برچسب: کمال اطهاری

  • طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد! / دولت ها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی را نمی دهند! /  وزارتخانه کار، تعاون و رفاه اجتماعی مبتذل است!

    طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد! / دولت ها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی را نمی دهند! /  وزارتخانه کار، تعاون و رفاه اجتماعی مبتذل است!

    به گزارش اقتصادران، کمال اطهاری، پژوهشگر توسعه با بیان اینکه سالانه بین ۳۰ تا ۸۰ میلیارد دلار از ایران خارج می‌شود در صورتی که تشکیل سرمایه در ایران در بخش صنعت و کشاورزی ۳۰ میلیارد دلار است، گفت: عدالت و رفاه تنها با ایدئولوژی ایجاد نمی شود. ه ما باید به سیاست اجتماعی و دولت رفاه بازگردیم و این سیاست اجتماعی را پشتیبان ورود به اقتصاد دانش کنیم اما، سیاست اجتماعی در ایران جز گفتمان اصلی نیست.

    کمال اطهاری، پژوهشگر توسعه که در نشست بررسی «ضرورت سیاست گذاری اجتماعی برای تحقق رفاه و عدالت اجتماعی» در دانشگاه علم و صنعت سخن می گفت، تصریح کرد: موضوع سیاست اجتماعی و سیاست گذاری اجتماعی، مسئله مفقوده در راست و چپ است و در هر دو سو نیز علت آن، وجه ایدئولوژیک دارد. در راست به این دلیل که بر اساس منافع سرمایه‌دار، آن هم به صورت منافع خام و ابتدایی درنظر گرفته می شود که در ایران به آن راست مبتذل می‌گویم، این مسئله در چپ هم جنبه ایدئولوژیک دارد.

    وی با بیان اینکه برای تفکر راست سازماندهی و جامعه هیچ اهمیتی ندارد، توضیح داد: ما پیش از این شاهد تقلیل امر انسان به موضوع اقتصادی بوده‌ایم و از آن لطمه هم خورده‌ایم؛ چرا که بلافاصله بعد از آن باعث برآمدن پوپولیسم شد. در چپ هم با اینکه ضد سرمایه داری است، اما وظیفه خود را نمی‌داند و برنامه حداقلی ارائه نمی‌دهد و اساسا برنامه جایگزینی ندارد.

    اوضاع کارگران و مزدبگیران در دنیا بدتر شده است

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه به دلیل اجرای این سیاستها، اوضاع کارگران و مزد بگیران بدتر شده است، اضافه کرد: شکاف درآمدی بسیار زیاد شده و چپ و حتی راست میانه که پیرو دولت رفاه در همه کشورها بودند تنزل پیدا کردند. به همین ترتیب شکاف مابین کشورهای فقیر و غنی زیاد شده و شاهد امواج مهاجرت هستیم که ناشی از این شکاف است.

    غفلت بزرگ چپ در دنیا نبود برنامه برای اقتصاد دانش و رفاه طبقه کارگر است

    اطهاری با تاکید بر اینکه ورود سرمایه داری به اقتصاد دانش باعث فروپاشی شوروی شد و فاصله‌ای که قبل از انقلاب صنعتی اول با کشورهای پیرامونی ایجاد کرده بود دوباره خود را نشان داد، گفت: غفلت بزرگ چپ این است که نه برای اقتصاد دانش برنامه ارائه می‌دهد و نه می‌تواند موضوع رفاه طبقه کارگر و مزد بگیران را در دوران جهانی شدن اقتصاد و ورود به اقتصاد دانش سامان دهد. به همین دلیل هم پوپولیست‌ها یا راست افراطی سر برآورده‌اند. کارگران بیکار شده در اثر ورود سرمایه داری به اقتصاد دانش به ترامپ رای می‌دهند. شاهد هستیم راست افراطی همه جا سر بر می‌آورد، البته استثنائاتی مانند برزیل نیز به دلیل استفاده از برنامه ریزان زبده در این کشورها وجود دارد.

    باید برنامه‌ای داشته باشیم که هر حزبی هم اگر روی کار آمد، ناچار به اجرای آن باشد

    وی با بیان اینکه ما باید شرایط طبقه کارگر را در دنیای امروز درک کنیم و بودجه‌ریزی مشارکتی را مطالبه کنیم، گفت: نباید به طرح‌هایی مانند فله‌ای رای دادن به اعضای شورای شهر تن در دهیم اینها راه حل نیست، بلکه باید برنامه‌ای داشته باشیم که هر حزبی هم اگر روی کار آمد، ناچار باشد آن را اجرا کند.

    عدالت و رفاه تنها با ایدئولوژی ایجاد نمی شود

    اطهاری با تاکید بر اینکه عدالت و رفاه تنها با ایدئولوژی ایجاد نمی شود، اظهار داشت: در اقتصاد دانش، مانند صنعتی شدن، بیکاری زیادی رخ خواهد داد. بشر وارد اقتصاد دانش خواهد شد و کسی به دوره اقتصاد صنعتی و کارخانه‌های بزرگ برنخواهد گشت. این توطئه نیست بلکه هرچه که به آسایش بشر کمک کند و زندگی آن را سامان دهد، مورد استقبال قرار می‌گیرد. باید روش جدید را یاد بگیریم. در همه جای جهان اگر نتوانیم برنامه شایسته ورود به اقتصاد دانش را سامان دهیم، شاهد بیکاری شدید خواهیم بود. در ایران مبتذل بودن راست و ایدئولوژیک بودن چپ، مانع از این است که ما به ساماندهی درستی از نیروی کار و جهت گیری‌های درستی برسیم. اقدامات خوبی صورت گرفته اما دیدگاه‌های ایدئولوژیک باعث می‌شود کارهای خوبی که پژوهشگران در این حوزه انجام می‌دهند مورد توجه قرار نگیرد و هر کسی تنها حرف خود را بزند.

    سهم کار در درآمد ملی ایران پایین آمده است / سیاست اجتماعی در ایران جزء گفتمان اصلی نیست

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه سهم کار در درآمد ملی ایران پایین آمده است و این مسئله به دلیل اتوماسیون نیست چرا که در کشورهای مرکزی سرمایه‌داری به اندازه ایران شاهد پایین آمدن سهم کار نیستیم توضیح داد: سیاست اجتماعی در ایران جزء گفتمان اصلی نیست. راست که خود را مدرن می‌داند اصلا به این موضوع توجه نمی‌کند. راست حاکمیتی فعلی، هنوز به کارگر به مثابه کسی که باید بر اساس قواعد اجاره با آن کار کنند، نگاه می‌کند. دیدگاه اصولگراهای افراطی بر اساس فقه اجاره نیروی کار است، این دیدگاهی است که آقای مطهری تا آن زمان که زنده بودند با آن به شدت مقابله کردند.

    از زمان صفویان تاکنون اصولگرایان در ایران سیاست‌های نئولیبرالیسم را در پیش گرفته‌اند / افزایش حداقل دستمزد سهم نیروی کار را در درآمد ملی افزایش می‌دهد / بهره‌وری در ایران دائم در حال کاهش است

    وی با بیان اینکه از زمان صفویان تاکنون اصولگرایان در ایران سیاست‌های نئولیبرالیسم را در پیش گرفته‌اند، ادامه داد: در حالی که افزایش حداقل دستمزد سهم نیروی کار را در درآمد ملی افزایش می‌دهد. یک درصد افزایش بهره‌وری هم ۱.۳۴ درصد سهم نیروی کار را در درآمد ملی را افزایش می‌دهد که این با ورود به اقتصاد دانش ممکن می‌شود، اما بهره‌وری در ایران مداوما در حال کاهش است. یک درصد بهره وری تاثیر دو برابری در درآمد دارد

    جانشینی ایدئولوژی به جای قانون، بلای زیادی بر سر کشور می‌آورد

    اطهاری جانشینی ایدئولوژی به جای قانون و نظام مند بودن بلای زیادی بر سر کشور می‌آورد، گفت: باید نظام مند فکر کرد. اگر کسی خود را نخبه طرفدار طبقه کارگر می‌داند، باید این طبقه را نسبت به ضرورت ایجاد این نظام مندی آگاه کند. با در نظر داشتن همین ضرورت ها بوده است که دولت رفاه در کشورهای مرکزی سرمایه‌داری تشکیل شده است، قطعا با مزد حداقلی که ما در ایران اجرا می کنیم، چنین امری ممکن نیست.

    تنها ۱۲ درصد روستاییان ایران دارای بیمه بازنشستگی هستند

    وی با بیان اینکه تنها ۱۲ درصد روستاییان ایران دارای بیمه بازنشستگی هستند، نبود بیمه بازنشستگی را یکی از دلایل مهاجرت از روستا به شهر عنوان کرد و گفت: اگر همه تلاش‌ها به مسئله مزد حداقلی تقلیل داده شود و نه به سیاست گذاری اجتماعی به معنی این است که حدود ۲۵ درصد جامعه را کنار گذاشته‌ایم. این رقم کمی نیست، ما باید در این موضوعات قواعد بازی را یاد بگیریم و اجرا کنیم. موضوع مزد حداقل تنها در سطح کارگاه است و نه در سطح کلان جامعه. در سطح کلان جامعه باید سیاستگذاری اجتماعی را اجرا کرد.

    برابری، با مزد حداقلی به دست نمی‌آید!

    این پژوهشگر توسعه با اشاره به ضرورت در نظر داشتن سیاست‌های اجتماعی ادامه داد: برابری با مزد حداقلی به دست نمی‌آید، زمانی به دست می‌آید که دانشگاه دولتی و مجانی باشد که در ایران این امکان در حال کنار گذاشته شدن است. برابری زمانی به دست می‌آید که کهنسالان جامعه حمایت‌های ملی بازنشستگی و نظام سلامت ملی داشته باشند. زمانی که مانند آلمان از ساعت ورود به حمل و نقل عمومی جزء ساعت کار به حساب بیاید و در این حالت وسایل حمل و نقل عمومی موظفند افراد را سریع به سر کار برسانند. سرمایه‌داری اینگونه حرکت می‌کند.

    طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد!

    اطهاری با تاکید بر اینکه طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد، گفت: باید مسکن اجتماعی وجود داشته باشد. چرا فقط درباره مزد حداقلی چانه می‌زنید!؟ چرا واژه مسکن اجتماعی را به کار نمی‌برید!؟ سنگین‌ترین هزینه خانوار مسکنش است. با این شرایط که نمی‌توان از منافع طبقه کارگر دفاع کرد! دولت هم بسیار خوشحال است. دولت به طبقه کارگر می‌گوید من می‌خواهم مزدت را زیاد کنم اما بورژوازی نمی‌گذارد و از طرف دیگر به طبقه بورژوازی ‌می گوید اگر من نباشم، طبقه کارگر پدرت را در می‌آورد! آخر سر هم مدعی می‌شود که ما توانستیم ریش سفیدی کنیم و این‌ها را با هم آشنا کنیم. می‌گویند تورم مثلا ۵۰ درصد است مزد طبقه کارگر هم باید ۵۰ درصد بالا برود. آیا کودکانه تر از این دیدگاه وجود دارد!؟

    این پژوهشگر توسعه خاطرنشان کرد: دولتی که تورم را ۵۰ درصد کرده، مسکن را ۱۰۰ درصد گران کرده و مسکن اجتماعی را سامان نداده، مقصر نیست!؟ بلکه فقط سرمایه‌داری مولد که مالیات می‌دهد مقصر هستند! رانتخوارها که دلالی می‌کنند، مالیات نمی‌دهند. می‌خواستند از طلافروشان مالیات بر ارزش افزوده بگیرند آنها یک روز اعتصاب کردند، آنها را هم معاف کردند! به این دلیل که ایدئولوژی می‌گوید طبقه کارگر باید دمار سرمایه‌داری را درآورد، اما دولتی که در بخش مسکن تورم ۱۰۰ درصدی دارد، مقصر نیست!

    نخبگان ما درباره منافع طبقه کارگر هنوز از ۷۰ سال پیش جلوتر نیامده‌اند

    وی با بیان اینکه حقوق در کارگاه‌های بالای ۱۰۰ نفر که متعلق به رانتخوارها و خصولتیها است، بیشتر از تورم بالا می‌رود؛ چرا که اگر آنها اعتصاب کنند دیگر نمی‌تواند از رانت‌هایش استفاده کند، پتروشیمی‌ها و صنایع فولاد را از جمله این موارد برشمرد و گفت: باید با در نظر گرفتن این واقعیت‌ها و ارقام، سطح بازی را بالا برد. متاسفانه طبقه کارگر، ملی کردن نفت را سامان داده، اما اکنون وضعیتش این گونه است! نخبگان آن زمان هر ضعفی که داشتند اما سازمان دهندگان خوبی بودند. مزد حداقلی سال ۱۳۳۸ تصویب شده که اولین قدم طبقه کارگر در آن سیستم است. نخبگان ما درباره منافع طبقه کارگر هنوز از ۷۰ سال پیش جلوتر نیامده‌اند.

    باید به سیاست اجتماعی و دولت رفاه بازگردیم

    این پژوهشگر توسعه با تاکید بر اینکه ما باید به سیاست اجتماعی و دولت رفاه بازگردیم و این سیاست اجتماعی را پشتیبان ورود به اقتصاد دانش کنیم، تصریح کرد: اقتصاد دانش حرفی فانتزی نیست، بلکه اقتصادی است که در آن دانش بر عوامل دیگر فائق شده. در اقتصاد دانش، دانش پیش برنده توسعه است. شعار سیاست اجتماعی پشتیبان اقتصاد دانش، ز گهواره تاگور دانش بجوی است و متاسفانه این بر خلاف چیزیست که در کشور ما وجود دارد که گفته می‌شود ز گهواره تا گور از دانش دور باش! ببینید خصوصی‌سازی‌ها با مدارس چه کرده است! شاهد کنار گذاشتگی‌ها، سهمیه‌ها و مهاجرت هستیم. کسی که دانش بجوید باید مهاجرت کند، چون این سیستم اصلا نمی‌خواهد وارد دانش شود.

    دولت ها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی را نمی دهند!

    اطهاری با تاکید بر اینکه جامعه دانش، دانایی را به توانایی فردی و اجتماعی تبدیل می‌کند، اما متاسفانه دولتها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی فردی و اجتماعی را نمی دهند و با این مسیر مقابله می‌کند، اضافه کرد: در صورتی که این شیوه در نئولیبرالیسم وجود ندارد و تمام موضوعش این است که حداقل دانایی را به ارزش مصرفی قابل مبادله تبدیل کند و اصلا برای این به وجود می‌آید می‌خواهد نوآور شود و به سرمایه‌دارها برای نوآوری انگیزه بدهد و سیستم مالی خود را هم در خدمت نوآور شدن تولید قرار می‌دهد. حتی موضوع حفاظت از خانواده نیز در اروپا بسیار مهم شده و کشورهای سوسیال دموکرات که توانسته‌اند حفاظت از خانواده را سامان دهند موفق‌تر هستند.

    اگر رفاه و عدالت اجتماعی برای آینده می‌خواهیم باید وارد اقتصاد و جامعه دانش شویم

    وی با بیان اینکه اگر ما آینده را با رفاه و عدالت اجتماعی می‌خواهیم باید وارد اقتصاد و جامعه دانش شویم گفت: در اقتصاد دانش کار مستقیم ارزش خود را از دست می‌دهد، همانطور که اکنون این اتفاق افتاده است و طبقه کارگر که کار مستقیم دارند از ۳۰ درصد تبدیل به ۱۰ درصد نیروی کار شده‌اند.

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه بعد از اینکه پایه‌های سرمایه‌داری در ایران شکل گرفته اما به دلیل اینکه نتوانستیم دانش را سامان دهیم دچار تله توسعه جدید شده‌ایم، توضیح داد: نئوفئودالیسمی که آمده مانع گسترش شده و به این دلیل که رانت را تولید و باز تولید می‌کند ما وارد تله توسعه جدید شده‌ایم. کشورهای دیگری در آمریکای لاتین هم که نتوانستند نقش دولت رفاه توسعه بخش را سامان دهند، دچار این شرایط شده‌اند؛ اما کشورهایی مانند کره جنوبی، چین و ویتنام که توانستند این شرایط را سامان دهند وارد دوره جدیدی شدند. وقتی نمی‌توانیم اقتصاد دانش را سامان دهیم محیط زیستمان را هم نابود می‌کنیم.

    وی با بیان اینکه سالانه بین ۳۰ تا ۸۰ میلیارد دلار از ایران خارج می‌شود در صورتی که تشکیل سرمایه در ایران در بخش صنعت و کشاورزی ۳۰ میلیارد دلار است، گفت: چنین چیزی در نئولیبرالیسم وجود ندارد. لیبرالیسم یک چرخه‌ای را در چارچوب اقتصاد دانش سامان می‌دهد.

    اواخر دولت روحانی برای ورود به اقتصاد دانش مدلی را طراحی کردم اما دولت که عوض شد در عرض ۱۵ دقیقه با آن مخالفت کردند!

    اطهاری ادامه داد: اواخر دوره روحانی پیشنهاد شد این بحث‌ها را به مدل تبدیل کنم که این کار را انجام دادم و در نهایت تحویل دولت آقای رئیسی شد. افرادی که از دانشگاه امام صادق آمده بودند در عرض یک ربع گفتند ما این را قبول نداریم! نقشه راه آن را هم به طور کامل سامان داده بودیم حتی آن را ندیدند. من از سال ۶۸ با وزارتخانه کار، تعاون و رفاه اجتماعی در ارتباط بودم؛ اما تاکنون این سطح از ابتذال را در این وزارتخانه ندیدم. آنچه که دیدم مبتذل‌تر از راست مبتذل بود.

    دولت در ایران، مازاد اقتصادی را به زور از سرمایه‌داران می‌گیرد

    وی با بیان اینکه نوآوری‌ها در دنیا با پشتوانه دولت‌ ها انجام شده و دولت ها ثمره نوآوری را با زور نمی‌گیرد، اظهار داشت: زمانی مالکیت سرمایه داری شکل می‌گیرد که زور از اقتصاد بیرون می‌رود. اما دولت در ایران مازاد اقتصادی را به زور از سرمایه‌داران می‌گیرد؛ این با مالیات فرق دارد. مالیات برای رفاه باز توزیع می‌شود.

    این پژوهشگر توسعه گفت: چپ و راست در ایران هیچ مدلی برای توسعه ندارند که منطبق بر شرایط باشد. روشنفکران مشروطه یک مدل بورژوا دموکراتیک کاملی داشتند، اگر ما مدلی داشتیم به وضعیت امروز نمی‌رسیدیم . دولت‌ها آمدند و هر کدام مدلی که خود در ذهن داشتند اجرا کردند چون مدل نداشتیم ، قطعاتی که ساخته‌ایم به هم نمی‌خورند و سرمایه‌ها تلف شدند.

  • تهران را قربانی بورژوازی مستغلات کردند!

    تهران را قربانی بورژوازی مستغلات کردند!

     به گزارش اقتصادران، کمال اطهاری ، پژوهشگر اقتصاد توسعه با بیان اینکه هر میزان که از تهران دورتر می ‌شویم تله فضایی فقر سخت‌تر می ‌شود، گفت: تلاشها بر این بود که منطقه ۲۲ تهران تبدیل به منطقه نوآوری شهر تهران شود، اما احمدی نژاد حکم داد که این منطقه مسکونی شود. فضای نوآوری را تبدیل به مسکن کردند و از رانت آن بهره برده شد. در واقع فضاها برای باز تولید رانت در اختیار گرفته شد. احمدی نژاد گفت برای رونق بخشیدن به بخش مسکن  ۲۰ درصد روی جمعیت شهر تهران اضافه کنیم! در حالی که اگر این کار در هر کشوری انجام می ‌شد محکومیت های جزایی سنگین برای آن فرد اعمال می کردند. شهر به بورژوازی مستغلات فروخته شد.

    مشکل اساسی جامعه نخبگانی ما کمبود دانش است

     کمال اطهاری که در نشست «بررسی تله‌ های فضایی فقر در ایران» سخن می ‌گفت، با بیان اینکه مشکل اساسی جامعه علمی، سیاسی و نخبگانی ما کمبود دانش است، تصریح کرد: مقایسه روشنفکران امروز با روشنفکران مشروطه نشان می ‌دهد که آنها چگونه در یک جامعه کاملا استبداد زده و تجزیه شده پیش از جنگ جهانی دوم و بعد از جنگ جهانی اول توانستند در ایران نهادهایی را بسازند که اکنون آنچه که حداقل‌ های جامعه مدنی عصر ماست را مدیون آنها هستیم.

    تله رانت در شهر، با تراکم فروشی آغاز شد / با پدیده بورژوازی مستغلات رانتی مواجه هستیم / سیستمی ناقص با بی دانشی شهر را نابود می ‌کند

    این پژوهشگر اقتصاد توسعه با تاکید بر اینکه اندیشمندان توسعه در تشریح علل عدم رخداد توسعه در مناطق مختلف، کمبود دانش را به عنوان عاملی اساسی تحلیل می ‌کنند، اظهارداشت: کمیاب ترین عامل توسعه، دانش است؛ بنابراین ما باید ببینیم چگونه سیستمی ناقص، به این گونه، با بی دانشی شهر را نابود می ‌کند و سکونتگاه‌ های غیررسمی و به عبارتی تله‌ های فضایی ایجاد می ‌کند که تنها شامل فقر هم نیست و می ‌تواند تله رانت هم باشد که با تراکم فروشی شروع شده و بعد با سلطه آنچه که می ‌توان از آن به عنوان «بورژوازی مستغلات رانتی» یاد کرد، تداوم پیدا کرده است.

    جنگلهای استان مازندران برای مسکن دوم رانتخوارها صرف شد

    اطهاری توضیح داد: همان طور که استان مازندران وقتی جنگل‌ هایش را از دست داد، برای مسکن دوم رانت‌خوارها صرف ‌شد. فضا تجلی روابط اقتصادی و اجتماعی و در عین حال زمینه ساز آن است؛ همچون زبان که تجلی اندیشه و زمینه ساز آن است؛ یا مانند ابزار تولید که از کار اجتماعی و اندیشه برمی ‌آید و خود زمینه ساز طبقات جدید اجتماعی و تفکرات جدید می ‌شود.

    وی با بیان اینکه بعد از ظهور اقتصاد دانش، تحرکاتی که در طبقات مختلف در کشورهای صنعتی رخ داده که باعث شده درصد اشتغال پرولتاریا در کشورهای مرکزی از ۳۰ درصد به ۱۰ درصد کاهش یافته، خاطرنشان کرد: ببینید ابزاری که ساخته شده چگونه در مناسبات اجتماعی تحول ایجاد می ‌کند. این مسئله در ارتباط با فضا نیز وجود دارد؛ اگر یک فضا به خوبی ساماندهی نشود، جامعه تکامل خود را پیدا نمی ‌کند. در اقتصاد دانش، دانش باید در شهر ساماندهی شود. کارخانه ای را در نظر بگیرید که ماشین آلات آن ناقص باشد یا درست چیده نشده باشد، در واقع وقتی فضا خوب سامان نیابد هم این چنین می شود و تولیدات آن کارخانه ناقص است یا مقرون به صرفه نیست.

    سیستم اقتصادی استان مازندران به دلیل تله رانت و فراغت شهری، ناکارآمد شده است

    اطهاری تاکید کرد: ساماندهی با شناخت روابط اقتصادی و اجتماعی بسیار اهمیت دارد، تله‌ های فضایی، تله‌ هایی هستند که به صورت ارادی یا غیرارادی با کمبود دانش شکل می ‌گیرند. استان مازندران در تله رانت و وقت فراغت شهری افتاده و کل سیستم اقتصادی آن بسیار ناکارآمد شده است. همانطور که یونان در تله گردشگری افتاد و اصلا اقتصاد متنوعی ندارد. ساماندهی فضا برای گردشگری صورت گرفته و نه یک اقتصاد پیشرو، به همین دلیل دچار بحران‌ های پیوسته شده است.

    در تله فضایی فقر، فقر بازتولید می ‌شود

    این پژوهشگر اقتصاد توسعه با یادآوری اینکه تله‌ ها می ‌توانند به صورت سیاسی شکل بگیرد مانند آنچه که در کشورهای آفریقایی شاهد هستیم، توضیح داد: تله‌ ها در روابط اقتصادی و اجتماعی معینی تولید و بازتولید می ‌شوند. در تله فضایی فقر، فقر بازتولید می ‌شود. سکونتگاه‌ های اجتماعی و غیررسمی حاشیه شهر، بیشتر جنبه سکونتی دارند و جنبه توسعه ای ندارند. در تله فضایی فقر نمی ‌تواند سرمایه‌گذاری‌ صورت بگیرد، حتی سرمایه‌ های نمادینشان نیز از بین می ‌رود. مثلا در استانهای محروم کشورمان، شخصیت‌ های علمی به اندازه شخصیت‌ های سیاسی حضور ندارند؛ سرمایه‌ های نمادین پیشرفته در این مناطق نداریم. همانطور که کشور برای شخصیت‌ های درجه اول کشور علمی، جایگاهی قائل نیست و حتی اگر کوچه ای هم به نام آنها کند بعدها تغییر می ‌دهد. در واقع شخصیت‌ های نمادینش را از بین می ‌برد و این یک نوع تله است. همین تله نیز یکی از عوامل مهاجرت می ‌شود؛ چرا که هیچ نامی برای کسی که فعالیت مثبتی برای جامعه داشته باشد، وجود ندارد.

    در ارتباط با مسکن مهر، شاهد تله‌ های فضایی هستیم

    وی با بیان اینکه در آمریکا به دلیل تبعیض‌ هایی که روی سیاه پوست‌ ها بوده از ابتدا آنها کم درآمد طرح هستند به همین دلیل در حاشیه شهرها ساکن هستند، به تشریح علل و روند بازتولید فقر و بزهکاری به دلیل متراکم شدن این جمعیت در حاشیه شهرها پرداخت و ادامه داد: ما در ارتباط با مسکن مهر، شاهد تله‌ های فضایی هستیم. گفتند می ‌خواهیم کم درآمدها را سکونت دهیم، هرچند که این هدف محقق نشد؛ اما تله‌ های فضایی تشکیل ‌شد. جداسازی در سکونتگاه‌ های اطراف شهر، این تله‌ های فضایی را شکل می ‌دهد.

    فرصت اصلاح کژکارکردیهای طرح جامع تهران از دست رفت

    اطهاری با بیان اینکه از طرح جامع تهران مصوب ۴۹ این شرایط آغاز شد و فرمانی از بالا آمد که تهران تا سال ۵۳ کم درآمد نخواهد داشت و این تفکر درستی نبود، ادامه داد: ضوابط شهری برای طبقات متوسط به بالا تدوین شد، متوسط قطعه بندی زمین در شهر تهران ۱۰۰ متر به بالا بوده است و هنوز هم این ضوابط موجود است و مرکز تهران همان قطعه ‌بندی متوسط را دارد. حداقل قطعه ‌بندی را ۲۷۰ متر در نظر می ‌گیرند که از این طریق در برنامه ‌ریزی فضایی از کم درآمدها شهروندزدایی می ‌شود. در دهه ۷۰ می ‌شد این مسئله را حل کرد، اما اکنون با توجه به تله توسعه ای که ایجاد شده، این مسئله قابل حل نیست.

    چیدمان سکونتگاه های شهری در ایران، دائما فقر را بازتولید می کنند

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه ما انواع تله‌ های فضایی فقر در سطح منطقه ای، برنامه ای و روستایی در ایران داریم، تصریح کرد: روستاهای کوچک در مناطق گرم و خشک، بیشترین تاثیر را به دلیل مسائل اقلیمی پذیرفته اند و کاملا به سوی نابودی رفته اند؛ چرا که دائم فقر در حال باز تولید است. از سال ۴۹ با برنامه ریزی میتنی بر انفصال، اولین سکونتگاه‌ های منفصل در ایران شکل گرفت، تا قبل از آن همه در داخل شهر کنار هم قرار می ‌گرفتند. آمریکا قانون ضد تبعیض دارد به این معنی که حداقل ۱۰ درصد سکونتگاه‌ ها در مناطق شهری باید متعلق به اقشار کم درآمد باشد که این امر از طریق سکونتگاه‌ های اجتماعی انجام می ‌شود. متاسفانه در ایران برنامه چهارم را کنار گذاشتند؛ در حالی که برنامه چهارم مبتنی بر اقتصاد دانش و بر عدالت متمرکز بود. برنامه چهارم به همت افرادی مانند زنده یاد حسین عظیمی نوشته شد که برنامه جامعی بود. اما متاسفانه برنامه‌ ای پراکنده و رانت جویانه جایگزین کردند.

    نبود اقتصاد دانش، ما را در تله توسعه گرفتار کرده / عدم ورود به اقتصاد دانش و نوآوری به معنای نابودی یک کشور است

    به گفته اطهاری؛ نبود اقتصاد دانش ما را در تله توسعه گرفتار کرد. این مسئله بسیار مهمی است. رابطه اقتصاد دانش با اقتصاد صنعتی، مانند رابطه اقتصاد صنعتی با اقتصاد پیشاصنعتی است و نمی ‌توان اصلا آن را شوخی گرفت. تمام سیستم‌ های برنامه ‌ریزی فضایی و سیاستگذاری‌ های اجتماعی آن کاملا متفاوت است. عدم ورود به اقتصاد دانش و نوآوری به معنای نابودی یک کشور است. باید این مسئله را وارد گفتمان‌ های رایج کشور کنیم، در غیر این صورت حتی محیط زیست کشورمان نیز نابود می ‌شود. بدون اینکه بخش کشاورزی را هوشمندسازی کنید، نمی ‌توانید از تله توسعه جدید بیرون بیایید. به برگ و خاک سنسور وصل می ‌شود و این سنسورها، توزیع آب را کنترل می کنند. راندمان را بالای ۹۰ درصد می ‌برد و با صرفه جویی آب بین ۳۰ تا ۵۰ درصد، به مبارزه با بحران محیط زیست ایران کمک می ‌کند. بدون این مسئله سیستان و بلوچستان و جنوب خراسان و رفته رفته اصفهان نیز از بین می ‌روند. این ورود اجباری است.

    وی با تاکید بر اینکه باید سیاست‌ های اجتماعی لازم هم برای این مسئله ساماندهی شوند چرا که در این چارچوب باید از گهواره تا گور دانش بجویید، افزود: این ساماندهی انجام می ‌شود تا جامعه نوآور شود و بتواند رقابت کند؛ چرا که در جهانی شدن، رقابت و نواوری اصل است و بدون آن اقتصاد همه کشور ها نابود می ‌شود.

    این پژوهشگر اقتصاد توسعه، با بیان این اعتقاد که ما در ایران در تله نهادی رانت، بی‌اعتمادی مردم و سوءظن نهادینه قرار داریم، گفت: تله قدیم توسعه، وقتی که دوران اقتصاد کشاورزی است وجود داشت، در آن دوره، درآمد کافی نیست، پس‌انداز نمی ‌شود و دولت نمی ‌تواند مالیات کافی بگیرد. این تله توسعه قدیم است. تله توسعه جدید، زمانی است که برنامه‌ های یک کشور، کافی نیست و در تله توسعه می ‌افتد. اقتصاد تغییر کرده و این نوع کشور ها خُرد می ‌شوند. همانطور که شاهدیم یکباره کالاهای ارزان و با کیفیت چین اروپا را می ‌گیرد و کشوری مانند ایتالیا نمی ‌تواند سربلند کند. در این شرایط احتمال نابودی آن اقتصاد وجود دارد.

    به طور کامل در تله نوین توسعه قرار گرفته ایم / هم شکست دولت داریم، هم شکست بازار

    وی با یادآوری اینکه در دهه ۵۰ شاخص پیچیدگی اقتصاد ایران در میان کشور های در حال توسعه بالا بود اما اکنون این شاخص تنزل پیدا کرده و ایران کاملا در تله نوین توسعه قرار گرفته است، معتقد است: ما هم شکست دولت داریم هم شکست بازار. شکست بازار با تراکم فروشی و عملکرد شرکت‌ های خصولتی انجام شد. وقتی سکونتگاه‌ های فضایی منفصل به وجود می ‌آید، رابطه کم درآمد ها با اقشار بالاتر و متخصص قطع می ‌شود. در واقع ارتباط آنها با جامعه مدنی قطع شده و در این حالت فقر فشرده می ‌شود. در نتیجه تله طبقاتی، کم درآمد وقتی در تله فضایی منفصل می ‌شود دیگر نمی ‌تواند از آن خارج شود. به همین دلیل به بزهکار تبدیل می ‌شود؛ مثلا ابتدا ۴۰ درصد منطقه زورآباد کارگران ساده ایران ناسیونال بودند، وقتی مقابله‌ های دولت با خودشان را می ‌بینند و نارضایتی‌ هایی هم دارند هیچ همراهی برای بهبود بافت اجتماعی خود و در راستای سیاست‌ های دولت ندارند، در نتیجه قفل شدگی فضایی ایجاد می ‌شود.

    هر میزان که از تهران دورتر می ‌شویم تله فضایی فقر سخت‌تر می ‌شود / سالانه 50 میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج می شود

    اطهاری با بیان اینکه هر میزان که از تهران دورتر می ‌شویم تله فضایی فقر سخت‌تر می ‌شود، ابراز عقیده کرد: آنچه که در آن زندگی می کنیم، سیستم سرمایه داری نیست، بلکه ما در واقع در سیستم نئوفئودالیسم رانتی زورگو انحصاری قرار داریم که تنها زیر بنای سرمایه دارانه دارد و مانع تولید و باز تولید شده و به جای آنکه رانت را به چرخه تولید درآورد آن را از کشور خارج می ‌کند. برآورد ها نشان می ‌دهد که سالانه به طور متوسط ۵۰ میلیارد دلار به صورت رانت از کشور خارج می ‌شود. دانشگاه تربیت مدرس روی این موضوع کار کرده و نشان داده که بین ۳۰ تا ۸۰ میلیارد دلار به صورت سالانه بسته به میزان درآمدهای نفتی، از ایران خروج سرمایه داریم.

    نئوفئودالیسم رانتی در ایران مانع رشد نیروهای مولد شده است

    وی ادامه داد: کل تشکیل سرمایه در بخش صنعت و کشاورزی ۳۰ میلیارد دلار است، در ایران سرمایه‌داری در زیر بنا به وجود آمده اما در روبنا شاهد نئوفئودالیسم هستیم. روبنا می ‌تواند مانع رشد نیروهای مولد شود، خصوصا اگر رانتی باشد و این مسئله در ایران وجود دارد. بنابراین باید روبنا را برای هرگونه سیاست گذاری شناخت. عامل مهم آن غیر از عملکرد دولت، تراکم فروشی بود که بیماری هلندی ایجاد کرده است. در اقتصاد سیاسی گفته می شود دولت نئوفئودالی، مانع توسعه و حتی توسعه سرمایه‌داری می ‌شود چون پول را از چرخه سرمایه بیرون می ‌آورد. در هر حال سرمایه‌داری یک چرخه است که قانون اول آن تولید و باز تولید گسترده عنوان می شود.

    شاهد شهری شدن رانت در ایران هستیم

    به گفته اطهاری؛ این چرخه در ایران ایجاد نمی شود، بلکه آنچه در ایران رخ داده شهری شدن رانت است؛ به این معنا که فضا به گونه ای سامان داده می ‌شود که رانت بازتولید کند. تلاش ما این بود که منطقه ۲۲ تهران  تبدیل به منطقه نوآوری شهر تهران شود. اما مشاور مربوطه را مجبور کردند که این منطقه را مسکونی کند. این خیانت به نسل‌ های بعدی کشور بود. آقای قالیباف، به عنوان شهردار وقت، نسبت به نوآور شدن این منطقه قانع شده بود؛ چرا که این منطقه کنار منطقه صنعتی ۲۱ قرار داشت و می ‌توانست در این رابطه ایفای نقش خوبی داشته باشد. اکنون شهرداری‌ های کشورهای جهان یکی از وظایفشان این است که محل کار ارزان برای اقتصاد دانش بنیان ایجاد کنند، چرا که در داخل شهر است و در شهرک‌ های صنعتی قرارنگرفته است.

    بافت منطقه 22، با منافع رانت جویانه تغییر کرد / تهران یک میلیون مسکن خالی دارد / با قفل شدگی نهادی مواجه هستیم

    این پژوهشگر اقتصاد توسعه توضیح داد: احمدی نژاد حکم داد که این منطقه مسکونی شود، آن زمان به من فشار آوردند که این کار را بکن، من زیر بار نرفتم. اما دیگر همکاران این حکم را از سر ناچاری پذیرفتند. فضای نوآوری تبدیل به مسکن شد تا از رانت آن بهره برده شود. در واقع از آن فضاها برای باز تولید رانت بهره برداری شد. همانطور که تهران اکنون یک میلیون مسکن خالی دارد و بخشی از تورم کشور مرتبط با آن است. وقتی سرمایه‌ ها به بخش مسکن رفت باعث قفل شدگی نهادی شد. بخش زیادی از سرمایه بانک‌ ها در این حوزه خوابیده است و بانک‌ ها نمی ‌توانند وام دهند. تحریم هم شرایط را پیچیده‌تر کرد. بودجه عمرانی کشور کاهش پیدا کرده و با قفل شدگی نهادی مواجه هستیم.

    رشد 20درصدی جمعیت تهران با هدف رونقِ بخش مسکن! / شهر تهران را به بورژوازی مستغلات فروختند!

    اطهاری اضافه کرد: این شرایطی بود که دوره احمدی نژاد ایجاد کرد و بسیار جالب است که اصلاح طلبان هیچگاه از طرح جامع تهران دفاع نکردند و به خصوص حزب سازندگی، هیچگاه علیه تراکم فروشی و این اقدامی که صورت گرفته حرفی نزد. حتی در رابطه با اینکه جمعیت به بیش از ۱۰ میلیون نفر رسیده صحبتی نداشتند. در آن دوره، احمدی نژاد گفت برای رونق بخشیدن به بخش مسکن  ۲۰ درصد روی جمعیت شهر تهران اضافه کنیم! در حالی که اگر این کار در هر کشوری انجام می ‌شد محکومیت های جزایی سنگین برای آن فرد اعمال می کردند. همین مسئله را نیز به من ابلاغ کردند تا چیدمان شهر تهران را عوض کنم. در حالی که من منطقه نوآوری را برای ورود شهر تهران به اقتصاد دانش پایه در نظر گرفته بودم. در یک سیستم نئولیبرال این اقدام زندان دارد؛ چرا که شهر را قربانی بورژوازی مستغلات کردند و به آن ها فروختند.

    به گفته اطهاری؛ در سند بعدی واژه «برای رونق بخشیدن» هم حذف شد، اما این واژه، در سند اول طرح جامع تهران وجود دارد.

    روشنفکران مویه گری می ‌کنند

    وی با انتقاد از عملکرد برخی روشنفکران پس از انقلاب، با بیان اینکه متاسفانه روشنفکران مویه گری می ‌کنند و از استبداد ایرانی سخن می ‌گویند در حالی که باید این گفتمان را به گفتمان توسعه ای تبدیل کنیم، پرسید: چگونه است که روشنفکران مشروطه در آن دوره توانستند؟ چگونه استبداد ایرانی آن زمان که در عمق جامعه وجود داشته مطرح نبوده؟

    سیستم در بن‌بست است / نخبه‌ ها درباره الگوی توسعه توافق کنند

    اطهاری تاکید کرد: باید برای توسعه جامعه، خلاقیت داشته باشیم و برای همه مسائل کشور حرف داشت. سیستم در بن‌بست است، نخبه ها درباره الگوی توسعه توافق کنند و در گام بعد آن را میان مردم ببرند. اما وقتی اساسا چیزی را بلد نیستید چه چیزی به مردم می ‌خواهید بگویید! باید گفت صبر کنید تا منجی بیاید. در واقع وقتی انقلاب شد هیچ کسی الگوی توسعه نداشت. همه ضد هژمونی شاه بودند اما این کافی نبود. مشکل ما نبود بدیل است و این الگوی توسعه بعد هم به وجود نیامد و دانشگاه‌ ها نیز به دلیل مسائلی که بعد ایجاد شد، تهی شدند.