برچسب: کارگران معدن طبس
-

اخبار حمایت از خانواده های قربانیان معدن طبس فقط شوی تبلیغاتی بود؟ / مستمری کارگران هنوز به خانواده هایشان پرداخت نشده است + فیلم
به گزارش اقتصادران، پرویز پرستویی ویدیویی از وضعیت فاجعه بار خانواده قربانیان انفجار معدن معدنجوی طبس منتشر کرد. در این گزارش مشخص شده که بسیاری از وعدههای اعلام شده از جمله پرداختها به خانواده قربانیان پرداخت نشده و این خانواده ورای تبلیغاتی که درباره حمایت از آنها انجام شده بود، با وضعیت مصیبت باری مواجه هستند. -

استعفای چند صد نفری کارگران معدن طبس / یک کارگر ناجی: هیچکس از ما نه تقدیر کرد نه اسممان را آورد!
به گزارش اقتصادران، روزنامه هم میهن در گزارشی از معدن طبس نوشت: مگر امدادگران معدن این کار را نکرده بودند؟ «نه خانم. ما آنها را بیرون میکشیدیم. سوار واگنها میکردیم و امدادگران جنازه که میآمد بالاتر، آنها را تحویل میگرفتند. بقیه حاضران هم آنجا بودند، نهارشان را میخوردند و میرفتند. دست آخر هم از همه تقدیر کردند اما یک نفر اسم ما را نیاورد.»
حالا هم همه آن کارگران ناجی از معدنجو استعفا دادهاند. میگویند از آخرین بار که با بدن بیجان رفقایشان بیرون آمدهاند، نتوانستهاند پایشان را معدن بگذارند. زندگی برای آنها از حالا بهبعد معنی دیگری دارد. یک لحظه که از زمان غافل شوند، ردیف بدنهای پارهپاره و اجساد یخزده است که جلوی چشمشان ردیف میشود.
چه کارگرانی استعفا دادند؟
از کارگران بیرجندی ۱۰ تا ۲۰ نفر، از مشهدیها ۳۰ تا ۴۰ نفر و از کارگران قوچان حدود ۲۰۰ نفر استعفا دادهاند. بقیه بازماندهها با اماواگر و شاید ماندند و احتمال دارد همین روزها آنها هم بیایند بیرون. شورای شهر قوچان برای بعضی از آنها در یک شرکت لبنیاتی، یک کارگاه معدن و کارگاه دیگری در شهرک صنعتی کار پیدا کرده. مرد ۳۰ ساله اهل اطراف این شهر که هنوز بعد از استعفا کار پیدا نکرده، میگوید: «بعضی از همکارانمان که استعفا دادند در این مشاغل شروع بهکار کردهاند که حقوق یکی از آنها ماهی هشت میلیون تومان است. میشنوید؟ ماهی هشت میلیون تومان. سیستماش هم این است که یک ماه پشت سر هم کار میکنی و دو روز مرخصی میگیری.»
در همین جلسه به گوش کارگران رسیده مسئولان معدن وسایل خارجی برای افزایش ایمنی خریدهاند و فعلاً این تجهیزات در گمرک مانده است. آنها میگویند، مدیریت از حقوق و بیمه هر کسی که یک هفته مرخصی گرفته بود کم کردهاند. کارگران بلوک C که تا اول آبانماه تعطیل بودند اما کارگران بلوک B مجبور شدند از همان دوم مهرماه با بیل و کلنگ و چراغ قوه دوباره کار را شروع کنند. هر کسی هم نبوده، جریمه شده است.
100 متر مانده به بدنهای رفقایمان
کارگرانی که برای آوردن اجساد داوطلب شده بودند حالا بهتازگی لب از لب بازکردهاند که آن روز به آنها چه گذشته است. در آن سه روزی که به دنبال همکارانشان میگشتند، چه اتفاقهایی رخ داده است؟ بعضی از روایتها با وجود گذشت 40 روز تا امروز به گوش کسی نرسیده بوده. چهار کارگر داوطلب در بلوک C میگویند، کسی مجبورشان نکرده بود که این کار را بکنند. «رفقایمان بودند. همولایتی بودیم. معلوم بود که با چنگ و دندان میرویم تا بیرون بیاوریمشان.»
آنها باید نزدیک به 100 متر زیر کوه زغال پایین میرفتند تا برسند به بچهها. 15-10 متر اول معدن راه باز بود اما بقیه مسیر به دیواره سفت و سخت صخرهها برخورد میکردند. این چهار نفر یک کلنگ بردند که بهزور سنگها را از دل کوه جدا میکرد. چند سانتیمتر، چند سانتیمتر جلو میرفتند. تونل میزدند و قطعههای سنگ را با دست بیرون میبردند. قطر تونلشان 40 سانت بیشتر نمیشد. فقط در همین اندازه که خودشان بتوانند جا شوند. روی زانو و کف دست راه میرفتند. وقتی زمین را هماندازه با طول یک زمین چمن استادیوم آزادی تراشیدند، به اولین جسدها رسیدند. به 20 بدن بیجان. راه هر روزه آنها 20 برابر طولانیتر از چیزی بود که آن روز کندند.
کارگران معدنجو در روزهای عادی ابتدا 700 متر مستقیم میرفتند تا برسند به کوچه پسکوچههایی که زیر زمین حفر شده بود. صدها کیلومتر بعد از این تازه میرسیدند به کارگاهها. هرکدام از کارگاهها در یکی از این کوچههای زیرزمینی قرار داشت که در دل خاک، سیاهی را شکافته بود. ارتفاع دیواره این تونلها در اول ورودی معدن از یکمتر شروع میشد و کمکم به 40 سانتیمتر میرسید.
قبلاً برای رسیدن به همینجا پنج دقیقه داخل نفربر مینشستند و بقیه راه را 25 دقیقه پیادهروی میکردند. اما حالا قضیه فرق میکرد. بعد از انفجار، دیوارهها و سقف خراب شده بودند. داخل تونلها پر از گاز بود و این سرعت رسیدن کارگران به اجساد را کم میکرد. ناجیان برای رسیدن به همکاران زیر آوار، سه روز در راه بودند. سه روز پتک میزدند، عرق میریختند و سنگ جابهجا میکردند تا دستشان به دست بیجان آنها برسد. به دست امیرعلی، به احسان، به عباس و دیگران. دو روز هم بیرون آوردنشان زمان برد.
یکییکی رفقایشان را روی کول میانداختند و از دل شب بیرون میآوردند. بدون دستکش، بدون ماسک و بدون کیسه نجات؛ فقط با یک چراغ قوه و کلنگ. کارگر 26 سالهای که همکارانش را بیرون آورده با شش سال سابقه کار میگوید: «همه را شناختم. بدنها بریدهبریده شده بودند. من اما بهجز پنج یا شش نفر که سوخته بودند، بقیه را شناختم. بعد هم تا واگنها آوردمشان و داخل واگن آنها را به بیرون از معدن فرستادم. بعد از پنج روز هم با لباس پاره و دست و بال زخمی بیرون آمدم.»
آنهایی که اجساد را بیرون آوردند، میگویند در تونل C دو نفر خاک روی بدن کارگران ریخته شده که استخوان آنها را مثل ماهی نرم کرده بود. سه نفر را از روی دیانای شناختند. احسان را هم از خالکوبی روی دستش. احسان اولین نفری بود که ناجیان معدن توانستند زیر خاک پیدا کنند. جزئیات تصاویر، دلش را آشوب میکند و فقط میگوید که یک روز بعد از بیرون آوردن همکارانشان، همه این ناجیان تبخال زدهاند و تا اول آبانماه سر کار نرفتند.
آنچه داخل کوه زغالسنگ گذشت تمام این 40 روز سلولسلول جانشان را مکیده است. این ماجرایی بود که در تونل c اتفاق افتاده، اما پیدا کردن کارگران در تونلB کمی راحتتر بوده. حداقل بدنها قابل حمل بودهاند. دیدن بدنهای یخزده، چشمها را از حدقه در میآورد. آنهایی که در تونل B بودند، با گاز جان دادند. چگونه؟ در همان حالتی که زیر زمین بودند خشکشان زده بود. یکی سنگی برداشته بود و یکی دستش را به سرش زده بود و دیگری با کمری خم شده، در همان حالت فریز شده بود.
زنده ماندن سخت شده بود
وقتی از زیر خاک بالا میآیند زیر ناخنها، لابهلای خطوط کف دستها و داخل گوشهایشان هم خردهریزههای سیاه سنگ چسبیده. مثل ر. ر که او هم یک بازمانده است. بازماندهای که دیگر نتوانسته بیشتر از این، در طبس بماند. «آنها که مردند اما حالا زندهماندن برایشان سختتر شده. قبلاً هم سخت بود. قبلاً از خواب که بیدار میشدیم دستهایمان لمس میشد. یخ میزد. انگشتها کار نمیکردند. 10دقیقه ماساژ میدادیم که روان شود اما حالا دیگر عقلمان هم سر جایش نیست. وقتی آدمها حرف میزنند نمیفهمم. یک دفعه میروم توی خودم و لیوان چای از دستم میافتد. آنها از برادر هم به من نزدیکتر بودند.»
کمتر از یک هفته از استعفایش میگذرد و هر روز با خودش تکرار میکند: «اگر اینها نمیمردند، ما مرده بودیم. در طبس هم اتاق سر جایش بود، هم کلنگها و بیلها. جاده، تونل و زمین هم همان است اما هم اتاقیهایمان نبودند. چطور این را تحمل کنیم؟ تصویر آنها مدام میآید توی ذهنمان.»
او با شش نفر از کشتهشدههای بلوکC هماتاق بوده. استعفا هم داده اما هنوز کار پیدا نکرده و دیگر نمیخواهد به آنجا برگردد: «همیشه هر بار دم ورودی، اشهدمان را میخواندیم که شاید دیگر برنگردیم. قبل از این در هر شش ساعت، دو نفره 5 متر زمین را میکندیم. اما حالا بعد از این اتفاق، وقتی که دیگر جانمان بریده، شیفتهای جمعاً 12 ساعت کارمان را کمتر کردهاند.»
«ر.ر» اهل قوچان است. قوچانیها چندین جوان در این انفجار از دست دادهاند. سه خانواده در دو روستای این شهر، شش برادر را از دست دادهاند. هر خانواده دو برادر. فرهاد پیرزاده، همان رتبه دو رقمی کنکور، پسر از یکی از همین خانوادهها بوده است. حالا هم فقط از یک روستای سراب از توابع قوچان، 20 کارگر استعفا دادهاند. به گفته این مرد جوان، از نظر ایمنی و تجهیزات چیزی تغییر نکرده اما مثلاً دیگر هر شیفت، یک ماسک میدهند. قبلاً همین را هم نمیدادند.
-

گزارش دردناک مجلس از ابعاد و علت حادثه معدن طبس / نماینده مجلس: چرا تا زمانی که کارگر زنده است به فکر ایمنی او نیستیم
به گزارش اقتصادران، بعد از حادثه معدن طبس و مرگ دردناک ۵۱ نفر کارگران آن، دستورهای پیگیری بسیاری صادر شد. کمیسیونهای صنایع و معادن و اجتماعی و اصل ۹۰ قانون اساسی در مجلس در همین راستا مامور پیگیری شده بود.
این کمیسیونهای مجلس در جلسه علنی امروز گزارش خود را خوانده و جزئیات بیشتری را درباره این حادثه برای مردم مشخص کردند.
بر اساس این گزارش، ارائه راهکارهای پیشنهادی وقوع حوادث متعدد با تعداد کشتههای بالا در معادن زغال سنگ کشور نشان میدهد که سلسله بازرسیها و نظارتهای فعلی دارای اشکالات متعدد است و موجب عدم تأثیر ویژه آییننامه ایمنی معادن (مصوب ۱۳۹۱) در روند حوادث این معادن شده است. همچنین وجود الزامات متعدد در بحث ایمنی معادن (بدون هر نوع نظام اولویت بندی) منجر به نوعی عادی سازی در زمینه نقایص ایمنی معادن شده است.دلایل حادثه
طبق این گزارش دلایل مرتبط با این حادثه مجموعهای از عوامل از جمله شرایط کاری نامناسب شامل عدم رعایت قوانین، استانداردهای ایمنی و قواعد حرفهای، کمبود تجهیزات حفاظتی، ایمنی و آموزش ناکافی، استفاده از ماشینآلات قدیمی یا نامناسب، ضعف در عملکرد دستگاههای مسئول دارای وظیفه قانونی در امر نظارت بر فعالیت و محیط کار معدن و خطاهای انسانی ناشی از بی احتیاطیها ارزیابی شده است.
عامل بروز حادثه در بلوک سی این معدن ناشی از تجمع تدریجی گاز و عدم تهویه مناسب جهت جلوگیری از آن و عدم زهکشی مناسب، عدم وجود حسگرهای دقیق و ثابت، سیستم مانیتورینگ گاز و سیستمهای هشدار خودکار، حفاری غیر اصولی و ریزش بخشی از توده ناشی از گام اول استخراج کارگاه ۸۲ که منجر به مدفون شدن تعدادی از کارگران و افزایش غلظت گاز متان و بروز انفجار در آن محل شده است.
همچنین بروز حادثه در بلوک B به دلیل انتشار گاز CO حاصل از انفجار و انتقال از بلوک C به بلوک B بوده است که متاسفانه اطلاعرسانی فوری به کارگران مشغول در بلوک B و تخلیه سریع به منظور نجات جان آنها، صورت نپذیرفته است.
از سوی دیگر از نظر نقشه تهویه، اتصال بلوک C و B به یکدیگر اقدامی اصولی نبوده وسبب انتقال گاز CO از بلوک C به بلوک B شده است. عدم توقف سریع فنها یا تغییر جهت تهویه که سبب ادامه یافتن جریان گاز CO از بلوک C به بلوک B شده است.فاصله با استانداردهای جهانی
محمدباقر قالیباف بعد از قرائت گزارش مشترک کمیسیونهای مجلس با بیان اینکه مجلس با پیگیری علل حادثه تا نتیجه نهایی پیش خواهد رفت، تاکید کرد: در دنیا حدود ۳۰ درصد برق از زغال سنگ تامین میشود که سهم ما صفر است به این دلیل که ما دارای منابع گاز هستیم و همین موضوع یکی از علل ناترازی به شمار میآید. نمونه آن چین است که بیش از ۱.۲ میلیارد تن مخازن کشف شده زغال سنگ دارد. همین وضعیت را در حوزه فولاد داریم در جهان ۷۱.۵ درصد از زغال سنگ و کک برای تهیه فولاد استفاده میشود. ما ظرفیت تولید داریم، اما به دلیل استفاده از انرژیهای فسیلی مثل گاز از روشهای دیگر استفاده میکنیم و عملا به این موضوع توجه نمیشود. فولاد را به روش احیای سیستمها در دکلهای توسعه الکترونیک و گاز تولید میکنیم که تبعاتی در حوزه ناترازی دارد.
وی با بیان اینکه طبق گزارش وزرا، معادن کوچک و با ظرفیت خیلی کم هستند، اظهار کرد: در کشوری مثل هند ۱.۳ میلیون تن از هر معدن برداشت میشود در چین ۷۰۰ هزار تن از هر معدن برداشت میشود، اما میزان برداشت ما از هر معدن ۳۵ هزار تن است که این از اشکالات موجود به شمار میآید. لزوم رعایت ایمنی و توجه به آن به عنوان یک رویکرد اصلی است، باید ما در مجلس شورای اسلامی به عنوان یک سیاستگذار این موضوع را مورد توجه قرار داده و برنامههای بلندمدت داشته باشیم.
قالیباف افزود: بر اساس شاخص دنیا به ازای هر ۱۰ میلیون تن برداشت از معدن زغال سنگ یک نفر تلفات است، اما در کشور ما در هر میلیون تن برداشت ۳.۵ درصد تلفات داریم این بدان معناست که ما فاصله زیادی با استانداردهای جهانی از بعد مصرف، سیاستگذاری و بهرهبرداری داشته که این اشکالات در حوزه سیاستگذاری و اجرا هم است ما باید در مجلس به این موضوع توجه کنیم.
وی با اشاره به آییننامه ایمنی افزود: اگر این آییننامه رعایت میشد عملا این اتفاق رخ نمیداد به طوری که در ماده ۳۸۴ آییننامه موضوع مانیتورینگ به صورت واضح آمده است که اگر اجرا میشد شاهد این حادثه نبودیم. این آییننامه عملا به دلایل مختلف اجرایی نمیشود اگر هر کسی به درستی وظایف خود را انجام میداد این اتفاق رخ نمیداد البته به نظر میرسد آییننامه به سطربندی نیاز دارد که مثلا اگر مانیتورینگ نباشد باید کارهای معدن تعطیل شود. این گزارش براساس ماده ۴۵ و تبصرههای یک و دو آن به دولت ارجاع میشود تا دولت پاسخ خود به گزارش را به مجلس شورای اسلامی بدهد سپس موضوع به کمیسیون اصل ۹۰ ارجاع داده شده تا کمیسیون اصل ۹۰ نظرات را از همه کمیسیونها بگیرد.
وی ادامه داد: با توجه به اینکه قانون معادن برای ۲۴ سال قبل است باید تغییرات و اصلاحاتی صورت گیرد که گزارش اصل ۹۰ در این روند مهم است. بخشی از موضوع هم جنبه قضایی دارد که به دستگاه قضایی ارجاع میشود تا خارج از نوبت این موارد مورد رسیدگی قرار گیرد. حقوق این کارگران پایین است حتما باید بررسی شود تا مشکلی برای آنها به وجود نیاید.جای خالی نظارت
پس از ارائه این گزارش مشترک، نمایندگان مجلس نظرات و دیدگاههای خود را در این باره بیان کردند.
علیرضا نثاری نماینده نهاوند در این باره گفت: رعایت مسائل ایمنی در معادن باید در دستورکار ویژه مسئولان قرار بگیرد تا التیامی بر آلام خانوادههای داغدار باشد، همه مسئولان این کار بزرگ را به رعایت قانون ایمنی معادن ارجاع میدهند که در آن تمامی موارد ذکر شده و حتی برای متخلفان نیز جرائمی پیش بینی شده است.
وی با بیان اینکه نبود نظارت بر اجرای قوانین ایمنی معادن باعث بروز حوادث معدنی اخیر شده است، تصریح کرد: انفجار و حادثه در معادن در حال تبدیل شدن به یک روند عادی است که نباید سهل انگاریها عادی انگاری شود، ۱۷ هزار کارگر مشغول در معادن در خطر بوده و در صورت تداوم بی توجهی به قوانین ایمنی شاهد تکرار اینگونه حوادث خواهیم بود.
نماینده مردم نهاوند با تاکید بر اینکه الزامات ایمنی رعایت نشده و باید از فناوریهای نوین و تجهیزات شرکتهای دانش بنیان استفاده شود، تصریح کرد: نباید تنها با جریمه پیمانکاران به دنبال پاک کردن صورت مسئله باشیم، این روند تا چه زمانی قرار است ادامه پیدا کند و خانواده کارگران همواره نگران جان نان آوران خود باشند.
نثاری خاطرنشان کرد: زمزمههایی شنیده شده که معدن طبس با همان شرایط در حال احیا است، این موضوع بسیار مهمی است و نباید به موضوع نظارت بر رعایت قوانین و مسائل ایمنی بی توجهی شود. وزارت صمت و وزارت بهداشت و سایر دستگاههای مرتبط نسبت به این موضوع توجه لازم را داشته باشند.توجه دیگرهنگام به کارگران
سلمان اسحاقی نماینده قائنات هم در تذکری گفت: استنکاف از قانون در گزارشها درباره حادثه معدن طبس مشخص شده است، اما متاسفانه تا زمانی که کارگر در قید حیات است به حقوق او توجهی نداریم، اما پس از وفات به فکر مستمری دادن به خانوادهاش هستیم.
وی ادامه داد: چرا تا زمانی که کارگر زنده است به فکر ایمنی او نیستیم، چرا حتما باید اتقاقی رخ دهد تا به فکر کارگران بیفتیم. آقای قالیباف ورود جدی به حادثه معدن طبس کردید، اما کارگران توقع دارند تا زمانی که زنده هستند به موضوعاتی همچون حقوق و ایمنی آنان توجه شود.اهمیت ایمنسازی معادن
رحمت الله نوروزی نماینده مردم علی آباد کتول هم در تذکری گفت: کارگران به سختی در معادن کار میکنند و ماهی ۱۰ یا ۱۲ میلیون تومان هزینه رفت و آمد آنان میشود. متأسفانه برخی کارفرمایان، کارگران را بیمه خیاطی یا آرایشگری میکنند.
نوروزی گفت: اگر معدن طبس دارای کاستیهای متعدد بود، چرا کارفرما اجازه داد تا کارگران در معدن کار کنند؟ چرا آژیرهای هشدار معدن فعال نبود؟ نوروزی در پایان گفت: ۶ هزار معدن در کشور باید ایمنیسازی شود. وضعیت سامان دهی کارگران و سختی کار باید در دستور کار مجلس قرار بگیرد. -

تکلیف مستمری بازماندگان انفجار معدن طبس چه می شود؟
به گزارش اقتصادران، با فروکش کردن التهاب ناشی از وقوع انفجار در معدن زغال سنگ طبس و اتمام عملیات امداد و نجات، اکنون وقت آن رسیده تا مطالبات قانونی خانواده های قربانیان این حادثه در اسرع وقت پیگیری و پرداخت شود.
قناعت با اشاره به اینکه مهمترین دغدغه خانوادهها برقراری مستمری متوفیان است، متذکر شد: این موضوع با جدیت در حال پیگیری است و سعی شده این مستمری از همین مهر ماه و بدون وقفه پرداخت شود.
همه بیمهشدگانی که تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی هستند که در زمان حاضر بیشتر از نصف جمعیت ایران را شامل میشود، بعد از پرداخت حق بیمه و احراز شرایط سن و سابقه بیمهپردازی میتوانند تقاضای بازنشستگی کرده و از مزایای آن در کنار خدمات درمانی استفاده کنند. اما اگر فرد بیمهشده یا بازنشسته یا ازکارافتاده کلی فوت کند، این سازمان به بازماندگان وی در صورت احراز شرایط قانونی، مستمری بازماندگان پرداخت میکند.
درباره نحوه برقراری مستمری بازماندگان بیمه شدگان و اینکه چه کسانی مشمول دریافت آن هستند، با رئیس اداره امور بازماندگان اداره کل مستمری های سازمان تامین اجتماعی به گفت و گو نشستیم.
رئیس اداره امور بازماندگان ادارهکل مستمریهای سازمان تامیناجتماعی در توضیح این مطلب در گفت وگو با خبرنگار ایرنا گفت: بر اساس قانون تأمیناجتماعی، پرداخت حقوق و مستمری به بازماندگان واجد شرایط بیمهشده یا مستمریبگیر بازنشسته یا ازکارافتاده کلی فوتشده، یکی از تعهدات بلندمدت این سازمان است که بهعنوان «برقراری مستمری بازماندگان» شناخته میشود.
«رضا دهقان زاده» اظهار داشت: در صورت فوت بیمهشده قبل از بازنشستگی در اثر حادثه ناشی از کار یا بیماریهای حرفهای (بیماریهایی که به سبب شرایط محیط کار برای بیمهشده پیش میآید)، بازماندگان واجد شرایط وی مشمول دریافت مستمری بازماندگان خواهند بود.
وی افزود: وفق بند ۱۶ ماده ۲ قانون تامین اجتماعی، مستمری عبارت از وجهی است که طبق شرایط مقرر در این قانون (قانون تأمین اجتماعی) به منظور جبران قطع همه یا قسمتی از درآمد به بیمه شده و در صورت فوت او برای تامین معیشت بازماندگان وی به آنان پرداخت می شود.
رئیس اداره امور بازماندگان ادارهکل مستمریهای سازمان تامیناجتماعی ادامه داد: بنابراین تعریف و مطابق مفاهیم علوم اجتماعی سازمان های بیمه ای و به عبارتی دقیقتر، جامعه در موارد فوت نان آور خانواده، جایگزین او شده و مسئولیت تامین معیشت بازماندگان بیمه شده یا مستمری بگیر متوفی را به عهده خواهد گرفت.
ضوابط و نحوه تخصیص مستمری بازماندگان در سازمان تامین اجتماعی
وی در پاسخ به اینکه ضوابط و نحوه تخصیص مستمری بازماندگان در سازمان تامین اجتماعی چگونه است، تصریح کرد: در صورت فوت بیمه شده بازنشسته، در صورت فوت بیمه شده ازکارافتاده کلی مستمری بگیر، در صورت فوت بیمه شده ای که ۱۰ سال آخر حیات خود حداقل حق بیمه یک سال کار، مشروط بر اینکه ظرف آخرین سال حیات حق بیمه ۹۰ روز کار را پرداخت کرده باشد، بازماندگان بر اساس شرایط مطرح شده در قانون می توانند مشمول دریافت مستمری بازماندگان شوند.
دهقان زاده گفت: چنانچه بیمه شده فاقد شرایط مقرر (در صورت فوت بیمه شده ای که ۱۰ سال آخر حیات خود حداقل حق بیمه یکسال کار، مشروط بر اینکه ظرف آخرین سال حیات حق بیمه ۹۰ روز کار را پرداخت کرده باشد) باشد، ولی حداقل ۲۰ سال سابقه پرداخت حق بیمه را قبل از فوت پرداخت کرده و یا دارای سابقه پرداخت حق بیمه بین ۱۰ تا ۲۰ سال باشد و یا دارای سابقه پرداخت حق بیمه بین یک تا ۱۰ سال باشد و همچنین در مواردی که بیمه شده در اثر حادثه ناشی از کار یا بیماری های حرفه ای فوت کند، مشمول تخصیص مستمری بازماندگان خواهد بود.
پرداخت مستمری به بازماندگان بیمهشده در صورت فوت به غیر از حادثه ناشی از کار یا بیماریهای حرفهای چگونه است؟
وی در توضیح بیشتر مشمولان برخورداری از مستمری بازماندگان با اشاره به اینکه پرداخت مستمری به بازماندگان بیمهشدهای که به علل دیگر و غیر از حادثه ناشی از کار یا بیماریهای حرفهای فوت کند، منوط به احراز چند شرط است، گفت: در صورت فوت بیمهشدهای که در ۱۰ سال آخر حیات خود حداقل حق بیمه یک سال کار را پرداخته باشد مشروط به اینکه ظرف آخرین سال حیات، حق بیمه ۹۰ روز کار را پرداخت کرده باشد، بازماندگان وی مشمول دریافت مستمری بازماندگان خواهند بود.
رئیس اداره امور بازماندگان ادارهکل مستمریهای سازمان تأمیناجتماعی افزود: علاوه بر این، چنانچه بیمهشده متوفی حداقل ۲۰ سال حق بیمه مقرر را قبل از فوت پرداخت کرده باشد، بازماندگان واجد شرایط وی میتوانند از مستمری بازماندگان با رعایت ماده ۱۱۱ قانون تأمیناجتماعی استفاده کنند و مجموع مستمری پرداختی به بازماندگان متوفی در این صورت از حداقل مزد کارگر عادی کمتر نخواهد بود.
دهقان زاده تصریح کرد: همچنین در صورت فوت بیمهشدهای که بین ۱۰ تا ۲۰ سال سابقه پرداخت حق بیمه داشته باشد، به بازماندگان وی به نسبت سنوات پرداخت حق بیمه و بدون الزام به رعایت ماده ۱۱۱ قانون تأمیناجتماعی، مستمری پرداخت خواهد شد.
چه افرادی از بازماندگان استحقاق دریافت مستمری هستند؟
دهقانزاده در پاسخ به این سوال که بازماندگان واجد شرایط بیمهشده یا مستمریبگیر متوفی که استحقاق دریافت مستمری را دارند، کدامند؟، گفت: بازماندگان بیمهشده یا مستمریبگیر متوفی شامل پدر و مادر، فرزندان، همسر، فرزندخوانده و نوادگان اناث به شرط نداشتن شغل و شوهر و اثبات کفالت آنها توسط اجدادشان و در صورت احراز شرایط قانونی، مستمری دریافت خواهند کرد.
وی با بیان اینکه همسر دائم بیمهشده یا مستمری بگیر متوفی می تواند از مستمری استفاده کند، افزود: شوهر بیمه شده یا مستمری بگیر زن متوفی مشروط بر اینکه اولا تحت تکفل زن بوده و ثانیا سن او از ۶۰ سال متجاوز باشد و یا طبق نظر کمیسیون پزشکی موضوع ماده ۹۱ قانون تأمین اجتماعی از کارافتاده بوده و در هر حال مستمری دریافت نکند.
رئیس اداره امور بازماندگان ادارهکل مستمریهای سازمان تأمیناجتماعی در پاسخ به این سوال که در مورد فرزندان بیمه شده متوفی مستمری بازماندگان به چه صورت است، تصریح کرد: این افراد فرزندان (فرزند خوانده) پسر هستند در صورتی که سن آنان کمتر از ۲۰ سال (حداکثر ۱۹ سال تمام) بوده و یا منحصرا به تحصیل دانشگاهی اشتغال داشته یا به علت بیماری یا نقض عضو، طبق نظر کمیسیونهای پزشکی از کارافتاده نیازمند باشند مشمول دریافت مستمری خواهند شد.
دهقان زاده با اشاره به اینکه گروه بعدی دریافت مستمری بازماندگان شامل فرزندان (فرزند خوانده) دختر مجرد و فاقد شغل است، گفت: این افراد پدر و مادر متوفی هم مشمول دریافت مستمری هستند و به شرط اینکه اولا تحت تکفل او بوده، ثانیا سن پدر از ۶۰ سال و سن مادر از ۵۵ سال تجاوز کرده باشد و یا آنکه به تشخیص کمیسیون پزشکی موضوع ماده ۹۱ قانون تأمین اجتماعی ازکارافتاده باشند و در هر حال مستمری دریافت نکنند.
زوجه دائم بیمهشده متوفی درصورت ازدواج مجدد نیز کماکان در زمره بازماندگان واجد شرایط خواهد بود
وی افزود: به موجب قانون حمایت از خانواده، زوجه (عیال) دائم بیمهشده متوفی در صورت ازدواج مجدد نیز کماکان در زمره بازماندگان واجد شرایط خواهد بود. شوهر بیمهشده زن متوفی نیز تنها مشروط بر اینکه تحت تکفل زن و سن او بیشتر از ۶۰ سال باشد یا طبق نظر کمیسیون پزشکی، ازکارافتاده بوده و در هر حال مستمری دریافت نکند، میتواند این مستمری را دریافت کند.
رئیس اداره امور بازماندگان ادارهکل مستمریهای سازمان تأمیناجتماعی خاطر نشان کرد: فرزند ذکور متوفی نیز درصورتیکه سن او کمتر از ۲۰ سال تمام بوده یا منحصراً به تحصیل در مقاطع دانشگاهی اشتغال داشته یا اینکه معلول ازکارافتاده نیازمند شناخته شود و فرزند اناث متوفی نیز در صورتیکه فاقد شغل و شوهر باشد، میتواند مستمری بازماندگان دریافت کند.
-

پرونده معدن طبس بسته شد؟ / ۵۰ کارگر جان باختند اما هیچ کس بازداشت نشد! حتی کارفرما یک شب را در بازداشتگاه نخوابید!
به گزارش اقتصادران، پرونده حادثه طبس با پرداخت دیه و امداد طلبیدن از بیمهها مختومه اعلام میشود! و دوباره همه چیز برای «برخی» ختم به خیر میشود…. هیچ کس در این پرونده بازداشت نمیشود! تا باز حادثه بعدی و سقوط و انفجار بعدی که سیل تسلیت و پیامهای اندوهبار به فضای مجازی سرازیر شود و مدیران میانی و ردهپایینِ وزارت کار و ادارات استانی، عکس پروفایل خود را به «ایران من تسلیت» تغییر دهند؛ تا باز کمیتههای بررسی کلید بخورد که نتیجهای جز «حادثه بوده» یا «خطای انسانی در کار بوده» نداشته باشد.
ببینیم چطور فرافکنی میکنند و چگونه مقصر را قضا و قدر و دیگران وامینمایند:
وزیر کار در ابتدا بدون بررسی و تعمق و فقط با استناد به کاغذهایی که کارفرمای خصوصی معدن مقابلش گذاشت، ادعا کرد انفجار معدنجوی طبس صرفاً یک حادثه بوده و همه ضوابط رعایت شده، در مرحله بعد در بازگشت به تهران از تشکیل یک کمیته بررسی خبر داد.
اول مهر، احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی: علت حادثه در واقع انفجار گاز بوده و جزو مواردی است که قابل پیش بینی نیست….. در نوبت قبلی کاری میزان گاز در تونلها بررسی شده بوده و این عدد متعادل بوده است.
هرچند ایشان چند روز بعد در پیامی با عنوان «مقصر کیست؟» نوشت: همه مقصریم و همه باید برای تغییر تلاش کنیم. داغ از دستدادن ۵۱ انسان زحمتکش که برای نان حلال جان خود را از دست دادند. داغ همسری که خبر تولد فرزندش را با مرگ شوهرش در یک روز شنید آرامش را بر همه ما حرام کرده است. باید سیاستها و فرایندها را تغییر دهیم.
سوم مهر، مسعود پزشکیان رئیس جمهور در جریان سفر به آمریکا: مقصر تحریمهاست که نمیگذارد تجهیزات وارد شود….
ششم مهر، دوباره احمد میدری وزیر کار: یک میلیارد تومان به خانواده جانباختگان معدن طبس پرداخت خواهد شد…. آمادهایم هر ۳ ماه یک بار در خصوص بهبود ایمنی معادن زغال سنگ به مردم گزارش بدهیم.
و این یعنی این بارهم پرونده را مختومه اعلام کردند؛ ۵۰ انسان عزیز، ۵۰ کارگر زحمتکش جان خود را از دست دادهاند و حالا قصد دارند با پرداخت دیه سر و ته قضیه را به هم بیاورند و از این پس، هر سه ماه یکبار در مورد بهبود ایمنی معادن ذغالسنگ به مردم کشور گزارش بدهند!
و البته یادمان نرود که ۵۰ نفرجان باختند اما هیچ کس بازداشت نشد! حتی کارفرما یک شب را در بازداشتگاه نخوابید، رئیس اداره کار شهرستان برای بازجویی احضار نشد و مدیریت بازرسی کار هم پاسخگو نبود….
یعنی در مرگ ۵۰ انسان هیچ کس مقصر نبود؛ تقصیر عزادار شدن ۵۰ خانواده محروم و روستایی بر گردن کیست، قضا و قدر، دولت، کارفرمای خصوصی یا دیگران….
به سراغ چند فعال کارگری رفتیم و آنها به این سوال پاسخ دادند؛ لب کلام فعالان یک چیز است: نمیخواهند هزینه کنند، اول دولت مقصر است و بعد کارفرما؛ پیمانکاری و بهرهبرداری خصوصیِ معادن یعنی فقط بخور بخور….
حسین اکبری، فعال کارگری:
مقصر اصلی، دولت است ضمن اینکه نمیتوانیم مسئولیت کارفرما را به عنوان مسئول مستقیم کارگران نادیده بگیریم؛ مسئول اصلی ماجرا دولت است که ایمنی را نادیده گرفته است. تمام هنجارها و قوانینی که در این زمینه باید اجرایی شوند، به فراموشی سپرده شدهاند؛ مقاولهنامههای سازمان جهانی کار و به طور مشخص مقاولهنامهی ۱۷۶ عمداً نادیده گرفته شده؛ در حادثه معدن زمستان یورت که ۴۳ کشته داد ادعا کردند که بهبود ایمنی معادن در دستور کار قرار میگیرد اما چه شد؟ حادثهای بزرگتر و مهیبتر از راه رسید….
تردیدی نیست که دولت مقصر است؛ به ویژه دولت قبل و وزارت کار آقای مرتضوی که فقط به آمارسازی و عددسازیِ بدون محتوا اکتفا کردند و مدام مدعی شدند نرخ حوادث کار کاهش یافته است و ایمنی در مسیر بهبود است! بازرسی کار به قهقرا رفت.
وزیر کار جدید نیز که دیدیم چه عملکردی داشت؛ در بازدید از معدن طبس به صراحت گفت هیچ مشکلی وجود ندارد یعنی حتی کارفرما را هم ایشان تبرئه کرد؛ ایشان برچه اساسی این حرف را زد؟ براساس یکسری کاغذسازیهای کارفرما و ادعاهایی که از طریقِ روابط و زیرمیزی روی کاغذ آمده و به دروغ ثبت شده!
بهرام حسنینژاد، دبیر اسبق انجمن صنفی کارگران معدن چادرملو:
مقصر اصلی، دولت و سیاستهای حاکم است چراکه دولت با خصوصیسازی، کارگران را در دهن گرگ انداخته و به حال خود رها کرده؛ از سوی دیگر، ادارات کار، دولت و نهادهای امنیتی اجازه ایجاد تشکلهای مستقل کارگری را نمیدهند و لاجرم کارگران نمیتوانند از خودشان دفاع کنند.
بخش خصوصی و پیمانکاری منابع و ثروتها را غارت کرده و سهم کارگران هیچ است؛ دیدیم که به کارگران معدنجو حتی کفش و لباس کار و ماسک تنفسی نمیدادند! یعنی آنچه سادهترین حقوق قانونی کارگر است، به او پرداخت نمیشود.
اگر بخواهیم در این قضیهی دردناک دنبال مقصر باشیم، متهم ردیف اول، دولت و سیاستهای حاکم در جهت خصوصیسازی و به غارت رفتن اموال اجتماعی ما به دست مشتی سودجو و از سوی دیگر، بیدفاع کردن کارگران در مقابل گرگهاست….
مجید عاقلی، فعال صنفی و بازنشسته معدن ذغالسنگ طزره:
دولت مقصر اصلی است اما کارفرما هم مسئولیت دارد؛ میگویند برای هر ۲۵ کارگر باید یک کارشناس HSE در کارگاه باشد. من ۲۵ سال معدن ذغالسنگ طزره کار کردم؛ کارشناسان HSE یا نیستند یا اگر باشند، متخصص نیستند، اینها هم حقوق ناچیزی میگیرند و انگیزهای برای کار ندارند؛ سرکشی و بازرسی نمیکنند. طرف لیسانس زمین شناسی دارد، شده مسئول HSE… اوضاع ایمنی معادن کشور واقعاً اسفبار است.
هر سال این حرفها و شعارها تکرار میشود؛ پارسال که معدن طزره حادثه اتفاق افتاد و شش کارگر کشته شدند، همین حرفها را زدند گفتند معادن سنسور ندارند و تهویه ندارند و ایمنی باید بهبود یابد، یکسال گذشت و حادثهای بزرگتر سر کارگران آوار شد. همیشه این حرفها تکرار میشود اما در عمل چیزی تغییر نمیکند.
کار بهرهبرداری معدن سالهاست که پیمانکاری شده؛ پیمانکاری یعنی بخور بخور! با پول دهان این و آن را میبندند؛ معادن ذغالسنگ کشور مثلاً همین طزره، هر کدام هفتهای یکی دوتا حادثه کار دارند اما صدایش را درنمیآورند….
معادن تجهیزات ندارد اما اگر همین کارفرمایان خصوصی و پیمانکاران بخواهند میتوانند تجهیزات وارد کنند. پول دارند، پول فراوان هم دارند همان ضایعات معدن ذغالسنگ را بفروشند میتوانند معدن را تجهیز کنند، نمیخواهند این کار را بکنند، دوست ندارند خرج کنند، هیچ کس هم بازخواستشان نمیکند که چرا……
-

10 شرکت معدنی خصوصی و دولتی، نفری 10 میلیارد تومان پول نداشته اند که خرج ایمنی کارگران کنند؟
به گزارش اقتصادران، «براساس اطلاعاتی که بنده دارم، در تاریخ ۲۸ مرداد گروههای بازرسی ایمنی بیرونی از طرف وزارت کار این معدن را بررسی کردند و مشکلی از نظر استانداردهای ایمنی در معادن سنتی وجود نداشته است. این معدن جزء معادن سنتی ماست و جزء معادن مکانیزه نیست. هرچند در معادن مکانیزه در دنیا نیز حادثه رخ میدهد، اما در دنیا در معادن سنتی، طبق بررسی ما این اولین حادثه گازگرفتی از سال ۷۶ در این معدن بوده است. ضمن اینکه در اردیبهشتماه یک دوره آموزشی برگزار شده بوده و براساس شواهد تمامی ضوابط مربوطه در معدن اجرا شده است». اینها اظهارات وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی است که شواهد و اظهارات و نظرات کارشناسی یک به یک آنها را ابطال میکنند.
دردناکترین نتیجهای که پس از اعلام نظر ترکی (معاون دادستان کل کشور) فردای اظهارنظر وزیر کار پیرامون مشهود بودن قصور در عدم رعایت ایمنی از طرف شرکت مطرح شد، واکنش چندین کارگر و از جمله دیدگاه یکی از فعالان کارگری منطقه بود: با این وضع بسیاری دیگر کسی به معدن برنمیگردند! بازنگشتن صدها نفر اصلیترین ضربه در روابط کار است که طی آن با تخریب چهره تولید و کار از طریق کسب روزی حلال، نیروی کار از این بخش فراری میشود!
اما در مجموع چه چیزی از لحاظ فنی رخ داده است که برخلاف اظهارات وزیر، میتوان آن را به وضوح اظهارنظر کسانی مثل نصیری(نماینده شهر طبس)، ترکی و محجوب (که در قم بحث منع مسئولان ایمنی از روشن کردن سنسور گاز را مطرح کرده است) پذیرفت؟ این چیزی است که در ادامه با خواندن روایتهای فنی ماجرا در جریان قرار خواهید گرفت:
ورود سخت به شهر…
ورود نفرات اهل رسانه به شهر طبس اندکی دشوار است. نگاهها به کسانی که از چهره، وسایل و تجهیزات و البته لهجه غیرخراسانی مشخص است اهل اینجا نبوده و احتمالا خبرنگار هستند، مقداری سنگین است. از همان لحظه ورود به شهر، ناایمن بودن جاده و غیراستاندارد بودن آن گواه این است که احتمالاً این استانداردها رعایت نمیشود.
قبل از ورود باید هماهنگیهایی صورت بگیرد. مسئولان هماهنگی با خبرنگاران مدام میپرسند: «اصلاً برای چه میآیید؟ اتفاق افتاده و کار تمام شده است! حساسیتها را میدانید؟ چرا در همین بین راه بر نمیگردید؟»
در ادامه وقتی متوجه قصد قطعی برای ورود خبرنگاران شدند، تاکید کردند: «حتما باید مجوز بگیرید! به هیچ وجه به معدن نزدیک نشوید! با خانوادههای معدنچیان صحبت نکنید! اصلاً سعی کنید مصاحبه نگیرید! مسئولان ادارات کار شهر و استان و همچنین فرمانداری به هیچ وجه مصاحبه نمیکنند!»
یکی از افراد مرتبط با کلینیک تامین اجتماعی شهر که اندکی از اوضاع با خبر است، میگوید: اینجا این حوادث عادی شده و هیچ ماهی نیست که سپری شود و از معادن به ویژه همین معدنجو، یک نفر قطع عضو، قطع انگشت، آسیب دیده در اثر مشکل تنفسی و فروریختن آوار یا ماشین نفربر درون معدن را به آنجا نیاورند. بسیاری از موارد را شرکت برای آنکه زیر بار جریمه سنگین نرود، با توافق بهعنوان چیزی به جز حادثه کار شناسایی میکند.
یکی از افراد مطلع دیگر از وضعیت شهر میگوید: بخش زیادی از کارگران کشته شده غیربومی و متعلق به خارج طبس هستند. علت این است که طبسیها میگویند چرا فرزند خود را به عمق یک کیلومتری زمین بفرستیم؟! شاید وضعیت اقتصادی خوب اقتصادی ساکنان این شهر، یکی از دلایل غیربومی کارگران معدن باشد.
افراد محلی درباره مدیران پیمانکار مجموعه معدنجو میگویند: مدیران هیچ کدام بومی نیستند و مدیرعامل شرکت نیز اصلا هیچ وقت ایران نیست. او مدتهاست که کاناداست و برای رسیدگی به موضوع حادثه به تازگی از کانادا به ایران آمده است.
جاده منتهی به معدن بسیار بد و خطرناک است. در مسیر رفت و برگشت از طبس به معدن، طی یک روز دو حادثه برخورد دو خودروی سنگین با یکدیگر و یک صحنه چپ کردن کامل کامیون را میبینیم که حاکی از نا امنی حاشیه کناری جاده، فرسودگی آسفالتها و مواردی مثل آن است. این درحالی است که روزانه صدها کارگر از آن جاده عبور میکنند. جاده را چند دهه پیش شرکت دولتی زغالسنگ ایجاد کرده اما اکنون چند دهه است که معادن خصوصی نیز از آن استفاده میکنند، اما یک ریال در چهارچوب «مسئولیتهای اجتماعی» بابت بهسازی جاده خرج نمیکنند!
البته از نظر نظارتی و بیمهای وضع کارگران معادن آنجا بهتر است. گویا تامین اجتماعی بازرسی به موقعی دارد درعوض کارگران در انبوه مزارع خرما با دیدن بازرسان تامین اجتماعی فرار میکنند زیرا با شناسایی توسط بازرسین، اخراج میشوند!
کیفیت بازرسی بازرسان وزارت کار از معادن متفاوت است. بازرسان وزارت کار در استان مدعی هستند که بازرسیهای ایمنی کار به موقع انجام میشود اما کارگرانی که کمتر از 4 سال از شروع به کارشان گذشته، میگویند رنگ بازرسی و بازرس را ندیدهاند. کاشف به عمل میآید که مامور بازرسی بدون صرف وقت، صرفاً چک لیستها را بررسی میکند. شاید همین امر باعث شده تا آنطور که علیرضا محجوب (دبیرکل خانه کارگر) در تازهترین سخنانش در قم اعلام کرده؛ سنسورهای حسگر گاز تنها در شرایطی که بازرس ورود میکرده، روشن میشدند!
در ادامه با خودرو وارد محیط معادن میشویم. معدن پروده (که به اشتباه برخی تهرانیها آن را پرورده مینامند) در نزدیکی معدن طبس واقع شده. یال شمالی که خود معدنی مستقل است، بالاتر از معدنجو قرار دارد. این محوطه معدنی البته قبلاً بخشی از محوطه کلی پروده بوده که در نیمه نخست دهه هفتاد بهرهبرداریاش به پیمانکار سپرده و خصوصی اعلام شد. اما ما با رشتهکوهی تیره و سیاه طرفیم که رنگ مشکی خاک آن و حتی سیاهی خرده آبهای جمع شده اطراف آن گویای حجم عظیم زغالسنگ در محدودهی آن است.
دو لایه ایست بازرسی داخل مجموعه معادن را بدون افشای هویت رسانهای طی میکنیم تا به ورودی بلوک C (محل اولیه نشت گاز و انفجار گاز متان) برسیم. در آنجا آمبولانس بزرگی حضور دارد. همه درحال جمع کردن وسایل هستند. معاون سیاسی استاندار در کنار یک سرگرد نیروی انتظامی و مهندس ناظر معدن و افرادی که بعضاً کارگر خدماتی هستند، میگویند آخرین جنازه شب سهشنبه خارج شده و درحال خروج از منطقه هستیم. سه روز پس از حادثه همچنان گاز متان نشت میکرده تا در بامداد روز چهارشنبه، نشت به کلی قطع میشود.
مسئولان اجازه بازدید درون معدن را نمیدهند، گویا فقط خبرنگار صداوسیما این مجوز را کسب کرده که به عمق معدن برود. با این وجود تلاش میکنیم معادن دیگری مثل پروده و یال شمالی را ببینیم، راننده میگوید این معادن نیز اجازه بازدید را به هیچ خبرنگار یا فرد مستقلی نمیدهند. گفتگوهای بومیان در محوطه گویای این است که بیشترین حادثه در منطقه متعلق به معدن زغالسنگ معدنجو است که همچنان سنتی کار میکند.
کارشناسان اقتصادی منطقه مانند یکی از مسئولان سابق کمیسیون معادن اتاق بازرگانی بر این باور هستند که این معدن آنچنان بازده اقتصادی ندارد که بتوان طی چندسال با سود آن معدنی مکانیزه احداث کرد یا ایمنی آن را در مقابل حادثه افزایش داد(!) درمقابل فعالان کارگری از سود نجومی شرکت میگویند! یکی از اعضای شورای اسلامی کار معدن پروده که قبلا در معدنجو کار کرده و بنابر اصرار مسئولان محلی از مصاحبه رسمی منع شده، از سود بالای 50 درصدی همان شرکت زیانده و بدهکار و در عین حال طلبکار از دولت میگوید. وی افشا میکند که در چهارچوب «مسئولیت اجتماعی» این شرکت و پیمانکار خارج نشین آن ورزشگاهی مجهز ایجاد کرده است.
روند شروع حادثه…
منطقه معدنی حومه طبس بسیار ثروتمند است. منبع معدنی سیلیس برای تولید شیشه در نزدیکی مجموعه قرار دارد که بهرهبرداری نمیشود. منابع دیگری هم هستند که برداشت نمیشوند. گاز و از جمله گاز متان که در رسانهها انفجارش را مقصر اصلی جلوه میدهند، اتفاقا از مواهب منطقه است که کاربرد زیادی در صنایع دارد اما همین گاز سالهاست بلای جای معادن شده و عدم مهار آن مانند عدم مهار سیل که میتواند توسعه آفرین باشد، به مصیبتی برای صنایع معدنی کشور بدل شده است.
ابراهیم رحیمیان (دبیر اجرایی خانه کارگر طبس) در این رابطه توضیح میدهد: بسیاری از منابع و مواهب طبس به جای نعمت به تهدید بدل شده است. یکی از آنها گاز است. این میزان گاز متان، گاز کل خراسان را تامین میکند و سود بسیاری از شرکتهای زغالسنگ در آلمان برداشت گاز از معادن زغالسنگشان است. یعنی زغالسنگ استخراج میکنند تا در واقع همین گاز کشنده متان را خارج کرده و به فروش برسانند. این درحالی است که این گاز باوجود حجم زیادتر در ایران به دلیل نبود فناوری استخراج، به فروش نمیرسد.
در میان فعالان کارگری و کارگران بومی طبس البته مجادلهای در گرفته است. برخی بر مبنای گرایشات فکری و دادههای اطلاعاتی خود علت عدم ورود فناوری و ابزارهای مدرن ایمنی و.. را «تحریم» و «عدم همکاری دولت برای اختصاص ارز نیمایی و دورزدن تحریمها مانند دیگر صنایع» معرفی میکنند و برخی دیگر میگویند «کارفرما منابع مالی لازم را دارد و در حادثه اخیر اتفاقا بسیار بیشتر از هزینه وارد کردن ابزار و فناوری مدرن، به دلیل حادثه رخ داده ضرر کرده است». اما درمورد موضوع خاص شهر طبس و معادن آن، گویا هر دو موضع هریک به نوعی قابل توجیه است.
آنچه اما بطور مستقیم عامل بروز حادثه بوده، شروع نشت گاز از بلوک C معدنجو بوده است. در دهه هفتاد معدنجو فقط یک بلوک داشته اما به مرور دو بلوک دیگر هم اضافه شده و امروز سه بلوک A، B و C، در این معدن وجود دارد. آنچه بیش از همه باعث بروز حادثه و از آن مهمتر، گسترش حادثه بوده است، از زبان نفرات ایمنی و مهندسان HSE معادن اطراف که در مراسم ختم یکی از کارگران متوفی حضور داشتند، سهل انگاری سرپرستان کار بوده است.
در واقع این مهندسین بر این باور بودند که اگر به جای سنسور فردی که در دستان هر نفر ایمنی و مهندس HSE است، یک سنسور مرکزی هشدار دهنده مانند معدن زغالسنگ طبس و طرح تولید وجود داشت که بطور اتوماتیک با افزایش میزان گاز هشدار میداد، قطعاً تلفات حادثه به حداقل میرسید.
هر بلوک معدنی نیز خود یک سیستم تهویه دارد که هوای سالم را به داخل هدایت و هوای کثیف را خارج میکند. یکی از دلایلی که باعث شده علاوه بر ۲۰ نفر اول، ۲۹ نفر دیگر در بلوک B و در جایی دیگر بدون اینکه انفجار اولیه به آنها بخورد، فوت کرده و برخی همکارانشان نیز به کما بروند، این بوده که تهویه برعکس سنسورها سیستم خطرناک مرکزی داشته و هیچ تهویهای مستقل از بلوک دیگر نبوده است. به این ترتیب اگر نشت گاز بهطور گسترده در یک بلوک انجام شود، پس از نیم ساعت تا ۴۵ دقیقه گاز به بلوک دیگر سرایت میکرد که این اتفاق در معدنجو پس از نشت گاز رخ داده است.
در عمل اگر از بلوک C گازی در اثرعدم پیوستگی سیستم تهویه و مجزا بودن تهویه هر بلوک به بلوک دیگر منتقل نمیشد، امروز سی کارگر سالم دیگر داشتیم و شاهد پرتلفاتترین حادثه معدنی تاریخ ایران نبودیم!
یکی از کارگران شرکت که با یکی از جانباختگان قوم و خویش است، میگوید: مگر چقدر دور زدن تحریم و رسیدن به یک دستگاه سنسور و حسگر گاز دشوار و پرهزینه بود؟ مگر این تحریم برای هزینههای زندگی روزمره و مخارج ما وجود ندارد؟ چرا تحریم فقط برای کارگر و مردم عادی وجود داشته باشد و کارفرما به خاطر تحریم از هر تعهدی شانه خالی کند؟
رحیمیان (دبیر اجرایی خانه کارگر منطقه) فقدان تشکلیابی را یکی از دلایل مشکلات فنی و مهندسی و حوزه معدنی در طبس میداند و میگوید: در طبس بالای ۲۰ معدن مختلف و حدود ۱۰ معدن زغالسنگ وجود دارد و جمعاً دارای ۱۶۰۰ کارگاه هستیم که شهرک صنعتی و کارخانه تصفیه زغال و کارخانه کک بزرگ ما فقط بخشی از آن است. اما تنها ۱۱ کارگاه که چندتای آن دولتی یا متعلق به شستا هستند، دارای شورای اسلامی کار و تشکل هستند. شرکتهای دارای پیمانکار هم زیر بار تشکیل شورای کار نمیروند!
فعالان کارگری معتقدند اگر کارگرانی در قالب تشکل پیگیر موضوع ایمنی بودند، مشکل به چنین نقطهای از اوج خود در حادثه طبس نمیرسید و امکان بیشتری برای حفظ ایمنی وجود داشت.
کارفرما چه میگوید؟
در این میان بسیار تلاش میکنیم تا مسئولان شرکت نیز سخن بگویند و از خود دفاع کنند. با زحمت به غفاری (مدیر مالی اداری شرکت معدنجو) دسترسی پیدا میکنیم. از وی میخواهیم از مشکلات شرکت گفته و از خود و مجموعه دفاع کند. اما او میگوید فعلاً قصدی برای این کار ندارد چون سطح هجمهها بالاست و صدای شرکت شنیده نمیشود. سرانجام در یکی از مراسمهای یادبود که شرکت خود در یک حسینیه برگزار کرده، محمد مجتهدزاده (مدیرعامل شرکت پیمانکار زغالسنگ معدنجوی طبس) را پیدا میکنیم. او به تازگی از کانادا برگشته است.
شرکت مدعی است که ۲۵ درصد هزینههای شرکت صرف امور پرسنلی از حقوق و مزد تا رفاهیات و ایمنی میشود اما فعالان کارگری منطقه با نشان دادن محاسبات، بر سهم ۷ تا نهایت ۱۲ درصدی مزد و هزینههای فردی و ایمنی از کل هزینه و درآمد شرکت تاکید میکنند و بر تحقق سود ۵۰ درصدی مالکان کار باوجود همه مشکلات این شرکت با ذوب آهن و شرکتهای طرف قرارداد معدنجو تاکید میکنند. مجتهدزاده (مدیرعامل) اما به ایلنا میگوید: ما قرارداد مستقیم با شرکت ذوب آهن اصفهان که از محصولات ما استفاده میکند، نداریم. ما تولیدکننده زغالسنگ خام هستیم. کارخانجات زغالشویی طرف حساب ذوب آهن هستند و معمولاً آنها هستند که به دلیل عدم پرداخت بدهی ذوب آهن به خود، با میانجی نسبت به ما بدهکار میشوند.
وی افزود: تا الان درباره شرکت معدنجو کارخانجات زغالشویی البته تا حد خوبی به وظایف خود عمل کردند. در این خصوص نیز بنده گلهمندی خاصی ندارم! باتوجه به شناختی که از وضعیت نقدینگی ذوب آهن دارم و میدانم آنها با چه شرایطی کارخانجات زغالشویی را پشتیبانی میکنند، لذا گلهای ندارم. هرکدام از شرکتهای مشتری ما به محض کسب نقدینگی و پول از ذوب آهن فوراً به ما دادند. ما ۱۷۰۰ نفر را بدون یک روز عقبافتادگی حقوق مزد میدهیم در این شرایط نیازمند به تصفیه به موقع هستیم و تا امروز به هر ترتیب شرایط ما طوری بوده که توانستیم از پس حقوق بربیاییم.
مدیرعامل شرکت درباره موضوع حادثه و ایمنی شرکت با پافشاری بر موضع اولیه وزیر کار گفت: ما با یک انفجار لحظهای غیرقابل پیشبینی مواجه بودیم. هر نفر ایمنی ما دارای دستگاه انفرادی سنسور بوده است. تجهیزات ایمنی وجود داشته است. فاجعه از انفجار ناگهانی گاز فوران شده شروع شده است. البته جزئیات حادثه را هیات کارشناسی مربوطه منتشر خواهد کرد، اما تحقیقات اولیه ما گویای آن است که حادثه غیرقابل اجتناب بوده است.
مجتهدزاده در پاسخ به سوالی پیرامون تدبیر مجموعه برای جلوگیری از حوادث این چنینی گفت: انفجار گاز اساساً موضوع غیرقابل پیشبینی است و بنابر این امکان حرکت خاصی در آن لحظه توسط مسئولان وجود نداشته است. باید منتظر نظرات هیات تحقیق باشیم. ما به ازای هر کارگر یک دستگاه خودنجات داشتیم.
وی با تکذیب ادعای مطرح شده توسط برخی خانوادههای کارگران متوفی درباره اینکه افراد اجبار شدند تا در معدن بمانند و در غیراین صورت میباید تسویه حساب میکردند، پاسخ داد: من در آن لحظه در معدن نبودم و نمیتوانم چنین چیزی را بپذیرم. اصلاً گاز متان بویی ندارد که کارگری بدون ابزار وارد شود و پس از گازسنجی با احساس خطر به کار ادامه دهد.
علی مقدسی زاده (رئیس هیات مدیره کانون شوراهای اسلامی کار خراسان جنوبی) نیز در واکنش به این اظهارات، میگوید: هیچ سنسوری روشن نبوده و ما نیازمند دستگاه سنسور مرکزی در آنجا بودیم.
وی تاکید میکند که خطای انسانی سنسور و امکان خاموش کردن سنسور به دستور مسئولان شرکت در آن حالت وجود نداشت.
با این وجود فعالان کارگری دیگری در منطقه که نمیخواهند نامشان افشا شود، اظهار میکنند: در زمان بروز انفجار اولیه در بلوک C، شرکت متوجه حادثه شده اما هم چیزی به نام بیسیم برای انتقال اطلاعات به دیگر بلوکها وجود نداشته و از طرفی چهل دقیقه قبل از سرایت و نشت گاز به بلوک B، مسئولان با علم به اینکه در یک بلوک فاجعه رخ داده، باقی بلوکها را تخلیه نکردند! در آن چهل دقیقه بسیاری از افراد فرصت طلایی برای نجات خود را داشتند اما موفق به این کار نشدند.
شاید به همین دلیل است که به اذعان دبیر اجرایی خانه کارگر این منطقه، طی سه سال اخیر تنها ۵ حادثه منجر به فوت در معادن مرتبط و همین شرکت معدنجو رخ داده، اما به دلیل عدم اهمیت جان کارگران اتفاقی نیفتاده است.
کارگران خلع ید میخواهند…
بسیاری بر این باور هستند که اساساً واگذاری این معدن در دهه هفتاد به شرکت پیمانکار اشتباه بوده است. در همان دهه وقتی معدن و امتیاز بهرهبرداری از آن با اجازه دولت به شرکت پیمانکار خصوصی واگذار میشد، مخالفتهایی در مجموعه پروده با آن وجود داشته است. برخی پرسنل قدیمی بر این باور بودند که بهتر است این معادن به تعاونیهای کارگری سپرده شود؛ مطالبهای که امروز نیز برخی کارگران که از خانوادههای متوفیان حادثه هستند، همچنان آن را بیان میکنند.
علی کاویانی فر (رئیس کانون بازنشستگان تامین اجتماعی طبس) یکی از پیشکسوتان بازنشسته معدن که عضو کانون بازنشستگان تامین اجتماعی طبس نیز هست، در این رابطه میگوید: اصلا فرض کنید کل تجهیزات ایمنی با هزینه دور زدن تحریم و دلالی و. . این منطقه معدنی کشور ۱۰۰ میلیارد تومان شود! شما ۱۰ شرکت معدنی خصوصی و خصولتی و دولتی هستید! آیا نفری ۱۰ میلیارد تومان که هزینه خرید یک طبقه آپارتمان در تهران هم نیست پول ندارید که هزینه ایمنی این معادن عظیم کنید و شبکه یکپارچه اطلاعرسانی و هشدار و سنجش داشته باشید تا با مدرنترین ابزار دنیا کار کنید؟
وی میگوید: این مسئله درحالی است که شاید همین شرکت معدنجو مجبور شود برای هرخانوار متوفی حادثه دیده بیش از یک میلیارد تومان هزینه کند! و این اتفاق در حالی رخ داده که عملاً هزینه شرکت بابت تعطیلی طولانی مدت کار بیش از این موارد است.
کاویانی فر تصریح میکند: معدن معدنجو برخلاف زمستان یورت و طزره معدنی طبقاتی نیست بلکه جبهه پیشروی دارد و به صورت پلکانی افراد در بلوکها بهعنوان شغلی سینه کار جلو میروند و هرچه جلو بروند، چهارچوب و اصطلاحاً آرک میزنند که شامل چند تیرک فلزی یا چوبی (بنابر نیاز آن نقطه از پیشروی) است. امکان رعایت ایمنی در معدنجو آسانتر از دیگر معادن حادثه دیده زغالسنگ کشور است.
این فعال کارگری ادامه میدهد: بسیاری از دستگاههای برقی «پیکور» که با سوییچ برقی روشن و با فشار هوا کار میکند و باعث جابهجایی نفربرها و واگنهای زغالسنگ استخراجی میشود، دچار اتصالی میشوند. ما تاکنون چندین کشته به خاطر برق گرفتگی داشتهایم. فناوری این پنلهای برقی پیکور و مدل آن متعلق به دوران اتحاد شوروی و روسی است و دستگاههای جدید آلمانی و ژاپنی که ایمنتر هستند نیز وجود ندارند. بسیاری از این دستگاهها جرقهای میزنند که موجب انفجار میشود. در حادثه معدن زغالسنگ معدنجو نیز حدس اولیه این است که انفجار گاز متان در اثر ضربه یا روشن کردن پیکور و اتصال جریان برق و انفجار تابلو برق قدیمی آن بوده باشد. چرا کارفرما نباید این ابزارها را عوض کند؟
در این میان اظهارنظرهای مختلف ارایه شده، اظهارات یکی از خانوادههای متوفی که اکثر اعضای آن کارگر هستند، از همه عجیبتر است. یکی از برادران این کارگر کشته شده که به همراه دیگر برادران خود کارگر معدنجو هستند، میگوید: روز حادثه و پس از آن تلفن همراه و اینترنت کل منطقه قطع شده است. به خاطر اختلالات در روز حادثه نیز تلفن داخلی خود معدن و موبایلها قطع بوده است. یعنی ما حتی راه ارتباطی نداشتیم تا نصف بیشتر کسانی که فوت شدند را نسبت به خطر آگاه کنیم.
یکی دیگر از اقوام همین کارگر متوفی که مسئول سوپر وایزر و کارشناس فنی است، میگوید: هیچ کارگری در این مجموعه کارگر تخصصی نیست. شما ممکن است در هفته چند وظیفه عوض کنید. از حوزه سینه کار تا استخراج تا حوزه موتوری و. . همه و همه را به شما محول میکنند. بدون اینکه حتی یکساعت آموزش داده باشند.
وی در حوزه ایمنی گفت: جمع کثیری از کارگران با حدود ۱۰ سال سابقه و پایینتر در اینجا حضور دارند. آنها حتی یکبار هم آموزش وسایل ایمنی را به عمر خود ندیدهاند، حتی نمیتوانند به درستی از وسیله کمری خودنجات استفاده کنند. ابزار نجات ما آنقدر قدیمی و ناایمن است که بسیاری از کارگران حین کار از آن استفاده نمیکنند.
برادر کارگر متوفایی که خود در بخش پیشروی و استخراج کار میکند، درباره وسایل انفرادی ایمنی میگوید: وضعیت چکمههای ما که بهصورت پاره گاهی در آب زیر زمینی قرار دارد را در تصاویر دیدید. وضعیت کلاه و چراغ روی کلاه ما نیز همین است. به خاطر نبود نور و همچنین نداشتن شبرنگ روی لباس و قطع بودن چراغ روی کلاه چندسال پیش در اثر برخورد با نفربر معدن، یکی از کارگران به دردناکترین شکل ممکن کشته شد. ما حتی برای تعویض فیلتر ماسک نیز مشکل داریم. فیلتر ماسک باید دو روز یکبار عوض شود ولی همکار ما آن را دو هفته یک بار عوض میکند. گاهی برای مقابله با خطر مسمومیت ناشی از زغالسنگ ماسک پارچهای میدهند که خودمان هر روز آن را میشوییم اما سیاهی آن نمیرود. در بیمارستانهای اطراف طبس که امکانات دارند، میتوانید انبوه افراد بازنشسته سرطانی را ببینید که روزی کارگر زغالسنگ بودند.
یکی دیگر از اقوام این کارگر متوفی تاکید میکند: حادثه ده شب رخ میدهد اما همه کارگران از ساعت ۷ شب متوجه نشت گاز شدند. برخی برای اینکه حرف کارگران را ضایع کنند و به سخره بگیرند، میگویند گاز متان بیبوست. درست است که بسیاری از کارگران هیچ آموزشی درباره گازها و خطرات نمیبینند و این باید اتفاقا بیشتر کارفرما را زیر سوال ببرد، اما ما آنقدر میدانستیم که این گاز بیبوی متان باعث سردرد و تهوع میشود و آثار گاز را بر جسم افرادی که بیشتر در محیط بودند، دیدهایم. لذا وقتی میگفتیم که احساس وجود گاز میکنیم، به آن معنا نبوده که متوجه متصاعد شدن بوی خاصی بودیم بلکه گاز را حس کردیم.
وی تصریح میکند: متوسط استاندارد گاز پراکنده شده متان در محیط کارگاه باید با شاخص ۰.۵ یا نهایت ۱ باشد اما در کارگاه ما ۵ بوده است. ضمن اینکه مونواکسید کربن که در اثر انفجار یا نشت متان گسترش مییابد، باید نهایتاً ۳۵ PPM باشد اما در محیط طبق اندازهگیری مسئولان فنی ۱۵۰۰ PPM بوده است. پس چطور انتظار دارید کارگران و نفر ایمنی که خودش هم کشته شده این موضوع را نداند؟ در این زمینه و در زمینه قصور مسئولان شرکت پنهانکاری رخ میدهد، اما ما از خون عزیزان خود نمیگذریم و این موضوع را تا پایان در کنار تشکلهایی که به ما کمک میکنند، پیگیری حقوقی و قانونی میکنیم.
برادر یکی از کارگر کشته شده در معدن که شناختی روی نفرات ایمنی دارد، میگوید: ما میدانیم که مهندس HSE باید خود دوره دیده باشد. اما ما نفراتی که میدانستیم نه تحصیلات دارند و نه دوره دیدند برمبنای تصادف بهعنوان کارشناس HSE معرفی شدند و هیچ آموزشی از این بابت ندیدهاند و تنها یک جعبه ابزار و یک سنسور دستی انفرادی داشتند که گاهی آن را فقط با دستور از مدیران روشن میکردند. ما در معدنجو حتی سرپرست پروژه نداشتیم تا این امور را هماهنگ کند!
وی که خود سه سال است کارگر معدن است، میگوید: در معدنجو به سختی برای امور فردی مرخصی میدهند. هر کارگری در هر شیفتی که کار را تا جایی که آنها خواستهاند، پیش نبرد، شیفت او را خط زده و از حقوقش کسر میکنند. به خاطر همین برخی به شکل کنتراتی و با فشار بالاتر کار میکنند که این باعث خستگی و فشار جسمی و روانی زیاد میشود. بسیاری از کارگران در خوابگاههای غیربهداشتی و غیر استاندارد شرکت به خاطر همین وضعیت دچار مشکل اعتیاد میشوند. در این صورت از کارگر دچار اعتیاد چه انتظاری دارید؟ کارفرما مثل انبوه دیگر پیمانکاران این کشور، برای خود برجسازی میکند و اینجا ما از یک ماسک و چکمه و سنسور استاندارد برای حفظ جان خود محروم هستیم!
-

افشای ابعاد تازه از انفجار معدن طبس از زبان کارگران / یک کارگر: تهدیدمان کردند که باید داخل معدن برویم وگرنه اخراج!
به گزارش اقتصادران، صبح روز حادثه، ۳۱ شهریورماه، میزان گاز بالا بوده و سرپرست شیفت اول به کارگران گفته پایین نروید، ولی پیمانکار گفته که باید بروید؛ چون با شرکتها قرارداد دارند که در عرض یکماه باید چند تن زغال تحویل دهند. چند ماه پیش کارگران معدنجو به وضعیت حقوقها اعتراض کرده بودند، ولی نتیجهای نداشته است. خودنجات احمدمختاری عمل نکرده بود؛ چون قدیمی بود. شیفت استراحتش بود و مهندس بعد از انفجار، او را سرکار فرستاده بود؛ ساعت ۹:۱۵ انفجار شد، ساعت ۱۰ او رفت داخل بلوک «سی» و بعد دچار گازگرفتگی شد. چکمههای ایمنی یک قسمت آهنی دارد و برای نیروها سنگین است و اذیت میشوند، ولی باز هم چکمه کهنه به آنها تحویل میدهند. داخل تونلها پر از آب است و آب چکمهها را فرسوده میکند؛ همان چکمههای کشاورزی: «قراردادمان سهماهه است، ولی چکمهها هر یکسال عوض میشوند.»
بخش ایمنی گفته بود که حجم گاز زیاد است و کار باید متوقف شود، اما پیمانکار آن را نپذیرفته بود. یک ساعت مانده به غروب آفتاب، صدای عزا از آرامستان «دیهشک» طبس میآید. جمعیت برای سرسلامتی به خانواده احمد مختاری آمده؛ یکی از ۵۱ مرد معدنچی که دو روز قبل پس از انفجار بلوک «سی» معدن معدنجوی طبس به داخل کارگاه رفت، نفسش برید و دیگر برنگشت. انفجار در بلوک «سی» معدن معدنجوی طبس شب یکم مهرماه اتفاق افتاد و جان ۵۱ کارگر را در دو بلوک «بی» و «سی» گرفت. آخرین پیکرها چهارم مهرماه بیرون کشیده شدند و از ۱۶ مصدوم هم دو نفر جانشان را از دست دادند.
به گزارش هممیهن، پنج ساعت پیش از اینکه خانواده مختاری از یک نفر پشت گوشی بشنوند که به آنها فوت احمد را تسلیت میگوید، او از آسایشگاه آخرین تماس را با همسرش گرفته بود. احمد مختاری و امیرعلی خسروی – نیروهای ایمنی معدن- هر دو در شیفت استراحت بودند، اما «مهندس» بعد از انفجار به آنها میگوید که سری به بلوک «سی» بزنند؛ چک کردن ایمنی کارگاه برای آخرینبار. خانواده و کارگران میگویند، «خودنجات» احمد مختاری بهدلیل کهنه بودن عمل نکرد.
خبر انفجار حدود ساعت ۱۰ شب به خانواده میرسد؛ تماس با او نتیجهای ندارد. آخرین تماس ساعت یک نیمهشب پاسخ داده میشود: «تسلیت میگوییم، فوت کرد.» ساعت نزدیک چهار صبح جنازه به سردخانه رسید و بعد خبری از مسئولان معدن نشد. حسین، برادر احمد، کنار مزار ایستاده. پیکر برادر روز قبل تشییع شد و حالا اعضای خانواده برای دیدار دوباره با احمد آمدهاند.
قولی به شما دادند؟
«هرچه بوده در حد همانی است که در تلویزیون گفتهاند. کسی نیامد قولی بدهد. شما پیگیری کنید و بگویید معدن، ایمنی درستی ندارد. دستگاه خودنجات برای ۱۰ سال پیش بود، وقتی احمد خواست از این دستگاه استفاده کند، عمل نکرد، خراب بود.»زن دیگری از خانواده او میگوید قول آنها چه فایدهای دارد: «همه اینها قتل عمد است. جوانشان برمیگردد؟ اگر میدانستند انفجار شده، چرا بدون تجهیزات آنها را فرستادند داخل؟» احمد ۴۸ ساله، شش سال پیش با لیسانس حسابداری در معدن استخدام شد. دو فرزند ۱۴ ساله و هفت ساله دارد و هفتم مهرماه امسال روز اول مدرسه دختر کوچکش بود.
معدن، اورژانس و پزشک دارد؟
مردی کنار برادر احمد ایستاده: «امکانات ندارند. در حد یک آمبولانس، بهیار و دستگاه شوک. خود معدن مرکزی پزشک دارد.»
مرد دیگری میگوید آن روز صبح – صبح روز حادثه، ۳۱ شهریورماه- میزان گاز بالا بوده و سرپرست شیفت اول به کارگران گفته پایین نروید، ولی پیمانکار گفته که باید بروید؛ چون با شرکتها قرارداد دارند که در عرض یکماه باید چند تن زغال تحویل دهند، ولی به چه قیمتی؟
از وضعیت بلوکها خبر داشتند
کارگران میگویند هفته قبل از حادثه- سهشنبه یا چهارشنبه- بخشی از یکی از کارگاهها نزدیک ۲۰ متر پایین ریخته بود و چند نفر مصدوم شدند، در حد چند زخم کوچک. بخش ایمنی گفته بود که حجم گاز زیاد است و کار باید متوقف شود، اما پیمانکار آن را نپذیرفته بود. بخش ایمنی میتواند کارگاه را تعطیل کند، ولی همهچیز دست مسئول بلوکهاست. همه نیروها از تجهیزات فرسوده میگویند؛ خودنجاتها و چکمههای خراب که هر ششماه باید تعویض شود، ولی بیشتر از آن طول میکشد و خود کارگران باید درخواست دهند که تجهیزات ایمنیشان تعویض شود.همه استخدامهای معدن پیمانی است و هر بخش دست یک پیمانکار است. به کارگر مجرد کمتر از ۱۳ میلیون تومان پرداخت میشود و آخرین قراردادی که کارگران امضاء کردهاند سهماهه است. کارگری که با ۲۸ شیفت قرارداد ۱۵ میلیون تومانی امضاء میکند، بین ۱۲ تا ۱۳ میلیون دریافتی دارد. قبل از قراردادهای جدید، همه قراردادها ششماهه بسته میشد. حقوقها کمتر از رقم قرارداد واریز میشود و فقط دو ماه است که به کارگران فیش حقوقی داده میشود؛ قبل از آن نمیدانستند که چرا حقوقهایشان کمتر است. ششماه اول سال نزدیک ۳۱ شیفت دارند، ولی پایه حقوق با ۲۸ شیفت بسته میشود. در معدنهای دیگر حقوق شیفتهای اضافه دوبرابر اضافه میشود، اما دستمزد شیفت اضافه در این معدن کمتر از شیفت اصلی است؛ قراردادها روزی ۳۰۰ هزارتومان است و بابت شیفت اضافه ۱۵۰ هزارتومان پرداخت میشود.
«کارگران معدن تا ۲۰ سال باید بازنشسته شوند، ولی بازنشسته تا ۲۳ سال هم داریم. قبلاً اگر یکسال کار میکردیم، ممکن بود یکسال کار کرده باشیم، ولی سهماه بیمه رد میکردند، اما الان نیروهای زیادی هستند که هنوز بهدلیل وضعیت همین بیمهها ماندهاند.»؛ این را یکی از کارگران جوان معدن میگوید.
زغالسنگ تولیدی معدنجو را کارخانه ککسازی طبس میفرستند و بعد آن به تهران میرود. به غیر از معدنجو که متعلق به بخش خصوصی است، باقی معدنهای مجتمع صنایع زغالسنگ طبس متعلق به ذوبآهن است. آمار زغال هر شیفت ۲۳۰۰ واگن است، هر سرویس ۲۵ واگن است، زغالها روی نوار خالی میشود و هر واگن حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ کیلو زغال دارد. معدن چهار شیفت ششساعته دارد که از هفت صبح شروع میشود و هر شیفت حدود ۲۳۰۰ واگن آمار زغال دارد. چند ماه پیش کارگران معدنجو به وضعیت حقوقها اعتراض کرده بودند، ولی نتیجهای نداشته است.
کارگاه از هفته پیش گاز داشت
روایت عمل نکردن خودنجات احمد مختاری را کارگر دیگری هم تایید میکند. برای تسلیت آمده، میگوید که نامم را ننویسید، برایم دردسر میشود. هیچ کارگری نمیخواهد نامش نوشته شود.آقای «الف» تعریف میکند روز پنجشنبه هفته گذشته کارگاه تعطیل میشود، ولی کارگران را مجبور میکنند که به کار ادامه دهند. کارگرانی که میرفتند پایین، میگفتند گاز وجود دارد، ولی آنها را از سراجبار سرکار میفرستند: «برمیگردند، چون میخواهند زندگی را بچرخانند. باز هم یک شیفت دیگر کارگران کارگاه را میخوابانند، ولی روز بعد آنها را دوباره به سر کار برمیگردانند. روز جمعه هم هنوز کارگاه گاز داشته است. من به بچهها گفتم، یک فاجعهای پیش میآید.»
وقتی وارد کارگاه میشوید، گاز چشمها را میسوزاند؛ مثل وقتی با دستگاه جوشکاری کار میکنی و از چشمهایت آب میآید: «خود کارگران گفته بودند که سرکار نمیرویم. تهدید میکردند که اگر سرکار نمیآیید، وسایلتان را جمع کنید و بروید.»
او و کارگران دیگری که همان روز به آرامستان دیهشک آمده بودند، از دوره «حاجی حسنی» و «شوشی» میگویند؛ زمانی که ایمنی دست مردی بود که کارش را بلد بود، اما وقتی آنها رفتند، همهچیز تغییر کرد. آقای «الف» میگوید، قبلاً مهندس و پیمانکار میآمدند و خودشان هم در کار حضور داشتند، ولی الان نه پیمانکار میآید و نه مهندس. فقط یک کارگر معمولی را میفرستند جلو: «خودنجات احمدمختاری عمل نکرده بود؛ چون قدیمی بود. شیفت استراحتش بود و مهندس بعد از انفجار، او را سرکار فرستاده بود؛ ساعت ۹:۱۵ انفجار شد، ساعت ۱۰ او رفت داخل بلوک «سی» و بعد دچار گازگرفتگی شد.»
نیروهای ایمنی در دو شیفت ششساعته کار میکنند و روال این است که بعد از حادثه، اول مسئول ایمنی شرایط را بررسی کند: «خسروی و مختاری هردو شیفت استراحت بودند و هردو بعد از انفجار وارد کارگاه شدند.» بلوک «سی» به بلوکهای دیگر راه دارد و موج انفجار گاز را به افقهای دیگر برده است؛ افقهایی که هرکدام به یکدیگر راه دارند.
وضعیت تجهیزات ایمنی چطور است؟
من کفش ایمنی دارم، ولی چکمههای کشاورزی برای نیروهای استخراجی است. چکمههای ایمنی یک قسمت آهنی دارد و برای نیروها سنگین است و اذیت میشوند. ولی باز هم چکمه کهنه به آنها تحویل میدهند.داخل تونلها پر از آب است و آب، چکمهها را فرسوده میکند؛ همان چکمههای کشاورزی: «قراردادمان سهماهه است، ولی چکمهها هر یکسال عوض میشوند.»
نام ما را ننویسید
دعای پایان مراسم تسلیت احمد مختاری است و جمعیت در حال پراکندهشدن. معدنچیان طبس، از همه معدنها آمدهاند و کنار هم ایستادهاند. تا غروب روز سوم حادثه زمان کمی مانده. یکی از اعضای خانواده احمد مختاری میگوید، همه این کارگران آنقدر شرایط سختی دارند که نگرانند حرف بزنند. اینها که سرکارند جرأت نمیکنند حرف بزنند، آن وقت کسی که سرکار است، میتواند بگوید که داخل کارگاه نمیروم؟یکنفر که شروع به حرف زدن میکند، باقی معدنچیان هم کمکم میآیند. آقای «ق» بهعنوان پیمانکار از سال ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۱ در معدنجو کار میکرد، با ۱۱ سال و سهماه بیمه خویشفرما و حقوق کارگری. خودش میگوید، پیمانکار صوری بودم، سودش میرفت توی جیب سرمایهگذار و مدیرعامل، کارگر آنجا جان میکند.
«آخرین حقوق من که بازنشسته بودم ۱۴ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان بود. بهعنوان استادکار شنبه میآمدم، چهارشنبه برمیگشتم. زمانی که حاجی بود، حساس بود، روی گاز حساسیت شدیدی داشت. مثلاً وقتی میخواستند برشکاری انجام دهند، اول ایمنی میآمد و تهویهها را درست میکرد بعد آب میآوردند که آتشسوزی نشود. با ایمنی درست کار میکردند.» هرچه عمق معدن بیشتر شود، گاز هم بیشتر میشود.
سالها قبل یکبار در افق شش آتشسوزی شد، گاز در سطح تونل جمع شده بود، واگن گیر کرد به کابل فشار قوی و جرقهای زد و بعد دود همه جا را گرفت. کارگران فرار کردند، هرچه آب ریختند آتش خاموش نمیشد: «الان بیشتر از هزارمتر رفتهاند پایین. سه تا بلوک دارند. بلوک «بی» سال ۷۵ راه افتاد، بعد از چندسال بلوک «آ» و سهسال پیش هم بلوک «سی» کارش را شروع کرد. اگر کارگاهها با هم ارتباط نداشتند، با انفجاری که در بلوک «سی» اتفاق افتاد ۲۰ نفر کشته میشدند؛ نه ۵۰ نفر. سه کیلومتر با هم فاصله دارند که موج انفجار آنها را میگیرد. مسئول ایمنی که سلیمان سلاجقه بود، خیلی حساس بود. الان مسئول نمیآید. عمر مفید خودنجات هم ۴۵ دقیقه است، ولی خودنجات احمد مختاری آنقدر قدیمی بود که پنجدقیقه هم کار نکرد.»
معدنچیان میگویند احمد مختاری ۴۰ دقیقه داخل کارگاه بوده است؛ ساعت ۱۰ وارد بلوک «سی» شد و ساعت ۱۱:۱۵ جنازهاش را بیرون آوردهاند. «باید برای کارگر رسپراتور ببندند، نه اینکه یک خودنجات یک کیلویی ببندند که دودقیقه هم کار نکند. انتهای خودنجاتها پوسیده بود، یکسری فقط قاب این خودنجاتها را عوض کردند. گران است که نمیخرند. برای کارگر هیچ ارزشی قائل نیستند. بعد از بازنشستگی هم ریهها و اعصابها خراب، چیزی برای آدم نمیماند.» آقای «ق» بعد از انفجار و انتقال اجساد برای شناسایی یکی از کارگران فردوس، به غسالخانه میرود؛ ۲۹ جنازه روی هم، روی جنازهها یخ: «سردخانه طبس فقط ۱۱ کشو دارد.»
استخدام با یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان
نیروهای تازهکار برای استخدام در معدن یک میلیون و ۵۰۰ هزارتومان هزینه آزمایش و طب کار میپردازند و بعد با حقوق ۵۰۰/۱۱ تا ۱۲ میلیون تومان استخدام میشوند: «این را بگو که کارگری که امروز استخدام میشود با کسی که ۱۵ سال پیش استخدام شده، به یک اندازه حقوق میگیرد. درد اینجاست.» نیروی کار معدنجو با ۲۳ سال سابقه، ۱۸ میلیون تومان حقوق میگیرد.کنار باقی کارگرها، معدنچیان معدن دیگری ایستادهاند: «حرف که میزنیم، میگویند اخراج.» یک نفر از آنها میگوید، صبح همان روز با کارفرما به اختلاف خورده و به او گفتهاند اگر نمیخواهی، میتوانی بروی، نامه اخراجت را مینویسیم.
«مسئول معدنجو کجاست؟ سهروز است یک پیام تسلیت به کارگر نداده.»
«به تمام دنیا بگویید، این چه وضعیتی است. ما که دم از حمایت کارگر میزنیم، این آقا ۱۰ سال است دیسک کمر دارد. در معدن این اتفاق برایش افتاده است. یکنفر دیگر قطع نخاع شده است، اصلاً نمیگویند چه کردهای؟ بگویید خصوصیسازی در ایران جواب نمیدهد. در آن کشوری جواب میدهد که خود مدیرعامل قبل از کارگر برود داخل.» این را مردی میگوید که در معدن زغالسنگ دیگری کار میکند.
میان جمع ایستاده و بازنشسته ذوبآهن است. زمانی را بهیاد میآورد که برای گازسنجی، کارگران با خودشان کبوتری داخل تونل میبردند. اگر حال کبوتر بد میشد، یعنی گاز وجود داشت: «از همین آقایان مدیران معدنجو بپرسید، گازسنج شما کجاست؟ الان ۵۰۰ نفر آدم را آوردند، ولی هیچ ارزشی برایشان قائل نیستند. آنجا باید هشدار گازسنج داشته باشد. اگر داشتند که این اتفاق نمیافتاد. دستگاه تهویهشان کجاست؟ کارگر امنیت کاری و شغلی ندارد. همین آقایی که اینجا کشته شده، به نامردی کشته شده.»
کارگرانی که دور او ایستادهاند، همه یک روایت مشترک از کار در معدن دارند: «موقعی که کارفرماها پول ندارند، کارگر را تعلیق میکنند. بعد وقتی نفعشان به خطر میافتد و موقع فروش زغال است، میگویند برگردید. یکدفعه میبینی کارگر ششماه بیکار شده است.» گرد زغال چسبناک است، مثل چسب چوب، کارگر باید حتماً لبنیات بخورد: «اصلاً به آنها شیر نمیدهند. تجهیزات ایمنی درستی ندارند. یک مسئولی ندیدم که برود داخل تونل سربزند. خودشان میدانند خطرناک است.»
عزای عمومی اعلام نکردند
صدای کارگران در هم میپیچد. مرد دیگری میگوید، بعد از انفجار اول ۳۳ نفر را بدون هیچ امکاناتی فرستادند پایین، ولی حالا خودشان با تمام تجهیزاتی که از کل کشور آوردهاند، نمیروند پایین: «این همه آدم کشته شد، ولی عزای عمومی اعلام نکردند.» ۱۹ شهریورماه ۱۴۰۰، ابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری پیشین از معدن معدنجو بازدید کرد و ۲۰ روز به پیمانکار فرصت داده بود تا مشکلات کارگران را برطرف کند.۶ نفر از ۵۱ نفر
طبسیها شش نفر بودند؛ احمد مختاری، علی نادریان، اصغر فاطمی، حسن توکلی، محمدجواد قاسمی و محمدجواد بهشتیزاده. کارگران بلوک «سی»، ولی از شهرهای دیگر بودند؛ مینودشت، سبزوار و قوچان. بین کارگران معدن آشنا و خانواده زیاد است؛ مثل خانواده بهشتیزاده که دو برادر و چند نفر دیگر در معدنجو کار میکنند؛ حالا عکسی از محمدجواد ۳۳ ساله روی یک پارچه سیاه، روی در خانه چسبیده است. پیکر او صبح سوم مهرماه به خاک سپرده شد؛ وقتی که هنوز پیکر ۱۱ کارگر دیگر در بلوک «سی» بود و عملیات امداد همچنان ادامه داشت.گوشهوکنار حیاط کوچک و خانه، همه سیاهپوشاند. ساعتهای بعد از خاکسپاری است. از روز قبل تصویری از همین خانه دست بهدست چرخیده بود که در آن برادرش گفته بود: «برادرم سه روز است زیرخاک است. روز قبل کارگرها گفته بودند، آنجا گاز دارد، ولی باید به سرکار برمیگشتند.» زنی از اعضای خانوادهاش گفته بود: «تا کی باید منتظر باشیم که یک تکه از استخوان جوانمان را به ما بدهند و مادرش چشمانتظار برادرش باشد. هیچکس جواب تلفن ما را نمیدهد».
حالا دور اتاق خانه، مردان و زنان سیاهپوش نشستهاند و پدرش میگوید، انگار یک چیز سنگین در سرم است؛ نمیتوانم حرفی بزنم. کسی از این خانه دیگر نمیخواهد از انتظار طولانی برای گرفتن جنازه فرزندشان بگوید، فقط چند جمله کوتاه: «مسئولان شهرمان کوتاهی نکردند، اما تسلیتی از معدن هم نگرفتیم. یکماه دیگر شرایط بدون هیچ تغییری میماند و کارگرانش باید در همان شرایط کار کنند. هیچ فایدهای ندارد.»
محمدجواد بهشتیزاده نزدیک ۱۰ سال در این معدن کار کرده بود و از نیروهای خدماتی بلوک «سی» بود؛ شارژر باطری. نیروها هرجا لازم باشد، میروند؛ فرقی ندارد خدماتی باشند یا فنی. او هم نیروی پیمانی بود، هفته قبل افق کمکی ۱۳۵ بود و این هفته به بلوک «سی» منتقل شده بود: «هرجایی نیاز است استفاده میشوند. یک موتوری امروز در بلوک «آ» کار میکند، روز بعد در بلوک دیگر. با حقوق ۱۴-۱۳ میلیون تومان باید کار کنند، کارگرند. آنهایی هم که مسئول این کار بودند، کسی از آنها بازخواست نکرد. شرکت خصوصی است و برایشان مهم نیست، فقط میخواهند کارشان جلو برود.»
در همین خانه چند نفر دیگر هم در معدن معدنجو کار میکنند و حالا نگرانند که قراردادشان بعد از حرفهای روز گذشته، لغو شود. برای پیگیری حقوقی جان معدنچیان، هنوز خبری نیست و آنها نمیدانند از کجا باید کار را پیگیری کنند. به خانوادهها گفتهاند، کمپینی برای پیگیری موضوع زدهاند و پنج هزار امضاء جمع شده است.
چیزی به یاد نمیآوریم
از میان مصدومان حادثه که در بیمارستان امام خمینی طبس بستری شده بودند، پنج نفر بهدلیل شدت آسیب ناشی از تنفس گاز، به یزد اعزام شدند. قبل از آنها یک معدنچی دیگر هم به همین شهر اعزام شده بود که اگر مرگ مغزی او تایید شود، احتمالاً اعضایش اهدا میشود. فعلاً سهنفر در بخش داخلی بیمارستان و یکنفر هم در «آیسییو» بستریاند. گاز مونوکسیدکربن با سه تنفس، آسیب میزند و حالا معدنچیانی که ساعتها با آن درگیر بودند آسیب زیادی دیدهاند. پرستاران بخش داخلی بیمارستان میگویند، تعداد زیادی از معدنچیانی که جانشان را از دست دادهاند، برای نجات دوستانشان برگشته بودند.«مهدی راوند» ۳۲ ساله، چوبرسان و اهل سبزوار است. شغلش خارج از تونل و کارگاه است، اما وقتی انفجار رخ داد خودش را برای نجات جان دوستانش به بلوک «بی» رساند و کمک کرد چندنفر نجات پیدا کنند. او بهسختی آن روز را بهیاد میآورد و دوباره فراموش میکند. مثل امید سلطانیان، معدنچی ماهدشتی که چیزی از آن روز بهیاد نمیآورد. روی دستش تتویی دارد که نوشته است: «عشق است معدن زغالسنگ طبس.» کامپیوتر خوانده، ولی پیکور کار است و با ابزار تخریب کار میکند.
اگر برایش تعریف کنند، او هم بهیاد میآورد آن روز چه اتفاقی رخ داد. یا مثل حجت عصمتی که فقط ششماه است در این معدن کار میکند. کمک موتوری است و آن روز در بلوک «بی» مشغول بود که بوی گاز را فهمید. بعد از انفجار و گازگرفتگی، برای کمک به یکی از همکارانش رفت. چند متری او را با خود کشاند، ولی دیگر نتوانست او را جابهجا کند و همانجا از هوش رفت: «حالا او رفته و من ماندهام.»
پیکرها بیرون میآیند
پایان عملیات امدادونجات معدن معدنجوی طبس، روز چهارم مهرماه اعلام میشود. بامداد همان روز پیکرهای باقیمانده هم از بلوک «سی» بیرون کشیده میشوند؛ همان جایی که خانوادههایی از قوچان، مینودشت و شهرهای دیگر منتظر خبری از پیکر برادر، پسر و همسرشان بودند. اکبری، معاون هلالاحمر خراسان جنوبی میگوید: «۴۹ پیکر از معدن بیرون آورده شد و درمجموع ۱۶ مصدوم از بلوک «بی» منتقل شده بودند که دو نفر از آنها جانشان را از دست دادند و درنهایت تعداد جانباختگان به ۵۱ نفر رسید.»کسی منتظر نماند
صدای اذان مغرب میآید. آفتاب طبس غروب کرده و کمکم جمعیت، گورستان دیهشک را خالی میکنند. دور مزار احمد مختاری چند شمع روشن مانده است و تا چندساعت پیکر معدنچیان معدنجوی طبس هم بیرون کشیده میشود. اینبار کسی مثل خانواده آن معدنچی شازندی، منتظر پیکر پدرش نمیماند. -

مرگ کارگران معدن را عادي نكنيم / آقای میدری! انفجار معدن طبس فقط یک حادثه نبود
به گزارش اقتصادران، گازي كه در كانسارهاي زغالسنگ همراه با ساير هيدروكربورها وجود دارد، عمدتاً از متان تشكيل شده است.اين گاز چنانچه به نسبت معيني با هوا مخلوط شود، قابليت انفجار پيدا ميكند.معادني كه در آنها آزاد شدن گاز زغال از لايهها به داخل حفاريهاي معدني انجام ميشود، معادن گازدار ناميده ميشوند.در اين معادن، ذرات ريز زغالسنگ قابليت انفجار دارند و بر اثر استخراج به صورت گردوغبار در فضاي معدن پراكنده ميشوند.يكي از نكات مهمي كه در اين معادن بايد رعايت شود، انجام فرايند گاززدايي است.اين فرايند همان بيرون كشيدن گاز زغال موجود در لايههاي زغالسنگ و لايههاي اطراف با حفر گمانههاي ويژه و انتقال گاز به بيرون از معدن براي كمك به تهويه موثر معدن است.همچنين كليه معادن و كارگاههاي آن، اعم از معادن سطحي و زيرزميني، بايد قبل از شروع هر نوبت كاري از سوي مسوول ايمني يا نمايندگان او بر اساس فرمهاي چكليست ايمني بازرسي شوند.حال نكته اساسي اينجاست كه آيا فرايند گاززدايي يا اصلاً گازسنجي به منظور جلوگيري از فاجعه انجام شده است؟
انجام نشدن بهموقع فرايند گازسنجي
مطابق ماده ۳۵۸ آييننامه ايمني در معادن، دستگاههاي گازسنج و اندازهگيري مشخصات هوا بايد بهطور متناوب طبق دستورالعمل كارخانه سازنده يا دستورالعملي كه به تاييد مسوول ايمني يا مسوول فني معدن رسيده است، تحت بازديد و كنترل افراد آموزشديده قرار گيرد.همچنين ماده ۳۸۶ اين آييننامه تأكيد دارد كه مسوولان پيشروي و استخراج در همه معادن زغال سنگ بايد مجهز به دستگاه گازسنج باشند و ميزان گاز زغال را در شروع و پايان نوبت كاري اندازهگيري و به سرپرست معدن گزارش كنند.ماده ۳۸۷ نيز تصريح ميكند كه دستگاههاي استخراج مكانيزه زغال سنگ بايد مجهز به حسگرهاي تشخيص گاز زغال بهطور پيوسته باشند و در صورت افزايش گاز زغال، بيش از ۲۵/۱ درصد آن را بهطور خودكار خاموش كنند.
بر اساس ماده ۳۹۲، مسوولان اندازهگيري گاز موظفاند قبل از شروع هر نوبت كاري در محل كار حاضر شوند، كارگاهها و محلهاي مشكوك را بازديد و درصد گاز زغال را به وسيله دستگاه گازسنج اندازهگيري كنند.اينها صرفاً بخشي از موارد ذكرشده در آييننامه ايمني معادن بوده كه مربوط به عمليات گازسنجي است.حال اگر تنها برخي از اين موارد انجام ميشد و عمليات گازسنجي بهموقع صورت ميگرفت، مسوولان ميتوانستند جلوي انفجار و نشت گاز را بگيرند يا حداقل كارگران را از آن دو بلوك خارج ميكردند.تعويق فرايند گازسنجي و چرايي انجام نشدن بهموقع آن ميتواند يكي از عوامل مهم رخ دادن اين حادثه باشد.
آييننامه ايمني در معادن ارزشي ندارد!
چرايي احتراق و انفجار همچنان مشخص نيست.گاز متان اگر به نسبت معيني با هوا مخلوط شود قابليت انفجار پيدا ميكند و انجام ندادن بهموقع فرايند گازسنجي و گاززدايي و نبود تهويه، ميتواند يكي از علل بروز انفجار باشد.اما ممكن است دلايل ديگري براي احتراق وجود داشته باشد.در آييننامه ايمني معادن، چندين ماده درباره ايمني معدن و مواد منفجره نوشته شده، اما اگر نگاهي به وضعيت معادن ايران انداخته شود، تقريباً بخش بزرگي از اين آييننامه رعايت نشده و كسي به ايمني آنها رسيدگي نميكند.
از همه اينها مهمتر، موضوع رسيدگي نكردن بازرسان و سلب مسووليت دولت در قبال بررسي ايمني معادن خصوصي است.گويا مسوولان پس از خصوصيسازي اين معادن، ديگر مسووليتي را متوجه خود نميبينند و بررسي ايمني معادن و نظارت بر رعايت آييننامه، ديگر برايشان اهميتي ندارد.افزايش حوادث در معادن كشور در چندين سال گذشته، گواه اين موضوع است.
پيشتر در اين معدن، يعني روز چهارشنبه هفتم شهريورماه، خروج گاز متان از معدن زغالسنگ پروده طبس منجر به ريزش قسمتي از كارگاه شد.تصاعد گاز متان ميتوانست زنگ خطري براي وقوع بحران باشد و مسوولان با بازرسي و نظارت بر اين معدن از وقوع انفجار جلوگيري كنند.اما سلب مسووليتي كه مسوولان پس از خصوصيسازي معادن از خود نشان دادند، بسيار عميقتر از تصور است.
وعدههايي كه اجرايي نميشوند
آييننامه ايمني معادن در حد خطوطي روي كاغذ باقي مانده است.خطوطي كه شايد ميتوانست جان چندين تن از كارگران معدن طبس را نجات دهد، اما فقدان ايمني لازم، جان آنها را گرفت.مسوولان به جاي تسليت گفتن به خانوادههاي جان باختگان، بايد در قبال چرايي رعايت نشدن نكات ايمني پاسخگو باشند و فكري به حال وضعيت ايمني معادن كشور كنند.اين در حالي است كه وقتي سال گذشته اتفاقي مشابه در معدن طزره استان سمنان رخ داده و باعث مرگ ۶ كارگر شد بسياري از مسوولان حوزه ايمني كشور در وزارت كار و وزارت صمت قول پيگيري و پيشگيري از اين حوادث داده بودند.اما مرگ بيش از ۵۰ نفر از كارگران اين معدن در طبس، نشان داد اتفاق خاصي از نظر فني رخ نداده است.شيوه كار سنتي معدن طبس از ۲۷ سال قبل تغيير نكرده است
از سوي ديگر محمد نصيري (نماينده مردم طبس و دبير كميسيون حمايت از جهش توليد) در اظهارنظري پيرامون حادثه گفت: معادن زغال سنگ طبس و مساله گاز متان در منطقه تهديدي است كه ميتواند تبديل به فرصت شود.ما معادن زغالسنگ زيادي داريم كه استخراج آنها به صورت مكانيزه است.او افزود: در جلسه با مسوولان روي اين موضوع بحث شد كه همواره احتمال بروز حادثه در معادن زغالسنگ وجود دارد، اما ما باتوجه به ضرورت توليد بايد به هر طريق ممكن شانس وقوع حادثه را به حداقل برسانيم.امروزه در معادن مكانيزه باتوجه به ورود مانيتورينگ و رصد مكانيزه حوادث به حداقل ممكن ميرسد.
نصيري تصريح كرد: ما چارهاي جز افزايش ايمني معادن و بهبود وضعيت مانيتورينگ و سيستم هشدار دهي نداريم.دولت هم بايد موضوع زغال سنگ، ايمني و توليد آن را موضوعي «ملي» درنظر بگيرد.
نماينده مردم طبس و فردوس با اشاره به ابعاد فني موضوع معدن ذغالسنگ معدنجو گفت: اين موضوع هنوز در دست بررسي توسط كارشناسان است.اين معدن حدود ۲۷ سال بدون حادثه درحال كار بوده و بايد ابعاد فني ماجرا مشخص شود.آنچه روشن است، اين است كه اين معادن بيشتر به شيوه سنتي فعاليت ميكنند و بخشي از فعاليتها مكانيزه نبوده است.همانطور كه اشاره كردم از ۲۷ سال قبل معدن به همين شيوه كار بدون تفاوت و تغييرات خاصي فعاليت داشته است.
انفجار مجدد در معدن طبس
حالا اما جزييات جديدي از حادثه توسط فعالان كارگري مناطق گزارش شده است.ابراهيم رحيميان (دبير اجرايي خانه كارگر طبس) به ايلنا گفت: آخرين گزارشها حاكي از آن است كه نشت گاز متان، كه ناشي از عدم سنجش گاز بوده است، منجر به انفجار مجدد شده است.اين حادثه احتمالاً در سينهكار جلوي معدن رخ داده كه تركيب گاز متان و مونوكسيد كربن، بهصورت ناگهاني و در اثر يك حادثه دفعي فوراً نشت كرده سبب مسموميت و مرگ كارگران پس از مسموميت با انفجار شده است.
رحيميان ميافزايد: حادثه به نحوي نبوده فقدان بازرسي و گازسنجي را تاييد كند.اتفاقا برعكس در همان شيفت كاري مثل هميشه گازسنجي شده بوده و اولين كارگري كه به شهادت رسيده، مسوول ايمني فني همان قسمت بوده است.مساله اين است كه حادثه كاملا ناگهاني رخ داده و همه غافلگير شدند.
تمام حوادث معادن شرق بر اثر نشت گاز است
اما سعيد صدر منصوري (كارشناس ارشد حوزه ايمني صنايع و معادن) در تحليل اين موضوع بر ضرورت تعطيلي معادن زغالسنگ شرق كشور تاكيد كرده و بخش خصوصي و پيمانكاران را متهم ميكند.او به ايلنا گفت: حادثه اينطوري اتفاق افتاده است كه گاز متان بهصورت ناگهاني در محوطه سينه جلويي كار در معدن و در طبقات مياني آن نشت ناگهاني داشته و منفجر شده است.منصوري افزود: دليل همه حوادث معدني ما در شرق كشور هم همين موضوع بوده است.البته طبق معمول مسوولان نسبت به مرگ بيش از پنجاه نفر كه در هر كجاي جهان به عنوان يك فاجعه ملي از آن ياد ميشود، واكنش شديدي نشان نميدهند.اكنون وقت آن نيست كه بپرسيم چرا شيوههاي استخراج خراب بوده يا چرا بازنگري روشهاي ايمني و كار انجام نشده و چرا از نظر اقتصادي سرمايهگذاري براي واردات ابزارهاي ايمني-استخراجي به شكل بروز شده را نداشتيم.براي پاسخ به همه اين سوالات دير شده است!
صدر منصوري تاكيد كرد: پيمانكارهاي كوچك و بزرگ بخش خصوصي كه مشخص نيست داراي اهليت هستند، يكي از اصليترين معضلات ايمني صنايع معدني كشور محسوب ميشوند.خودخواهي بسياري از ايشان موجب ميشود كه در بسياري از موارد تا جايي كه بتوانند از هزينهها كم بگذارند.براي همين شما حوادث معادن دولتي را با حوادث معادن خصوصي مقايسه كنيد! وقتي كار به پيمانكاري واگذار ميشود كه كمتر از ۵ سال سابقه كار معدني دارد و اصلا كار را نميشناسد، قطعا شانس بروز حادثه بيشتر ميشود.اين مربوط به يك شركت نيست و امري كلي و همهگير به حساب ميآيد!
اين كارشناس حوزه ايمني صنايع و معادن كشور با بيان اينكه «استخراج معادن زغال سنگ هميشه با خطر انفجار گاز متان است و وجود آن طبيعي است» گفت: در واقع اين سيستم تهويه است كه بايد به شكلي هوشمند طراحي شود كه با ورود و نشت گاز به محيط فورا علاوه بر هشدار آن را مكيده و خارج كند.گاز اگر مسير معكوس برود، سرنوشت را جور ديگري رقم ميزند.
اين متخصص ايمني اضافه كرد: با تكنولوژيهاي موجود، نظارتهاي موجود و شرايط اقتصادي موجود طبق دانشي به نام «تحليل ريسك ايمني» كار نبايد ادامه يابد، اما شايد حكمران و مديري در سطح منطقهاي ملاحظات ديگري دارد كه اين ريسك را به جان خريده و ميپذيرد كه تحت هر شرايطي كار ادامه يابد.آن تحليل هم در جاي خود محترم است! بنده هم از منظر ايمني نظر كارشناسي خود را داشته و ملاحظات اقتصادي ندارم.اين تصميم با وزارت كار و حكمراني بخش معدن است كه درباره ادامه كار چه تصميمي بگيرند.حرف من اين است كه نبايد سالانه كشته شدن ۷۰ نفر در معادن عادي شود!