برچسب: منابع آبی

  • پایتخت نشینان در یک قدمی جیره بندی آب / تهران چگونه به مرز بی‌آبی رسید؟

    پایتخت نشینان در یک قدمی جیره بندی آب / تهران چگونه به مرز بی‌آبی رسید؟

    به گزارش اقتصادران، بالاخره خبر بدی که نباید می‌رسید رسید؛ سد‌ها به حداقل ذخیره آب رسیده‌اند و تهران در آستانه سهمیه‌بندی آب قرار گرفته است. با وجود بهره‌برداری از پروژه انتقال آب طالقان، همچنان سایه سنگین بی‌آبی بر پایتخت حفظ شده است. وعده تامین آب از طالقان برای ۳ میلیون نفر از جمعیت تهران، در برابر واقعیت خشکسالی و افت شدید ذخایر سد‌های اصلی، بیش از آنکه آرامش‌بخش باشد، بر تناقض‌های مدیریتی و ضعف سیاست‌گذاری در حوزه منابع آب تاکید می‌کند؛ بنابراین در مقطع کنونی اگر بارش‌های موثر پاییزی در هفته‌های پیش‌رو آغاز نشوند، تهران با سهمیه‌بندی گسترده و قطعی آب در شهر مواجه خواهد شد. راه‌حل، نه در وعده‌های انتقال آب، بلکه در اصلاح ساختار مصرف، بازچرخانی منابع و بازنگری در سیاست‌گذاری است.

    باید توجه داشت که آب شرب پایتخت عمدتاً از پنج سد اصلی تامین می‌شود: سد امیرکبیر (کرج)، سد لار، سد لتیان، سد ماملو و سد طالقان. اما بررسی وضعیت فعلی این سد‌ها نشان می‌دهد که همگی با کاهش شدید ذخایر مواجه‌اند و توان پاسخگویی به نیاز‌های روزافزون جمعیت تهران را از دست داده‌اند.

    سد‌های تامین کننده آب تهران در چه وضعیتی قرار دارند؟

    سد امیرکبیر، نخستین سد چندمنظوره ایران که از سال ۱۳۴۰ در مدار بهره‌برداری قرار دارد، اکنون تنها ۱۴ میلیون مترمکعب آب در مخزن خود دارد یعنی کمتر از ۸ درصد ظرفیت آن. طبق اعلام شرکت آب منطقه‌ای تهران، این میزان تنها برای دو هفته تامین آب شرب کفایت می‌کند. در چنین شرایطی، این سد نه‌تنها از مدار تولید برق خارج شده، بلکه در آستانه رسیدن به حجم مرده قرار دارد؛ نقطه‌ای که برداشت آب برای حفظ ایمنی سازه ممنوع می‌شود. از طرف دیگر سال گذشته همین موقع ۸۵ درصد ظرفیت این سد پر بوده و آیا این میزان افت ذخیره آب عجیب نیست؟

    همچنین سد لار، یکی از بزرگ‌ترین سد‌های کشور، با خشکی ۹۹ درصدی عملاً از چرخه تامین آب خارج شده است. این سد که زمانی نقش مهمی در تغذیه شبکه آبرسانی تهران داشت، حالا به نمادی از فرسایش منابع آبی تبدیل شده است.

    سد لتیان، نیز که در شرق تهران واقع شده، بخشی از آب مناطق شرقی پایتخت را تامین می‌کند. هرچند اطلاعات رسمی از وضعیت فعلی آن منتشر نشده، اما با توجه به کاهش ۴۳ درصدی ورودی آب به سد‌های تهران نسبت به سال گذشته، می‌توان حدس زد که لتیان نیز در وضعیت بحرانی قرار دارد.

    سد ماملو، در جنوب شرق تهران، نیز تحت تاثیر خشکسالی و کاهش ورودی‌ها قرار گرفته و ظرفیت آن به‌شدت کاهش یافته است. این سد که نقش مهمی در تامین آب مناطق جنوبی دارد، اکنون با چالش‌های مشابه سایر سد‌ها مواجه است.

    سد طالقان، تازه‌ترین امیدواری در میان منابع آبی تهران، به‌تازگی وارد مدار بهره‌برداری شده و قرار است آب مورد نیاز ۳ میلیون نفر را تامین کند. اما این پروژه هنوز در مراحل اولیه است و نمی‌تواند به‌تنهایی بار بحران را به دوش بکشد.

    در مجموع، کاهش شدید بارندگی، افت ورودی آب و خشکسالی پنج‌ساله فشار سنگینی بر منابع آبی تهران وارد کرده‌اند. در چنین شرایطی، سهمیه‌بندی آب نه‌تنها محتمل، بلکه اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. اگر بارش‌های موثر پاییزی در هفته‌های پیش‌رو آغاز نشوند، تهران با یکی از سخت‌ترین بحران‌های آبی خود در دهه‌های اخیر مواجه خواهد شد، بحرانی که تنها با اصلاح ساختار مصرف، بازنگری در سیاست‌گذاری و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های پایدار قابل مدیریت خواهد بود.

    تهران چگونه به مرز بحران آب رسید؟

    در سال‌های اخیر کاهش شدید ورودی آب از رودخانه‌های بالادست، برداشت‌های زیست‌محیطی و شرب و نبود بارش‌های موثر پاییزی، سد‌های تامین کننده آب تهران به ویژه سد امیرکبیر را در آستانه رسیدن به «حجم مرده» قرار داده است؛ نقطه‌ای که برداشت آب برای حفظ ایمنی سازه ممنوع می‌شود.

    در ابتدای پاییز امسال، با کاهش ذخایر به ۲۸ میلیون مترمکعب، نیروگاه سد کرج از مدار خارج شد. سطح آب آن‌قدر پایین آمده که دیگر امکان عبور از تونل ورودی نیروگاه وجود ندارد. اکنون با رسیدن حجم آب به حدود ۲۵ میلیون مترمکعب و فاصله‌ای کمتر از ۴ میلیون مترمکعب تا حجم مرده، هشدار‌ها جدی‌تر از همیشه شده‌اند. اگر بارش‌های موثر در همین ماه جاری در حوضه آبریز سد آغاز نشوند، آخرین روز‌های برداشت از این منبع حیاتی را سپری خواهیم کرد.

    در چنین شرایطی، بهره‌برداری از پروژه انتقال آب طالقان به تهران، هرچند در ظاهر امیدبخش است، اما نمی‌تواند بحران را به‌طور کامل حل کند. این پروژه قرار است آب مورد نیاز ۳ میلیون نفر را تامین کند، اما با توجه به کاهش شدید منابع آبی در سایر سد‌های استان از جمله سد لار که طبق گزارش‌ها ۹۹ درصد ظرفیت آن خالی است نمی‌توان به یک پروژه انتقالی به‌عنوان راه‌حل پایدار نگاه کرد.

    با توجه به افت ذخایر در سایر سد‌های تهران و ناتوانی در تولید برق از منابع آبی، سهمیه‌بندی آب در تهران دیگر یک سناریوی احتمالی نیست، بلکه به واقعیتی قطعی تبدیل شده است.

    ریشه‌های پنهان بحران آب تهران

    تهران چگونه به مرز بی‌آبی رسید؟ هرچند کاهش بارندگی و تداوم خشکسالی در سال‌های اخیر نقش مهمی در افت ذخایر سد‌های تهران داشته، اما بحران آب پایتخت را نمی‌توان صرفاً به آسمان بی‌باران نسبت داد. مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، مدیریتی و مصرفی در کنار تغییرات اقلیمی، تهران را به نقطه‌ای رسانده‌اند که حتی با بهره‌برداری از پروژه‌های انتقال آب، سهمیه‌بندی دیگر اجتناب‌ناپذیر شده است.

    نخستین عامل، رشد بی‌رویه جمعیت و ساخت‌وساز است. تهران در دهه‌های اخیر با رشد شتابان جمعیت و توسعه کالبدی مواجه بوده است. ساخت‌وساز‌های گسترده، افزایش تعداد واحد‌های مسکونی و مهاجرت‌های داخلی باعث شده‌اند تقاضای آب به‌صورت تصاعدی افزایش یابد. در حالی که ظرفیت منابع آبی ثابت یا در حال کاهش بوده، مصرف‌کنندگان جدید هر سال به شبکه اضافه شده‌اند، بدون آنکه زیرساخت‌های آبی متناسب با این رشد توسعه یابند.

    دومین عامل، الگوی مصرف ناپایدار و نبود فرهنگ صرفه‌جویی است. تهران از جمله شهر‌هایی است که سرانه مصرف آب در آن بالاتر از میانگین جهانی است. نبود سیاست‌های موثر در آموزش عمومی، ضعف در تعرفه‌گذاری پلکانی و عدم اجرای جدی طرح‌های بازچرخانی آب، باعث شده‌اند که مصرف‌کنندگان خانگی، تجاری و صنعتی بدون درک محدودیت منابع، به مصرف ادامه دهند. در چنین شرایطی، حتی بارندگی‌های نرمال نیز نمی‌توانند پاسخگوی تقاضای فزاینده باشند.

    عامل سوم، فرسودگی شبکه و هدر رفت آب است. بخش قابل توجهی از شبکه توزیع آب تهران فرسوده است. نشت از خطوط انتقال، شکستگی لوله‌ها و نبود سیستم‌های هوشمند مدیریت فشار، باعث شده‌اند که درصد قابل توجهی از آب تولیدشده، پیش از رسیدن به مصرف‌کننده نهایی، از دست برود. این هدررفت، در شرایطی که منابع محدودند، به بحران دامن می‌زند.

    چهارمین عامل، وابستگی به منابع سطحی و بی‌توجهی به منابع زیرزمینی است. تهران بیش از حد به سد‌های سطحی وابسته است. در حالی که منابع زیرزمینی می‌توانند نقش مکمل ایفا کنند، برداشت‌های بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی در سال‌های گذشته باعث افت شدید سطح آب و فرونشست زمین در مناطق اطراف تهران شده است. این بحران پنهان، نه‌تنها منابع جایگزین را از بین برده، بلکه خطرات زیست‌محیطی جدی به همراه داشته است.

    منبع: روزنامه هفت صبح

  • مدیریت منابع آبی کشور به بن بست رسیده است؟ / نماینده مجلس: مردم دعای باران بخوانند!

    مدیریت منابع آبی کشور به بن بست رسیده است؟ / نماینده مجلس: مردم دعای باران بخوانند!

    به گزارش اقتصادران، نماینده مجلس با انتقاد از وضعیت معیشتی و کاهش بارندگی، هشدار داد که بی‌تدبیری در مدیریت منابع آبی کشور ممکن است به بن‌بست برسد و خواستار اقدام فوری مسئولان و اطلاع‌رسانی شفاف به مردم شد.

    نماینده مردم ابرکوه، بافق، بهاباد، خاتم و مهریز در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: از سوی دیگر کاهش باران به بسیاری از مشکلات دامن زده است.

    وی با بیان اینکه متاسفانه با کاهش بارندگی در کشور مواجه هستیم، اظهار کرد: نباید مدیریت این وضعیت به نحوی پیش رود تا ما به جایی برسیم که بن بست مسایل باشد. پیشنهاد می‌کنم هیات رئیسه مجلس به کسانی که دست اندرکاران این امر محسوب می‌شوند و به نوعی متولی تامین آب در کشور هستند تذکر داده تا آنها نیز تدابیری را در این زمینه بیاندیشند.

    صباغیان تاکید کرد: اگر این مسئولان قادر به رفع این مشکلات نیستند حداقل باید این موضوع را با مردم در میان بگذارند تا آنها دعای باران بخوانند. قبل از انقلاب و در اوایل پیروزی انقلاب مردم دعای باران می‌خواندند، اما اکنون این اتفاق نمی‌افتد.

    این نماینده مجلس تاکید کرد: مسئولان باید به درستی ابعاد این مسئله را شناسایی کرده و در جهت رفع آن نیز چاره اندیشی کنند.

  • ۹۰درصد منابع آبی ایران تمام شد!

    ۹۰درصد منابع آبی ایران تمام شد!

    به گزارش اقتصادران، بحران آب از آنچه تصور می‌کنیم، بحرانی‌تر و نگران‌کننده‌تر است. اگر تا همین چند وقت پیش آمارهای منتشرشده از ۴۰۰‌دشت بحرانی حکایت می‌کرد، حالا عددها روی میلیاردها متر مکعب می‌چرخد؛ عددهایی که حتی نوشتن آنها روی کاغذ نه فقط تلخ و ترسناک است بلکه وقتی تحت عنوان گزارش کمیسیون اصل‌نود از تریبون مجلس خوانده می‌شود یعنی شرایط از بحران گذشته است.

    کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی در گزارشی جامع و کم‌سابقه با عنوان «آسیب‌شناسی مدیریت منابع آب کشور»، از وضعیت بحرانی منابع آبی ایران و ناکارآمدی ساختارهای مدیریتی در این حوزه پرده برداشته است. این گزارش که حاصل بررسی چندساله کارشناسان و بازنشستگان باسابقه بخش آب، اعضای هیات‌علمی دانشگاه‌ها و مدیران وزارت نیرو است، تصویری نگران‌کننده از وضعیت آب در ایران ترسیم می‌کند.

    بر پایه این گزارش، طی دهه‌های اخیر سوءمدیریت، عدم اجرای قوانین بالادستی، سدسازی‌های بی‌رویه، فقدان نظارت و نبود سیاستگذاری هماهنگ میان بخش‌های مختلف موجب شده کشور در مسیر ناپایداری کامل منابع آبی قرار گیرد؛ به‌گونه‌ای که در بسیاری از شاخص‌های جهانی، ایران در رده کشورهای دارای «تنش آبی شدید» یا «بحران فراگیر آب» طبقه‌بندی می‌شود.

    در بخش نخست گزارش، کمیسیون با اشاره به داده‌های وزارت نیرو و نهادهای بین‌المللی اعلام می‌کند که بیش از ۹۰‌درصد از آب تجدیدپذیر کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ این در حالی است که شاخص ایمنی جهانی، سقف مجاز برداشت را ۴۰درصد می‌داند. به این ترتیب ایران در وضعیتی فراتر از مرز خطر قرار گرفته است.

    میانگین افت سطح آب‌های زیرزمینی در کشور حدود ۵۵‌سانتیمتر در سال گزارش شده و کسری تجمعی آبخوان‌ها در ۵۰سال گذشته به بیش از ۲۵۰‌میلیارد مترمکعب رسیده است. از میان ۶۰۹محدوده مطالعاتی، ۴۱۰‌محدوده در وضعیت ممنوعه و بحرانی قرار دارند.

    براساس بررسی‌های زمین‌شناسی، پدیده فرونشست زمین اکنون در اکثر دشت‌های کشور مشاهده می‌شود. در مناطقی مانند دشت علی‌آباد قم، میزان فرونشست به ۷۰‌سانتیمتر در سال رسیده و در دشت تهران و کرج نیز بیش از ۳۰‌سانتیمتر است. این پدیده به‌گفته کمیسیون، تهدیدی جدی برای زیرساخت‌های حیاتی از جمله خطوط گاز، نفت، برق، راه‌آهن و ساختمان‌های شهری محسوب می‌شود.

    ناکامی در طرح‌های احیای منابع آب

    گزارش تصریح می‌کند که هیچ‌یک از ۱۱‌پروژه اصلی این طرح به‌طور کامل اجرا نشده است. بهانه وزارت نیرو، کمبود بودجه اعلام شده اما کمیسیون تاکید دارد که در همان زمان میلیاردها تومان صرف احداث سدهای جدید شده است. همچنین بخش زیادی از دستورالعمل‌های طرح حتی به مرحله اجرا نرسیده‌اند.

    کمیسیون در ادامه دلایل شکست این طرح را در سه محور خلاصه می‌کند:

    1. ۱. عدم اعتقاد مدیران وزارت نیرو به مشارکت مردمی و واگذاری امور تصدی‌گری
    2. ۲. تعارض منافع میان وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی به‌ویژه در زمینه برخورد با چاه‌های غیرمجاز
    3. ۳. ناهماهنگی بین‌بخشی و تضاد رویکردها در مدیریت آب و کشاورزی

    سدسازی بی‌رویه و غفلت از تغییر اقلیم

    در بخش دیگری از گزارش، روند توسعه سدسازی در کشور مورد نقد قرار گرفته است. کمیسیون اعلام کرده از دهه۳۰ تا به امروز بیش از ۷۰۰‌سد در ایران ساخته شده که مجموع حجم مخازن آنها حدود ۵۳میلیارد مترمکعب است. این در حالی است که منابع آب تجدیدپذیر کشور طی دهه اخیر از ۱۱۴میلیارد مترمکعب به حدود ۷۰‌میلیارد مترمکعب کاهش یافته است. کمیسیون هشدار داده که سدسازی بدون توجه به تغییر اقلیم و ظرفیت طبیعی رودخانه‌ها ادامه دارد و حتی در شرایط فعلی ده‌ها سد دیگر در حال مطالعه یا اجرا هستند. بررسی‌ها نشان می‌دهد تنها ۲۶درصد از سدهای در حال ساخت دارای مجوزهای قانونی بوده و حدود ۸۰‌درصد از سدهای بهره‌برداری‌شده فاقد مجوز محیط‌زیستی معتبر هستند.

    این گزارش همچنین ضعف شدید در «دیپلماسی آبی» را یکی از عوامل بحران معرفی کرده است. بسیاری از رودخانه‌های مرزی که از کشورهای همسایه وارد ایران می‌شوند، به‌دلیل عدم مذاکره موثر و توافق‌های پایدار، با کاهش ورودی مواجه شده‌اند.

    ضعف حکمرانی و تعارض نهادی

    کمیسیون اصل‌نود با انتقاد از ساختار موجود مدیریت آب کشور، از «فقدان حکمرانی یکپارچه» سخن می‌گوید. مدیریت منابع آب میان چندین دستگاه پراکنده تقسیم شده و هریک سیاست‌های متفاوتی دنبال می‌کنند. شورای‌عالی آب که باید نهاد هماهنگ‌کننده باشد، به‌‌دلیل تمرکز بیش از حد بر دولت و بی‌توجهی به بخش‌خصوصی، نهادهای محلی و سازمان‌های مردم‌نهاد، از ایفای نقش موثر بازمانده است. در بخش ارزیابی عملکرد وزارت نیرو، کمیسیون ۹معیار اصلی را بررسی کرده که شامل بهره‌برداری از منابع آب، حفاظت کیفی، مدیریت پساب، تخصیص آب و نگهداری تاسیسات بوده است. نتایج نشان می‌دهد میانگین امتیاز مدیریت آب در همه شاخص‌ها کمتر از ۵۰ از ۱۰۰ بوده است. بالاترین نمره مربوط به «نگهداری تاسیسات» و پایین‌ترین مربوط به «برنامه‌ریزی و تخصیص آب» و «حفاظت کیفی منابع آب» بوده است.

    پیامدهای تداوم وضعیت کنونی

    البته که این تصویر نگران‌کننده بدون نتیجه هم نیست. راهکارهای پیشنهادی که مجلس برای نجات آب ایران مطرح کرده است، شامل مجموعه‌ای از راهکارها و پیشنهادهای اجرایی برای اصلاح ساختار مدیریت آب کشور است که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

    اصلاح ساختار شورای‌عالی آب و واگذاری دبیرخانه آن به سازمان برنامه و بودجه برای افزایش هماهنگی بین قوا و جلوگیری از تصمیم‌گیری‌های جزیره‌ای، تقویت حضور بخش‌خصوصی، دانشگاه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد در سیاستگذاری آب، اجرای مجدد طرح احیا و تعادل‌بخشی منابع زیرزمینی با تامین بودجه پایدار و نظارت شفاف بر مراحل اجرا، تغییر الگوی کشت در کشاورزی و تشویق به استفاده از فناوری‌های آبیاری نوین و محصولات کم‌آب‌بر، اصلاح نظام اقتصاد آب با هدف واقعی‌سازی قیمت‌ها، شفاف‌سازی یارانه‌ها و توسعه بازارهای مبادله آب، تدوین سیاست ملی آمایش سرزمین بر مبنای ظرفیت آبی هر منطقه به‌منظور کنترل توسعه شهری و صنعتی، افزایش بهره‌وری در مصارف صنعتی و شرب از طریق بازچرخانی پساب و کاهش تلفات شبکه‌های توزیع، تشدید برخورد قانونی با چاه‌های غیرمجاز و اضافه‌برداشت‌ها با همکاری قوه قضاییه و نهادهای نظارتی و البته تشکیل کارگروه مشترک برای بازنگری سیاست‌های آبی. در پایان این گزارش آمده است که نتایج این آسیب‌شناسی به اطلاع وزیر نیرو و رییس سازمان برنامه و بودجه رسیده و با موافقت آنان، کارگروهی مشترک میان وزارت نیرو، وزارت

    جهاد کشاورزی، سازمان برنامه و بودجه و کمیسیون اصل نود مجلس تشکیل شده است. هدف این کارگروه، بازنگری در ضوابط و فرآیندهای جاری و تدوین نقشه راهی تازه برای مدیریت پایدار آب در کشور است.

     

  • طالبان با سیمان ایرانی راه آب را به سمت ایران می بندد!

    طالبان با سیمان ایرانی راه آب را به سمت ایران می بندد!

    به گزارش اقتصادران، محمد جوانبخت معاون وزیر نیرو اخیرا با اشاره به کاهش چشمگیر منابع آبی سد دوستی در تامین آب شرب شهر مشهد گفته است: کاهش یا به صفر رساندن برداشت غیر شرب کشور ترکمنستان از سد دوستی، می‌تواند در گذر از تابستان پیش رو کمک شایانی به ایران داشته باشد.

    به گفته او؛ به دنبال کاهش منابع آب سد دوستی، تامین آب شرب شهر مشهد با کاهش چشمگیری مواجه شده است و از معاون کمیته دولتی مدیریت آب ترکمنستان درخواست می‌شود تا برای افزایش برداشت طرف ایرانی و کاهش یا به صفر رساندن برداشت آب طرف ترکمنی از سد دوستی برای عبور از تابستان سال جاری همکاری کند.

    در همین رابطه و امکان همکاری ترکمنستان برای گذر از تابستان سال جاری و همچنین وضعیت رهاسازی آب از سوی افغانستان ابوالفضل ظهره‌وند گفت: افغانستان مشکلات متعددی دارد و دشمنان ما از اهرم آب علیه ایران استفاده می‌کنند و به سدسازی روی رودهای مشترک جاری در این کشور از جمله هریرود که به سمت مشهد روانه می‌شود؛ کمک می‌کنند.

    وی افزود: افغانستان علی‌الظاهر عنوان می‌کند که با ما دوست است حتی از سیمان داخل ایران برای سدسازی روی رودهایی که به سمت ایران می‌آید؛ استفاده می‌کند اما در عمل علیه ما فعالیت دارد.

    عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اظهار داشت: ایران در شیوه آبیاری و استفاده از منابع آبی می‌تواند به افغان‌ها کم کند به جای سدسازی که کار بیهوده‌ای است می‌توانیم سیستم آبیاری این کشور را متحول کنیم و این به طرح و برنامه‌ای برمی‌گردد که سفارت ایران در این کشور اجرا کند ضمن اینکه منوط به وجود دولت مستقر و پاسخگو است، اکنون در این کشور دولت پاسخگو نداریم، بنابراین دشمنان از این فرصت استفاده می‌کنند و دست به اقداماتی می‌زنند که منافع ایران را از جمله در حوزه آب متاثر می‌کند.

    وی درباره مدیریت آب از سوی ترکمنستان برای انتقال آب بیشتر به سمت ایران تصریح کرد: این کشور رابطه خوبی با ایران دارد؛ می‌توان به شکلی تعامل کرد آبی را که وارد دریای خزر می‌شود؛ روانه ایران شود، می‌توان همکاری و برنامه‌ریزی کنیم و از این آب استفاده شود.

    ظهره‌وند بیان داشت: اکنون امریکا برای تغییر در ژئوپلیتیک منطقه روی آبی که از تاجیکستان به سمت ترکمنستان و دریای خزر روانه می‌شد کانال آبی بزرگ بنام قوش‌تپه احداث کرده که در زمین‌های لم‌یزرع این منطقه تغییرات ایجاد کنند و پشتون‌ها را از جنوب و پاکستان به شمال افغانستان منتقل کنند و این روی دبی آب جیحون که وارد ازبکستان و ترکمنستان می‌شد و در کل ظرفیت آبی ترکمنستان تاثیر گذاشته است اما تاکنون کسی نسبت به این موضوع واکنشی نشان نداده است.

    وی درباره همکاری آبی کشورهایی مثل ترکمنستان و تاجیکستان و ایران برای مذاکره و حل و فصل موضوعات آبی با افغان‌ها گفت: موضوعات آبی به این شکل حل و فصل نمی‌شود. مگر اینکه روابط گسترده و عمیق با یک دولت پاسخگو در افغانستان داشته باشیم که در سایه همکاری بتوان از ذخایر آبی این کشور به صورت موثر بهره‌برداری کرد.

    نماینده مردم تهران در مجلس خاطرنشان کرد: ما به جای اینکه آب هرز برود می‌توانیم آب را وارد کشور خودمان کنیم و در مقابل کمک کنیم افغانستان کشت بهتر و آب مناسب‌تری در اختیار داشته باشد.

    وی تاکید کرد: در مجموع ما باید در کشور خودمان مترصد تامین آب پایدار داخلی باشیم و نیاز است مثل شبکه برق؛ شبکه سراسری آب را داخل کشور شکل دهیم، از آب خزر و عمان استفاده کنیم، آب‌شیرین‌کن‌ها را توسعه دهیم، اصلاح سیستم آبیاری در حوزه کشاورزی را در دستور کار قرار دهیم، آب‌های سطحی را جمع‌آوری کنیم، سدهایی که شاید آورده زیادی ندارند و سبب خشکی بیشتر در پایین‌دست شده را از مدار خارج کنیم، یعنی اگر مدیریت آب ملی را یک بار برای همیشه چاره‌اندیشی و سرمایه‌گذاری کنیم مسئله حل می‌شود؛ در غیر این صورت از افغانستان و این مناطق آبی بدست نمی‌آید که مشکل ما را حل کند،  باید تغییراتی در داخل کرده و برای آب پایدار درون‌سرزمینی چاره‌اندیشی کنیم.