برچسب: کسب و کار

  • زنگ خطر کسب‌وکار در ۵ استان به صدا درآمد / فارس بدترین شد، خراسان رضوی بهترین / تهرانی‌ها در محدوده قرمز!

    زنگ خطر کسب‌وکار در ۵ استان به صدا درآمد / فارس بدترین شد، خراسان رضوی بهترین / تهرانی‌ها در محدوده قرمز!

    به گزارش اقتصادران، داده‌های منتشر شده از وضعیت محیط کسب‌وکار در تابستان امسال نشان می‌دهد که «خراسان رضوی» با کسب بهترین نمره، مساعدترین وضعیت محیط کسب‌وکار را در میان استان‌های کشور داشته، در حالی که «استان فارس» با کسب پایین‌ترین نمره، در انتهای فهرست و با نامساعدترین وضعیت محیط کسب‌وکار قرار دارد.

    این تفاوت‌ها نشان‌دهنده تأثیر عوامل مختلفی مانند «غیرقابل پیش‌بینی بودن و تغییرات قیمت مواد اولیه و محصولات»، «دشواری تأمین مالی ازبانک‌ها»، «بی‌ثباتی سیاست‌ها، قوانین و مقررات و رویه‌های اجرایی ناظر بر کسب‌وکار»، «محدودیت دسترسی به حامل‌های انرژی (برق، گاز، گازوئیل و…)» و «رویه‌های ناعادلانه ممیزی و دریافت مالیات» بر مؤلفه‌های محیط کسب‌وکار کشور است و و این امر موجب شده تا استان فارس بدترین نمره محیط کسب و کار را به دست آورد.

    بر اساس نتایج حاصل از پایش ملی محیط کسب‌وکار ایران در تابستان ۱۴۰۴، شاخص ملی محیط کسب‌وکار کشور ۶٫۰۹ (که در آن ۱۰ بدترین ارزیابی است) محاسبه شده که نشان‌دهنده وضعیت نامساعدتر نسبت به ارزیابی فصل بهار با میانگین ۵٫۹۵ است. این تغییر نشان‌دهنده افزایش چالش‌ها و مشکلات محیطی در زمینه کسب‌وکار در کشور است.

    وضعیت قرمز به کدام استان‌ها رسید؟

    داده‌های منتشر شده حاکی از آن است که پس از استان فارس، که با بدترین نمره محیط کسب‌وکار مواجه بوده است، استان‌های «سمنان»، «سیستان و بلوچستان»، «گیلان» و «کرمان»در رتبه‌های بعدی قرار دارند. این استان‌ها به ترتیب در رده‌های نامساعدترین وضعیت محیط کسب‌وکار قرار گرفته‌اند. عواملی مانند مشکلات زیرساختی، دشواری‌های تأمین مالی، بی‌ثباتی در سیاست‌ها و قوانین، و محدودیت‌های دسترسی به منابع انرژی و مواد اولیه از جمله عواملی هستند که باعث کسب این رتبه‌ها برای این استان‌ها شده است.

    این ارزیابی‌ها نشان می‌دهند که چالش‌های محیط کسب‌وکار در برخی از استان‌های کشور به ویژه در مناطق کمتر توسعه‌یافته و مرزی، همچنان ادامه دارد و نیازمند توجه ویژه برای بهبود وضعیت آن‌هاست. به نظر می‌رسد که اقدامات اساسی در زمینه اصلاحات اقتصادی، تقویت زیرساخت‌ها و ارتقای شرایط قانونی و مالی می‌تواند در تغییر این وضعیت مؤثر باشد.

    استا‌ن‌های با بهترین شاخص کسب و کار

    با توجه به داده‌های اعلام شده، می‌توان گفت که در این مدت، استان‌های «خراسان رضوی»، «البرز»، «ایلام»، «گلستان» و «زنجان» با کسب عدد زیر ۵ در شاخص محیط کسب‌وکار، توانسته‌اند وضعیت مساعدی در زمینه محیط کسب‌وکار به دست آورند. این نمرات پایین‌تر از ۵ نشان‌دهنده شرایط مطلوب‌تری در این استان‌ها نسبت به سایر مناطق کشور است و نشان می‌دهد که این استان‌ها در زمینه‌هایی مانند دسترسی به منابع مالی، حمایت‌های دولتی، قوانین تسهیل‌کننده کسب‌وکار و زیرساخت‌های مناسب، عملکرد بهتری داشته‌اند.

    به طور خاص، استان‌های «خراسان رضوی» و «البرز» با وضعیت مساعدتر در این ارزیابی، به دلیل پشتیبانی از صنایع مختلف، توسعه زیرساخت‌ها، و شرایط نسبتاً پایدار اقتصادی، موفق به کسب این رتبه‌ها شده‌اند. دیگر استان‌ها مانند «ایلام»، «گلستان» و «زنجان» نیز با برنامه‌ریزی‌های مناسب و تلاش برای بهبود فضای کسب‌وکار در این مدت توانسته‌اند شرایط خود را بهبود بخشند.

    این آمار نشان‌دهنده این است که در برخی از استان‌ها به‌ویژه آن‌هایی که از مزیت‌های خاص جغرافیایی یا صنعتی برخوردارند، توانسته‌اند با تمرکز بر ایجاد زیرساخت‌های مناسب، ارائه مشوق‌های اقتصادی و کاهش موانع قانونی، به نمرات بهتری در شاخص محیط کسب‌وکار دست یابند.

  • تنفس مصنوعی دولت به صنایع و کسب و کارها در بحبوحه جنگ

    تنفس مصنوعی دولت به صنایع و کسب و کارها در بحبوحه جنگ

    به گزارش اقتصادران، در آغاز هرگونه تنش یا اقدام نظامی از سوی دولت‌ها، معمولا تمامی بازارها از بازارهای مالی گرفته تا کالاهای اساسی و حتی بازار املاک و مستغلات تحت‌تاثیر هیجانات شدید دچار نوسانات مقطعی می‌شوند. اما این واکنش‌ها معمولا دوام چندانی ندارند و طی یک تا دو ماه با کاهش هیجان و تثبیت شرایط، بازارها به مسیر طبیعی و بلندمدت خود بازمی‌گردند. آنچه در این میان اهمیت دارد، این است که در شرایط جنگی، اگر شوک‌های اقتصادی شدت پیدا کند، کسب‌وکارها از تمرکز براستراتژی‌های رشد فاصله گرفته و به سمت راهبردهای بقا حرکت می‌کنند. این تغییر رویکرد به معنای گردش مالی کمتر، افزایش محافظه‌کاری و کاهش سودآوری است نه الزاما ورشکستگی. تجربه دوران همه‌گیری کرونا نمونه‌ای روشن از چنین وضعیتی است: در آن دوران، کسب‌وکارهای مرتبط با گردشگری مانند هتل‌داری و خطوط هوایی با افت شدید تقاضا مواجه شدند. همچنین فروشگاه‌های زنجیره‌ای، مراکز خرید و اماکن ورزشی به دلیل محدودیت‌های رفت‌وآمد، کاهش چشمگیر مشتریان را تجربه کردند. صنایع تولیدی نیز با اختلال در زنجیره تامین مواجه شده و برخی به مرز تعطیلی نزدیک شدند.

    نقشه‌راه فوری نیاز تولید در جنگ

    اولویت‌بندی نیازهای تولید و تسهیل در واردات مواد اولیه کارخانجات آن هم در شرایطی که کشور با پیامدهای اقتصادی بحرانی و امنیتی مواجه شده است ضروری به نظر می‌رسد. کارشناسان اقتصادی بر این باورند که بنگاه‌های تولیدی و فعالان اقتصادی نیازمند مداخلات حمایتی فوری از سوی دولت هستند. یکی از سیاست‌های حمایتی دولت که اخیرا در خصوص آن اطلاعیه‌ای نیز صادر کرده، افزایش مهلت ثبت و ارسال صورتحساب الکترونیکی مالیاتی تا ۲۲ تیرماه است، مورد دیگر ارایه بسته‌های حمایتی ویژه برای فعالان اقتصادی، تولیدکنندگان و سرمایه‌گذاران در مناطق آزاد است یا اینکه سید علی مدنی‌زاده، وزیرامور اقتصادی و دارایی اخیرا بر پوشش ریسک‌های جدید از سوی شرکت‌های بیمه در شرایط بحرانی تاکید کرده است.

    ضرورت تدوین بسته حمایتی جدید

    وحید شقاقی شهری، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی، ضمن برشمردن برخی اقدامات اولیه دولت، پیشنهادهایی برای گذر از این دوران بحرانی ارایه کرد. او در خصوص برخی تدابیر حمایتی دولت از جمله تمدید مهلت ثبت و ارسال صورتحساب‌های الکترونیکی مالیاتی تا۲۲ تیرماه و نیز اعلام آمادگی صنعت بیمه برای ارایه خدمات ویژه به بنگاه‌ها که دو نمونه از اقدامات اخیر دولت است به «اعتماد» می‌گوید: اینها کافی نیست و باید یک بسته جامع حمایتی طراحی شود. گرچه ممکن است در بخش‌های نظامی یا سیاسی پیش‌بینی‌هایی صورت گرفته باشد، اما واقعیت این است که در حوزه اقتصاد، ما غافلگیر شدیم و نبود آمادگی، فشار سنگینی را بر کسب‌وکارها وارد کرده است.

    ناترازی‌ها، خاموشی‌ها و انباشت مشکلات

    شقاقی شهری با اشاره به سابقه مشکلات ساختاری تاکید می‌کند: ناترازی در شبکه برق، مشکلات نظام بانکی و قطعی‌های مکرر از ماه‌ها پیش وجود داشت، اما حالا این مشکلات با پیامدهای جنگ و نااطمینانی‌های سیاسی و روانی ترکیب شده‌اند. کاهش خرید مردم، رشد موجودی انبارها و افت شدید تقاضا، همه از نشانه‌های ورود به یک رکود عمیق هستند.

    اولویت‌بندی در تامین مواد اولیه ضروری

    این کارشناس اقتصادی بر لزوم طراحی فوری یک نقشه راه برای حفظ تولید تاکید کرده و می‌گوید: باید زنجیره تولید کالاهای اساسی و استراتژیک یا اقلام خوراکی شناسایی و اولویت‌بندی شود، چرا که اگر مواد واسط و اولیه این زنجیره‌ها تامین نشود، تولید از کار خواهد افتاد و فشار روانی ناشی از کمبود کالا، کشور را با موج تقاضای کاذب مواجه می‌کند. این استاد دانشگاه با تاکید بر نقش بانک‌ها و هدایت اعتبارات بانکی در شرایط بحرانی می‌گوید: تجربه آلمان در جنگ جهانی دوم نشان می‌دهد که هدایت اعتبارات به سوی صنایع کلیدی، از حیف و میل منابع جلوگیری می‌کند و بانک مرکزی ما هم باید با طراحی سیاست هدایت اعتبار، اولویت‌های تولیدی را تعیین و منابع را هدفمند تخصیص دهد.

    بیمه‌ها وارد عمل شوند

    شقاقی شهری همچنین نقش بیمه‌ها را مهم دانست و بر ارایه تسهیلات برای کسب و کارهای آسیب دیده تاکید کرد و پیشنهاد داد: بیمه‌ها می‌توانند با تخفیف در حق بیمه و تسریع در جبران خسارت بنگاه‌هایی که از حملات آسیب دیده‌اند، به حفظ چرخه تولید کمک کنند. همچنین، باید دستورالعمل‌هایی برای مدارا در وصول اقساط بانکی و مالیاتی صادر شود. این اقتصاددان می‌گوید: مهم‌ترین هدف در این شرایط، جلوگیری از توقف تولید است و نباید اجازه داد زنجیره تامین و تولید کشور فروبپاشد. لازمه آن، طراحی یک نقشه راه سریع، عملیاتی و هماهنگ میان دستگاه‌های اقتصادی، بانکی، بیمه‌ای و گمرکی است.

    مسکن‌های موقتی یا راه‌حل‌های دایمی؟

    آلبرت بغزیان، اقتصاددان در خصوص حمایت از کسب و کارها در شرایط کنونی به «اعتماد» می‌گوید: در شرایط بحرانی یا جنگی، بسیاری از دولت‌ها تلاش می‌کنند با مجموعه‌ای از سیاست‌های حمایتی، از شوک‌های اقتصادی بکاهند. اما اقدامات فعلی دولت عمدتا «مسکن‌های موقتی» هستند و توان درمان ساختاری اقتصادی را ندارد. او در خصوص اقدامات حمایتی اخیر دولت نیز توضیح می‌دهد: این اقدامات در ظاهر یک حمایت اداری است، اما در باطن، به‌دلیل رکود و پیچیدگی‌های اقتصادی، بیشتر نقش مُسکن دارد. مشکل اصلی، نبود شفافیت در فرآیندهای مالیاتی، فشار مضاعف بر بنگاه‌های متوسط و کوچک و همچنین عدم تطابق زیرساخت‌ها با الزامات دیجیتال است. این کارشناس اقتصادی تاکید می‌کند: شرکت‌های بیمه داخلی با منابعی که ارزش‌شان به دلیل تورم به سرعت کاهش می‌یابد، نمی‌توانند خسارت‌های عمده را پوشش دهند. در نبود بیمه‌گران بین‌المللی به دلیل تحریم‌ها، راهی جز تشکیل کنسرسیوم داخلی باقی نمی‌ماندکه آن هم با خطر ورشکستگی در صورت وقوع یک حادثه جدی مواجه است.

    نسخه‌ای که درمان نمی‌کند

    این اقتصاددان می‌گوید: ما با دور باطلی مواجه هستیم؛ بی‌ثباتی نرخ ارز، نرخ بالای بهره، هزینه‌های تولید بالا و نبود فضای امن برای سرمایه‌گذاری و تا زمانی که تحریم‌ها برداشته نشود و اقتصاد به تجارت جهانی متصل نشود، هیچ سیاست حمایتی نمی‌تواند اقتصاد ایران را از وضعیت رکود خارج کند و تا زمانی که فضای خارجی اقتصاد ایران بسته است، سرمایه‌گذار خارجی نمی‌آید، شرکت بیمه خارجی همکاری نمی‌کند و مناطق آزاد عملا تنها نامی خواهند بود بر تابلوی ورودی بنادر. به باور آلبرت بومیان، مناطق آزاد در ایران نه تنها نتوانسته‌اند به سکوی صادراتی تبدیل شوند، بلکه در بسیاری موارد، به حیاط خلوتی برای واردات و فرار مالیاتی بدل شده‌اند.

    حمایت‌ مالیاتی؛ چاق‌تر شدن گروه‌های خاص

    او در مورد ارایه مشوق‌های سرمایه‌گذاری در مناطق آزاد نیز ادامه می‌دهد: این مناطق تابع قوانین سرزمین اصلی هستند و در واقع آزادی اقتصادی در این مناطق موضوعیت ندارد و هدف از تاسیس مناطق آزاد، جذب سرمایه‌گذار خارجی، ایجاد فرصت‌های صادراتی و جهش تولید بود، اما امروز تنها به معافیت مالیاتی و فرصت‌هایی برای دور زدن مقررات محدود شده‌اند. بغزیان می‌گوید: معافیت‌های مالیاتی که اغلب در مناطق آزاد کشور اعطا شده، در عمل منجر به چاق‌تر شدن گروه‌های خاص شده است. آنچه امروز تحت عنوان حمایت مطرح می‌شود، بیشتر به نفع گروه‌هایی است که سال‌ها از رانت‌های قانونی و اداری بهره‌مند بوده‌اند.

  • تولید با دستان خالی! / زور بانک ها به تأمین مالی بنگاه های اقتصادی نمی رسد

    تولید با دستان خالی! / زور بانک ها به تأمین مالی بنگاه های اقتصادی نمی رسد

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر توسعه ابزارهای مالی نظیر کرادفاندینگ، تامین مالی زنجیره‌‌‌ای، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و  IPO (انتشار اولیه سهام) کمک کرده تا برخی از نیازهای مالی بنگاه‌‌‌ها از بازار مالی داخلی تامین شود. با این حال شواهد غیررسمی نشان می‌دهد هزینه این تامین مالی ماهانه بین ۴ تا ۱۰‌درصد در نوسان است. به همین دلیل نیز اعتبارات بانکی و دریافت تسهیلات با نرخ ۱۲ تا ۲۳‌درصد (۱۸ تا ۳۰‌درصد با لحاظ همه هزینه‌‌‌های جانبی دریافت تسهیلات بانکی) در اولویت بسیاری از صنایع و کسب‌وکارها قرار گرفته است. از آنجا که نرخ تورم هنوز هم از نرخ تسهیلات بانکی بالاتر است، بسیاری از بنگاه‌‌‌ها از طرق مختلف به صف دریافت تسهیلات بانکی می‌‌‌پیوندند؛ عاملی که جیره‌‌‌بندی اعتبار به نفع بنگاه‌‌‌های بزرگ و به ضرر SMEها را در عصر کنترل ترازنامه شدت داده است. مرور آمار بانک‌مرکزی نشان می‌دهد در فقدان توسعه روش‌های نوین تامین مالی و نبود خطوط اعتباری از منابع بین‌المللی، تامین مالی بانکی به تنها مسیر ادامه حیات واحدهای اقتصادی تبدیل شده، حال آنکه نه ابزارهای مالی به‌خوبی توسعه پیدا کرده و نه بانک توانسته است همپای تورم و جهش‌‌‌های ارزی، نیاز بنگاه‌‌‌ها به نقدینگی را تامین کند.

    نگاهی ظاهری به آمار بلندمدت اعطای تسهیلات به بخش صنعت و معدن گویای جاماندگی از تورم در بلندمدت است. براساس آمار مطرح‌شده از سوی بانک مرکزی پس از سال ۱۳۹۶ که تورم حاکم بر اقتصاد ایران برابر ۹.۶‌درصد بوده، نرخ تورم در سال‌های بعد پیوسته در کانال‌‌‌ ۳۰ تا ۴۰درصدی بوده است. بنابراین باید این‌‌‌طور اذعان کرد که تسهیلات پرداختی به اقتصاد و صنایع، متناسب با تورم افزایش نداشته است؛ موردی که حذف برخی بنگاه‌‌‌های ضعیف‌‌‌تر در دوره اخیر را سبب شده است.

    جدول یک به‌خوبی این روند را در بازه زمانی ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲، نشان داده است. میزان تسهیلات پرداختی به کل اقتصاد در سال ۱۳۹۶ در حالی برابر ۶۱۳همت گزارش شده که این تسهیلات در سال ۱۴۰۲ به ۴۶۱۲همت رسیده است. جالب اینکه حجم کل تسهیلات پرداختی به بخش صنعت و معدن در سال ۱۳۹۶ برابر ۱۷۴همت بوده که این عدد در سال ۱۴۰۲ به ۱۶۷۴همت رسیده است. شبکه بانکی طی ۹ماه ابتدای سال ۱۴۰۳ مبلغ ۴۹۱۴همت به اقتصاد تسهیلات داده که در مقایسه با دوره مشابه سال قبل معادل ۲۴.۶‌درصد افزایش داشته است. در گفت‌وگوی «دنیای‌اقتصاد» با دو پژوهشگر اقتصادی سعی شده است به ابعاد پیدا و پنهان تامین مالی بنگاه‌‌‌های صنعتی پرداخته شود و چشم‌‌‌انداز تامین مالی کسب‌وکارهای ایرانی پس از ترامپ مورد بررسی قرار گیرد.

    دسترسی به منابع مالی؛ ضرورت توسعه

    دکتر فاطمه سلیمی‌‌‌ نمین، پژوهشــــگر اقتصادی، در تشریح اهمیت تامین مالی برای صنایع و کسب‌وکارها گفت: منابع مالی برای یک کسب‌وکار، شرط لازم بقا، رقابت، رشد و توسعه کسب‌وکار هستند و از جنبه‌‌‌های مختلف، عملکرد کسب‌وکار و به تبع آن رشد صنایع و رشد اقتصادی کشور را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند. تحقیقات و نظرسنجی‌‌‌های متعدد در دنیای توسعه‌‌‌یافته و در کشورهای درحال‌‌‌توسعه، محدودیت دسترسی به منابع مالی را مهم‌ترین عامل تهدیدکننده رشد و توسعه کسب‌وکارها معرفی می‌کنند و حتی آن را عامل ایجاد بسیاری از موانع دیگر برای رشد کسب‌وکارها می‌‌‌دانند. به‌طور منطقی اولویت مدیران کسب‌وکارها، تامین مالی با استفاده از در دسترس‌‌‌ترین و کم‌‌‌هزینه‌‌‌ترین منابع است. بنابراین سعی می‌کنند حتی‌‌‌الامکان ابتدا از منابع شخصی، خانوادگی و درون‌‌‌شرکتی که کمترین هزینه را در بر دارد برای تامین مالی فعالیت‌‌‌های کسب‌وکار و توسعه آن استفاده کنند. این روش تامین مالی به‌خصوص توسط کسب‌وکارهای نوپا و بدون سابقه اعتباری مورد استفاده قرار می‌گیرد و اگر به‌درستی در مراحل اولیه رشد کسب‌وکار به کار گرفته شود، می‌‌‌تواند در مراحل بعدی رشد کسب‌وکار مانند اهرمی برای جذب منابع مالی برون‌‌‌شرکتی عمل کند.

    این فارغ‌‌‌التحصیل دانشگاه لیون فرانسه افزود: اما زمانی که حجم سرمایه موردنیاز کسب‌وکار بیشتر از توان مالی سهامداران باشد و تامین مالی از طریق منابع شخصی، خانوادگی و درون‌‌‌شرکتی امکان‌‌‌پذیر نباشد، نقش نهادهای مالی توسعه‌یافته در تامین مالی بنگاه‌‌‌ها پررنگ می‌شود. بنابراین کسب‌وکار ناگزیر است برای تامین مالی نیازهای خود به سمت استقراض از بازارهای مالی برود و به هزینه‌‌‌های مالی و زمانی بیشتر بپردازد.

    این پژوهشگر اقتصادی گفت: برای پاسخ به نیاز تامین مالی بنگاه‌‌‌ها از طریق بازار مالی لازم است نهادها و بازارها به توسعه‌یافتگی لازم رسیده باشند. توسعه‌یافتگی این نهادها و بازارها، به وجود و کارآیی طیف متنوعی از واسطه‌‌‌گران مالی و شرکت‌های خدمت‌‌‌رسان مالی اشاره دارد که عرضه‌‌‌کنندگان و تقاضاکنندگان منابع مالی را به هم متصل کرده و ریسک اعتباردهنده و اعتبارگیرنده را با بررسی دقیق اطلاعات مالی طرفین، بررسی نیازهای تامین مالی کسب‌وکارها بر اساس امکان‌‌‌سنجی طرح‌‌‌های آنها و اخذ وثایق و تضامین معتبر بکاهد. همچنین، توسعه‌‌‌یافتگی بازارها و نهادهای مالی تا حد زیادی به چارچوب حمایتگر قانونی و نظارتی وابسته است. در کشورهایی که از نهادها و بازارهای مالی قوی و عمیق برخوردار نیستند، بخش بزرگی از کسب‌وکارها به وام بانکی دسترسی ندارند. بخش مالی با ارائه خدمات مالی به تمام شرکت‌هایی که فرصت‌‌‌های رشد خوبی دارند، به رشد اقتصادهای در حال توسعه و همگرایی آنها با سطح درآمد بالای اقتصادهای پیشرفته کمک می‌کند. تامین مالی از منابع داخل کشور از طریق بازار سرمایه و بازار پول از معمول‌‌‌ترین روش‌های تامین مالی برای شرکت‌هاست. تامین مالی از طریق لیزینگ و بیمه نیز از دیگر روش‌های تامین مالی از منابع داخل کشور است.

    وی افزود: تامین مالی از طریق بازار سرمایه در چند سال اخیر رشد چشمگیری داشته است. با توجه به آمار سازمان بورس و اوراق بهادار، کل اوراق منتشره در ۹ماه ابتدایی سال ۱۴۰۳، بیش از ۴۶۰‌هزار میلیارد تومان بوده که در مقایسه با آمار اوراق منتشرشده در سال ۱۴۰۲ که حدود ۳۸۰‌هزار میلیارد تومان بوده، ۲۱‌درصد رشد داشته است و با توجه به انتظار انتشار اوراق دولتی بیشتر در ماه‌‌‌های پایانی سال رشد یک‌سال انتشار اوراق بیشتر نیز خواهد بود. این روند کم‌‌‌وبیش در سال‌های گذشته افزایشی بوده است. با این حال، آمار منتشرشده از سوی بازار بورس و اوراق بهادار نشان می‌دهد اوراق شرکتی فقط کمی بیشتر از ۱۰‌درصد کل تامین مالی از طریق انتشار بدهی در ۹ماه ۱۴۰۳ را تشکیل می‌دهند. اگرچه تامین مالی از طریق لیزینگ و بیمه نیز از روش‌های پذیرفته‌شده و معمول در دنیاست، در ایران حجم بسیار اندکی از کل تامین مالی را تشکیل می‌دهد.

    سلیمی در پاسخ به سوالی مبنی بر اثر کاهش دسترسی بنگاه‌‌‌ها به تامین مالی و تاثیر آن بر رشد اقتصادی کشور گفت: در حال حاضر اصلی‌ترین مشکل تامین مالی کسب‌وکارها به نرخ تامین مالی بازمی‌گردد. از بهمن‌‌‌ماه سال گذشته یعنی زمانی که نرخ بهره سپرده ویژه به ۳۰‌درصد رسید، نرخ تامین مالی برای کسب‌وکارها، چه از طریق بانک و چه از طریق بازار سرمایه بالا رفت و به نوعی در بسیاری از کسب‌وکارها صرفه اقتصادی پروژه‌‌‌ها را با چالش مواجه کرد. بنابراین بسیاری از بنگاه‌‌‌های اقتصادی یا از تامین مالی با نرخ بازار منصرف شدند یا در صورت نیاز مبرم به تامین مالی، برای ادامه حیات کسب‌وکار خود به شبکه بانکی یا بازار سرمایه رجوع کردند. ادامه این روند کسب‌وکارها را با چالش نقدینگی مواجه کرده و مشاهده می‌شود رجوع بنگاه‌‌‌های اقتصادی دارای سابقه مالی مناسب به بازار سرمایه برای تامین مالی کاهش یافته است. بنابراین به نظر می‌رسد در حال حاضر موضوع نرخ بهره به موضوعی سرنوشت‌‌‌ساز برای ادامه حیات کسب‌وکارها و به تبع آن رشد اقتصادی تبدیل شده است.

    این پژوهشگر اقتصادی در پاسخ به سوالی درخصوص اثرات تحریم بر روند تامین مالی در کشور گفت: شرایط تحریم اقتصادی، جذب سرمایه خارجی را به حداقل رسانده است. درحالی‌که جذب سرمایه از خارج می‌‌‌تواند برای بسیاری از کسب‌وکارها نه‌تنها راهگشا باشد، بلکه در انتقال تکنولوژی و توسعه فناوری و نوآوری بنگاه‌‌‌های اقتصادی تاثیر چشم‌گیری دارد. عجیب است که با وجود سابقه طولانی تحریم‌‌‌ها در کشور و انتظار ادامه‌‌‌دار بودن آن برای چند ماه آینده، تلاش‌‌‌های کمی برای جذب سرمایه خارجی از راه‌‌‌های ممکن با کشورهای منطقه و هم‌‌‌پیمانان صورت گرفته است. به نظر می‌رسد با توجه به روی کار آمدن دوباره ترامپ در آمریکا و سابقه‌‌‌ای که از خروج ایشان از برجام و دیگر توافقات بین‌المللی سراغ داریم، انتظار تشدید تحریم‌‌‌ تقویت می‌شود. بنابراین برای رفع تنگناهای موجود در اقتصاد کشور نمی‌‌‌توانیم انتظار جذب سرمایه خارجی از روش‌هایی را که پیش از این تجربه شده داشته باشیم و به‌‌‌صورت جدی نیازمند برنامه‌‌‌ریزی در این موضوع برای گسترش همکاری‌‌‌های بین‌المللی با کشورهای آسیایی هستیم.

    تامین مالی موثر برای اقتصاد مهم است

    دکتر نرگس نصیری، پژوهشگر اقتصادی، در ارزیابی اهمیت تامین مالی برای صنایع و سایر کسب‌وکارها اظهار کرد: برای بیان و درک میزان اهمیت مدیریت و تامین مالی مناسب و اثرگذاری آن بر روند فعالیت کسب‌وکارها باید تاکید کرد که بدون مدیریت مالی مناسب، یک صنعت، کسب‌وکار یا حتی فعالیت‌‌‌های تجاری، حکم کشتی بدون قطب‌‌‌نما را پیدا می‌کنند.

    وی افزود: امور مالی به هدایت شرکت به سمت موفقیت کمک می‌کند. برخی از مهم‌ترین دلایل اساسی اهمیت تامین مالی موثر و انتخاب‌‌‌های مالی هوشمند در یک سازمان تجاری عبارتند از: کمک به عملکرد باثبات و پیوسته، تسهیل اتخاذ تصمیمات استراتژیک برای رشد، حفظ بقای سازمان، تصمیم‌گیری آگاهانه، کاهش ریسک و بهبود سودآوری و وجود ارتباط مستقیم بین افزایش تامین مالی مستمر و رشد فروش. در سال‌های اخیر با وجود افزایش نسبی اعتبارات بانکی، همچنان به سایر روش‌های تامین مالی همچون تامین مالی از طریق مشارکت، تامین مالی جمعی، صندوق‌های جسورانه، تامین مالی از طریق گواهی سپرده مدت‌‌‌دار و حتی تامین مالی بین‌المللی توجه کافی نشده است. از یک‌‌‌سو وجود سایر فرصت‌‌‌های سرمایه‌گذاری با نرخ‌های بازدهی بالاتر، نااطمینانی، انتظارات منفی و سفته‌‌‌بازی باعث کاهش جذابیت سرمایه‌گذاری در بخش حقیقی، بازار سرمایه و تولید شده است. در چنین فضایی افزایش نقدینگی و تورم همواره بخشی از خروجی افزایش اعتبارات بانکی بوده است. از سوی دیگر چالش و معضل همیشگی که مانع بااهمیتی در تامین مالی بنگاه‌‌‌های اقتصادی بوده، بالا بودن نرخ موثر تامین مالی در بازارسرمایه است که برخورداری از این اعتبارات را برای بخش زیادی از بنگاه‌‌‌ها مشکل و حتی غیرممکن کرده است. بنابراین نه‌‌‌تنها بررسی روند تامین مالی، بلکه نحوه جذب و میزان تاثیربخشی آن نیز باید مورد توجه و ارزیابی قرار گیرد.

    این کارشناس اقتصادی در ادامه در ارزیابی اثرات تحریم و نبود تعاملات جهانی بر روند تامین مالی کشور اظهار کرد: بدون تردید تحریم، محدودیت در برقراری تعامل و ارتباط سازنده با دنیا و شرایط بد اقتصادی که گریبان‌‌‌گیر بنگاه‌‌‌های اقتصادی است، نقش موثری در عدم‌توانایی مالی و اعتباری بنگاه‌‌‌ها در دسترسی به منابع مالی بین‌المللی و همپنین پرداخت به‌موقع به تعهدات خود دارد. تشدید این تحریم و کاهش مراودات ایران با سایر کشورها در سال‌های اخیر، در درجه اول بی‌ثباتی در روند عملکرد و تامین مالی شرکت‌ها را در پی داشته و به افزایش ریسک و کاهش سودآوری منجر شده است. تحریم و کاهش مداوم ارتباط با دنیا تاثیر مستقیم بر فعالیت‌‌‌های تولیدی، عملکرد کسب‌وکارها و همچنین تولید ناخالص داخلی کشور داشته است.

    نصیری در پاسخ به سوالی مبنی بر اثرگذاری حضور دوباره ترامپ در کاخ‌سفید بر عملکرد صنایع و کسب‌و‌‌‌کارها و همچنین روند تامین سرمایه در کشور گفت: برای پاسخ به این پرسش دو سناریوی کاملا متفاوت را می‌‌‌توان ترسیم کرد. با توجه به اهمیت اقتصاد بین‌الملل در رفع بخش عظیمی از مسائل داخلی، اگر مذاکرات به یک توافق منصفانه‌‌‌ای برسد، می‌‌‌تواند گشایش‌‌‌های زیادی در اقتصاد ایران ایجاد کند و حتی توافق‌‌‌های اولیه می‌‌‌تواند بر رشد اقتصادی کشور، قیمت ارز و تورم اثر بگذارد. در یک سناریوی خوش‌بینانه به همراه مذاکرات موفق، ثبات سیاسی، رفع موانع بانکی، تعرفه‌‌‌ای، کنترل انتظارات و انتقال تکنولوژی موجب بهبود شرایط اقتصادی، گسترش تجارت و افزایش سرمایه‌گذاری مستقیم و غیرمستقیم خارجی و در نتیجه بهبود روند تامین مالی بنگاه‌‌‌ها و صنایع می‌شود. از طرف دیگردرصورت تحقق سناریوی بدبینانه به معنای احتمال عدم‌انجام مذاکرات موثر، به نتیجه نرسیدن آنها و در بدترین حالت تشدید تحریم‌ها و موانع کنونی، بخش‌‌‌های مختلف اقتصادی ایران از جمله صادرات نفت، دسترسی به بازارهای بین‌المللی و سیستم بانکی، تحت‌تاثیر قرار خواهند داد.

    در سال‌های اخیر توسعه ابزارهای مالی نظیر کرادفاندینگ، تامین مالی زنجیره‌‌‌ای، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و  IPO (انتشار اولیه سهام) کمک کرده تا برخی از نیازهای مالی بنگاه‌‌‌ها از بازار مالی داخلی تامین شود. با این حال شواهد غیررسمی نشان می‌دهد هزینه این تامین مالی ماهانه بین ۴ تا ۱۰‌درصد در نوسان است. به همین دلیل نیز اعتبارات بانکی و دریافت تسهیلات با نرخ ۱۲ تا ۲۳‌درصد (۱۸ تا ۳۰‌درصد با لحاظ همه هزینه‌‌‌های جانبی دریافت تسهیلات بانکی) در اولویت بسیاری از صنایع و کسب‌وکارها قرار گرفته است. از آنجا که نرخ تورم هنوز هم از نرخ تسهیلات بانکی بالاتر است، بسیاری از بنگاه‌‌‌ها از طرق مختلف به صف دریافت تسهیلات بانکی می‌‌‌پیوندند؛ عاملی که جیره‌‌‌بندی اعتبار به نفع بنگاه‌‌‌های بزرگ و به ضرر SMEها را در عصر کنترل ترازنامه شدت داده است. مرور آمار بانک‌مرکزی نشان می‌دهد در فقدان توسعه روش‌های نوین تامین مالی و نبود خطوط اعتباری از منابع بین‌المللی، تامین مالی بانکی به تنها مسیر ادامه حیات واحدهای اقتصادی تبدیل شده، حال آنکه نه ابزارهای مالی به‌خوبی توسعه پیدا کرده و نه بانک توانسته است همپای تورم و جهش‌‌‌های ارزی، نیاز بنگاه‌‌‌ها به نقدینگی را تامین کند.

    نگاهی ظاهری به آمار بلندمدت اعطای تسهیلات به بخش صنعت و معدن گویای جاماندگی از تورم در بلندمدت است. براساس آمار مطرح‌شده از سوی بانک مرکزی پس از سال ۱۳۹۶ که تورم حاکم بر اقتصاد ایران برابر ۹.۶‌درصد بوده، نرخ تورم در سال‌های بعد پیوسته در کانال‌‌‌ ۳۰ تا ۴۰درصدی بوده است. بنابراین باید این‌‌‌طور اذعان کرد که تسهیلات پرداختی به اقتصاد و صنایع، متناسب با تورم افزایش نداشته است؛ موردی که حذف برخی بنگاه‌‌‌های ضعیف‌‌‌تر در دوره اخیر را سبب شده است.

    جدول یک به‌خوبی این روند را در بازه زمانی ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲، نشان داده است. میزان تسهیلات پرداختی به کل اقتصاد در سال ۱۳۹۶ در حالی برابر ۶۱۳همت گزارش شده که این تسهیلات در سال ۱۴۰۲ به ۴۶۱۲همت رسیده است. جالب اینکه حجم کل تسهیلات پرداختی به بخش صنعت و معدن در سال ۱۳۹۶ برابر ۱۷۴همت بوده که این عدد در سال ۱۴۰۲ به ۱۶۷۴همت رسیده است. شبکه بانکی طی ۹ماه ابتدای سال ۱۴۰۳ مبلغ ۴۹۱۴همت به اقتصاد تسهیلات داده که در مقایسه با دوره مشابه سال قبل معادل ۲۴.۶‌درصد افزایش داشته است. در گفت‌وگوی «دنیای‌اقتصاد» با دو پژوهشگر اقتصادی سعی شده است به ابعاد پیدا و پنهان تامین مالی بنگاه‌‌‌های صنعتی پرداخته شود و چشم‌‌‌انداز تامین مالی کسب‌وکارهای ایرانی پس از ترامپ مورد بررسی قرار گیرد.