برچسب: کتابخوانی

  • زیر پوست نمایشگاه کتاب چه گذشت؟ / لاپوشانی وضعیت اسفبار اقتصاد نشر در ایران / جنگ قیمت‌ها در نمایشگاه کتاب

    زیر پوست نمایشگاه کتاب چه گذشت؟ / لاپوشانی وضعیت اسفبار اقتصاد نشر در ایران / جنگ قیمت‌ها در نمایشگاه کتاب

    به گزارش اقتصادران، جایی میانه دهه شصت، زمانی که خاک ایران زیر باران موشک‌ها می‌لرزید، جرقه‌ای در عرصه فرهنگ زده شد و نخستین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در آخرین ماه‌های جنگ ایران و عراق متولد شد. این رویداد در محوطه نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران با مشارکت ۲۰۰ ناشر داخلی و ۸ هزار عنوان کتاب، همراه با ۱۹۶ ناشر خارجی از ۳۳ کشور جهان و ۲۶ هزار عنوان خارجی آغاز به کار کرد. تا سال ۱۳۸۵، این مکان میزبان دائمی نمایشگاه بود تا اینکه به مصلای امام خمینی منتقل شد؛ انتقالی که خود آغاز فصل جدیدی از چالش‌های مدیریتی شد.

    سی و ششمین دوره: فرسایش زیر پوست آمار‌ها

    امسال، این رویداد فرهنگی به سی و ششمین سال حیات خود پا گذاشت، اما نشانه‌های فرسودگی از هر سو خودنمایی می‌کرد. در بخش داخلی، از ۲،۳۶۰ ناشر ثبت‌نام‌کننده، تنها ۱،۶۲۶ ناشر فرصت حضور فیزیکی در سالن‌ها را یافتند. همزمان، ۲،۳۰۰ ناشر در فضای مجازی مشارکت کردند که بسیاری از آنها در هر دو بخش فعال بودند. در بخش بین‌الملل، از ۹۰ ناشر خارجی ثبت‌نام‌کننده از ۳۴ کشور، تنها ۳۰ موسسه ادبی برای «فلوشیپ نشر تهران» انتخاب شدند. حضور پررنگ ۱۲ ناشر لاتین و ۲۲ ناشر عرب‌زبان، امیدی برای تنوع بخشیدن به سفرهٔ فرهنگی نمایشگاه بود، اما این امید به سرعت در هیاهوی بی‌نظمی‌ها محو شد.

    حذف کتابفروشان از بخش فیزیکی، یکی از تصمیمات جنجالی این دوره بود. ناشران با این استدلال که حضور آنها فروش مستقیم را تهدید می‌کند، زمینهٔ حذف آنها را فراهم کردند. هرچند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با راه‌اندازی فروشگاه مجازی ویژه کتابفروشان پس از نمایشگاه به این انتقادات پاسخ داد، اما این اقدام نتوانست خلأ ایجادشده را پر کند.

    واقعیت این است که نمایشگاه امسال نه تنها نتوانست جایگاه پیشین خود را حفظ کند، بلکه درگیر بحران هویتی شدیدی شد. کاهش کیفیت اجرا، ضعف مدیریتی و برنامه‌ریزی شتاب‌زده، تصویری آشفته از این رویداد ترسیم کرد. از جانمایی غیرمنطقی غرفه‌ها بر اساس معیار‌های نامشخص تا تأخیر‌های مکرر در صدور مجوزها، از امکانات ناکافی در روز افتتاحیه تا ترافیک سنگین خودروها، همه و همه حکایت از فقدان چارچوبی منسجم داشتند.

    افزایش نجومی اجارهٔ غرفه‌ها نیز ضربه‌ای مهلک به ناشران مستقل وارد کرد. بسیاری از آنها یا انصراف دادند یا در رقابت نابرابر با نهاد‌های دولتی و شبه‌دولتی شکست خوردند. نتیجه؟ کاهش چشمگیر تنوع آثار و محدود شدن حق انتخاب مخاطبان.

    از سوی دیگر، افزایش ۱۷۰ درصدی قیمت کتاب در دو سال اخیر، قدرت خرید مردم را به حداقل رساند. انتظار می‌رفت دولت با افزایش بن‌های کتاب این شکاف را جبران کند، اما بن‌های اختصاص یافته تغییری محسوس نداشتند. کتاب، این کالای حیاتی فرهنگی، به کالایی لوکس و دست‌نیافتنی تبدیل شد.

    آمار‌ها و نیمه پنهان واقعیت

    به گزارش اقتصاد ۲۴، سخنگوی نمایشگاه از رشد ۱۰ درصدی فروش ریالی نسبت به سال گذشته خبر داد: ۶۵۶ میلیارد و ۷۲۲ میلیون تومان در مقایسه با ۵۹۲ میلیارد تومان دوره قبل. اما این رقم بدون در نظر گرفتن تورم ۱۷۰ درصدی کتاب، روایتی گمراه‌کننده است. در واقع، رشد طبیعی فروش نه تنها نشانهٔ بهبود نیست، بلکه کاهش واقعی تقاضا را پنهان می‌کند. اقدامات اضطراری مسئولان برای جبران کاهش فروش در روز‌های میانی نیز ناکام ماند. طرح «خرید مجازی – تحویل حضوری» با استقبال سرد ناشران مواجه شد و به مرحله اجرا نرسید. حتی پیشنهاد اختصاص یارانه فیزیکی نیز در حد حرف باقی ماند. این ناکامی‌ها گواهی است بر شکاف عمیق بین تصمیم‌گیران و واقعیت‌های میدانی.  البته نظر ناشران حاضر در نمایشگاه نیز درباره بحران نشر و آمار‌های تسکینی نمایشگاه جالب توجه است.

    نمایشگاه کتاب یا جشنواره‌ای صرفا آمارمحور؟

    «محمد نعیم محمدی»، مدیر نشر «پالیز سخن» درباره عوامل تشدید بحران کنونی صنعت نشر می‌گوید: «واقعیت این است که بحران کنونی صنعت نشر، حاصلِ هم‌زمان سه عامل مهم است؛ از یک‌سو فشار اقتصادی (افزایش سرسام‌آور هزینه‌های کاغذ، چاپ، توزیع و فروش) عرصه را برای ناشران مستقل تنگ کرده است؛ از سوی دیگر، تحولات فرهنگی و تغییرات سبک زندگی، به‌ویژه در نسل جدید، باعث کاهش تمرکز بر مطالعهٔ عمیق شده است و در نهایت، دگرگونی در رفتار مخاطب به‌واسطه رشد فضای دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی و ویدیو‌های کوتاه، موجب شده کتاب از میدان رقابت در «اقتصاد توجه» عقب بماند؛ بنابراین اگر بحران را صرفاً اقتصادی ببینیم، از اصلاحات فرهنگی و ساختاری غافل خواهیم ماند».

    او در پاسخ به این سوال که آیا آمار‌های رسمی، واقعیت بحرانِ «خروج کتاب از سبد خانوار» را پنهان می‌کنند ادامه می‌دهد: «آمار‌های رسمی شاید در برخی زمینه‌ها درست باشند، اما در روایت واقعیت عمومی، اغلب یک‌سویه و بی‌زمینه‌اند. وقتی گفته می‌شود «فروش کتاب رشد کرده»، باید پرسید: کدام کتاب‌ها؟ در چه زمینه‌هایی؟ با چه حمایتی؟ واقعیت بازار نشان می‌دهد که بسیاری از کتاب‌های ارزشمند در حوزه‌های علوم انسانی، ادبیات یا تربیتی، نه‌تنها رشدی نداشته‌اند بلکه به زحمت به تیراژ ۳۰۰ نسخه می‌رسند. خروج کتاب از سبد خانوار، واقعیتی تلخ، اما انکارناپذیر است؛ و آمار‌های رسمی گاه به‌جای مواجهه با این حقیقت، نقش «تسکین روانی» دارند».

    این ناشر درباره این دوگانه که نمایشگاه‌ها در خدمت تبلیغات سیستم هستند یا حل بحران نشر؟ تاکید می‌کند: «نمایشگاه کتاب تهران هرسال با حضور نهاد‌های دولتی و چاپ آثار خاص، بیش از آنکه بازاری برای ناشران مستقل باشد، به نظر می‌رسد ابزاری برای نمایش آماریِ موفقیت دولت در حوزه فرهنگ است. ناشران دولتی با حضور گسترده، غرفه‌های وسیع و امکانات بی‌حد، عملاً فضای رقابت را از ناشران خلاق و مستقل گرفته‌اند. نمایشگاه زمانی می‌تواند بحران را تخفیف دهد که نقش پُلی واقعی را میان مخاطب، اندیشه و نشر ایفا کند؛ نه آنکه تبدیل به «جشنواره‌ای آمارمحور» شود».

    او درباره صدرنشینی کتاب‌های ایدئولوژیک در فروش هرساله نمایشگاه اضافه می‌کند: «در بسیاری از گزارش‌های رسمی، کتاب‌هایی که با حمایت نهادی یا در موضوعات خاص منتشر می‌شوند، بیشترین آمار فروش را دارند. اما این ارقام، اغلب به‌خاطر خرید‌های سازمانی، یارانه‌ای، یا توزیعی غیرمستقیم هستند و نمی‌توان آن را به‌معنای «اقبال عمومی واقعی» تعبیر کرد. اینجا یک خطر بزرگ وجود دارد: جایگزینی آمار مصنوعی به‌جای فهم عمیق از سلیقه و نیاز فرهنگی جامعه. چنین رویکردی در بلندمدت نه‌تنها کمکی به کتابخوانی نمی‌کند، بلکه مخاطب را از کتاب دل‌زده می‌کند».

    محمدی در پایان تأکید می‌کند: «ناشران وابسته به نهاد‌های دولتی یا مذهبی معمولاً دارای منابع مالی ثابت، امکان توزیع نهادی، و حتی امتیازات در نمایشگاه‌ها و فروشگاه‌ها هستند. در حالی که ناشران مستقل باید با هزینه‌های بالا، بازگشت سرمایه نامطمئن و نبود حمایت ساختاری دست‌وپنجه نرم کنند. وقتی نشر به یک «رقابت نابرابر» تبدیل شود، نه تنها کیفیت کاهش می‌یابد، بلکه نوآوری و صدای مستقل نیز خاموش می‌شود و این خطری است برای آینده فرهنگ».

    بحران خروج کتاب از سبد خانوار لاپوشانی می‌شود

    «نیلوفر تیموریان»، مدیر نشر «ایران‌بان» نیز که مرتبط با کودکان است، درباره ارتباط بحران نشر با مشکلات اقتصادی یا تغییر ذائقهٔ مخاطب می‌گوید: «دشواری‌های اقتصادی، افزایش مداوم هزینه‌های چاپ، توزیع و اجاره‌ فضا، بخش عمده‌ای از ناشران مستقل را به حاشیه رانده و از سوی دیگر تغییر رفتار مخاطب به‌سمت مصرف بی‌واسطه‌ی محتوای دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، اشتیاق به کتاب فیزیکی را کاهش داده است. این دو عامل در تعامل با یکدیگر، فضای نشر را به سمت رکودی فرسایشی سوق داده که نه فقط ناشران کوچک، بلکه حتی نام‌های بزرگ را نیز با چالش‌های جدی مواجه ساخته است».

    او با اشاره به اینکه رشد درصدی فروش نمایشگاه کتاب در آمار رسمی، افت تیراژ واقعی را مخفی می‌کند اظهار می‌کند: «همواره آمار‌های رسمی وزارت ارشاد پر از اعداد درخشان «رشد فروش» است، اما وقتی قیمت متوسط کتاب بیش از دو برابر شده، افزایش درصدی فروش در عمل به معنای کاهش عددی نسخه‌های خریداری‌شده است؛ بنابراین تأکید صرف بر «درصد رشد» بدون اشاره به تیراژ مطلق، حجم واقعی کتاب در گردش در جامعه را مخفی و عملاً بحران خروج کتاب از سبد خانوار را لاپوشانی می‌کند. چه اینکه بازدیدکنندگان امسال، معمولاً با یک کیف پلاستیکی حاوی یک یا دو عنوان از سالن خارج می‌شدند و این نمود روشنی است که نمایشگاه بیش از حل بحران نشر در خدمت اهداف تبلیغاتی ستاد‌ها قرار گرفته است».

    او درباره سهم واقعی ناشران کودک و وضعیت آثار این حوزه در نمایشگاه اضافه می‌کند: «نگاهی به ساختار غرفه‌ها در نمایشگاه امسال نشان می‌دهد که ناشران کودک واقعی – آن دسته از انتشاراتی‌هایی که تمرکز حرفه‌ای بر کیفیت تصویرگری و ادبیات کودک دارند—تنها حدود ۱۰ درصد نمایشگاه را به خود اختصاص داده‌اند و مابقی، یا کپی‌کارانی هستند که با جلدسازی و استفاده از قالب‌های تکراری به دنبال سود سریع‌اند، یا ناشران کم‌تجربه‌ای که از استاندارد‌های ادبی و هنری کودک غافل‌اند. در نتیجه، مخاطب خردسال فرصتی برای مواجهه با آثار اصیل و خلاقانه نیافته و بازار کودک عملاً بی‌رمق و ضعیف بوده است».

    سووشون: از جشن امضا تا جنگ روایت‌ها

    سی و ششمین نمایشگاه کتاب تهران شاهد یکی از جنجالی‌ترین حواشی تاریخ خود بود: جشن امضای کتاب «سووشون» اثر سیمین دانشور در غرفه انتشارات خوارزمی. ماجرا با انتشار پوستری در فضای مجازی آغاز شد که خبر از «جشن امضای کتاب» توسط نرگس آبیار (کارگردان سریال اقتباسی سووشون) و بهنوش طباطبایی (بازیگر نقش زری) می‌داد. این پوستر خشم جامعهٔ ادبی و طرفداران دانشور را برانگیخت.  روز بعد، پس از نشست «ادبیات در قاب تصویر» در سرای اهل قلم با حضور آبیار، طباطبایی، شیوا مقانلو، علی‌اصغر عزتی‌پاک و محمدرضا مقدسیان، جمعیت زیادی برای دریافت امضا به غرفه خوارزمی هجوم آوردند؛ اما روایت رسمی خبرگزاری ایرنا ادعا کرد: «پوستر مورد نظر توسط عوامل سریال و بدون هماهنگی ناشر منتشر و پس از تذکر، حذف شد. در این مراسم تنها کارت‌پستال‌ها امضا شدند، نه کتاب‌ها.»

    تنها سند مستقل از این ماجرا، فیلم ۳ ثانیه‌ای بود که یک رسانه منتشر کرد؛ فیلمی که صف طولانی متقاضیان و سکوتی معنادار از حضور کتابی برای امضا را نشان می‌داد. این اتفاق، چه ناشی از سوءتفاهم باشد چه حرکتی حساب شده، دستمایه‌ای شد برای طرح پرسش‌های جدی دربارهٔ مرز‌های تبلیغات فرهنگی و احترام به میراث ادبی!

    فرجام سخن: آینده‌ای در مه

    نمایشگاه کتاب تهران در سال ۱۴۰۴ نه تنها به اهداف اولیهٔ خود نرسید، بلکه به نمادی از بحران مدیریت فرهنگی تبدیل شد. پرسش اینجاست: آیا برنامه‌ریزان عرصه فرهنگ، طرحی مشخص برای ترویج مطالعه در دست اجرا دارند؟ یا این رویداد صرفاً به سنتی تشریفاتی تبدیل شده که هر سال تکرار می‌شود بی‌آنکه پاسخی برای نیاز‌های واقعی جامعه داشته باشد؟

    تجربه سه دهه اخیر نشان می‌دهد حیات این نمایشگاه همواره وابسته به دو عامل بوده است: یارانه‌های دولتی برای جذب بازدیدکننده و تبلیغات رسانه‌ای برای ایجاد هیاهوی کاذب. اما وقتی پایه‌های این دو عامل سست می‌شود، چه چیزی می‌ماند؟ نمایشگاهی که روزی محل گفت‌وگوی فرهنگ‌ها بود، امروز به بازاری متکی بر کمیت‌های بی‌کیفیت تبدیل شده است.

    مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید پیش از برنامه‌ریزی برای دوره بعد، به این پرسش بنیادین پاسخ دهند: آیا نمایشگاه کتاب تهران می‌خواهد بازاری موقت برای فروش باشد یا کارگاهی همیشگی برای پرورش اندیشه؟ پاسخ به این پرسش، سرنوشت نمادی فرهنگی را تعیین خواهد کرد که اینک در آستانهٔ چهل سالگی، نفس‌هایش به شماره افتاده است.

  • سینما رفتن و تئاتردیدن هم جز تفریحات لاکچری شد! / مردم دیگر نمی توانند چنین هزینه هایی برای خود داشته باشند

    سینما رفتن و تئاتردیدن هم جز تفریحات لاکچری شد! / مردم دیگر نمی توانند چنین هزینه هایی برای خود داشته باشند

    به گزارش اقتصادران، «سبد فرهنگی خانوار»؛ همین سه کلمه این روز‌ها آنقدر گران شده که اگر بگوییم در حال حذف شدن است خیلی دور از ذهن و عجیب‌وغریب نیست. روزگاری سینما رفتن جزء تفریحات ساده به حساب می‌آمد و خانواده‌ها حتماً برای خودشان زمانی را داشتند که همگی با هم به سینما بروند. به غیر از سینما، از کتاب تا موارد دیگر در همان سبدی که گفتیم در حال حذف شدن است. فکر نکنید که درخصوص روزگار خیلی دور صحبت می‌کنیم. تا همین چند سال پیش هم این مواردی که گفته شد در خانواده‌ها مرسوم بود و حتماً هر خانواده، سبد فرهنگی‌اش را با توجه به درآمد درنظر می‌گرفت. اما در این روز‌ها گفتن از اینکه مردم باید سینما بروند، کتاب بخوانند و تئاتر ببینند شاید کمی خنده‌دار باشد. آنقدر هزینه‌های زندگی زیاد شده است که دیگر مردم نمی‌توانند این مدل هزینه را برای خانواده خود داشته باشند. در گزارش امروز یک خانواده ۴ نفره را درنظر گرفته‌ایم و برایشان این پیش‌فرض را داشتیم که هزینه فرهنگی که می‌توانند در سبد خانوار خود داشته باشند، چقدر است؟ سینما، کتاب، تئاتر، نمایش خانگی و کنسرت به‌طور متوسط حدود ۷ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان برای این خانواده خرج دارد، درحالی‌که درآمد حداقلی این خانواده حدوداً ۱۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. یعنی اگر بخواهند فقط در حوزه فرهنگی هزینه کنند بیشتر از نصف درآمدشان را باید برای این موضوع بگذارند. با این اوضاع می‌توان گفت سبد فرهنگی خانواده این روز‌ها آنقدر لاکچری شده که دیگر دسترسی به آن سخت و ناممکن است.

    بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران، متوسط هزینه‌های سالانه هر خانوار شهری در سال ۱۴۰۲ معادل ۲۰۶ میلیون تومان بود که این رقم ۵۰.۶ درصد نسبت به سال ۱۴۰۱ افزایش داشته است. همچنین متوسط هزینه کل سالانه خانوار‌های روستایی در سال ۱۴۰۲ با رشد ۴۰.۳ درصدی در مقایسه با سال ۱۴۰۱ به ۱۱۰ میلیون تومان بود. در سال ۱۴۰۳ حداقل دستمزد یک خانواده با دو فرزند در تهران معادل ۱۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. طبق آمار ۷۴ درصد از کل هزینه‌های یک‌خانواده چهارنفره به بخش غیرخوراکی اختصاص می‌یابد. جایی که در ترکیب انواع هزینه‌های سالانه خانوار شهری، سهم تفریحات، سرگرمی‌ها و خدمات فرهنگی حدود ۳ درصد است. این درحالی است که هزینه «مسکن، سوخت و روشنایی» با ۴۵ درصد بیشترین سهم را از بخش غیرخوراکی‌ها می‌برد.

    سینما و هزینه ۲ میلیونی برای یک خانواده ۴ نفره

    خانواده چهارنفره‌ای که سرگرمی مطلوب خودش را در تلویزیون پیدا نمی‌کند و می‌خواهد به سینما برود، بلیت سینما ۸۰ هزار تومان است که جمعا ۳۲۰ هزار تومان هزینه بلیتشان می‌شود. باید درنظر بگیریم که اگر در تهران هر خانواده بخواهد در سه سینمایی که بیشترین مخاطب را دارند فیلم ببیند باید مثلاً از مرکز شهر تا ایران‌مال -که در غربی‌ترین نقطه تهران است- برود و اگر با ماشین خودشان باشد باید هزینه بنزین را هم درنظر بگیریم و اگر با تاکسی اینترنتی بروند رفت‌وبرگشت تاکسی اینترنتی را که حدوداً ۳۵۰ هزار تومان می‌شود هم حساب کنیم، یعنی یک خانواده چهارنفره برای یک سینما رفتن باید متوسط حدود ۷۰۰ هزار تومان هزینه کند. البته این به غیر از هزینه خوراکی یا شامی است که این خانواده باید تهیه کند که اگر با آن موارد در نظر بگیریم حدوداً ۲ میلیون تومان برای یک سینما رفتن باید هزینه کنند.

    کتاب میلیونی شد

    زمانی کتاب را ارزان‌ترین تفریح فرهنگی به حساب می‌آوردند، اما الان همین کتاب ارزان هم گران شده. برای همین شاید به‌سختی بتوانیم کتاب را در سبد فرهنگی خانواده‌ها قرار دهیم، اما باز هم این را در نظر می‌گیریم که اگر خانواده چهارنفره فرضی بخواهند در ماه چندکتاب برای خودشان و فرزندان‌شان خریداری کنند، طبق آخرین آماری که توسط خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده هزینه متوسط برای خرید کتاب کودک و نوجوان برای هر جلد کتاب حدود ۱۴۰ هزار تومان و برای کتاب‌های عمومی بزرگسال حدود ۲۰۶ هزار تومان است. حال اگر سه کتاب برای بچه‌ها و سه کتاب برای بزرگسالان درنظر بگیریم، این خانواده حدود یک میلیون تومان به‌صورت متوسط باید برای خرید کتاب هزینه کنند. البته ممکن است بخواهند برای بچه‌ها هزینه کتاب آموزشی هم داشته باشند، هزینه متوسط خرید هر کتاب کمک‌درسی و آموزشی حدود ۳۰۴ هزار تومان است.

    تئاتر لاکچری است

    تئاتر رفتن حتماً به‌سختی در سبد فرهنگی خانواده‌ها جای می‌گیرد، اما اگر خانواده‌ای را درنظر بگیریم که به تئاتر علاقه‌مند است و می‌خواهد برای این کار فرهنگی هزینه کند، تئاتر‌های لاکچری که در این چندسال زیاد از آنها شنیده‌ایم؛ هزینه بلیت این تئاتر‌ها از معمولاً بین ۶۰۰ تا یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است. هزینه تئاتر‌های معمولی‌تر هم بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان است. مدل دیگری هم از جنگ‌های شادی است که به‌سختی می‌توان آن را در بین هنر‌های نمایشی قرار داد، اما تعداد این مدل جنگ‌ها و کنسرت‌های خنده افزایش یافته و هزینه بلیت‌شان بین ۱۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان است، یعنی به‌طور متوسط یک خانواده چهارنفره اگر در ماه بخواهد یک تئاتر معمولی ببیند، باید حدوداً یک میلیون و ۶۰۰ هزارتومان هزینه کنند.

    نمایش خانگی هم گران است

    هزینه ۳ میلیونی کنسرت

    تئاتر که لاکچری است، اما کنسرت هم مانند تئاتر است و شرایط مشابهی دارد. بلیت کنسرت بین ۲۰۰ تا یک میلیون و ۱۰۰ است و البته میانگین حدوداً ۶۵۰ هزار تومان می‌شود. یعنی یک خانواده چهارنفره برای اینکه کنسرت برود، حدوداً باید دو میلیون و ۶۰۰ هزارتومان برای بلیت هزینه کنند. این هزینه به غیر از رفت‌وآمد و خوراکی است که مطمئناً تهیه می‌شود.

    سینما و تئاتر هم تفریح لاکچری شد | خداحافظی طبقه متوسط با دلخوشی‌های ساده

  • رکوردزنی تورم کتاب در دولت سیزدهم

    رکوردزنی تورم کتاب در دولت سیزدهم

    به گزارش اقتصادران، موج تورمی سال‌های اخیر اغلب کالاها و خدمات را درگیر و قیمت آن‌ها را دچار تلاطم شدیدی کرده است. کتاب نیز به عنوان یکی از کالاهای فرهنگی کشور از این روند مستثنی نبوده است.

    کتاب را دیگر نمی‌توان یک کالای فرهنگی قلمداد کرد.

     مطابق آمار منتشر شده توسط خانه کتاب و ادبیات ایران میانگین قیمت هر صفحه از کتاب در سال 1402 به هزار و 182 تومان رسیده است. این آمار نشان می‌دهد این قیمت در سال‌های اخیر رشد زیادی داشته به طوری که در سال 1402 تورم سالانه هر صفحه به رکورد 28 سال اخیر رسیده است. همچنین در میان دولت‌های پس از انقلاب، قله متوسط تورم سالانه هر یک صفحه از کتاب‌‌های چاپ‌شده مربوط به دولت فعلی یعنی دولت ابراهیم رئیسی بوده است.

    تورم سالانه کتاب در 1402 در قله 28 ساله

     قیمت کتاب تابع فاکتورهای مختلفی از جمله قیمت کاغذ و هزینه نشر است. رشد قیمت این کالا که از کالاهای اصلی بخش آموزش و فرهنگ کشور به شمار می‌رود، در سال‌های اخیر بیشتر به چشم آمده به طوری که به گفته برخی کارشناسان، کتاب در حال تبدیل به کالایی لوکس در سبد مصرفی خانوارهاست.

     داده‌های خانه کتاب و ادبیات ایران نشان می‌دهند در مدت 41 سال گذشته یعنی از سال 1361 میانگین قیمت هر صفحه کتاب که از تقسیم مجموع قیمت کتاب‌های چاپ‌شده به مجموع صفحات آن‌ها به دست می‌آید در اغلب سال‌ها همسو با تورم روندی افزایشی داشته است.

    طبق محاسبات در این آمار در سال‌های اخیر بیشترین رشد قیمت مربوط به سال 1374 بوده که قیمت هر صفحه کتاب 63 درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است. پس از سال 1374 نیز رکورد تورم سالانه هر صفحه مربوط به سال 1402 بوده است. در این سال قیمت هر یک صفحه کتاب منتشر شده در کشور به طور میانگین 59.2 درصد رشد کرده و به 668 تومان رسیده است.

     همچنین متوسط قیمت هر صفحه در دوره‌های مختلف پس از انقلاب نیز نشان می‌دهد که دولت سیزدهم رکورددار رشد قیمت هر صفحه کتاب بوده است.

    رکورد تورم هر صفحه کتاب در دولت رئیسی

     یک شیوه برای ارزیابی تغییرات فرهنگی و ارزش آن در هر دولت، تغییرات قیمت کتاب در هر دوره است که می‌تواند نشان دهد توان خرید کتاب در هر دوره چقدر بیشتر یا کمتر شده است.

     بررسی آمار دولت‌های پس از انقلاب حاکی از این است که دولت رئیسی رکورددار تورم سالانه هر صفحه کتاب در دولت‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است. قیمت هر صفحه کتاب در این دوره از 277 تومان در سال 1400 به هزار و 182 تومان در فروردین 1403 رسیده و در هر سال به طور متوسط 62.2 درصد افزایش یافته است.

    این در حالی است که دوره هشت ساله خاتمی کمترین تورم سالانه هر صفحه کتاب را در دولت‌های پس از انقلاب داشته است. در طول این دولت قیمت هر صفحه کتاب از 3 تومان و 100 ریال به 6 تومان و 500 ریال رسیده است و به طور متوسط سالی 9.7 درصد رشد کرده است.

     بنابراین می‌توان گفت از سال 1400 که دولت سیزدهم روی کار آمده به دلیل رشد شدید قیمت کتاب، دسترسی به این کالای مهم فرهنگی برای مردم از همه دوره‌های پس از انقلاب اسلامی دشوارتر شده است.