برچسب: کارگر ایرانی

  • عقب‌ماندگی شدید مزد در ایران / حقوق خلبانان ایرانی معادل کارگران ساده عربستان!

    عقب‌ماندگی شدید مزد در ایران / حقوق خلبانان ایرانی معادل کارگران ساده عربستان!

    به گزارش اقتصادران، سقوط مداوم ارزش ریال، دستمزد نیروی کار ایرانی را به‌طور کم و کمتر و قدرت خرید شاغلان را آب می‌کند. این موضوع نه‌تنها بسیاری از شاغلان کشور را فقیر و فقیرتر کرده، بلکه در سال‌های گذشته به مهاجرت نیروی متخصص از کشور دامن زده است.‌

    گزارشی که مرکز پژوهش‌های مجلس درباره پیشران‌های مهاجرت در ۲۵ سال اخیر منتشر کرده است، نشان می‌دهد‌ در بازه زمانی سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۴۰۰ عمده مهاجرت ایرانیان در سنین جوانی و بزرگسالی و در مردان بوده و دلیل اصلی مهاجران برخورداری از رفاه مالی بیشتر و به دلایل اقتصادی و به اشتغال بوده است و زنان به تبعیت از آنها مهاجرت کرده‌اند. کارشناسان می‌گویند‌ یک نیروی ماهر در کشور حداقل تا ۲۵‌سالگی تحصیل می‌کند و پنج تا ۱۰ سال هم را صرف حرفه‌آموزی کرده تا تبدیل به نیروی ماهر شود. به عبارت دیگر برای جایگزینی یک نیروی ماهر حداقل ۱۵ تا ۳۵ سال زمان لازم است.

     قیمت دلار ۴۷ برابر و دستمزد ۱۵ برابر شد

     حقوق خلبانان ایرانی معادل کارگران ساده عربستان

    این مسئله سبب مهاجرت گسترده نیروهای متخصص در کشور شده است. در این میان بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی از مهاجرت گسترده خلبانان به کشورهای منطقه خبر می‌دهند و می‌گویند‌ این موضوع باعث تضعیف بیش از پیش شرکت‌های هواپیمایی ایران شده است. این در حالی است که بر‌اساس چشم‌انداز برنامه ۲۰‌ساله توسعه، بنا بود‌ ایران تبدیل به قطب هوانوردی منطقه شود، اما حالا در شرایطی که صنعت هوایی کشور نیاز به ۵۰۰ فروند هواپیما دارد، فقط حدود ۱۵۰ و بنا بر روایاتی ۶۰ تا ۷۰ فروند هواپیما در ایران فعال است که میانگین سنی این هواپیماها به ۲۰ سال می‌رسد. در این شرایط سقوط ارزش ریال هم سبب شده است‌ متخصصان صنعت هوایی و خلبانان اقدام به مهاجرت به کشورهای همسایه کنند. در ایران حقوق ماهانه خلبانان ماهر ایران به حدود هزار دلار می‌رسد و در برخی ایرلاین‌ها این رقم پایین‌تر است. این در شرایطی است که نه‌تنها دریافتی خلبانان در کشورهای منطقه چند برابر خلبانان ایرانی است، بلکه در برخی کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی حداقل حقوق کارگران با حقوق خلبانان ایرانی برابری می‌کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد‌ حقوق خلبانان اماراتی وابسته به میزان مهارت آنها بین پنج‌هزارو ۴۰۰ تا ۲۶ هزار دلار است. در ترکیه هم خلبانان حداقل هزارو ۲۳۰ دلار دریافت می‌کنند.

     مقایسه دستمزد پزشکان ایرانی و اروپایی

    به‌جز خلبانان این روزها اخبار مهاجرت گسترده پزشکان و پرستاران به گوش می‌رسد. در همین زمینه حسین کرمانپور، روابط‌عمومی وزارت بهداشت، اعلام کرد‌ براساس «آمار نظام پزشکی» ایران از ابتدای کرونا تا سال ۱۴۰۱ حدود پنج هزار پزشک از این کشور مهاجرت کرده‌اند. علی جواهرفروش‌زاده، رئیس سازمان نظام پزشکی اهواز هم گفته بود‌ مهاجرت پزشکان ایران، از‌جمله اهواز به عمان، بحرین، قطر و اروپا در سال‌های اخیر رشد چشمگیری داشته است. طی یک سال گذشته روزانه برای دو تا  ۱۰ نفر از کادر درمانی اهواز گواهی مهاجرت صادر شده است. همچنین موید علویان، رئیس هیئت‌مدیره نظام پزشکی تهران گفته است مهاجرت پزشکان ایرانی در یک‌ سال هزار درصد رشد داشته است. ‌آمار کسانی که برای گرفتن تأییدیه به نظام پزشکی مراجعه کرده‌اند از ۴۰۰ نفر در سال ۱۴۰۰ به بیش از چهارهزارو ‌۲۰۰ مهاجر در سال‌ ۱۴۰۱ رسید. درباره مقایسه درآمد پزشکان و پرستاران هم باید گفت براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، متوسط درآمد سالانه یک پزشک در ایران در سال ۲۰۱۹ حدود ۱۰ هزار دلار بوده است که در مقایسه با متوسط درآمد سالانه یک پزشک در آمریکا که حدود ۲۹۴ هزار دلار، در انگلستان حدود ۱۳۶ هزار دلار، در کانادا حدود ۲۵۸ هزار دلار، در استرالیا حدود ۲۰۷ هزار دلار و در آلمان که حدود ۱۱۱ هزار دلار بوده، بسیار کمتر است. همچنین متوسط درآمد سالانه یک پرستار در ایران در سال ۲۰۱۹ حدود سه هزار دلار بوده است که در مقایسه با متوسط درآمد سالانه یک پرستار در آمریکا که حدود ۷۳ هزار دلار، در انگلستان حدود ۴۰ هزار دلار، در کانادا حدود ۵۹ هزار دلار، در استرالیا حدود ۶۵ هزار دلار و در آلمان که حدود ۴۷ هزار دلار بوده، بسیار کمتر است.

     سیل مهاجرت متخصصان نفتی

    این ماجرا برای متخصصان نفتی هم تکرار می‌شود. چندی پیش آرش نجفی، عضو کمیسیون انرژی اتاق ایران، به ایلنا گفته بود در حالی که مدیران درجه یک نفتی در ایران فقط حدود هزارو ۷۰۰ دلار حقوق دریافت می‌کنند، همین مدیران ارشد در معمولی‌ترین شرکت‌های دنیا پنج هزار دلار حقوق می‌گیرند. او در ادامه تأکید کرده است: «وقتی معیشت و ارزاق را مقایسه می‌کنیم با شهری مثل دوبی، یکی است؛ یعنی هزینه‌های دو کشور یکسان و درآمدها بسیار متفاوت و یک‌چهارم امارات است و همین باعث می‌شود از پرستار تا تکنسین فنی و متخصص به کشورهای حاشیه خلیج فارس و همسایه جذب شوند». همچنین ناصر عاشوری، دبیر انجمن صنفی کارفرمایی پالایش نفت، از بروز چالش در برخی پالایشگاه‌ها به دنبال مهاجرت نیروهای متخصص خبر داد و گفت: «تا پیش از این، مهندسان ما درخواست رفتن به خارج از کشور داشتند، اکنون افراد فنی و آچاربه‌دست پالایشگاه‌ها نیز درخواست کار در کشورهای خارجی را دارند؛ به‌طوری که از کشورهای همسایه دعوت‌نامه برای کارگران ماهر پالایشگاه‌ها با حقوق ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان در ماه ارسال می‌شود». مسئله حتی از نیروهای متخصص هم فراتر رفته است و سقوط ارزش ریال دستمزد کارگران ساده را نیز به‌شدت متأثر کرده است و زمزمه‌های تشدید مهاجرت کارگران به گوش می‌رسد.

     حقوق کارگران ایرانی فقط ۶۶ دلار

    قدرت خرید کارگران ایرانی به کمتر از یک‌سوم ۱۰ سال گذشته رسیده است. در حال حاضر ارزش دلاری دستمزد کارگران ایرانی فقط ۶۶ دلار در ماه است، حال آنکه دستمزد کارگران در سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ به ۲۲۵ دلار در ماه می‌رسید. این در حالی است که بررسی داده‌های وزارت کار عمان نشان می‌دهد‌ حداقل حقوق کارگران در این کشور ۸۴۵ دلار در ماه است. حداقل حقوق کارگران در کویت هم حدود ۲۴۵ دلار است. همچنین حقوق کارگران در امارات هم بین ۴۹۰ تا ۹۰۰ دلار در ماه و در عراق هم حداقل حقوق کارگران بین ۳۵۵ تا ۴۰۰ دلار است. در این میان عربستان سعودی ارقام قابل توجهی به‌عنوان حقوق به کارگران می‌پردازد و حداقل حقوق کارگران  بین ۸۰۰ تا هزار دلار است.

  • عقبگرد به روزگار «بخور و نمیر» ۸۰ دلاری! / کارگر ایرانی باید با روزی کمتر از ۳ دلار زندگی کند

    عقبگرد به روزگار «بخور و نمیر» ۸۰ دلاری! / کارگر ایرانی باید با روزی کمتر از ۳ دلار زندگی کند

    به گزارش اقتصادران، مقایسه داده‌های ۱۴ سال اخیر نشان می‌دهد در حالی که حقوق ریالی ۲۱ برابر شده، دلار ۵۰ برابر رشد کرده است؛ این درحالی است که درآمد سالانه کارگران برای اولین بار به زیر ۱۰۰۰ دلار سقوط می‌کند؛ یعنی ماهی فقط ۸۲ دلار!

    بررسی روند ارزش دلاری دستمزد از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۵ نشان‌دهنده افت ۶۶ درصدی قدرت خرید بین‌المللی مزدبگیران است؛ فاجعه اصلی جایی رخ می‌دهد که حقوق ماهانه ۱۰ میلیون تومانی، در ترازوی جهانی کمتر از ۱۰۰ دلار وزن دارد ؛ بنابراین فریب افزایش ۲۱ برابری حقوق را نخورید؛ چراکه دلار ۵۰ برابر رشد می‌کند، یعنی سفره کارگر ۶۶ درصد کوچکتر شده است و پیش‌بینی دستمزد ۸۲ دلاری برای سال ۱۴۰۵، تیر خلاصی بر پیکر نیمه‌جان قدرت خرید است که حتی با عینک خوش‌بینی هم دیده نمی‌شود.

    کارگری یا برده داری مدرن؟

    اگر کاهش قدرت خرید دلاری حداقل‌بگیران در ایران طی ۱۴ سال اخیر را اگر بررسی کنیم این اعداد نشان می‌دهد که چگونه نوسانات ارزی و تورم، اثر افزایش ریالی دستمزد‌ها را خنثی کرده است؛ به طوری که ارزش دلاری دستمزد در سال ۱۳۹۰ حدود ۲،۹۱۲ دلار بوده است، اما درسال ۱۴۰۵ به ۹۹۱ دلار رسیده است که سقوطی حدوداً ۶۶ درصدی در ارزش بین‌المللی دستمزد را به وضوح نشان می‌دهد.

    در سال ۱۳۹۰ یک کارگر با حقوقش سالانه نزدیک به ۳۰۰۰ دلار درآمد داشت؛ عددی که طبق پیش‌بینی‌ها در سال ۱۴۰۵ به ۹۹۱ دلار خواهد رسید به این معنی است که تخصص و وقت نیروی کار ایرانی، دوسوم ارزش بین‌المللی خود را از دست داده است.

    باتوجه به این نمودار ، از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳، دستمزد ریالی حدود ۲۱ برابر شده است، اما در همین بازه، قیمت دلار حدود ۵۰ برابر شده است و این یعنی سرعت رشد هزینه‌هایی که مستقیم یا غیرمستقیم به دلار وابسته‌اند، بیش از ۲ برابرِ سرعت رشد درآمد‌ها بوده است.

    رسیدن به رقم ۹۹۱ دلار در سال به این معناست که میانگین درآمد ماهانه یک کارگر به حدود ۸۲ دلار می‌رسد که این عدد از استاندارد‌های جهانی برای «حداقل دستمزد» فاصله بسیار زیادی دارد و زمانی که دستمزد صرفاً پاسخگوی نیاز‌های اولیه مانند خوراک و مسکن باشد، دیگر نیاز‌ها مانند پوشاک، تفریح و آموزش دچار رکود می‌شود و حتی کاهش ارزش دلاری دستمزد، انگیزه برای مهاجرت نیرو‌های کار به کشور‌های همسایه را افزایش می‌دهد.

    روند سقوط آزاد دستمزد به زیر ۱۰۰ دلار

    البته قدرت خرید واقعی تنها با دلار سنجیده نمی‌شود، اما از آنجایی که اقتصاد ایران به شدت «دلاریزه» شده است، این تحلیل دلاری مترِ بسیار دقیقی برای درک وضعیت سفره مردم است که در ادامه به بررسی روند درآمد حداقل حقوق براساس قیمت نرخ دلار در ده سال اخیر می پردازیم:

    سال ۱۳۹۰: حقوق ۳۳۰،۳۰۰ تومان بود و دلار ۱،۳۶۱ تومان
    سال ۱۳۹۱: حقوق ۳۸۹،۷۰۰ تومان و دلار ۲،۶۳۰ تومان
    سال ۱۳۹۲: حقوق ۴۸۷،۱۲۵ تومان و دلار ۳،۱۷۲ تومان
    سال ۱۳۹۳: حقوق ۶۰۸،۹۱۰ تومان و دلار ۳،۲۶۸ تومان
    سال ۱۳۹۴: حقوق ۷۱۲،۴۲۵ تومان و دلار ۳،۳۵۸ تومان
    سال ۱۳۹۵: حقوق ۸۱۲،۱۶۶ تومان و دلار ۳،۶۳۰ تومان
    سال ۱۳۹۶: حقوق ۹۲۹،۹۳۱ تومان و دلار ۴،۰۶۰ تومان
    سال ۱۳۹۷: حقوق ۱،۱۱۴،۰۰۰ تومان و دلار ۱۰،۱۳۲ تومان
    سال ۱۳۹۸: حقوق ۱،۵۱۶،۰۰۰ تومان و دلار ۱۲،۸۲۸ تومان
    سال ۱۳۹۹: حقوق ۱،۹۱۱،۰۰۰ تومان و دلار ۲۲،۶۱۰ تومان
    سال ۱۴۰۰: حقوق ۲،۶۵۵،۴۹۵ تومان دلار ۲۶،۳۸۵ تومان
    سال ۱۴۰۱: حقوق ۴،۱۷۹،۷۵۰ تومان و دلار ۳۵،۲۱۷ تومان
    سال ۱۴۰۲: حقوق ۵،۳۰۸،۲۸۴ تومان و دلار ۵۱،۷۲۹ تومان
    سال ۱۴۰۳: حقوق ۷،۱۶۶،۱۸۴ تومان و دلار ۶۸،۸۷۸ تومان
    سال ۱۴۰۴: حداقل حقوق ۱۰،۳۹۰،۹۶۸ تومان و میانگین قیمت دلار ۱۱۰،۰۰۰ تومان
    سال ۱۴۰۵ (پیش‌بینی سال آینده): با فرض ۲۰٪ افزایش حقوق و دلار ۱۵۱ تومانی، حداقل حقوق ۱۲،۴۶۹،۱۶۰ تومان و دلار ۱۵۱،۰۰۰ تومان است.

    با حقوق سالانه ۹۹۱ دلاری در سال ۱۴۰۵، یک کارگر ایرانی باید با روزی کمتر از ۳ دلار زندگی کند که این رقم حتی از حداقل‌های اعلام شده برای فقر مطلق در بسیاری از کشورهای جنگ‌زده هم پایین‌تر است و این یعنی سقوط از قله ۳۰۰۰ دلاری دهه نود به دره ۸۰ دلاری دهه چهارصد !

    سقوط به عصر «بخور و نمیر» ۸۰ دلاری / حقوق سال ۹۰ کجا و حالا کجا؟

  • زندگی کارگران ایرانی در چنگ گرانی ها / شرایط کارگران زن دشوارتر از کارگران مرد

    زندگی کارگران ایرانی در چنگ گرانی ها / شرایط کارگران زن دشوارتر از کارگران مرد

    به گزارش اقتصادران، در ایران امروز، کارگران با فشار تورم دو رقمی، هزینه‌های سرسام‌آور مسکن و کاهش قدرت خرید مواجه‌اند. بسیاری از آنها ناچارند برای تامین زندگی به مشاغل دوم یا غیررسمی روی بیاورند و زنان کارگر، به ویژه در دهک‌های پایین درآمدی، بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند. گزارشی از روزنامه شرق، تصویری واقعی از شرایط زندگی کارگران ارائه کرده که نشان می‌دهد اقتصاد کشور در بخش نیروی کار با بحران جدی روبه‌رو است.

    زندگی کارگران در ایران، با وجود تلاش‌ها و سخت‌کوشی‌های بی‌وقفه، همچنان زیر فشار سنگین تورم و گرانی‌های روزافزون است. چیزی حدود ۱۴ میلیون کارگر در کشور فعالیت می‌کنند؛ جمعیتی که بیش از نیمی از شاغلان بازار کار ایران را تشکیل می‌دهد. بخش بزرگی از این افراد، حداقل‌بگیر و چندشغله‌اند و به همین دلیل، مجبورند برای تامین معیشت خود و خانواده به مشاغل دوم روی بیاورند. وضعیت به گونه‌ای است که برخی از این کارگران، برای پوشش دادن کسری درآمد، در تاکسی‌های آنلاین فعالیت می‌کنند. نکته جالب این است که تعداد رانندگان تاکسی‌های اینترنتی در ایران بیش از ۱۵ میلیون نفر است، رقمی که بیش از دو برابر تعداد رانندگان اوبر در سراسر جهان است. این وضعیت نشان می‌دهد که فشار اقتصادی نه تنها بر زندگی کارگران تأثیر گذاشته، بلکه بازار کار غیررسمی نیز به شدت گسترش یافته است.

    شرایط کارگران زن به مراتب دشوارتر است. بسیاری از زنان کارگر در دهک‌های پایین درآمدی زندگی می‌کنند و فاقد بیمه، مستمری یا امنیت شغلی هستند. برخی از این زنان مجبورند تا سنین کهنسالی کار کنند تا بتوانند امرار معاش کنند. با مکانیزه شدن مشاغل و کاهش فرصت‌های سنتی، سهم زنان در مشاغل سابق کاهش یافته و فشار اقتصادی بر آنان دوچندان شده است. علاوه بر این، زنان تحصیل‌کرده در مشاغل مدرن و خدماتی فعالیت می‌کنند، اما همچنان در معرض تهدیداتی مانند تعدیل نیرو و رکود بازار هستند، چرا که بسیاری از بنگاه‌ها و کسب‌وکار‌ها به دلیل بحران اقتصادی تعطیل شده‌اند.

    بازار مسکن به یک چالش جدی برای کارگران تبدیل شده است. هزینه‌های مسکن، سهم بزرگی از درآمد کارگران را می‌بلعد و بسیاری از آنها بیش از ۷۰ درصد درآمد خود را صرف اجاره یا اقساط خانه می‌کنند. این فشار اقتصادی در کنار تورم دو رقمی، گرانی خوراک، هزینه‌های تحصیل فرزندان و سایر نیاز‌های ضروری زندگی، باعث شده که زندگی کارگران به مرز بحران برسد. در واقع، فشار‌های اقتصادی کارگران ایرانی نه تنها کیفیت زندگی آنها را کاهش داده، بلکه بسیاری را وادار کرده است که برای بقا به مشاغل غیررسمی و چندشغله روی بیاورند.

    با توجه به این وضعیت، روشن است که سیاست‌های فعلی اقتصادی و رفاهی پاسخگوی نیاز‌های کارگران نیست. کاهش قدرت خرید، افزایش سن ازدواج و فاصله طولانی میان ازدواج و فرزندآوری، اثرات مستقیمی بر زندگی کارگران و خانواده‌های آنان داشته است. افزون بر این، عدم دسترسی کامل کارگران به خدمات بیمه‌ای و حمایتی، به ویژه برای زنان و دهک‌های پایین درآمدی، مشکلات را تشدید کرده است.

    اقتصاددانان و پژوهشگران توسعه معتقدند که برای جلوگیری از بحران‌های اجتماعی و اقتصادی، باید سیاست‌های حمایتی و رفاهی کارگران بازنگری شود و دستمزد‌ها و مزایا با نرخ واقعی تورم و هزینه‌های زندگی هماهنگ گردد. تنها در این صورت است که کارگران می‌توانند از حداقل‌های زندگی انسانی برخوردار شوند و فشار بر زنان و خانواده‌ها کاهش یابد.

    گزارش شرق نشان می‌دهد که وضعیت کارگران ایرانی نیازمند اصلاحات جدی و فوری است؛ از سیاست‌های مسکن و بیمه گرفته تا حمایت‌های معیشتی و افزایش درآمد واقعی کارگران. اگر این اقدامات انجام نشود، فشار اقتصادی بر کارگران و خانواده‌های آنان همچنان ادامه خواهد داشت و شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی بیشتر خواهد شد.

    زندگی کارگران ایران در شرایط تورم بالا، گرانی مسکن و هزینه‌های سرسام‌آور، به یک بحران واقعی تبدیل شده است. زنان کارگر و دهک‌های پایین درآمدی بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند و بسیاری برای گذران زندگی به مشاغل غیررسمی و چندشغله روی آورده‌اند. گزارش شرق نشان می‌دهد که بدون اصلاح سیاست‌های اقتصادی و رفاهی، وضعیت زندگی کارگران روزبه‌روز دشوارتر خواهد شد و شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی گسترش می‌یابد.

  • مرگ بی‌صدا و تدریجی کارگران ایرانی / سالانه بین ۵ تا ۷‌هزار کارگر درگیر بیماری‌های شغلی می شوند

    مرگ بی‌صدا و تدریجی کارگران ایرانی / سالانه بین ۵ تا ۷‌هزار کارگر درگیر بیماری‌های شغلی می شوند

    به گزارش اقتصادران، وقتی ۴۰‌درصد تلفات شغلی ناشی از بیماری‌های مزمن است چرا متولی خاصی برای پیشگیری آنها وجود ندارد؟ گزارش‌ها از یک بحران خاموش در محیط‌های کاری ایران حکایت دارد؛ بحرانی که قربانیانش پیش از آنکه بدانند فرسوده می‌شوند.

    به‌نظر می‌رسد اکثر بیماری‌های مزمن ناشی از شرایط کار در ایران وضعیتی مبهمی دارند و پیشگیری در مورد آنها رخ نمی‌دهد.

    بیماری‌های ناشی از کار در کشور آمارهای قابل‌توجهی را به خود اختصاص می‌دهند، با این حال برای پیشگیری از آن متولی خاصی هم وجود ندارد. براساس گزارش سازمان تامین اجتماعی در سال ۱۴۰۲ بیش از ۴۰‌درصد حوادث شغلی گزارش ‌شده مربوط به بیماری‌های مزمن ناشی از شرایط کاری بوده و نه حوادث ناگهانی. حتی طبق برآوردهای وزارت بهداشت و درمان هم سالانه بین ۵ تا ۷‌هزار نفر به دلیل بیماری مرتبط با محیط کار دچار عوارض طولانی‌مدت می‌شوند.

    طبق گفته‌های کارشناسان حوزه کار، «ساختار فعلی به‌جای پیشگیری، صرفا جنبه حمایتی پس از وقوع بیماری مثل پرداخت غرامت و مستمری جزئی یا کلی دارد. در حالی که هیچ قانون یا برنامه ویژه‌ای برای ارتقای سلامت جسمی و روانی کارگران وجود ندارد.» در واقع وزارت بهداشت تنها نقش درمانی خود را ایفا می‌کند و فاقد نقش پیشگیرانه در این زمینه است.

    بیماری‌های شغلی برخلاف حوادث ناگهانی، بی‌صدا و تدریجی به جان کارگران و کارمندان می‌افتند. بسیاری از افراد سال‌ها بدون اینکه بدانند در معرض خطر هستند، با شرایطی مواجهند که بدن‌شان را فرسوده می‌کند. از انواع سرطان‌ها تا بیماری‌های اسکلتی‌ عضلانی ناشی از حرکات تکراری، اختلالات روانی و حتی بیماری‌های قلبی از جمله مشکلاتی ا‌ست که تنها با پایش بلندمدت قابل شناسایی خواهد بود. با این حال آمار دقیقی از این نوع بیماری‌ها نداریم.

    بیشترین آمار سهم بیماری‌های سلامت روان

    طبق گزارش‌های سازمان بین‌المللی کار و سازمان جهانی بهداشت، یکی از رایج‌ترین مشکلات در بحث سلامت روان و استرس شغلی در محیط کار است. آمارهای Gallup در سال ۲۰۲۲ نشان می‌دهد ۴۴‌درصد کارکنان جهان در بیشتر روزهای کاری استرس بالایی را تجربه می‌کنند. با این حال در ایران با وجودی که بیشتر آمارها مربوط به پژوهش‌های مقطعی بوده ولی عددی بین ۴۰ تا ۶۰ را نشان می‌دهد. براساس آمارهای داخلی، در برخی گروه‌ها مثل کادر درمان، براساس پژوهش مجله بهداشت و ایمنی کار که سال ۱۳۹۸ منتشر شد، این استرس بالای ۶۵‌درصد است که بخش مهم آن به مشکلات اقتصادی و شرایط کاری در ایران برمی‌گردد. حتی در شغل معلمی- که تصور می‌شود مشکلات کمتری دارد- نیز این آمار قابل‌توجه است. برای مثال سال ۱۳۹۷ مجله علوم رفتاری در گزارشی، استرس شغلی معلم‌ها را ۵۵‌درصد اعلام کرد که این اعداد در سال‌های اخیر با توجه به افزایش فشار اقتصادی و بحران‌های اجتماعی که از سر گذرانده شد احتمالا افزایش پیدا کرده است.

    مشکلات عضلانی سهم معلم، پرستار و کارگران صنایع

    در ایران هم با وجود ناقص بودن آمارها با اعداد قابل‌توجهی روبه‌رو می‌شویم. حدود ۴۰ تا ۶۰‌درصد کارکنان به‌ویژه پرستاران، معلمان و کارگران صنایع مشکلاتی مثل کمردرد و گردن‌درد دارند. به طور مثال در مطالعه‌ای که سال ۱۳۹۷ بر روی کارگران نساجی اصفهان انجام شد، بیش از ۴۵‌درصد آنها با مشکلات اسکلتی و عضلانی روبه‌رو بودند.

    در صنایعی همچون کارخانه‌های تولیدی، پتروشیمی و نفت هم احتمال کاهش شنوایی وجود دارد. بر همین اساس سال ۱۳۹۶ روی کارکنان یک پالایشگاه تحقیقی صورت گرفت و مشخص شد بیش از ۳۰‌درصد آنها به دلیل سروصدای ناشی از محیط با کاهش شنوایی مواجه شدند. در مورد بیماری‌های پوستی و تنفسی آمار چندانی در کشور نداریم اما همان میزان اندک هم نشان می‌دهد ۱۰ تا ۱۵‌درصد کارکنان صنایع شیمیایی به مشکلات پوستی دچار می‌شوند و ۸ تا ۱۵‌درصد کارگران معدن درگیر بیماری تنفسی هستند که البته آمارهای واقعی بیشتر از آن چیزی ا‌ست که منتشر شده است. به طور مثال بیشتر کارگران معدن‌جوی طبس، پس از انفجار گاز در شهریور سال قبل، اعلام کرده بودند که به دلیل نشت گاز معمولا دچار مشکلات تنفسی هستند که این تنها یک نمونه از کار در معادن کشور است.

    وزارت بهداشت فقط نقش درمانی دارد و نه پیشگیری

    بسیاری از این آمارهای داخلی طی سال‌های اخیر به‌روزرسانی نشده و همین موضوع در بررسی و ایجاد سیاست‌های پیشگیرانه تاثیر جدی خواهد داشت. با این حال وزارت بهداشت با برخورداری از شبکه گسترده مراکز بهداشتی، دانشگاهی و تحقیقاتی در این زمینه می‌تواند بسیار اثرگذار باشد. به طور مثال با استفاده از زیرساخت‌های خود اطلاعات دقیق منطقه‌ای بیماری‌های شغلی را جمع‌آوری کند. در این شرایط دیگر نقش درمانگری ندارد بلکه نقش پیشگیری از بیماری را هم می‌تواند به خوبی ایفا کند. هرچند در این زمینه محدودیت‌های بی‌شمار ازجمله کمبود بودجه، اولویت نبودن بیماری‌های شغلی و نبود هماهنگی بین نهادها وجود دارد که در نهایت باعث می‌شود تا وزارت بهداشت نقش پیشگیری از بیماری را به درستی اجرا نکند.

    ۴۰‌درصد تلفات شغلی؛ ناشی از بیماری‌های مزمن

    با این حال سازمان تامین اجتماعی سال ۱۴۰۲ در گزارشی اعلام کرد که بیش از ۴۰‌درصد تلفات شغلی گزارش ‌شده مربوط به بیماری‌های مزمن ناشی از شرایط کاری بوده و نه حوادث ناگهانی. حتی طبق برآوردهای وزارت بهداشت هم سالانه بین ۵ تا ۷‌هزار نفر به دلیل بیماری مرتبط با محیط کار دچار عوارض طولانی می‌شوند. براساس آمار سازمان جهانی بهداشت، هر سال بیش از دو‌میلیون نفر در جهان به دلیل بیماری‌های شغلی جان‌شان را از دست می‌دهند. برای همین کشورهای توسعه یافته همچون اروپا و آمریکای‌شمالی برنامه‌های ملی پایش و پیشگیری بلندمدت دارند و از داده‌های دقیق برای سیاستگذاری سلامت کار استفاده می‌کنند که همین موضوع از میزان بیماری‌های شغلی آنها می‌کاهد.

    فقر آماری؛ مانع بزرگ پیشگیری

    طبق گفته‌های این پژوهشگر کار، دو عامل مانع ثبت بیماری ناشی از کار می‌شود و توضیح می‌دهد: «بسیاری از کارگران به دلیل قراردادهای موقت و نبود امنیت شغلی از مراجعه به کمیسیون‌ها و ثبت بیماری خودداری می‌کنند که دلیل آن ترس از دست دادن شغل است و مورد دیگر بوروکراسی پیچیده و فرسایشی است که روند رسیدگی به بیماری‌های ناشی از کار را بسیار مبهم و زمان‌بر می‌کند. برخلاف حوادث ناشی از کار که روند مشخصی دارد، در این نوع بیماری‌ها مرجع تشخیص و نحوه رسیدگی روشن نیست. این سردرگمی باعث می‌شود بسیاری از بیمه‌شدگان برای بیماری خود حتی اقدام نکنند. این را هم باید در نظر بگیریم که بیماری‌های ناشی از کار صرفا جسمی نیستند و می‌توانند جنبه روانی هم داشته باشند. استرس شغلی، فشار کاری مضاعف یاعدم تناسب وظایف با شرایط جسمی فرد نمونه‌هایی از این بیماری‌ها هستند. مثل مشکلات تنفسی و ریوی در صنایع آلاینده نیشکر هفت‌تپه و مشکلات شنوایی محیط صنعتی و آسیب اسکلتی کارگران در کافه‌ها و رستوران‌ها که همه، نمونه‌هایی از بیماری‌های شغلی است. با این حال ساختار فعلی به‌جای پیشگیری، صرفا جنبه حمایتی پس از وقوع بیماری مثل پرداخت غرامت و مستمری جزئی یا کلی دارد. در حالی که هیچ قانون یا برنامه ویژه‌ای برای ارتقای سلامت جسمی و روانی کارگران وجود ندارد. با این حال بحران سلامت کارگران مساله‌ای سیاسی است. فقدان آمار و نبود سیاست‌های پیشگیرانه تا حدود زیادی عامدانه بوده و نتیجه مستقیم تصمیم‌گیری و مداخله نهادهای قدرت است.»

  • کارگر افغانی یا کارفرمای ایرانی، کدام یک حق کارگر ایرانی را خورده است؟

    کارگر افغانی یا کارفرمای ایرانی، کدام یک حق کارگر ایرانی را خورده است؟

    به گزارش اقتصادران، بعد از قدرت گرفتن طالبان در افغانستان تعداد زیادی از افراد این جامعه به کشورهای همسایه از جمله ایران پناهنده شدن، افرادی که ترک وطن کردند تا شاید بتوانند وضعیت بهتری برای زندگی خود رقم بزنند، اما در یکی دو سال گذشته حضور پررنگ آنها در کشور سبب‌ساز اختلاف‌هایی شده است، گروهی موافق حضورشان هستند و برخی دیگر مخالف، گروه مخالف معتقد است اتباع غیر مجاز را هرچه سریعتر باید شناسایی کرد و به کشورشان برگرداند، البته گرروهی هم هستند که ایده دیگری را مطرح می‌کنند، آن‌ها از اخراج همه اتباع، چه مجاز و چه غیرمجاز صحبت به میان می‌آورند.

    قادر به شناسایی نیستیم

    در این بین کارشناسان معتقدند شرایط حضور این اتباع در کشورمان طوری هست که اصلاً توان شناسایی آن‌ها را نداریم، چه برسد که حاکمیت بخواهد آن‌ها را به کشورشان برگرداند. سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با حضور در کافه خبر خبرآنلاین همین نکته را بیان می‌کند: «همه می‌دانند که ما الان توان اخراج مهاجرین و آوارگان غیرقانونی عراقی و افغانستانی از ایران را نداریم، در دورترین نقطه کشور هم دارند کار می‌کنند، اصلاً نمی‌دانیم کجا هستند، چراکه شناسنامه‌ای از این گروه‌ها نداریم.»

    اوا ادامه می‌دهد: «اما شما وقتی وارد کشور دیگری می‌شوید از آن‌جا که مجوز دارید کاملاً شما را رصد می‌کنند، این‌که توانایی فرد چیست از کجا آمده است چرا آمده است همه این موارد را می‌دانند، یعنی اطلاعات آدم‌ها را به‌روز شده در اختیار دارند، درحالیکه ما از مهاجرهایی که وارد کشور ما شدند چیزی نداریم.»

    موسوی چلک  می‌گوید: «ما سابقه طولانی میزبانی این جمعیت را در ایران داریم، این افراد به ایران می‌آمدند، زندگی و ازدواج می‌کردند، اگرچه ممکن است ازدواج‌شان ثبت قانونی نشده باشد، اما شرعی که بوده، ما هم کنار می‌آمدیم.»

    او ادامه می‌دهد: «پذیرش افغانستانی‌ها در ایران یک مقدار احساسی بود(بعد از قدرت گرفتن طالبان در افغانستان)، به خودمان گفتیم میزبان‌شان هستیم، مرزها باز شد و بعد هم نتوانستیم کنترل کنیم، این‌طور نبود که ایران دوست می‌داشت این مقدار جمعیت افغانستانی وارد کشور شود، از دست‌شان (مسئولین) در رفته است، همین الان هم از دست‌شان در رفته است، همین اخیراً درباره پیاده روی اربعین، فرمانده فراجا گفت که اتباع غیر مجاز به مرزها مراجعه نکنند، این یعنی ما پذیرفته‌ایم کلی اتباع غیر مجاز در کشور داریم. ضمن اینکه به نظرم سازوکاری برای وارد کردن کارگر ارزان هم وجود ندارد، به‌نظرم اصلاً سیاستی وجود ندارد.»

    سرزنش کارگر افغانستانی به‌جای کارفرمای ایرانی

    موسوی چلک درباره اینکه کارگر افغانستانی با کار ارزان حق کارگر ایرانی را ضایع کرده می‌گوید: «گاهی گمان می‌کنیم که افغانستانی‌ها حق ما را در حوزه اشتغال خورده‌اند، این مورد هم درست است و هم نادرست، به این دلیل درست است که امروز کارفرماها علاقه‌مندند کارگری داشته باشند که بیمه نداشته باشد، حقوق کمتر بگیرند و اعتراض نکنند، کارفرما دنبال کارگر ارزان و بی درددسر است که با حقوق پایین هیچ صدای اعتراضی نداشته باشد.»

    درهمین‌باره سیمین کاظمی، جامعه‌شناسمی‌گوید: «من نمی‌دانم چرا هیچ وقت به این اشاره نمی‌شود که این کارفرمای ایرانی هست که از بستن قرارداد با کارگرها خودداری می‌کند و زیر بار مواد قانون کار نمیرود و آن را اجرا نمیکند کارفرما هست که حق انتخاب دارد کارگر ایرانی بگیرد یاافغانی، پس چرا در این مواقع کارفرما سرزنش نمی‌شود اما کارگر افغانستانی سرزنش می‌شود که حاضر شدند با حقوق کمتر کار کنند.»

  • یک کارگر ایرانی بعد از چند سال می‌تواند خودرو بخرد؟

    یک کارگر ایرانی بعد از چند سال می‌تواند خودرو بخرد؟

    به گزارش اقتصادران، یکی از روش‌های بیان وضعیت رفاه و امید به زندگی در هر جامعه‌ای، ارائه آمارهای اقتصادی و اجتماعی در قالب‌هایی همه‌فهم و ساده است. برای مثال بررسی این‌که افراد با چند ماه از حقوق خود در هر کشور می‌توانند صاحب خودرو یا خانه شخصی شوند، خود شمایی کلی از وضعیت شاخص‌های رفاه و توسعه در هر جامعه ارائه می‌دهد که درک آن برای هر کسی ممکن است.

    در همین راستا، با توجه به وضعیت فعلی بازار و آخرین اخبار خودرو در ایران و البته مشخص شدن حداقل حقوق کارگران برای سال ۱۴۰۳، در ادامه به بررسی آماری این موضوع می‌پردازیم که یک کارگر در ایران با چند سال از حقوقش می‌تواند یک خودرو ساخت داخل بخرد؟

    کارگران در ایران با چند سال از حقوق خود می‌توانند خودرو داخلی بخرند؟

    در حال حاضر، رقم پایه حقوق کارگران برای سال ۱۴۰۳ برابر با ۷ میلیون و ۱۰۰ هزارتومان اعلام شده است.

    در چنین شرایطی و با توجه به قیمت انواع خودروهای داخلی در بازار کشور، یک کارگر برای خرید خودرویی مانند پراید ۱۳۱ حداقل باید ۵۰ ماه یا بیشتر از ۴ سال از حقوق خود را پس‌انداز کند. این رقم برای خودرویی مانند پژو ۲۰۶ به ۹۵ ماه، برابر با بیش از ۷ سال حقوق فعلی کارگر می‌رسد.

    در مورد خودرو سمند، نیاز به ۸۳ ماه یا بیش از ۶ سال از حقوق فعلی یک کارگر وجود دارد. کوییک را هم می‌توان با ۶۰ ماه، یا ۵ سال از حقوق فعلی کارگر خریداری کرد.
    برای خرید خودروهای لوکس‌تر داخلی مانند دنا پلاس اتوماتیک، اوضاع بدتر هم می‌شود و یک کارگر با نرخ فعلی حقوق خود، باید ۱۳۹ ماه از درآمدش را پس‌انداز کند؛ این یعنی انتظاری ۱۱ ساله برای خرید خودرو محبوب ایران خودرو.

    همان‌طور که مشخص است، با وجود افزایش نسبی حقوق پایه کارگران در سال ۱۴۰۳، همچنان رویای خرید خودرو برای این افراد، حتی در مورد خودروهای از رده خارج شده داخلی نیز دور از دسترس به‌نظر می‌رسد.