در دوران جنگ، درآمد نفتی برای بسیاری از کشورها بهمنزله منبعی حیاتی جهت تامین هزینههای نظامی، بازسازی فوری یا حتی بقای سیاسی بود. اما در دوران صلح، تمرکز از بقا به توسعه پایدار میرود و نفت، با نوسانات قیمتی و بحرانهای زیستمحیطی، به مانعی برای ثبات بلندمدت بدل میشود. کشورهایی مانند عراق، لیبی، و ونزوئلا که سالها درگیر تنشهای داخلی یا جنگ بودهاند، در دوران پساجنگ با اقتصادی تکمحصولی، زیرساختهای فرسوده و نظام اداری ناکارآمد روبهرو هستند.
وابستگی به نفت آنها را در برابر تحولات بازار جهانی و تحریمهای سیاسی آسیبپذیر کرده است. در حالی که این کشورها در تلاش برای بازسازی هستند، جهان در مسیر گذار به انرژیهای پاک و تجدیدپذیر شتاب گرفته است. پروژههای عظیم در اروپا و شرق آسیا برای حذف سوختهای فسیلی، تقاضا برای نفت را در بلندمدت تهدید میکند. کشورهایی که نتوانند خود را با این گذار همسو کنند، با خطر جا ماندن از کاروان توسعه مواجه خواهند شد. اگرچه نفت دیگر آن عصای جادویی گذشته نیست، اما میتواند به سکویی برای گذار بدل شود. با سرمایهگذاری در آموزش، تکنولوژی و زیرساختهای سبز، کشورهای نفتخیز میتوانند از درآمدهای فعلی برای ساختن آیندهای بدون وابستگی استفاده کنند.
عربستان سعودی با «چشمانداز ۲۰۳۰» تلاش کرده تا اقتصاد خود را متنوع سازد. امارات متحده عربی سرمایهگذاری در فناوری و گردشگری را تقویت کرده است. به گفته برخی کارشناسان، ایران با وجود تحریمها، پتانسیل بالایی در حوزه انرژی خورشیدی و نیروی انسانی دارد، اما نیازمند اصلاح ساختارهاست. دوران پسانفت، برای اقتصادهای جنگزده، نه یک پایان، بلکه نقطه عطفی برای بازآفرینی است. اگرچه نفت همچنان قدرت دارد، اما دیگر قدرتی مطلق نیست. آینده از آنِ آنانی است که رویاهای توسعه را نه در سایه لولههای نفت، بلکه در پرتو نوآوری و پایداری جستوجو میکنند.
