برچسب: مهاجرت پزشکان

  • آمار تاسف بار از مهاجرت پزشکان ایرانی / عرب ها درحال جلو زدن از ایران هستند / جان انسان‌ها در اولویت نیست!

    آمار تاسف بار از مهاجرت پزشکان ایرانی / عرب ها درحال جلو زدن از ایران هستند / جان انسان‌ها در اولویت نیست!

    به گزارش اقتصادران، سال‌ها تحصیل و جوانی صرف پزشکی می‌شود، اما بسیاری از پزشکان ایرانی در آستانه ورود به بازار کار عطای طبابت را به لقایش می‌بخشند.بخشی مهاجرت کرده‌اند، بخشی به زیبایی‌کاران بدل شده‌اند و عده‌ای هم مطب‌ها را تعطیل کرده‌اند.

    چرا؟ پاسخ را باید در ساختار به‌هم‌ریخته نظام سلامت جست‌وجو کرد. در گفت‌وگویی ، عالیه زمانی کیاسری نماینده مجلس دوازدهم و عضو کمیسیون بهداشت و درمان از چالش‌های جامعه پزشکی و خطری که سلامت مردم را تهدید می‌کند سخن می‌گوید.

    ****

    خانم زمانی! چندی پیش رئیس سازمان نظام پزشکی، اعلام کردند حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار پزشک عمومی اساساً طبابت نمی‌کنند؛ حتی در حوزه زیبایی هم فعال نیستند. به نظر شما مقصد این گروه از پزشکان کجاست و چرا چنین وضعیتی به وجود آمده است؟

    وقتی جامعه پزشکی حمایت مادی و معنوی نداشته باشد و شأنش زیر سؤال برود، طبیعی است که پزشکان انگیزه‌ای برای ماندن پیدا نکنند. نمی‌شود خطای بخشی از پزشکان را به پای همه نوشت و آن را به کل جامعه پزشکی تعمیم داد. در حال حاضر من فکر میکنم پزشکان ما در سه وضعیت قرار دارند:یک سوم به سمت مهاجرت رفته‌اند.یک سوم تعهداتشان را گذرانده‌اند و دیگر طبابت نمی‌کنند.بقیه هم عمدتاً وارد حوزه زیبایی شده‌اند.

    پس عملاً در خوش‌بینانه‌ترین حالت، بیش از ۵۱ درصد پزشکان عمومی یا مهاجرت کرده‌اند یا طبابت نمی‌کنند. به نظر می‌رسد این رقم به ۶۰ تا ۷۰ درصد هم برسد. تنها تعداد اندکی از پزشکان قدیمی‌تر همچنان در حرفه عمومی مشغول‌اند. نسل جوان ما انگیزه کافی ندارد.

    ریشه چنین وضعیت را در چه عواملی می‌بینید؟

    مشکل اصلی، نبود حمایت مادی و معنوی است. پزشک ما هفت سال درس می‌خواند، بعد چهار سال تخصص و تعهدات را می‌گذراند. اگر بلافاصله وارد دانشگاه شود، تازه در ۲۸ سالگی به بازار کار می‌رسد. متخصص‌ها بعد از ۳۵ سالگی و فوق تخصص‌ها پس از ۴۰ سالگی تازه می‌خواهند کار را شروع کنند. آن وقت دستمزدی که می‌گیرند، حتی از حقوق قانون کار هم کمتر است.

    به‌عنوان نمونه، پزشک خانواده در فارس و مازندران برای پوشش سه هزار نفر جمعیت حدود ۱۰۰ میلیون تومان دریافت می‌کند، اما از این مبلغ باید اجاره مطب، حقوق منشی، تجهیزات و لوازم مصرفی را بپردازد. در نهایت چیزی برایش باقی نمی‌ماند.

    چرا این دستمزدها به‌رغم ادعاها در عمل به پزشکان نمی‌رسد؟

    چون همه‌چیز وارونه اطلاع‌رسانی می‌شود. وزارت بهداشت و سازمان تأمین اجتماعی با افتخار می‌گویند ما دستمزد پزشک و تمامی حقوقش را پرداخت کرده‌ایم، در حالی‌که از اردیبهشت تاکنون مبالغ پرداخت نشده است. پزشک‌های خانواده ای هستند که ماه‌هاست طلبکارند . افزایش تعرفه هم فقط روی کاغذ اتفاق افتاده. بخش زیادی از آن سهم تجهیزات، بیمارستان یا پرسنل می‌شود و چیزی به پزشک نمی‌رسد.این مشکل ساختاری از دهه ۹۰ به‌وجود آمد؛ رانتی که در حوزه سلامت بیداد می‌کند، باعث شد پزشکان یکی پس از دیگری کنار بکشند.

    به نظر شما چرا با وجود اینکه سلامت مردم یک اولویت ملی است، همچنان منابع کافی برای حوزه درمان تأمین نمی‌شود؟

    آقای رئیس‌جمهور خودش پزشک است و به‌خوبی شرایط را می‌داند، اما پای کار نیامده است. مجلس، به‌ویژه کمیسیون بهداشت، باید مقتدرانه عمل کند. سازمان برنامه و بودجه هم هیچ حقی برای پزشک به‌عنوان ارائه‌دهنده خدمت قائل نیست. اگر برای بیمار به‌عنوان گیرنده خدمت ارزش قائل بودند، طبیعتاً از پزشک هم حمایت می‌کردند.

    مثلاً شرکت‌های خودروسازی موظف‌اند یک درصد ارزش افزوده فروش را برای تأمین آمبولانس‌های اورژانس ۱۱۵ و هلال احمر اختصاص دهند، اما همین امسال ایران‌خودرو این کار را نکرده و سایپا هم پول را نگه داشته است. این یعنی حتی ارزش جان انسان‌ها در اولویت نیست.

    شرایطی که از آن می‌گویید چه تأثیرات بلندمدتی بر آینده پزشکی کشور گذاشته است؟

    نتیجه این وضعیت کاهش ورودی تخصصی‌هاست. در بسیاری از بیمارستان‌های دولتی و دانشگاهی پزشک متخصص نداریم، در حالی‌که تعداد فارغ‌التحصیلان کم نیست. پزشکان به سمت کار آزاد یا مهاجرت می‌روند. اگر همین روند ادامه یابد، در دهه آینده برای ساده‌ترین اقدامات درمانی باید به کشورهای همسایه مراجعه کنیم.

    چه اقداماتی می‌تواند از این بحران جلوگیری کند؟

    مهم‌ترین اقدام، اصلاح باور دولت‌مردان است. سازمان برنامه و بودجه، وزارت اقتصاد، تأمین اجتماعی و وزارت بهداشت باید دست از شعار دادن بردارند. تولیت سلامت باید واحد شود. امروز هر نهاد برای خودش سیستم جدا ساخته: بانک، تأمین اجتماعی و… در این میان، وزارت بهداشت با کمترین منابع انسانی، بیشترین بار را به دوش می‌کشد.

    از سوی دیگر، حقوق نیروهای درمانی به‌شدت نادیده گرفته می‌شود. به‌عنوان مثال در تعطیلات پنج‌شنبه‌های تابستان، به جای پرداخت اضافه‌کار به کادر درمان، حتی از حقوقشان کم شده است و من خودم شاهد چنین بوده ام یعنی روزهایی که بسیاری از گروه‌های شغلی تعطیل هستند کادر درمان باید شیفت دهند بدون آنکه دستمزد ان را دریافت کنند.

    برخی منتقدان می‌گویند پزشکان مالیات نمی‌دهند. پاسخ شما چیست؟

    این هم یکی از همان روایت‌های وارونه است. مالیات از پزشکان شاغل در بخش دولتی و دانشگاهی به‌طور کامل کسر می‌شود، اما شرکت‌های خودروساز و بیمه‌ها از زیر بار مالیات شانه خالی می‌کنند. سازمان‌های بیمه‌گر سهم مردم را برای درمان دریافت می‌کنند، اما آن را خرج امور دیگری می‌کند.

    به‌عنوان یک عضو کمیسیون بهداشت مجلس، شما چه اقدامی در این زمینه انجام داده‌اید؟

    پیگیری، تذکر و انتقاد بخشی از وظایف من بوده است. اما واقعیت این است که یک دست صدا ندارد. باید سران سه قوه پای کار بیایند. در غیر این صورت، با تهدید و اجبار نمی‌توان پزشکان را در طرح‌های اجباری نگه داشت. امروز حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس، که تا دیروز جایگاهی در پزشکی نداشتند، از ما جلو زده‌اند. اگر تغییر نکنیم، آینده سلامت کشور بسیار نگران‌کننده خواهد بود.

  • پزشکان فراری از «درمان» / رئیس زاده: افزایش ظرفیت رشته پزشکی یعنی به خاک سیاه نشاندن نظام پزشکی کشور

    پزشکان فراری از «درمان» / رئیس زاده: افزایش ظرفیت رشته پزشکی یعنی به خاک سیاه نشاندن نظام پزشکی کشور

    به گزارش اقتصادران، رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران اوایل هفته جاری اعلام کرد که حدود ۳۰ هزار پزشک در کشور در مشاغل غیرپزشکی مشغول به فعالیت هستند. این موضوع، که نشان‌دهنده خروج قابل‌توجه پزشکان از حوزه درمان است، نگرانی‌های زیادی را در نظام سلامت کشور ایجاد کرده است. در همین راستا، دکتر محمد رئیس‌زاده، رئیس سازمان نظام پزشکی کشور، در گفت‌وگویی اختصاصی با خبرآنلاین به بررسی علل این پدیده، چالش‌های نظام سلامت، و راهکارهای پیشنهادی برای بهبود وضعیت پرداخته است.

    مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

    جناب آقای دکتر، با توجه به اینکه اخیراً اعلام شد ۳۰ هزار نفر از پزشکان کشور در مشاغل غیرپزشکی فعالیت می‌کنند، بد نیست ابتدا درباره وضعیت کنونی پزشکان عمومی و دانشجویان پزشکی در کشور توضیح دهید. 

    طبق آخرین آمار سازمان نظام پزشکی، هم‌اکنون ۱۰۴ هزار پزشک عمومی فعال در کشور داریم و حدود ۷۰ هزار دانشجوی پزشکی در حال تحصیل هستند. با احتساب افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی، مجموع پزشکان عمومی و دانشجویان پزشکی به حدود ۱۹۰ هزار نفر می‌رسد. نکته قابل‌توجه این است که در ۴۵ سال گذشته، ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی تا سال ۱۴۰۰ به ۸۵۰۰ نفر در سال رسیده بود، اما در سه سال اخیر این عدد به حدود ۱۶ هزار نفر افزایش یافته و این یعنی ظرفیت پذیرش در این سه سال به‌اندازه کل ۴۵ سال گذشته رشد کرده است. کدام‌یک از زیرساخت‌های لازم برای تربیت دانشجوی پزشکی در این مدت دو برابر شده است که چنین افزایش ظرفیتی را توجیه کند؟ این یک موضوع بسیار جدی است و نیاز به بازنگری دارد.

    مشکل اصلی ما کمبود متخصص در برخی رشته‌های کلیدی مانند اطفال، بیهوشی، طب اورژانس، عفونی و حتی رشته‌های جراحی و جراحی زنان است. برای مثال، در آزمون دستیاری امسال، تنها ۱۰ درصد ظرفیت رشته طب اورژانس، ۲۲ درصد رشته اطفال، ۳۲ درصد رشته بیهوشی و ۱۵ درصد رشته عفونی پر شده است. این در حالی است که ما بیش از صد هزار پزشک عمومی داریم، اما این پزشکان تمایلی به ورود به این رشته‌های تخصصی ندارند. از سوی دیگر، فشار زیادی برای افزایش ظرفیت پذیرش پزشک عمومی وجود دارد، درحالی‌که وزارت بهداشت اعلام کرده زیرساخت‌های لازم برای این افزایش وجود ندارد. این نگاه نامتعادل و غیرمنطقی به دو مقوله پزشک عمومی و متخصص، نظام سلامت را دچار مشکل کرده است.

    چرا پزشکان عمومی تمایلی به ادامه فعالیت در حوزه پزشکی یا ورود به دوره‌های تخصصی ندارند؟ 

    دلایل متعددی وجود دارد؛ اول اینکه نظام ارجاع و پزشک خانواده به‌درستی اجرا نشده و پزشکان عمومی در این سیستم به کار گرفته نشده‌اند. دوم، ورود به دوره‌های تخصصی محدود است و بسیاری از پزشکان عمومی به دلیل شرایط سخت یا کمبود ظرفیت، وارد این دوره‌ها نمی‌شوند.

    از طرف دیگر، تعرفه‌های پزشکی به‌گونه‌ای تنظیم شده که برای پزشکان عمومی به‌صرفه نیست. تعرفه‌های فعلی حداقل ۶۰ درصد با قیمت تمام‌شده خدمات پزشکی فاصله دارد. این باعث می‌شود پزشکان عمومی نتوانند مطب‌داری کنند، چون با این تعرفه‌ها عملاً ضرر می‌کنند. نتیجه این می‌شود که پزشک عمومی یا مهاجرت شغلی می‌کند یا به‌کلی از حرفه پزشکی خارج می‌شود. طبق برآوردها، همین حالا بیش از ۳۰ هزار پزشک عمومی در مشاغل غیرپزشکی مشغول‌اند، چون ما واقعیت‌ها را نادیده می‌گیریم و به نظرات کارشناسان و نظام پزشکی توجه نمی‌کنیم.

    پدیده مهاجرتِ شغلی در میان پزشکان متخصص هم دیده می‌شود؟ 

    هنوز آمار دقیقی در این مورد نداریم، اما این روند به‌تدریج در میان متخصصان هم در حال شکل‌گیری است. برخی متخصصان به دلیل عدم تأمین مالی مناسب، زندگی‌شان با درآمد تخصصی تأمین نمی‌شود و به سمت مشاغل دیگر می‌روند. البته این موضوع در میان متخصصان هنوز فراگیر نشده، اما زنگ خطری است که باید صدای آن را زودتر شنید.

    مسئله کمبود پزشک در برخی مناطق کشور هم ممکن است مرتبط با این پدیده باشد؟

    بله، دو دلیل اصلی برای این کمبود وجود دارد: اول، توزیع نامناسب پزشکان در کشور است؛ حدود ۴۲ درصد متخصصان ما در پنج کلان‌شهر متمرکزند و در برخی رشته‌های تخصصی، تا ۵۰ درصد متخصصان در تهران ساکن هستند. این توزیع نامتعادل باعث کمبود پزشک در مناطق محروم می‌شود. دوم، شرایط ماندگاری متخصصان در شهرهای کوچک مناسب نیست. وقتی دوره طرح پزشکان تمام می‌شود، بسیاری ترجیح می‌دهند به کلان‌شهرها یا مراکز استان‌ها مهاجرت کنند.

    علاوه بر این، در برخی رشته‌ها ورودی به دوره‌های تخصصی کاهش یافته و در برخی دیگر، نیاز کشور بالاست، اما سامانه تربیت نیروی متخصص به سقف ظرفیت خود رسیده است. برای مثال، تربیت جراح مغز و اعصاب بسیار پیچیده و زمان‌بر است و نمی‌توان به‌سادگی ظرفیت آن را افزایش داد.

    به افزایش چشمگیر تعداد پزشکان و فقدان زیرساخت‌های آموزشی اشاره کردید؛ در این‌باره کمی بیشتر توضیح دهید. 

    در ابتدای انقلاب، ما ۱۳ هزار پزشک داشتیم که ۵ هزار نفر آن‌ها خارجی بودند. امروز تعداد پزشکان ما به بیش از ۱۷۰ هزار نفر رسیده، یعنی بیش از ۱۴ برابر. تعداد دانشکده‌های پزشکی از ۷ تا ۱۰ دانشکده به حدود ۷۰ دانشکده رسیده است. به‌عنوان مثال، در حوزه جراحی مغز و اعصاب، تعداد جراحان ما از ۱.۴ به ازای هر میلیون نفر به ۱۳ به ازای هر میلیون نفر رسیده که از استاندارد جهانی (۶ به میلیون) و توصیه WHO (۴ به میلیون) بالاتر است. تعداد متخصصان زن نیز از ۷۷۴ نفر در ابتدای انقلاب به حدود ۳۰ هزار نفر رسیده، یعنی افزایش ۴۰ برابری.

    این رشد کمی و کیفی در هیچ حوزه دیگری در کشور دیده نمی‌شود. بااین‌حال، برخی بدون توجه به این دستاوردها، صرفاً بر طبل افزایش ظرفیت پزشکی عمومی می‌کوبند، بدون اینکه زیرساخت‌های لازم مانند بودجه، خوابگاه، هیئت علمی یا سرانه آموزشی فراهم شده باشد.

    افزایش ظرفیت پزشکی جز به خاک سیاه نشاندن پزشکی کشور و سامانه آموزش پزشکی، هیچ نتیجه‌ای برای کشور ندارد؛ نه مشکل کمبود متخصص را حل می‌کند و نه مشکل نظام ارجاع.

    برخی معتقدند افزایش تعداد پزشکان می‌تواند مشکلات نظام سلامت را حل کند. نظر شما چیست؟

    این دیدگاه کاملاً اشتباه است. افزایش بی‌رویه ظرفیت پزشک عمومی نه‌تنها مشکلات کمبود متخصص، نظام ارجاع، یا کمبود پزشک عمومی را حل نمی‌کند، بلکه کیفیت آموزش پزشکی را نابود می‌کند و به اعتبار پزشکی ایران لطمه می‌زند. در حال حاضر، در برخی برنامه‌های آموزشی، تعداد دانشجویان و رزیدنت‌ها آن‌قدر زیاد است که استاد باید با بلندگو تدریس کند.

    این قبیل شرایط باعث می‌شود دانشجویان پزشکی انگیزه خود را از دست بدهند و به مشاغل دیگر روی بیاورند. باید به‌جای افزایش کمی، روی کیفیت آموزش و توزیع مناسب پزشکان تمرکز کنیم.

    با این تفاسیر، چه برنامه‌ای برای بازگرداندن پزشکان به حوزه درمان دارید؟ 

    راهکار اصلی، واقعی‌کردن تعرفه‌های پزشکی است. طبق قانون مجلس، تعرفه‌ها باید با قیمت تمام‌شده خدمات هماهنگ شوند و بیمه‌ها موظف‌اند این هزینه را تقبل کنند. این به نفع مردم است، چون وقتی تعرفه‌ها واقعی شوند، پزشکان دیگر نیازی به دریافت هزینه اضافی از بیماران ندارند. در چهار سال گذشته، ما توانستیم روند کاهش تعرفه‌های واقعی را متوقف کنیم و رشد میانگین تعرفه‌ها را از ۱۴.۵ درصد به ۳۲ درصد افزایش دهیم. همچنین، رشد جزء حرفه‌ای (شامل تمام شاغلان حرفه‌های پزشکی و وابسته) از ۹.۶ درصد به ۲۷ درصد و رشد ویزیت از ۲۲ درصد به ۴۲ درصد رسیده است. هرچند هنوز با تعرفه‌های واقعی فاصله داریم، اما این روند رو به بهبود است. علاوه بر این، استقلال سازمان نظام پزشکی از دولت و تعامل با همه ارکان حاکمیت، از جمله مجلس و قوه قضائیه، به ما کمک کرده تا حقوق صنفی و منافع بیماران را بهتر پیگیری کنیم.

     در این میان عده‌ای معتقدند واقعی‌کردن تعرفه‌ها به ضرر مردم است. در این‌باره چه نظری دارید؟

    این یک آدرس غلط است. وقتی تعرفه‌ها واقعی نباشند، فاصله آن با قیمت تمام‌شده را مردم از جیب خود پرداخت می‌کنند یا کیفیت خدمات کاهش می‌یابد. واقعی شدن تعرفه‌ها به معنای پوشش کامل هزینه‌ها توسط بیمه‌هاست، که فشار مالی را از دوش مردم برمی‌دارد. متأسفانه برخی جریانات، از جمله همین سازمان‌های بیمه‌گر، از وضعیت فعلی سود می‌برند.

    بیمه‌ها از چه بابت در این جریان ذی‌نفع هستند؟

    وقتی تعداد پزشک زیاد باشد، می‌توان این نیروها را با تعرفه خیلی کمتر به کار گرفت؛ که این به ضرر کیفیت خدمات و سلامت مردم است.

  • چرا ایران نخبگان و پزشکان خود را از دست می‌دهد؟

    چرا ایران نخبگان و پزشکان خود را از دست می‌دهد؟

    به گزارش اقتصادران، مهاجرت پزشکان ایرانی به یکی از بحران‌های جدی نظام سلامت تبدیل شده و آمارها نشان می‌دهد که تنها در سال‌های اخیر هزاران پزشک و پرستار کشور را ترک کرده‌اند. کارشناسان معتقدند که با قطع رابطه مالی مستقیم بین پزشک و بیمار از طریق تقویت بیمه‌های پایه و تکمیلی، اصلاح تعرفه‌های درمانی و ایجاد شرایط شغلی مناسب، می‌توان این روند را معکوس و نخبگان پزشکی را به ماندن در ایران ترغیب کرد، در غیر این صورت، کشور با کمبود شدید متخصصان روبه‌رو خواهد شد. انتخاب رشته پزشکی همواره یکی از پرچالش‌ترین و در عین حال محبوب‌ترین تصمیم‌هایی است که بسیاری از جوانان در مسیر تحصیلی خود می‌گیرند. پزشکی نه فقط یک شغل یا حرفه، بلکه راهی طولانی و پرمسوولیت برای شناخت بدن انسان، درمان بیماری‌ها و کاهش درد و رنج بیماران است.

    همین ویژگی باعث می‌شود بسیاری از پزشکان در پایان عمر کاریشان، با وجود دشواری‌ها و محدودیت‌ها، همچنان از انتخاب خود خرسند باشند. عشق به طبیعت، علاقه به علوم تجربی و میل به خدمت به مردم، از جمله انگیزه‌هایی است که بسیاری از دانشجویان را به سمت این رشته می‌کشاند. با این حال، مسیر پزشکی تنها به علاقه و انگیزه محدود نمی‌شود؛ پزشکان سال‌های زیادی از بهترین دوران زندگی خود را صرف تحصیل و گذراندن دوره‌های طاقت‌فرسا می‌کنند و در نهایت نیز با چالش‌های فراوانی در بازار کار و نظام سلامت کشور مواجه می‌شوند. همین موضوع سبب شده است که مساله مهاجرت پزشکان به یکی از دغدغه‌های جدی جامعه پزشکی و سیاستگذاران حوزه سلامت تبدیل شود.

    قاسم فخرایی، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و فوق تخصص چشم در گفت‌وگو با مهر با اشاره به مهاجرت پزشکان اظهار کرد: متاسفانه بخشی از نیروهای نخبه و توانمند در حال مهاجرت هستند و این در حالی است که کشور ما از نظر منابع انسانی پزشکی با محدودیت‌هایی مواجه است. به باور من این چالش در بلندمدت قابل حل خواهد بود، اما نیازمند سیاستگذاری درست است و دلیل این مهاجرت این است که دولت متولی اصلی جذب دانشجوی پزشکی و تعیین تعرفه‌های درمانی باشد، یک خطای بزرگ است. حتی رییس سازمان نظام پزشکی نیز از سوی دولت تعیین می‌شود که این موضوع با استقلال صنفی پزشکان در تضاد است. نمی‌توان با وضع قوانین محدودکننده، پزشکان را مجبور به ماندن در کشور کرد و باید شرایط کاری مناسب فراهم شود تا پزشکان با افتخار در ایران بمانند و از مهاجرت آنان جلوگیری شود.

    در غیر این صورت، کشور از نخبگان و استعدادهای پزشکی خالی خواهد شد. ‌وی در پاسخ به اینکه چرا بازار کار امریکا برای پزشکان ایرانی جذاب است؟ توضیح داد: کشورهایی مانند امریکا که با کمبود پزشک مواجهند، شرایطی تسهیل‌شده برای جذب متخصصان ایرانی ایجاد کرده‌اند. ثبات شغلی، دستمزدهای عادلانه و امکانات رفاهی، مهم‌ترین عواملی هستند که باعث می‌شوند بخش زیادی از پزشکان مهاجر ایرانی جذب نظام سلامت امریکا شوند. یک دانشجوی پزشکی بهترین سال‌های عمر خود را صرف ۷ سال تحصیل عمومی می‌کند، سپس ۴ سال یا بیشتر دوره تخصصی را با کشیک‌های سخت و حجم بالای مطالعه می‌گذراند. اما در پایان، به جای شرایط شغلی مطلوب، با حقوق پایین، طرح اجباری و حتی دوره سربازی مواجه می‌شود.

    این وضعیت برای پزشکان بسیار ناامیدکننده است. اکثر پزشکان ایرانی میهن‌دوست هستند و علاقه دارند در کشور خود خدمت کنند، اما وقتی شرایط اقتصادی و شغلی نامناسب باشد، مهاجرت برایشان به یک اجبار تبدیل می‌شود. قوانین محدودکننده در این زمینه نه‌تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه نارضایتی را افزایش می‌دهد.

    راهکاری برای جلوگیری از مهاجرت پزشکان

    فخرایی با اشاره به راهکارهایی که می‌توان برای جلوگیری از مهاجرت پزشکان اتخاذ کرد، گفت: ما نباید همه‌چیز را از ابتدا اختراع کنیم. کشورهای موفق دنیا تجربه‌های ارزشمندی در مدیریت منابع انسانی پزشکی دارند و ایران می‌تواند از این الگوها بهره بگیرد. پزشکان انتظار زیادی ندارند؛ تنها خواسته آنها این است که در قبال سال‌ها زحمت و جوانی‌ای که صرف کرده‌اند، بتوانند در کشور خود زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشند. این خواسته نه تنها زیاد نیست بلکه کاملا شدنی است. بزرگ‌ترین تهدید امروز برای جامعه پزشکی و سازمان نظام پزشکی، تعرفه‌گذاری نادرست و بی‌ارزش شدن خدمات پزشکان است؛ مشکلی که سال‌هاست برطرف نشده و زمینه‌ساز مهاجرت گسترده پزشکان ایرانی شده است.

    بیماران زیادی از عراق و دیگر کشورهای همسایه برای جراحی به ایران می‌آیند. این فقط به خاطر مهارت پزشکان ایرانی نیست، بلکه به دلیل پایین بودن تعرفه‌هاست. وقتی یک عمل جراحی در کشور همسایه ۳۰۰۰ دلار هزینه دارد، اما همان عمل در ایران ۵۰۰ یا ۶۰۰ دلار انجام می‌شود، معنایش این است که کار پزشک ایرانی بی‌ارزش شده است. ایران نه کشوری فقیرتر از افغانستان است و نه سطح رفاه آن پایین‌تر از عراق، اما تعرفه‌های پزشکی در کشور ما پایین‌تر از این کشورهاست. این مساله نشان می‌دهد اشکال اساسی در سیاستگذاری تعرفه‌گذاری وجود دارد.

    نقش بیمه‌ها در اصلاح وضعیت درمان چیست؟

    او درباره نقش بیمه‌ها در اصلاح وضعیت درمان بیان کرد: یکی دیگر از راه‌حل‌های این مشکل در تقویت بیمه‌های پایه و تکمیلی است که باید رابطه مالی مستقیم بین پزشک و بیمار قطع شود. در بسیاری از کشورها بیمه‌ها بلافاصله هزینه درمان را به پزشک پرداخت می‌کنند و بیمار از خدمات خود راضی است. در ایران نیز اگر پوشش بیمه‌ای گسترده و واقعی شود، هم پزشک از کارش رضایت خواهد داشت و هم بیماران از خدماتی که دریافت می‌کنند. شاگردان ما با مشکلات جدی برای راه‌اندازی مطب روبه‌رو هستند. هزینه اجاره یا خرید مطب و تهیه تجهیزات پزشکی بسیار بالاست.

    از سوی دیگر، مالیات پزشکان به‌طور پیش‌فرض ۱۰ درصد از درآمد سالانه محاسبه می‌شود، در حالی که چنین رویکردی برای هیچ صنف دیگری وجود ندارد. این بی‌عدالتی باعث دلخوری پزشکان شده است.  افزایش تعداد دانشجویان پزشکی و متخصصان بدون اصلاح شرایط شغلی، تنها نارضایتی بیشتری ایجاد خواهد کرد. بسیاری از پزشکان جوان به دلیل نبود حداقل شرایط رفاهی، به مهاجرت فکر می‌کنند، در حالی که اکثریت آنها میهن‌دوست و علاقه‌مند به خدمت در ایران هستند. در کشورهای دیگر پزشکان مرجع و مشاور، ارزش و جایگاه ویژه دارند و تعرفه خدمات آنها متناسب با تخصص و تجربه تعیین می‌شود. اما در ایران، دولت تعرفه یکسان برای همه پزشکان تعیین می‌کند. این موضوع انگیزه متخصصان برجسته را کاهش داده و نظام ارجاع و شهرت پزشکی را از بین برده است. کشورهای منطقه مانند امارات و قطر با برنامه‌ریزی دقیق به دنبال جذب پزشکان ایرانی هستند. آنها به دانش و تجربه پزشکان ما نیاز دارند و شرایط جذابی برای آنها فراهم می‌کنند.

    اگر سیاست‌های تعرفه‌گذاری و حمایت از پزشکان در ایران اصلاح نشود، این روند مهاجرت شدت خواهد گرفت و نظام سلامت کشور آسیب جدی خواهد دید.

  • نظام سلامت در لبه پرتگاه / بحران مهاجرت پزشکان و پرستاران جدی تر از همیشه

    نظام سلامت در لبه پرتگاه / بحران مهاجرت پزشکان و پرستاران جدی تر از همیشه

    به گزارش اقتصادران، سیدرضا رئیس‌کرمی، رئیس دانشگاه علوم‌پزشکی تهران، گفت: آمار دقیقی در ارتباط با مهاجرت پزشکان و پرستاران در دسترس نیست.

    محاسبه میزان مهاجران؛ نیازمند اقدامی میدانی

    وی درعین حال تاکید کرد: آمار‌هایی که در ارتباط با تعداد پزشکان شاغل در حرف غیرپزشکی مطرح است، دقت کافی ندارد و بر مبنای آمار‌های بیمه‌ای و آمار‌های سازمان نظام پزشکی محاسبه شده است. اگرچه آمار و ارقام اعلام شده دقت کافی ندارد، اما قابلیت انجام کار میدانی به منظور به دست آوردن میزان دقیق تعداد افراد شاغل در حرف غیرپزشکی را دارد.

    رئیس دانشگاه علوم‌پزشکی تهران در پاسخ به سوالی درباره مهاجرت پزشکان و پرستاران توضیح داد: صرف نظر از آمار و ارقام باید گفت که نظام سلامت با مهاجرت «جغرافیایی» و «شغلی» در تمام رده‌های پزشکی و پرستاری مواجه است. مهاجرت پرستاران و پزشکان، یک موضوع ملی است و یک دانشگاه علوم پزشکی خاص به طور اخص نمی‌تواند در این زمینه اقدام کند. دانشگاه‌ها تا حدودی می‌توانند زمینه ماندگاری دانشجویان را فراهم کنند یا شرایط کاری را تا حدی برای اساتید فراهم کنند که کمتر مهاجرت کنند.

    نقش مولفه‌های مختلف در مهاجرت پزشکان و پرستاران

    او با بیان اینکه باز هم تاکید می‌کنم که مهاجرت پزشکان و پرستاران یک موضوع ملی است، افزود: مهاجرت پزشکان و پرستاران، ابعاد اجتماعی و اقتصادی متفاوتی دارد، اما نقش ابعاد اقتصادی بسیار مهم‌تر است. تفاوت پرداختی‌ها در کشور در مقایسه با سایر کشور‌ها بسیار زیاد است؛ کادر درمانی که در کشور به ویژه در بیمارستان‌های دولتی مشغول به ارائه خدمات هستند با ایثار و فداکاری خدمات خود را ارائه می‌دهند. متاسفانه، اغلب جوانان در تمام رده‌های شغلی برای تامین زندگی اولیه دچار مشکل هستند؛ اگر برنامه خاصی برای تامین مسکن یا پرداختی مناسب برای آنها نداشته باشیم با ادامه این روند با مشکل مواجه می‌شویم.

    استاندارد نیروی انسانی به ازای هر تخت بیمارستانی

    رئیس دانشگاه علوم‌پزشکی تهران با بیان اینکه نظام سلامت کشور با کمبود پرستار مواجه است، خاطرنشان کرد: اگر خواهان عمل بر مبنای استاندارد‌ها هستیم، مجموع نیروی درمانی و پشتیبانی به ازای هر تخت بیمارستانی می‌بایست ۳.۲ به ازای هر تخت باشد. نظام سلامت کشور در حوزه پشتیبانی مشکل آنچنانی ندارد، اما در حوزه درمان به ویژه در حوزه پرستاری اعم از پرستار، بهیار، کارشناس اتاق عمل و بی‌هوشی با کمبود‌های زیادی مواجه هستیم. دانشگاه‌های علوم پزشکی در ارتباط با نیروی انسانی شاغل در بخش‌های قدیمی با کمبود مواجه هستند و برای تامین نیروی انسانی در بخش‌های جدید نیز با مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

    کمبود ۱۵۰۰ پرستار در دانشگاه علوم‌پزشکی تهران

    متقاضی آزمون استخدامی در تهران کمتر از سهمیه تخصیصی

    او در پاسخ به سوالی درباره سهم دانشگاه علوم پزشکی تهران در استخدام‌های جدید وزارت بهداشت گفت: مجوز استخدام ۷۰۰ نیروی انسانی برای دانشگاه علوم پزشکی تهران صادر شده که ۵۰۰ مورد از این تعداد برای گروه پرستاری است و این درحالیست که تعداد افرادی که متقاضی استخدام در گروه پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران در آزمون پیش‌رو هستند، ۳۰۰ نفر است.

    رئیس‌کرمی ادامه داد: تعداد متقاضی کم در دانشگاه‌های علوم پزشکی شهر تهران، موضوعی جدید نیست؛ چرا که هزینه‌های زندگی به ویژه مسکن در شهر تهران نسبت به سایر شهر‌ها و استان‌های کشور بیشتر است و به همین دلیل میزان متقاضی استخدام در شهر تهران نیز کمتر است.

  • ایران محل تولید پزشک برای کشور‌های دیگر شد!

    ایران محل تولید پزشک برای کشور‌های دیگر شد!

    به گزارش اقتصادران، با پایان سال تحصیلی، یکی از نگرانی‌های دانش آموزان و خانواده‌ها در دوره متوسطه موضوع هدایت تحصیلی، انتخاب رشته و آمادگی برای امتحانات نهایی و کنکور است. نگرانی از کسب نمرات ضعیف یا عدم کسب رتبه مناسب در کنکور از یک طرف، نبود بازار کار برای بسیاری از رشته‌های دانشگاهی هم مزید بر علت شده است تا خانواده‌ها و مخصوصاً دانش آموزان برای سال‌های آخر تحصیلات خود در مدارس نگرانی‌های زیادی داشته باشند.

    اگر سختی‌های مهاجرت علمی و شرایط اجتماعی اقامت‌های دانشجویی و دوری از خانواده را در نظر نگیریم؛ متأسفانه بسیاری از این دانشگاه‌ها حتی از نظر علمی هم وضعیت مطلوبی ندارند و مدرک این دانشگاه‌ها در ایران و بسیاری از کشور‌های جهان معتبر نیست.

    در نتیجه جوانی که با هزاران امید و با انگیزه‌های فراوان برای دکتر شدن به خارج از کشور مهاجرت تحصیلی می‌کند؛ هیچ گاه قادر به ارائه خدمات پزشکی در کشورش هم نخواهد بود و در صورتی که مدرکش را هم بگیرد برای طبابت با مشکل مواجه می‌شود.

    در همین خصوص میزگردی با عنوان کنکور و تبعات مهاجرت تحصیلی و با حضور محمد محمدی مسعودی مدیر سابق اعزام و بورس دانشجویان وزارت علوم و حمید اکبری مشاور معاون آموزشی وزارت بهداشت برگزار شد تا این مساله بررسی شود که چرا جوان ایرانی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور مهاجرت می‌کند و محاسن و معایب این پدیده چیست؟

    ظرفیت پایین رشته‌های پرتقاضا موجب فساد و باندبازی شده است

    محمد محمدی مسعودی مدیر سابق اعزام و بورس دانشجویان وزارت علوم در این گفت‌و‌گو اظهار کرد: ۱۱۴ هزار نفر در رشته‌های علوم پایه متقاضی هستند در حالی که سال گذشته ۱۴۵ هزار نفر متقاضی این رشته‌ها بودند.

    وی با اشاره به اینکه رشته‌های علوم تجربی شاهد باندبازی و فضای فسادزا است؛ گفت: ظرفیت پایین دانشگاه‌ها موجب این باند بازی و فضای مفسده آور شده است که یکی از راه‌های مقابله با این فساد، افزایش ظرفیت رشته‌های علوم تجربی خصوصاً رشته‌های پرتقاضا همچون پزشکی است.

    تقاضا برای تحصیل در رشته پزشکی، تقاضای کاذب است؛ نیازی به این تعداد پزشک نداریم

    حمید اکبری مشاور معاون آموزشی وزارت بهداشت با اشاره به فشار خانواده‌ها و مدارس برای قبول شدن دانش‌آموز در رشته پزشکی گفت: نیمی از داوطلبان می‌خواهند وارد رشته پزشکی شوند در حالی که ظرفیت این رشته پایین است. این اتفاق موجب سرخوردگی بسیاری از داوطلبان کنکور می‌شود. هدایت تحصیلی نامناسب و زیرساخت فرهنگی نامطلوب موجب این تقاضای کاذب می‌شود. ما در رشته‌های علوم انسانی بیشتر نیازمند نیروی نخبه هستیم. در رشته‌های علوم پایه و رشته‌های مهندسی هم در حال حاضر با کمبود نیرو و کاهش استقبال متقاضیان مواجه هستیم.

    مشاور معاون وزیر بهداشت افزود: اگر ظرفیت رشته‌های پزشکی را به صورت غیر واقعی افزایش دهیم متقاضیان سایر رشته‌ها کم می‌شود. رشته‌های دیگر هم رشته‌های ضروری برای رشد و توسعه کشور هستند. ما نباید به این التهاب و تقاضای کاذب دامن بزنیم و این خواسته‌ها برای ورود به رشته پزشکی را بیشتر کنیم.

    تحصیل ۳۰ هزار جوان ایرانی در دانشگاه‌های ترکیه

    ۷۵ درصد جوانانی که برای ادامه تحصیل مهاجرت می‌کنند در دانشگاه‌های غیرمجاز حضور دارند که مدرکشان مورد قبول نیست

    مسعودی با اشاره به اینکه وزارت علوم برخی از دانشگاه‌ها را به عنوان دانشگاه‌های مجاز اعلام می‌کند؛ گفت: ۷۵ درصد دانشجویان خارج از کشور در دانشگاه‌های غیر مجاز تحصیل می‌کنند. عمده این جوانان کسانی هستند که نتوانستند در کنکور در رشته مطلوب خود قبول شوند. این جوانان با چشم گریان از کشور می‌روند. من این مهاجرت تحصیلی را نوعی مهاجرت اجباری می‌دانم.

    وی با اشاره به تحصیل دانشجویان در دانشگاه‌های غیرمجاز گفت: از نظر وزارت علوم و وزارت بهداشت مدرک تحصیلی این افراد معتبر نیست لذا کشورمان به طور کلی حضور و استفاده علمی از این جوانان را از دست می‌دهد. در حالی که والدین بسیاری از این جوانان سرمایه‌های زندگی خود را برای تحصیل فرزندشان هزینه می‌کنند؛ این فرزندان نمی‌توانند در بازگشت به کشور حضور مفیدی داشته باشند.

    مسعودی با بیان اینکه والدین بسیاری از خانواده‌ها در مسیر تحصیل دانش آموزان از ادامه حمایت‌های مالی فرزندشان باز می‌مانند گفت: این جوانان در بسیاری از موارد در کشور‌های خارجی ناچار به انجام اقدامات خلاف قانون می‌شوند تا بتوانند شهریه دانشگاه خود را بپردازند یا چه بسیار جوانانی که به دلیل مشکلات مهاجرت خودکشی کردند.

    برای تربیت پزشکان بیشتر با کمبود بودجه و کمبود بیمار مواجهیم

    اکبری مشاور معاون آموزشی وزارت بهداشت با اشاره به اینکه به راحتی نمی‌توان ظرفیت دانشگاه‌ها و رشته پزشکی را افزایش داد گفت: تعداد دانشجویان رشته پزشکی در حال حاضر هم نسبت به چهار سال قبل دو برابر شده و به ۱۶ هزار نفر رسیده است، اما ما با کمبود استاد دانشگاه و کمبود بودجه مواجهیم. بودجه کمی داریم و نمی‌توانیم به راحتی ظرفیت ایجاد کنیم.

    اگر در منطقه‌ای پزشکی وجود ندارد به این خاطر است که تأسیس مطب یا بیمارستان خصوصی برای پزشک به صرفه نیست، زیرا در یک منطقه محروم یا کمتر برخوردار کسی پول ویزیت به دکتر نمی‌دهد.

    مشاور معاون آموزشی وزارت بهداشت افزود: به فرض که بودجه کافی برای افزایش دانشگاه‌ها را داشته باشیم یا بودجه ساخت بیمارستان هم داشته باشیم؛ در نهایت نیازمند تعداد بیماران هستیم که توجیهی برای افزایش ظرفیت رشته‌های پزشکی باشد. یعنی به طور کلی به میزان کافی بیمار و بیمارستان نداریم که افزایش ظرفیت رشته‌های پزشکی به صلاح باشد.

    تأسیس مطب و بیمارستان در مناطق محروم برای بخش خصوصی به صرفه نیست

    وی با اشاره به اینکه تاکنون ۲۲۰ هزار نفر در کل تاریخ پزشکی ایران، شماره نظام پزشکی دریافت کردند؛ گفت: در حال حاضر ۷۵ هزار دانشجوی رشته پزشکی داریم. پزشکان ما به تعداد کافی هستند و اگر هم در منطقه‌ای پزشکی وجود ندارد به این خاطر است که تأسیس مطب یا بیمارستان خصوصی برای پزشک به صرفه نیست، زیرا در یک منطقه محروم یا کمتر برخوردار کسی پول ویزیت به دکتر نمی‌دهد.

    مشاور معاون وزیر بهداشت خاطرنشان کرد: ما در حال حاضر محل تولید پزشک برای کشور‌های دیگر شده‌ایم. ما در منطقه محروم نیاز به پزشک داریم، اما به دلیل اینکه نمی‌توانیم به او پول بدهیم که در مناطق محروم کار کند به کشور‌های دیگر می‌رود.

    ایجاد مشاغل مناسب برای رشته‌های دیگر موجب کاهش توجه به پزشکی می‌شود

    وی راهکار دوم حل مسأله مهاجرت دانشجویان را تغییر ذائقه متقاضیان داوطلب کنکور دانست و گفت: افزایش اشتغال به کار برای فارغ‌التحصیلان رشته‌های دیگر می‌تواند به تغییر ذائقه جوانان منجر شود. وقتی فارغ التحصیلان رشته‌های دیگر در سازمان‌های مرتبط بورسیه شوند جوانان بیشتری به رشته‌های غیر پزشکی متمایل می‌گردند.

    مسعودی راهکار سوم حل مسأله مهاجرت را افزایش قدرت انتخاب داوطلبان کنکور در زمان انتخاب رشته عنوان کرد و گفت: در حال حاضر اگر متقاضی کنکور نتواند در رشته پزشکی تحصیل کند رشته‌های کمتری برای وی مجاز است؛ در حالی که بسیاری از این متقاضیان به سوالات ریاضی و زبان و عمومی هم خوب پاسخ می‌دهند و می‌توانند در رشته‌های تاپ مهندسی در دانشگاه تحصیل کنند.

    وی در خصوص راهکار دیگر حل مسأله کنکور گفت: متأسفانه تعداد دانشگاه‌ها و بیمارستان‌های محل تحصیل دانشجویان پزشکی کم است. ما می‌توانیم این تعداد را بیشتر کنیم. همچنین می‌توانیم در بیمارستان‌های خصوصی دانشجویان پزشکی را وارد کنیم.

    مسعودی با اشاره به عدم وجود بیمارستان کافی در محله‌های کم برخوردار و محله‌های محروم گفت: می‌توانیم به کمک ظرفیت‌های مردمی و حضور تشکل‌ها در محلات کم برخوردار اقدام به ساخت بیمارستان و مراکز درمانی نمود.

    مدیر سابق اعزام و بورس دانشجویان وزارت علوم خاطر نشان کرد: به جای حل علل اصلی، دولت و دستگاه‌های حکمرانی کشور تنها به مطالبات مردمی که به سطح نامطلوبی رسیده واکنش نشان می‌دهند و در حال حاضر به مسئله مهاجرت دانشجویان ورود نمی‌کنند و وقتی همین مسئله موجب اعتراض مردمی می‌شود ورود عجولانه خواهند داشت.

    اکبری مشاور معاون وزیر بهداشت هم گفت: وزارت بهداشت از ظرفیت‌های گوناگون خود برای افزایش ظرفیت‌های پزشکی استفاده نموده است. ما تلاش کردیم تا حضور سرمایه‌دار و بخش خصوصی در توسعه ظرفیت‌های پزشکی بیشتر شود، اما با مشکلاتی مواجه شدیم. عوامل مداخله کننده غیرکارشناسی زیادی مانع از این مسأله می‌شوند. به عنوان مثال دانشگاه آزاد اقدام به افزایش شهریه رشته‌های پزشکی کرد که با اعتراض دانشجویان مواجه شد.

  • حال نظام سلامت خوب نیست / تعداد پزشکان فوق تخصص و تخت بیمارستانی در ایران کمتر از استاندارد جهانی

    حال نظام سلامت خوب نیست / تعداد پزشکان فوق تخصص و تخت بیمارستانی در ایران کمتر از استاندارد جهانی

    به گزارش اقتصادران، نظام سلامت به عنوان یکی از اساسی‌ترین ارکان جامعه، نقش غیر قابل انکاری در حفظ و ارتقای کیفیت زندگی انسان‌ها ایفا می‌کند. سلامت، نه تنها به عنوان یک حق بنیادین برای هر فرد، بلکه به عنوان یکی از شاخص‌های کلیدی توسعه انسانی، جایگاهی ویژه در برنامه‌ریزی‌های ملی و بین‌المللی دارد. کشوری که از یک نظام سلامت کارآمد برخوردار باشد، می‌تواند بهره‌وری اقتصادی، انسجام اجتماعی و پایداری توسعه را تضمین کند. به همین دلیل، ارزیابی وضعیت نظام سلامت و بررسی شاخص‌های مرتبط با آن، همچون تعداد پزشکان و تخت‌های بیمارستانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. همچنین، شاخص‌های مرتبط با نظام سلامت، ابزار‌هایی حیاتی برای سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان هستند تا نقاط قوت و ضعف سیستم بهداشتی را شناسایی کرده و راهبرد‌هایی مناسب برای بهبود آن تدوین کنند. در این بین، شاخص‌هایی مانند تعداد پزشک در مقیاس‌های جمعیتی، نمادی از دسترسی افراد به خدمات درمانی اولیه و تخصصی است. همچنین، شاخص تعداد تخت بیمارستانی بیانگر توانایی نظام سلامت برای ارائه خدمات بستری و مدیریت بحران‌های بهداشتی است. این دو شاخص، در کنار سایر عوامل، تصویر جامعی از وضعیت بهداشتی جامعه ارائه می‌دهند و تأثیر مستقیم آنها بر شاخص‌های کلان سلامت مانند امید به زندگی، نرخ مرگ‌ومیر و کیفیت زندگی در مطالعات بسیاری مورد بررسی قرار گرفته است.

    در سال‌های اخیر، تفاوت‌های گسترده‌ای میان کشور‌ها در زمینه این شاخص‌ها مشاهده شده است. کشور‌های توسعه‌یافته، با سرمایه‌گذاری مداوم در زیرساخت‌های بهداشتی و تربیت نیروی انسانی متخصص، موفق به ایجاد نظام‌های سلامت پایدار شده‌اند که می‌توانند نیاز‌های جمعیت خود را حتی در شرایط بحرانی برآورده کنند. در مقابل، بسیاری از کشور‌های در حال توسعه یا کمتر توسعه‌یافته، به دلیل محدودیت منابع مالی، کمبود نیروی انسانی و ضعف در مدیریت نظام سلامت، با چالش‌های جدی مواجه‌اند. همچنین مواردی مانند مهاجرت پزشکان از کشور‌های در حال توسعه به کشور‌های توسعه‌یافته، یکی دیگر از عواملی است که نگرانی‌ها را در مورد شاخص‌های مورد بحث دوچندان کرده است.

    از سوی دیگر، بررسی وضعیت نظام سلامت و تحلیل شاخص‌های آن تنها محدود به ارائه آمار و ارقام نیست. بلکه باید به دنبال تبیین عواملی بود که منجر به اختلافات در این شاخص‌ها شده است. برای مثال، عواملی مانند رشد جمعیت، تغییرات آب‌وهوایی و حتی بحران‌های سیاسی و اقتصادی می‌توانند بر کیفیت و کمیت خدمات درمانی تأثیرگذار باشند. همچنین، در دوران بحران‌هایی نظیر همه‌گیری کووید-۱۹، اهمیت وجود زیرساخت‌های مناسب و نیروی انسانی متخصص بیش از پیش آشکار شد. به طوری که کشور‌هایی با شاخص‌های مطلوب توانستند خسارات انسانی و اقتصادی کمتری را متحمل شوند.

    در واقع، بررسی شاخص‌های نظام سلامت تنها به دلیل اهمیت آنها در حوزه بهداشت و درمان نیست. بلکه این شاخص‌ها بازتابی از عدالت اجتماعی، سطح توسعه‌یافتگی و توانایی دولت‌ها در تأمین رفاه عمومی هستند. از این رو، تحلیل عمیق این شاخص‌ها و تلاش برای بهبود آنها اهمیت بسیار بالایی دارد.

    نقش تعداد پزشکان در بهبود سلامت جامعه

    تعداد پزشکان در مقیاس‌های جمعیتی یکی از مهم‌ترین شاخص‌هایی است که مستقیماً با کیفیت خدمات درمانی ارتباط دارد. کمبود پزشکان در یک جامعه معمولاً به تأخیر در ارائه خدمات، افزایش بار کاری کادر درمانی و کاهش کیفیت مراقبت‌ها منجر می‌شود. این شاخص به خصوص در مناطق محروم و روستایی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. چراکه توزیع نابرابر پزشکان میان مناطق شهری و روستایی، دسترسی عادلانه به خدمات درمانی را محدود می‌کند. کشور‌هایی که این شاخص را بهبود بخشیده‌اند، توانسته‌اند نرخ مرگ‌ومیر، به ویژه مرگ‌ومیر مادران و کودکان، را به طور قابل توجهی کاهش دهند.

    گزارش مرکز آمار ایران نشان می‌دهد در حال حاضر به ازای هر ده هزار نفر جمعیت، ۲.۰۵ پزشک عمومی، ۲.۱۶ پزشک متخصص، ۰.۳۸ پزشک فوق تخصص و ۱۱.۹۸ پرستار وجود دارد. در واقع، به ازای هر یک میلیون نفر، ۲۰۵ پزشک عمومی، ۲۱۶ متخصص، تنها ۳۸ نفر فوق تخصص و ۱۱۹۸ پرستار وجود دارد. همانطور که در داده‌ها مشخص است، تعداد پزشکان فوق تخصص در مقیاس جمعیتی در ایران در وضعیت مناسبی قرار ندارد.

    همچنین بر اساس داده‌های سازمان بهداشت جهانی، در سال ۲۰۱۸، ۱۵.۱۳ پزشک به ازای هر ده هزار نفر جمعیت در ایران حضور داشته است. این شاخص برای سایر کشور‌های همسایه متفاوت است. نمودار زیر، تعداد پزشک به ازای هر ده هزار نفر جمعیت در ایران و کشور‌های همسایه را نشان می‌دهد.

    بررسی وضعیت نظام سلامت در ایران

    اهمیت تعداد تخت‌های بیمارستانی

    شاخص تعداد تخت بیمارستانی در مقیاس‌های جمعیتی نیز معیاری حیاتی برای ارزیابی توانمندی زیرساخت‌های بهداشتی است. این شاخص نشان‌دهنده ظرفیت نظام سلامت برای پاسخ به نیاز‌های جمعیت، به ویژه در زمان بحران‌هایی نظیر بیماری‌های همه‌گیر، بلایای طبیعی یا جنگ است. کشور‌هایی که این شاخص را در سطح مطلوب نگه می‌دارند، توانسته‌اند از بروز بحران‌های بهداشتی شدید جلوگیری کنند. برای مثال، در دوران همه‌گیری کووید-۱۹، کشور‌هایی که از زیرساخت‌های بیمارستانی قوی برخوردار بودند، در مدیریت بیماران و کاهش مرگ‌ومیر عملکرد بهتری از خود نشان دادند.

    ‌داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۲، به ازای هر صد هزار نفر، ۱.۲۵ بیمارستان فعال، ۶.۳۷ آزمایشگاه در ایران وجود داشته است. به عبارت دیگر، به ازای هر ده میلیون نفر، ۱۲۵ بیمارستان و ۶۳۷ آزمایشگاه در سال مذکور وجود داشته است. علاوه بر این، به ازای هر ده هزار نفر، ۱۷.۲۰ تخت فعال بیمارستانی و ۱.۷۴ داروخانه در ایران گزارش شده است. به عبارت دیگر، به ازای هر یک میلیون نفر، تعداد تخت‌های فعال بیمارستانی ۱۷۲۰ و تعداد داروخانه‌ها ۱۷۴ می‌باشد.

    نمودار زیر تعداد تخت‌های بیمارستانی در ایران و کشور‌های همسایه را بر اساس داده‌های سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد.

    بررسی وضعیت نظام سلامت در ایران

    شاخص‌هایی مانند تعداد پزشک و تخت بیمارستانی نه تنها به عنوان معیارهای سلامت، بلکه به عنوان شاخص‌های عدالت اجتماعی نیز مطرح هستند. افزایش این شاخص‌ها به معنای کاهش شکاف‌های طبقاتی و جغرافیایی در دسترسی به خدمات درمانی است. دسترسی عادلانه به خدمات درمانی از اهداف اصلی سازمان بهداشت جهانی (WHO) و جزء اصلی اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد است.

    بررسی تطبیقی شاخص‌های سلامت در کشورهای مختلف می‌تواند دیدگاهی روشن از وضعیت جهانی ارائه دهد. برای مثال، در کشورهای توسعه‌یافته، میانگین تعداد پزشکان معمولاً بین ۳۰ تا ۴۰ نفر به ازای هر ده هزار نفر است. در حالی که در کشورهای در حال توسعه این عدد ممکن است بسیار پایین‌تر باشد. همچنین، تعداد تخت‌های بیمارستانی نیز در کشورهای توسعه‌یافته بالاتر از کشورهای در حال توسعه است. دلیل آن نیز سرمایه‌گذاری بلندمدت در زمینه زیرساخت‌های بهداشتی و نیروی انسانی متخصص در این کشورها است. با توجه داشت در صورتی که کشورهای در حال توسعه بخواهند وضعیت شاخص‌های مرتبط با نظام سلامت در کشورهای خود را ارتقا دهند، باید برنامه‌ریزی‌های بلندمدت تدوین کنند.

    بررسی وضعیت نظام سلامت در ایران

    سهم بهداشت از هزینه‌های خانوار چقدر است؟

    داده‌های هزینه درآمد خانوار نشان می‌‌دهد به طور میانگین ۸,۷۵ درصد از کل هزینه‌های یک خانوار شهری در سال ۱۴۰۲ به بهداشت و درمان اختصاص داشته است. این سهم در دهک‌های مختلف متفاوت است. نمودار زیر سهم بهداشت و درمان از کل هزینه‌های خانوار شهری در دهک‌های درآمدی را نشان می‌دهد.

    بررسی وضعیت نظام سلامت در ایران

     

    راهکارهایی برای بهبود شاخص‌های نظام سلامت

    برای بهبود شاخص‌های نظام سلامت، سیاست‌گذاران باید اقدامات متنوعی را در نظر بگیرند. تربیت نیروی انسانی متخصص از طریق افزایش ظرفیت دانشگاه‌های علوم پزشکی، ارائه تسهیلات مالی و انگیزشی برای پزشکان و کادر درمانی در مناطق محروم، و ارتقای زیرساخت‌های بیمارستانی از جمله این اقدامات است. همچنین، استفاده از فناوری‌های نوین مانند سیستم‌های مدیریت بیمارستانی می‌تواند به بهبود کارایی و دسترسی خدمات کمک کند. از سوی دیگر، فراهم کردن شرایطی که از مهاجرت پزشکان پیشگیری کرده و انگیزه‌هایی برای ماندن آنان در کشور فراهم کند، می‌تواند در بلندمدت کمک‌کننده باشد. علاوه بر این، اقدامات حمایتی مانند بیمه‌های پزشکی، مخصوصا در گروه‌های کم درآمد جامعه می‌تواند اثرگذاری بالایی در وضعیت سلامت در کشور داشته باشد.

  • اندک اندک جمع یاران می روند / کوچ ۴۵۰۰ پزشک و پرستار طی ۸ ماه!

    اندک اندک جمع یاران می روند / کوچ ۴۵۰۰ پزشک و پرستار طی ۸ ماه!

    به گزارش اقتصادران، در ۸ ماه نخست سال‌ جاری، ۴ هزار و ۵۰۰ نفر دیگر از اعضای کادر درمان برای مهاجرت اقدام کرده‌اند. ۷ هزار پزشک، پرستار و عضو کادر درمان کشور نیز در سال ۱۴۰۲ برای مهاجرت اقدام کرده‌اند. این آماری است که از سوی سازمان نظام پزشکی ایران تأیید شده است.
    بنابر این گزارش، کشورهایی مثل آلمان، ایتالیا، کانادا و همچنین کشورهای حاشیه خلیج فارس نظیر عمان، امارت و قطر، از جمله مقاصد محبوب کادر درمان ایران هستند.
  • بزرگ‌ترين چالش‌هاي حوزه بهداشت و درمان / از مهاجرت تا خودكشي کادر درمان

    بزرگ‌ترين چالش‌هاي حوزه بهداشت و درمان / از مهاجرت تا خودكشي کادر درمان

    به گزارش اقتصادران، ايران يكي از كشورهايي است كه حداقل تا حالا در خاورميانه وضعيت بدي در امكانات درماني نداشته اما حالا كم كم دارد با بحران‌هاي جديد روبرو مي‌شود. بحران‌هايي كه مي‌تواند در آينده درمان در ايران را سخت كند. يكي از هشدارها درباره كمبود پزشك و پرستار است. پزشك‌ها و پرستارهايي كه در سال‌هاي گذشته بيشتر از هميشه چمدان‌هايشان را مي‌بندند، مدرك خود را برمي‌دارند و به هواي يك زندگي بهتر از ايران مي‌روند. آماري كه احتمالا هر سال بيشتر خواهد شد. سخنگوي سازمان نظام پزشكي در گفت‌وگو با ما اعلام كرد كه مهاجرت پزشكان بعد از دوران كرونا تا ۲۰۰ درصد زياد شده است.

    تا قبل از اين بيشتر كساني كه از سازمان نظام پزشكي گواهي حسن سابقه مي‌گرفتند تا براي مهاجرت اقدام كنند، پزشك عمومي بودند اما حالا تعداد متخصص‌ها و فوق تخصص‌ها هم زياد شده است. گفته مي‌شود تعداد ماماهايي كه در اين سال‌ها درخواست گواهي حسن سابقه كرده‌اند، بيشتر از ده برابر شده. وضع درباره پرستارها هم خيلي خوب نيست، هر سال حدود ۳ هزار پرستار براي مهاجرت از سازمان نظام پرستاري گواهي مي‌گيرند، در حالي كه تعداد كل دانشجويان پرستاري ۱۰ هزار نفر است. جالب است اگر بدانيد براي هر تخت بيمارستان در دنيا ۳ پرستار هست، اما در ايران همين حالا اين عدد از يك كمتر است، يعني همين الان هم نسبت به دنيا كمبود پرستار داريم، حالا تصور كنيد با اين آمار مهاجرت چه وضعي پيش روي بيمارستان‌هاي ايران خواهد بود. علاوه بر آن، بسياري از رشته‌ها به دليل سختي كار يا درآمد كم، داوطلب ندارند و كنكوري‌ها ترجيح مي‌دهند آنها را در ليست انتخاب رشته خود وارد نكنند.

    اما چرا پزشك‌ها و پرستارها از ايران مي‌روند؟ كسي كه مي‌خواهد پزشك شود، بايد سال‌ها درس بخواند. حالا سازمان نظام پزشكي مي‌گويد خيلي از پزشكان بعد از سال‌ها درآمد بالايي ندارند و اين خلاف انتظاري است كه جامعه از آنها دارد. حالا آمار خودكشي هم ميان پزشكان و پرستاران زياد شده و به‌طور كلي سختي شرايط كار مي‌تواند دليل بسياري از اين خودكشي‌ها باشد. وضعيت درمان در ايران روي سكه ديگري هم دارد. تعداد پزشك و پرستار در حالي دارد كم مي‌شود كه تجهيزات اورژانس و بيمارستان‌ها نياز به نوسازي دارند. همين الان هم تعداد تخت كافي در بيمارستان‌ها وجود ندارد. تمام اينها اتفاق‌هاي تلخي است كه در سكوت مسوولان حوزه بهداشت و درمان به وقوع مي‌پيوندد و هميشه هم از سوي مسوولان وزارت بهداشت و درمان جز تكذيب حرف ديگري شنيده نشده است.

    مساله اينجاست كه طي سه سال گذشته بارها و بارها أصحاب رسانه و كارشناسان حوزه بهداشت و درمان سعي در نشان دادن رويدادهاي تلخ و غير قابل جبراني بوده‌اند كه در اين حوزه به وقوع پيوسته و هر بار با سد بلند انكار و تكذيب مسوولان امر مواجه شده‌اند. از يك طرف هر روز بر آمار پزشكاني كه از ايران مهاجرت مي‌كنند افزوده مي‌شود و تا قبل از اين اگر پزشكان عمومي براي گرفتن تخصص از كشور مي‌رفتند حالا پزشكان متخصص براي يك زندگي بهتر مهاجرت مي‌كنند. از طرف ديگر همين بي توجهي‌ها به بحران‌هاي موجود در حوزه بهداشت و درمان باعث شده كه از سال ۱۴۰۰ تا كنون شاهد موجي از خودكشي در بين رزيدنت‌هاي پزشكي باشيم.

    آخرين خودكشي

    خبر آخرين خودكشي يك پزشك جوان ديروز در خبرها منتشر شد. مهران خسروانيان پزشكي جوان. او اولين نفر نيست و آخرين نفر هم نخواهد بود اما چرا بايد شرايطي در جامعه رقم بخورد كه از ابتداي سال تا كنون ۱۰ پزشك جوان و رزيدنت پزشكي دست به خودكشي بزنند. نكته عجيب اما اينجاست كه تا كنون وزير بهداشت در مورد هيچ كدام از اين اتفاقات اظهارنظر نكرده است. عجيب‌تر اينكه وزارت بهداشت و درمان تا به حال براي جلوگيري از وقوع اتفاقاتي از اين دست هيچ راهكاري ارايه نداده و همچنان فرمان تكذيب و انكار را به دست گرفته است.

    بزرگ‌ترين چالش‌هاي حوزه بهداشت و درمان

    سينا متقي، متخصص اورژانس درباره بزرگ‌ترين چالش‌هاي حوزه بهداشت و درمان به «تعادل» مي‌گويد: نيروي انساني و تجهيزات مهم‌ترين چالش‌هاي اين حوزه هستند و اگر به زودي به آنها رسيدگي نشود كه البته همين الان هم براي رسيدگي دير است ما با بحران بزرگي در اين زمينه مواجه خواهيم بود. او مي‌افزايد: متاسفانه
    بي توجهي مسوولان حوزه بهداشت و درمان طي سال‌هاي گذشته نسبت به تكريم نيروي انساني از پرستار تا پزشك و رزيدنت و متخصص باعث شده كه ما هر سال با افزايش باورنكردني آمار مهاجرت آنها مواجه شويم. نكته غم‌انگيز اما اين است كه در برخي رشته با رفتن پزشكان متخصص از كشور ما ديگر هيچ جايگزيني براي آنها نداريم و اين يعني بحران در حوزه سلامت مردم.

    در ارديبهشت ماه سال جاري هم دبير علمي كنگره جامعه جراحان ايران نسبت به خالي بودن ظرفيت رشته‌هاي رزيدنتي هشدار داد و گفت: رشته‌هاي رزيدنتي چرا بايد ظرفيت خالي داشته باشند؛ يك زماني رقابت‌ها فوق‌العاده سخت و دشوار بود ولي الان برخي رشته‌ها فاقد متقاضي است. تخصص‌هاي اطفال، طب داخلي، طب اورژانس و بيهوشي در سال‌هاي اخير اصلاً متقاضي نداشته است. وقتي طب اورژانس متقاضي ندارد در اصل آينده اين رشته تعطيل است و افزايش ظرفيت پذيرش معنايي ندارد. در رشته‌هاي جراحي عمومي، نورولوژي (مغز و اعصاب)، كارديولوژي (قلب و عروق) كه از رشته‌هاي پر طرفدار است، امسال ظرفيت خالي داشتيم و متقاضي وجود نداشت.

    او افزود: چالش جذب نيروي انساني است و با اين نسل جديدي كه داريم چالش‌ها عميق‌تر خواهد شد. الان فلوشيپ جراحي عروق در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي كشور با ظرفيت خالي روبرو شده و تمايلي به تحصيل در اين رشته وجود ندارد. آيا كشور به جراح عروق احتياج ندارد، اين رشته پر دردسر و پر زحمت با اورژانس زياد ولي با درآمد پايين است، چرا و با چه انگيزه يك پزشك بايد به اين رشته ورود كند، به جاي آن با مدرك پزشكي عمومي خود به جراحي و مداخلات زيبايي گرايش پيدا مي‌كند چون بدون دغدغه و دردسر درآمد خوبي خواهد داشت. تا زماني كه هر چيزي در جايگاه خود قرار نگيرد، امكان مقابله و برخورد با رفتارهاي غير عرف و نا معمول در اين حوزه برقرار نخواهد شد. راهي به جز تبعيت از مسيري كه همه دنيا در آن قرار گرفتند و موفق شدن وجود ندارد.

    فرسودگي تجهيزات بيمارستاني چالش بعدي حوزه بهداشت و درمان

    دكتر مهران قاسميان، دكتراي حرفه‌اي پزشكي نيز در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: مساله مهم ديگري كه بعد از كمبود نيروي انساني و كادر درمان در اين حوزه بايد به آن اشاره كرد فرسودگي تجهيزات بيمارستاني است. اين اتفاق در اكثر بيمارستان‌هاي كشور در حال رخ دادن است ضمن اينكه حالا خبرناايمني ساختمان بيمارستان‌ها هم به آن اضافه شده است.

    او مي‌افزايد: اكثر بيمارستان‌هاي دولتي چه در تهران و چه در ديگر شهرها با مشكل فرسودگي تجهيزات مواجه‌اند. مشكلي كه متاسفانه هيچ كدام از مسوولان وزارت بهداشت و درمان توجه ويژه‌اي به آن نداشته‌اند و همواره اين بيماران بوده‌اند كه از بابت اين كمبودها به مشكل برخورده‌اند و روند درماني شان با چالش همراه بوده است. دكتر قاسميان در ادامه مي‌گويد: متاسفانه بيشتر بخش‌هاي بيمارستاني مانند راديولوژي، سونوگرافي، سي تي اسكن، ‌ام آر‌اي و… نياز به نوسازي تجهيزات دارند. در برخي از بيمارستان‌هاي دولتي به دليل فرسودگي دستگاه‌ها اين بخش‌ها به‌طور كامل از كار افتاده‌اند و بيماران بايد براي برخورداري از اين خدمات به مراكز خصوصي مراجعه كنند.

    نبود داروهاي حياتي در بيمارستان ها

    اين دكتراي حرفه‌اي پزشكي در بخش ديگري از سخنانش به كمبود برخي داروهاي حياتي در بيمارستان‌ها اشاره كرده و مي‌افزايد: مهم‌ترين داروهايي كه متاسفانه مدت زيادي با كمبود يا نبود آن مواجه هستيم داروهايي است كه بيشتر در بخش پيوند استفاده مي‌شوند. از داروي «فيبرينوژن» كه نبود آن باعث مرگ بيماراني مي‌شود كه مشكل انعقاد خون دارند و مورد عمل جراحي قرار مي‌گيرند و يا داروي ديگري در دنيا وجود دارد كه اگر قبل از پيوند به بيمار تزريق كنيم، احتمال خطر نارسايي كليه را پايين مي‌آورد (براي مهار سيستم ايمني) ولي متأسفانه ۱۰ سال است كه نتوانستم اين دارو را در ايران تهيه كنم و هميشه هم بهانه‌اي وجود دارد. اين دارو با فناوري بالا توليد مي‌شود و شايد توليد داخلي آن در ايران صرفه اقتصادي ندارد، چون حجم بالايي در كشور نياز نداريم. گاهي اوقات متعاقب پيوند كبد به دليل مصرف داروهاي سركوب كننده سيستم ايمني، كليه‌ها نارسا مي‌شود و كار به دياليز و حتي مرگ مي‌انجامد و اگر اين دارو قبل از پيوند مصرف شود جلوي مرگ را خواهد گرفت.

    دور ماندن از علم روز دنيا

    اما دبير علمي كنگره جامعه جراحان ايران در بخش ديگري از سخنراني خود در كنگره به مساله مهم ديگري اشاره كرد و آن ارتباطات ضعيف بين المللي و عدم امكان اعزام افراد به خارج براي كسب دانش جديد بود. جعفريان گفت: چون هزينه‌ها بالا است بنابر اين از علم عقب خواهيم ماند. بسياري از پيشرفت‌هاي به دست آمده مديون همين آموزش‌هايي است كه بزرگان و نسل‌هاي قبلي بابت آن به خارج از كشور رفتند، آموختند و براي آموزش به كشور بازگشتند. همه موفقيت‌هاي ما از جمله جراحي قلب، جراحي مغز، پيوند و…، به همين شكل محقق شده است.