برچسب: وحید جلیلی

  • در صداوسیمای ایران کت تن چه کسی است؛ جبلی یا جلیلی؟

    در صداوسیمای ایران کت تن چه کسی است؛ جبلی یا جلیلی؟

    به گزارش اقتصادران، پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، در واکنش به ادعا‌هایی درباره نفوذ جریان جلیلی در این سازمان اعلام کرد که سند تحول صداوسیما در همان هفته اول مسئولیت وی ابلاغ شده است و در آن زمان هیچ یک از مدیرانی که به این جریان نسبت داده می‌شوند در سازمان حضور نداشتند.

    صداوسیما؛ یک ساختمان شیشه‌ای زیر ذره‌بین

    جبلی با اشاره به ماهیت سازمان صداوسیما گفت: «این سازمان مانند یک ساختمان شیشه‌ای است و تمام اقدامات آن زیر ذره‌بین رسانه‌ها، شهروندان و مسئولان قرار دارد.» وی تأکید کرد که دیدگاه‌های مختلف همیشه در مورد صداوسیما وجود داشته و طبیعی است که نظرات متفاوتی درباره عملکرد و مدیریت سازمان مطرح شود، اما الزاماً همه این دیدگاه‌ها پذیرفته نمی‌شوند.

    رئیس سازمان صداوسیما افزود که سند تحول توسط رئیس سازمان به مقام معظم رهبری تقدیم و تأیید شده است و تمامی بخش‌های سازمان باید بر اساس آن حرکت کنند. وی تأکید کرد: «اگر هر فردی در سازمان خلاف سند تحول عمل کند، طبیعتاً در مسیر اهداف ما حرکت نکرده است. کسانی که مطابق این سند عمل می‌کنند، دست‌شان به گرمی فشرده می‌شود و با آنها همکاری می‌کنیم.»

    جبلی در خصوص نقش افراد و مدیران با دیدگاه‌های مختلف توضیح داد که چه مدیران، چه برنامه‌سازان و چه چهره‌های فرهنگی و سیاسی می‌توانند در قالب سند تحول فعالیت کنند. آنهایی که مطابق با اهداف و چارچوب سند حرکت کنند، همکاری سازمان را دریافت می‌کنند و کسانی که خلاف آن عمل کنند، کمکی به مسیر تحولی سازمان نخواهند کرد.

    پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، در واکنش به ادعا‌هایی درباره نفوذ جریان جلیلی در این سازمان اعلام کرد که سند تحول صداوسیما در همان هفته اول مسئولیت وی ابلاغ شده است و در آن زمان هیچ یک از مدیرانی که به این جریان نسبت داده می‌شوند در سازمان حضور نداشتند.
  • ادبیات برادران جلیلی؛ از آغل تا گوساله پرستی! /  وحید و سعید چه از جان مردم می‌خواهند؟

    ادبیات برادران جلیلی؛ از آغل تا گوساله پرستی! / وحید و سعید چه از جان مردم می‌خواهند؟

    به گزارش اقتصادران، خرداد سال ۱۴۰۰ وقتی سعید جلیلی دوباره عزم خود را برای رسیدن به ساختمان پاستور جزم کرده و کاندیدای انتخابات شده بود، برادرش وحید در تایید و تمجید او یادداشت کوتاهی در اینستاگرام منتشر کرد؛ یادداشتی با عنوان «هراس کماندو‌های کدخدا از فریاد روستا».

    یادداشت وحید برای برادرش سعید مملو است از ادبیات و واژه‌های چپ گرایانه بود؛ عباراتی همچون «سرپنجه‌های سرمایه‌داری جهانی»، «سلطنت اشرافیت‌زده غرب» «طفیلی‌های سرمایه‌داری رانتی- تجاری»، «باتوم بروکراسی» و واژه‌هایی از این دست.

    وحید در این متن، روایت خود را ازورود سعید جلیلی به تهران در دهه ۶۰ آغاز کرده و سپس بدون اشاره به اینکه وی بار‌ها در انتخابات شرکت و هربار نه شنید و از دستاوردهایش در زمان دبیری شورای عالی امنیت ملی به قطعنامه‌های علیه ایران خلاصه می‌شود؛ به یکباره به سراغ انتخابات سال ۱۴۰۰- یعنی زمان نگارش این یادداشت – می‌رود. وحید جلیلی همان زمان، در حمایت از سعید و تهدید رقبایش نوشته بود که بوی الرحمن «کماندوهای سرمایه‌دار شمال تهران که با کدخدا قهقهه می‌زنند»، به مشام می‌رسد.

    این نه نخستین بار بود که مخالفت با مذاکره با غرب از سوی برادران جلیلی مطرح می‌شد و نه آخرین بار. در تمامی سال‌های بعد نیز هم خود این دو برابر به روشنی نشان دادند که هیچ جایگاهی برای اندیشه مذاکره قائل نیستند و هم روایت‌های مختلفی از کار شکنی‌های آن‌ها در اینباره منتشر شد؛ روایت مصطفی پور محمدی از سنگ اندازی سعید جلیلی در شورای عالی امنیت ملی برای ممانعت از تصویب FATF شاید معروف‌ترین این روایات بود.

    سال ۱۴۰۰ که جلیلی به نفع ابراهیم رییسی از انتخابات کناره گیری کرد مشخص بود که دستور کناره گیری از بالا رسیده است. در ۱۴۰۳ اما این دستور دیگر برای سعید اهمیتی نداشت و هیچ یک از تلاش‌ها – از جلسات مشهد و تهران تا روایت‌های مختلف از حضور چهره‌های نظامی و مقاومت در این جلسات برای کنار رفتن جلیلی به نفع قالیباف – به نتیجه‌ای نرسید. نزاع قالیبافی‌ها و جلیلی‌ها تا ماه‌ها بعد از انتخابات و حتی تا همین امروز ادامه دارد.

    با این وجود مساله مذاکرات غیرمستقیم بین ایران و آمریکا و جنگ ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل ، سعید و وحید را در موقعیتی متمایز از قبل قرار داد. به خصوص که سیب سیاست چرخیده و علی لاریجانی – منتقد و رقیب قدیمی سعید جلیلی- حالا روی صندلی دبیری شورای عالی امنیت ملی تکیه زده است. رخدادی که شاید به اندازه‌ای جلیلی همیشه آرام را عصبانی کرده که با ادبیاتی بی سابقه مدافعان مذاکره را به گوساله پرستان سامری تشبیه کرده است.

    رویکرد و ادبیات او چنان تند بود که صدای اصولگرایان را هم در آورد. حتی برخی از چهره‌های رسانه‌ای و سیاسی در طیف نیرو‌های انقلابی که هر رویکرد و اظهارنظری از جانب سعید جلیلی را «هر چه از دوست رسد نیکوست» دانسته و می‌پذیرفتند نیز از این که جلیلی پای قوم گمراه حضرت موسی را به میان کشیده و از به کوه طور رفتن پیامبر نوشته؛ دلخور شدند. خبرگزاری تسنیم امروز با اشاره به همین مطلب تاکید کرده است که کشور محل تضارب آراء است، اما مراقب باشیم کفش رادیکالیسم در پای سیاست نکنیم.

    کمتر از دو ماه پیش وحید جلیلی در انتقاد از کسانی که در میانه جنگ سعی در ایجاد اتحاد از طریق عواطف میهن دوستانه داشتند، گفت که میهن آغل نیست که همه در آن دور هم جمع شوند. نگاه وحید این بود که محور ائتلاف‌ها باید مباحث اعتقادی و ایدئولوژیک باشد و لاغیر.

    هنوز زخم توهین وحید در تشبیه وطن به آغال ترمیم نشده بود که حالا «برادر سعید» می‌گوید کسانی که به دنبال مذاکره هستند به همان گوساله پرستان داستان حضرت موسی می‌مانند. کنایه او به روشنی به دبیر جدید شورای عالی امنیت است که با حکم مسعود پزشکیان به شعام رفته است. به نظر می‌رسد حضور لاریجانی در رأس شعام آن قدر برای جلیلی سنگین بود که چنین تعبیر عجیب و کم‌سابقه‌ای را به کار برده است. اکنون به‌وضوح می‌توان گفت در شورای عالی امنیت ملی دو طیف موافق و مخالف مذاکره حضور دارند.

    قصه متلک پرانی‌های لاریجانی و جلیلی هم سر دراز دارد و سابقه آن به ادوار قبلی انتخابات و ماجرا‌های مختلف برجام و حتی مذاکرات قبل از برجام در دهه ۸۰ باز می‌گردد.

    مساله برادران جلیلی نه شخص قالیباف است و نه علی لاریجانی. نه پرونده‌های مبهم انتخاباتی قالیباف، و نه انتقادهایی که از فقدان شفافیت در مسئولیت‌های لاریجانی مطرح می‌شود. مساله آن‌ها حفظ بدنه رایی است که طیف نزدیک به این دو برادر آن‌ها را ایزوله نگه می‌دارند تا هیچ چیز جز آنچه آن‌ها می‌گویند را نشود.

    برادران جلیلی از جان ایران چه می‌خواهند؟

    تابستان سال ۱۳۹۸ درست در روز‌هایی که سعید جلیلی در جلسات انتخاباتی اصولگرایان شرکت نمی‌کرد، وحید جلیلی نامه تند انتقادی به حسین محمدی نوشت و تیغ نقد خود را به روی نام چند تن از ذی‌نفوذان در اداره صداوسیما کشید و آنان را به کنایه «شیفتگان خدمت» خواند. او نوشت که این گروه مناصب صدا‌و‌سیما را بین خود دست به دست کرده‌اند، همگی بچه‌های دو کلاس از یک دبیرستان در تهران دهه پنجاهند!

    او با ذکر اسامی «حسین محمدی و مرتضی میرباقری و عزت ضرغامی و علی‌عسگری» به صراحت مدعی شد که این تیم هم‌قسم شده‌اند تا نگذارند مدیریت رسانه ملی از چنگ بچه‌های خانی‌آباد و نازی‌آباد خارج شود!

    حملات جلیلی به چهره‌هایی همچون حسین محمدی که هم عضو دفتر رهبری است و هم عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام را دارد به اندازه‌ای تند بود که روزنامه کیهان در یک یادداشت بی‌نام و در حمایت از حسین محمدی، به وحید جلیلی هشدار داد که مراقب باشد به سرنوشت «حشمت‌الله طبرزدی» دچار نشود.

    یادداشت کیهان سراسر دفاع از عملکرد حسین محمدی بود و به وحید جلیلی یادآوری می‌کرد که با توجه به جایگاه آقای محمدی باید نوعی از تحفظ سیاسی برای ایشان – که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز هستند – لحاظ شده و جایگاه حکومتی وی را مورد توجه قرار دهد.

    پاسخ عتاب‌آلود کیهان و جوان، این انتظار را در اذهان عمومی ایجاد کرد که این اختلاف هم طبق روال همیشگی اصولگرایان با تشر کیهان ختم به خیر شده و با چند عکس دوستانه خاتمه یابد. وحید جلیلی، اما بر خلاف رویه همیشگی در جمهوری اسلامی، پاسخ‌هایی همچون نقد کیهان و روزنامه جوان و دیگر رسانه‌ها و چهره‌های اصولگرا را هیچ انگاشت و با همان فرمان نقد از صداوسیما رفت تا جایی که خود به جام جم رسید. حالا بعد از گذشت چند سال، مشخص است که سهمی از صداوسیما می‌خواست و اتفاقا گرفت. بر همین اساس هم دامنه اختیاراتش فراتر از ضرغامی و علی عسگری است. برادر دیگر نیز هرچند توفیقی در انتخابات ریاست‌جمهوری نداشت، اما همچنان در نهادهای تصمیم‌ساز حضور دارد و چنان‌که مصطفی پورمحمدی گفته، می‌تواند در بزنگاه‌ها سرنوشت طرح‌ها و لوایح را تغییر دهد.

    این که سعید موافقان مذاکره را گوساله پرست بداند و وحید کشور را شبیه آغل؛ نشان می‌دهد که برادران جلیلی با توسعه و حل مشکلات  و بهبود شرایط هرچند محدود و ناقص مشکل دارند. آنها نماینده طیفی هستند که می‌گوید باید برای ایدئولوژی هر هزینه‌ای داده شود؛ هزینه‌هایی که البته نه خودشان، که مردم طبقه متوسط باید بپردازند، همان طبقه‌ای که ۴ سال پیش وحید جلیلی از اساس منکر وجودشان شد.

    وحید و سعید سعی دارند با تند کردن ادبیات سیاسی در کشور حلقه سخت را تهییج و به نفع خود تجمیع کنند. حلقه سختی که دو برادر مشهدی می‌خواهند به عنوان بدنه رای خود حفظ کنند؛ به هر قیمتی!

  • تشبیه وطن به «آغل» کار دست جلیلی داد / پای دادستانی به حاشیه‌سازی رسانه ملی باز شد

    تشبیه وطن به «آغل» کار دست جلیلی داد / پای دادستانی به حاشیه‌سازی رسانه ملی باز شد

    به گزارش اقتصادران، برقرای آتش بس میان ایران و اسرائیل سبب شد که فضای سیاسی و اجتماعی کشور بعد از ۱۲ روز درگیری نظامی، نسبتا آرام شود. آرامشی که گمان می‌رفت با قدر دانستن آن عملکرد قابل تحسین گروه‌های مختلف مردم، ادامه دار شده و سبب افزایش انسجام ملی شود. رفتار و گفتار برخی از سیاسیون در طیف تندرو، اما نشان داد که این مهم ساده محقق نخواهد شد و برخی اصرار دارند که دوباره و در میانه جنجال‌آفرینی‌های همیشگی، خود را مطرح کنند. شاهدش همان اظهارات عجیب وحید جلیلی، قائم‌مقام سازمان صداوسیما که در برنامه‌ای تلویزیونی صراحتاً گفت: «برخی می‌خواهند وطن را به آغل تبدیل کنند».

    شکایت رسمی از وحید جلیلی

    این سخن عجیب و کنایه‌دار وحید جلیلی که با واکنش‌ها و انتقادات بسیاری هم مواجه شده بود، اما کار دست او داد. چنانچه گفته می‌شود سازمان امور اجتماعی کشور رسما از او به دادستان کل شکایت کرده است.

    مجید رفیعی، سردبیر خبرگزاری تابناک در صفحه توییتر خود خبر داده که سازمان امور اجتماعی کشور از جلیلی به دلیل «نشر اظهارات خلاف همبستگی ملی و برخلاف منویات رهبری» به دادستان کل کشور شکایت کرده است. این نخستین بار است که یک مقام رسمی رسانه ملی به خاطر اظهارنظر در معرض پیگرد قضایی قرار می‌گیرد.

    جلیلی در سیبل انتقادات

    پیش از آنکه کار به شکایت برسد نیز شاهد موج گسترده‌ای از انتقاد‌ها بودیم که نسبت به این نگاه و رویکرد جلیلی بیان شد. مثلا محمدرضا جوادی‌یگانه نوشت: «آن‌که وطن را به آغل تشبیه می‌کند، ناسپاس است. او یا واقعاً از ایستادگی مردم بی‌خبر است، یا عمداً نفرت‌افکنی می‌کند».

    نکته قابل توجه این بود که ادبیات و رویکرد جلیلی از سوی رسانه‌های اصولگرا نیز مورد نقد قرار گرفت. بسیاری از رسانه‌های این جریان سخنان وی را «زیاده‌روی» و «غیرقابل دفاع» دانستند. برخی آن را «حمله به وحدت ملی»، و برخی دیگر «بی‌احترامی به مردم» تعبیر کردند.

    رسانه‌های اصلاح‌طلب نیز این سخنان را به باد نقد گرفته و هشدار دادند که استفاده از تریبون ملی برای طرح چنین اتهاماتی، موجب شکاف اجتماعی و تضعیف اعتماد عمومی خواهد شد.

    چرا شکایت از جلیلی مهم است

    حالا، اما خبر طرح شکایت علیه جلیلی از جهات مختلف حائز اهمیت است. فارغ از اینکه نتیجه این طرح شکایت چه باشد و جناب جلیلی مجازاتی بیشتر از یک تذکر بگیرد یا خیر را نمی‌دانیم، اما صرف شکایت از او این پیام روشن را دارد که اولا مساله و اولویت کشور در شرایط کنونی تقویت انسجام ملی است. دوما اظهارات و اقدامات مخالف با این رویکرد حتی از سوی چهره‌های اصولگرا مثل وحید جلیلی برتابیده نمی‌شود. سوما می‌توان امیدوار بود که رسانه ملی نیز از این پس در راستای کمک به تقویت انسجام ملی گام برداشته و از تندروی‌هایی که طیف جلیلی سردمدار آن هستند، پرهیز کند.

    از همه مهم‌تر اینکه، حواشی اخیر پیرامون سخنان جلیلی، نشان داد مرز‌های گفتار رسمی در فضای سیاسی ایران در حال بازتعریف است و حتی چهره‌های اصولگرا نیز وقتی از دایره مسئولیت و عقلانیت خارج شوند، در معرض اعتراض رسمی و عمومی قرار می‌گیرند.

  • همدستی «جلیلی – جبلی» علیه دولت پزشکیان / سنگ اندازی رسانه ملی بر سر راه دیپلماسی

    همدستی «جلیلی – جبلی» علیه دولت پزشکیان / سنگ اندازی رسانه ملی بر سر راه دیپلماسی

    به گزارش اقتصادران، دور سوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، درحالی روز شنبه در «مسقط» برگزار شد که به صورت واضح و شفاف، مقابله صدا و سیما با تصمیمات دیپلماتیک دولت پزشکیان مشخص شده است؛ از یک سمت، ادعاهای کذب و واهی را علیه مذاکرات غیرمستقیم تهران_ واشنگتن مطرح کرده و از سوی دیگر، مقامات عربستانی در یک شبکه تلویزیونی به تمسخر کشیده می شوند. اقدامی که بیشتر شبیه رسوایی صدا و سیما بود.

    صدا و سیما علیه تیم دیپلماسی دولت پزشکیان

    زمانی بود که صدا و سیما یکی از مهم‌ترین و معتبرین مراجع رسانه‌ای بود اما سال‌هاست که به دلیل رفتارهای جناحی‌اش علیه برخی از دولت ها، زیر تیغ انتقادات رفته و مرجیعت رسانه‌ای خودش را از دست داده است. شاید آن روزی که علی یونسی، دستیار ویژه رئیس جمهور در دولت یازدهم گفته بود «صدا و سیما در جایگاه رسانه اپوزیسیون نسبت به دولت عمل می کند» هیچ گاه فکر نمی کرد که روزی نمایش رفتارهای افراطی در رسانه ملی آنقدر شدت و حدت پیدا کند که حتی تصمیمات نظام را هم زیر سوال ببرد.

    در واقع، هر چه ارتباط صدا و سیما با دولت سیزدهم مانند رفقای گرمابه و گلستان بود، از زمان روی کار آمدن دولت پزشکیان تاکنون، صدا و سیما جولانگاه مخالفان و رقبای دولت چهاردهم شده تا با استفاده از یک تریبون مهم دست به اقداماتی علیه تصمیمات دولت بزنند. یکی از مهم‌ترین اقداماتی که در روزهای اخیر و پس از شروع مذاکرات غیر مستقیم میان ایران و آمریکا بیش از همیشه به چشم می آید، حضور مخالفان مذاکره در برنامه‌هایی با محوریت مذاکره یا بیان ادعای کذب از جزئیات گفت و گوها است.

    به طور مثال، پس از برگزاری دور اول مذاکرات میان تهران و واشنگتن در عمان، کارشناس صدا و سیما، با طرح موضوع توافق ایرلند و انگلستان مدعی شد که نباید مذاکرات منجر به یک جنگ داخلی شده و به کف خیابان بیاید. در واقع، بر اساس آنچه فرارو نوشته، این کارشناس صدا و سیما در پخش زنده شبکه خبر مدعی شده بود: «ممکن است مانند تجربه ایرلند در دوران مذاکره با بریتانیا برای کسب استقلال، به شکاف اجتماعی و حتی جنگ داخلی در ایران منجر شود!»

    از دیگر اقدامات صدا و سیما علیه دیپلماسی دولت می توان به توئیت عجیب مرتضی غرقی، خبرنگار شبکه خبر اشاره کرد. او در توئیتی با هشتگ مذاکرات رم، مدعی شد که؛ آمریکا درخواست کرده محموله اورانیوم غنی شده ایران به روسیه منتقل شود و موشک‌هایی که کلاهک حمل می‌کنند نیز غیرفعال باشند. در عوض آمریکا نیز پول‌های ایران را آزاد و بخشی از تحریم‌ها را بردارد.» هر چند این ادعا همان ساعت‌های اولیه پس از انتشار تکذیب شد اما یادآور اقدامات برخی از منابع آگاه و شبکه‌های خبری مانند پرس‌تی‌وی در زمان مذاکرات احیای برجام بود که با طرح ادعای نادرست، اقدام به سنگ اندازی علیه مذاکرات می کردند.

    حال در روزهایی که تیم دیپلماسی دولت با مجوز رهبر انقلاب، به صورت غیرمستقیم با آمریکا مذاکره می کند، مانع‌تراشی های رسانه ملی و خبرنگاران آن نشان از مخالفتشان با تصمیم نظام دارد.

    بازیگر پرحاشیه و تمسخر مقامات عربستان

    اما این تنها مقابله صدا و سیما با دیپلماسی دولت پزشکیان نبود و اقدام اخیر شبکه نسیم علیه مقامات صدا و سیما آنقدر فضاحت بار بود که با اعتراض شدید چهره های سیاسی از جمله اصولگرایان شد. در واقع، چند روز پس از دیدار وزیر دفاع عربستان و تقدیم نامه پادشاه این کشور به رهبر انقلاب، برخی از رسانه ها از فصل جدید و ارتباط حسنه بین تهران و ریاض خبر دادند. در این میان، برنامه «درنگ» در شبکه نسیم با اجرای محسن افشانی، بازیگر پرحاشیه تلویزیون به تمسخر محمد بن سلمان ولیعهد و فیصل بن فرحان وزیر امور خارجه عربستان پرداخته و آنان را «گاو شیرده» خطاب کرده بود.

    این درحالی است که پس از ماجرای حمله به سفارت عربستان و قطع روابط دیپلماتیک دو کشور به مدت ۶ سال، تهران و رباض در  ۱۹ اسفندماه ۱۴۰۱ خورشیدی برابر با ۱۰ مارس ۲۰۲۳ میلادی آشتی کردند. هر چند صدا و سیما به علت برنامه جنجالی «درنگ» مجبور به عذرخواهی شد اما این اقدام پالس منفی در روابط میان ایران و عربستان ایجاد می کند. روزنامه اصولگرای خراسان و نزدیک به محمدباقر قالیباف در مطلبی با عنوان «نسیم تلخ در سیما» نوشت: «این اقدام نسنجیده، یادآور سفارت ‌نوردی‌های برخی جریان‌های تندرو در دهه ۹۰ بود که بی‌شک یکی از عوامل اصلی تشدید تنش‌ها و قطع روابط میان تهران و ریاض شد و هزینه‌های سنگینی را برای کشور و منطقه به همراه داشت.»

    سعید محمد، فرمانده سابق قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء (ص) هم در شبکه اجتماعی ایکس، نسبت حضور نفوذی ها در صدا و سیما هشدار و نوشت: «عزیزان امنیتی؛ اگر دنبال نفوذ می‌گردید بهتر است آمر و تولید کننده ویدیوی توهین آمیز به مقامات عربستان در صدا و سیمای جمهوری اسلامی را شناسایی و تحت پیگرد قرار دهید. عادی نیست که هر وقت روابط عربستان با ایران بهبود میابد برخی در مسیر خواست اسرائیل یا سفارت عربستان را به آتش می‌کشند و یا با انتشار مطالب توهین آمیز سعی در ادامه پروژه ایران هراسی دارند.»

    اتاق فرمان صدا و سیما

    اما دستور اقدامات ضددولت و ضددیپلماسی در صدا و سیما به دستور چه کسانی صادر می شود؟ شاید پاسخ به این سوال به دلیل حضور پرتعداد چهره های نزدیک به جبهه پایداری و دولت سایه در رسانه ملی به راحتی امکان پذیر نباشد اما وحید جلیلی برادر سعید جلیلی، در کنار پیمان جبلی از چهره های نزدیک به رئیس دولت سایه از متهمان اصلی هستند که فرمان حمله به دولت و تصمیمات دیپلماتیک را صادر کردند.

    گویی پیمان جبلی و وحید جلیلی با هم عقد اخوت بستند تا همان رویه ای را که صدا و سیما در زمان علی‌ عسگری در دولت روحانی پیش گرفته بود، علیه دولت پزشکیان نیز تکرار کنند.

    در واقع، حمله صدا و سیما به دولت نامحبوب‌ و مورد غضب مدیرانش، سال‌هاست که در دستور کار این رسانه قرار داشته و به نظر نمی رسد که آنان تصمیمی برای تغییر شرایط یا عقب نشینی موقتی از موضع خود در شرایط فعلی داشته باشند.