برچسب: وحید شقاقی

  • پیش فروش سکه هم مرهم اقتصاد خسته ایران نیست

    پیش فروش سکه هم مرهم اقتصاد خسته ایران نیست

    به گزارش اقتصادران، وحید شقاقی گفت: «شرایط ارزی کشور، بسیار خاص، بسیار پیچیده، در هم تنیده و سخت است. من یادداشت اجرایی ایالات متحده را باعنوان «فشار حداکثری» خواندم و به این نتیجه رسیدم که یک جنگ اقتصادی تمام عیار علیه ایران، آغاز شده است. نسبت به فشار حداکثری بار اول که سال ۱۳۹۸ شروع شد، به اعتقاد من آمریکایی‌ها از آن تجربه استفاده کردند و ابعاد پیچیده‌تر و سخت تری را در کشور علیه ایران اعمال می‌کنند.

    طرح پیش فروش سکه مرکز مبادله ایران در بازه زمانی ۲۸ تا ۳۰ بهمن ماه برگزار می‌شود. این طرح از چند روز پیش، اعلام شد و نگاهی به بازار ارز و طلا نشان می‌دهد تصمیم برای اجرای این پیش فروش درست در اوج افزایش قیمت طلا و سکه رخ داده است.

    این طرح که شامل فروش یک میلیون سکه خواهد بود با قیمت تعیین شده ۶۰ میلیون تومانی انجام خواهد شد. این طرح در شرایطی آغاز شده که با توجه به افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی، برخی از افراد تصمیم گرفته‌اند از طریق پلتفرم‌های خرید طلای آنلاین، سرمایه‌های خود را حفظ کنند و این در حالیست که بانک مرکزی درخصوص این نوع سرمایه گذاری هشدار داده است.

    برخی فعالان و کارشناسان حوزه اقتصاد، نسبت به طرح پیش‌فروش سکه و موفقیت آن ابراز امیدواری کرده‌اند، اما برخی دیگر، این طرح را چندان موفق ارزیابی نکرده‌اند. دکتر وحید شقاقی، اقتصاددان و استاد دانشگاه خوارزمی به بررسی این طرح، پشتوانه آن و نقاط قوت و ضعف این نوع طرح‌های بانک مرکزی پرداخته است:

    وحید شقاقی گفت: «شرایط ارزی کشور، بسیار خاص، بسیار پیچیده، در هم تنیده و سخت است. من یادداشت اجرایی ایالات متحده را باعنوان «فشار حداکثری» خواندم و به این نتیجه رسیدم که یک جنگ اقتصادی تمام عیار علیه ایران، آغاز شده است. نسبت به فشار حداکثری بار اول که سال ۱۳۹۸ شروع شد، به اعتقاد من آمریکایی‌ها از آن تجربه استفاده کردند و ابعاد پیچیده‌تر و سخت تری را در کشور علیه ایران اعمال می‌کنند. همین عامل موجب شده است که هم انتظارت تورمی تشدید شود و هم نااطمینانی‌ها به شدت افزایش پیدا کند.

    هم‌چنین دیدیم که قیمت دلار نیز، روندی صعودی را طی می‌کند. بانک مرکزی به دنبال این است که به نحوی در بازار مداخله کند و روش مداخله خود را روی بحث پیش فروش سکه گذاشته است. هدف بانک مرکزی این است که تا حدودی با این پیش فروش سکه بتواند نقدینگی جمع کند. البته روس‌ها نیز وقتی با تحریم مواجه شده بودند از روش‌های مداخله‌ای مشابه استفاده کردند؛ بنابراین روش مداخله در بازار رایج است. اما مسئله نگران کننده این است که ما بدون یک «بسته سیاستی روشن برای مهار ارز»، صرفا، از ابزار‌های سنتی و منسوخ استفاده می‌کنیم. من مخالف مداخله در بازار نیستم، اما مهار ارز به یک بسته سیاستی احتیاج داشت.»

    وی افزود: «اگر دولت مایل است در بازار مداخله کرده و بر این بازار احاطه داشته باشد، باید بر مصرف ارزی در کشور، مصرف سوخت و کالا‌های استراتژیک، گردش پول و مبادلات تجاری و بسیاری دیگر از موارد احاطه داشته باشد. درواقع بدون یک بسته سیاستی روشن، صرفا با ابزار مداخله، از طریق پیش فروش سکه، نمی‌توان التهاب‌ها را کنترل کرد. جالب است که روز ۲۷ بهمن ماه با این که خبر پیش فروش سکه اعلام شده بود، اما، صندوق‌های طلا در بازار بورس با مثبت ۳ درصد باز شدند و این موضوع نشان می‌داد که حتی با این که این خبر از پیش منتشر شده بود، اما اثر منفی بر صندوق‌های طلای بازار بورس نگذاشت و بازار در روز ۲۷ بهمن با مثبت ۳ درصد باز شد و فقط اثر منفی خود را بر بحث فشار بر سهام بازار بورس گذاشت. درواقع به جای این که اثر مثبت داشته باشد، اثر منفی هم گذاشت.

    همچنین بیش از ۹۵ درصد بازار بورس در روز‌های ۲۷ و ۲۸ بهمن منفی بود. درواقع این موضوع اثر مثبت و کنترلی نداشت، بلکه اثر منفی گذاشت و هم بورس ما را زمین گیر کرد و هم مانعی برای رشد صندوق‌های طلا نشد. همه این‌ها نشان می‌دهد که این مداخله کم ارزش است یا اثراتی شوک‌وار و تکانه‌ای ندارد. با این وجود، باز هم معتقدم بانک مرکزی باید یک بسته سیاستی روشن برای ایجاد ثبات در بازار، فراهم کند و محوریت این بسته سیاستی را احاطه دولت در بازار غیر رسمی ارز بگذارد. تا زمانی که دولت و بانک مرکزی در بازار غیر رسمی ارز احاظه نداشته باشند، امکان ثبات در بازار ارز مقدور نخواهد بود و صرفا با ابزار‌هایی مثل پیش فروش سکه یا مداخله با ابزار‌های سنتی، همانند پیش فروش سکه، نمی‌توانیم التهاب را مهار کنیم و حتی ممکن است اثراتی مخرب بر دیگر بخش‌های اقتصادی ایجاد کند که نمونه آن همین منفی شدن شدید بازار بورس، طی روز‌های اخیر است.»
    روش‌های سنتی و طلاپاشی دیگر جواب نمی‌دهد

    این استاد اقتصاد دانشگاه خوارزمی در خصوص پشتوانه این اقدام بانک مرکزی گفت: «همانطور که اشاره کردم روسیه نیز شرایط مشابهی را تجربه کرد و زمانی که تحریم‌های شدید علیه روسیه اعمال شد، بانک مرکزی روسیه در بازار دلار و روبل مداخله و سعی کرد با مداخله گری، بازار ارز را کنترل کند. به طور معمول وقتی شرایط خاصی رخ می‌دهد مداخله از طریق طلا و دلار انجام می‌شود. بانک مرکزی نیز واردات طلا را در سال‌های اخیر انجام داده است و ذخایر طلا را برای روز مبادا و شرایط چالشی اقتصاد ایران در نظر گرفته بود. اکنون هم همان روز مبادا و شرایط چالشی برای اقتصاد ایران تشخیص داده شده است که بخشی از این ذخایر طلا استفاده شود تا شاید التهابات کنترل شود. اما تاکید من بر این است که، چون در شرایط فعلی از تک ابزار یا تک سیاست استفاده شده است، توانایی مهار التهاب دیده نمی‌شود و با توجه به اتفاقاتی که در جریان پیش فروش دیدیم و صندوق‌های طلا هم در بورس مثبت و صفر درصد بازگشایی شد، می‌توانیم نتیجه بگیریم که اثرخاصی در صندوق‌های طلا نداشت و صرفا اثر منفی خود را روی بورس گذاشت. متاسفانه طی روز‌های اخیر بازار بورس ملتهب است و کاملا مشخص است به بازار سرمایه کشور، فشار وارد شده است.»

    وی افزود: «ای کاش بانک مرکزی به جای استفاده از تک ابزار، از یک بسته سیاستی استفاده می‌کرد. ابزار‌های سنتی و پول پاشی طلا، نمی‌تواند نقش مثبتی در مدیرت منابع ارزی و مدیریت مصارف ارزی کشور داشته باشد. بدون مدیریت سوخت و سایر کالا‌های استراتژیک نیز، امکان ایجاد ثبات در بازار ارز کشور، وجود ندارد. تا زمانی که دولت نتواند سامانه‌های هوشمند خود را ارتقا دهد و برای احاطه در بازار ارز رسمی از روش‌های سنتی استفاده کند، اتفاق خاصی در ثبات بازار رخ نمی‌دهد. بسته سیاستی دولت باید با محوریت احاطه دولت در بازار غیررسمی از طریق مدیریت ریال و اقدامات نظارتی پیگیری شود.»

  • مردم می‌گویند ما به دولتی مالیات می‌دهیم که بهره وری ندارد و پولهایمان حیف و میل می‌شود

    مردم می‌گویند ما به دولتی مالیات می‌دهیم که بهره وری ندارد و پولهایمان حیف و میل می‌شود

    به گزارش اقتصادران، احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد و دارایی، درباره اخذ مالیات از بلاگر‌ها و اینفلوئنسرها، گفت: «اخذ مالیات از این افراد که بیش از ۵۰۰ هزار نفر دنبال کننده دارند، در بودجه آمده بود. ۵۵۱ کاربر شناسایی شده و مشمول حکم قانون بودجه ۱۴۰۱ بودند که ۱۲۳ فعال بیش از ۲۳۰۰ میلیارد تومان درآمد داشته‌اند و وزارت اقتصاد دنبال اجرای قانون است.»

    اوایل تابستان سال جاری، سازمان سازمان امور مالیاتی اعلام کرد درحال صدور برگه متمم برای ۱۲۳ اینفلوئنسر با درآمد دو هزار میلیارد تومانی هستند؛ متممی که موجب می‌شود مالیات دریافتی از آن‌ها بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان شود. البته پیشتر و در زمستان سال ۱۳۹۹ نیز، اعلام شده بود؛ افرادی که در فضای مجازی فعالیت دارند و بالای ۵۰۰هزار نفر آن‌ها را دنبال می‌کنند باید مالیات بپردازند. همچنین نمایندگان مجلس شورای اسلامی، بندی را در قانون بودجه سال ۹۹ تصویب کردند که بر اساس آن، درآمد‌های کاربران دارای بیش از ۵۰۰ هزار دنبال‌کننده در رسانه‌های کاربرمحور (اینستاگرام و تلگرام) از محل تبلیغات مشمول مالیات بر درآمد خواهد بود. همچنین طبق بند ذ قانون بودجه سال ۱۴۰۰ در خصوص مالیات فعالیت‌های اینستاگرامی آمده است که درآمد‌های کاربران دارای ۵۰۰ هزار دنبال‌کننده در رسانه‌های کاربرمحور از محل تبلیغات مشمول مالیات بر درآمد خواهد بود.

    نرخ تبلیغات برای پست و استوری‌های اینستاگرامی در بلاگر‌هایی که دنبال کننده‌های فعال و پرشماری دارند، گاهی از ۱۵۰ میلیون تومان نیز فراتر می‌رود. با این وجود برخی فعالان این حوزه معتقدند با توجه به فیلترینگ اینستاگرام، دریافت مالیات از این شبکه اجتماعی، توجیهی ندارد. شهربانو منصوریان، ووشوکار ایرانی، نیز از جمله افرادی است که به پـرداخت مـالیات برای فعالیت اینستاگرامی خود موظف شده است. وی، ویدیویی اعتراضی را در این باره منتشر کرده و معتقد است به عنوان ورزشکار، نباید مالیات بلاگری پرداخت کند.

    مالیات یک جاده دو طرفه است

    وحید شقاقی گفت: «قبل از هرچیز باید به این نکته دقت کنیم که تعیین مالیات برای اینفلوئنسر‌ها و فعالان مجازی ربطی به تعداد دنبال کنندگان آنان ندارد. ممکن است یک فرد در فضای مجازی یک میلیون نفر دنبال کننده داشته باشد. این که اصلا ایرادی ندارد. مسئله، «گردش مالی» است. درواقع این نکته مهمی است که باید بررسی شود، فردی که اکانت‌های پربازدید و دنبال کنندگان فعال و پرتعداد دارد، آیا از پلتفرم‌هایی از جمله اینستاگرام، کسب درآمد می‌کند؟ اگر کسب درآمد می‌کند، مثل همه افرادی که کسب درآمد کرده و مالیات پرداخت می‌کنند، این افراد نیز باید مالیات بپردازند. مالیات در تمام دنیا یا بر درآمد بسته می‌شود یا بر ثروت. قانون باید مشخص کند افرادی که کسب و کار خاصی روی پلتفرم‌ها دارند یا بابت تبلیغات در فضای مجازی درآمد کسب می‌کنند، مشمول مالیات می‌شوند. اگر فرد از فضای مجازی درآمد بالایی دارد، طبیعتا باید بخشی از این درآمد را به عنوان مالیات بپردازد.»

    وی افزود: «در حال حاضر، دولت، به شکل دست و پا شکسته، مدام پایه‌های مختلف نظام مالیاتی را بدون انسجام و ارتباط نظام‌مند اضافه می‌کند و به عنواین مختلف، این فعالیت را انجام می‌دهد. از این منظر، توصیه من به دولت این است که این نظام مالیاتی را یک بار سر و سامان دهد. تقریبا همه اقتصاددان‌ها می‌پذیرند که دولت باید با مالیات اداره شود و اصل اقتصاد نیز، برای کارآمدی به درآمد‌های مالیاتی دولت وابستگی دارد. اما مسئله این است که در بحث مالیات باید اتفاقاتی رخ دهد که مردم نیز احساس رضایت داشته باشند. برای مثال در سوئد یا سایر کشور‌های اسکاندیناوی، مردم مالیات‌های سنگینی پرداخت می‌کنند و حتی بیش از ۴۰ درصد درآمد خود را به مالیات دهی اختصاص می‌دهند، اما در مقابل این پرداخت مالیات، دولت‌های رفاه اسکاندیناوی، از یک سو خدمات ویژه و برجسته‌ای ارائه می‌دهند و از سوی دیگر پاسخگو هستند و نسبت به مصرف درآمد‌های مالیاتی شفاف عمل می‌کنند. مالیات یک جاده دو طرفه است، یک جاده یک طرفه نیست که از سوی دولت به سمت مردم باشد. دولت باید مالیات بگیرد، اما در سوی دیگر جاده هم باید خدمات داده و نسبت به مصرف درآمد‌های مالیاتی پاسخگو باشد. دولت باید نسبت به مصرف درآمد‌های مالیاتی شفاف باشد و باید بهره وری دولت بالاتر برود. مردم می‌گویند ما به دولتی مالیات می‌دهیم که بهره وری ندارد و پولهایمان حیف و میل می‌شود.»

    عدم تناسب مالیات و خدمات در کشور 

    این استاد دانشگاه در ادامه گفت: «دولت باید در ازای مالیاتی که از مردم می‌گیرد، خدماتی ارائه دهد. برای مثال در کشور‌های اسکاندیناوی، شاهد «آموزش رایگان با کیفیت» هستیم یا «خدمات سلامت و بهداشت رایگان و با کیفیت» ارائه می‌شود. همچنین «خدمات با کیفیت نگهداری از سالمندان» وجود دارد. در کنار این ها، بسیاری از خدمات با کیفیت دیگر نیز وجود دارد که دولت از محل مالیات‌ها می‌پردازد؛ به همین دلایل است که می‌گویم مالیات یک جاده دو طرفه است، یعنی درست است که مردم مالیات می‌پردازند، اما به دولتی مالیات می‌دهند که با بهترین کیفیت و شفاف‌ترین و پاسخگو‌ترین حالت ممکن نسبت به مالیات عمل می‌کند. در کشور ما اتفاقی که رخ می‌دهد این است که مدام پایه‌های مالیاتی اضافه می‌شود، بدون این که ارتباط و نظم بین پایه‌های مالیاتی دیده شود. همچنین دولت‌های ما نسبت به محل مصرف مالیات هیچگونه پاسخگویی ندارند و خدمات متناسب با مالیات عرضه نمی‌کنند. این نوع رفتار‌ها باعث می‌شود مالیات از دید مردم نوعی «پول زور» در نظر گرفته شود.»

    وی افزود: «من مخالف پرداخت مالیات توسط کسب و کار‌های اینترنتی و فعالان پلتفرم‌ها نیستم، یعنی اگر فردی از اینستاگرام و امثالهم درآمد کسب می‌کند، بهتر است مالیات هم پرداخت کند، اما به شرط آن که پایه‌های مالیاتی ما نیز از نظم و انسجام کافی برخوردار باشد. درحال حاضر دولت تحت فشار است و درآمد دولت نیز به خاطر فشار تحریم ها، کاهش یافته است، در نتیجه به سمت مالیات روی آورده و از هر جایی که پیدا می‌کند، به دنبال کسب درآمد مالیاتی است. ایرادی ندارد، اما بهتر است اول دولت پایه‌های مالیاتی را به شکل نظامدار و مرتبط تعریف کند، یعنی در شرایطی که مالیات بر درآمد تعریف می‌شود دیگر مالیات بر ثروت تعریف نشود. متاسفانه در کشور ما همه نوع مالیات تعریف می‌شود و هیچ نظم و انسجام یا حتی قانون مترقی مالیاتی نیز وجود ندارد. دولت‌های ما نسبت به مصرف درآمد‌های مالیاتی نه بهره وری نشان می‌دهند نه شفافیت و پاسخگویی و در نتیجه آن جاده یک طرفه که اشاره کردم، در اقتصاد ایران به وجود آمده است. همه این‌ها باعث می‌شود مردم و کسبه همواره با نارضایتی اقدام به پرداخت مالیات می‌کنند.»

    این اقتصاددان تاکید کرد: «چه فایده‌ای دارد که ما مالیات بدهیم و بخشی از آن با فساد و رانت، حیف و میل شود؟ این نوع سیستم مالیات گیری و بی ثمر بودن آن در انظار عمومی، روح و روان یک ملت را به بازی می‌گیرد. مشکل بزرگ تعیین مالیات در کشور ما این است که به شکل گسسته و جدا جدا پایه مالیاتی تعریف می‌شود. مالیات یک قانون واحد لازم دارد که پایه‌های مالیاتی به شیوه‌ای منظم، شکل بگیرد. متاسفانه در کشور ما هر جایی که دولت، مایل باشد، فورا مالیات تعیین می‌کند و سعی دارد کسب درآمد کند. این نوع رفتار‌های دولت در شرایط کنونی اقتصاد که فشار شدیدی از کانال تورم به ملت تحمیل می‌شود، به معنای واقعی کلمه مردم را آزار می‌دهد.»