برچسب: کنسرت

  • بلاتکلیفی برگزاری کنسرت‌ها پس از اعتراضات دی ماه

    بلاتکلیفی برگزاری کنسرت‌ها پس از اعتراضات دی ماه

    به گزارش اقتصادران، اطلاعات نوشت: مسئولان فرهنگی از بازگشت تدریجی اجراهای زنده سخن گفته‌اند، اما تأکید دارند شکل و محتوای کنسرت‌ها باید با شرایط جامعه هماهنگ باشد

    هم‌زمان با ناآرامی‌های دی‌ماه و جان باختن شماری از هم‌وطنان، اصحاب موسیقی با توقف داوطلبانه اجراها و نیز درگیر شدن سالن‌ها با جشنواره موسیقی، عملاً چرخه کنسرت‌ها را متوقف کردند؛ وضعیتی که اکنون با عوامل اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی درهم تنیده و آینده اجراهای زنده را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.

    بررسی وضعیت کنونی موسیقی کشور نشان می‌دهد توقف کنسرت‌ها تنها حاصل یک تصمیم اداری یا محدودیت رسمی نیست، بلکه مجموعه‌ای از عوامل اجتماعی، فرهنگی و اجرایی در این روند نقش داشته‌اند. یکی از مهم‌ترین دلایل این توقف، ناآرامی‌های دی‌ماه و جان باختن تعدادی از شهروندان بود؛ رخدادهایی که فضای عمومی جامعه را در وضعیت سوگواری و التهاب قرار داد. در واکنش به این شرایط، بسیاری از هنرمندان و فعالان موسیقی تصمیم گرفتند به احترام قربانیان، از برگزاری کنسرت خودداری کنند و به‌نوعی «سازهای خود را زمین بگذارند». این تصمیم بیش از آنکه ناشی از اجبار بیرونی باشد، ریشه در نگاه اخلاقی و مسئولیت اجتماعی هنرمندان داشت.

    در کنار این عامل اجتماعی، برگزاری جشنواره موسیقی نیز در توقف عملی کنسرت‌ها مؤثر بود. در هفته‌های برگزاری جشنواره، اغلب سالن‌های اصلی اجرا در اختیار این رویداد قرار گرفت و امکان برنامه‌ریزی مستقل برای کنسرت‌های عمومی به حداقل رسید. همین هم‌زمانی باعث شد حتی هنرمندانی که قصد از سرگیری اجرا داشتند، با مانع کمبود سالن و مشکلات اجرایی روبه‌رو شوند. به این ترتیب، مجموعه‌ای از عوامل نمادین (سوگواری و همدلی اجتماعی) و ساختاری (اشغال سالن‌ها توسط جشنواره) چرخه اجراهای زنده را بیش از پیش کند کرد.

    در ادامه این وضعیت، بخشی از جامعه، برگزاری کنسرت در شرایط دشوار اقتصادی و فضای ملتهب اجتماعی را نوعی «عادی‌سازی» تلقی کرد. این نگاه موجب شد برخی هنرمندان و برگزارکنندگان از ترس واکنش‌های منفی یا حاشیه‌های رسانه‌ای، برنامه‌های خود را لغو یا به تعویق بیندازند.

    در مقابل، گروهی از کارشناسان موسیقی معتقدند تعطیلی کامل کنسرت‌ها نه‌تنها کمکی به کاهش بحران‌ها نمی‌کند، بلکه معیشت هزاران نفر از شاغلان این حوزه را به خطر می‌اندازد. آنان تأکید دارند موسیقی می‌تواند هم نقش التیام‌بخش داشته باشد و هم زبان انتقاد و همدلی اجتماعی شود.

    از منظر نهادی نیز امکان برگزاری کنسرت‌ها به‌طور کامل منتفی نشده است. مسئولان فرهنگی از بازگشت تدریجی اجراهای زنده سخن گفته‌اند، اما تأکید دارند شکل و محتوای کنسرت‌ها باید با شرایط جامعه هماهنگ باشد. در این میان، نقش تنظیم‌گرانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و روند صدور مجوزها همچنان یکی از نقاط حساس است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده اختلاف نظر میان نهادها و پیچیدگی‌های اداری می‌تواند به لغو ناگهانی اجراها منجر شود و ریسک فعالیت را برای برگزارکنندگان افزایش دهد.

    عامل اقتصادی نیز در این وضعیت بی‌تأثیر نیست. افزایش هزینه‌های تولید کنسرت، قیمت بالای بلیت و کاهش توان مالی مخاطبان باعث شده برخی تهیه‌کنندگان، اجرای زنده را مقرون‌به‌صرفه ندانند.

    کارشناسان پیشنهاد می‌کنند اگر کنسرت‌ها به سمت اجراهای مردمی‌تر، کم‌هزینه‌تر و با محتوای متناسب با شرایط جامعه حرکت کنند، امکان بازگشت تدریجی آن‌ها بیشتر خواهد شد.

    پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد تا پایان سال، کنسرت‌ها به‌صورت محدود و گزینشی از سر گرفته می‌شوند؛ با تمرکز بر موسیقی‌های آرام‌تر و پرهیز از جلوه‌های صرفاً سرگرم‌کننده. به نظر می‌رسد آینده اجراهای زنده نه در تعطیلی کامل و نه در بازگشت بی‌قید و شرط، بلکه در یافتن «راه میانه» رقم خواهد خورد؛ مسیری که هم حرمت فضای اجتماعی را نگه دارد و هم چرخه زندگی حرفه‌ای موسیقی را از رکود کامل نجات دهد.

    در این باره، رضا مهدوی، مدرس و پژوهشگر موسیقی در گفتگو با مهر با اشاره به شرایط پرحادثه کشور گفت: اگر قرار باشد همه مشکلات و اتفاقات ناگوار متوجه موسیقی شود، این حوزه با بحران جدی روبه‌رو خواهد شد. او تأکید کرد که توقف اجراهای زنده، معیشت بسیاری از هنرمندان و فعالان موسیقی را تهدید می‌کند؛ هنرمندانی که اغلب منبع درآمدی جز فعالیت حرفه‌ای خود ندارند.  مهدوی افزود:  در حالی‌که بسیاری از صنوف مانند رستوران‌ها، کافه‌ها و مغازه‌ها به فعالیت خود ادامه می‌دهند، هنرمندان موسیقی با هجمه‌های اجتماعی روبه‌رو می‌شوند و ناچار از چشم‌پوشی از حق طبیعی کار خود هستند.

    از سوی دیگر، کاوه کشکولی، مدیر ارکستر میترا با انتقاد از ادامه‌دار شدن تعطیلی کنسرت‌ها اظهار کرد: با وجود شرایط دشوار اجتماعی و سیاسی، کنسرت‌ها هم مانند دیگر مشاغل باید امکان فعالیت داشته باشند. وی مشکل اصلی را مسائل مالی و حمایتی دانست و گفت: هنوز بنیاد رودکی راهکاری عملی برای جبران هزینه‌های بالای ارکسترها ارائه نکرده است. کشکولی ابراز امیدواری کرد با تدبیر و برنامه‌ریزی، این مشکل برطرف شود تا گروه‌های موسیقی بتوانند در شرایط تورمی کنونی فعالیت خود را از سر بگیرند و اجرای کنسرت‌ها دوباره به جریان طبیعی بازگردد.

  • پشت پرده پوشش اختیاری و رقص و آواز در کنسرت‌های اخیر چیست؟ | محمدعلی ابطحی: شرایط به حاکمیت تحمیل شده و زنان ایرانی یک رنسانس رقم زدند

    پشت پرده پوشش اختیاری و رقص و آواز در کنسرت‌های اخیر چیست؟ | محمدعلی ابطحی: شرایط به حاکمیت تحمیل شده و زنان ایرانی یک رنسانس رقم زدند

    به گزارش اقتصادران، کنسرت اخیر سیروان خسروی به خاطر فضا و جو متفاوتی که در ویدیو‌ها و عکس‌های منتشر شده، داشته، در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفت و حواشی بسیاری ایجاد کرد. این رویداد با واکنش‌های مختلف از سوی گروه‌های داخلی و رسانه‌های خارجی فارسی زبان مواجه شد و تحلیل‌های متفاوتی درباره اهداف و پیامد‌های آن ارائه شد.

    فضای باز اجتماعی برای کاهش نارضایتی؟

    قابل پیش بینی بود که تصاویر مربوط به این کنسرت، اعتراض تند برخی گروه‌ها و رسانه‌های رادیکال را به همراه داشته باشد و خواستار برخورد با برگزارکنندگان و حاضران شوند.

    از سوی دیگر، رسانه‌های خارج از کشور و برخی تحلیلگران، این رویداد را در چارچوب سیاست‌های اجتماعی و سیاسی گسترده‌تر ارزیابی می‌کنند؛ برخی معتقدند که تصمیماتی مانند صدور دست و دل‌بازانه مجوز کنسرت‌ها، از جمله مجوز کنسرت رایگان شجریان _ که به دلیل کارشکنی‌های شهرداری اجرایی نشد_ می‌تواند به منزله تلاش حاکمیت برای ایجاد فضای بازتر اجتماعی و کاهش فشار و نارضایتی‌های عمومی پساجنگ باشد. این نگاه مدعی است که حاکمیت با اجازه دادن به فعالیت‌های فرهنگی محدود، می‌کوشد تنش‌های اجتماعی ناشی از مسائل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را کاهش دهد.

    استناد این گروه به اظهارنظر عجیب علی اکبر ولایتی در هفته‌های اخیر است. ولایتی، مشاور ارشد رهبری با انتشار توئیتی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «حفظ ‎انسجام ملی مورد تاکید مقام معظم رهبری می‌تواند شامل تغییر برخی رویکرد‌های اجتماعی حاکمیت و محور قراردادن ‎رضایت مردم بشود به گونه‌ای که برای آن‌ها ملموس باشد.»

    ولایتی گفته بود «مردم خود را اثبات کردند واکنون نوبت مسئولان است. شیوه‌های منقضی شده دیگر پاسخگوی جامعه پس از ‎جنگ نخواهد بود.»

    برخی نیز این رویکرد را ادامه مسیر دولت پزشکیان در موضوع حجاب می‌دانند. دولت پزشکیان از ابتدای روی کار آمدن به وضوح از اجرای قانون جنجالی حجاب امتناع کرده و نشان داده که قائل به سخت‌گیری در این حوزه نیست. از این منظر، فضای بازتر کنسرت‌ها و مراسم فرهنگی می‌تواند تداوم رویکردی باشد که ترجیح می‌دهد محدودیت‌ها به شکل انعطاف‌پذیرتری اعمال شوند و فضای اجتماعی را تا حدی آرام نگه دارد.

    همزمان با ایجاد فضای بازتر و شادتر در کنسرت‌ها، شاهد برخورد‌های شدید با کسب و کارها به دلایل مشابه هستیم. پلمب دائمی چند کافه به دلیل عدم رعایت حجاب شاهدی بر این مدعاست. این برخورد‌های سخت‌گیرانه گمانه هدفمند بودن آزادی‌های اخیر را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که سیاست‌ها در حوزه فرهنگی و اجتماعی یکپارچه و بدون تناقض نیستند. در واقع، همزمانی باز بودن نسبی فضای کنسرت‌ها و سخت‌گیری‌های شدید در برخی کسب و کارها، نوعی تعادل نامتوازن را نمایان می‌کند که می‌تواند نشان‌دهنده سیاست‌های مرحله‌ای یا آزمون‌وخطای دولت در مدیریت جامعه باشد.

    از نگاه جامعه‌شناسان و تحلیلگران فرهنگی، چنین رخداد‌هایی می‌تواند آینه‌ای از تغییرات تدریجی و محدود در فضای اجتماعی ایران باشد. تغییرات اجتماعی به کندی و با رعایت چارچوب‌های موجود رخ می‌دهد و هر گونه اقدام به باز کردن فضا بدون هماهنگی با نهاد‌های مختلف، با مقاومت مواجه خواهد شد. به این ترتیب، واکنش‌های دوگانه نسبت به کنسرت سیروان خسروی—از انتقاد شدید تا تحلیل‌های آرام‌بخش و مثبت—نمادی از پیچیدگی و حساسیت جامعه نسبت به تغییرات فرهنگی و اجتماعی است.

    رویداد‌های اخیر نشان می‌دهد که مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در ایران به شکل متقابل به هم مرتبط‌‌اند و هیچ اتفاقی صرفاً محدود به یک حوزه نمی‌ماند. کنسرت‌ها، سیاست‌های فرهنگی، برخورد با تخلفات و واکنش‌ها به آنها، همواره در بستری وسیع‌تر از هنر و سرگرمی جریان دارد و بازتاب آن به تحلیل‌های اجتماعی و سیاسی گسترده‌تر منجر می‌شود. ترکیب این رویکردها، یعنی آزادی‌های محدود در بعضی حوزه‌ها و سخت‌گیری در حوزه‌های دیگر، نشان‌دهنده پیچیدگی مدیریت اجتماعی در ایران و نوعی عقب نشینی حاکمیت در مقابل جامعه و تلاش برای حفظ تعادل میان خواست جامعه و چارچوب‌های قانونی و فرهنگی است.

    از عرفی شدن بی‌حجابی تا رنسانس اجتماعی

    محمدعلی ابطحی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و از مدیران اسبق وزارت ارشاد که با مساله مجوز برای رویدادهای فرهنگی نظیر کنسرت، بیگانه نیست، این وضعیت را یک «رنسانس اجتماعی» تلقی کرده و معتقد است که پدیده تازه‌ای نیست و فقط تازه فرصت بروز و ظهور پیدا کرده است. او در گفت‌و‌گو با رویداد۲۴ می‌گوید: «از نظر من این موضوع دو سو دارد. یک سو خواست‌ها و نیاز‌های جوانان در جامعه است که اگرچه تا به حال علنی نمی‌شد، اما برای نسل جوان غریبه نیست. مردم و جوانان همه تجربه‌ها مشابه داشته و این نوع رفتار‌ها را به خوبی می‌شناسند. در سوی دیگر، اما مجموعه‌هایی هستند که این رفتار‌های را ندیده‌اند یا می‌خواهند که نبینند و حتی با آن مبارزه می‌کنند».

    وی با اشاره به اینکه انگیزه‌های گروه مخالف، عمدتا عقیدتی و بعضا سیاسی است، گفت: «این دو گروه اکنون با هم برخورد کرده‌اند و شرایط کنونی ناشی از این رویارویی است».

    ابطحی در پاسخ به اینکه چه عاملی سبب شده رفتار‌هایی که برای مردم غریبه نیست، اما قبلا فرصت بروز و ظهور در جامعه را نداشته، اکنون به این شکل با واکنش روبه رو شود، می‌گوید: «مدتی است که شاهد عادی سازی این رفتار‌ها در جامعه هستیم. مهم‌ترین وجه از آن هم مساله حجاب است و شاهدیم که بی حجابی در حال عرفی شدن است. در این فرایند علنی شدن تلاطم‌ها زیاد می‌شود درست مثل شروع بی‌حجابی در جامعه، اکنون، اما در هر خیابانی زنان را بی‌حجاب می‌بینیم. درباره سایر رفتار‌ها اجتماعی نیز دوره تلاطم ها شروع شده است»

    وی با تاکید بر اینکه این وضعیت را به صورت مثبت یا منفی ارزیابی نمی‌کند، گفت: «اتفاقی که در حال رخ دادن است از نظر من یک رنسانس اجتماعی است. این مسائل در جامعه وجود داشته و اکنون صرفا در فضای عمومی مشاهده می‌شود».

    عقب نشینی مسئولان در مقابل خواست مردم؟

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره اینکه چرا بعد از این همه سال، حاکمیت اکنون به این رفتار‌های مستتر در جامعه اجازه بروز و ظهور داده است، گفت: «از نظر من این وضعیت مصداق اجازه دادن حاکمیت نیست. در واقع این وضعیت به حاکمیت تحمیل شده و ناگزیر به پذیرش آن است. این یک رنسانس است که زنان ایران رقم زدند».

    وی در واکنش به اینکه آیا این شرایط را باید در راستای سهل‌گیری دولت پزشکیان و عدم اجرای قانون حجاب تفسیر کرد؟ گفت: «خیر، آقای پزشکیان اگر قانون حجاب را اجرا نکرد به این خاطر نیست که موافق بی‌حجابی باشد؛ او اجرا نکرد که در نتیجه تقابل با جامعه، وضعیت بدتر نشود. درباره سایر مسائل نیز اگر تقابل صورت بگیرد، وضعیت بدتر خواهد شد»

    ابطحی می گوید معتقد نیست که این تقابل تمام می‌شود و اتفاق نظر رخ می‌دهد. او می گوید: مبانی نظام، ایدئولوژیک است و نباید توقع داشته باشیم که از این مبانی دست بردارد، زیرا این به معنی حذف حاکمیت خواهد بود.

    وی افزود: «راهکار موجود_حاکمیت_ سکوت در مقابل خواست جامعه و حتی اعلام مخالفت در جهت حفظ برخی از هوداران است؛ اما برخورد جدی نباید صورت بگیرد، زیرا بر تقابل بین جامعه و حاکمیت افزوده خواهد شد».

    ابطحی قائل به عقب‌نشینی مجموعه حاکمیت در موضوعات اجتماعی نیست، اما باور دارد که تقابل با خواست جامعه نیز راه به جایی نبرده و حتی شرایط را پیچیده و سخت‌تر می‌کند. با این حساب روند موجود پایان مشخصی ندارد و نباید منتظر اعلام یک توافق بین جامعه و حاکمیت بود، اما می‌توان منتظر سکوت بیشتر در مقابل خواست و رفتار‌های جوانان بود؛ سکوتی که می‌تواند چهره اجتماعی ایران را به‌تدریج دگرگون کند.

  • کنسرت یا جهنم؟! / اگر به تماشای کنسرت می روید همراه خود کولر ببرید!

    کنسرت یا جهنم؟! / اگر به تماشای کنسرت می روید همراه خود کولر ببرید!

    به گزارش اقتصادران، در روزهای آغازین خردادماه، هم‌زمان با برگزاری کنسرت‌های متعدد در سالن‌های بزرگ پایتخت، مسئله‌ای آزاردهنده و نگران‌کننده جلوه‌گر شد؛ خاموشی کامل سیستم‌های خنک‌کننده و تهویه در سالن‌هایی که با وجود ظرفیت بالا و هزینه‌های سنگین، از فراهم‌آوردن حداقل‌های آسایشی برای مخاطبان خود عاجز ماندند.

    یکی از سالن‌هایی که اخیرا خبرهایی درباره روشن نکردن سیستم خنک‌کننده آن منتشر شد، سالن بزرگ وزارت کشور بود که در شب سوم خرداد و شب‌های پیشین میزبان کنسرت‌هایی همچون اجرای «آرون افشار» شد؛ کنسرت‌هایی که نه در فضای موسیقی، بلکه در گرمای سوزان طاقت‌فرسا به یاد ماندنی شدند.

    شواهد حاکی از آن است که مسئولان سالن، ضمن قطع سیستم‌های تهویه مرکزی، از تهیه‌کنندگان هر کنسرت خواسته‌اند تجهیزات خنک‌کننده جایگزین مانند کولرهای ایستاده را به صورت شخصی تأمین کنند. این در حالی است که چنین تجهیزاتی در عمل پاسخگوی فضای گسترده و متراکم سالن نبوده‌اند. گفته می‌شود اجاره‌ی هر شب این سالن بالغ بر ۷۰۰ میلیون تومان است؛ اما با این حال، مدیریت سالن حتی حداقل زیرساخت‌های رفاهی را نیز فراهم نساخته و به بهانه «مدیریت مصرف انرژی»، عملاً شرایط طاقت‌فرسایی را بر مخاطبان تحمیل کرده است.

    در کنار این موارد، سالن میلاد نمایشگاه نیز در همین ایام با محدودیت‌های مشابهی مواجه بوده و اجازه‌ی استفاده آزادانه از سیستم‌های سرمایشی را نداشته است. طبق گزارش‌ها، اداره‌ی برق در پی کمبود توان تولید و تأمین برق، طی نامه‌ای به سالن‌ها اعلام کرده که حداکثر دمای مجاز برای تنظیم کولرها ۲۵ درجه سانتی‌گراد است؛ عددی که تا پیش از این روی ۱۶ درجه تنظیم می‌شد. این دستورالعمل در شرایطی صادر شده که عملاً در نقاط مختلف کشور، روزانه با قطعی دوساعته برق مواجه هستیم و مصرف‌کنندگان پرمصرف با اخطار و جریمه مواجه می‌شوند.

    اما آنچه در میان همه این مسائل بیش از همه فراموش شده، «مردم» هستند. مردمی که با پرداخت بهایی گزاف – در مواردی نزدیک به دو میلیون تومان برای هر بلیت – وارد سالن‌هایی می‌شوند که نه خنک‌اند، نه قابل تحمل و نه شایسته‌ی شأن یک رویداد هنری! مردمی که سرمایه‌ی واقعی این چرخه‌ی فرهنگی‌اند اما عملا در اولویت تصمیم‌گیری‌ها نیستند.

    مسئله‌ای که نباید از آن غافل شد، این است که در بسیاری از کشورها و حتی در اسناد رسمی دولت چهاردهم جمهوری اسلامی ایران، بر بهره‌گیری از منابع انرژی پاک نظیر پنل‌های خورشیدی تأکید شده است اما چرا سالن‌هایی که درآمدهای میلیاردی دارند، حاضر به سرمایه‌گذاری در این حوزه نیستند؟ چرا استفاده از ژنراتور، UPS یا استابلایزر که می‌تواند استقلال برقی موقت ایجاد کند، در دستور کار قرار نمی‌گیرد؟ آیا این صرفه‌جویی‌ها تنها برای حفظ سود حداکثری است، آن هم به قیمت آسایش و سلامت مردم؟

    در نهایت باید گفت که احترام به مخاطب، تنها با تبلیغات پرزرق‌وبرق یا اجرای خوانندگان محبوب محقق نمی‌شود. احترام واقعی، در فراهم‌آوردن حداقل شرایط انسانی برای تماشای یک رویداد هنری‌ست. خاموشی تهویه، شاید به صرفه‌جویی در مصرف برق بینجامد؛ اما بی‌شک روشن‌کننده حقیقتی تلخ درباره جایگاه مردم در مناسبات فرهنگی این روزهاست.

  • سینما رفتن و تئاتردیدن هم جز تفریحات لاکچری شد! / مردم دیگر نمی توانند چنین هزینه هایی برای خود داشته باشند

    سینما رفتن و تئاتردیدن هم جز تفریحات لاکچری شد! / مردم دیگر نمی توانند چنین هزینه هایی برای خود داشته باشند

    به گزارش اقتصادران، «سبد فرهنگی خانوار»؛ همین سه کلمه این روز‌ها آنقدر گران شده که اگر بگوییم در حال حذف شدن است خیلی دور از ذهن و عجیب‌وغریب نیست. روزگاری سینما رفتن جزء تفریحات ساده به حساب می‌آمد و خانواده‌ها حتماً برای خودشان زمانی را داشتند که همگی با هم به سینما بروند. به غیر از سینما، از کتاب تا موارد دیگر در همان سبدی که گفتیم در حال حذف شدن است. فکر نکنید که درخصوص روزگار خیلی دور صحبت می‌کنیم. تا همین چند سال پیش هم این مواردی که گفته شد در خانواده‌ها مرسوم بود و حتماً هر خانواده، سبد فرهنگی‌اش را با توجه به درآمد درنظر می‌گرفت. اما در این روز‌ها گفتن از اینکه مردم باید سینما بروند، کتاب بخوانند و تئاتر ببینند شاید کمی خنده‌دار باشد. آنقدر هزینه‌های زندگی زیاد شده است که دیگر مردم نمی‌توانند این مدل هزینه را برای خانواده خود داشته باشند. در گزارش امروز یک خانواده ۴ نفره را درنظر گرفته‌ایم و برایشان این پیش‌فرض را داشتیم که هزینه فرهنگی که می‌توانند در سبد خانوار خود داشته باشند، چقدر است؟ سینما، کتاب، تئاتر، نمایش خانگی و کنسرت به‌طور متوسط حدود ۷ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان برای این خانواده خرج دارد، درحالی‌که درآمد حداقلی این خانواده حدوداً ۱۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. یعنی اگر بخواهند فقط در حوزه فرهنگی هزینه کنند بیشتر از نصف درآمدشان را باید برای این موضوع بگذارند. با این اوضاع می‌توان گفت سبد فرهنگی خانواده این روز‌ها آنقدر لاکچری شده که دیگر دسترسی به آن سخت و ناممکن است.

    بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران، متوسط هزینه‌های سالانه هر خانوار شهری در سال ۱۴۰۲ معادل ۲۰۶ میلیون تومان بود که این رقم ۵۰.۶ درصد نسبت به سال ۱۴۰۱ افزایش داشته است. همچنین متوسط هزینه کل سالانه خانوار‌های روستایی در سال ۱۴۰۲ با رشد ۴۰.۳ درصدی در مقایسه با سال ۱۴۰۱ به ۱۱۰ میلیون تومان بود. در سال ۱۴۰۳ حداقل دستمزد یک خانواده با دو فرزند در تهران معادل ۱۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. طبق آمار ۷۴ درصد از کل هزینه‌های یک‌خانواده چهارنفره به بخش غیرخوراکی اختصاص می‌یابد. جایی که در ترکیب انواع هزینه‌های سالانه خانوار شهری، سهم تفریحات، سرگرمی‌ها و خدمات فرهنگی حدود ۳ درصد است. این درحالی است که هزینه «مسکن، سوخت و روشنایی» با ۴۵ درصد بیشترین سهم را از بخش غیرخوراکی‌ها می‌برد.

    سینما و هزینه ۲ میلیونی برای یک خانواده ۴ نفره

    خانواده چهارنفره‌ای که سرگرمی مطلوب خودش را در تلویزیون پیدا نمی‌کند و می‌خواهد به سینما برود، بلیت سینما ۸۰ هزار تومان است که جمعا ۳۲۰ هزار تومان هزینه بلیتشان می‌شود. باید درنظر بگیریم که اگر در تهران هر خانواده بخواهد در سه سینمایی که بیشترین مخاطب را دارند فیلم ببیند باید مثلاً از مرکز شهر تا ایران‌مال -که در غربی‌ترین نقطه تهران است- برود و اگر با ماشین خودشان باشد باید هزینه بنزین را هم درنظر بگیریم و اگر با تاکسی اینترنتی بروند رفت‌وبرگشت تاکسی اینترنتی را که حدوداً ۳۵۰ هزار تومان می‌شود هم حساب کنیم، یعنی یک خانواده چهارنفره برای یک سینما رفتن باید متوسط حدود ۷۰۰ هزار تومان هزینه کند. البته این به غیر از هزینه خوراکی یا شامی است که این خانواده باید تهیه کند که اگر با آن موارد در نظر بگیریم حدوداً ۲ میلیون تومان برای یک سینما رفتن باید هزینه کنند.

    کتاب میلیونی شد

    زمانی کتاب را ارزان‌ترین تفریح فرهنگی به حساب می‌آوردند، اما الان همین کتاب ارزان هم گران شده. برای همین شاید به‌سختی بتوانیم کتاب را در سبد فرهنگی خانواده‌ها قرار دهیم، اما باز هم این را در نظر می‌گیریم که اگر خانواده چهارنفره فرضی بخواهند در ماه چندکتاب برای خودشان و فرزندان‌شان خریداری کنند، طبق آخرین آماری که توسط خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده هزینه متوسط برای خرید کتاب کودک و نوجوان برای هر جلد کتاب حدود ۱۴۰ هزار تومان و برای کتاب‌های عمومی بزرگسال حدود ۲۰۶ هزار تومان است. حال اگر سه کتاب برای بچه‌ها و سه کتاب برای بزرگسالان درنظر بگیریم، این خانواده حدود یک میلیون تومان به‌صورت متوسط باید برای خرید کتاب هزینه کنند. البته ممکن است بخواهند برای بچه‌ها هزینه کتاب آموزشی هم داشته باشند، هزینه متوسط خرید هر کتاب کمک‌درسی و آموزشی حدود ۳۰۴ هزار تومان است.

    تئاتر لاکچری است

    تئاتر رفتن حتماً به‌سختی در سبد فرهنگی خانواده‌ها جای می‌گیرد، اما اگر خانواده‌ای را درنظر بگیریم که به تئاتر علاقه‌مند است و می‌خواهد برای این کار فرهنگی هزینه کند، تئاتر‌های لاکچری که در این چندسال زیاد از آنها شنیده‌ایم؛ هزینه بلیت این تئاتر‌ها از معمولاً بین ۶۰۰ تا یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است. هزینه تئاتر‌های معمولی‌تر هم بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان است. مدل دیگری هم از جنگ‌های شادی است که به‌سختی می‌توان آن را در بین هنر‌های نمایشی قرار داد، اما تعداد این مدل جنگ‌ها و کنسرت‌های خنده افزایش یافته و هزینه بلیت‌شان بین ۱۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان است، یعنی به‌طور متوسط یک خانواده چهارنفره اگر در ماه بخواهد یک تئاتر معمولی ببیند، باید حدوداً یک میلیون و ۶۰۰ هزارتومان هزینه کنند.

    نمایش خانگی هم گران است

    هزینه ۳ میلیونی کنسرت

    تئاتر که لاکچری است، اما کنسرت هم مانند تئاتر است و شرایط مشابهی دارد. بلیت کنسرت بین ۲۰۰ تا یک میلیون و ۱۰۰ است و البته میانگین حدوداً ۶۵۰ هزار تومان می‌شود. یعنی یک خانواده چهارنفره برای اینکه کنسرت برود، حدوداً باید دو میلیون و ۶۰۰ هزارتومان برای بلیت هزینه کنند. این هزینه به غیر از رفت‌وآمد و خوراکی است که مطمئناً تهیه می‌شود.

    سینما و تئاتر هم تفریح لاکچری شد | خداحافظی طبقه متوسط با دلخوشی‌های ساده

  • بساط لغو سلیقه ای کنسرت ها باز هم به راه افتاد؟

    بساط لغو سلیقه ای کنسرت ها باز هم به راه افتاد؟

    به گزارش اقتصادران، برخی لغو این دو کنسرت را به نوعی زنگ خطر دوباره برای لغو غیرقانونی کنسرت‌ها در برخی شهرها تلقی می‌کنند؛ زنگ خطری که با تصویب «سند ملی موسیقی» برای مدتی خاموش شده بود و گفته می‌شد که دیگر هیچ نهادی نمی‌تواند سر خود مجوزهای ارشاد را لغو کند؛ حال گویا پس از فراز و نشیب‌های بسیار، بار دیگر به خانه اول بازگشته‌ایم!

    طی سال‌های متمادی، بارها شاهد بوده‌ایم که تغییرات و اتفاقات مثبتی که توسط یک مدیر فرهنگی اعمال شده بودند، توسط مدیر بعدی به فراموشی سپرده می‌شدند و یا نهادهایی که تا دیروز به اجبار تن به آن تغییر داده بودند، با عوض شدن مدیران، عرصه را خالی می‌دیدند و ناگهان به همان رویکردهای سنتی خود باز می‌گشتند. این موضوع جایی جالب‌تر می‌شد که مدیران با استدلال بی‌پایه و اساسی مانند «هر کسی خط فکری منحصر به خود را دارد»، گاهی رویه‌هایی متضاد نسبت به قبل را حتی در مسائل کلان فرهنگی پیش می‌گیرند.

    ایسنا و رسانه‌های مختلف بارها در گزارش‌های رسمی و گفت‌وگوهای غیررسمی با مدیران فرهنگی گوشزد کرده بودند که اسنادی مانند سند ملی موسیقی در صورتی که اهرم‌های اجرایی نداشته باشد، کارامد نخواهد بود! حال با توجه به ماجرای لغو کنسرت محسن ابراهیم‌زاده در یاسوچ و گچساران که مدیرکل فرهنگ و ارشاد این استان در گفت‌وگو با ایسنا، آن را غیرقانونی دانسته است، سوال اینجاست که آیا تا این حد راحت می‌توان از یک قانون که توسط نهاد بالادستی به نام مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی هم به تصویب رسیده، سرپیچی کرد؟ یا احتمالا سوال مهم‌تر این است که ضمانت اجرایی اسنادی مانند سند ملی موسیقی چیست و تخطی از آن چه عواقبی دارد؟ اگر پاسخ به این سوال «هیچ» است، چرا اصلا چنین اسنادی تصویب می‌شوند؟

    ماجرای تصویب سند موسیقی چیست؟

    در حوزه موسیقی به دلیل آنکه برخوردهای سلیقه‌ای مدیران مختلف در طول دهه‌های مختلف بارها باعث بی‌اعتبار شدن مجوزهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ویژه در استان‌های مختلف شده بود، شورای عالی انقلاب فرهنگی با همکاری وزارت ارشاد دولت سیزدهم سند ملی موسیقی را به تصویب رساندند که طی آن گفته می‌شد، دیگر هیچ نهادی نمی‌تواند مجوزهای مربوط به این حوزه را به صورت دلبخواهی لغو کند.

    در سال گذشته شاهد تصویب این سند ملی بودیم؛ سندی که با سال‌ها تأخیر به تصویب رسید و گفته می‌شد که می‌تواند اهرم فشاری برای جلوگیری از لغوهای بی‌مورد کنسرت‌های مجوزدار باشد. درحقیقت این سند با این وعده که می‌تواند مانع لغوهای سلیقه‌ای کنسرت‌ها به خصوص در شهرستان‌ها باشد، سنگ صبوری بود برای اهالی موسیقی که تا تصویب آن برای بهبود اوضاع صبر کنند. البته که پیش از تصویب سند ملی موسیقی هم، لغو کنسرت‌هایی که مجوزهای لازم را از وزارت ارشاد اخذ کرده بودند، قانون‌شکنی به شمار می‌آمد ولی در مواردی قدرت وزارت ارشاد به نهادهای دیگر نمی‌رسد و در نهایت حقوق هنرمند و مخاطب پایمال می‌شد!

    با این حال به نظر می‌رسد نظرات بسیاری از کارشناسان درباره سند ملی موسیقی درست‌ از آب در آمد و تصویب این سند ملی در بالاترین نهاد فرهنگی کشور، لزوما مانع کارشکنی‌ها در حوزه موسیقی نشده است و اکنون این سوال مطرح است که آیا تخطی از مصوبات این نهاد بالادستی که باید مصداق بارز قانون‌شکنی تلقی شود، نباید جریمه‌هایی همراه داشته باشد؟ به نظر می‌رسد، بازدارندگی قوانین باید همزمان با تصویب و پیش از بروز چنین اتفاقاتی پیش‌بینی می‌شد تا کسی نتواند به خاطر اینکه مسئله‌ای باب میل او نیست، حقوق دیگری را پایمال کند.

    به طور کلی قرار بود با تصویب سند ملی موسیقی یک یا چند پله به قدرت ارشاد در دفاع از مجوزهای خود اضافه شود، اما با لغو دو کنسرت محسن ابراهیم‌زاده، مسئولان ارشاد در استان کهگیلویه و بویراحمد صرفا اعلام کردند که مقصر موضوع، شورای تأمین شهرستان گچساران است و انتظار دارند دستگاه‌های متولی به مجوز قانونی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص کنسرت‌ها و سایر موضوعات احترام بگذارند! از سوی دیگر، ماجرای لغو این دو کنسرت به دلیل اینکه با تغییر معاونت هنری وزیر ارشاد و دفتر موسیقی همزمان شده است، از سوی این وزارتخانه هنوز واکنشی نسبت به موضوع صورت نگرفته است.

    آیا سند موسیقی می‌تواند مشکل را حل کند؟

    چندی قبل محمدحسین ایمانی‌خوشخو (دبیر شورای هنر شورای عالی انقلاب فرهنگی) پس از تصویب سند ملی موسیقی گفته بود که «از این پس دیگر هیچ دستگاهی حق لغو کنسرت ندارد»، «صدا و سیما باید موسیقی را با تمام ملزومات صحنه‌ای نمایش دهد»، «صدا و سیما دیگر نمی‌تواند گل جلوی ساز بگذارد»، «مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی حکم قانونی دارد و همه مصوبات اجرا خواهند شد» و «این سند نظام نامه مصوب موسیقی و تصویر است که صداوسیما هم باید آنها را رعایت کند».

    با این حال بنابر آنچه چند روز قبل رخ داد، کنسرت یکی از خوانندگان با وجود مجوز و حمایت اداره ارشاد شهرستان، به خاطر فشارهای بیرونی و بهانه‌تراشی‌ خارج از قوانین لغو شد؛ بهانه‌ای که گفته می‌شود روشن ماندن نور سالن در طول اجرا یکی از آن‌ها بوده است! این در شرایطی است که قانون و نحوه برگزاری کنسرت‌ها در سراسر کشور یکسان است و با تغییر دولت‌ها، نباید به یک‌باره قانون برگزاری کنسرت‌ها هم تغییر کرده باشد و یا سند ملی موسیقی که مصوبه بالاترین رکن فرهنگی کشور را دارد، ارزش و اعتبار خود را از دست بدهد!

    حال باید دید وزارت ارشاد و معاون هنری جدید آن چگونه با این موضوع مواجه می‌شوند و شورای عالی انقلاب فرهنگی که قصد دارد سندهای دیگر مانند سند ملی سینما و… را نیز تصویب کند، چگونه می‌خواهد ضمانت اجرایی این اسناد را تضمین کند؟ باید امیدوار بود دولت چهاردهم در همین ابتدای مسیر، جلوی این نوع از قانون‌شکنی را بگیرد.