برچسب: کاغذ

  • بازگشت صنعت نشر به عصر قاجار!!!

    بازگشت صنعت نشر به عصر قاجار!!!

    به گزارش اقتصادران،  صنعت نشر ایران در سال‌های اخیر فراز و نشیب‌های متعددی را پشت سر گذاشته است، اما تحولات اقتصادی ماه‌های آغازین سال ۱۴۰۵، این حوزه را با چالش‌هایی جدی‌تر و ملموس‌تر مواجه کرده است.

    بازار کتاب که همواره تحت تأثیر نوسانات قیمت ارز، هزینه‌های لجستیک و تغییرات قدرت خرید عمومی قرار داشته، اکنون با موج جدیدی از افزایش قیمت مواد اولیه، به ویژه کاغذ، روبه‌رو است؛ سازوکاری اقتصادی که به طور مستقیم بر بهای تمام‌شده‌ی کتاب و به تبع آن، بر رفتار مصرف‌کننده در بازار فرهنگ اثر می‌گذارد.

    بررسی‌های میدانی و آمارهای غیررسمی نشان می‌دهند که قیمت کاغذ تحریر در فواصل زمانی کوتاه با جهش‌های چشمگیری مواجه شده و زنجیره‌ای از افزایش هزینه‌ها را در بخش‌های لیتوگرافی، چاپ، صحافی و حتی ملزومات جانبی مانند تونر و مرکب به همراه داشته است.

    این زنجیره تأمین گران‌قیمت، ناشران را در موقعیت دشواری برای قیمت‌گذاری آثار جدید قرار می‌دهد. از یک سو، فرمول‌های دقیق حسابداری و هزینه‌های فزاینده‌ی تولید، افزایش بهای پشت جلد را ناگزیر می‌سازد و از سوی دیگر، روان‌شناسی بازار و آگاهی از سقف توان مالی مخاطبان، سدی در برابر افزایش منطقی قیمت‌ها ایجاد می‌کند.

    در این میان، بیم آن می‌رود که کتاب به تدریج از فهرست کالاهای ضروری خانواده‌های با درآمد متوسط و کم‌درآمد خارج شده و به کالایی لوکس یا صرفا تزیینی تبدیل شود.

    هم‌زمان با این تحولات ساختاری در بخش تولید، فضای تبادل فرهنگی کشور تحت تأثیر برگزاری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب قرار دارد؛ رویدادی که همواره به عنوان بستری نوین برای دسترسی عادلانه‌تر مخاطبان سراسر کشور به تازه‌های نشر شکل گرفته و بسیاری از ناشران، بخش عمده‌ای از نقدینگی و برنامه‌ریزی مالی سالانه‌ی خود را بر پایه‌ی مناسبات فروش در نمایشگاه کتاب تنظیم می‌کنند. با این حال، نمایشگاه مجازی امسال با تغییراتی در سیاست‌های حمایتی و نحوه تخصیص یارانه‌ها همراه بوده است. حذف بن‌های خرید سنتی که پیش از این در قالب سهمیه‌های مشخص به قشرهایی نظیر دانشجویان، طلاب و اساتید دانشگاه تعلق می‌گرفت و جایگزینی آن با ساختارهای جدید تخفیف مبتنی بر سقف‌های خرید بالاتر، واکنش‌های متفاوتی را در میان فعالان این صنف برانگیخته است.

    برخی از کارشناسان و مدیران نشر معتقدند این دستکاری در سیستم حمایتی، جریان سنتی خرید را دستخوش تغییر کرده و آمار فاکتورهای صادرشده در فضای مجازی را به شکل مشهودی کاهش داده است.

    در این میان، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که تعادل میان «حفظ حیات اقتصادی بنگاه‌های نشر» و «تضمین دسترسی عادلانه جامعه به محصولات فرهنگی» چگونه باید برقرار شود؟

    آیا در شرایط کنونی، ورود و مداخله‌ی حمایتی دولت در بخش بسترسازی و اعطای یارانه‌های مستقیم به خریداران در بسترهای مجازی می‌تواند راهگشا باشد، یا اینکه بازار باید بر اساس مکانیزم‌های عرضه و تقاضا و نوآوری‌های بخش خصوصی مسیر خود را پیدا کند؟

    برای بررسی دقیق‌تر این ابهامات و درک واقعیت‌های جاری در بدنه صنف، به سراغ دو تن از مدیران حوزه نشر رفته‌ایم.

    محمدعلی جعفریه، مدیر نشر ثالث و علیرضا رئیس‌دانایی، مدیر نشر نگاه، در گفت‌وگوهای پیش‌رو، تصویری از تأثیر گرانی کاغذ بر تیراژ آثار، پیامدهای حذف بن‌های نمایشگاهی و آینده‌ی مبهم سرانه مطالعه در کشور ارائه می‌دهند.

    واقعیتی به نام دو برابر شدن قیمت کتاب در چند ماه

    محمدعلی جعفریه با ابراز بی‌اطلاعی از جزئیات حذف کامل بن‌های خرید کتاب که سال‌های گذشته به دانشجویان، اساتید و قشرهای مختلف جامعه تعلق می‌گرفت، در واکنش به تبیین شرایط جدید نمایشگاه مبنی بر ارائه تخفیف ۲۵ درصدی صرفا برای خریدهای بالای دو میلیون تومان، گفت: «خب آن ۱۵ درصد تخفیف هست. الان مردم دارند با همان ۱۵ درصد خرید می‌کنند؛ آن تخفیف را هم که خود ناشر دارد می‌دهد.»

    جعفریه در ادامه با اشاره به این که فرآیند گرانی کالاها تنها به بخش کاغذ محدود نمی‌شود، به تشریح زنجیره هزینه‌های پنهان در صنعت نشر پرداخت و افزود: «ببینید، فقط مسئله‌ی کاغذ نیست؛ هزینه‌های چاپ، لیتوگرافی و بقیه موارد هم هست. حقوق‌ها هم بیشتر شده است؛ یعنی تولید کتاب را هم باید مثل تولید تمام کالاهای دیگر، یک کار تولیدی در نظر بگیریم. نسبت به کالاهای دیگر، کتاب هم گران شده است؛ ولی خب، شما مثلا نمی‌توانی قیمت کتاب را کاملا بر اساس فرمول‌های دقیق حسابداری تعیین کنی، چون توان و قدرت خرید خواننده کشش بیشتر از این را ندارد. یعنی حتی اگر قدرت خرید بیشتر هم نشود، از نظر اقتصادی چون مردم به کتاب ارزان عادت کرده‌اند، خریدار کم می‌شود. ولی من فکر می‌کنم از قبل از عید، یعنی از اسفندماه یا مثلا بهمن‌ماه به این سو تا الان، قیمت کتاب دو برابر شده است.»

    کتاب در اولویت زندگی ما ایرانی‌ها نیست، اما جایگزین گل و شیرینی شده است

    با توجه به این واقعیت که افزایش دو برابری قیمت‌ها عملا بار مالی سنگینی به خانواده‌ها تحمیل می‌کند و با توجه به حقوق پایه‌ وزارت کار، کتاب نمی‌تواند اولویت اصلی یک خانواده باشد، جعفریه در تبیین وضعیت مخاطبان و خروج این کالا از سبد خرید خانوار تشریح کرد: «خب الان شرایط سختی وجود دارد ولی در مورد اولویت بودن کتاب در سبد خرید،  همیشه هم همین‌طور بوده است. کلا کتاب در اولویت زندگی ما ایرانی‌ها نیست. حالا با این شرایط خاصی هم که پیش می‌آید، یا کلا خارج می‌شود یا کمتر می‌شود. اما ببینید، خریداران دیگری هم در حوزه کتاب اضافه شده‌اند؛ چون خیلی از مردم پیش از این کتاب را انتخاب نمی‌کردند، ولی الان به‌خاطر اینکه کالاهای دیگر مثل گل و شیرینی گران شده‌اند، به سراغ کتاب می‌آیند. امکان دارد خودشان نتوانند کتاب بخوانند، اما به یکدیگر کتاب هدیه می‌دهند. ضمن اینکه کتاب‌ها به سمت و سویی می‌روند که شکل و شمایل ظاهری و فیزیکی‌شان قابل هدیه دادن باشد؛ من با محتوای آن کار ندارم، اما از نظر فیزیکی برای کتاب‌ها این اتفاق رخ داده است.»

    اگر دولت می‌خواهد کاری کند، باید به خواننده یارانه بدهد

    این فعال عرصه نشر در پایان با تاکید بر این موضوع که  انتشارات  بخش خصوصی مسیر خود را طی می‌کنند و از طریق سایت خود تخفیف‌های ۲۰ تا ۲۵ درصدی را برای دسترسی مخاطبان در نظر می‌گیرند، به وظیفه حاکمیت در قبال بسترسازی فرهنگی اشاره کرد و اظهار داشت: «ببینید، مثلا در جنگ جهانی دوم، دولت فرانسه یکی از یارانه‌هایی که پرداخت می‌کرد، یارانه به رنگ برای نقاشی بود؛ یعنی دولت اجازه نداد رنگ گران شود تا هنر شکوفا بماند. اگر دولت می‌خواهد کاری کند، باید به خواننده یارانه بدهد. ناشر بالاخره کار خودش را پیدا می‌کند. ما هم مثل صنعت‌های دیگر بالاخره مجبوریم بسازیم و جلو برویم، همان‌طور که سال‌ها توانسته‌ایم سر پا بمانیم در ادامه هم مجبوریم این کار را ادامه دهیم. اگر دولت واقعا می‌خواهد کاری انجام بدهد، باید آن یارانه فرهنگی را به خریدار و خواننده‌ کتاب بدهد.»

    بازگشت به دوره قاجار با کاغذ بندی ۶ میلیون تومانی!

    در ادامه گفتگویی با علیرضا رئیس‌دانایی، مدیر نشر نگاه انجام دادیم.

    این ناشر با اشاره به افزایش ناگهانی و دو برابری قیمت کاغذ نسبت به اواخر سال گذشته، به تشریح ابعاد هولناک این گرانی در زنجیره ملزومات چاپ پرداخت و گفت: «وقتی کاغذ تقریبا نسبت به قبل دو برابر شده، یعنی حدود ۶۰ تا ۶۵ درصد روی قیمت تمام‌شده‌ی کتاب رفته است. با کاغذ بندی شش یا هفت میلیون تومانی، واقعا چاپ کتاب دیگر مقرون‌به‌صرفه نیست و اصلا نمی‌شود کار کرد. از طرفی ملزومات چاپ هم به‌شدت گران شده است؛ مثلا تونری که قبل از عید ۷۰۰ هزار تومان می‌خریدیم، الان می‌گویند دو میلیون تومان شده است.»

    رئیس‌دانایی ادامه داد: «یا قیمت مرکب که سه برابر شده و کمیاب شده است، به قول معروف داریم به دوره قاجار برمی‌گردیم؛ یعنی چی؟ یعنی اینکه با این کمبودها دوباره باید کتاب را با نخ ببندیم. اصلا فضای کار فرق کرده است. این وضعیت مثل این می‌ماند که ما ۵۰ سال پیش یک زندگی نرمال و سنتی داشتیم، بعد آمدند زندگی ما را مدرن کردند و بردند در طبقه بیستم یک آپارتمان؛ حالا در آن طبقه، برق نیست، آب قطع است و حتی درِ حیاط را هم نمی‌توانی باز کنی. کار ما الان همین شکل را پیدا کرده است. واقعیت این است که کاغذ برای ناشر مثل بنزین برای راننده تاکسی است؛ وقتی راننده بنزین نداشته باشد، دیگر فرقی نمی‌کند ماشینش بنز باشد یا ژیان و پیکان. بله، ماشین بنزین ندارد. دو هفته پیش می‌گفتند کاغذ مقوا ۱۸۰ تومان است، کاغذ تحریر ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان، اما یک هفته بعدش گفتند ۶ میلیون تومان شده است. حالا ۱۰۰ تومان ارزون شده و همه خوشحالند، اما در واقعیت قیمت دو برابر شده است.»

    از روزی ۲۵۰۰ فاکتور به ۲۵۰ فاکتور رسیده‌ایم/ سرمایه ناشر آب می‌رود

    رئیس‌دانایی در ادامه تشریح چالش‌های نمایشگاه امسال و سنجش میزان فروش با توجه به قدرت خرید جامعه، به کاهش شدید آمار فروش اشاره کرد و افزود: «تا الان که با شما حرف می‌زنم، ما هر سال در نمایشگاه روزی ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ فاکتور فروش داشتیم، اما امسال این عدد به ۲۵۰ فاکتور رسیده است؛ یعنی فروش ما یک‌دهم شده است. یک بخش عظیمی از این مشکل به این برمی‌گردد که کتاب‌های موجود در بازار با قیمت‌های قبلی، الان دیگر مفت و ارزان محسوب می‌شوند. قبل از عید کتابی از آقای خرمشاهی به نام “کیمیای سعادت” داشتیم که قیمت آن ۷۰۰ هزار تومان بود؛ الان که دوباره چاپ کرده‌ایم قیمت آن بالا رفته است، اما اگر همین امروز که با شما حرف می‌زنم بخواهیم دوباره برای چاپ جدیدش کاغذ بخریم، باید قیمت کتاب را بگذاریم ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار یا ۴ میلیون تومان. خب مشخص است که دیگر قدرت خریدی برای آن وجود ندارد. البته این را یادمان باشد و نگوییم مردم کتاب نمی‌خرند؛ کتاب خوب را خیلی هم می‌خرند، اما توانش نیست. هر روز تیراژ کتاب پایین‌تر می‌آید از تیراژ سه هزارتایی به هزارتایی رسیدیم و الان به جایی رسیده‌ایم که به جای ۳۰۰ جلد، مجبور می‌شویم ۱۰۰ جلد چاپ کنیم و این‌جوری سرمایه و تیراژ ما مرتب تحلیل می‌رود.»

    داستان شاخه آهن و میخی که برای ناشران باقی می‌ماند

    او با تاکید بر این موضوع که نفسِ وجود نمایشگاه کتاب موجبات ارتقای فرهنگی جامعه را فراهم می‌سازد، وضعیت اقتصادی حاکم بر آن را نگران‌کننده خواند و اظهار داشت: «نمایشگاه کتاب چه در شکل مجازی و چه در حضور فیزیکی، از بابت ارتقای فرهنگی و ترویج علم و دانش اتفاق بسیار خوبی است؛ ولی از اینکه شرایط اجتماعی و اقتصادی ما الان به این صورت درآمده، خیلی بد است. من یک قصه خیلی ساده و واقعی برای شما بگویم؛ یک زن و شوهری یک شاخه آهن در خانه‌شان بود که چند سالی افتاده بود. آن را زمان خودشان ۵۰ لیر خریده بودند. یک روز زنش آمد و گفت شوهرجان، این را ۱۰۰ لیر می‌خرند؛ فوری آن را فروختند و خوشحال شدند. سه چهار روز بعد رفتند که با آن ۱۰۰ لیر دوباره آهن بخرند، دیدند فقط نصف شاخه آهن می‌دهند. همان نصف شاخه را خریدند و چند وقت بعد به قیمت ۲۰۰ لیر فروختند و باز هم خوشحال شدند. همین‌جوری هی خریدند و فروختند تا اینکه آخر سر، با کل پولی که از معامله‌ها جمع شده بود و رفتند چیزی بخرند، فقط یک دانه “میخ” به آن‌ها دادند. یعنی یک شاخه آهن بزرگ تبدیل به یک میخ شد؛ الان وضعیت کتاب و نشر ما هم دقیقا همین‌جوری است. ما الان کتاب شاملو داریم که قیمتش یک میلیون تومان است؛ یا دیوان حسین منزوی را چاپ کردیم ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان. اگر همین‌ها را بخواهیم با کاغذ بندی ۶ میلیون تومانی امروز چاپ کنیم، قیمت همین آثار خیلی از این بیشتر می‌شود. در این وضعیت چند نفر دست در جیبشان می‌کنند تا بیایند کتاب حسین منزوی یا شاملو را این قدر گران بخرند؟ به نظر می‌رسد دیگر کسی سمتش نمی‌آید و این، ماجرای خیلی تلخی است.»

     

  • صنعت نشر در تسخیر بحران کاغذ

    صنعت نشر در تسخیر بحران کاغذ

    به گزارش اقتصادران، «هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران» از امروز شنبه ۲۶ اردیبهشت‌ماه شروع به کار خواهد کرد و این درحالی است که اوضاع اقتصادی صنعت نشر به ویژه در حوزه کتاب رسما خراب است. صنعت نشر ایران اکنون در نقطه‌ای ایستاده است که دیگر نمی‌توان آن را با مسکن‌های مقطعی نظیر «نمایشگاه» یا «یارانه‌های خُرد» نجات داد. این صنعت، امروز آیینه‌ تمام‌نمای اقتصادی است که نفس‌هایش در میان فشار‌های بین‌المللی، آتش‌بس‌های شکننده و تورم فزاینده، به شماره افتاده است.

    اقتصاد نشر در سایه اضطراب جمعی و سفره‌های خالی

    نمی‌توان وضعیت کتاب را جدای از اتمسفر عمومی جامعه تحلیل کرد. ایران در سال ۱۴۰۵، روز‌های عجیبی را سپری می‌کند؛ از سویی سایه سنگین درگیری‌های منطقه‌ای و هزینه‌های گزاف نظامی بر بودجه عمومی سنگینی می‌کند و از سوی دیگر، وضعیت «نه جنگ و نه صلح» باعث شده است که جامعه در یک حالت «تعلیق و اضطراب» دائمی به سر ببرد.

    در چنین شرایطی، اولویت‌های سبد خرید خانوار به وضوح تغییر یافته است. وقتی نرخ دلار مرز ۱۹۰ هزار تومان را لمس می‌کند و تورم بخش خوراکی‌ها روز به روز بیشتر می‌شود، کتاب نه به عنوان یک کالای فرهنگی، بلکه به عنوان یک «اضافه‌ غیرضروری» از فهرست خرید حذف می‌شود. اما فاجعه فقط مالی نیست؛ روان‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهد جامعه‌ای که درگیر اضطراب بقا و پیگیر لحظه‌ای اخبار جنگ و قیمت ارز است، اساساً مجالی برای تمرکز و تمایلی برای مطالعه ندارد. کتاب خواندن نیازمند آرامش ذهنی است که در شرایط بحرانی فعلی، حکم کیمیا را دارد.

    از آشفته بازار کاغذ تا شرمساری تولیدکننده

    بحران کاغذ، علت اصلی در بهم‌ریختگی این بازار است. داریوش نویدگویی، مدیر انتشارات نوید، در گفت‌وگویی تکان‌دهنده با خبرگزاری ایسنا، نمایی عریان از این فروپاشی ارائه می‌دهد. او می‌گوید: «۲۰ روز قبل از کاغذفروشی که ۵۰ سال است با او کار می‌کنم، کاغذ خواستم که قیمت کاغذ را چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان گفت، در حالی که همین کاغذ هشت ماه قبل یعنی نیمه اول ۱۴۰۴، یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بود. ملزومات نشر و خدمات چاپ، صحافی و لیتوگرافی هم به همین صورت با افزایش قیمت مواجه است. البته الان همان کاغذ را می‌گویند شش میلیون و نیم، ظرف ۲۰ روز این افزایش قیمت صورت گرفته است. امروز یک کتاب صفحه‌ای چهارهزار تا چهارهزار و ۵۰۰ تومان شده است یعنی یک کتاب ۲۰۰ صفحه‌ای بین ۷۵۰ تا ۸۵۰ هزار تومان درمی‌آید. مخاطبِ کتاب معمولاً قشر بی‌پول است، ممکن است مخاطب یک دانشجو یا یک بازنشسته باشد، اما با حقوق بازنشستگی نمی‌تواند ماهی یک کتاب هم بخرد.»

    این فعال حوزه نشر می‌گوید: «خجالت می‌کشم به دانش‌آموز و شهروندی که به نمایشگاه می‌آید و کتابی از من می‌خواهد قیمت را بگویم، کتابی که باید ۲۰۰ هزار تومان باشد، ۵۰۰ هزار تومان است. خودم خجالت می‌کشم، اما نمی‌دانم چه می‌شود کرد. مسائل و مشکلات ناشر یک‌طرف، اینکه نویسنده خلاق که درآمدش از راه تألیف و ترجمه است، دیگر رغبتی به کار ندارد موضوع دیگری است که سبب می‌شود اثر خوبی نداشته باشیم. شاید باید برویم کتاب‌های کشور‌های دیگر را کپی کنیم که کار زشتی است.»

    وابستگی دلاری و بحران واردات در عصر تحریم و جنگ

    صنعت نشر ایران بیش از آنکه فرهنگی باشد، صنعتی ارز محور است. مرکب، زینک و مهم‌تر از همه کاغذ، پیوند ناگسستنی با قیمت دلار دارند. در شرایطی که به دلیل تنش‌های سیاسی و آثار اقتصادی درگیری‌های نظامی، تخصیص ارز حمایتی به کالا‌های اساسی محدود شده است، نشر در ردیف‌های آخر اولویت‌های دولتی قرار گرفته است.

    واردات کاغذ اکنون در انحصار حلقه‌های خاصی قرار گرفته و همان‌طور که نویدگویی اشاره کرده، «کاغذ‌های دولتی» به جای رسیدن به دست ناشران واقعی، در بازار‌های موازی و با قیمت آزاد سر در می‌آورند. این ناترازی میان هزینه تولید و قدرت خرید مردم، باعث شده که تیراژ کتاب‌ها از ۳۰۰۰ نسخه در دهه گذشته، به ۲۰۰ یا ۳۰۰ نسخه در سال ۱۴۰۵ سقوط کند. این یعنی نشر کتاب عملاً از یک فعالیت اقتصادی به یک خیرخواهی فرهنگی پرضرر تبدیل شده است.

    نمایشگاه مجازی؛ رویدادی سنتی در بن‌بست مدرن

    از ۲۶ اردیبهشت‌ماه، نمایشگاه مجازی کتاب آغاز می‌شود. اگرچه این رویداد طبق تقویم سالانه برگزار می‌شود و هدف آن ایجاد دسترسی برابر در سراسر کشور است، اما نمی‌توان انتظار معجزه اقتصادی از آن داشت. نمایشگاه‌ها همواره به عنوان موتور محرک فروش عمل می‌کردند، اما در سال جاری، حتی تخفیف‌های ۱۰ تا ۲۰ درصدی دولت و ناشران نیز نمی‌تواند شکاف عمیق بین قیمت تولید و توان خرید را پر کند.

    بسیاری از ناشران معتقدند هزینه ارسال پستی، بسته‌بندی و مالیات‌های پنهان در فروش مجازی، عملاً همان سود ناچیز نمایشگاهی را هم از بین می‌برد. نمایشگاه مجازی در شرایطی برگزار می‌شود که اینترنت کشور خود با بحران‌های زیرساختی و هزینه‌های بالا روبروست و این خود مانع دیگری برای خریداران است.

    چه باید کرد؟

    بدیهی است که برای خروج از این وضعیت، نمی‌توان صرفاً به برگزاری نمایشگاه یا نامه‌نگاری‌های تشریفاتی (نظیر نامه ۹ بندی اخیر وزیر ارشاد به وزیر صمت) اکتفا کرد. برای کمک به بقای صنعت نشر انتظار می‌رود که گام‌ها جدی و واقعی برداشته شود. مثلا تأسیس «بانک کاغذ» و توزیع مستقیم. دولت باید با حذف واسطه‌ها، مستقیماً کاغذ را از مبدأ واردات به لیتوگرافی‌ها و چاپخانه‌ها بر اساس تاییدیه وزارت فرهنگ تحویل دهد تا جلوی نشت کاغذ به بازار آزاد گرفته شود.

    راهکار بعدی می‌تواند ارائه سوبسید مستقیم به مصرف‌کننده (بن کتاب) باشد. در شرایط تورم لجام‌گسیخته، سوبسید نباید به تولیدکننده (که ممکن است هدر برود) بلکه باید به صورت «اعتبار خرید» با مبالغ قابل توجه به دانش‌آموزان، دانشجویان و اساتید تعلق بگیرد.

    معافیت‌های کامل مالیاتی و خدماتی هم گزینه بعدی است. در زمان بحران جنگی و اقتصادی، دولت باید هزینه‌های آب، برق، گاز و مالیات کتابفروشی‌ها و ناشران را برای یک دوره مثلا دوساله به صفر برساند تا از تغییر کاربری کتابفروشی‌ها جلوگیری شود.

    از تسهیل واردات کاغذ توسط بخش خصوصی نیز نباید غافل شد. کاهش تعرفه‌های گمرکی و حذف بروکراسی‌های طاقت‌فرسا برای واردات مواد اولیه می‌تواند رقابت ایجاد کرده و قیمت را در بازار آزاد بشکند.

    کتاب، آخرین سنگر مقاومت مدنی

    صنعت نشر ایران امروز نه فقط با بحران نقدینگی، بلکه با بحران معنا روبروست. وقتی جامعه درگیر بقا می‌شود، فرهنگ به حاشیه می‌رود. اما باید هشدار داد که فروپاشی صنعت نشر، پیامی بسیار خطرناک‌تر از سقوط ارزش پول ملی دارد؛ این فروپاشی به معنای خشکی ریشه‌های تفکر در جامعه‌ای است که بیش از هر زمان دیگری به «آگاهی» برای عبور از بحران‌های سیاسی و اجتماعی نیاز دارد.

    اگر دولت و نهاد‌های حاکمیتی در روز‌های پیش رو، فراتر از شعار‌های همیشگی، فکری به حال اقتصادِ کاغذ و اعصاب خسته مخاطب نکنند، نمایشگاه ۲۶ اردیبهشت چیزی جز تشییع جنازه باشکوه کتاب نخواهد بود. جامعه‌ای هم که کتاب نخواند، هزینه‌های بسیار سنگین‌تری را در میدان‌های دیگر پرداخت خواهد کرد.

  • کاغذی را که بندی ۸۰۰ هزار تومان می‌خریدیم، بندی ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان باید بخریم!

    کاغذی را که بندی ۸۰۰ هزار تومان می‌خریدیم، بندی ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان باید بخریم!

    به گزارش اقتصادران، از ۱۴ دی‌ماه ۱۴۰۴ با تک‌نرخی شدن ارز، قیمت تمام شده همه کالاهای وارداتی ازجمله کاغذ دستخوش تغییر شد. اتفاقی که شاید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دست کم در سال جاری آماده آن نبود و سیدعباس صالحی، در حاشیه هجدهمین جایزه جلال آل‌احمد (۱۷ دی) در موردش گفت: «…. با توجه به دو نرخی بودن ارز (تا پیش از این) جلساتی با محمدرضا عارف و دوستان برنامه و بودجه و دیگران داشتیم تا کاغذ در نرخ تالار اول قرار بگیرد تا جایی که ۲۰ میلیون دلار، هم برای کاغذ تحریر و هم برای کاغذ مطبوعات گرفتیم…. درخواست و سفارش‌ها انجام و مسیر  واردات در حال طی‌شدن بود… با این حال با سیاستی که اکنون اتخاذ شده است، کلیه کالاها از جمله کاغذ مشمول این اتفاق شده‌اند…» تاثیر این اتفاق را بر بازار نشر، علیرضا رئیس‌دانا، مدیر انتشارات نگاه به زبانی ساده این‌طور توضیح می‌دهد: «…. ما اگر امروز، فرضا سه وانت کتاب از انبارمان به فروشگاه بیاوریم و همه آن تا پایان روز به فروش برسد، با پولش می‌توانیم یک وانت کتاب چاپ کنیم…» استدلالی که از طریق اعداد و ارقامی که رئیس‌دانا به آن‌ها اشاره می‌کند هم قابل اثبات است. او می‌گوید: «سال گذشته، همین زمان، کاغذ بالک ۶۰ گرمیِ ۶۰ در ۹۰ را بندی ۸۰۰ هزار تومان خریده بودم، در حالی که هفته گذشته، برای نمونه ۷۰ گرمیِ همان کاغذ بندی ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان پرداختیم و از هفته گذشته تا حالا، بندی ۳ و ۴۰۰ یا ۳ و ۵۰۰ فروخته می‌شود. درواقع ما اگر قصد خرید ۱۰۰۰ بند کاغذ را داشته باشیم باید نزدیک به ۴ میلیارد تومان بپردازیم.»

    وقتی با پول کتابی که فروخته می‌شود، یک‌سوم آن را می‌توان چاپ کرد   

    علیرضا رئیس‌دانا، که از سال ۱۳۴۲ به قول خودش شاگرد کتابفروش بوده و از سال ۱۳۵۲ به عنوان ناشر فعالیت کرده مدیر انتشاراتی است که در کارنامه‌اش بیش از نیم قرن سابقه کار، چاپ بیش از ۶ هزار عنوان کتاب و دو هزار عنوان کتابِ در گردش، دیده می‌شود. روایت او از این روزهای دشوار با اشاره به قیمت کاغذ پس از حذف ارز ترجیحی شروع می‌شود و این‌طور ادامه پیدا می‌کند: «وضعیت به گونه‌ای شده است که برای اطلاع از قیمت کاغذ، باید تا مشخص‌شدن قیمت جدید دلارِ ظهر هر روز، منتظر ماند. در کنار این، هزینه زینک، مرکب، چاپ، صحافی و… چندین برابر شده است. در شرایطی که کتاب، با توجه به شرایط اقتصادی، به کالایی ازجمله کالاهای انتهایی سبد خرید خانواده‌ها تبدیل شده است، معدود خریداران کتاب نیز، توان خریدشان روزبه‌روز کمتر می‌شود. همه این‌ها، تیراژ را پایین و پایین‌تر می‌آورد، ضمن این که خود ما به علت فشار اقتصادی ناچار شدیم انبار دو هزار متری‌مان را واگذار و به انباری ۵۰۰ متری اکتفا کنیم که همین هم به عنوان عاملی ثانویه بر کاهش تیراژمان اثر می‌گذارد. در مجموع و برای روشن‌تر شدن موضوع به زبانی ساده، ما اگر امروز، فرضا سه وانت کتاب از انبارمان به فروشگاه بیاوریم و همه آن سه وانت همین امروز به فروش برسد، با پولش می‌توانیم یک وانت کتاب چاپ کنیم.»

    او با ذکر نمونه‌هایی، برای ملموس‌تر شدن آن‌چه اتفاق افتاده است، ادامه می‌دهد: «به عنوان مثال، ما جدیدترین چاپ «جنایات و مکافات» (با ترجمه اصغر رستگار) را که پیش‌تر ۶۰۰ هزار تومان می‌فروختیم، هم‌اکنون با تیراژ ۳۰۰ تایی، ۹۰۰ هزار تومان قیمت گذاشته‌ایم. در حالی که اگر بخواهیم با کاغذی که امروز می‌خریم قیمت بگذاریم حداقل باید ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بشود و در وضعیتی که خریدار از پس پرداخت هزینه همان چاپ ۹۰۰ هزار تومانی هم برنمی‌آید برای فروش چاپ جدید باید چشم‌انتظار دست دادن خوشبختی بود. در مثالی دیگر، ما زمانی «در آستانه» احمد شاملو را با تیراژ ۵۰ هزار تایی چاپ می‌کردیم یا مجموعه اشعار سیمین بهبهانی را با تیراژ ۱۱ هزار تایی، در حالی که اگر احمد شاملو در قید حیات بود و همین امروز صبح تازه‌ترین اثرش را برای چاپ به ما می‌سپرد نمی‌توانستیم با تیراژی بیش از هزار تا چاپش کنیم. پس فارغ از آمار اصطلاحا رسمی که تعداد ناشران را ۲۵ هزار عنوان می‌داند، همین ۱۵۰، ۲۰۰ ناشر فعال یا فعالیت خود کاهش داده‌اند یا متوقف کرده‌اند. ما هم، با مکافات بسیار و با کمترین تیراژ؛ ۳۰۰، ۲۰۰، ۱۰۰ عنوان، مشغول کار هستیم.»

    کاغذ «شرکت چوب و کاغذ مازندران»، نه کیفیت مناسبی دارد و نه مقرون به صرفه است

    در کنار همه آن‌چه در مورد کاغذ وارداتی گفته شد، از رئیس‌دانا با استناد به گفت‌وگوی اخیر امیرسامان اسفندیاری دبیر سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوای ایران با ایرنا، از کاغذ تولید داخل هم می‌پرسیم. اسفندیاری در این گفت‌وگو از «شرکت چوب و کاغذ مازندران» به‌عنوان اصلی‌ترین تولیدکننده کاغذ تحریر در ایران نام برده و در کنار آن به «شرکت کاغذ پارس» که از باگاس (تفاله‌ای که پس از استخراج شکر از نیشکر و سورگوم، حاصل می‌شود) و «شرکت پارس کاغذ مشهد» که از ضایعات کاغذ به‌عنوان مواد اولیه استفاده می‌کند، اشاره کرده است.

    رئیس‌دانا صحبت در این مورد را این‌طور شروع می‌کند: «همان‌طور که می‌دانید در دولت‌ سیزدهم چند باری از این گفته شد که کشورمان در زمینه تولید کاغذ به خودکفایی رسیده است در حالی که در عمل دیده شد این حرف یک شوخی بیشتر نبود.» او کاغذ تولید «شرکت چوب و کاغذ مازندران» را کاغذی اصطلاحا «بور» و «کدر» توصیف می‌کند. ضمن این که به عنوان مثال، کاغذهای ۷۰ گرمیِ ۶۰ در ۹۰ یا ۱۰۰ در ۷۰ تولیدِ آن، اگرچه به ظاهر کاغذ ۷۰ گرمی است اما از میانه به سمت انتهای کاغذ، تبدیل به کاغذ ۶۰ گرمی می‌شود. رئیس‌دانا همچنین اشاره می‌کند: «در کنار این، فوتک‌های دستگاه‌های چاپ از پس رد کردن دانه‌به‌دانه آن برنمی‌آیند و کاغذها را دوتا دوتا، چسبیده به هم رد می‌کنند. با این که وقتی این کاغذ را از مازندران به چاپخانه می‌آورند حداقل یکی، دو ماه می‌خوابانندش تا خشک شود اما باز هم دستگاه چاپ از پسش برنمی‌آید. همچنین ضایعات این کاغذ هم بسیار است و درمجموع کاغذ مقرون به صرفه‌ای نیست که بتواند مورد استفاده ناشران برای چاپ کتاب قرار بگیرد.»

    اسفند امسال، مثل هیچ‌کدام از اسفندهای پیش نیست

    رئیس‌دانا در پایان در پاسخ به این که با وجود همه‌ آن‌چه مورد اشاره‌اش قرار گرفت، چشم‌اندازی که ترسیم می‌کند، چگونه است؟ می‌گوید: «هرچند چشم‌انداز، تاریک است ولی ما فعلا با همین وضعیت به کارمان ادامه می‌دهیم چون معتقدیم وقتی اوضاع رو به بهبود نمی‌رود دست کم -حتی با چشم‌پوشی از سود و هزینه کردن از جیب خود- باید وضع موجود را حفظ کرد. به عنوان مثال، مصرف کاغذ ما در اسفندماه، همیشه بالا بود اما امسال برنامه‌ای مشابه سال‌های گذشته برای چاپ نداریم. به عبارت دیگر، در وضعیتی قرار گرفته‌ایم که حتی حفظ وضع موجود نیز برای ناشری چون ما با نیم دهه سابقه کار و چاپ بیش از ۶ هزار عنوان کتاب، امکان‌ناپذیر می‌نماید.»

  • شوک حذف ارز ترجیحی کاغذ به بازار کتاب / فرجی: بازار کتاب تعطیل محض است!

    شوک حذف ارز ترجیحی کاغذ به بازار کتاب / فرجی: بازار کتاب تعطیل محض است!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه قدس نوشت: در هفته‌های گذشته سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ از حذف ارز ترجیحی کاغذ خبر داد و گفت در این شرایط، طبیعی است که با کاغذ نیز شبیه بقیه کالاها رفتار شود. همان‌طور که برای نهاده‌های دامی ارز ترجیحی حذف می‌شود، درباره کاغذ نیز چنین است. این شرایط بسیار سختی برای اصحاب قلم و ناشران است، اما باید تلاش کنیم تا کمبودی پیش نیاید و با قیمت متعادل خرید کاغذ را انجام دهیم. این گفته‌ها در نگاه نخست، دورنمای بغرنجی را پیش روی صنعت نشر و کتاب قرار می‌‍دهد؛ چراکه تا پیش از این و طی سال‌های گذشته هم وضعیت چاپ و فروش کتاب چنگی به دل نمی‌زد و هر سال با کاهش قابل توجه تیراژ کتاب‌ها از سوی ناشران روبه‌رو بودیم اما باز هم وضعیت چاپ و نشر به‌گونه‌ای بود که تجدید چاپ یک کتاب به نوبت ۲۰ و ۳۰ می‌رسید، اما اکنون در شرایطی هستیم که برخی کتاب‌ها کمتر از ۱۰۰ نسخه به چاپ می‌رسند. حالا صنعت نشر با چالش‌های بزرگی مواجه شده که بحران افزایش قیمت کاغذ و در پی آن، افزایش قیمت کتاب و رکود شدید در بازار از بارزترین مشکلات آن است که می‌تواند عرصه را برای ناشران به‌ویژه ناشران کوچک بیش از پیش تنگ کند و صنعت نشر را در آستانه یک بحران جدی قرار ‌دهد.

    مشکلات چندین برابر می‌شود

    محسن فرجی مدیر نشر خزه، درباره تبعات حذف ارز ترجیحی کاغذ و تأثیرات آن بر انتشار و قیمت کتاب می‌گوید: نتیجه گرانی بیش از حد و افسارگسیخته کاغذ، افزایش قیمت کتاب خواهد بود و در طولانی‌مدت، شاهد کاهش شدید مخاطبان در این شرایط سخت اقتصادی خواهیم بود.
    وی در واکنش به مشکلات دامنه‌دار صنعت نشر طی سال‌های گذشته و تشدید آن با حذف ارز ترجیحی کاغذ تأکید می‌کند: پیش از این هم مشکل خرید کتاب وجود داشت، اما در وضعیت فعلی شاهد تأثیرات بیشتری خواهیم بود و این مشکل چندین برابر خواهد شد. نکته اینجاست که پیش از حذف ارز ترجیحی، قیمت کاغذ به‌شدت در حال بالا رفتن بود و حالا با این اتفاق، باز هم بالاتر خواهد رفت.
    فرجی در تکمیل گفته‌های خود ادامه می‌دهد: نتیجه این اتفاق‌ها این است که بخشی از ناشران کوچک حتماً از گردونه صنعت نشر حذف خواهند شد؛ زیرا آن‌قدر هزینه خرید بالا خواهد رفت که توانی برای تهیه کاغذ نخواهند داشت و به‌طبع گرانی بیش از حد و غیرمتعارف پشت ‌جلد کتاب، توان خرید را از همین اندک مخاطب باقیمانده خواهد گرفت.
    مدیر نشر خزه در واکنش به صحبت‌های وزیر ارشاد که گفته بود در این شرایط، طبیعی است که با کاغذ نیز شبیه بقیه کالاها رفتار شود و کاغذ را با نهاده‌های دامی مقایسه کرده بود، می‌گوید: صد در صد با این نگاه مخالفم و اظهارنظر ایشان به نظرم بسیار تأسف‌آور و غم‌انگیز بود؛ زیرا وزیر فرهنگ که باید متولی فرهنگ، ادبیات و کتاب در کشور باشد، چنین اظهارنظر منفعلانه و حتی بر ضد کتاب و کتاب‌خوانی دارد. در حالی که با بودجه‌های فراوانی که در بخش‌های مختلف وجود دارد و صرف مواردی می‌شود که ضروری نیست، می‌توانند بخشی از آن را به صنعت نشر و کتاب اختصاص دهند و به عنوان متولی، قیمت را کنترل
    کنند.
    وی ادامه می‌دهد: کاغذ فقط یک کالای اساسی برای کتاب نیست. همه رسانه‌های چاپی مانند روزنامه‌ها از کاغذ استفاده می‌کنند و کالاهای زیادی وجود دارند که حیاتشان وابسته به کاغذ است. به نظرم اینکه کاغذ را فقط به کتاب تقلیل دهیم و بی‌تفاوت از کنار آن بگذریم، در واقع درک نکردن ضرورت و اهمیت مقوله کاغذ در کشور است.

    می‌توان قیمت کاغذ را کنترل کرد، اگر …

    وی در ادامه به راهکارهایی برای جبران این وضعیت اشاره می‌کند و می‌افزاید: وزارت ارشاد به عنوان متولی باید وارد شود، مانند دو سه سال گذشته که قیمت کاغذ آن‌قدر گران نبود و حتی ناشران سهمیه هم داشتند. فکر نمی‌کنم در این چند سال اتفاق خاصی افتاده باشد که مسئولان ارشاد این‌طور در برابر کاغذ شکست خورده، ناتوان و ناامید شده باشند. اگر سوءمدیریتی وجود نداشته باشد و البته با وجود همت و اراده، می‌توان قیمت کاغذ را کنترل کرد و به همان سیستمی بازگردند که به شکل عادلانه‌ای به ناشران سهمیه کاغذ اختصاص پیدا می‌کرد و از همین ابتدا، جلو این وضعیت فاجعه‌باری که شروع شده را بگیرند تا بیشتر از این ادامه پیدا نکند.

    قطعی اینترنت و مشکلات بیشتر!

    فرجی درباره وضعیت این روزهای بازار کتاب می‌گوید: بازار کتاب تعطیل محض است! ما دو عنوان کتاب جدید منتشر کردیم که حتی آن‌ها را از چاپخانه هم تحویل نگرفتیم. در حالی که مراکز پخش باید کتاب‌ها را روی سایت‌ها و کانال‌هایشان بگذارند و کتاب‌فروش‌ها هم از این مبادی عناوین جدید را ببینند و سفارش بدهند، اما متأسفانه به دلیل قطعی اینترنت، چنین چیزی امکان‌پذیر نیست و عملاً کتاب‌ها در چاپخانه‌ها مانده و ناشران دست نگه داشته‌اند. قیمت کاغذ هم که خودش مزید بر علت است و همه چیز را مسکوت نگه داشته است.
    تیراژ کتاب‌ها هم وضعیت غم‌انگیزی دارند؛ سه سال پیش اگر کتابی در ۵۰۰ نسخه منتشر می‌شد، سال گذشته به ۳۰۰ نسخه رسید و امسال این میزان به ۱۵۰ تا ۲۰۰ نسخه تقلیل پیدا کرده است. این وضعیت بیشتر شبیه یک شوخی است و دیگر از حالت صنعت نشر خارج و کاملاً به دغدغه فردی تبدیل شده، این وضعیت هرچه هست، دیگر نمی‌توان نام صنعت بر آن گذاشت.

    قیمت کاغذ از ابتدای امسال ۱۵۰ درصد گران‌تر شده است

    در ادامه امیر حسین‌زادگان، مدیر انتشارات ققنوس درباره شرایط کاری این روزها می‌گوید: ما از ابتدای آذرماه تاکنون نتوانسته‌ایم کاغذ خریداری کنیم و عملاً کار را متوقف کرده‌ایم. دلیل آن هم این است که یا کاغذ موجود نیست یا بسیار کمیاب است و اگر هم باشد، بسیار گران است.
    وی در واکنش به گفته‌های وزیر ارشاد مبنی بر اینکه قرار است سرعت ثبت سفارش‌ها و ورود کاغذ افزایش یابد تا از کمبود آن جلوگیری شود، به این پرسش که آیا مسئله واقعاً کمبود کاغذ است یا افزایش قیمت آن و نکته اینجاست که اگر کاغذ هم باشد، آیا قدرت خرید ناشران وجود دارد یا نه، این‌طور پاسخ می‌دهد: قرار بود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ۴۰ میلیارد ارز برای کاغذ تخصیص بدهد که از این مقدار، ۲۰ میلیارد برای کتاب و ۲۰ میلیارد برای مطبوعات باشد. اما این طرح با وجود تصویب هنوز اجرایی نشده و بانک مرکزی ارز را به وزارت ارشاد تخصیص نداده و درواقع هیچ اقدامی صورت نگرفته است. در نتیجه، کلاً کاغذی وارد نشده و به همین دلیل آن‌هایی هم که کاغذ دارند آن را با قیمت‌های گزافی می‌فروشند و قیمت نسبت به نرخی که ابتدای امسال بوده، حدود ۱۵۰ درصد گران‌تر شده است.

  • «خودکفایی در تولید کاغذ» وعده ای که تبدیل به رویا شد / بحران کاغذ، فعالان نشر را زمین می زند؟

    «خودکفایی در تولید کاغذ» وعده ای که تبدیل به رویا شد / بحران کاغذ، فعالان نشر را زمین می زند؟

    به گزارش اقتصادران، در حالی که دولت سیزدهم طی سال‌های گذشته بارها از «خودکفایی در تولید کاغذ» به‌عنوان یکی از دستاوردهای فرهنگی خود نام برده، واقعیت بازار نشر و مطبوعات تصویری کاملاً متفاوت ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن، وعده‌های رسمی نه‌تنها به ثبات نرسیده‌اند، بلکه فشار مضاعفی بر بدنه نحیف نشر و رسانه وارد کرده‌اند. از اعلام راه‌اندازی خطوط تولید کاغذ داخلی تا تأکید بر کاهش وابستگی به واردات، گفتمان رسمی دولت سیزدهم بر «عبور از بحران کاغذ» استوار بود. این گفتمان، بارها در قالب مصاحبه‌ها، گزارش‌ها و نشست‌های رسمی تکرار شد؛ اما آنچه کمتر گفته شد، فاصله عمیق میان این ادعاها و وضعیت واقعی بازار بود.

    گزارش‌های رسمی از افزایش ظرفیت تولید سخن می‌گویند، اما بازار نشر با کمبود، نوسان قیمت و نبود دسترسی پایدار به کاغذ مواجه است. تناقض دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: اگر خودکفایی محقق شده، چرا ناشران و مطبوعات هنوز درگیر تأمین ابتدایی‌ترین ماده تولید خود هستند؟ وناشران مستقل، مطبوعات محلی و رسانه‌های غیردولتی، نخستین قربانیان سیاست‌های نیمه‌کاره کاغذ بوده‌اند.

    افزایش هزینه تولید، کاهش تیراژ، تعویق انتشار و در مواردی توقف کامل فعالیت، پیامد مستقیم سیاستی است که «تولید» را برجسته کرد اما «زنجیره مصرف» را نادیده گرفت. در عمل، کاغذ تولید داخل یا به‌موقع به دست مصرف‌کننده فرهنگی نرسیده، یا با قیمتی عرضه شده که تفاوت چندانی با نمونه وارداتی نداشته است. نتیجه، حذف تدریجی بازیگران کوچک و تمرکز منابع در دست ناشران و رسانه‌های برخوردار بوده؛ روندی که مستقیماً با شعار عدالت فرهنگی در تضاد است.

    بیشترین آسیب، نه متوجه بنگاه‌های بزرگ، بلکه متوجه نشریات محلی و منطقه‌ای، ناشران کودک و آموزشی و رسانه‌های مستقل با تیراژ محدود قرار گرفته است. این گروه‌ها نه توان خرید انبوه دارند و نه دسترسی مستقیم به کانال‌های توزیع. برای آن‌ها، «خودکفایی کاغذ» به جای کاهش هزینه، به افزایش ریسک بقا تبدیل شده است.

    مسئله کاغذ در دولت سیزدهم، صرفاً یک مشکل صنعتی یا اقتصادی نیست؛ بلکه نمونه‌ای روشن از سیاست‌گذاری بدون پیوست اجرایی است. تولید، بدون تضمین توزیع عادلانه، قیمت‌گذاری شفاف و حمایت هدفمند، بیش از آنکه دستاورد باشد، یک نمایش آماری است.

    خودکفایی اعلامی، بحران عددی در نشر و مطبوعات

    بررسی داده‌های ارائه‌شده در گزارش پیوست نشان می‌دهد شکاف میان روایت رسمی خودکفایی کاغذ و واقعیت بازار، نه در سطح شعار، بلکه در اعداد و شاخص‌های میدانی قابل ردیابی است. در بازه‌ای که ظرفیت تولید کاغذ داخلی در گزارش‌ها افزایش‌یافته و تثبیت‌شده توصیف می‌شود، بازار نشر با افزایش مستمر قیمت کاغذ مصرفی مواجه بوده است. این افزایش نه مقطعی، بلکه پی‌درپی و انباشتی بوده؛ به‌گونه‌ای که هزینه تأمین کاغذ برای ناشران و مطبوعات، نسبت به پیش از اعلام خودکفایی، رشد معنادار داشته است داده‌های گزارش نشان می‌دهد: تیراژ متوسط کتاب‌ها کاهش یافته، در حالی که سیاست رسمی مدعی بهبود زیرساخت تولید بوده است.

    تعداد عناوین منتشرشده در برخی حوزه‌ها ثابت مانده یا کاهش داشته، نه افزایش و فاصله قیمت کاغذ داخلی با وارداتی به‌گونه‌ای نبوده که بتواند مزیت رقابتی واقعی ایجاد کند. این یعنی شاخص کلیدی موفقیت سیاست کاغذ—یعنی «کاهش هزینه تولید فرهنگی»—در عمل محقق نشده است. بر اساس داده‌های مندرج در گزارش، بیشترین فشار عددی متوجه مطبوعات بوده است. افزایش هزینه کاغذ، سهم قابل‌توجهی از هزینه کل انتشار را بلعیده و باعث شده: برخی نشریات، دوره انتشار خود را کاهش دهند. برخی دیگر، تعداد صفحات را کم کنند و بخشی، عملاً از چرخه انتشار خارج شوند این روند، به‌ویژه در مطبوعات محلی و کم‌تیراژ شدیدتر بوده است؛ جایی که حتی افزایش محدود قیمت کاغذ، تعادل اقتصادی را بر هم می‌زند.

    سخن آخر اینکه بررسی شرایط بازار در ماه‌های اخیر نیز نشان می‌دهد مشکلات ساختاری حوزه کاغذ همچنان پاپرجا است و برطرف نشده است. فعالان نشر از تداوم نوسان قیمت، دشواری پیش‌بینی هزینه تولید و نبود اطمینان نسبت به تامین مستمر کاغذ خبر می‌دهند. وضعیتی که آسودگی خاطر آنان را سلب و امکان برنامه‌ریزی میان‌مدت را برای ناشران و مطبوعات عملا ناممکن کرده است. در چنین شرایطی، خودکفایی کاغذ، مادامی که از سطح کارخانه و گزارش عبور نکند و به بهبود ملموس شاخص‌های بازار مصرف فرهنگی نینجامد، نه‌تنها مسئله نشر را حل نمی‌کند، بلکه فشار آن را به حلقه‌های ضعیف‌تر زنجیره منتقل می‌سازد.

  • صنعت چاپ و بسته بندی گرفتار گرانی کاغذ شد

    صنعت چاپ و بسته بندی گرفتار گرانی کاغذ شد

    به گزارش اقتصادران، افزایش چشم‌گیر قیمت کاغذ آن‌هم تنها در عرض ۱۰ روز، اعتراض فعالان صنعت چاپ و بسته بندی را به همراه داشته است. واردات و ثبت سفارش کاغذ با مشکلاتی مواجه شده و از سویی دیگر تولید کاغذ در داخل کشور نیز آب‌بر بوده و صرفه اقتصادی نیز ندارد. گرانی کاغذ فقط چاپخانه‌داران را با مشکل مواجه نمی‌کند، فعالان مطبوعات، بازار کتاب، بسته‌بندی انواع مواد خوراکی و بسیاری از موارد دیگر نیز با جهش ناگهانی قیمت مواجه خواهند شد.

    بابک عابدین، رئیس هیات مدیره اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان صنعت چاپ و بسته بندی ایران گفت: عرضه و تقاضای بازار در حوزه کاغذ و مقوا به هم ریخته و مساله اصلی این است که کاغذ و مقوا کالای استراتژیک محسوب می‌شوند؛ هم در حوزه فرهنگی، از کتاب و جراید گرفته تا سایر محصولات مکتوبی که همچنان به کاغذ وابسته‌اند، و هم در بخش بسته بندی و صنایع مختلف.

    او افزود: اگر این کالا در مقاطعی در بازار در دسترس نباشد، زنجیره عرضه مواد غذایی، دارویی و بهداشتی دچار اختلال می‌شود، چرا که همه این محصولات به بسته بندی وابسته‌اند و به هم خوردن عرضه و تقاضا، کل زنجیره فروش و ارزش را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

    تولید کاغذ، آب‌بر است

    رئیس اتحادیه صنف چاپخانه‌داران و صحاف تهران ادامه داد: هرچند در برخی حوزه‌ها تولید داخلی وجود دارد، اما در نگاه کلان باید به مساله صنایع اب‌بر توجه کرد؛ صنایعی که مدتی است خود دولت هم بر ضرورت محدود شدنشان تاکید دارد، اما با این حال همچنان ارز و سهمیه ارزی برای واردات ماشین الات تولید کاغذ و مقوا تخصیص داده می‌شود.

    او توضیح داد: به طور میانگین برای تولید یک برگ A4 حدود ۲۰ لیتر آب مصرف می‌شود و وقتی مصرف سرانه کاغذ و مقوا را در ابعاد ملی محاسبه کنیم، به چندین میلیارد متر مکعب مصرف آب می‌رسیم.

    او افزود: حتی در صورت بازیافت کاغذ هم در نهایت به آب شیرین بکر با املاح مشخص نیاز است و حدود ۵۰ تا نزدیک ۶۰ درصد آب در فرایند تولید تبخیر می‌شود. از منظر زیست محیطی این مساله چالش جدی ایجاد می‌کند، به ویژه اینکه ایران کشوری خشک است و جنگل‌های صنعتی گسترده‌ای برای تولید کاغذ ندارد. به گفته عابدین، در بسیاری موارد پالپ وارد می‌شود و تخصیص ارز نیز خود به یکی از گلوگاه‌های این صنعت تبدیل شده است.

    عابدین افزود: این مواد در داخل کشور و با استفاده از آبی که اکنون مصرف آن با محدودیت و ممنوعیت مواجه است، به کاغذ تبدیل می‌شوند، اما این تولیدات نه از نظر حجم، پاسخگوی نیاز کشور هستند و نه از نظر کیفیت، استانداردهای مورد نیاز بسیاری از محصولات را تامین می‌کنند. بخش قابل توجهی از صنایع بسته بندی، به ویژه در حوزه بسته بندی‌های کاغذی، مقوایی و سلولزی، به کیفیتی نیاز دارند که در حال حاضر تولید داخل قادر به تامین آن نیست.

    صادرات کاغذ مزیت نسبی ندارد

    رئیس هیات مدیره اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان صنعت چاپ و بسته بندی ایران ادامه داد: در حوزه صادرات نیز با همین مشکل مواجهیم، چرا که برای صادرات کالا، استانداردهای مشخصی در زمینه بسته بندی از سوی بازارهای هدف مطالبه می‌شود و این استانداردها عملاً در داخل کشور قابل تامین نیست. به همین دلیل، تولید کاغذ از منظر اقتصادی و منابع، مزیت نسبی برای کشور ندارد و ادامه این روند، بدون در نظر گرفتن محدودیت‌های ابی و الزامات کیفی، توجیه پذیر نیست.

    عابدین گفت: از یکسو با صنایع آب‌بر، محدودیت منابع جنگلی و ملاحظات کلان زیست محیطی مواجه هستیم و از سوی دیگر، واردات کاغذ که اکنون بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد نیاز کشور را تامین می‌کند، از چرخه زنجیره تامین کنار گذاشته می‌شود. این روند یا به دلیل تخصیص ندادن ارز است یا با تصمیم‌هایی مانند توقف ثبت سفارش کاغذ و مقوا تا پایان سال رخ می‌دهد؛ تصمیم‌هایی که بدون انجام هرگونه مشورت کارشناسی با تشکل‌های تخصصی گرفته می‌شود.

    او ادامه داد: نتیجه این سیاست‌ها، افزایش شدید قیمت‌ها در بازار بوده و فقط در حدود ۱۰ روز گذشته، قیمت کاغذ و مقوا بیش از ۳۰ درصد رشد کرده است. یک بند کاغذ تحریر که هم مصرف فرهنگی و هم مصرف صنعتی دارد، حدود ۱۰ روز پیش با قیمت ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان عرضه می‌شد، اما امروز همان محصول با قیمت حدود ۳ میلیون تومان در بازار به فروش می‌رسد.

    رئیس اتحادیه صنف چاپخانه‌داران و صحاف تهران گفت: هر بند کاغذ تحریر معادل حدود ۲۴ و نیم کیلوگرم کاغذ ۷۰ گرمی در ابعاد ۷۰ در ۱۰۰ سانتی‌متر است که عرف بازار محسوب می‌شود. کاهش عرضه کاغذ وارداتی در کنار ناتوانی تولید داخل در تامین این کیفیت، موجب جهش قیمت‌ها در مدت کوتاهی شده است.

    او گفت: قیمت کاغذ تحریر در ۱۰ روز گذشته بیش از ۲۳ درصد افزایش یافته است؛ به‌طوری که قیمت یک بند کاغذ از ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان به حدود ۳ میلیون تومان رسیده است. به گفته عابدین، این یعنی تقریباً ۲۵ درصد افزایش قیمت در مدت کوتاه ده روز.

    رئیس اتحادیه صنف چاپخانه‌داران و صحاف تهران ادامه داد: از سوی دیگر، مقوای بکر یا ایندل برد که در بازار موجود است و به دلیل آلایندگی کمتر، مصرف بالایی در صنایع غذایی، آرایشی بهداشتی و دارویی دارد، نیز با محدودیت عرضه مواجه است. این مقوا عمدتاً از پالپ چوب تولید می‌شود و خاک یا مواد دیگر در آن به حداقل رسیده است تا در سطح بین‌المللی و برای بسته‌بندی محصولات غذایی و دارویی، امکان انتقال آلاینده‌های میکروبی را نداشته باشد.

    عابدین گفت: در حدود ۱۰ روز گذشته، قیمت هر کیلو کاغذ از حدود ۸۰ هزار تومان به ۱۳۰ هزار تومان رسیده و این نشان‌دهنده افزایش نزدیک به ۴۰ درصدی است. اگر بازار را به‌صورت کلان نگاه کنیم، رأس هرم تقاضا شرکت‌های بزرگی مانند کاله، میهن و شرکت‌های دارویی مانند داروپخش و سینا هستند که تقاضای خود را برای محصولات بسته‌بندی اعلام می‌کنند.

    او افزود: بخش بعدی هرم، چاپخانه‌ها و تولیدکنندگان بسته‌بندی هستند؛ ما این تقاضا را دریافت و ساختار بسته‌بندی، طراحی و ویژگی‌های محافظتی و جذابیت بصری آن را برای بازار داخلی و صادراتی تعریف می‌کنیم.

    او افزود: حلقه‌های پایین هرم شامل تولیدکنندگان کاغذ و مقوا، واردکنندگان، تجار محصولات مرکب و جوهر، تولیدکنندگان فیلم و زینک هستند که باید این مواد را آماده و به دستگاه‌ها منتقل کنند تا اثر موردنظر روی کاغذ، مقوا یا فیلم‌های بسته‌بندی اعمال شود. چاپخانه‌ها در واقع تقاضای اصلی کل بازار زیردستی را ایجاد می‌کنند و این حلقه‌ها بر اساس آن عمل می‌کنند.

    عابدین گفت: اگر چاپخانه‌ها تقاضا ایجاد نکنند، کاغذ و مقوا در سطح کلان جامعه هیچ کارکردی نخواهد داشت؛ یک کاغذ سفید نه انتقال دانش انجام می‌دهد و نه یک مقوای سفید معرفی محصول یا برند می‌کند. تنها زمانی این مواد ارزش پیدا می‌کنند که تقاضای ما به‌عنوان چاپخانه‌ها وجود داشته باشد.

    او ادامه داد: اگر چاپخانه‌ها در این بازه زمانی از سیستم اقتصادی خارج شوند یا با مشکل مالی مواجه شوند و نتوانند نیاز تولیدکنندگان داخلی در رأس هرم را تامین کنند، شرکت‌های بزرگ مجبور می‌شوند برای تامین بسته‌بندی محصولات خود اقدام به واردات کالاهایی کنند که ارزش افزوده بالایی روی آن‌ها انجام شده و ارز بیشتری مصرف می‌کنند.

    به گفته عابدین، بسیاری از این شرکت‌ها نمی‌توانند تا ماه‌ها منتظر تخصیص ارز و واردات مقوا باشند، زیرا محصولات غذایی، بهداشتی و دارویی تاریخ انقضا دارند و باید فوراً بسته‌بندی شوند.

    رئیس اتحادیه صنف چاپخانه‌داران و صحاف تهران بیان کرد: در این شرایط، چاپخانه‌داران با خرید کاغذ و مقوا، ارزش افزوده بسیار زیادی روی آن ایجاد می‌کنند و آن را تبدیل به کالایی می‌کنند که شرکت‌های بزرگ برای بسته‌بندی و عرضه محصولات خود استفاده می‌کنند. آن ۳۰ درصد افزایش قیمت کاغذ و مقوا در ده روز اخیر تنها مربوط به کاغذ و مقواست و در پروسه تولید، مواد دیگر مانند مرکب و حلال‌های شیمیایی نیز درصدهای افزایش قیمت خود را دارند.

    مواد مصرفی چاپ گران شده‌اند

    عابدین گفت: مواد مصرفی مورد استفاده در سالن‌های چاپ، مانند لاستیک سیلندر، محلول‌های شستشو، ملزومات مصرفی، طلق، مرکب و ابر فشرده، هر روز برای تولید یک کالای چاپی و بسته‌بندی، مصرف می‌شوند و قیمت آن‌ها نیز افزایش یافته است. با این حال، عمده قیمت یک کالای بسته‌بندی، حدود ۷۰ درصد آن، مربوط به کاغذ و مقوا است.

    او افزود: وقتی قیمت کاغذ و مقوا ۳۰ درصد افزایش پیدا کند، این موضوع می‌تواند حدود ۷ تا ۱۰ درصد به قیمت تمام‌شده محصول بسته‌بندی اضافه کند. بسته‌بندی سلولزی، مانند جعبه محصولات غذایی یا دارویی، معمولاً بین ۱۱ تا ۲۰ درصد قیمت محصول نهایی را تشکیل می‌دهد. این افزایش قیمت، اجتناب‌ناپذیر است و به تورم نقطه‌ای محصولات در بازار و کاهش قدرت خرید مردم منجر می‌شود. مثلا اگر جعبه یک محصول مانند بیسکویت تا دیروز ۱۰۰ تومان بود، اکنون به دلیل افزایش قیمت کاغذ و مقوا، قیمت آن جعبه به حدود ۱۵۰ تومان رسیده است.

    عابدین گفت: تولیدکنندگان مجبورند افزایش قیمت بسته‌بندی را بر محصولات خود اعمال کنند، حتی اگر قیمت محصول نهایی هنوز افزایش نیافته باشد. این امر باعث می‌شود تورم غیرضروری در اقتصاد کشور تحمیل شود و قدرت خرید مردم کاهش یابد، زیرا نابسامانی در عرضه و تقاضای کاغذ و مقوا باعث افزایش مصنوعی قیمت‌ها شده است.

    او افزود: کالای وارداتی مشابه، با همان کیفیت، اغلب با قیمت بسیار پایین‌تر در دسترس است؛ به عنوان مثال، مقوای دلبرد که اکنون با قیمت حدود ۱۳۰ هزار تومان در بازار فروخته می‌شود، در صورت واردات می‌توانست حدود ۸۵ تا ۹۰ هزار تومان هزینه داشته باشد. تفاوت حدود ۴۰ تا ۵۰ درصدی قیمت، بدون دلیل اقتصادی، فشار مضاعفی بر اقتصاد و تولیدکنندگان محصولات وارد می‌کند و منجر به افزایش قیمت نهایی کالا در بازار می‌شود.

    عابدین بیان کرد: افزایش هزینه‌های مواد مصرفی و بسته‌بندی، هر چند کوتاه‌مدت، به سرعت بر قیمت‌های بازار اثر می‌گذارد و چرخه تورم را تشدید می‌کند.

    افزایش قیمت بازار کتاب و فعالیت مطبوعات را نیز دشوار می‌کند

    عابدین در پاسخ به سوال درباره افزایش قیمت کتاب و کاغذ مطبوعات گفت: برای کاغذ کتاب و مطبوعات نیز افزایش قیمت داشتیم؛ به‌طوری که قیمت یک بند کاغذ تحریر از ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان به حدود ۳ میلیون تومان رسیده است.  این موضوع به طور مستقیم بر قیمت کتاب، تقویم و سایر محصولات فرهنگی که آخر سال عرضه می‌شوند، اثر می‌گذارد و بنابراین شاهد افزایش قیمت کتاب نیز خواهیم بود.

    او افزود: دو دسته محصول داریم؛ محصولات فرهنگی و محصولات تجاری یا صنعتی. در حوزه فرهنگی، کتاب، تقویم، دفترچه مشق و سایر محصولات مشابه، تقاضای کاغذ را بالا می‌برد. در حوزه صنعتی نیز، تورم روزانه ناشی از افزایش قیمت بسته‌بندی‌ها باعث افزایش قیمت کالا می‌شود.

    عابدین ادامه داد: تولیدکنندگان که خود چاپخانه‌دار هستند، برای تامین بخشی از نیاز خود به کاغذ و مقوا، مجبور به واردات هستند، اما فرآیند ثبت سفارش طولانی است و برخی تا ۸ تا ۹ ماه در صف باقی می‌مانند. در نتیجه، تقاضای کاذب در بازار ایجاد می‌شود و واردکنندگانی که کاغذ و مقوا را دپو کرده‌اند، به دلیل افزایش قیمت دلار و بالا رفتن ارزش سرمایه، محصول خود را عرضه نمی‌کنند. این وضعیت موجب افزایش کاذب قیمت‌ها در بازار می‌شود.

    راهکار کاهش نابسامانی قیمت کاغذ

    عابدین درباره راهکار کاهش نابسامانی در بازار کاغذ و مقوا بیان کرد: راه حل این است که دولت به تشکل‌های مربوط، مانند اتحادیه‌ها که در تهران بزرگ‌ترین قطب صنعتی چاپ هستند، اطمینان دهد و آن‌ها را درگیر این مسئله کند. مشابه زمانی که وزارت ارشاد به ناشرین سهمیه کاغذ می‌داد، دولت می‌تواند سهمیه یا تخصیص ارز برای تهیه کاغذ در اختیار اتحادیه‌ها قرار دهد تا عرضه و تقاضا در بازار تنظیم شود.

    رئیس اتحادیه صنف چاپخانه‌داران و صحاف تهران بیان کرد: این اقدام نه تنها باعث کاهش قیمت کاغذ و مقوا برای تولیدکنندگان و چاپخانه‌ها می‌شود، بلکه تقاضای کاذب در بازار را نیز حذف می‌کند. در نتیجه، تولیدکنندگان داخلی و واردکنندگان کاغذ و مقوا مجبور می‌شوند قیمت‌های خود را با قیمت چاپخانه‌ها هماهنگ کنند.

    او در ادامه بیان کرد: کاغذ مطبوعات نیز در همین چرخه قرار دارد و همان کاغذ تحریر است که در گرماژهای مختلف، از حدود ۵۰ تا ۸۰ گرم، برای مطبوعات استفاده می‌شود.

    عابدین گفت: کاغذ تحریر علاوه بر مصارف فرهنگی و مطبوعاتی مانند کتاب و روزنامه، در مصارف صنعتی نیز کاربرد دارد؛ از جمله در کارتن‌سازی، پاکت‌های چندلایه مثل بسته‌بندی شیرهای مدت‌دار، جعبه‌های سخت که لایه‌های کاغذ تحریر روی مقوا کشیده می‌شود تا استقامت بیشتری داشته باشد یا سطح آن رنگ‌آمیزی شود.بنابراین کاغذ تحریر هم در حوزه فرهنگی و هم صنعتی استفاده می‌شود.

    او افزود: تورم ناشی از افزایش قیمت کاغذ باید در سطح نقطه فروش کالا نیز در نظر گرفته شود. در بسته‌بندی یک محصول ساده مانند شیرینی یا شکلات، قیمت بسته‌بندی ممکن است یک چهارم قیمت کالا را تشکیل دهد، در حالی که در بسته‌بندی بیسکویت و محصولات مشابه، بسته‌بندی بین ۳۰ تا ۴۰ درصد قیمت محصول را شامل می‌شود.

    افزایش چشم‌گیر قیمت کتاب و کاغذ مطبوعات

    عابدین تاکید کرد: قیمت کاغذ کتاب و مطبوعات نیز افزایش یافته است. به عنوان مثال، قیمت یک کیلو کاغذ کتاب که قبلاً حدود ۹۳ تا ۹۴ هزار تومان بود، اکنون به ۱۲۳ هزار تومان رسیده است. این افزایش قیمت، مستقیماً روی قیمت پشت جلد کتاب تاثیر می‌گذارد و ناشران نمی‌توانند آن را حذف کنند.

    او افزود: در شرایط فعلی، مطبوعات نیز با مشکل جدی مواجه شده‌اند؛ چون نمی‌توانند درآمد تبلیغاتی کافی کسب کنند و حفظ تولید و انتشار اثر مطبوعاتی به سختی امکان‌پذیر است. حل این مشکلات تا حدود ۹۰ درصد امکان‌پذیر است، اما نیازمند تدابیر جدی در تنظیم بازار کاغذ و مقوا است.

    تصمیمات غلط و التهاب کاذب بازار

    عابدین درباره تاثیر تصمیمات غلط و التهاب‌ کاذب بازار بیان کرد: افزایش قیمت حمل و نقل به دلیل افزایش هزینه سوخت نیز بی‌تاثیر نیست و به‌طور مستقیم بر قیمت کتاب اثر می‌گذارد. هزینه‌های لجستیک و حمل و نقل، هم در قیمت کاغذ و هم در قیمت نهایی کتاب نقش قابل توجهی دارد.

    او افزود: برای مثال، حمل یک کالای ۲۰ تا ۲۵ تنی از بندرعباس به تهران، حدود ۲۵ میلیون تومان هزینه دارد که این هزینه به قیمت تمام‌شده کتاب و محصولات مرتبط اضافه می‌شود. به گفته عابدین، بنابراین هر گونه افزایش هزینه در حمل و نقل، به شکل مستقیم بر قیمت نهایی محصولات فرهنگی و مطبوعاتی اثرگذار است.

    عابدین تاکید کرد: افزایش قیمت‌ سوخت هم بر هزینه حمل و نقل کالاها اثر می‌گذارد و این موضوع برای کاغذ و محصولات فرهنگی مانند کتاب و مطبوعات نیز صدق می‌کند و تولیدکنندگان ناچارند این افزایش را در قیمت محصولات نهایی اعمال کنند. علاوه بر این، هزینه نقل و انتقال شهری و بین بنگاه‌های اقتصادی نیز افزایش پیدا می‌کند و نهایتاً تورم آن در نقطه فروش دیده می‌شود.

    او افزود: فرهنگ را نمی‌توان از چرخه افزایش قیمت‌ها مستثنا کرد و همانند سایر کالاها، افزایش هزینه‌ها بر محصولات فرهنگی اثرگذار است.

  • افشاگری یک مقام مسئول وزارت ارشاد درباره افزایش قیمت کاغذ / علت گرانی کتاب مشخص شد! + فیلم

    افشاگری یک مقام مسئول وزارت ارشاد درباره افزایش قیمت کاغذ / علت گرانی کتاب مشخص شد! + فیلم

    به گزارش اقتصادران، در یک برنامه تلویزیونی صدا و سیما کارشناس می‌گوید: «با ارز ۷۳ تومانی می‌خرند با ارز آزاد می‌فروشند!»

  • مطبوعات در منگنه کمبود کاغذ / اخوان: مطبوعات با سیلی صورت خود را سرخ نگه می‌دارد

    مطبوعات در منگنه کمبود کاغذ / اخوان: مطبوعات با سیلی صورت خود را سرخ نگه می‌دارد

    به گزارش اقتصادران، قیمت کاغذ در مطبوعات به طرز چشم‌گیری افزایش یافته اما این مشکل اصلی نیست؛ عدم تخصیص ارز به واردات کاغذ، کمبود کاغذ مطبوعات و جهش قیمت ارز از معضلات اصلی فعالان رسانه‌های مکتوب است. مدیران رسانه‌ها با کمبود کاغذ مطبوعات مواجه‌اند، در عین حال افزایش ناگهانی قیمت کاغذ از ۵۸ هزار تومان به ۸۸ هزار تومان نیز از معضلات اصلی است.

    به گفته مدیران چاپخانه‌ها، قیمت هرنسخه روزنامه ۱۶ صفحه‌ای ۴۰ هزارتومان و قیمت هرنسخه مجله ۱۰۰ صفحه‌ای، ۲۰۰ هزارتومان است.

    کمبود کاغذ مطبوعات

    واردات اندک و کمبود کاغذ مطبوعات از مشکلات اصلی فعالان مطبوعاتی در شرایط فعلی است

    مهدی رحمانیان، مدیرمسئول روزنامه شرق به ایلنا گفت: فعالان مطبوعات در زمینه کاغذ با دو معضل جدی مواجه‌اند؛ اولی کمبود شدید کاغذ مطبوعات است، شرایط به گونه‌ای است که اگر محدودیت منابع مالی هم نداشته باشید، باز هم نمی‌توانید هر زمانی که اراده کنید، بتوانید کاغذ مطبوعات را خریداری کنید.

    او افزود: قیمت بالا مشکل بعدی است؛ کاغذ طی یک ماه گذشته از حدود ۵۸ هزار تومان به حدود ۸۸ هزار تومان رسیده و به رقم ۹۰ هزار تومان نزدیک شده است. به طور سرسام‌آوری قیمت کاغذ افزایش یافته و باتوجه به شرایطی که رسانه‌های مکتوب دارند، اصلا مقرون به صرفه نیست که کاغذ سفید را سیاه کرده و سپس تلاش کنیم در این شرایط نابسامان آن‌ را بفروشیم.

    رحمانیان تاکید کرد: می‌دانم که بسیاری از روزنامه‌ها فروش خوبی ندارند و حتی برای توزیع روزنامه هزینه می‌کنند. در این شرایط نابسامان وزارت ارشاد به مدیران کل ارشاد استان‌ها نامه‌ای ارسال کرده مبنی بر این‌که هرروزنامه باید روزی ۵۰ نسخه برای هر استان ارسال کند. این بیانگر آن است که فاصله عمیقی وجود دارد بین درک مدیرانی که در وزارت ارشاد هستند و کسانی که رسانه تولید می‌کنند. مشخص نیست این فاصله را چگونه می‌توان پیمود. وضعیت رسانه‌های مکتوب به شدت بحرانی است اما هیچ مسئول و نهادی به آن توجه نمی‌کند.

    او افزود: چند ماهی است که برای واردات کاغذ مطبوعات هیچ ارزی تخصیص داده نشده و این نشان می‌دهد در سطح تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی توجهی به رسانه‌ها نشده و این امر مساله مدیران دولتی نبوده است. بعد از سلسله گزارشاتی که در این زمینه منتشر شده و نبود کاغذ مطرح شد، تازه مسئولان به این نتیجه رسیدند که باید رقمی را به واردات کاغذ اختصاص دهند.

    رحمانیان گفت: قرار است ارز مورد نیاز برای واردات کاغذ تخصیص داده شود اما هنوز عمل نشده است.

    او با اشاره به بن‌بستی که رسانه‌ها در آن گرفتار شده‌اند، بیان کرد: تنها چیزی که رسانه‌ها در شرایط فعلی دارند، بن‌بست است. مواد اولیه مطبوعات وارداتی است؛ هم کاغذ و هم لینک وارداتی است و فقط مرکب در داخل کشور تولید می‌شود. فنر ارز نیز آزاد شده و معلوم نیست چه میزان افزایش خواهد یافت.

    تامین کاغذ به خوبی صورت نگرفته است

    مشکل اصلی مطبوعات و نشریات این است که کاغذ به عنوان کالای فرهنگی دچار کمبود شده و به خوبی تامین نشده است

    محمد جواد اخوان، مدیرمسئول روزنامه جوان به ایلنا گفت: به طور کلی انتقادی که همکاران مطبوعاتی مطرح کرده و می‌توان به وزارت ارشاد وارد دانست، این است که کاغذ به عنوان کالای فرهنگی به خوبی تأمین نشده است. چه در زمینه کاغذ تحریر و چه روزنامه به طور کلی وضع بازار خوب نیست. یکی از دلایل این امر هم فرابخشی این حوزه است؛ هم وزارت صمت و هم وزارت ارشاد مسئول این حوزه هستند.

    او افزود: نهاد بالادستی که باید پیگیری کند در این زمینه موفق عمل نکرده است و اکنون محصولات فرهنگی مختلف مانند روزنامه، نشریات، کتاب و محصولات مشابه قیمت تمام شده بسیار گزافی دارند و تیراژ این محصولات نیز به طرز چشم‌گیری کاهش یافته است.

    اخوان با  تاکید بر این‌که مطبوعات با سیلی صورت خود را سرخ نگه می‌دارد، بیان کرد: کاغذ هم محصول وارداتی بوده و هم مورد نیاز کشور است. مسئولان باید محصولات مورد نیاز کشور را تشخیص داده و ارز وارداتی به آن‌ها تخصیص دهند. این روند به هیچ وجه پیچیده نیست.

    او افزود: باید ستاد تنظیم بازار کاغذ را جزو کالای مورد نیاز و اساسی محسوب کرده و واردات، توزیع و مصرف آن‌را مدیریت کنند. کاغذ وارداتی نیز باید به دست مصرف کننده واقعی برسد؛ مصرف‌کنندگان رسمی کشور مشخص بوده و هویت رسمی دارند.

    اخوان تاکید کرد: اکنون حتی رسانه‌های همسو با دولت از عملکرد آن در زمینه کاغذ مطبوعات ناراضی هستند، در صورتی که در دولت پیشین حتی منتقدان دولت نیز از عملکرد آن رضایت داشتند.

    قیمت‌های سرسام‌آور چاپ روزنامه و مجله

    به گفته مدیران چاپخانه در ایران، قیمت هر نسخه روزنامه ۱۶ صفحه‌ای، ۴۰ هزار تومان و قیمت هر نسخه مجله ۱۰۰ صفحه‌ای، ۲۰۰ هزارتومان است

    مهدی طهرانی، مدیرعامل چاپخانه طهرانی به ایلنا گفت: به طور کلی گرانی و کمبود کاغذ مطبوعات، اهالی رسانه مکتوب را با دشواری‌های بسیاری مواجه کرده است. به طوری که بسیاری از مطبوعات کاغذی به چاپ افست یا دیجیتالی روی آورده‌اند.

    او افزود: اکنون با شرایط کنونی قیمت بسیاری از رسانه‌های مکتوب به ازای هر نسخه ۱۶ صفحه‌ای، باید ۴۰ هزار تومان و برای مجلات ۱۰۰ صفحه‌ای، ۲۰۰ هزارتومان بپردازند. بسیاری از مطبوعات به‌نام کشور، روزانه چندهزار نسخه فروش دارند و روزنامه‌هایی که زمانی چندهزار نسخه تیراژ داشتند، تیراژ خود را به چند صدنسخه رسانده‌اند.

    طهرانی درباره هزینه‌های چاپخانه گفت: اکنون تلاش می‌کنیم از دستگاه‌های به‌روز و مدرن که دارای تکنولوژی‌های مدرن هستند استفاده کنیم.

    کمبود کاغذ مطبوعات، سنگ بزرگی سد راه چرخ چهارم دموکراسی است،  چرخی که مدت‌هاست پنچر شده و لق می‌زند و این مسئله‌ای است که اصناف مختلف مربوط به این حوزه بر آن تأکید دارند.