برچسب: نمایشگاه کتاب

  • تنفس مصنوعی به نمایشگاه کتاب! / هنوز تب کرونا میان مردم رواج دارد

    تنفس مصنوعی به نمایشگاه کتاب! / هنوز تب کرونا میان مردم رواج دارد

    به گزارش اقتصادران، روزنامه «فرهیختگان» در گزارشی درباره گران بودن کتاب نوشت:

    همین چند هفته قبل تیتری زدیم با این مضمون که حدود یک‌چهارم تا نیمی از حاضران نمایشگاه اصلاً کتابی نمی‌خرند. همین موضوع باعث شد رسانه‌های خارج‌نشین هم موضوع برایشان جذاب شود و مسأله را پوشش دهند. البته پیش از آنکه موضوع اصلی را باز کنیم، باید نسبت به موضع رسانه‌های غربی اعلام بیزاری و تبری بجوییم و بعد برویم سراغ باقی متن. خدا خیرشان ندهد. به هر ترتیب، شرایط نمایشگاه ۱۴۰۴ این‌گونه بود اما طبیعتاً گزارش ما هم یک وجه از ماجرا است. نمایشگاه کتاب در نسبت با سال قبل و حتی سال‌های قبل‌ترش روی روند صعودی است. نمایشگاه در نسبت با سال گذشته حدود ۲۸۰ میلیارد تومان حجم فروش بیشتری را کسب کرده. شاید بگویید خب اثر تورم مگر کشک است؟ این افزایش حجم فروش بدون احتساب تورم محاسبه شده اما با این حال باز هم آمار صعودی است. برای آنکه به درک درستی از این افزایش برسیم، کافی است یک حساب سر انگشتی انجام دهیم. ما چه کار کردیم؟

    برای آنکه به یک عدد دقیق و قابل مقایسه برسیم به سراغ تقسیم فروش کل روی میانگین قیمت کتاب در ماه برگزاری نمایشگاه کتاب رفتیم. به عنوان مثال ۷۷۷ میلیارد تومانِ مجموع فروش را بر ۱۶۸ هزار تومانِ میانگین قیمت کتاب در اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ تقسیم می‌کنیم و به این صورت مشخص می‌شود با مجموع فروش نمایشگاه کتاب چند کتاب می‌شود خرید، با این فرمول تورم هم خنثی می‌شود. با همان فرمول به رقم ۴ میلیون و ۶۰۰ هزار می‌رسیم. این یعنی اگر همه کسانی که ۷۷۷ میلیارد فروش نمایشگاه کتاب را رقم زده‌اند، بر اساس میانگین قیمت آن ماه خرید کرده باشند حدود ۴ میلیون و ۶۰۰ هزار نسخه کتاب خریده‌اند. این عدد در سال ۱۴۰۳ و نمایشگاه کتاب سی‌وپنجم ۳,۶۲۶,۲۲۹ می‌شود. این یعنی تفاوت ۱ میلیون نسخه‌ای میان سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۳.

    روندها پس از کرونا صعودی می‌شوند

    اگر آمار چهار سال پس از کرونا را بخواهیم مقایسه کنیم با ارقام صعودی مواجه می‌شویم که با وجود فشار تورمی باز هم امیدوارکننده‌اند. در اولین نمایشگاه پس از کرونا، رقم ۲۱۱ میلیارد تومانی عایدی نمایشگاه کتاب می‌شود. فروش حضوری خیلی بیش از مجازی نیست و هنوز تب کرونا میان مردم رواج دارد. میزان عناوین فروخته شده در سال ۱۴۰۱، حدود ۳ میلیون کتاب برآورد می‌شود که از این میزان حدود ۱ میلیون و ۸۰۰ عنوان در نمایشگاه کتاب حضوری حاصل شد و در نمایشگاه کتاب مجازی این رقم به ۱ میلیون ۲۰۰ هزار نسخه می‌رسید.

    حالا اگر بخواهیم بر اساس میانگین کتاب در اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۱، نمایشگاه کتاب را نقد بزنیم، آمارهای جالبی به دست می‌آید؛ میانگین قیمت کتاب در اردیبهشت ماه ۱۴۰۱، ۶۱ هزار تومان است و اگر مجموع فروش را تقسیم بر میانگین قیمت کتاب کنیم، به رقم ۳,۴۱۱,۷۸۷ می‌رسیم. این عدد در قیاس با اولین نمایشگاه قبل از کرونا، یعنی نمایشگاه ۹۸، حدود ۴۲% کاهش داشته است. قیمت کتاب در قیاس میان ۱۴۰۱ و ۱۳۹۸ حدود ۳۲,۱۳۰ کاهش پیدا کرده است. حالا اگر بخواهیم آمارهای آخرین سال پیش از کرونا را با آمارهای نمایشگاه امسال مقایسه کنیم، با کاهش ۲۲ درصدی در قیاس میان نمایشگاه ۱۳۹۸ و ۱۴۰۴ مواجه می‌شویم و این یعنی هنوز هم نمایشگاه کتاب نتوانسته است به دوران کرونا نزدیک بشود. در حقیقت نمایشگاه کتاب از پایان کرونا تاکنون درمجموع تنها ۲۰ درصد رشد خالص و بدون احتساب تورم در فروش داشته، این یعنی آمارهای وضعیت کتاب همه چنان نگران‌کننده است.

    مجازی‌فروشی رونق می‌گیرد

    امسال دومین سالی است که نمایشگاه کتاب از در فروش مجازی پررونق‌تر از بخش حضوری عمل می‌کند. این یعنی بخش مهمی از سرپا ماندن نمایشگاه کتاب به دلیل حضور بن کتاب است. در میانه‌های نمایشگاه اعلام شد که قرار است بن‌های کتاب به شکل حضوری هم فعال شود اما این موضوع منتفی شد. شاید اگر این موضوع برقرار می‌شد و بن‌ها به بخش حضوری هم می‌آمدند نمایشگاه حضوری هم رونقی دوچندان می‌گرفت. با این حال این موضوع از دو طرف قابل بحث است؛ اول، می‌شود آن را نگران‌کننده ارزیابی کرد چون در سال ۱۴۰۴ تعداد عناوین فروخته شده مجازی ۱ میلیون و ۸۰۰ عنوان است و این عدد در مقایسه با بهمن ماه ۱۳۹۹، یعنی با ماهی که نمایشگاه کتاب به دلیل کرونا به صورت کامل مجازی برگزار می‌شد، حدود ۵۰۰ هزار عنوان بیشتر شده است.

    افزایش آمارهای مجازی لزوماً بد نیست اما ماجرا اینجاست که وقتی آمار نگران‌کننده می‌شود که نمایشگاه حضوری به مرور زمان رو به زوال قرار می‌گیرد. تعداد عناوین فروخته شده طی چهار سال اخیر یک ضرر جدی کرده است. نمایشگاه حضوری امسال در نسبت با نمایشگاه ۱۴۰۱ که یکی از سال‌های زوال نمایشگاه است، کاهشی جدی داشته است و در سال ۱۴۰۱، ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار عنوان کتاب در آن فروش می‌رود و سال ۱۴۰۴ این رقم به ۱ میلیون و ۲۰۰ عنوان فروخته شده می‌رسد.

    مقایسۀ آمارها با قبل از ۹۹ مدیرپسند نیست

    در سال ۹۸،۱۷۵ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان، فروش کل ثبت می‌کند، از آنجایی که پیش از سال ۹۹ آماردهی با جزئیات چندان مرسوم نیست، حالا این رقم را تقسیم بر آمار میانگین قیمت کتاب در اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ کرده و آن را با آمارهای نمایشگاه کتاب امسال مقایسه کنید. آمارهای نمایشگاه کتاب در سال ۱۳۹۸ را مقایسه کنید با همین شکل از نمایشگاه در سال ۱۳۹۴. نمایشگاه کتاب در سال ۱۳۹۴، ۷۰ میلیارد تومان فروش کل دارد و اگر با میانگین قیمت کتاب در اردیبهشت ماه همان سال مقایسه کنیم، به رقم ۶,۸۴۷,۹۷۵ می‌رسیم و این رقم در قیاس با آمار سال ۹۸ نشان می‌دهد ۹۸ یکی از بدترین آمارهای چند سال اخیر را رقم زده است. با این حال باز هم آمارهای ۱۴۰۴ و تمام سال‌های بعد از سال ۱۴۰۰، از نمایشگاه ۹۸ به بعد بدتر است.

    طی ۱۱ سال اخیر، سال ۱۳۹۷ بهترین آمار را داشته و مجموع فروش ۱۳۰ میلیارد را برای خود ثبت کرده است. اگر بخواهیم با فرمول خودمان نشان بدهیم که این آمار چقدر در نسبت با میانگین قیمت کتاب بالا بوده، کافی است این جمع کل را بر ۱۴ هزار تومان میانگین قیمت کتاب تقسیم کنیم که به رقم ۹ میلیون عنوان می‌رسیم.

    قیمت کتاب از سال ۹۴ تا امسال حدود ۱۵ برابر افزایش پیدا کرده است. این افزایش قیمت کتاب طبیعتاً روی بن‌ها اعمال نشده و قطعاً سبد کتاب برای مردم افزایشی پیدا نکرده است. از آخرین سال قبل از کرونا، حدود ۴ برابر قیمت کتاب افزایش پیدا کرده. با این حال، از سال ۹۴ تا سال ۱۴۰۴، نمایشگاه کتاب به میزان شدیدی کاهش قیمت پیدا کرده است. در سال ۱۳۹۷ تعداد عناوین فروخته شده در نمایشگاه کتاب در مقایسه با سال ۱۴۰۴، تقریباً نصف شده است.

    قیمت تأثیرگذار است ولی…

    افزایش ۱۵ برابری قیمت نمایشگاه در چند سال اخیر قطعاً روی مخاطب اثر گذاشته و از طرفی میل مخاطب به سمت نمایشگاه مجازی هم اثرگذار بوده اما موضوع اینجاست اگر صرفاً بخواهد موضوعات بیرونی روی نمایشگاه کتاب اثر بگذارد، دقیقاً مدیریت نمایشگاه کتاب قرار است چه کاری انجام دهد؟ مگر یکی از نقش‌های مدیریت نمایشگاه مدیریت استقبال مردم نیست؟

    موضوع بسیار واضح است که نمایشگاه کتاب به دلایل مختلفی باید با کاهش خرید مواجه شود، از طرفی ارشاد بودجه ندارد و نمی‌تواند همپای با تورم بن کتاب را افزایش بدهد، از جهت دیگر نمایشگاه کتاب به تمام اقشار و خانواده‌ها هم بن کتاب نمی‌دهد و عملاً همه از بن‌کتاب بهره‌مند نمی‌شوند، این موضوع منطقی هم به نظر نمی‌رسد چون ارشاد هم آنقدر توان مالی ندارد. با این حال، مدیریت نمایشگاه باید بتواند روی چرخه فروش کتاب در کشور اثری بگذارد. وقتی در نمایشگاه کتاب چند سال اخیر نویسندگانی که مردم دوستشان دارند، کتاب جدید نمی‌نویسند و در نمایشگاه رونمایی نمی‌کنند و یا وقتی نمایشگاه تا روز چهارم تبلیغاتش به راه نیفتاده است، مشخصاً به نقطه مطلوبی نمی‌رسد.

    در جست‌وجوی خروج از وضعیت منفی

    اگر بخواهیم در یک نمای کلی به ۱۱ سال اخیر نمایشگاه کتاب نگاهی بیندازیم، شاهد یک سقوط ۷ ساله هستیم. این نمایشگاه از یک سال پس از کرونا شروع به سقوط کرد. ۹۸ آغاز زوال نمایشگاه کتاب است. در سال‌های ۹۹ و ۱۴۰۰ به دلیل کرونا نمایشگاه سقوط می‌کند، ۱۴۰۱ هم نمایشگاه هنوز درگیر همان ۲ سالِ با ماسک است. با این حال سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ و حتی سال ۱۴۰۴ هم وضعیت نمایشگاه کتاب چندان مطلوب نمی‌شود. موضوع اینجاست که مدیریت نمایشگاه کتاب در سال‌های اخیر عملاً هیچ تغییری نکرده، تفاوت دولت‌های اصولگرا و اصلاح‌طلب هم تنها در دایره نویسندگانی است که به خود راه می‌دهند، وگرنه نمایشگاه کتاب در سه دولتی که در این ۱۱ سال روی کار آمده چندان تغییری نکرده است.

    نمایشگاه نه در تبلیغات و نه در برنامه‌ریزی فروش چندان تغییری نکرده. اگر مخاطبان پر و پا قرص آن بپرسید که در ۱۱ سال اخیر چه تغییری را در نمایشگاه دیده‌اند، عملاً با پاسخ مثبتی مواجه نمی‌شوید. نمایشگاه کتاب طی سال‌های اخیر دچار مسائل و مصائب بیشتری شده اما هم‌پای با این موضوعات نه مدیریت نمایشگاه بهتر شده و نه ساختار آن به نقطه مطلوبی رسیده است.

    بالا رفتن حجم فروش کافی نیست

    شاید در نگاه اول این‌طور به نظر برسد که فارغ از تورم هم نمایشگاه کتاب سعی کرده پس از دوران کرونا، حجم فروش را بالا ببرد. حجم فروش در نسبت به سال ۱۴۰۱ بیش از سه برابر شده و از طرفی میانگین قیمت کتاب هم کمتر از سه برابر افزایش پیدا کرده، با این تفاسیر باید وضعیت نمایشگاه کتاب مناسب ارزیابی شود، اما نکته اینجاست که اصلاً اوضاع در تعداد عناوین فروخته‌شده مناسب نیست. فروش نمایشگاه کتاب در سال‌های اخیر از ۵ میلیون بالاتر نرفته و حتی کتاب‌های پرفروش چند سال اخیر نمایشگاه کتاب تقریباً تکراری‌اند. این در حالی است که عمده تفاوت را در نمایشگاه‌های پیش از کرونا معرفی کتاب‌های جدید رقم می‌زد و دیدن نام‌های تازه مردم را به سمت خرید کتاب سوق می‌داد.

    از طرفی موضوع دیگر در کاهش عناوین پرفروش میل مردم به سمت نسخه الکترونیک کتاب‌هاست. مردم عملاً همان کتاب‌های پرفروشی که هر سال در نمایشگاه کتاب هستند و از کتاب‌ساز (ناشرانی که با تغییراتی کتاب‌های باقی ناشران را به چاپ می‌رسانند) گرفته تا ناشران واقعی آن را چاپ می‌کنند، می‌توانند به صورت الکترونیکی بخوانند؛ امکانی که در سال‌های ۹۷ و قبل‌تر تا این حد شیوع پیدا نکرده بود. نمایشگاه کتاب برای این نسخه‌های مجازی کتاب هم برنامه‌ای نداشت و به جز آوردن پلتفرم‌های بزرگ کتاب الکترونیکی برنامه دیگری برای بهبود فضا و ایده تازه‌ای برای خوانندگان الکترونیکی کتاب نداشت.

    شاید وقتی به نمودار نگاهی می‌اندازیم گمان کنیم که نمایشگاه کتاب دارد به سمت روزهای خوب می‌رود اما واقعیت اینجاست که این روزهای خوب با تنفس مصنوعی حاصل شده و نتیجه یک برنامه‌ریزی بلند مدت و رویکرد منسجم در حوزه کتاب نیست. اگر ناشران به عرضه تیراژهای قبلی‌شان در نمایشگاه اکتفا می‌کنند، دلیلش وضعیتی است که دچارش شده‌اند، اگر فلان ناشر مجبور می‌شود، کتاب مشهورش را با عکس بازیگران مشهور چاپ کند و تمام غرفه‌اش را به یک پلتفرم نمایش خانگی اختصاص دهد، دلیلش این است که چاره‌ای برای ناشر وجود ندارد و اگر این کار را انجام ندهد باید پایش را از سبد کوچک مصرفِ کتاب خانوار کوتاه کند.

    موضوع کاملاً واضح است. نمایشگاه کتاب در وضعیتی نگران‌کننده به سر می‌برد و طبیعتاً برخی آمارهای امیدوارکننده در نمایشگاه امسال نشان از بهبود شرایط ندارد. درحقیقت اوضاع کتاب کاملاً سینوسی است و به یک ثبات نرسیده. آمارهای ۱۴۰۲ نسبتاً مطلوب بود و ناگهان ۱۴۰۳ دچار بحران شدیم، هیچ بعید نیست که در سال ۱۴۰۵ دوباره دچار بحران شویم و نمایشگاه کتاب یک افت جدی را تجربه کند، کما اینکه چنین اتفاقی در سال‌های گذشته هم افتاده و بعید نیست که دوباره به سراشیبی سقوط بیفتد.

    با این حال، آنچه مدیران این نمایشگاه و معاونت فرهنگی تا سال آینده باید انجام بدهند کاملاً واضح است، آن‌ها باید تمام سعی‌شان را بر احیای نمایشگاه حضوری بگذارند و البته تمام تلاششان را بکنند تا لااقل به آمارهای یکی از بدترین سال‌های پیش از کرونا یعنی سال ۱۳۹۸ برسند و این یعنی فروش حداقل ۵ میلیون عنوان کتاب.

  • زیر پوست نمایشگاه کتاب چه گذشت؟ / لاپوشانی وضعیت اسفبار اقتصاد نشر در ایران / جنگ قیمت‌ها در نمایشگاه کتاب

    زیر پوست نمایشگاه کتاب چه گذشت؟ / لاپوشانی وضعیت اسفبار اقتصاد نشر در ایران / جنگ قیمت‌ها در نمایشگاه کتاب

    به گزارش اقتصادران، جایی میانه دهه شصت، زمانی که خاک ایران زیر باران موشک‌ها می‌لرزید، جرقه‌ای در عرصه فرهنگ زده شد و نخستین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در آخرین ماه‌های جنگ ایران و عراق متولد شد. این رویداد در محوطه نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران با مشارکت ۲۰۰ ناشر داخلی و ۸ هزار عنوان کتاب، همراه با ۱۹۶ ناشر خارجی از ۳۳ کشور جهان و ۲۶ هزار عنوان خارجی آغاز به کار کرد. تا سال ۱۳۸۵، این مکان میزبان دائمی نمایشگاه بود تا اینکه به مصلای امام خمینی منتقل شد؛ انتقالی که خود آغاز فصل جدیدی از چالش‌های مدیریتی شد.

    سی و ششمین دوره: فرسایش زیر پوست آمار‌ها

    امسال، این رویداد فرهنگی به سی و ششمین سال حیات خود پا گذاشت، اما نشانه‌های فرسودگی از هر سو خودنمایی می‌کرد. در بخش داخلی، از ۲،۳۶۰ ناشر ثبت‌نام‌کننده، تنها ۱،۶۲۶ ناشر فرصت حضور فیزیکی در سالن‌ها را یافتند. همزمان، ۲،۳۰۰ ناشر در فضای مجازی مشارکت کردند که بسیاری از آنها در هر دو بخش فعال بودند. در بخش بین‌الملل، از ۹۰ ناشر خارجی ثبت‌نام‌کننده از ۳۴ کشور، تنها ۳۰ موسسه ادبی برای «فلوشیپ نشر تهران» انتخاب شدند. حضور پررنگ ۱۲ ناشر لاتین و ۲۲ ناشر عرب‌زبان، امیدی برای تنوع بخشیدن به سفرهٔ فرهنگی نمایشگاه بود، اما این امید به سرعت در هیاهوی بی‌نظمی‌ها محو شد.

    حذف کتابفروشان از بخش فیزیکی، یکی از تصمیمات جنجالی این دوره بود. ناشران با این استدلال که حضور آنها فروش مستقیم را تهدید می‌کند، زمینهٔ حذف آنها را فراهم کردند. هرچند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با راه‌اندازی فروشگاه مجازی ویژه کتابفروشان پس از نمایشگاه به این انتقادات پاسخ داد، اما این اقدام نتوانست خلأ ایجادشده را پر کند.

    واقعیت این است که نمایشگاه امسال نه تنها نتوانست جایگاه پیشین خود را حفظ کند، بلکه درگیر بحران هویتی شدیدی شد. کاهش کیفیت اجرا، ضعف مدیریتی و برنامه‌ریزی شتاب‌زده، تصویری آشفته از این رویداد ترسیم کرد. از جانمایی غیرمنطقی غرفه‌ها بر اساس معیار‌های نامشخص تا تأخیر‌های مکرر در صدور مجوزها، از امکانات ناکافی در روز افتتاحیه تا ترافیک سنگین خودروها، همه و همه حکایت از فقدان چارچوبی منسجم داشتند.

    افزایش نجومی اجارهٔ غرفه‌ها نیز ضربه‌ای مهلک به ناشران مستقل وارد کرد. بسیاری از آنها یا انصراف دادند یا در رقابت نابرابر با نهاد‌های دولتی و شبه‌دولتی شکست خوردند. نتیجه؟ کاهش چشمگیر تنوع آثار و محدود شدن حق انتخاب مخاطبان.

    از سوی دیگر، افزایش ۱۷۰ درصدی قیمت کتاب در دو سال اخیر، قدرت خرید مردم را به حداقل رساند. انتظار می‌رفت دولت با افزایش بن‌های کتاب این شکاف را جبران کند، اما بن‌های اختصاص یافته تغییری محسوس نداشتند. کتاب، این کالای حیاتی فرهنگی، به کالایی لوکس و دست‌نیافتنی تبدیل شد.

    آمار‌ها و نیمه پنهان واقعیت

    به گزارش اقتصاد ۲۴، سخنگوی نمایشگاه از رشد ۱۰ درصدی فروش ریالی نسبت به سال گذشته خبر داد: ۶۵۶ میلیارد و ۷۲۲ میلیون تومان در مقایسه با ۵۹۲ میلیارد تومان دوره قبل. اما این رقم بدون در نظر گرفتن تورم ۱۷۰ درصدی کتاب، روایتی گمراه‌کننده است. در واقع، رشد طبیعی فروش نه تنها نشانهٔ بهبود نیست، بلکه کاهش واقعی تقاضا را پنهان می‌کند. اقدامات اضطراری مسئولان برای جبران کاهش فروش در روز‌های میانی نیز ناکام ماند. طرح «خرید مجازی – تحویل حضوری» با استقبال سرد ناشران مواجه شد و به مرحله اجرا نرسید. حتی پیشنهاد اختصاص یارانه فیزیکی نیز در حد حرف باقی ماند. این ناکامی‌ها گواهی است بر شکاف عمیق بین تصمیم‌گیران و واقعیت‌های میدانی.  البته نظر ناشران حاضر در نمایشگاه نیز درباره بحران نشر و آمار‌های تسکینی نمایشگاه جالب توجه است.

    نمایشگاه کتاب یا جشنواره‌ای صرفا آمارمحور؟

    «محمد نعیم محمدی»، مدیر نشر «پالیز سخن» درباره عوامل تشدید بحران کنونی صنعت نشر می‌گوید: «واقعیت این است که بحران کنونی صنعت نشر، حاصلِ هم‌زمان سه عامل مهم است؛ از یک‌سو فشار اقتصادی (افزایش سرسام‌آور هزینه‌های کاغذ، چاپ، توزیع و فروش) عرصه را برای ناشران مستقل تنگ کرده است؛ از سوی دیگر، تحولات فرهنگی و تغییرات سبک زندگی، به‌ویژه در نسل جدید، باعث کاهش تمرکز بر مطالعهٔ عمیق شده است و در نهایت، دگرگونی در رفتار مخاطب به‌واسطه رشد فضای دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی و ویدیو‌های کوتاه، موجب شده کتاب از میدان رقابت در «اقتصاد توجه» عقب بماند؛ بنابراین اگر بحران را صرفاً اقتصادی ببینیم، از اصلاحات فرهنگی و ساختاری غافل خواهیم ماند».

    او در پاسخ به این سوال که آیا آمار‌های رسمی، واقعیت بحرانِ «خروج کتاب از سبد خانوار» را پنهان می‌کنند ادامه می‌دهد: «آمار‌های رسمی شاید در برخی زمینه‌ها درست باشند، اما در روایت واقعیت عمومی، اغلب یک‌سویه و بی‌زمینه‌اند. وقتی گفته می‌شود «فروش کتاب رشد کرده»، باید پرسید: کدام کتاب‌ها؟ در چه زمینه‌هایی؟ با چه حمایتی؟ واقعیت بازار نشان می‌دهد که بسیاری از کتاب‌های ارزشمند در حوزه‌های علوم انسانی، ادبیات یا تربیتی، نه‌تنها رشدی نداشته‌اند بلکه به زحمت به تیراژ ۳۰۰ نسخه می‌رسند. خروج کتاب از سبد خانوار، واقعیتی تلخ، اما انکارناپذیر است؛ و آمار‌های رسمی گاه به‌جای مواجهه با این حقیقت، نقش «تسکین روانی» دارند».

    این ناشر درباره این دوگانه که نمایشگاه‌ها در خدمت تبلیغات سیستم هستند یا حل بحران نشر؟ تاکید می‌کند: «نمایشگاه کتاب تهران هرسال با حضور نهاد‌های دولتی و چاپ آثار خاص، بیش از آنکه بازاری برای ناشران مستقل باشد، به نظر می‌رسد ابزاری برای نمایش آماریِ موفقیت دولت در حوزه فرهنگ است. ناشران دولتی با حضور گسترده، غرفه‌های وسیع و امکانات بی‌حد، عملاً فضای رقابت را از ناشران خلاق و مستقل گرفته‌اند. نمایشگاه زمانی می‌تواند بحران را تخفیف دهد که نقش پُلی واقعی را میان مخاطب، اندیشه و نشر ایفا کند؛ نه آنکه تبدیل به «جشنواره‌ای آمارمحور» شود».

    او درباره صدرنشینی کتاب‌های ایدئولوژیک در فروش هرساله نمایشگاه اضافه می‌کند: «در بسیاری از گزارش‌های رسمی، کتاب‌هایی که با حمایت نهادی یا در موضوعات خاص منتشر می‌شوند، بیشترین آمار فروش را دارند. اما این ارقام، اغلب به‌خاطر خرید‌های سازمانی، یارانه‌ای، یا توزیعی غیرمستقیم هستند و نمی‌توان آن را به‌معنای «اقبال عمومی واقعی» تعبیر کرد. اینجا یک خطر بزرگ وجود دارد: جایگزینی آمار مصنوعی به‌جای فهم عمیق از سلیقه و نیاز فرهنگی جامعه. چنین رویکردی در بلندمدت نه‌تنها کمکی به کتابخوانی نمی‌کند، بلکه مخاطب را از کتاب دل‌زده می‌کند».

    محمدی در پایان تأکید می‌کند: «ناشران وابسته به نهاد‌های دولتی یا مذهبی معمولاً دارای منابع مالی ثابت، امکان توزیع نهادی، و حتی امتیازات در نمایشگاه‌ها و فروشگاه‌ها هستند. در حالی که ناشران مستقل باید با هزینه‌های بالا، بازگشت سرمایه نامطمئن و نبود حمایت ساختاری دست‌وپنجه نرم کنند. وقتی نشر به یک «رقابت نابرابر» تبدیل شود، نه تنها کیفیت کاهش می‌یابد، بلکه نوآوری و صدای مستقل نیز خاموش می‌شود و این خطری است برای آینده فرهنگ».

    بحران خروج کتاب از سبد خانوار لاپوشانی می‌شود

    «نیلوفر تیموریان»، مدیر نشر «ایران‌بان» نیز که مرتبط با کودکان است، درباره ارتباط بحران نشر با مشکلات اقتصادی یا تغییر ذائقهٔ مخاطب می‌گوید: «دشواری‌های اقتصادی، افزایش مداوم هزینه‌های چاپ، توزیع و اجاره‌ فضا، بخش عمده‌ای از ناشران مستقل را به حاشیه رانده و از سوی دیگر تغییر رفتار مخاطب به‌سمت مصرف بی‌واسطه‌ی محتوای دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، اشتیاق به کتاب فیزیکی را کاهش داده است. این دو عامل در تعامل با یکدیگر، فضای نشر را به سمت رکودی فرسایشی سوق داده که نه فقط ناشران کوچک، بلکه حتی نام‌های بزرگ را نیز با چالش‌های جدی مواجه ساخته است».

    او با اشاره به اینکه رشد درصدی فروش نمایشگاه کتاب در آمار رسمی، افت تیراژ واقعی را مخفی می‌کند اظهار می‌کند: «همواره آمار‌های رسمی وزارت ارشاد پر از اعداد درخشان «رشد فروش» است، اما وقتی قیمت متوسط کتاب بیش از دو برابر شده، افزایش درصدی فروش در عمل به معنای کاهش عددی نسخه‌های خریداری‌شده است؛ بنابراین تأکید صرف بر «درصد رشد» بدون اشاره به تیراژ مطلق، حجم واقعی کتاب در گردش در جامعه را مخفی و عملاً بحران خروج کتاب از سبد خانوار را لاپوشانی می‌کند. چه اینکه بازدیدکنندگان امسال، معمولاً با یک کیف پلاستیکی حاوی یک یا دو عنوان از سالن خارج می‌شدند و این نمود روشنی است که نمایشگاه بیش از حل بحران نشر در خدمت اهداف تبلیغاتی ستاد‌ها قرار گرفته است».

    او درباره سهم واقعی ناشران کودک و وضعیت آثار این حوزه در نمایشگاه اضافه می‌کند: «نگاهی به ساختار غرفه‌ها در نمایشگاه امسال نشان می‌دهد که ناشران کودک واقعی – آن دسته از انتشاراتی‌هایی که تمرکز حرفه‌ای بر کیفیت تصویرگری و ادبیات کودک دارند—تنها حدود ۱۰ درصد نمایشگاه را به خود اختصاص داده‌اند و مابقی، یا کپی‌کارانی هستند که با جلدسازی و استفاده از قالب‌های تکراری به دنبال سود سریع‌اند، یا ناشران کم‌تجربه‌ای که از استاندارد‌های ادبی و هنری کودک غافل‌اند. در نتیجه، مخاطب خردسال فرصتی برای مواجهه با آثار اصیل و خلاقانه نیافته و بازار کودک عملاً بی‌رمق و ضعیف بوده است».

    سووشون: از جشن امضا تا جنگ روایت‌ها

    سی و ششمین نمایشگاه کتاب تهران شاهد یکی از جنجالی‌ترین حواشی تاریخ خود بود: جشن امضای کتاب «سووشون» اثر سیمین دانشور در غرفه انتشارات خوارزمی. ماجرا با انتشار پوستری در فضای مجازی آغاز شد که خبر از «جشن امضای کتاب» توسط نرگس آبیار (کارگردان سریال اقتباسی سووشون) و بهنوش طباطبایی (بازیگر نقش زری) می‌داد. این پوستر خشم جامعهٔ ادبی و طرفداران دانشور را برانگیخت.  روز بعد، پس از نشست «ادبیات در قاب تصویر» در سرای اهل قلم با حضور آبیار، طباطبایی، شیوا مقانلو، علی‌اصغر عزتی‌پاک و محمدرضا مقدسیان، جمعیت زیادی برای دریافت امضا به غرفه خوارزمی هجوم آوردند؛ اما روایت رسمی خبرگزاری ایرنا ادعا کرد: «پوستر مورد نظر توسط عوامل سریال و بدون هماهنگی ناشر منتشر و پس از تذکر، حذف شد. در این مراسم تنها کارت‌پستال‌ها امضا شدند، نه کتاب‌ها.»

    تنها سند مستقل از این ماجرا، فیلم ۳ ثانیه‌ای بود که یک رسانه منتشر کرد؛ فیلمی که صف طولانی متقاضیان و سکوتی معنادار از حضور کتابی برای امضا را نشان می‌داد. این اتفاق، چه ناشی از سوءتفاهم باشد چه حرکتی حساب شده، دستمایه‌ای شد برای طرح پرسش‌های جدی دربارهٔ مرز‌های تبلیغات فرهنگی و احترام به میراث ادبی!

    فرجام سخن: آینده‌ای در مه

    نمایشگاه کتاب تهران در سال ۱۴۰۴ نه تنها به اهداف اولیهٔ خود نرسید، بلکه به نمادی از بحران مدیریت فرهنگی تبدیل شد. پرسش اینجاست: آیا برنامه‌ریزان عرصه فرهنگ، طرحی مشخص برای ترویج مطالعه در دست اجرا دارند؟ یا این رویداد صرفاً به سنتی تشریفاتی تبدیل شده که هر سال تکرار می‌شود بی‌آنکه پاسخی برای نیاز‌های واقعی جامعه داشته باشد؟

    تجربه سه دهه اخیر نشان می‌دهد حیات این نمایشگاه همواره وابسته به دو عامل بوده است: یارانه‌های دولتی برای جذب بازدیدکننده و تبلیغات رسانه‌ای برای ایجاد هیاهوی کاذب. اما وقتی پایه‌های این دو عامل سست می‌شود، چه چیزی می‌ماند؟ نمایشگاهی که روزی محل گفت‌وگوی فرهنگ‌ها بود، امروز به بازاری متکی بر کمیت‌های بی‌کیفیت تبدیل شده است.

    مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید پیش از برنامه‌ریزی برای دوره بعد، به این پرسش بنیادین پاسخ دهند: آیا نمایشگاه کتاب تهران می‌خواهد بازاری موقت برای فروش باشد یا کارگاهی همیشگی برای پرورش اندیشه؟ پاسخ به این پرسش، سرنوشت نمادی فرهنگی را تعیین خواهد کرد که اینک در آستانهٔ چهل سالگی، نفس‌هایش به شماره افتاده است.

  • سرقت ۱۰ هزار دلاری از نمایشگاه کتاب تهران!

    سرقت ۱۰ هزار دلاری از نمایشگاه کتاب تهران!

    به گزارش اقتصادران، فرمانده یگان‌های حفاظت فیزیکی پلیس پیشگیری فاتب از دستگیری یک سارق زورگیر خبر داد و گفت: با تلاش و هوشیاری عوامل انتظامی نمایشگاه بین المللی کتاب، این سارق شناسایی و دستگیر شد.

    وی افزود: این سارق مقدار ۱۰ هزار دلار از یکی از غرفه‌ها سرقت کرده و از محل متواری شده بود که بلافاصله مأموران با بررسی دوربین‌های مداربسته و استفاده از شیوه‌های نوین پلیسی، سارق را شناسایی کرده و دستگیری او در دستور کار پلیس قرار گرفت. مأموران انتظامی نمایشگاه با بدست آوردن مشخصات ظاهری متهم، تحقیقات میدانی گسترده‌ای را آغاز و محل‌های احتمالی تردد سارق را تحت نظر قرار دادند.

    فرمانده یگان‌های حفاظت فیزیکی پلیس پیشگیری فاتب ادامه داد: مأموران پلیس در هنگام مشاهده تصاویر دوربین‌های مداربسته متوجه حضور سارق در محوطه نمایشگاه می‌شوند و برای دستگیری او اقدام می‌کنند که متهم با دیدن مأموران به صورت پیاده متواری شده پس از تعقیب و گریز به مسافت حدود ۲ کیلومتر، متهم دستگیر شد. متهم جهت تحقیقاتی تکمیلی پس از تشکیل پرونده در اختیار کلانتری ۱۴۵ ونک قرار گرفت.

    محمدیان خاطر نشان کرد: شهروندان با رعایت توصیه‌های پلیسی در محل‌های عمومی و پرتردد مراقب وسایل و اشیاء قیمتی خود باشند و از رها کردن آن در هر مکانی خودداری کنند.