برچسب: هزینه مسکن

  • شوخی تلخ شورایعالی کار با حق مسکن کارگران / یک فعال کارگری: با ۹۰۰ هزار تومان حتی نمی‌شود اسباب‌کشی کرد!

    شوخی تلخ شورایعالی کار با حق مسکن کارگران / یک فعال کارگری: با ۹۰۰ هزار تومان حتی نمی‌شود اسباب‌کشی کرد!

    به گزارش اقتصادران، آمار و ارقام نشان می‌دهد که بخش زیادی از درآمد خانوار کارگری صرف هزینه‌های مسکن می‌شود. طبق جدیدترین گزارش مرکز آمار ایران، سهم هزینه مسکن از هزینه‌های خانوار شهری ۴۳.۷ درصد برآورد شده است. این درصد البته میانگین است و به گفته‌ی کارشناسان سهم هزینه‌ی مسکن برای خانوارهای کارگری با توجه به حداقل درآمد کارگران و فاصله‌ی آن با سبد هزینه‌های زندگی، بسیار بیشتر از این ارقام است؛ تا جایی که برخی سهم این هزینه را بالای ۸۰درصد تخمین زده‌اند.

    در چنین شرایطی‌، عدم افزایش حق مسکن کارگران در سال جاری انتقادات بسیاری در پی داشته است. حق مسکن در سال ۱۴۰۴ همان ۹۰۰هزار تومانِ سال قبل باقی ماند در حالیکه سهم هزینه‌های مسکن بیش از نیمی از هزینه‌های خانوارهای کارگری را می‌بلعد. سهم مسکن البته باید در سبد معیشت کارگران محاسبه شود که با توجه به محاسبات بسیار حداقلی، این سهم نیز مانند سایر هزینه‌ی واقعی معیشت به درستی دیده نمی‌شود.

    در این شرایط حق مسکن به عنوان کمک هزینه‌ی مسکن کارگران باید رقمی منطقی و متعادل باشد. در حالیکه حق مسکن تعیین شده در شورایعالی کار را نمی‌توان رقمی منطقی به عنوان کمک هزینه مسکن در نظر گرفت. ضمن اینکه همین رقم حداقلی نیز برای سال جاری افزایش پیدا نکرده است. در ناچیز بودنِ حق مسکن همین بس که بگوییم این مبلغ حتی به عنوان کسری از هزینه‌ی جابه‌جایی مستاجران را در بر نمی‌گیرد!

    عبدالعظیم همایونی، فعال کارگری، به ناچیز بودن حق مسکن کارگران اشاره کرد و گفت: با این مبلغ حتی نمی‌شود اسباب‌کشی کرد، این مبلغ حتی هزینه‌ی آبمیوه و غذای کارگران باربر هم نیست! چه برسد به تأمین سقفی برای یک خانواده کارگری. این رقم بیشتر شبیه یک شوخی تلخ است تا راه‌حلی برای کمک به هزینه‌های سنگین مسکن کارگری.

    همایونی گفت: حق مسکن به عنوان مبلغ کمک هزینه، باید بتواند بخشی از مشکل مسکن کارگران را حل کند. متأسفانه در کشور ما همه‌ی تصمیماتی که در رابطه با کارگران گرفته می‌شود، جنبه‌ی تزئینی پیدا کرده است. حتی حمایت‌هایی دولت از مسکنِ اقشار ضعیف جامعه که موضوع ماده ۳۱ قانون اساسی است هم جواب نمی‌دهد. شرکت در طرح‌‎های ملی مسکن برای خانوارهای کارگری دشوار است و با درآمد پایین نمی‌توان از پسِ وام‌ها برآمد. سودهای بالای وام مسکن نیز عملا امکان بهره‌مندی از آن را از بسیاری از کارگران گرفته است.

    این فعال کارگری گفت: در این شرایط حداقل انتظار این است که اعداد و ارقامی که در سبد معیشت برای هزینه‌های مسکن کارگران دیده می‌شود به واقعیت نزدیکتر باشد. در کنار این موضوع باید حقوق کارگران برابر با نرخ سبد معیشت تعیین شود و حق مسکن نیز باید رقمی منطقی باشد. نه اینکه حق مسکن را ناچیز تعیین کنند و آن را افزایش ندهند!

    همایونی گفت: حق مسکن صدقه یا لطف نیست؛ یک حق قانونی است. کارگر ستون اقتصاد کشور است، با کمترین حقوق بیشترین زحمت را می‌کشد. اینکه تصور شود حق مسکن نوعی کمک مقطعی است، ظلم بزرگی در حق کارگر است.

    وی تأکید کرد: اگر دولت توان ساخت مسکن برای کارگران را ندارد، حداقل باید همین حق مسکن را به‌طور واقعی و متناسب با شرایط بازار مسکن پرداخت کند. اگر نمی‌توانند تورم را کنترل کنند، لااقل کاری نکنند که کارگر در تأمین ابتدایی‌ترین نیازش یعنی سقف بالای سر، شرمنده خانواده‌اش شود.

    این فعال کارگری در پایان گفت: ما کارگران صدقه نمی‌خواهیم؛ افزایش حقوق مطابق با نرخ تورم و سبد واقعیِ هزینه‌های زندگی، کمترین و قانونی‌ترین حق یک کارگر است که متأسفانه امروز به یک مطالبه‌ی بسیار حداکثری و دور از ذهن تبدیل شده است.

  • هزینه های مسکن جیب شهرنشین‌ها را خالی کرد!

    هزینه های مسکن جیب شهرنشین‌ها را خالی کرد!

    به گزارش اقتصادران، گزارش بررسی بودجه خانوار در مناطق شهری ایران برای سال ۱۴۰۲، توسط بانک مرکزی  تهیه شده و به تحلیل هزینه‌ها و درآمدهای خانوارهای شهری می‌پردازد. این گزارش نشان می‌دهد که متوسط هزینه خالص سالانه یک خانوار شهری در سال 1402 نسبت به سال قبل 48.1 درصد افزایش یافته است. از کل این هزینه‌ها،‌ بالاترین سهم همچنان متعلق به «مسکن، سوخت و انرژی» است. در رتبه دوم نیز مخارج «خوراکی» خانوار قرار گرفته است. بنابراین، همچنان تامین مسکن و خوراک با اختلاف نسبت به سایر اقلام چالش‌ جدی‌تری برای شهرنشینان محسوب می‌شود. سهم «مسکن، سوخت و انرژی» از کل هزینه‌های سالانه خانوار شهری در مقایسه با سال 1402 افزایش یافته است. این رخداد برای «خوراکی‌ها» نیز تکرار شده است اما شدت افزایش سهم در گروه مسکن بیشتر بوده است.

    خرج ایرانیان شهرنشین چقدر افزایش یافت؟

    طبق جدیدترین گزارش بانک مرکزی، هزینه سالانه یک خانوار شهری در سال ۱۴۰۲ به 326 میلیون و 999 هزار و 17 هزار تومان رسیده است که نسبت به سال قبل 48.1 درصد افزایش داشته است. بیشترین سهم از این هزینه‌ها مربوط به گروه «مسکن، سوخت و انرژی» است که 36.2 درصد بوده که نسبت به سال قبل به اندازه 0.3 واحد درصد افزایش یافته است. به عبارت دیگر، اگر کل هزینه خانوار شهرنشین یک دایره 1000 قسمتی در نظر گرفته شود، در سال گذشته 362 قسمت از آن صرف گروه مسکن شده در حالی که در سال 1401 تقریبا 165 قسمت از آن به این گروه اختصاص می‌یافت. علت این مسئله، افزایش سهم سایر اقلام از کل هزینه‌ها است.

    در جایگاه دوم، مخارج خوراکی قرار گرفته که 31.1 درصد از کل هزینه را که معادل با 101 میلیون تومان است به خود اختصاص داده است. این مخارج در یک سال قبل از آن، 70.6 میلیون تومان بوده است.

    در بین اقلام خوراکی، بیشترین سهم به هزینه انواع گوشت با 26 درصد اختصاص دارد. یعنی از هر 100 واحد هزینه خوراکی خانوار شهرنشین، 26 واحد صرف گوشت می‌شود. در جایگاه دوم، میوه‌های تازه قرار گرفته که 16.7 درصد از هزینه خوراکی خانوار را به خود اختصاص داده است.

    خرید سالانه «سبزی تازه» نیز 11.9 درصد از هزینه‌های خوراکی شکل داده است. از طرفی، سهم خشکبار و آجیل از سبد هزینه خوراکی تنها 3.6 درصد است. این پایین‌بودن سهم الزاما به معنای ارزان‌تر بودن این اقلام نیست و ممکن است ناشی از کم‌بودن مصرف آن توسط خانوار باشد.

    بنابراین، در سال 1402 همچنان «مسکن، انرژی و سوخت» بیش‌ترین سهم از کل هزینه‌های سالانه یک خانوار شهرنشین ایرانی را به خود اختصاص داده است. در واقع، تقریبا 118 میلیون تومان از مخارج سالانه خانوار صرف این بخش می‌شود. اقلام خوراکی نیز با قرار گرفتن در جایگاه دوم، یکی دیگر از چالش‌های هزینه‌ای خانوار محسوب می‌شود.

  • هر خانوار ایرانی چقدر هزینه مسکن می دهد؟

    هر خانوار ایرانی چقدر هزینه مسکن می دهد؟

    به گزارش اقتصادران، خانوارهای شهری کشور در سال گذشته به‌طور میانگین ۸۷ میلیون و ۵۵۸ هزار تومان برای مسکن هزینه کرده‌اند.؛ این در حالی است که متوسط این هزینه در سال ۱۴۰۱ برای خانوارهای شهری معادل ۵۲ میلیون و ۲۱۶ هزار تومان بوده است. به عبارت دیگر، متوسط هزینه سالانه مسکن در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۱۴۰۱، حدود ۶۷.۷ درصد برای خانوارهای شهری افزایش یافته است.

    جایگاه مسکن در سبد مصرفی خانوار

    مسکن به‌عنوان یکی از نیازهای اساسی انسان، نقش حیاتی در کیفیت زندگی و رفاه خانوارها ایفا می‌کند. با افزایش شهرنشینی و تغییرات سریع در الگوهای زندگی، اهمیت مسکن به‌عنوان کالای ضروری و سرمایه‌ای بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، مسکن به‌دلیل ماهیت خود قابلیت جانشینی با کالاهای دیگر را ندارد و نهایتا می‌توان به خانه‌های کوچک‌تر و در مناطق ارزان‌تر نقل مکان کرد. از طرفی، با افزایش تورم هزینه‌های مربوط به مسکن نیز افزایش یافته‌اند و خانوارها بخش زیادی از بودجه خود را صرف مسکن می‌کنند.

    در این گزارش، منظور از هزینه مسکن مجموع هزینه‌هایی است که صرف اجاره‌بها، آب و فاضلاب، سوخت و روشنایی و سایر هزینه‌های منزل مسکونی است که بخش بزرگی از آن را اجاره‌بها تشکیل می‌دهد. به همین دلیل، می‌توان تغییرات هزینه مسکن را مصداقی از تغییرات نرخ اجاره‌بها دانست.

    اگر تمام خانوارهای کشور به ترتیب میزان هزینه از کمترین به بیشترین مرتب شوند و هر ۱۰ درصد آنها در یک گروه قرار گیرند، دهک‌های هزینه‌ای ایجاد می‌شوند. به این ترتیب، دهک اول شامل فقیرترین خانوارها در جامعه و دهک دهم شامل ثروتمندترین آن‌ها است. در این گزارش متوسط هزینه سالانه مسکن را برای هر یک از دهک‌های هزینه‌ای در سال گذشته بررسی کرده‌ایم.

    خرج مسکن هر دهک در ۱۴۰۲ چقدر بوده؟

    بر اساس آمار هزینه و درآمد خانوارهای شهری در سال ۱۴۰۲، خانوارهای دهک اول کمترین و دهک دهم بیشترین متوسط هزینه را برای مسکن پرداخت کرده‌اند. به‌طوری‌که، هزینه مسکن خانوارهای دهک اول برابر با ۲۶ میلیون و ۹۲۸ هزار تومان و برای خانوارهای دهک دهم نیز برابر با ۲۶۴ میلیون و ۵۴۷ هزار تومان بوده است. بنابراین، هزینه مسکن دهک دهم در سال گذشته تقریبا 10 برابر دهک اول بوده است.

    متوسط هزینه سالانه مسکن در سال گذشته نیز با افزایش دهک افزایش یافته است. هزینه مسکن برای دهک دهم با سایر دهک‌ها اختلاف فاحشی دارد؛ به‌طوری‌که، هزینه مسکن دهک دهم در سال گذشته تقریبا، 2 برابر دهک نهم بوده است.

    رشد هزینه مسکن در ۱۴۰۲  نسبت به ۱۴۰۱

    تغییرات متوسط هزینه سالانه مسکن در سال ۱۴۰۲ نسبت به ۱۴۰۱ برای خانوارهای شهری دهک اول تا پنجم به‌طور میانگین ۶۲ درصد بوده، این در حالی است که روند رشد هزینه مسکن از دهک ششم تا هشتم نزولی بوده است؛ به‌طوری‌که، رشد هزینه مسکن در سال ۱۴۰۲ نسبت به ۱۴۰۱ برای دهک پنجم ۶۲.۶ درصد بوده و با سیری نزولی، به ۴۲.۱ درصد برای خانوارهای دهک هشتم رسیده است.

    متوسط هزینه مسکن برای دهک‌های نهم و دهم در سال ۱۴۰۲ در مقایسه با سایر دهک‌ها نسبت به ۱۴۰۱ با شدت بیشتری افزایش یافته است. به نحوی که متوسط هزینه مسکن سالانه خانوارهای شهری دهک دهم در سال ۱۴۰۲ نسبت به ۱۴۰۱ حدود ۹۷ درصد افزایش یافته است. پس، هزینه مسکن خانوارهای دهک دهم در طوی یک سال تقریبا 2 برابر شده است.

  • نسبت هزینه‌های مسکن به کل هزینه‌های خانوار در استان های ایران + اینفوگرافی

    نسبت هزینه‌های مسکن به کل هزینه‌های خانوار در استان های ایران + اینفوگرافی

    به گزارش اقتصادران، استاندارد جهانی هزینه مسکن نسبت به درآمد خانوار حدود ۳۰ درصد است. اما در ایران، این نسبت در برخی استان‌ها مانند تهران به ۵۵.۸ درصد رسیده است! فشار اقتصادی ناشی از هزینه‌های مسکن در کشور ما بسیار بالاست و نیازمند توجه جدی دولت و دیگر دستگاه‌های حاکمیتی است.

  • ایرانی ها بیشتر از تمام مردم جهان هزینه مسکن می دهند!

    ایرانی ها بیشتر از تمام مردم جهان هزینه مسکن می دهند!

    به گزارش اقتصادران، داود بیگی نژاد نایب رئیس اول اتحادیه مشاوران املاک تهران  با بیان اینکه آمارها نشان می‌دهند که سهم هزینه‌های مسکن در سبد خانوارهای تهرانی به طور مداوم در حال افزایش است گفت: سهم مسکن  در سبد خانوارها  از ۳۵.۵ درصد در سال ۱۳۸۰ به ۵۵.۸ درصد در سال ۱۴۰۲ رسیده است.

    وی ادامه داد:این افزایش قابل توجه، زنگ خطر را برای رفاه اقتصادی خانواده‌ها به صدا درآورده و نیاز به توجه و اقدامات جدی در حوزه مسکن را بیش از پیش نشان می دهد.

    بیگی نژاد با بیان اینکه برای درک بهتر پیامدهای بالا بودن هزینه‌های مسکن در ایران، مقایسه‌ای با ۵۲ کشور مختلف انجام شده است گفت: در حالی که سهم مسکن از هزینه‌های خانوارهای شهری ایرانی به ۳۸.۱ درصد می‌رسد، در کشورهای OECD این رقم به‌طور میانگین حدود ۲۳ درصد، در کشورهای اتحادیه اروپا ۲۳.۹ درصد و در حوزه یورو ۲۳.۶ درصد است.

    بیگی نژاد یاد آور شد:این آمار نشان می‌دهد که هزینه‌های مسکن در ایران به‌طور قابل توجهی بالاتر از میانگین جهانی است و این امر می‌تواند به افزایش فشار اقتصادی بر روی خانوارها منجر شود.

    نایب رئیس اول اتحادیه مشاوران املاک تهران با بیان اینکه دولت باید تدابیر لازم برای افزایش تولید مسکن را در دستور کار خود قرار دهد گفت: تمهیدات لازم برای کنترل قیمت  مسکن تنها از طریق افزایش تولید امکان پذیر است که امیدواریم هرچه سریعتر به مرحله اجرایی و عملیاتی شدن خود برسد.
  • اختلاف معنادار هزينه مسكن ايراني‌ها با كشورهاي ديگر / نصف حقوق تهراني‌ها خرج كرايه خانه مي‌شود

    اختلاف معنادار هزينه مسكن ايراني‌ها با كشورهاي ديگر / نصف حقوق تهراني‌ها خرج كرايه خانه مي‌شود

    به گزارش اقتصادران، براساس تازه‌ترين گزارش مركز آمار ايران، تورم مسكن همچون ماه‌هاي گذشته در مقايسه با تورم عمومي روندي افزايشي را طي مي‌كند، بر همين اساس درحالي كه تورم سالانه (درصد تغييرات قيمت در يك سال منتهي به ماه مورد نظر) در شهريور ماه امسال ۳۴.۲ درصد افزايش داشته، تورم سالانه براي بخش مسكن ۴۱,۷ درصد رشد را تجربه كرده است. حالا اگر بخواهيم نگاهي به تورم نقطه به نقطه اجاره‌بها در شهريورماه امسال داشته باشيم با رشدي ۴۲.۳ درصدي مواجه مي‌شويم، يعني مستاجران ايراني در شهريور امسال نسبت به شهريور سال گذشته، به‌طورمتوسط ۴۲.۳ درصد بيشتر براي اجاره مسكن هزينه كرده‌اند. البته آن‌طور كه مركز آمار ايران مي‌گويد تورم مسكن براي دهك‌هاي درآمدي متفاوت است، يعني در حالي كه بيشترين فشار تورم به دهك اول درآمدي وارد مي‌آيد، براي دهك دهم شاهد كمترين فشار هستيم و در اين ميان تورم مسكن براي دهك هشتم كه اصطلاحا قشر متوسط جامعه را تشكيل مي‌دهند، چيزي بين دهك اول و دهم خواهد بود. بر اساس داده‌هايي كه مركز آمار منتشر كرده درحال حاضر ايراني‌ها به‌طور متوسط ۴۲.۳ درصد درآمد خود را به بخش مسكن اختصاص مي‌دهند در حالي كه براساس داده‌هاي دفتر اسكان بشر سازمان ملل متحد (هبيتات)، اين رقم ۳۰ درصد است، يعني سهم مجاز مسكن از هزينه‌هاي خانوار، نبايد بيش از ۳۰ درصد شود و عدد بالاي ۳۰ نشان‌دهنده بحران است. اما تورم سالانه مسكن در ايران علاوه‌ بر اينكه حدود ۱۱.۷ درصد از نرخ فقر مسكن دنيا بالاتر است (نرخ متعارف ۳۰درصد)، بالاترين رقم سهم مسكن از سبد هزينه‌اي خانوارهاي شهري را در چهار دهه اخير به خود اختصاص داده است.

    گزارش‌هاي مركز آمار ايران نشان مي‌دهد سهم مسكن از كل هزينه‌هاي خانوار (خوراكي و غيرخوراكي) در سال ۱۳۹۷ به ۳۴ درصد، در سال ۹۸ به ۳۹,۸ درصد، به ۳۷ درصد در سال ۹۹، به ۳۶ درصد در سال ۱۴۰۰، به ۳۸.۱ درصد در سال ۱۴۰۱و به حدود ۴۲ درصد در سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ رسيده است. در اين ميان اگر نگاهي به متوسط سهم مسكن در سبد هزينه‌هاي خانوارهاي كشورهاي عضو سازمان همكاري اقتصادي و توسعه (OECD) داشته باشيم با رقم ۲۳ درصد مواجه مي‌شويم، اين عدد اما براي مردم كشورهاي عضو اتحاديه اروپا حدود ۲۳.۹ درصد و خانوارهاي كشورهاي حوزه يورو به ۲۳.۶ درصد مي‌رسد.

    در واقع مقايسه سهم مسكن در سبد هزينه‌هاي خانوار ايراني با استاندارد جهاني، نشانگر فاصله معنادار هزينه مسكن ايراني‌ها با كشورهاي ديگر دارد.

    نگاهي به هزينه مسكن در كشورهاي همسايه

    بررسي گزارش‌هاي مربوط به سهم مسكن از هزينه خانوار در كشورهاي همسايه حكايت از آن دارد كه ايران بيشترين هزينه مسكن را در سبد خريد خانوارها در بين اين كشورها دارد. داده‌هايي كهStatista (يك شركت آلماني، متخصص داده‌هاي بازار و مصرف‌كننده) منتشر كرده است، نشان مي‌دهد كه در سال ۱۴۰۱ عربستان پس از ايران بيشترين هزينه‌هاي مسكن را داشته است، سهم هزينه‌هاي مسكن از درآمد خانوارها در اين كشور ۲۶ درصد برآورد شده است.پس از عربستان كشورهاي امارات، كويت، عراق، قطر و عمان نسبت برابري در اين زمينه دارند و سهم هزينه‌هاي مسكن در اين كشورها از سبد خانوار ۲۳ درصد اعلام شده است.ارمنستان با سهمي ۲۰ درصدي رتبه بعدي را در بين كشورهاي همسايه داراست و در اين بين تركيه تنها سهمي ۱۲ درصد دارد، البته در دوسال گذشته قيمت ملك در تركيه همگام با افزايش تورم عمومي، رشد كرده است و به نظر نمي‌رسد كه اين رقم درحال حاضر براي تركيه صادق باشد.

    نصف حقوق تهراني‌ها خرج كرايه خانه مي‌شود

    اگرچه چندي پيش عليرضا زاكاني، شهردار تهران در اظهاراتي اعلام كرد كه اين دوره مديريت شهري سعي كرده كه در مسير ارزان كردن پايتخت گام بردارد اما آمارها خلاف اين ادعا را نشان مي‌دهند، براساس گزارش‌هاي رسمي، سهم مسكن از سبد هزينه‌هاي پايتخت نشينان در سال ۱۴۰۲ به ۵۶ درصد رسيده است، در حالي كه اين رقم در سال ۱۴۰۱، ۵۱ درصد بود. براساس آمار تهراني‌ها بيشتر از ساكنان ديگر شهرها براي مسكن هزينه مي‌كنند، در شرايطي كه سهم مسكن در سبد هزينه ايراني‌ها ۴۲,۴ درصد است، براي تهراني‌ها اين رقم به ۵۶ درصد مي‌رسد، به نظر مي‌رسد كه يكي از دلايل بالا بودن سهم مسكن در سبد اقتصادي خانوارهاي تهراني، رشد روزافزون جمعيت پايتخت باشد، درواقع فشار تقاضا روي بازار، موجب افزايش قيمت‌ها شده است. در چنين شرايطي كه بيشترين سهم درآمد خانوارهاي شهري به مسكن اختصاص مي‌يابد، برخي طرح‌ها از جمله اختصاص زمين رايگان همراه با تسهيلات ۵۵۰ ميليوني درصورت بازگشت به روستا ارايه مي‌شود كه به نظر نمي‌رسد تاثير چنداني در قيمت مسكن و افزايش استقبال از مهاجرت معكوس داشته باشد، در همين راستا چندي پيش معاون بازسازي بنياد مسكن اعلام كرد، در صورتي كه متقاضيان قصد بازگشت از شهر به روستاها را دارند بنياد مسكن يك قطعه زمين همراه با تسهيلات ۵۵۰ ميليون توماني به متقاضيان اعطا مي‌كند.

    البته به نظر مي‌رسد كه اجراي چنين طرح‌هايي بتواند تاثير چنداني بر تورم افسارگسيخته بازار مسكن داشته باشد.

    فعالان و كارشناسان بازار مسكن معتقدند كه اگر درصدد كنترل بازار مسكن باشيم بايد همگام با اجراي قوانين كنترل‌گر و افزايش توليد و ساخت و ساز به دنبال خارج كردن مسكن از شكل سرمايه‌داري و تبديل‌شدن آن به يك كالاي مصرفي باشيم كه براي تحقق اين روند هم ضرورت دارد كه خانه‌هاي خالي تحت نظر قوانين مصوب مورد نظارت قرارگرفته و رها نشوند.قانون ماليات بر خانه‌هاي خالي و ماليات بر عايدي سرمايه ازجمله مولفه‌هاي مهم در تحقق كنترل هرچه‌تمام‌تر بازار مسكن است كه در ميان‌مدت بازار را به بازاري مصرفي تبديل مي‌كند و تقاضا و عرضه را عاري از سوداگري به‌تناسب مي‌رساند. در همين راستا فرشيد ايلاتي، كارشناس بازار مسكن با اشاره به اينكه براي كنترل بازار مسكن بايد ملك از حالت سرمايه‌اي به كالاي مصرفي تبديل شود، مي‌گويد: سرمايه‌اي شدن بازار مسكن تبعات بسياري را به همراه داشته است و ازاين‌رو يكي از مهم‌ترين هدف‌هاي دولت، خروج بازار از شكل سرمايه‌اي و تبديل اين بازار به يك بازار مصرفي است.

    ايلاتي با تأكيد بر ضرورت اجراي قانون ماليات بر عايدي سرمايه مي‌افزايد: خروج بازار مسكن از حالت سرمايه‌اي به كالاي مصرفي امکان پذير نخواهد بود مگر آنكه ماليات بر سوداگري تحت عنوان قانون ماليات بر عايدي سرمايه اجرا و عملياتي گردد. او با تشريح اثرات اجراي قانون ماليات بر عايدي سرمايه مي‌گويد: ماليات بر عايدي سرمايه يكي از مهم‌ترين موضوعات براي كاهش تقاضاي سوداگران است و مي‌تواند در ميان‌مدت مسكن را از شكل سرمايه‌اي خارج كند و به بازاري مصرفي مبدل سازد. اين كارشناس بازار مسكن با اشاره به ميزان فعلي سوداگري در بازار اظهار مي‌كند: اكنون ۸۰ درصد تقاضاي بازار مسكن، تقاضاي سوداگري و سرمايه‌اي است و تنها ۲۰ درصد تقاضاي مصرفي وجود دارد كه اجراي دقيق ماليات بر عايدي سرمايه مي‌تواند اين نسبت را معكوس سازد و حدود ۸۰ درصد از بازار را به تقاضاي مصرفي اختصاص دهد.

    او معتقد است كه ماليات بر عايدي سرمايه كه به بيان ساده‌تر ماليات برافزايش قيمت مسكن است، نتايج خوبي را رقم خواهد زد و يكي از اصلي‌ترين شروط مسكن براي ايجاد شكل مصرفي است. اين كارشناس مسكن با بيان اينكه بايد روند اجراي قانون ماليات بر عايدي سرمايه تسريع گردد، يادآور مي‌شود: بيش از ۱۰ سال است كه قانون ماليات بر عايدي سرمايه روند رفت‌وبرگشت را طي مي‌كند و به عملياتي شدن دقيق نرسيده است. اميدواريم اين قانون با اهتمام جدي‌تر و با نرخ درست عملياتي شود و به كنترل شرايط بازار مسكن منجر شود. ايلاتي با اشاره به اثرات اجراي قانون ماليات بر عايدي سرمايه در تأمين مسكن كارگران و روستاييان همچنين ادامه مي‌دهد: مادامي‌كه مسكن از شكل سوداگري و سرمايه‌اي خود خارج شود، قدرت خريد كارگران و ديگر اقشار جامعه افزايش پيدا خواهد كرد، بنابراين ماليات بر عايدي سرمايه به‌صورت مستقيم تأمين مسكن كارگران را دنبال نمي‌كند اما به‌صورت غيرمستقيم راهگشا خواهد بود و بسترسازي موردنياز را تحقق خواهد بخشيد. ناگفته نماند كه علاوه بر اجراي درست قانون ماليات بر خانه‌هاي خالي و ماليات بر عايدي سرمايه، ايجاد تعادل ميان عرضه و تقاضا و همچنين افزايش قدرت خريد فاكتورهاي مهمي است كه مي‌تواند در بهبود بازار مسكن اثرگذار باشد.

  • یک ایرانی 2 برابر یک اروپایی هزینه مسکن می دهد

    یک ایرانی 2 برابر یک اروپایی هزینه مسکن می دهد

    به گزارش اقتصادران، این وضعیت، به‌طور قابل توجهی منجر به افت کیفیت زندگی مستاجران شده است، چراکه خانوار‌های مستاجر مجبورند برای تامین هزینه مسکن، قید بسیاری از هزینه‌های رفاهی خود را بزنند.

    برای اینکه بتوان درک بهتری از پیامد‌های بالا بودن هزینه‌های مسکن در سبد هزینه‌ای خانوار‌های شهری ایران به دست آورد، در اینجا هزینه‌های مسکن در سبد هزینه‌ای خانوار‌های شهری کشور با هزینه‌های مسکن در کشور‌های اروپایی مقایسه شده است.
    آمار‌ها نشان می‌دهد درحالی که مسکن و خدمات وابسته به آن در سبد هزینه‌ای خانوار‌های شهری ایرانی سهم ۴۲.۴ درصدی دارد، این میزان در کشور‌های عضو OECD به‌طور میانگین حدود ۲۳ درصد و در کشور‌های عضو اتحادیه اروپا ۲۴.۱ درصد است.
    در بین کشور‌های اروپایی، سهم مسکن در اسلواکی با ۳۰.۴ درصد، بالاترین میزان را دارد. این مقدار ۱۲ واحد درصد کمتر از هزینه مسکن در ایران است. در فنلاند با ۲۹.۳ درصد، دانمارک با ۲۹، سوئیس با ۲۷، ایرلند با ۲۶.۳ و فرانسه با ۲۶.۲ درصد و جمهوری چک با ۲۶ درصد، مسکن به ترتیب بیشترین سهم را در هزینه‌های خانوار‌ها دارد.

    در پرتغال سهم مسکن از هزینه‌های خانوار ۱۷.۳ درصد بوده، این میزان در صربستان ۱۸.۲، در رومانی و بلغارستان ۱۸.۴ درصد، در اسلوونی و لهستان ۱۸.۹ درصد، در یونان ۱۹.۲ درصد و در لتونی و لوکزامبورگ این میزان حول و حوش ۲۱ درصد است.

  • هزینه مسکن در سبد خانوار ایرانی، روی دست تمام کشورهای همسایه زد!

    هزینه مسکن در سبد خانوار ایرانی، روی دست تمام کشورهای همسایه زد!

    به گزارش اقتصادران، سهم مسکن از سبد خانوارهای ایرانی به بحران تبدیل شده است. بر اساس آمارهای رسمی در حال حاضر، به‌طور میانگین 38 درصد از هزینه‌های خانوار صرف مسکن می‌شود، این عدد برای خانوارهای تهرانی به بیش از ۵۰ درصد نیز می‌رسد.

    این در حالی‌ست که مطابق با استانداردهای جهانی، سهم هزینه مسکن از سبد خانوار نباید از ۳۰ درصد تجاوز کند؛ در غیر این صورت سطح رفاه خانوارها به‌طور مستقیم هدف قرار می‌گیرد.

    گزارش‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد متوسط مبلغ اجاره ماهانه به اضافه سه درصد ودیعه‌ طی سال 1390 بالغ بر متری ۱۳ هزار و ۸۸۸ تومان بوده است. این شاخص در سال 1391 به متری ۲۲ هزار و ۱۱۲ تومان رسیده است.

    رشد قیمت اجاره‌بها در سال 1399 سرعت گرفته و فشار زیادی به مستاجران وارد کرده است؛ در این راستا مبلغ اجاره‌بها نیز به متری ۶۳ هزار تومان رسیده است.

    اجاره‌بها در سال 1400 وارد مرحله بحرانی جدیدی شده است؛ در آن مقطع، مستاجران برای هر متر مربع واحد مسکونی در شهر تهران، باید ۸۹ هزار تومان پرداخت می‌کردند. اما این سهم در کشورهای همسایه ایران چه وضعیتی دارد؟

    هزینه مسکن در کشورهای همسایه

    ایران بیشترین هزینه مسکن را در سبد خرید خانوارها در بین کشورهای همسایه دارد. داده‌هایی که تجارت فردا به نقل از statista منتشر کرده است، نشان می‌دهد در سال 1401 عربستان پس از ایران بیشترین هزینه‌های مسکن را دارا بوده؛ سهم هزینه‌های مسکن از درآمد خانوارها در این کشور 26 درصد برآورد شده است.

    پس از عربستان کشورهای امارات، کویت، عراق، قطر و عمان نسبت برابری در این باره دارند و سهم هزینه‌های مسکن در این کشورها از سبد خانوار 23 درصد اعلام شده است.

    ارمنستان با سهمی 20 درصدی رتبه بعدی را در بین کشورهای همسایه داراست و در این بین ترکیه تنها سهمی 12 درصد دارد.

    سهم 24 درصدی هزینه‌ مسکن در سبد خانوارهای اروپایی

    بر اساس این داده‌ها کشورهای اروپایی 24 درصد از درآمد خود را صرف هزینه‌های مسکن می‌کنند، اما در این بین ایالات متحده وضعیت بهتری دارد و 18 درصد از درآمد خانوارها در آن به مسکن اختصاص یافته است.

    همان‌طور که بررسی شد در حالی که هزینه‌های مسکن در ایران به سمتی پیش می‌رود که سهمی 40 درصدی از درآمد خانوارها را به خود اختصاص خواهد داد، کشورهای همسایه در سال 1401 حتی مرز 30 درصد را نیز لمس نکرده‌اند.

    البته این در حالی‌ست که در کلانشهرهایی مانند تهران برخی از خانوارها مجبورند تمام درآمد خود را به هزینه‌های مسکن اختصاص دهند و در نهایت برای امرار معاش به‌دنبال منبع درآمد دیگری باشند.