برچسب: منابع آبی ایران

  • افت شدید کیفیت آب در تهران / چمران به وزیر کشور نامه محرمانه زد / پیرهادی: نگذاریم سلامت مردم فدای کم‌توجهی برخی دستگاه‌ها شود

    افت شدید کیفیت آب در تهران / چمران به وزیر کشور نامه محرمانه زد / پیرهادی: نگذاریم سلامت مردم فدای کم‌توجهی برخی دستگاه‌ها شود

    به گزارش اقتصادران، تهران، نه‌تنها وابسته به میزان بارندگی، بلکه تابعی از سیاست‌گذاری‌های میان‌دستگاهی، الگوی مصرف، مدیریت پساب و ظرفیت تصفیه‌خانه‌هاست.

    در حالی‌که بسیاری از شهرهای جهان با بارش سالانه‌ای به مراتب بیشتر از تهران، توانسته‌اند الگوهای مصرف را در محدوده پایدار نگه دارند، در پایتخت ایران همچنان چالش‌هایی چون افت کیفیت منابع، استفاده محدود از پساب‌های استاندارد، و نبود رویکرد یکپارچه در حوزه مدیریت تقاضا به چشم می‌خورد.

    مهدی پیرهادی، رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران بر مؤلفه‌های اثرگذار بر وضعیت منابع آبی پایتخت، به برخی چالش‌های کمتر شنیده‌شده در حوزه مصرف، سلامت عمومی و الزامات نهادی در این زمینه اشاره می‌کند.

    او با اشاره به بحرانی بودن وضعیت منابع آبی پایتخت، بر لزوم اصلاح الگوی مصرف، کاهش هدررفت، استفاده ایمن از پساب‌های تصفیه‌شده و طراحی برنامه‌ای ملی برای نجات تهران از کم‌آبی تأکید کرد. مهدی پیرهادی همچنین هشدار داد که استفاده از پساب‌های غیراستاندارد، سلامت مردم را تهدید می‌کند.

    با روند فزاینده جمعیت در تهران، نیاز آبی شهر به‌شدت افزایش خواهد یافت

    پیرهادی، رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران می گوید :‌ «سرانه مصرف آب شهری در تهران یکی از موضوعات بسیار مهم و نگران‌کننده است. در حالی که متوسط بارش سالانه در تهران ۲۲۹ میلی‌متر است، سرانه مصرف روزانه آب بین ۳۲۰ تا ۳۷۰ لیتر در نوسان است. این در حالی است که در کشورهایی مانند سنگاپور با ۲۵۸۰ میلی‌متر بارش سالانه، سرانه مصرف تنها ۱۴۱ لیتر و در جاکارتا با ۱۸۰۰ میلی‌متر بارش، مصرف روزانه ۱۷۵ لیتر است. حتی در لندن نیز با بارش بالا، مصرف سرانه فقط ۱۴۵ لیتر در روز است.»

    او ادامه داد: «با روند فزاینده جمعیت در تهران، نیاز آبی شهر به‌شدت افزایش خواهد یافت و اصلاح سرانه مصرف باید به‌صورت جدی در دستور کار قرار گیرد. همچنین باید به کاهش هدررفت واقعی آب توجه ویژه‌ای شود. یکی دیگر از موضوعات مهم، اصلاح الگوی مصرف آب در بخش کشاورزی است؛ باید از روش‌های نوین برای کاهش مصرف در این بخش استفاده کنیم.»

    پیرهادی افزود: «طرح‌های انتقال آب بین‌حوزه‌ای نیز باید با دقت بررسی شوند. همچنین استفاده از پساب تصفیه‌شده، تنها در صورتی قابل قبول است که استانداردهای لازم را داشته باشد و به تأیید وزارت بهداشت و سازمان محیط زیست برسد.»

    وی در ادامه با اشاره به ساختار جمعیتی تهران گفت: «نمی‌توان آب تهران را فقط متعلق به استان تهران دانست. استان‌های البرز و حتی قزوین نیز از منابع آبی آن بهره‌مند هستند. مهاجرت داخلی و خارجی به تهران نیز بار مضاعفی بر منابع وارد کرده که باید در محاسبات لحاظ شود.»

    نامه محرمانه مهندس چمران خطاب به وزیر کشور

    پیرهادی یادآوری کرد: «چند سال پیش طی نامه‌ای محرمانه با امضای آقای مهندس چمران خطاب به وزیر کشور، بر اهمیت رسیدگی به این موضوعات تأکید کردیم. در کنار جمعیت، استفاده از تجهیزات کاهنده مصرف نیز بسیار حائز اهمیت است. متأسفانه در حوزه وسایل کاهنده مصرف، کشور پیشرفت چشمگیری نداشته، در حالی که این ابزارها می‌توانند تا ۳۰ درصد در مصرف صرفه‌جویی ایجاد کنند.»

    سلامت مردم باید اولویت اصلی همه تصمیم‌گیری‌ها باشد

    وی با انتقاد از روند اجرایی دراین حوزه گفت :‌ «دهه‌هاست اقدامات لازم برای مدیریت منابع آب به طور کامل انجام نشده و اکنون به نقطه بحرانی رسیده‌ایم. البته هنوز هم دیر نیست. باید با بهره‌گیری از نظرات نخبگان حوزه آب، یک برنامه ملی طراحی شود تا این فرایند طولانی اصلاح شود، در حوزه تصفیه‌خانه‌ها و بازچرخانی آب، اقداماتی انجام شده، اما این فرآیند چندین سال زمان برده و هنوز هم ناقص است. شهرداری تهران اقداماتی برای کاهش برداشت آب از چاه‌های حفر شده انجام داده، اما خشک شدن ۱۶۰ حلقه چاه برای آب یاری فضای سبز شهری، نشانه فشار زیاد بر منابع است.»

    وی با اشاره به مشکل کیفیت پساب‌ها افزود: سازمان آب و فاضلاب باید کیفیت پسآب ها را به تایید وزارت نیرو و بهداشت و سازمان محیط زیست برساند و درحال حاضر امکان استفاده این پسآب ها در بوستان های محلی وجود ندارد و نیاز به آب با کیفیت  تری برای آبیاری بوستان های محلی است.

    پیرهادی هشدار داد: «نباید اجازه دهیم سلامت مردم فدای کم‌توجهی برخی دستگاه‌ها شود. چرا هنوز برخی دستگاه‌ها درباره کیفیت پساب‌ها شفاف صحبت نمی‌کنند؟ در حالی که محصولات کشاورزی نیز با همین آب‌ها آبیاری می‌شوند و مردم در معرض آسیب جدی قرار دارند. سلامت مردم باید اولویت اصلی همه تصمیم‌گیری‌ها باشد، تعجب می‌کنم که چطور ممکن است موضوع سلامت مردم دغدغه اول نباشد؟ چطور می‌شود که جهاد کشاورزی یا حتی وزارت بهداشت، با وجود اهمیت این مسئله، پیگیری‌های لازم را به‌درستی انجام نمی‌دهند؟ انتظار ما این است که حداقل درباره موضوعات مرتبط با سلامت، شفاف و مسئولانه عمل کنند.»

    وی ادامه داد: «ما باید دقیقاً در جریان باشیم که چه اقداماتی از سوی این دستگاه‌ها در خصوص کیفیت آب، پساب‌ها و سلامت عمومی انجام شده است. اینکه شورا دغدغه‌مند وضعیت آب تهران است، به‌ویژه مسئله آب شرب  ناشی از حفر چاه‌های عمیق توسط دستگاه‌های مختلف است، نشان می‌دهد وضعیت کیفیت آب در پایتخت کاهش پیدا کرده؛ هرچند از نظر استانداردهای رسمی، آب تهران هنوز شرایط لازم و استانداردهای کافی  را دارد.»

    افت کیفیت آب باعث شده بخشی از مردم به استفاده از آب‌های معدنی روی بیاورند

    پیرهادی هشدار داد: «همین افت کیفیت، باعث شده بخشی از مردم به استفاده از آب‌های معدنی یا بسته‌بندی روی بیاورند. متأسفانه در این فضا، شایعات و حرف‌وحدیث‌هایی نیز مطرح می‌شود که ضرورت دارد به‌صورت شفاف و کارشناسی‌شده توسط نهادهای ذی‌ربط مورد بررسی قرار گیرد، وزارت بهداشت باید درباره کیفیت آب، پساب‌ها و منابع مصرفی مردم به‌صورت شفاف اظهارنظر کند. نمی‌شود سلامت مردم را به تعویق انداخت یا با ابهام درباره آن صحبت کرد.

    رییس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران تاکید کرد که سران سه قوا با محوریت ناترازی آب جلساتی را تشکیل دهند وتصمیم گیری هایی در این حوزه انجام شود تا قبل از این که وضعیت بحرانی آب جدی تر شود در این خصوص باید تعیین تکلیف شود.

    پیرهادی یادآورشد برای حل مشکلات ناترازی آب باید از سرمایه گذاران داخلی و خارجی نیز استفاده شود. دراین حوزه باید از ظرفیت نخبگان و متخصصان استفاده شود و مدیران جوان  و تحول گرا باید کارهای بزرگ در کشور به دست بگیرند و برخی مدیران خسته و محافظه کار نمی توانند برنامه های تحولی و راهبردی را در کشور اجرا کنند و کشور نیازمند یک پوست اندازی در فضاهای مدیریتی است.

    پیرهادی با اشاره به سخت گیری های مدیریت شهری تهران در حفر چاه آب هم توضیح داد:‌بعد از آن که مجوز حفر چاه در شهر تهران داده نشد، حفر چاه در شهرهای پیرامونی شهر تهران  (استان تهران) افزایش پیدا کرد. حفر این چاه ها زیست پذیری این محدوده ها را دچار چالش کرده و یکی از دلایلی که رییس جمهور درسفر به استان تهران به فرونشست زمین در ورامین که سالیانه ۳۶ سانتی متر رسیده  اشاره کرد به همین دلیل است و حفر چاه های متعدد در اطراف تهران سرعت فرونشست را افزایش خواهد داد.

    این عضو شورای شهر تهران همچنین یادآور شد:‌ نظارت دقیق بر مبحث شانزدهم مقررات ملی ساختمان با عنوان تاسیسات بهداشتی شانزدهمین مبحث از مباحث بیست و دوگانه مقررات ملی ساختمان است که باید دراین حوزه مورد توجه قرار گیرد و توسط ناظرین و نظام مهندسی برحسن اجرایش نظارت شود.

  • لطمه بزرگ افغانستان به ایران/ چگونه طالبان منابع آبی شرق کشور را تهدید می‌کند؟

    لطمه بزرگ افغانستان به ایران/ چگونه طالبان منابع آبی شرق کشور را تهدید می‌کند؟

    به گزارش اقتصادران، عیسی بزرگ‌زاده سخنگوی صنعت آب کشور، درباره سدسازی‌های افغانستان برروی رودهای مشترک و واکنش ایران به این اقدامات اظهار داشت: ما موضع شفاف خود را به گوش مقامات افغانستان رساندیم و از کانال‌های دیپلمایتکی هم اعلام کردیم.

    وی افزود: از نظر ما کشور همسایه در هر اقدامی که روی رودهای مشترک انجام می‌دهد باید حقوق عرفی را در نظر بگیرد و در چارچوب موازین و حقوق بین‌الملل اقدام کند.

    سخنگوی صنعت آب ساخت و آبگیری سد پاشدان در حوضه مرزی و مشترک هریرود را باعث کاهش جریان طبیعی رودخانه مرزی هریرود و بروز خسارت‌های اجتماعی و زیست محیطی در مناطق پایین‌دست به ویژه آسیب جدی در تامین آب شرب شهر مشهد دانست.

    وی یادآور شد: اعمال هرگونه سخت‌گیری و فشار به بخشی از مردمان حوضه آبریز، ناگزیر همه ساکنان حوضه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

    بزرگ‌زاده بیان کرد: اثرات این اقدام یک‌جانبه طرف افغان نه تنها تامین آب شرب و بهداشت چند میلیون نفر را متأثر می‌کند، بلکه به آسیب گسترده به محیط‌زیست پایین‌دست نیز منجر می‌شود.

    وی خاطرنشان کرد: بهره‌برداری یک‌سویه و غیرمشارکتی از منابع آب حوضه هریرود به نفع هیچ‌یک از کشورها در بالادست و پایین‌دست نیست.

    سخنگوی صنعت آب کشور گفت: وزارت نیرو در نشست‌های خود با طرف مقابل به صراحت این موضوع را یادآور شده و در کانال‌های دیپلماتیک نیز یادداشت‌های خود را ارائه دادیم.

    وی تاکید کرد: ما اجازه نمی‌دهیم بابت بهره‌برداری یک‌جانبه طرف همسایه به پایین‌دست و مناطق و شهروندان کشورمان آسیب وارد شود، این مسئله قابل قبول نیست.

    عباس علی‌آبادی درباره واکنش ایران در قبال سدسازی اخیر افغانستان روی رودخانه مشترک با ایران گفته است: آب‌های مرزی دارای اهمیت بسیار است، ما در قسمت‌هایی آب را دریافت و در بخش‌هایی آب را تحویل می ‌دهیم، ما تلاش می‌کنیم طبق مقررات جهانی عمل کنیم.

    وی ادامه داد: برنامه ما این است با همسایگانی که از ایران آب دریافت می‌کنند به عدالت رفتار کنیم و سهم کشور خودمان را نیز از دیگر کشورها دریافت کنیم.

    وزیر نیرو گفت: از طریق مجاری مربوطه اقدامات سیاسی لازم را برای دریافت حقابه و حقوق مردم انجام می‌دهیم، حتی از ظرفیت‌های بومی و محلی هم استفاده می‌کنیم که بسیار هم موثر است.

    این گزارش حاکی است؛ در سفر اخیر عباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان به کابل و دیدا با امیرخان متقی وزیر خارجه افغانستان «حقابه ایران از هیرمند» مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است.

    عراقچی گفته است:  بحث آب یک بحث جدی برای ما بود، رویکرد مقابل ما طرف افغانستان رویکرد سازنده و مثبتی است هم رئیس‌الوزرا و هم وزیر امور خارجه افغانستان تاکید کردند که حقابه ایران بر اساس معاهده هیرمند داده خواهد شد و حتی از آن بالاتر تعبیر بسیار زیبایی که داشتند این بود که حتی اگر معاهده هم نبود وظیفه شرعی و وظیفه انسانی ما اقتضا می‌کرد که آب را به ایران برسانیم یک سری نکات فنی وجود دارد که قرار شد همکاری بشود تا رفع شود البته بارش‌ها هم مؤثر است پدیده خشکسالی پدیده‌ای است که کل منطقه را در بر گرفته ولی اینکه خشکسالی واقعا در چه سطحی است و آب چه میزان است چه میزان نیست خود این هم یک بحث فنی هست که باید به صورت دو جانبه حل و فصل بشود.

    به گفته وزیر امور خارجه خارجه؛ در این خصوص توافقات صورت گرفت اصل قضیه مورد تأیید دوستان ما در کابل است و ان‌شاءالله پیگیری خواهد شد امیدوارم که این امر تأمین شود.

    همچنین در این دیدار یک مقام افغانستانی گفته است: موضوع آب هم برای افغانستان و هم ایران مهم است، ما در نعمتی که خدا داده دخالت نداریم، مردم سیستان و بلوچستان هم برادران ما هستند.

    وی اضافه کرده: ما به صراحت گفتیم برای ما بین مردم هلمند و نیمروز و سیستان و بلوچستان فرقی ندارند، مشکل موجود به خاطر خشکسالی است وقتی باران و برف نباشد و یا کم باشد آب هم کم می‌شود، آب از مناطق مرکزی افغانستان به هلمند و کجکی می‌رسد و بعد از آن تا سد کمالخان و سیستان و بلوچستان باید ۶۰۰ تا ۷۰۰ کیلومتر طی شود. زمین این مسیر هم اکثرا ریگ و خاک است که آب جذب و یا تبخیر می‌شود بنابراین اگر آب زیاد نباشد به سیستان و بلوستان نمی‌رسد.

    این مقام افغانستانی تاکید کرده است: بهرحال اگر حتی توافق و معاهده هم نباشد ما به خاطر اسلام  و انسانیت مسئولیت خود می‌دانیم  که آب به مردم سیستان و بلوچستان برسد.

  • همدستی ترکیه و طالبان علیه منابع آبی ایران / تکلیف آب‌های به یغما رفته ایران چه می شود؟

    همدستی ترکیه و طالبان علیه منابع آبی ایران / تکلیف آب‌های به یغما رفته ایران چه می شود؟

    به گزارش اقتصادران، در روز‌هایی که تهران میزبان کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی بود و نمایندگان کشور‌های مسلمان گرد هم آمده بودند تا از اتحاد و برادری سخن بگویند، نماینده طالبان صحنه‌ای را رقم زد که نشانی از هیچ وحدتی نداشت. هنگام پخش سرود ملی ایران، این نماینده با بی‌تفاوتی تمام در جای خود نشسته باقی ماند و به سرود رسمی کشور میزبان اعتنایی نکرد. چنین رفتاری، نقض آشکار آداب دیپلماتیک و نشان‌دهنده گستاخی است، اما عجیب‌تر از این رفتار، توجیه مقامات ایرانی بود که آن را به ملاحظات مذهبی طالبان نسبت دادند. این واکنش، شاید آینه‌ای از سیاست کلی مماشات در برابر همسایه‌ای باشد که نه به اصول همسایگی پایبند است و نه احترام به معاهدات را به رسمیت می‌شناسد. طالبان، به محض تثبیت قدرت خود، با آغوش باز ایران مواجه شد. یکی از نخستین کشور‌هایی که سفارت افغانستان را بدون هیچ چالشی به طالبان سپرد، ایران بود. اما این روابط، که شاید در ظاهر ماه عسلی کوتاه‌مدت به نظر می‌رسید، به سرعت رنگ‌وبوی اختلاف گرفت.

    در اردیبهشت ۱۴۰۲، زمانی که رئیس‌جمهور وقت ایران(سید ابراهیم رئیسی) درباره حقابه سیستان و بلوچستان به طالبان هشدار داد، پاسخ آنان چیزی نبود جز بیانیه‌ای توهین‌آمیز که ایران را به بی‌اطلاعی از واقعیات متهم می‌کرد. حتی انتشار ویدئویی از یکی از فرماندهان طالبان که کنار رود هیرمند نشسته و با تمسخر به ایران اشاره می‌کرد، نتوانست تغییری در سیاست صبورانه تهران ایجاد کند.

    در حالی که طالبان آب رودخانه هیرمند را به روی ایران بسته بود، تنها کورسوی امید باقی‌مانده برای تالاب هامون، جریان رودخانه فراه بود که سالانه حدود ۱.۲ میلیارد مترمکعب آورد داشت. اما اکنون سد «بخش‌آباد» که به دست طالبان و با همکاری ترکیه در حال ساخت است، تهدیدی مستقیم برای حیات سیستان به شمار می‌رود. این پروژه آبی، که هدفی جز انحصار کامل آب فراه ندارد، قرار است تمام سیلاب‌های این رودخانه مرزی را از هامون دریغ کند و آخرین نفس‌های این تالاب بین‌المللی را بگیرد.

    رودخانه فراه، با طولی ۵۶۰ کیلومتری که از ولایت غور سرچشمه می‌گیرد و به هامون سابوری می‌ریزد، یکی از اصلی‌ترین شریان‌های آبی منطقه است. اما ساخت سد بخش‌آباد با ظرفیت ذخیره‌سازی نزدیک به ۱.۳ میلیارد مترمکعب، می‌تواند تمام جریان سالانه این رودخانه را پشت دیوار‌های بلند خود حبس کند. این ظرفیت، که ۲۶ برابر سد کمالخان است، همراه با کانال‌های انحرافی طراحی شده، به وضوح نشان می‌دهد که هدف، قطع کامل آب ورودی به ایران است. کارشناسان هیدروپلیتیک معتقدند این طراحی نه برای توسعه کشاورزی، بلکه برای تبدیل آب به ابزاری برای فشار دیپلماتیک بر ایران صورت گرفته است.

    قطع آب فراه و سدسازی‌های بی‌رویه، به معنای خشک شدن کامل تالاب هامون و آغاز گردوغبار‌های بی‌سابقه در سیستان خواهد بود. این بحران محیط‌زیستی، نتیجه سیاست‌هایی است که مماشات را بر مطالبه‌گری ترجیح داده‌اند و به همسایه‌ای میدان داده‌اند که نه اصول همسایگی می‌داند و نه به تعهدات بین‌المللی خود پایبند است.

    بحران هیرمند و تشنگی سیستان در سایه سد‌های همسایه

    رودخانه هیرمند، مرز آبی دیرینه‌ای میان ایران و افغانستان، از گذشته تاکنون شاهد تلاش‌ها و کشمکش‌های زیادی بر سر حق‌آبه بوده است. این جنگ آبی، که گاه با حمایت قدرت‌های خارجی از جمله ترکیه در ساخت سد‌های افغانستان پیچیده‌تر می‌شود، حالا به مرحله‌ای رسیده که به نظر می‌رسد نه تنها دیپلماسی، بلکه منافع زیست‌محیطی و اقتصادی منطقه را تهدید می‌کند. سد‌هایی مانند «بخش‌آباد»، که به کمک ترکیه در حال ساخت است، تنها بخشی از پروژه‌هایی هستند که آب‌های مشترک هیرمند را به سمت افغانستان منحرف کرده‌اند و به شدت وضعیت زیست‌محیطی و اجتماعی ایران، به ویژه در سیستان و بلوچستان، را تحت فشار قرار داده‌اند.

    دستگاه دیپلماسی ایران، باوجود مرز ۹۳۶ کیلومتری با افغانستان، در مواجهه با بحران هیرمند نتوانسته پاسخ‌های مؤثری ارائه دهد. حق‌آبه ایران از هیرمند، که در طی سال‌ها به موضوعی پیچیده و پرتنش تبدیل شده، همچنان بدون حل‌وفصل مانده است. ریشه‌های این بحران به دوران قاجار و معاهده پاریس در سال ۱۸۵۷ بازمی‌گردد، زمانی که هرات از خاک ایران جدا شد و نخستین اختلافات آبی بین دو کشور شکل گرفت. از آن زمان، باوجود امضای توافقات مختلف، ایران نتوانسته است از حق‌آبه‌اش بهره‌برداری کند.

    این در حالی است که در بسیاری از موارد، افغانستان متعهد به تأمین آب مورد نیاز ایران از این رودخانه شده، اما به دلیل ناپایداری‌های داخلی و بحران‌های اقتصادی، نتوانسته این تعهدات را به درستی اجرا کند.

    ساخت سد‌هایی مانند «کجکی» و «کمال‌خان» در افغانستان، که به بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آبی هیرمند می‌پردازند، همگی نشانه‌ای از بی‌توجهی به توافقات پیشین و مشکلات جاری است. در نتیجه، دریاچه هامون که زمانی یکی از تالاب‌های مهم جهانی بود، در حال خشک شدن است. این بحران نه تنها اکوسیستم منطقه را تهدید می‌کند، بلکه معیشت بیش از ۴۰۰ هزار نفر از مردم سیستان را نیز به خطر انداخته است. به‌ویژه در شرایطی که کاهش شدید بارش‌ها و خشکسالی‌های مکرر، مشکلات را دوچندان کرده است.

    خشکسالی این منطقه تنها به آثار زیست‌محیطی محدود نمی‌شود؛ بلکه پیامد‌های اقتصادی و اجتماعی آن به شدت در حال گسترش است. کاهش تولیدات کشاورزی و دامداری، مهاجرت‌های گسترده به سایر نقاط ایران و افزایش فعالیت‌های غیرقانونی مانند قاچاق مواد مخدر، به بحران‌های امنیتی و اجتماعی افزوده است. این وضعیت، علاوه بر تهدید امنیت داخلی، باعث تضعیف اقتصاد مناطق دیگر کشور نیز شده است.

    علیرغم توافق‌نامه‌هایی همچون قرارداد ۱۳۵۱ که به‌طور رسمی حق‌آبه ایران از هیرمند را تأسیس کرده، اجرای این معاهدات در عمل با چالش‌های بی‌شماری روبه‌رو بوده است. از منظر حقوق بین‌الملل، بی‌توجهی به این توافقات نقض آشکار اصول بین‌المللی محسوب می‌شود، اما فشار‌های سیاسی، تغییرات اقلیمی و بحران‌های داخلی در هر دو کشور، راه‌حل‌های مؤثری را مسدود کرده است. در این میان، وجود سد‌هایی که بدون نظارت بین‌المللی ساخته می‌شوند و تغییرات ناشی از آن، وضعیت آب‌های مرزی را هر روز پیچیده‌تر از قبل می‌کند.

    آب‌های به یغما رفته و دیپلماسی بی‌نتیجه و بحران‌های مرزی

    پس از روی کار آمدن طالبان در افغانستان، سیاست‌های آبی این کشور وارد فازی جدید شده که نه‌تنها ایران، بلکه سایر کشور‌های همسایه را نیز درگیر بحران‌های عمیق‌تری کرده است. این سیاست‌ها به نوعی بازتاب همان الگوی قدیمی تصاحب منابع مشترک است که در نهایت پیامد‌های منفی آن تمام منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این میان، ایران همچنان به امید دستیابی به توافقاتی برای تأمین حق‌آبه خود از رود هیرمند، به مذاکرات امید بسته است، اما آیا این امید‌ها تنها یک سراب هستند؟

    در حالی که مردم سیستان همچنان با تانکر‌های آب برای تأمین نیاز‌های شرب خود در تلاشند، تالاب هامون که روزگاری به عنوان یک زیستگاه غنی شناخته می‌شد، اکنون به کانونی از گردوغبار تبدیل شده است. این وضعیت در کنار سدسازی‌های گسترده افغانستان، به‌ویژه در حوضه رود هیرمند، باعث کاهش شدید منابع آبی در منطقه شده و مشکلات زیادی را برای ایران به وجود آورده است.

    طالبان علاوه بر اعمال فشار بر منابع آبی هیرمند، به‌طور همزمان بر رودخانه‌های دیگر مانند فراه‌رود نیز تسلط پیدا کرده است. عدم وجود توافقات قانونی میان ایران و افغانستان در خصوص این رودخانه‌ها، وضعیت آبی ایران را به بحرانی جدی تبدیل کرده است. در این شرایط، هرچند کشور‌های همسایه مانند پاکستان و ازبکستان با سرعت در حال ایجاد پروژه‌های مشترک برای مقابله با بحران‌های آبی هستند، ایران همچنان در باتلاق مذاکرات بی‌نتیجه و وعده‌های تحقق‌نیافته گرفتار است.

    وضعیت سیستان، که در کنار بحران کم‌آبی با باد‌های ۱۲۰ روزه و گردوغبار همیشگی مواجه است، تنها بخشی از این فاجعه زیست‌محیطی است. خشکسالی‌های شدید و سیاست‌های آبی خصمانه طالبان نه‌تنها بر زندگی مردم سیستان تأثیر گذاشته، بلکه تهدیدی برای اکوسیستم‌های اطراف نیز به حساب می‌آید. این بحران، که به مرز مهاجرت گسترده و فروپاشی اقتصادی ساکنان این منطقه نزدیک شده، نشان‌دهنده لزوم تغییر اساسی در سیاست‌های دیپلماسی آبی ایران است.

    کارشناسان بر این باورند که تنها راه‌حل این بحران، همکاری منطقه‌ای و ایجاد اجماع میان کشور‌های همسایه است. بدون چنین همکاری‌هایی، بحران‌های آبی و اجتماعی در این مناطق تنها تشدید خواهد شد و شرایط موجود، که به‌شدت آسیب‌پذیر است، به وضعیتی غیرقابل بازگشت خواهد رسید.

    سد‌ها و سیلاب‌ها و بحران آب در مرز‌های ایران

    تحولات اخیر در حوزه هیدروپلیتیک افغانستان، به‌ویژه در زمینه سدسازی‌های این کشور، نگرانی‌های جدی برای ایران به‌وجود آورده است. سد کمال‌خان بر هیرمند، سد پاشدان بر هریرود، و به‌تازگی سد بخش‌آباد بر فراه‌رود، پروژه‌هایی هستند که از یک سو بهره‌برداری کامل افغانستان از منابع آبی مشترک را ممکن ساخته و از سوی دیگر، دسترسی ایران به این منابع را به شدت محدود کرده‌اند. این سدها، که برخی از آنها به‌طور ویژه با هدف تأمین انرژی و ذخیره‌سازی آب برای کشاورزی طراحی شده‌اند، هر کدام به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر جریان طبیعی آب به سمت ایران تأثیر می‌گذارند.

    سد بخش‌آباد در ولایت فراه، که ظرفیت ذخیره‌سازی ۱.۳ میلیارد مترمکعب آب را دارد، تهدیدی جدید برای ایران به‌شمار می‌رود. این سد با ارتفاع ۸۱ متر، قادر است تا ۷۵ درصد از جریان سالانه فراه‌رود را مهار کند. این بدین معنی است که در سال‌های ترسالی نیز جریان قابل توجهی از آب به ایران نخواهد رسید و در سال‌های خشک، تقریباً هیچ آبی به ایران وارد نخواهد شد.

    سیلاب‌هایی که پیش از ساخت سد بخش‌آباد، به‌طور سالانه به تالاب هامون در ایران هدایت می‌شدند، اکنون با این سد در اسارت قرار خواهند گرفت. اگرچه این سد به‌طور فنی دارای دریچه‌های تخلیه سیلاب است که ظرفیت ۴۷۰۰ مترمکعب بر ثانیه را دارد، اما به‌دلیل اولویت‌های داخلی افغانستان در استفاده از این آب‌ها، بخش عمده‌ای از سیلاب‌ها به ایران نمی‌رسند و حتی در مواقع بحرانی نیز این منابع به نفع پروژه‌های داخلی افغانستان مصرف می‌شوند.

    این سد‌ها در کنار دیگر پروژه‌های هیدروپلیتیک افغانستان، نشان‌دهنده یک برنامه‌ریزی استراتژیک و جامع برای کنترل منابع آبی مشترک است که ایران در آن به‌طور فزاینده‌ای ناتوان از تأمین حقوق خود در منابع آبی مشترک دیده می‌شود. در مقابل، دیپلماسی آب ایران به‌نظر می‌رسد که در حال حاضر توان مقابله با این تهدیدات را ندارد و تنها در انتظار تغییرات در آینده است، در حالی که بحران در حال گسترش است.

    ترکیه، بازیگر اصلی پروژه سدسازی علیه ایران

    در حالی که ترکیه به‌طور مستقیم منابع آبی خود را با استفاده از سدهایش در رودخانه‌هایی مانند دجله و فرات به نفع خود به کار می‌گیرد، این سد‌ها تأثیرات زیادی بر تأمین آب در ایران می‌گذارند. ترکیه با به‌کارگیری ساختار‌های فنی پیشرفته و پروژه‌های عظیم سدسازی، در واقع به سیاست‌های خود در این عرصه جامه عمل می‌پوشاند و در مرز‌های آبی با ایران، در عمل منابع آبی را محدود می‌کند. این اقدامات نه‌فقط به کاهش سطح آب‌های مرزی منجر می‌شود، بلکه بر زندگی مردم سیستان و بلوچستان تأثیر منفی می‌گذارد.

    این وضعیت، تصویر روشنی از بحران آب در ایران ترسیم می‌کند. در حالی که ترکیه با پروژه‌های خود به‌ویژه سد‌های متعدد در نواحی مرزی به بهره‌برداری از منابع آبی پرداخته، ایران با کمبود آب و مشکلات ناشی از عدم اجرای معاهدات گذشته روبه‌روست. سد‌های ترکیه نه تنها منابع آبی ایران را تهدید می‌کنند، بلکه ناتوانی ایران در اعمال نظارت‌های بین‌المللی و پیگیری معاهدات آبی، وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند.

    در kهایت باید گفت که آب به‌عنوان یک منبع مشترک، نیازمند سیاست‌های مشترک است. اما تا وقتی که ایران به‌جای اقدامات فوری، به مذاکره‌های بی‌نتیجه دل خوش کرده باشد، سراب سیاست‌های آبی طالبان همچنان سایه خود را بر منطقه خواهد افکند. پرواضح است، هر روزی که می‌گذرد، هامون خشک‌تر، سیستان خالی‌تر، و امنیت ایران متزلزل‌تر می‌شود. آب شاید جاری شود، اما آنچه که با خود برده، به این زودی‌ها بازنخواهد گشت.