برچسب: منابع بانکی

  • فرزین بانک‌ها را با حراج دارایی‌هایشان تهدید کرد!

    فرزین بانک‌ها را با حراج دارایی‌هایشان تهدید کرد!

    به گزارش اقتصادران، حدود دو دهه است که پدیده «بنگاه‌داری بانکی» به یکی از جدی‌ترین انحرافات نظام تأمین مالی کشور تبدیل شده؛ انحرافی که در سکوت تدریجی، بخش بزرگی از منابع سپرده‌گذاران را از مسیر اصلی خود یعنی تولید، اشتغال و سرمایه‌گذاری مولد خارج کرد و به سمت خرید املاک، شرکت‌های غیربانکی و معاملات ساختمانی سوق داد.

    بانک‌هایی که باید نقش موتور گردش سرمایه را ایفا کنند، در بسیاری از موارد به‌جای اعتباردهی به فعالان اقتصادی، خود به بازیگران بزرگ بازار ملک، زمین و سهام بدل شده‌اند. این چرخش مأموریت، نه‌تنها چرخه تولید و اشتغال را کند کرده، بلکه به بی‌انضباطی مالی، نوسان شدید قیمت دارایی‌ها و حبس نقدینگی در بخش‌های غیرمولد دامن زده است.

    اقتصاد، گروگان دارایی‌های منجمد

    تحلیلگران اقتصادی معتقدند بنگاه‌داری بانکی، عملاً دسترسی تولیدکننده به تسهیلات را محدود و قدرت تسهیلات‌دهی بانک‌ها را کاهش داده است. در حالی که بخش خصوصی برای سرمایه در گردش و تأمین نقدینگی با مشکل روبه‌روست، ده‌ها هزار میلیارد تومان منابع شبکه بانکی در قالب املاک و شرکت‌های اقماری راکد مانده است. این انباشت دارایی منجمد، موجب رشد ترازنامه‌ای کاذب، اما بدون بازده واقعی برای بانک‌ها شده و حتی ثبات نظام پولی را در معرض تهدید قرار داده است.

    از سوی دیگر، حضور بانک‌ها به عنوان رقیب سرمایه‌دار در بازارهای غیرمولد، موجب برهم خوردن نظم رقابت در بازار سرمایه، مسکن و حتی کشاورزی شده است. وقتی بانکی می‌تواند مستقیماً در پروژه‌های ساختمانی یا شرکتی سرمایه‌گذاری کند، بخش خصوصی عملاً با رقیبی روبه‌روست که هم به تسهیلات ارزان خود دسترسی دارد، هم از نظارت کافی مصون مانده است. نتیجه چنین وضعیتی، ناترازی مالی و گسترش فعالیت‌های غیرشفاف است.

    هشدار جدی بانک مرکزی به بانک‌های بنگاه‌دار؛ دارایی‌ها زیر قیمت فروش می‌رود

    در همین زمینه، محمدرضا فرزین رئیس‌کل بانک مرکزی، در تازه‌ترین اظهار‌نظر خود با لحنی هشدارآمیز اعلام کرد: «بانک‌هایی که بیش از اندازه در فعالیت‌های بنگاه‌داری حضور دارند، باید فوراً از این فعالیت‌ها خارج شوند، در غیر این صورت طبق قانون، دارایی‌هایشان با قیمت‌هایی پایین‌تر از بازار به فروش می‌رسد.» او تأکید کرد که «صندوق ضمانت سپرده‌ها» به‌عنوان ابزار قانونی این فرایند در نظر گرفته شده است.

    اظهارات فرزین در واقع نقطه اوج انتقاداتی است که سال‌هاست کارشناسان و رسانه‌ها نسبت به تداوم بنگاه‌داری بانکی مطرح کرده‌اند؛ انتقاداتی که حالا رنگ تصمیم جدی نظارتی گرفته است.

    ضرورت بازگشت بانک‌ها به مأموریت اصلی

    بر اساس قانون پولی و بانکی، وظیفه اصلی بانک‌ها تجهیز و تخصیص بهینه منابع و هدایت آن به بخش‌های مولد است. اما ادامه روند بنگاه‌داری، بانک را از یک نهاد واسط مالی به یک فعال اقتصادی تبدیل کرده که انگیزه سود کوتاه‌مدت دارد، نه توسعه پایدار اقتصادی. چنین وضعیتی منجر به افزایش رفتارهای سفته‌بازانه، خلق نقدینگی بی‌پشتوانه و رشد تورم ساختاری می‌شود.

    کارشناسان پیشنهاد می‌کنند بانک مرکزی، فروش اجباری دارایی‌های غیربانکی را با زمان‌بندی مشخص و نظارت بر نحوه بازگشت منابع حاصل از فروش به چرخه تسهیلات دنبال کند. به باور تحلیلگران، فشار بر بانک‌ها برای خروج از فعالیت‌های غیرمرتبط باید با سیاست‌های تشویقی برای سرمایه‌گذاری در بخش‌های مولد و ابزارهای مالی نوین همراه باشد تا سرمایه‌ها به سوی تولید هدایت شوند، نه صرفاً به سمت دارایی‌های دیگر کوچ کنند.

    تجربه کشورهایی که با بحران‌های بانکی روبه‌رو بوده‌اند نشان می‌دهد اصلاح بنگاه‌داری شرط لازم برای بازسازی اعتماد عمومی به نظام پولی و بانکی است. اکنون که نشانه‌های عزم نظارتی بانک مرکزی آشکار شده، انتظار می‌رود خروج واقعی از بنگاه‌داری نه به‌عنوان شعاری چندباره، بلکه به‌عنوان اقدامی عملی در دستور کار قرار گیرد.

    در غیر این‌صورت، همان‌گونه که رئیس‌کل بانک مرکزی هشدار داده، بازار شاهد فروش زیرقیمت املاک و شرکت‌های بانکی خواهد بود؛ رویدادی که اگرچه در کوتاه‌مدت پرهزینه است، اما می‌تواند گام نخست بازگشت بانک‌ها به مأموریت اصلی خود یعنی بانک‌داری باشد.

  • بانك‌ها، کار نهضت ملي مسكن را به رکود کشاندند

    بانك‌ها، کار نهضت ملي مسكن را به رکود کشاندند

    به گزارش اقتصادران، تكميل طرح نهضت ملي به 3000 هزار ميليارد تومان منابع نياز دارد؛ در حالي كه طي سه سال گذشته تنها ۵۰۰ هزار ميليارد تومان به اين پروژه پرداخت شده و در ماه‌هاي اخير روند تزريق منابع بانكي به اين پروژه به صفر متمايل شده است.

    طرح ۲.۶ ميليون واحدي نهضت ملي مسكن از ناحيه تامين منابع بانكي تقريبا به ركود كامل رسيده است. آن‌طور كه برخي گزارش‌ها حكايت دارد در ماه‌هاي اخير ميزان پرداخت تسهيلات بانكي به اين پروژه تقريبا ۱۰۰ ميليارد تومان در هر ماه بوده است؛ در حالي كه سال گذشته اين ميزان به‌طور ميانگين ماهيانه ۲۴۰۰ ميليارد تومان بود.  بررسي موانع تزريق مالي به پروژه نهضت ملي مسكن به عواملي همچون طولاني بودن مدت بازپرداخت وام مسكن، نكول تسهيلات، كاهش درآمد بانك‌ها از اين ناحيه، كمبود منابع و نهايتا عدم تمايل سيستم بانكي به پرداخت تسهيلات مسكن برمي‌گردد.

    با توجه به آنكه تمامي بانك‌ها موظفند ۲۰ درصد تسهيلات خود را در حوزه مسكن صرف كنند و طي سه سال گذشته از اين اقدام خودداري كرده‌اند، ميزان تخلف بانك‌ها در سال اول اجراي طرح نهضت ملي مسكن ۶۱ هزار ميليارد تومان، سال دوم ۹۱ همت و سال سوم نيز حدود ۵۰ همت بوده كه جمع كل را به ۲۰۲ همت (هزار ميليارد تومان) براي سه سال رسانده است. براي جريمه‌هاي سال اول و دوم برگه تشخيص مالياتي صادر شده است.

    منابع حاصل از اين موارد بايد به صندوق ملي مسكن واريز و براي بخش مسكن هزينه شود.  آن‌طور كه محمدرضا اسماعيلي، مديرعامل سابق صندوق ملي مسكن بيان كرده براي تكميل پروژه‌هاي طرح نهضت ملي مسكن به ۳۰۰۰ همت نياز است كه تاكنون ۵۰۰ همت يعني يك‌ششم آن محقق شده است. از اين ۵۰۰ همت ۳۰۲ همت آورده مردم، ۱۷۴ همت آورده سهم‌الشركه بانك‌هاست و مابقي نيز منابعي است كه صندوق ملي مسكن به عنوان كمك و حمايت از عمليات پرداخت كرده است.

    در ماه‌هاي اخير نيز ۲۰ ميليون دلار منابع نفتي از محل صندوق توسعه ملي به صندوق ملي مسكن تزريق شد. مطابق قانون بانك‌ها بايد در سال ۱۴۰۰ معادل ۳۶۰ هزار ميليارد تومان، سال ۱۴۰۱ معادل ۴۵۸ هزار ميليارد تومان، سال ۱۴۰۲ معادل ۶۰۵ هزار ميليارد تومان و سال ۱۴۰۳ معادل ۷۹۷ هزار ميليارد تومان وام مسكن پرداخت مي‌كردند كه سرجمع اين عمليات ۲۲۰۰ هزار ميليارد تومان مي‌شود. اگر اين رقم محقق شود اين امكان وجود دارد كه پروژه‌هاي مسكوني در زمان مقرر خود به اتمام برسد. اما تاكنون كمتر از يك‌چهارم ارقام مذكور پرداخت شده است.

    با توجه به آنكه تعداد متقاضيان موثر طرح نهضت ملي مسكن در سه سال گذشته روند ريزشي داشته است به نظر مي‌رسد مي‌توان با ارقامي بسيار كمتر از ۳۰۰۰ هزار ميليارد تومان نيز پروژه را جمع و جور كرد. آمار نشان مي‌دهد پس از آنكه حدود هفت ميليون خانوار در طرح نهضت ملي مسكن ثبت‌نام كردند و حدود پنج ميليون نفر در پايش اوليه تاييد شدند، پس از فراخوان براي واريز پول، تعداد متقاضيان واقعي به ۷۸۰ هزار نفر كاهش پيدا كرد.  به تازگي مجلس راهكاري را براي افزايش توان مالي بانك‌ها در پرداخت وام مسكن مورد بررسي قرار داده است.

  • سياست‌هاي اقتصادي دولت سيزدهم براي رشد اقتصادي و رفاه مردم زيانبار بود

    سياست‌هاي اقتصادي دولت سيزدهم براي رشد اقتصادي و رفاه مردم زيانبار بود

    به گزارش اقتصادران، مرتضی عزتی در روزنامه تعادل نوشت:

    آمارهاي منتشر شده مركز آمار ايران نشان مي‌دهد دولت سيزدهم نه تنها در بهبود رشد اقتصادي موفق نبوده، بلكه سياست‌هاي نادرست آن موجب كاهش رشد اقتصادي در سال‌هاي ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ شده است و روند آن نشان مي‌دهد در سال ۱۴۰۳ نيز رشد اقتصادي به‌ شدت كاهش خواهد يافت و احتمالا منفي خواهد شد. داده‌هاي منتشر شده رسمي مركز آمار نشان مي‌دهد رشد اقتصادي بدون نفت ايران در سال ۱۳۹۸، ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ به ترتيب برابر ۲,۵ درصد، ۳.۱ درصد و ۵ درصد بوده است. اين داده‌ها به روشني نشان مي‌دهد كه روند سياست‌هاي دولت دوازدهم به‌رغم فشارهاي تحريمي در سال‌هاي ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ و نيز در دوران ركود كرونايي ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ به گونه‌اي بوده كه رشد اقتصادي رو به افزايش بوده است.  اين در حالي است كه نرخ رشد اقتصادي در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ به ترتيب به ۴.۸ درصد و ۳.۴ درصد كاهش يافته است.

    افزون بر اين داده‌هاي فصلي نيز نشان مي‌دهد رشد اقتصادي سال ۱۴۰۳ منفي خواهد شد. اين داده‌ها به روشني نشان مي‌دهند كه روند سياست‌هاي اقتصادي دولت سيزدهم براي رشد اقتصادي و رفاه مردم زيانبار بوده است. به نظر ميرسد دولت از سال ۱۴۰۱ نتوانست از فرصتهاي رشد اقتصادي استفاده مفيدي كند. هر چند در اين دوره پيوستن به پيمان شانگهاي و اواخر آن پيوستن به بريكس نيز مي‌توانست فرصت‌ها را بهبود داده باشد، ولي روند رشد اقتصادي به خوبي نشان مي‌دهد كه دولت در استفاده از اين فرصت‌ها ناموفق بوده و حتي از فرصت‌هاي داخلي نيز نتوانسته است براي افزايش رشد اقتصادي بهره ببرد.اينكه چرا دولت سيزدهم در سياست‌هاي اقتصادي موفق نبوده است به عوامل مختلفي باز مي‌گردد كه اشاره كوتاهي به ۴ علت از اين عوامل مي‌كنيم.

    ۱. يكي از مهم‌ترين رويكردهاي حاكم بي‌اعتنايي به علم اقتصاد، تخصص و تجربه بشري بوده است. به‌طوري كه دولت سيزدهم با بر سر كار آوردن افرادي كه علم، تخصص و تجربه مناسب را نداشته‌اند و با بي‌اعتنايي به اصول شايسته‌سالاري و سياستگذاري علمي و در نتيجه درك نادرست از اولويت‌هاي مهم اقتصادي، موجب ناكارآمدي در سياستگذاري‌هاي اقتصادي به ويژه در زمينه‌هاي پولي و بانكي شد. سياستگذاران اصلي كشور با درك نادرست از اقتصاد، باورهاي غيرعلمي، اولويت قرار ندادن رشد اقتصادي و اقدامات تهديد‌كننده بنگاه‌هاي اقتصادي خصوصي و سرمايه‌گذاران، موجب آن شده‌اند كه امنيت سرمايه كاهش بيابد، بسياري از سرمايه‌گذاران از سرمايه‌گذاري منصرف شوند، سيلي از فرار سرمايه‌ها ايجاد و ضربه‌هاي سنگيني به اقتصاد وارد شود. بي‌شك نتيجه اين‌گونه رويكردها، كاهش رشد اقتصادي است.

    ۳. با رفع محدوديتهاي كرونايي و نيز با كاهش محدوديت‌هاي تحريمي، انتظار مي‌رفت رشد اقتصادي ايران رو به افزايش بگذارد، ولي اين افزايش تنها تا سال ۱۴۰۰ ادامه يافت و پس از آن در دولت سيزدهم رو به كاهش نهاد. يكي از علت‌هاي اصلي اين كاهش رشد اقتصادي، سياست‌هاي دولتي‌سازي بيشتر و ايجاد و گسترش محدوديت براي بخش خصوصي بوده است. در اين سال‌ها دولتي‌ها با بهانه‌هاي واهي، تلاش بسياري براي جلوگيري از خصوصي‌سازي و بازگرداندن شركت‌هاي خصوصي شده به دولت كردند كه فضاي اقتصاد را نامطمئن نشان داد. بي‌شك دولتي‌سازي و تلاش براي كاهش فعاليت بخش خصوصي عامل مهمي براي كاهش رشد اقتصادي بوده است.
    ۴. دولت سيزدهم با بي‌اعتنايي به بخش خصوصي، همه تلاش خود را كرد تا در سياستگذاري‌ها، تنها منافع دولت را در نظر بگيرد و منافع مردم و بخش خصوصي را ناديده بگيرد. از اين رو موجب تضعيف بخش خصوصي در مشاركت مردم براي افزايش توليد و رشد اقتصادي شد. نمونه‌هاي بارز آن افزايش تخصيص منابع بانكي به دولت و كاهش تسهيلات بخش خصوصي و افزايش ماليات‌ها بر گرده مردم و فعالان اقتصادي است.

    آمارها نشان مي‌دهد دولت‌هاي پيشين هميشه در تخصيص منابع بانكي، بخش خصوصي را در اولويت قرار مي‌داده‌اند به‌طوري كه هميشه رشد وام‌دهي به بخش خصوصي بيش از رشد وام‌دهي به دولت بوده است در حالي كه اين روند در دولت سيزدهم برعكس شده و دولت تلاش كرده است منابع بانكي را بيشتر به خود اختصاص دهد و مردم و بخش خصوصي را از منابع بانكي محروم‌تر كند. براي نمونه در سال‌هاي ۱۳۹۸، ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ در حالي كه رشد كل مانده وام‌هاي دولتي و خصوصي سيستم بانكي، به ترتيب ۲۲,۳ درصد، ۴۴.۹ درصد و ۴۱.۶ درصد بوده، مانده تسهيلات بخش خصوصي (توليد‌كننده و مصرف‌كننده) به ترتيب ۲۳.۵ درصد، ۴۸.۵ درصد و ۴۹.۶ درصد رشد كرده، ولي رشد مانده وام‌هاي دولتي كمتر از نصف اين بوده است، اين به معناي آن است كه در گذشته سهم بخش خصوصي در رشد تسهيلات افزايشي و سهم بخش دولتي در استفاده از تسهيلات سيستم بانكي، كاهشي بوده است.

    ولي دولت سيزدهم در سال‌هاي ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ روند عكس منافع مردم را (به نفع دولتي‌ها) در پيش گرفته است. آمارها نشان مي‌دهد در حالي كه رشد مانده كل تسهيلات در اين دو سال برابر ۴۱.۶ درصد و ۲۸ درصد بوده، رشد مانده تسهيلات بخش خصوصي، كمتر از آن بوده و به ۳۹.۶ درصد و ۲۵ درصد كاهش يافته، ولي رشد مانده وام‌هاي بخش دولتي حدود دوبرابر و نزديك به ۷۰ درصد شده است. بسيار روشن است كه سياست تخصيص منابع بانكي به دولت ناكارآمد و كاهش تسهيلات‌دهي به مردم و بخش خصوصي، رشد اقتصادي را كاهش مي‌دهد.  عوامل ديگري نيز در ناتواني دولت در شكل‌دهي به رشد اقتصادي موثر است كه مجال گسترده‌تر مي‌طلبد. افزون بر اينها تحريم نيز يك عامل مهم است كه تا زمان باقي ماندن آن نبايد انتظار رشد اقتصادي بالايي داشته باشيم.