برچسب: کارگران افغان

  • وضعیت بازار ساخت‌وساز مسکن پس از رفتن کارگران افغان / استادکار هست، کارگر ساده نیست

    وضعیت بازار ساخت‌وساز مسکن پس از رفتن کارگران افغان / استادکار هست، کارگر ساده نیست

    به گزارش اقتصادران، روزنامه همشهری نوشت:

    امسال بازار ساخت‌وساز در پایتخت با اتفاقات بی‌سابقه‌ای روبه‌رو شد. اخراج مهاجران غیرمجاز در اوایل زمستان سال قبل بیشتر شد و از ابتدای سال۱۴۰۴ شکل جدی‌تری به‌خود گرفت. مشهور بود که کارگران افغان با دستمزد کمتر و بدون بیمه، کارهای سخت‌تری را انجام می‌دهند؛ مخصوصا آنهایی که بدون هیچ مدرکی و به‌صورت قاچاق آمده‌اند. دستمزدی که به‌دلیل آمدن سال جدید افزایش پیدا کرده بود، با خروج نیروی کار افغان بیشتر شد. اکنون مزد ساده‌ترین کار یعنی خالی‌کردن مصالح از کامیون و چیدن آن در کارگاه برای کارگر روزمزد ایرانی، از یک‌میلیون تومان در روز بیشتر شده است؛ درحالی‌که سال قبل با ۹۰۰-۸۰۰هزار تومان انجام می‌شد و کارگر افغان آن را با۷۰۰-۶۰۰هزار تومان هم انجام می‌داد.

    کارگرهای دور میدان

    میدان‌ها و چهارراه‌هایی که تا یک دهه قبل، محل تجمع کارگران ساختمانی بود، حالا خلوت و جمعیت کارگرانی که با ساک یا کیسه‌ منتظر صاحب‌کار بودند، کمتر شده‌ است. در ساعت‌های ابتدایی صبح و قبل از شدت گرفتن ترافیک روزانه، چند کارگر در شمال میدان انقلاب منتظر ایستاده‌اند. با اینکه تقریبا هیچ‌کدام خیلی جوان نیستند و مانند چاه‌کن‌ها یا گچ‌کارها، ابزاری به همراه‌شان نیست که نشان می‌دهد مهارتی ندارند. با یکی از آنها که امیر نام دارد، صحبت می‌کنیم. می‌گوید از باغستان آمده و هر روز باید کرایه راه را پرداخت کند؛ درحالی‌که نمی‌داند کار پیدا می‌شود یا نه؛ امیر یک میلیون تومان مزد روزانه می‌خواهد.

    قبلا جمعیت اصلی کارگران فصلی از شهرهای دیگر به تهران آمده بودند و با گویش‌های مختلف صحبت می‌کردند ولی حالا کارگران ادعا می‌کنند که ساکن اطراف شهر هستند. در نزدیکی میدان رسالت، دسته دیگری از کارگران روزمزد، انتظار می‌کشند. اینجا سایه‌بان و جایگاهی برای کارگران فصلی ساخته نشده است. ساعت اصلی پیدا کردن کار، نخستین اوقات صبح است و زمانی که خورشید گرم تابستان بالا بیاید دیگر شانس زیادی باقی نمی‌ماند.
    مرتضی، درشت اندام و قوی به‌نظر می‌آید. او می‌گوید که برای یک روز کار ساختمانی شامل جابه‌جا کردن مصالح ساختمانی بین طبقات، یک میلیون و ۲۰۰هزار تومان می‌گیرد. مرتضی هر روز از فشافویه به اینجا می‌آید و از صبح زود تا ظهر صبر می‌کند شاید کاری با این قیمت پیدا شود. او تأکید می‌کند که بخشی از دستمزدش صرف هزینه رفت‌وآمد و ناهار می‌شود.

    استادکار هست، کارگر ساده نیست

    افزایش دستمزدها از کارگران ساده به کارگر ماهر مانند سنگ‌کار، آرماتوربند، گچ‌کار و بقیه پیمان‌کاری‌های کوچک و بزرگ هم سرایت می‌کند. استادکارها می‌گویند که کارگران «وردست» آنها بعد از حمله رژیم صهیونیستی از تهران رفته‌اند و به همین دلیل کارگر ساده کمتر پیدا می‌شود و دستمزدها زیاد شده است. اگرچه قیمت خانه در پایتخت تغییر زیادی نکرده اما سرعت ساخت‌وساز بعد از این ۱۲روز از قبل هم کمتر شده است. در ساخت‌وساز واحدهای مسکونی شهری، کارگر سهم زیادی دارد و افزایش دستمزدها در کنار رکود فعلی، یکی از عناصر اصلی تعیین قیمت مسکن است.

    اتباع، فضای اشتغال کارگر ایرانی را اشغال کرده بودند

    سمیه گلپور، رئیس کانون‌عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران: کارفرمای ساخت‌وساز برای سودی که در هر سانتی‌متر خانه‌سازی می‌گرفت فضای اشتغال کارگر ایرانی را به کارگر اتباع غیرمجاز داده بود. به‌دلیل عدم‌نظارت یا دلایل دیگر، حضور کارگران غیرقانونی اتباع آنقدر زیاد شد که به چند میلیون نفر رسید و نتیجه آن نرخ شکنی در دستمزدها شد. سال گذشته در شهر شیراز به من گفتند که سازنده یک بنا، روزانه به کارگران ایرانی ۵۰۰هزار تومان دستمزد می‌دهد اما کارگران اتباع غیرمجاز حاضر شده‌اند که همین کار را با ۳۰۰هزار تومان انجام دهند.

    بیش از یک میلیون کارگر ساختمان در ۳۱استان کشور در قالب ۵۰۰انجمن صنفی دارای مجوز، شاهد هستند که از ۲۰سال قبل و مخصوصا از ۵سال قبل، فضای اشتغال صنعت ساختمان به‌دلیل حضور اتباع غیرمجاز از دست رفت. حتی شبکه‌ای درست شده بود که کار را به‌دست کارگر ایرانی از گچ‌کار تا آرماتوربند، ندهند. فقط بحث مزد نیست. کارفرمای انبوه‌ساز نمی‌خواهد تعهدات قانونی را انجام دهد زیرا درباره آسیب‌دیدن و فوت تبعه غیرقانونی مسئولیتی نمی‌پذیرد. اگر حداقل حقوق و بیمه رعایت شود کارگر ایرانی برای صنعت ساختمان به اندازه کافی وجود دارد. برای کشوری که ۳۵سال قبل قانون کار را تصویب کرده، شایسته نیست که کارگرانش به همین حداقل دستمزد ۱۲میلیون تومانی سال ۱۴۰۴هم نرسند. اکنون ۶۰۰هزار نفر در صف به‌دست آوردن حداقل حمایت‌های اجتماعی هستند. به‌دلیل اینکه بودجه تأمین نشده است؛ اگر هر کدام از آنها دچار حادثه‌ شوند، درمان و ازکارافتادگی ندارند و اگر فوت کنند خانواده آنها مستمری نمی‌گیرند. از ۲۰۰۰نفری که سالانه حین کار فوت می‌کنند، بیش از نیمی  از آنها کارگر ساختمانی هستند.

     

  • اخراج افغان‌ها بازار کار را مختل کرد؟

    اخراج افغان‌ها بازار کار را مختل کرد؟

    به گزارش اقتصادران، بحران نیروی کار در ایران با اخراج گسترده اتباع افغانستانی، به یکی از چالش‌های جدی اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است. دولت ایران با شدت بخشیدن به روند اخراج مهاجران افغان، به‌ویژه پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، بنابر آخرین آمار از سوی وزارت کشور، نزدیک به ۸۰۰ هزار نفر از اتباع افغان را مجبور به ترک ایران کرد؛ اقدامی که تنها تبعات انسانی فراوانی به همراه داشته، بلکه بازار کار ایران را نیز با بحران جدی مواجه کرده است.

    اخراج گسترده افغان‌ها و بحران انسانی

    در تازه‌ترین آمار که ۲۰ تیر از سوی مشاور وزیر و رییس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور اعلام شده است، از ابتدای سال جاری بیش از ۷۷۲ هزار نفر از اتباع غیرمجاز افغانستانی به کشورشان بازگشته‌اند.

    طبق گزارش یونیسف، تنها در خرداد ماه امسال بیش از ۲۵۶ هزار نفر از ایران به افغانستان بازگشتند. همچنین نهاد مهاجرتی سازمان ملل روز دوشنبه ۳۰ ژوئن (۹ تیر ۱۴۰۴) اعلام کرد که از ابتدای ماه جاری میلادی بیش از ۲۳۰ هزار افغان ایران را ترک کردند. این موج خروج در حالی رخ داده که ایران برای بازگشت «اتباع فاقد مدرک افغان» مهلت تعیین کرده و بیشتر آنها اخراج شدند.

    نقش حیاتی افغان‌ها در بازار کار ایران

    سید مالک حسینی، معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در ۲۲ تیر ماه بیان کرده: «آمارها، جمعیت فعال ایرانی را حدود ۲۱ میلیون نفر شامل ۱۷ میلیون مرد و چهار میلیون زن عنوان می‌کند. در این بین با دو تا سه میلیون نفر شاغل افغان رو‌به‌رو هستیم که حدودا دو میلیون نفرشان به صورت قانونی یا غیرقانونی فعال هستند. سهم مهاجران افغان از کل نیروی کار ایران را تقریبا ۱۰ درصد برآورد کرده‌اند ولی فقط حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر (معادل دو درصد بازار کار) مجوز کار رسمی دارند و مابقی به صورت غیررسمی فعالیت می‌کنند و حتی بیمه ندارند. برآورد‌ها همچنین نشان می‌دهد ۵۳ درصد مهاجران افغان در بخش ساخت‌وساز، ۱۹ درصد در صنعت، ۱۶ درصد حمل‌ونقل سبک، پسماند، نظافت، رستوران و خدمات شهری، ۱۱ درصد در کشاورزی و یک درصد در بخش معدن ایران اشتغال دارند.

    تعطیلی کارگاه‌ها و رکود اقتصادی

    با اخراج افغان‌ها، بسیاری از کارگاه‌ها و پروژه‌های ساختمانی در ایران با بحران نیروی کار مواجه شده‌اند. بنابر تحلیل کارشناسان، اخراج یکباره اتباع افغانستانی، شوکی به بازار کار وارد کرده است چراکه در بسیاری از بخش‌های اقتصادی ایران، از کارگاه‌های ساختمانی تا مزارع کشاورزی و خدمات شهری، نیروی کار افغان نقش غیرقابل انکار دارند. حال خروج ناگهانی این نیروی کار، بدون برنامه برای جایگزین کردن آنها، پروژه‌های عمرانی را با تأخیر مواجه کند، کارگاه‌های تولیدی را به رکود فرو می‌برد، هزینه تولید را افزایش دهد و قیمت خدمات را برای مردم بالا خواهد برد.

    از آنجایی که اغلب جمعیت افغان، در قالب غیررسمی، با دستمزد اندک و خارج از چارچوب بیمه و مالیات فعالیت می‌کردند، نیروی کار ایرانی به چنین شرایطی تن نمی‌دهد. کمااینکه بنا بر بررسی وزارت تعاون در خرداد ۱۴۰۴، تنها ۱۳ درصد از موقعیت‌های شغلی خالی ناشی از خروج افغان‌ها توسط کارجویان ایرانی پر شده‌اند.

    همان بی تدبیری که دولت سیزدهم در ورود افغان‌ها داشت، دولت چهاردهم در خروج آنها به کار برد

    حسن صادقی قائم‌مقام خانه کارگر در واکنش به اخراج اتباع و کارگران افغانستانی، به اقتصاد ۲۴ گفت: «من یکی از معدود افرادی بودم که در همان ابتدای باز گذاشتن مرز‌ها پس از سقوط دولت پیشین افغانستان به شدت به این رویه نقد داشتم. در چند سخنرانی هم به صراحت گفتم که اشرف افغان با سپاه و لشکرکشی ایران را فتح کرد ولی در مقطع فعلی بدون هیچ سپاه و تجهیزات نظامی، افغان‌ها، ایران را فتح کردند. معتقد بودم این نوع ورود بی‌برنامه افغانستانی‌ها برای کشور خطر زیادی دارد.»

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری افزود: «ما با دو پدیده مواجه هستیم؛ یکی پدیده نیرو‌های نظامی که از ارتش جمهوری افغانستان به دلیل ترس و دستگیری توسط طالبان به ایران آمدند که خطرآفرین است چراکه الان یک سرهنگ تمام، مغنی چاه شده است. طبیعی است این را نوعی ترور شخصیت تلقی می‌کند و امکان دارد تبدیل به یک ابزار شود. به همین دلیل این رویکرد را رویکرد خوش یمن ارزیابی نمی‌کردم. پدیده دوم نیز، نیروی انسانی غیرماهری است که در کشور ما ماهر می‌شود و بعد آن مهارت و بازدهی مطلوب را به ترکیه و کشور‌های اروپایی می‌برد، چراکه این کشور‌ها به دنبال کارگر ماهر هستند.»

    وی ادامه داد: «اتباع به عنوان کارگر ساده به کشور ما می‎‌آیند و سپس بنا، جوشکار و مکانیک می‌شوند و ما هم یک کارگری که با هزینه کشورمان متخصص می‌شود را تحویل کشور دیگری می‌دهیم؛ بنابراین همان مقطع گفتم که باید یک سیستم سازماندهی شکل گیرد و براساس نیاز کشور این مهاجران را دسته‌بندی و بازار کار را برمبنای آن سامان‌دهی کرد. اما کسی توجهی نکرد و از کنار آن عبور کردند. دوباره در مسیر ورودی هشدار دادم و گفتم کشور را دو دستی تحویل اتباع بیگانه ندهید. آنها برادران دینی ما هستند، اما اولویت برای ایرانیان است.»

    این فعال حوزه کارگری درخصوص پیشنهاداتی که برای سامان‌دهی اتباع به دولت پیشین داده بود، عنوان کرد: «پیشنهاد دادیم برای آنها شناسنامه کار ترتیب دهید تا قابل شناسایی باشند و کارفرما را هم ملزم کنند که براساس ارائه شناسنامه آنها را به کار گیرند. اما متاسفانه کسی گوش نکرد و تصورشان این بود که ما به دنبال تضعیف دولت سیزدهم هستیم؛ می‌گفتند که آنها برادران دینی ما هستند و در سوریه می‌جنگند و از این قبیل صحبت‌ها.»

    صادقی ادامه داد: «حال نه به آن شوری دولت سیزدهم و نه به این بی نمکی دولت کنونی! اینکه همه اتباع را به یکباره تحت عنوان خلافکار و جاسوس به بیرون از کشور هدایت و بازار کار را دچار مشکل کنید، یعنی بی‌تدبیری. همان بی‌تدبیری که دولت سیزدهم با ورود افغان‌ها انجام داد، دولت چهاردهم با خروجشان دارد انجام می‌دهد. الان وقتی کارفرما می‌گوید این کارگر دو سال برای من دارد کار می‌کند، باید شناسنامه برایشان درست شود و بعد از کارفرما ضمانت گرفته شود که اگر کارگر مذکور تخلفی انجام داد، مسئولیتش با کارفرماست. وقتی یک کارگر سه سال نزد یک نفر کارفرما کار کرده و اعتماد او را به دست آورده، الان هم با ضمانت کارفرما می‌توان برایش شناسنامه کار تهیه کرد. اگر با این روش پیش می‌رفتند، یک تعداد نیروی انسانی را به همین شکل می‌توانستند حفظ کنند تا الان صدای بسیاری از کارفرما‌ها بلند نشود.»

    دولت با اخراج بدون برنامه اتباع افغان، بازار کار را مختل کرده و نمی‌تواند به نیاز آن پاسخ دهد

    وی ضمن تاکید براینکه باید میان کارگر اتباعی که چندین سال برای یک کارفرما کار کرده با آن کارگری که تازه وارد کشور شده تمایز قائل شویم، افزود: «باید میان نیروی اتباعی که کارفرما او را تایید می‌کند و سلامتش احراز شده با اتباعی که نمی‌دانیم از کجا آمده و چند کارفرما عوض کرده، تفاوت قائل شویم. اما دولت مجموع کثیری از افرادی که در ایران سال‌ها زندگی کرده و خانواده تشکیل داده‌اند را اخراج و بازار کار را مختل کرد. الان نمی‌توانیم به نیاز بازار کار پاسخ دهیم. یک و نیم میلیون کارگر ساختمانی را اخراج کردیم، کدام کارگر ایرانی به جای آنها کار می‌کند؟»

     

    صادقی ادامه داد: «کارگری که ماهر و مسلط شده است را دو دستی تحویل کشور دیگری می‌دهیم در صورتی که باید او را شناسنامه‌دار و آن کسی که بدون هویت وارد شده را اخراج می‌کردیم. متاسفانه دولت برعکس عمل کرد و تمام هویت‌دار‌ها را دارند اخراج می‌کنند.»

    قطعا با رکود کارگاه‌ها به دلیل نبود نیروی انسانی مواجه خواهیم شد

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری، درباره تبعات اخراج اتباع بر بازار کار، به اقتصاد ۲۴ گفت: «طبیعی است که بازار کار دچار مشکل می‌شود. نیاز بازار کشور دو ماه دیگر خود را نشان می‌دهد و ما دچار کمبود نیروی انسانی خواهیم شد چراکه کارگر ایرانی با حقوق افغان‌ها حاضر به کار کردن نیست. کما اینکه سه میلیون نفری که در اسنپ و شبکه‌های مجازی با ماهی ۴۰ میلیون تومان درآمد کار می‌کنند، راضی می‌شوند که با ماهی ۱۴ میلیون تومان کارگری کنند؟ قطعا ما با خطر رکود کارگاه‌ها به دلیل نبود نیروی انسانی مواجه خواهیم شد.»

    این فعال صنفی ادامه داد: «اگر اقتصاد کشور یک تکانی بخورد و به اقتصاد جهانی متصل شود و ما اولین رشد اقتصادی‌مان را داشته باشیم، خواهید دید که اطلاعیه رسمی برای مهاجر پذیری می‌دهیم. کمااینکه خدمات شهرداری ما دچار کمبود نیروی انسانی است و نمی‌تواند برای خدمات شهری نیرو بگیرد. من مخالف ورود غیرقانونی و بدون سازمان‌دهی اتباع بیگانه هستم نه آنهایی که سال‌ها در ایران کار کرده‌اند. آن زمان که دولت افغانستان سقوط کرد، نباید اجازه ورود می‌دادیم یا اگر هم اجازه می‌دادیم باید برایشان شناسنامه هویتی تهیه می‌کردیم. حال‌ تر و خشک را داریم با هم می‌سوزانیم.»

    صادقی ضمن بیان اینکه بیمه نکردن کارگران افغان از بی‌تدبیری ما بوده است، افزود: «قانون به استناد مقاوله‌نامه ۱۷ و ۱۹ می‌گوید که اتباع افغانی را می‌توانید و باید بیمه کنید مگر اینکه بین دولت ایران و افغانستان توافقی در این زمینه شده باشد ولی وقتی این پیمان نیست، در قالب مقاوله‌نامه‌های رسمی باید اتباع را بیمه کنید. چرا آنها را بیمه نکنیم که پشتوانه صندوق تامین اجتماعی ما باشند؟ کارگر افغانی آمده بود که همسرش هم ایرانی بود. او بازنشسته تامین اجتماعی شده بود ولی دارند اخراجش می‌کنند. این عین بی‌تدبیری است که به جای ساماندهی دارند سازمان یافته اخراج می‌کنند.»

  • خروج اتباع افغان از بخش ساخت‌وساز مسکن؛ شوک یا فرصت؟

    خروج اتباع افغان از بخش ساخت‌وساز مسکن؛ شوک یا فرصت؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه ایران نوشت:

    با خروج گسترده کارگران افغانستانی از ایران، زنگ هشدار کمبود نیروی کار در پروژه‌های ساختمانی به صدا درآمده است.

    با وجود آنکه به صورت غیررسمی کارگران اتباع بخش قابل توجهی از نیروی کار در پروژه‌های ساختمانی را تشکیل داده‌اند اما آمار رسمی از تعداد اتباع کارگر در بخش ساخت و ساز و سایر بخش‌های کارگری موجود نیست.

    فاصله دستمزدی زیاد نیست

    تحولات سیاسی و اجتماعی اخیر و در نتیجه، خروج یا محدود شدن ورود کارگران افغانستانی، نگرانی‌ها از تأثیر این وضعیت بر روند ساخت‌وساز و به خصوص تأمین واحدهای مسکونی را تشدید کرده است. طبق آمار غیررسمی ۴۰۰ تا ۷۰۰ هزار کارگر ساختمانی از اتباع تا قبل از یک ماه اخیر در کشور فعالیت می‌کردند. دستمزد پایین‌تر، ساعت کار بیشتر و بیمه نبودن اتباع مهم‌ترین انگیزه کارفرماها برای جذب کارگران افغانستانی و ترجیح آنان بر نیروی کار داخلی عنوان می‌شود.

    چرا کارفرمایان کارگر اتباع را ترجیح می‌دهند؟

    پاسخ به این سؤال در یک «سه گانه انگیزشی» نهفته است. فرشید پورحاجت، دبیر انجمن انبوه‌سازان مسکن و ساختمان، می‌گوید: «دستمزد روزانه‌ پایین‌تر اتباع نسبت به برخی کارگران داخلی (اختلاف ۱۰۰-۲۰۰ هزار تومانی با کارگر ایرانی)آمادگی برای انجام کارهای فیزیکی سنگین و همچنین عدم نیاز به پرداخت بیمه و مزایای قانونی، به طور گسترده‌ای آنها را در پروژه‌های ساختمانی جذب کرده است. آنها در طیف وسیعی از فعالیت‌ها از جمله گچ‌کاری، آجرچینی، بتن‌ریزی، کار در ارتفاع و حمل مصالح ساختمانی مشارکت فعال دارند. در بسیاری از پروژه‌ها، بویژه پروژه‌های بزرگ مسکن مهر، مسکن حمایتی یا ساخت‌وسازهای انبوه شهری، حضور این کارگران برای تأمین نیروی مورد نیاز در زمان‌بندی تعیین ‌شده، امری حیاتی بوده است.»

    وی می‌افزاید: «علاوه بر اینها کارگران ساختمانی اتباع، کارهای سخت و یدی را می‌پذیرند. به همین دلیل در ساخت و ساز و در اکثر کارگاه‌های تولید نهاده‌های ساختمانی از کارگران افغانستانی به جای ایرانی استفاده می‌شود. آنها حاضرند با ساعت کار بیشتر و دستمزد پایین‌تر کار کنند اما کارفرما نمی‌تواند این شرایط را بر کارگر ایرانی تحمیل کند. به همین دلیل در حداقل یک دهه اخیر تقریباً نیروی کار در بیشتر کارگاه‌های ساختمانی از اتباع هستند. بر اساس این گزارش در حال حاضر دستمزد روزانه کارگر ساختمانی در تهران حدود ۸۰۰ تا یک میلیون تومان و در برخی مناطق کشور این دستمزد تا روزانه ۵۰۰ هزار تومان است. دستمزد استاد کار (بنا) حدوداً دو برابر دستمزد کارگران است. بیشتر فعالان حوزه ساخت و ساز می‌گویند کارگران افغانستانی برای به دست آوردن فرصت‌های کاری حاضرند با دستمزد پایین‌تر کار کنند اما آنها تأکید می‌کنند که فاصله دستمزد کارگر ساختمان ایرانی و افغانستانی آنقدر زیاد نیست و حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان است اما چون کارگران افغانستانی به کارهای سخت و زمان طولانی کار معترض نمی‌شوند، در رقابت میان جذب نیروی کار، همیشه کارگران افغانستانی برنده رقابت هستند.

    نبرد روایت‌ها: «بحران» یا «فرصت»؟

    درباره خروج کارگران اتباع از بازار کار‌- به ویژه مشاغل سخت و زیان‌آور- که در بسیاری از موارد با چالش‌هایی برای کارفرماها هم همراه است؛ مواضع متضادی وجود دارد. نگاه خوش بینانه بر این است که با صدور «کارت مهارت» برای ۸۰۰ هزار کارگر ایرانی و ساماندهی آموزش‌های فشرده، جایگزینی کارگران اتباع با نیروی کار داخلی، ظرف یک سال ممکن است. یا دیدگاه‌هایی وجود دارد که معتقد است وابستگی به نیروی خارجی با صنعتی‌سازی از بین می‌رود. از آن سو دیدگاه‌های بدبینانه‌ای نیز وجود دارد که می‌گوید خروج اتباع از بازار کار، نه‌تنها ساخت‌وساز، بلکه تولید مصالح (سیمان، آجر و سنگ) را نیز با چالش مواجه می‌کند.‌

    حمید حاج اسماعیلی، کارشناس حوزه کار و کارگری می‌گوید با اینکه جذب نیروی کار غیر‌ایرانی در هر کارگاهی نیاز به روادید سیاسی و پروانه کار دارد اما بیشتر کارگران اتباع در بخش ساخت و ساز و حتی در شهرداری‌ها این مدارک را ندارند اما پیمانکاران و کارفرماها نیروی کار بیگانه را غیر‌قانونی بکار می‌گیرند. وی برآورد دارد که حداقل ۳ میلیون نفر تبعه افغانستان در بازار کار ایران مشغول بکار هستند که اکثر آنها در فعالیت‌های ساختمانی حضور دارند. او تأکید دارد با تنظیم‌گری و برنامه‌ریزی، خلأ کارگران افغانستانی در ساخت و سال ظرف یک سال قابل جبران است. به گفته حاج اسماعیلی در سال‌های اخیر با همکاری سازمان فنی و حرفه‌ای، شهرداری‌ها و تأمین اجتماعی کارت مهارت برای کارگران و استادکاران ساختمانی کشور صادر شده است. کارگرانی که کارت مهارت دارند، می‌توانند از خدمات بیمه‌ای استفاده کنند. بنابراین با خروج کارگران غیر‌مجاز، فضا برای نیروی کار ماهر ایرانی در ساخت و ساز فراهم می‌شود. وی تأکید کرد: «ما هیچ مشکلی در تأمین نیروی کار ایرانی نداریم مگر اینکه کارفرماها به جای مهارت دنبال سودجویی باشند و موضوع کمبود نیروی کار را مطرح کنند.»

    اما دبیر انجمن انبوه‌سازان ساختمان معتقد است نیروی کار ایرانی کارهای سخت و یدی مانند کار ساختمانی را قبول نمی‌کند. او می‌افزاید: «علاوه بر بخش ساخت و ساز در کارگاه‌های ساختمانی از تولید سنگ، سیمان، آجر، شیشه تا جوشکاری و ریخته‌گری اکثر کارگران افغانستانی هستند که در دور‌افتاده‌ترین نقاط کشور هم شاهد آن هستیم و با خروج آنان با کمبود نیروی کار مواجه خواهیم شد.»

    تربیت تکنیسین در حوزه ساخت و ساز

    جعفر قرائتی، دبیر انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعت ساختمان اما با اشاره به نیروی کار ماهر ایرانی می‌گوید: «صنعتی‌سازی باعث می‌شود وابسته به نیروی کار غیر ایرانی در کارگاه‌های تولید مصالح ساختمانی نباشیم.»

    وی برآورد کرد که حدود ۷۰ هزار نیروی کار غیر‌مجاز در کارگاه‌های تولید نهاده‌های ساختمانی مشغول باشند که جایگزینی آنها مشکل و معضلی ندارد. به گفته دبیر انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعت ساختمان می‌توان نیروی کار ماهر، آموزش دیده و تکنیسین با دستمزد متوسط را ظرف یک تا دو ماه تربیت کرد تا در کارگاه‌های ساختمانی مشغول بکار شوند. آموزش و مهارت‌آموزی نیروی کار داخلی، ساماندهی نیروی کار خارجی، استفاده از فناوری‌های نوین و بررسی الگوی مصرف مسکن یعنی تشویق به ساخت مسکن‌های متناسب با توان مالی اقشار مختلف جامعه و بررسی سیاست‌های حمایتی، به اعتقاد این فعال حوزه ساختمان، می‌تواند نگرانی از خروج کارگران اتباع و کمبود نیروی کار را جبران کند.

    راه حل چیست؟

    اگرچه خروج کارگران اتباع می‌تواند شوکی به صنعت ساخت‌وساز وارد کند، اما این بحران، فرصتی است برای حل معضلات دیرینه‌ای چون ساماندهی بازار کار غیررسمی، مهارت‌آموزی نسل جوان و ‌گذار از اقتصاد دستی به صنعتی که سال‌هاست اقتصاد ایران را بویژه در بخش نیروی کار درگیر کرده است. نکته مهم در این میان، «مدیریت چندوجهی نیروی کار» است؛ نه تکیه‌ بی‌قید و شرط به نیروی ارزان خارجی.

     

  • اگر کارگران افغان‌ نباشند، ساخت مسکن در ایران می‌خوابد؟

    اگر کارگران افغان‌ نباشند، ساخت مسکن در ایران می‌خوابد؟

    به گزارش اقتصادران،  پس از تحولات سیاسی در افغانستان در ۲۴ مرداد سال ۱۴۰۰، تعداد زیادی از افغان‌ها به ایران پناه آوردند و از طریق طرح سرشماری ۱۴۰۱ به صورت قانونی در این کشور اقامت کردند.

    این مهاجران عمدتا در بخش‌های مختلف بازار کار، به ویژه در صنعت ساختمان مشغول به فعالیت شدند. به‌رغم اینکه بیشتر این افراد در مناطق حاشیه‌ای شهرها یا در محل‌های کار خود ساکن هستند، اما تاثیر قابل توجهی بر بازار مسکن و نیروی کار ایران دارند.

    هر چند تعداد دقیق کارگران افغان فعال در بخش ساخت و ساز ایران به دلیل ماهیت غیررسمی و غیرقانونی اشتغال آنها قابل تعیین نیست، با این وجود بر اساس گزارش‌ها و اظهارات مسوولان حضور کارگران افغان در این بخش به‌طور قابل توجهی پررنگ است. آن‌گونه که تخمین زده می‌شود در سال ۱۴۰۳ تعداد کارگران ساختمانی در ایران حدود ۱.۵ میلیون نفر برآورد شده است که این آمار شامل کارگران مهاجر نمی‌شود و تنها به کارگران ایرانی اختصاص دارد که حدود ۶ تا ۷ درصد از جمعیت کارگری کشور را دربرمی گیرد.
    این در حالی است که در گذشته ۷۵درصد نیروی کار و کارگر ساده در صنعت ساختمان را اتباع افغانستانی تشکیل می‌دادند که با بازگشت این عده به کشورشان اکنون شاهد حضور ۵۰درصدی اتباع این کشور به عنوان نیروی کار در بخش ساختمان هستیم. اما یکی از موارد مهم در ساخت مسکن دستمزد کارگران است که ۲۵ تا ۳۰ درصد از مخارج نیروی کار را تشکیل می‌دهد و از این تعداد بیش از ۵۰ درصد نیروی کار را کارگران ساختمانی ساده تشکیل می‌دهند که اکثرا اتباع افغانستانی هستند و زمانی که دستمزدها افزایش می‌یابد، بر هزینه سایر بخش‌های ساخت و ساز نیز افزوده خواهد شد و قیمت تمام شده ساختمان نیز بالا خواهد رفت و با خروج آنها از کشور تعداد کارگران ساده نیز کاهش خواهد یافت.

    مهاجران افغان نقش کلیدی ندارند

    مهدی سلطان‌محمدی، کارشناس حوزه مسکن و یکی از فعالان صنعت ساختمان‌سازی، درباره نقش مهاجران افغان در بخش ساخت‌وساز کشور به «اعتماد» می‌گوید: افغان‌ها عمدتا در حاشیه شهرها، روستاها یا محل کار خود (مانند کارخانه‌ها، مرغداری‌ها و پروژه‌های ساختمانی) زندگی می‌کنند، بنابراین سهم قابل توجهی از مسکن شهری را به خود اختصاص نمی‌دهند.
    او ادامه می‌دهد: حتی در مناطق حاشیه‌ای نامطلوب، مشکلات مسکن به ‌شدت مناطق مرکزی و شمالی شهرها نیست و در نتیجه بعید است که حضور یا خروج آنها تاثیر محسوسی بر بازار مسکن در شهرهای بزرگ داشته باشد، جایی که اصلی‌ترین تنگناهای مسکن وجود دارد. سلطان‌محمدی می‌افزاید: خروج نیروهای کار افغانستانی (اعم از ماهر و نیمه ‌ماهر) تاثیر چشمگیری بر بازار کار ایران، به‌ خصوص در بخش ساخت‌وساز گذاشته است و جایگزینی این نیروها به ‌سادگی امکان‌پذیر نیست، چراکه کارگران ایرانی یا مهارت کافی ندارند یا با دستمزدهای پایین تمایلی به کار در این بخش نشان نمی‌دهند و این مساله ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشد تا جبران شود.

    افزایش هزینه‌های ساخت‌وساز

    این کارشناس حوزه مسکن در ادامه می‌گوید: در دو ماه گذشته، چند عامل باعث افزایش شدید هزینه‌های ساخت‌وساز شد، افزایش دستمزد کارگری به دلیل کمبود نیروی کار ناشی از خروج افغانستانی‌ها و افزایش قیمت مصالح ساختمانی مانند هزینه ساخت مسکن در تهران که قیمت تمام شده ساخت مسکن را افزایش داده است، البته هزینه ساخت مسکن به کیفیت و موقعیت جغرافیایی نیز وابسته است. سلطان‌محمدی به هزینه ساخت و ساز در سال جاری اشاره کرده و در ادامه می‌گوید: به‌طور تقریبی در شمال تهران برای هر مترمربع حداقل هزینه ساخت حدود ۵۰ میلیون تومان و در برخی موارد بیشتر از این رقم و در حاشیه تهران نیز این رقم حدود ۲۰ میلیون تومان برای هر مترمربع برآورد می‌شود.

    افزایش قیمت مسکن

    سلطان‌محمدی ادامه می‌دهد: افزایش قیمت تمام شده ساخت‌وساز، فشار صعودی بر قیمت مسکن وارد می‌کند، اما این تنها عامل تعیین‌کننده نیست و عوامل دیگری مانند قیمت زمین، نرخ بهره، میزان تقاضا و شرایط کلی اقتصاد نیز نقش مهمی در ساخت و ساز دارند و در حال حاضر، افزایش هزینه‌های ساخت‌وساز می‌تواند به رونق بازار کمک کند، اما از سوی دیگر ممکن است به دلیل کاهش قدرت خرید، حجم معاملات را کاهش دهد و در نهایت، فروشندگان انتظار دارند با افزایش قیمت‌ها، سود بیشتری کسب کنند. او می‌گوید: شاید در کوتاه‌مدت، خروج نیروی کار افغانستانی و افزایش هزینه‌های ساخت‌وساز، قیمت مسکن را تحت تاثیر قرار دهد، اما در بلندمدت، سایر متغیرهای اقتصادی نیز در تعیین روند بازار مسکن نقش خواهند داشت.

    فشار بر بازار مسکن

    بیت‌الله ستاریان، استاد دانشگاه و پژوهشگر اقتصاد مسکن در خصوص خروج افغانستانی‌ها از بازار مسکن به «اعتماد» می‌گوید: مطالعات ۱۰ سال گذشته نشان می‌دهد که ایران سالانه به ساخت یک میلیون واحد مسکونی نیاز دارد. البته در این مطالعات جمعیت مهاجران در نظر گرفته نشده، چراکه این جمعیت بار زیادی را بر این بازار وارد کرده است و باید حدود ۲۰۰ هزار واحد جدید به رقم قبلی اضافه شود و تولید مسکن را افزایش داد تا پاسخگوی ۹۰ میلیون نفر جمعیت در کشور باشد.
    ستاریان ادامه می‌دهد: با این حال، حضور مهاجران افغان در ایران، به ‌ویژه در بخش‌های مختلف بازار مسکن، فشار زیادی بر این بازار وارد می‌کند. اگرچه این جمعیت بخشی از جمعیت رسمی کشور محسوب نمی‌شود، اما نیاز به مسکن برای آنها را باید در نظر گرفت، چراکه این موضوع باعث افزایش تقاضا در بازار مسکن می‌شود البته به دلیل حضور غیرقانونی برخی مهاجران آمار دقیقی از تعداد حضور این افراد در کشور وجود ندارد.

    او می‌افزاید: اگر مهاجران افغان از ایران خارج شوند، این مساله می‌تواند تاثیراتی بر بازار ساخت‌وساز داشته باشد، زیرا بخش زیادی از نیروی کار این صنعت از مهاجران افغان هستند و خروج آنها به‌ ویژه در کوتاه‌مدت می‌تواند به افزایش دستمزدها و هزینه‌های ساخت‌وساز منجر شود.

    ستاریان می‌گوید: در حالی که مهاجران افغان در ایران به‌ ویژه در صنعت ساخت‌وساز نقش دارند، مسائل مختلف دیگری از جمله افزایش هزینه‌های ساخت‌وساز و نگرانی‌ها درباره آینده حضور این جمعیت در کشور، به چالشی مهم برای بازار مسکن تبدیل شده است و با توجه به اینکه بخش زیادی از نیروی کار ساختمانی از مهاجران افغان تشکیل شده‌اند، خروج آنها می‌تواند تاثیرات زیادی بر هزینه‌ها و قیمت مسکن در ایران بگذارد. او می‌افزاید: افزایش تقاضا برای مسکن از سوی مهاجران نیز فشار مضاعفی به بازار وارد می‌کند که نیازمند برنامه‌ریزی‌های مسکن است و با توجه به اینکه هنوز کشور پاسخگوی تولید مسکن نیست پس نمی‌تواند جوابگوی مسکن مهاجران افغانستانی نیز باشد.

  • دردسر جدید در ساخت و ساز مسکن / کارگر ایرانی کم است، برای کارگران افغان هم در ایران کار کردن نمی صرفد!

    دردسر جدید در ساخت و ساز مسکن / کارگر ایرانی کم است، برای کارگران افغان هم در ایران کار کردن نمی صرفد!

    به گزارش اقتصادران، با گران شدن قیمت افغانی، نیروی کار افغانستانی دیگر تمایلی به کار در ایران ندارد. غیرقانونی بودن، فقدان بیمه، شرایط سخت کاری و اجاره‌ی مسکن و… باعث شده نیروی کار افغانستانی تمایل خود برای کار را از دست بدهد و اخیراً از سوی این کارگران شنیده می‌شود که دیگر کارگری در ایران صرفه‌ی اقتصادی ندارد. از سوی دیگر این افراد حقوق خود را نسبت به دلار می‌سنجند و در یک مقایسه‌ی تاریخی با سال‌های قبل، شرایط فعلی را به نفع خود نمی‌دانند.

    افشین پورحاجت، دبیرکل انجمن انبوه سازان ایران، درباره‌ی تأثیر گران شدن افغانی بر کاهش نیروی کار گفت: در برخی از نقاط کشور با کمبود شدید نیروی کار مواجه هستیم. نیرو‌های افغانستانی اگر روی پروژه‌ها فعالیت نکنند، شرایط سخت‌تر می‌شود. افزایش قیمت افغانی و دلار تأثیر خود را بر هزینه‌های زندگی این دوستان گذاشته است. هردرآمدی که اینها در ایران دارند، از طریق صرافی‌ها به کشورشان ارسال می‌کنند. در دو ماه گذشته که بیش از پنجاه درصد ارزش پولی ما کاهش پیدا کرده و پول افغانستانی‌ها ثبات داشته است، مراتب گلایه‌ی این افراد را به دنبال داشته است.

    پورحاجت درباره‌ی میزان حقوق کارگران افغانستانی گفت: حقوق یک کارگر افغانستانی بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان در روز است، اما استاد کار‌ها به صورت روزانه مبالغ بیشتری می‌گیرند. کارگر ایرانی هم چنین حقوقی دارد. مشکل اینجاست که نیروی کارگری کم داریم. استادکار‌ها تا ۱ میلیون و چهارصدهزار تومان هم حقوق می‌گیرند. ما نیروی کار ایرانی، خیلی کم داریم. اگر نیروی کافی داشتیم ضرورتی نداشت که از نیروی کار افغانستانی استفاده کنیم. نیروی‌های افغانستانی بیمه ندارند و عمدتاً به صورت غیرقانونی مشغول فعالیت هستند.

    ایرج رهبر، رئیس انجمن انبوه سازان استان تهران، درباره‌ی تأثیر گران شدن افغانی بر کمبود نیروی کار گفت: اخیراً پول افغانستان گران شده و کارگران هم می‌گویند که حقوقمان نسبت به چندسال قبل صرفه ندارد. افغانستانی‌ها حقوقشان را نسبت به دلار می‌سنجند، مثلاً دو سال قبل ۵۰۰ دلار می‌گرفتند الان ۲۰۰ دلار می‌گیرند. کارگران افغانستانی ادعا دارند که حقوقشان باید افزایش یابد تا به حداقل حقوق دلاری چند سال قبل برسند. الان کارگر ساده افغانستانی کمتر از روزانه ۳۰۰ هزار تومان نمی‌گیرد. کارگرانی که جا افتاده‌اند هم حقوق بیشتری می‌گیرند و کمتر از روزانه ۶۰۰ تومان راضی نیستند.

    او افزود: این روند باعث می‌شود هزینه‌ی ساخت و ساز بالا برود. ما همواره اصرار می‌کنیم که باید به سمت و سوی تکنولوژی در ساخت مسکن برویم. نیروی انسانی دیگر جوابگو نیست. در دنیا برای ساخت و ساز به نسل هفتم ورود کرده‌اند، اما در ایران، نسل سوم را پشت سر می‌گذاریم. افزایش تورم در حوزه‌ی مسکن ناشی از همین مشکلات است.

    رهبر درباره‌ی دستگیری نیروی کار غیرمجاز گفت: یکی دیگر از دلایلی که می‌گویند نیروی کار افغانستانی پیدا نمی‌شود این است که از نظر کنترل و بازرسی کارگاه‌ها، نیرو‌های مجاز و غیرمجاز افغانستانی را می‌برند. وقتی کارت فعالیتشان را نشان می‌دهند ر‌هایشان می‌کنند و این روند مدتی طول می‌کشد و کار‌های ساختمان خسارت می‌بیند. به نظر من باید از ابتدا این غربال‌گری را انجام دهند تا کار‌های ساختمانی در روند کار آسیب نبیند. ما از نظر نیروی انسانی مدتی است که با مشکلات اساسی مواجه هستیم. کارگر‌های داخلی ما هم عادت کرده‌اند که به مسائل خرد کارگری ورود نمی‌کنند. کار‌های فنی مانند جوشکاری و لوله کشی و رنگ و. را کارگر ایرانی انجام می‌دهد، اما کار‌های خرد را خیلی کم ورود می‌کنند.