برچسب: نابرابری اقتصادی

  • «نابرابری» زیر سایه تورم

    «نابرابری» زیر سایه تورم

    به  گزارش اقتصادران، تازه‌ترین داده‌های مرکز آمار ایران درباره ضریب جینی‌که در اواسط اردیبهشت‌ماه منتشر شده است، فاصله هزینه‌ای دهک‌ها و ترکیب هزینه‌های خانوار نشان می‌دهد نابرابری اقتصادی در کشور به تدریج در حال تشدید است و بخش بزرگی از خانوارها برای تأمین هزینه‌های اولیه زندگی با دشواری بیشتری مواجه شده‌اند.

    به گزارش اعتماد، ضریب جینی که یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش نابرابری درآمدی محسوب می‌شود، در سال ۱۴۰۳ به حدود ۳۸۷۰ % رسیده؛ رقمی که نسبت به سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۹۰ افزایش یافته و بیانگر بزرگ‌تر شدن فاصله میان گروه‌های پردرآمد و کم‌درآمد است. هرچند تغییرات این شاخص در ظاهر اندک به نظر می‌رسد، اما در ادبیات اقتصادی حتی افزایش چندصدمی نیز نشانه جابه‌جایی بخشی از ثروت و درآمد به سمت طبقات برخوردار تلقی می‌شود.

    تورم؛ موتور اصلی نابرابری

    بررسی روند تحولات اقتصادی نشان می‌دهد از میانه دهه ۱۳۹۰ و همزمان با بازگشت تحریم‌ها، جهش نرخ ارز و افزایش تورم، روند نابرابری نیز شدت گرفته است. رشد مداوم قیمت کالاهای اساسی، اجاره‌بهاء، خدمات درمانی و آموزش بیشترین فشار را بر دهک‌های پایین وارد کرده؛ در حالی که صاحبان دارایی‌هایی مانند؛ مسکن، ارز، طلا و سهام توانسته‌اند بخشی از آثار تورم را جبران کنند یا حتی از آن سود ببرند.

    در سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۹۰ اجرای سیاست‌های حمایتی و پرداخت یارانه‌های نقدی تا حدی موجب کنترل فاصله درآمدی شده بود و ضریب جینی در برخی سال‌ها کاهشی بود. اما تداوم تورم و کاهش ارزش واقعی یارانه‌ها باعث شد این اثر به مرور از بین برود و شکاف درآمدی دوباره افزایش پیدا کند.

    شکاف شهری بیشتر از روستا

    داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد نابرابری درآمدی در شهرها بیشتر از روستاهاست. در سال ۱۴۰۳ ضریب جینی در مناطق شهری حدود ۰.۳۶۸۹ درصد و در مناطق روستایی حدود ۰.۳۵۳۲درصد ثبت شده است. این تفاوت نشان می‌دهد شکاف طبقاتی در کلان‌شهرها عمیق‌تر شده و تمرکز سرمایه و دارایی در شهرها سرعت بیشتری گرفته است.

    اقتصاد شهری بیش از گذشته تحت تأثیر بازار دارایی‌ها قرار دارد. افزایش قیمت مسکن و رشد سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی موجب شده بخشی از جامعه از رشد تورم منتفع شود، اما خانوارهایی که تنها متکی به درآمد ثابت یا دستمزد هستند، با افت شدید قدرت خرید مواجه شوند.

    هرچند سطح درآمد در روستاها پایین‌تر است، اما توزیع درآمد در این مناطق متوازن‌تر باقی مانده بود. با این حال روند افزایشی ضریب جینی روستایی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد فشار اقتصادی اکنون به مناطق روستایی نیز سرایت کرده و شکاف طبقاتی در این بخش هم در حال گسترش است.

    فاصله هزینه‌ای دهک‌ها چقدر است؟

    یکی دیگر از شاخص‌های مهم نابرابری، نسبت هزینه دهک‌های پردرآمد به دهک‌های کم‌درآمد است. بر اساس داده‌های منتشرشده، در سال ۱۴۰۳ ده درصد پردرآمدترین جامعه بیش از ۱۳ برابر ده‌درصد کم‌درآمدترین هزینه کرده‌اند. این نسبت در سال ۱۳۹۷ حتی به حدود ۱۴.۵ برابر نیز رسیده بود که یکی از بالاترین سطوح شکاف هزینه‌ای در سال‌های اخیر محسوب می‌شود.

    این ارقام نشان می‌دهد بخش بزرگی از خانوارهای کم‌درآمد عملا توان تأمین بسیاری از نیازهای رفاهی و حتی بخشی از نیازهای ضروری خود را از دست داده‌اند. در مقابل، دهک‌های بالاتر نه‌تنها قدرت خرید بیشتری دارند، بلکه به دلیل دسترسی به دارایی و سرمایه، امکان حفظ ارزش ثروت خود را نیز پیدا کرده‌اند.

    همچنین نسبت هزینه بیست درصد پردرآمدترین به بیست درصد کم‌درآمدترین جامعه در سال ۱۴۰۳ حدود ۷.۶ برابر ثبت شده است. این شاخص‌ها نشان می‌دهد نابرابری صرفا محدود به گروه‌های بسیار فقیر و بسیار ثروتمند نیست، بلکه در کل ساختار اقتصادی کشور فاصله قابل توجهی میان طبقات وجود دارد.

    تغییر الگوی مصرف خانوارها

    آمارهای مربوط به هزینه‌های غیرخوراکی خانوارهای شهری نیز تصویر روشنی از فشار اقتصادی ارایه می‌دهد. در سال‌های اخیر سهم هزینه‌های ضروری مانند مسکن و درمان به‌شدت افزایش یافته و در مقابل، سهم هزینه‌های فرهنگی و تفریحی کاهش پیدا کرده است. بر اساس این داده‌ها، هزینه مسکن همچنان مهم‌ترین عامل فشار بر بودجه خانوار است.

    سهم مسکن از کل هزینه‌های غیرخوراکی نیز از حدود ۳۳‌درصد به نزدیک ۴۰ درصد افزایش یافته است. در بخش درمان نیز هزینه‌ها رشد چشمگیری داشته و بسیاری از خانوارها ناچارند بخش بیشتری از درآمد خود را صرف خدمات سلامت کنند. افزایش هزینه‌های دارو، خدمات پزشکی و کاهش پوشش بیمه‌ای باعث شده فشار مضاعفی بر دهک‌های پایین وارد شود.

    از سوی دیگر، سهم هزینه‌های فرهنگی و تفریحی کاهش یافته است. خانوارها در شرایط تورمی معمولا ابتدا هزینه‌های غیرضروری را حذف می‌کنند تا بتوانند مخارج اصلی مانند اجاره، خوراک و درمان را تأمین کنند. کاهش هزینه برای آموزش، فرهنگ و تفریح در بلندمدت می‌تواند پیامدهای اجتماعی و حتی آموزشی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.

    پیامدهای اجتماعی نابرابری

    اقتصاددانان معتقدند؛ افزایش نابرابری تنها یک مساله اقتصادی نیست، بلکه آثار اجتماعی گسترده‌ای نیز دارد. تشدید شکاف طبقاتی می‌تواند به کاهش امید اجتماعی، افت اعتماد عمومی، افزایش احساس تبعیض و کاهش تحرک اجتماعی منجر شود. زمانی که بخش بزرگی از جامعه بخش عمده درآمد خود را صرف هزینه‌های اولیه زندگی می‌کند، امکان پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و ارتقای کیفیت زندگی کاهش می‌یابد. این مساله نه‌تنها رفاه خانوارها را محدود می‌کند، بلکه در نهایت بر رشد اقتصادی کشور نیز اثر منفی می‌گذارد، زیرا کاهش قدرت خرید خانوارها به افت تقاضای مصرفی منجر می‌شود.

    راهکارهای کاهش نابرابری

    کارشناسان اقتصادی معتقدند؛ مهار تورم مهم‌ترین ابزار کنترل نابرابری است. تا زمانی که تورم بالا ادامه داشته باشد، شکاف درآمدی نیز عمیق‌تر خواهد شد. در کنار آن، اصلاح نظام مالیاتی و اخذ مالیات از دارایی‌های غیرمولد مانند زمین، مسکن و فعالیت‌های سوداگرانه می‌تواند بخشی از نابرابری را کاهش دهد.

    همچنین توسعه اشتغال پایدار، تقویت نظام تأمین اجتماعی، افزایش دسترسی دهک‌های پایین به آموزش و خدمات درمانی و حمایت هدفمند از اقشار کم‌درآمد از جمله اقداماتی است که می‌تواند در بلندمدت به بهبود عدالت اقتصادی کمک کند. در مجموع، داده‌های رسمی نشان می‌دهد اقتصاد ایران همچنان با چالش جدی توزیع درآمد و افزایش هزینه‌های زندگی مواجه است.

    ادامه روند فعلی می‌تواند شکاف طبقاتی را عمیق‌تر کند و فشار بیشتری بر طبقات متوسط و کم‌درآمد وارد سازد؛ موضوعی که بدون اصلاحات ساختاری و ایجاد ثبات اقتصادی، چشم‌انداز روشنی برای کاهش آن دیده نمی‌شود.

    نبود سازوکارهای بازتوزیع ثروت 

    وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان، با اشاره به روند ضریب جینی در ایران تاکید می‌کند که شکاف طبقاتی در سال‌های اخیر نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه تحت تاثیر تورم مزمن، ضعف سیاست‌های بازتوزیعی و کوچک شدن طبقه متوسط عمیق‌تر شده است. به گفته او، ضریب جینی ایران در اوایل دهه ۹۰ به دلیل اجرای سیاست‌هایی مانند یارانه‌ها، سهام عدالت و مسکن مهر تا محدوده ۰.۳۶ کاهش یافت، اما از سال ۱۳۹۷ به بعد همزمان با تشدید تورم و تحریم‌ها دوباره به محدوده ۰.۳۸۷ تا ۰.۴ رسید؛ موضوعی که نشان‌دهنده تداوم نابرابری درآمدی در اقتصاد ایران است.

    او می‌گوید سهم طبقه متوسط که در ابتدای دهه ۹۰ حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد بود، در پایان دهه به کمتر از ۵۰ درصد سقوط کرده و این روند بیانگر تضعیف شدید دهک‌های میانی جامعه است. شقاقی‌شهری معتقد است حتی کاهش مقطعی ضریب جینی در برخی سال‌ها نیز به معنای بهبود واقعی رفاه طبقات پایین نبوده، زیرا بازتوزیع پایدار ثروت در اقتصاد ایران رخ نداده است.

    این اقتصاددان تورم را مهم‌ترین عامل تشدید شکاف طبقاتی می‌داند و توضیح می‌دهد که در اقتصادهای تورمی، فشار اصلی بر دوش دهک‌های پایین قرار می‌گیرد؛ چراکه خانوارهای کم‌درآمد بخش عمده درآمد خود را صرف کالاهای اساسی مانند خوراک، مسکن، درمان و حمل‌ونقل می‌کنند و افزایش قیمت این اقلام، قدرت خرید آنها را به‌شدت کاهش می‌دهد.

    او همچنین تاکید می‌کند تورم به نفع صاحبان دارایی و به زیان حقوق‌بگیران عمل می‌کند. به گفته شقاقی‌شهری، افرادی که به مسکن، زمین، ارز، طلا یا سهام دسترسی دارند، می‌توانند ارزش دارایی خود را حفظ کنند، اما خانوارهایی که تنها متکی به درآمد ماهانه هستند، با کاهش مستمر رفاه مواجه می‌شوند. علاوه بر این، عقب‌ماندن دستمزدها از تورم موجب فرسایش دستمزد واقعی کارگران، بازنشستگان و کارمندان شده و فاصله طبقاتی را بیشتر کرده است.

    شقاقی‌شهری ضعف نظام بازتوزیع ثروت را نیز یکی دیگر از دلایل اصلی تداوم نابرابری می‌داند. او می‌گوید در ایران مالیات‌ستانی از ثروت، دارایی و فعالیت‌های سوداگرانه بسیار ضعیف است و در مقابل فشار مالیاتی بیشتر بر بخش‌های مولد و رسمی اقتصاد وارد می‌شود. همچنین بخش بزرگی از یارانه‌ها به‌صورت غیرهدفمند توزیع می‌شود و به همین دلیل، اثر حمایتی لازم برای دهک‌های پایین را ندارد.

    به اعتقاد او، اقتصاد ایران اکنون با «نابرابری ساختاری» روبه‌رو است؛ نابرابری‌ای که حاصل ترکیب تورم مزمن، رانت‌پذیری، ضعف سیاست‌های حمایتی، نابرابری در دسترسی به آموزش و مسکن و سهم بالای فعالیت‌های غیرمولد در اقتصاد است. او هشدار می‌دهد در شرایط رکود تورمی، دهک‌های میانی جامعه بیش از گذشته کوچک می‌شوند و بدون مهار تورم و اجرای سیاست‌های موثر مالیاتی و حمایتی، کاهش شکاف طبقاتی بسیار دشوار خواهد بود.

  • چهره زشت نابرابری در تهران / از خانه‌های چند هزار میلیاردی تا حاشیه‌نشینی طبقه متوسط / راغفر: طبقه محروم در آتش تورمی می‌سوزد که طبقه برخوردار می‌سازد

    چهره زشت نابرابری در تهران / از خانه‌های چند هزار میلیاردی تا حاشیه‌نشینی طبقه متوسط / راغفر: طبقه محروم در آتش تورمی می‌سوزد که طبقه برخوردار می‌سازد

    به گزارش اقتصادران،  تهران، این کلان‌شهر پرهیاهو هر روز هزاران روایت ناگفته را در دل خود پنهان می‌کند. شهری که در نگاه اول، همه چیز را در دل خود جای داده است؛ از برج‌های بلند، خیابان‌های شلوغ، مراکز خرید پرزرق و برق گرفته تا محله‌هایی که در آنها زندگی جریان دارد. اما در دل آن که برویم، روی دیگر شهر، خود را نمایان می‌کند و آن این است که سهم همه تهرانی‌ها از پایتخت یکسان نیست. تهران، شهری است با چهره‌های دوگانه؛ شهری که در آن نابرابری نه فقط در آمارها، بلکه در کوچه‌ها، خانه‌ها، و نگاه‌های مردم جاری است.در یک سوی این شهر، برج‌هایی سر به فلک کشیده‌اند که قیمت هر متر مربع‌شان از درآمد سالانه بسیاری از خانواده‌ها بیشتر است. خانه‌هایی چند هزار میلیاردی در شمال شهر، با استخر، سونا، چشم‌انداز کوه‌های البرز و حتی چاه آب اختصاصی که بنابر گزارش تجارت نیوز، ۶ هزار میلیارد تومان قیمت دارند.

    اما در سوی دیگر، در حاشیه‌های تهران، زندگی رنگ متفاوتی دارد. خانواده‌هایی که تا همین چند سال پیش در بافت‌های مرکزی و متوسط شهر سکونت داشتند، حال با رشد بی‌رحمانه قیمت مسکن، ناگزیر به مناطق حاشیه‌ای کوچ کردند. آنها روزی به طبقه متوسطی تعلق داشتند که زیر بار هزینه‌های سنگین خرید یا اجاره خانه، به تدریج از متن شهر فاصله گرفته‌اند. محله‌های جدیدشان اغلب در مناطقی شکل گرفته که زیرساخت‌های شهری هنوز کامل نیست؛ خیابان‌ها آسفالت‌ شده‌اند، اما خدمات عمومی همچون مدرسه یا حمل‌ونقل عمومی با فاصله و محدودیت همراه است.

    خانه‌هایشان شاید دیگر کوچه خاکی نداشته باشد، اما هنوز با آنچه روزی در مرکز شهر تجربه می‌کردند فاصله دارد. این جابه‌جایی، صرفا تغییر نشانی محل زندگی نیست بلکه دگرگونی سبک زندگی، کاهش کیفیت دسترسی به خدمات و گاهی حتی تغییر حس تعلق است. طبقه‌ای که روزگاری ستون فقرات ثبات اقتصادی و اجتماعی بود، حالا در حاشیه‌ای زندگی می‌کند که هرچند از فقر مطلق فاصله دارد، اما از مرکز تصمیم‌گیری و امکانات شهری نیز دور افتاده است.

    نابرابری شهری در تهران تنها در تفاوت قیمت خانه‌ها نیست؛ در کیفیت هوا، دسترسی به آموزش و مراکز درمانی و حتی در امنیت شبانه خود را نمایان می‌کند. این نابرابری، آرام و بی‌صدا، اما عمیق و ریشه‌دار است. گویی تهران به دو شهر تقسیم شده: یکی برای آنان که می‌توانند بخرند، بسازند و انتخاب کنند و دیگری برای آنان که ناچارند با محدودیت‌ها سازگار شوند، گزینه‌های محدودی را بپذیرند و مسیر زندگی‌شان را با واقعیت‌های اقتصادی شهر تنظیم کنند؛ شکافی که نه فقط اقتصادی، بلکه اجتماعی و روانی است.

    نابرابری شهری شاید در پشت دیوار‌های بلند و خیابان‌های پرنور شمال شهر پنهان باشد، اما واقعیتی است که هر روز در زندگی هزاران نفر جاری است. از این رو مصاحبه پیش‌رو، دعوتی است برای دیدن، شنیدن و اندیشیدن به شهری که باید برای همه باشد، نه فقط برای برخی.

    طبقات محروم در آتش تورمی می‌سوزند که طبقه برخوردار می‌سازد

    حسین راغفر، اقتصاددان در پاسخ به اینکه چرا در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه در تامین سرپناه حداقلی ناتوان است، شاهد رشد بازار خانه‌های چند هزار میلیاردی هستیم؟ به اقتصاد ۲۴ گفت: «با این نظام طبقاتی که درست شده و چنین اقتصادی که در آن گرده‌ای از طریق دلالی، سفته بازی و زد وبند، روزانه و ساعتی پول‌های میلیاردی در می‌آورند، چندان تعجب‌آور نیست که شاهد شکل‌گیری این طبقه در جامعه باشیم. دولت خودش چند هزار میلیارد تومان به بورس تزریق می‌کند و عده‌ای نشسته‌اند و برای نوسان‌گیری و نوسان‌سازی این پول را ظرف دو سه روز می‌بلعند. بدین معنا که صبح شروع به خرید سهام می‌کنند و مردم هم با این فرض که، چون سهامدار برایش زیاد است پس سهام خوبی است، خریداری می‌کنند، اما همان گروه فردایش شروع به فروختن می‌کنند و از این نوسان منابع بزرگی را به جیب می‌زنند. همه هم این ترفند را می‌دانند و چیز عجیبی نیست.

    وی ادامه داد: «تعجب‌آور همین است که مسئولان سازمان بورس و مقامات کشوری این ساز و کار را می‌دانند. بورس در همه جای دنیا تحت نظارت و کنترل شدید نهاد‌های امنیتی است ولی در کشور ما هیچ نظارتی بر بورس وجود ندارد. این تنها یک قلم از اتفاقاتی است که عده‌ای با دلالی، سفته بازی و به دلیل نزدیکیشان به ساختار قدرت می‌توانند از این فرصت‌ها بهره برند. هزینه اینها باعث می‌شود که زندگی برای گروه مقابل پرخرج شود و طبقات محروم جامعه در آتش تورمی که این گروه می‌سازند، می‌سوزند.»

    فقر و نابرابری، از دل ساختار قدرت بیرون آمده‌اند

    این استاد دانشگاه با اشاره به نقش سیاست‌های دولت در به وجود آمدن این شکاف طبقاتی، افزود: «یک گروه در جامعه درآمد‌های آنچنانی، زندگی‌های لوکس و خانه‌های چند صد هزار میلیاردی دارند که هیچ احساسی نسبت به طبقات پایین، محروم و قربانیان این نظام اقتصادی ندارند. مسئله آنان این است که چگونه از این وضعیت به نفع خود و فرزندانشان بهره گیرند؛ بنابراین آنچه رخ داده، محصول نظام قدرت در ساختار کشور است. این نظام قدرت است که با تصمیماتی که می‌گیرد، منابع را میان طبقات درون و خارج از قدرت توزیع می‌کند. به عده‌ای چیزی نمی‌رسد و عده‌ای منابع بزرگی در این فرآیند غارت نصیبشان می‌شود؛ بنابراین مسئول این نابرابری‌ها تصمیماتی است که در نظام سیاسی کشور گرفته می‌شود که به این منجر می‌شود که تعداد زیادی از افراد در جامعه دچار نابرابری شوند.»

    راغفر ضمن بیان اینکه مسئله اساسی این است که برای اصلاح این وضعیت باید نظام سیاسی تصمیماتش را اصلاح کند تا نابرابری‌ها رخ ندهد، گفت: «وقتی دولت قیمت ارز را برای تامین کسری بودجه بخش عمومی افزایش می‌دهد، هزینه‌اش را طبقات پایین جامعه پرداخت می‌کند. به همین دلیل منافع آن به جیب کسانی می‌رود که به ارز و فرصت‌ها برای تجارت خارجی دسترسی دارند. آنچه وجود دارد، رابطه بین ساختار قدرت، توزیع فرصت‌ها و منابعی است که در کشور به نفع گروه‌های دورن قدرت صورت می‌گیرد. این ساختار هر روز خود را بیشتر بازتولید می‌کند؛ یعنی برنده‌ها فرصت‌های بهتری را کسب می‌کنند و بازنده‌ها هم هر روز آسیب‌پذیرتر می‌شوند.»

    این اقتصاددان در پاسخ به اینکه دولت‌ها تعمدا می‌خواهد این فاصله طبقاتی را حفظ کنند؟ بیان کرد: «نمی‌گویم چنین چیزی را می‌خواهند ولی نتیجه سیاست‌هایشان همین وضعیت فعلی است؛ بنابراین نابرابری و فقر محصول نظام سیاسی هستند و پدیده‌های تصادفی نیستند. تصمیماتی که در ساختار قدرت گرفته می‌شود، مردم را اینگونه طبقاتی می‌کند.»

    راغفر در پاسخ به اینکه رشد خانه‌های لوکس در کنار گسترش سکونت‌گاه‌های غیررسمی چه پیامد‌هایی دارد؟ گفت: «این وضعیت کاملا بی‌عدالتی را ترویج می‌کند. ضمن اینکه نظام مالیاتی ما اجازه ندارد از آنها مالیات بگیرد. مصرف اشرافی که در کشور دارد اتفاق می‌افتد، آسیب‌هایی به کل جامعه می‌زند در حالی که اغلب از مالیات معاف هستند یا حتی قوانینی که برای آنها تنظیم می‌شود، عملا به نفع مردم نیست. از این رو در کمال تاسف شاهد رشد فزاینده این نابرابری‌ها در کشور هستیم.»

  • مردم گرفتار در گردباد اقتصادی / «امید به آینده» در جوانان ایرانی کم شده است؟

    مردم گرفتار در گردباد اقتصادی / «امید به آینده» در جوانان ایرانی کم شده است؟

    به گزارش اقتصادران، گردباد شاید تعبیر خوبی باشد برای وضعیتی که خانوارهای ایرانی در این سال‌ها با آن مواجه بوده‌اند. یک سیاهی از دور که هرچه نزدیک‌تر می‌شود خرابی‌های بیشتری به بار می‌آورد. سال‌های متمادی تورم دورقمی و ساختار اقتصادی ناکارآمد، در کنار تحریم‌هایی که چشم‌انداز بهبود را مختل کرده، موجب شده تا معیشت مردم ایران روزبه‌روز سخت‌تر شود. تمامی آمارها هم تاییدی بر این موضوع است. هزینه‌های خانوارها برای کالاهای اساسی سر‌به‌فلک کشیده و از تورم هم پیشی گرفته و رشد اقتصاد هم نه‌تنها منفی شده، بلکه طبق گزارش‌های بین‌المللی آینده مثبتی هم ندارد.

    آنگونه که محمد علی‌نژاد و سپیده صابری در هفته نامه تجارت فردا گزارش داده اند؛ بررسی‌ها نشان می‌دهد خانوارهای ایرانی حداقل با سه بحران همزمان در زندگی روزمره روبه‌رو هستند. اولین بحران تورم است که موجب افزایش قیمت شدید کالاهای موردنیاز سبد معیشتی خانوارها شده است. بر اساس آخرین داده‌های مرکز آمار، تورم نقطه‌به‌نقطه در شهریور امسال بالای ۴۵درصدی بوده؛ تورمی که به‌طور نامتناسبی بر کالاهای اساسی مانند مسکن و حمل‌ونقل هم اثر می‌گذارد و فشار را بر مردم تشدید می‌کند. نظریه «تورم فشار هزینه» به خوبی توضیح می‌دهد که چگونه افزایش قیمت مواد اولیه، کاهش ارزش پول ملی و هزینه‌های تولید، قیمت‌ها را به سطوح جدیدی سوق می‌دهد.

    بحران دوم تحریم است که اخیراً با فعال‌سازی مکانیسم ماشه بعد بزرگ‌تری به خود گرفته است. تحریم‌های فلج‌کننده به‌ویژه در حوزه بانکی، دسترسی به کالاهای دارای مولفه وارداتی با فناوری بالا (مانند داروهای خاص، قطعات یدکی و تجهیزات پزشکی) را محدود کرده است. این پدیده نه یک کمیابی تصادفی، بلکه مستقیم‌ترین اثر سیاست‌های «فشار حداکثری» است.

    گزارش‌ها از افزایش ۶۳ درصدی مخارج سبد حداقل معیشت می‌گوید. محاسبات اکوایران بر اساس گزارش «متوسط قیمت خوراکی‌های منتخب در مناطق شهری» مرکز آمار حاکی از آن است که در شهریور سال جاری تهیه لبنیات برای یک فرد حدود یک میلیون و ۱۲۶ هزار تومان هزینه داشته است. این رقم نسبت به مردادماه ۵۴/۵ درصد و نسبت به شهریور سال گذشته ۳/۶۳ درصد رشد کرده است. بالاتر بودن رشد ماهانه قیمت این سبد نسبت به تورم ماهانه کل کشور (۸/۳ درصد) نشان می‌دهد که سرعت افزایش قیمت اقلام خوراکی اساسی و ضروری برای یک فرد از سرعت افزایش قیمت کل اقلام سبد مصرف یک خانوار در شهریور امسال بالاتر بوده است.

    رکود تورمی و دامی برای قشر متوسط

    ترکیب رکود و تورم، ویرانگرترین سناریو برای اقتصاد کلان است. داده‌های بانک مرکزی ایران و مرکز آمار نشان می‌دهد که اقتصاد ایران در یک دهه گذشته بعضاً در این وضعیت گرفتار بوده است. در کنار این موضوع فقر گسترده هم وجود دارد. بر اساس پژوهش مرکز پژوهش‌های مجلس (۱۴۰۲)، نرخ تورم برای دهک پایین درآمدی به‌طور متوسط پنج تا هفت درصد بیشتر از دهک ثروتمند است، زیرا سهم هزینه‌های خوراکی و اساسی در سبد مصرفی آنان بیشتر است. این به معنای «فقر شتابنده» است.

    «شکنندگی قشر متوسط» (Middle-Class Fragility) هم یکی دیگر از شرایطی است که جامعه ایران با آن مواجه است. این قشر که موتور محرک مصرف و سرمایه‌گذاری است، با از دست دادن پس‌اندازهای خود (اغلب از طریق بازار سهام و مسکن) و کاهش فرصت‌های شغلی باکیفیت، به‌سرعت به سمت دهک‌های پایین‌تر سقوط می‌کند.

    بر اساس مقاله‌ای که محمد فرزانگان و نادر حبیبی، دو اقتصاددان ایرانی در مورد اثر تحریم‌های بین‌المللی بر اندازه طبقه متوسط در ایران منتشر کرده‌اند. سهم دهک‌های اول و دوم از کل جمعیت بعد از تحریم‌های سال ۲۰۱۲ از کل جمعیت از ۵/۱۲ درصد به ۳۰ درصد در سال ۲۰۲۰ افزایش و از طرفی سهم دهک‌های درآمدی متوسط و پایین کاهش پیدا کرده است. مسئله‌ای که به‌روشنی نشان می‌دهد که تحریم‌ها چگونه سطح رفاه مردم را نشانه رفته است.

    این مقاله می‌گوید، تحریم‌ها از چهار کانال بر معیشت مردم تاثیر گذاشته است.

    اولین کانال، از طریق اثرگذاری بر مولفه‌های اقتصاد کلان کشور است. کاهش رشد اقتصاد و تولید ناخالص داخلی کشور که به کاهش سرانه تولید ناخالص داخلی هم منجر شده است، یکی از این تاثیرها بوده که به‌عنوان شاخصی از رفاه مردم یک کشور سنجیده می‌شود.

    بررسی روند این شاخص نشان می‌دهد که تا قبل از وضع تحریم‌های بین‌المللی در سال ۲۰۱۲ به‌طور کلی تولید ناخالص داخلی روندی صعودی داشته است، اما بعد از اعمال تحریم‌ها سرانه GDP عملاً درجا زده است. هر چند در سال‌هایی رشد هم کرده، اما برآیند آن تقریباً ثابت بوده، به‌طوری که سرانه GDP کشور در سال شروع تحریم‌ها با مقدار سال ۲۰۲۰ یکسان و برابر با پنج هزار دلار به ثبت رسیده است.

    کانال دومی که تحریم‌ها بر طبقه متوسط تاثیر گذاشته، از مسیر بازار کار بوده است. بازار کار از این نظر مهم است که تاثیر منفی روی بازار کار می‌تواند به کاهش اشتغال در صنایع مختلف منجر شود. موضوعی که آمارها هم آن را تایید می‌کند.

    نرخ مشارکت اقتصادی به‌عنوان یکی از شاخص‌های مهم در اقتصاد کشور در دهه ۷۰ و اوایل ۸۰ در محدوده‌های سقف تاریخی بوده، ولی در دوره‌ای که تحریم‌ها اعمال شدند، نرخ مشارکت اقتصادی به کمترین مقادیر خودش رسید. دلیل اصلی این موضوع این بود که بسیاری از صنایع ایران به صادرات و واردات متکی بودند و با شروع تحریم‌ها طبقه متوسطی که در این صنایع در حال فعالیت بود، مجبور به ورود به مشاغل غیررسمی و آسیب‌پذیر شد. اگرچه برجام مجدداً فرصتی تازه به نیروی کار داد، اما با خروج ترامپ از این توافق دوباره وضعیت بازار کار نابسامان شد و نرخ مشارکت اقتصادی پایین آمد.

    یکی دیگر از مولفه‌های تاثیرگذار بر بازار کار کشور درآمدهای نفتی است. سال‌هاست که قوانین بودجه کشور به طرز چشمگیری به درآمدهای نفتی وابسته بوده و حتی هنوز هم این وابستگی ادامه دارد. با آغاز تحریم‌ها و به‌تبع آن کاهش درآمد نفتی کسری بودجه کشور بزرگ و بزرگ‌تر شد و به‌دنبال این کسری بودجه، تورم افزایش پیدا کرد.

    با این حال دستمزدها هم باید متناسب با تورم افزایش پیدا می‌کرد که این موضوع بار مالی جدیدی بر دولت افزود. از طرفی این افزایش حقوق‌ها هم درنهایت معمولاً از تورم جا ماند. این دوگانگی یعنی از یک‌سو فشار زیاد بر هزینه‌های دولت و از سوی دیگر کاهش قدرت خرید مردم، موجب شد که هر سال سطح معیشت مردم پایین‌تر بیاید و دولت هم از سوی دیگر با کسری بودجه بیشتری مواجه شود.

    کاهش دسترسی ایران به بازارهای خارجی و افت شدید تجارت به واسطه تحریم‌ها هم سطح معیشت و رفاه مردم را پایین آورد. بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط ایران که از سوی قشر متوسط اداره می‌شد با کاهش مراودات بین‌المللی با مشکلات مالی مواجه شدند و دست به تعدیل نیرو زدند، از سوی دیگر رقابت هم در فضای انحصاری کم شد و این موضوع هم فشار مضاعفی به رفاه مردم وارد کرد.

    مطالعه فرزانگان و حبیبی همچنین نشان می‌دهد که تحریم‌ها روی کیفیت حکمرانی و ارائه خدمات عمومی در کشور هم اثر منفی گذاشت و این موضوع خود را روی افزایش نابرابری و فساد و محدود شدن حضور قشر متوسط در بخش عمومی نشان داد. داده‌های بین‌المللی هم گواهی بر این موضوع است. شاخص تاثیرگذاری دولت که از سوی بانک جهانی مورد سنجش قرار می‌گیرد و در محدوده منفی تا مثبت ۵/۲ اندازه‌گیری می‌شود برای ایران در ۲۰ سال گذشته منفی بوده و این شاخص با شروع تحریم‌ها به کف منفی ۶۹/۰واحدی رسید. البته در دوران برجام این شاخص کمی رشد کرد، ولی پس از خروج برجام دوباره روندی نزولی را طی کرد و به پایین‌ترین سطوح خود رسید.

    از نابرابری اقتصادی تا گسست اجتماعی

    آمارها و داده‌ها نشان از آن دارد که نابرابری در تمام شاخص‌های مربوط به نابرابری در سال گذشته نسبت به سال ۱۴۰۲ کاهش داشته که این امر بیانگر کاهش اختلاف طبقاتی در جامعه است. بااین‌حال آن‌طور که اکوایران گزارش داده، به نظر می‌رسد این موضوع ناشی از نزدیک‌تر شدن طبقات بالاتر جامعه به گروه‌های پایین‌تر و همچنین سیاست‌های حمایتی دولت از اقشار کم‌برخوردار است.

    در گزارش اکوایران، چهار شاخص توزیع درآمد مورد بررسی قرار گرفته و اثر هریک بر نابرابری در ایران سنجیده شده است. مرکز آمار ایران در تازه‌ترین گزارش خود از توزیع درآمد در سال ۱۴۰۳، این چهار شاخص توزیع درآمدی را اعلام کرده است که بر اساس این آمارها نابرابری درآمدی در ایران با توجه به تمامی شاخص‌ها کاهش یافته است.

    به عبارتی تمام شاخص‌های توزیع درآمدی نشان می‌دهد اختلاف طبقاتی در کشور در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۴۰۳ کاهش پیدا کرده است. باید توجه کرد که در تمامی شاخص‌ها کاهش به معنای بهبود نابرابری و افزایش به معنای نامطلوب‌تر شدن وضعیت اختلاف طبقاتی در کشور است.

    البته نابرابری فراتر از درآمد است و ابعاد دیگری هم دارد که یکی از آنها شکاف در دسترسی به دارایی‌هاست. شکاف در دسترسی به «دارایی‌های سرمایه‌ای» مانند مسکن، زمین و دسترسی به شبکه‌های رانتی یکی دیگر از ابعاد نابرابری است. این امر باعث ایجاد یک «اقلیت ثروتمند» و یک «اکثریت فقیر» شده است.

    جامعه‌شناسان همچنین از «فرسایش سرمایه اجتماعی» در ایران سخن می‌گویند. وقتی مردم، نظام اقتصادی را ناعادلانه ببینند، حس اعتماد عمومی و تمایل به همکاری برای منافع جمعی کاهش می‌یابد. این امر، تیرگی چشم‌انداز معیشتی را تشدید می‌کند، زیرا جامعه توان جمعی خود برای مقابله با بحران‌ها را از دست می‌دهد.

     

    مداخله دولت و دردی که مزمن می‌شود

    مداخله دولت در بازارها را می‌توان با نظریه «شکست دولت» (Government Failure) تحلیل کرد.

    شکست در تخصیص: کنترل قیمت و سهمیه‌بندی، سیگنال‌های کمبود را در بازار مخدوش می‌کند. این امر، همان‌طور که در تئوری اقتصادی پیش‌بینی می‌شود، به کاهش عرضه، کاهش کیفیت کالاها و ظهور بازار سیاه منجر می‌شود که نمونه آن در بازار داخلی بارها مشاهده شده است.

    فشار بر بودجه و تورم: پرداخت یارانه نقدی و حمایت از بنگاه‌های زیان‌ده، فشار عظیمی بر بودجه دولت وارد می‌کند. کسری بودجه مزمن، که از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس برآورد شده، درنهایت از طریق استقراض از بانک مرکزی و تزریق پول پرقدرت، به عاملی برای تشدید تورم تبدیل می‌شود و این موضوع یک «دور باطل معیوب» ایجاد می‌کند.

    ناامیدی، بحرانی فراتر از اقتصاد

    جدا از پیامدهای اقتصادی و معیشتی، پیامدهای روانی-اجتماعی بحران معیشت، شاید مهلک‌ترین بعد چشم‌انداز جامعه ایران باشد.

    «امید به آینده» در روان‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهد که وقتی افراد آینده را تاریک می‌بینند، انگیزه خود را برای سرمایه‌گذاری بر روی خود و مشارکت مدنی از دست می‌دهند. آمارهای غیررسمی از افزایش چشمگیر متقاضیان مهاجرت، به‌ویژه جوانان تحصیل‌کرده، گواه این امر است.

    مفهوم «امنیت انسانی» که برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) تعریف کرده، فراتر از امنیت نظامی است و شامل امنیت اقتصادی، غذایی، بهداشتی و محیط زیستی می‌شود. تشدید بحران معیشتی، تمامی این ابعاد را در ایران همزمان تحت تاثیر قرار داده و یک «بحران امنیت انسانی» ایجاد کرده است.

     

    گذر از بحران نیازمند تغییر است

    فشارهای معیشتی ناشی از تشدید تحریم‌ها، تورم بالا و رکود اقتصادی، نه فقط بار «گرانی»، بلکه محدودیت شدید تامین کالاها را به همراه دارد. این وضعیت به تضعیف شدید طبقات متوسط و پایین می‌انجامد و شکاف طبقاتی و نابرابری اقتصادی و اجتماعی را افزایش خواهد داد. برنامه‌های کوتاه‌مدت دولت تا حدودی می‌تواند جلوی فشارهای حاد را بگیرد، اما هیچ‌گونه جایگزین اصلاحات ساختاری و مدیریت بهینه نیست. مداخله نامناسب دولت در بازارها ریسک تشدید بحران را افزایش می‌دهد و کاهش امید جوانان پیامدهای بلندمدت اجتماعی و روانی ناخوشایندی دارد که می‌تواند به ناپایداری جامعه منجر شود.

    چشم‌انداز معیشت مردم ایران در دو سال آینده، در غیاب یک تغییر راهبردی اساسی، تیره و تار است. راه برون‌رفت مستلزم یک «تغییر پارادایم» از یک اقتصاد مبتنی بر رانت و انحصار به سمت یک اقتصاد رقابتی و شفاف است. این تغییر شامل مذاکرات جدی برای رفع تحریم‌ها، اجرای اصلاحات نهادی برای مقابله با فساد و سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی و زیرساخت‌های پایدار است. بدون این تغییر، ایران نه‌تنها با یک بحران اقتصادی، بلکه با یک بحران وجودی در هویت اجتماعی و ملی خود روبه‌رو خواهد شد. آینده به توانایی نظام سیاسی برای انجام این گذار دردناک، اما ضروری بستگی دارد.

  • بازگشت شکاف طبقاتی به ایران / نابرابری اقتصادی بیشتر شد

    بازگشت شکاف طبقاتی به ایران / نابرابری اقتصادی بیشتر شد

    به گزارش اقتصادران، ضریب جینی که از سال ۱۳۹۸ وارد روند نزولی شده بود در سال ۱۴۰۲ دوباره افزایش پیدا کرد. از آن جایی که ضریب جینی، شاخصی برای سنجش نابرابری در اقتصاد است، ارقام نشان می‌دهد نابرابری در سال ۱۴۰۲ از سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۰ بیشتر شده‌است.

    040120

    افزایش ضریب جینی در ۱۴۰۲، شکاف نابرابری بیشتر شد

    داده‌های ضریب جینی ایران از سال ۱۳۶۳ از سمت مرکز آمار در دسترس است. طبق این آمارها، بیشترین میزان این شاخص در سال ۱۳۷۰ با رقم ۰٫۴۳۸۳ بوده است. روند ضریب جینی تا اواخر دهه ۸۰ به جز چند مورد شوک‌های وارد شده، تقریبا با ثبات پیش رفته‌ است.

    این ضریب از سال ۸۶ تا ۹۲ کاهش چشمگیری را تجربه کرده‌است. به طوری که در سال ۹۲ به ۰٫۳۶۵ رسیده است که کمترین مقدار آن در ۴۰ سال گذشته بوده‌ است. این بازه با مدت اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها همزمان بود و نتایج حاکی از موفقیت کوتاه مدت این طرح در کاهش نابرابری دارد

    از سال ۹۲ تا ۹۷ ضریب جینی افزایش یافته و به ۰٫۴۰۹۳ رسیده است. با این حال، این افزایش دائمی نبوده و سال‌های بعدی ضریب جینی نزولی شده و تا سال ۱۴۰۱ کاهش پیدا کرده است به طوریکه این ضریب در سال ۱۴۰۱ در سطح ۰٫۳۸۷۷ قرار داشته است. به اعتقاد کارشناسان توزیع کالابرگ‌های دولت به افت این ضریب و در نتیجه کاهش نابرابری کمک کرده‌است. هرچند آمارهای سال ۱۴۰۲ نشان می‌دهد روند کاهش نابرابری دوباره افزایش یافته‌است. آمارهای ضریب جینی در سال ۱۴۰۲ نشان از شکسته شدن روند بهبود نابرابری در کشور دارد و محاسبات حاکی از آن است که نابرابری در سال ۱۴۰۲ از ۱۴۰۱ و ۱۴۰۰ بیشتر بوده‌است.

    040120

    تورم عامل خنثی سازی اثر یارانه‌ها

    تغییرات نرخ نابرابری باید در سهم دهک‌های درآمدی از کل هزینه کشور متبلور شود. سیاست‌های اقتصادی که در راستای کاهش فقر و نابرابری اتخاذ می‌شود بر روی دهک‌های پایین و به طور خاص‌ روی دهک‌های یک و دو متمرکز هستند. طبق داده‌های مرکز آمار، بجز دوره کوتاه بین سال‌های ۸۸ تا ۹۲، معمولا سهم این دهک‌ها با ثبات بوده‌است. بین سال‌های ۶۳ تا ۸۸، سهم دهک اول از کل هزینه‌های خانوار، نزدیک دو درصد و در سال‌هایی مانند ۷۰ تا ۷۲ کمتر از دو درصد بوده است. وضعیت دهک دو نیز تفاوت چندانی نداشته و در مدت مشابه بین ۳ درصد تا ۳٫۵ درصد در نوسان بوده است. با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها در سال ۸۸، سهم دهک اول از ۲٫۵ درصد هم عبور می‌کند و در سال ۹۲ به ۲٫۷ درصد می‌رسد که بیشترین سهم هزینه این دهک از کل هزینه‌ها در ۴۰ سال اخیر بوده‌است. این اتفاق در دهک دو نیز تکرار شده و سهم این دهک در سال ۹۲ به ۴٫۱ درصد می‌رسد.

    با این حال به نظر می‌رسد افزایش تورم در سال‌های اخیر باعث شده تا سهم این دو دهک کاهش پیدا کند. کارشناسان عدم تخصیص درست یارانه‌های پرداختی دولت باعث شده تا طرح هدفمندی یارانه‌ها، کارایی پیشین را نداشته باشد.

  • مردم این استان بیشترین میزان نابرابری را تجربه می کنند + اینفوگرافیک

    مردم این استان بیشترین میزان نابرابری را تجربه می کنند + اینفوگرافیک

    به گزارش اقتصادران، در سال ۱۴۰۲ استان سیستان و بلوچستان با ضریب جینی ۰.۴۱۹ واحدی، بیشترین نابرابری در توزیع درآمد را تجربه کرد.

    بر اساس گزارش مرکز آمار، استان‌های سیستان و بلوچستان، تهران و گلستان با ثبت بالاترین ضریب جینی، بیشترین نابرابری را در سال ۱۴۰۲ تجربه کردند و عادلانه‌ترین توزیع درآمد، در استان‌های کرمان، سمنان و گیلان رخ داد.

    کدام استان ها بیشترین نابرابری را دارند؟  ///

  • تشدید پیامدهای اقتصاد رانتی – رفاقتی – غارتی / راغفر: اقتصاد ایران بعد از جنگ تحمیلی، بر مفروضات غلطی استوار شد

    تشدید پیامدهای اقتصاد رانتی – رفاقتی – غارتی / راغفر: اقتصاد ایران بعد از جنگ تحمیلی، بر مفروضات غلطی استوار شد

    به گزارش اقتصادران، دکتر حسین راغفر، اقتصاددان با تاکید بر اینکه رشد نابرابریها که منشا اصلی فقر در جامعه است، ناشی از همین سیاستهای بخش عمومی است، گفت: بعضی از دوستان گله می کنند که دولت هنوز کار خود را شروع نکرده، چرا این اعتراضات صورت می گیرد. باید به آنها گفت ما 35 سال است که این سیاستهای فعلی را تجربه کردیم، بنابراین نتایج آن از پیش کاملا روشن است. در این 35 سال هم تذکرات مکرر داده شده، اما هیچ یک از آنها شنیده نشده و به کار گرفته نشده است. طی این 35 سال گذشته با وجود تغییرات بزرگ در جهت دهی دولتها، سیاستهای اقتصادی آنها هیچ تغییری نکرده و کماکان علی رغم تغییر در دولتها، همین سیاستهای نئولیبرالی آزادسازی اقتصاد کشور، آزادسازی قیمتها و فراموش کردن و نادیده گرفتن فرصتهای رشد تعهد شده توسط حاکمیت دنبال شده است.

    دکتر حسین راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا(س) در نشست «دولت چهاردهم و چشم انداز روندهای فزاینده نابرابری های ناموجه»، در موسسه مطالعات دین و اقتصاد، خاطرنشان کرد: نابرابریهای ناموجه، ریشه در عوامل بیرون از فرد دارند و منشا تبعیض، تحقیر، حاشیه بودگی، نارضایتی، ناآرامی ها، از هم گسیختگی اجتماعی، جنگ ها و و دگرگونی جوامعی بشری است. نگرانیهای فزاینده ای درباره افزایش نابرابری و فقدان فرصتها در سراسر دنیا و اینکه چگونه این روند نابرابریها و فقدان فرصتها همزاد هم هستند و نارضایتی را در جامعه رقم می زنند و موجب تغییر اجتماعات محلی، خانوارها و افراد هستند و ریسکهای بزرگی را بر جوامع و زندگی انسانها تحمیل می کنند، وجود دارد.

    اقتصاد ایران بعد از جنگ تحمیلی، بر مفروضات غلطی استوار شد

    این اقتصاددان با بیان اینکه نابرابری، پدیده ای ناگزیر نیست، بلکه انتخاب است و با قواعدی که به ویژه در بخش عمومی می سازیم، به اقتصادمان ساختی می بخشیم که موجب توزیع نابرابر منابع و فرصتها می شود و گروهی از آن منتفع و گروهی از آن محروم هستند، تاکید کرد: نابرابری، محصول نظام تصمیم گیری های اساسی در جامعه است. اقتصاد ایران بعد از جنگ تحمیلی، بر مفروضات غلطی استوار شد و نتیجه آن هم یک اقتصاد تضعیف شده ای است که در آن خلق ثروت به استحصال منابع طبیعی و تخریب بی سابقه و شتابان محیط زیست محدود شده و منابع و فرصتها و هزینه های اداره جامعه به شدت نابرابر توزیع شدند. به نحوی که منافع آن به جیب گروه قلیلی که به قدرت متصل هستند سرازیر می شود و هزینه های آن بر سر بقیه جامعه آوار می شود.

    راغفر با بیان اینکه آثار این شیوه توزیع منابع، فرصتها و هزینه ها، آثار بسیار گسترده ای دارد، ادامه داد: در جامعه ما هم مانند دیگر جوامع، شکل گیری نابرابری، حفظ و بازتولید آن، بخشی از سرشت نظام سیاسی است. نظامهای سیاسی ارباب و رعیتی که در آن حاکمان نماینده و سایه خدا بر زمین و مردم رعایا بوده اند، حقوق مردم نسبت به حاکمان معنا و وجود نداشته و ندارد و در مقابل هیچ حقی از سوی حاکمان نسبت به مردم متصور نیست.

    نابرابری، آسیب های روحی و اجتماعی را تشدید می کند

    وی با اشاره به آثار روحی و اجتماعی نابرابری ها، یادآورشد: نابرابری، آسیب های روحی و اجتماعی را تشدید و ادوار محرومیت را دائمی می کند و به تقویت نظامهای سرکوب منجر می شود. کسانی که نابرابری را تجربه می کنند، محتمل تر است که در معرض رویدادهای آسیب روحی قرار گیرند و به احتمال بیشتر، این افراد منابع و حمایتهای محدود و اندکی برای مدیریت اضطرابهای روانی خود را دارند. تحقیقات نشان داده اند که رابطه قدرتمند میان نابرابری و نرخ های خودکشی به عنوان یک شکل حاد آسیب روحی وجود دارد. در جوامع ما، ستون بالاتر نابرابری، افراد را با احتمال بیشتر احساس محرومیت نسبی، مقایسه های اجتماعی و احساس عزت نفس نازل مواجه می کند که همه آنها می توانند به فشارهای روانی و مشکلات مرتبط با سلامت روان منجر شوند.

    نباید از نقش سیاستهای مصرف گرایی متعفن و مخرب هویت جوانان ایرانی عبور کرد

    راغفر تاکید کرد: در جامعه ما نباید از نقش مخرب سیاستهای مصرف گرایی متعفن و مخرب هویت و شخصیت جوانان ایرانی عبور کرد. سیاستهایی که به اضطرابهای منزلتی بی سابقه با پیامدهای اجتماعی و سیاسی گسترده در جامعه انجامیده است. مطالعات حاکی از آن هستند که کشورهایی که سطوح نابرابری های درآمدی بالاتر دارند، نرخ های بالاتر خودکشی هم دارند. این رابطه حتی با کنترل تاثیر عواملی مانند سطوح کلی ثروت و توسعه یافتگی هم صادق هستند. در جوامع نابرابرتر، افراد می توانند احساس بی پناهی و معلق بودن در یک جامعه بی رحم و بی احساس و فقدان هر گونه کنترل بر وضعیت ها و شرایط زندگی خود را به طور دائم احساس کنند که این شرایط می توانند به افزایش احتمال رفتارهای خودتخریبی و خودکشی بینجامند.

    استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا(س) گفت: نابرابری درآمدی به ناتوانی و نابرابری در دسترسی به خدمات سلامت روان مرتبط است. در جوامع نابرابرتر، جمعیتهای به حاشیه رانده شده و محروم با موانع بزرگتری برای دریافت خدمات سلامت روان مواجه هستند که منجر به نرخ های بالاتر شرایط معالجه نشده بیماری های روحی و بنابراین نرخ های بالاتر خودکشی می شوند. رابطه میان نابرابری، رابطه ای پیچیده و چند وجهی است. اما واضح است که پاسخگویی به نابرابری درآمدی و ارتقای عدالت اجتماعی، عوامل مهمی در پیشگیری از خودکشی و ارتقای بهزیستی روانی در جامعه هستند.

    رشد جمعیت بیکار، تحصیل نکرده و فاقد مهارت در کشور

    وی با بیان اینکه برای مواجه با نابرابری و آسیبهای اجتماعی ناشی از آن باید با یک رویکرد چند وجهی به حل مساله بپردازیم، پاسخگویی به بی عدالتی های سیستمی، ارتقای انصاف و عدالت اجتماعی، فراهم کردن سلامت روان و منابع مورد نیاز آسیب خورده ها و تلاش برای ایجاد جامعه دربرگیرنده تر و عادلانه تر برای آحاد جامعه را از جمله این ضرورتها دانست و افزود: پدیده جوانانی که نه تحصیل می کنند و نه شاغل هستند و نه مهارتی می آموزند، محصول سیاستهای نئولیبرال اقتصادی است که پس از جنگ تحمیلی در کشور مستقر شد و تاکنون هم هر روز گسترده تر شد، امروز در درون شهرها و حاشیه آنها به وفور یافت می شود و در سالهای اخیر و به ویژه از سال 1396 به بعد، شروع و ادامه شورش های اجتماعی نقش و حضور پررنگی داشته و خواهند داشت.

    آماری تلخ از سوءتغذیه و بازماندگی از تحصیل در برخی استانها

    راغفر اضافه کرد: بر اساس آمار منتشر شده، در سال تحصیلی 1402، تعداد 920 هزار نفر از واجدین تحصیل در مدارس از تحصیل بازمانده اند. این رقم در سال 1403، به 780 هزار نفر می رسد. آمار منتشر شده از سوی دبیرخانه شورای عالی سلامت و امنیت غذایی کشور در هشت استان نشان می دهد آنها در معرض ناامنی غذایی قرار دارند. در استان خوزستان، 58 درصد ازخانوارها دچار تغذیه ناامن هستند. این رقم در سیستان و بلوچستان 70 درصد و در استان کرمان 74 درصد است. در سیستان و بلوچستان 54 درصد از کودکان، دچار سوء تغذیه و کوتاه قامتی هستند و 25 درصد هم دچار کم وزنی ناشی از اختلال در تغذیه هستند.

    در 1.5 سال اخیر، 2.5 میلیارد دلار، ثبت سفارش خودرو شده

    رشد 100درصدی قیمت برخی اقلام لبنی در هفته گذشته

    قیمت برخی اقلام مانند تخم مرغ، بیش از 30درصد افزایش داشته

    استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا(س) با بیان اینکه سرانه مصرف گوشت در میانگین استاندارد جهانی 30کیلوگرم است که در ایران به 5کیلوگرم کاهش یافته است، اظهارداشت: همین 5کیلوگرم هم به شدت نابرابر در میان آحاد مردم کشور توزیع می شود. با وجود همه محدودیتهای ارزی کشور، در 1.5 سال اخیر، 2.5 میلیارد دلار، ثبت سفارش خودرو شده و بر اساس مصوبه اخیر هیات دولت چهاردهم، مقرر شد تا یک میلیارد دلار دیگر به واردات خودرو به واردات خودروی خارجی تخصیص یابد و بنا به گفته رئیس بانک مرکزی، این سیاست مستمر است و تا پایان سال ادامه پیدا می کند. دولت چهاردهم همچنین، از واردات آیفون رفع ممنوعیت کرد. در ماه دوم حضور دولت چهاردهم، قیمت نان 66درصد افزایش پیدا کرده است. قیمت برخی از اقلام لبنی مانند کره در همین هفته 100درصد بالا رفته و قیمت سایر اقلام معیشتی مردم مانند تخم مرغ، بیش از 30درصد افزایش داشته است. افزایش قیمت گوشت مرغ، آب، برق و سایر کالاهای اساسی و همچنین ارز در دستور کار دولت است.

    سهم هزینه مسکن از مخارج خانوارها از 55درصد فزونی گرفته

    تشدید پیامدهای اقتصاد رانتی – رفاقتی – غارتی

    راغفر به سیاستهای مبتنی بر افزایش قیمت ارز اشاره کرد و گفت: یکی از پیامدهای گسترده افزایش قیمت ارز که مدتی است توسط دولت از آن سخن گفته می شود، در زندگی مردم، مالیات تورمی است. این ، مانند مالیاتی می ماند که در اثر افزایش قیمت ارز، از مردم و سپرده های آنها گرفته می شود. این مالیات تورمی، ابزار تامین هزینه های اقتصاد رانتی – رفاقتی – غارتی در ایران است. هزینه های بالای غیرحاکمیتی و غیرضروری و ناکارآمدی های دولت، موجب تزریق رانتها به بنگاه های خصولتی و تامین منافع گروه های خاصی می شود. این مساله باعث می شود اخذ مالیاتها از درآمدها و منافع کلان صورت نگیرد و معافیتهای مالیاتی رانتی ها به طور گسترده در کشور رقم خورده است. همه اینها موجب تشدید پیامدهای اقتصاد رانتی – رفاقتی – غارتی در کشور شده است.

    استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا(س)، با بیان اینکه افزایش قیمت ارز، موجب افزایش بهای خدمات و کالاهای دولتی شده و افزایش قیمت کالاهای عمومی را به همراه داشته است، گفت: این مسائل باعث شده شاهد افزایش فقر و نابرابری در جامعه باشیم. این افزایش فقر و نابرابری موجب نابودی طبقه متوسط شده است و به نوبه خود تشدید رکود اقتصادی، افزایش بیکاری و رشد اقتصادی پایین و تشدید بحرانهای اقتصادی و اجتماعی را رقم زده است.

    چرخه فلاکت اقتصاد در ایران

    این اقتصاددان با بیان اینکه سالها است که با چرخه فلاکت اقتصاد در ایران مواجه هستیم، توضیح داد: در این چرخه، افزایش هزینه های حمایتهای اجتماعی دولت موجب افزایش مخارج و هزینه های دولت شده و این افزایش کالاها و خدمات دولت، نرخ ارز، مالیاتها و سوخت و انرژی را به دنبال دارد. افزایش هزینه های معیشت مردم و کسب و کار و فعالیتها هم موجب کاهش سطح رفاه، درآمد مردم و افزایش فقر و بیکاری شده است.

    با پدیده خطرناک رشد ناامنی به اشکال مختلف در جامعه مواجهیم

    راغفر با تاکید بر اینکه پیامدهای این نابرابری ها برای همه مردم کاملا آشنا است، اضافه کرد: رشد نابرابریها و احساس آینده ای مبهم و معلق برای بخش قابل توجهی از جمعیت کشور، سبب شده با پدیده خطرناک رشد ناامنی به اشکال مختلف در جامعه مواجه باشیم. میانگین نسل جوان شاغل بر حسب آمارهای موجود، رقمی 21 درصد دارد در حالی که میانگین جهانی این جمعیت، که خودش هم شاخص مناسبی نیست، 42 درصد است. اینها مهمترین تهدیدهای امنیتی و اجتماعی را برای هر جامعه ای ، از جمله جامعه ما رقم می زند.

    راهی به جز کاهش نابرابری ها نداریم

    استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا(س) با بیان اینکه نابرابری ها، یکی از عوامل اصلی فرسایش انسجام اجتماعی در ایران است، ادامه داد: راهی به جز کاهش نابرابری ها نداریم. آقای دکتر پزشکیان در مناظره های انتخاباتی شان به مردم سه وعده دادند و تعهدات جدی برای تحقق این وعده ها مطرح کردند. یکی از آنها، ریشه کنی گرسنگی بود. ایشان بارها در مناظره ها نسبت به اینکه مردم شب سر گرسنه بر زمین بگذارند اخطار دادند و گفتند این مساله باید از بین برود. تعهد دیگر ایشان مساله آموزش همگانی است که امیدواریم همچنان باقی باشد. این جمعیت 26 درصدی جوانان 15 تا 24 ساله کشور که در آموزش نیستند و مهارتی نمی آموزند و شاغل هم نیستند، بزرگترین تهدید برای امنیت اجتماعی و سیاسی کشور هستند. آموزش همگانی، یکی از تعهدات حاکمیت در قانون اساسی است و بعداز جنگ تحمیلی در ایران 35 سال گذشته، کاملا توسط تمام دولتها نادیده گرفته شده و موجب بروز این نابسامانی ها در حوزه سرمایه انسانی کشور شده است.

    اعتراضات ما در 35 سال گذشته نادیده گرفته شده است

    وی با اشاره به خدمات همگانی سلامت ، به عنوان وعده سوم دکتر پزشکیان ، یادآورشد: بعضی از دوستان گله می کنند که دولت هنوز کار خود را شروع نکرده، چرا این اعتراضات صورت می گیرد. باید به آنها گفت ما 35 سال است که این سیاستها را تجربه کردیم، بنابراین نتایج آن از پیش کاملا روشن است. در این 35 سال هم تذکرات مکرر داده شده، اما هیچ یک از آنها شنیده نشده و به کار گرفته نشده است. طی این 35 سال گذشته با وجود تغییرات بزرگ در جهت دهی دولتها، سیاستهای اقتصادی آنها هیچ تغییری نکرده و کماکان علی رغم تغییر در دولتها، همین سیاستهای نئولیبرالی آزادسازی اقتصاد کشور، آزادسازی قیمتها و فراموش کردن و نادیده گرفتن فرصتهای رشد تعهد شده توسط حاکمیت دنبال شده است.

    رشد نابرابریها ناشی از سیاستهای بخش عمومی است

    راغفر تاکید کرد: در 35 سال گذشته، هر بار به افزایش قیمت ارز پرداخته ایم، معنا و نتایجش برای مردم کاملا ملموس بوده و موجب نگرانی های شدید آنها شده است. در دهه اول انقلاب که جنگ جدی و تحریمهای گسترده داشتیم و با تحرکات جدی ضدانقلاب در سراسر کشور روبرو بودیم و بلافاصله با تحریمهای جهانی و محدودیت در درآمدها مواجه شدیم ، آموزش و پرورش و آموزش عالی و خدمات سلامت رایگان بود. میلیونها مسکن با کمک تعاونی و دولت برای مردم ساخته شد و همه همت دولت هم تلاش برای رشد تولید و به ویژه تولید صنعتی در کشور است و با صرفه جویی های زیاد در همین دوره است که فولاد مبارکه و صنایع متعدد دیگر ساخته می شود اما بلافاصله بعد از جنگ، همه اینها در چارچوب سیاستهای نئولیبرال جدید، به صورت خصوصی سازی واگذار شدند.

    بعد از جنگ تعهدات دولت نسبت به مردم، نادیده گرفته شد

    این اقتصاددان با بیان اینکه بعد از جنگ تعهدات دولت نسبت به مردم و تعهدات مصرح در قانون اساسی، مانند آموزش و پروش و خدمات سلامت و تامین شغل کاملا نادیده گرفته شده و تاکنون هم ادامه پیدا کرده است، خاطرنشان کرد: با کمال تاسف، آنچه که در این کمتر از سه ماه عمر این دولت شاهد هستیم، ادامه همان سیاستهای 35 سال گذشته است که نتایج آن بارها و بارها تجربه شده. رشد نابرابریها که منشا اصلی فقر در جامعه است، ناشی از همین سیاستهای بخش عمومی است. این سیاستها علت اصلی نابرابری هستند که در حوزه اقتصاد، علی رغم آمد و شد دولتهای مختلف کماکان ثابت باقی مانده است، این نشان می دهد دولتها هیچ نقشی در تامین سیاستهای اقتصادی ندارد و بلکه آنها مجری این سیاستها هستند و طبیعی است که پیامد این سیاستها، چرخه فلاکت اقتصاد ایران بوده است.

    موضوعی به نام تک نرخی کردن ارز، امکان پذیر نیست

    گروه های قلیلی در درون قدرت رانتهای نا به حقی کسب می کنند

    استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا(س) با تاکید بر اینکه گروه های قلیلی در درون قدرت رانتهای نا به حقی کسب می کنند، اظهارداشت: مردم امروز نسبت به این ظرفیتهای نابرابرساز در بخش عمومی آگاهند. ما همچنان امیدواریم که آقای رئیس جمهور تعهداتشان را در چهار سال نخست عملی کنند. اگر همین سه تعهد ریشه کنی گرسنگی و همگانی کردن آموزش و خدمات سلامت را انجام دهند که هیچ یک از دولتهای بعد از جنگ به این وجود اهتمام نداشتند، می توان گفت توفیق بسیار بزرگ برای دولت چهاردهم خواهد بود . ما همه تلاشمان را برای کمک به دولت چهاردهم در این زمینه خواهیم کرد. اما آنچه مسلم است این است که موضوعی به نام تک نرخی کردن ارز، امکان پذیر نیست، مگر اینکه قیمت ارز را آنقدر افزایش دهید تا تقاضا برای ارز کاهش پیدا کند.

    تنها راه حل موجود، در شرایط کنونی اقتصاد ایران، ارز دو نرخی است

    راغفر تاکید کرد: حتی اگر قیمت ارز چندین برابر شود، هنوز نابرابریها در توزیع فرصتها و منابع در اختیار گروه قلیلی است که همه آن ارز را با هر قیمتی که ارائه می شود، متقاضی باشند. بنابراین هیچ گاه تک نرخی شدن ارز محقق نخواهد شد و تنها راه حل موجود، در شرایط کنونی اقتصاد ایران، ارز دو نرخی است. آن ارزی که دولت با فروش منابع طبیعی به دست می آورد که قیمت آن را باید بر حسب منافع مردم و اینکه تولید با چه قیمت ارزی می تواند فعال شود، برآورد کند. در این صورت هزینه تولید و کالاها به شدت کاهش پیدا می کند و امکان سرمایه گذاری با سرمایه های کمتر محقق می شود و بنابراین چرخه اقتصاد فعال می شود.

    وی توضیح داد: این ارز قابل تخصیص به فعالیتهایی مانند واردات خودروی لوکس و گوشی همراه آیفون و بسیاری از کالاهای لوکس نمی شود و با هر قیمتی که منافع ملی ما حکم می کند باید طبق یک برنامه دقیق به نیازهای اساسی و توسعه ای کشور تخصیص داده شود. این قیمت بسیار پایین تر از قیمت کنونی ارز است . در کنار آن یک بازار آزاد ارز هم می تواند وجود داشته باشد که ارز درآمدهای حاصل از فروش خدمات فنی – مهندسی و کالاهایی که از یارانه های دولتی استفاده می کنند؛ می تواند به کشور بازگردد و بازار آزاد ارز را با هر قیمتی که می خواهد باشد، شکل دهد. این بازار ارز، روی معیشت روزمره مردم اثر نخواهد داشت. کمااینکه در طول دهه اول انقلاب چنین وضعیتی داشتیم.

    رشد واردات تنها تامین کننده منافع گروهی خاص در جامعه ما است

    به گفته راغفر؛ امروز درآمد 80 میلیارد دلاری فروش منابع طبیعی کشور و همچنین صادرات کالاهایی که ناشی از استفاده از یارانه ها و منابع است، قادر به تامین نیازهای اساسی جامعه نیست و ما با مشکلات جدی در زمینه خدمات سلامت، دارو، آموزش و تغذیه روبرو هستیم و با کمال تاسف یک میلیارد دلار در دولت به واردات خودروی لوکس تخصیص داده می شود. رشد واردات خودرو و در سالهای اخیر، موتورسیکلت به اغتشاش بی سابقه ای در حمل و نقل کشور منجر شده که این آلودگی و آسیبهای محیط زیستی، نتیجه این سیاستهایی است که تنها تامین کننده منافع گروهی خاص در جامعه ما هستند. کسانی که از درون قدرت به ثروت رسیدند و امروز هم سیاستهای کلان را کنترل می کنند و هم صاحبان ثروت هستند و خود، فرزندان و اقوام و نزدیکانشان و همپالگی های سیاسی شان از آن بهره می برند.

    تنها راه عبور از این وضعیت بحرانی، بازگشت به مردم است

    استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا(س) معتقد است: آنچه که موجب نگرانی بیشتر است که شاخص های آن را در چند سال اخیر مشاهده کردیم، چالشهایی است که نشانه های آن به وضوح در انتخابات مجلس یازدهم و ریاست جمهوری مشهود بود . تنها راه عبور از این وضعیت بحرانی، بازگشت به مردم است و این کار هم تنها از طریق کاهش نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی و رشد تولید در کشور محقق می شود. همه اینها به تغییر ساختار اقتصاد کشور وابسته هستند به نحوی که اصحاب انحصارگر نیروهای نظامی، امنیتی و بنیادها یا از اقتصاد خارج شوند و یا حیطه مداخلاتشان در اقتصاد کشور محدود شود.

    در 20 سال گذشته، شاهد خروج بی سابقه بخش خصوصی از کشور بودیم

    تغییر این مسیر، بدون تغییر ساختار اقتصاد کشور امکان پذیر نیست

    استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا(س) ضمن تشریح ساختار چین و ساختار و برنامه توسعه حزب کمونیست دراین کشور و محدود شدن حیطه فعالیت بنگاه های حاکمیتی به یک سوم، گفت: اینکه بخش انحصاری در اقتصاد کشور، همه منابع را در اختیار گرفته باعث شده ما در 20 سال گذشته، شاهد خروج بی سابقه بخش خصوصی از کشور بودیم و هر روز بخش خصوصی در صنعت کوچک و کوچکتر شده است. تغییر این مسیر، بدون تغییر ساختار اقتصاد کشور امکان پذیر نیست و در آن حذف این ساختارها و یا محدود کردن آنها، اصلاح نظام بانکی به نحوی که منابع بانکی به فعالیتهای سفته بازی و سوداگری و واردات کالاهای لوکس تخصیص داده نشود و به تولید و آن هم تولید صنعتی اختصاص پیدا کند و نیز اصلاح نظام مالیاتی به نحوی که همه فعالین اقتصاد کشور باید مالیات دهند و بسیاری از پایه های مالیاتی که در کشور وجود ندارد، مانند مالیات بر دارایی و ارث، برقرار شوند.