برچسب: مهدی زارع

  • اصلاً ابری وجود ندارد که بخواهیم آن را بارور کنیم! / ابر‌ها در ترکیه می‌بارند خالی به ایران می‌رسند

    اصلاً ابری وجود ندارد که بخواهیم آن را بارور کنیم! / ابر‌ها در ترکیه می‌بارند خالی به ایران می‌رسند

    به گزارش اقتصادران، در حالی‌که ذخایر آب کشور به شکل کم‌سابقه‌ای کاهش یافته، این پرسش مطرح است که آیا تمرکز بر بارورسازی ابرها، بیش از آنکه راه‌حل باشد، نوعی امید واهی محسوب می‌شود؟ یا وقت آن رسیده که مدیریت منابع آب، اصلاح الگوی مصرف و احیای اکوسیستم‌های طبیعی کشور در اولویت قرار گیرد؟

    مهدی زارع، استاد زمین‌شناسی و پژوهشگر مخاطرات طبیعی، کارایی محدود این روش در ایران را مورد تأکید قرار داد و گفت:ایران به دلیل اقلیم فوق‌خشک و رطوبت کم ابرها، ظرفیت بهره‌گیری گسترده از این فناوری را ندارد. اجرای نادرست آن می‌تواند اثر منفی داشته باشد.

    اما علی رغم اینکه در هفته گذشته حجم خوبی از ابر در آسمان ایران دیده شد، اما هیچ بارشی در پی نداشت، مهدی زارع در پاسخ به این موضوع گفت: ابر‌های باران‌زا معمولاً در ارتفاعات ترکیه بخش زیادی از رطوبت خود را از دست می‌دهند و وقتی به فلات مرکزی ایران می‌رسند، «پتانسیل چندانی برای بارش ندارند».

    بارورسازی ابرها، تولید ابر نیست

    به گفته مهدی زارع «بارورسازی ابر‌ها تولید ابر نمی‌کند، بلکه تلاش می‌کند از ابر‌های موجود آب بیشتری بگیرد. وقتی ابری وجود ندارد یا ابر مناسب نیست، بارورسازی بی‌فایده است.»

    او با اشاره به اینکه این روش نمی‌تواند در آسمان صاف باران ایجاد کند، توضیح می‌دهد: «بارورسازی نمی‌تواند یک روز کاملاً آفتابی را بارانی کند یا یک بارش معمولی را به سیل تبدیل کند. این روش در بهترین شرایط تنها می‌تواند بین ۱۰ تا ۱۵ درصد بارش را در یک منطقه محدود افزایش دهد؛ مقداری که برای جبران خشکسالی‌های شدید ایران کافی نیست.»

    زارع تأکید می‌کند که برای بارورسازی، وجود یک ابر با رطوبت، دمای مناسب و ساختار فیزیکی خاص ضروری است؛ در حالی‌که در بسیاری از روز‌های خشک ایران «اصلاً ابری وجود ندارد که بخواهیم آن را بارور کنیم».

    موقعیت ایران در نوار خشک جهانی

    خطر «عقیم‌سازی ابرها» در صورت محاسبات نادرست

    یکی از هشدار‌های جدی این زمین‌شناس درباره اثرات منفی بارورسازی در صورت نبود تجهیزات و محاسبات دقیق است. زارع توضیح می‌دهد: «اگر محاسبات دقیق نباشد — که اغلب به دلیل کمبود تجهیزات این اتفاق می‌افتد — پاشیدن مواد بارورساز مثل یدور نقره می‌تواند نتیجه معکوس بدهد. یعنی به‌جای بارش، قطرات آب کوچک‌تر شده و ابر عملاً عقیم شود؛ در نتیجه بارش طبیعی خود را نیز از دست می‌دهد.»

    این هشدار در حالی مطرح می‌شود که برخی طرح‌های بارورسازی در سال‌های گذشته بدون انتشار عمومی داده‌ها و گزارش‌های علمی دقیق اجرا شده و همچنان اثربخشی آنها در هاله‌ای از ابهام است.

  • مرگ آبخوان‌ها دلیل زلزله‌های غرب تهران است؟

    مرگ آبخوان‌ها دلیل زلزله‌های غرب تهران است؟

    به گزارش اقتصادران، مهدی زارع زمین شناس و استاد تمام زلزله شناسی که سالهاست درباره منشاء زمین لرزه‌های رخ داده پژوهش می‌کند در گفت‌و‌گو با رویداد ۲۴ با اعلام این هشدار که تخلیه آبخوان‌ها با وقوع زلزله‌های اخیر ارتباط تنگاتگی دارد گفت: در منطقه ماهدشت کرج، سفره‌های آب زیرزمینی عمدتاً در رسوبات آبرفتی تشکیل شده توسط رودخانه کرج و شاخه‌های آن قرار دارند. این رسوبات شامل لایه‌های نفوذپذیر دانه‌ای – شن و ماسه – محل ذخیره آب‌های زیرزمینی هستند. حفر بی‌رویه چاه‌های عمیق برای مصارف کشاورزی، صنعتی و خانگی منجر به افت شدید سطح آب‌های زیرزمینی شده است.

    زارع در ادامه افزود: در بررسی روند افت سطح آب‌های زیرزمینی در ماهدشت کرج در ده ساله اول دهه شصت با رشد کشاورزی و حفر چاه‌های عمیق که در سال‌های پس از انقلاب و جنگ ایران و عراق، تداوم یافت زمین‌های کشاورزی گسترده شد و سطح آب زیرزمینی در برخی مناطق ماهدشت سالانه حدود ۰.۵–۱ متر کاهش یافت. در دوره ۱۳۷۰–۱۳۸۰ بهره برداری از آب زیرزمینی با توسعه شهری و صنعتی شدت گرفت. علاوه بر اینکه، رشد جمعیت کرج و ماهدشت فشار بر منابع آب را افزایش داد.

    او با اشاره به رشدحفر چاه‌های غیر مجاز کشاورزی اظهار داشت: تعداد چاه‌های مجاز و غیرمجاز به شکل قابل توجهی در این دوره افزایش یافت. افت سالانه ۱–۱.۵ متری سطح آب در این دهه بر اساس گزارش‌های شرکت مدیریت منابع آب ایران با برداشت بی رویه برای آبیاری سنتی و مصارف شهری تشدید شد. در دوره دوره ۱۳۸۰–۱۳۹۰ با وقوع خشکسالی بحران جدی‌تر شد. بر اثر خشکسالی‌های ممتد و کاهش بارش‌ها در حوضه آبریز کرج تغذیه آبخوان‌ها مختل شد. برآورد می‌شود در این دهه افت سالانه ۲–۳ متری آب زیرزمینی رخ داد. در ماهدشت، سطح آب زیرزمینی به طور متوسط سالانه بیش از ۲ متر کاهش یافت.

    فرونشست زمین در ماهدشت به میزان سالانه ۱۰–۱۵ سانتیمتر

    این استاد زمین شناسی می‌گوید:از همین بازه زمانی گزارش‌های فرونشست زمین به میزان سالانه ۱۰–۱۵ سانتیمتر در دشت‌های کرج (از جمله ماهدشت) ثبت و در عرصه عمومی مطرح شد. در دوره ۱۳۹۰–۱۴۰۰ بحران آب زیرزمینی با تشدید برداشت‌های مجاز و غیرمجاز شدت گرفت. بر اساس آمار وزارت نیرو، بیش از ۳۰٪ چاه‌های ماهدشت غیرمجاز بودند و برداشت آب به ۲۰۰٪ ظرفیت تجدیدپذیر آبخوان رسید.

    در این دوره کاهش سالانه ۳–۴ متری سطح آب رخ داد و برخی چاه‌های عمیق در ماهدشت به عمق بیش از ۳۰۰ متر رسیدند، در حالی که در دهه ۱۳۶۰ عمق متوسط چاه‌ها کمتر از ۱۰۰ متر بود.
    زارع علاوه بر این با تاکید بر تخلیه کامل بخش‌هایی از این آبخوان بر اساس مطالعات دانشگاه خوارزمی در برخی مناطق افزود: این برداشت‌های بی رویه موجب شد تا آبخوان‌ها به حالت «مرده» (فاقد قابلیت بازیابی) در آیند. در سال‌های اخیر و دوره ۱۴۰۰–۱۴۰۴ روند نزولی سطح سفره آب زیرزمینی ادامه یافت. در این مدت افت سالانه آبخوان در ماهدشت همچنان ۲–۳ متر برآورد می‌شود.
    او همچنین گفت: انتظار میرود تراز آب زیرزمینی در ماهدشت نسبت به سال ۱۳۶۰، بیش از ۵۰ متر کاهش یافته باشد. اگر روند برداشت کنونی ادامه یابد، بخش‌های وسیعی از آبخوان ماهدشت در بازه زمانی کوتاهی غیرقابل استفاده خواهد شد.

    فرونشست، شوری آب و مهاجرت

    این پژوهشگر ادامه داد: برآورد می‌شود که ۹۰٪ آب استخراج شده در ماهدشت به بخش کشاورزی (به ویژه محصولات آب‌بر مانند هندوانه و صیفی‌جات) اختصاص یافته باشد. بیش از ۵۰۰ چاه غیرمجاز در دهه ۱۳۹۰ در ماهدشت شناسایی شد که تنها بخش کوچکی از آنها مسدود شدند.
    زارع کم بارشی را یکی از دلایل خشک شدن آبخوان‌ها دانست و افزود: کاهش ۲۰٪ بارش در حوضه آبریز کرج نسبت به میانگین بلندمدت و نبود هماهنگی بین وزارت نیرو، جهاد کشاورزی و سازمان محیط زیست موجب تداوم روند استخراج آب زیرزمینی و تشدید پیامد‌های فرونشست زمین شده است. افزایش شوری آب چاه‌ها به بیش از ۴۰۰۰ میکروموس در برخی مناطق و خشکیدن قنات‌ها و چاه‌ها موجب مهاجرت کشاورزان به حاشیه کرج از پیامد‌های دیگر از بین رفتن آبخوان ماهدشت است.

    خطر لرزه‌زایی ناشی از تخلیه آبخوان

    زارع تاکید کرد:حذف توده آب (تخلیه آبخوان) می‌تواند باعث بازگشت پوسته شود و توزیع تنش را تغییر دهد. این مشابه بازگشت پس از یخبندان است، جایی که تغییرات تنش باعث لرزه‌خیزی می‌شود. فرونشست زمین ناشی از تراکم سفره‌های آب زیرزمینی، تنش‌های کششی افقی ایجاد می‌کند و به طور بالقوه گسل‌هایی را که به سمت این تنش‌ها متمایل هستند، دوباره فعال می‌کند.

    زارع با اشاره به دلایل استخراج آب گفت: میزان استخراج آب مورد نیاز برای ایجاد زلزله به عوامل متعددی از جمله زمین‌شناسی محلی، وضعیت تنش زمین ساختی، خواص سفره آب زیرزمینی و نزدیکی به گسل‌های فعال بستگی دارد. هیچ آستانه جهانی وجود ندارد، اما مطالعات نشان می‌دهد که حتی حجم‌های متوسط (میلیون‌ها تا میلیارد‌ها متر مکعب) می‌توانند گسل‌های با تنش بحرانی را در شرایط خاص بی‌ثبات کنند.

    نتایج مطالعات در کشور‌های دیگر

    او به مطالعاتی در دهلی نو و پکن نیز اشاره می‌کند که در آنها بین پمپاژ آب‌های زیرزمینی و افزایش فعالیت لرزه‌ای همبستگی دیده شده است و می‌گوید: پمپاژ آب‌های زیرزمینی در دهلی نو و پکن نیز با افزایش فعالیت‌های لرزه‌ای و احتمال وقوع زلزله مرتبط دانسته شده است. دلیل این امر آن است که برداشت آب، فشار روی سنگ‌های زیرین را کاهش می‌دهد که می‌تواند منجر به بی‌ثباتی و ایجاد زلزله، به ویژه در مناطقی با گسل‌های از پیش موجود، شود.

    زارع افزود: در دهلی نو مطالعات نشان می‌دهد که بین پمپاژ آب‌های زیرزمینی برای آبیاری و فعالیت‌های شهری و نوسانات فعالیت لرزه‌ای در منطقه دهلی همبستگی وجود دارد. به طور خاص، یک مطالعه در سال ۲۰۲۱ نشان داد که میزان لرزه‌خیزی کم شدت، اما متوسط دهلی، هم در کوتاه‌مدت در مقیاس فصلی سالانه و هم در بلندمدت در مقیاس دهه‌ای، تغییرات قابل توجهی را نشان می‌دهد که با پمپاژ آب‌های زیرزمینی انسانی مرتبط دانسته شده است.

    همچنین در پکن پروژه انحراف آب از جنوب به شمال، که هدف آن احیای آب‌های زیرزمینی در پکن است، می‌تواند منجر به بالا آمدن سطح آب‌های زیرزمینی شود. وقتی آب‌های زیرزمینی پمپاژ می‌شوند، فشار در سازند‌های سنگی اطراف، از جمله گسل‌ها، کاهش می‌یابد. این کاهش فشار می‌تواند باعث انقباض سنگ‌ها شود که به طور بالقوه باعث لغزش در امتداد گسل‌های موجود و منجر به زلزله می‌شود.

    او در ادامه با این توضیح می‌افزاید: زلزله ۴.۳ در دهلی در ۱۷ فوریه ۲۰۲۵ دهلی نو را لرزاند که در ژرفای کم ۵ کیلومتری قرار داشت. پمپاژ سریع (طی دهه‌ها) باعث تغییرات تنش سریع‌تری نسبت به تخلیه طبیعی و آهسته آب‌های زیرزمینی می‌شود. سفره‌های آب زیرزمینی عمیق نسبت به سفره‌های آب زیرزمینی کم‌ژرفای، مستقیماً با لایه‌های زیرزمینی و گسل‌ها ارتباط مستقیم تری دارند. در مناطق با تنش پس‌زمینه بالا در نزدیک مرز‌های ورقه‌های زمینساختی نسبت به آشفتگی‌های کوچک حساس‌تر هستند.

    در پهنه کانونی زلزله لورکا، اسپانیا در ۱۱ مه ۲۰۱۱ با بزرگای ۵.۱، نیز حدود ۲۵۰ میلیون متر مکعب در طول ۵۰ سال از یک سفره آب زیرزمینی برداشت شده بود. حدود ۱.۵ متر فرونشست ناشی از آب‌های زیرزمینی، تنش‌های روی گسل را تغییر داد. فرونشست، تنش برشی روی گسل را حدود ۰.۲ مگاپاسکال (۲ بار) افزایش داد، که برای جلو انداختن زمان وقوع زلزله‌ای ناشی از نیرو‌های زمین ساختی کافی بود.
    در دره مرکزی، کالیفرنیا حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلومتر مکعب آب زیرزمینی از دهه ۱۹۲۰ استخراج شده و باعث فرونشست تا ۸ متر شده است. تغییرات تنش موضعی بر لرزه‌خیزی کوچک اثر گذاشته است.
    در حوضه سیچوان، چین تزریق فاضلاب گاز شیل (مشابه استخراج آب‌های زیرزمینی در اثرات تنش) در حدود ۳۲۰ میلیون متر مکعب در سال به چاه‌های عمیق، فشار منفذی را افزایش داده و باعث زلزله‌های با بزرگای بیش از ۵ شده است. این موضوع حساسیت گسل‌ها به تغییرات تنش مرتبط با سیال را برجسته می‌کند.

    تغییرات تنش ناشی از فرونشست در منطقه غربی تهران بسیار مهم است. حذف ۱ کیلومتر مکعب آب (جرم حدود ۱ میلیارد تن) می‌تواند پوسته را تخلیه کند و تنش‌ها را در حدود ۰.۰۱ تا ۰.۱ مگاپاسکال در یک منطقه وسیع تغییر دهد. برآورد می‌شود که در دشت غربی تهران و ماهدشت حدود ۳۰ میلیارد متر مکعب در حدود ۴۴ سال برداشت شده است و این موضوع به تغییرات تنش تدریجی حدود ۰.۱ تا ۱ مگاپاسکال (۱ تا ۱۰ بار) به صورت تدریجی در پهنه پیرامونی گسل ماهدشت جنوب کرج شده است. تنش زمین ساختی در مناطق فعال حدود ۰.۱ تا ۱ مگاپاسکال تقریبا در هر سده رخ می‌دهد و در هنگام زمین لرزه‌ها این تغییر تنش به صورت ناگهانی رخ می‌دهد. تخمین زده شد که تغییر تنش بعد از زمین لرزه ۲۹ آذر ۱۳۹۶ ماهدشت حدود ۵ تا ۶ بار بوده است.

  • فاجعه ملی در کمین تهران؟ / زارع: امسال هیچ اولویتی بزرگ‌تر و مهم‌تر از زلزله پایتخت نداریم

    فاجعه ملی در کمین تهران؟ / زارع: امسال هیچ اولویتی بزرگ‌تر و مهم‌تر از زلزله پایتخت نداریم

    به گزارش اقتصادران، اولین زلزله سال ۱۴۰۴ ایران، روز اول فروردین رخ داد؛ زمین لرزه‌ای با قدرت ۴٫۱ ریشتر در ساعت ۲ بامداد جمعه و در شهر بِنک در جنوب استان بوشهر. طبق گزارش مرکز لرزه‌نگاری کشوری (موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران) از روز اول فروردین امسال تا عصر دیروز (اول اردیبهشت) در مجموع ۱۲ زمین لرزه با قدرت بیش از ۴ ریشتر و در استان‌های بوشهر، اصفهان، هرمزگان، کرمان، خوزستان، فارس و چهارمحال و بختیاری رخ داده که زمین‌لرزه بعد از ظهر دیروز در اردکان استان فارس و با قدرت ۴٫۲ ریشتر، آخرین زمین لرزه ثبت شده در جدول مرکز لرزه‌نگاری کشور است.

    مهدی زارع، استاد پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی که در گفت‌وگو با «اعتماد» وضع امسال کشور بابت خطر وقوع زمین لرزه‌های پرقدرت را تحلیل کرده، طی هفته‌های اخیر و از ابتدای اسفند پارسال درباره ضرورت مقاوم‌سازی بناها و ایجاد آمادگی فیزیکی و روانی در جمعیت توصیه‌ها و هشدارهایی مطرح کرده بود. زارع در گفت‌وگویی که ابتدای اسفند پارسال با پایگاه خبری «تابناک» داشت، وقوع زلزله پرقدرت در شهر تهران را یک اتفاق قطعی دانست و به استناد نتایج مطالعات بر گسل‌های شمال، مرکز و جنوب تهران گفت که هر یک از این گسل‌ها توان ایجاد زمین‌لرزه‌های بزرگی، حتی بیش از ۷ ریشتر را دارند. زارع در این گفت‌وگو، از گسل شمال تهران، گسل مشا، گسل ری و گسل پردیسان نام برده بود و گسل شمال تهران واقع در محدوده کن و سولقان تا شرق تهران را دارای قابلیت تولید زلزله‌های بالای ۷ ریشتر و آسیب‌پذیری بالا در مناطق شمالی و مرکزی تهران دانسته بود.

    این استاد پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی هشدار داده بود که زلزله‌ای با شدت ۷ ریشتر در تهران، یک فاجعه انسانی، اقتصادی و اجتماعی ایجاد خواهد کرد که مهم‌ترین آنها، تخریب کامل حداقل ۳۰ درصد ساختمان‌های فرسوده، افزایش آمار تلفات و مصدومان، اختلال در فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی و ضربه سنگین به اقتصاد کشور به دنبال این اختلال طولانی‌مدت خواهد بود. زارع در این گفت‌وگو با پایگاه خبری تابناک، تاکید کرده بود که زلزله بزرگ در تهران یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر است که دیر یا زود رخ خواهد داد ولی عدم آگاهی عمومی، ضعف در برنامه‌ریزی‌های شهری، منافع اقتصادی گروه‌های خاص و کم‌توجهی برخی از مسوولان باعث شده که این موضوع به‌ طور جدی در دستور کار قرار نگیرد. حالا دو ماه بعد از این هشدار و در حالی که وقوع زلزله ۷٫۷ ریشتری در میانمار در هفته اول فروردین امسال و تخریب گسترده در تایلند که کشور همسایه میانمار است، عاملی برای تکرار هشدارهای مجدد شد، زارع به «اعتماد» می‌گوید که خسارات انسانی و اقتصادی زلزله پرقدرت در تهران، به نتایجی منجر می‌شود که معادل فاجعه ملی برای کل کشور است.

    این عضو وابسته فرهنگستان علوم در حالی برای شرایط سازه‌ای پایتخت نگران است که می‌گوید با وجود مخاطرات جدی برای دو استان تهران و البرز که بیش از ۱۷ میلیون نفر و معادل ۲۲٫۵ درصد جمعیت کشور را در خود جای داده‌اند، مسوولان شهری اقدام موثری برای کاهش میزان خطرپذیری ندارند و حتی آسیب‌پذیری پایتخت را با برخی تصمیم‌ها تشدید هم کرده‌اند که نمونه بارز آن، تداوم ساخت هتل ۳۰ طبقه در منطقه ولنجک و روی گسل شمال تهران به عنوان خطرساز‌ترین گسل پایتخت است.

    طی چند هفته اخیر و از پایان اسفند پارسال، هشدارهایی درباره زلزله و خطر‌پذیری ایران مطرح کردید. امسال، زمین‌لرزه کدام مناطق کشور را تهدید می‌کند ؟

    زلزله‌های چند هفته اخیر با توجه به وقوع زلزله در منطقه نطنز و وضعیت گسل زفره (قم) در صورت جابه‌جایی گسل و همچنین، زلزله منطقه هجدک (کرمان) را می‌توان از چند جنبه مورد بررسی قرار داد. البته اغلب زلزله‌هایی که در ماه اخیر اتفاق افتاده، بزرگای کمتر از ۵ داشته ولی نکته مهم این است در تمام مناطقی که در ماه اخیر زلزله رخ داده، گسل‌هایی هست که احتمال زلزله با بزرگای بیشتر از ۷ را در خود نهفته دارند. بنابراین می‌توانیم این سوال را مطرح کنیم که در حال حاضر در اطراف این مناطق چه خبر است و آیا این زلزله‌ها می‌تواند مقدمه زلزله مهم بعدی باشد یا خیر. نکته دیگر این است که در باقی مناطقی که طی ماه اخیر، سکوت کامل یا نسبی لرزه‌ای برقرار بوده، جمعیت زیادی متمرکز شده است. گسل شمال تهران یکی از این مناطق است. (بزرگ‌ترین گسل تهران در جنوب دامنه رشته‌کوه البرز و در شمال شهر تهران که از لشکرک و سوهانک آغاز شده تا فرحزاد و حصارک و از آن‌جا به سمت غرب امتداد یافته و در مسیر خود، نیاوران، تجریش، زعفرانیه، الهیه و فرمانیه و سعادت‌آباد و دره پونک را در بر می‌گیرد)

    گسل شمال تهران، طی ماه‌های اخیر زلزله‌های بسیار کوچکی داشته ولی طی ۱۰ سال اخیر، به تعداد جمعیت ساکن در نواحی غرب تهران و حتی شهرستان‌های همجوار و از جمله، شهر قدس و شهریار و ملارد، حدود یک میلیون نفر اضافه شده است. با در نظر گرفتن این میزان افزایش، اگرچه که در حال حاضر زلزله‌ای با بزرگای ۵ یا ۴٫۸ و مشابه زلزله نظنز روی گسل شمال تهران نداریم ولی تعداد جمعیت ساکن روی این گسل، یک مساله مهم است و البته با وجود مخاطرات این گسل، تداوم ساخت هتل ۳۰ طبقه با ۱۳ طبقه زیر زمین در بلوار دانشجو – خیابان ولنجک و روی گسل شمال تهران را همچنان شاهدیم که بارها هم درباره ممنوعیت ساخت روی گسل هشدار داده‌ایم ولی به این هشدارها بی‌توجهی شده است. طی روزهای اخیر و بعد از وقوع زلزله ۷٫۷ میانمار که روز ۸ فروردین امسال رخ داد، دغدغه من این بود که این فاجعه، چه درسی برای شهر تهران دارد. زلزله میانمار نشان داد که نه تنها شدت تخریب در محدوده نزدیک گسل بسیار زیاد است، تخریب ناشی از زلزله‌ای با بزرگای مشابه در محدوده نزدیک به گسل، خسارت عمده و جدی به کشور وارد خواهد کرد.

    زلزله میانمار نشان داد که در زلزله بزرگ، حتی تا شعاع هزار کیلومتری هم از تاثیر و تخریب در امان نیست چنان‌که تبعات زلزله میانمار، به بانکوک هم رسید. بنابراین، در پاسخ به شما و درباره زلزله‌های مورد انتظار در سال جدید، می‌گویم که نه تنها وضعیت گسل شمال تهران بسیار مهم است، دغدغه جدی من این است که با توجه به ساخت و ساز مستقیم و هتل‌سازی و شهرک‌سازی و حجم انبوه جمعیت ساکن روی گسل شمال تهران، اگر این گسل، در آینده دور یا نزدیک، استرسی که در خود جمع کرده را رهاسازی کند، میزان جابه‌جایی ناشی از این رهاسازی چقدر خواهد بود. بنا بر محاسباتی که انجام داده‌ام، با این رهاسازی، حدود ۳ متر جابه‌جایی به صورت قائم و حدود یک متر به صورت افقی اتفاق می‌افتد.

    و این جابه‌جایی قائم و افقی، چه جمعیتی را در معرض خطر قرار می‌دهد ؟

    این جابه‌جایی علاوه بر اینکه جان انسان‌ها را به خطر می‌اندازد، یک سازه و یک سرمایه‌گذاری چند میلیون دلاری را تحت تاثیر قرار می‌دهد اما مهم‌ترین تاثیر این جابه‌جایی برای جمعیت، تکان‌های شدید دور و اطراف این جابه‌جایی است. حدود ۲٫۵ میلیون نفر (دو میلیون و ۵۰۰ هزار نفر) روی حریم گسل شمال تهران زندگی می‌کنند اما حدود ۱۷٫۵ میلیون نفر (۱۷ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر) و حدود ۲۲ درصد جمعیت ایران و ساکن در استان‌های تهران و البرز، دور و اطراف گسل شمال تهران ساکن هستند. تبعات گسترده این میزان جابه‌جایی البته ممکن است یک اتفاق بسیار نادرباشد ولی شغل من ایجاب می‌کند که به همین اتفاق نادر هم فکر کنم.

    برداشت من از این نگرانی شما این است که پررنگ‌ترین هشدار زلزله امسال را درباره پایتخت و شهرستان‌های استان تهران می‌دانید آن هم به این دلیل که بیشترین جمعیت کشور، در دو استان البرز و تهران متمرکز هستند.

    بله چون از نظر میزان آثار و تبعات و خسارت‌های زلزله، هیچ اولویتی بزرگ‌تر و مهم‌تر از زلزله تهران در کشورنداریم چون همانطور که گفتم، ۲۲ درصد جمعیت کل کشور، اطراف گسل شمال تهران و گسل‌های نزدیک به آن زندگی می‌کنند و بنابراین، هر نوع آسیب به تهران بر اثر زلزله، متاسفانه یک آسیب جدی و یک آسیب برای کل کشور خواهد بود به این معنا که آسیب تهران در زلزله، کل کشور را با یک چالش بسیار بزرگ مواجه خواهد کرد. امیدوارم با چنین آسیبی مواجه نشویم ولی نمی‌توان این خطر را زیر سایه امیدواری و آرزو فراموش کرد.

    آیا در بقیه کشورها و به‌خصوص، کشورهای پیشرفته که از نظر گسل‌ها، شرایط مشابه استان‌های تهران و البرز دارند، نمونه‌ای از ساخت و ساز گسترده در اطراف گسل‌های خطرساز سراغ دارید ؟ ساخت و ساز با این حجمی که در استان‌های تهران و البرز شاهدیم ؟

    در کشور ژاپن، شهرهای توکیو و اوزاکا، نمونه مشابه ما هستند و توکیو با جمعیت ۲۵ میلیون نفری، مهم‌ترین مرکز تمرکز جمعیت جهان محسوب می‌شود. با تکان گسل‌های خلیج توکیو، ۲۵ میلیون نفر دچار آسیب خواهند شد و به همین دلیل، متخصصان ژاپن بارها گفته‌اند که این حجم از ساخت و ساز با توجه به شرایط این منطقه اشتباه بوده و به‌خصوص، بعد از زلزله میانمار، ریسک‌پذیری بالای خلیج توکیو مورد توجه قرار گرفته است.

    در کشور ترکیه، شهر استانبول به دلیل تمرکز بالای جمعیت و ثروت، شبیه ایران و حتی بدتر از ایران است چون بخش زیادی از جمعیت در معرض آسیب‌های مستقیم و مرتبط با جابه‌جا شدن گسل، در گسل آناتولی شمالی و در محدوده استانبول ساکن هستند که این شرایط، میزان خطرپذیری را افزایش می‌دهد و با کوچک‌ترین حرکت در گسل آناتولی، فاجعه بزرگ قرن در این کشور رقم خواهد خورد که البته امیدوارم چنین اتفاقی رخ ندهد. تهران، استانبول و توکیو، نمونه‌های خاص و مهم از نظر تجمع بزرگ جمعیت در نزدیکی گسل فعال و در معرض آسیب‌پذیری بالا هستند و البته در این میان، شرایط تهران و استانبول نسبت به توکیو خاص‌تر است چون در طول ۹۰ سال اخیر، کشور ژاپن، تنها کشور جهان است که بیشترین سرمایه‌گذاری و بیشترین انرژی را برای کاهش آسیب‌پذیری و افزایش تاب‌آوری در برابر زلزله انجام داده است.

    و بنابراین، اگر در اثر اشتباه، ساخت و‌سازی در کنار گسل داشته، تاب‌آوری را هم افزایش داده است.

    بله؛ ژاپنی‌ها از نظر دسترسی‌ها و تکنولوژی جداسازی از پی در ساختمان‌های بلندمرتبه و از نظر مقاوم‌سازی بناها، بسیار پیشرفته‌اند در حالی که در کشورما، افرادی که به جای مدیریت و مهندسی، مشغول تجارت در ساخت و سازند، برای توجیه اشتباهات خود از ژاپن مثال می‌زنند و من هم در جواب این تاجران ساخت و ساز می‌گویم ژاپن، اگر در زمانی با ساخت و ساز انبوه و تمرکز جمعیت در ناحیه گسلی، مرتکب اشتباه شده، به مدت چند دهه و بعد از جنگ جهانی دوم، برای مقاوم‌سازی همان ساخت و ساز انبوه، وقت و سرمایه صرف کرده در حالی که در ایران و ظرف ۲۰ سال اخیر، شرایط تهران به گونه‌ای بوده که حتی از استانبول هم عقب مانده‌ایم. استانبول با توجه به ریسک‌پذیری ساخت و سازها، از سال ۲۰۰۷ سامانه هشدار سریع را ایجاد کرد و این سامانه در سال ۲۰۱۳ راه‌اندازی شد و امروز، ۵۰۰ ایستگاه هشدار سریع زلزله در شهر استانبول فعال است در حالی که شهر تهران، تا امروز فاقد چنین سامانه‌ای بوده و امسال این سامانه با ۵۰ ایستگاه در آستانه راه‌اندازی قرار گرفته است.

    این سامانه البته مانع از وقوع زلزله یا باعث کاهش خسارات نمی‌شود ولی در صورت اتصال تمام تاسیسات حساس به این سامانه، در زمان وقوع زلزله و با دریافت هشدار اتوماتیک، بعضی تاسیسات حساس مثل گاز و مترو به سرعت در وضعیت خاموش یا قطع قرار می‌گیرد تا از حجم خسارت‌ها کاسته شود. حالا سامانه هشدار سریع استانبول یک سابقه فعالیت ۱۲‌ساله دارد ولی در تهران، این سامانه هنوز راه‌اندازی نشده و حتی در صورت راه‌اندازی هم، هیچ یک از تاسیسات شهری حساس به سامانه متصل نیست و بنابراین، در صورت وقوع زلزله، ارسال هشدار سریع بی‌فایده خواهد بود چرا که شبکه‌ای برای دریافت این هشدار موجود نیست.

    بنابراین، وزارت نیرو شرکت مترو و اداره برق و آب باید به این سامانه متصل باشند.

    بله چون این هشدار باید برای سطح شهر اعمال شود.

    طی ۱۰ سال اخیر، جمعیت هلال احمر بارها هشدار داد که در صورت وقوع زلزله پرقدرت در شهر تهران، به دلیل شرایط ساخت و سازها و بافت فرسوده و نامناسب بودن خیابان‌ها و میزان دسترسی‌ها، حداقل در همان ۲۴ ساعت پس از زلزله، با حجم بالای کشته‌شدگان مواجه خواهیم شد چون به دنبال انفجار شبکه گاز و آتش‌سوزی‌های متعاقب آن و همچنین غیر ممکن شدن ورود امدادگران به کوچه‌های باریک و محل برج‌های فروریخته، امدادرسانی به مجروحان امکان‌پذیر نیست و تعداد زیادی از مجروحان از امداد و نجات محروم می‌مانند و می‌میرند. هشدار و برآورد شما از شرایط بعد از وقوع زلزله پرقدرت در تهران چیست؟

    برآوردها مختلف است و با توجه به تنوع مدل‌های آماری، خروجی متفاوت دارد چنان‌که پیش‌بینی‌ها از ۱۷۰ هزار تا ۴۰۰ هزار کشته و حتی اعداد چند میلیونی متفاوت است اما در نهایت، نتیجه، هیچ خوب نخواهد بود. من هشدار را اینطور مطرح می‌کنم که در طول ۲۲ سال اخیر و بعد از وقوع زلزله ۵ دی بم، در هیچ کدام از زمین لرزه‌های کشور تلفات بالای هزار نفر نداشتیم آن هم فقط به این دلیل که کانون زلزله در محدوده جمعیتی نبوده و البته برای ما بسیار باعث خوشحالی است و امیدواریم تمام زمین‌لرزه‌ها، همین طور باشد تا فقط در تحقیقات زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی و مطالعات امواج و ارتعاشات کاربری داشته باشند.

    اما کانون زلزله ۵ دی ۱۳۸۲ در شهربم، کنار محدوده جمعیتی بود و در آن محدوده حدود ۱۰۰ هزار نفر سکونت داشتند که با وقوع زلزله، یک‌سوم این جمعیت کشته شدند. تعداد کشته‌شدگان زلزله بم باعث شد که ایران در دهه ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ بابت شاخص تلفات به ازای حادثه، رتبه اول جهان باشد چون یک شهر ۱۰۰ هزار نفری با یک زلزله ۶٫۵ ریشتری، یک‌سوم جمعیتش را از دست داد. بعد از زلزله بم، همواره این نگرانی مطرح بوده که زلزله پرقدرت در شهرهای بزرگ‌تر و با جمعیت ۵۰۰ هزار یا یک میلیون یا ۴ میلیون یا ۱۰ میلیون نفر چه نتیجه‌ای رقم خواهد زد و اگر در این شهرها هم ۳۰‌درصد جمعیت کشته شوند، چه فجایع بزرگ انسانی ایجاد خواهد شد ؟ حتی فکر کردن به این شرایط هولناک است اما باید تکرار کنم که یکی از دلایل آمار اندک تلفات در زلزله‌های ۲۲ سال اخیر، فاصله کانون زلزله از محدوده تمرکز جمعیت بوده و دلیل دوم این است که سال ۱۳۸۲ و در زمان وقوع زلزله بم، مسکن مهر نداشتیم ولی طی ۱۵ سال اخیر این پدیده به تمام استان‌ها و شهرهای کشور اضافه شده است.

    امروز اطراف هر شهری، آپارتمان‌های ارزان قیمتی با تابلوی مسکن مهر ساخته شده که در تمام زلزله‌هایی که در فاصله سال ۱۳۹۱ تا امروز و با بزرگای بیش از ۵ رخ داده، بیشترین آسیب‌ها را در مسکن مهر شاهد بوده‌ایم و حتی اگر آمار کشته شده‌های ساکن در مسکن مهر کم بوده ولی خسارت اقتصادی بسیار زیاد بوده آن هم در حالی که قرار بود این سرمایه‌گذاری ارزان قیمت، به نفع قشر مستضعف باشد ولی میزان آسیب‌پذیری مسکن مهر در کل کشور، شبیه مین‌گذاری اطرف تمام شهرهاست. سال ۱۳۹۱ و در زلزله ورزقان آذربایجان شرقی، سال ۱۳۹۳ و در زلزله مورموری آبدانان ایلام، سال ۱۳۹۶ و در زلزله ازگله سرپل ذهاب و اسلام‌آباد غرب و گیلانغرب کرمانشاه و همچنین، سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۹ در زلزله ملبارد و دماوند، بازدیدهای ما نشان داد که مسکن مهر بیشترین آسیب و تخریب را داشت. بنابراین، بعد از سال ۱۳۸۲ و بعد از زلزله بم، وضعیت کشور از نظر میزان آسیب‌پذیری در برابر زلزله بدتر شده چون علاوه بر پدیده مسکن مهر، خشکسالی و بی‌آبی هم باعث مهاجرت گسترده جمعیت شده در حالی که تمرکز جمعیت، خطرپذیری و آسیب‌پذیری را افزایش خواهد داد. امروز چالش بزرگ کشور ما و بسیاری از کشورهای در حال توسعه، تمرکز بالای جمعیت در کنار تغییرات اقلیمی و خشکسالی و بحران آب است.

    این هشدارها بسیار مهم است. امیدواریم مسوولان به این هشدارها توجه کنند.

    البته من نگاه صفر و صد به این وضع ندارم و معتقدم که حتی در شرایط بدتر از امروز، باید گره‌های یک کلاف سردرگم را به تدریج و با حوصله باز کنیم چون نگاه علمی، مبتنی بر نگرش صفر و صد نیست. در هیچ کشوری برای رفع خطرپذیری تهران یا استانبول عصای سحرآمیز وجود ندارد بلکه باید با برنامه‌های تدریجی، ریسک خطرپذیری را کاهش بدهیم. کاهش ریسک خطرپذیری به معنای اجرای مقاوم‌سازی، افزایش اگاهی عمومی و کاهش تمرکز جمعیت ظرف یک برنامه ۲۰‌ساله است و جز این، راه دیگری نیست. تجربه جهانی هم نمونه‌های موفقی از کاهش خطرپذیری در کشورهایی مثل امریکا و نیوزیلند و ژاپن است و حتی در ایران هم طی ۳۰ سال اخیر اقدامات خوبی برای کاهش خطرپذیری در برابر زلزله انجام شده ولی البته در مقابل این اقدامات خوب، کارهای بدتری هم انجام شده که ریسک خطرپذیری را افزایش داده است.

  • تبعات به سرقت رفتن تجهیزات لرزه‌نگاری و زلزله‌شناسی آن هم در شرایط تحریمی! / زارع: سارقان خیری از سرقت تجهیزات لرزه‌نگاری نمی‌بینند

    تبعات به سرقت رفتن تجهیزات لرزه‌نگاری و زلزله‌شناسی آن هم در شرایط تحریمی! / زارع: سارقان خیری از سرقت تجهیزات لرزه‌نگاری نمی‌بینند

    به گزارش اقتصادران،  مانور سراسری زلزله در کلانشهر تهران، پنجشنبه دوم اسفند ماه برگزار شد. علی نصیری رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، در نشست خبری مانور سراسری زلزله، آمادگی برای وقوع زلزله احتمالی در تهران را زیر ۵۰ درصد خواند و گفت: علی رغم تلاش‌های صورت گرفته در دستگاه‌های مختلف، آمادگی فعلی در صورت وقوع زلزله در پایتخت کافی نیست.

    او با اشاره به سرقت رفتن برخی از تجهیزات ثبت زمین لرزه در برخی از نقاط شهر و استان تهران، گفت: سرقت این تجهیزات دردسرهایی را به ویژه در ثبت زمین لرزه‌ها در برخی نقاط به وجود می‌آورد.

    مهدی زارع، استاد پژوهشکده زلزله‌شناسی، می‌گوید: در شرایطی که ما در کشور با مشکلات اقتصادی زیادی روبرو هستیم و تحریم‌های سنگین هم همچنان وجود دارند، سازمان‌های مربوطه تجهیزات لرزه‌نگاری و زلزله‌شناسی را با هزار گرفتاری تهیه می‌کنند و اگر دزدی اتفاق بیفتد و تجهیزات به سرقت بروند، عملا جایگزین کردن این دستگاه‌ها و تجهیزات کار بسیار سخت و در خیلی از مواقع غیرممکن خواهد بود.

     

    سارقان خیری از سرقت تجهیزات لرزه‌نگاری نمی‌بینند فقط ابزار را تخریب می‌کنند

    او می‌گوید: مواردی از سرقت تجهیزات لرزه‌نگاری بوده است که بعد از مدتی پلیس اطلاع داده که تجهیزات و دستگاه‌ها پیدا شده‌اند و معلوم می‌شود که فرد یا افرادی که به سرقت اقدام کرده‌اند، نتوانسته‌اند از این تجهیزات پیشرفته استفاده کنند و آن‌ها را به فروش برسانند و معمولا مجبورند آن‌ها را دور بیندازند.

    استاد پژوهشکده زلزله‌شناسی تاکید می‌کند: درست است که تجهیزات و دستگاه‌های لرزه‌نگاری ابزار گران قیمتی هستند اما عملا استفاده عمومی هم ندارند و به موسسه دیگری هم نمی‌شود آن‌ها را فروخت و اگر پس از سرقت به موسسه دیگری فروخته شوند، فوری سرنخ آن پیدا می‌شود که دستگاه‌ها چه هستند و از کجا آمده‌اند.

    زارع همچنین تصریح می‌کند: سارقان از سرقت تجهیزات و دستگاه‌های لرزه‌نگاری خیر نمی‌بینند اما قسمت تلخ ماجرا اینجا است که عملا ابزار پایش و مطالعه زلزله شناسی را تخریب می‌کنند.

    او ادامه می‌دهد: ابزار و تجهیزات لرزه‌نگاری قیمت بالایی دارند و ارزش آن‌ها از چند صد دلار تا چند هزار دلار تمام می‌شود و قیمت‌های قابل ملاحظه‌ای دارند ولی سارق پس از سرقت نمی‌تواند این ابزار را به قیمت واقعی آن‌ها بفروشد و همان‌طور که گفته شد یا باید آن را دور بیندازد و یا در ازای آن پول خیلی ناچیزی به دست می‌آورد.

    این استاد پژوهشکده زلزله‌شناسی یادآور می‌شود: ما در پژوهشگاه زلزله‌شناسی تا کنون در مواردی شاهد به سرقت رفتن تجهیزات لرزه‌نگاری و زلزله‌شناسی بوده‌ایم و موسسه ژئوفیزیک هم با این مسئله روبرو بوده است؛ نه اینکه همه دستگاه‌ها دزدیده شود ولی این گرفتاری وجود دارد؛ بعد از کارگذاری دستگاه‌ها در جاهای مختلف، گاهی باید یک قسمت حفاظتی لحاظ شود و یا به کسی سپرده شود که اگر نقصی اتفاق بیفتد، این گرفتاری ممکن است بروز پیدا کند و مواردی از سرقت تجهیزات تاکنون وجود داشته است.

    دستگاه‌های لرزه‌نگاری درحال خراب شدن هستند

    زارع اضافه می‌کند: یک مورد دیگری که از دزدی بیشتر آسیب می‌زند این است که دستگاه‌هایی که الان حدود ۳۰ سال از نصب آن‌ها می‌گذرد و به تعویض و به روزرسانی نیاز دارند، در حال خراب شدن هستند؛ یعنی دزدی تجهیزات یک طرف و خراب و از رده خارج شدن تجهیزات هم در طرف دیگر ماجرا قرار دارد.

    او تاکید می‌کند: گرفتاری مهم این است که نسلی از ابزار و تجهیزات لرزه‌نگاری و زلزله‌شناسی از رده خارج می‌شوند و دیگر قابل استفاده نیستند و می‌بینیم اتفاقی که می‌افتد این است که جایگزین کردن آن‌ها به دلایلی که در موارد فوق عنوان شد، مثل کمبود بودجه، در دسترس نبودن خود تجهیزات، وجود تحریم‌ها و … ممکن نیست و خیلی از وقتها چند تا از ایستگاه‌های شبکه‌های مختلف به دلایل مختلف مثل سرقت و از کارافتادگی از رده خارج شده که در عمل از کارافتادگی بیشتر باعث غیرفعال شدن ایستگاه‌های لرزه‌نگاری و زلزله‌شناسی می‌شوند.

    برای سرقت دستگاه‌های لرزه‌نگاری کنجکاوی نکنید!

    استاد پژوهشکده زلزله‌شناسی می‌گوید: به سارقان باید بگویم که به تجهیزات و دستگاه‌های لرزه‌نگاری و زلزله‌شناسی دست نگذارند؛ به دردتان نمی‌خورد، پولی برایتان ندارد و کنجکاوی بیخود نکنید و در سرقت این تجهیزات امکان هر اتفاق و حادثه‌ای مثل برق گرفتگی وجود دارد.

    او خاطرنشان می‌کند: بیشتر تجهیزات لرزه‌نگاری ما وارداتی است و یک سری تجهیزات ساخت داخل هم الان ایجاد شده است که درصدی از قطعات آن در داخل تولید می‌شود و بخشی هم وارد می‌شوند. آنچه که در حال حاضر به عنوان تجهیزات لرزه‌نگاری و زلزله‌شناسی در کشور نصب شده است همه وارداتی است و ان شاالله نسل بعدی این تجهیزات، تجهیزات تولید داخل خواهد بود و البته هر دو نوع وارداتی و تولید داخل تجهیزات لرزه‌نگاری قیمت بسیار بالایی دارند.

    استاد پژوهشکده زلزله‌شناسی می‌گوید: دستگاه‌های لرزه‌نگاری انواع مختلفی مثل سرعت‌نگار، لرزه‌نگار و شتاب‌نگار را دربرمی‌گیرد و قیمت هر کدام متفاوت است و حتی اگر بودجه مورد نیاز برای خرید و تهیه دوباره تجهیزات و دستگاه‌ها پس از سرقت یا تخریب تأمین شود، جایگزین کردن آن‌ها بسیار سخت است.