانه ها، سازمان بهزیستی و نهادهای حمایتی هستند و می‌توانیم در ابعاد و جوانب مختلف مسئله، همزمان ورود کنیم تا بتوانیم اقدام موثری انجام دهیم. البته در پدیده «کودکان کار» این پرسش مطرح است که آیا همه کودکان کار از سر فقر، کار می‌کنند یا ممکن است برخی از خانواده‌ها شیوه تامین معیشت‌شان کار کودک باشد، در حالی که ممکن است سازوکارها و شیوه‌های دیگری هم برای تامین معیشت وجود داشته باشد، به این معنا که خانواده امکان و شرایط کار یا اشتغالی غیر از اشتغال کودک را هم دارد، اما چون اقتصاد خوبی در حوزه کودک کار شکل گرفته، ترجیح می‌دهند که از این مسیر تامین معاش کنند، لذا باید تفکیک قائل شویم بین خانواده‌هایی که واقعا به کار کودک‌شان نیاز دارند و جز کار کودک به هیچ منبع حمایتی و معیشتی دسترسی ندارند با خانواده‌هایی که این امکان را دارند.

    ترجیح‌ برخی خانواده‌ها این است که از اقتصاد سر چهارراه و کف خیابان ارتزاق کنند

    کرمانی اظهار داشت: نکته این است که در کشور بستر حمایتی برای خانواده‌هایی که واقعا نیازمند حمایت هستند و از نیروی کار کودکان استفاده می‌کنند، وجود دارد تا تحت پوشش این نهاد‌های حمایتی قرار بگیرند و دیگر نیاز به کار کودک نداشته باشند و این ظرفیت در نهاد‌های دولتی و حاکمیتی و مردمی وجود دارد و از این منظر ما اطمینان خاطر به جامعه و رسانه‌ها می‌دهیم. اما بخشی از خانواده‌ها هستند که ممکن است از حمایت آن نهاد‌ها برخوردار باشند، اما چون اقتصاد کار کودک در جامعه به واسطه فرهنگ نوع دوستی و حس کمکی که در اکثر شهروندان و خانواده‌های ایرانی وجود دارد، ترجیح‌شان این است که کودک داخل خیابان یا سرچهارراه کار کند و از اقتصاد سر چهارراه و کف خیابان ارتزاق کنند.

    معاون اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی با تاکید بر اینکه کمک مردم به کودکان کار در خیابان‌ها و سر چهارراه‌ها به تداوم حضور کودک در خیابان کمک می‌کند، گفت: خود حضور در خیابان ممکن است این کودک را در معرض انواع و اقسام آسیبهای دیگر قرار دهد، لذا بهتر است مردم به جای کمک مستقیم به کودکان کار به نهادهای حمایتی کمک کنند تا این نهادها به افرادی که به واقع مستحقق هستند، کمک کنند چون این نوع کمک کردن به بازتولید آسیب منجر می‌شود.

    وی ادامه داد: اینجاست که جامعه به عنوان ضلع سوم باید به ما کمک کند که تا بتوانیم خدماتی که ارائه می‌کنیم به آن جامعه‌ای که واقعا مستحق هستند برسد و جامعه باید از کمک مستقیم به کودکان کار یا خرید خدمات برای آن‌ها جلوگیری کند و این کمک‌ها به نهادها و موسساتی که دارای مجوز و شناخته شده هستند تعلق گیرد و اگر کودک و خانواده آن را مشاهده کردند به موسسه یا نهاد حمایتی معرفی کنند و این ظرفیت و زیرساخت‌ها در کشور فراهم است.

    تداوم استفاده از کودکان برای تفکیک زباله توسط پیمانکاران شهرداری با وجود ممنوعیت قانونی

    وی با بیان اینکه اورژانس اجتماعی با کودکان زباله گرد نیز مواجهه دارد، گفت: متولی کودکان زباله گرد بیشتر شهرداری است و شهرداری‌ها متولی هستند و اگر مواردی هم به اورژانس گزارش شود تلاش می‌کنیم از ظرفیت شهرداری‌ها برای کمک و حمایت از کودکان زباله گرد استفاده کنیم. اما مسئله‌ای که در بحث کودکان زباله گرد وجود دارد، این است که طبق قانون حمایت از اطفال و نوجوانان و طبق ضوابط و مقرراتی که خود شهرداری‌ها دارند، عملا نباید پیمانکاران بازیافت از کودکان استفاده کنند، اما بعضا مشاهده می‌شود در سطح شهر مواردی وجود دارد که پیمانکاران شهرداری از کودکان که بیشتر آن‌ها هم اتباع هستند به نوعی برای بحث بازیافت و تفکیک زباله استفاده می‌کنند.

    کرمانی در خصوص خلاءهای قانونی که مشکلاتی را در مداخلات اورژانس ایجاد می‌کند، گفت: در بحث مداخلاتی که در رابطه با کودکان و افراد زیر هجده سال وجود دارد به هر حال قانون حمایت از اطفال و نوجوانان یک قانون مترقی است و یک رویکرد اجتماعی را در کنار رویکرد حقوقی به ساز و کارها و ساختارها و نظام مداخله اضافه کرده است و این اجازه قانونی را به نیروهای اورژانس می‌دهد که در مواردی که کودکی در معرض مخاطره است به پشتوانه آن بستر و حمایت قانونی، مداخلات لازمه از طریق اورژانس انجام شود.

    امکان حمایت جامع از زنان و افراد بالای ۱۸ سال وجود ندارد

    وی ادامه داد: اما بخشی از موارد گزارشی، بالای سن هیجده سال هستند و با وجودی که مداخلات را طبق آن انجام می‌دهیم، اما بستر قانونی جامعی که بتواند از مداخلات ما حمایت کند و به واسطه آن قانون بتوانیم یک حمایت جامعی از زنان و افرادی که بالاتر از سن هیجده سال هستند، انجام بدهیم، وجود ندارد.اگر این خلاء قانونی رفع شود، بهتر و کامل‌تر می توانیم در این موضوعات مداخله کنیم.

    معاون اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی در خصوص مواجهه اورژانس با مسئله «رهاشدگی سالمندان» گفت: اگر جایی سالمند رها شده باشد، این مصداقی از سالمند آزاری است و افراد می‌توانند با یک، دو، سه یا خط اورژانس اجتماعی تماس بگیرند و تیم اورژانس مراجعه می‌کند و اول تلاش می‌کند که خانواده و نزدیکان سالمند را پیدا کنند یا ممکن است سالمند اختلال روانی یا آلزایمر داشته باشد و از خانه بیرون آمده و مسیر بازگشت به خانه را گم کرده باشد، اورژانس اجتماعی در این موارد مداخله می‌کند و تلاش می‌کند خانواده فرد و آشنایان را پیدا کند، در غیر این صورت سالمند به واحدهای نگهداری سالمندان ارجاع می‌شود تا زمانی که خانواده فرد یا سرپرستش پیدا شود، او را تحویل بگیرند.

    مزاحم های تلفنی اورژانس اجتماعی را هیچ وقت بلاک نمی‌کنیم

    کرمانی با اشاره به اینکه بخشی از تماس‌هایی که با اورژانس اجتماعی می‌گیرند، متاسفانه مزاحمت‌های تلفنی است، گفت: اما ما بر حسب وظیفه‌ای که داریم به همه تماس‌ها پاسخ می‌دهیم، حتی اگر مزاحم تلفنی هم باشد هیچ وقت آن شماره را بلاک نمی‌کنیم. ممکن است چندین بار مزاحم شده باشد، اما بار آخر که تماس می‌گیرد ممکن است نیاز به خدمات اورژانسی داشته باشد.

    وی در خصوص معلول آزاری نیز گفت: رسالت ما این است که هر جا آزاری صورت می‌گیرد و به اورژانس گزارش دهند مداخله می‌کنیم و فرد را از آن شرایط آزاری که وجود دارد خارج کرده و به یک شرایط امن ارجاع می‌دهیم.

    توضیح درباره شناسایی مادران باردارِ کارتن خواب

    کرمانی در خصوص شناسایی مادران کارتن خوابی که باردار می‌شوند و نوزاد خود را در پاتوق‌ها به دنیا می‌آورند، گفت: اورژانس اجتماعی این نوزادها را شناسایی کرده و آن‌ها را به مراکز بهزیستی منتقل می‌کند و این نوزادان طفل جزء جامعه هدف ما محسوب می‌شوند. رها شدن طفل بی‌سرپرست و بدسرپرست جزو موقعیت‌های مخاطره‌آمیزی هستند که در قانون حمایت از اطفال و نوجوانان به آن اشاره شده است و اورژانس اجتماعی بر اساس ضوابط قانونی مداخله می‌کند و اگر شرایط خانواده به گونه‌ای باشد که توانایی حمایت از کودک و نوزاد را ندارند، به مراکز بهزیستی منتقل می‌شوند.

    معاون اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی با اشاره به اینکه رسیدگی به موارد فرار از منزل هم جزو جامعه هدف اورژانس اجتماعی است، گفت: بیشتر موارد گزارشی در خصوص فرار از منزل، مربوط به دختران است، البته ممکن است که پسر هم باشد. دختران فراری معمولا از شهرستان‌های کوچک‌تر به شهرستان‌های بزرگتر می‌آیند و پس از گزارش این موارد، تیم سیار اورژانس برای شناسایی اعزام می‌شوند. نیروی انتظامی در این حوزه کمک می‌کند و سپس به مراکز نگهداری منتقل می‌شوند و با خانواده‌های آن‌ها ارتباط می‌گیریم، شرایط بازگشت بررسی می‌شود و اگر شرایط مهیا باشد به خانواده ارجاع داده می‌شود. اگر شرایط فراهم نباشد در مراکز مختص، این دختران نگهداری می‌شوند و در آنجا به تحصیل خود ادامه می‌دهند و گاها مهارت‌هایی هم به آنها آموزش داده می‌شود.

    کرمانی در پایان گفت: اورژانس یک واحدی از مجموعه سازمان بهزیستی است و نهاد‌های مختلفی باید در حل آسیب‌های اجتماعی نقش داشته باشند. وزارت کشور، نیروی انتظامی، سازمان بهزیستی، کمیته امداد، نهادهای فرهنگی، آموزش و پرورش و وزارت علوم باید با همکاری یکدیگر یک لایحه جامعی به دولت ارائه دهند و سپس لایحه توسط دولت به مجلس ارائه شود و پس از تصویب به قانون تبدیل شود.

  • کارنامه‌سازی شهرداری تهران در مورد آمار کودکان کار / موسوی چلک: کجای ایران با سه میلیون تومان می‌شود زندگی کرد؟

    کارنامه‌سازی شهرداری تهران در مورد آمار کودکان کار / موسوی چلک: کجای ایران با سه میلیون تومان می‌شود زندگی کرد؟

    به گزارش اقتصادران، یک مقام در شهرداری تهران گفته که «در چهارراه‌ها تعداد کودکان کار کم شده است.» ادعایی که معلوم نیست چه‌طور آن را محاسبه کرده‌اند، اما هرچه هست کاهش تعداد کودکان کار آنقدر هم ساده نیست که معاون شهردار تهران می‌گوید؛ البته او گفته که «در بخش اتباع خانواده‌ها را قانع کردیم که کودکان برای آموزش به مراکز ویژه ما وارد شوند.» اما به‌گفته یک کارشناس: «مسئله آنقدر پیچیده هست که صرفاً با حرف زدن و قانع کردن خانواده‌ها درست نمی‌شود.»

    سیدحین موسوی چلک درباره کاهش کودکان کار سر چهارراه‌ها  می‌گوید: «دولت سیزدهم یک مصوبه داشت که شهردار تهران مسئول هماهنگی آسیب‌های اجتماعی شهر تهران شود، براساس این مصوبه کارهایی هم انجام شد اما من به عنوان کسی که در این حوزه کار می‌کنم معتقدم این شکل از گزارش دهی درباره کم شدن کودکان کار سر چهارراه‌ها درست نیست، من چیزی درباره بهبود وضعیت کودکان کار احساس نکردم. شاید تعداد افرادی که این‌ها جمع می‌کنند بیشتر شده باشد اما این به معنای کاهش تعداد کودکان کار نیست، ما همچنان شاهد نشانه‌های کار کودکان در خیابان به اشکال مختلف هستیم.»

     

    کجای ایران با سه میلیون تومان می‌شود زندگی کرد؟

    حذف گزینه اقتصادی و نادیده گرفتن آن درباره حضور کودکان کار سر چهارراه‌ها امکان پذیر نیست، برای همین هم اگر قرار است از تعداد این کودکان کم شود حتماً باید بهبودی کلی یا موردی در زمینه اقتصاد اتفاق افتاده باشد، چیزی‌که مشخص است عواملی که سبب شده کودکان به خیابان‌ها پناه بیاورند تا برای روزی کار کنند حذف نشده است. موسوی چلک دراین‌باره می‌گوید: «نه تنها گزاره‌های تاثیرگذار درباره حضور کودکان کار در خیابان کم نشده بلکه به دلیل شرایط اقتصادی و فشاری که دارد بیشتر هم شده است،امروز گزارش‌های متعددی از افراد بازمانده از تحصیل وجود دارد، باید پرسید این بازمانده‌ها کجا می‌روند؟ بنابراین تا زمانی‌که طرح‌های ضربتی و جمع‌آوری اجرا می‌شود آمارها درست نیستند.»

    او در واکنش به این‌که معاون شهردار تهران برای حل مسئله کودکان کار گفته «خانواده‌ها را قانع کردیم» بیان می‌کند: «چه‌طور خانواده‌ها را قانع کردند؟ نهایت حمایتی که می‌توانند داشته باشند این است که اگر خانواده‌ای نیازمند تشخیص داده شود تحت پوشش کمیته امداد یا بهزیستی قرار می‌گیرد، کسانی که تحت پوشش هستند چقدر حمایت دریافت می‌کنند؟ خانواده یک نفره زیر یک میلیون تومان دریافت می‌کند، خانواده پنج نفره به بالا هم نزدیک به سه میلیون تومان حمایت دریافت می‌کنند، کجای ایران یا تهران یک خانواده پنج نفره با سه میلیون تومان می‌تواند امورات بگذراند؟، بنابراین من نمی‌خواهم زحمت‌های شهرداری را نفی کنم اما تا هیچکدام از عوامل تاثیرگذار درباره حضور کودکان در خیابان‌ها کم نشده طبیعتاً گزارش کاهش کودکان کار در خیابان درست نیست، حتی اگر بگویند با خانواده‌ آن‌ها حرف زدیم تا قانع شوند، مگر با حرف فقر مدیریت می‌شود؟. حتی اگر حمایت‌های موردی از این خانواده‌ها بیشتر شده اما ریشه کار کودکان در خیابان آنقدر عمیق هست که با این حمایت‌های مقطعی به‌سمت سامان‌دهی افراد نخواهیم رفت. شهرداری دغدغه کودکان کار دارد اما مسئله آنقدر پیچیده هست که صرفاً با حرف زدن و قانع کردن خانواده‌ها درست نمی‌شود.»

    دنبال تمدید حکم شهرداری تهران هستند

    حواشی شهرداری تهران درباره فعالیت‌های این نهاد شهری درباره آسیب‌های اجتماعی به کاهش تعداد کودکان کار سر چهارراه محدود نمی‌شود، یکی از این حواشی ماجرای مسئولیت علیرضا زاکانی از طرف دولت پزشکیان در رسیدگی به آسیب‌های اجتماعی پایتخت است، خبری که چند روز قبل مطرح شد اما هم توسط نزدیکان مسعود پزشکیان و هم توسط سرپرست امور اطلاع‌رسانی دولت تکذیب شد، با این وجود یک‌بار دیگر آن‌هم توسط خود علیرضا زاکانی این ادعا مطرح شده که او از طرف مسعود پزشکیان مسئول هماهنگی آسیب‌های اجتماعی شهر تهران است، او در حاشیه جلسه هیات دولت گفت که : «حکمی را هیئت دولت (سیزدهم) بر اساس اصل ۱۲۷ قانون اساسی مصوب کرده بود، این انتخاب پابرجا است و بعد از انتخابات به احترام شخص رئیس جمهور، سه ماه جلسه را تشکیل ندادم به این دلیل که فرد انتخابی باید طبق تصمیم رئیس جمهور باشد و با ایشان صحبت کردم و لطف کرد و گفت این مسیر ادامه پیدا کند.»

    حالا این سوال ایجاد می‌شود ورود شهرداری‌ها به موضوع آسیب‌های اجتماعی جدا از مواردی که وظیفه قانونی دارند اقدام درستی هست؟ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران دراین‌باره به خبرآنلاین می‌گوید: «من همان زمان که چنین حکمی در دولت سیزدهم صادر شد گفتم که تصمیم دولت وقت در واگذاری مسئولیت به شهرداری یعنی بی‌اعتمادی دولت به عوامل اجرایی خود.»

    او ادامه می‌دهد: «تقریباً ۱۳ سازمان در حوزه کودکان کار مسئولیت دارند که یکی از آن‌ها شهرداری است، اما باید پرسید آیا دستگاه‌های دولتی مانند استانداری زیرنظر شهرداری کاری انجام می‌دهد؟، بنابراین این مصوبه ایراد داشت، مصوبه‌ای غیرکارشناسی بود، یعنی دولت به عوامل اجرایی خودش مانند استاندار و فرماندار اعتماد ندارد، معتقدم همین مدتی که این حکم پابرجا بود کافی است و مجدد تمدید نشود، اما شهرداری هر ظرفیتی دارد در راستای اجرای وظایف قانونی و حتی کمک به سایر سازمان‌ها دریغ نکند، این نشان دهنده اثبات برادری شهرداری در این حوزه است.»

  • زمستان رنجناک کودکان کار / استانداران به فکر صندلی و کارتن خواب ها نگران هوای سرد

    زمستان رنجناک کودکان کار / استانداران به فکر صندلی و کارتن خواب ها نگران هوای سرد

    به گزارش اقتصادران، آسیب‌های اجتماعی مثل زنجیر به یکدیگر وصل هستند، گرفتار اولی شوی مرحله به مرحله تو را می‌بلعند؛ فقر، اعتیاد، تن‌فروشی، کودک کار، کارتن خوابی، فرار از خانه و بیشتر، هر کدام‌شان یک حلقه از این زنجیره به‌هم پیوسته‌اند، رهایی از این‌ها توجه می‌خواهد، صرفاً اراده کافی نیست، سازمان‌های دولتی و مردم نهادی باید باشند که بتوانند در روز‌های گرفتاری نقش حامی را ایفا کنند، اما وقتی یک جامعه گرفتار بحران‌های اقتصادی و اجتماعی می‌شود اول از همه همین افرادِ درگیر با آسیب‌ها فراموش می‌شوند؛ حالا که شروع سرمای زمستان احساس شده است نباید کاری کرد که وسط گرفتاری‌های انتخاب و انتصاب استاندار‌ها فراموشی افراد بی‌خانمان سبب پشیمانی شود.

    یکی از نگرانی‌ها برای افراد متاثر از آسیب‌های اجتماعی، به‌ویژه کسانی‌که در اصطلاح به آن‌ها بی‌خانمان یا کارتن خواب گفته می‌شود، فرا رسیدن زمستان است، زمستانی که اگرچه خیلی‌ها منتظرش هستند تا میان سرما با برفِ آن عکس‌های یادگاری بگیرند، اما گروهی هم هستند که با مرگ به استقبالش می‌روند، سرما جان آن‌ها را بی‌سرپناه میان شهر می‌گیرد. سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران  می‌گوید: «وارد فصل سرما و زمستان می‌شویم، از همین امروز استانداری‌ها جلسات هماهنگی را برگزار کنند، به‌ویژه استان‌هایی که سردسیر هستند هرچه سریع‌تر این کار را انجام دهند، هماهنگی لازم بین سازمان‌هایی که مسئولیت دارند انجام شود، اگر ظرفیت جدید و تمهیداتی لازم است پیش‌بینی و اتخاذ کنند که خدایی ناکرده در زمستان شاهد مرگ افراد در خیابان که عمدتاً هم به‌خاطر فقر است نباشیم.»

    رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران: در فصل سرد سال استان‌های گرمسیر مقصد بی‌خانمان‌ها، بچه‌های فرار و کودکان کار می‌شوند.

    او ادامه می‌دهد: «استان‌های سردسیر با شروع فصل سرما از همین الان تلاش کنند که موارد فوت بی‌خانمان‌ها در روز‌های سرد سال نداشته باشیم، اقدامات لازم از همین الان انجام شود تا خدایی ناکرده کار به‌جایی نرسد که تعدادی فوت کنند و بعد جلسه فوری بگذاریم.»

    سرگرم تغییر استاندارها؛ فراموش شدن کارتن خواب‌ها

    خیلی تازه هم نیست، اما می‌شود گفت دولت چهاردهم به‌تازگی سرکار آمده است، حداقل این اولین زمستانش است، برای برخی استان‌ها استاندار‌ها انتخاب شده‌اند، صندلی‌های‌شان را تحویل گرفته‌اند، اما برخی دیگر همچنان در وضعیت معلق گونه هستند، وضعیتی که سبب نگرانی این مددکار اجتماعی شده است، موسوی چلک می‌گوید: «این روز‌ها که با وضعیت تغییر استاندار‌ها مواجه هستیم امکان دارد یک بی‌نظمی یا بی‌توجهی به حوزه آسیب‌های اجتماعی در استان‌ها وجود داشته باشد، لذا از همین امروز باید به آن‌ها یادآوری کرد که اقدامات لازم را انجام دهند.»

    مهاجرت فصلی کودکان کار

    زمستان که بیاید هم کار کردن برای کودکان کار سخت می‌شود هم بی‌سرپناهی برای کارتن خواب‌ها؛ سرما نه اجازه می‌دهد تا پاسی از شب کودکان سر چهارراه‌ها بمانند و نه کارتن خواب‌ها گوشه‌ای از شهر زیرِ سقفِ آسمان صبح کنند، یکی از پدیده‌های جدید در حوزه آسیب‌های اجتماعی، مهاجرت افراد گرفتار با آسیب در فصل زمستان است، آن‌ها سعی می‌کنند هرطورکه شده خودشان را به شهر‌های گرمسیر برسانند.

    رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران دراین‌باره  می‌گوید: «مسئولین در شهر‌هایی که آب و هوای گرم دارند سازوکاری اتخاذ کنند که کودکان کارِ فصلی در آن استان‌ها زیاد نشوند، چراکه ما با این پدیده مواجه هستیم که کودکان کار برای داشتن هوای گرم تغییر مکان می‌دهند و در زمستان شهرشان را عوض می‌کنند، چراکه در فصل سرد سال مسافر‌ها به شهر‌های گرمسیر بیشتر مسافرت می‌کنند، نکته دیگر اینکه کودکان کار در این شهر‌ها سرپناه چندانی هم نیاز ندارند، بنابراین در فصل سرد سال استان‌های گرمسیر مقصد بی‌خانمان‌ها، بچه‌های فرار و کودکان کار می‌شوند.»

  • سقوط کارگران و مزدبگیران به زیر خط فقر / کودکان کار زندان را به کارگری ترجیح می‌دهند!

    سقوط کارگران و مزدبگیران به زیر خط فقر / کودکان کار زندان را به کارگری ترجیح می‌دهند!

    به گزارش اقتصادران، هر سال تعداد قابل توجهی از کودکان و نوجوانان به‌دلیل چالش‌های اقتصادی از تحصیل باز می‌مانند. این بدان معنا است که هر سال تعداد زیادی از دانش‌آموزان که نمی‌توانند به تحصیلات خود ادامه دهند راهی بازار کار می‌شوند. در واقع می‌توانیم اینگونه بگوییم که هرچه از تعداد دانش‌آموزان در مقاطع تحصیلی کاسته می‌شود در آن سو بر کودکان کار افزوده می‌شود. در عوام چنین مرسوم است که تنها به کودکان چهارراه‌، فال فروش و … کودک کار می‌گویند ولی این تنها نوک کوه یخی است که در این حوزه به‌چشم می‌خورد.

    طبق گفته کارشناسان و آسیب‌شناس‌های اجتماعی حدود 90 درصد از کودکان کار در زیرزمین‌ها و کارگاه‌ها به‌صورت غیرقانونی و مخفی زندگی و کار می‌کنند. مشکلات اقتصادیِ سال‌های اخیر نه‌تنها بر روی سفر خانواده‌ها و آنچه معیشت گفته می‌شود تاثیر گذاشته است ولی این تنها یک رویِ بحران است. فضای اقتصادی به‌وجود آمده نه‌تنها معیشت شهروندان را تهدید می‌کند بلکه موضوعات فرهنگی و اجتماعی هم تحت تاثیر قرار داده است و باعث شده که خانواده‌های کارگر و مزدبگیر که پیش از این در طبقات متوسط حضور داشتند، حالا به طبقات پایین‌تر سقوط کنند. در واقع آنچه چالش ترک تحصیل یا بازمانده از تحصیل نام دارد، طبقات متوسط و پایین را هدف قرار داده است. در ادامه این گزارش با یکی از آسیب‌شناس‌های اجتماعی گفت‌وگو کرده‌ایم که می‌خوانید.

    «امیرمحمود حریرچی»، جامعه‌شناس و آسیب‌شناس اجتماعی با ابراز ناامیدی از وضعیت کودکان کار می‌گوید: «حقوق‌شهروندی در ایران همچنان در خطر است. فاصله طبقاتی که در سال‌های اخیر افزایش پیدا کرده است باعث شده تا موضوعات فرهنگی و اجتماعی از فضای خانواده‌ها دور شود. عمق این بحران تا به‌اندازه‌ای است که کودکان و نوجوانان که تنها باید برای آموزش و بازی‌های کودکی وقت بگذراند چاره‌ای ندارد جز اینکه برای بهبود شرایط اقتصادی راهی بازار کار شود. این در واقع ابتدای بحران کودکان و نوجوانانی است که لباس دانش‌آموزی را با کارگری عوض می‌کنند.»

    این آسیب‌شناس در همین مورد و با اشاره به خطراتی که این طیف را تهدید می‌کند،ادامه می‌دهد: «کودکان و نوجوانانی که می‌بینیم در خیابان‌ها و چهارراه‌ها مشغول کار هستند تنها 10 درصد کودکان کار را تشکیل می‌دهند و 90 درصد این کودکان در زیرزمین‌ها و کارگاه‌های دور افتاده مشغول به‌کار هستند. نه‌تنها دست بازرسان بهزیستی و تامین اجتماعی به آنها نمی‌رسد؛ بلکه آنقدر در وضعیت سری و مخفی زندگی می‌کنند که آسیب‌شناس‌ها و مددکاران هم نمی‌توانند آنها را شناسایی کنند. در ادامه این وضعیت اعتیاد به‌عنوان اولین آسیب این کودکان و نوجوانان را تهدید می‌کند. این درحالی است که هیچ نشانه‌ای از این بچه‌ها قابل مشاهده نیست.»

    حریرچی با اشاره به آخرین تحقیقات میدانی در این حوزه اضافه می‌کند: «اکنون 30 درصد از شهروندان زیر خط مطلق فقر زندگی می‌کنند و حدود 20 درصد هم زیرخط فقر که برای تهیه یک وعده غذا با مشکل روبه‌رو هستند. در این شرایط باید منتظر افزایش کودکان کار باشیم. کودکان و نوجوانان کار در بدترین شرایط، کار و زندگی می‌کنند و همواره با خطر تجاوز توسط کارفرما و دیگر نیروهایی که آنجا هستند روبه‌رو می‌شوند. کودک و نوجوانی که به این وضعیت رسیده است برای مصرف مواد مخدر و گرایش به دیگر آسیب‌ها اجتماعی نیازی به بهانه ندارد. با برخی از این کودکان که گفت‌وگو می‌کردیم می‌خواستند جرمی مرتکب شوند تا بتوانند چند سالی در زندان به‌سر ببرند. آنها زندان را به محل کار و خانه پدری ترجیح می‌دهند. چون آنجا احتمالا غذای گرم و جای خواب امن برایشان وجود خواهد داشت. ما در حوزه کودکان کار با بحران روبه‌رو هستیم و با پلیس بازی قابل حل نیست. ساماندهی این قشر نیاز به برنامه‌ریزی بلند مدت دارد.»

    آمار بازماندگان از تحصیل در سال جاری

    آمار بازماندگی از تحصیل در سال‌های اخیر هر چند با افت‌هایی هم همراه بوده، اما در یک نگاه کلی رو به افزایش بوده است، در حالی که گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس می‌گوید در سال 95، تعداد 778 هزار کودک بازمانده از تحصیل در کشور وجود داشته است. این عدد در سال 1400 به 911 هزار نفر رسیده است. بررسی داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ در مقاطع تحصیلی مختلف به ۹۲۹ هزار و ۷۹۸ نفر رسیده است.

    سال گذشته، ۱۵ تا ۱۷ ساله‌ها بیشترین جمعیت بازماندگان از تحصیل را داشته‌اند. سال تحصیلی گذشته، جمعیت ۱۵ تا ۱۷ ساله‌ها، سه میلیون و ۵۵۲ هزار و ۸۸۹ نفر بود. از این میان، ۵۵۶ هزار و ۹۹۴ نفر از آنها از تحصیل بازماندند. ۲۹۵ هزار و ۱۰۱ نفر از بازماندگان از تحصیل در این مقطع را پسران و مابقی را دختران تشکیل می‌دهند. جمعیت در سن مقطع متوسطه اول یعنی ۱۲ تا ۱۴ ساله‌ها در سال تحصیلی گذشته، سه میلیون و ۹۸۰ هزار و ۸۳۷ نفر بود. از این میان، ۱۹۷ هزار و ۶۹۰ نفر از آنها از تحصیل بازماندند. حدود ۹۸ هزار نفر از بازماندگان از تحصیل در این مقطع را پسران و حدود ۹۹ هزار نفر را هم دختران تشکیل می‌دهند. همچنین جمعیت کودکان ۶ تا ۱۱ سال در سال تحصیلی گذشته، ۹ میلیون و ۸۶ هزار و ۸۰۵ نفر بود. از این میان، ۹۶ هزار و ۲۰۲ نفر از پسران و ۷۸ هزار و ۹۱۲ نفر از دختران از تحصیل بازماندند. یعنی در مجموع ۱۷۵ هزار و ۱۱۴ نفر از کودکان ۶ تا ۱۱ بیرون از مدرسه هستند.

    یک میلیون کودک بازمانده از تحصیل

    «غلامعباس ترکی»، معاون حقوق عامه دادستان کل کشور مردادماه سال جاری در کارگاه راهبردی برای اطفال و نوجوانان گفت: «در حال حاضر حدود یک میلیون کودک بازمانده از تحصیل داریم این آمار قابل توجه است و باید تلاش شود در حوزه‌های مختلف موضوع پیگیری شود و این آمار روند نزولی و کاهشی پیدا کند. ما نیازمند تحول در نظام آموزشی هستیم. در خصوص ساماندهی کودکان کار و خیابان در سال گذشته به خصوص در تهران اقدامات خوب و ارزنده‌ای با همکاری وزارت دادگستری و وزارت کشور و مدیریت شهری صورت گرفته است و بسیاری از این افراد شناسایی شده‌اند، تمهیدات اجرایی به منظور راه‌اندازی مجتمع‌های شوق زندگی در همه استان‌ها تا پایان سال فراهم شده که این موضوع بدون همکاری استانداری، مدیریت شهری و مشارکت نهادهای مردمی امکان پذیر نیست.»