برچسب: کسبه

  • سایه سنگین جنگ بر بازار

    سایه سنگین جنگ بر بازار

    به گزارش اقتصادران، اکنون بیش از۳۰ روز است که بازار نیمه تعطیل یا تعطیل است. کاهش رفت‌وآمد مردم، افت قدرت خرید و اولویت یافتن نیازهای اساسی باعث شده بسیاری از مغازه‌داران با رکود مواجه شده و برخی حتی ناچار به تعطیلی موقت کسب‌وکار خود شوند.

    نااطمینانی نسبت به آینده، ترس از خسارت‌های احتمالی و کاهش امید به بهبود شرایط، تصمیم‌گیری‌های اقتصادی را دشوارتر می‌کند و ممکن است سرمایه‌گذاری‌های جدید متوقف شود.

    حذف خریدهای غیر ضروری

    از آنجایی که کسبه و صاحبان مشاغل در زمان جنگ بیش از هر چیز نگران افت شدید درآمد خود هستند، وقتی فضای جامعه ناامن و پرتنش می‌شود مردم ترجیح می‌دهند خریدهای غیرضروری را کنار بگذارند و همین موضوع باعث کاهش مشتری و رکود بازار می‌شود.

    علی از مغازه‌داران خیابان ولیعصر می‌گوید: دخل و خرجمان دیگر با هم همخوانی ندارد و حتی تأمین هزینه‌های روزمره برایمان سخت شده؛ یکی دیگر از نگرانی‌های جدی، نبود ثبات و پیش‌بینی‌پذیری در بازار است. در شرایط جنگی، قیمت‌ها مدام تغییر می‌کند و هیچ‌کس نمی‌داند فردا چه اتفاقی خواهد افتاد. این بی‌ثباتی باعث می‌شود کسبه نتوانند برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشند و تصمیم‌گیری‌های اقتصادی برایشان بسیار دشوار شود.

    وی ادامه می دهد: افزایش هزینه‌ها نیز فشار مضاعفی بر کسب‌وکارها وارد می‌کند. بالا رفتن قیمت انرژی، حمل‌ونقل و مواد اولیه باعث می‌شود حتی اگر فروش هم وجود داشته باشیم، سود چندانی باقی نماند. در بسیاری از موارد، مجبوریم برخلاف میل باطنیمان قیمت‌ها را افزایش دهیم که این خود باعث کاهش بیشتر مشتری می‌شود.

    نگرانی از آسیب به مغازه‌ها و فشار روانی

    رضا یکی از خواربار فروشان مجیدیه شمالی می‌گوید: غیر از نبود مشتری، نگرانی درباره امنیت فیزیکی و آسیب دیدن مغازه یا محل کار خود هستیم؛ به‌ویژه در مناطقی که احتمال درگیری یا ناآرامی بیشتر است. این ترس گاهی باعث می‌شود افراد ترجیح دهند کسب‌وکار خود را به طور موقت تعطیل کنند.

    رضا ادامه می‌دهد: از سوی دیگر، برخی کسبه به فکر تغییر شغل یا تغییر مکان هستند. وقتی شرایط اقتصادی ناپایدار باشد، افراد به دنبال فرصت‌های امن‌تر می‌گردند. این موضوع می‌تواند به کاهش فعالیت‌های اقتصادی در داخل کشور منجر شود.

    خرید پوشاک، اولویت مردم نیست

    مریم که در فروشگاه کالای کودک کار می کند  می‌گوید: من فروشنده‌ام، این جنگ علاوه بر اینکه از لحاظ روانی تاثیر بسیار منفی بر روح و روان همه ما گذاشته، از نظر اقتصادی نیز ما را فلج کرده است؛ تمایل مردم برای خرید پوشاک حتی برای کودکانشان نیز در این یک ماه که مردم زیادی از تهران رفته‌اند بسیار کم شده است. امیدوارم فروشمان به روال قبل برگردد چون من نیز به عنوان یک فروشنده حقوق بگیرم و درآمدی غیر از این ندارم و دلمان به حضور چشمگیر مشتریان گرم است.

    دولت از کسبه حمایت کند

    متین، شهروندی که مغازه موبایل فروشی دارد نیز در این باره می‌گوید: بعد از یک ماه، تازه مغازه را باز کرده‌ام و در این چند روز بعد از پایان تعطیلات فروشی نداشته‌ام و بسیار نگرانم. خدا کند این جنگ زودتر پایان یابد و کسب و کارمان رونق دوباره بگیرد. البته از دولت نیز می‌خواهیم که حمایت ویژه‌ای از کسبه داشته باشد زیرا اگر مشتری نداشته باشیم، درآمدی نیز نخواهیم داشت. سر رسید چک‌ها نیز نزدیک شده که سبب نگرانی زیادی برای من و امثال من می‌شود.

    بازاریان نگران افزایش قیمت‌ها

    یکی دیگر از کسبه فروشنده لوازم الکترونیکی در حالی که چند مشتری داخل مغازه هستند، از کاهش خرید مردم می‌گوید و اینکه مردم فقط به دنبال اقلام ضروری هستند.

    وی می‌گوید، برخی از همکارنش به دلیل نگرانی از افزایش قیمت کالاها در روزهای آینده، مغازه خود را بسته و منتظر مشخص شدن وضعیت جنگ هستند. چون در این صنف، تغییرات شدید قیمتی، نه تنها به مشتریان، بلکه به فعالان این صنف نیز به دلیل اینکه سرمایه لازم برای تامین کالا باقیمت‌های بالاتر را ندارند، زیان زیادی وارد می‌کند.

  • حال بازار خوش نیست / کسبه و مغازه‌داران بیکار شدند

    حال بازار خوش نیست / کسبه و مغازه‌داران بیکار شدند

    به گزارش اقتصادران، ساعت کار مغازه‌ها، محدود شده؛ خریداری نیست؛ اگر هم باشد فروشنده از ترس بالا رفتن قیمت‌ها از فروش حذر دارد. رکود در همه کسب‌وکارها قابل مشاهده است؛ تنها صنف مواد غذایی است که هنوز رفت و آمد و خریدار دارد البته نه به اندازه گذشته.

    این روزها بسیاری از کسب‌های حضوری و مغازه‌داران در آستانه ورشکستگی قرار دارند. در حال حاضر بسیاری از کسب‌وکارهای آنلاین به واسطه قطعی اینترنت در لبه پرتگاه ورشکستگی قرار گرفته‌اند. در چنین شرایطی مجبورند نیروهای خود را تعدیل کنند اما این موضوع مختص به کسب‌وکارهای اینترنتی نیست و کسب وکارهای حضوری نیز در یک قدمی ورشکستگی قرار گرفته‌اند.
    همزمان با آن که قیمت دلار به صورت افسارگسیخته روند افزایشی به خود گرفت و هر روز قله‌های جدید را فتح می‌کرد، دولت به واسطه حذف رانت، ارز ترجیحی را حذف کرد و قرار شد اغلب کالاهای اساسی با نرخ دلار بازار آزاد معامله شوند. در همین روزها بود که شاهد تجمعات بازاریان بودیم. بازاریان به علت افزایش نرخ دلار، طلا و حتی مالیات‌های بسیار بالا در این شرایط اقتصادی و تورمی تجمع کردند و این تجمعات به شهرهای دیگر نیز رسید؛ در نهایت به واسطه شرایط پیش‌آمده شاهد کاهش ساعات کاری برخی از بازارها بودیم.
    برخی از مغازه‌داران برای ادامه حیات خود مجبور به تعدیل نیرو شده‌اند اما برخی دیگر همچنان امید به آینده روشن دارند و با تجربه بحران‌های گذشته با هزینه‌های اضافه در تلاش‌اند که نیروهای خود را به هر قیمتی حفظ کنند. در این بین برخی از مغازه‌داران تا ثابت شدن شرایط، حقوق کمتری به کارگران خود پرداخت می‌کنند؛ برخی دیگر نیز وعده پرداخت حقوق را در ماه‌های آتی می‌دهند.

    در این بین مغازه‌دارانی که اجاره‌نشین هستند بیشترین ضرر را می‌کنند؛ چراکه بررسی‌ها نشان می‌دهد درحال حاضر اجاره مغازه در میادین قابل توجه شهر از حداقل ۱۰۰ میلیون تومان آغاز می‌‌شود و در برخی از موارد به ۸۰۰ میلیون تومان نیز می‌رسد.

    «علی» که سال‌هاست در بازار پانزده خرداد تهران مغازه دارد می‌گوید که در این اعتراضات مجبور بودند مغازه خود را زودتر تعطیل کنند. وی درباره شرایط درآمدی این روزها می‌گوید: «گرانی برای همه هست، ما هم نسبت به این گرانی اعتراض داریم. گرانی دلار و افزایش مالیات‌ها باعث شده همه چیز برای ما به چندبرابر قیمت تمام شود. از سوی دیگر مشتری هم با این قیمت‌‌ها کمتر به سراغ خرید می‌آید.

    در روزهای اعتراضات و حتی همین روزها ما مجبور بودیم زودتر مغازها را ببندیم چون مشتری نیست و خیابان‌ها خیلی شلوع است، درنتیجه این روزها و هفته‌ها درآمد نداشتیم.» «علی» توضیح می‌دهد: «من چندین کارگر دارم، چون هزینه آب وبرق، اجاره مغازه و مواد اولیه بسیار بالاست. اجاره مغازه من حدود ۴۰۰ میلیون تومان است و حداقل باید روزی ۵۰ میلیون تومان درآمد داشته باشم تا بتوانم درآمدی داشته باشم و حقوق و هزینه‌ها را پرداخت کنم؛ اما الان روزی ۲ تا ۵ میلیون تومان درآمد دارم.

    آخر ماه چطور اجاره مغازه بدهم؟ چطور حقوق کارگرهایم را پرداخت کنم؟ همه می‌گویند که آنلاین شاپ‌ها خسارت دیدند، چرا کسی منِ مغازه‌دار و اجاره‌نشین را نمی‌بیند؟ چرا در هر شرایطی من باید از جیب خودم هزینه کنم؟ آخر سر هم می‌گویند مغازه‌داری سراسر سود است که برای هزارتومان، هزارتومان باید تلاش بیش از حد کنیم.»

    «جواد» که در تهران مغازه تعویض روغنی دارد درباره شرایط این روزها می‌گوید: «خیلی وقته دیگه مثل قدیم مشتری نیست، روغن گرون شده، مردم هم به‌خاطر همین موضوع، دیر به دیر میان تعویض روغنی. اما گرونی تقصیر منِ مغازه‌دار نیست، من میرم خرید، عمده‌فروش میگه جنس ببر بفروش اما وقتی قیمت دلار مشخص شد با قیمت دلار جدید باید پول بدی. خب وقتی من نمی‌دونم جنس رو چند می‌خرم نمی‌دونم باید چند تومان بفروشم، پس جنس نمیارم.

    این روزها جنس کمتری تو مغازه‌ام دارم و مردم هم دنبال جنس خیلی ارزون‌اند که نیست. از طرفی به‌خاطر اعتراضات ما مغازه رو زودتر می‌بستیم، از صبح هم تا الان یک ماشین اومده. الان من پول خونه و زندگیمو از کجا بیارم؟ قبلاً تعطیلی که می‌شد کلی مشتری داشتم، اما الان مردم تو تعطیلات هم مسافرت نمیرن دیگه و خبری از مشتری نیست.»

    «محمد» نیز مغازه فروش مواد غذایی دارد و این روزها از کمبود مشتری گلایه می‌کند. او درباره شرایط این روزها توضیح می‌دهد: «قیمت برخی از جنس‌ها هر هفته گرون میشه، یعنی جنسی که روزانه و هفتگی برای ما میاد، هر چند روز یک‌بار یه مقدار گرون‌تر میشه، جوری که کسی زیاد متوجه افزایش قیمت نشه، همین گرون شدن آروم آروم باعث شده مردم هم کمتر جنس بخرن. مثلاً قدیم طرف میومد چهار تا کیسه خوراکی برای بچه‌اش می‌خرید الان به‌زور یه کیک میخره و میره. برای بقیه وسیله‌ها هم همین‌طور؛ مردم سعی می‌کنند کمتر بخرن و کمتر مصرف کنند.

    البته این روزها که همه چی گرون شده و همه‌جا شلوغ شده، من هم فروش نداشتم و خیلی روزها مجبور بودم چندساعت کوتاه تو مغازه باشم. خب اجاره مغازه بالاست، هزینه آب و برق، مالیات همه اینها خیلی بالاست. مابرخلاف تمام شغل‌ها زمانی که نیستیم باید یخچال‌هامون روشن باشه تا وسیله‌ها خراب نشه؛ این خودش مصرف برق رو چند برابر میکنه، حالا توی این شرایط هیچ فروشی نداریم، خب پول اجاره مغازه و حقوق کارگرها رو از کجا بیاریم؟

    من مجبور شدم یکی از کارگرهامو تعدیل کنم و اگر شرایط این شکلی باشه احتمالاً همین روزها دومین کارگرم هم تعدیل کنم؛ چون توی این شرایط یک کارگر برام کافیه.» این موضوع مختص تمامی کسب‌وکارهای حضوری و آنلاین است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که به واسطه افزایش تورم و افزایش نرخ ارز و مسائلی این‌چنین توان خرید مردم به‌صورت قابل‌توجهی کاهش‌یافته، این کاهش توان خرید باعث شده مشتریان نیز به‌صورت قابل‌توجهی کاهش پیدا کنند و در بلندمدت نیز بسیاری از این کسب‌وکارها ورشکسته شوند و مغازه‌های خود را جمع کنند.

    مشتری در بازار نیست

    چند ماهی‌ می‌‌شود که به واسطه افزایش نرخ دلار و افزایش تورم، گرانی به‌صورت سنگین روی بازارها سایه انداخته و همین سایه موجب شده که میزان خرید مردم به‌صورت قابل‌توجهی کاهش یابد. در چنین شرایطی دولت نیز تصمیم گرفت که به‌جای ارز ترجیحی ارز آزاد را جایگزین کند، همین جایگزینی باعث شد قیمت کالاهای اساسی و غیراساسی ۲۰ تا ۲۰۰ درصد افزایش یابد.(قیمت‌ها با توجه به نوع محصول و نحوه قیمت‌گذاری‌ها افزایش یافت)

    بسیاری از فروشندگان ادعا می‌کنند در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته فروش‌شان حدود ۵۰ درصد کاهش یافته، این موضوع درحالی است که هزینه‌های جاری این فروشندگان افزایش چندبرابری را تجربه کرده است. ازسوی‌دیگر باتجربه این افزایش قیمت‌ها مردم کمتر به سراغ خرید کالا و خدمات می‌روند. به گفته یک کارشناس اقتصادی، در شرایط سخت اقتصادی و تورمی مردم ترجیح می‌دهند که با حداقل هزینه‌ها زندگی کنند و اگر مبلغی از درآمدشان برای ماه‌های آتی باقی ماند، این مبلغ را برای پول پیش خانه یا هزینه‌هایی ازاین‌قبیل پس‌انداز کنند.

    بررسی میدانی بازارها نشان می‌دهد که طی دو هفته اخیر قیمت‌ها به‌صورت قابل‌توجهی در اغلب بازارها افزایش‌یافته و ازسوی‌دیگر خبری از مشتری در بازارها نیست و فروشنده‌ها بیکار هستند. همین موضوع باعث شده که برخی از فروشنده‌ها نیروهای خود را تعدیل کنند و این تعدیل‌ها مساوی با افزایش بیکاری در آخرین ماه‌های سال است.

    در هفته‌ها و روزهای اخیر تعدیل نیرو در  کسب‌وکارهای آنلاین و غیرآنلاین به‌شدت افزایش‌یافته، در شرایطی که تورم نقطه‌به‌نقطه خانوارهای کشور در آذرماه امسال به ۵۲/۶ درصد رسیده و ازسوی‌دیگر حذف ارز ترجیحی افزایش قیمت کالاهای اساسی را در پی داشته است، در این شرایط تعدیل نیرو می‌تواند اقتصاد خانوارها را بیش‌ازپیش به خطر بیاندازد.

    بانک مرکزی نرخ تورم ۱۲ ماهه منتهی به آذرماه امسال را ۴۲/۴ درصد اعلام کرد. اگرچه این رقم طی ۹ ماه سال جاری بالاترین نرخ تورم سالانه محسوب می‌‌شود اما سال ۱۴۰۳ نرخ تورم سالانه منتهی به ماه‌های فروردین و اردیبهشت به ترتیب ۴۵  درصد و ۴۳/۳ درصد بود که بالاتر از تورم منتهی به آذرماه امسال بوده است.

    همچنین نرخ تورم سالانه منتهی به ۱۰ ماه از ۱۲ ماه سال ۱۴۰۲ در دامنه بالای ۵۰ درصد قرار داشت. کارشناسان عقیده دارند این نرخ تورم با حذف نرخ ارز ترجیحی افزایش خواهد داشت و احتمالاً در ماه‌های آتی شاهد افزایش تورم باشیم که این موضوع می‌تواند فشار بیشتری به خانوارها وارد کند؛ درنهایت قدرت خرید را به صورت قابل توجهی نیز کاهش دهد.

  • کسبه در لبه پرتگاه / نزدیک به یک ماه است که بازاریان از جیب می‌خورند / دیگر فرقی بین کار کردن یا تعطیل کردن نیست!

    کسبه در لبه پرتگاه / نزدیک به یک ماه است که بازاریان از جیب می‌خورند / دیگر فرقی بین کار کردن یا تعطیل کردن نیست!

    به گزارش اقتصادران، تمامی مشاغل و کسبه در وضعیتی قفل‌شده قرار گرفته‌اند. بعد از اعتراض و اعتصاب کسبه در خصوص گرانی بیش از حد و بالا رفتن قیمت ارز، چالش‌ها و معظلات بسیاری سر راه آن‌ها قرار گرفته است. گزارش‌های میدانی رسیده به جهان‌صنعت نیوز حاکی از آن است که برخی کسبه همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند اما قلب بازار، یعنی بازار طلافروشان، پارچه‌فر‌وشان، بازار سلطانی و بازار های اطراف آن، به طور کامل بسته هستند اما برخی از بازارها همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند. هرچند که در شرایط فعلی، روشن ماندن چراغ مغازه‌ها به معنای اینکه بتوانند فعالیتی انجام دهند، نیست. در این گزارش، وضعیت قرمز بازار و مشاغلی که تحت‌فشار اقتصادی قرار گرفته‌اند بیان می‌شود.

    در شرایطی که هیچ خرید و فروشی انجام نمی‌شود، در وهله اول بیشتر صاحبان مشاغل مجبورند هرینه‌های خود را کاهش دهند. این کاهش هزینه‌ها اغلب متوجه کارکنان و کارگران می‌شود؛ یعنی قشر ضعیف‌تر جامعه. تعدیل نیرو یا حذف آن‌ها، منطقی‌ترین گزینه روی میز به‌نظر می‌رسد چرا که نزدیک به یک ماه است که بازاریان  از جیب می‌خورند و هیچ داد و ستدی نداشتند. صاحبان مشاغل که در بازار بزرگ تهران و قلب این بازار فعالیت می‌کنند، همواره می‌گویند که چاره‌ای جز اعتصاب و بیان شرایط سخت کار کردن خود را نداشتند. حتی اگر اعتصاب هم نمی‌کردند، باز هم احتمال تعدیل نیرو وجود داشت و تجارت سخت می‌شد. این بدین معناست که افزایش روزانه قیمت‌ها و تورم، فرقی بین کار کردن یا تعطیل کردن باقی نمی‌گذارد. هیچ چکی پاس نمی‌شود، اجاره‌های ماهانه به قوت خود باقی مانده و عقب افتاده، خرید و فروش هم اتفاق نمی‌افتد. نتیجه آن که قشر ضعیف‌تر از کار بیکار شده تا شاید بخشی از هزینه‌های صاحبان مشاغل کاسته شود. 

    کاهش بی‌سابقه قدرت خرید مردم

    می‌توان به جرأت اعلام کرد که با گرانی‌های موجود، هر خانواده و شخصی، یک قدم به خط فقر نزدیک‌تر شده است. وقتی مردم توان خرید ندارند، عملا بازاری هم وجود ندارد. صاحبان مشاغل می‌گویند که هیچ گردش مالی وجود ندارد، چرا که خریداری نیست. خریدار هم باشد، ترس از فروش وجود دارد. چرا که  مجبورند همان جنس را با قیمت‌های بالاتری خریدار کنند. مردم هم نه دل و دماغ خرید کردن دارند، نه توان مالی آن را. خلاصه این موضوع به یک مثلث ختم می‌شود: کاهش کیفیت زندگی، کاهش امید به ادامه زندگی و افزایش افسردگی. ابتدایی‌ترین نیازهای هر جامعه‌ای، برای مردم کشور به یک رویا تبدیل شده و به هر دری می‌زنند تا شاید بتوانند این رویا را زندگی کنند.

    دپوی جنس یا دپوی بدهی؟

    صاحبان مشاغل در بازار، از موضوع دیگری‌ هم ابراز نگرانی می‌کنند. بسیاری از جنس‌ها مربوط به فصل خاصی هستند  که اگر در آن فصل به فروش نرسند، در انبار باقی خواهند ماند. احتمال فروش این جنس‌ها برای سال بعد بسیار پایین است. این چرخه کار و گردش مالی بدین صورت است که عمده فروش، جنس را از کارخانه در قبال چک می‌گیرد و به بازار تک‌فروشان ارائه می‌کند. بازار تک‌فروشی هم که مستقیم با مردم در ارتباط است، با تک‌فروش می‌تواند بدهی خود را به عمده فروش پرداخت کند و این چرخه ادامه می‌یابد. حالا چرخه‌ای وجود ندارد. جنس‌هایی که در انبار بمانند، به مثابه بدهی‌های هستند که به کارخانه تولید پرداخت نشده است و بعد از اتمام فصل، کارایی ندارد. این موضوع در خصوص پارچه‌، لباس، شال و روسری بیشتر صدق می‌کند.

    در نهایت، این چرخه معیوب فقط به بازار ختم نمی‌شود. تمامی مشاغل از گزند آن در خطر هستند و وضعیت روز به روز بدتر می‌شود. حتی کسی نمی‌تواند پیش‌بینی خاصی از وضعیت پیش‌رو داشته باشد. این چرخه حتی اگر مجددا به راه افتد، درد خاصی را دوا نخواهد کرد؛ و این یعنی خود درد.