برچسب: ناصر ایمانی

  • دولت کاملا «هنگ» کرده است! / ارزش پول ملی در این یک سال به بیش از نصف کاهش پیدا کرده است

    دولت کاملا «هنگ» کرده است! / ارزش پول ملی در این یک سال به بیش از نصف کاهش پیدا کرده است

    به گزارش اقتصادران، پزشکیان از همان روزهای نخست فعالیت های انتخاباتی خود و سپس در ماههای اول ریاست جمهوری مدام بر عباراتی از جمله وفاق و همراهی گروههای سیاسی در دولت چهاردهم تاکید کرده است. اما در سایه تورم، مشکلات معیشتی، ناترازی ها، مشکلات حل نشده ساختاری و بسیاری موارد دیگر تیر انتقادات علیه وی از سوی طیف هایی پرتاب می شود که قرار بود همراه وی باشند و این روزها آذر منصوری همانقدر منتقد واژه وفاق شده که برخی نمایندگان مجلس و اعضای طیف اصولگرای سیاست داخلی کشور.

    در شرایط فعلی کشور، پرسشهایی در خصوص وضعیت موجود مطرح است، از جمله این که چرا پروژه سیاسی پزشکیان شکست خورد و تقلیل اولویت ایران، مردم و بقای آن به دعواهای سیاسی چگونه شرایط را به بیراهه می برد؟ ناصر ایمانی، فعال سیاسی در به این پرسش‌ها پاسخ داده است:

    عملکرد دولت دچار کندی و توقفی محسوس است

    ناصر ایمانی گفت: «متاسفانه این روزها یک کندی و توقف محسوس در عملکرد دولت به وظایفش را شاهدیم. یعنی در عرصه های مختلف از جمله در مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، دچارپدیده کم دولتی یا بی دولتی شده ایم. دولت در برخی موارد که باید اقدام کند و تصمیم گیری جدی داشته باشد، تصمیم گیری را به تاخیر می اندازد. ما در مدت زمانی که از آغاز دولت تا کنون گذشته، تنها بخشی که دیدیم دولت، تصمیم گیری کرد، صرف نظر از این که تصمیم مذکور چقدر درست بود یا غلط ، مسئله قیمت بنزین بود. در عرصه های دیگر، دولت به اصطلاح کاملا «هنگ» کرده. به همین علت، هم از سوی جریان های سیاسی طرفدار خود که این دولت را معرفی کرده اند، مورد انتقاد قرار گرفته و هم از سوی نمایندگان مجلس و افکار عمومی مردم که چرا اقدامی نمی کند. »

    وی افزود: «ارزش پول ملی در این یک سال به بیش از نصف کاهش پیدا کرده و دلار ۵۰، ۶۰ هزار تومانی تبدیل شده به دلار ۱۳۰ هزار تومانی. سالها طول کشید که  قیمت ارز خارجی از ۷ هزار تومان به ۶۰ هزار تومان برسد. اما همین عدد در طول یک سال از ۶۰ هزار تومان به ۱۳۰ هزار تومان رسید. این یک نکته بسیار مهم است. همچنین مشکل دیگر این بود که تورم کاهش پیدا نکرد. اگر حتی فقط ۵ درصد کاهش تورم داشتیم، جای امیدواری بود. تورم برخی اقلام خوراکی در طول یک سال گذشته، بیش از ۱۰۰ درصد شده است. رشد نقدینگی نیز همین وضعیت را دارد. درباره ناترازی ها هم که اطلاع داریم. »

    ریال در حال حذف کامل از معاملات اقتصادی است

    این فعال سیاسی اصولگرا در ادامه گفت: «مسئله دیگری که بسیار عیان است، این است که کابینه دولت در طول یک سال اخیرتوسط رئیس جمهور هیچ تغییری نکرده است.درواقع نه تنها تغییر نکرده بلکه عملکرد برخی وزرا نیز ایراداتی بسیار جدی دارد. دولت این را قبول نمی کند. در چند ماه گذشته، مجلس بارها اخطار داده که برخی از وزرا عملکرد قابل قبولی ندارند و در خطر استیضاح قرار گرفته اند. فرصتی هم به دولت داده که خود، اقدام کند. اما دولت می گوید من این کار را نمی کنم و در ترکیب وزرا دست نمیبرم. آیا این ۳۰ نفر وزیر و معاون رئیس جمهور که یک سال پیش انتخاب شده اند، عملکرد همگی آنان درست و قابل دفاع است؟ عملکرد برخی وزرا از دید برخی نمایندگان مجلس و صاحب نظران قابل قبول نیست. اساسا این که یک وزیر توسط خود دولت تغییر کند، آرامشی ایجاد می کند که دولت مشکلات را میبیند. اما وقتی مردم ببینند برای مثال در حوزه مواد غذایی دچار مشکلات جدی هستیم اما وزرا و تیم اقتصادی، همچنان کار می کنند چه معنایی در افکار عمومی خواهد داشت؟ آن هم در این شرایط خاص کشور.»

    وی افزود: «در شرایط اقتصادی فعلی کشور، چه انتظاری می توان داشت به جز انتظار برای تغییر شرایط؟ شرایط از جهت منابع درامدی دولت در طول یک سال اخیر مگر تغیر ویژه ای کرده؟ پس چرا فاکتورهای اقتصادی تا این حد خراب شده اند؟ این ها علامت های خوبی برای مردم نیست و به همین دلیل نیز اعتراضاتی از سوی افراد مختلف علیه دولت مطرح می شود. حتی جریان های سیاسی حامی آقای پزشکیان نیز شکایاتی از ایشان دارند. علیرغم این که ما جریان های سیاسی جدی منتقد دولت را در حال حاضر نداریم، اما متاسفانه دولت همچنان کند مل می کند. رئیس جمهور باید تصمیمات فوری و جدی بگیرد. معاون اول رئیس جمهور نیز می توانست شخصی جوان تر، خوش انرژی تر و فعال تر باشد. با تغییر و جایگزینی سریع برخی وزرا هم آسمان به زمین نمی آید و می توان این کار را انجام داد. این تصمیمات باید گرفته شود و به طور ویژه در عرصه اقتصادی، دولت باید تصمیمات جدی گرفته شود. وضعیت بانک مرکزی نیز باید تعیین تکلیف شود و ادامه این وضعیت به صلاح نیست. ریال در حال حذف شدن کامل از معاملات اقتصادی است و این موضوع بسیار خطرناک است. »

  • شرایط ایران واقعا چقدر جنگی است؟

    شرایط ایران واقعا چقدر جنگی است؟

    به گزارش اقتصادران، این روزها یکی از تنش های مهم در حوزه سیاست داخلی، تنش بین دولت و مجلس در ارکان مختلف است. این تنش که از زمزمه استیضاح ۴ وزیر دولت چهاردهم پررنگ تر شده، اکنون به مرحله ای رسیده که معاون اجرایی رئیس جمهور را به واکنش واداشته است. قائم‌پناه اخیرا با اشاره به این که شرایط کشور جنگی است، گفته: «نمایندگان مجلس حق دارند از دولت انتقاد کنند، ولی شرایط طوری نیست که از وضعیت اداره امور کشور انتقاد کنیم. تحریم‌ها شدت پیدا کرده و اسنپ بک فعال شده است و باید اوضاع را در شرایط موجود ارزیابی کنیم نه در شرایط عادی.»

    عبدالله رمضان زاده، سخنگوی دولت اصلاحات و فعال سیاسی اصلاح طلب و ناصر ایمانی، تحلیلگر و فعال سیاسی اصولگرا  به بررسی این موضوع پرداخته اند:

    نقدهای نمایندگان مجلس حداقلی علیه دولت عادلانه نیست / جنگی بودن شرایط کشور را شورای عالی امنیت تعیین می کند

    عبدالله رمضان زاده گفت: «هیچوقت هیچکس در دولت یا از نزدیکان دولت نگفته که مجلس حق اعتراض به شرایط موجود را ندارد یا نباید نقدی مطرح کند. به هر حال حق نقد محفوظ و منطقی است. اما مشکل مهمی که وجود دارد این است که افرادی دست به حملات علیه دولت یا عملکرد دولت می‌زنند که نماینده اکثریت مردم نیستند. درواقع نمایندگان حداقلی و چند درصدی، می خواهند خواسته های خود را به اکثریت تحمیل کنند. اینجا است که مشکل دیده می شود. اگر مجلس ما، مجلسی بود که بر اساس انتخابات عادلانه، از صندوق ها بیرون آمده بود، می شد روی نقدهای نمایندگان آن حساب باز کرد یا اینطور ارزیابی کرد که نقد نمایندگان چنین مجلسی عادلانه است. مجلس فعلی اصلا واجد رای اکثریت مردم نیست. بنابراین خواسته های این مجلس با خواسته های اکثریت جامعه متفاوت است.»

    این فعال سیاسی اصلاح طلب در ادامه گفت: «این که شرایط کشور ما جنگی هست یا خیر یا اصلا درجه جنگی بودن آن چه میزان است را شورای عالی امنیت می تواند تعیین، تایید، یا اعلام رسمی کند. اتفاقا مطرح کردن موضوع «شرایط جنگی» به خودی خود حساس است.اما نمی توان این موضوع را انکار کرد که شرایط فعلی بسیار ویژه و نیازمند برخورد صحیح است. شرایط این روزها به هیچ وجه عادی نیست. این که شرایط این روزها را ساده انگاری کنیم یا تصور کنیم همه چیز بر وفق مراد است نیز نوعی سهل انگاری اشتباه است.»

    وی تاکید کرد: «مسئله به چالش کشیده شدن دولت توسط مجلس شاید جای تعجب نداشت و حتی عادی بود، اگر مجلس، مجلسِ حداقلی ها نبود. اگر مجلس، مجلسِ افرادی که قرابت چندانی با خواست های اکثریت جامعه ندارند نبود شاید نقد عملکرد دولت یا حملاتی که انجام می شد را می توانستیم دلسوزانه یا نزدیک به منویات جامعه تلقی کنیم. اما اکنون خیر.»

    مجلس بیش از اندازه ملاحظه دولت را می کند / دولت واضح بگوید شرایط کشور چقدر جنگی است؟

    ناصر ایمانی گفت: «در برخی نقاط کشور شرایط جنگی است و در برخی نقاط دیگر نیست. درواقع به نظر می رسد در کشوری زندگی می کنیم که شرایط هر بخش آن متفاوت با بخش دیگری است. بی رودروایسی بگویم واقعا شرایط جنگی در دولت مشاهده نمی شود. وقتی شرایط از دید یک دولت، جنگی ارزیابی می شود، اصلا یک کابینه جنگ تشکیل می شود. همه وزرای دولت چهاردهم در عادی ترین حالت ممکن کار می کنند و مجلس هم از دید من بیش از اندازه ملاحظه دولت را می کند و اتفاقا برخلاف نظر آقای قائم پناه، معتقدم مجلس می توانست بسیار تندتر از این ها، دولت را نقد کند. عملکرد برخی از وزرای دولت در شرایط فعلی کشور به حدی منفعل است که مجلس می توانست بسیار سختگیرانه تر برخورد کند و من معتقدم مجلس در انجام وظایف خود کوتاهی هم می کند.»

    وی افزود: «اخیرا اقای محسنی اژه ای انتقاد تندی نسبت به قیمت و کمبود نهاده های دامی و کالاهای اساسی داشتند و مجلس نیز هیئت تحقیق و تفحص از وزارت جهاد کشاورزی تشکیل داده است. شرایط این وزارتخانه اصلا خوب نیست و اعتراضاتی نسبت به این وزارتخانه طی هفته های اخیر مطرح شده است. به نظر می رسد دولت در حال تعلل در تامین کالاهای اساسی و مواد اولیه است. مسائل ارزی نیز به جای خود باقی است. در طول یک سال اخیر و طی زمان استقرار دولت فعلی، دلار بازار آزاد از ۶۰ هزار تومان به نزدیک ۲ برابر رسیده است. این وضعیت برای وجهه دولت خوب نیست. در بسیاری از پروژه های وزارت راه نیز میبینیم که اتفاق ویژه ای رخ نداده است. در وزارتخانه های دیگر نیز همینطور است.»

    این فعال سیاسی اصولگرا در ادامه گفت: «اگر واقعا شرایط جنگی بود، باید عملکرد دیگری از دولت می‌دیدیم. شرایط جنگی اقتضائات خود را دارد. کاش دولت توضیح می‌داد شرایط چقدر جنگی است؟ من می‌فهمم که آقای قائم پناه چه می گوید. اتفاقا رهبری هم مدتی پیش تاکید کردند که مجلسی ها نباید دولت را تحت فشار بگذارند یا مانع تراشی در مسیر وزرا ایجاد کنند. این حرف درست و منطقی است. اما از سوی دیگر نمی شود که مجلس و قوه قضائیه هر تخلفی از سوی دولت دیدند سکوت کرده و هیچ واکنشی نشان ندهند. شرایط امروز جامعه خوب نیست و کمترین انتظار از دولت، در شرایط فعلی این است که اقدامی برای حل مشکلات موجود انجام دهد. این که شرایط جنگی است یا نه یا چقدر جنگی است ربطی به عدم انجام تکالیف محوله وزرا یا کم کاری آنان ندارد.»

  • در جنگ ۱۲ روزه نفوذ تا سطوح بالای فرماندهی نیز رسیده بود

    در جنگ ۱۲ روزه نفوذ تا سطوح بالای فرماندهی نیز رسیده بود

    به گزارش اقتصادران، ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا،  درباره نفوذی‌ها در کشور گفت: «نفوذ در تمام ارکان وجود دارد، اما برخی از آن‌ها سریع‌تر دیده می‌شوند و برخی دیگر در مراکز اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور، به سختی قابل مشاهده هستند.»

    وی افزود: «برخی از نفوذها به سرعت قابل مشاهده نیستند. برای مثال، نفوذ در مراکز نظامی یا مراکز حساس کشور مانند مراکز هسته‌ای بلافاصله با یک عملیات مشخص آشکار می‌شود، مانند ترورها. اما نفوذ در بخش‌های دیگر مانند مراکز اقتصادی، فرهنگی و حتی در میان سیاستمداران کشور به راحتی قابل مشاهده نیست. این نفوذها ممکن است از طریق طرح‌های منحرف‌کننده، ناکارآمدی دستگاه‌های مختلف، یا حتی فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی اعمال شود.»

    وی گفت: «نمی‌توان گفت که همه سیاستمداران کشور مصون از نفوذ هستند. نفوذ ممکن است به شکل تحریک افراد برای اقدامات ضد دولت، انتشار بیانیه‌هایی که منافع دشمن خارجی را تأمین می‌کند یا ارائه آدرس‌های غلط سیاسی باشد. حتی زمانی که گفته می‌شود نفوذ فقط در یک جناح خاص وجود دارد، این خود یکی از شاخص‌های نفوذ است.»

    ایمانی درباره نفوذ در سطح بالای کشور گفت: «در جنگ ۱۲ روزه نفوذ تا سطوح بالای فرماندهی نیز رسیده بود. برخی از فرماندهان در مقرهای خود یا حتی در منازلشان به دلیل شناسایی‌های الکترونیک، سایبری و اطلاعاتی، به راحتی هدف قرار گرفتند. این نشان می‌دهد که نفوذ تا چه حد گسترده و سازماندهی‌شده بوده است.»

  • پشت پرده استیضاح‌های سریالی؛ مدیریتی یا سیاسی؟

    پشت پرده استیضاح‌های سریالی؛ مدیریتی یا سیاسی؟

    به گزارش اقتصادران، نمایندگان مجلس روند استیضاح وزرا را آغاز کرده‌اند. اولین استیضاح با کلیدواژه قیمت ارز، اسفندماه سال گذشته با برکناری عبدالناصر همتی اتفاق برگزار شد. در سال ۱۴۰۴ نام فرزانه صادق مالواجرد، وزیر راه و شهرسازی، و عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، در فهرست استیضاح نمایندگان قرار گرفت. طرح سریالی استیضاح‌ها در حالی که همه اعضای کابینه بلااستثنا از مجلس رای آورده بودند این شائبه را طرح کرده که استیضاح‌ها نه با دلایل فنی و تخصصی بلکه با انگیره‌های سیاسی صورت می‌گیرد.

    ناصر ایمانی، تحلیل گر سیاسی اصولگرا، اما چنین نگاهی ندارد و معتقد است این استیضاح‌ها به معنای تقابل نیست و مجلس در مجموع نگاه همکاری‌جویانه با دولت دارد. ایمانی می‌گوید انتقاد‌های مجلس به وزیر راه بیشتر بر حوزه مسکن متمرکز است، نه بخش‌های دیگر وزارت راه، و مدیریت با سرپرست در برخی سازمان‌ها مثل بنادر، حساسیت‌ها را افزایش داده است. او ضمن آنکه ناترازی برق را سابقه‌دار می‌داند، استیضاح وزیر نیرو را مربوط به مدیریت سوخت‌رسانی به نیروگاه‌ها می‌داند.

    مشروح گفتگوی ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا را در ادامه بخوانید؛

    *بعد از استیضاح وزیر اقتصاد، نماینده‌ها طرح استیضاح وزرای راه و نیرو را هم کلید زده‌اند. به نظر می‌رسد که ماه عسل بین دولت و مجلس تمام شده است. شما از این موضوع چه ارزیابی‌ای دارید؟

    خیر، من موضوع را در این حد کلی قبول ندارم. تصور می‌کنم که مثلاً با یک استیضاح و برکناری یک وزیر، یا استیضاح‌های دیگر که حالا معلوم نیست نتایج آن چه باشد، این به معنای پایان ماه عسل و این‌گونه جملات نیست. اتفاقاً جزو استثنا‌ها است، از وزرایی که از دولت قبل هم بوده و منتسب به جناح دیگری است. آقای پزشکیان ایشان را به عنوان وزیر معرفی کردند، اما در عین حال، مجلس روی او هم حساسیت دارد. این به این معناست که تا الان، من قضاوت می‌کنم، ممکن است در آینده بحث دیگری باشد، اما تا الان نگاه این‌گونه نیست. اگر دقت کنید، در طرح‌ها، لوایح و صحبت‌های مجموع نمایندگان مجلس اصلاً نگاه ضددولت وجود ندارد. تأکید می‌کنم، مجموع نمایندگان را می‌گویم. شما به یک طیف خاص کاملا رادیکال نگاه نکنید که همیشه در مجلس بوده‌اند. مجموع نمایندگان، نگاه‌شان نسبت به دولت، نگاه همکاری است.

    طبیعی است که برخی وزرا استیضاح شوند

    این‌که برخی از وزرا را استیضاح می‌کنند، تا حدی طبیعی است. چون آقای دکتر پزشکیان اولین بار است که رئیس‌جمهور شده‌اند. ایشان نه تنها تجربه ریاست‌جمهوری، بلکه تجربه کار اجرایی هم به ندرت داشته‌اند. طبیعی است که اولین انتخاب‌های ایشان برای کابینه، ترکیبی باشد که خیلی امتحان خود را پس نداده است. بعد در طول مسیر متوجه می‌شوند که برخی از وزرا ضعیف هستند. اگر خاطرتان باشد، در زمان مرحوم آقای رئیسی هم برخی از وزرای ایشان، با اینکه کاملاً همسو با مجلس بودند، استیضاح شدند. برخی از وزرا هم خودشان استعفا دادند یا برکنار شدند. تعدادشان هم زیاد بود، چون آقای رئیسی هم تجربه کار ریاست‌جمهوری نداشتند و با اینکه با مجلس همسو بودند، باز هم استیضاح و استعفا یا برکناری داشتند. بنابراین، به نظرم این‌گونه قضاوت‌ها بیشتر رنگ و بوی جناحی و سیاسی دارد.

    * وقتی به ادوار مختلف ریاست‌جمهوری نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که هم در دولت آقای رئیسی و هم در دولت آقای احمدی‌نژاد نرخ ارز بالا رفت، اما فقط در دولت‌های آقای روحانی و آقای پزشکیان بود که وزرای اقتصاد استیضاح شدند. در ارتباط با وزیر راه هم، در دولت آقای روحانی، وزیر راه سه بار استیضاح شد؛ هرچند که نهایتاً عباس آخوندی خودش با استعفا کناره گیری کرد. اما استیضاح وزرای اقتصاد و راه در دولت‌های آقای رئیسی و احمدی‌نژاد اتفاق نیفتاد. اگر واقعاً فکر می‌کنید این موضوع فنی است، چرا باید بعد از ۹ ماه این اتفاق بیفتد؟

    شما یک موضوع بسیار مهم را ظاهراً فراموش کرده‌اید. ببینید، وقتی آقای پزشکیان دولت را تحویل گرفتند، قیمت دلار بانک مرکزی حدود ۴۵ هزار تومان بود و قیمت ارز آزاد، به اصطلاح، حدود ۶۰ هزار تومان. آقای پزشکیان با این وضعیت دولت را تشکیل دادند. چند ماه از دولت ایشان گذشت، ناگهان یک‌شبه، بانک مرکزی رسماً اعلام کرد، آقای همتی، وزیر سابق اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی، در رسانه‌ها و مجلس حاضر شدند و گفتند ما می‌خواهیم نرخ ارز را بالا ببریم. یک‌شبه ارز ۴۵ هزار تومانی بانک مرکزی را به ۶۵ هزار تومان برای واردات رساندند. دولت این کار را کرد. ارز بالا نرفت، خود دولت ارز را بالا برد.

    آقای همتی مسئول کاهش ارزش پول ملی بود

    این، مربوط پنج ماه پیش است، نه پنج سال پیش، نه ۵۰ سال پیش. دولت ارز را بالا برد. چه کسی بالا برد؟ آقای همتی مسئول این کار بودند. من اصلاً کاری ندارم که این کار درست بود یا غلط، این بحث مفصلی است که از نظر اقتصادی آیا باید این کار را می‌کردند یا نه. اما افزایش نرخ ارز از ۴۵ به ۶۵ هزار تومان، که بلافاصله ارز آزاد به ۸۰ هزار تومان، سپس ۹۰ هزار و ۱۰۰ هزار و حتی تا ۱۰۵ هزار تومان هم رسید، این افزایش ناگهانی صرفاً به این دلیل بود که خود دولت ۲۰ هزار تومان قیمت ارز را بالا برد، یعنی به تعبیری کاهش ارزش پول ملی. ممکن است برخی استدلال کنند که با توجه به شرایط اقتصادی این کار لازم بود. من می‌گویم اصلاً وارد این بحث نمی‌شوم. برخی اقتصاددانان به شدت موافق این افزایش بودند و برخی به شدت مخالف. اما خود دولت ارز را بالا برد و این که مجلس آقای همتی را استیضاح کرد، در صحبت‌هایی که مخالفان در مجلس با ایشان داشتند، عمده نکته‌شان همین بود.

    اگر این مساله نبود، اصلاً آقای همتی استیضاح نمی‌شد. چون عملکرد وزیر اقتصاد در کشور ما به دو دستگاه بزرگ زیرمجموعه وزارت اقتصاد برمی‌گردد: یکی سازمان امور مالیاتی و دیگری گمرک. اگر دقت کرده باشید، هیچ‌کدام از نمایندگان درباره مسائل مالیاتی یا ایرادات سازمان امور مالیاتی و گمرک به آقای همتی ایرادی نگرفتند. همه می‌گفتند شما چرا قیمت ارز را بالا بردید؟ قیمت ارز را خود دولت آقای پزشکیان رسماً بالا برد. این کاری بود که در دولت‌های قبل به ندرت اتفاق افتاد. بله، در دولت آقای روحانی، فکر می‌کنم سال ۹۷ بود، قیمت ارز بانک مرکزی ۳۸۰۰ تومان بود. دولت اعلام کرد ارز ۴۲۰۰ تومان است، که به دلار جهانگیری معروف شد. این ۴۰۰ تومان بالا بردند تا همسان‌سازی ارز شود، که البته نشد. می‌خواهم بگویم فقط آن دولت بود که کمی قیمت ارز را بالا برد، وگرنه دولت‌ها هیچ‌کدام نرخ ارز را به شکل جهشی، ناگهانی و به مقدار زیاد بالا نبردند.

    دولت آقای پزشکیان، یعنی شخص آقای همتی، و آقای فرزین، رئیس کل بانک مرکزی، که این ایده را نداشت، آقای همتی مسئول این کار بودند. ایشان قیمت ارز را بالا بردند. مجلس هم روی این موضوع حساس بود و آقای همتی را صرفاً به خاطر افزایش قیمت ارز استیضاح کرد. مساله وزارت راه هم، وزارت راه نیست، مساله عمدتاً مسکن است. حساسیت‌هایی که مجلس طی این سال‌ها، در مجالس مختلف و دولت‌های مختلف داشته، مساله مسکن بوده که یکی از عمده‌ترین مشکلات اقشار کم‌درآمد است. الان هم ایرادی که به وزیر راه فعلی دارند، عمدتاً مساله مسکن است، نه راه، سازمان بنادر، راه‌آهن جمهوری اسلامی یا اداره راه و ترابری. روی مسکن‌سازی حساس هستند. نمایندگان در دوره‌های مختلف هم، همان‌طور که شما اشاره کردید، وزرای مختلف راه را به همین دلیل مورد خطاب و استیضاح قرار داده‌اند.

    پس کی باید استیضاح شوند؟

    * چرا حالا که ۹ ماه هم نشده؟

    چقدر باید بگذرد؟ چهار سال خوب است؟ وقتی نماینده‌ها ۹ ماه، که زمان نسبتاً قابل توجهی است، بخواهند نمره بدهند. اگر دو ماه باشد، می‌گویند هنوز معاونین خودش را نگذاشته است. مثلاً می‌خواهید استیضاح کنید، ۹ ماه دیگر تا استیضاح انجام شود، شاید ۱۲ ماه یا یک سال شود. زمان قابل توجهی است از چهار سال عمر یک دولت که بتوانند تشخیص دهند. گاهی هم می‌بینند مشکلات جدی در آن وزارتخانه وجود دارد که در ۹ ماه گذشته حل نشده است.

    مثلاً، تا جایی که شنیدم، در وزارت راه، خیلی از بخش‌هایش با سرپرست اداره می‌شود. به عنوان نمونه عرض می‌کنم، سازمان بنادر، که یکی از سازمان‌های مهم است و تمام بنادر کشور در اختیار آن است، بیش از پنج ماه است، تا جایی که در ذهنم هست، با سرپرست اداره می‌شود. یعنی سه، چهار ماه اولی که ایشان تشریف آوردند، خانم وزیر، به هر دلیلی رئیس سازمان بنادر استعفا کرد یا گفتند استعفا بده، نمی‌دانم، اطلاعی ندارم.

    با حادثه بندر عباس حساسیت بر روی وزیر راه بیشتر شد

    بعد از آن، ایشان یک سرپرست گذاشتند که برخی کارشناسان به شدت درباره صلاحیت‌های مدیریتی و مدرک تحصیلی آن رئیس سازمان بنادر ایراد دارند. حالا اینها به کنار؛ گاهی سرپرستی را برای مدت کوتاهی می‌گذارند و بعد مثلاً معاون وزیر یا رئیس سازمان بنادر منصوب می‌شود. الان پنج ماه است که این اتفاق نیفتاده و همین فاجعه‌ای که در بندرعباس به وجود آمد، حساسیت‌ها را روی این موضوع بیشتر کرده است. شما می‌دانید الان پنج ماه است که هیئت عامل سازمان بنادر تشکیل نشده است. هیئت عامل سازمان بنادر کسانی هستند که طبق اساسنامه، مسئولیت کلی اداره سازمان را بر عهده دارند. پنج ماه معطل است. این مساله مهمی است. در بخش‌های دیگر وزارت راه هم، ظاهراً نمایندگان ایراداتی دارند. البته هر استیضاحی منجر به برکناری نمی‌شود. ممکن است یک استیضاح، وزیر را هم نجات دهد. خیلی از استیضاح‌ها، وزرا رأی آورده‌اند، منتها تذکری است برای وزیر که بداند باید اصلاحاتی در سیستم مدیریتی خود انجام دهد.

    *در ارتباط با وزیر نیرو و بحث‌هایی که درباره ناترازی می‌شود، حالا یک بخشی از مسکن هم که شما فرمودید، همین قضیه درباره آن صادق است که اینها در دولت سیزدهم هم بود و از آن زمان وارد این دولت شده است. الان هم که هفت یا هشت ماه این دولت بر سر کار آمده این استیضاح‌ها مطرح می‌شود. این، رفتار این را متبادر می‌کند که این استیضاح‌ها می‌تواند سیاسی باشد

    در مورد وزیر محترم نیرو، مساله ناترازی‌ها، به قول شما، جدید نیست، بالاخص ناترازی برق. ناترازی برق قدمتی ۳۰، ۴۰ ساله دارد. از ۳۰، ۴۰ سال پیش یادم است که برق‌ها قطع می‌شد. حالا ناترازی‌های گاز که پارسال و دوسال پیش داشتیم و همین‌طور ناترازی‌های بنزین، که کمی جدیدتر است. اما ناترازی برق از قدیم بود. نکته این است که علل این ناترازی‌ها چیست؟ یک دلیل کلی برای همه این ناترازی‌ها وجود دارد و آن عدم سرمایه‌گذاری در ساخت نیروگاه‌ها، متناسب با رشد مصرف برق است. این علت‌العلل است. مثلاً میزان مصرف ما در پیک این‌قدر است و سالانه این‌قدر درصد رشد می‌کند، در حالی که سرمایه‌گذاری کم شده و ما به این مقدار تولید برق در پیک نداریم.

    در ناترازی سوءمدیریت شد

    مسئولان وزارت نیرو، هرکسی که باشد، باید مدیریت کنند تا این ناترازی‌ها به حداقل برسد. سال گذشته اتفاقی افتاد که این ناترازی‌ها را به طور ناگهانی و غیرقابل‌پیش‌بینی زیاد کرد. خاطرتان هست که حتی کار به جایی رسید که بدون اعلام قبلی، ناگهان برق یک منطقه مسکونی یا غیرمسکونی، تولیدی، و … قطع می‌شد. علت، آن‌طور که می‌گویند، مساله سوخت‌رسانی به نیروگاه‌ها بود. یعنی تدابیر لازم برای سوخت‌رسانی به‌موقع به نیروگاه‌ها انجام نشده بود.

    این می‌شود اشکال مدیریتی، نه اشکال زیرساختی که بگوییم، چون نیروگاه کم داریم مشکل داریم. آن در اختیار وزیر نیست. در واقع دولت‌ها، دولت‌های مختلف طی این سال‌ها باید توجه بیشتری می‌کردند. مجلس‌ها هم باید توجه بیشتری می‌کردند که بودجه برای ساخت نیروگاه‌ها اختصاص دهند. اما به خاطر شرایط تحریم و … بالاخره نشده است. با این حال، می‌شد مدیریت کرد. علتی که روی آقای وزیر نیرو حساسیت دارند، به خاطر این است که فکر می‌کنم ایشان به لحاظ مدیریتی کوتاهی‌هایی انجام داده‌اند و امسال هم قرار است این داستان دوباره تکرار شود. برای همین مجلس حساس است. من عرض کردم، واقعاً حس نکردم تا الان نگاه مجلس سیاسی باشد، چون اگر سیاسی بود، وزیر نیرو را مثلاً استیضاح نمی‌کردند.

  • رأی قالیباف از همه بیشتر است! / چرا قاضی زاده هاشمی صاحب صلاحیت است اما لاریجانی نه!

    رأی قالیباف از همه بیشتر است! / چرا قاضی زاده هاشمی صاحب صلاحیت است اما لاریجانی نه!

    به گزارش اقتصادران، ۸۰ نفر به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام در وزارت کشور ثبت نام کردند که در نهایت با اعلام نظر شورای نگهبان، ۶ نفر به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری تایید صلاحیت شدند. در این میان چهره های شاخصی بودند که به عنوان افراد ردصلاحیت شده مطرح شدند امثال چهره هایی چون علی لاریجانی که به گفته ناصر ایمانی چهره سیاسی اصولگرا، رد صلاحیت وی نه منطقی است نه قابل درک!

    ناصر ایمانی، تحلیلگر سیاسی اصولگرا این نکته را یادآور شد که دلایل شورای نگهبان برای ردصلاحیت برخی چهره های شاخص چه بوده و البته منطقی نیست. او بر این باور است که شش نفری که تایید صلاحیت شدند هم آرا و هم از نظر توانمندی با یکدیگر بسیار فاصله دارند.

    به گفته ایمانی، قالیباف، جلیلی و پزشکیان سه چهره ای هستند که البته با فاصله از یکدیگر، رقابت اصلی را در میدان انتخابات خواهد داشت هر چند او رای قالیباف را بالاتر از دو نفر دیگر می داند.

    در ادامه گفت و گو با ناصر ایمانی چهره سیاسی اصولگرا را می خوانید:

    ********

    *آقای ایمانی! ترکیب کاندیداهای تایید صلاحیت شده برای انتخابات ریاست جمهوری را چطور می بینید؟

    اگر به لحاظ خط و خطوط جناحی بخواهیم تحلیل کنیم شاید تفاوت چندانی بین افراد تایید صلاحیت شده وجود نداشته باشد به بیان دیگر درباره آقای پزشکیان هم مشخص نیست به چه دلایلی اصلاح طلب است مگر اینکه گفته شود جریان اصلاح طلب، ایشان را به عنوان کاندیدای خود مطرح کرده است اگر غیر از این باشد دلیل دیگری وجود ندارد که چرا ایشان اصلاح طلب محسوب می شود به دلیل مبانی فکری تاکنون، ایشان طی سال های گذشته اظهارنظرهایی داشتند یا چیزی که بخواهیم بگوییم ایشان اصلاح طلب طلب محسوب می شوند نه عملکرد خاصی داشته اند.

    پزشکیان یک اصولگرای منتقد است تا اصلاح طلب

    بنده ایشان را به تعبیری یک اصولگرای منتقد می دانم به همین دلیل نیز همه افراد یک تیپ فکری هستند که تایید صلاحیت شدند.

    * غیر از پزشکیان، در مورد بقیه کاندیداها چه تحلیلی دارید؟

    علت اینکه در مورد آقای پزشکیان توضیح دادم این بود که ممکن است اینگونه تصور شود که مثلا یک نفر اصلاح طلب وجود دارد و ۵ نفر اصولگرا حضور دارند. بنابراین از دیدگاه بنده، این تقسیم بندی، تقسیم بندی درستی نیست اما در مورد. بقیه امیدوار هستیم که صحنه یک صحنه بحث های تندرو و کندرویی نشود.

    *از دیدگاه شما مشخصاً در مورد آقای پزشکیان، آیا اجماعی بین اصلاح طلبان صورت می گیرد؟

    اصلاح طلبان در حال حاضر یک طیف نیستند بلکه طیف های متعددی هستند که در مورد کمتر کاندیدایی، بخواهند اجماعی از سوی آنها صورت بگیرد حتی در میان کاندیداهای سوپراصلاح طلب هم اختلاف نظر وجود دارد چون طیف هایی هستند که به لحاظ مبانی گسترده شده اند از سکولارهای رسمی تا افرادی که به مبانی انقلاب و نظام و امام و رهبری انتقاد دارند و البته انتقاداتی هم به نحوه اجرای حاکمیت نیز دارند.

    بنابراین این طیف شامل طیف های متعددی هستند که بخواهیم در بین آنها اجماع صورت می گیرد این اجماع به این شکل صورت نمی گیرد مگر اینکه جبهه اصلاح طلبان از آقای پزشکیان حمایت کنند شاید هم این گونه نباشد. مشخص نیست.

    اصولگرایان به اجماع نمی رسند

    *اجماعی که اشاره کردید آیا بین اصولگرایان هم شکل خواهد گرفت با توجه به فضای متفاوتی که بین آنها در حال حاضر وجود دارد و مانند سال ۱۴۰۰ نیست؟

    به نظر می رسد این اجماع بین اصولگرایان هم صورت نمی گیرد مگر اینکه شرایط در روزهای پایانی انتخابات به اندازه ای حساس شود که مجبور شوند به نوعی به وحدت برسند و یک کاندیدا را از میان این چند نفر معرفی کنند و از بقیه هم بخواهند تمکین کنند که در این صورت هم باز هم مشخص نیست که آیا بقیه کاندیداها به نفع آن کسی که اصولگرایان معرفی کنند انصراف خواهند داد یا این کار هم انجام نخواهند داد.

    نه جلیلی به نفع قالیباف کنار می رود نه بالعکس

    *با این اوصاف، در صورت اجماع اصولگرایان، آقای جلیلی به نفع آقای قالیباف کنار می رود؟

    یقینا این اتفاق رخ نخواهد داد یعنی نه آقای جلیلی و نه آقای قالیباف بلکه به نفع هیچ کس کنار نخواهند رفت. ممکن است آقای پورمحمدی و قاضی زاده هاشمی به رای دیگر اصولگرایان تمکین کنند اگر اصولگرایان به این وحدت برسند که یک نفر را معرفی کنند. در مورد آقای جلیلی احتمال کناره گیری ضعیف است.

    *این چهره های تایید صلاحیت شده آیا قابلیت دو قطبی کردن فضای انتخابات را دارند؟

    بنده شخصا بر این باورم انشالله خدا به دل مردم بیندازد به کاندیدایی که کارآمدتر از بقیه کاندیداهاست رای دهند و آن فرد انتخاب شود مهمتر از این موضوع است که دوقطبی صورت بگیرد، فضا هیجانی شود و مشارکت بالاتر برود.

    از نظر بنده اینکه مردم به دور از صداهای هیجانی تلاش کنند فردی که کشور را ( از بین این شش نفر) اداره کند و تجربه خوبی داشته باشد و به نوعی همه این اطمینان خاطر را داشته باشند که آن فرد به عنوان دومین شخص کشور دولت را اداره کند و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را به مرور زمان حل کند که متاسفانه طی سال های گذشته تلنبار شده است.

    در فضای هیجانی و احساسی فردی از صندوق بیرون می آید که توانمند نیست

    بنابراین این فاکتورها مهمتر از این موضوع دوقطبی شدن فضای انتخابات است منظور بنده این نیست که نباید دوقطبی شود یا نمی شود بلکه بر این باورم که همه باید تلاش کنیم و فردی را انتخاب کنیم که کارآمد باشد و به این باور برسیم که آن فرد می تواند کشور و دولت اداره کند و در واقع همه توجه مردم باید به این مشخصه ها جلب شود.

    در واقع در فضاهای هیجانی و دوقطبی، به هر حال ویژگی های مثبتی دارد به ویژه اینکه مشارکت افزایش می یابد اما خطری که دارد این است که ممکن است در فضاهای احساسی و هیجانی که به وجود می آید به یکباره، نام فردی از صندوق رای خارج می شود که فرد چندان توانمندی برای اداره کشور نیست ما این تجربه سال ۸۴ را داریم که فضا احساسی، هیجانی و در نهایت دوقطبی احمدی نژاد و مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی شد که در نهایت احمدی نژاد انتخاب شد.

    قضاوت بنده این گونه نیست که مرحوم آقای هاشمی بهتر بودند بلکه بر این باورم که این دوقطبی شدن ها هر چند مشارکت را افزایش می دهد اما یک سری پیامدهای ناخوشایندی نیز دارد.

    *به نظر نمی رسد اصولگرایان از انتخابات ۸۴ درس گرفته باشند، آیا از نگاه شما اصولگرایان از تجربه سال ۸۴ استفاده خواهند کرد یا ….؟

    اصولگرایان از تجربه سال ۸۴ درس کافی را نیاموخته اند، اگرچه این موضوع را اذعان کرده یا می پذیرند که اولین کسانی که جلوی انحراف احمدی نژاد در اواخر دولت وی ایستادند اصولگرایان بودند و نباید این موضوع را از انصراف به دور بدانیم و در دولت دوم احمدی نژاد نیز اصولگرایان به صورت جدی تر در مقابل ایستادند اما اینکه درس لازم را گرفته باشند مبنی بر این که در آن مقطع با وجود اینکه در دور اول، چندین نفر از جمله آقای قالیباف و محسن رضایی و …… کاندیدا بودند فضا هیجانی شد اما همه اصولگرایان گفتند آقای احمدی نژاد، که چرا از وی حمایت کردند به گونه ای که این فرد به یکباره آنچنان محبوب شد که رای بالایی کسب کرد و حتی مرحوم هاشمی را شکست داد تصور می کنم اصولگرایان درس لازم را نگرفته اند که از میان همین اصولگرایان، کسانی به عنوان رییس جمهور انتخاب می شوند که اداره کشور را به انحراف می برند.

    اداره کردن کشور، زبان خود را دارد و این منطق را متوجه نمی شود که این فرد اصولگرا است یا اصلاح طلب و یا غیره. بنابراین کشور را باید اداره کرد در واقع بدین گونه نیست که فردی کاندید شود که توانایی لازم را نداشته باشد یا اینکه توانمندی داشته باشد اما به سمت انحراف حرکت کند باید به این موضوع توجه و به دقت مورد بررسی قرار داد.

    قابل درک نیست چرا قاضی زاده هاشمی صاحب صلاحیت است اما لاریجانی نه!

    در حال حاضر ما با توجه به شرایط کشور و شرایط موجود جهانی، اصلا فرصت امتحان و آزمون و خطا و تجربه کردن را نداریم بلکه در این دور از انتخابات باید به تعبیری حواسمان را جمع کنیم که فردی را بدون در نظر گرفتن جناحش چه اصلاح طلب و چه اصولگرا و غیره انتخاب کنیم بلکه باید به این نکته توجه کنیم که این فرد کارآمد و با تجربه است به گونه ای که کشور را اداره کند بنابراین باید به دنبال چنین فردی باشیم نام آن فرد هر چه باشد و مردم باید این را تشخیص دهند چراکه ما فرصت ریسک کردن را نداریم.

    *تحلیل شما از ردصلاحیت آقای علی لاریجانی چیست؟

    بنده سه سال قبل نیز، این ردصلاحیت را متوجه نشدم و درک نکردم که دلایل شورای نگهبان چه دلایلی بوده است در حال حاضر هم این موضوع را درک نکردم اینکه آقای پورمحمدی که البته فرد محترمی هستند یا آقای قاضی زاده هاشمی، صاحب صلاحیت هستند اما آقای علی لاریجانی نیست بنده این موضوع را درک نکردم که چرا شورای نگهبان ایشان را ردصلاحیت کردند هر چند رای گیری در شورای نگهبان به صورت جمعی است و هر فردی رای خود را دارد و کاندیدا باید ۶,۷ رای داشته باشد حال اینکه افرادی که به آقای لاریجانی رای ندادند به چه دلیل بوده است بنده منطق آنها را درک نمی کنم صرف نظر از اینکه آقای لاریجانی را برای ریاست جمهوری بهتر بدانیم یا هر فرد دیگر از جمع کاندیداها.

    همانطور که آقای پزشکیان نیز برای انتخابات مجلس در هیأت نظارت ردصلاحیت شد این با تذکر مواجه شد که دلیلی برای رد کردن وی وجود نداشت بنابراین در مورد آقای لاریجانی به مراتب بالاتر نیز دلیلی وجود ندارد.

    رقابت بین قالیباف، جلیلی و پزشکیان است

    *رقابت بین کدام یک از چهره ها است؟

    قاعدتاً رقابت بین سه نفر خواهد بود اینکه این سه نفر چقدر توانایی فاصله گرفتن از یکدیگر را خواهند داشت بعدا معلوم خواهد شد. در واقع رقابت بین آقای قالیباف، جلیلی و پزشکیان است و بین سه نفر دیگر رقابت چندانی وجود نخواهد داشت.

    نه زاکانی کمکی به افزایش مشارکت می کند نه جلیلی

    *چهره هایی که تایید صلاحیت شدند یعنی آقایان جلیلی، قاضی زاده هاشمی و زاکانی، در دور قبل انتخابات ریاست جمهوری به عنوان کاندیداهای پوششی به نفع آقای رییسی کناره گیری کردند در این دور از انتخابات آیا می توانند باعث مشارکت شوند؟

    تصور نمی کنم که این سه نفر رای چندانی داشته باشند و بعید می دانم که این سه نفر موفق شوند که نظر مردم را جلب کنند بلکه درصد کمی رأی کسب می کنند به افزایش مشارکت نیز کمکی نخواهند کرد و عمده رقابت با درنظر گرفتن یک سری فاصله هایی( یعنی رقابت بین آنها نزدیک نخواهد بود) بین سه نفر یعنی آقایان قالیباف، جلیلی و پزشکیان خواهد بود.

    فعلا رأی قالیباف از همه بیشتر است اما…

    *رأی آقای قالیباف را چطور می بینید؟

    در حال حاضر رای آقای قالیباف از همه این آقایان بیشتر است یعنی امکان رأی آوری ایشان بسیار است و نظرسنجی های انجام شده نیز همین مطلب را تایید می کند و طبیعی است که آقای قالیباف بیشتر مورد توجه مردم خواهد بود اما تا پایان انتخابات نتیجه چه خواهد شد باید منتظر ماند.