برچسب: پایه پولی

  • بمب ساعتی در ترازنامه بانک مرکزی / فشارهای تورمی جدید در راهند؟

    بمب ساعتی در ترازنامه بانک مرکزی / فشارهای تورمی جدید در راهند؟

    به گزارش اقتصادران، بر اساس آخرین داده های بانک مرکزی، رشد پایه پولی در بهار امسال دوباره به محدوده ۳۰ درصد بازگشته است. این در حالی است که از زمستان ۱۴۰۲ بانک مرکزی توانسته بود، رشد پایه پولی را به زیر ۳۰ درصد برساند و حتی در تابستان سال گذشته به زیر ۲۰ درصد کاهش یافته بود. افزایش مجدد رشد پایه پولی در شرایطی رخ داده که کسری‌های مالی دولت، فشارهای شبکه بانکی و نوسانات ارزی به‌طور هم‌زمان بر منابع و مصارف بانک مرکزی سنگینی کرده‌اند. در این میان، اگرچه اجزای شناخته‌شده پایه پولی همچون خالص دارایی‌های خارجی، بدهی بانک‌ها و بدهی دولت نقش مستقیم در توضیح این رشد دارند اما بخش کمتر دیده‌شده‌ای نیز وجود دارد که می‌تواند آثار عمیق‌تری در آینده اقتصاد ایران برجای گذارد: خالص سایر اقلام پایه پولی.

    پایه پولی بانک مرکزی

    این قلم که در ظاهر تنها یک باقیمانده حسابداری است، در واقع آینه‌ای از بدهی‌ها و زیان‌های پنهان بانک مرکزی به شمار می‌رود. داده‌های سال‌های اخیر نشان می‌دهد «خالص سایر اقلام» از یک جزء فرعی در دهه ۱۳۹۰ به شاخصی کلیدی در دهه ۱۴۰۰ تبدیل شده است؛ بخشی که نوسانات آن می‌تواند پیامدهای جدی برای پایداری پولی داشته باشد. هرچند در کوتاه‌مدت منفی بودن این قلم ظاهراً بخشی از فشارهای افزایشی پایه پولی را خنثی می‌کند اما در بلندمدت به معنای انباشته شدن ریسک‌هایی است که در صورت آزاد شدن، می‌توانند به جهش نقدینگی و تورم منجر شوند.

    خالص سایر اقلام پایه پولی؛ نقش پنهان در ترازنامه بانک مرکزی

    پایه پولی در ایران از چهار جزء اصلی تشکیل می‌شود. خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی، بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی، خالص بدهی بخش دولتی به بانک مرکزی و در نهایت خالص سایر اقلام.

    سه جزء نخست ماهیتی روشن دارند و تغییراتشان به‌طور مستقیم بازتاب سیاست‌های ارزی، مالی و بانکی است. اما جزء چهارم یعنی خالص سایر اقلام یک جزء باقیمانده محسوب می‌شود که در آن مجموعه‌ای از دارایی‌ها و بدهی‌های متفرقه بانک مرکزی ثبت می‌شود.

    از نظر حسابداری، این قلم برابر است با سایر دارایی‌ها منهای مجموع سایر بدهی‌ها، پیش‌پرداخت اعتبارات اسنادی بخش دولتی، ودیعه‌های ثبت سفارش بخش غیردولتی و حساب سرمایه. سایر دارایی‌ها شامل مواردی همچون اموال منقول و غیرمنقول، اوراق بهادار خارج از ردیف‌های اصلی و حتی دارایی‌هایی مانند سکه‌های تاریخی یا موجودی نقره است. در مقابل، سایر بدهی‌ها عمدتاً شامل بدهی‌های پرسنلی، ذخایر بازنشستگی و تعهدات متفرقه می‌شود و ودیعه‌ها و پیش‌پرداخت‌ها نیز در همین بخش ثبت می‌گردند.

    ویژگی مهم «خالص سایر اقلام» آن است که غالباً در آمارهای بانک مرکزی منفی گزارش شده و در دهه ۱۴۰۰ شدت منفی بودن آن افزایش یافته است. منفی بودن این قلم به معنای کاهنده بودن نقش آن در محاسبه پایه پولی است؛ یعنی بخشی از اثر افزایشی سایر اجزا را خنثی می‌کند. این وضعیت در ظاهر می‌تواند نشانه‌ای از مهار رشد پایه پولی باشد اما در واقع حکایت از انباشته شدن بدهی‌ها و زیان‌هایی دارد که در حساب‌های اصلی منعکس نمی‌شوند. به بیان دیگر، فشارهای ناشی از سیاست‌های ارزی و مالی به جای آنکه همان لحظه در پایه پولی آشکار شوند، در قالب سایر بدهی‌ها در این قلم انباشته می‌گردند و رقم نهایی آن را منفی‌تر می‌کنند.

    این سازوکار را می‌توان نوعی سرکوب حسابداری دانست. بانک مرکزی با انتقال زیان‌های تسعیر ارز یا بدهی‌های غیرشفاف به «خالص سایر اقلام»، رشد پایه پولی را به تعویق می‌اندازد اما این تعویق به معنای رفع فشار نیست. در واقع هرچه مقدار منفی این قلم بزرگ‌تر شود، نشان‌دهنده افزایش ریسک پنهان در ترازنامه بانک مرکزی است؛ ریسکی که در صورت آزاد شدن می‌تواند به رشد جهشی پایه پولی و فشار تورمی شدید منجر شود.

    بنابراین «خالص سایر اقلام» نه‌تنها یک عدد فرعی در آمارهای پولی نیست، بلکه شاخصی حساس برای سنجش میزان شفافیت و سلامت مالی بانک مرکزی به شمار می‌رود. افزایش قدر مطلق آن نشان می‌دهد که بخشی از مشکلات ساختاری اقتصاد به جای حل شدن، به حساب‌های متفرقه منتقل می‌شود. از این رو تحلیل دقیق این قلم برای درک پایداری پایه پولی و ارزیابی دورنمای تورم در اقتصاد ایران اهمیتی اساسی دارد.

    خالص سایر اقلام؛ از جزء فرعی تا شاخص ریسک در پایه پولی ایران

    بررسی داده‌های بانک مرکزی ایران طی دوره ۱۳۹۰ تا بهار ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که «خالص سایر اقلام پایه پولی» رفتاری نوسانی داشته است. همانگونه که گفته شد این قلم که ماهیتی باقیمانده‌ای دارد و ترکیبی از دارایی‌ها و بدهی‌های متفرقه بانک مرکزی را در بر می‌گیرد، در این بازه زمانی از یک جزء فرعی و نسبتاً کوچک به عاملی کلیدی در تحولات پایه پولی تبدیل شده است.

    در سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹، «خالص سایر اقلام» تقریباً در تمامی فصول منفی بوده و در محدوده‌ای نزدیک به  ۱۰۰- تا ۱۵۰- هزار میلیارد تومان قرار داشته است. همچنین به طور قدرمطلق به طور میانگین در این بازه زمانی این جز برابر با ۶۵ درصد پایه پولی بوده است. این وضعیت به معنای آن بود که این قلم نقش کاهنده در محاسبه پایه پولی داشت و بخشی از اثر افزایشی اجزای دیگر را خنثی می‌کرد. در این دوره، سهم آن در مقایسه با اجزای اصلی همچون بدهی دولت یا بانک‌ها به بانک مرکزی محدود بود و به‌عنوان یک متغیر فرعی در نظر گرفته می‌شد.

    از ابتدای دهه ۱۴۰۰ روندی متفاوت مشاهده شد. «خالص سایر اقلام» برای نخستین بار پس از سال‌ها مثبت شد؛ به‌گونه‌ای که در بهار ۱۴۰۰ رقم آن به ۹.۶ هزار میلیارد تومان و در زمستان همان سال به اوج ۲۱۴.۴ هزار میلیارد تومان رسید. در طول سال ۱۴۰۱ نیز این قلم به‌طور میانگین مثبت باقی ماند و در بازه‌ای بین ۱۶۷ تا ۳۴۶ هزار میلیارد تومان نوسان داشت. مثبت شدن این قلم نشان داد که در آن دوره بخشی از سایر بدهی‌ها کاهش یافته یا برخی از فشارهای مالی از حساب بانک مرکزی خارج و به دولت منتقل شده است. به همین دلیل، برخلاف دهه ۱۳۹۰، «خالص سایر اقلام» در این مقطع اثر افزایشی بر پایه پولی داشت.

    از نیمه دوم سال ۱۴۰۲، روندی معکوس آغاز شد. پس از آنکه این قلم در بهار، تابستان و پاییز ۱۴۰۲ هنوز مثبت باقی مانده بود، در زمستان همان سال سقوطی کم‌سابقه را تجربه کرد و به ۱,۳۵۴.۳- هزار میلیارد تومان رسید. این روند در سال ۱۴۰۳ تشدید شد و در زمستان همان سال به رکورد ۲,۶۴۴.۸- هزار میلیارد تومان منفی رسید. در بهار ۱۴۰۴ نیز مقدار آن در سطح ۲,۵۴۳.۶- هزار میلیارد تومان باقی ماند. این تغییر نشان می‌دهد که فشارهای مالی و زیان‌های انباشته دوباره در ترازنامه بانک مرکزی ظاهر شده و نقش کاهنده این قلم بر پایه پولی بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است.

    سوپاپ حسابداری بانک مرکزی؛ چگونه سایر اقلام آینده تورم را شکل می‌دهد؟

    منفی بودن «خالص سایر اقلام» در ظاهر به معنای کاهش پایه پولی است و در کوتاه‌مدت می‌تواند چنین القا کند که بخشی از فشارهای ناشی از رشد دارایی‌های خارجی یا افزایش بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی خنثی شده است. در این مقطع دولت و بانک مرکزی ممکن است از این وضعیت به‌عنوان ابزاری برای نشان دادن کنترل نسبی بر رشد پایه پولی و مدیریت انتظارات تورمی استفاده کنند. به بیان دیگر، در کوتاه‌مدت این قلم به‌صورت حسابداری امکان می‌دهد آثار برخی فشارهای پولی در ظاهر تعدیل شود و رشد پایه پولی کمتر از واقعیت نمایان گردد.

    اما در افق بلندمدت، ماهیت این قلم متفاوت است. تداوم افزایش قدر مطلق منفی آن به معنای انباشته شدن بدهی‌ها، زیان‌های تسعیر و تعهدات پنهان در ترازنامه بانک مرکزی است. این وضعیت در حقیقت نوعی مهار حسابداری است که فشارها را به تعویق می‌اندازد، نه اینکه آن‌ها را برطرف کند. به محض آنکه بانک مرکزی یا دولت ناچار شوند این بدهی‌ها را تسویه کنند، زیان‌های انباشته را به حساب‌های اصلی منتقل نمایند یا ودایع ثبت‌شده را به پول پرقدرت تبدیل کنند، تمام این فشارهای نهفته یک‌باره در پایه پولی آشکار می‌شود. نتیجه چنین فرآیندی، رشد جهشی پایه پولی و افزایش تورم خواهد بود.

    بنابراین «خالص سایر اقلام» را می‌توان به منزله یک سوپاپ اطمینان حسابداری در نظر گرفت که در کوتاه‌مدت فشارها را پنهان می‌سازد، اما ظرفیت آن محدود است و در نهایت این فشارها به‌صورت فزاینده و با شدت بیشتر بر پایه پولی و متغیرهای کلان اقتصادی نمایان خواهند شد.

    بمب تورمی در ترازنامه بانک مرکزی

    روند منفی و تشدیدشونده «خالص سایر اقلام» در ترازنامه بانک مرکزی حامل هشدارهای مهمی برای سیاستگذاری پولی و مالی است.

    موضوع نخست این است که افزایش قدر مطلق این قلم نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از مشکلات مالی دولت و شبکه بانکی به‌جای انعکاس شفاف در حساب‌های اصلی، در قالب اقلام متفرقه بانک مرکزی انباشته می‌شود. این وضعیت به معنای نوعی بی‌انضباطی مالی پنهان است که سلامت ترازنامه بانک مرکزی را تضعیف کرده و ارزیابی واقعی از وضعیت پایه پولی را دشوار می‌سازد.

    از سوی دیگر، بزرگ شدن این قلم به کاهش شفافیت آماری منجر می‌شود. هنگامی که سهم «خالص سایر اقلام» در پایه پولی افزایش می‌یابد، پژوهشگران و تحلیلگران اقتصادی قادر نخواهند بود منشأ دقیق تغییرات پایه پولی را شناسایی کنند. این امر نه‌تنها فهم صحیح از تحولات پولی را مختل می‌کند، بلکه توان سیاستگذار را برای طراحی واکنش‌های مؤثر و هدفمند کاهش می‌دهد.

    موضوع سوم و شاید مهم‌تر از همه، پیامدهای تورمی بالقوه این روند است. هرچند «خالص سایر اقلام» در کوتاه‌مدت اثر کاهنده بر پایه پولی دارد و بخشی از رشد اجزای دیگر را خنثی می‌سازد، اما افزایش منفی بودن آن به معنای انباشته شدن فشارهایی است که دیر یا زود به پایه پولی منتقل خواهند شد. این وضعیت را می‌توان به یک بمب ساعتی در ترازنامه بانک مرکزی تشبیه کرد که با آزاد شدن قادر است موجی از رشد نقدینگی و تورم را به اقتصاد تحمیل کند.

  • عبور نقدینگی از مرز ۸۰۰۰ هزار میلیارد تومان / زنگ خطر انتظارات تورمی به صدا درآمد

    عبور نقدینگی از مرز ۸۰۰۰ هزار میلیارد تومان / زنگ خطر انتظارات تورمی به صدا درآمد

    به گزارش اقتصادران، بانک مرکزی که از بهمن‌ماه سال گذشته به این سو، بخش گزیده آمارهای اقتصادی در بخش پولی و بانکی را به‌روزرسانی نکرده بود، بالاخره پس از تاخیر بسیار، گزارش متغیرهای عمده پولی و اعتباری را تا پایان خردادماه 1403 را منتشر کرد.

    بر اساس داده‌های این گزارش، در طول مدتی که آمار متغیرهای پولی در بانک مرکزی حبس شده بود، حجم کل نقدینگی در اردیبهشت‌ماه، برای نخستین بار از 8000 هزار میلیارد تومان عبور کرد و پایه پولی نیز در خردادماه از مرز 1000 هزار میلیارد تومان گذشت. از سوی دیگر، نسبت پول به نقدینگی که یکی از دماسنج‌های انتظارات تورمی است، در خردادماه 0.54 واحد درصد رشد کرده که بالاترین میزان صعود ماهانه این نسبت از اسفند 1401 به این سو محسوب می‌شود.

    عوامل اصلی رشد پایه پولی چه بودند؟

    آخرین گزارش بانک مرکزی از متغیرهای پولی حاکی از آن است که پایه پولی پس از رشد 2.1 درصدی در سه ماهه نخست سال 1403 در پایان خردادماه به هزار و 113 هزار میلیارد تومان رسیده است. نرخ رشد نقطه به نقطه پایه پولی، یا به عبارت دیگر نرخ رشد پایه پولی از خردادماه سال 1402 تا خردادماه امسال نیز معادل 23.3 درصد ثبت شد.

    با این حال نرخ رشد سه ماهه و 12 ماهه پایه پولی در خردادماه سال گذشته به ترتیب معادل 5.6 درصد و 41.8 درصد ثبت شده بود که این ارقام نشان از کاهش نرخ رشد پایه پولی در سال 1403 دارند.

    همچنین بررسی‌ها حاکی از آن هستند که رشد خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی و مطالبات بانک مرکزی از شبکه بانکی، عوامل اصلی رشد نقطه به نقطه 23.3 درصدی پایه پولی در خردادماه بوده‌اند.

    کاهش نرخ رشد نقدینگی ادامه دارد

    از سویی دیگر، بررسی داده‌های نقدینگی نیز نشان می‌دهد که حجم کل نقدینگی کشور در پایان خردادماه رقم هشت هزار و 354 هزار میلیارد تومان را ثبت کرده که از رشد 6 درصدی این رقم در طول بهار سال 1403 حکایت دارد. این در حالیست که نرخ رشد نقدینگی در بازه زمانی مشابه سال گذشته 3.9 درصد ثبت شده بود.

    افزون بر آن نرخ رشد نقطه به نقطه نقدینگی نیز در سال 1403 کاهش یافته است. طوری که این نرخ که در خردادماه سال قبل معادل 29 درصد رقم خورده بود، در خردادماه سال جاری به 26.8 درصد رسید.

    صعود ضریب فزاینده نقدینگی

    بخش دیگری از گزارش بانک مرکزی، مربوط به ضریب فزاینده نقدینگی است؛ ضریبی که نشان‌دهنده آن است که نظام بانکی چند برابر سپرده‌ای که در اختیار داشته، خلق پول کرده است. به عبارت دیگر، ضریب فزاینده نقدینگی نشان می‌دهد که هر واحد پایه پولی، چه میزان نقدینگی خلق کرده است.

    بررسی آمار منتشر شده از سوی بانک مرکزی نشان می‌دهد که ضریب فزاینده نقدینگی در پایان خردادماه امسال به 7.506 واحد رسیده است. این در حالیست که رقم مذکور در خردادماه سال گذشته معادل 7.294 واحد و در پایان آن سال، 7.223 درصد ثبت شده بود.

    افزایش ضریب فزاینده نقدینگی به این معناست که سیستم بانکی از هر واحد پایه پولی، مقدار بیشتری نقدینگی در اقتصاد ایجاد کرده است. یکی از علل اصلی افزایش ضریب فزاینده نقدینگی نیز می‌تواند افزایش وام‌دهی شبکه بانکی باشد که با توجه به آمارهای بانک مرکزی، می‌توان نقش این موضوع در رشد ضریب فزاینده را تایید کرد. با این حال، تداوم رشد ضریب فزاینده نقدینگی می‌تواند نشان‌دهنده بروز تورم و مشکلات اقتصادی در آینده باشد.

    نسبت پول به نقدینگی 24.58 درصد شد

    یکی از شاخص‌های مهمی که می‌توان با استفاده از داده‌های گزارش بانک مرکزی آن را محاسبه کرد، نسبت پول به نقدینگی است. نقدینگی از دو جزء پول و شبه‌پول تشکیل می‌شود. به زعم کارشناسان، از آنجایی که پول سیالیت بیشتری نسبت به شبه‌پول دارد، افزایش این بخش از نقدینگی می‌تواند تورم‌زا باشد.

    بررسی‌ها نشان می‌دهند که نسبت پول به نقدینگی در پایان خردادماه به 24.58 درصد رسیده که بالاترین میزان در چهار ماه اخیر است. نکته قابل توجه اما رشد شدید این نسبت تنها در طول یک ماه است. نسبت پول به نقدینگی در خردادماه امسال 0.54 درصد جهش کرد که این بیشترین رشد ماهانه ثبت شده از اسفند سال 1401 به این سو محسوب می‌شود.

    نسبت پول به نقدینگی

    چرا نسبت پول به نقدینگی دماسنج انتظارات تورمی است؟

    در یک اقتصاد با ثبات، مردم تمایل دارند که تنها به اندازه نیازهای روزمره خود از پول استفاده کرده و منابع مازاد خود را به شکل شبه‌پول (شامل سپرده‌های مدت‌دار، اوراق بدهی، اسناد خزانه و…) نگهداری کنند؛ زیرا پول، بخشی از نقدینگی است که سودی به صاحب خود نمی‌دهد.

    از همین روی، رشد نسبت پول به نقدینگی نشانه‌ای از آن است که مردم انتظار دارند در آینده با تورم‌های بالاتری مواجه باشند و از همین جهت، خود را برای مخارج بیشتر در آینده آماده می‌کنند. به این ترتیب، این دماسنج انتظارات تورمی این هشدار را می‌دهد که اگر سیاست‌های پولی مناسب در جهت مهار رشد پول و نقدینگی به کار گرفته نشوند، خطر رشد تورم در ماه‌های آینده وجود دارد.

  • روایت بانک مرکزی از وضعیت نقدینگی در کشور طی یکسال اخیر + نمودار

    روایت بانک مرکزی از وضعیت نقدینگی در کشور طی یکسال اخیر + نمودار

    به گزارش اقتصادران، نقدینگی در پایان اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ نسبت به پایان سال ۱۴۰۲ معادل ۳.۲ درصد رشد یافته است که این رقم پایین‌تر از رشد نقدینگی هدف‌گذاری شده برای دو ماهه نخست امسال است.

    بر اساس اعلام بانک مرکزی، همچنین، نرخ رشد دوازده‌ماهه نقدینگی از ۳۰.۹ درصد در پایان اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۲ طی یک روند نزولی به ۲۵.۶ درصد در پایان اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ رسیده است. لازم به ذکر است رشد ماهانه نقدینگی در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۳ معادل ۲.۰ درصد بوده است و رشد تجمعی نقدینگی دو ماهه نخست امسال کمتر از میزان هدف گذاری تعیین شده برای این مدت است.

    .

    پایه پولی: بر اساس آمارهای مقدماتی، پایه پولی در پایان اردیبهشت ماه سال جاری رشدی معادل ۰.۳ درصد را نسبت به پایان سال ۱۴۰۲ تجربه کرد. همچنین، نرخ رشد دوازده‌ماهه پایه پولی در پایان اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۳ معادل ۲۱.۱ درصد بوده است. نکته قابل توجه تداوم روند نزولی رشد پایه پولی است، به طوری که رشد دوازده‌ماهه پایه پولی از ۴۲.۹ درصد در پایان سال ۱۴۰۱ به ۲۱.۱ درصد در پایان اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۳ رسیده است.

    .

    لازم به اشاره است ضریب فزاینده نقدینگی نیز در پایان اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ نسبت به پایان سال ۱۴۰۲، معادل ۲.۹ درصد افزایش یافت و به رقم ۷.۴۳۴ رسید.

  • بدهی دولت به بانک مرکزی زیاد شد!

    بدهی دولت به بانک مرکزی زیاد شد!

    به گزارش اقتصادران، پایه پولی پول پر قدرت بانک مرکزی است که عدد ترازنامه بانک مرکزی را نشان می‌دهد. یکی از اجزای این ترازنامه خالص بدهی بخش دولتی به بانک مرکزی است که از کسر سپرده‌های بخش دولتی از بدهی‌های این بخش به دست می‌آید.

    استقراض دولت از بانک مرکزی عاملی برای رشد پایه پولی

     استقراض دولت از بانک مرکزی شیوه‌ای است که دولت‌های کشور در دوره‌های مختلف کم و بیش از آن برای رفع کسری بودجه خود استفاده کرده‌اند. شیوه‌ای که رشد پایه پولی را در پی دارد. به عبارت دیگر بانک مرکزی با چاپ پول بیشتر به دولت پول قرض می‌دهد.  این چاپ پول بی‌پشتوانه می‌تواند رشد نقدینگی و رشد تورم را در پی داشته باشد.

     در بهمن 1402 حجم بدهی کل بخش دولتی به بانک مرکزی به 390 هزار میلیارد تومان رسیده که از این رقم 302 هزار میلیارد تومان آن را دستگاه دولت و 88 هزار میلیارد تومان آن را بخش دولتی استقراض کرده است.

     بررسی‌ها نشان می‌دهد سهم این بدهی‌ها از پایه پولی در ماه‌های اخیر رشد قابل توجهی کرده است.

    رشد 8.4 واحد درصدی سهم بدهی دولت از پایه پولی

     سهم بدهی دولت از پایه پولی در ابتدای سال 1400 برابر با 36.6 درصد بوده است که در پایان این سال به 29.6 درصد رسیده است.

     این سهم در سال 1401 به 31.7 درصد افزایش یافت و پس از آن تا آذر 1402 در یک روند کاهشی به 28.9 درصد رسید.

     اما آمار بانک مرکزی حاکی از این است که سهم بدهی دولت به بانک مرکزی از پایه پولی در دی و بهمن 1402 به 37.2 درصد رشد کرده است که نشان می‌دهد نزدیک به 40 درصد از چاپ بی‌پشتوانه پول به دلیل کسری بودجه و استقراض دولت صورت گرفته است.

     رشد این بدهی‌ها را می‌توان با رشد پایه پولی نیز مقایسه کرد. این مقایسه حاکی از این است که از پایان پاییز سال گذشته سرعت رشد بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی از پایه پولی فراتر رفته است.

    سبقت رشد بدهی دولت از پایه پولی

     رشد نقطه به نقطه بدهی بخش دولتی به بانک مرکزی در فروردین سال 1400 یعنی تغییرات آن‌ها در این ماه نسبت به فروردین ماه 1399 برابر با 3.2 درصد بوده است. در حالی که رشد پایه پولی در این ماه برابر با 31.5 درصد به ثبت رسیده است.

     از ابتدای سال 1400 در اغلب ماه‌ها بدهی بخش دولتی با سرعت کمتری نسبت به پایه پولی رشد کرده است. اما از دی ماه 1402 نرخ رشد نقطه به نقطه بدهی دولت به بانک مرکزی با جهشی قابل توجه به 56.3 درصد رسید و از پایه پولی پیشی گرفت. در این ماه رشد نقطه به نقطه پایه پولی برابر با 31.7 درصد بود. حجم بدهی دولت به بانک مرکزی در فاصله آذر تا دی از 295 هزار میلیارد تومان به 385 هزار میلیارد تومان رسید.

     روند رشد بدهی‌های دولت به بانک مرکزی نشان می‌دهد استقراض دولت از بانک مرکزی به ویژه در ماه‌های اخیر شدت گرفته است. کارشناسان این موضوع را با عنوان پولی‌سازی تعهدات دولت در اقتصاد مطرح می‌کنند؛ مسئله‌ای که می‌تواند تبعات تورمی داشته باشد.

  • چرا تب تورم ایران پایین نمی آید؟

    چرا تب تورم ایران پایین نمی آید؟

    به گزارش اقتصادران، پرویز خوشکلام خسروشاهی طی یادداشتی عنوان کرد:

    نهادهای آماری نرخ تورم را نه براساس دلایل آن، بلکه براساس مشاهدات میدانی از تغییر قیمت‌ها و ضرایب اهمیت آنها در بودجه خانوار محاسبه می‌کنند. بنابراین قضاوت درباره افزایش یا کاهش تورم براساس شاخص قیمت مصرف‌کننده که به‌صورت ماهانه از سوی نهادهای آماری کشور منتشر می‌شود می‌‌‌تواند گمراه‌‌‌کننده باشد. بنابراین باید دنبال شاخصی برای شناسایی تورم بود. با اندکی تسامح شاید بتوان نرخ تورم خدمات را شاخصی برای این منظور، حداقل برای دهه اخیر دانست. اگر این شاخص پذیرفته شود، مشاهده خواهد شد که به‌‌‌رغم روند کاهشی تورم کالاها از ابتدای امسال، تورم خدمات تغییر محسوسی ندارد و به روند صعودی خود که از ابتدای سال ۱۳۹۷ آغاز شده همچنان ادامه می‌دهد. تورم کالاها نیز به‌‌‌رغم فراز و فرودهایی که در نتیجه شوک‌‌‌های ارزی این دوره داشته، پس از پشت سرگذاشتن شوک‌‌‌های ارزی زمستان ۱۴۰۱، به‌تدریج خود را به تورم خدمات نزدیک می‌کند.

    پولی بیرونی و درونی

    پول بیرونی، پولی است که بدون ایجاد هر گونه بدهی یا کاهش در دارایی‌‌‌های موجود بخش غیردولتی، به دارایی‌‌‌های آن می‌‌‌افزاید. به عبارت دیگر پولی که بدون پشتوانه (بدون اخذ نوع دیگری از دارایی از بخش غیردولتی) خلق می‌شود، بنابراین به خلق قدرت خرید جدید با افزودن بر خالص دارایی‌‌‌های بخش غیردولتی منجر می‌شود. پول بیرونی سبب تغییر در ترکیب دارایی‌‌‌های بخش غیردولتی نیز می‌شود. در مقابل آن پول درونی قرار دارد که پولی است که در مقابل ایجاد بدهی یا کاهش در دارایی‌‌‌های موجود بخش غیردولتی به دارایی‌‌‌های آن می‌‌‌افزاید. به عبارت دیگر پولی است که با پشتوانه (در مقابل اخذ نوع دیگری از دارایی از بخش غیردولتی) خلق می‌شود و سبب خلق قدرت خرید جدید نمی‌شود.

    پس پول درونی نیز به تغییر در ترکیب دارایی‌‌‌های بخش غیردولتی منجر می‌شود، اما سبب افزایش خالص دارایی‌‌‌های بخش غیردولتی نمی‌‌‌شود. پول درونی عمدتا در نتیجه عملیات بازار باز بانک‌مرکزی یا عملیات خلق پول بانک‌ها ایجاد می‌شود. بنابراین منابع پایه پولی را به دو نوع می‌‌‌توان تقسیم کرد. یکی منابعی که سبب افزایش پول بیرونی می‌شود و دیگری منابعی که به افزایش پول درونی می‌انجامد. خالص بدهی دولت به بانک‌مرکزی و بدهی‌‌‌ بانک‌ها به بانک‌مرکزی (اگر در مقابل آن دارایی فعال و نقدشونده دیگری از بانک‌ها به عنوان وثیقه اخذ نشود)، موجب افزایش پول بیرونی می‌شود. بدهی بانک‌ها به بانک‌مرکزی (اگر در مقابل آن دارایی فعال و نقدشونده دیگری از بانک‌ها به عنوان وثیقه اخذ شود)، به افزایش پول درونی منجر می‌شود.

    افزایش خالص دارایی‌‌‌ خارجی بانک مرکزی از مسیر خریداری دارایی‌‌‌ خارجی دولت نیز به جهت اینکه سبب افزایش خالص دارایی بخش غیردولتی خواهد شد به رشد پول بیرونی منجر می‌شود. خرید اوراق قرضه از بانک‌ها یا بقیه اشخاص غیردولتی توسط بانک مرکزی (عملیات بازار باز) یا خرید دارایی خارجی از آنها توسط بانک‌مرکزی سبب رشد پول درونی می‌شود. در عملیات بازار باز بانک‌مرکزی ترکیب دارایی‌‌‌های بخش غیردولتی را عوض کرده و آن را از نقدشوندگی بیشتر به کمتر یا بالعکس تغییر می‌دهد، اما به تغییر در خالص دارایی‌‌‌های بخش غیردولتی منجر نمی‌شود.

    در نتیجه افزایش خالص دارایی‌‌‌های خارجی بانک مرکزی از مسیر غیردولتی نیز ترکیب دارایی‌‌‌های این بخش از دارایی خارجی به داخلی تغییر می‌‌‌یابد، اما به تغییر در خالص دارایی‌‌‌های بخش غیردولتی منجر نمی‌شود. بنابراین وقتی در نتیجه عملیات بازار باز یا خرید دارایی خارجی از بخش غیردولتی، پایه پولی و عرضه پول رشد می‌کند این از نوع پول درونی است. افزایش پول بیرونی در مقایسه با افزایش پول درونی آثار بسیار متفاوتی بر اقتصاد دارد. افزایش پول بیرونی به احتمال زیاد سبب افزایش مصرف و کاهش پس‌‌‌انداز و سرمایه‌گذاری می‌شود؛ در حالی که رشد پول درونی چنین پیامدهایی ندارد. همچنین اثر افزایش پول بیرونی بر سطح قیمت‌ها بسیار بیشتر از اثر رشد پول درونی است.

    اتفاقاتی که طی ماه‌‌‌های اخیر در این خصوص افتاده به‌خوبی چرایی پایین نیامدن تورم، حداقل در حد مورد انتظار را توضیح می‌دهد. در اینجا خالص بدهی دولت به بانک‌مرکزی و همچنین بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی با اندکی تسامح معادل پول بیرونی در نظر گرفته می‌شود. البته افزایش خالص دارایی‌‌‌ خارجی بانک‌مرکزی از مسیر خریداری دارایی‌‌‌ خارجی دولت نیز سبب رشد پول بیرونی می‌شود. اما چون بانک مرکزی در برابر این پول، معادل آن را به شکل دارایی خارجی در اختیار می‌گیرد و می‌‌‌تواند با فروش آن پول بیرونی ایجادشده را بازگرداند و از سوی دیگر امکان تفکیک دارایی خارجی با منشأ دولتی و غیردولتی در داده‌‌‌های بانک مرکزی میسر نیست، در اینجا فرض می‌شود افزایش خالص دارایی خارجی بانک مرکزی نیز پول درونی است.

    بنابراین در این نوشته، خالص دارایی‌‌‌های‌‌‌ خارجی و همچنین خالص سایر دارایی‌‌‌های بانک مرکزی از جمله نتیجه عملیات بازار باز معادل پول درونی بانک مرکزی تلقی می‌‌‌شود. البته در مقاطعی که بانک مرکزی به ارزهای نفتی خریداری‌‌‌شده از دولت دسترسی نداشته، خالص دارایی‌‌‌های خارجی هم عملا خاصیت پول بیرونی را داشته، اما به جهت نبود اطلاعات کافی در این مورد آن‌هم جزو پول درونی تلقی شده است.

    با چنین تعبیری از پول بیرونی و درونی، آمار نشان می‌دهد که از نیمه دوم 1401 پول بیرونی شاهد رشد فزاینده‌‌‌ای بوده، به‌گونه‌‌‌ای که در شهریور 1402 پول بیرونی اسمی نسبت به شهریور 1401 بیش از 3.8برابر و پول بیرونی حقیقی بیش از 2.7برابر شده و در نتیجه سهم پول بیرونی از کل پایه پولی از 20‌درصد در پایان شهریور سال گذشته به 54‌درصد در پایان شهریور سال‌جاری افزایش یافته است. طی این دوره یک‌ساله، بیش از ۳۹۰‌هزار میلیارد تومان پول بدون پشتوانه و در واقع قدرت خرید جدید به‌طور مستقیم توسط بانک‌مرکزی خلق و بر خالص اسمی دارایی بخش‌‌‌‌‌‌های اقتصادی افزوده شده است. بیش از 86‌درصد این مبلغ مربوط به نیمه اول سال‌جاری است.

    سهم پایه پولی

    افزایش سهم پول بیرونی از پایه پولی به دلیل رشد سریع‌تر آن نسبت به پول درونی بانک مرکزی یا کاهش حجم پول درونی بانک مرکزی اتفاق افتاده است. بانک‌مرکزی با محدود کردن خلق پول بانکی در نتیجه اجرای سیاست کنترل مقداری ترازنامه و همچنین با نحوه فعالیت خود در بازار ارز عملا پول بیرونی را جایگرین بخشی از پول درونی در اقتصاد کرده است. یک پایه مهم این عارضه آنجاست که بانک‌ها به‌خاطر سیاست کنترل مقداری ترازنامه سعی در کنترل اعتباردهی دارند، اما تکالیفی که به آنها تحمیل می‌شود سبب می‌‌‌شود اعتبارات تکلیفی و همچنین ناترازی حاصل از آن را از منابع بانک مرکزی تامین کنند و بانک مرکزی هم آن را تقدیم می‌کند (افزایش پول بیرونی).

    در واقع بانک مرکزی با انتقال تبعات سیاست کنترل مقداری ترازنامه برای بانک‌ها به پایه پولی و پول بیرونی، نه‌تنها آثار آن سیاست را خنثی می‌کند، بلکه با تغییر ترکیب پایه پولی بر تورم نیز دامن می‌‌‌زند. رفتار بانک‌مرکزی در بازار ارز هم جالب توجه است. از ابتدای فروردین تا پایان شهریور سال‌جاری، بانک‌مرکزی نزدیک به 190‌هزار میلیارد تومان از خالص دارایی خارجی خود کاسته است (28‌درصد کاهش). با توجه به اینکه کاهش در نرخ تسعیر دارایی‌‌‌های خارجی یا افزایش بدهی‌‌‌های ارزی بانک‌مرکزی مطرح نیست، از این‌‌‌رو، کاهش خالص دارایی‌‌‌ خارجی بانک مرکزی در این حجم باید نتیجه مداخله گسترده در بازار ارز بوده باشد. البته آنچه جالب توجه است این نیست، بلکه اثر آن بر وضعیت پایه پولی و پول بیرونی است.  با توجه به کاهش 28درصدی در خالص دارایی‌‌‌های خارجی بانک‌مرکزی و سهم بالای آن در منابع پایه پولی، انتظار می‌‌‌رفت نرخ رشد پایه پولی در نیمه اول امسال به‌شدت کاهش پیدا کند و حتی به کمتر از 15‌درصد تقلیل یابد.

    به عبارت دیگر اگر خالص دارایی‌‌‌های خارجی بانک‌مرکزی در 6ماه ابتدایی سال‌جاری در همان سطح اسفند 1401 باقی می‌‌‌ماند در این‌صورت نرخ رشد پایه پولی در شهریور 1402 باید تا 70‌درصد هم می‌‌‌رسید. اما چنین نشده و نرخ رشد پایه پولی از اسفند 1401 تا شهریور 1402 به‌جز رشد 45‌درصدی در فروردین‌ماه، در حدود 41 تا 42‌درصد ثابت باقی مانده است. این به چه معنی می‌‌‌تواند باشد؟ این می‌‌‌تواند به معنای  آن باشد که منابع موردنیاز برای خرید آن بخش از دارایی‌‌‌های خارجی بانک مرکزی که به فروش رسیده یا از محل سپرده‌‌‌های دولت نزد بانک مرکزی یا اینکه به‌خاطر ناترازی‌‌‌های بانکی از محل افزایش بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی تامین شده است.

    در واقع منابع موردنیاز برای خرید دارایی خارجی فروخته ‌‌‌شده عملا از منابع خود بانک مرکزی تامین شده است. به‌‌‌عبارت دیگر پول درونی کاهش و به‌جای آن پول بیرونی وارد اقتصاد شده و به همین دلیل نرخ رشد پایه پولی تغییری نکرده است. این اقدام مانع بروز شوک ارزی و تورمی شده، اما دانسته یا نادانسته با تغییر در ترکیب پایه پولی و ایجاد قدرت خرید جدید و بلامحل و بدون پشتوانه، مانع کاهش نرخ تورم به سطوحی پایین‌‌‌تر از هسته اصلی آن شده است. روشن است که این اقدام به جهت دسترسی به منابع ارزی مسدود، میسر شده است؛ اما اینکه تا کجا قابل دوام است زمان نشان خواهد داد.

    پس پاسخ به این پرسش که «چرا تورم پایین نمی‌‌‌آید؟» در سطح عملیاتی، رشد بی‌‌‌امان پول بیرونی است که با رشد اقتصادی تناسبی ندارد. در امتداد آن انتظارات تورمی بالفعل و مزمن قرار دارد که بخش مهمی از آن ناشی از بی‎برنامگی و عدم‌ارائه دورنمای روشن از سوی سیاستگذار پولی و غیرپولی است. به این موارد ذی‌نفعان تورم را هم باید افزود. به جهت اینکه تورم در ایران حالت مزمن به خود گرفته، از این‌رو طی زمان ذی‌نفعان حقیقی و حقوقی زیادی پیدا کرده که با تورم زنده‌‌‌اند. بنابراین آنان نیز نیرویی مهم در مقابل کارکرد نیروهای کاهنده تورم هستند.

    راهکارهای بانک مرکزی

    بانک‌مرکزی چه کاری می‌‌‌تواند انجام دهد؟ در یک پاسخ عمل‌‌‌گرایانه تقریبا هیچ، چون انتقال از راهبرد «توزیع رانت» به راهبرد «تولید ثروت» برای او یک امر برون‌‌‌زاست. با در نظر گرفتن جمیع جهات، بانک‌مرکزی از رفتارهایی که مطرح شد تقریبا گریزی ندارد. بانک‌مرکزی گرفتار گرداب انتظارات بی‌‌‌تناسب از  خود است و تنها کاری که می‌‌‌تواند انجام دهد تلاش برای تثبیت رشد نرخ ارز به‌جای تثبیت خود نرخ ارز و همچنین تلاش برای تسهیل اعتباری از طریق پول درونی به‌جای پول بیرونی است. بانک‌مرکزی باید خلق پول را منوط به اخذ دارایی‌‌‌های نقدشونده‌‌ ‌‌‌معادل نظیر اوراق مالی کند. اگر فعلا گریزی از کنار آمدن با ناترازی‌‌‌ها نیست حداقل همین دو کار انجام شود، چون آثار منفی آنها بسیار کمتر از پیامدهای زیانبار شوک‌‌‌های ارزی و تولید پول بیرونی است.

    ناگفته نماند بعضا با درک ناقص از مقوله موسوم به درون‌‌‌زایی پول و تحولات جدید در بانکداری مدرن، نتایج نادرستی درباره پایه پولی مطرح و با این تصور که پایه پولی سبب رشد عرضه پول نخواهد شد ادعا می‌شود رشد پایه پولی مهم نیست. این نگاه، با غفلت از تفاوت‌‌‌ میان دینامیزم منابع و مصارف پایه پولی و مخلوط کردن تحلیل حسابداری با تحلیل اقتصادی و ارائه تحلیل‌‌‌های ایستا به چنین خطاهایی دامن می‌‌‌زند. ضمنا پول درونی اثر تورمی محدودی داشته و روی سرمایه‌گذاری آثار مثبت زیادی دارد، اما پول بیرونی بسیار مخرب است. مباحثی که در نظام‌‌‌های سیاستگذاری پولی پیشرو دنیا مطرح است عمدتا بر محوریت پول درونی می‌‌‌چرخد و ادبیات کمی درباره پول بیرونی تولید می‌شود؛ چون مبتلابه آنان نیست و این با آنچه در کشور ما در جریان است تفاوت‌‌‌های قابل‌توجهی دارد؛ از این‌رو در تحلیل‌‌‌ها باید به این تفاوت مهم توجه کرد.