برچسب: هدفمندی یارانه ها

  • جیب خالی دولت / خزانه‌داری کل کشور به کسری مالی بی‌سابقه‌ رسید

    جیب خالی دولت / خزانه‌داری کل کشور به کسری مالی بی‌سابقه‌ رسید

    به گزارش اقتصادران، در سالی که دولت وعده «کنترل کسری بودجه» می‌داد، خزانه‌داری کل کشور با واقعیتی روبه‌رو شد که در هیچ سناریوی خوشبینانه‌ای پیش‌بینی نشده بود؛ کسری مالی بی‌سابقه‌ای که تنها با «پول فردا» قابل مدیریت بود. تازه‌ترین گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد بودجه۱۴۰۳ نه با اتکای به منابع واقعی بلکه با استقراض سنگین، برداشت‌های فرابودجه‌ای و فروش تعهدات آینده سر پا نگه داشته شد؛ روایتی که ابعاد آن تصویر دقیقی از شکنندگی مالی دولت در سال گذشته ارائه می‌دهد.

    براساس این گزارش، کسری عملکرد مالی دولت در سال۱۴۰۳ به ۷۹۱‌هزار‌میلیارد تومان رسید؛ رقمی‌که معادل ۲۵‌درصد کل منابع عمومی است و در هیچ‌یک از ستون‌های اصلی بودجه نه نفت، نه مولدسازی و نه فروش دارایی‌ها پشتوانه کافی برای آن وجود نداشت. برای پوشش این شکاف، دولت ناچار شد ۲۷۰‌هزار‌میلیارد تومان اوراق مازاد منتشر، ۴۶۱‌هزار‌میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی برداشت و به‌علاوه از ۴۰‌هزار‌میلیارد تومان تنخواه بانک مرکزی و ۳۵‌هزار‌میلیارد تومان برداشت از حساب شرکت‌های دولتی استفاده کند. نتیجه نهایی این اقدامات، رساندن دریافتی خزانه‌داری به ۳۰۹۰همت بود یعنی ۱۲۱‌درصد سقف مصوب بودجه.

    یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های این گزارش اما سهم کسری هدفمندی یارانه‌هاست: ۳۸‌درصد از کل کسری بودجه عمومی فقط به‌دلیل ناترازی یارانه‌ها ایجاد شده است.

    دولت برای جلوگیری از توقف پرداخت‌ها، ۳۰۵‌هزار‌میلیارد تومان از محل خزانه عمومی به سازمان هدفمندی تزریق کرد؛ هزینه‌ای که عملا هیچ منبع پایداری برای آن تعریف نشده و ادامه این روند، کسری سال‌های آینده را تشدید خواهد کرد. در سوی دیگر، هرچند درآمدهای پایدار دولت(مالیات، گمرک و سایر درآمدها) عملکردی چشمگیر داشتند و با رشد ۵۰‌درصدی به ۱۰۳‌درصد رقم مصوب رسیدند اما این موفقیت نیز نتوانست شکاف بزرگ ناشی از تحقق فقط ۵۸‌درصدی واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای را جبران کند؛ ردیفی که عمدتا از نفت و فروش اموال تشکیل می‌شود و ستون دوم منابع دولت است.

    مولدسازی نیز عملا نقشی در تامین بودجه نداشت و از ۶۲ همت مصوب، فقط ۶همت محقق شد. در بخش مصارف، وضعیت پیچیده‌تر شد. مصارف جاری دولت به ۱۱۱‌درصد سقف بودجه رسید و مخارج عمرانی نیز تنها با تزریق منابع اضافی و اتکای شدید به صندوق توسعه ملی توانستند ۱۰۸‌درصد تحقق یابند. در مجموع نیمی از بودجه۱۴۰۳ از مسیر منابع پایدار تامین شد و نیم دیگر از مسیر استقراض، فروش تعهدات و برداشت از ذخایر ملی. روایتی که از دل این اعداد بیرون می‌آید روشن است: بودجه۱۴۰۳ نه با منابع سال بلکه با منابع سال‌های آینده اداره شد و این پیام هشدارآمیز را به‌همراه دارد که بدون اصلاحات ساختاری، «پول فردا» همیشه پشتوانه امروز نخواهد ماند.

    ۷۹۱ همت کسری؛ بودجه‌ای که با مُسکن اداره شد

    کسری ۷۹۱‌هزار‌میلیارد تومانی بودجه۱۴۰۳ فقط یک عدد بزرگ در گزارش‌های مالی نیست؛ نشانه پدیدار شدن یک الگوی خطرناک در شیوه اداره مالی کشور است. آنچه این کسری را از سال‌های قبل متمایز می‌کند، نه حجم آن بلکه نوع تامین آن است؛ مسیری که بودجه ایران را هر سال بیشتر به «منابع اضطراری» وابسته می‌کند و توان برنامه‌ریزی بلندمدت دولت را کاهش می‌دهد. در ظاهر دولت توانست با مجموعه‌ای از ابزارهای فوری- از انتشار اوراق مازاد تا برداشت از صندوق توسعه ملی و استفاده از تنخواه- این شکاف را بپوشاند اما واقعیت این است که اتکا به این ابزارها عملا جایگزین اصلاح ساختار بودجه شده است.

    کسری۱۴۰۳ از سه جهت هشداردهنده است: نخست، کسری انباشته‌ای است که پشتوانه تولیدی ندارد. بخش اصلی آن از منابعی تامین شده که یا بدهی قطعی برای آینده ایجاد یا ذخایر بین‌نسلی را مصرف می‌کنند. این یعنی هزینه اداره دولت امروز، به‌جای اصلاح، به تعویق افتاده است. دوم، کسری ناشی از ناترازی‌های پایدار است؛ از جمله فشار صندوق‌های بازنشستگی، رشد هزینه‌های جاری و ساختار معیوب هدفمندی یارانه‌ها. تا زمانی که این ریشه‌ها اصلاح نشوند، هر سال همین حجم – بزرگ‌تر- تکرار خواهد شد. سوم، کسری بودجه فضای مانور دولت در سال بعد را تنگ‌تر می‌کند. افزایش بدهی، رشد هزینه بهره اوراق و کاهش ذخایر صندوق توسعه، بودجه۱۴۰۴ را پیشاپیش تحت فشار قرار داده است.

    با رشد ۵۶‌درصدی مالیات، خزانه اما همچنان خالی در نگاه اول، عملکرد مالیاتی دولت در سال۱۴۰۳ می‌تواند نشانه‌ای از یک موفقیت بزرگ تلقی شود؛ رشد ۵۶‌درصدی درآمدهای مالیاتی و گمرکی آن‌هم در شرایط رکود تولید، محدودیت واردات و تضعیف پایه‌های سنتی درآمدی، اتفاقی معمولی نیست. مطابق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، سازمان امور مالیاتی و گمرک در سال گذشته نه‌تنها به سقف مصوب رسیدند بلکه از آن فراتر رفتند به‌طوری‌که بخش مالیاتی دقیقا ۱۰۰‌درصد رقم مصوب را محقق کرد و در بسیاری از ردیف‌ها حتی بیش‌ازحد انتظار عمل شد این «خبر خوب» اما فقط نیمی از واقعیت بودجه۱۴۰۳ است؛ نیمه‌ای که در برابر موج بزرگ هزینه‌ها عملا رنگ می‌بازد.

    مشکل اصلی از جایی آغاز شد که درآمدهای پایدار، هرچقدر هم رشد کنند، توان مقابله با رشد هزینه‌های دولت را ندارند. در سال۱۴۰۳، هزینه‌های جاری دولت از حقوق و مزایا تا اعتبارات صندوق‌های بازنشستگی به رقم ۲۸۹۰‌هزار‌میلیارد تومان نزدیک شد و ۱۱۱‌درصد سقف مصوب را پشت سر گذاشت. در چنین ساختاری حتی رشد قابل‌تحسین مالیات هم نمی‌تواند بار افزایش هزینه‌های حکمرانی، یارانه‌های نقدی و تعهدات صندوق‌ها را به دوش بکشد. به تعبیر گزارش مرکز پژوهش‌ها، نسبت درآمد به هزینه همچنان در محدوده ۷۰‌درصد باقی مانده یعنی ۳۰‌درصد از هزینه‌های جاری هیچ پشتوانه پایداری ندارد و باید از مسیرهای غیرپایدار تامین شود.

    همزمان، سه ستون مهم دیگر منابع نفت، فروش دارایی‌ها و مولدسازی تقریبا فرو ریختند. درآمد نفت فقط ۵۸‌درصد محقق شد، مولدسازی نزدیک به صفر بود و فروش دارایی‌ها به ۱۰‌درصد رقم مصوب رسید. نتیجه روشن است: خزانه اگرچه از محل مالیات‌ها بهتر از گذشته پر شد اما در برابر حجم هزینه‌ها و سقوط سایر منابع، عملا خالی ماند و دولت ناچار شد همان مسیر همیشگی را تکرار کند: استقراض ۴۶۱همتی از صندوق توسعه ملی، انتشار ۲۵۵همتی اوراق مازاد و استفاده از تنخواه بانک مرکزی. به بیان دیگر، رشد مالیات فقط سرعت سقوط را کند کرد اما مانع سقوط نشد. در اقتصادی که دوسوم هزینه‌های دولت ماهیت «اجتناب‌ناپذیر» دارند و یکی از بزرگ‌ترین چاله‌های آن هدفمندی یارانه‌ها به‌تنهایی ۳۸‌درصد کل کسری بودجه را ایجاد می‌کند، افزایش مالیاتبه این سطح چشمگیر تنها یک «ترمیم سطحی» محسوب می‌شود.

    نفت۱۴۰۳؛ خوش‌بینی روی کاغذ، کم‌تحقق در واقعیت

    در قانون بودجه۱۴۰۳، ردیف واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای شامل نفت، میعانات، گاز طبیعی و فروش دارایی‌های منقول و غیرمنقول به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی تامین منابع دیده شده بود. قرار بود دولت از این محل ۶۴۴‌هزار‌میلیارد تومان به خزانه واریز کند؛ رقمی بزرگ، خوشبینانه و متکی بر فرض‌هایی که تنها در بهترین سناریو ممکن بود محقق شود آنچه اما در عمل رخ داد، مطابق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، چیزی کمتر از ۳۷۳‌هزار‌میلیارد تومان بود یعنی فقط ۵۸‌درصد رقم مصوب.

    این شکاف صرفا محدود به نفت‌خام نبود، هرچند نفت همچنان سهم اصلی را دارد. صادرات نفت‌خام تنها ۶۳‌درصد رقم مصوب را محقق، صادرات میعانات گازی به ۳۱‌درصد سقوط و خوراک پتروشیمی‌ها نیز به‌دلیل تهاتر با سوخت داخلی کمتر از انتظار درآمد ایجاد کرد.

    در کنار این موارد، بخش «مولدسازی و فروش اموال دولت» نیز عملا ناکام ماند: از ۶۲ همت مصوب، فقط ۶همت محقق شد یعنی کمتر از ۱۰درصد. این مجموعه نشان می‌دهد که مشکل فقط خوش‌بینی نفتی نیست بلکه خوش‌بینی ساختاری نسبت‌به توان فروش دارایی‌های سرمایه‌ای دولت است.

    اتکای بیش از حد به ارقام بزرگ و غیرواقع‌بینانه در بازاری که هم تحت تحریم است و هم پرنوسان دولت را در میانه سال با کمبود جدی منابع نقدی مواجه کرد. ماجرا زمانی خطرناک‌تر می‌شود که بدانیم ۲۷‌درصد منابع عمومی مستقیما از مسیر واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای تامین می‌شود. وقتی تنها نیمی از این منابع محقق شود، تراز مالی دولت فورا دچار ناترازی می‌شود و دولت به ابزارهای اضطراری پناه می‌برد. همین اتفاق در ۱۴۰۳ رخ داد: برای پوشش خلأ ناشی از تحقق پایین منابع سرمایه‌ای، دولت ناچار شد ۴۶۱‌هزار‌میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی برداشت و ۲۵۵‌هزار‌میلیارد تومان اوراق مازاد منتشر کند یعنی تامین مالی امروز با بدهی فردا. به بیان روشن‌تر، ستون دارایی‌های سرمایه‌ای بودجه اعم از نفت و فروش اموال در سال۱۴۰۳ بیش از آنکه منبع پایدار باشد، یک فرض خوشبینانه روی کاغذ بود. تجربه امسال نشان داد تا زمانی که تخمین این منابع بر سناریوهای واقعی بازار انرژی و ظرفیت حقیقی مولدسازی استوار نشود، ناترازی بودجه تکرار می‌شود و اقتصاد ایران میان امیدهای نفتی و واقعیت درآمدی نوسان خواهد کرد.

    هدفمندی؛ بزرگ‌ترین چاله تراز مالی دولت

    درحالی‌که بحث کسری بودجه معمولا به سمت نفت، مالیات یا فروش اوراق می‌رود، گزارش جدید مرکز پژوهش‌های مجلس نکته‌ای را آشکار می‌کند که کمتر در مرکز توجه بوده اما بیشترین سهم را در ناترازی مالی دولت دارد. «هدفمندی یارانه‌ها» اکنون به بزرگ‌ترین چاله تراز بودجه تبدیل شده است. مطابق این گزارش، تنها در سال۱۴۰۳، ۸‌۳درصد کل کسری بودجه عمومی به‌طور مستقیم از ناترازی سازمان هدفمندی یارانه‌ها ایجاد شده؛ رقمی که عملا این بخش را به یکی از سنگین‌ترین بارهای مالی دولت بدل کرده است.

    در ظاهر، قانون هدفمندی یارانه‌ها باید یک سازوکار «خودتامین» باشد؛ منابع حاصل از اصلاح قیمت حامل‌های انرژی و سایر ردیف‌ها باید هزینه پرداخت یارانه‌ها را پوشش دهد. آنچه اما در ۱۴۰۳ رخ داد تقریبا خلاف این منطق بود. درآمدهای هدفمندی کمتر از پیش‌بینی‌ها محقق شد از جمله به‌دلیل جهش مصرف انرژی، افزایش واردات بنزین، تداوم قیمت‌گذاری دستوری و عدم اصلاح نرخ‌های انرژی در حالی که هزینه‌ها در مسیر افزایشی و غیرقابل کنترل پیش رفتند: یارانه نقدی، خرید تضمینی گندم، یارانه دارو، حمایت معیشتی کالابرگ و سایر پرداخت‌هایی که به‌صورت ماهانه و بدون امکان تعویق انجام می‌شوند.

    نتیجه روشن بود: سازمان هدفمندی در سال۱۴۰۳ با کسری سنگین مواجه و دولت مجبور شد از محل خزانه عمومی ۳۰۵‌هزار‌میلیارد تومان به این سازمان تزریق کند؛ رقمی‌که در گزارش مرکز پژوهش‌ها به‌عنوان بخش عمده پرداخت‌های فرابودجه‌ای ثبت شده است. این تزریق عظیم تنها برای جلوگیری از توقف پرداخت‌ها و ایفای تعهدات جاری انجام شد؛ تعهداتی که بخش مهم آنها هیچ ارتباط مستقیمی با منابع پایداری ندارند.

    پیامد این وضعیت اما بسیار فراتر از یک عدم توازن ساده است. نخست آنکه هدفمندی، کسری ساختاری بودجه را تشدید می‌کند. وقتی بخشی از هزینه‌های دولت بدون پشتوانه درآمدی ادامه می‌یابد، فشار به منابع عمومی افزایش می‌یابد و دولت ناچار می‌شود به ابزارهای غیرپایدار مانند برداشت از صندوق توسعه ملی، انتشار اوراق بدهی و استفاده از تنخواه بانک مرکزی متوسل شود؛ دقیقا همان مسیری که در سال۱۴۰۳ طی شد. دوم آنکه این ناترازی هر سال بدهی پنهان و آشکار دولت را بزرگ‌تر و بار مالی آینده را سنگین‌تر می‌کند.

    درواقع گزارش مرکز پژوهش‌ها یک حقیقت تلخ را برجسته می‌کند: اگر در بخش هدفمندی یارانه‌ها اصلاحات جدی صورت نگیرد از واقعی‌سازی تدریجی قیمت انرژی تا بازطراحی نظام حمایتی حتی رشد درآمدهای مالیاتی یا بهبود عملکرد نفتی نیز قادر به پر کردن این چاله نخواهد بود. هدفمندی امروز نه‌تنها یک سیاست اجتماعی پرهزینه است بلکه محور اصلی ناترازی بودجه و منشأ بخشی از بی‌ثباتی مالی دولت شده است.

    صندوق توسعه ملی؛ حساب ذخیره‌ای که جای بودجه را گرفت

    در سالی که منابع مصوب بودجه یکی پس از دیگری از تحقق بازماندند، دولت به ابزاری تکیه کرد که فلسفه وجودی‌اش دقیقا عکسِ آن چیزی است که اکنون برایش استفاده می‌شود: صندوق توسعه ملی؛ صندوقی که قرار بود ذخیره نسل‌های آینده باشد اما در عمل به «حساب جاری» دولت تبدیل شد. گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد تنها در سال۱۴۰۳ حدود ۴۶۱‌هزار‌میلیارد تومان از منابع این صندوق برای پوشش هزینه‌های دولت برداشت شده است؛ رقمی بی‌سابقه که جایگاه صندوق را عملا از «پشتوانه توسعه» به «تکمیل‌کننده بودجه» تغییر می‌دهد. این استقراض سنگین فقط برای یک هدف مشخص نبود. بخشی از این منابع مستقیما صرف پرداخت هزینه‌های جاری شد؛ هزینه‌هایی که بنابر ماهیت‌شان نه قابل‌تعویق هستند و نه قابل کاهش در کوتاه‌مدت از پرداخت مستمری‌ها و یارانه‌ها تا تامین اعتبارات ضروری دستگاه‌ها. بخش دیگری نیز برای جلوگیری از توقف طرح‌های عمرانی به کار رفت. دولت در سال۱۴۰۳ برای آنکه طرح‌های عمرانی نیمه‌تمام متوقف نشوند، به استقراض از صندوق توسعه متوسل شد زیرا اعتبارات عمرانی مصوب به‌تنهایی کفاف اجرای پروژه‌ها را نداشت.

    آنچه اما این وضعیت را نگران‌کننده‌تر می کند «چرخه وابستگی» است؛ چرخه‌ای که در آن دولت هر سال ردیف‌های درآمدی خوشبینانه تصویب می‌کند، منابع محقق نمی‌شوند، هزینه‌ها از سقف عبور می‌کنند و درنهایت صندوق توسعه ملی نقش «دست آخر بودجه» را بازی می‌کند. این چرخه هم نه‌تنها ذخایر بین‌نسلی را تهی بلکه بدهی پنهان ایجاد می‌کند چراکه این برداشت‌ها به‌ویژه برداشت‌های مبتنی بر استقراض، باید در سال‌های بعد بازپرداخت شوند.

    هزینه‌ها از سقف گذشتند منابع از هدف عقب ماندند

    سال۱۴۰۳ یکی از شفاف‌ترین نمونه‌های «گسست منابع و مصارف» در بودجه عمومی بود؛ شکافی که گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس آن را به‌روشنی نشان می‌دهد: منابع فقط ۹۰‌درصد محقق شدند اما مصارف تا ۱۰۹‌درصد از سقف مصوب فراتر رفتند. این عدم‌توازن، نه ناشی از یک شوک مقطعی بلکه حاصل یک ساختار بودجه‌ای است که هرسال بیش‌برآورد منابع و کم‌برآورد هزینه‌ها را تکرار می‌کند.

    در بخش منابع، عملکرد مالیاتی و گمرکی با رشد چشمگیر ۵۶درصدی، نقطه روشن بودجه۱۴۰۳ بود. این موفقیت اما نتوانست افت سایر ستون‌های درآمدی را جبران کند. درآمد نفت تنها ۵۸‌درصد رقم مصوب را محقق کرد، مولدسازی عملا بی‌اثر بود، فروش دارایی‌ها به ۱۰‌درصد رسید و بخشی از منابع پیش‌بینی‌شده هیچ‌گاه به خزانه وارد نشد. نتیجه آن شد که سرجمع منابع مصوب۲۵۶۲ همت به ۲۲۹۹همت محدود ماند؛ فاصله‌ای که در یک بودجه متکی به تعهدات قطعی، اثر خود را خیلی سریع نشان می‌دهد.

    در مقابل، دولت با شبکه‌ای از هزینه‌های اجتناب‌ناپذیر مواجه بود: حقوق و مزایا، صندوق‌های بازنشستگی، یارانه‌ها، اعتبارات استانی و ردیف‌های تکلیفی. همین تعهدات باعث شد مصارف عمومی نه‌تنها کاهش نیابند بلکه تا ۲۷۸۵ همت بالا بروند و ۹‌درصد بیش از سقف پرداخت شوند. حتی این عدد نیز تصویر کامل را نشان نمی‌دهد زیرا دولت مجبور شد ۳۰۵همت دیگر برای جبران کسری هدفمندی یارانه‌ها هزینه کند. به این ترتیب مجموع پرداختی‌ها به ۳۰۹۰ همت رسید یعنی۱۲۱‌درصد سقف بودجه.

    این ناترازی دولت را به همان نقطه‌ای رساند که تکرار آن نگران‌کننده شده است: پوشش کسری با استقراض. فاصله منابع و مصارف با ۲۵۵همت اوراق مازاد، ۴۶۱ همت برداشت از صندوق توسعه ملی، ۴۰همت تنخواه بانک مرکزی و سایر منابع فرابودجه‌ای جبران شد. به تعبیر گزارش مرکز پژوهش‌ها، «تحقق بالای مصارف نه نشانه توان مالی دولت بلکه نشانه اتکا به روش‌های ناپایدار برای تامین بودجه است.» ترکیب ۹۰‌درصد تحقق منابع و ۱۰۹‌درصد تحقق مصارف نشان می‌دهد که مساله اصلی بودجه۱۴۰۳ «ریزش درآمدی» نبود بلکه اصرار به هزینه‌کرد فراتر از ظرفیت واقعی اقتصاد بود؛ مساله‌ای که بدون اصلاح ساختار، در سال‌های آینده نیز تکرار خواهد شد.

    اوراق بدهی؛ تکیه‌گاه جدید بودجه در عصر تحریم

    در سالی که درآمدهای نفتی کمتر از نصف رقم مصوب تحقق یافت و مولدسازی و فروش دارایی‌ها عملا نقشی در تامین منابع نداشتند، بودجه۱۴۰۳ بیش از هر زمان دیگری بر یک ابزار تکیه کرد: اوراق بدهی. گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد دولت در این سال در مجموع بیش از ۷۰۰‌هزار‌میلیارد تومان از طریق اوراق مالی تامین کرد؛ رقمی که نشان می‌دهد اوراق بدهی دیگر یک «ابزار جانبی» نیست بلکه به تکیه‌گاه اصلی بودجه در عصر تحریم تبدیل شده است.

    عملکرد اوراق بدهی در ۱۴۰۳ دو بخش روشن دارد: نخست، فروش ۴۵۲‌هزار‌میلیارد تومان اوراق نقدی از طریق حراج‌های هفتگی بانک مرکزی؛ اوراقی که به‌صورت مستقیم نقدینگی وارد خزانه کرد و درواقع موتور اصلی تامین مالی دولت در میانه سال بود. دوم، انتشار ۲۵۵‌هزار‌میلیارد تومان اوراق مازاد بر سقف مصوب با مجوز شورای‌عالی هماهنگی اقتصادی؛ اقدامی که به‌طور کامل خارج از چارچوب قانون بودجه انجام شد و به‌نوعی «فرابودجه‌ای شدن بدهی دولت» را تقویت کرد.

    نقطه مهم‌تر اما ترکیب استفاده از این منابع است. بخشی از اوراق نقدی صرف پرداخت هزینه‌های جاری شد؛ هزینه‌هایی که هیچ بازده اقتصادی مستقیم ندارند و تنها دولت را در مسیر بدهی بیشتر قرار می‌دهند. بخش دیگری نیز برای پوشش اعتبارات عمرانی به کار رفت تا طرح‌های نیمه‌تمام متوقف نشوند. در هر دو حالت، اوراق بدهی نه برای سرمایه‌گذاری مولد بلکه برای جلوگیری از ناترازی‌های فوری و پایان‌سال به ‌کار گرفته شدند.

    این روند یک پیام روشن دارد: در شرایط تحریم اوراق بدهی جایگزین نفت شده‌اند. همان‌گونه که درآمد نفت پس از ۱۳۹۷ افت کرد و سهمش در بودجه کاهش یافت، اوراق بدهی به‌تدریج سهم خود را افزایش دادند و اکنون در کنار صندوق توسعه ملی، یکی از دو منبع اصلی پوشش کسری هستند اما برخلاف نفت، اوراق بدهی به معنای «تعهد قطعی آینده» است؛ تعهدی که شامل اصل و سود است و سال‌های بعد از بودجه طلب می‌کند.

    گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس هشدار می‌دهد که اگر انتشار اوراق مازاد به یک رویه سالانه تبدیل شود، نسبت بدهی دولت به سرعت افزایش یافته و فضای مالی آینده محدودتر خواهد شد. تجربه۱۴۰۳ نشان داد که در عصر تحریم، اوراق بدهی یک ابزار ضروری است اما اگر به ستون ثابت بودجه تبدیل شود، پایداری مالی دولت را به خطر خواهد انداخت.

    کسری عملیاتی؛ گره‌ای که هر سال کورتر می‌شود

    کسری عملیاتی در بودجه ایران دیگر یک نوسان مقطعی نیست؛ به یک مشکل مزمن و ساختاری تبدیل شده است. براساس داده‌های گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، نسبت «درآمدهای پایدار» دولت به «هزینه‌های جاری» در سال۱۴۰۳ همچنان در حدود ۷۰‌درصد باقی مانده است. این یعنی حتی با رشد خیره‌کننده مالیات، هنوز ۳۰‌درصد هزینه‌های روزمره دولت بدون منبع پایدار تامین می‌شود و ناچار از مسیرهایی چون استقراض، اوراق بدهی یا برداشت از صندوق توسعه ملی پوشش می‌یابد.

    کسری عملیاتی سال۱۴۰۳ به ۷۵۲‌هزار‌میلیارد تومان رسید؛ رقمی که به‌خوبی نشان می‌دهد وضعیت مالی دولت حتی برای اداره امور جاری نیز کفایت نمی‌کند. این گره هر سال کورتر شده زیرا از یک‌سو هزینه‌های اجتناب‌ناپذیر مانند حقوق کارکنان، مستمری بازنشستگان و یارانه‌ها رشد پیوسته دارند و از سوی دیگر درآمدهای پایدار هرچند افزایش‌یافته هنوز با حجم هزینه‌ها تناسبی ندارد.

    نتیجه این ناترازی روشن است: دولت برای جبران شکاف عملیاتی، به منابع غیرپایدار روی آورده است؛ از انتشار اوراق مازاد و استقراض سنگین از صندوق توسعه گرفته تا استفاده از تنخواه بانک مرکزی.  این شیوه‌ها نه‌تنها مشکل را حل نمی‌کنند بلکه کسری سال‌های بعد را بزرگ‌تر می‌‌کنند. در جمع‌بندی، تصویر کسری عملیاتی در سال۱۴۰۳ تنها یک گزارش مالی نیست؛ هشداری درباره مسیر آینده اقتصاد ایران است. بدون اصلاح هزینه‌ها و تقویت پایه‌های درآمدی، این گره هر سال محکم‌تر می‌شود و پایداری مالی دولت را با تهدیدی جدی روبه‌رو خواهد کرد.

     

  • هدفمندی یارانه‌ها در دام کسری بودجه ۲۲۰ هزار میلیارد تومانی!

    هدفمندی یارانه‌ها در دام کسری بودجه ۲۲۰ هزار میلیارد تومانی!

    به گزارش اقتصادران، مرکز پژوهش‌های مجلس پیش‌بینی کرده که کسری بودجه هدفمندی در سال آینده به حدود ۲۲۰ هزار میلیارد تومان برسد که از نظر این نهاد پژوهشی، این رقم ۲۲۰ هزار میلیارد تومانی، با عدم تخصیص برخی ردیف‌های مصارف پوشش داده خواهد شد. بازوی پژوهشی مجلس این پیشنهاد را ارایه کرده که دولت بهتر است برای تامین این میزان کسری بودجه، دست به اصلاحات در سیاست‌های قیمت‌گذاری حامل‌های انرژی و رونق بهینه‌سازی مصرف انرژی از طریق توسعه بازار بهینه‌سازی مصرف انرژی بزند. بودجه هدفمندی یارانه‌ها از یک سو در سمت منابع به سیاست‌های دولت در حوزه انرژی گره خورده است و از سوی دیگر، در بخش مصارف به سیاست‌های حمایتی مهمی مانند، خرید تضمینی گندم، یارانه گندم، یارانه نقدی و کالابرگ و یارانه دارو ارتباط دارد. اولین پیامد عدم برقراری تعادل میان منابع و مصارف هدفمندی یارانه‌ها، آسیب رسانی به حوزه‌های مذکور است. کما اینکه در سال‌های اخیر، تامین منابع هدفمندی یارانه‌ها در طول سال به یک چالش جدی تبدیل شده و به انضباط مالی دولت، بهینه‌سازی انرژی و سرمایه‌گذاری در حوزه نفت و گاز آسیب‌های قابل توجهی وارد کرده است.

    چرا سقف منابع هدفمندی یارانه رشد کرد؟

    منابع هدفمندی یارانه‌ها ابتدا معادل ۹۲۳ هزار میلیارد تومان بود که با تصویب احکام مختلف در مجلس، سقف بودجه هدفمندی ۱۲۳ هزار میلیارد تومان افزایش یافت و به ۱۰۴۶ هزار میلیارد تومان رسید. ۱۰۳ هزار میلیارد تومان از رقمی که به این بودجه اضافه شده، برای « مابه التفاوت افزایش نرخ ارز کالاهای اساسی» صرف خواهد شد. ۲۰ هزار میلیارد تومان افزایش سقف بودجه هدفمندی در سال آینده نیز صرف رشد ۴۰‌درصدی مستمری مددجویان تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی خواهد شد. نکته مهم این است که منابع هدفمندی یارانه‌ها در سال جاری عملکرد مطلوبی نداشته و تنها کمی بیش از نصف منابع در نظر گرفته شده در قانون محقق شده است! در قانون بودجه ۱۴۰۳ از محل فروش داخلی فرآورده‌های نفتی معادل ۱۲۱ هزار میلیارد تومان منابع دیده شده که در هشت‌ماهه ابتدای سال ۷۸ هزار میلیارد تومان معادل ۹۷‌درصد رقم مصوب هشت‌ماهه تحقق یافته است. عملکرد بالای فروش داخلی فرآورده‌ها ناشی از رشد مصرف داخلی بنزین و گازوییل است و پیش‌بینی می‌شود این رشد در سال آینده نیز ادامه داشته باشد. با این وجود تحقق رقم پیشنهادی دولت در لایحه سال آینده معادل ۱۴۱ هزار میلیارد تومان از محل فروش داخلی فرآورده‌های نفتی و دریافت مطالبات سنواتی است که با ابهاماتی همراه بوده است. فروش داخلی گاز طبیعی در لایحه ۱۴۰۴ مبلغ ۳۳۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده است. این رقم در قانون بودجه سال جاری معادل ۲۷۵ هزار میلیارد تومان است که در هشت‌ماه نخست سال تنها ۱۰۵ هزار میلیارد تومان عملکرد داشته است. علاوه بر آن، ۴۰ هزار میلیارد تومان هم از محل وصول مطالبات شرکت ملی گاز پیش‌بینی شده است. با توجه به وجود مشکلات جدی در وصول قبوض صادر در سال جاری، وصول مبلغ بزرگی از مطالبات سنوات گذشته بعید به نظر می‌رسد. پیش‌بینی دولت از ناخالص صادرات فرآورده‌های نفتی (بدون کسر واردات)، برای سال آینده برابر ۲۶۴ هزار میلیارد تومان است. این مبلغ در قانون بودجه امسال معادل ۳۰۰ هزار میلیارد تومان بوده که به دلیل رشد سالانه مصرف داخلی فرآورده‌های نفتی، انتظار می‌رود کاهش یابد. از میزان عملکرد صادرات ناخالص فرآورده‌های نفتی در سال جاری آماری در دسترس نیست؛ اما خالص وجوه واریزی توسط شرکت‌های زیرمجموعه وزارت نفت به حساب هدفمندی یارانه‌ها بابت صادرات فرآورده‌های نفتی در هشت‌ماهه نخست سال ۹۰ هزار میلیارد تومان بوده که تنها ۶۱ درصد رقم مصوب قانونی است.

    ۴۰هزار میلیارد تومانی که تحقق نمی‌یابد

    علاوه بر فروش گاز طبیعی در سال آینده، لایحه دولت ۴۰ هزار میلیارد تومان از محل وصول مطالبات شرکت ملی گاز هم در نظر گرفته است که از نظر بازوی پژوهشی مجلس، «تحقق کامل آن امکان‌پذیر به‌نظر نمی‌رسد.» چرا که «به‌طور کلی صنایع بزرگ کشور، به خصوص شرکت‌های پتروشیمی در پرداخت صورت حساب‌های گاز تاخیر بسیار فراوانی دارند و هرساله مطالبات قابل توجهی انباشت می‌شود.»

    نرخ سوخت هوایی و گازوییل گران می‌شود

    در سال آینده نرخ سوخت هوایی می‌بایست حداقل معادل ۳۰‌درصد نرخ خرید سوخت از پالایشگاه تعیین شود. نرخ خرید سوخت هوایی از پالایشگاه‌های کشور نیز بر مبنای قیمت‌های فوب خلیج‌فارس است. اصلاح قیمت گازوییل معادن و طرح‌های بالادست نفت و گاز نیز تکلیف بند پ از ماده ۱۴ قانون برنامه هفتم است. بر اساس این بند، «دولت مکلف است نسبت به کاهش یارانه گازوییل در معادن عمده کشور و صنایع بالادستی نفت و گاز کشور، اقدام کند به نحوی که یارانه تخصیص یافته در هر دو مرحله تولید و فروش، نسبت به سال پایه ۱۴۰۲ در سال آغاز اجرای برنامه ۱۰ درصد و تا انتهای برنامه حداقل به پنجاه‌درصد کاهش یابد.» نرخ ارز مفروض در محاسبات قیمت‌های اصلاحی نیز برابر ۵۵ هزار تومان است.

    ۳۰ هزار میلیارد تومان عدم تحقق در مطالبات از پالایشگاه‌ها

    مرکز پژوهش‌های مجلس می‌گوید « مابه‌التفاوت رقم ۱۴۱ هزار میلیارد تومان که در لایحه بودجه سال آینده در نظرگرفته شده است تا رقم ۱۱۰ هزار میلیارد تومان، مربوط به وصول مطالبات سنوات گذشته از پالایشگاه‌ها است. اما مشابه با وصول مطالبات گاز، تحقق‌پذیری مطالبات خوراک نفت خام و میعانات از پالایشگاه‌ها نیز در هاله‌ای از ابهام و تردید قرار دارد و به احتمال زیاد محقق نمی‌شود.» البته بخشی از این شکاف ممکن است با توجه به افزایش نرخ ارز جبران شود؛ زیرا برخی اقلام مانند سوخت هوایی از نرخ ارز متأثر می‌شود. با این وجود سقف عملکرد فروش داخلی فرآورده‌های نفتی و مطالبات سنوات گذشته در سال آینده حدود ۱۲۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده است.

    صادرات نفت کاهش پیدا خواهد کرد

    ناخالص صادرات فرآورده‌های نفتی در لایحه ۱۴۰۴ معادل ۲۶۴ هزار میلیارد تومان برآورده شده است که از محل صادرات ۴ محصول شامل نفت کوره، گاز مایع، سوخت هوایی و نفت سفید به دست می‌آید. در مجموع حدود ۴٫۸ میلیارد دلار مجموع صادرات فرآورده‌های نفتی است که با نرخ ارز ۵۵ هزار تومانی برابر ۲۶۴ هزار میلیارد تومان می‌شود. مرکز پژوهش‌ها می‌گوید «رقم ناخالص صادرات فرآورده‌های نفتی قابل قبول برآورد شده است.» اما نکته قابل تامل در این خصوص «کم‌برآوردی واردات فرآورده‌های نفتی» است؛ چرا که در صورت عدم اعمال سیاست‌های مدیریت مصرف، جهت تأمین بنزین مورد نیاز کشور، از طریق تهاتر فرآورده‌های نفتی همنام و غیرهمنام اقدام به واردات بنزین با رقمی بیشتر از رقم در نظر گرفته شده و به این ترتیب رقم در نظر گرفته شده برای خالص صادرات فرآورده‌های نفتی با تحقق پایینی روبه‌رو شود. به بیان دیگر، هزینه‌های ناشی از واردات فرآورده‌های نفتی از محل درآمدهای حاصل از صادرات فرآورده‌ها تامین شده و به همین دلیل عملکرد صادرات فرآورده‌های نفتی کاهش پیدا خواهد کرد.

    چقدر یارانه پرداخت می‌شود؟

    مصارف اجتناب‌ناپذیر سازمان هدفمندی که در صورت کم‌برآوردی، بودجه هدفمندی را با چالش جدی مواجه می‌کند عبارتند از یارانه نقدی و کالابرگ، مستمری خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی، یارانه نان، و یارانه دارو. رقم برآوردی مصارف این اقلام در لایحه سال آینده قابل قبول به نظر می‌رسد و کم برآوردی قابل توجهی ندارد. یارانه نقدی و کالابرگ به صورت پرداخت ۳۰۰ هزار تومان و ۴۰۰ هزار تومان به سادگی قابل محاسبه است. تقریبا به ۹ دهک از کل جمعیت کشور، ماهانه میانگین ۳۵۰ هزار تومان پرداخت می‌شود که برابر است با پرداخت ماهانه ۶۲ هزار میلیارد تومان یارانه نقدی. در نتیجه رقم سالانه مورد نیاز برای تامین یارانه نقدی حدود ۳۱۵ هزار میلیارد تومان خواهد بود.

    یارانه نان چگونه تامین می‌شود؟

    یکی از چالش‌های کسری بودجه هدفمندی یارانه‌ها در سال‌های اخیر تامین یارانه نان با خرید تضمینی گندم است. زیرا در قانون بودجه اعتبارات کافی برای پرداخت طلب گندمکاران دیده نمی‌شد. اما در لایحه بودجه ۱۴۰۴ معادل ۲۵۰ هزار میلیارد تومان جهت تامین منابع خرید تضمینی گندم لحاظ شده است. نیاز مصرفی گندم داخل کشور سالانه حدود ۱۲ میلیون تن گندم بوده و نرخ خرید تضمینی گندم سال زراعی کنونی۲۰ هزار و ۵۰۰ تومان برای گندم معمولی و ۲۱ هزار تومان برای گندم دوروم، توسط شورای قیمت‌گذاری محصولات اساسی کشاورزی تعیین شده است. در نتیجه رقم پیش بینی شده برای خرید تضمینی گندم در لایحه بودجه ۱۴۰۴ به اندازه کافی خواهد بود.

    کسری ۲٫۷ میلیارد دلاری در تامین سوخت

    دولت برای تامین نیاز بنزین و گازوییل مصرف داخلی کشور، سالانه مقادیر قابل‌توجهی فرآورده نفتی از خارج از کشور وارد کرده و از اختلاط محصولات مرتبط داخلی با بنزین تولیدی استفاده می‌کند. با توجه به ظرفیت تولید داخل کشور و پیش‌بینی از رشد مصرف داخلی فرآورده‌ها، چنانچه اصلاح قابل توجهی در مسیر مبارزه با قاچاق یا بهینه‌سازی در بنزین و گازوییل انجام نشود، برآورد می‌شود حدود ۵ میلیارد دلار به واردات فرآورده‌های نفتی نیاز خواهد بود. از این مبلغ حدودا نیمی از طریق پتروشیمی‌های داخلی و نیمی دیگر با واردات مستقیم تامین می‌شود. با این وجود، مجموع اعتبارات در نظر گرفته شده جهت واردات فرآورده‌های نفتی در بودجه ۱۴۰۴ برابر ۱۳۰ هزار میلیارد تومان یعنی معادل ۲٫۳ میلیارد دلار است. از این مبلغ، ۶۵ هزار میلیارد تومان اعتبار در جدول ۹بودجه عمومی دیده شده و ۶۵ هزار میلیارد تومان دیگر نیز در اعتبارات هدفمندی یارانه لحاظ شده است. در نتیجه صرفا ۲٫۳ میلیارد دلار از هزینه‌های واردات فرآورده در لایحه ۱۴۰۴ تامین شده و همچنان ۲٫۷ میلیارد دلار (معادل‌۱۴۹‌هزار‌میلیارد‌تومان) کسری ناشی از واردات فرآورده‌ها وجود دارد.

  • منابع دولت در طرح “کالابرگ” پِرت شد!

    منابع دولت در طرح “کالابرگ” پِرت شد!

    به گزارش اقتصادران، علیرضا حیدری با اشاره به نتایج اقدامات دولت در کنترل تورم مواد خوراکی و جبران این نرخ تورم بالا با اقداماتی از جمله طرح کالا برگ و پرداخت یارانه اظهار داشت: دولت ادعا می‌کند که با ارز ترجیحی اقلام نهایی و واسطه‌ای مواد غذایی وارد کشور می‌شود، یا به عبارت دیگر برخی از این اقلام در چرخه مواد غذایی قرار می‌گیرند و به کالای نهایی تبدیل می‌شوند و به دست مردم می‌رسند یعنی یک کالای نهایی نیستند که با ارز ترجیحی وارد شوند بلکه یک کالای واسطه‌ای مانند واردات سم، کود و علوفه است که با ارز ترجیحی وارد و در کشور به کالای نهایی تبدیل می‌شود.

    وی ادامه داد: شاید دولت این اقلام را با ارز ترجیحی وارد می‌کند اما وقتی در چرخه تولید قرار می‌گیرد مصرف‌کننده این کالا را با قیمت لحاظ شده نرخ ترجیحی، دریافت نمی‌کند.

    این کارشناس اقتصادی گفت:‌ نکته دیگر این است که دولت برخی از اقلامِ کالای نهایی را از طریق واردات کالای واسطه تامین می‌کند. برای مثال وقتی اقلامی مانند سم و کود یا سایر نهاده‌های حوزه کشاورزی وارد می‌شود این اقلام سهمی در تولید کالای نهایی دارند اما سهم 100 درصدی نیست بنابراین دولت نمی‌تواند تضمین کند که سایر اقلام و مورد نیاز در فرایند تولید کالای نهایی را با ارز ترجیحی تامین می‌کند و قیمت این کالاها در سازوکار عرضه و تقاضا در بازار آن هم با نرخ دلار آزاد تعیین می‌شود. سایر اقلام در تولید کالای نهایی از نرخ‌های دیگری تبعیت می‌کنند و در نهایت محاسبات پیش بینی شده محقق نمی‌شود.

    حیدری با بیان اینکه اثرگذاری ارز ترجیحی در قیمت تمام شده به سهم کالای وارداتی با ارز ترجیحی در تولید کالای نهایی، بستگی دارد، افزود:‌ به یاد داریم که دولت زمان حذف ارز 4200 مدعی شد که تنها ارز ترجیحی 4 الی 5 قلم کالا حذف شده بنابراین نباید قیمت سایر کالاها تغییر کند و همان موقع هم همه به این ادعا نگاه طنز داشتند چراکه کالاها بر هم اثر قیمتی دارند، مگر می‌شود قیمت کالایی تغییر کند و قیمت سایر کالا به دنبال آن حرکت نکند.

    وی اظهار داشت:‌ موضوع دیگر بحث نظارت است، آیا نظارتی بر روی چرخه توزیع کالایی که با نرخ ترجیحی وارد کشور می‌شود، وجود دارد که مطمئن باشیم این کالاها با همان قیمت ارز ترجیحی به نقطه هدف می‌رسد و اثر می‌کند که این موضوع هم محل تردید است و با توجه به سوابق تاریخی این واقعیت ندارد و نشان می‌دهد که وقتی سیستم کنترل و نظارت ضعیف باشد ممکن است که بخش عمده‌ای از این کالاها با قیمت‌های دیگری وارد چرخه تولید شوند و نرخ ارز بازار آزاد اثر قالب را بر قیمت تمام شده کالای نهایی داشته باشد. البته این اتفاق هم بارها و بارها در کشورمان رخ داده‌است.

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد:‌ وقتی این عوامل را کنار هم می‌گذاریم کاملا به این واقعیت پی می‌بریم که گفته انتظارات دولت آن واقعیتی نیست که در جامعه آن را می‌بینیم و این موضوع را می‌توان از لمس قیمت‌ها از سوی مصرف‌کنندگان درک کرد. مصرف‌کننده وقتی در بازار کالایی را خریداری می‌کند می‌بیند که قیمت‌ها مناسب با افزایش نرخ ارز حرکت می‌کنند.

    وی درباره اجرای طرح کالا برگ و تامین مواد غذایی دهک‌های کم درآمدی با قیمت پایین تر از بازار گفت: ‌سبد کالایی که در نقطه مصرف یعنی عرضه کننده نهایی کالا این کالاها را با قیمت فروش ارایه می‌کند صرف نظر که قیمت این کالا با چه محاسباتی به قیمت فروش یارانه‌ای رسیده است، دولت اعلام کرده که در کالابرگ، سهمی در پرداخت قیمت آن کالا خواهد داشت و در نهایت کالا با همان قیمت سال 1401 به دست مخاطب هدف می‌رسد.

    حیدری افزود: نکته‌ای که وجود دارد این است که در پراخت‌های نقدی و از این نوع یارانه‌ها اثبات شده از آنجایی که قیمت‌ها تابع تقاضا تغییر نمی‌کند و دولت مابه‌تفاوت قیمت عرضه کننده و مصرف کننده را در قالب یارانه پرداخت می‌کند،‌ مصرف کننده نهایی حاصل تفاوت این قیمت‌ها را منتفع نمی‌شود چراکه تابع تقاضای مصرف‌کننده تابع تعریف شده‌ای است که تغییر نمی‌کند به عبارت دیگر در چنین رفتارهای ناکارایی بازار را می‌بینیم به این معنا که همان اندازه‌ای که دولت برای این یارانه هزینه پرداخت می‌کند، رفاه به جامعه منتقل نمی‌شود.

    وی با بیان اینکه واقعیت این است که دولت در طرح کالابرگ موفق عمل نکرده و نمی‌کند، تاکید کرد: زمانی می‌توانیم درباره تحقق اهداف یارانه صحبت کنیم که به همان اندازه به جامعه رفاه تزریق شده باشد. مثال این موضوع می‌تواند توزیع رایگان واکسن کرونا باشد که دولت با واکسیناسیون رایگان از جلوی هزینه‌های سنگین این بیماری جلوگیری می‌کند و همزمان رفاهی هم برای جامعه ایجاد کرده‌است و این یک اثر خارجی مثبت است.

    حیدری ادامه داد:‌ اما در اجرای کالابرگ اثر خارجی منفی را شاهد هستیم که با وجود ارایه یارانه در نهایت سطح رفاه مصرف‌کننده به همان نسبت افزایش پیدا نمی‌کند و این رفاه از دست رفته است. علیرغم اینکه بخشی از منابع دولتی در این بخش هزینه می‌شود، اما از آنجایی که تابع تقاضی مصرف کننده تابع ثابتی است، رفاهی ایجاد نمی‌شود و در واقع هزینه دولت در طرح کالا برگ، پِرت می‌شود و عملا این طرح رفاه از دست رفته دارد و بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد.

    این کارشناس اقتصادی تاکید کرد:‌ این اقدام ناکارایی ایجاد می‌کند و در ناکارایی هم از انجایی که تخصیص بهینه اتفاق نمی‌‌افتد،‌ اثر بهبود ملاحظه نمی‌شود.

  • رابطه مالي شركت نفت و دولت مغشوش است / تا ۳۰ سال آينده براي توليد نفت بايد اجازه بگيريم

    رابطه مالي شركت نفت و دولت مغشوش است / تا ۳۰ سال آينده براي توليد نفت بايد اجازه بگيريم

    به گزارش اقتصادران، نهمين كنگره راهبردي و نمايشگاه نفت و نيرو چهارشنبه گذشته با هدف بررسي آينده انرژي ايران در پرتو تحولات جهاني برگزار شد. اين همايش در آخرين روزهاي سال 1402 و در زماني برگزار مي‌شود كه موضوع ناترازي انرژي و تحريم‌هاي نفتي بيش از پيش در جامعه كارشناسي كشور مطرح شده است.

    از اين رو، ‌در اين گزارش به سخنراني‌هاي سه چهره مشهور اقتصادي و البته اقتصاد انرژي در ايران مي‌پردازيم. بيژن نامدار زنگنه، وزير اسبق نفت، مسعود نيلي اقتصاددان بازنشسته از دانشگاه شريف و محمد حسين عادلي، دبيركل اسبق مجمع كشور‌هاي صادركننده گاز. بيژن نامدار زنگنه در نهمين كنگره راهبردي نفت و نيرو اظهار داشت: بنده سال‌ها در زمينه راهبردهاي نفت و انرژي در كشور فكر كرده‌ام و اسناد مهمي در سال ۹۹ با مشاركت جمع كثيري از مديران و كارشناسان وزارت نفت تدوين و بخش‌هايي به تصويب شوراي عالي انرژي رسيد.

    اين جمع‌بندي ۴۰ سال مديريت در بخش نفت و انرژي كشور بوده است. مطالب امروز بنده با فرض وجود شرايط تعاملي اقتصاد ايران و جهان مانند آنچه كه در سال‌هاي ۶۸ تا ۷۴ و ۷۶ تا ۸۴ داشتيم، است. يعني نبود تحريم‌هاي موثر و فراگير بين‌المللي عليه ايران.

    تا ۳۰ آينده براي توليد نفت بايد اجازه بگيريم

    زنگنه در سخنراني خود بيان داشت: از پيروزي انقلاب در ذهن ما اينگونه تداعي شده كه بايد نفت را براي آيندگان حفظ كنيم اما واقعيت اين است كه در دنيا با سرعت تلاش مي‌شود به توليد برسد و با وجود انرژي‌هاي تجديدپذير ما نمي‌توانيم و عاقلانه و اخلاقي نيست در برابر اين تلاش بايستيم. در چنين شرايطي بايد بدانيم زمان براي توليد نفت بسيار كوتاه است، اگر به روند كنوني توليد ادامه دهيم نزديك ۱۰۰ سال نفت داريم ۲ برابر نفتي كه از ابتداي تاريخ بشريت با همين ضريب بازيافت پايين نفت توليد مي‌كنيم، همچنين براي ۲۷۰ سال هم ذخاير گازي داريم.

    معتقدم ظرف ۳۰ سال آينده براي توليد نفت بايد از مراكزي اجازه بگيريم، يعني اينگونه نيست كه اجازه دهند هر كشوري هر ميزان كه خواست نفت و گاز توليد كند، كمااينكه اكنون بسياري از كشورها را مجبور كرده‌اند ميزان كربن توليدي را كاهش دهند.

    زنگنه ادامه داد: زمان ما كوتاه است بنابراين بايد با سرعت نفت را توليد كنيم و به بالاترين ظرفيت ممكن برسيم.

    توليد نفت در ايران ۷۲ دلار سود دارد

    وي بيان داشت: حداكثر قيمت تمام‌شده هر بشكه نفت در ايران زير ۸ دلار است و با ۲۰ درصد سود ارزي ۷۲ دلار سود بادآورده خواهيم داشت. در هيچ‌كالايي در دنيا به اين شكل نيست و بعد از آن بابت سوددهي با فاصله بالا گاز قرار دارد، بنابراين اگر درست نگاه كنيم منابع عظيمي براي ما توليد مي‌كند. وي با تاكيد بر اينكه ما به راحتي در مدت زمان ۵ تا ۶ سال مي‌توانيم به ظرفيت توليد ۷ ميليون بشكه در روز برسيم، گفت؛ هيچ بخشي در اقتصاد ايران مثل نفت قابليت جذب سرمايه و منابع خارجي را ندارد، براي افزايش ۳.۵ ميليون بشكه ظرفيت كمتر از ۷۰ ميليارد دلار سرمايه نياز است. اگر روزي يك بشكه اضافه توليد شود در سال ۳۶۵ بشكه خواهد شد و از فروش آن ۲۵ هزار دلار درآمد كسب مي‌شود در حالي كه رقم سرمايه‌گذاري به ۲۰ هزار دلار هم نمي‌رسد.

    ۱۶۰ ميليون ليتر توليد بنزين؛ تا ۱۴۲۰

    وي ادامه داد: بنده در نامه‌اي به پالايش و پخش در سال ۹۹ اهداف كمي را ابلاغ كردم، بر اين اساس تا ۱۴۰۵ هدف توليد ۱۲۵ ميليون ليتر در ۱۴۱۰، ۱۳۰ ميليون ليتر و در ۱۴۲۰ به ۱۶۰ ميليون ليتر توليد بنزين برسيم.

    بهينه‌سازي غيرقيمتي شكست خورد!

    زنگنه ادامه داد: براي پرداخت يارانه نقدي از محل درآمدهاي حاصل از صادرات فرآورده و گاز طبيعي متوقف شد. چون‌ مجلس با كار انقلابي شركت پالايش و پخش و گاز را از بنگاه اقتصادي به ادارات كل تبديل كرد و اعلام كرد تمام پول را به حساب خزانه واريز كنيد و بودجه را از دولت دريافت كنند، عملا تمام طرح‌ها جز گازرساني در نطفه خفه شد كه اگر اجرا مي‌شد هم در محيط زيست و هم اشتغال صنعتي و رفاه مردم موثر بود يعني بهينه‌سازي غيرقيمتي كاملا شكست خورد.

    وي افزود: تصور مي‌شد حل مشكل ناترازي بنزين بايد در سياست تامين خودرو ديد ولي اكنون به اين فكر رسيدند هم توليدكنندگان فراورده و هم خودروسازان گرفتار سياست‌هاي غلط در كل اقتصاد و بخش توليد هستند؛ يا بايد خودرو گران و بنزين ارزان يا برعكس باشد. عده‌اي دنبال اين هستند هم خودرو و هم بنزين گران باشد و اين جواب نمي‌دهد، ما با سياست غلط به اسم خودكفايي در توليد خودرو بدون تعامل و رقابت علاوه بر آسيب به مردم حجم عظيمي از منابع كشور را هدر مي‌دهيم و به اقتصاد كشور لطمه مي‌زنيم.

    رابطه مالي شركت نفت و دولت مغشوش است

    وي ادامه داد: رابطه مالي دولت و شركت نفت مغشوش است، ۱۴.۵ درصد سهم نفت مشكل دارد ما پيشنهاد كرديم كه سه پرداخت بهره مالكانه، ماليات و سود سهام به دولت پرداخت كند. ۱۵ سال بعد از ما اين طرح را بن‌سلمان با موفقيت پياده كرد و ارامكو را قيمت‌گذاري كرد. ما با اين منابع نفت و گاز زيرزميني كه در هيچ صورت مالي منعكس نيست، اكنون شركت نفت ما بالاترين بدهي را دارد، اما آرامكو ۳ هزار ميليارد دلار ارزش‌گذاري شد و اكنون ارزش اين شركت به ۵ هزار ميليارد دلار در بورس رسيده است و سودده‌ترين شركت دنيا شد. ما با ارزش‌گذاري شركت نفت از بالاي ۲ هزار ميليارد دلار مي‌توانيم شروع كنيم و هر ايراني هم سهامدار شود.

    تدوين راهبرد كشاورزي بدون صادرات نفت و گاز ميسر نيست

    ديگر سخنران اين همايش، ‌محمد حسين عادلي، دبيركل سابق مجمع كشورهاي صادركننده گاز بود. عادلي كه چهره‌اي اقتصادي نيز محسوب مي‌شود؛ در سخنراني خود به بحث ويژه نياز ايران به سرمايه‌گذاري در صنعت نفت اشاره كرد و گفت: ما به ۱۶۰ تا ۲۵۰ ميليارد دلار سرمايه‌گذاري در حوزه نفت نياز داريم و مهم‌ترين چالش ما تنش سياسي و تحريم‌هاي گسترده است به‌طوري كه تدوين راهبرد كشاورزي و تحقق جايگاه درست اقتصادي و ژئوپليتيك بدون صادرات نفت و گاز ميسر نيست.

    چشم‌انداز رقبا در آينده انرژي

    وي بيان داشت: چين به عنوان واردكننده بزرگ انرژي ۵۰ درصد نفت و ۷۰ درصد گاز خود را وارد مي‌كند و اولين مساله براي اين كشور امنيت انرژي است. به همين دليل دنبال مستحكم شدن عرضه انرژي و همكاري با كشورهايي است كه در بلندمدت به آنها اعتماد كند. همچنين اين كشور تعهد كرده كه ميزان كربن را تا ۲۰۶۰ به صفر برساند. عادلي ادامه داد: روسيه به دنبال جنگ با اوكراين و تحريم اكنون به دنبال بازار جديد نفت و گاز و تكنولوژي تجديدپذير و همچنين درگير ثبات اقتصادي است. وي افزود: اولويت امريكا اين است كه توليد تجديدپذير را افزايش دهد و همچنين افزايش توليد و صادرات نفت داشته باشد.

    عادلي گفت: چالش عربستان نيز اين است كه توليد نفت را افزايش داده و توليد گاز را ۵۰ درصد افزايش دهد، براي تجديدپذيرها ۱۸۶ ميليارد دلار سرمايه‌گذاري مي‌كند و برنامه‌هاي كاهش انتشار كربن، جنگل‌كاري و حفاظت از مناطق خشكي و دريا را به‌طور گسترده‌اي در دستور كار دارد، همچنين بنا دارد ۴ ميليون تن هيدروژن توليد كند.

    وي همچنين به برنامه‌هاي قطر اشاره و اظهار داشت: اين كشور افزايش توليد گاز را در دستور كار دارد و برنامه دارد توليد ۷۷ ميليون تن گاز را به ۱۲۶ ميليون تن و با اعلام كشف جديد گاز عنوان كرده كه به ۱۴۲ ميليون تن توليد خواهد رسيد و برنامه دارد كه بزرگ‌ترين صادركننده ال‌ان‌جي‌ باقي بماند و در اين رابطه قراردادهاي جديد دارد. وي افزود: امارات نيز برنامه دارد توليد نفت را به ۷ ميليون بشكه برساند و روي تجديدپذيرها ۱۲۰ ميليارد دلار سرمايه‌گذاري كرده است. عادلي با اشاره به برنامه تركيه تصريح كرد: اين كشور بنا دارد هاب گازي منطقه باشد به‌طوري كه در ۲۰۲۳ چند قرارداد صادرات گاز به اروپا از جمله بلغارستان، روماني و مالديو به امضا رسانده است همچنين به دنبال اين است كه از روسيه، آذربايجان، تركمنستان و ايران دريافت گاز داشته باشد. وي افزود: عراق نيز برنامه افزايش توليد نفت را دنبال مي‌كند و بنا دارد به ۶ ميليون بشكه در روز برسد.

    وضعيت ناترازي‌ها

    عادلي در ادامه به چالش ناترازي انرژي در بخش‌هاي مختلف در ايران اشاره کرد و اظهار داشت: ما علاوه بر ناترازي گاز در حوزه برق نيز ۱۲ تا ۱۵ هزار مگاوات ناترازي داريم، در حوزه بنزين ۱۰۰ ميليون ليتر توليد و ۱۱۰ ميليون ليتر مصرف داريم. مصرف گاز در بخش خانگي ۷۰۰ ميليون متر مكعب است نيروگاه‌ها به ۳۰۰ ميليون متر مكعب گاز نياز دارند ۱۰۰ ميليون متر مكعب تحويل داده مي‌شود، فولاد به ۴۵ ميليون متر مكعب نياز دارد ۲۰ تا ۲۵ ميليون متر مكعب تحويل مي‌گيرد، سيمان به ۳۰ ميليون متر مكعب نياز دارد و ۵ تا ۸ ميليون متر مكعب تحويل مي‌گيرد، پتروشيمي ار ۷۵ ميليون متر مكعب نياز ۵۰ ميليون متر مكعب را در اختيار دارد، بنابراين ناترازي بالاست و اين چالش ايجاد مي‌كند.

    نظام نادرست يارانه‌اي

    مسعود نيلي اقتصاددان نيز در نهمين كنگره راهبردي نفت و نيرو با بيان اينكه ما سال‌هاي طولاني است كه در تامين مالي براي سرمايه‌گذاري در حوزه نفت مشكل داريم، اظهار داشت: اصل مطلب در كشور‌هاي نفتي اين است كه در حكمراني كشور‌هاي نفتي تناقض وجود دارد و نحوه حل اين تناقض سرنوشت نفت و گاز را رقم مي‌زند و آن اينكه دولت و حكمراني در اين كشور‌ها مثل تمام دنيا خدمات عمومي ارايه دهند، دولت در همه جاي دنيا سر به سر عمل مي‌كند يعني ماليات مي‌گيرد و خدمات ارايه مي‌دهد و اصولا ماهيت كار دولت تجاري نيست.

    استاد دانشگاه صنعتي شريف گفت: ما در داخل كشور رژيم نادرست يارانه‌اي و در خارج از كشور رژيم مالي را داريم و اين مدل كسب و كار به ضرر نفت و گاز و اقتصاد كشور است كه البته نتيجه تبصره ۳۸ بودجه در سال ۵۸ است كه بر پايه آن نفت داخل بودجه عمومي گنجانده شد و بنا شد از خزانه پول بگيرد و اين با تحولات ادامه پيدا كرد.

    وي گفت: در سال ۱۳۸۲ يا ۱۳۸۳ پيشنهاد شد رژيم مالي دولت و شركت نفت بازتعريف شود كه آن زمان پيشنهاد مدرني بود و اجراي آن باعث رشد سرمايه‌گذاري در نفت مي‌شد به عبارت ديگر طبق آن برنامه پيشنهادي از سوي موسسه مطالعات انرژي منابع نفت صرف سرمايه‌گذاري در صنعت نفت مي‌شد. در كنار اين پيشنهاد اصلاح حامل‌هاي انرژي مطرح شد كه در مجلس به تصويب رسيد، اما در مجلس هفتم حذف و كل برنامه چهارم توسعه كنار رفت و در برنامه پنجم نظام درصدي جايگزين شد و در نهايت تحريم تير خلاص به نفت و گاز بود كه عملا منابعي باقي نگذاشت.

    وي با بيان اينكه پربازده‌ترين بخش اقتصاد كشور نفت و گاز است، اظهار داشت: دولت با اجراي هدفمندي بدترين اتفاق را براي نفت و گاز رقم زد. نتيجه اينكه موجودي سرمايه نفت و گاز در حساب ملي از سال ۸۹ رشد منفي داشته است به‌طوري كه در دو مقطع جنگ و از سال ۸۹ اين موجودي رشد منفي داشته كه البته از سال ۸۹ اين شدت بيشتر هم بوده و دليل آن عدم سرمايه‌گذاري است. نيلي تاكيد كرد: اقتصاد با صنعت و نفت رشد مي‌كند كه موجودي سرمايه صنعت نيز از سال ۹۶ منفي شده، به عبارت ديگر دو موتور رشد اقتصادي خاموش شده است.

    نتيجه اينكه در شرايط تحريم بازتعريف هر كدام از اين دو امكان‌پذير نيست. وي با بيان اينكه كل عدد منابع صادرات نفت كوچك شده است، افزود: از اين ميزان نيز عدد كوچكي به خود نفت مي‌رسد به‌طوري كه اكنون بايد گفت شركت ملي نفت بدهكارترين شركت دولتي در ايران و اين فاجعه است. حال آنكه مهم‌ترين و پربازده‌ترين شركت اقتصادي؛ نفت است و اكنون بر اساس قانون تجارت نبايد فعاليت مي‌كرد كه اين اتفاق نتيجه ناكارآمدي نفت نيست بلكه محيط كسب و كار اين عملكرد را رقم زده و اگر اين روند ادامه پيدا كند ما به يك كشور غيرنفتي تبديل مي‌شويم.

    وي گفت: اكثر كشور‌هاي صادركننده نفت مثل عربستان، قطر و امارات طي ۴۰ سال گذشته تناقض نظام حكمراني را به نفع سرمايه‌گذاري حل كردند، اما ما همچنان به سمتي مي‌رويم كه بخش نفت و گاز به تحليل مي‌رود و هيچ چشم‌اندازي ديده نمي‌شود. وي ابراز اميدواري كرد كه با به‌كارگيري نظرات كارشناسي تغييرات بزرگ را رقم بزنيم، چراكه تغييرات جزيي چيزي را در راستاي بهبود اوضاع تغيیر نمي‌دهد.

  • سرنوشت يارانه ها در سال 1403 چه خواهد شد؟

    سرنوشت يارانه ها در سال 1403 چه خواهد شد؟

    به گزارش اقتصادران، پس از عدم واريز يارانه معيشتي بهمن ماه، بسياري از شهروندان با مراجعه به بانك‌ها در مورد اين موضوع پرس و جو كردند. در حالي كه يارانه معيشتي، بيستم هر ماه به حساب مشمولان واريز مي‌شود، عدم واريز يارانه همه افراد مشمول تا روز ۲۵ بهمن حواشي بسياري را به دنبال داشت و مردم را راهي بانك‌ها كرد. تصميم جديد دولت در مورد ميزان و زمان واريز يارانه‌ها نشان مي‌دهد واريز يارانه با تغييرات مهمي همراه شده و دولت در اين مورد تغيير ريل داده است.

    بر اساس آخرين اخبار منتشر شده يارانه كمك معيشتي مرحله ۱۵۶ مربوط به بهمن ماه ۱۴۰۲ به حساب همه سرپرستان خانوار دهك‌هاي اول تا سوم در سراسر كشور واريز و از ساعت ۲۴ روز ۲۵ بهمن ماه قابل برداشت است، البته اين موضوع شامل حال همه دهك‌ها نيست بنابراين ساير دهك‌ها بايد تا ۳۰ بهمن انتظار بكشند. بر اساس اعلام سازمان هدفمندي يارانه‌ها از اين به بعد زمان واريز يارانه معيشتي، مطابق با جدول زمان‌بندي شده انجام خواهد گرفت.

    به اين ترتيب ديگر خبري از واريز يارانه معيشتي درتاريخ بيستم هر ماه نخواهد بود. يارانه دهك‌هاي يك تا سه ۲۵ هر ماه و يارانه نقدي و معيشتي ساير خانوار‌هاي مشمول سي‌ام واريز مي‌شود. در حالي كه معاون رفاه و امور اقتصادي وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي اعلام كرده بود، مبلغ يارانه تشويقي در طرح كالابرگ الكترونيكي كه ۲۲۰ هزار تومان شده است، ۱۷ بهمن ماه به حساب افراد واريز مي‌شود، در همين روز سازمان برنامه و بودجه در اطلاعيه‌اي اعلام كرد، از اين پس يارانه نقدي و معيشتي از بيستم به آخر ماه موكول شده است.

    افزايش فشارهاي مالي باعث تغييردر نحوه پرداخت‌ها شد

    آلبرت بغوزيان، اقتصاددان در مورد تغيير زمان واريز يارانه‌هاي معيشتي بر اساس جداول زمانبندي شده  گفت: آن گونه كه دولت اعلام كرده قرار است واريز يارانه‌ها از اين پس به صورت مرحله‌بندي انجام شود به اين ترتيب كه در 10 روز اول يارانه يك گروه را با يك مقدار مشخص مي‌دهند و يارانه بخش بنزين را 10 روز بعد از آن مي‌پردازند و… كه به نظر مي‌رسد اين تصميم دولت به دليل افزايش فشارهاي مالي است كه با توجه به اينكه در طول ماه خزانه پر مي‌شود دولت مي‌تواند پرداخت‌ها را در ساير روزها و در فاصله‌هاي مشخصي انجام بدهد.

    بغوزيان در پاسخ به اين پرسش كه آيا عدم واريز يارانه‌ها به تغيير دهك‌هاي درآمدي مربوط مي‌شود يا خير ادامه داد: بعيد به نظر مي‌رسد چرا كه شناسايي اقشار دهك‌هاي اول، دوم و سوم و… از ابتدا بوده و اين افراد مستحق دريافت يارانه هستند و دهك‌هاي هشتم و نهم و دهم نبايد جزو يارانه‌بگيران باشند.

    كنترل تورم يا افزايش رقم يارانه‌ها؟

    اين كارشناس حوزه اقتصادي خاطرنشان كرد: آن ‌گونه كه دولت اعلام كرده شناسايي دهك‌هاي درآمدي هم از طريق پس اندازها، درآمدها و كدهاي مالياتي انجام مي‌شود كه تعيين‌كننده دريافت يارانه نقدي افراد است. اين اقتصاددان در پاسخ به اين پرسش كه آيا ادامه پرداخت يارانه‌ها صحيح است يا خير، گفت: بهتر آن است كه دولت به جاي يارانه دادن تورم را كنترل كند، اينكه رشد تورم رها شود و ميزان يارانه را از 300 هزار تومان به 400 هزار تومان تغيير بدهند درست نيست. او ادامه داد: اين ميزان يارانه چگونه قرار است جبران افزايش قيمت‌ها در حوزه‌هاي مختلف و از رشد قيمت مسكن و رشد قيمت لبنيات و… را بكند. اقدام موثر دولت بايد جلوگيري از افزايش قيمت‌ها و تورم باشد چرا كه ضربه اصلي را همين اقشار دهك‌هاي اولي مي‌بينند كه يارانه هم مي‌گيرند.

    پرداخت يارانه براي عده‌اي حياتي است

    مصطفي شريف، اقتصاددان و عضو هيات علمي دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي در اين خصوص  گفت: پرداخت يارانه‌ها براي عده‌اي از افراد جامعه بسيار حياتي است چرا كه عده‌اي از اقشار جامعه اشتغال ثابتي ندارند و به اندازه‌اي وضع معيشتي‌شان خراب است كه وابستگي زيادي هم به يارانه‌هاي دولتي دارند. البته عده‌اي هم هستند كه اين ميزان از يارانه‌ها برايشان چندان اهميتي ندارد. اين كارشناس اقتصادي تصريح كرد: البته واريز يارانه‌ها در تمامي جوامع وجود دارد منتها هدفمند و حساب شده است به گونه‌اي كه به صورت مادام‌العمر به مردم پرداخت نمي‌شود تا افراد به صورت كامل به اين يارانه‌ها وابسته نشوند. يارانه نقدي با هدف حمايت از افراد كم‌درآمد و محروم جامعه شكل گرفت و در داخل كشور و حتي در برخي از كشورهاي ديگر نيز توجه ويژه‌اي به آن‌ شده است. يارانه نقدي در ايران به ويژه با افزايش نرخ تورم و افزايش هزينه‌هاي معيشتي، براي بسياري از خانواده‌هاي كم‌درآمد و ضعيف، اهميت ويژه‌اي دارد.

    واريز يارانه براي افراد سالم شبيه اعتياد است

    او افزود: در صورتي كه يارانه‌ها هدفمند باشند و بتواند مشكلات عده‌اي را برطرف كند، مي‌تواند به صورت يك مسكن براي يك دوره‌اي پرداخت شود تا بيمار به حالت عادي بازگردد اما اگر افراد به دنبال سهم‌شان از ثروت ملي هستند بايد از طريق صحيح و توسعه‌اي با ايجاد كسب و كار و امنيت در اشتغال از اين افراد استفاده شود.

    شريف ادامه داد: در هر جامعه‌اي اقشاري هم هستند كه به هر شكل ناتوان هستند و ضرورت دارد تا به اين افراد يارانه پرداخت شود تا معيشت‌شان را تامين كنند به جز اين قشر از جامعه ساير افراد كه در سلامتي به سر مي‌برند واريز يارانه برايشان شبيه يك سم و اعتياد است كه ديگر اين فرد را راحت‌طلب مي‌كند و نمي‌خواهد به دنبال كار و فعاليت برود.

    نيازمند تجديدنظر در پرداخت يارانه‌ها هستيم

    اين اقتصاددان خاطرنشان كرد: متاسفانه در برخي از روستاها و مناطق دورافتاده برخي افراد ناآگاه با فرزندآوري زياد به دنبال افزايش يارانه خانواده خود هستند اما از نظر مفاهيم توسعه‌اي نبايد به افراد توانا و سالم جامعه يارانه‌اي پرداخت شود چرا كه اين يارانه براي افراد ناتوان جامعه است. شريف در مورد ارقام پرداختي يارانه نيز افزود: با اين ارقام معيشت افراد در يك جامعه در حال توسعه تامين نمي‌شود، زماني كه ميزان تورم مواد غذايي و خوراكي‌ها به بيش از 70 درصد رسيده است رقم 300 هزار تومان چه ميزان مي‌تواند در تامين اين مواد خوراكي اثرگذار باشد بنابراين در ارتباط با يارانه‌ها نيازمند يك تجديد نظر جدي هستيم و بايد اقدامي هدفمند صورت بگيرد تا افراد جامعه تنبل نشوند و دولت به جاي پرداخت يارانه به اين افراد فعاليت‌ها و كسب و كارها را رونق بدهد. او در مورد زمانبندي واريز يارانه معيشتي هم گفت: اين تصميم به خاطر گرفتاري‌هايي است كه براي دولت پيش آمده و قادر نيست اين منابع مالي را در يك زمان تامين كند و همين مساله باعث اين تغييرات پرداختي شده است.

  • شگرد جدید دولت برای حذف برخی از یارانه بگیران

    شگرد جدید دولت برای حذف برخی از یارانه بگیران

    به گزارش اقتصادران، در روز‌های اخیر مرکز مطالعات و اطلاعات رفاه ایرانیان اعلام کرد که بر مبنای اجرای صدک‌بندی ۶۰ هزار خانواری که در صدک ۹۹ و ۱۰۰ قرار داشتند از دریافت یارانه حذف و ۶۰ هزار خانوار جدید دارای صدک پایین مشمول دریافت یارانه شدند.

    ایسنا در گزارشی نوشت: «دولت بنا ندارد یارانه نقدی را حذف کند». این موضوع در روز‌های اخیر همواره از سوی مسئولان مورد تاکید قرار داشته و وزیر کار به آن اشاره کرد.

    اما سوال این است که سیاست‌های معیشتی و تشویقی دولت چیست؟ دولت سیزدهم در راستای ایجاد عدالت اجتماعی و اقتصادی، علاوه بر دهک‌بندی، موضوع صدک‌بندی را مطرح کرده است.

    بر این اساس، دهک‌های درآمدی از بعد خانواری خارج و به صورت «نفری» دهک‌بندی می‌شوند تا فاصله دهک‌ها رُند و ساده شود. در گام دوم نیز آن‌ها به صورت «صدک» آورده می‌شوند تا تحلیل بین دهک‌ها ریزتر و دقیق‌تر بررسی شوند؛ از همین رو هر دهک درآمدی تبدیل به ۱۰ قسمت و صدک می‌شود. با اجرای صدک‌بندی، ۷۹ میلیون و ۶۰۰ هزار ایرانی یارانه‌بگیر (حدود ۸۰ میلیون ایرانی) در این چرخه صدک‌بندی می‌چرخند.

    صدک‌بندی باعث کوچک‌تر و راحت‌تر شدن تحلیل‌ها خواهد شد و اینگونه امکان دارد فردی در دهک سوم باشد، اما در صدک ۳۹ قرار گیرد و یا فرد دیگری در صدک ۳۱ باشد؛ هر چند هر دوی این افراد در دهک سوم قرار دارند، اما صدک آن‌ها فرق دارد.

    در روز‌های اخیر مرکز مطالعات و اطلاعات رفاه ایرانیان اعلام کرد که بر مبنای اجرای صدک‌بندی ۶۰ هزار خانواری که در صدک ۹۹ و ۱۰۰ قرار داشتند از دریافت یارانه حذف و ۶۰ هزار خانوار جدید دارای صدک پایین مشمول دریافت یارانه شدند.

    طبق قانون بودجه ۱۴۰۲ بند (د) تبصره ۱۷ وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف است هر شش ماه یک بار دهک درآمدی خانوار‌ها را به‌روزرسانی کند و براساس رفتار مالی افراد و شاخص‌های مختلف رفاهی تغییرات حاصل می‌شود.

  • حذف یارانه ها؛ توزیع فقر یا گسترش عدالت

    حذف یارانه ها؛ توزیع فقر یا گسترش عدالت

    به گزارش اقتصادران، با به‌روزرساني جديد پايگاه اطلاعات رفاه ايرانيان 60 هزار خانوار جديد مشمول دريافت يارانه معيشتي و 60 هزار خانوار ديگر از دريافت يارانه حذف شدند. آن‌گونه كه عليرضا محمدي، رييس مركز مطالعات و اطلاعات رفاه ايرانيان اعلام كرده اين تغيير با اجراي طرح موسوم به «صدك بندي» به جاي «دهك بندي» در دي ماه امسال صورت گرفته است كه تعداد 160 هزار نفر در حدود 60 هزار خانوار به دليل قرار گرفتن در دو صدك پردرآمد در دهك 10 از دريافت يارانه حذف شدند. آن‌گونه كه در قانون بودجه ۱۴۰۲ بند «د» تبصره ۱۷ آمده وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي مكلف است هر ۶ ماه يك‌بار دهك درآمدي خانوار‌ها را به‌روزرساني كند و بر اساس رفتار مالي افراد و شاخص‌هاي مختلف رفاهي تغييرات حاصل مي‌شود.

    در حال حاضر بيش از 77 ميليون ايراني مشمول يارانه نقدي معيشتي ماهانه هستند كه در دهك‌هاي 1 تا 9 قرار گرفته‌اند كه يارانه افراد سه دهك كم درآمد يعني يك تا 3 ماهانه 400 هزار تومان و يارانه افراد واقع در دهك‌هاي 4 تا 9 ماهانه 300 هزار تومان به حساب‌شان واريز مي‌شود.

    شاخص‌هاي رفاه در كشور بالا نرفته است

    پيمان مولوي، كارشناس اقتصادي و عضو انجمن اقتصاددان ايران در مورد حذف يارانه معيشتي 60 هزار خانوار و تغييردهك درآمدي خانوارها به «اعتماد» گفت: آنچه در واقعيت جامعه وجود دارد، اين است كه روز به روز ايرانيان نياز بيشتري به «UBI» يا درآمد پايه همگاني پيدا مي‌كنند و فقر چنان گسترده شده كه اگر مسوولان دولتي به فروشگاه‌هاي شهروند و رفاه شمال شهر تهران سري بزنند، متوجه مي‌شوند كه ميزان خريد در حوزه كالاهاي مصرفي مردم در اين مناطق هم به ‌شدت افت كرده است. اين كارشناس اقتصادي با بيان اينكه به هيچ‌وجه شاخص‌هاي رفاهي در ايران بالا نرفته است، افزود: متاسفانه در تمامي شاخص‌هاي اقتصادي افول داشته‌ايم و بهتر آن است كه اقتصاددان‌هاي مستقل و نه آنهايي كه در تمامي دولت‌ها مشاوره مي‌دهند، ميزان فقر را در دولت‌هاي مختلف در ايران سطح‌سنجي كرده و گزارش‌شان را منتشر كنند.

    نرخ‌گذاري‌ها در ايران چند برابر قيمت‌هاي جهاني است

    مولوي ادامه داد: مگر مي‌شود در كشوري ميزان تورم 45 درصد باشد و شاخص رفاه بهبود پيدا كرده باشد چنين موضوعي تقريبا محال به نظر مي‌رسد مگر آنكه داده‌ها درست نباشند. اين اقتصاددان تصريح كرد: اينكه قيمت برخي كالاها را گران‌تر كنند تا از محل آن سوبسيدي به حوزه‌هاي ديگر بدهند هر چند قابل قبول نيست، اما اين اقدام هم در كشور پياده نمي‌شود و به نظر مي‌رسد بيشتر بازتوزيع فقر انجام شده تا بازتوزيع منابع پولي. مولوي خاطرنشان كرد: امروز اگر كسي قصد خريد يك خودرو داشته باشد بايد از هزينه‌هاي ديگر خود نظير خوراك و سفر و پوشاك و … كم كند تا بتواند خودرويي كه 2 تا 3 برابر قيمت‌هاي جهاني نرخ‌گذاري شده را خريداري كند يا در بخش لوازم خانگي به همين ترتيب و مي‌بينيم كه نرخ‌گذاري‌ها چند برابر قيمت‌هاي جهاني است.

    آنچه در ايران توزيع شده عدالت نيست

    اين اقتصاددان با اشاره به قيمت برخي اقلام خوراكي افزود: حتي در اين بخش هم نرخ‌گذاري‌ها با قيمت‌هاي جهاني فرق دارد به عنوان مثال قيمت گوشت قرمز در ايران گران‌تر از اروپاست و دليل آن هم به اهمال‌كاري و عدم درك درست از مباحث اقتصادي و اقتصاد ذي‌نفعانه در كشور برمي‌گردد كه باعث شده مردم تقريبا همه اقلام خوراكي و مصرفي را گران‌تر از ساير كشورها تهيه كنند و اين موضوع به سياست اشتباه در حوزه اقتصاد برمي‌گردد. مولوي با بيان اينكه آنچه در ايران توزيع شده عدالت نيست، بلكه توزيع فقر است، خاطرنشان كرد: اشتباه‌ترين اقدامي كه در ايران انجام شده همين دهك‌بندي‌هاست كه دكان جديدي براي وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي شد و حتي اگر اين وزارتخانه تعطيل هم شود هيچ اتفاق خاصي در كشور نخواهد افتاد و به اعتقاد بنده تمامي اين دهك‌بندي‌ها صوري هستند و جز هزينه بيشتر براي دولت نتيجه ديگري ندارد.

    تنها راه‌حل، توزيع درآمد پايه همگاني است

    اين كارشناس اقتصادي با بيان اينكه بايد در ايران «UBI» پرداخت شود، گفت: محل تامين اين درآمد پايه همگاني براي 85 ميليون ايراني هم بايد از محل دارايي‌هاي زيرزميني كشور باشد كه متعلق به همه مردم ايران است، اما دولت توان استخراج اين منابع زيرزميني را ندارد و دولت بايد با تغيير سياست‌هاي خود اين اقدام را انجام دهد و اينكه دولت در اين شرايط اصلا نبايد به دنبال توليد و اشتغال باشد. مولوي افزود: دولت بايد به دنبال تسهيل در استخراج منابع زيرزميني باشد تا مردم بتوانند زندگي معمولي داشته باشند، اما متاسفانه دولت اين سياست را دنبال نمي‌كند و تنها با اقتصاد ذي‌نفعانه به دنبال توزيع فقر و محدود كردن آن و بازي كردن با اعداد تحت عنوان دهك‌بندي‌هاست.او با بيان اينكه پرداخت يارانه با پرداخت «UBI» فرق دارد، تصريح كرد: «UBI» از منابع زيرزميني است و در كشورهاي اسكانديناوي هم پرداخت مي‌شود، اما براي پرداخت يارانه قيمت برخي اقلام را واقعي مي‌كنند تا از محل آن به يك عده‌اي يارانه بدهند، اما نكته اينجاست پرداخت يارانه در اقتصادي كه تورم بالايي دارد، بي‌فايده است و سياست‌ها در ايران شبيه به ونزوئلا شده است كه در نهايت بي‌نتيجه هم هست.

    بودجه سال بعد را هم به سفره مردم متصل كرده‌اند

    سيد مرتضي افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه نيز در مورد حذف نيمي از افراد يارانه‌بگير از دريافت يارانه نقدي به دليل قرار گرفتن در دو صدك پر درآمد به «اعتماد» گفت: كاملا مشخص است كه اين اقدام دولت به دليل كمبود درآمدهايش بوده و به هر بهانه‌اي سعي در كم كردن هزينه‌هاي خود مي‌كند كه همين سياست را در بودجه سال آينده هم مي‌بينيم كه در كل، بودجه را به سفره مردم متصل كرده‌اند. افقه خاطرنشان كرد: البته اينكه يارانه دهك‌هاي بالايي را حذف كنند و آن را به دهك‌هاي پايين‌تر جامعه كه در مضيقه هستند، بدهند اقدام درستي است، اما اگر با حذف يارانه اين افراد بخواهند اين منابع را صرف هزينه‌هاي جاري دولت كنند، اقدام درستي نيست.

    شاهد فاصله طبقاتي در رده ثروتمندان هستيم

    اين كارشناس اقتصادي با بيان اينكه مدل دهك‌بندي‌هاي دولتي مدل صحيحي نيست، ادامه داد: بر اساس اطلاعاتي كه وزارت تعاون در دولت آقاي روحاني ارايه داد حدود 60 ميليون نفر زير خط فقر اعلام شدند كه مشمول دريافت كمك هزينه‌هاي دولتي هم مي‌شدند و به اين معني است كه همين تعداد فقير در كشور وجود دارد و امروز كه سه سال از تشديد تحريم‌ها مي‌گذرد قطعا اين 60 ميليون نفر بيشتر از قبل هم شده‌اند. افقه با بيان اينكه شاهد يك اتفاق عجيب در جامعه هستيم، افزود: حتي در درون دهك‌هاي ثروتمند هم شاهد فاصله طبقاتي هستيم و با يك گروه ابرثروتمند روبه‌رو شده‌ايم كه درآمدشان قابل مقايسه با ساير ثروتمندان نيست.

    دولت بايد به دنبال كاهش هزينه‌هاي خود باشد

    او ادامه داد: آنچه بايد انجام شود، اين است كه دولت به دنبال كاهش رديف هزينه‌هايي باشد كه هيچ كمكي به توليد ملي و رفاه در جامعه نمي‌كند، اما آنچه مي‌بينيم، اين است كه فشارها هر روز بر سفره مردم بيشتر مي‌شود و به نظر مي‌رسد تعداد زيادي از اين 60 هزار خانواري هم كه حذف شده‌اند همچنان به اين ميزان يارانه نياز داشته باشند، اما دولت به ناچار با بردن اين افراد به دهك دهم يارانه اين افراد را حذف كرده است.

    افقه در ادامه با بيان اينكه موافق افزايش قيمت كالاها نيستم، افزود: قدرت خريد افراد با افزايش قيمت‌ها هر روز كمتر مي‌شود، اما اگر شرايط عادي حاكم باشد امكان كار و توليد هم در كشور به وجود مي‌آيد و از طريق ماليات بازتوزيع مالي صورت مي‌گيرد، بنابراين يارانه را هم بايد به افرادي بدهند كه قادر به كار كردن نيستند، اما در شرايط فعلي كه امكان كار و سرمايه‌گذاري وجود ندارد چاره‌اي جز تغيير دهك‌ها نبوده است.

    اطلاعات مالي افراد قطعي نيستند

    اين اقتصاددان تصريح كرد: ضمن آنكه دهك‌بندي‌ها در ايران اصلا درست نيستند، چراكه دولت اطلاعات كافي در اين خصوص ندارد و تنها بر اساس يكسري از اطلاعات اوليه گمانه‌زني‌هايي از وضعيت مالي مردم مي‌كند و بر اساس آن دهك‌بندي انجام مي‌شود كه اصلا اين اطلاعات قطعي هم نيستند و ممكن است در دهك‌هاي بالا افرادي باشند كه در دهك‌هاي پايين‌تر قرار مي‌گيرند يا بالعكس افرادي در دهك‌هاي پاييني باشند كه ‌بايد در دهك‌هاي بالاتر قرار بگيرند.

    او با اشاره به خوشه‌بندي‌ها در دوره احمدي‌نژاد گفت: در آن زمان هم با خوشه‌بندي مردم مي‌خواستند دهك‌هاي درآمدي را از هم تفكيك كنند كه اين طرح حتي يك هفته هم دوام نياورد، در حال حاضر هم نه دولت كارآمدي لازم را دارد و نه افراد مي‌توانند اطلاعات دقيقي از وضعيت مالي خانوارها داشته باشند و اين برآوردها تنها بر اساس يكسري از اطلاعات اوليه است كه الزاما منعكس‌كننده وضعيت مالي خانوارها نيست و نتيجه آن در بازتوزيع درآمدها هم درست نخواهد بود.