برچسب: پیمان جبلی

  • همه هم‌صدا خواستار عزل رئیس سازمان صداوسیما!!

    همه هم‌صدا خواستار عزل رئیس سازمان صداوسیما!!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه سازندگی نوشت:توهین به جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه در یکی از برنامه‌های شبکه افق، این‌بار به خشم یک طیف یا جریان خاص محدود نماند. حالا از جامعه‌شناسان و سیاستمداران تا اهالی رسانه، هنرمندان و حتی چهره‌های اصولگرا، هم‌صدا خواستار عزل پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما هستند. مطالبه‌ای که بسیاری آن را «حداقلی‌ترین انتظار افکار عمومی» و پاسخی اولیه به زخم‌های انباشته جامعه پس از اعتراضات اخیر می‌دانند؛ پاسخی که می‌تواند نشانه‌ای از عزم اصلاح و بازسازی سرمایه اجتماعی باشد.

    جرقه یک خشم عمومی

    اگرچه سازمان صداوسیما در واکنشی سریع، مدیر شبکه افق را عزل و پخش برنامه را متوقف کرد اما این اقدام از نگاه افکار عمومی و بسیاری از تحلیلگران، نه کافی بود و نه متناسب با عمق خطا. برای بسیاری، این اتفاق فقط یک «لغزش فردی» نبود بلکه محصول ساختاری است که سال‌هاست میان رسانه ملی و جامعه شکاف انداخته و به‌جای ترمیم بر دوقطبی‌ها دمیده است. این اولین‌بار نیست که صداوسیما با چنین حاشیه‌ای مواجه می‌شود. در سال‌های اخیر از شبکه افق گرفته تا شبکه‌های دیگر، نمونه‌های ریز و درشت دیگری رخ داده که همواره بازتاب رسانه‌ای داشته است. به‌طور مثال در اردیبهشت ماه سال جاری، پخش بخش ضبط ‌شده‌ای از برنامه «سیمای خانواده» از شبکه یک که در آن مطالبی توهین‌آمیز نسبت به عقاید اهل سنت مطرح شد، اعتراضاتی را برانگیخت و از سوی اقشار مختلف مردم و علمای اهل سنت محکوم شد. آن زمان هم کارزاری برای برکناری پیمان جبلی، رئیس صداوسیما، شکل گرفت اما به نتیجه نرسید. مشکل اصلی اما محدود به اشتباهات موردی نیست. طیف جدید مدیران صداوسیما که اغلب بی‌ارتباط با دنیای واقعی هستند، تولید محتوای کم‌ارزش را جایگزین برنامه‌های حرفه‌ای کرده‌اند تا جایی که بیشتر محصولات تلویزیون فاقد جذابیت برای بیننده هستند.

    در همین رابطه، صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی با انتقاد تند از عملکرد صداوسیما، توهین صورت‌گرفته در شبکه افق را نه یک خطای لفظی بلکه نشانه‌ای از گسست عمیق این رسانه از جامعه دانست و گفت: «آنچه در شبکه افق رخ داد حتی شایسته نام «توهین» هم نیست. در شرایطی که خانواده‌هایی هنوز پیکر عزیزان‌شان را پیدا نکرده‌اند، چنین رفتاری با جان‌باختگان، رفتاری است که به‌سختی می‌توان برای آن واژه‌ای انسانی پیدا کرد».

    زیباکلام، این وضعیت را در تضاد کامل با رسانه‌های معتبر بین‌المللی مانند بی‌بی‌سی یا الجزیره دانست که به گفته او حتی سیاست‌های دولت‌های متبوع خود را نیز به نقد می‌کشند. او با اشاره به پیامدهای این رویکرد افزود: «بعد از ۴۶ سال و با وجود بودجه‌های هزاران میلیاردی، مردم ایران برای فهمیدن واقعیت‌ها به رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی رجوع می‌کنند؛ حتی بسیاری از حامیان جمهوری اسلامی هم برای اطلاع از اخبار واقعی، یواشکی بی‌بی‌سی فارسی یا ایران اینترنشنال را دنبال می‌کنند».

    این استاد دانشگاه سپس به نقش مدیریت فعلی صداوسیما پرداخت و تصریح کرد: «در دوره مدیریت پیمان جبلی، شکاف میان جامعه و صداوسیما عیان‌تر از همیشه شده است. برخلاف دوره‌هایی که هنوز روزنه‌هایی برای گفت‌وگو و برنامه‌های زنده و چالشی وجود داشت امروز صداوسیما به تریبونی کاملاً بسته، تنگ‌نظرانه و محدود تبدیل شده است». او با یادآوری برنامه‌های زنده و مناظره‌محور سال‌های گذشته گفت که حذف کامل این فضاها، نتیجه رویکردی است که تنها به یک طیف محدود اجازه حضور می‌دهد و حتی صدای جریان‌های میانه‌رو را نیز تاب نمی‌آورد. زیباکلام در جمع‌بندی تأکید کرد: «من معتقدم بزرگ‌ترین ستون پنجم رسانه‌هایی مثل ایران اینترنشنال، نه توانایی آنها بلکه بی‌کفایتی مدیریت صداوسیماست. اگر مدیریت رسانه ملی حتی اندکی کارآمد و حرفه‌ای بود این رسانه‌ها نمی‌توانستند چنین نفوذی در جامعه ایران پیدا کنند». او در پایان خاطرنشان کرد: «ایران اینترنشنال بیش از آنکه از لیاقت خود تغذیه کند از بی‌کفایتی مدیریت صداوسیما و شخص پیمان جبلی نان می‌خورد؛ و تا زمانی ‌که این مدیریت تغییر نکند، این روند ادامه خواهد داشت».

    محمد مهاجری، فعال رسانه‌ای اصولگرا نیز درباره این اتفاق و مطالبه عزل رئیس صداوسیما گفت: «من به‌عنوان یک روزنامه‌نگار و فرد رسانه‌ای، ایشان را حتی در حد یک روزنامه‌نگار یا خبرنگار درجه سه هم نمی‌دانم و حاضر نیستم با او همکاری کنم. به نظر من، رئیس صدا‌و‌سیما نه ابتدایی‌ترین اصول حرفه‌ای رسانه را می‌شناسد و نه به حداقل‌های اخلاق رسانه‌ای پایبند است؛ به همین دلیل اساساً فاقد صلاحیت حرفه‌ای است. از سوی دیگر، مسئله فقط به یک فرد یا حتی مدیریت یک شبکه محدود نمی‌شود. مدیریت صداوسیما الان به این شکل است که هر کس زودتر از خواب بیدار شود و در اتاق را باز کند، رئیس صدا‌و‌سیماست». او معتقد است: «با تغییر یک مدیر شبکه، مشکل حل نخواهد شد چراکه ممکن است فردا همان اتفاق یا مشابه آن دوباره تکرار شود» و می‌گوید: «به اعتقاد من، ریشه مسئله جای دیگری است و باید از سطح اصلی حل شود. مشکل اساسی، تفکر حاکم بر صداوسیماست؛ تفکری که اگر تغییر نکند، جابه‌جایی افراد تأثیر معناداری نخواهد داشت».

    واکنش‌ها؛ از چهره‌ها تا رسانه‌ها

    پس از این اتفاق، واکنش‌هایی نیز در میان چهره‌های سیاسی و اجتماعی و رسانه‌ها از جریان‌های مختلف فکری شکل گرفت. یکی از نخستین واکنش‌ها از سوی محمدرضا جوادی‌یگانه، جامعه‌شناس و رئیس سابق مرکز ارتباطات مردمی ریاست‌جمهوری مطرح شد که در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در جامعه‌ای که همه ‌چیز دوقطبی شده، نارضایتی از عملکرد صداوسیما از معدود اموری است که همه بر آن اتفاق دارند؛ انسان و خونش در آن حرمت ندارد. برکناری فوری رئیس صداوسیما و اخراج او از هیأت دولت بر سرمایه اجتماعی نظام می‌افزاید. تغییر رویه صداوسیما نماد و نشانه عزم اصلاح در نظام است». این اظهارنظر عملاً بحث را از سطح یک خطای رسانه‌ای به سطح پیوند میان رسانه، اعتماد عمومی و امنیت اجتماعی ارتقا داد.
    غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی و مدیرمسئول روزنامه هم‌میهن هم با لحنی تند به ماجرا واکنش نشان داد و گفت: «رویکرد صداوسیما نه از سر لجبازی بلکه ناشی از جهالت است. یک مشت آدم جاهل و متعصب که مردم را درک نمی‌کنند، نشسته‌اند و برنامه می‌سازند». او افزود: «خروجی صداوسیما برای مردم چیزی جز خشم و ناراحتی نیست. من شخصاً تحمل دیدن این رسانه را ندارم». کرباسچی، صداوسیمای فعلی را حتی نماینده حاکمیت هم ندانست و تأکید کرد که این رویکرد، نه با منطق اجتماعی سازگار است و نه با مصلحت سیاسی.

    جلال رشیدی‌کوچی، نماینده مجلس یازدهم هم صراحتاً اعلام کرد که برکناری یک مدیر میانی یا توقف یک برنامه، پاسخگوی تبعات اجتماعی این اتفاق نیست. او گفت: «ما در شرایطی هستیم که جامعه داغدار است و کشور وضعیت امنیتی حساسی را پشت‌ سر گذاشته. در چنین فضایی، یک خطای رسانه‌ای می‌تواند، اثرات منفی بزرگی بر انسجام اجتماعی بگذارد». رشیدی‌کوچی با رد روایت «خطای انسانی» تأکید کرد: «این یک خطای بزرگ و برنامه‌ریزی‌شده بود. تفکری خطرناک در بخش‌هایی از صداوسیما حاکم شده که نه‌تنها فضا را آرام نمی‌کند بلکه بر التهاب نیز می‌افزاید».

    جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات نیز طی اظهاراتی خواستار عزل فوری رئیس صداوسیما شد. او تأکید کرد: «یکی از مأموریت‌های صداوسیما دوقطبی‌سازی است. این سازمان واجد صفت ملی نیست و رفتارهایش نشان داده که جامعه را مقابل هم قرار می‌دهد». امام افزود: «نمک پاشیدن بر زخم خانواده‌های داغدار، آن هم از تریبون رسمی، مصداق روشن بی‌اعتنایی به مطالبات جامعه است. اخراج مجری یا جابه‌جایی مدیر شبکه، پاک کردن صورت مسئله است».

    از درون جریان اصولگرا هم انتقادهایی مطرح شد. علی قلهکی، فعال رسانه‌ای اصولگرا در رشته ‌توئیتی نوشت که صداوسیما در روزهای اخیر بارها با گزارش‌های نادرست، جامعه را تحریک کرده است. او با اشاره به تمسخر جان‌باختگان نوشت: «امروز صداوسیما در حال آتش زدن دل پدر و مادر کشته‌های اخیر است. دقیقاً چه اتفاقی باید بیفتد که مسئولان تصمیم به تغییر بگیرند؟ می‌خواهیم مجدداً ملت را کف خیابان ببینیم؟»

    واکنش رسانه‌ها نیز قابل ‌توجه بود. روزنامه قدس به‌عنوان یک رسانه اصولگرا، با لحنی کم‌سابقه نوشت: «شرم باد بر کسی که ایرانی باشد و هموطنان درگذشته خود را به سخره بگیرد؛ کفتارها و گرگ‌ها هم از این دست رفتارها بر همنوع خود روا نمی‌دارند». قدس تأکید کرد که عزل مدیر شبکه، اگرچه اقدامی درست بود اما «دریغا بر آنچه رسانه ملی است و نباید در آن چنین اشتباهات نابخشودنی رخ دهد». روزنامه آرمان ملی هم نوشت که صداوسیما به‌ جای انسجام بر دوقطبی‌ها افزوده و عملاً بخش بزرگی از جامعه را از خود رانده است. این روزنامه تأکید کرد که اکنون زمان تغییر رویکردی جدی در رأس سازمان است، نه صرفاً برخوردهای مقطعی.

    کمپین عزل؛ مطالبه‌ای فراتر از جناح‌ها

    در فضای مجازی نیز رضا رشیدپور، مجری پیشین صداوسیما، با انتشار یک استوری اینستاگرامی، کمپین عزل رئیس سازمان را کلید زد و نوشت: «عزل پیمان جبلی یک مطالبه حداقلی است». برخی چهره‌های هنری نیز در ادامه با اعلام نظر خود در فضای مجازی خواستار برکناری رئیس صدا‌و‌سیما شدند. سایت خبری فراز هم نوشت: «آنچه در شبکه افق رخ داد، مشتی از خروار سوءمدیریت در سازمانی با بودجه بیش از ۳۳ هزار میلیارد تومان است؛ مشکلی که جز با تغییر در رأس هرم رسانه ملی حل نمی‌شود».

    اگرچه قوه قضائیه روز گذشته از اعلام جرم علیه مدیر وقت شبکه افق، عوامل و مجری برنامه خبر داد و اعلام کرد که پرونده قضایی تشکیل شده و بررسی اغراض احتمالی پشت‌ پرده در دستورکار است. با این حال، پرسش اصلی افکار عمومی همچنان این است که آیا مسئولیت این زنجیره خطا صرفاً برعهده مجری و مدیر یک شبکه است یا باید در سطح بالاتری پاسخ داده شود؟ آنچه امروز شکل گرفته، یک مطالبه ملی برای بازنگری در نقش، مأموریت و مدیریت رسانه‌ای است که نام «ملی» را یدک می‌کشد. بر همین اساس بسیاری معتقدند، عزل رئیس صداوسیما نخستین گام برای ترمیم شکاف عمیق میان رسانه و جامعه خواهد بود. گامی که اگر برداشته نشود، ممکن است هزینه‌های اجتماعی و سیاسی سنگین‌تری در پی داشته باشد.

  • در صداوسیمای ایران کت تن چه کسی است؛ جبلی یا جلیلی؟

    در صداوسیمای ایران کت تن چه کسی است؛ جبلی یا جلیلی؟

    به گزارش اقتصادران، پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، در واکنش به ادعا‌هایی درباره نفوذ جریان جلیلی در این سازمان اعلام کرد که سند تحول صداوسیما در همان هفته اول مسئولیت وی ابلاغ شده است و در آن زمان هیچ یک از مدیرانی که به این جریان نسبت داده می‌شوند در سازمان حضور نداشتند.

    صداوسیما؛ یک ساختمان شیشه‌ای زیر ذره‌بین

    جبلی با اشاره به ماهیت سازمان صداوسیما گفت: «این سازمان مانند یک ساختمان شیشه‌ای است و تمام اقدامات آن زیر ذره‌بین رسانه‌ها، شهروندان و مسئولان قرار دارد.» وی تأکید کرد که دیدگاه‌های مختلف همیشه در مورد صداوسیما وجود داشته و طبیعی است که نظرات متفاوتی درباره عملکرد و مدیریت سازمان مطرح شود، اما الزاماً همه این دیدگاه‌ها پذیرفته نمی‌شوند.

    رئیس سازمان صداوسیما افزود که سند تحول توسط رئیس سازمان به مقام معظم رهبری تقدیم و تأیید شده است و تمامی بخش‌های سازمان باید بر اساس آن حرکت کنند. وی تأکید کرد: «اگر هر فردی در سازمان خلاف سند تحول عمل کند، طبیعتاً در مسیر اهداف ما حرکت نکرده است. کسانی که مطابق این سند عمل می‌کنند، دست‌شان به گرمی فشرده می‌شود و با آنها همکاری می‌کنیم.»

    جبلی در خصوص نقش افراد و مدیران با دیدگاه‌های مختلف توضیح داد که چه مدیران، چه برنامه‌سازان و چه چهره‌های فرهنگی و سیاسی می‌توانند در قالب سند تحول فعالیت کنند. آنهایی که مطابق با اهداف و چارچوب سند حرکت کنند، همکاری سازمان را دریافت می‌کنند و کسانی که خلاف آن عمل کنند، کمکی به مسیر تحولی سازمان نخواهند کرد.

    پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، در واکنش به ادعا‌هایی درباره نفوذ جریان جلیلی در این سازمان اعلام کرد که سند تحول صداوسیما در همان هفته اول مسئولیت وی ابلاغ شده است و در آن زمان هیچ یک از مدیرانی که به این جریان نسبت داده می‌شوند در سازمان حضور نداشتند.
  • مصاحبه عراقچی از صافی صداوسیما رد نشد / سعید جلیلی و برادرش چگونه مرز‌های انحصار آنتن را جابجا کردند؟

    مصاحبه عراقچی از صافی صداوسیما رد نشد / سعید جلیلی و برادرش چگونه مرز‌های انحصار آنتن را جابجا کردند؟

    به گزارش اقتصادران، در روز‌های جنگ ۱۲ روزه در میانه نشر و بازنشر کلیپ‌های مختلف سیاسی و نظامی، ویدئوی کوتاهی از اظهارات سید عباس عراقچی در جلسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نهم، زمانی که معاون محمدجواد ظریف بود، منتشر شد.

    او در این جلسه می‌گوید: «صدا و سیما وسط مذاکره مستند شطرنج با گرگ‌ها پخش کرد، یعنی مذاکره کنندگان ما اینقدر خرند که رفتند با گرگ‌ها شطرنج بازی می‌کنند. ببخشید من این طور صحبت می‌کنم، چون این‌ها همه احساسی بود که به تیم منتقل می‌شد. یعنی شما سربازانی را خط مقدم فرستاده بودید که مرتب از پشت کتک می‌خوردند.»

    صدای یکی از نمایندگان می‌آید که می‌گوید منظور مستند، کار سخت مذاکره کنندگان بوده است. عراقچی پاسخ می‌دهد: «نه … شطرنج با گرگ‌ها یعنی شما یه خرده عقلت کمه».

    حالا عباس عراقچی وزیر است و سکان وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران را در دست دارد. از کمیسیون برجام و دوره نهم مجلس هم خبری نیست و قریب ۱۰ سال از آن روز‌ها گذشته، اما در صداوسیما بر همان پاشنه می‌چرخد.

    چرا گفت‌وگوی عراقچی در صافی صداوسیما گیر کرد؟

    قرار بود مصاحبه وزیر خارجه با جواد موگویی شب گذشته از شبکه سه پخش شود، اما پخش آن متوقف شد. گفته می‌شود سید عباس عراقچی زوایای متفاوتی از جنگ اخیر و پیش از آن را در گفت‌و‌گو با جواد موگویی مستند ساز بازگو کرده است؛ بویژه ناگفته‌هایی درباره به تاخیر افتادن اجرای وعده صادق ۳ با روی کار آمدن دولت پزشکیان. جالب آنکه مسولان مختلف این گفتگوی عراقچی را در چارچوب سیاست‌های نظام و مکمل صحبت‌های فرماندهان نظامی دانسته و از آن تمجید کرده‌اند، اما علمای صداوسیما تشخیص دادند پخش آن لازم نیست. اگر اعلام کنند وزیر امور خارجه از اساس ممنوع التصومیر است هم تعجب نمی‌کنیم.

    کنایه موگویی به تاریخ حمله منافقین به کشور

    گفت و گوی سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه با جواد موگویی مستندساز_که این روز‌ها چهره پررنگ تری در قیاس با گذشته شده_از صداوسیما پخش نشد. موگویی در حساب کاربری اینستاگرام خود با بازنشر تیزر این گفت‌و‌گو تنها نوشته است: «امشب هم نشد، انشالله حل می‌شود». دعای موگویی مستجاب نشد و موضوع حل نشد. ظهر امروز او در پیامی در صفحه اینستاگرام نوشت که هدفش از تهیه و ضبط برنامه ماجرای جنگ روایت بی طرفانه از رخداد‌های ۱۲ روز درگیری بین ایران و اسرائیل بوده است و تاکید کرد که از این پس ادامه این برنامه از رسانه تصویری «آن نیوز» می‌شود.

    رسانه تصویری «آن نیوز» زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی فعالیت می‌کند و برنامه «ماجرای جنگ» نیز در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی تهیه می‌شود و مقرر بود بعد از حدود سه هفته تولید پخش این برنامه با هماهنگی با شبکه سه سیما آغاز شود. اتفاقی که رخ نداد و موگویی نیز در پایان مطلب کوتاهی که درباره اطلاع رسانی پخش برنامه برای انتشار از رسانه آن نیوز داشت کنایه سنگینی به صدا و سیما زد. او نوشت: «به وقت ۵ مرداد ۱۴۰۴. همزمان با سالگرد حمله منافقین به کشور در سال ۱۳۶۷»

    موگویی مجری این برنامه در سال‌های اخیر زبان تند و تیزی در نقد صداوسیما و جریان حاکم بر آن به خصوص رویکرد‌های قائم مقام این سازمان یعنی وحید جلیلی داشته است. او در سال ۱۴۰۲ در انتقاد از انحصارطلبی صداوسیما گفته بود: «وقتی روزنامه، هنرمند و صداسیما را بستی، باید کف خیابان موضوع را حل کنی. برخی معاونین صداسیما می‌گویند ما برای ۱۰ درصد از مردم برنامه‌سازی می‌کنیم و ملزم به برنامه‌سازی برای هسته سخت نظام هستیم»

    در همان مصاحبه موگویی حساب جبلی را از جلیلی‌ها جدا کرده و گفته بود «شخص آقای جبلی با این سیستم متفاوت است و من تعجب می‌کنم از وضعیت فعلی. همیشه یک جریان چپ و یک جریان راست تندرو کشور را به سمت پرتگاه می‌برد. امروز مسئولین صداوسیما با دیوار واقعیت رو‌به‌رو شده‌اند. هر آنچه که فکر می‌کردند اشتباه است امروز در تلویزیون در حال انجام است»

    نقد او بی پاسخ نماند و شنیده‌ها حاکی از آن است که در همان سال صداوسیما جلوی پخش مستند‌های موگویی را گرفته است. تصور عموم این بو که شاید – فقط شاید- رویه صداوسیما بعد از جنگ اندکی تغییر کرده باشد و آستانه تحمل آقایان، حداقل برای حضور چهره‌هایی به اصطلاح حزب اللهی بیشتر شده باشد. اما این تصور اشتباه از آب در آمد. ظاهرا حتی سیدعباس عراقچی و جواد موگویی هم در آستانه تحمل آنها جایی ندارند.

    جالب اینجاست که همان شب‌هایی که گفت و گوی وزیر خارجه منتشر نمی‌شد، سعید جلیلی پای ثابت کانال‌های تلویزیون بود. او در برنامه خرمشهر حاضر شد و با همان زبان پر نیش و کنایه وزارت امور خارجه را زیر باد نقد و گلایه گرفت و البته وزارت خارجه روحانی را هم بی نصیب از خان نعمت نقد و نظر خود نگذاشت.

    سوال اصل اینجاست که چگونه صداوسیمای رسمی کشور مانع پخش گفت و گوی وزیر امور خارجه می‌شود، اما سهمیه‌ای ثابت به سعید جلیلی می‌دهد تا سیاست‌هایی غیرمنطبق با رویه دولت و حاکمیت در شرایط فعلی در زمینه مذاکره را ترویج و تبلیغ کند؟ در این سازمان چه خبر است؟

  • همدستی «جلیلی – جبلی» علیه دولت پزشکیان / سنگ اندازی رسانه ملی بر سر راه دیپلماسی

    همدستی «جلیلی – جبلی» علیه دولت پزشکیان / سنگ اندازی رسانه ملی بر سر راه دیپلماسی

    به گزارش اقتصادران، دور سوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، درحالی روز شنبه در «مسقط» برگزار شد که به صورت واضح و شفاف، مقابله صدا و سیما با تصمیمات دیپلماتیک دولت پزشکیان مشخص شده است؛ از یک سمت، ادعاهای کذب و واهی را علیه مذاکرات غیرمستقیم تهران_ واشنگتن مطرح کرده و از سوی دیگر، مقامات عربستانی در یک شبکه تلویزیونی به تمسخر کشیده می شوند. اقدامی که بیشتر شبیه رسوایی صدا و سیما بود.

    صدا و سیما علیه تیم دیپلماسی دولت پزشکیان

    زمانی بود که صدا و سیما یکی از مهم‌ترین و معتبرین مراجع رسانه‌ای بود اما سال‌هاست که به دلیل رفتارهای جناحی‌اش علیه برخی از دولت ها، زیر تیغ انتقادات رفته و مرجیعت رسانه‌ای خودش را از دست داده است. شاید آن روزی که علی یونسی، دستیار ویژه رئیس جمهور در دولت یازدهم گفته بود «صدا و سیما در جایگاه رسانه اپوزیسیون نسبت به دولت عمل می کند» هیچ گاه فکر نمی کرد که روزی نمایش رفتارهای افراطی در رسانه ملی آنقدر شدت و حدت پیدا کند که حتی تصمیمات نظام را هم زیر سوال ببرد.

    در واقع، هر چه ارتباط صدا و سیما با دولت سیزدهم مانند رفقای گرمابه و گلستان بود، از زمان روی کار آمدن دولت پزشکیان تاکنون، صدا و سیما جولانگاه مخالفان و رقبای دولت چهاردهم شده تا با استفاده از یک تریبون مهم دست به اقداماتی علیه تصمیمات دولت بزنند. یکی از مهم‌ترین اقداماتی که در روزهای اخیر و پس از شروع مذاکرات غیر مستقیم میان ایران و آمریکا بیش از همیشه به چشم می آید، حضور مخالفان مذاکره در برنامه‌هایی با محوریت مذاکره یا بیان ادعای کذب از جزئیات گفت و گوها است.

    به طور مثال، پس از برگزاری دور اول مذاکرات میان تهران و واشنگتن در عمان، کارشناس صدا و سیما، با طرح موضوع توافق ایرلند و انگلستان مدعی شد که نباید مذاکرات منجر به یک جنگ داخلی شده و به کف خیابان بیاید. در واقع، بر اساس آنچه فرارو نوشته، این کارشناس صدا و سیما در پخش زنده شبکه خبر مدعی شده بود: «ممکن است مانند تجربه ایرلند در دوران مذاکره با بریتانیا برای کسب استقلال، به شکاف اجتماعی و حتی جنگ داخلی در ایران منجر شود!»

    از دیگر اقدامات صدا و سیما علیه دیپلماسی دولت می توان به توئیت عجیب مرتضی غرقی، خبرنگار شبکه خبر اشاره کرد. او در توئیتی با هشتگ مذاکرات رم، مدعی شد که؛ آمریکا درخواست کرده محموله اورانیوم غنی شده ایران به روسیه منتقل شود و موشک‌هایی که کلاهک حمل می‌کنند نیز غیرفعال باشند. در عوض آمریکا نیز پول‌های ایران را آزاد و بخشی از تحریم‌ها را بردارد.» هر چند این ادعا همان ساعت‌های اولیه پس از انتشار تکذیب شد اما یادآور اقدامات برخی از منابع آگاه و شبکه‌های خبری مانند پرس‌تی‌وی در زمان مذاکرات احیای برجام بود که با طرح ادعای نادرست، اقدام به سنگ اندازی علیه مذاکرات می کردند.

    حال در روزهایی که تیم دیپلماسی دولت با مجوز رهبر انقلاب، به صورت غیرمستقیم با آمریکا مذاکره می کند، مانع‌تراشی های رسانه ملی و خبرنگاران آن نشان از مخالفتشان با تصمیم نظام دارد.

    بازیگر پرحاشیه و تمسخر مقامات عربستان

    اما این تنها مقابله صدا و سیما با دیپلماسی دولت پزشکیان نبود و اقدام اخیر شبکه نسیم علیه مقامات صدا و سیما آنقدر فضاحت بار بود که با اعتراض شدید چهره های سیاسی از جمله اصولگرایان شد. در واقع، چند روز پس از دیدار وزیر دفاع عربستان و تقدیم نامه پادشاه این کشور به رهبر انقلاب، برخی از رسانه ها از فصل جدید و ارتباط حسنه بین تهران و ریاض خبر دادند. در این میان، برنامه «درنگ» در شبکه نسیم با اجرای محسن افشانی، بازیگر پرحاشیه تلویزیون به تمسخر محمد بن سلمان ولیعهد و فیصل بن فرحان وزیر امور خارجه عربستان پرداخته و آنان را «گاو شیرده» خطاب کرده بود.

    این درحالی است که پس از ماجرای حمله به سفارت عربستان و قطع روابط دیپلماتیک دو کشور به مدت ۶ سال، تهران و رباض در  ۱۹ اسفندماه ۱۴۰۱ خورشیدی برابر با ۱۰ مارس ۲۰۲۳ میلادی آشتی کردند. هر چند صدا و سیما به علت برنامه جنجالی «درنگ» مجبور به عذرخواهی شد اما این اقدام پالس منفی در روابط میان ایران و عربستان ایجاد می کند. روزنامه اصولگرای خراسان و نزدیک به محمدباقر قالیباف در مطلبی با عنوان «نسیم تلخ در سیما» نوشت: «این اقدام نسنجیده، یادآور سفارت ‌نوردی‌های برخی جریان‌های تندرو در دهه ۹۰ بود که بی‌شک یکی از عوامل اصلی تشدید تنش‌ها و قطع روابط میان تهران و ریاض شد و هزینه‌های سنگینی را برای کشور و منطقه به همراه داشت.»

    سعید محمد، فرمانده سابق قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء (ص) هم در شبکه اجتماعی ایکس، نسبت حضور نفوذی ها در صدا و سیما هشدار و نوشت: «عزیزان امنیتی؛ اگر دنبال نفوذ می‌گردید بهتر است آمر و تولید کننده ویدیوی توهین آمیز به مقامات عربستان در صدا و سیمای جمهوری اسلامی را شناسایی و تحت پیگرد قرار دهید. عادی نیست که هر وقت روابط عربستان با ایران بهبود میابد برخی در مسیر خواست اسرائیل یا سفارت عربستان را به آتش می‌کشند و یا با انتشار مطالب توهین آمیز سعی در ادامه پروژه ایران هراسی دارند.»

    اتاق فرمان صدا و سیما

    اما دستور اقدامات ضددولت و ضددیپلماسی در صدا و سیما به دستور چه کسانی صادر می شود؟ شاید پاسخ به این سوال به دلیل حضور پرتعداد چهره های نزدیک به جبهه پایداری و دولت سایه در رسانه ملی به راحتی امکان پذیر نباشد اما وحید جلیلی برادر سعید جلیلی، در کنار پیمان جبلی از چهره های نزدیک به رئیس دولت سایه از متهمان اصلی هستند که فرمان حمله به دولت و تصمیمات دیپلماتیک را صادر کردند.

    گویی پیمان جبلی و وحید جلیلی با هم عقد اخوت بستند تا همان رویه ای را که صدا و سیما در زمان علی‌ عسگری در دولت روحانی پیش گرفته بود، علیه دولت پزشکیان نیز تکرار کنند.

    در واقع، حمله صدا و سیما به دولت نامحبوب‌ و مورد غضب مدیرانش، سال‌هاست که در دستور کار این رسانه قرار داشته و به نظر نمی رسد که آنان تصمیمی برای تغییر شرایط یا عقب نشینی موقتی از موضع خود در شرایط فعلی داشته باشند.