برچسب: وام عشقی

  • سفره پرچرب وام های بانکی برای مسئولان و نمایندگان مجلس / انتظار چندین ساله بازنشستگان برای یک وام کوچک

    سفره پرچرب وام های بانکی برای مسئولان و نمایندگان مجلس / انتظار چندین ساله بازنشستگان برای یک وام کوچک

    به گزارش اقتصادران، در روز‌های گذشته، وام عشقیِ مدیران بورس، داغ دل خیلی‌ها را تازه کرد. گذشتن از هفت‌خوان رستم از گرفتن یک وام ساده ۱۰۰ میلیون تومانی ساده‌تر است.

    خیلی‌ها خیلی ساده وام می‌گیرند از جمله عشقی و مدیران بورس و همینطور نمایندگان محترم مجلس؛ اما بازنشسته‌ای داریم که همسرش سرطان دارد و قریبِ یکسالِ تمام است در نوبت وام ۳۰ میلیون تومانی منتظر ایستاده؛ بار‌ها در قرعه کشی رد شده! و بیش از ده بار به کانون بازنشستگان مراجعه کرده، اما ناکام مانده. دریغ که این حجم از تسهیلات قرض‌الحسنه کلان و ابرکلان به خواص داده می‌شود، اما کارگر زحمتکشی که بازنشسته می‌شود، ۳۰ میلیون تومان هم نمی‌تواند وام بگیرد و خرج بیماری همسرش کند!

    این تبعیض‌ها و بخشش‌ها که ظاهراً تمامی ندارد، داغ دل مردم و کارگران را تازه نگه داشته است. «وام میلیاردی مدیران بورس» فقط یک نمونه از این حاتم‌بخشی‌ها‌ست که در روز‌های ابتدای کار دولت جدید، به صدر اخبار آمد.

    از مدیران بورس تا نمایندگان مجلس:وام‌های ساده با سود ۴ درصد!

    عشقی که در تاریخ ۲۱ مهر ۱۴۰۰ با رای اکثریت اعضای شورای عالی بورس به عنوان رییس سازمان بورس و اوراق بهادار انتخاب شده بود، در ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۳ از مدیریت سازمان بورس کناره گیری کرد. عشقی در شرایطی به پایان مدیریت در بازار سرمایه رسید که در روز‌های اخیر انتشار نامه سازمان بازرسی به وزیر اقتصاد مبنی بر پرداخت وام ۱۰.۵ میلیارد تومانی به مدیران سازمان بورس با نرخ کارمزد ۴ درصد، حاشیه‌های بسیاری را برای او رقم زده بود. در این نامه آمده بود «سال جاری (در دوره زمانی تغییر دولت) در مجموع مبلغی حدود ۱۰۵ میلیارد ریال تسهیلات با نرخ کارمزد ۴ درصد، دوره بازپرداخت ۱۰ ساله، از محل منابع داخلی سازمان بورس و اوراق بهادار آن‌هم در ازای دریافت تضمین به صورت چک معادل مبله تسهیلات، به اعضای هیئت مدیره سازمان بورس و اوراق بهادار پرداخت شده است». سهم عشقی از این بذل و بخشش، یک وام قرض‌الحسنه‌ی بیش از ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومانی بود.

    این تسهیلاتِ رایگان و خیلی ساده برای خواصِ بورسی، صدای خیلی‌ها را درآورد، هرچند در روز‌های میانی شهریورماه، رییس سازمان بورس با بیان اینکه پرداخت وام به اعضای هیات مدیره بورس براساس مصوبه شورای عالی انجام شده و پرداخت این وام‌ها قانونی و لازم بوده، گفت: این مصوبه صرفا نه برای اعضای هیات مدیره بلکه برای کلیه کارکنان سازمان بورس است!

    باید از ایشان پرسید چطور چنین وام‌هایی قانونی‌ست و آیا هر پرسنل سازمان بورس توانسته ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان وام قرض‌الحسنه بگیرد؟! اما مساله اینجاست که این وام‌های نجومی فقط محدود به بورس و مدیران بورس نیست؛ فرادستان، آقازاده‌ها و نمایندگان مجلس هر کدام به نوبه‌ی خود از این باغ بری چیده‌اند و سهمی درخور داشته‌اند!

    برای نمونه نماینده‌ی مجلسی که فریادِ وااسفا‌ها برای وام میلیاردی عشقی سرمی‌دهد و تاکید می‌کند «حتماً باید رسیدگی شود»، یک قلم وام ودیعه مسکن ۵۰۰ میلیون تومانی می‌گیرد با نرخ سود ۴ درصد، در حالیکه وام ودیعه مسکن مردم ۲۰۰ میلیون تومان است با نرخ سود ۱۸ درصد و البته به شرط گذر از همان هفت‌خوان رستم.

    بازنشستگان:دو سال انتظار برای ۳۰ میلیون تومان وام!

    یک بازنشسته برای ۳۰ میلیون تومان شش ماه، یک سال یا حتی بیشتر منتظر می‌ماند و آخر سر جواب می‌شنود ببخشید اسم شما در قرعه‌کشی! بیرون نیامده. عشقی ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان به خودش وام قرض‌الحسنه می‌دهد؛ آقازاده‌ها و خواص هم که تا دل‌تان بخواهد وام نجومی می‌گیرند و پس نمی‌دهند و فقط نام‌شان در سیاهه‌ی ابربدهکاران بانکی بیرون می‌آید! این نابرابری، غایتِ بی‌عدالتی و بی‌انصافی‌ست.

     

    «خسرو رنجبری» بازنشسته تامین اجتماعی در نقد این بی‌عدالتی و داغ دلی که از بازنشستگان تازه شده، به ایلنا می‌گوید: چند روز پیش یکی از آشنایان بازنشسته در کرج که وام از کانون درخواست کرده بود به من گفت «اواخر مرداد ۱۴۰۱ وام ثبت نام کرده‌ام و هنوز بعد از بیش از ۲ سال وامی نگرفته‌ام. در طی این سال‌ها هر بار که به کانون مراجعه کردم و یا تماس گرفتم اعلام شد هنوز نوبت شما نشده و یا سایت بسته است و یا اعلام اعتبار نشده؛ این درحالیست که در سال ۱۴۰۱ می‌خواستم با وام ۱۲ میلیونی یک یخچال بخرم و امسال هم معلوم نیست وام ۳۰ میلیون تومانی کی به من تعلق می‌گیرد، آیا می‌توانم با آن یک ماشین لباسشویی بخرم یا نه!» چرا یک بازنشسته برای وام ناچیز باید ۲ سال یا بیشتر انتظار بکشد و در مقابل خانواده شرمنده شود و شخصیتش با هر تماس و یا مراجعه تحقیر شود؟

    او افزود: با این وام ۳۰ میلیونی مگر می‌شود چه کرد؟ با این مبلغ، چقدر از مشکلات یک بازنشسته حل می‌شود که باید ۲ سال هم انتظار بکشد؟ اینگونه وام دادن بیشتر به سرافکندگی بازنشسته کمک می‌کند تا حل مشکلات زندگی‌اش!

    رنجبر با بیان اینکه «بازنشسته اگر سرطان بگیرد و خرج درمانش سر به فلک بزند از وام خبری نیست» اضافه می‌کند: این در حالیست که مدیران بورس به خودشان وام‌های چند میلیاردی را در کسری از ثانیه پرداخت می‌کنند آن هم با سود ۴ درصد!

    براتی، بازنشسته دیگری در قروه کردستان است که او هم الی ماشالله از این درد دل‌ها و روایت‌های غم‌انگیز در چنته دارد: «بازنشسته‌ای سراغ دارم که بعد از بیشتر از یک سال انتظار، به وام نرسیده، به دیار باقی شتافت؛ وام ۳۰ میلیون تومانی برای او آرزوی محال شد! حالا آقای عشقی می‌گوید وام ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیونی کاملاً قانونی‌ست و مصوبه دارد.».

    آقای مجید عشقی از وام میلیاردی خود و خواصِ یک‌درصدی و عزیزکرده‌اش دفاع می‌کند و مدعی‌ست این وام قانونی‌ست و مو لای درزش نمی‌رود! نمایندگان مجلس بعضا وام‌های چند صد میلیونی را در یک جیب می‌گذارند و از جیب دیگر کاغذی سراسر توبیخ و تنقید بیرون می‌آورند و احتمالاَ سر دعوا‌های سیاسی و در جریان اعلام برائت از خود، به عشقی می‌توپند! در این میان، یک کارگر بازنشسته، عمرش در رفت و آمد به کانون بازنشستگان و در طلب یک وام ۳۰ میلیون تومانی به پایان می‌رسد، وقتی تمام آرزویش عوض کردن یخچال کهنه‌ی خانه است یا فرستادن دخترش به خانه‌ی بخت.

  • فارغ‌التحصیل انقلابی دانشگاه امام‌صادق چه آش شوری برای دولت سیزدهم پخت! / وام عشقی به خودش صدای همه را درآورد

    فارغ‌التحصیل انقلابی دانشگاه امام‌صادق چه آش شوری برای دولت سیزدهم پخت! / وام عشقی به خودش صدای همه را درآورد

    به گزارش اقتصادران، پرداخت وام کلان چهاردرصدی و ۱۰ساله به رئیس و اعضای هیئت‌مدیره سازمان بورس دولت سیزدهم بازتاب بزرگی داشت که در نهایت به استعفای آقای عشقی رئیس بورس که از فارغ‌التحصیلان انقلابی دانشگاه امام‌صادق است، منجر شد.

    البته، معلوم نبود که اگر شانسی برای بقای خود می‌دیدند، استعفا می‌دادند. چون اطمینان داشتند که به‌زودی فرد دیگری جایگزین خواهد شد؛ از این نظر شاید بتوان گفت روغن ریخته نذر امام‌زاده شده است.

    قانونی نبودن ظاهری وام هم مسئله مهمی است؛ زیرا عضو ناظر پیشین شورای‌عالی بورس اعلام نمود که وام میلیاردی با سود چهار درصد به پیشنهاد خودِ رئیس سازمان بورس به تصویب رسید، ولی تاریخ مصوبه اعطای وام ۲/۷میلیاردی قرض‌الحسنه به رئیس سازمان بورس و اعضای هیئت‌مدیره هشتم خردادماه بوده؛ آن‌هم درحالی‌که دقیقاً عضویت دو ناظر شورای عالی بورس هفتم خردادماه به پایان رسیده بود و هیچ عضوی به نمایندگی از مجلس به‌عنوان ناظر در این جلسه حضور نداشته است. بنابراین، انتظار می‌رود که این مصوبه حتی به لحاظ شکلی نیز غیرقانونی اعلام شود.

    ولی مسئله مهم منطق چنین پرداختی است. آقای عشقی رئیس بورس در دفاع از این مصوبه می‌گوید: «در سازمان به خاطر شرایط خاص و محدودیت‌های متعددی که برای کارکنان و مدیران وجود دارد، لازم است این تسهیلات پرداخت شود و شورای‌عالی بورس هم براساس همین این اقدام را انجام داده است.»

    در واقع، روشن است که محدودیت‌هایی برای آنان گذاشته‌اند که بیش از حد حقوق نگیرند؛ ولی برای دور زدن این محدودیت‌ها اقدام به پرداخت وام می‌کنند. در واقع، آن محدودیت‌ها را بلاموضوع می‌کنند.

    این محدودیت‌ها را چه مرجعی گذاشته است؟ اگر نادرست است، تغییرش دهید؛ اگر نه، این‌گونه دور زدن متقلبانه و فاسد است. در واقع، سیستم اداری چون جرأت ندارد حقوق بالا بدهد، راه دور زدن را پیدا می‌کند و این منشأ فساد است.

    منطق این کار را عضو ناظر شورای بورس چنین توضیح می‌دهد که؛ «همواره موضوعی که از سوی اعضای هیئت مدیره سازمان بورس مطرح می‌شود این است که حقوق دریافتی این افراد به‌عنوان اعضای هیئت‌مدیره و مدیران سازمان بورس، مکفی نیست و اگر در نهادهای مالی بیرون از سازمان فعالیت کنند یا اگر به‌عنوان یک فعال بورس مشغول به کار بودند، قطعاً درآمد بیشتری خواهند داشت از این رو سازمان معمولاً به دنبال راهی برای جبران این موضوع بود.»

    خُب! این یک دور فاسد است. می‌توانستند از ابتدا عضویت در هیئت‌مدیره و ریاست سازمان را نپذیرند کسی که آنان را مجبور نکرده بود؟ به‌علاوه، حقوق خود را هم اعلام نکرده‌اند که کسی بداند چقدر می‌گیرند که کم تلقی شده است. از همه مهمتر، مگر هر کس می‌آید در سیستم دولتی کار می‌کند، باید مثل بخش خصوصی حقوق بگیرد؟ از کی تابه‌حال بورس شرکتی خصوصی شناخته می‌شود؟

    اجازه دهید که مسئله مهمتری را بیان کنیم. این آقای رئیس بورس و همکاران‌شان چقدر صلاحیت حرفه‌ای و کارشناسی برای اداره بورس را دارند که حقوق بالایی می‌خواهند؟ اگر صلاحیت داشتند، در همین مدت کوتاه چند بار به پای برکناری و استعفا نمی‌رسیدند. حقوق بالا دادن به افراد توانا هیچ ایرادی ندارد؛ ولی آیا بورس بر حسب صلاحیت حرفه‌ای اداره شده است؟ اگر به نتایج نگاه کنیم، طبعاً نارضایتی در آن بسیار فراوان است. می‌توانیم اظهارنظر در این مورد را به کارشناسان ارجاع دهیم و دراین‌باره داوری نکنیم؛ ولی همین تصویب و اخذ وام را معیاری برای سنجش کارایی آنها می‌گیریم.

    چگونه ممکن است که یک مدیر با حداقلی از آینده‌نگری متوجه تبعات این کار خود نشود؟ چطور آقایان متوجه نبودند که با سقوط بالگرد و تجدید انتخابات احتمال برکناری آنان جدی است و بدنامی گرفتن چنین وامی تا ابد در کنار آن جای مهر بر پیشانی خواهد ماند؟ آش این وام آن اندازه شور شده که آشپزهای دولت پیش هم یکی‌یکی صدایشان در اعتراض درآمده است. کسی که متوجه این احتمال نبود، نمی‌تواند در هیچ موضوع مهمی از جمله بورس آینده‌نگر باشد. شاید یکی از دلایل ناکارآمدی وضع بورس ایران نیز همین است.