برچسب: کمبود نقدینگی

  • بانک‌ها، سد بین تولید و نقدینگی / چرا نقدینگی به سوی سفته‌بازی و بازار ارز و طلا کشیده شد نه تولید و صنعت؟

    بانک‌ها، سد بین تولید و نقدینگی / چرا نقدینگی به سوی سفته‌بازی و بازار ارز و طلا کشیده شد نه تولید و صنعت؟

    به گزارش اقتصادران، «کمبود نقدینگی» یکی از دردهای مزمن تولید است که پیامدهای ناگواری را طی دهه‌های گذشته برای این حوزه رقم زده است. تولیدکنندگانی که تنها به فکر گذران روزمرگی خود هستند، به واقع توان توسعه و به‌روز کردن تجهیزات خود را به دلیل کمبود نقدینگی ندارند، این در حالی است که نقدینگی با حجم بالایی در سایر بازارهای غیرمولد همانند بازار ارز و طلا سرازیر است. در چنین شرایطی مشخص است که مشکل اقتصاد کشور کمبود نقدینگی نیست؛ اتفاقا این حجم بالایی از نقدینگی است که اقتصاد را به دام تورم سهمگین انداخته است. در چنین شرایطی می‌توان این پرسش را مطرح کرد که چرا سیاست‌های ما هیچ‌گاه نقدینگی را به سمت تولید هدایت نکرده است. در این میان نقش بانک‌ها کجاست و چرا نقدینگی باید به سمت سفته‌بازی و بازارهای غیرمولد پیش برود؟

    پیامدهای کمبود نقدینگی در تولید

    محمدحسین فلاح، کارشناس حوزه تولید در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» درباره کمبود نقدینگی واحدهای تولیدی تصریح کرد: یکی از مشکلاتی که همواره طی دودهه گذشته گریبانگیر صنعت در کشور بوده، کمبود نقدینگی واحدهای تولیدی است؛ کمبود نقدینگی در واحدهای تولیدی مانند شریان‌بندی اقتصادی است که دچار انسداد شده است. این معضل با خود پیامدهایی را به همراه داشته است و توان سرمایه‌گذاری برای نوآوری، نوسازی ماشین‌آلات و گسترش خطوط تولید را از بنگاه‌ها سلب کرده است.

    فلاح در ادامه خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی ظرفیت‌های تولیدی کامل به کار گرفته نمی‌شوند، کیفیت محصولات به‌دلیل عدم امکان استفاده از فناوری‌های روز افت می‌کند و توان رقابت با کالاهای وارداتی کاهش پیدا می‌کند. ادامه این وضعیت به تدریج منجر به تعطیلی خطوط تولید، افزایش بیکاری و وابستگی بیشتر اقتصاد به واردات خواهد شد.

    وی با توضیح این موضوع که در واقع کمبود نقدینگی در بخش مولد، نه‌تنها رشد اقتصادی را کند می‌کند بلکه بنیان‌های اشتغال و خودکفایی را نیز تخریب کرده و اقتصاد را در برابر شوک‌های خارجی آسیب‌پذیرتر می‌کند؛ ادامه داد: البته باید یادآور شد که ما شاهد پارادوکسی آشکار در اقتصاد ایران هستیم؛ از یک‌سو شاهد نقدینگی فزاینده در اقتصاد و از سوی دیگر شاهد تشنگی کشنده بخش مولد و تولیدی برای نقدشوندگی هستیم، این گسست عمیق، پرسشی کلیدی را فراروی ما قرار می‌دهد که این حجم سرگردان پول، سرانجام به کدام سمت سرازیر می‌شود، این در حالی است که چراغ تولید به‌دلیل کمبود نقدینگی تهدید به خاموشی است.

    بانک‌ها، دیوار بلندی بین تولید و نقدینگی

    فلاح با تاکید بر این موضوع که بانک‌ها با ساختاری انحصاری و مالکیتی نقش محوری در این انحراف ایفا می‌کنند، ادامه داد: این نهادها با جذب سریع منابع از کف بازار، به جای تزریق آن به چرخه تولید آن را به سمت فعالیت‌های سفته‌بازانه، دلالی و غیرمولد هدایت می‌کنند. حتی وقتی تسهیلاتی به ظاهر با نرخ‌های مصوب پرداخت می‌شود، با مکانیسم‌های پیچیده مثل پس‌گرفتن بخشی از تسهیلات به عنوان سپرده، نرخ سود تسهیلات را تا مرزهای ۴۰‌درصد و بیشتر افزایش می‌دهند و بار تولید را سنگین‌تر از قبل می‌کنند.

    وی در ادامه با تاکید بر این موضوع که این انحراف زمانی پررنگ‌تر می‌شود که بانک‌ مرکزی برای تامین نیاز ارزی صنایع واردکننده مواد اولیه، به‌شدت سختگیری می‌کند و هزینه مبادلات خارجی را افزایش می‌دهد؛ خاطرنشان کرد: نتیجه این فرآیند این موضوع خواهد شد که منابع مالی در شریان‌های بانکی حبس شده و به جیب بخش‌های غیرمولد سرازیر می‌شود. اگرچه بانک‌های تخصصی مانند بانک صنعت و معدن یا تجارت، گاهی فضای تنفسی محدودی برای تولیدکنندگان ایجاد می‌کنند اما این نفس‌ها در مقایسه با خفگی گسترده صنعت، بسیار ناچیز به‌شمار می‌آید.

    این کارشناس حوزه صنعت با تاکید بر این موضوع که نظام بانکی تحت سیطره شدید دولت و بانک‌مرکزی، در فضایی انحصاری و غیررقابتی عمل می‌کند، تصریح کرد: این انحصار، اختیاراتی بی‌نظیر و گاه بی‌معنا به بانک‌ها می‌دهد. این ناهماهنگی ساختاری، رقابت سالم و تخصیص بهینه منابع را ناممکن می‌کند.

    راه نجات آشکار است

    فلاح در ادامه با تاکید بر این موضوع که راه نجات، هرچند دشوار اما روشن است، بیان کرد: جهان مدل‌های کارآمدی را در اختیار ما گذاشته است که در این میان می‌توان به تبدیل نظام بانکی به فضایی رقابتی اشاره کرد که با نظارت واقعی بانک مرکزی بر تخلفات و انحرافات محقق خواهد شد. بانک مرکزی باید با قدرت در برابر کج‌رفتاری‌ها بایستد و اجازه دهد مکانیسم بازار، سرمایه و نقدینگی را به سمت سودآورترین و مولدترین بخش‌ها یعنی تولید واقعی، هدایت کند. از سوی دیگر باید به سمت کاهش دستورالعمل‌های غیرکارشناسی دولت و مجلس که بازار پول را به بازیچه خواست گروه‌های خاص تبدیل می‌کند، پیش برد.

    وی در ادامه تاکید کرد: رقابت، شفافیت و نظارت، سه کلید گمشده‌ای به‌شمار می‌روند که می‌توانند حجم نقدینگی را از سمت سفته‌بازی به سمت تولید هدایت کنند. تا زمانی که این تحول ساختاری رخ ندهد، پارادوکس نقدینگی سرگردان و تولید در خطر، کماکان درد مزمن اقتصاد ایران باقی خواهد بود.

  • ولخرجی‌های ادامه‌دار دولت سیزدهم دلیل اصلی چاپ پول است

    ولخرجی‌های ادامه‌دار دولت سیزدهم دلیل اصلی چاپ پول است

    به گزارش اقتصادران، افشاگری بی‌سابقه رئیس سابق بانک مرکزی، تیتری بود که در پس اظهارات جدید عبدالناصر همتی، خبرساز شد. این مقام سابق و رئیس بانک مرکزی در دولت روحانی، دست به افشای میزان چاپ پول در دولت سیزدهم زد و اعلام کرد که میزان چاپ پول در ۲.۵ سال اخیر از کل پول چاپ شده در تاریخ ایران از عصر باستان تا سال ۱۴۰۰، بیشتر بوده است.

    در طی این دو سال، رشد چند برابری قیمت ارز یا بهتر بگوییم کاهش مفتضحانه ریال در برابر ارز‌های جهانی، رشد تورم که کارشناسان یکی از دلایل آن را افزایش نقدینگی می‌دانند و سایر مشکلات بخش تولید، از جمله نتایج حاصل شده در اقتصاد بود.

    این روز‌ها هم تورم تبدیل به سرکشی افسارگسیخته شده و به دنبال آن، کارشناسان و فعالان اقتصادی به دنبال دلیل و ارائه پیشنهاد و راهکار هستند. حال اظهارات همتی، توجهات را مجدد به سمت رفتار دولت در مدیریت منابع مالی و چاپ پول برگردانده است.

     

    ولخرجی‌های ادامه‌دار دولت

    بهمن آرمان، کارشناس اقتصادی  نسبت به اظهارات همتی واکنش نشان داد و گفت: رئیس پیشین بانک مرکزی، سوابق چندان درخشانی در رابطه با مدیریت و عملکرد در حوزه‌های پولی و بانکی نداشت و این انتقادات بیان شده، بیشتر به دلیل دعوا‌های سیاسی تا دغدغه اقتصادی مطرح شده است، اما باید پذیرفت که ضعف جدی در خصوص مدیریت حوزه های پولی و بانکی به مراتب بیشتر شده است.

    وی تصریح کرد:‌ اما به طور کلی، به نظر می‌رسد همتی برای بیان اعداد و ارقام خود، دلایل قابل تامل داشته و برای تایید آن سند و مدرک دارند. این تصور باعث می‌شود تا نگاهی جدی‌تر به مسئله چاپ پول در دولت سیزدهم و دلایل رخ‌داد آن داشته باشیم.

    این اقتصاددان ادامه داد: دلیل اصلی چاپ پول نه‌تنها در ایران بلکه در تمامی اقتصاد‌های آشفته مشخص است؛ کمبود نقدینگی و وجود خرج‌های زیاد و بعضا بی‌دلیل در بدنه دولت، علت مهم چاپ پول محسوب می‌شود.

    به گفته آرمان، در ایران وجود هزینه‌های نا‌به‌جا بر گردن دولت و افزایش برخی از ردیف‌های بودجه‌ای که اصولا نباید دولت برای آن‌ها خرج کند، باعث شده تا دست دولت همواره خالی بماند، اما تنها بار‌های هزینه‌ای، دلیل این کمبود منبع مالی نبوده و ایران از چالش دیگری به نام ضعف مدیریتی هم رنج می‌برد.

    این استاد دانشگاه تصریح کرد: ضعف مدیریتی در اقتصاد، گاه به دلیل ناتوانی فردی مدیران و نصیحت‌ناپذیر بودن آن‌هاست و گاه قوانین و چارچوب‌های پولی و بانکی در ایران، دست و پای افراد را می‌بندد. به بیانی دیگر اگر حتی رئیس خزانه‌داری آمریکا که فردی قابل و توانمند در عرصه سیاست پولی و بانکی‌ست را در ایران به عنوان مدیر منصوب کنیم، به دلیل دستورالعمل‌ها، چارچوب‌ها و سیاست‌های نامناسب حاضر، قادر به حفظ ارزش ریال نیست.

     

    بازار سرمایه، در پیچ و خم مدیریت غلط

    این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: یکی از راهکار‌های جذب سرمایه و هدایت آن‌ها به سمت تولید، انتشار اوراق ویژه است. این اوراق برای راه‌اندازی و تکمیل پروژه‌های بزرگ مانند شهرک‌سازی یا احداث آزادراه‌ها کاربرد دارند. اگر اوراق برای جذب سرمایه این برنامه‌ها منتشر شده و مدیریتی جدی برای استفاده از این منابع مالی انجام پذیرد، نقدینگی به سمت تولید رفته و رشد اقتصادی حاصل خواهد شد. در نهایت نیز دولت نیاز کمتری به چاپ اسکناس و تحمل باقی چالش‌های آن خواهد داشت.

     

    صندوق توسعه، محلی برای تامین هزینه‌های جاری!

    تبدیل شدن صندوق توسعه ملی به حیاط خلوت دولت‌ها، طی سال‌های اخیر از جمله مهم‌ترین ایرادات به مدیریت سطوح بالای کشور محسوب می‌شود،چرا که به جای آنکه دلار‌های حاصل از فروش نفت، صرف سرمایه‌گذاری بر پروژه‌های عمرانی و بهبود زیرساخت‌های کشور شود، تبدیل به ریال شده و در مصارف جاری خرج می‌شود.

    این مهم‌ترین ایراد مدیریتی در سطح کلان کشور محسوب شده و سالهاست که اقتصاد ایران از این کوته‌نگری مدیران رنج می‌برد. بدیهیست که در چنین وضعیتی، دولت‌ها چاره‌ای جز چاپ پول برای تامین نیاز‌های سرمایه‌ای خود نداشته باشند.