برچسب: هزینه خانوار

  • حداقل هزینه خانوار از حداقل دستمزد جلو زد! + جدول

    حداقل هزینه خانوار از حداقل دستمزد جلو زد! + جدول

    به گزارش اقتصادران، بر اساس داده‌های مرکز آمار و محاسبات در مرداد ۱۴۰۴ هزینه حداقلی تأمین سبد خوراکی یک خانوار ایرانی به نزدیک ۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است؛ رقمی که نه‌تنها از حداقل دستمزد مصوب سال جاری بالاتر است، بلکه با رشد ماهانه و نقطه به نقطه‌ای فراتر از تورم کل کشور، فشار معیشتی مضاعفی بر خانوارها و به ویژه اقشار آسیب‌پذیر جامعه وارد کرده است.

    سبد معیشت خانوارها

    جزئیات حداقل هزینه سبد خوراکی خانوار در مرداد ۱۴۰۴

     براساس محاسبات  و بر اساس گزارش «متوسط قیمت خوراکی‌های منتخب در مناطق شهری» مرکز آمار، در مرداد امسال تهیه لبنیات برای یک خانوار نزدیک به ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان هزینه داشته است. بر اساس آن چه که قبلا  اشاره شد،  گروه لبنیات در جدول انستیتو تغذیه را به ۴ نوع کالای لبنی پرمصرف تقسیم کرده است.

    بر اساس این تقسیم‌بندی، هر فرد باید ۴٫۵ لیتر شیر، ۳ کیلوگرم ماست، ۷۵۰ گرم پنیر و ۷۵۰ گرم کره در طول یک ماه مصرف کند. حال اگر این مقادیر براساس اندازه خانوار مورد بررسی قرار دهیم، هزینه تامین دو مورد اول به ترتیب حدود ۷۳۳ هزار تومان و ۷۱۵ هزار تومان بوده است. مبلغ مورد نیاز برای تامین پنیر و کره به مقدار اشاره شده نیز به ترتیب ۴۷۶ هزار تومان و یک میلیون و ۴۹۲ هزار تومان است. بنابراین از بین کالاهای لبنی مختلف، همچنان بیشترین هزینه به «کره» اختصاص دارد.

    اما لبنیات تنها گروه خوراکی نبوده که در مردادماه شاهد افزایش قیمت بوده و سهم بالایی از مخارج خوراکی را به خود اختصاص داده است؛ گوشت، میوه‌جات و برنج نیز نقش مهمی در تورم خوراکی ماه گذشته ایفا کرده‌اند.

    براساس مقادیر توصیه شده، هر فرد باید در ماه ۲ کیلو و ۱۰۰ گرم برنج مصرف کند. اگر مبنا برنج خارجی درجه یک باشد، هزینه تامین این بخش از خوراک هر در مقیاس خانوار در مرداد سال جاری به ۶۳۹ هزار تومان رسیده است. گوشت گاو یا گوساله نیز برای هر خانوار یک میلیون و ۸۵۶ هزار تومان هزینه ایجاد کرده است. از طرفی، هر خانوار برای تامین حداقلی از میوه‌جات که پرتقال و سیب هستند باید به ترتیب ۸۲۹ هزار تومان و ۹۴۶ هزار تومان هزینه کند.

    با توجه به مقادیری که گفته شد، هر خانوار در مرداد امسال برای تهیه این سبد خوراکی باید ۱۱ میلیون و ۱۰۵ هزار و ۷۰۴ تومان هزینه کند.

    این رقم نسبت به تیرماه ۴٫۱۸ درصد و نسبت به مرداد سال گذشته ۵۶ درصد رشد کرده است. بالاتر بودن رشد ماهانه قیمت این سبد نسبت به تورم ماهانه کل کشور (۲٫۹ درصد) نشان می‌دهد که سرعت افزایش قیمت اقلام خوراکی اساسی و ضروری برای یک خانوار از سرعت افزایش قیمت کل اقلام سبد مصرف یک خانوار بالاتر بوده است.

    همچنین با اینکه تورم نقطه به نقطه مردادماه سال جاری بالاتر از ۴۲ درصد معادل برآورد شده اما تورم حداقل هزینه سبد خوراک خانوارها در همین مدت ۵۶ درصد افزایش داشته است. از طرف دیگر حداقل حقوق تصویب شده در سال جاری برابر با ۱۰ میلیون و ۳۹۰ هزار تومان بوده که اگر در خانواری تنها یک نفر مشغول به کار باشد، تامین خوراک مورد نیاز توسط یک فرد حداقل‌بگیر تقریبا ناممکن است. چرا که تامین سبد حداقل خوراک یک خانوار بیش از ۱۱ میلیون تومان هزینه در بر دارد.

    مختصری در مورد سبد معیشتی 

     تأمین تغذیه سالم برای هر فرد مستلزم مصرف منظم گروه‌های متنوع غذایی است تا از ابتلا به بیماری‌های ناشی از سوءتغذیه جلوگیری شود. هزینه تهیه این اقلام غذایی، به دلیل ارتباط مستقیم با سلامت جسمی، حتی در شرایط کاهش درآمد نیز معمولا از سبد مصرفی خانوار حذف نمی‌شود.

    در همین راستا، مراکز علمی برجسته کشور از جمله انستیتو تحقیقات تغذیه و صنایع غذایی و دانشکده علوم تغذیه دانشگاه علوم پزشکی تهران، الگویی تحت عنوان «سبد غذایی بهینه» طراحی کرده‌اند که ترکیبی استاندارد از گروه‌های غذایی ضروری برای تأمین نیازهای روزانه بدن ارائه می‌دهد. با استفاده از کلیات این سبد و مقادیر توصیه‌شده آن، سبد معیشت  را طراحی شده است.

    با وجود سهم بالای خوراکی در سبد مصرف خانوار، بر اساس داده‌های اخیر دسترسی به الگوی تغذیه‌ای استاندارد برای بخش قابل توجهی از جامعه، با دشواری‌های فزاینده‌ای همراه شده است. افزایش ماهانه قیمت کالاهای اساسی و جهش هزینه‌های سبد غذایی در سال‌های اخیر، فشار اقتصادی مضاعفی بر خانوارها وارد کرده است. اکوایران با تحلیل داده‌های رسمی منتشر شده توسط مرکز آمار ایران، شاخصی ویژه برای محاسبه «هزینه ماهانه تأمین سبد غذایی مطلوب» توسعه داده است.

    سبد پیشنهادی  مشتمل بر ۱۳ گروه کالایی است که با هدف پوشش نیازهای تغذیه‌ای با حداقل هزینه طراحی شده است. برای کاهش هزینه‌ها، اقلام اقتصادی‌تر و پرمصرف‌تر همچون برنج وارداتی و حبوباتی مانند عدس و لپه در اولویت قرار گرفته‌اند. گرچه این سبد می‌تواند با اقلام مغذی‌تر تکمیل شود، اما در راستای حفظ حداقلی بودن هزینه‌ها، چنین توسعه‌ای مدنظر قرار نگرفته است.

    بنابراین سبد ما به لحاظ اقلام جزئی تفاوت‌هایی با سبد انستیتو تغذیه دارد. برای مثال، در سبد انستیتو گروه لبنیات و مقدار مصرف مطلوب آن ذکر شده در حالی که اکوایران لبنیات را به «شیر»، «ماست»، «پنیر» و «کره» تقسیم کرده و حجم مورد نیاز برای مصرف ماهانه لبنیات را بین این ۴ مورد به شکل مساوی تقسیم کرده است.

    تفاوت این سبد با «سبد شاخص قیمت مصرف‌کننده» مرکز آمار در دو بعد است: تمرکز بر تأمین حداقل نیازهای غذایی فردی و تفاوت در روند نوسانات قیمتی نسبت به تورم عمومی. این ویژگی‌ها، سبد غذایی ما را به معیاری مستقل برای سنجش فشار اقتصادی بر تغذیه خانوارها تبدیل می‌کند.

  • اعداد و ارقام عجیب از دخل‌وخرج خانوار ایرانی‌ در سال ۱۴۰۳

    اعداد و ارقام عجیب از دخل‌وخرج خانوار ایرانی‌ در سال ۱۴۰۳

    به گزارش اقتصادران و براساس بررسی «فرهیختگان» از گزارش هزینه و درآمد خانوارها در سال ۱۴۰۳ -که اخیرا منتشر شده- میانگین هزینه کل سالانه خانوار شهری حدود ۲۷۰ میلیون تومان بوده که نسبت به هزینه ۲۰۶٫۵ میلیون ‌تومانی در سال ۱۴۰۲ حدود ۳۰٫۴ درصد رشد داشته است.

    در مناطق روستایی نیز میانگین هزینه کل سالانه خانوار در سال ۱۴۰۲ حدود ۱۱۰٫۶ میلیون تومان بوده و در عرض یک‌سال با ۳۰٫۷ درصد رشد به ۱۴۴٫۶ میلیون تومان رسیده، همچنین طی سال گذشته میانگین کل درآمد خانوار شهری ۳۴۳٫۱ میلیون تومان بوده که رشد ۳۳٫۶ درصدی نسبت به سال ۱۴۰۲ داشته است. افزون بر این در مناطق روستایی نیز متوسط درآمد سالانه از ۱۴۹ میلیون تومان در سال ۱۴۰۲ با ۳۴٫۹ درصد رشد به ۲۰۱٫۳ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ رسیده است.

    کاهش جزئی شکاف طبقاتی

    براساس داده‌های مرکز آمار ایران، طی سال ۱۴۰۳ ضریب جینی کل کشور ۰٫۳۸۷ بوده که نسبت به عدد ۰٫۳۹۷۹ سال ۱۴۰۲ حدود ۲٫۷ درصد کاهش داشته است. علاوه بر این ضریب جینی در مناطق شهری با ۳٫۴ درصد کاهش به ۰٫۳۶۸ در سال ۱۴۰۳ رسیده، همچنین ضریب جینی در مناطق روستایی با ۱٫۴ درصد کاهش حدود ۰٫۳۵۳۲ برآورد می‌شود و به این معناست که نابرابری و شکاف درآمدی بین دهک‌ها کمتر شده است. در بخش دیگری از این گزارش، آمار انواع هزینه‌های سالیانه دهک‌های مختلف در دو سال اخیر برآورد شده که هزینه مناطق کل ایران، از ۲۰۷ میلیون تومان به حدود ۲۷۰ میلیون تومان افزایش یافته و از میان دهک‌های دهگانه، بالاترین مقدار درآمد سالانه خانوار شهری مربوط به دهک دهم با ۷۲۶ میلیون تومان و کمترین رقم نیز مربوط به دهک یک با ۹۵ میلیون تومان بوده است. این دو عدد در سال ۱۴۰۲ به ترتیب ۶۸ میلیون تومان و ۲۰ میلیون تومان بوده‌اند و به ترتیب رشد ۹۶۷ و ۳۷۵ درصدی را در یک‌سال پشت سر گذاشته‌اند. به عبارتی هزینه خانوار دهک دهم در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۰٫۷ برابر هزینه دهک اول بوده و این درحالی است که در سال ۱۴۰۲ این عدد ۱۲٫۵ برابر بوده است. این نکته به این معناست که در کنار ضریب جینی، نسبت هزینه‌کرد دهک دهم (پردرآمد) به دهک اول (کم‌درآمدترین) کاهش حدود ۰٫۲ درصدی داشته است.

    به نظر می‌رسد اعطای یارانه‌های بیشتر به دهک‌های کم‌درآمد، اعطای کالابرگ به دهک‌های پایین‌تر و همین‌طور افزایش قیمت کالاهای غیرخوراکی که سهم بزرگی در سبد دهک‌های پردرآمد دارد موجب کاهش شکاف درآمدی شده است. البته در خانوار روستایی، متوسط درآمد سالانه خانوار برابر با ۱۴۴ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ بوده که ۱۰ درصد از سال ۱۴۰۲ بیشتر است و در این میان بالاترین مقدار درآمد سالانه خانوار مربوط به دهک دهم با حدود ۴۰۰ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ و کمترین هزینه برای دهک اول با ۲۳٫۵ میلیون تومان بوده، یعنی دهک دهم ۱۷ برابر دهک اول در روستا هزینه دارد، در حالی که هزینه دهک دهم در خانوار روستایی در سال ۱۴۰۲ تنها ۱۰ برابر دهک اول بوده است.

    سهم ۴۴ درصدی مسکن در سبد خانوار شهری

    نگاهی به ترکیب انواع هزینه‌ها در سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد در یک خانوار شهری هزینه‌های غیرخوراکی بیشترین سهم را در بر گرفته که ۷۴٫۵ درصد است و هزینه‌های خوراکی سهم ۲۳٫۴ درصدی دارد اما در این میان سهم هزینه مسکن از هزینه سالانه خانوار شهری ۴۳٫۷ درصد بوده است.

    گفتنی است تفریح‌ها تنها سهم ۱٫۷ درصدی از سبد هزینه خانوار شهری را تشکیل می‌دهند. این آمار در حالی است که سهم هزینه مسکن در سال ۱۴۰۲ یک درصد کمتر بوده و ۴۲٫۴ درصد از هزینه خانوار را در برگرفته بود.

    تهرانی‌ها پردرآمدترین و سمنان کم‌درآمدترین 

    درآمد کل متوسط سالانه یک خانوار شهری در سال ۱۴۰۳ حدود ۳۴۳ میلیون تومان بوده که ۳۳٫۶ درصد از سال ۱۴۰۲ بیشتر شده، همچنین نسبت به درآمد ۵۴ میلیونی سال ۹۸ حدود ۶٫۳ برابر شده است. درآمد متوسط سالیانه یک خانوار روستایی در عرض یک‌سال با رشد ۷ برابری از ۱۴۹ میلیون تومان به ۲۰۱ میلیون تومان رسیده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد میانگین درآمد سالانه استان‌های ایران در سال ۱۴۰۳، برابر با ۳۴۳ میلیون تومان بوده که از این میان استان تهران، با ۴۹۳ میلیون تومان، رکورددار درآمد سالانه در کشور است. پس از آن استان‌های چهارمحال‌وبختیاری با حدود ۴۱۶ و مازندران با ۳۶۷ میلیون تومان دومین و سومین استان پردرآمد کشور در سال ۱۴۰۳ بوده‌اند. استان‌های کرمان، سمنان و ایلام کمترین درآمدها را در سال ۱۴۰۳ داشته‌اند که به ترتیب ۲۲۳، ۲۱۷ و ۲۱۳ میلیون تومان در یک‌سال بوده است.

    هزینه‌های سالیانه در ایران در سال ۱۴۰۳ به طور میانگین حدود ۲۷۰ میلیون تومان بوده که از میان آن‌ها استان‌های تهران، زنجان و چهارمحال‌وبختیاری با ۳۹۵، ۳۰۵ و ۲۹۴ میلیون تومان دارای بیشترین هزینه سالیانه در سال ۱۴۰۳ بوده‌اند. در مقابل استان سمنان با ۱۵۳ میلیون تومان هزینه، کمترین هزینه را در سال ۱۴۰۳ داشته است. پس از آن استان‌های کرمان و آذربایجان غربی کمترین هزینه سالیانه را در سال ۱۴۰۳ داشته‌اند. در میان خانوارهای روستایی، با میانگین درآمد کل ۲۰۱ میلیون ‌تومانی در سال ۱۴۰۳، استان‌های یزد، چهارمحال‌و بختیاری و البرز با ۳۳۷، ۳۱۷ و ۳۰۰ میلیون تومان، بیشترین درآمد سالیانه را داشته‌اند.

    در این میان خانوارهای روستایی استان تهران، با ۲۹۳ میلیون تومان درآمد سالیانه جایگاه پنجم را از آن خود کرده‌اند. در مقابل استان‌های سیستان‌وبلوچستان، خراسان جنوبی و لرستان با به ترتیب ۱۴۱، ۱۳۳ و ۹۲ میلیون تومان، کمترین هزینه سالیانه را در سال ۱۴۰۳ داشته‌اند. از نظر هزینه کل سال نیز با میانگین ۱۴۴ میلیون تومان، استان‌های بوشهر ،آذربایجان غربی و چهارمحال‌وبختیاری بیشترین هزینه را در سال ۱۴۰۳ داشته‌اند که ۲۳۵ ،۲۱۸ و ۲۱۷ میلیون تومان بوده و در مقابل استان‌های سیستان‌وبلوچستان، خراسان جنوبی و شمالی کمترین هزینه سالیانه را در میان خانوارهای روستایی داشته‌اند. خانوار روستایی استان تهران نیز از نظر هزینه‌ای در جایگاه هشتم قرار گرفته‌اند و در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۸۷ میلیون تومان هزینه سالیانه داشته‌اند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۳، حدود ۷۰ درصد خانوارهای شهری، مالک مسکن و ۲۳ درصد اجاره‌نشین بود‌ه‌اند، همچنین ۹۰ درصد خانوار های روستایی مالک مسکن و تنها ۴٫۱۷ درصد آن‌ها اجاره‌نشین بوده‌اند.

  • پس‌انداز خانوار ایرانی آب رفت / ایرانی ها برای ادامه زندگی مجبور به قرض کردن از این و آن شدند! + نمودار

    پس‌انداز خانوار ایرانی آب رفت / ایرانی ها برای ادامه زندگی مجبور به قرض کردن از این و آن شدند! + نمودار

    به گزارش اقتصادران، بانک مرکزی در تازه‌ترین آمار خود، گزارشی از درآمد و هزینه خانوار در هر سال را اعلام کرده است. محاسبات نشان می‌دهد تنها در چهار سال از یک دهه گذشته، میزان درآمد خانوار از هزینه آن بیشتر بوده است. به طور کلی وضعیت هزینه و درآمد خانوار در یک دهه اخیر کشور به نحوی بوده که خانوارها را به سمت استقراض و گذراندن زندگی از ثروت انباشته شده، کشانده است.

    سال‌ ۱۳۹۳ اوج اختلاف هزینه و درآمد در این سال‌ها بوده به طوریکه هزینه خانوارها در این سال نزدیک به ۷ درصد بیشتر از درآمد آن‌ها بوده است. آخرین آمارها نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۲، نیز این وضعیت وجود داشته هزینه خانوار ۳.۷ درصد بیشتر از درآمد آن بوده است.

    وضعیت رفاهی خانوار در یک دهه گذشته

    آمارهای بودجه خانوار در سال‌های ۹۳ تا ۱۴۰۲ نشان می‌دهد تنها در ۴ سال، وضعیت درآمد خانوار نسبت به هزینه بهتر بوده است. به عبارتی تنها در ۴ سال، خانوارها توانستند مازاد درآمد داشته و سرمایه خود را افزایش دهند. در مابقی سال‌ها هزینه خانوار نسبت به درآمد بیشتر بوده و خانوارها برای مصرف بیشتر از آینده یا گذشته قرض گرفته‌اند.

    برای مثال خانوارها در سال‌هایی که هزینه نسبت به درآمد پیشگام بوده، وام و تسهیلات بانکی بیشتری دریافت کرده‌اند و یا به سمت ثروت انباشته خود در سال‌های رونق رفته و مصرف خود را از این مجرا پوشش داده‌اند. آمارهای یک دهه اخیر نشان می‌دهد مجموع درآمد و هزینه خانوار در این مدت مساعد نبوده و به طور کلی مجموع هزینه حقیقی خانوارها ۱.۶ درصد بیشتر از درآمد حقیقی آن‌ها بوده است.

    آخرین آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد سال ۱۳۹۳ سخت‌ترین سال در یک دهه گذشته برای مردم بوده است. در این سال هزینه خانوار ۶.۹ درصد بیشتر از درآمد آن‌ها بوده است. شوک هزینه‌ای در این سال به حدی بوده که با توافق سیاسی برجام و افزایش انتظارات مثبت در جامعه همچنان هزینه خانوار بیشتر از درآمد باقی مانده است. در سال‌های ۹۴ و ۹۵ به ترتیب هزینه خانوار به اندازه ۲.۳ درصد و ۲.۶ درصد بیشتر از درآمد آن ها بوده است.

    سال ۹۶، اثرات برجام بر وضعیت زندگی مردم به خود را نشان داده به طوریکه درآمد خانوار در این سال ۲.۱ درصد بالاتر از هزینه می‌ایستد. با خروج ترامپ از برجام وضعیت خانوارها رو به افول رفته و در سال ۹۷ مازاد درآمد به ۰.۳ درصد و در سال ۹۸ به منفی ۰.۱ درصد می‌رسد.

    در سال ۹۹ با شیوع بیماری کرونا، هزینه خانوار به یکباره کاهش می‌یابد و همین امر باعث مازاد درآمد خانوارها به اندازه ۱.۵ درصد می‌شود. با شروع عادی سازی وضعیت کرونایی و افزایش رفت و آمد‌ها، به مرور تقاضای کالاها در اقتصاد افزایش یافته و هزینه خانوار از درآمد پیشی می‌گیرد. طبق آمارها، در سال ۱۴۰۱، هزینه خانوار ۳.۲ درصد بالاتر از درآمد آن‌ها قرار گرفته است.

    آخرین آمارها نیز حاکی از آن است که وضعیت رفاهی خانوارها بدتر شده و عمق کسری درآمد افزایش یافته است. به همین دلیل در سال ۱۴۰۲، هزینه خانوار ۳.۷ درصد بیشتر از درآمد آن‌ها بوده است.

  • ثروتمندان ایرانی 3 برابر فقرا هزینه زندگی می دهند / هزینه زندگی یک خانوار روستایی در سال فقط 18 میلیون تومان است!

    ثروتمندان ایرانی 3 برابر فقرا هزینه زندگی می دهند / هزینه زندگی یک خانوار روستایی در سال فقط 18 میلیون تومان است!

    به گزارش اقتصادران، مرکز آمار ایران در روزهای اخیر جدیدترین گزارش خود از نتایج طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوارها در سال 1402 را منتشر کرد و در آن گزارش، ارقام درآمد و هزینه خانوارهای شهری و روستایی را در سالی که گذشت زیر ذره‌بین برد. در این گزارش، هزینه‌ها و درآمدهای ایرانیان در دسته‌بندی‌های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته‌اند که یکی از این دسته‌بندی‌ها، دهک‌های هزینه‌ای اول تا دهم است.

    داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهند که در سال گذشته، میزان هزینه‌کرد سالانه خانوارها در دهک‌ها تفاوت چشمگیری داشته است؛ طوری که متوسط هزینه سالانه زندگی دهک دهم که غنی‌ترین دهک به شمار می‌رود، چه در روستاها و در شهرها، حدود سه برابر بیش از دهک اول که شامل فقیرترین خانوارهاست بوده است.

    کالاهای غیرخوراکی؛ علت اصلی تفاوت هزینه فقرا و ثروتمندان

    با استناد به داده‌های مرکز آمار ایران، متوسط هزینه سالانه هر خانوار شهری در سال 1402 برابر با 206 میلیون تومان بود که 51 میلیون تومان از این مبلغ به هزینه کالاهای خوراکی و دخانی اختصاص یافت و 155 میلیون تومان صرف کالاهای خوراکی شد.

    بررسی این رقم به تفکیک داده‌ها اما نشان می‌دهد در دهک اول، میانگین هزینه سالانه تنها 47 میلیون تومان بود. طوری که این دهک فقط 20 میلیون تومان برای کالاهای خوراکی و 27 میلیون تومان برای کالاهای غیرخوراکی هزینه کردند.

    از سوی دیگر اما در دهک دهم، متوسط هزینه هر خانوار برای کالاهای خوراکی 95 میلیون تومان و برای کالاهای غیرخوراکی، 495 میلیون تومان بود. به این ترتیب هزینه کل این خانوارها در سال گذشته 590 میلیون تومان رقم خورد که حدود سه برابر دهک اول بود.

    نکته دیگر این گزارش آن است که تفاوت اصلی مخارج پولدارها و فقرا در مناطق شهری، در کالاهای غیرخوراکی بوده است. چراکه بازه هزینه‌کرد دهک‌ها برای کالاهای خوراکی از 20 میلیون تا 95 میلیون تومان بوده اما این رقم در کالاهای غیرخوراکی، از 27 میلیون تا 494 میلیون تومان متغیر بوده است.

    هزینه دهک ها شهری

    هزینه سالانه دهم اول روستایی؛ تنها 18 میلیون تومان!

    با استناد به داده‌های مرکز آمار، وضعیت نسبت هزینه‌کرد پردآمدها به کم‌درآمدها در مناطق روستانشین نیز مشابه شهرها بود؛ به نحوی که هزینه خانوارهای روستایی در دهک دهم 2.8 برابر دهک اول ثبت شد.

    در دهک اول روستایی، متوسط هزینه سال 1402 تنها 18 میلیون تومان بود که شامل 10 میلیون تومان هزینه کالاهای خوراکی و حدود هشت میلیون تومان کالاهای غیرخوراکی می‌شد. به این ترتیب، دهک اول روستایی تنها دهکی بود که بخش عمده هزینه‌های خود را به کالاهای خوراکی اختصاص داد.

    در دهک دهم روستایی اما متوسط هزینه سال گذشته 310 میلیون تومان بود و این دهک 100 میلیون تومان برای کالاهای خوراکی و 210 میلیون تومان برای کالاهای غیرخوراکی هزینه کرد.

    هزینه دهک ها روستایی

     

  • توان پس‌انداز یک خانوار ایرانی در طول سال / مردم کدام استان پس‌انداز خوبی به جیب زدند؟

    توان پس‌انداز یک خانوار ایرانی در طول سال / مردم کدام استان پس‌انداز خوبی به جیب زدند؟

    به گزارش اقتصادران، درآمد یکی از مهمترین متغیرهای زندگی خانوار است. هرچه درآمد خانوارها افزایش پیدا کند میزان مصرف و رفاه آن‌ها به مرور بیشتر می‌شود. اما از اختلاف میان درآمد و هزینه خانوارها، می‌توان به توان پس‌انداز آن‌ها پی‌برد. به عبارتی هرچه اختلاف میان درآمد و هزینه خانوارها بیشتر باشد تمایل آن‌ها به پس‌انداز و توان پس‌اندازشان افزایش می‌یابد.

    محاسبات نشان می‌دهد استان یزد بیشترین توان پس‌انداز را در میان استان‌ها داشته و خانوارهای یزدی بیشتر از سایر خانوارهای کشور امکان پس‌انداز درآمد خود را دارند. در سمت دیگر نیز استان سیستان و بلوچستان قرار گرفته که خانوارهای ساکن در این استان کمترین توان پس‌انداز را در سال ۱۴۰۲ تجربه کرده‌اند.

    ۵۰ میلیون تومان؛ توان پس‌انداز خانوارهای کشور در سال گذشته

    بررسی آمارهای مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۲ نشان می‌دهد استان یزد بیشترین اختلاف میان درآمد و هزینه را در سطح خانوار تجربه کرده است. بر اساس این آمار خانوارهای یزدی ۸۶ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان بیشتر از هزینه خود، درآمد کسب کرده‌اند. به عبارتی این میزان توان پس‌انداز خانوارهای یزدی بوده که امکان سرمایه‌گذاری را برای آن‌ها فراهم کرده است.

    پس از خانوارهای یزدی، خانوارهای ساکن در استان‌های آذربایجان شرقی و کهگیلویه و بویراحمد قرار گرفته‌اند که به ترتیب حدود ۷۸ میلیون تومان و ۷۲ میلیون تومان توان پس‌انداز در سال گذشته داشته‌اند.

    همه این‌ها در حالی است که میانگین توان پس انداز در خانوارهای کل کشور معادل ۵۰ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان بوده است.

    در سمت دیگر ماجرا سه استان سیستان و بلوچستان، بوشهر و کرمانشاه قرار دارند که کمترین توان پس‌انداز را در میان سایر استان‌ها تجربه‌ کرده‌اند. محاسبات حاکی از آن است که توان پس‌انداز خانوارهای ساکن سیستان و بلوچستان ۱۰ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان بوده است. خانوارهای بوشهری و کرمانشاهی نیز به ترتیب توان پس‌اندازی معادل «۱۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان» و «۱۸ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان»  داشته‌اند.

    نکته جالبی که در این آمارها قابل مشاهده بوده استان تهران است. با وجود اینکه پایتخت‌نشینان بیشترین سطح درآمد را در سال ۱۴۰۲ نسبت به سایر خانوارهای کشور داشته‌اند، اما هزینه‌کرد آن‌ها طی سال گذشته نیز زیاد بوده و توان پس‌اندازی معادل ۵۱ میلیون تومان را به ثبت رسانده است. به عبارتی یک خانوار تهرانی در سال گذشته به طور میانگین ۵۱ میلیون تومان مازاد درآمد نسبت به هزینه‌هایش داشته است.

  • دخل و خرج ایرانیان در شوک‌های اقتصادی

    دخل و خرج ایرانیان در شوک‌های اقتصادی

    به گزارش اقتصادران، روند نسبت متوسط هزینه به متوسط درآمد خانوارهای شهری و روستایی نشان می‌دهد در دوران رکود اقتصادی، وقتی درآمد مردم کاهش پیدا می‌کند، مردم سعی می‌کنند تا کمتر مصرف و هزینه‌های خود را کاهش دهند و آن را در همان سطح قبلی نگه دارند. به عبارتی دیگر، مردم مقدار مصرف و هزینه‌هایشان را کمتر از کاهش درآمدشان کاهش می‌دهند. به هنگام دوران رونق اقتصادی نیز عکس این موضوع اتفاق می‌افتد.

    نسبت متوسط هزینه به متوسط درآمد

    نسبت هزینه به درآمد می‌تواند شاخص مهمی برای بررسی وضعیت اقتصادی و رفاه خانوارها و درک بهتر توزیع درآمد و هزینه در جامعه باشد. اگر این نسبت کمتر از یک باشد، نشان می‌دهد خانوارها به طور متوسط درآمد بیشتری نسبت به هزینه‌هایشان دارند. این می‌تواند بیانگر پس‌انداز، سرمایه‌گذاری یا حتی بدهی‌های کمتر باشد.

    اگر نسبت هزینه به درآمد بیشتر از یک باشد، نشان می‌دهد خانوارها به طور متوسط هزینه‌های بیشتری نسبت به درآمدشان دارند. این می‌تواند به معنای استفاده از پس‌اندازها، گرفتن وام یا کاهش سطح زندگی باشد.

    نسبت هزینه به درآمد در دوران رکود

    نسبت متوسط هزینه به متوسط درآمد خانوارها در مناطق شهری و روستایی از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۱ بررسی شده است. متوسط هزینه خانوارهای شهری در این دوره ۱۳.۸ برابر و برای خانوارهای روستایی ۱۳.۳ برابر شده است. درآمد خانوارهای شهری نیز ۱۷.۸ برابر و خانوارهای روستایی ۱۸.۸ برابر شده است. با وجود آنکه در این دوره متوسط درآمد بیشتر از متوسط هزینه‌ها رشد کرده است، باز هم در دورانی مقدار متوسط هزینه بیشتر از متوسط درآمد بوده است.

    از سال ۸۸ تا ۹۲، نسبت متوسط هزینه به متوسط درآمد خانوارها در مناطق شهری و روستایی بیشتر از یک بوده است. بر اساس نظریه مصرف، از دلایل اصلی آن می‌توان به چسبندگی مصرف در دوران رکود اشاره کرد. از آنجایی که کشور ایران در این دوره درگیر تحریم‌های بین‌المللی بوده، نااطمینانی نیز افزایش پیدا کرده است. در چنین شرایطی، مردم مصرف در دوره فعلی را به مصرف در دوره آتی ترجیح می‌دهند. به عبارت دیگر، وقتی نااطمینانی در اقتصاد افزایش پیدا می‌کند، مردم از ترس اینکه نتوانند در دوره‌های بعدی با کیفیت فعلی خرید کنند، مصرفشان را در زمان حال افزایش می‌دهند. افزایش میزان مصرف باعث شده تا هزینه‌های خانوارها بالا برود. به همین دلیل، نسبت متوسط هزینه به متوسط درآمد خانوارها در این مدت افزایش یافته است.

    تاثیر تغییرات اقتصادی بر مصرف و هزینه خانوارها

    از سال ۹۳ نسبت متوسط هزینه به متوسط درآمد به زیر یک رسیده که توافق برجام نیز بر آن تاثیرگذار بوده است. روند نزولی این نسبت تا سال ۹۶ حفظ شده است. از سال ۹۴ و با امضای توافق برجام، دوره رونقی در اقتصاد کشور آغاز شده است. در این دوره، با افزایش درآمد متوسط خانوارها، میزان مصرف و هزینه‌هایشان را هم‌جهت با آن افزایش داده‌اند.

    با خروج آمریکا از توافق برجام، نسبت متوسط هزینه به متوسط درآمد افزایش یافته است. پس از آن، این روند تا سال ۱۴۰۱ به طور کلی نزولی بوده است. در سال ۹۹ نیز به دلیل محدودیت‌های کرونا، این نسبت برای خانوارهای روستایی بیشتر از خانوارهای شهری کاهش یافته است.

    به طور کلی، زمانی که اوضاع اقتصاد بد می‌شود و درآمد کاهش می‌یابد، مردم ابتدا پس‌انداز و سرمایه‌گذاری خود را کاهش می‌دهند و تا جای ممکن سعی می‌کنند میزان مصرف خود را کاهش کمتری بدهند و تغییرات سبد مصرفی‌شان را به حداقل برسانند. در واقع، مردم مصرفشان را کمتر از کاهش درآمدشان کاهش می‌دهند. وقتی وضعیت اقتصادی خوب است، عکس این سناریو اتفاق می‌افتد.

  • رشد 1.5 برابری هزينه خانوار طی سه سال گذشته

    رشد 1.5 برابری هزينه خانوار طی سه سال گذشته

    به گزارش اقتصادران، بررسي‌ داده‌هاي تازه‌اي كه مركز آمار ايران از شاخص قيمت مصرف‌كننده در ارديبهشت‌ماه ارايه كرده نشان مي‌دهد به‌ طور متوسط سطح تورم ايراني‌ها در 3 سال گذشته نزديك به 1.5 برابر شده است. اين در حالي است كه شوك قيمت‌ها در بخش كالاي خوراكي بيشتر است و به سمت 2‌برابر شدن ظرف سه‌سال رفته است. اما اين عدد از كجا آمده و فرمول آن چيست؟ داده‌هاي مركز آمار نشان مي‌دهد شاخص قيمت مصرف‌كننده براي خانوارهاي كشور در ارديبهشت‌ماه امسال به عدد 243 رسيده است. در اين اعداد و ارقام، قيمت سبد هر استان در سال پايه كه اكنون 1400 است، برابر ۱۰۰ در نظر گرفته مي‌شود.

    بنابراين وقتي سبد مصرفي كل كشور در ارديبهشت‌ماه به عدد ‌ 243 مي‌رسد، يعني قيمت سبد مصرفي خانوارها از سال 1400 تاكنون 143‌درصد رشد كرده و به عبارتي فقط در سه سال، حدود 1.5 برابر شده است. در بخش كالاي خوراكي عدد شاخص در ارديبهشت ماه 274.4 رسيده كه نشان مي‌دهد نزديك به 175 درصد در سه سال رشد تورم ايجاد شده است. در بخش كالاي خوراكي و خدمات نيز عدد شاخص به حدود 230 رسيده و نشانگر 1.3 برابر شدن سطح تورم ايراني‌ها در اين بخش است.

    البته بايد توجه داشت كه 1.5 برابر شدن تورم در عرض سه سال، به مدد تغيير «سال پايه» به دست آمده است. مركز آمار سال گذشته با تاخير در اعلام نرخ تورم، دليل آن را «تغيير سال پايه»‌ از 1395 به 1400 عنوان و هدف از اين كار را « فراهم شدن امكان محاسبه واقعي‌تر نرخ تورم » ذكر كرد.

    اتفاقي كه در سال‌هاي گذشته نيز رخ داده بود. اولين‌بار، بانك ملي ايران در سال 1315، محاسبه شاخص هزينه زندگي و شاخص بهاي عمده‌فروشي كالاها را در نقاط شهري آغاز كرد. در سال 1338، با تغيير سال پايه، محاسبه شاخص هزينه زندگي و شاخص بهاي عمده‌فروشي كالاها مورد تجديدنظر قرار گرفت و با تاسيس بانك مركزي ايران در سال 1339، مسووليت تهيه شاخص‌هاي مذكور، به اين بانك محول شد. بانك مركزي ايران، با توجه به تغييرات قابل ملاحظه در الگوي مصرف خانوارها و تركيب هزينه آنها، سال 1348 را سال پايه قرار داد.

    در سال 1353 سال پايه به اين سال تغيير كرد. در سال 1361، ايـن سال به عنـوان سال پايه انتخـاب شـد و تجديدنظر در زمينه محاسبه شاخص‌هاي مذكور به عمل آمد. بانك مركزي در سال 1378، سال پايه را از سال 1369 به سـال 1376 تغييـر داد. در سال 1391 اطلاعات اين شاخص براساس سال پايه 1390 توسط دفتر شاخص قيمت مركز آمار ايران محاسبه و در سالنامه آماري كشور قرار گرفته و منتشر مي‌شود. سپس سال مبنا 1395 تعيين شد و دست آخر همين يك سال پيش، ‌سال پايه به 1400 تغيير پيدا كرد.

    از اين تحولات دو چيز بيش از همه ديده مي‌شود: اول «تورم مزمن» اقتصاد ايران است كه بيش از سه دهه ادامه يافته و تلاش‌هاي دولت‌هاي مختلف براي پايين كشيدن آن، به كاهش مقطعي تورم در يك يا دو سال انجاميده و در بقيه سال‌ها، همواره در عددي بالاي 20 يا 30 درصد حركت كرده است. نكته دوم، ‌تغيير سال پايه است كه به گونه خاصي، تورم به وجود آمده را در «عدد»‌اعلام شده پايين‌تر نگه مي‌دارد اما مردم عادي به خوبي آن را لمس مي‌كنند.

    به طور مثال، ‌مردم مي‌بينند كه يك دستگاه خودروي پرايد در سال 87 به قيمت 7 ميليون تومان فروخته مي‌شد و الان بايد بالاي 300 ميليون تومان براي آن پرداخت كرد. يا مثلا قيمت يك كيلو گوشت قرمز در سال 95 حدود 15 هزار تومان بوده و الان بالاي 600 هزار تومان است. ممكن است كه روي كاغذ و عددهاي اعلام شده، تورم و ميزان چند برابر شدن قيمت‌ها پايين باشد؛ ‌اما سطح عمومي قيمت رشد كرده و به رشد خود هم ادامه مي‌دهد.

    شرايط پيچيده تورم در استان ها

    اما با همين فرمول مي‌توان ديد كه ميزان تورم در 19 استان كشور بالاتر از سطح متوسط كل كشور است. هرچند شتاب رشد قيمت‌ها در اين 3 سال متفاوت بوده است. مثلا در استان مركزي يزد قيمت سبد مصرفي خانوار‌ها بيش از 170 درصد در اين 3 سال رشد كرده. يا در استان مجاور يعني اصفهان، اين عدد 158 درصد بوده است. در استان‌هايي مانند آذربايجان غربي با رشد بيش از 157 درصدي روبه‌رو بوده‌ايم و در كرمانشاه يا كردستان رشد نزديك به 160 درصدي در اين 3 سال رخ داده است.

    در عين حال در يكسري استان‌ها نيز ارقام پايين‌تر بوده است. استان‌هايي مانند خوزستان، سمنان، قم، تهران، مازندران و حتي بوشهر در اين 3 سال با شتاب كمتري در افزايش قيمت سبد مصرفي خانوارها روبه‌رو شده‌اند. مثلا در استان تهران، ميزان افزايش قيمت سبد مصرفي خانوار از سال 1400 تاكنون 130 درصد بوده. يا در قم، اين عدد 145.1درصد شده است. البته نبايد يك نگاه كلي به اين موضوع داشت و تصور كرد كه سطح قيمت‌ها در بعضي استان‌ها پايين‌تر از استان‌هاي ديگر بوده، چراكه ممكن است به دليل قيمت بالاي كالاها در اين استان‌ها، سطح تقاضا و خريد ساكنان پايين آمده و از شتاب رشد قيمت جلوگيري كرده باشد.

    شوك گراني 3‌ساله

    به نظر مي‌رسد بخش بزرگي از افزايش سطح تورم عمومي پس از حذف ارز ترجيحي 4200 توماني و جايگزين كردن آن با عددي بالاتر (28500 تومان) در سال 1401 و با عنوان «جراحي اقتصادي»‌رخ داده است. در بسياري از گروه‌هاي كالايي 1.5 تا 2.5 برابر شدن سطح تورم كشور در 3‌سال اخير مشهود است. در گروه خوراكي‌ها و آشاميدني‌ها سطح تورم 3سال گذشته 1.7 درصد رشد كرده .

    سطح تورم گروه كالايي گوشت قرمز و گوشت ماكيان 2.7 برابر در اين 3‌سال رشد داشته است. تورم 3‌ساله در بخش روغن و چربي‌ها 2.7 برابر شده و دربخش چاي و قهوه نزديك به دو برابر شده است. در گروه كالايي پوشاك و كفش سطح تورم در سه سال 1.6 برابر شده است. در حوزه اجاره مسكن اين عدد 1.2 برابر شده است. در بخش بهداشت و درمان تورم در 3 سال نزديك به 1.5 برابر شده و تورم بخش «استفاده از حمل و نقل عمومي»‌در اين3 سال دو برابر شده است. اما نكته جالب، بخش‌هايي مانند تفريح يا هتل‌داري و رستوران‌داري است. تورم بخش تفريح و فرهنگ در اين 3 سال 1.3 برابر شده و تورم حوزه هتل‌داري و رستوران 2.5 برابر طي سال گذشته رشد كرده است.

  • سهم نان در سفره خانوارهای ایرانی کوچک و کوچکتر می شود

    سهم نان در سفره خانوارهای ایرانی کوچک و کوچکتر می شود

    به گزارش اقتصادران، براساس داده‌های هزینه-درآمد مرکز آمار ایران، سهم نان از سبد هزینه‌های خانوار در مناطق شهری به‌طورمیانگین ۱/۲ درصد و در مناطق روستایی ۱/۸ درصد است.

    این داده‌ها نشان می‌دهد در مناطق شهری سهم نان از هزینه‌های دهک اول ۲/۴ درصد، دهک دوم ۱/۹، دهک سوم ۱/۷ درصد و دهک‌های چهارم تا هفتم بین ۱/۵ تا ۱/۲ درصد است. این میزان برای دهک هشتم شهری ۱ درصد و برای دهک‌های نهم و دهک زیر یک درصد یعنی ۰/۸ و ۰/۶ است.

    در مناطق روستایی نیز بالاترین مقدار سهم نان از هزینه‌های خانوار مربوط به دهک‌های اول تا چهارم با ۳/۱، ۲/۸ و ۲/۴  درصد است. این میزان برای دهک پنجم تا هفتم حدود ۲ درصد و برای دهک‌های هشتم تا دهم نیز بین ۱/۶ تا ۱/۲درصد است.