برچسب: وزارت بهداشت

  • مهم / توصیه‌های مراقبتی وزارت بهداشت به مردم برای گذران روزهای جنگ

    مهم / توصیه‌های مراقبتی وزارت بهداشت به مردم برای گذران روزهای جنگ

    به گزارش اقتصادران، مرکز اطلاع رسانی ستاد بحران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با صدور اطلاعیه شماره ۲ مهم‌ترین نکته‌های مراقبتی هموطنان در شرایط جنگی را صادر کرد.

    هموطنان گرامی! در شرایط جنگی لازم است نکات زیر را مد نظر قرار دهید:

    ۱- خونسردی خود را حفظ کنید.

    ۲- نقاط امن خانه و محل زیست خود را شناسایی کنید تا در مواقع لزوم، در آنجا پناه بگیرید.

    ۳- در مواقع انفجار با بستن گوش و باز گذاشتن دهان در سریعترین زمان به صورت روی زمین دراز بکشید.

    ۴- یک بسته کمک‌های اولیه، آب و خوراکی در محل امن نگهداری کنید.

    ۵- همانند دور قبل حملات دشمن، از مراجعه غیر ضرور به مراکز درمانی و بهداشتی خودداری فرمایید.

    ۶- اهدای خون در هر زمانی هم حال خودتان را خوب می‌کند و هم از بحران کمبود خون پیشگیری می کند.

    ۷- درمان مجروحین حوادث ناشی از جنگ رژیم صهیونیستی، همچون جنگ ۱۲ روزه رایگان خواهد بود.

    ۸- پس از حملات دشمن به مناطق مسکونی، تلاش کنید مسیر را برای ورود وسایل امدادی نظیر آمبولانس از نخاله‌ها پاکسازی نمایید.

    ۹- در زمان‌های تجاوز دشمن به حریم هوایی، از قرار گرفتن در کنار پنجره‌ها، دیواره‌های شیشه‌ای، وسایل نوک‌تیز، بالکن‌ها و ایوان‌های مشرف به ورود پرتابه‌های احتمالی خودداری فرمایید.

    ۱۰- در محضر کودکان، مواظب گفت‌و‌گو‌های خود باشید. کودکان آسیب‌پذیرترین گروه طی حملات رسانه‌ای و اخبار ناگوارند.

    ۱۱- در صورتی که امر مهمی در کار نباشد، امن‌ترین مکان، خانه و خانواده است. پیش آنها بمانید و از لحظات با هم بودن بهره‌برداری مناسب کنید!

    ۱۲- از بزرگسالان حمایت کنید. بسته‌های دارویی آنها را مهیا و در جای قابل دسترس و امن قرار دهید.

    ۱۳- با توجه به تعطیلی در برخی استان‌های کشور، اگر امکانش وجود دارد، برای چند روز تعطیلات در نقطه امن را انتخاب نمایید.

    ۱۴- بیماران مزمن، مبتلایان به انواع سرطان و بیماری‌های نادر و همچنین افرادی که گرفتار حملات عصبی و روانی هستند، نیاز مبرم به پشتیبانی شما خواهند داشت. از در دسترس بودن دارو به حد کافی مطمئن شوید.

    ۱۵- تیم ملی سلامت کشورمان در هر شرایطی کنار مردم عزیز قرار دارد. سامانه تلفنی ۱۱۵ برای فراخوان هر اتفاق ناگوار و سامانه تلفنی ۱۹۰ برای هرگونه پاسخگویی در دسترس خواهد بود. از اشغال بی جهت این شماره‌ها هم خودداری شود.

  • عملا دارو تحریم شده / بیماران قربانی سیاست‌های یک‌طرفه تحریم‌ها شده‌اند / ۶ همت از چک‌های داروخانه‌ها برگشت خورده

    عملا دارو تحریم شده / بیماران قربانی سیاست‌های یک‌طرفه تحریم‌ها شده‌اند / ۶ همت از چک‌های داروخانه‌ها برگشت خورده

    به گزارش اقتصادران، سایه جنگ و تحریم‌ها بر نظام سلامت ایران هم افتاد؛ مشکل انتقال ارز، اولتیماتوم داروسازان به وزارت بهداشت و گرانی بی‌سابقه داروها در کنار کهنگی تجهیزات پزشکی و داروسازی همگی نشانه‌هایی از این سایه بر نظام سلامت ایران هستند. در این میان انجمن داروسازان به دنبال مطالبات خود از وزارت بهداشتند و ۶۰۰ میلیارد دارو پشت مرزهای ایران مانده و به دست مردم نمی‌رسد.

    اگرچه قرار نبود نظام سلامت ایران درگیر سیاست‌گذاری‌های بین المللی شود اما با گذشت ۵ ماه از جنگ ۱۲ روزه و فعال شدن مکانیزم ماشه وزیر بهداشت از مشکلات انتقال ارز و دریافت دارو صحبت می‌کند.

    نکته این است که تاثیر این مشکلات به شکلی محسوس در بازار دارو و نظام سلامت ایران به چشم خورده و با زندگی و زنده ماندن مردم پیوند دارد. داروها نه سالی یکبار، بلکه هر بار که بیماران به داروخانه‌ها مراجعه می‌کنند گران‌تر می‌شود؛ البته اگر دارویی در داروخانه وجود داشته باشد.

    در این میان مشکلات میان سازمانی هم پررنگ شده تا جایی که انجمن داروسازان از بیم مشکلات کیفری در نامه‌ای به وزیر بهداشت اولتیماتوم داده‌اند که اگر مطالبات ما روی کاغذ بماند، از ۱۵ دی ۱۴۰۴ از صدور چک در قبال فاکتورهای خرید دارو از شرکت‌های پخش معذور خواهند بود. اما این مطالبات چه هستند؟ از سویی دیگر باید پرسید چطور دارویی خریداری شده، اما ارز منتقل نشده است؟ و در نهایت این مشکلات چگونه نظام سلامت ایران را تهدید می‌کنند؟

     هادی احمدی، عضو هیات‌مدیره انجمن داروسازان ایران به بررسی این نکات می‌پردازد:

    از سیستم بانکی خرید شده، امکان پرداخت پول نیست

    هادی احمدی می‌گوید: «مشکلات انتقال ارز مستقیما با تحریم‌ها ارتباط دارد. وزارت بهداشت از طریق سیستم بانکی اقدام به خرید می‌کند، اما امکان پرداخت پول را ندارد. این مسئله باعث می‌شود نتوانیم برخی داروهای اساسی و خاص را وارد کنیم؛ این‌ها داروهای معمولی نیستند و در نتیجه با کمبود آن‌ها مواجه می‌شویم و برای بیماران مشکل ایجاد می‌شود.»

    عملا دارو تحریم شده/ بیماران قربانی سیاست‌های یک‌طرفه تحریم‌ها شده‌اند

    او می‌افزاید: «بنابراین افرادی که می‌گویند دارو تحریم نیست، اشتباه می‌کنند؛ عملا دارو تحریم شده است. دلیل این موضوع آن است که نه‌تنها امکان انتقال ارز وجود ندارد، بلکه در حوزه حمل‌ونقل نیز با مشکل مواجه هستیم. در این میان، بیماران قربانی سیاست‌های یک‌طرفه تحریم‌ها شده‌اند، در حالی که مسوولان می‌گویند دارو تحریم نیست. این حرف درست است، اما وقتی نقل‌وانتقال پول و حمل دارو تحریم باشد، چه تفاوتی با تحریم دارو دارد؟ از سوی دیگر، سیستم‌های بیمه‌ای نیز به واسطه تحریم‌ها نمی‌توانند داروها را بیمه کنند و این مسئله بر مشکلات موجود می‌افزاید.»

    به جز داروهای وارداتی مشکل تامین مواد اولیه هم هست/ مجبوریم از کشورهایی خرید کنیم که مواد اولیه‌شان قدرت اثر بالایی ندارند

    عضو هیات‌مدیره انجمن داروسازان ایران در ادامه می‌گوید: «از سوی دیگر، با این‌که ۵۰ درصد مواد اولیه تولید داروهای داخلی در داخل کشور تولید و بومی‌سازی شده است، بخش دیگر آن وارداتی است. این مواد اولیه وارداتی نیز درگیر همین مشکلات انتقال ارز هستند و برای خرید آن‌ها از کشورهای صاحب‌نام با مشکل مواجهیم؛ به همین دلیل مجبور می‌شویم مواد اولیه را از کشورهایی مانند هند و برخی دیگر از کشورها وارد کنیم که شاید پوتنسی (قدرت اثر) مواد اولیه کشورهای اروپایی را نداشته باشند و این موضوع کشور را با مشکلاتی در نظام دارویی مواجه می‌کند.»

    تحریم‌ها بحث نوسازی ناوگان داروسازی را با چالش مواجه کرده

    هادی احمدی در مورد تبعات دیگر اثر تحریم‌ها بر صنعت دارویی ایران می‌گوید: «علاوه بر این، بحث نوسازی ناوگان داروسازی مطرح است؛ به دلیل تحریم‌ها، در نوسازی ماشین‌آلات و به‌سازی صنعت داروسازی با مشکل روبه‌رو هستیم و در چند سال اخیر استهلاک ماشین‌ها بیش از نوسازی آن‌ها بوده است که زنگ خطری برای آینده و تأثیر آن بر کیفیت دارو محسوب می‌شود.»

    او در مورد راه‌حل نظام سلامت ایران در برابر تحریم‌ها مطرح می‌کند: «تنها راه‌حل این مشکل، اجازه انتقال پول است و لازم است مجلس برای کالاها و داروهای اساسی مورد نیاز کشور اقدام کند و سیستم دیپلماسی نیز راهکاری ارائه دهد؛ این موارد کاملاً از اختیار سایرین خارج است.»

    اولتیماتوم به وزیر بهداشت برای جلوگیری از زندانی شدن داروسازان 

    هادی احمدی می‌گوید: «انجمن داروسازان دو خواسته داشت؛ نخست، با ارسال نامه‌ای به رئیس‌جمهور درخواست کردیم قرارداد بین داروخانه‌ها و سازمان‌های بیمه‌گر اصلاح شود، یک‌طرفه نباشد و پرداخت‌ها نظام‌مند شود. رئیس‌جمهور نیز برای وزیر بهداشت پی‌نوشت کردند و دستور دادند که دستورالعملی شفاف برای ساماندهی قرارداد داروخانه‌ها با بیمه‌ها و نحوه پرداخت‌ها دیده و اندیشیده شود و نتیجه گزارش شود، اما تا این لحظه وزیر بهداشت به نامه رئیس‌جمهور پاسخ نداده است. برای این‌که این نامه بایگانی نشود، به وزیر بهداشت اولتیماتوم دادیم که اگر تا نیمه دی رئیس شورای عالی بیمه، که همان وزیر بهداشت آقای ظفرقندی است، به نامه رئیس‌جمهور ترتیب اثر ندهد و قرارداد اصلاح نشود، ما برای جلوگیری از بروز مشکلات کیفری برای داروسازان ناچار به اقدام خواهیم بود.»

    ۶ همت از چک‌های داروخانه‌ها نزد شرکت‌های پخش دارو برگشت خورده

    این مقام در انجمن داروسازی می‌گوید: «نکته این است که از سال گذشته تاکنون حدود ۶ همت از چک‌های داروخانه‌ها نزد شرکت‌های پخش دارو برگشت خورده و چندین نفر در زندان هستند و برخی دیگر نیز در فرایند قضایی قرار دارند. سرمایه‌های ما نزد سازمان‌های بیمه‌گر مسدود و بلاک شده و داروخانه‌ها توان ارائه خدمت ندارند.»

    این شرکت‌های بزرگ متعلق به خود تأمین اجتماعی هستند

    او در ادامه در مورد مشکلات کیفری پیش آمده می‌گوید: «برای جلوگیری از تبعات کیفری گفتیم که از شرکت‌ها به‌صورت اعتباری خرید کنیم، اما این شرکت‌های بزرگ متعلق به خود تامین اجتماعی هستند؛ چگونه ممکن است این سازمان پول ما را پرداخت نکند، اما شرکت‌های وابسته به آن بخواهند دارو را به‌صورت نقدی بفروشند؟ چرا پولی را که ۱۰ ماه نزد شما مانده است به شرکت‌های خودتان نمی‌دهید؟ بهتر است تهاتر انجام شود.»

    شرط تامین اعتبار ظالمانه است

    هادی احمدی در مورد محتوای یک طرفه این قرارداد می‌گوید: «این قرارداد باید اصلاح شود، چرا که به شرط تامین اعتبار است؛ این شرط ظالمانه است. شاید دولت نخواهد اعتبار بدهد، اما ما که خدمت ارائه می‌دهیم، مطالبات خود را می‌خواهیم. ماده ۳۸ الحاقی مصوب هیئت وزیران تصریح می‌کند که سازمان‌های بیمه‌گر مکلف‌اند ۶۰ درصد مطالبات مراکز طرف قرارداد را بلافاصله پس از ارائه نسخ که اکنون به‌صورت آنلاین است همان لحظه پرداخت کنند و ۴۰ درصد باقی‌مانده را سه ماه بعد بپردازند؛ در صورت تاخیر نیز باید جریمه اوراق مشارکت پرداخت شود.»

    از ۹ عضو شورای عالی بیمه ۸ نفر دولتی‌اند

    او با اشاره به خواسته‎‌ انجمن داروسازان از وزارت بهداشت می‌گوید: «خواسته ما این است که این ماده در قرارداد لحاظ شود و عبارت به شرط تامین اعتبار حذف شود. قرارداد باید دوطرفه باشد و رضایت هر دو طرف را تامین کند، اما قرارداد فعلی یک‌طرفه است. شورای عالی بیمه ۹ عضو دارد که ۸ نفر از آن‌ها دولتی هستند و تنها یک نفر نماینده نظام پزشکی است که رای او تاثیری ندارد.»

    با این تصمیم روند رسیدن دارو به دست بیمار به تعویق نمی‌افتد

    او در مورد تاثیر این اقدام بر تامین دارو می‌گوید: «نکته دیگر این است که صدور چک یا خرید اعتباری هیچ تاثیری بر خرید دارو توسط بیماران ندارد و تنها می‌تواند به روند رسیدن دارو به داروخانه‌ها کمک کند. داروخانه‌ها گاهی تا سه ماه ذخیره دارویی دارند و می‌توانند خدمت ارائه دهند.»

    عضو هیئت مدیره انجمن داروسازان می‌گوید: «کمبود داروهای خاص به دلیل تحریم‌هاست و ارتباطی با مشکلات داخلی ندارد و این موضوع شامل داروهای عمومی مورد نیاز همه داروخانه‌ها نیز می‌شود.»

    استهلاک تجهیزات پزشکی برای کیفیت دارو اثرگذار است

    او در مورد تاثیر تحریم‌ها بر نظام سلامت جامعه ایران می‌گوید: «به‌طور کلی، تحریم‌ها تاثیرات منفی بسیار زیادی بر نظام سلامت ایران گذاشته‌اند. عدم نوسازی تجهیزات بیمارستانی و داروسازی، عدم ورود مواد اولیه باکیفیت و عدم امکان انتقال پول برای خرید دارو، همگی باعث شده‌اند در شرایطی قرار بگیریم که نتوانیم عرضه به‌موقع داشته باشیم و عملاً حوزه سلامت تحت تاثیر قرار گیرد. ادامه این روند مشکلات متعددی ایجاد خواهد کرد؛ به‌ویژه در حوزه نوسازی صنایع داروسازی که مستهلک شدن تجهیزات کارخانه‌ها می‌تواند تولید و کیفیت دارو را تحت تاثیر قرار دهد و در بلندمدت مردم از نظر سلامت آسیب بیشتری ببینند.»

  • ای کاش خودروسازان بساطشان را جمع کنند!

    ای کاش خودروسازان بساطشان را جمع کنند!

    به گزارش اقتصادران، معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با استناد به آخرین مطالعات انجام شده از مرگ سالانه ۵۸ هزار نفر به دلیل آلودگی هوا خبر داد و در عین حال ضمن هشدار درباره نقش هم‌زمان خودروهای فرسوده و حتی خودروهای نو در تشدید این بحران، از خودروسازان به‌دلیل تولید این محصولات که در شهرها و جاده‌ها جان مردم را می‌گیرند، انتقاد کرد و خواستار برخوردی صادقانه و جدی با این چرخه مرگبار شد.

    علیرضا رئیسی با اشاره به شرایطی که مردم این روزها با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، گفت: تعطیل کردن شهر و مدرسه راه‌حل نیست، این وضعیت مرتباً در حال تکرار است.

     

    نقش خودروسازان در آلودگی هوا؛ ای کاش بساطشان را جمع کنند

    وی با اشاره به وضعیت خودروهای فرسوده که بارها مطرح شده است، ادامه داد: اولویت بحث خودروهای فرسوده است، اما خودروهای ملی هم چندان خودروهای خوبی نیستند. ای کاش به طور کلی خودروسازها بساطشان را جمع می‌کردند؛ اکنون قطعات را از چین وارد می‌کنند، ای کاش همان خودروهای برقی را وارد می‌کردند.

    رئیسی در ادامه خطاب به خودروسازان و با اشاره به تولید خودرو با این کیفیتی که در جاده جان مردم را می‌گیرد و در شهر آلودگی ایجاد می‌کند، تصریح کرد: اکنون نه تنها مشکل ما خودروهای فرسوده است، بلکه خودروهای نو هم با مصرف سوخت بسیار بالا مشکل دارد. اکنون بسیاری از کشورهای دنیا مصرف سوخت و بنزینی را حذف می‌کنند. جایی مثل شانگهای که یکی از آلوده‌ترین شهرها بود، اکنون تقریباً به حد استاندارد جهانی رسیده است. به نظر برای این اتفاقی که در حال رخ دادن است باید بسیار جدی و صادقانه برخورد کنیم.

    معاون بهداشت وزارت بهداشت ادامه داد: باید از مردم به‌خاطر عملکرد و اینکه این بلاها را سرشان می‌آوریم، عذرخواهی کنیم. اکنون وضعیت آلودگی هوا به‌گونه‌ای است که دیگر نیاز به اندازه‌گیری و محاسبه ندارد؛ به‌جای اینکه بگوییم کارمان را خوب انجام داده‌ایم، باید بگوییم مردم شرمنده هستیم. من به‌عنوان وزارت بهداشت و درمان، عمیقاً نگرانی خود را از این وضعیت اعلام می‌کنم. مهم خروجی عملکرد ماست و خروجی امروز همین شرایط آلودگی است.

    سالانه ۵۸ هزار مرگ منتسب به آلودگی هوا 

  • چرا ایرانیان دیگر تمایلی به فرزندآوری ندارند؟

    چرا ایرانیان دیگر تمایلی به فرزندآوری ندارند؟

    به گزارش اقتصادران، نتایج پیمایش ملی «تمایلات و رفتار فرزند‌آوری ایرانیان» نشان داد که مسائل اقتصادی و نگرانی زوجین از تامین آتیه فرزندان، مهم‌ترین موانع برای اقدام به فرزندآوری یا داشتن تعداد فرزندان بیشتر است. این پیمایش، زمستان پارسال با بودجه وزارت بهداشت و توسط پژوهشکده فرهنگ جهاد دانشگاهی و با طرح پرسش درباره تمایل فعلی یا آتی جامعه ایرانی به فرزندآوری، دلایل تمایل یا عدم تمایل به فرزندآوری، الگوی تعداد فرزندان و ارزیابی مردم از سیاست‌های تشویقی فرزندآوری انجام شد.

     

    جمعیت نمونه این پیمایش، ۲۵۰۰ زن متاهل در گروه سنی ۱۵ تا ۴۹ سال و مرد متاهل دارای همسر در گروه سنی ۱۵ تا ۴۹ سال از شهرها و روستاهای سراسر کشور بودند. ۴۸٫۵ درصد از پاسخ‌دهندگان، زن و ۵۱٫۵ درصد مرد، میانگین سنی پاسخگویان ۳۶٫۵ سال، میانگین سن هنگام ازدواج ۲۲٫۶ سال و میانگین سن اولین فرزندآوری ۲۵٫۴ سال بود. ۸۴٫۹ درصد پاسخگویان با میانگین ۱٫۷ فرزند، ۲۲٫۳ درصد دارای تجربه سقط جنین بودند و ۶۰٫۲ درصد پاسخگویان از روش‌های پیشگیری از بارداری استفاده می‌کردند. ۵۴٫۸ درصد پاسخگویان، شاغل و ۳۸٫۷ درصد خانه‌دار، ۴۲٫۲ درصد ساکن مراکز استان‌ها، ۳۵٫۸ درصد ساکن سایر شهرها و ۲۲ درصد ساکن روستاها بودند. ۲۹٫۴ درصد از پاسخگویان، وضع مالی خود را بد، ۵۴ درصد متوسط و ۱۶٫۴ درصد خوب ارزیابی کردند.

     

    ۱٫۴ درصد از پاسخگویان، زندگی بدون فرزند را مطلوب می‌دانستند، ۶٫۵ درصد با یک فرزند و ۳۳٫۵ درصد با دو فرزند موافق بودند اما بیش از ۵۸ درصد پاسخگویان، با فرزند سوم و چهارم و حتی بیش از ۵ فرزند موافق بودند. ۲۲٫۳ درصد از پاسخگویان، در حال حاضر تمایل به فرزندآوری داشتند در حالی که در پیمایش مشابه در سال ۱۳۹۵ این عدد، ۳۱٫۸ درصد بود ۷۷٫۷ درصد از پاسخگویان در پیمایش پارسال اعلام کردند که در حال حاضر تمایل به فرزندآوری ندارند و ۵۲٫۱ درصد هم بابت فرزندآوری در زمان آتی بی‌رغبت بودند.

    تمایل به والد بودن، علاقه به بچه، تمایل به خانواده پرجمعیت، تحکیم پیوند خانوادگی و زندگی زناشویی، سن مناسب برای فرزندآوری، رعایت توصیه‌های دینی و مذهبی درباره فرزندآوری، تعداد ناکافی فرزندان، تشویق و اصرار اطرافیان، استفاده از امتیازات طرح فرزندآوری و سیاست‌های تشویقی دولت، تمایل به داشتن فرزند پسر یا دختر، نداشتن فرزند، تمایل به فرزند دیگر به دلیل ازدواج مجدد و فوت فرزند، سوالاتی بود که از پاسخگویان مایل به فرزندآوری پرسیده شد و این گروه، میل به والد شدن (۹۵٫۳ درصد) علاقه به بچه (۹۴٫۷ درصد) تمایل به خانواده پرجمعیت (۸۶٫۱ درصد) و تاثیر فرزندآوری در تحکیم پیوند زناشویی (۸۵٫۸ درصد) را به عنوان مهم‌ترین دلایل فرزندآوری برشمردند اما توصیه‌های دینی به فرزندآوری (۷۸٫۲ درصد) و تعداد ناکافی فرزندان (۷۴٫۸ درصد) در اولویت‌های بعدی قرار  داشت.

     

    در این پیمایش، از گروهی هم که تمایل به فرزندآوری نداشتند، سوالات مرتبط با این بی‌رغبتی پرسیده شد. نگرانی بابت تامین آینده فرزندان جدید، افزایش مشکلات اقتصادی زندگی با آمدن فرزند جدید، درآمد ناکافی برای فرزند جدید، فقدان مسکن و فضای مناسب برای فرزند جدید، تعداد کافی فرزندان، ناتوانی روحی و روانی برای فرزندآوری، تمایل به رعایت فاصله سنی مناسب بین فرزندان، ناسازگاری شرایط شغلی فعلی با فرزندآوری، بی‌رغبتی یکی از زوجین به فرزندآوری، سن نامناسب برای بارداری، سن کم آخرین فرزند، ناتوانی از تربیت فرزند، مشکلات جسمی در زایمان قبلی، ترس از زایمان، افزایش مشکلات خانوادگی به دنبال داشتن فرزند، مشکل ادامه تحصیل به دنبال فرزندآوری، مخالفت اطرافیان با فرزندآوری، برهم خوردن تناسب اندام با زایمان، منع بارداری به دلیل توصیه‌های پزشکی، ترس از بچه‌دار شدن به دلیل بیماری ارثی و نقص عضو مادرزادی در خانواده، بی‌میلی به بچه، تازگی ازدواج، بی‌میلی به مادر بودن، احتمال متارکه و نگرانی از کاهش توجه همسر به دنبال فرزندآوری، سوالاتی بود که از گروه بی‌رغبت به فرزندآوری پرسیده شد.

    ۴ سوال اول این فهرست، ارتباط مستقیم با مسائل اقتصادی و وضع معیشتی خانواده داشت که ۸۷٫۴ درصد از این گروه به دلیل نگرانی از تامین آینده فرزندان جدید، ۸۰٫۹ درصد به دلیل افزایش مشکلات اقتصادی، ۷۸٫۹ درصد به دلیل درآمد ناکافی و ۷۳٫۴ درصد به دلیل فقدان مسکن و فضای مناسب، یا قید فرزندآوری را زده بودند یا نمی‌خواستند فرزند جدید داشته باشند. در این فهرست، غیر از حدود ۱۴ درصد پاسخگویان که بی‌رغبتی به بچه و بی‌رغبتی به مادر بودن را به عنوان عدم تمایل به فرزندآوری ذکر کرده بودند، فراوانی باقی پاسخ‌ها نسبت به نتایج سوال مشابه در پیمایش سال ۱۳۹۵ افزایش معنا‌داری داشت. بخش دیگری از پیمایش، سوال درباره تاثیر سیاست‌های تشویقی بر تمایل به فرزندآوری بود که ۷۳٫۹ درصد پاسخگویان، تاثیر این سیاست‌ها را کم و ۱۸ درصد، زیاد اعلام کرده  بودند.

    در بخش دیگری از نشست تخصصی بررسی نتایج این پیمایش که دیروز در وزارت بهداشت برگزار شد، علی حاتمی؛ عضو هیات علمی پژوهشکده فرهنگ جهاد دانشگاهی با تحلیل پاسخ‌های این پیمایش ملی، ضمن نگاهی به جایگاه جمعیت در برنامه‌های ۵ ساله توسعه اقتصادی که از سال ۱۳۶۸ آغاز شده، اشاره داشت که در برنامه هفتم توسعه که قرار است در فاصله سال ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۷ اجرا شود، با توجه به نرخ ۱٫۶ باروری به ازای هر زن در حال حاضر، مقرر شده که الگوی صحیح همسرگزینی ترویج شده، میانگین سن ازدواج کاهش یابد، میزان باروری کل به ۲٫۵ فرزند برای هر زن برسد، سقط غیرقانونی جنین ۳۰ درصد کاهش یابد و همچنین افزایش ازدواج و کاهش طلاق هم محقق شود تا در نهایت، رشد جمعیت از روند کاهشی به حالت صعودی بازگردد.

     

    این کارشناس با نگاهی به اعداد به دست آمده از پیمایش ملی زمستان ۱۴۰۳ نشان داد که در حال حاضر ۲۲٫۳ درصد پاسخگویان مایل به فرزندآوری بوده و ۷۷٫۷ درصد تمایل به فرزند ندارند و همچنین ۴۰٫۹ درصد از پاسخگویان می‌خواهند که در آینده بچه‌دار شوند ولی ۵۲٫۱ درصد حتی در آینده هم تمایل به فرزندآوری ندارند. این کارشناس در بخش دیگری از تحلیل خود، نگاهی به ارتباط محل سکونت و وضع معیشتی پاسخگویان مایل به فرزندآوری داشت و مبتنی بر پاسخ‌ها نشان داد که تمایل به فرزندآوری، چه در زمان حال و چه در آینده، در ساکنان روستاها (۵۹٫۵ درصد) بیش از ساکنان شهرها (۵۳٫۵ درصد) و مراکز استان‌هاست (۵۱٫۸ درصد) و همچنین تمایل حال یا آینده فرزندآوری در افراد با وضعیت مالی خوب (۵۷٫۵ درصد) بیش از افراد با وضعیت مالی متوسط (۵۴٫۱ درصد) و وضعیت مالی ضعیف (۵۲٫۴ درصد) است. حاتمی در بخش دیگری از تحلیل خود، تایید کرد که موانع فرزندآوری، عاملی موثر در کاهش تعداد فرزندان خانواده‌ها بوده چنانکه میانگین تعداد فرزندان دلخواه برای تمام پاسخگویان (چه مایل به فرزندآوری و چه بی‌رغبت به فرزندآوری) ۳-۲ فرزند بوده اما میانگین تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده ۱٫۸ فرزند است که اختلاف ۱٫۴ فرزند، شکافی حاکی از وجود موانع در مسیر تحقق تمایل افراد به داشتن تعداد فرزندان مطلوب می‌شود چنانکه ۵۸٫۴ درصد پاسخگویان در این پیمایش، تمایل به داشتن ۳ فرزند و بیشتر داشته اما فقط ۲۰٫۷ درصدشان در واقعیت صاحب ۳ فرزند یا بیشتر هستند و همچنین ۶۴٫۲ درصد پاسخگویان، خانواده کوچک با یک یا دو فرزند دارند در حالی که این تعداد فرزند، فقط برای ۴۰ درصد پاسخگویان مطلوب بوده با اینکه مایل به فرزندآوری بیشتر بوده‌اند علاوه بر اینکه از جمع ۱۵٫۱ درصدی پاسخگویانی که فرزند نداشته‌اند، فقط ۱٫۴ درصدشان راضی به این وضع بوده‌اند و احتمالا موانع اقتصادی، پزشکی یا اجتماعی باعث شده که ۱۳٫۷ درصد افراد بدون فرزند، نتوانند دارای فرزند باشند.

    تحلیل این کارشناس این بود که با توجه به اولویت مسائل اقتصادی و مسکن به عنوان موانع پایه‌ای و شرط لازم در اقدام برای فرزندآوری، احساس ناامنی بابت وضعیت اقتصادی و مسکن، مانعی در تصمیم به فرزندآوری است و این موانع در مقایسه با سایر مولفه‌ها همچون ادامه تحصیل یا تازگی ازدواج باید در اولویت سیاستگذاری دولت‌ها باشد مگر آنکه افراد به دلیل بی‌علاقگی به فرزندآوری یا مشکلات پزشکی حتی در صورت فراهم شدن تمام شرایط هم از فرزندآوری صرفنظر کنند. این کارشناس در بخش دیگری از تحلیل خود تاکید داشت که انگیزه درونی (عاطفی) قوی‌ترین عامل در فرزندآوری است در حالی که مشوق‌های بیرونی شامل استفاده از امتیازات و تشویق اطرافیان و توصیه‌های دینی به فرزندآوری در مقابل بی‌رغبتی درونی به فرزندآوری، تاثیری در تغییر تصمیم زوجین نخواهد داشت. در حالی که طبق آمارهای رسمی در بازه ۱۳ ساله در فاصله سال‌های ۱۳۹۰ تا پایان ۱۴۰۳، تعداد موالید زنده در کل کشور، از یک میلیون و ۳۸۲ هزار و ۸ تولد (۱۳۹۰) به ۹۷۹ هزار و ۹۲۸ تولد زنده (۱۴۰۳) رسیده، حاتمی گفت که روند تولدهای ایران، با سرعتی بیش از پیش‌بینی‌ها رو به کاهش است چون مجموع موالید سال ۱۴۰۳ حدود ۱۴ درصد کمتر از پیش‌بینی «چشم‌انداز جمعیت جهان ۲۰۲۴» است چنانکه این پیش‌بینی جهانی تخمین می‌زد که تعداد تولدهای ایران تا سال ۲۰۵۰ میلادی به کمتر از یک میلیون نفر نرسد و حالا ۲۵ سال پیش از تحقق این تخمین، تعداد تولدهای ایران به کمتر از یک میلیون نفر رسیده است.

    رسول صادقی؛ رییس موسسه تحقیقات جمعیت کشور و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، از دیگر مهمانان این نشست تخصصی بود که در صحبت‌های خود با نگاهی به نتایج این پیمایش ملی گفت: «جمعیت یک موضوع ملی است و جناحی و سیاسی نیست. افزایش جمعیت باید در کنار سیاست‌های مهاجرت و خروج جمعیت جوان از کشور بررسی شود علاوه بر اینکه هر ساله، آمار بالایی از تصادفات منجر به مرگ داریم که قربانی این تصادفات، جمعیت جوان و نیروی مولد و پتانسیل افزایش جمعیت است. تغییرات باروری در ایران خیلی سریع بوده چون در بسیاری از کشورها، ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال طول کشید تا زیر سطح جایگزینی در باروری برسند ولی در ایران فقط ظرف ۱۱ سال نرخ باروری کل از ۵ به ۲٫۵ فرزند برای هر زن رسیده که البته سرعت تغییرات فرهنگی اجتماعی و ارزشی هم در ایران بسیار سریع بوده است. البته طبق نتایج این پیمایش، تمایل به فرزندآوری نسبت به سال ۹۵ بیشتر شده اما فراوانی پاسخ‌ها درباره تمایل به فرزندآوری در حال حاضر، نسبت به سال ۹۵ کاهش دارد.»

    این کارشناس در بخش دیگری از صحبت خود گفت: «نگرانی نسبت به وضعیت آینده کشور، در بخش مهاجرت خود را نشان می‌دهد و بنابراین سیاستگذاران باید برای کاهش نگرانی و ناامنی نسبت به وضعیت جامعه اقدام کنند چون با افزایش امید اجتماعی، مهاجرت کم می‌شود و به دنبال آن، نرخ باروری افزایش خواهدیافت. سیاست‌های حمایتی هم باید ثبات داشته باشد چون بی‌ثباتی سیاست‌ها اعتماد عمومی را کاهش می‌دهد. حفظ کیان خانواده باید روح حاکم بر سیاست‌ها باشد در حالی که اکنون این طور نیست. دریافت حس حمایت از قانون با دریافت حس اجبار خیلی فرق دارد. چند درصد قوانین در کشورمحقق می‌شود؟ خیلی اوقات قوانین به جای آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، مبتنی بر آمال است و مثلا با وجود آنکه آمار طلاق رو به افزایش و آمار ازدواج رو به کاهش است، ولی برای کاهش طلاق برنامه و قانون می‌گذاریم در حالی که در جامعه، خلاف این وضع در حال وقوع است. سیاست‌هایی موفق است که محیط دوستدار خانواده ایجاد کند و البته ایجاد چنین محیطی هم فقط وظیفه وزارت بهداشت نیست بلکه تمام نهادها باید در ایجاد این فضا مشارکت کنند.»

    حسین کرمانپور؛ رییس مرکز اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت از دیگر سخنرانان این نشست تخصصی بود و در توضیح اهمیت یافته‌های این پیمایش ملی گفت: «نهاد خانواده تضعیف شده و باید تقویت شود. تبلیغات بی‌سلیقه با عکس و بیلبورد در محیط عمومی، گاهی ضدتبلیغ است که حتی اثر مثبت هم ندارد. نکته مثبت این پیمایش این است که ۵۵ درصد از پاسخگویان تمایل به فرزندآوری دارند و حتی تعدادی‌شان تمایل به فرزند دوم و سوم دارند و این یک فرصت مغتنم است و وای به حال کسی که این فرصت مغتنم را از دست بدهد. اگر چه که تاثیر وزارت بهداشت در این زمینه کمتر از ۲۰ درصد است و بقیه دستگاه‌ها باید برای تقویت نهاد خانواده طراحی کنند و مردم به حمایت اقتصادی دولت امیدوار شوند. تغییر رویکرد اطلاع‌رسانی از توصیه مستقیم به اقناع اجتماعی خیلی مهم است اما چطور می‌شود اقناع اجتماعی ایجاد کرد؟ اقناع اجتماعی، باید از توصیه مستقیم به روایت‌های انسانی و تجربه مثبت خانواده‌‌های دارای چند فرزند تغییر کند.»

    امیرحسین بانکی‌پور، نماینده اصفهان و از نویسندگان قانون جوانی جمعیت در مجلس و از مهمانان این نشست تخصصی، درحالی که اشاره داشت که صبح دوشنبه، جلسه‌ای با موضوع جمعیت و با حضور مسوولان وزارت رفاه در کمیسیون فرهنگی مجلس برگزار شده، در نگاهی به پیام‌های مثبت این پیمایش گفت: «۵۸٫۴درصد پاسخگویان تمایل به ۳ تا ۵ فرزند دارند و گرایش به تک‌فرزندی رو به کاهش رفته است، بنابراین در طول سه سال اجرای قانون جوانی جمعیت، گفتمان جمعیت را جا انداخته‌ایم. سیاست‌های تشویقی به عنوان یکی از ۵ عامل اصلی تمایل به فرزندآوری هم تاثیر مثبت داشته چنان‌که تا امروز و ظرف این ۳ سال ۸۴درصد متقاضیان وام ازدواج و فرزند‌آوری، وام‌شان را گرفته‌اند اگرچه که هنوز بیش از ۵۰۰ هزار نفر از متقاضیان در صف دریافت وام هستند ولی ۲٫۵ میلیون نفر هم وام‌شان را دریافت کرده‌اند و امروز، رقم وام ازدواج و فرزندآوری ۱۰ الی ۱۲ برابر رقم پیش از اجرای قانون جوانی جمعیت است. ۵۰۰ هزار مادر، خودرو دریافت کرده‌اند و به ۱۰۰ هزار نفر هم زمین واگذار شده است. بیش از ۹۴درصد پاسخگویان گفته‌اند که بچه دوست دارند و بنابراین، خانواده محوری از فرهنگ ما دور نشده و مدرنیته نتوانسته این ارزش‌ها را از ما بگیرد. قانون جوانی جمعیت، قانون فرزندآوری نیست بلکه قانون رفع موانع فرزندآوری است، چون ازدواج و فرزندآوری یک تصمیم فردی است.

    البته این پیمایش، زمستان پارسال و در شرایطی انجام شده که قیمت دلار رو به افزایش و جامعه دستخوش التهاب بود و بنابراین زمان مناسبی برای طرح پرسش درباره تمایل یا عدم تمایل به فرزندآوری نبود. با این حال، طی این ۳ سال هنوز ۵۰درصد قانون هم اجرا نشده و تغییر فرهنگی در جامعه هم به سرعت امکان‌پذیر نیست، ولی در سال ۱۴۰۲ در ۱۵ استان نرخ باروری افزایشی بوده و تمایل مردم به ۳ تا ۵ فرزند هم بیشتر شده و حتی الگوی ۳ تا ۵ فرزند در تولدها هم افزایش داشته چنان‌که در فاصله سال‌های ۱۴۰۱ تا پایان ۱۴۰۳ الگوی زایمان ۳ فرزند تا ۶درصد، فرزند چهارم تا ۳۵درصد و فرزند پنجم بیش از ۷۰درصد رشد داشته است.»

    بانکی‌پور در تشریح دلیل کاهش نرخ فرزندآوری در فاصله سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۳ هم گفت: «بارها گفته شد که تعداد موالید کم شده چون دولت‌ها کارشان را درست انجام ندادند یا قانون جوانی جمعیت، قانون درستی نبوده. آمارها به ما نشان می‌دهد که تا سال ۱۳۹۴ رشد موالید داشتیم ولی از این سال، آمار ولادت کاهش داشته درحالی که در این مدت، سیاست‌ها تغییر نکرده و این کاهش، ربطی به قانونگذاری و سیاستگذاری ندارد. وقتی از نرخ باروری در گروه سنی ۱۵ تا ۴۹ سال صحبت می‌کنیم باید ببینیم که از سال ۹۴ حدود ۸۷درصد موالید مربوط به زنان گروه سنی ۲۰ تا ۴۰ سال است چون تعداد زنان گروه سنی ۲۰ تا ۴۰ ساله تا سال ۹۴ افزایش داشته و از سال ۹۴ تعداد این گروه سنی کاهش یافته و بنابراین با کاهش فرزندآوری مواجه شده‌ایم، چنان‌که در فاصله سال‌های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ تعداد زنان ۲۰ تا ۴۰ ساله کشور ۳۰۷ هزار نفر کاسته شده درحالی که در فاصله سال‌های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲ این کاهش ۲۵۰ هزار نفر و در فاصله سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱ این کاهش ۲۱۰ هزار نفر بوده است.»

  • ایرانی ها الکل مصرف می کنند، خوب هم مصرف می کنند!

    ایرانی ها الکل مصرف می کنند، خوب هم مصرف می کنند!

    به گزارش اقتصادران، علیرضا رئیسی، معاون وزیر بهداشت، در اظهاراتی صریح اعلام کرد: «سرانه مصرف الکل در ایران بالاست، عده‌ای می‌گویند مگر در کشور اسلامی کسی الکل مصرف می‌کند؟ بله مصرف می‌کند، خوب هم مصرف می‌کند.» او با تأکید بر ضرورت ایجاد مراکز ترک الکل هشدار داد که «با پاک کردن صورت مسئله، مشکل حل نمی‌شود.» این سخنان پرده از واقعیتی قدیمی، اما کمتر پذیرفته‌شده برمی‌دارد؛ معضلی که سال‌ها زیر سایه سکوت و انکار، حالا به یکی از چالش‌های جدی سلامت عمومی در کشور بدل شده است.

    آسیب‌های مرگبار؛ از نابینایی تا مرگ‌های خاموش

    گزارش‌های متعددی در سال‌های اخیر نشان داده که مصرف مشروبات الکلی دست‌ساز و غیر استاندارد، صد‌ها قربانی گرفته است. نابینایی، نارسایی کبد، مسمومیت شدید و حتی مرگ، از جمله پیامد‌های مصرف الکل‌های تقلبی است. نبود آمار دقیق، شفافیت و اطلاع‌رسانی علمی، باعث شده پیامد‌های این پدیده همواره پنهان یا کوچک شمرده شود، در حالی‌که شواهد می‌گوید مسئله فراتر از یک عادت فردی، به بحرانی اجتماعی و بهداشتی تبدیل شده است.

    ضرورت پذیرش واقعیت و سیاست‌گذاری شفاف

    کارشناسان معتقدند نخستین گام برای حل بحران، پذیرش وجود آن است. انکار، نه تنها مصرف الکل را کاهش نداده بلکه آن را به مسیری غیرقانونی و پرخطر سوق داده است. در بسیاری از کشور‌های اسلامی مانند ترکیه، مالزی و اندونزی، تجربه‌های موفقی از رویکرد‌های کنترل و درمان مشاهده شده است؛ از ایجاد مراکز تخصصی ترک الکل تا برنامه‌های آگاهی‌بخشی و پایش کیفی محصولات موجود برای پیشگیری از مسمومیت‌های مرگبار. این کشور‌ها نشان داده‌اند که می‌توان ضمن رعایت اصول فرهنگی و مذهبی، سلامت عمومی را در اولویت قرار داد.

    راهکار‌هایی برای عبور از بحران

    ایجاد مراکز درمانی و مشاوره‌ای تخصصی، ارائه برنامه‌های آموزشی در دانشگاه‌ها و رسانه‌ها، تدوین سیاست‌های پیشگیرانه به جای صرفاً برخورد‌های قضایی، پایش علمی و شفاف آمار مصرف و حمایت از نهاد‌های مدنی فعال در حوزه کاهش آسیب، از جمله اقداماتی است که می‌تواند روند فزاینده آسیب‌های الکل را متوقف کند. تجربه نشان می‌دهد نادیده گرفتن این موضوع نه تنها بحران را حل نمی‌کند بلکه آن را به مسیری پنهان، پیچیده و پرهزینه‌تر سوق می‌دهد.

    انکار، آینده را خطرناک‌تر می‌کند

    نادیده گرفتن بحران مصرف الکل، پیامد‌هایی فراتر از سلامت فردی دارد. بی‌اعتمادی عمومی، رشد بازار سیاه، افزایش هزینه‌های درمان و بحران‌های اجتماعی و امنیتی از تبعات تداوم رویکرد انکار و سکوت است. به گفته رئیسی، «پاک کردن صورت مسئله مشکل را حل نمی‌کند»؛ واقعیتی که حالا بیش از هر زمان دیگری، نیازمند تصمیم‌گیری شجاعانه، علمی و به دور از نگاه‌های صرفاً امنیتی و سیاسی است.

  • سایه ترس بر سر رزیدنت‌ها / چرا وزارت بهداشت صدای جامعه پزشکی را نمی‌شنود؟

    سایه ترس بر سر رزیدنت‌ها / چرا وزارت بهداشت صدای جامعه پزشکی را نمی‌شنود؟

    به گزارش اقتصادران، جامعه پزشکی امید سال گذشته را به وزارت بهداشت دولت چهاردهم ندارد و حالا با تصمیم‌هایی از سوی این وزارتخانه مواجه شده که بار دیگر صدای اعتراضش را بلند کرده است. صدایی که به نظر می‌رسد چندان هم شنیده نشده است.

    از سوی دیگر، وزارت بهداشت تاریخ آزمون دانشنامه بورد تخصصی پزشکی را که پیش از جنگ، ششم شهریورماه اعلام شده بود تغییر نداد و اعتراض رزیدنت‌ها که می‌گفتند جنگ ۱۲ روزه و آسیب‌های روانی که در پی آن به جامعه پزشکی وارد شده، سبب شده تا نتوانند آمادگی کافی برای شرکت در این آزمون را داشته باشند، نشنید.

    علی جعفریان، مشاور عالی وزیر بهداشت می‌گوید از دست رفتن فرصت آمادگی به دلیل وقوع جنگ را درک می‌کند، اما «این دلیل بر درستی اعتراض‌ها نیست.».

    اما رزیدنت‌ها، از نبود عدالت آموزشی در شرایطی می‌گویند که تعدادی از آنها در تهران و دیگر شهر‌های جنگ‌زده زیر موشک بودند و عده دیگری، در شهر‌های آرام و دور از جنگ مشغول آماده شدن برای آزمون.

    هادی یزدانی، پزشک و فعال رسانه‌ای حوزه پزشکی هم از تصمیمات وزارت بهداشت گلایه می‌کند و می‌گوید: «بخش عمده‌ای از امور وزارتخانه در اختیار یک نفر است و این فرد با اختیارات گسترده، تصمیماتی می‌گیرد که تحت تأثیر نگاه شخصی و استبدادی اوست.»

    تاریخ برگزاری آزمون ارتقای دستیاری پزشکی یک روز پیش از اعلام آتش‌بس میان ایران و اسرائیل از ۲۶ تیرماه به ۲۲ مردادماه منتقل شد. آزمونی که سالانه برای رزیدنت‌ها برگزار و یک ارتقای سالانه محسوب می‌شود. سال ۹۹ و در دوران همه‌گیری کرونا برای اولین‌بار، این آزمون برگزار نشد و امسال به دلیل جنگ ۱۲ روزه تاریخ آن به روز قبل از اربعین، منتقل شد. تغییری که اعتراض‌های بسیاری را به همراه داشت.

    محمدمهدی نوریه، رزیدنت داخلی درباره این تغییر تاریخ می‌گوید: «برای تعیین زمان جدید آزمون ارتقا یک اشتباه استراتژیک صورت گرفت و یک اشتباه تاکتیکی.»

    به گفته او اشتباه استراتژیک این بود که به مطالبات کارمندان خود به عنوان رزیدنت‌ها توجه نشد: «رزیدنت‌ها با تعداد حدود ۱۵ هزارنفر در کل کشور، جمعیت کمی نیستند. مطالبه آنان این بود که این آزمون سابقه‌عدم برگزاری دارد و امسال هم برگزار نشود.»

    او بر این باور است که کلیت محتوای این آزمون زیرسوال است: «این آزمون در هیچ کشور صاحب‌سبک پزشکی به این شکل برگزار نمی‌شود. در وزارت بهداشت قبلی، حتی در شورای آموزش پزشکی تخصصی مصوب شد که این آزمون به صورت سالانه، کشوری و قطبی برگزار نشود، بلکه در هر دانشگاه بر اساس رویکرد رزیدنت‌ها و تصمیم گروه آموزشی برگزار شود. با وجود این، وزارت بهداشت اصرار داشت که آزمون برگزار شود.»

    رزیدنت‌ها در دوران پس از جنگ، برای برگزار نشدن آزمون ارتقای دستیاری و به‌تعویق‌افتادن آزمون بورد دانشیاری تخصصی پزشکی که قرار است ششم شهریورماه برگزار شود امضاء جمع کردند: «حرف بچه‌ها این بود که عدالت آموزشی زیر سؤال است. کسی که در تهران زیر بمباران بود، با کسی که در شهری آرام بوده شرایط یکسانی ندارد. در ۱۲ روز جنگ، بسیاری از مشاغل دورکاری داشتند، اما رزیدنت‌ها در هر رشته‌ای که بودند، باید در بیمارستان حضور می‌داشتند. اگر رزیدنت‌ها می‌رفتند، کل سیستم درمانی دچار فروپاشی می‌شد.»

    او اشتباه دیگر وزارتخانه را اطلاعیه‌هایی می‌داند که از سوی وزارتخانه صادر می‌شد: «آن‌ها اطلاعیه می‌دادند که شرکت در آزمون، واجب آموزشی و رفتن به اربعین مستحب است. جایی را که محل حرف‌های آکادمیک است به سطح صدور فتوا رساندند و آیت‌الله علوی‌بروجردی اعلام کرد، بهتر بود وزارت بهداشت این آزمون را در این تاریخ برگزار نمی‌کرد.»

    نوریه قصد داشته در مراسم اربعین امسال شرکت کند، اما به دلیل اتفاقاتی که در این مدت رخ داده از این تصمیم منصرف شده است: «من شخصاً پاسپورتم آماده و قبل از جنگ ثبت‌نام کرده بودم. اما وقتی دیدم این موضوع دینی و مذهبی موجب اختلاف و چنددستگی بین رزیدنت‌ها می‌شود، صرف‌نظر کردم. چون اگر کسی به اربعین می‌رفت، کشیک‌هایش باید توسط دیگری پوشش داده می‌شد و فردی که می‌ماند هم باید کشیک اضافه بدهد، هم امتحان بدهد و هم از مزایای آن فردی که به اربعین رفته محروم می‌ماند.»

    او از نامه‌هایی می‌گوید که به دست مسئولان وزارت بهداشت رسیده است: «برخی از رزیدنت‌ها به مسئولان وزارت بهداشت نامه‌هایی سرشار از تملق می‌نوشتند و آنها منتشر می‌شدند. این کار، باعث ایجاد این تصور شد که با تملق می‌توان کاری کرد که مسئولان کوتاه بیایند.»

    به گفته او آزمون ارتقای دستیاری پزشکی با اشتباه‌های وزارت بهداشت به موضوعی بدل شد که به جای همگرایی، موجب اختلاف بین رزیدنت‌ها شد: «در نهایت آزمون ۲۲ مردادماه برگزار شد، اما به شدت سخت‌تر از سال‌های قبل بوده و در بعضی رشته‌ها سوالات غلط در آزمون وجود داشته و این لجاجت و اصرار به رفتاری که می‌توانست بسیار بهتر مدیریت شود خیلی عجیب است.»

    او از شرایط برگزاری آزمون هم گلایه می‌کند: «روز آزمون به دلیل گرما با وجود لباس مناسب، به‌شدت عرق کرده بودم. یک اسپلیت کوچک برای یک راهروی ۶۰-۵۰ متری گذاشته بودند که پاسخگو نبود. امکانات واقعاً ضعیف بود و بسیاری از شرکت‌کنندگان هنوز با اضطراب‌های پس از حادثه جنگ درگیر بودند.» به گفته او شرط ورود به آزمون تکمیل پرسشنامه روان‌شناسی بود که از سمت معاونت آموزشی طراحی شده بود: «درحالی‌که خود آزمون به یک معضل روانی تبدیل شده بود.»

    اعتراضی که «بی‌جا» شد

    اول مردادماه بود که علی جعفریان، مشاور عالی وزیر بهداشت در توئیتی نوشت: «با تصمیم وزیر بهداشت، دستیاران عزیزی که برای زیارت ‎اربعین یا خدمت به زائران مشرف می‌شوند، آزمون ارتقا را سال آینده خواهند داد و این خارج از سقف مجاز دو آزمون ارتقا همزمان خواهد بود.»

    او درباره این تصمیم وزارت بهداشت می‌گوید: «هر فردی که با غیبت موجه نتواند در آزمون شرکت کند، سال بعد در آزمون ارتقا همزمان شرکت خواهد کرد. این غیبت موجه تلقی می‌شود، چون به علت تقویم معاونت آموزشی، در هفته‌های قبل و بعد از اربعین امکان برگزاری آزمون ارتقا وجود نداشته است.»

    جعفریان درباره تجربه خودش از آزمون دانشنامه بورد تخصصی پزشکی می‌گوید: «امتحان معمولاً اوایل شهریورماه برگزار می‌شود و من از آخر فروردین‌ماه برای آمادگی امتحان به مرخصی رفتم، چهارماه فرصت داشتم. در سی‌ام فروردین‌ماه همان سال، پدرم دچار سکته قلبی شد و در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شدند. در هفتم اردیبهشت‌ماه سکته مغزی کردند و در پانزدهم اردیبهشت‌ماه فوت شدند. تا سی‌ام اردیبهشت‌ماه من عملاً هیچ کاری نتوانستم انجام دهم؛ یعنی یک‌ماه کامل از چهارماه فرصت آمادگی را از دست دادم.

    با این حال، پس از آن مطالعه کردم، در آزمون شرکت کردم و رتبه پنجم شدم.» او با بیان اینکه درک خوبی درباره از دست رفتن زمان آمادگی به دلیل وقوع جنگ دارد می‌گوید: «اما این دلیل بر درستی اعتراض‌ها نیست.» به گفته جعفریان بسیاری از رزیدنت‌ها امسال فرصتی شش‌ماهه داشتند: «علاوه بر این، در زمان جنگ نیز رزیدنت‌های سال آخر عمدتاً مرخصی بودند و زیر بار کار درمانی نبودند، مگر برخی که داوطلبانه شرکت کرده باشند؛ بنابراین مشکلی برای مطالعه و جمع‌بندی نداشتند.»

    او در پاسخ به اعتراض رزیدنت‌ها درباره آزمون ارتقای دستیاری پزشکی می‌گوید: «استرس همواره وجود دارد و مختص این دسته نیست. سایرین هم آن را تجربه می‌کنند. علاوه بر این، آزمون ارتقا ماهیتاً چندان رقابتی نیست، مگر در رتبه‌های بسیار برتر، و آن هم تعیین‌کننده سرنوشت چهار یا پنج سال رزیدنتی نیست. بنابراین، دو هفته زمان نمی‌تواند تأثیر سرنوشت‌ساز داشته باشد.»

    جعفریان درباره برگزاری آزمون کنکور در فاصله کوتاهی پس از جنگ هم می‌گوید: «کنکور بسیار رقابتی‌تر، مهم‌تر و حساس‌تر است و در جامعه توجه بیشتری به آن وجود دارد، اما اعتراضی هم بر آن وارد نشد؛ بنابراین این اعتراض‌ها در مورد آزمون ارتقا معنایی ندارد.»

    سایه جنگ دوباره بر سر آزمون‌های پزشکی

    احسان پرواس، دانشجوی فوق تخصص جراحی قلب است که در روز‌های جنگ ۱۲ روزه در تهران و در یک مرکز درمانی در خیابان امیرآباد شمالی و در نزدیکی سازمان انرژی اتمی مشغول به کار بوده است. او امسال باید در آزمون دانشنامه بورد تخصصی شرکت کند، اما می‌گوید تمام این مدت در بیمارستان مشغول انجام فعالیت پزشکی بوده و همچنان هم هست: «من متاهلم و دو فرزند دارم و با اینکه دو هفته بیشتر تا امتحان دانشنامه بورد تخصصی نمانده، اما در کشیک جراحی قلب هستم تا نیاز‌های خانواده‌ام را تأمین کنم.»

    او در زمان جنگ هم خانواده‌اش را به اطراف تهران برده بود و خودش برای انجام کشیک‌هایش در بیمارستان مانده بود: «در زمان جنگ دو بیمار به فاصله نیم ساعت از هم در وضعیت اورژانسی قرار گرفتند و نیاز به عمل جراحی قلب داشتند و باید قفسه سینه آنها را باز می‌کردیم. در آن شرایط، تقریباً دو دقیقه زمان داشتیم تا قفسه سینه را باز کنیم. صدای پدافند هوایی بالای سرمان بود و تنها چیزی که می‌دیدم، ضربان قلبی بود که به شدت تحت فشار بود؛ قفسه سینه را باز کردم و فقط به این فکر می‌کردم که شاید بتوانم جان بیمار را نجات دهم.»

    او می‌گوید از ۲۳ خرداد به بعد هر خبری که می‌شنود باعث می‌شود شب‌ها بیدار بماند و خوابش نبرد: «اگر خبری شنیده باشم از ساعت دو و سه نیمه شب تا ساعت هفت صبح بیدار می‌مانم، مسئولیت پدر بودن هم بر این شرایط تأثیر می‌گذارد.»

    او از احتمال وقوع دوباره جنگ می‌گوید و آزمونی که شاید به تعویق افتادنش با شروع جنگی دوباره به برگزار نشدنش بیانجامد: «برگزاری آزمون ضروری است و تاریخ و شرایط آن، به تصمیم وزارت مربوط است و ما تصمیم‌گیرنده نهایی نیستم.»

    او از وزارت بهداشت می‌خواهد شرایط حرفه‌ای و اخلاقی، توانایی تصمیم‌گیری دانشجویان و رزیدنت‌ها، فشار‌های روحی و جسمی و مسئولیت‌های آنان را در نظر بگیرد: «هر تصمیمی باید به گونه‌ای باشد که سلامت بیماران، کیفیت آموزش و آینده تخصصی پزشکان تضمین شود.»

    موج وحشت بر تن رزیدنت‌ها

    نمره‌بندی آزمون ارتقای دستیاری پزشکی به این شکل است: حداقل نمره در سال اول، ۶۵، سال دوم ۷۵، سال سوم ۸۵ و سال چهارم ۹۵. این آزمون ۱۵۰ سوال دارد. اگر افراد شرکت‌کننده در آزمون سال اول حداقل ۶۵ سوال را درست جواب ندهند، نمی‌توانند به مرحله بعدی ارتقای دستیاری پزشکی راه یابند، اما فعالیت درمانی خود را ادامه می‌دهند. آنها می‌توانند سال بعد دوباره در آزمون شرکت کنند تا نمره لازم را کسب کنند.

    فرهاد تیمورزاده، پزشک و فعال رسانه‌ای حوزه پزشکی درباره اعتراض‌های رزیدنت‌ها به تاریخ برگزاری آزمون ارتقای دستیاری و دانشنامه بورد تخصصی می‌گوید: «مشکل اینجاست که آموزش رزیدنت‌ها در بیمارستان به جای آموزش تخصصی، به انجام کار‌های درمانی محدود شده است؛ استادان کمتر حضور دارند و بار درمانی بیمارستان‌ها بر دوش رزیدنت‌هاست. بنابراین، فرصت آمادگی علمی و مهارتی برای آزمون‌ها محدود است و تغییرات ناگهانی در تاریخ آزمون، شرایط را برای دانشجویان دشوارتر می‌کند.»

    این درخواست که تاریخ برگزاری آزمون ارتقای دستیاری پزشکی به ششم شهریور و تاریخ آزمون دانشنامه بورد تخصصی را به دلیل استرس‌های ناشی از دو هفته جنگ، به پایان شهریور منتقل شود، بار‌ها از سوی جامعه پزشکی اعلام شده بود: «اگر چنین می‌کردند احساس تبعیض در رزیدنت‌ها به دلیل شرکت در مراسم اربعین ایجاد نمی‌شد. برخی از آنها به دلیل خدمت‌رسانی در مراسم اربعین شرکت کردند و خواست آنها نبوده که از شرکت در آزمون باز بمانند.»

    کسانی که در آزمون گواهینامه و بورد شرکت می‌کنند با هم متفاوتند: «شرکت‌کنندگان برای آزمون بورد برای آمادگی آزمون به مرخصی رفتند و بیمارستان نبودند. اما تحت تاثیر تبعات جنگ بودند و می‌خواهند مهم‌ترین امتحان عمرشان را بدهند.»

    فروردین‌ماه امسال وزارت بهداشت اعلام کرد آزمون گواهینامه و دانشنامه بورد تخصصی همزمان با هم برگزار خواهد شد. حالا قرار است چهل و چهارمین آزمون گواهینامه، هم‌زمان با سی‌ونهمین آزمون دانشنامه فوق تخصصی و هفتادودومین دوره دانشنامه تخصصی پزشکی در ۶ شهریورماه برگزار شوند.

    این در حالی است که به گفته تیمورزاده براساس قانون وزارت بهداشت یک سال پس از اعلام بخشنامه‌های جدید می‌تواند فرآیند اجرای آنها را آغاز کند: «بخشنامه‌ها برای رعایت اصل پیش‌بینی‌پذیری، یک سال پس از اعلام عمومی قابلیت اجرا پیدا می‌کند.»

    پنج هزار نفر در این آزمون شرکت می‌کنند و قرار است در پی آن به هیئت علمی دانشگاه‌ها وارد شوند. تیمورزاده تصمیمات اخیر وزارتخانه را «لجبازی و درک نکردن شرایط واقعی رزیدنت‌ها» می‌داند: «من حرف‌های آنها را به بی‌عرضگی و بی‌لیاقتی ترجمه می‌کنم. می‌گویند هماهنگی بین نهاد‌های (سنجش، حراست و دانشگاه به عنوان نهاد برگزارکننده امتحان) به گونه‌ای نبود که همه امور با هم و همزمان و منسجم پیش برود. این باعث شد که اجرای صحیح و منصفانه آزمون‌ها دشوار شود و مسئولیت مدیریت این فرآیند بر عهده مدیران و وزارتخانه است. آنها توان مدیریت بحران را ندارند.»

    در دوران جنگ، عده‌ای از مردم که در شهر‌هایی زندگی می‌کردند که بیشتر در معرض حمله بود، آسیب‌های بیشتری دیدند یا کسانی که مجبور به پناه دادن به مردم جنگ‌زده شدند. تیمورزاده ماهیت آزمون دانشنامه بورد تخصصی را رقابتی می‌داند: «به دلیل ماهیت رقابتی این آزمون، بسیاری از افراد که در شهر‌هایی بودند که کمتر جنگ به آنها رسیده بود و قصد داشتند در میان پنج درصد نخست یا ۱۰درصد نخست قرار بگیرند و فرصت‌های هیئت علمی یا گذراندن طرح‌های آموزشی را به دست آورند، به دلیل مشکل ایجاد شده برای رقبای خود، ناراحت بودند. اما وزارتخانه در مواجهه با کسانی که آسیب دیده بودند، همراهی نکرد؛ این امر به‌وضوح نوعی بی‌عدالتی است و اصرار بر برگزاری آزمون در تاریخ ششم شهریور همچنان ادامه دارد.»

    پیش‌تر وزارت بهداشت تصویب کرده بود آزمون‌های پزشکی به صورت قطبی و در ۶ قطب برگزار شود. تیمورزاده بر این‌باور است که برگزاری آزمون‌ها در ۶ قطب، محلی برای بروز فساد است: «بعضی افراد تلاش کردند وزارتخانه را متقاعد کنند که آزمون‌ها به صورت قطبی برگزار نشود، چون برگزاری آزمون در ۶ قطب، موجب فساد و تبعیض شدیدی می‌شود.

    برای مثال، مرکز قطب تبریز می‌توانست سوالات را در اختیار دانشجویان محلی خود قرار دهد و دیگران که باید در تبریز امتحان می‌دادند، به سوالات دسترسی نداشتند. سایر قطب‌ها هم وضعیت مشابهی داشتند. امسال آزمون ارتقا در تهران طراحی و برگزار شد، اما ممکن است در تهران هم این اتفاق بیفتد و سلامت انتقال سوال مورد تردید است. چون استادی که سوال را طراحی کرده در هیچ قرنطینه‌ای قرار نمی‌گیرد.» او می‌گوید این موضوع درباره همه اتفاق نمی‌افتد: «اما درباره برخی می‌تواند اتفاق بیفتد و اینجاست که مسئله ایجاد می‌شود.»

    روز برگزاری آزمون چهارشنبه بود و همین مسئله هم مورد انتقاد تیمورزاده است: «مردم در این روز در بیمارستان اسیر شدند، چون کسی برای خدمت‌رسانی به آنها نبوده است. پنجشنبه تعطیل بود، اما مسئولان به این موضوع بی‌توجه بودند.» او در ادامه از تهدید‌های اساتید پزشکی برای معرفی نکردن به آزمون ارتقا انتقاد می‌کند: «برخی از اساتید دانشجویی، کسی که چاپلوسی آنها را نکند، برای آزمون ارتقا معرفی نمی‌کنند، حتی اگر همه کارهایش در بخش را هم به درستی انجام داده باشد. این اعمال سلیقه شخصی است.»

    تیمورزاده می‌گوید سهمیه‌ها بیش از همه چیز بر گلوی علم و دانشگاه چنگ می‌اندازد: «رتبه ۸۰ هزار در کنار رتبه یک در دانشگاه تهران می‌نشیند در حالی که صلاحیت ورود به دانشگاه را ندارد و این مسئله جان مردم را به خطر می‌اندازد.» او در پاسخ به این سوال که نقش سهمیه‌ها در استخدام‌ها کجاست؟ می‌گوید: «گاهی رتبه یک آزمون دانشنامه و بورد را نادیده می‌گیرند و یک فرد سهمیه‌دار را به عنوان هیئت علمی استخدام می‌کنند.»

    در دوران جنگ ۱۲ روزه، کادر درمان در خط مقدم کمک‌رسانی به مجروحان ایستادند، اما حالا اعتراض‌های همان افراد برای داشتن فرصتی بیشتر برای آزمون‌های تخصصی‌شان شنیده نمی‌شود. هادی یزدانی، پزشک و فعال رسانه‌ای حوزه پزشکی در این باره می‌گوید: «جنگ ۱۲ روزه فشار عظیمی را به بیمارستان‌های آموزشی، به‌ویژه در شهر‌هایی که جنگ رنگ و بوی بیشتری در آنها داشت مانند تهران، اصفهان، تبریز و کرمانشاه وارد کرد. علاوه بر این، مسئله سفر اربعین هم مطرح بود و برخی از کادر درمان، به‌ویژه رزیدنت‌هایی که در این بیمارستان‌ها فعالیت می‌کردند، به پیاده‌روی اربعین رفتند و بخشی از خدمات پزشکی را هم در آنجا ارائه دادند.»

    محدودیت‌های حمل‌ونقل عمومی، آسیب‌های روانی و جسمی ناشی از جنگ و فرسودگی شغلی، نظم درس خواندن و کاری رزیدنت‌ها را دچار اختلال کرده است: «به نظر می‌رسید که می‌شد برگزاری آزمون را چند هفته یا یک ماه به تعویق انداخت تا هم افرادی که قصد شرکت در مراسم اربعین را داشتند فرصت حضور پیدا کنند و هم افرادی که به دلیل شرایط پیش آمده آسیب دیده بودند، فرصت کافی برای آمادگی امتحان داشته باشند.»

    یزدانی از تصمیم‌گیری‌های وزارت بهداشت گلایه می‌کند: «بخش عمده‌ای از امور وزارتخانه در اختیار یک نفر قرار دارد و این فرد با اختیارات گسترده، تصمیماتی می‌گیرد که تحت تأثیر نگاه شخصی و استبدادی اوست.» او بر این باور است بدون اینکه به جزئیات فنی و شرایط واقعی رزیدنت‌ها توجه کافی شود، تصمیم بر برگزاری آزمون گرفته شد: «این موضوع باعث شد که برخی رزیدنت‌ها، به‌رغم شرایط بحرانی و فشار کاری شدید، مجبور به شرکت در آزمون شوند.»

    او چنین تصمیماتی را ناشی از ملاحظات وزارتخانه برای استفاده از نیروی کار رایگان رزیدنت‌ها می‌داند: «باید توجه داشت که وزارتخانه از رزیدنت‌ها به عنوان نیروی کار نزدیک به رایگان بهره می‌برد و هرچقدر تأخیر در فرآیند‌های آموزشی بیشتر وجود داشته باشد، ورود آنها به سال‌های بالاتر و طرح‌های پزشکی را به تأخیر می‌اندازد. اما امسال ما با جنگ و رزیدنت‌هایی طرف بودیم که محل کارشان را رها نکردند و به همین دلیل از فرآیند درسی خود عقب افتادند. آنها در کوران وقایع بودند و نمی‌توان انتظار درس خواندن در آن دوران از آنها داشت.»

    جامعه پزشکی انتظار بیشتری از وزارت بهداشت دولت پزشکیان داشت: «ما انتظار بیشتری داشتیم، چون اعتقاد داشتیم در وزارتخانه گره‌هایی ایجاد شده که باز کردنش نیاز به منابع ندارد. یکسری آیین‌نامه‌هایی وجود دارد که می‌توانستند در مدت کوتاهی آنها را تغییر دهند و با لغو یا تشریح و تبیین آیین‌نامه‌های قبلی کارشان را شروع کنند و اثر ملموس داشته باشند. اما امید سال گذشته امسال دیگر وجود ندارد.»

    او بر این باور است که معاونت آموزشی می‌توانست با تدبیری مناسب و فاصله زمانی منطقی، آزمون به گونه‌ای برگزار شود که عدالت آموزشی رعایت شود و فشار ناشی از اتفاقات امسال کاهش یابد: «تصمیمات گرفته شده در این زمینه، اگرچه ممکن است به نظر مسئولان درست و منطقی برسد، اما در عمل باعث ایجاد تبعیض و نابرابری در جامعه پزشکی شده است. چون برخی افراد فرصت حضور در آزمون را داشتند و برخی دیگر به دلایل شرایط خاص، از این فرصت محروم شدند و این امر با اصول عدالت آموزشی مغایرت دارد.»

  • افزایش مصرف دخانیات توسط زنان ایرانی؛ از خیابان تا سینما

    افزایش مصرف دخانیات توسط زنان ایرانی؛ از خیابان تا سینما

    به گزارش اقتصادران،  محمدرضا شالبافان، مدیر کل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت ، درباره افزایش نسبی اعتیاد در کشور گفت: مطالعات مختلف در زمینه شیوع اختلالات سلامت روان و همچنین مواد مخدر انجام شده است. یکی از آخرین مطالعاتی که انجام شده و نتایج آن منتشر شده، دومین پیمایش ملی سلامت روان است که در سال ۱۴۰۱ انجام شده و نتایج آن به تازگی منتشر شده است.

    به گفته وی اطلاعات در خصوص مواد مخدر از جمله شیوع و سایر آمارهای آن، توسط نهادی که گزارش‌دهنده نهایی است، ارائه می‌شود. این نهاد، ستاد مبارزه با مواد مخدر است و اطلاعاتی که داریم از پیمایش‌های مختلف و نهادهای مختلف جمع‌آوری شده است.

    شالبافان در ادامه خاطرنشان کرد: به هر حال بخشی از اطلاعات، موجود است و طبق اظهارات مسئول مربوطه، به نظر می‌رسد متاسفانه به‌ویژه در برخی از مواد، شاهد افزایش شیوع و بروز آن‌ها در سال‌های گذشته هستیم.

    این مقام وزارت بهداشت با بیان اینکه متاسفانه بخش قابل توجهی از این افزایش مربوط به افزایش مصرف در بین زنان در کشورمان بوده است، گفت: به‌ویژه در مورد موادی مانند دخانیات، انواع دخانیات از جمله سیگار که دلایل مختلفی دارد. یکی از دلایل مهم احتمالاً افزایش شیوع به‌طور کلی در سطح جامعه است و البته اتفاق مهمی که به نظر می‌رسد، تاثیر مسائل فرهنگی و اجتماعی است.

    آسیب‌های اجتماعی به‌طور نگران‌کننده‌ای افزایش پیدا کرده‌اند

    وی با اشاره به اینکه آسیب‌های اجتماعی نیز متاسفانه در سال‌های گذشته به‌طور نگران‌کننده‌ای افزایش پیدا کرده‌اند، گفت: همچنین، رویکردهای فرهنگی تغییراتی کرده است که به نظر می‌رسد این مورد یکی از دلایل اصلی افزایش مصرف مواد است.

    شالبافان تصریح کرد: به وضوح ما این تغییرات را در خیابان‌های شهرها مشاهده می‌کنیم. اکنون، پهنه مصرف دخانیات توسط خانم‌ها نسبت به سال‌های گذشته به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است. در سطح شهر و در سینما و شبکه نمایش خانگی و… نیز ما با این صحنه مواجه هستیم. به‌طوری‌ که در بسیاری از سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی، شاهد افزایش صحنه‌های مصرف الکل، مواد و دخانیات توسط زنان هستیم.

    شالبافان اظهار داشت: متاسفانه بسیاری از افراد و هنرمندان و اهالی رسانه براین باورند که قبح سابق مصرف مواد مخدر و نمایش مصرف آن‌ها توسط بانوان در پرده سینما وجود ندارد. شاهد هستیم که این مصرف لزوماً تنها از سوی شخصیت‌های منفی داستان اتفاق نمی‌افتد، بلکه حتی بعضا شخصیت‌های مثبت نیز در فیلم‌ها و سریال‌ها به مصرف الکل و دخانیات می‌پردازند. این موضوع جای نگرانی دارد، چراکه به نوعی می‌تواند باعث ترغیب مخاطب و تبلیغ مصرف در سطح جامعه شود.

    به گفته وی به نظر می‌رسد همه ما باید به‌طور جدی به این موضوع پرداخته و برخورد کنیم، زیرا این یک موضوع بسیار مهم است. باید اقدامات لازم در خصوص آن انجام شود، اما باید با تاکید بر پیشگیری و فرهنگ‌سازی در سطح عمومی، همه دستگاه‌ها در این زمینه تلاش کنند.

    مدیر کل دفتر سلامت روان وزارت بهداشت یادآور شد: در خصوص فعالیت‌های مرتبط با کاهش شیوع و بروز مصرف دخانیات در سطح کشور، باید گفت که انرژی و منابع قابل توجهی باید به کار گرفته شود. به نظر من، نیاز است که تعاملات بین‌بخشی با محوریت ستاد مبارزه با مواد مخدر توسعه یابد.

    ضروت غربالگری اولیه افرادی که هنوز دخانیات مصرف نکرده‌اند

    شالبافان تصریح کرد: لازم به ذکر است که معاونت بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی متولی موضوع پیشگیری و کاهش آسیب در سطح جامعه است. پیشگیری، به‌ویژه به معنای فرهنگ‌سازی عمومی و غربالگری اولیه در خصوص افرادی که هنوز مصرف نکرده‌اند، بسیار حائز اهمیت است.

    این مقام وزارت بهداشت تأکید کرد: مداخلاتی که در جمعیت عمومی وجود دارند، به‌ویژه در افرادی که در معرض خطر قرار دارند، اما هنوز مبتلا نشده‌اند، عمدتاً متمرکز بر پیشگیری است. در کنار این مداخلات لازم است که مداخلات موثری با هدف کاهش آسیب به افرادی که به هر حال مصرف‌کننده هستند، ارائه شود.

    شالبافان در پایان گفت: متاسفانه، شرایط بعضی از افراد به‌گونه‌ای است که ممکن است امکان ترک مواد را نداشته باشند. بنابراین، باید به این افراد کمک شود تا حداقل خودشان و دیگران از آسیب‌های مصرف مواد در امان بمانند. این نوع حمایت و مداخله می‌تواند شامل مشاوره، درمان و برنامه‌های حمایتی باشد که به کاهش آسیب‌های اجتماعی و بهبود وضعیت سلامت روان این افراد کمک کند.

  • ماجرای ۹۰۰ امضا برای عقب انداختن یک آزمون چیست؟

    ماجرای ۹۰۰ امضا برای عقب انداختن یک آزمون چیست؟

    به گزارش اقتصادران، جمعی از پزشکان و داوطلبان آزمون بورد تخصصی پزشکی، در روزهای گذشته درخواست تعویق این آزمون به علت شرایط جنگی در کشور را به وزارت بهداشت ارسال کرده‌اند. حدود ۹۰۰ نفر در حالی که حتی سایه‌ دست‌های لرزانشان هم روی کاغذهای سفید افتاده، برای وزارت بهداشت نوشته‌اند با تعویق آزمون بورد موافقند، بعد روی آن را امضا و حتی مهر کرده‌اند. امضاها در کاغذهای کوچک عکاسی شده؛ آن را در یک فایل پی‌دی‌اف برای وزارت بهداشت فرستاده‌اند و در صفحات بعدی هم چند تصویر از خانه‌های تخریب شده‌شان در جنگ را ضمیمه کرده‌اند. برخی دیگر کارزاری در کارزار نت، در این باره به راه انداخته‌اند که تا لحظه تحریر گزارش، تعداد امضاهای آن به ۶۱۶ مورد رسیده است. این تلاش‌ها اما تاکنون نتیجه مثبت نداشته و اگر نهایتا هم به نتیجه نرسد شمشین روز شهریور آزمون آنها برگزار می‌شود. حالا هفت تن از این داوطلبان در گفت‌وگو با خبرنگار روزنامه‌ اعتماد، شرایطی که در یک ماه گذشته با آن روبرو بوده‌اند را شرح داده‌ و به دلیل عدم توجه به خواسته‌شان درباره لغو آزمون از مسوولان وزارت بهداشت گلایه کرده‌اند، چرا که معتقدند در روزهای سخت از آنها انتظار همراهی وجود دارد اما در زمان نیاز به همراهی، مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند. نام و مشخصات این افراد به درخواست خودشان از گزارش حذف شده و نزد روزنامه محفوظ است.

    حتی در زمان آتش بس در حال انجام وظیفه بودم

    یکی از این داوطلبان، دستیار سال آخر جراحی عمومی است که در جنگ دوازده روزه از سوی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان برای کار در بخش جراحی فراخوانده شده است. همان روزهایی که جنگ آغاز شد، با او تماس گرفتند و گفتند؛ جراح نداریم و شرایط سخت است، از شما می‌خواهیم که برای کشیک بیایید بنابر این پیشنهاد را قبول کرد چون اساسا به همین دلیل حدود ۱۲ سال پزشکی و تخصص خوانده و روزهای سخت رزیدنتی را از سر گذرانده بود تا وقت اضطرار بتوان روی او حساب کرد. زمانی که آتش‌بس اعلام شد، در حال انجام وظیفه بود و حتی صبح روز چهارشنبه که خبرنگار اعتماد با او تماس گرفت هم در اتاق عمل حضور داشت: «صبح روزی که پادگان شهید صدوقی یزد هدف بمباران قرار گرفت، نخستین بیمار اورژانس را داشتیم که گویا از سربازان بومی یزد بود. او به‌شدت وضعیت وخیمی داشت و بستری شد. بعد از او چهار مجروح جنگی دیگر هم در بیمارستان بستری شدند؛ دو نفر آنها دچار سوختگی شدید در کف پا بودند و دو بار آنها را به اتاق عمل بردم. بعد از آن به دلیل کمبود جراح، همیشه در وضعیت آنکال بودم.» به عنوان رزیدنت کار نمی‌کرد، بلکه به عنوان جراح وارد عمل شده بود و هنوز هم دانشگاه رفسنجان او را رها نکرده و همچنان که جنگ هم تمام شده، درگیر انجام عمل است.«بیمارستان ما نزدیکترین مرکز به محل بمباران بود و در نتیجه بسیاری از بیماران به اینجا منتقل شدند.» داوطلبان آزمون بورد تخصصی پزشکی از فروردین ماه بعد، بسته به رشته و دانشگاه از کار فارغ شدند و به نوعی مرخصی اجباری داشتند تا برای مهم‌ترین آزمون دوران کاری و تحصیل خود آماده شوند. این آزمون به منظور ارزیابی دانش و مهارت‌های بالینی و علمی فارغ‌التحصیلان برگزار می‌شود و قبولی در آن برای ورود به مقاطع بالاتر تحصیلی (مانند فلوشیپ یا فوق‌تخصص) و استخدام در هیات علمی دانشگاه‌ها ضروری است. همچنین، مدرک بورد تخصصی نشان‌دهنده توانایی و صلاحیت علمی فرد در یک رشته تخصصی است و به ارتقای جایگاه علمی و حرفه‌ای پزشکان کمک می‌کند.

    اما برخی از این داوطلبان از جمله همین داوطلب نه تنها در جنگ دوازده روزه که در زمان انفجار بندر شهید رجایی هم فراخوانده شدند. «هر لحظه امکان داشت که وضعیت تشدید شود و نیاز به نیروی بیشتری باشد. استرس زیادی به همه وارد شد و گفته بودند ما هم باید در بندر باشیم چون بندرعباس نقطه‌ای حساس بود. بسیاری از بچه‌ها بعد از آن شبی که در جنگ، پایگاه نیروی هوایی بندر را بمباران کردند، آنکال بودند. احتمالا وزارت بهداشت در برابر این حرف‌ها می‌گوید که یک رزیدنت سال چهارم نباید در چنین شرایطی کار کند، اما من در دستگاه دولتی مشغول به کار هستم و خود دانشگاه من را فراخوانده است.»

    البته آنطور که علی سلحشور، سرپرست اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان نظام پزشکی به «اعتماد» می‌گوید برخی از رزیدنت‌های سال آخر هم با وجود داشتن آف‌بورد، بسته به شرایط بیمارستان و دانشگاه در شرایط جنگی فراخوانده‌ شده‌اند اما آمار آنها مشخص نیست: «همه رزیدنت‌ها آماده‌باش نبودند چون همه دانشگاه‌ها درگیر نشدند که مصدوم داشته باشند ولی بیمارستان‌هایی که مصدوم داشتند درگیر شدند و رزیدنت‌های آن هم آنکال بودند. مشخص نیست که چند نفر فراخوانده شدند.» او معتقد است که در هر صورت باید به این نکته هم توجه داشت که اگر هم این آزمون به تعویق بیفتد باز هم نفراتی که فراخوانده‌ شده بودند دو هفته از بقیه نفرات عقب هستند و انگار نفرات دیگر، دو هفته بیشتر وقت داشتند.

     

    ۴ آزمون به تعویق افتاد اما آزمون بورد نه

    براساس دستورالعمل جامع معاونت آموزشی وزارت بهداشت که برای ادامه آموزش در دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور ابلاغ شده تاکنون دست کم چهار آزمون کشوری در حوزه علوم پزشکی لغو شده است اما آزمون بورد تخصصی پزشکی در میان این آزمون‌ها نیست آن هم در شرایطی که حتی آزمون پذیرش دستیاری تخصصی دندانپزشکی و ارتقای دستیاری دندانپزشکی هم به تعویق افتاده است. دستیار سال آخر جراحی عمومی حالا می‌گوید: «جنگ و شرایط بحران، تأثیرات شدیدی بر اعصاب و روان ما داشت و از آن زمان تاکنون، من هیچ کتابی در دست نگرفته‌ام. احساس بلاتکلیفی شدیدی داشتم و هنوز درگیر این شرایط هستم. نمی‌دانم که باید ادامه دهم یا نه. دانشگاه گفته است که چند کشیک دیگر هم اینجا باش و بعد از آن می‌توانی بروی، اما وضعیت همچنان مبهم است. وزارت بهداشت به نیروهای بیشتری نیاز دارد و قصد دارد در آبان‌ماه نیروهای طرحی خود را تقسیم کند اما ما ۱۲ روز درگیر جنگ بوده‌ایم و بسیاری از همکاران ما در معرض بمباران و تهدیدات جدی قرار داشتند. ما هنوز هم در شوک آن جنگ به سر می‌بریم. از نظر من، باید حداقل چهار هفته عقب بیفتد، اما وزارت بهداشت با این موضوع موافق نیست.»

    زمانی که بحران‌های مرتبط با سلامت به اوج خود می‌رسد، وزارت بهداشت همیشه از کادر درمان به عنوان «فرشتگان نجات» یاد می‌کند اما در شرایط عادی، به حرف‌ آنها گوش نمی‌دهند بنابراین این احساس منتقل می‌شود که در مقابلشان قرار دارند، نه کنارشان.«اگر ما نتوانیم این آزمون‌ها را قبول شویم ممکن است فارغ‌التحصیل نشویم و یک سال عقب بیفتیم. این آزمون‌ شامل بورد و گواهینامه است که همزمان برگزار می‌شوند و یکی از مهم‌ترین مراحل زندگی حرفه‌ای ما محسوب می‌شود.» این موضوع باعث شده که او و برخی دیگر از داوطلبان احساس سرخوردگی داشته باشند: «این مساله انگیزه و امید من برای ادامه کار را تحت تاثیر قرار داده است. اگر دوباره جنگی رخ دهد، با چه امید و انگیزه‌ای باید به میدان بیایم؟ وقتی که در زمان بحران از ما بهره می‌برند و در شرایط عادی هیچ توجهی به درخواست‌ها و نیازهای ما ندارند، آیا می‌توانیم دوباره همان احساس وظیفه را داشته باشیم؟»

     

    کارزاری با بیش از ۶۰۰ امضا

    دوم تیر ماه کارزار درخواست تعویق آزمون بورد تخصصی پزشکی به دلیل شرایط بحرانی کشور از طرف پزشکان داوطلب آزمون بورد تخصصی راه‌اندازی شده است که تاکنون ۶۱۶ امضا دارد. در متن این کارزار که به نوشته الهه قادری است، آمده: «حوادث اخیر، از جمله حملات و ناآرامی‌های منطقه‌ای، منجر به افزایش سطح اضطراب، نگرانی برای امنیت خانواده‌ها، اختلال در تمرکز و کاهش قابل توجه توان مطالعه و آمادگی علمی داوطلبان شده است. بسیاری از خانواده‌ها ناچار به ترک محل سکونت و اسکان موقت در شهرها یا منازل بستگان شده‌اند که این امر فشار روانی مضاعفی بر داوطلبان وارد نموده است و عرصه آمادگی علمی را به‌شدت تحت تاثیر قرار داده است.در چنین شرایطی، برگزاری آزمونی مهم و سنگین همچون بورد تخصصی، بدون توجه به وضعیت روانی و اجتماعی داوطلبان، موجب آسیب جدی به سلامت روان و آینده شغلی پزشکان می‌گردد. ما امضاکنندگان این کارزار، ضمن پایبندی کامل به اصول علمی و انضباط آموزشی، با توجه به اختلال ایجادشده در امنیت و آرامش عمومی جامعه، درخواست داریم مسوولان محترم با درک شرایط بحرانی و همراهی لازم، ترتیبی اتخاذ نمایند تا زمان برگزاری آزمون به تعویق افتاده و شرایط برای حضور عادلانه و واقعی داوطلبان فراهم گردد.»

    انگار عزیزی را از دست داده‌ باشم

    داوطلب بعدی این آزمون دستیار چشم پزشکی تهران است که بامداد بیست و هفتمین روز خرداد شاهد انفجار مهیبی در نزدیکی خانه‌شان بوده. دست کم سه خانه در کوچه‌ای‌ که محل زندگی او در خواجه عبدالله است ویران یا دچار خسارت شده است و ۵ نفر نیز جان خود را از دست داده‌اند. او هم به توصیه اعضای هیات علمی دانشگاه در تهران حضور داشته تا در صورت اضطرار به کار گرفته شود اگرچه در نهایت به خاطر وخامت اوضاع مجبور به ترک تهران شده: «شرایط به‌قدری وحشتناک بود که حتی قابل توصیف نیست. مستندات خرابی‌ها خیلی زیاد بود و حتی به‌طور گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی وایرال شد. حالا حتی وقتی یک موتور از کنار من می‌گذرد، تحمل آن را ندارم. من در نهایت مجبور شدم از شهر خارج شوم.»

    کوچ اجباری برای او مانند یک ترومای مضاعف بود «انگار کسی گوشم را پیچانده و من را از شهر بیرون انداخته است در حالی که تا پیش از آن در اتاق خود مشغول درس خواندن بودم.» تا پیش از جنگ روزی ۱۰ تا ۱۲ ساعت درس می‌خواند ولی در طول سه هفته حتی نتوانست دو ساعت پیاپی مطالعه کند. حال روحی بدی داشت. مانند بسیاری از مردم از صبح تا شب، گوشی به دست خبرها را می‌خواند: «دست‌هایم به خاطر اینکه مدام گوشی به دست در حال خواندن اخبار بودم، درد می‌کرد.» بی‌قرار بود و نمی‌توانست آرامش پیدا کند و حتی بعد از خروج از شهر هم نتوانست به درستی درس بخواند.«کوچ اجباری و ترک خانه برای من مثل این بود که عزیزی را از دست داده‌ باشم.» در آن روزها هم مدام خود را با مردم دیگر کشورهای در جنگ دلداری می‌داد و اینکه به هر حال در آن شرایط زندگی می‌کنند. فکر بازگشت به تهران کار خود را کرد و وقتی اوضاع کمی آرام شد برگشت اگر چه باز هم نتوانست درس بخواند. ۲۰ روز کامل را از دست داد، به‌شدت عقب افتاد و حالا می‌گوید؛ هنوز هم نتواسته است آدم قبل از جنگ شود.«اگر این آزمون برگزار شود‌، وضعیت داوطلبان نابرابر است. کسانی که مثلا در شمال کشور زندگی کرده‌اند و این فجایع را از نزدیک تجربه نکرده‌اند، نمی‌توانند تأثیر واقعی آن را درک کنند. اگر چه آنها هم با جنگ مواجهه غیر مستقیم داشتند اما برای کسانی که این تروماها را تجربه کرده‌اند، شرایط بسیار نابرابر است. اگر این آزمون یک ماه عقب بیفتد، تمام عقب‌افتادگی‌هایم را جبران خواهم کرد. ما می‌خواهیم که برخی از مافوق‌ها رنج ما را ببینند و این کار هیچ بودجه‌ای نمی‌خواهد و تنها نیاز به اراده دارد. من می‌خواهم دانش خود را جمع‌آوری کنم و در یک شغل ۴۰ ساله ادامه دهم و سیستم باید به کسی که برای جمع‌بندی دانش خود تلاش می‌کند، احترام بگذارد و از او حمایت کند.» گلایه دارد که چرا آزمون ارتقای دندانپزشکی که به حساسیت رشته آنها نیست به تعویق افتاده اما زمان آزمون آنها که دست‌کم سه هراز داوطلب دارد جابه‌جا نمی‌شود.

     

    نامه‌نگاری سازمان نظام پزشکی و مجلس

    در روزهای گذشته و به ویژه پس از گلایه‌ها، نامه‌نگاری و جمع‌آوری امضا برای به تعویق افتادن این آزمون برخی از نمایندگان مجلس و حتی سازمان نظام پزشکی هم نسبت به این ماجراها واکنش نشان داده‌اند. سازمان نظام پزشکی کشور با ارسال نامه‌ای به معاونت آموزشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، خواستار بررسی مجدد زمان برگزاری آزمون‌های گواهینامه و بورد تخصصی شد.در این نامه با اشاره به درخواست‌های متعدد دستیاران سال آخر رشته‌های تخصصی و با توجه به فشارهای علمی و روانی ناشی از محدودیت زمان باقی‌مانده تا آزمون، پیشنهاد شده است در صورت صلاحدید، آزمون‌ها با حداقل دو هفته تعویق برگزار شوند تا فرصت کافی برای آمادگی علمی و کاهش فشار روانی داوطلبان فراهم گردد. همچنین عالیه زمانی کیاسری، رییس کمیته آموزش علوم پزشکی کمیسیون بهداشت مجلس هم از مکاتبه رسمی با وزارت بهداشت درباره لزوم لغو آزمون ارتقای دستیاران تخصصی پزشکی در سال جاری خبر داد و گفت: «فداکاری کم‌نظیر دستیاران پزشکی در جنگ ۱۲ روزه نباید نادیده گرفته شود، کمیسیون، با رویکردی حمایتی، طی مکاتبه‌ای رسمی با وزارت بهداشت، پیشنهاد داد که آزمون در سال جاری برگزار نشود و این گروه از دستیاران در سال آینده، همزمان مراحل ارتقای خود را طی کنند.»

     

    سوالاتی بی‌پایان

    داوطلب بعدی، رزیدنت سال چهارم در استان گیلان است که اگرچه به‌طور مستقیم با جنگ درگیر نشد اما شرایط جنگی بر روی او تاثیر گذاشته است مخصوصا که می‌داند برخی از دوستانش در کرمانشاه، مثل بسیاری دیگر، آنکال بوده‌اند و شرایط سختی را گذرانده‌اند. او در پیام ارسالی به خبرنگار اعتماد، این سوالات را مطرح کرده است: «چگونه ممکن است در شرایطی که این همه از سردارانمان شهید شده‌اند، من بتوانم آرام بنشینم و درس بخوانم؟خدا می‌داند که هنوز به روال قبل بازنگشته‌ام. خانواده‌ام در تهران بودند و برای حمایت پیش ما آمدند. همه ما به نوعی متضرر شدیم. آیا واقعا ممکن است که مردم را از هم جدا کرد؟ یک فرد چقدر باید خودخواه باشد که با وجود این همه اتفاق و خسارت، آسیبی نبیند و فقط به درس خواندن خود بپردازد؟ جنگ بود و شوک بزرگی به همه وارد شد.ما هیچ تقاضای غیرمنطقی نداریم؛ تنها خواسته‌مان این است که به ما فرصت بیشتری برای جبران آن مدت داده شود.  برای رزیدنت‌هایی که در آن زمان باید ارتقا می‌گرفتند، با توجه به حضور مستمر در بیمارستان‌ها، لغو ارتقا انجام شود. چرا فهم و درک این موضوع در وزارت بهداشت اینقدر دشوار شده است؟ جنگ بود؛ از خرابی‌های تهران، تبریز، کرمانشاه و دیگر مناطق مشخص نیست چه شرایطی بر مردم گذشته است؟در زمان جنگ اعلام کردند هیچ پزشکی حق مرخصی ندارد و باید در خدمت باشد اما پس از جنگ، ما تبدیل شدیم به افرادی که باید برای هر مرحله پاسخگو باشیم.» او طی روزهای جنگ در یک استان شمالی بیشتر میزبان بستگانی بود که از شهرهای دیگر به خانه‌شان مهمان شده بودند و البته پیگیری مداوم اخبار.«حداقل یک ماه هیچ مطالعه‌ای نداشتم، نه به خاطر تنبلی یا فرصت‌سوزی، بلکه به دلیل وضعیت روحی نابسامان. شب عاشورا که رهبر را دیدم، تازه توانستم نفس بکشم و جان گرفتم. آیا درک این موضوع برای هم‌نوعان من اینقدر دشوار است؟ آیا انتظار دارند اگر دوباره چنین اتفاقاتی بیفتد، ما در خط مقدم باشیم؟باز هم دنبال علت فرار پزشکان می‌گردند؟علت اصلی همین است؛ همین سوءتفاهم‌ها و ناملایمت‌ها. با کدام منطق همه امتحانات حتی استخدامی‌ها به جز امتحان بورد به تعویق افتاده است؟چرا باید بر برگزاری آزمون ارتقا که رقابتی نیست، اصرار شود؟ این آزمون به راحتی می‌تواند بر اساس نمرات داخلی دانشگاه لغو شود و هزینه‌های اضافی ایجاد نکند.» تمام روزهای جنگ کتاب‌ها را بسته بود؛ وقتی می‌دید که ایران زیر بمباران و ویرانی است، چگونه می‌توانست تمرکز کند و درس بخواند؟ بسیاری از دوستانش در آن دوازده رو آواره بودند و برخی از اهالی تهران خانه‌هایشان را رها کرده و به شهرستان‌ها رفته بودند.«اگر استان من هم به گونه‌ای درگیر می‌شد که به امثال من نیاز داشت، مطمئنا در صف اول بودم، همانطور که در دوران کووید نیز حضور فعال داشتیم.»

    شرایط برای همه داوطلبان یکسان نیست

    رزیدنت دیگری که سال چهارم رشته رادیولوژی از کرمانشاه است هم مانند بقیه، همین گلایه‌ها و سوالات را دارد چرا که این آزمون برنامه‌ریزی بسیار دقیق و حساسی می‌طلبد و یک تا دو هفته‌ برای آن بسیار تعیین‌کننده است. او شرایط کرمانشاه در آن روزها را «وحشتناک» توصیف می‌کند: «دوازده شبانه‌روز با صدای جنگنده‌ها، پدافندها و انفجارهایی که پی‌درپی رخ می‌دادند، نخوابیدیم. بیمارستان فارابی و امام رضا نیز درگیر بودند و در آن شرایط آدم‌ها هر لحظه نگران تخلیه خانه و جست‌وجوی پناهگاه هستند. یکی از دوستانم خانه‌اش روبروی شرکت نفت بود و چندین بار هشدار تخلیه دریافت کرده بود. منطقه دیزل‌آباد هشدار تخلیه داشت و بسیاری از مردم برای مدتی از خانه‌هایشان خارج شدند تا شرایط بهتر شود، این تنش‌ها و استرس‌ها کجا دیده شد؟ اساتید و وزارت بهداشت کجا بودند؟ آیا آنها تحت تأثیر جنگ بودند؟ آیا نگرانی برای خود و خانواده‌هایشان داشتند؟ اصلا بودند یا نبودند؟ما در شرایط بحرانی بودیم و خانواده‌هایمان شبانه‌روز در استرس بودند. چطور می‌توانند بگویند شرایط برای همه یکسان بوده است؟ هرچند کسانی که در شهرهای امن‌تر بودند نیز جنگ را تجربه کردند، اما جنگ یکی از بزرگ‌ترین تروماهایی است که یک انسان می‌تواند در زندگی خود تجربه کند. جنگی که هزاران کشته می‌دهد، چگونه می‌تواند اتفاقی روتین و عادی تلقی شود؟ ما با وجود قطعی اینترنت از وزارت بهداشت درخواست تعویق را مطرح کردیم و در عرض ۱۲ ساعت بیش از هزار امضا و مهر از همکاران جمع‌آوری و ضمیمه نامه‌ شد که به وزارتخانه ارسال کردیم. جای تعجب است که درخواست هزاران متخصص کشور نادیده گرفته می‌شود و اینگونه نسبت به رزیدنت‌ها و متخصصینی که باید در شرایط سخت، در بیمارستان‌ها حضور داشته باشند، بی‌توجهی شود.در دوران جنگ، تمام مرخصی‌ها لغو شد و وزارت بهداشت برای حمایت از خواسته‌های بحق ما، اقدامی نکرد در صورتی که التماس و خواهش لازم نبود آن هم در شرایطی که اگر این زمان عقب بیفتد، ما در آبان فارغ‌التحصیل می‌شویم و عملا هیچ مشکلی در فارغ‌التحصیلی و تقسیم متخصصین به وجود نخواهد آمد. نمی‌دانیم چه مصالح و منافع خاصی باعث شده، وزارتخانه در مقابل این موضوع مقاومت کند. مگر نباید در برگزاری امتحان و شرایط آن، زمان کافی برای آمادگی داوطلبان در نظر گرفته شود؟ ما انسانیم و تحت تأثیر اتفاقات اطرافمان قرار داریم. جان ما کف دستمان است و به خاطر همین وزارتخانه در هر شرایطی تلاش می‌کند، اما حتی فرصت خروج از این شوک و فشارها را هم به ما نداده‌اند. همه رزیدنت‌ها با حقوق ۱۷ میلیون تومان در این کشور سخت کار می‌کنند و این فشارها در این شرایط اصلا سزاوار نیست. پس از این همه خودکشی رزیدنت‌ها، هنوز می‌پرسند چرا؟ جواب واضح است؛ نتیجه سیاست‌های نادرست، نادیده گرفتن مشکلات و فشارهای بی‌وقفه است.»

    وضعیت بسیاری از مردم پایدار نشده است

    داوطلب دیگری که دستیار سال آخر داخلی است، روز جمعه ۲۳ خرداد در مواجهه مستقیم موج انفجار نخستین حملات اسراییل در محله شهرآرا و ساختمان ارکیده بوده است که خانه‌شان دچار آسیب‌های جزیی از جمله شکستن شیشه‌ها شده. او معتقد است؛ حتی کسانی که آسیب فیزیکی به منازلشان وارد نشده بود، به دلیل استرس‌ها و نگرانی‌های ناشی از شرایط و اخبار، تمرکز خود را از دست داده‌ و از مطالعه جا مانده‌اند در صورتی که این امتحان نیاز به تمرکز بالایی دارد: «در آن مدت ۱۲ روز و حتی پس از آن، بسیاری از همکاران من به دلیل استرس نتوانستند تمرکز کافی داشته باشند، در حالی که این زمان برای آمادگی امتحان بسیار مهم بود.»خانم دستیار دیگری که از کرمانشاه در این باره به خبرنگار اعتماد پیام داد؛ درست روبروی شرکت نفت بوده و به دلیل شرایط در همان روزها مجبور به ترک محل زندگی خود شده است: «در یکی از شب‌ها به ما اطلاع دادند که خانه را تخلیه کنیم، زیرا اعلام شده بود که اسراییل قصد دارد به تأسیسات نفتی حمله کند. من با یکی از دوستان تماس گرفتم و شب را در منزل ایشان گذراندم. فردای آن روز که می‌خواستم به خانه بازگردم و برخی وسایل را بردارم، ناگهان بیمارستان فارابی که تقریبا دو خیابان با شرکت نفت فاصله داشت، مورد حمله قرار گرفت.من با ماشین به تویسرکان، منزل پدر و مادرم رفتم و چند روز بعد، مجددا به کرمانشاه بازگشتم. زمانی که نزدیک کرمانشاه بودیم، در جاده با خبر حمله موشکی و اصابت به هوانیروز مواجه شدیم.با وجود نگرانی زیاد، به خانه بازگشتم و وسایل ضروری را جمع‌آوری کرده و به تویسرکان منتقل کردم».هنوز کارهای پایان‌نامه را به پایان نرسانده و به‌دلیل شرایط نامساعد، بین کرمانشاه و تویسرکان در رفت‌وآمد بود.«حتی وسایلم را باز نکرده‌ام.هفته گذشته به کرمانشاه رفتم تا بتوانم منزل امن‌تری برای خودم پیدا کنم.جنگ تنها دوازده روز طول کشید، اما وضعیت بسیاری از مردم هنوز به حالت پایدار بازنگشته است.از مسوولان محترم تقاضا دارم شرایط کشور و به‌ویژه وضعیت رزیدنت‌ها را درک کنند و با انصاف تصمیم‌گیری نمایند.درخواست نامعقولی نداریم و قصد فرار از مسوولیت‌های خود را نداریم. برعکس، به دلیل احساس مسوولیت و انگیزه برای مطالعه و پیشرفت، خواسته ما این است که زمان برگزاری امتحان به مهرماه موکول شود تا بتوانیم از فرصت باقی‌مانده به نحو احسن استفاده کنیم.»

    مجروحان زیادی در بیمارستان داشتیم

    یک دستیار سال آخر تخصص ارتوپدی هم که در روزهای آغاز جنگ، در اصفهان حضور داشته است توضیح می‌دهد که خانه‌ای که در تهران به همراه یکی از دوستانش اجاره کرده است در بمباران‌ اوین دچار آسیب شده است: « به هیچ عنوان امکان مطالعه وجود نداشت. علاوه بر این، وجدانم هم اجازه نمی‌داد که در چنین شرایطی مطالعه کنم. یکی از دوستانم که سرباز بود، در یکی از بیمارستان‌های سپاه در اصفهان فعالیت داشت و به پیشنهاد او، در این مدت برای جراحی مجروحان جنگی همراهشان به بیمارستان می‌رفتم. در اصفهان هم بمباران‌ها شدید بود و مجروحان زیادی به بیمارستان‌ها می‌آمدند. خودم در اصفهان بودم اما خانواده‌ام در تهران بودند و هر روز باید پیگیر حال آنها می‌بودم.» از نظر او هم موضوع آنها صرفا درسی نیست: «ما پزشک و جراحیم و نمی‌توانستیم در آن مدت نسبت به این اتفاقات بی‌تفاوت باشیم. من دیگر بچه کنکوری ۱۸ ساله نیستم. متأسفانه برخی مسوولان وزارت بهداشت به کسانی که درخواست تعویق آزمون داشتند گفته‌اند که خودتان را لوس نکنید و درس بخوانید، اما ما بچه نیستیم که در شرایطی که کشور در بحران است، بی‌تفاوت باشیم.اگر در این شرایط ساکت بنشینیم، یا بی‌وجدان هستیم یا بی‌عاطفه، یا مثل کودکانیم.این شرایط با یک بحران ساده کنکور قابل مقایسه نیست و نمی‌توان با آن به این شکل برخورد کرد. درخواست ما هم زیاد نیست؛ تنها خواستیم زمان آزمون را دو یا سه هفته به تعویق بیندازند. جدا از اینکه برخی از ما در بیمارستان مشغول به کار بودیم و برخی دیگر تهران را ترک کردند، من شخصا از ابتدا در اصفهان بودم، اما برخی دیگر کتاب‌هایشان را رها کردند و از تهران رفتند، به‌خصوص کسانی که در مناطق ۳ و ۶ زندگی می‌کردند که دایما تهدید به بمباران می‌شدند. این یک درخواست منطقی و بحق بود، اما متأسفانه با بهانه‌هایی بی‌اساس رد شد.»

    تصمیم وزارت بهداشت هنوز قطعی نیست

    آنطور که علی سلحشور، سرپرست اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان نظام پزشکی می‌گوید هنوز وزارت بهداشت در این باره تصمیم نهایی را نگرفته است: «قرار است با هیات بوردها هم صحبت کنند تا تصمیم‌گیری شود چون این آزمون دو بخش را درگیر می‌کند، افرادی که باید در آزمون شرکت کنند و افرادی که به عنوان اعضای هیات بورد باید آزمون بگیرند. برای اعضای هیات بورد که تعداد آنها حدود هزار نفر است هم برنامه‌ریزی شده بود و اگر قرار به تعویق باشد برنامه آنها را هم باید تغییر دهند.» آنطور که پیداست حدود ۳ تا ۴ هزار نفر در این آزمون شرکت خواهند کرد و حالا حدود ۹۰۰ نفر نامه درخواست تعویق این آزمون را به وزارت بهداشت  امضا کرده‌اند و اگر آزمون به تعویق نیفتد دست کم زندگی این ۹۰۰ نفر نیروی خبره و متخصص ایرانی در حوزه پزشکی مضاف بر اثرات روحی و روانی جنگ دوازده روزه، تحت تاثیر این آزمون هم قرار می‌گیرد.