برچسب: هزینه

  • هنر زنده ماندن زیر آوار هزینه‌ها!

    هنر زنده ماندن زیر آوار هزینه‌ها!

    به گزارش اقتصادران، زندگی با حداقل دستمزد در ایران، دیگر فقط یک سبک ساده‌زیستی نیست؛ نوعی مدیریت دائمی کمبود است. اگر یک خانواده سه‌نفره را در نظر بگیریم؛ دو بزرگسال و یک کودک خردسال، که یکی از والدین حداقل حقوق کارگری دریافت می‌کند و دیگری نیز از بیمه بیکاری با حداقل دریافتی برخوردار است، مجموع درآمد ماهانه آن‌ها به حدود ۴۴ میلیون تومان می‌رسد. عددی که وقتی پای واقعیت هزینه‌ها به میان می‌آید، خیلی زود فرو می‌ریزد و صفر می‌شود.

    مسکن، هزینه‌ای که پیش از شروع زندگی پرداخت می‌شود

    اول ماه، پیش از هر خرید و هر تصمیم دیگری، اجاره خانه پرداخت می‌شود. در بسیاری از شهرهای ایران، حتی شهرهای متوسط، اجاره‌بها به‌راحتی بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان در نوسان است. بر اساس داده‌های رسمی «مرکز آمار ایران»، سهم «مسکن، آب، برق و گاز» در سبد هزینه خانوار شهری به حدود ۴۰ درصد رسیده است. این یعنی از همان ۴۴ میلیون تومان، چیزی حدود ۱۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان، پیش از آنکه حتی یک قلم کالا خریداری شود، کنار گذاشته می‌شود.

    این رقم، فقط یک عدد نیست؛ مرزی است که از همان ابتدا، بخش بزرگی از درآمد را از دسترس خارج می‌کند. خانواده هنوز وارد سوپرمارکت نشده، هنوز به درمان یا حمل‌ونقل فکر نکرده، اما تقریباً نیمی از توان مالی‌اش را از دست داده است.

    سفره‌ای که کوچک‌تر شده است

    وقتی نوبت به خرید ماهانه می‌رسد، لیست نه بر اساس نیاز، بلکه بر اساس توان تنظیم می‌شود. در بخش پروتئین، این خانواده تنها به حداقل‌ها بسنده می‌کند: یک کیلوگرم گوشت حدود ۸۰۰ هزار تومان، دو کیلو گوشت چرخ‌کرده حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان، دو مرغ کامل نزدیک به ۸۰۰ هزار تومان و یک شانه تخم‌مرغ حدود ۵۰۰ هزار تومان هزینه دارد.

    در کنار این‌ها، دو نوع حبوبات نیم کیلویی، قند و شکر، یک بسته ماکارونی و یک بطری روغن، مجموعاً حدود ۹۰۰ هزار تومان به هزینه‌ها اضافه می‌کند. جمع این دو بخش به حدود ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان می‌رسد؛ رقمی که نشان می‌دهد پروتئین، به‌جای آنکه پایه تغذیه باشد، به یک کالای محدود و حساب‌شده تبدیل شده است.

    لبنیات؟ حداقلِ حداقل

    در بخش لبنیات، وضعیت حتی محدودتر است. خرید ماهانه شامل دو بطری شیر یک لیتری، دو بسته پنیر، یک دبه ماست، دو دبه دوغ و یک کره کوچک می‌شود. جمع این اقلام حدود ۹۰۰ هزار تومان است. مطابق آمارهای رسمی مصرف لبنیات، که یکی از پایه‌های تغذیه سالم محسوب می‌شود، به شدت کاهش یافته و به حداقل ممکن رسیده است.

    کودک؟ هزینه‌ای که نمی‌شود حذفش کرد

    هزینه‌های مربوط به کودک، حتی در حداقلی‌ترین حالت، حذف‌ شدنی نیست. برای یک ماه، تنها ۱۰ شیر کوچک، ۱۰ آبمیوه، ۱۰ کیک و ۴ بسته بیسکویت در نظر گرفته می‌شود که حدود ۵۵۰ هزار تومان هزینه دارد. این عدد، شاید کوچک به نظر برسد، اما در ساختار کلی بودجه، همان هم باید با دقت محاسبه شود.

    ستون اصلی سفره؟ با حساب و کتاب

    اقلام اصلی سفره نیز با وسواس انتخاب می‌شوند: سه کیلو برنج ایرانی حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، یک بطری روغن ۳۵۰ هزار تومان، یک بسته ماکارونی ۵۰ هزار تومان، یک قوطی رب گوجه فرنگی ۸۰ هزار تومان، ۵۰۰ گرم چای خارجی ۶۰۰ هزار تومان و حدود ۳۰ عدد نان در ماه نزدیک به ۴۵۰ هزار تومان.

    جمع این بخش به حدود ۳ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان می‌رسد. این همان ستون اصلی تغذیه است؛ اما ستونی که دیگر نه تنوع دارد و نه امکان انعطاف.

    میوه و سبزیجات؟ فقط برای خالی نبودن خانه

    میوه و سبزیجات نیز در حدی خریداری می‌شوند که یخچال خانه کاملاً خالی نباشد: خیار، گوجه، سیب‌زمینی، پیاز و میوه‌هایی مثل سیب و پرتقال. مجموع یک سبد خرید متوسط میوه و سبزیجات حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان است. دیگر خبری از سبد رنگارنگ یا خرید آزادانه نیست؛ هر انتخاب، نتیجه یک حذف دیگر است.

    بهداشت؟ فقط ضروری‌ها

    در بخش بهداشت، فقط اقلام ضروری خریداری می‌شود: دستمال کاغذی، مایع ظرفشویی، مایع دستشویی، نوار بهداشتی و پودر یا مایع لباسشویی. مجموع این هزینه‌ها حدود ۷۰۰ هزار تومان است.

    این بخش نیز، مانند سایر بخش‌ها، به حداقل کاهش یافته است.

    مجموع حساب و کتاب یک زندگی حداقلی

    جمع کل سبد خوراک و مصرفی ماهانه، به حدود ۱۲ میلیون تومان می‌رسد. در کنار هزینه ۱۷ میلیونی مسکن، این عدد به حدود ۲۹ میلیون تومان می‌رسد. یعنی بخش قابل توجهی از درآمد، تنها صرف زنده ماندن می‌شود.

    اگر سهم درمان را نیز اضافه کنیم، طبق آخرین آمار رسمی مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۴ حدود ۸ درصد از هزینه خانوار است، باید چیزی در حدود ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان دیگر کنار گذاشته شود. هزینه حمل‌ونقل نیز به‌طور متوسط حدود ۱۰ درصد، یعنی نزدیک به ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است.

    وقتی دخل و خرج به مرز می‌رسد

    با کنار هم گذاشتن این ارقام، تصویر روشن‌تر می‌شود:

    مسکن حدود ۱۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان

    خوراک و اقلام مصرفی حدود ۱۲ میلیون تومان

    درمان حدود ۳.۵ میلیون تومان

    حمل‌ونقل حدود ۴.۴ میلیون تومان

    جمع این هزینه‌ها به حدود ۳۷ میلیون تومان می‌رسد؛ بدون در نظر گرفتن آموزش، پوشاک، ارتباطات، تفریح و هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده. این یعنی از ۴۴ میلیون تومان درآمد، تنها حدود ۷ میلیون تومان باقی می‌ماند؛ رقمی که باید تمام اتفاق‌های غیرمنتظره زندگی را پوشش دهد.

    جایی برای «زندگی» باقی می‌ماند؟

    در چنین شرایطی، یک هزینه کوچک می‌تواند تعادل را بر هم بزند. یک تعمیر ساده، یک مورد بیماری، یک هزینه مدرسه یا حتی یک مهمانی معمولی، کافی است تا این ساختار شکننده فرو بریزد.

    به گزارش‌های رسمی، در ماه‌های اخیر سهم خوراک و مسکن در سبد خانوار افزایش یافته است؛ به این معنا که فشار بر بخش‌های دیگر بیشتر شده و خانوارها ناچارند از آموزش، تفریح یا حتی سلامت خود بزنند.

    هزینه‌های پنهانِ زندگی مدرن

    در کنار همه این‌ها، شکل زندگی نیز تغییر کرده است. بسیاری از خدمات، از پرداخت قبوض گرفته تا آموزش و حتی خریدهای روزمره، به بستر آنلاین منتقل شده‌اند. این تغییر، اگرچه دسترسی را ساده‌تر کرده، اما هزینه‌های جدیدی نیز ایجاد کرده است؛ از اینترنت و بسته‌های ارتباطی گرفته تا کارمزدها و خدمات دیجیتال. به این موارد، باید هزینه فیلترشکن را هم اضافه کنیم.

    در نتیجه، بخشی از هزینه‌های زندگی که پیش‌تر یا وجود نداشت یا ناچیز بود، امروز به یک مؤلفه ثابت در سبد هزینه خانوار تبدیل شده است.

    زندگی در مرز بقا

    آنچه از این تصویر برمی‌آید، نه یک زندگی معمولی، بلکه زیستی در مرز حذف است. حذف تنوع غذایی، حذف تفریح، حذف پس‌انداز و حتی در مواردی، حذف بخشی از نیازهای ضروری. در چنین شرایطی، حداقل دستمزد دیگر تضمین‌کننده حداقل زندگی نیست؛ بلکه صرفاً ابزاری برای ادامه دادن در وضعیتی است که هر ماه، می‌تواند سخت‌تر از ماه قبل باشد.

  • کم درآمدترین و پردرآمدترین استان‌های ایران مشخص شد / مردمان کدام استان‌ کمترین دخل و خرج را دارند؟

    کم درآمدترین و پردرآمدترین استان‌های ایران مشخص شد / مردمان کدام استان‌ کمترین دخل و خرج را دارند؟

    به گزارش اقتصادران، مریم رضاپور افزود: طرح آمارگیری درآمد و هزینه خانوار که از سال ۱۳۴۲ در مناطق روستایی و سال ۱۳۴۷ در مناطق شهری آغاز شده، یکی از قدیمی‌ترین و مهم‌ترین طرح‌های آماری کشور است.

    وی یادآور شد: این طرح با هدف برآورد متوسط هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی در سطح کشور و استان‌ها اجرا می‌شود و نقش مهمی در بررسی روند مصرف کالاها و خدمات، مطالعه روابط اقتصادی – اجتماعی خانوارها، ارزیابی آثار سیاست‌های اقتصادی، عدالت اجتماعی و شناسایی خانوارهای زیر خط فقر دارد. همچنین نتایج آن از منابع اصلی تامین اطلاعات مورد نیاز حساب‌های ملی و منطقه‌ای برای برنامه‌ریزی اقتصادی و اجتماعی است.

    رضاپور اظهار کرد: در سال ۱۴۰۳ این طرح با نمونه‌گیری از حدود ۲۰ هزار خانوار شهری و ۱۹ هزار خانوار روستایی انجام شد که نتایج نشان می‌دهد «متوسط هزینه سالانه یک خانوار شهری» در سال ۱۴۰۳ حدود «۲۷۰ میلیون تومان» بوده که نسبت به سال قبل ۳۰ درصد افزایش داشته است.

     مسکن در صدر هزینه خانوارها

    وی خاطرنشان کرد: در میان هزینه‌های خوراکی، گوشت با سهم ۲۴ درصد بالاترین سهم را داشته و در بخش غیرخوراکی، مسکن، سوخت و روشنایی با سهم ۵۷ درصد بیشترین هزینه را به خود اختصاص داده است.

    رضاپور ادامه داد: بر اساس این گزارش، متوسط درآمد سالانه خانوار شهری، ۳۴۰ میلیون تومان بوده که نسبت به سال قبل ۳۴ درصد افزایش یافته و نشان‌دهنده رشد بیشتر درآمد نسبت به هزینه در سال ۱۴۰۳ است.

    مدیرکل دفتر جمعیت، نیروی کار و اقتصاد خانوار مرکز آمار ایران، اضافه کرد: «متوسط هزینه یک خانوار روستایی» در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۴۰ میلیون تومان برآورد شده که نسبت به سال قبل ۳۱ درصد رشد داشته است.

    وی اذعان داشت: از این میزان، ۵۵ میلیون تومان نزدیک به ۳۸ درصد برای هزینه‌های خوراکی و دخانی و ۹۰ میلیون تومان حدود ۶۳ درصد برای هزینه‌های غیرخوراکی صرف شده است. همچون خانوارهای شهری، در بخش خوراکی گوشت با سهم ۲۴ درصد و در بخش غیرخوراکی مسکن، سوخت و روشنایی با سهم ۳۸ درصد بیشترین نقش را داشته‌اند.

    رضاپور توضیح داد: متوسط درآمد سالانه خانوار روستایی در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۰۰ میلیون تومان بوده که نسبت به سال قبل ۳۵ درصد افزایش یافته و این رشد نیز بیش از رشد هزینه‌ها بوده است.

    ثبت کمترین هزینه شهری برای سمنانی ها و کمترین درآمد برای ایلامی ها

    مدیرکل دفتر جمعیت، نیروی کار و اقتصاد خانوار مرکز آمار ایران درباره رتبه‌بندی استانی اطلاعات به دست آمده نیز گفت: در خانوارهای شهری، استان تهران با ۴۰۰ میلیون تومان بالاترین و استان سمنان با ۱۵۰ میلیون تومان پایین‌ترین متوسط هزینه را داشته‌اند.

    وی افزود: در زمینه درآمد، تهران با ۵۰۰ میلیون تومان در صدر و ایلام با ۲۰۰ میلیون تومان در انتها قرار گرفته است.

    رضاپور یادآور شد: بررسی متوسط هزینه کل سالانه خانوار روستایی نشان می‌دهد که استان بوشهر با حدود ۲۳۰ میلیون تومان و استان سیستان و بلوچستان با حدود ۷۷ میلیون تومان کمترین هزینه را در سال ۱۴۰۳ به خود اختصاص داده اند.

    مدیر کل دفتر جمعیت نیروی کار و اقتصاد خانور مرکز آمار ایران، بیشترین متوسط درآمد روستایی را متعلق به یزد با ۳۳۰ میلیون تومان و کمترین رقم را متعلق به سیستان و بلوچستان با ۹۲ میلیون تومان بوده است.

    وی اعلام کرد: مرکز آمار ایران نتایج تفصیلی این طرح را هر ساله در قالب ۲ نشریه مجزا برای مناطق شهری و روستایی منتشر می‌کند. این نتایج شامل ۲۳۴ جدول تفکیکی و ۵۱۲ جدول جزئی برای ۳۱ استان و کل کشور است که از طریق واحد اطلاع‌رسانی مرکز آمار برای عموم، پژوهشگران و برنامه‌ریزان در دسترس قرار می‌گیرد.

    رضاپور تاکید کرد: مرکز آمار ایران به عنوان یک سازمان مستقل آماری، وظیفه ارائه اطلاعات و آمارهای رسمی جامعه به مردم، دستگاه‌های دولتی و سایر ذی‌نفعان را بر عهده دارد.