به گزارش اقتصادران، هابیل خاوری نوشت:
بازار سرمايه ايران در برهه زماني فعلي چيزي براي تحليل ندارد! چراكه هيچ چيز در آن طبيعي نيست، نه دامنه نوسان نه حجم معاملات و از همه مهمتر دورنماي واضحي از شرايط سياسي، امنيتي و اقتصادي كشور براي سرمايهگذاران با رويدادهاي اخير در دسترس نيست!
از طرفي در هفته دوم مهر ۳ هزار و ۲۰۰ ميليارد تومان از سمت حقوقيها و ۵ هزار و ۷۰۰ ميليارد تومان از سمت حقيقيها منابع وارد كارگزاريها شده است و باتوجه به اتفاقات روزهاي اخير بيشتر اين منابع وارد صندوقهاي طلا و درآمد ثابت شده است.
روز دوشنبه هم رييس سازمان بورس در مواردي به مشوقهاي صادراتي، افزايش سرمايه از محل سود انباشته، حقوق گمركي، نرخ خوراك و حقوق مالكانه مربوط به معادن در تنظيم لايحه بودجه سال آينده اشاره كرد كه حقوق سهامداران را لحاظ خواهند كرد، ولي آقاي رييس كار بازار از حرف درماني گذشته است! و وعده براي سالهاي آينده باعث ايجاد ثبات در مقطع زماني كنوني نميشود.
اما از دنياي سياست چيزي براي بازار سرمايه در نميآيد، بازار حمايتهايي از جنس خودش ميخواهد كه متاسفانه مدتي است كسي به فكر حمايت از آن نيست و بازار حال خوشي ندارد و البته دو روز است كه ارزش معاملات كل بازار از ارزش معاملات صندوقهاي طلا هم كمتر شده است.
به نظر ميرسد طي روزهاي پيش رو و در صورت آرام شدن شرايط، رفتهرفته شاهد شيفت بخشي از پولهاي وارد شده به صندوقهاي طلا به سمت بازار سرمايه باشيم. شرايط سياسي به هر سويي كه برود بازار به تدريج خود را با آن وفق خواهد داد و شاهد شروع رشد بازار در سهام بنيادي و ارزشمند خواهيم بود. بازار در اين ۷ ماه با پنيكهاي شديدي مواجه بوده و اثرات اكثر آنها هنوز هم از بين نرفته و هنوز هم گريبانگير بازار است. حوادث عجيب و غيرقابل پيشبيني كه هيچ تحليلگري قادر به پيشبيني آنها هم نبوده! اتفاقاتي كه، ناگهاني و خارج از انتظارات عادي سرمايهگذاران بوده و اثرات سنگين و نامتعارفي روي حجم و ارزش معاملات و روند معاملات و همچنين افكار عمومي داشته است، تحت اين شرايط ما دامنه نوسان محدود را هم داريم كه به نوعي شرايط را براي بازار سختتر كرده. پس لذت روال بازار همين خواهد بود تا واضحتر شدن دورنماي سياسي، اقتصادي و امنيتي كشور. از طرفي توجيه بعد از وقوع مبني بر قابل پيشبيني بودن، بلايي هست كه گريبانگير اين روزهاي بازار شده است و براي هر رويدادي دنبال توجيههاي بدون پشتوانه علمي هستيم. و حتي انتظار داريم سازمان بايد بستههاي حمايتي از قبل طراحي شدهاي براي شرايط اضطراري بازار داشته باشد تا در شرايط اينچنيني كاسه چه كنم دست نگيرد كه رييس سازمان بيايد مصاحبه كند و بگويد قول گرفتهايم صندوق تثبيت بيايد كمك كند، مگر صندوق تثبيت وظيفه خودش را نميداند كه بايد رفت از آنها قول حمايت گرفت؟
درست است رويدادهاي فعلي اصلا سناريويي براي آن در ذهن تحليلگران و مديران سازمان طراحي نشده و ناگهاني اتفاق افتاده و به خاطر همين موضوع هم اظهارنظر قاطع در مورد بازار كار بسيار دشواري هست. اما همانند تمامي كشورها ميبايست بستههاي حمايتي قوي و اثرگذاري براي اينچنين شرايطي طراحي شود و در انتها قطعيترين موضوع در مورد بازار عدم قطعيت و ريسكهاي بسيار بسيار زيادي است كه بازار سرمايه را احاطه كرده و به نظرم مسير بازار همچنان پرتلاطم خواهد بود.

