برچسب: وفاق ملی

  • دولت پزشکیان در تله «وفاق»؛ حامیان ناراضی، رقبا طلبکار / بازنده اصلی چه کسی است؟

    دولت پزشکیان در تله «وفاق»؛ حامیان ناراضی، رقبا طلبکار / بازنده اصلی چه کسی است؟

    به گزارش اقتصادران، اظهارات صریح آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات، را نمی‌توان صرفاً یک گلایه درون‌جریانی یا نقد معمول سیاسی دانست؛ این سخنان نشانه‌ای از یک شکاف عمیق‌تر است که هر روز در مناسبات میان دولت مسعود پزشکیان و بدنه اصلاح‌طلبان پررنگ‌تر می‌شود. شکافی که اگر ترمیم نشود، نه‌تنها دولت را از پشتوانه اجتماعی خود تهی می‌کند، بلکه عملاً میدان بازی را به نفع جریان رقیب باز می‌گذارد؛ جریانی که هم‌زمان در نقش «منتقد تند» و «ذی‌نفع وضع موجود» ظاهر شده است.

    تضعیف دولت زیر سایه وفاق

    گزارش دیروز روزنامه کیهان با محور «عبور اصلاح‌طلبان از پزشکیان» دقیقاً در همین چارچوب قابل‌فهم است. این گزارش نه از سر نگرانی برای دولت، بلکه به‌عنوان یک راهبرد سیاسی منتشر شد: فشار رسانه‌ای برای مرزبندی دولت با اصلاح‌طلبان و القای این گزاره که فاصله گرفتن پزشکیان از پایگاه رأی خود، شرط بقا و ثبات دولت است. اما تجربه سیاسی ایران نشان داده که این مسیر، الزاماً به شکل‌گیری یک حامی وفادار در جناح رقیب منتهی نمی‌شود.

    واقعیت این است که جریانی که امروز زیر سایه «وفاق» در دولت نفوذ کرده، نه‌تنها جایگاه انتقادی خود را کنار نگذاشته، بلکه با حملات مستمر به دولت، در حال تضعیف آن است. این جریان، از یک‌سو از امکانات و فضای دولت بهره می‌برد و از سوی دیگر، خود را برای انتخابات آینده آماده می‌کند؛ انتخاباتی که در آن، تضعیف دولت مستقر می‌تواند به‌معنای هموار شدن مسیر برای معرفی گزینه مطلوب خود به پاستور باشد. به بیان دیگر، پزشکیان اگر تصور کند با دور شدن از اصلاح‌طلبان، حمایت بی‌قیدوشرط رقیب را به دست می‌آورد، دچار خطای محاسباتی جدی شده است.

    پزشکیان عامل شکست اصلاح‌طلبان؟

    نکته مهم‌تر، اما به خود جریان اصلاحات بازمی‌گردد. حتی اگر فاصله میان دولت و اصلاح‌طلبان بیشتر شود، این به معنای بازسازی بدنه اجتماعی ریزش‌کرده آنها نیست. اصلاحات طی سال‌های اخیر، به‌ویژه در بزنگاه‌هایی، چون دولت روحانی و انتخابات‌های کم‌رمق مجلس و ریاست‌جمهوری، سرمایه اجتماعی خود را به‌تدریج از دست داد. در انتخابات اخیر، آنچه باقی مانده بود، به‌نوعی آخرین ذخیره اعتبار سیاسی این جریان برای پیروزی پزشکیان به میدان آمد. نتیجه امروز، محصول همان تصمیم پرهزینه است.

    در چنین شرایطی، ابزار سنتی اصلاح‌طلبان برای دعوت مردم به مشارکت ـ یعنی هشدار درباره پیروزی رقیب ـ عملاً کارکرد خود را از دست داده است. وقتی همان رقیب، به‌زعم افکار عمومی، در ساختار قدرت تثبیت شده یا دست‌کم سهم قابل‌توجهی از آن را در اختیار دارد، این هشدار دیگر انگیزه‌ساز نیست. این ناتوانی در بسیج اجتماعی، پیامد‌های فراتری از یک شکست جناحی دارد.

    ناتوان شدن جریان اصلاحات در تزریق شور انتخاباتی و تشویق مردم به مشارکت، به‌معنای تداوم و حتی تعمیق روند کاهش مشارکت سیاسی است. با توجه به میزان مشارکت در انتخابات‌های اخیر ریاست‌جمهوری و مجلس، می‌توان گفت خطر آن وجود دارد که انتخابات به‌تدریج از متن سیاست به حاشیه رانده شود. این وضعیت، نه فقط برای اصلاح‌طلبان یا دولت پزشکیان، بلکه برای کلیت دموکراسی و سازوکار نمایندگی سیاسی در کشور، زنگ خطر جدی محسوب می‌شود.

    سخنان آذر منصوری را می‌توان در همین چارچوب خواند: هشدار درباره «وفاقی» که به حذف یک جریان و بازتولید نارضایتی اجتماعی می‌انجامد. اگر دولت پزشکیان نتواند میان واقعیت‌های قدرت و مطالبات بدنه رأی خود توازن برقرار کند، نه‌تنها حمایت اصلاح‌طلبان را از دست می‌دهد، بلکه در زمینی بازی خواهد کرد که قواعدش را رقیب تعیین می‌کند؛ زمینی که در نهایت، بازنده اصلی آن، مشارکت سیاسی و اعتماد عمومی خواهد بود.

  • پزشکیان به اسم وفاق زمین را داد که زمان بخرد اما زمین را داد و زمان نخرید /  اینکه رئیس جمهوری در این سطح فریب بخورد، نشان دهنده ضعف کیاست سیاسی است

    پزشکیان به اسم وفاق زمین را داد که زمان بخرد اما زمین را داد و زمان نخرید / اینکه رئیس جمهوری در این سطح فریب بخورد، نشان دهنده ضعف کیاست سیاسی است

    به گزارش اقتصادران، سخنان اخیر مسعود پزشکیان در خصوص ناترازی های انرژی، وجود مشکلات متعدد در کشور، شعارهایی که در عمل به جایی نمی رسند و مسائل امنیت ملی، مورد توجه بسیاری از تحلیلگران سیاست داخلی و خارجی قرار گرفته است.

    حشمت الله فلاحت پیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی به بررسی این موضوع پرداخته است:

    پزشکیان از جریانات افراطی رودست خورده است

    حشمت الله فلاحت پیشه  گفت: «صحبت های چند هفته اخیر آقای پزشکیان، اعتراف ایشان به رودست خوردن از جریانات افراطی همیشه حاضر در عرصه قدرت است. اولین شخصی که فریب شعارهای افراطی را خورد، شخص آقای پزشکیان است. بسیاری از نخبگان این کشور برای این که به مدیریت توام با شعارهای بی عمل پایان دهند و به ویژه برای پرهیز از تداوم حضور کشور در فلاکت ایجاد شده توسط افراطیون، سعی کردند برای آقای پزشکیان رای جمع کنند. مهمترین شعار پزشکیان که باعث اجتماع این نخبگان شد، این صحبت ایشان بود که در تبلیغات انتخاباتی بارها تاکید کرده بود گروه‌های تخصصی مختلف را شکل خواهد داد و نظرات آنان را اعمال می کند. به عنوان نمونه در حوزه نمایندگان مجلس، می دانم که ۸۰۴ نماینده از نمایندگان ادوار مختلف مجلس در نقاط مختلف کشور برای آقای پزشکیان، تلاش کردند و هدف آنان پیشگیری از رای آوردن افراطیون بود.»

    وی افزود: «بخش قریب به اتفاق افرادی که تلاش کردند، اصلا وارد بازی راهبردی تشکیل کابینه هم نشدند. درواقع این ها هم تجربه داشتند که نباید وارد این بازی شوند و هم شان خود را بالاتر از این می دانستند که خود را زیر سوال ببرند که برای مناصب این کار را کرده اند نه برای دغدغه ملی. در حال حاضر بخش اعظم نمایندگان، پزشکیان را مقصر اصلی می‌بینند، چون فریب خوردن رئیس جمهوری که در این فضا رای آورد، در شان یک رئیس جمهور نبود. آقای پزشکیان یک سال انرژی خود و یک سال امید رای دهندگان را به خاطر همین شعارها هدر داد. هم اکنون نیز به بخش اعظم وعده های خود که ملموس ترین آن موضوع فیلترینگ است، عمل نکرده است.»

    آقای پزشکیان به جای استفاده از اختیارات خود شعار می دهد

    رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم در ادامه گفت: «متاسفانه شخص آقای پزشکیان نیز، اکنون در زمره شعار دهندگان تعریف می شود. اگر مردم هم بخواهند نخبگان سیاسی را طبقه بندی کنند، خود آقای پزشکیان را نیز در دسته ای تعریف می کنند که فقط شعار می دهند. حرف‌های چند هفته اخیر ایشان نیز، بخشی از همین شعارها است. رئیس جمهور، طیق قانون اساسی اختیارات متعددی دارد اما آقای پزشکیان به جای استفاده از اختیارات خود، شعارهای جدیدی مطرح می کند. برای مثال در زمان آقای پزشکیان بودجه نهادهای قدرت و نهادهایی که عملکردشان هیچ ربطی به منافع عمومی ندارد، نه تنها کم نشد، بلکه بیشتر شد.»

    وی افزود: «در زمان ریاست جمهوری آقای پزشکیان، در بخش سیاست خارجی، به جای این که وارد حوزه عقلانیت شود، متاسفانه هم ایشان و هم وزیر امور خارجه، شعارهای افراطیون را تکرار کردند و عملا دیدیم که تا زمان جنگ، دولت در عرصه سیاست خارجی، یک دولت بی عمل بود. دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی که ریاست شورا بر عهده رئیس جمهور است، در عرصه سیاست خارجی کاملا تعطیل بود. معتقدم آقای رئیس جمهور حتی در زمینه پیشگیری از جنگ به اندازه کافی از اختیارات خود استفاده نکرد. همه این ها را به عنوان یک دوست می گویم که هیچ توقعی هم از ایشان ندارد. برای جلوگیری از افراطی من هم از ایشان حمایت کردم اما معتقدم ایشان پاسخی برای رای دهندگان ندارد.»

    پزشکیان به اسم وفاق زمین را داد که زمان بخرد

    این تحلیلگر سیاسی تاکید کرد: «تا زمانی که آقای پزشکیان در عمل محافظه کار و در شعار اصلاح طلب است، هیچگونه نتیجه عملی از ریاست جمهوری قابل انتظار نیست. برخلاف کسانی که معتقدند رئیس جمهور اختیارات محدود دارد من معتقدم تمام مناصب قانون اساسی ایران در اختیار و اراده مقامات سیاسی است. درست است که رئیس جمهور نفر دوم کشور است اما نفر اول اجرایی کشور است. بسیاری از افرادی که از بیت المال استفاده می کنند آن را در خدمت الیگارشی ها استفاده می کنند، نه منافع ملی. متاسفانه از وقتی آقای پزشکیان رئیس جمهور شده اند هیچ خللی در این موضوع وارد نشده و لذا من معتقدم که آقای پزشکیان در معرض یک تهدید جدی است؛ به تدریج، مردم ایشان را در شمار شعار دهندگان طبقه بندی می کنند و بدترین سرنوشت برای رئیس اجرایی یک کشور این است که به عنوان شعار دهنده معروف شود. یک سال پیش به آقای پزشکیان هشدار داده و گفتم جریانات افراطی از شما سوء استفاده های لازم را کرده و مناصب دولت را تسخیر می کنند، ستادهای تو را پراکنده خواهند کرد، عقلانیت را از دولت تو دور خواهند کرد و بعد از یک سال هم تو را در شمار فردی مثل بنی صدر تعریف خواهند کرد. اکنون همه این اتفاقات رخ داده است.»

    وی افزود: «این که رئیس جمهوری در این سطح فریب بخورد، نشان دهنده ضعف کیاست سیاسی است. متاسفانه، معدود اطرافیان پزشکیان که به ایشان رای داده بودند، عملا می دانید که بخش عمده ای از کابینه پزشکیان به ایشان رای نداده بودند، دچار محافظه کاری شدند و نوع عملکرد و گفتارشان به شدت به افراطیون نزدیک شد. معتقدم بسیاری از مدیران پزشکیان از خارج از دولت خط می گیرند یعنی به عبارتی اگر براوردی در سراسر کشور صورت بگیرد و مدیران ارشد، میانی و محلی مورد ارزیابی قرار بگیرند، بیش از این که وابسته به ستاد پزشکیان و رای او باشند، وابسته به دولت سایه هستند. یعنی مدیرانی که بیشترین تلاش را برای شکست برنامه های پزشکیان می کنند. پزشکیان به اسم وفاق زمین را داد که زمان بخرد اما اتفاقی که افتاد این بود که زمین را داد و زمان را نخرید. اکنون هم افراطیون او را کنار بنی صدر تعریف کرده اند و همه این ها نشان دهنده یک رئیس جمهور ضعیف است. آقای پزشکیان زمان کمی دارد که مانع از ادامه توهین افراطیون به پایه های رای خالصانه و واقعی خود شود. »

  • پزشکیان باید تصمیمات سخت بگیرد / بترسید از دروغگویان، طمعکاران و کاسبانی که تا امروز منافع خود را نمایندگی کردند، بترسید از گوساله های سامری!

    پزشکیان باید تصمیمات سخت بگیرد / بترسید از دروغگویان، طمعکاران و کاسبانی که تا امروز منافع خود را نمایندگی کردند، بترسید از گوساله های سامری!

    به گزارش اقتصادران، رونامه اطلاعات نوشت:  اگر شعار وفاق در ابتدای کار دولت دکتر پزشکیان یک شعار پیشروانه و امیدوار کننده برای اکثریت بود، پس از جنگ و مقاومت ۱۲ روزه، باید به سیاست و فضایی تازه رسید و طرحی نو درانداخت.

    نمی توان با همان سیاستها به جامعه ای که در شرایط نیمه جنگی به سر می برد و در آستانه بی آبی و بی برقی و کمبودهای دیگر است، وفاق با مشتی محافظه کارِ افراطی را به عنوان شعار مترقی فروخت. به ویژه که آنها خودشان عامل و پیمانکار این بلاها بوده اند و تمام ناترازیها در ترازوی کجِ آنها تحویل ملت و میهن شده است.

    نیازی نیست مثال بزنیم؛ همه می دانند از کدام جریان و کدام مدعیان سخن می گوییم. کسانی که مثلا زمانی با افزایش پلکانی یک ریال قیمت بنزین مخالفت می کردند و فریاد وامستضعفاه سر می دادند، اما مجوز شرکت‌های توزیع و پخش و صادرات فراورده های نفتی را برای تامین منافع خود و آقازاده ها و داماد و عروسها و نوه های نازنین می گرفتند، اما امروز پاسخگوی وضع هوا و کمبود بنزین و افلاس صنایع نفتی و ناترازی و قیمت نامتناسب نیستند. بلکه طلبکارند و در پس شعارهای تند  متعصبانه و مقدس نمایانه پنهان شده اند. این نمونه ها آنقدر تکرار شده که دیگر نه در جریده توجهی جلب می کند و نه در لطیفه زهرخندی به لب می آورد. بنابراین به اصل مطلب و شرایط خاص و حساس دولت بازگردیم.

    دولت پزشکیان با امید کامل به تغییرات اساسی در زندگی مردم و چرخش در برخی سیاستهای اصلی روی کار آمد. طبعاً در سال اول از یک سو با امیدواری عمومی، و از سوی دیگر با مقاومت تمامیت خواهان و کاسبان تحریم و ذینفعان گذشته روبرو شد. اما جنگ ۱۲ روزه و مقاومت ملی شرایط را تغییر داده و دیگر شعار وفاق کافی نیست. نمی توان گام به گام برای گشایش یک شبکه اجتماعی التماس کرد یا حقوق حقه مردم را با متقاعد کردن گروههای فشار یا اقلیت ها و پیامک فرستانِ ناشناس یا الیگارشی منتفع از تحریم، با خواهش و التماس، اندکی اعاده کرد.

    دولت باید از تمام قدرت ملی برای اعاده حق ملت و بازگرداندن آن به صاحبان اصلی استفاده کند. همانطور که درمورد جلوگیری از یک مصوبه خلاف مصالح ملی ایستادگی کرد و شورای عالی امنیت ملی نیز با این رای خردمندانه همراه شد تا مملکت دوباره به بلایای سال ۱۴۰۱ و شاید بحرانی عظیمتر دچار نشود. مسعود پزشکیان باید تصمیمات سخت بگیرد و این تصمیمها را نمی‌تواند بیش از این به تعویق اندازد. همانند بحران آب که اگر فکری برای آن نشود، جامعه تباه خواهد شد. البته ما امیدواریم که واقعا فکری برای آن بشود و برنامه‌ریزی‌اش به اطلاع مردم هم برسد.

    آب عبرت است. انرژی عبرت است. تصور نکنیم دیگر مسایل در آینده ای دور به سراغ ما خواهد آمد. همه در آستانه و شاید اکنون مقابل ما حاضر است. اگر برای مسایل روانی، اخلاقی، مناسبات انسانی، ساخت و ساز سالم، مسکن و خودروی استاندارد، گشایشهای سیاسی، حتی مذاکرات خارجی و…، درست و دقیق تصمیم گیری نشود و اراده روشن و خردمندانه و سریع در کار نباشد، فردایمان همچون امروز تهران و دیگر شهرهای بزرگ و کوچکی خواهد بود که آبشان رو به اتمام و برقشان در رفت و آمد است. در صورت وقت گذرانی و بی‌عملی، چراغ امید خاموش و باغ زندگی شوره زار خواهد شد.

    نباید منتظر حوادث بود. باید زندگی و حوادث را پیش بینی و مدیریت کرد. بترسید از کسانی که گفتند آب ایران برای دویست میلیون نفر کافی است، گفتند ایران وارد ترسالی صدساله شده، ایران می تواند آب دو دریا را به هم وصل کند، ایران با رودخانه های زیر هیمالیا و زاگرس و آبهای ژرف دیگر نیازی به آب ندارد. بترسید از دروغگویان، طمعکاران، کاسبانی که تا امروز منافع خود را نمایندگی کردند، سیاستهای پیمانکارانه و طلبکارانه را برای نابودی اقلیم پیش بردند و شد آنچه شد. بترسید از گوساله های سامری!
    مسئله مهم دیگر این است که دولت مردمی باید با مردم در تماس باشد و در این رابطه شبکه ای ایجاد کند تا فارغ از دولت مستقل سیما و صدای ناکجاآبادش، به مردم وصل شود و دردها و مشکلات و صدای واقعیت را از مردم بشنود و بدان پاسخ دهد.
    مسئله بر سر زمان است. اگر درست و دقیق کار نکنیم و برنامه‌ریزی عملی نکنیم، ممکن نیست همانند تابستان و پاییز سال گذشته، دولت بتواند سیاستگذاری نماید و همچون آن هنگام بر روی تاب آوری جامعه و قشربندی اجتماعی و سیاسی حساب باز کند. همچنان که تحول اقلیم و کاهش بارش و منابع نیز این حکم را باژگون کرده و خط زرد و نارنجی را به خط قرمز بدل ساخته، در مذاکرات نیز  ممکن است خدای ناکرده دوباره به خط خونین برسیم در دیگر مسایل نیز آژیر قرمز نواخته خواهد شد.

    بهتر است دولت تصمیمات سخت را در همین آستانه اتخاذ کند. وگرنه پس از آن از ناگزیری خواهد بود. و دولتی که از سر استیصال تن به خواسته یا سیاستی بالاجباردهد، احترام و اعتبارش به پرسش گرفته خواهد شد و اقتداری هم نخواهد داشت.

     

  • عده ای دولت چهاردهم را با شرکت سهامی اشتباه گرفته‌اند!

    عده ای دولت چهاردهم را با شرکت سهامی اشتباه گرفته‌اند!

    به گزارش اقتصادران، احمد فاطمی، نماینده بابل و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس درباره عملکرد مغایر برخی نمایندگان مجلس با کلمه وفاق و فشارهای سیاسی و دخالت در امور دولت بیان کرد: کلمه وفاق در حال ایجاد مشکل برای دولت است. آقای پزشکیان و دولت چهاردهم ابتدای روی کار آمدن، شعارها و وعده‌هایی دادند و برنامه‌هایی ارائه کردند، بنابراین کسانی باید در دولت منصوب شدند که به این وعده‌ها و شعارها باور داشته باشند.

    برخی دولت چهاردهم را با شرکت سهامی اشتباه گرفته‌اند / وفاق به این معنی است که همه قوا همدل باشند

    او با تاکید بر این موضوع که برخی دولت چهاردهم را با شرکت سهامی اشتباه گرفته‌اند، عنوان کرد: دولت یک شرکت سهامی نیست که قرار باشد از چپ و راست و بالا و پایین افرادی انتخاب و در آن مشغول به کار شوند. وفاق به این معنی است که همه قوا همدل باشند.

    این نماینده مجلس با اشاره به فشارهای بین‌المللی و تحریم‌هایی که علیه کشور وجود دارد، افزود: با این جنگ اقتصادی که دشمن علیه کشور شروع کرده باید با فضای اتحاد و همدلی، همه قوا یعنی مجلس، دولت و قوه قضائیه و همه نهادهای ذی‌ربط دیگر در کنار هم باشند تا توطئه‌های دشمنان را که قصد دارند موجودیت کشور و نظام را با چالش مواجه کنند، خنثی شود.

    وفاق به این معنی نیست که همه منش‌های سیاسی را در سیکل مدیریتی قرار دهید

    او در ادامه تاکید کرد: بنابراین، وفاق در اینجا به معنی همدلی است، وفاق به این معنی نیست که شما یک شرکت سهامی درست کنید و همه افکار و منش‌های سیاسی را در سیکل مدیریتی قرار دهید؛ من با این روش موافق نسیتم.

    مقام معظم رهبری تاکید کردند که دخالت نمایندگان در امور اجرایی دولت کار درستی نیست

    فاطمی درباره دخالت برخی نمایندگان در عزل و نصب‌ها و باجی‌خواهی‌ها از دولت چهاردهم، گفت: مقام معظم رهبری پیش از این تاکید کردند که دخالت نمایندگان در امور اجرایی دولت کار درستی نیست. نمایندگان هرگز نباید در امور اجرایی دخالت کنند بلکه نهایتا باید به دولت مشورت دهند یا پیشنهاداتی درباره امور ارائه کنند. این موضوع تا این حد قابل قبول است هرچند که باید ابزار نظارتی خود را با قدرت اعمال کنند.

    بیان حرف‌هایی مانند «شنیده شده» و «گفته شده» از تریبون رسمی مجلس به دور از اخلاق حرفه‌ای است

    عضو کمیسیون اجتماعی مجلس درخصوص اعمال فشار به دولت چهاردهم برای انتصاب برخی چهره‌ها یا تخریب‌های سیاسی برای فشار و برکناری برخی چهره‌های دولتی از طرف تعدادی از نمایندگان گفت: در کشور نهادهای نظارتی و دستگاه قضایی داریم و باید به این نهادها اعتماد کنیم. بیان حرف‌هایی مانند «شنیده شده است» و «گفته شده است» از تریبون رسمی مجلس به دور از اخلاق حرفه‌ای است.

    نمایندگان باید از پیش‌داوری‌ها، اتهام‌زنی‌ها و قضاوت‌ها خودداری کنند / باید یاد بگیریم که حتی در مقابله با رقیب سیاسی و کسانی که با آنها زاویه داریم حرمت‌ها را پاس بداریم

    این نماینده مجلس با تاکید بر این موضوع که نمایندگان باید از پیش‌داوری‌ها، اتهام‌زنی‌ها و قضاوت‌ها خودداری کنند، افزود: باید یاد بگیریم که حتی در مقابله با رقیب سیاسی و کسانی که با آنها زاویه داریم حرمت‌ها را پاس بداریم. باید به دستگاه‌های امنیتی، نظارتی و قضایی اعتماد کرد زیرا حتما آنها به مسائل اشراف دارند. البته وظیفه مجلس این است که اگر به مواردی سوءظن دارد برای پیگیری آن هشدار دهد. اما نباید اسم افراد را در تریبون رسمی اعلام کرد آن هم مباحثی که در هیچ محکمه و دادگاهی اثبات نشده است. انجام این امور بداخلاقی تلقی خواهد شد.

    مطرح کردن برخی صحبت‌ها از تریبون رسمی مجلس جز فراری دادن سرمایه‌های کشور چیز دیگری عاید کشور نمی‌کند

    او تاکید کرد: برخی از صحبت‌هایی که از تریبون مجلس اعلام می‌شود خلاف توصیه رهبر انقلاب درباره اعتماد به بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری برای تولید است. مطرح کردن برخی صحبت‌ها از تریبون رسمی مجلس جز فراری دادن سرمایه‌های کشور چیز دیگری عاید کشور نمی‌کند.

  • خروج ظریف از کابینه و استیضاح همتی، تیر خلاص بر پیکره وفاق بود / صفر تا صد اتفاق ۷ اکتبر به ضرر مردم فلسطین شد و به نفع اسرائیل / عارف، پزشکیان را به‌عنوان رئیس جمهور و مقام بالاسر خودش قبول ندارد!

    خروج ظریف از کابینه و استیضاح همتی، تیر خلاص بر پیکره وفاق بود / صفر تا صد اتفاق ۷ اکتبر به ضرر مردم فلسطین شد و به نفع اسرائیل / عارف، پزشکیان را به‌عنوان رئیس جمهور و مقام بالاسر خودش قبول ندارد!

    به گزارش اقتصادران، دولت پزشکیان با اسم رمز وفاق دولت چهاردهم را تشکیل داد، دولتی که در پی یک انتخابات زودهنگام و دستکم دو انتخابات بسیار کم رونق و با امید به تغییر رای دهندگان، اما تشکیل شده بود چقدر توانسته به وعده‌های خود عمل کند؟

    مسعود پزشکیان و کابینه اش بر طبل وفاق می‌کوبند و در مقابل طرف مقابل در ازای سهم خواهی بیشتر از پیش در کار دولت گره می‌اندازد و در این بین رای دهندگان ناامیدتر می‌شوند.

    مجموع همین عوامل و انتقادات باعث شد تا به سراغ غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی، تحلیلگر سیاسی و نماینده دوره‌های نهم و دهم مجلس برویم و نظرات او را درباره عملکرد دولت در سال ۱۴۰۳ با توجه به روند وقایع جویا شویم.

    * سال ۱۴۰۳ چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی سال پرهیاهویی شد و در داخل یک اتفاق بی سابقه بعد از دهه ۶۰ را شاهد بودیم که رئیس جمهوری پیش از پایان دورانش، در سانحه‌ای درگذشت و انتخابات زودهنگام برگزار شد. در سیاست خارجی نیز شاهد وضعیت عجیبی بودیم به خصوص در خود منطقه، ترور‌های اسرائیل و اتفاقات سوریه را شاهد بودیم.  حال در پایان سال و آغاز سال تازه، تحولات سیاسی در سال ۱۴۰۳ را در دو بعد سیاست خارجی و هم در موضوع سیاست داخلی چطور ارزیابی می‌کنید؟
    کما اینکه سال ۱۴۰۳ شاهد یک رقابت عجیب در بین خود اصولگرایان نیز بودیم و این روند رقابت و افشاگری‌ها حتی با گذشت ۶ ماه از پایان انتخابات نیز خاتمه نیافته است. آیا این رقابت درونی می‌تواند منجر به آرایش سیاسی متفاوتی در نهایت در میان گروه‌های داخل کشور شود؟

    – بله در آخرین روز‌های اردیبهشت ۱۴۰۳ اتفاق تلخی افتاد که واقعیت امر را بگویم، هنوز ابعادش دقیق برای مردم مشخص نشده است.
    چون تغییر سفر یکباره رئیس جمهور با وجود سه هلی کوپتر، و سقوط عجیب هلی کوپتری که وسط بود و آن هم وقتی حامل رئیس جمهور بود احتمالا ابعادی دارد که هنوز در افکار عمومی با پرسش مواجه است.

    اما فارغ از این که نحوه این سقوط چطور بود و چه شد، بالاخه ضربه هولناکی برای کشور بود. کاری ندارم که موافق یا مخالف ایشان بودیم. بالاخره رئیس جمهور کشورمان بود. کما این که در سیاست هیچ کس با دیگری دشمن نیست، اما در اوضاع سیاسی، امکان دارد در یک دسته، جناح یا گروه قرار نگیریم. همین باعث می‌شود که یک‌مرتبه تمام معادله‌های سیاسی داخل به‌هم بخورد.

    در این بین کسانی که برای هشت سال برنامه ریزی کرده بودند که کرسی ریاست جمهوری یا مدیریت یا وزارت تکیه بزنند نیز ناگهان زمین خوردند.
    در واقع همه چیز به‌هم خورد و انتخابات بی‌سابقه‌ای در اوج ناکامی‌های دولت سیزدهم برگزار شد.

    این را هم بگویم که در اوج ناکامی‌های دولت سیزدهم، انتخابات زودهنگام اتفاق افتاد. گرچه تیم مستقر در دولت و تیم مستقر در حاکمیت، تمام تلاشش را کرد که در این انتخابات زودهنگام با ایجاد فضای احساسی، انتخابات را به نفع خودش رقم بزند و به‌اصطلاح خودشان، جایگزین خودشان شوند و در اولویت اول‌شان آقای جلیلی و در اولویت دوم‌شان آقای قالیباف را جایگزین کنند، اما طبق معمول، حساسیت‌های مردم برانگیخته شد و مردم احساس کردند که می‌خواهند رئیس جمهوری را به آن‌ها تحمیل کنند.

    آقای پزشکیان نیز از سد شورای نگهبان با توصیه رهبر معظم انقلاب رد می‌شود و با تسلط و سوادی که به نهج البلاغه، قرآن و دین داشت و سلامت فردی، خانوادگی و سایر مسائل باعث شد که مردم به سمتش حرکت کنند، او را بپذیرند. در نهایت نیز حتی با بسیج همه امکانات دولت که انصافا بی‌سابقه بود، ولی باز همین باعث شد مردم به آقای پزشکیان رای دهند.

    * ارزیابی شما از عملکرد دولت پزشکیان و آن چه در ۶ ماه گذشته نشان داد چگونه است؟

    این که دولت با چالش‌های چند گانه جدی در حوزه اقتصاد مواجه است، از تورم تا بحران مسکن و بیش از همه انرژی که به شدت درگیر ناترازی است؛ با این شرایط کارنامه دولت را چطور ارزیابی می‌کنید و تصور می‌کنید سال ۱۴۰۴ را با چه شرایطی آغاز کرده و ادامه خواهد داد؟

    – ببینید آقای پزشکیان در گام اول با شعار وفاق ورود کرد، همه خوش‌بین بودند که اتفاقی خواهد افتاد و بالاخره آن مدیران و مجموعه‌هایی که در دولت سیزدهم به اشتباه و به جبر و به‌دلیل بی‌تدبیری خانه نشین شده بودند، دوباره مشغول کار شوند که متاسفانه این اتفاق در دولت آقای پزشکیان نیافتاد.
    اکنون هم که چند ماه از انتخابات می‌گذرد، ملاحظه می‌کنید که نارضایتی شدیدی در طرفداران ایشان وجود دارد ولی هنوز ناامید نیستند.

    در سیاست داخلی علیرغم این که آقای پزشکیان شعار وفاق را داد ولی، چون برای آن پیش‌شرط اعلام نکرد، احساسم این است که وفاقش در سیاست داخلی دچار مشکل شد و مورد پسند مردم قرار نگرفت.
    چون قرار نبود کسانی که در رقابت‌های انتخاباتی ظلم کردند، در دولت‌های قبلی ضعیف و ناکارامد بودند، این موارد و اشخاص که حفظ شوند، اما شدند. از این حیث نمی‌توانیم بگوییم آقای پزشکیان موفقیتی داشته است.

    کما این که خروج آقای دکتر ظریف از کابینه و استیضاح آقای همتی، تیر خلاصی بود که بر پیکره وفاق وارد شد و شاهد تشییع جنازه وفاق در صحن علنی مجلس بودیم. از این حیث، این که آقای پزشکیان بتواند با صداقتی که دارد، اجماعی ایجاد کند، این اتفاق نیافتاد.

    *و بازگشت ترامپ و تاثیر آن در سیاست خارجی ایران را چطور می‌بینید؟

    – در سیاست خارجی دنیا وضعیت رخ داده قابل پیش بینی بود. این که با آمدن ترامپ، اوضاع به‌هم خورد را باید به راحتی می‌دیدیم و می‌دانستیم ترامپ که بیاید، نه اوباماست و نه بایدن. ترامپ اهل باج دادن نیست. آدم یک‌کله‌ای است که حتی می‌بینید اروپا هم علیه او بسیج شده است.

    اما چیزی که این وسط وجود دارد و باید به آن توجه کنیم، این است که بالاخره الان سیاست یعنی حضور ترامپ باعث شد که شرایط برای ما سخت‌تر شود. به‌هیچ‌عنوان نتوانیم نفت بفروشیم، به‌هیچ‌عنوان نتوانیم دلار جابه‌جا کنیم. این کار را برای آقای پزشکیان سخت کرده، خیلی هم سخت کرده است.
    ببینید در سیاست داخلی ایران، رئیس جمهوری بر مسند کار آمد که تنها مهره‌ای بود که مورد پسند مردم و جناح اصلاح طلب و اعتدالیون بود و خب مردم مجبور شدند به همین یک گزینه رای دهند. حق انتخاب دیگری در سلیقه خودشان نداشتند.

    اما در مقابل و از جناح مقابل ۴ گزینه بود. گزینه‌ای که بر مسند کار آمد، آقای پزشکیان نماینده مجلس بود. این که بتواند دولت را اداره کند، همه ما امیدوار بودیم. اما با شعار‌هایی که داد و فاصله گرفتن از دوستان خودش، میدان دادن به دشمنان خودش که به‌هیچ‌عنوان جبهه پایداری با آقای پزشکیان صلح و سازش نخواهد کرد، من‌بعد خواهید دید که شرایط سخت‌تر خواهد شد و با حضور ترامپ و افزایش قیمت دلار، کاهش شدید بودجه، عدم امکان چاپ پول که تورم را فزاینده‌تر می‌کند، عدم انسجام داخلی، لجبازی تندرو‌ها در مجلس که سوال‌ها و استیضاح‌ها در میان است، عدم توجه به خواست مردم که اصلا اولویت مردم چیزی به نام عفاف و حجاب نیست، شاهد خواهید بود که سال ۱۴۰۴، متاسف هستم که این را می‌گویم ولی سال بسیار سختی خواهیم داشت.

    امیدوارم که آقای پزشکیان در نهایت با خانه تکانی و پوست اندازی و جمع کردن تیم خبره متخصص متعهد وفادار به گفتمان دولت را دور خودش جمع کند که همه و همه بتوانند اقدام موثر و خوبی برای کشور رقم بزنند. گرچه سخت‌ترین سال بعد از انقلاب را سال ۱۴۰۴ پیش بینی می‌کنم.

    پزشکیان

    * شرایط اقتصادی، احتمالا تحقق بودجه ۱۴۰۴ را پیچیده‌تر کرده است!

    – بله حالا در ادامه می‌خواستم بگویم، که بودجه سال آینده بسیار بسیار ناشیانه‌ توسط سازمان برنامه و بودجه تهیه شد.
    وقتی می‌دانستیم ترامپ می‌آید و می‌دانستیم شرایط اقتصادی ما سخت‌تر می‌شود؛ در چنین شرایطی بودجه انبساطی نوشتن و ۴۰ درصد رشد دادن در منابع و مصارف، نشان‌دهنده این است که با تورم سنگین، با مشکل‌های عدیده در کسری بودجه و سایر داستان‌ها روبه‌رو هستیم؛ بنابراین باید تدبیر می‌کردیم و متناسب با برنامه آینده، بودجه را می‌نوشتیم.

    * اما در سیاست خارجی تحولات حتی پیش از آمدن ترامپ نیز آغاز شده بود!

    – بله در رابطه با اتفاق‌هایی که در بیرون از کشور و سیاست خارجی رخ داد شاید، مهم‌ترین مسئله مسئله غزه و سوریه باشد.
    درباره غزه می‌خواهم مطلبی بگویم که امیدوارم این را چاپ کنید. من از ابتدا به هفت اکتبر مشکوک بودم. بگذارید با صراحت بگویم. هفتم اکتبر هر اتفاقی که افتاد و اسیر گرفتن تعدادی دیگر و … همه آن به نفع اسرائیل شد؛ تا جایی که الان ترامپ پا را فراتر گذاشته است و می‌گوید فلسطینیان اصلا باید غزه را خالی کنند.
    نتیجه هفت اکتبر، صفر تا صد آن به ضرر مردم فلسطین شد و به نفع اسرائیل.

    از طرف دیگر در سوریه با آن همه هزینه بزرگی که کرده بودیم که به‌نظرم بسیار اشتباه بود، کشور را پای بشار اسد هزینه کردیم، جمهوری اسلامی را پای بشار اسد هزینه کردیم، دیدید که الان عکس صدام در میدان‌های سوریه و دمشق برپا شده و پرچم عراق دیده می‌شود. ما متاسفانه از آن قصه و غافله عقب ماندیم. کما این که حضور ترکیه و بازی این کشور، این موضوع را تشدید کرده است. اگر دقت بفرمایید، همین‌جا می‌خواهم نکته‌ای را بگویم. این که ملاحظه کنید چرا همسایگان ما اینقدر پررو شده‌اند و چرا گستاخ شده‌اند و چرا وزیر امور خارجه ترکیه علیه کشور ما جسارت می‌کند؟ دلیلش تماما تحریم است.

    تحریم، یک تکه کاغذ نبود. تحریم، کشور را به ضعف برد، کشور را ضعیف کرد. در تحریم شاید در جا‌هایی هم موفقیت‌هایی حاصل شد ولی در نتیجه تحریم، باعث شد که توان خودمان را در خیلی از مسائل از دست دهیم.

    ضمن این که می‌خواهم این نکته را خیلی دقت کنید. اگر اشتباه نکنم تا ۲۶ مهرماه ۱۴۰۴ تحریم‌هایی داریم که ناشی از این بود که فقط آمریکا ما را تحریم کرده است. اما اگر مکانیزم ماشه به اجرا درآید، تمام دنیا می‌توانند علیه ما باشند. این یعنی هیچ کشور دیگری برای حمله به ایران نیاز به مجوز و چیزی ندارد. کشور به سمت پرتگاه می‌رود. باز تاکید می‌کنم که در متن پیش‌نویس که صادر شد و در رابطه با ایران ابلاغ کرد، نکته خیلی حساسی ندیدم، اما باز اصرار دارم که باید مذاکره کنیم. حتما باید مذاکره کنیم، چون ترامپ دیوانه است، صاحب عقل و فکر نیست و کشور ما را به سمت لبه پرتگاه می‌برد. فکر می‌کنم امکان این حضور وجود دارد با نزدیکی خودمان به سمت اتحادیه اروپا که الان آن‌ها را هم از دست دادیم، بتوانیم از لبه پرتگاه باز گردیم. رفتن به سمت آن‌ها و اتخاذ تدابیر بسیار درستی در بحث هسته‌ای اکنون می‌تواند نجات بخش باشد.

    * اتحادیه اروپا نیز بسیار اکنون در موضوع هسته‌ای خود را فعال نشان می‌دهد و مدام تهدید به اسنپ بک یا اجرای مکانیسم ماشه می‌کند!

    – ما در بحث هسته‌ای مطابق فتوای رهبری، بحث ساخت نداریم. بالاخره یک کسی به ما بگوید این انرژی هسته‌ای در این ۴۴ -۴۵ سال چقدر برای ما هزینه ایجاد کرده است؟
    من فکر می‌کنم ما نیاز داریم مذاکره کنیم و برویم خودمان را از این که شر منطقه هستیم، خارج کنیم. لجاجت و یک‌دندگی در این موضوع، هزینه‌اش به پای مردم نوشته می‌شود.

    با ادامه این شرایط دلار در سال آینده قطعا گران‌تر می‌شود. افزایش نرخ بیکاری داریم، در حوزه مسکن به دلیل ضعف شدید مالی شاید نتوانیم هیچ کاری کنیم.
    واحد‌های تولیدی ما کلا ورشکست می‌شوند. با عدم پیوستن به FATF و پالرمو و سی اف تی، خودمان بر تحریم‌ها اضافه کردیم. یعنی الان اگر کشوری بخواهد با ما معامله کند، به‌خاطر FATF نمی‌تواند. نگاه کنید الان سایر کشور‌ها وارد پروسه تحریم ایران نشده‌اند. اما از اواخر مهر ۱۴۰۴ و اگر مکانیسم ماشه اجرا شود، آن وقت تمام دنیا وارد تحریم می‌شوند.

    اما اگر آن‌ها بخواهند وارد تحریم نشوند، چرا نمی‌توانیم معامله کنیم؟ چرا تولید کنندگان ما نمی‌توانند دلارشان را برگردانند؟ به‌خاطر FATF.
    ما به‌خاطر این تحریم، FATF و پالرمو و سی اف تی و آن نظام‌نامه مالی دنیا که فقط سه کشور ایران، سومالی و کره شمالی هستند، هزینه بسیار زیادی را پرداخت می‌کنیم.

    * در چنین شرایطی، اما دیدیم دغدغه دستکم بخشی از نمایندگان مجلس و حامیان کاندیدای شکست خورده فقط خروج آقای ظریف از دولت و استیضاح وزیر اقتصاد بود!

    – من در مورد این که آقای ظریف خارج شود یا نه، همتی استیضاح شود یا نه، خیلی احتمالات بدتر از این را هم می‌دهم.‌
    می‌خواهم با صراحت بگویم. چون آقای پزشکیان را می‌شناسم و هشت سال با ایشان همکار بودم. همکار میز به میز هم بودیم. لحظه به لحظه و ساعت به ساعت کنار هم بودیم و روحیاتش را می‌شناسم. من با آقای کوچک زاده، نبویان، رسایی و … هم همکار و رفیق بودم و این اشخاص را از گذشته می‌شناسم. آن‌ها را هم می‌شناسم. جبهه پایداری اصلا حد یقفی ندارد. آن‌ها به خودشان رحم نمی‌کنند، می‌خواهید به پزشکیان رحم کنند؟

    درباره آقای پزشکیان به صراحت می‌گویم، از اول استراتژی او اشتباه بود. ما اصلا آتش بس یک طرفه و صلح یک طرفه نداریم. یک طرفه پرچم سفید را بالا برد و گفت تسلیم هستم. مسلم است که آن‌ها چه می‌کنند. یک نفر را نمی‌گذارند کنار آقای پزشکیان بماند. هیچ عقل سلیمی باور می‌کند که جبهه پایداری برای ظریف رئیس جمهور ساز سکوت کند؟ برای همتی که آن همه آقای رئیسی را نقد کرده بود سکوت کند؟

    آقای ظفرقندی و قائم پناه هم اتفاقا منتظر باشند که این گروه به آنان حمله می‌کنند. اما اجازه دهید که اینجا یک نکته در مورد آقای ظریف بگویم. ظریف محبوب‌تر شد. محبوب قلوب مردم شد. این که می‌گویم جبهه پایداری فکر نمی‌کند، فقط عمل می‌کند، اینجاست. قطع به یقین اگر در هر ریاست جمهوری بعدی آقای ظریف آستین بالا بزند، او رئیس جمهور می‌شود. این خبط بزرگی است که پایداری کرده است. ظریف شد مرد رئیس جمهور ساز این کشور.
    شما بدانید آقای ظریف، محبوب‌تر شد، عزیزتر شد. من این روند را پیش بینی می‌کردم و تازه این شش ماه هم خیلی زیاد بود. یعنی فکر نمی‌کردم این مقدار هم بتوانند ظریف را تحمل کنند.

    * در چنین شرایطی دولتی که این طور زیر فشار‌های چندگانه داخلی و خارجی است و تحریم‌ها شدیدتر شده و ترامپ هم بازگشته و ناترازی‌ها نیز در کشور بیداد می‌کند اصلا چه می‌تواند بکند؟ اگر بخواهید توصیه کنید چه توصیه‌ای به دولت و شخص رئیس جمهور یعنی مسعود پزشکیان می‌کنید؟

    – در مورد توصیه، در میان عرایضم به دولت توصیه کردم که باید پوست‌اندازی کرده و در رفتار و عمل خودش بازنگری کند.
    بالاخره آقای پزشکیان حسن نیتش را نشان داد. این مجلس با این افراد، کوتاه بیا نیستند. آقای قالیباف هم نمی‌گویم مرد سیاست است. اتفاقا اعتقاد دارم که قالیباف اصلا اهل سیاست یعنی مرد سیاست نیست.

    در سیاست هست ولی مرد سیاست نیست. چون اصلا بازی سیاسی را بلد نیست و ناشیانه عمل می‌کند. آدمی است نظامی که سعی می‌کند مجلس را به‌صورت قدرت نظامی و دیکتاتوری بچرخاند. آقای پزشکیان باید اقتدار خودش را نشان دهد. آقای پزشکیان باید صلابت خودش را نشان داده و استقلال قوه مجریه را نشان دهد. او باید بداند قدردان دوستانش هست. آقای پزشکیان باید از باج دادن به دشمنان و مخالفانش پرهیز کند. این را به صراحت بگویم، در محافل دوستان آقای پزشکیان می‌نشینم و این خیلی ناراحت کننده است که دوستان آقای پزشکیان می‌گویند اگر می‌خواهید او به شما توجه کند، دشمن ایشان شوید، به ایشان حمله کنید تا رضایت شما را بگیرد و از دوستان خودش خیالش جمع است.

    چرا آقای پزشکیان به دوستان خودش این تئوری را القا کرده است؟ این آن پوست‌اندازی است که گفتم و تغییر روش است که دوستان خودش را جمع کند.
    در بهترین حالت به آقای پزشکیان از ده، نمره شش تا شش و نیم می‌دهم. بیشتر نمی‌دهم. مقصر این را اجرای سیاست‌های آقای پزشکیان می‌دانم. بالاخره افرادی دوروبر ایشان هستند که با او هماهنگ نیستند و صلاحیت همکاری با دولت را ندارند.

    این را با صراحت پیش از این هم گفتم، باز هم می‌خواهم بگویم. آقای عارف، هیات دولت و اعضای کابینه را فیلتر می‌کند و متناسب با سلایق خود، تیمش را می‌چیند. اصلا و ابدا تبعیتی از آقای پزشکیان ندارد. با صراحت می‌گویم آقای عارف، آقای پزشکیان را به‌عنوان رئیس جمهور و مقام بالاسر خودش قبول ندارد. یعنی کسی که قرار است معاون اول باشد، خودش را بالاتر از او می‌داند.

    ظریف

    فکر می‌کنم آقای پزشکیان باید همه کسانی که با ایشان هماهنگ نیستند را کنار بگذارد. در قبال کم لطفی آقای قالیباف و کم لطفی جبهه پایداری، استانداران و وزرایی که از آن‌ها انتخاب کرده است را باید عزل کند و کنار بگذارد.

    او باید به همه ثابت کند که مردم، اشتباه نکردید پای صندوق‌های رای آمدید. من نگرانی عجیبی دارم. نمی‌دانم چقدر من را می‌شناسید، من خیلی در میان مردم هستم و ارتباط وسیعی با مردم دارم. هیچ کس اندازه من، اینقدر شماره تلفن و کانتکت در گوشی خودش ندارد. قریب به ۵۰ هزار نفر کانتکت در گوشی خودم دارم و با این‌ها ارتباط دارم. شماره‌های آن‌ها را دارم. هر کس زنگ بزند، تمام مشخصاتش را ثبت دارم. مردم از آمدن پای صندوق‌های رای با توجه به عملکرد آقای پزشکیان ممکن است ناامید شوند.

    نمی‌خواهم بگویم عملکرد او خدای نکرده، فعل حرامی بوده؛ نه، اما اشتباه بوده است. مردم به این امید رای دادند که تیم تندرو، ناکارامد و ضعیف رئیسی کنار برود. مردم رای دادند تا گروهی که دیدید همین روز‌ها دو وزیرش در پرونده فساد دبش محکوم شده بود کنار برود.

    مردم رای دادند تا مدیرانی که آسانسوری بالا آمده بودند، کنار بروند. اما در همین حال هیچ اتفاق مثبتی در حوزه مدیریت و توجه به مردم رقم نخورد. چرا؟ چون آقای پزشکیان اول به دشمنانش اعتماد کرد. اول به مخالفانش اعتماد کرد، اول به منتقدانش اعتماد کرد و حالا گذاشته در روز مبادا شاید به سمت دوستانش بیاید.

  • چرا بودجه موسسه مصباح یزدی را مردم باید بدهند؟ / بعضی ها وفاق را با تعظیم و تسلیم اشتباه گرفته اند!

    چرا بودجه موسسه مصباح یزدی را مردم باید بدهند؟ / بعضی ها وفاق را با تعظیم و تسلیم اشتباه گرفته اند!

    به گزارش اقتصادران، تاکنون تعدادی خبر در ارتباط با بودجه برخی نهادها در رسانه ها منتشر شده است اما اخبار و اطلاعات مطرح شده بیشتر کلی اند و مشخص نیست چقدر قابل اتکا هستند.

    از زمانی که دولت حسن روحانی بر سر کار آمد، انتشار کامل و با جزئیات لایحه بودجه تبدیل به یک سنت شد. مردم و رسانه ها به این محتوا دسترسی داشتند. با وجود آنکه جداول بودجه به صورت اطلاعات اولیه منتشر می شد، در مورد اعداد و ارقام کلانی که دولتی ها از بیت المال برای وزارتخانه ها و نهادها در نظر گرفته بودند گفتگوهای رسانه ای شکل می گرفت. این حداقل امکانی بود که رسانه ها و افکار عمومی برای اثرگذاری بر لایحه بودجه داشتند. گفتگوها گاهی باعث جرح و تعدیل برخی اعداد و ارقام نهادهای خاص می شد.

    بودجه تقدیم مجلس شد، در کمیسیون بررسی شد، در صحن تصویب شد و به شورای نگهبان رفت؛ دریغ از یک ذره شفافیت

    اما حالا که اولین لایحه بودجه دولت مسعود پزشکیان به مجلس رفته، نه خبری از انتشار اعداد و ارقام است و نه گفتگو از آنها؛ بخش دوم لایحه بودجه ۱۴۰۴ شامل جداول تفصیلی بودجه سال آینده است، یک ماه پیش با امضای رئیس جمهور به مجلس تقدیم شد.

    ناگفته پیداست که جداول یادشده هم در کمیسیون و هم در صحن بررسی شده و نهایتا به شورای نگهبان ارسال شده اند، اما دریغ از آنکه محتوای آنها منتشر شود؛ گویا که مردم در این مورد نامحرم‌اند.

    محسن زنگنه نایب رییس کمیسیون تلفیق بودجه از ارسال بخش دوم لایحه بودجه ۱۴۰۴ که به جداول بودجه مربوط است به شورای نگهبان خبر داده است. شورای نگهبان هم ایراداتی وارد کرد که در آخرین جلسات علنی مجلس، اصلاحاتی صورت گرفت و دوباره بدون آنکه مردم عدد و رقمی را ببینند و متوجه شوند، به شورا بازگشت.

    بودجه نهادهای خاص که چندبرابر می شود؟

    قاعدتا بر اساس نرخ تورم و سنت هر ساله، میزانی بودجه برخی نهادها و موسسات خاص که در جداول مختلف قرار می‌گیرند، افزایش چشمگیر پیدا می کند. مهدی پازوکی کارشناس بودجه اخیرا از تغییر بودجه موسساتی مثل موسسه امام خمینی مربوط به مصباح یزدی پدر معنوی جبهه پایداری روایت کرده است. او به وبسایت انتخاب گفته «بودجه جاری موسسه آقای مصباح در سال ۱۴۰۱ به میزان ۶۰.۸ میلیارد تومان بوده و در سال ۱۴۰۳ به ۴۳۲.۹ میلیارد تومان یعنی بیش از شش برابر شده است.» او ادامه داده است که «بودجه جامعه المصطفی ۱۷۰۰ میلیارد تومان است و بودجه دانشگاه شریف ۱۲۰۰ میلیارد تومان!» در این سکوت خبری مشخص نیست چه اعداد و ارقامی به موسسات پرحاشیه داده می شود.

    کامبیز نوروزی: همه درآمدهای دولت متعلق به مردم است؛ دولت باید گزارش دهد پول مردم را کجا خرج می کند

    کامبیز نوروزی، حقوقدان  منتشر نشدن جداول بودجه سال آینده را عجیب می خواند و می گوید: اولین نکته‌ای که ما باید به آن توجه کنیم این است که همه درآمدهای دولت از آن ملت است. طبق اصل ۵۶ قانون اساسی، حاکمیت از آن ملت است؛ یکی از معانی ساده این اصل چنین است که آنچه از ثروت‌های روی زمین یا زیرزمینی کشور وجود دارد و در مالکیت خصوصی نیست متعلق به ملت است. به این ترتیب، به عبارت دیگر تمام درآمدی که دولت از طریق نفت، معادن، مالیات‌ها یا عملکرد شرکت‌های دولتی به دست می‌آورد متعلق به ملت است و دولت فقط براساس نمایندگی‌ای که ملت به او اعطا کرده باید عمل کند و امین ملت باشد.

    این حقوقدان ادامه می دهد: اولین نکته‌ای که ما باید به آن توجه کنیم این است که همه درآمدهای دولت از آن ملت است. طبق اصل ۵۶ قانون اساسی، حاکمیت ازآن ملت است؛ یکی از معانی ساده این اصل این است که آنچه از ثروت‌های روی زمین یا زیرزمینی کشور وجود دارد و در مالکیت خصوصی نیست متعلق به ملت است. به این ترتیب، به عبارت دیگر تمام درآمدی که دولت از طریق نفت، معادن، مالیات‌ها یا عملکرد شرکت‌های دولتی به دست می‌آورد متعلق به ملت است و دولت فقط براساس نمایندگی‌ای که ملت به او اعطا کرده باید عمل کند و امین ملت باشد.

    او با بیان اینکه یکی از پایه‌های اصل آزادی، دسترسی به اطلاعات به عنوان حق حاکمیت ملی است می افزاید: درآمد دولت که به نمایندگی از ملت در اختیار قوه مجریه قرار دارد، طبق قانون بودجه هزینه می‌شود. بنابراین دولت موظف است که اطلاعات مربوط به اموال عمومی یعنی بودجه را منتشر کند. اگر کسی از طرف یک نفر دیگر پولی را خرج می‌کند باید به صاحب پول گزارش دهد که پول را کجا خرج می کند.

    پنهان کاری با خلاف کاری بی ارتباط نیست

    نوروزی با ابراز تاسف از پنهان کاری هایی که دولت ها در مورد حقوق ملت می کنند، می گوید: جای تعجب است که سازمان برنامه و بودجه یا نهاد ریاست جمهوری از انتشار جداول بودجه خودداری می‌کنند. معمولا پنهان‌کاری بی‌ارتباط با خلاف‌کاری نیست. کسانی که به درستی کار خود ایمان دارند هیچ‌وقت پنهان‌کاری نمی‌کنند، قانون بودجه مثل اطلاعات نظامی یا امنیتی نیست که آن را محرمانه‌ کنند؛ محرمانه کردن جداول بودجه در زمان بررسی آن یک نقض آشکار حقوق ملت است. همچنین موجب این گمانه‌زنی است که در این جداول ارقامی پیش‌بینی شده که موجب ترس و نگرانی دولت از واکنش عمومی است؛ این کار خلاف قانونی اساسی، خلاف حق گردش آزاد اطلاعت و خلاف حق دسترسی به اطلاعات است؛ دولت باید پاسخ دهد که چرا در این مرحله که بودجه درحال بررسی است، جداول آن را برای عموم منتشر نکرده است.

    بخش‌هایی از کابینه، به بده بستان با جناح‌های قدرت اهمیت می‌دهند

    کامبیز نوروزی در ادامه می گوید: با کمال تاسف باید بگویم که تعدادی از همکاران دولت در طول چندماهی که از دولت جدید می‌گذرد نشان داده اند که به عهدی که آقای پزشکیان به ملت بسته اصلا وفادار نیستند، به امیدی که مردم به این دولت بستند وفا ندارند و حقوق ملت را در عمل به رسمیت نمی‌شناسند. بعضی از همکاران آقای پزشکیان در دولت متاسفانه در نهایت انفعال و بی‌عملی مستمرا در پی پنهان‌کاری و بیرون کردن مردم از حلقه گردش اطلاعات هستند.

    این حقوقدان می افزاید: در حالی که آموزش‌وپرورش، دانشگاه‌ها و بسیاری از گروه‌های اجتماعی از نظر مالی در وضعیت بحرانی به سر می‌برند، بودجه تعداد زیادی از موسسه‌های خصوصی و غیردولتی بسیار افزایش پیدا کرده است. طبق اخبار غیر رسمی‌ای که می‌آید، بودجه سازمان صدا و سیما در حالی که از نظر فعالیت وضعیت بسیار بدی دارد بسیار افزایش پیدا کرده. به نظر می‌رسد که بخش‌هایی از کابینه بیش از آنکه به وظایف خود در مقابل ملت پایبند باشند و قواعد حقوقی و قانون اساسی را رعایت‌کنند، به بده بستان با جناح‌های قدرت بیشتر اهمیت می‌دهند.

    چرا مردم باید بودجه موسسه مصباح یزدی را بپردازند؟

    او در پاسخ به اینکه چه کسی از این وضعیت سود می کنند می گوید: طبیعتا مردم سودی نمی‌برند، کسانی از این وضعیت سود می‌برند که در لایه‌های پنهان قدرت به سر می‌برند و معمولا هم عملکرد آنها به ملت گزارش داده نمی‌شود. در مورد پرونده یک مدرسه علمیه در ازگل که مقداری زمین به شکل غیرقانونی به یک شخص حقیقی منتقل شده بود، هیچ‌کس گزارشی در این باره  نداد. درباره همه موسسات، مثل موسسات امام خمینی متعلق به مرحوم مصباح یزدی، هیچ‌وقت گزارشی به ملت داده نشده که این بودجه کجا هزینه شده، و چرا باید مردم بودجه این تشکیلات را پرداخت‌کنند؟ چه دلیلی دارد که از جیب ملت برای اینها خرج شود اما مدارس یا دانشگاه های کشور از اولین امکانات آموزشی محروم باشند؟

    این حقوقدان معتقد است: کسانی از این وضعیت منتفع می شوند که در لایه های قدرت به سر می برند. متاسفانه جاهایی مثل معاونت حقوقی، سازمان مدیریت، سازمان برنامه و بودجه و بعضی از وزارتخانه‌ها چندان به فکر حقوق ملت نیستند و بیشتر با همان لایه‌های پنهان قدرت بده بستان دارند و با آنها وفادارند تا با حقوق ملت.

    بعضی اعضای دولت وفاق را با تعظیم و تسلیم اشتباه گرفته اند

    کامبیز نوروزی ادامه می دهد که اگرچه به پزشکیان نیز انتقاد وارد است اما انتقاد بیشتری به اعضای دولت وارد است. اعضای کابینه وفاق را با تعظیم و تسلیم اشتباه گرفته اند و عملا هیچ‌کاری نمی‌کنند. رئیس جمهور که همه کارهای مملکت را نباید انجام دهد؛ تعدادی معاونت و وزارتخانه و سازمان مثل معاونت اول، معاونت حقوقی، سازمان برنامه و بودجه هستند که مدیران ارشد آنها از همه امکانات مشروع و نامشروع برخوردارند. بودجه‌های هنگفتی خرج این سیستم عظیم می‌شود و اینها دچار چاقی مفرط اند. اما در عمل چه می کنند؟ رئیس جمهور که بودجه نمی‌نویسد؛ هر مسئولی در وزارتخانه ها بودجه خود را می گوید و نهایتا در سازمان برنامه و بودجه تصویب می شود، لایحه آن بیرون می آید و سپس به مجلس می رود و آنجا هم دستکاری می‌شود.

    این حقوقدان می گوید متولیان دولتی در دولت باید پاسخ دهند که اگر بودجه‌ای از کمیسیون تلفیق مجلس بیرون می‌آید و مورد قبول دولت نیست، چرا حرف نمی‌زنند؟ اینجا است که آقایانی که در مسندهای بلند نشسته و از امکانات متعدد بهره‌مند می‌شوند، وفاق را با تعظیم و تسلیم اشتباه گرفته اند. آنها به جای وفاق با مردم به سمت وفاق با کانون‌هایی حرکت می‌کنند که منافع آنها را به خطر می اندازد.

    کامبیز نوروزی در پایان تاکید می کند: اینکه جداول بودجه منتشر نشده اتفاق بسیار بی‌سابقه‌ای است که در هیچ یک از دولت‌های گذشته سابقه ندارد و رفتاری کاملا خلاف حقوق ملت است.

  • اشتباه بزرگ مسعود! / سلامتی: افراطیون دنبال حل و فصل مسائل نیستند

    اشتباه بزرگ مسعود! / سلامتی: افراطیون دنبال حل و فصل مسائل نیستند

    به گزارش اقتصادران، «وفاق ملی» شکست خورد. این تحلیلی است که برخی از سیاسیون بعد از استیضاح عبدالناصر همتی، وزیر اقتصاد و استعفای محمدجواد ظریف، معاون راهبردی رئیس جمهوری بر آن تاکید می کنند.

    در این میان، محمد سلامتی، فعال سیاسی اصلاح طلب و از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، بیان کرد: وفاق ملی شکست نخورده است اما بخشی از این ماجرا به آقای پزشکیان باز می گردد. متاسفانه ایشان اگر چه آدم صادق و صاف و و مومنی است اما این صفت ها برای مملکت داری کافی نیست. مملکت داری یک مقدار روش های نوین مدیریت را می طلبد و برخوردهای دقیقی را نیاز دارد. آقای پزشکیان متاسفانه حرف های تکراری می زند که این موضوع باعث طرد نخبگان و بدنه رأی ایشان و ایجاد یأس شده است.

    او با اشاره به حضور مخالفان دولت در کابینه ادامه داد: آقای پزشکیان اشتباه کرد که آنان را در وفاق ملی مشارکت دارد زیرا آنان به دنبال منافع ملی نیستند. این کار اشتباهی بود. البته آقای پزشکیان عضو یک حزب نیست و به هر حال، آقای پزشکیان عضو حزب نیست که بتواند او را پشتیبانی کند. رقبا نیز سرسختانه علیه دولت عمل می کنند.

    مشروح گفت‌وگوی محمد سلامتی، فعال سیاسی اصلاح طلب را در ادامه بخوانید؛

    *********

    *یک بحثی که این روزها در فضای سیاسی علی الخصوص بعد از خروج دو چهره کلیدی از دولت به وجود آمد؛ حکایت از به پایان رسیدن وفاق ملی دارد. تحلیل شما چیست؟

    از منظر اول، با توجه به شرایط حساس کشور و تلاش دشمنان در جهت از بین بردن نظام، انتظار این است که همه جناح ها و جریانات با هم متحد شوند و برای مقابله با دشمنان توان لازم را به دست بیاورند.

    آقای پزشکیان، با سیاست وفاق سعی کردند که جناح های مختلف را برای حل مسائل و مشکلات کشور متحد کنند؛ ولی متاسفانه یک عده علی الخصوص تندروها در جناح های مختلف، عکس این ماجرا را عمل کردند. قادعدتا با توجه به شرایط فعلی باید با درنظر گرفتن منافع ملی، از یک سری اشکالات دولت چشم پوشی کنند و در جهت تقویت دولت حرکت کنند تا قوه مجریه بتواند کارهای مهمی را به سرانجام برساند.

    آقای ظریف فرد پرتوانی است اما….

    از منظر دیگر، انتظارات مردم و انتظارات نخبگان تا به الآن برآورده نشده است، اشکالاتی هم که در دولت وجود دارد بهانه را به دست برخی از افراد داده بخواهد با دولت برخورد کنند. متاسفانه آقای همتی به عنوان وزیر اقتصاد خطاهایی را مرتکب شدند؛ در واقع ایشان به جای آنکه جو التهابی را کاهش بدهد، این التهاب را تشدید کردند. دولتمردان وقتی صحبت می کنند، مراقب حرف های خودشان باید باشند چون بازتاب مهمی در سطح جامعه دارد. همین موضوعات بهانه را به دست کسانی که به دنبال تضعیف دولت بودند، داد.

    آقای ظریف هم فرد پرتوانی است که به درد نظام می خورد اما متاسفانه قانونی ضد توسعه و پیشرفت در مجلس تصویب شده و تا زمانی که آن قانون هست، دولت نمی تواند خلاف آن عمل کند. البته دولت باید به دنبال اصلاح قانون باشد ولی متاسفانه این کار انجام نشد. ظاهرا برخی از افراد فقط به دنبال دیدگاه خودشان هستند و به مسئله‌ای دیگری توجهی ندارند.

    اشتباهی که مسعود پزشکیان مرتکب شد

    اگر بخواهیم از زاویه خوش‌بینی به آن نگاه کنیم، افراد معتقدی هستند که سرسختانه به دنبال پیاده کردن دیدگاه‌های خودشان بوده و نباید انتظار داشت که به رسمیت شناخته شوند. دولت باید توجه کند که این افراد حاضر نیستند که امتیاز کوچکی به رقیب خود بدهند و حتی منافع ملی و جریانی خودشان را بر منافع ملی ترجیح می دهند. فکر می‌کنند که تنها دیدگاه آنان است که مهم و درست است.

    آقای پزشکیان اشتباه کرد که آنان را در وفاق ملی مشارکت دارد زیرا آنان به دنبال منافع ملی نیستند. این کار اشتباهی بود. البته آقای پزشکیان عضو یک حزب نیست که بتواند او را پشتیبانی کند. رقبا هم سرسختانه علیه دولت عمل می‌کنند.

    اینکه ایشان خواستند برای پیشرفت کار از همه جناح‌ها استفاده کنند، کار درستی بود اما دو اشکال دارد. یک آنکه ایشان درباره وفاق افراط کردند و تعداد زیادی از نیروهای جناح مقابل به خصوص افراطیون را به کار گرفت و آنان نیز به دنبال حل و فصل مسائل مورد نظر آقای پزشکیان نیستند.

    اشکال دوم این است که آقای پزشکیان هدایت و کنترل این افراد را به دست فراموشی سپرد. وقتی که از جناح مقابل نیرو بگیرید، برای اینکه بتوانید کارها را پیش ببرید، مستلزم هدایت و کنترل این افراد است. این اشکال هنوز در آقای پزشکیان وجود دارد و باید مرتفع شود. یعنی اگر چه گرفتن نیرو در سطح بالا هماهنگی ایجاد می‌کند، اما این هماهنگی پایدار نیست و باید مراقبت آن باشد.

    کسانی هستند که به دنبال بالا و پایین بردن نرخ ارز هستند

    *زمانی که خبر کلیدخوردن استیضاح آقای همتی آمد، قیمت ارز و سکه کاهش پیدا کرد. بعد از استیضاح ایشان هم قیمت بازار پایین آمد. به نظر شما عجیب نیست که بازار بخواهد به یک نفر واکنش نشان بدهد؟ 

    این یک واقعیت است. به هر حال کسانی هستند که به دنبال بالا و پایین بردن نرخ ارز هستند، اما این ماجرا وظیفه یک وزیر اقتصاد را از بین نمی‌برد و او باید مراقب حرف‌هایش باید. بانک مرکزی باید قیمت دلار را کنترل کرده و باید به آن جهت بدهد. اگر هم مخالف نظرهای هم هستند، نمی توانند در کار همدیگر دخالت کرده و باید با برگزاری جلسات مشترک با معاون اول یا رئیس جمهوری به یک وحدت نظر در جهت سیاست پیدا کنند.

    آقای پزشکیان باید خودش را از این وضعیت نجات بدهد

    * به نظر می‌رسد که حامیان دولت دچار یک سرخوردگی شدند، آیا می‌توان گفت که وفاقی که آقای پزشکیان بر آن تاکید کردند، شکست خورد؟

    وفاق ملی شکست نخورده است اما بخشی از این ماجرا به آقای پزشکیان باز می‌گردد. متاسفانه ایشان اگر چه آدم صادق و صاف و مومنی است؛ اما این صفت‌ها برای مملکت‌داری کافی نیست. مملکت داری یک مقدار روش‌های نوین مدیریت را می‌طلبد و برخوردهای دقیقی را نیاز دارد. آقای پزشکیان متاسفانه حرف‌های تکراری می زند که این موضوع باعث طرد نخبگان و بدنه رأی ایشان و ایجاد یأس شده است.

    آقای پزشکیان باید خودش را از این وضعیت نجات بدهد و برای این کار باید یک گروه به اصطلاح مشاور قوی در کنار خودش ایجاد کند تا در زمینه‌های مسائل سیاست داخلی، سیاست خارجی و اقتصادی جمع‌بندی کرده و به رئیس‌جمهوری منتقل کنند. رئیس‌جمهوری هم باید این جمع‌بندی‌ها را در نظر گرفته و وزرای زیر نظر خودش منتقل و پیگیری کند.

    این اقدام لازمه کار ریاست جمهوری است، اگر بخواهد کار خراب نشود، آقای پزشکیان باید اینکار را انجام دهد. بنابراین، وفاق کار درستی است و برای اینکه ادامه پیدا کند، نباید افراطیون وارد وفاق شوند.

  • «‌وفاق ملی‌» اسم رمز یک حرکت خطرناک و پلشت است! / کفش دزد را پیشنماز نمی‌کنند‌!

    «‌وفاق ملی‌» اسم رمز یک حرکت خطرناک و پلشت است! / کفش دزد را پیشنماز نمی‌کنند‌!

    به گزارش اقتصادران، حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:

    قرار بوده و هست که رئیس‌جمهور محترم پست‌های کلیدی و نقش‌آفرین را به افرادی که با نظام و انقلاب زاویه دارند نسپارند. چرا که افرادی از این دست نه فقط نمی‌توانند برای رئیس‌جمهور و دولت ایشان همراهان همدلی باشند، بلکه زمینه‌ساز آسیب‌های جدی و خسارت‌های جبران‌ناپذیر به دولت و نظام و منافع ملی نیز خواهند بود.

    این واقعیت تلخ نمی‌تواند و نباید از نگاه جناب پزشکیان پنهان بماند ولی متاسفانه برخلاف آنچه انتظار می‌رفت، شاهد حضور شماری از افراد ناشایسته و زاویه‌دار در برخی از مسئولیت‌های حساس و کلیدی هستیم.

    این حرکت خطرناک و پلشت به بهانه  – بخوانید با اسم رمز- «‌وفاق ملی‌» صورت می‌پذیرد! به بیان دیگر، در پوشش وفاق ملی که پدیده قابل تقدیری است، افراد زاویه‌دار و بد‌سابقه به کار گرفته می‌شوند که مفهوم دیگر آن طرد و نفی نیروهای متعهد و انقلابی است. در کجای دنیا و در کدام فرهنگ سیاسی و اجتماعی، سپردن مسئولیت‌های حساس و تعیین‌کننده به افرادی که با نظام حاکم زاویه دارند، «‌وفاق ملی‌»! نامیده می‌شود؟!

    مفهوم و تعریف شناخته‌شده وفاق ملی در همه فرهنگ‌ها، استفاده از تمامی نیروهای وفادار به نظام صرفنظر از سلیقه‌های سیاسی متفاوت آنهاست. به بیان دیگر، وفاداری و پایبندی به مبانی و اصول نظام، خمیرمایه و اساس و مبنای وفاق ملی است و بدیهی است که سپردن مسئولیت به افراد زاویه‌دار با مبانی نظام در هیچ تعریفی نمی‌تواند «‌وفاق ملی‌» تلقی شود!

    نگاهی – هرچند گذرا- به سابقه و کارنامه برخی از زاویه‌دارهایی که در پست‌های کلیدی به کار گرفته شده‌اند و مقایسه دیدگاه‌ها و مواضع آنها با رئیس‌جمهور محترم به وضوح نشان می‌دهد که مواضع و عملکرد آنها با مواضع و عملکرد آقای دکتر پزشکیان فاصله‌ای پُر نشدنی دارد. بنابراین پرسش آن است که چه کسانی این افراد را معرفی کرده‌اند؟! و آیا فلان وزیر و فلان معاون رئیس‌جمهور، درباره گزینه‌های مورد اشاره با جناب پزشکیان مشورت و رایزنی کرده است؟!

    به عنوان مثال، آیا جناب پزشکیان می‌دانند «سرپرست امور اطلاع‌رسانی دولت» سابقه بازداشت از سوی دستگاه امنیتی و محکومیت ۵ سال زندان دارد؟ خودش در کلیپی می‌گوید: «من‌ تو انتخابات (مجلس) از نظر مالی اشباع شدم. با نمایندگان بستم که بعد ورود به مجلس، مجازی‌شان دست ما باشد. من تیم دارم و باید به آنها پول بدهم. از همه پول گرفتم‌»! و… آقای رئیس‌جمهور با یک جست‌وجوی ساده می‌توانید به هویت برخی از منصوبان زاویه‌دار پی ببرید!‌…

    این احتمال نیز دور از ذهن نیست که برخی از مسئولان محترم با تساهل در گزینش افراد زاویه‌دار درپی جذب آنها بوده‌اند! که در این صورت باید گفت؛ تردیدی نیست برخی از خطاها با رعایت ضوابط قانونی، می‌تواند قابل گذشت باشد و تمامی مجرمان در حد و اندازه‌ای نیستند که برای همیشه از جامعه طرد شده و در هیچ جایگاهی به کار گرفته نشوند. ولی سپردن پست‌ها و مسئولیت‌های کلیدی به آنها، اقدامی خطرناک و در تقابل آشکار با منافع ملی و سلامت نظام است.

    در مَثَل مناقشه نیست، و مَثَل اگرچه عین مُمَثل نیست ولی به درک بهتر موضوع کمک می‌کند. گفته‌اند و حکیمانه نیز هست که «‌کفش دزد را پیشنماز نمی‌کنند‌»! کسی که کفش نمازگزاران را می‌دزدیده، اگر توبه کند و پشیمان شود، نباید از ورودش به مسجد جلوگیری کنند. می‌تواند به مسجد بیاید و نماز بخواند ولی، هرگز نباید از او به عنوان پیشنماز استفاده کنند!