برچسب: معلمان

  • هشدار درباره مرگ مدرسه / در مدارس ایران چه خبر است؟ / قادری: معلمان ما برای معلمی در جهان جدید آماده نیستند

    هشدار درباره مرگ مدرسه / در مدارس ایران چه خبر است؟ / قادری: معلمان ما برای معلمی در جهان جدید آماده نیستند

    به گزارش اقتصادران، «مصطفی قادری» رییس دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی  در پاسخ به این سوال که چرا تمایل دانش‌آموزان به حضور در مدرسه و آموزش رسمی در کنار افت معدل کل کشور در حال کاهش است؟ تشریح کرد: دلایل این پدیده می‌تواند بسیار متنوع باشد و در قالب‌های مختلفی طبقه‌بندی شود، اما من از دلایل اصلی شروع می‌کنم و به تدریج دلایل فرعی و جزئیات را توضیح می‌دهم.

    کارکرد مدرسه زیر سؤال رفته است

    وی ادامه داد: این روزها دانش‌آموزان یا والدین آنان تمایل کمتری به مدرسه پیدا کرده‌اند یا اینکه در زمینه نتایج امتحانات نهایی و امتحانات پایان‌دوره‌ها، ضعف‌هایی مشاهده می‌شود. ملاحظه می‌کنید که میانگین معدل دانش آموزان سراسر کشور بین ۸ تا ۱۳ گزارش شده است. علت همه‌ی این کاستی‌ها و دلسردی‌ها این است که کارکرد مدرسه زیر سؤال رفته است.

    قادری ادامه داد: در گذشته، کارکرد مدرسه این بود که دانش را از کتاب‌های درسی و ذهن معلم به ذهن دانش‌آموز منتقل کند تا دانش‌آموز آن را بیاموزد و با همان دانشی که فراگرفته است، تبدیل به یک کارمند شود یا در جایی مشغول به کار گردد و پستی به او محول شود.

    با انتقال دانش‌ نمی‌توان شهروند مطلوب قرن ۲۱ تربیت کرد

    وی اضافه کرد: این کارکرد، پنجاه سال پیش کارکرد مناسبی بود. یعنی انتقال اطلاعات از کتاب درسی به ذهن دانش‌آموز، که باعث می‌شد که ما بتوانیم مثلاً کارمند یا شهروند تربیت کنیم. اما این کارکرد در حال حاضر از بین رفته است. یعنی با انتقال دانش‌ها نمی‌توان شهروند مطلوب قرن ۲۱ تربیت کرد.

    عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه عنوان کرد: در رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و تلویزیون و اخیرا چت‌بات‌های هوش مصنوعی مقدار زیادی اطلاعات و دانش‌های آموزشی برای کودکان و نوحوانان وجود دارد، چنانچه نسل زد و آلفای ما روزانه شاید هفت یا هشت ساعت در این رسانه‌ها در حال زندگی کردن هستند. من نمی‌گویم فقط آموزش می‌بینند، بلکه در آن محیط زندگی می‌کنند در حالی که ما این مکان‌ها را مکان آموزش به حساب نمی‌آوریم.

    آموزش غیررسمی، آموزش رسمی مدرسه را دچار زوال کرده است

    وی ادامه داد: ولی باید بپذیریم که در دنیای امروز، برنامه‌های درسی غیررسمی و آموزش غیررسمی به سرعت در حال کنار زدن برنامه‌های درسی و آموزش‌های غیررسمی هستند. آموزش غیررسمی تعاریف گوناگونی دارد؛ مثلا فرستادن فرزندان به کلاس موسیقی، کامپیوتر یا هوش مصنوعی توسط پدر و مادر تا پرسه زدن دانش آموزان در فضای مجازی و پرسش از هوش مصنوعی و یا کار با ابزارهای هوش مصنوعی همگی جزو آموزش‌های غیررسمی محسوب می‌شوند. بنابراین، آموزش غیررسمی به چنان سطحی از اهمیت رسیده است که آموزش و برنامه درسی رسمی مدرسه را دچار زوال کرده است.

    رییس دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی بیان کرد: البته در گذشته هم برنامه‌های درسی مشکل داشتند، چرا که تمام کسانی که به مدرسه می‌رفتند، می‌دیدند که دروس تخصصی مانند ریاضی، فیزیک، شیمی یا دروس عمومی، تاثیر کمی در زندگی واقعی آنان دارد، حدود هشتاد درصد از این محتوای درسی مدرسه کاربردی نبودند یا با نیازهای شخصی دانش آموزان هماهنگ نبودند و تنها کم‌تر از بیست درصد از دانش برنامه درسی در زندگی واقعی نوجوانان کاربرد داشت.

    وی افزود: اکنون ما دانش‌آموزانی از نسل Z داریم که با ورود به دوره‌ی راهنمایی در زمینه ادامه تحصیل دچار گسست معنایی و هویتی می‌شوند و این پرسش برایشان مطرح می‌شود که آیا برنامه‌های درسی فعلی مدرسه واقعاً به درد آنان می‌خورد یا خیر؟ مثلاً آیا آنچه ساعت‌ها وقت صرف آن می‌کنند می‌تواند در بازار کار، زندگی آنان را تأمین کند؟ این نگاه نسل‌های جدید ممکن است از نگاه نسل‌های گذشته ساده لوحانه به نظر برسد، اما واقعگرایانه‌تر است.

    مصطفی قادری اذعان کرد: به نوعی می‌توان گفت این بچه‌ها از ما زرنگ‌تر هستند؛ نه به معنای باهوش‌تر بودن، بلکه از این جهت که اطلاعات بیشتری از طریق دنیای مجازی دریافت می‌کنند و به خوبی آگاه‌اند که محتوای درسی مدرسه چیزی نیست که بتوان با آن زندگی کرد و در زمانه آن‌ها حتی مدارک و مدارج تحصیلی در زندگی واقعی مانند گذشته ارزشمند نیستند.

    وی در ادامه گفت: دقت کنید که یک کودک در هر دقیقه به سرعت چندین صفحه را در سامانه‌های مجازی نگاه می‌کند و به دنبال اطلاعات می‌گردد. نسل Z، «زامبی اطلاعات» هستند و به این صورت بار آمده‌اند که باید پیوسته اطلاعات دریافت کنند. این اطلاعات باعث می‌شود که آگاهی بیشتری نسبت به آینده و گذشته خود پیدا کنند.

    مشروعیت برنامه‌های درسی در دوره‌ متوسطه زیر سوال رفته!

    مدرس مطالعات برنامه‌ی درسی خاطرنشان کرد: به گذشته نگاه می‌کنند و از خود و پدر و مادر، مدیران مدرسه، مسؤولان و از بنده که استاد دانشگاه هستم، می‌پرسند سرنوشت کسانی که درس خواندند، چه شد؟ وقتی به بازار کار، اقتصاد، تجارت و صنعت نگاه می‌کنند، می‌بینند افرادی که تحصیلات رسمی نداشته‌اند اما وارد بازار کار شده‌اند، اغلب موفق‌تر از کسانی هستند که به تحصیلات خود ادامه داده‌اند. فشاری که قبلا در مورد مشروعیت برنامه‌های درسی در دوره‌ی دانشگاه بود اکنون در دوره‌ی دبیرستان احساس می‌شود.

    وی اضافه کرد: نمونه‌های زیادی از نسل‌های جدید دانش آموزان را داریم که جزو دانش‌آموزان درس‌خوان با معدل بالا و از خانواده‌ای با سطح اجتماعی و تحصیلات بالا را می‌بینم که اصرار می‌کنند و می‌گویند که دیگر نمی‌خواهم درس بخوانم و می‌خواهم وارد بازار کار شوم یا می‌خواهم یک کار عملی انجام دهم تا از این راه پول درآورم و زودتر صاحب یک شغل، حرفه و یک قلمرو تخصصی شوم که با آن زندگی کنم. یا اگر چهار سال دیپلم و چهار سال دیگر کارشناسی ارشد بگیرم نهایتا با این دروس غیرکاربردی به چه چیزی می‌خواهم برسم؟

    قادری ادامه داد: بنابراین پاسخ نسل جدید و حتی والدین آن‌ها به این پرسش‌ها که آیا برنامه درسی مدرسه می‌تواند در زندگی واقعی ما نقش واقعی داشته باشد یا خیر، منفی است. شما وقتی به برنامه درسی مدرسه نگاه می‌کنید، همان مطالب و البته صدها مرتبه گسترده‌تر در چت بات‌ها و صفحات اجتماعی وجود دارند.

    معلمان از دید نسل جدید چندان باسواد و جذاب نیستند

    وی با اشاره به نقش معلم توضیح داد: البته نقش معلم و حضور او در کلاس درس، قابل مقایسه با فضای مجازی نیست. ولی معلمان به دلیل نظام متمرکز شدیدا وابسته به کتاب‌های درسی هستند. آن‌ها نیز از دید نسل جدید چندان باسواد و جذاب نیستند. زیرا کارکردهای معلمی نیز زیر سوال رفته است؟ چرا که امروز هوش مصنوعی حتی بهتر از معلمان می‌تواند اضطراب، ناراحتی و مشکلات یادگیری کودکان را تشخیص دهد.

    آیا مدرسه با کارکرد موجود می‌تواند در آینده زنده بماند؟

    رییس دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه ابراز کرد: حتی در زمینه تربیتی و کنترل احساسات و عواطف نیز ماشین‌ها از معلمان جلوترند. در نتیجه معتقدم در جهان پساکرونا، کارکردهای قبلی مدرسه به شدت دچار افول شده یا از بین رفته‌اند و در نهایت باید به این فکر کنیم که آیا مدرسه با این کارکرد می‌تواند در آینده زنده بماند؟ اخیراً ایده‌ی «مرگ مدرسه» در میان دانشگاهیان و متخصصان تعلیم و تربیت مدام در حال تکرار است.

    وی با اشاره به مرگ مدرسه گفت: علت آن همین وضعیتی است که ما در فضای مدرسه و در کلاس‌های درس می‌بینیم، جایی که دانش‌آموزان و حتی خانواده‌ها نیز اخیراً نسبت به برنامه درسی مدرسه و آموزش‌های آن دچار تردید شده‌اند. آنان نگران هستند که اگر فرزندشان مثلاً مدارج عالی ارشد و دکتری را بخواند، چه خواهد شد؟ آیا بهترین شغل را به دست خواهد آورد؟ ما این حس را در دانشگاه‌ها که حضور داریم نیز در میان دانشجویان احساس می‌کنیم.

    تعداد دانشجویان پسر در بسیاری از رشته‌ها کاهش یافته است

    قادری عنوان کرد: اکنون واقعاً تعداد دانشجویان پسر در بسیاری از مقاطع و رشته‌ها کاهش یافته است، تا جایی که ممکن است در یک کلاس، ۲۰ درصد پسر و ۸۰ درصد دختر باشند. علت این امر باز هم ناشی از نیاز است. اینکه پسران احساس وابستگی بیشتری به کار و شغل دارند و آموزش را به شکل فانتزیک می‌بینند.

    وی اضافه کرد: آنان آگاهی زیادی نسبت به مشاغل آینده دارند و می‌گویند این مدرک تحصیلی به درد من نمی‌خورد و بهتر است یک مهارت فنی مانند تعمیرات موبایل و کارهای نرم‌افزاری یاد بگیرم یا بازی کامپیوتری طراحی کنم یا در یک صنعت مشغول کار شوم تا در زندگی روزمره و آینده‌ام بتوانم از آن استفاده کنم.

    او خاطرنشان کرد: همه ما که دیروز به مدرسه رفتیم می‌دانیم که در زمان ما علم ذاتا ارزشمند بود. اما آیا واقعا علوم ذاتا ارزشمند هستند. بچه‌های اخیر، بچه‌های نسل آلفا، بیشتر این سؤال را می‌پرسند. قبلاً نیز این سوال پرسیده می‌شد. علت آن، همانطور که عرض کردم، این بود که کارکرد مدرسه در آن زمان، کارکرد علمی خود را داشت. اگر می‌پرسیدی چرا باید جغرافی یا ریاضی یاد بگیرم پاسخ این بود که ریاضی ارزشمند است و علم ذاتاً ارزشمند است. دانش موجود در این کتاب، فارغ از فواید آن ذاتاً ارزشمند است و آگاهی تو را افزایش می‌دهد.

    از نظر نسل جدید، دانش ذاتاً ارزشمند نیست

    عضو هیات علمی دانشگاه علامه با اشاره به تفاوت‌های میان‌نسلی ادامه داد: اما از نظر نسل جدید، دانش ذاتاً ارزشمند نیست. دانشی ارزشمند است که بتوان آن را در تجارت، صنعت و مسائل اجتماعی به کار برد. بنابراین، اگر برنامه‌های درسی مدرسه بخواهند سهمی در این زمینه داشته باشند، باید بحث ارتباط با بازار تجارت و علایق نسل جدید را دنبال کنند که اکنون در بسیاری از کشورها از دوره ابتدایی به این امور پرداخته شده است.

    وی در ادامه گفت: البته این دیدگاه مخالفانی نیز دارد. برخی می‌گویند دوره ابتدایی، دوره تربیت انسان است و نباید مهارت‌های شغلی و اقتصادی را از همان ابتدا به کودکان آموزش داد. اما واقعیت این است که انسان امروز ابعاد مختلف و ساحت‌های گوناگونی از جمله اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دارد.

    قادری پیشنهاد کرد: ما می‌توانیم به صورت ساده، مهارت‌های اقتصادی را در لابه‌لای ریاضی، علوم و سایر دروس تدریس کنیم. آموزش کارآفرینی در مدارس ابتدایی در کشورهای اسکاندیناوی وجود دارد و با نکات بسیار ساده و مهارت‌های اولیه مانند نظم، مداومت، تلاش، برنامه ریزی و هماهنگی که برای هر شغلی لازم است، مهارت‌های بازار کار را به کودکان آموزش می‌دهند.

    وی درباره مزایای روش پیشنهادی خود توضیح داد: این مهارت‌ها را به آنان یاد می‌دهند چون زیربنای مهارت‌های شغلی، کارآفرینی و توسعه حرفه‌ای این کودکان در آینده خواهد بود. به تدریج این موارد بیشتر و بیشتر می‌شود تا وارد دانشگاه شوند. هنگامی که برنامه درسی به دبیرستان می‌رسد، دانش‌آموز  باید ایده داشته باشد. ایده‌هایی برای اجرا و تولید. این روند را از دبیرستان شروع می‌کنند که اگر شما وارد رشته فنی، علوم انسانی یا علوم تجربی شوید، فرقی نمی‌کند می‌پرسند ایده شما در این درس یا در این رشته چیست و می‌خواهید چه کار کنید؟

    دانش‌آموز باید بتواند ایده‌هایش را در مدرسه ارایه دهد

    متخصص مطالعات برنامه درسی گفت: در کشور ما نیز باید به گونه‌ای این ایده‌ها آموزش داده شوند که دانش‌آموز بتواند این دغدغه‌ها را به خوبی بیان کند و تعریف و جستجو کند و آن را پرورش دهد، دانش‌آموز باید بتواند ایده‌هایش را به مدرسه بیاورد و آن‌ها را تمرین کند و ارایه دهد.

    وی افزود: استاد یا معلم مدرسه، آن ایده را بررسی می‌کنند و تعدادی از دانش‌آموزان که ایده‌های مشابهی دارند، گروه‌هایی تشکیل می‌دهند و با معلم مربوطه بر روی آن کار می‌کنند. مهم نیست که ایده در دبیرستان حتماً به بازار کار برسد، به استارتاپ تبدیل شود یا به مرحله اجرا درآید، اما حداقل دانش‌آموز قبل از گرفتن دیپلم، یک یا دو ایده در دبیرستان داشته است و سپس دوره کارشناسی را شروع می‌کند و در آنجا نیز یک یا دو ایده را می‌آزماید.

    او اضافه کرد: دانش‌آموز همین‌طور تا مقاطع بالاتر ادامه می‌دهد و در نهایت وارد بازار کار می‌شود و می‌فهمد که کسب‌وکار از زمانی که شما ایده شغلی دارید تا زمانی که آن را به اجرا درخواهید آورد و نهایتاً به یک شغل تبدیل کنید، یا اینکه مشاغل نوپا و جدید چه چالش‌ها و مراحلی دارند. تمام موضوعات در سیستم آموزشی ما با این ایده که علم ذاتاً ارزشمند است، تدریس می‌شوند. ما باید دانش و برنامه درسی مدرسه را با این پرسش تطبیق دهیم که چه دانشی برای یادگیری در مدرسه و دانشگاه ارزشمندتر است؟

    نیازهای کل کشور در برنامه‌های درسی در نظر گرفته نمی‌شود

    قادری تاکید کرد: این تفکر در دانشکده‌های تعلیم و تربیت رواج دارد و سیاست‌گذاران آموزشی و مدیران ما همگی از این وضعیت مطلع هستند که مدرسه کارکرد خود را از دست داده و رو به افول است، اما به دلیل اینکه ساختارهای اداری بزرگی ایجاد شده و نیز نظام آموزشی، ساختاری بسیار فرسوده، کند و بزرگی دارد و تغییر آن بسیار دشوار است، مدیران واقعاً از عهده تغییر آن برنمی‌آیند. ما یک ساختار متمرکز برای برنامه‌های درسی در وزارت آموزش و پرورش ایجاد کرده‌ایم. در اینجا یعنی در تهران، برنامه‌های درسی مانند تلگراف به سراسر کشور ارسال یا بهتر است بگوییم ابلاغ می‌شوند. اصلاً نیازهای کل کشور در نظر گرفته نمی‌شود.

    وی در ادامه گفت: ما نیازها را بیشتر از چند کوچه اطراف خودمان در تهران می‌بینیم و به این توجه نمی‌کنیم که برنامه درسی باید سه وجه داشته باشد؛ بخش ملی که به مسائل دولت-ملت و جامعه خودمان می‌پردازد، یک سطح محلی و یک سطح بین‌المللی هم وجود دارد. ما نباید خومان را با خودمان مقایسه کنیم. ما خودمان را با گذشته خودمان مقایسه کرده و خودمان را تشویق می‌کنیم. این یعنی اینکه نسبت به پیشرفت سایر کشورها بی‌اطلاع هستیم.

    ترکیه در آموزش خیلی از ما جلوتر است

    رییس دانشکده علوم تربیتی اذعان کرد: کشور ما این قدر مؤسسه پژوهشی تأسیس کرده یا تعداد زیادی مقاله در حوزه تعلیم و تربیت منتشر کرده است اما نتیجه نهایی آن برای تعلیم و تربیت چه بوده است؟ در سطح بین المللی، برنامه درسی ما با همسایگان خودمان باید مقایسه شود. مثلاً ترکیه در آموزش چقدر از ما جلوتر است و آنان چه کار می‌کنند که موفق‌تر هستند؟ حالا باید برنامه درسی را بازنگری کنیم.

    وی تاکید کرد: از همه مهم‌تر، برنامه درسی باید وجه محلی نیز داشته باشد. هر استان ما خودش یک کشور است. اگر همین استان‌ها را به اروپا ببرید، هر کدام ظرفیت یک کشور را دارند. شما می‌دانید که آب و هوا، مسائل اقتصادی، مسائل فرهنگی، استعدادها، سبک زندگی و روش زندگی مردم و فرهنگ آنان متفاوت است. آیا لازم است برنامه درسی استاندارد در همه جای کشور یکسان باشد؟

    سیاست چندتألیفی شدن کتاب‌های درسی  عملی نمی‌شود!

    مصطفی قادری گفت: ما نزدیک به بیست سال است که سیاست چندتألیفی شدن کتاب‌های درسی را مطرح کرده‌ایم، اما اتفاق نمی‌افتد. قرار بود این کار ابتدا در حداقل چهار منطقه در جنوب شمال، شرق و غرب کشور انجام شود و سپس به تدریج به سطح استان برسد. هر استانی برنامه درسی خاص خود را داشته باشد. و البته این به معنای کنار گذاشتن برنامه درسی مشترک نیست.

    وی بیان کرد: برخی دروس مانند ادبیات فارسی و مطالعات اجتماعی باید مشترک باشند زیرا هدف آن‌ها ایجاد هویت ملی است و همه باید به زبان فارسی پیوند بخورند. هر ایرانی باید زبان فارسی را به  عنوان هویت ملی و زبان ملی به خوبی یاد بگیرد. اما وقتی راجع به پرندگان صحبت می‌کنیم، بهتر نیست که من از پرنده‌ای در کتاب علوم نام ببرم که در استان من یافت می‌شوند؟

    او با ذکر مثالی توضیح داد: مثلا ما اکنون پرنده‌ای به نام میش مرغ داریم. این پرنده در چندین استان شمال غربی کشور یعنی آذربایجان غربی، کردستان و همدان زندگی می‌کرد. در گذشته این پرنده به وفور وجود داشت، اما اکنون دیگر نیست. اکنون حتی معلمان علوم ما نمی‌دانند که نزدیک به ۱۰۰ عدد از این پرنده در جنوب استان آذربایجان غربی در شهرهای بوکان و میاندوآب باقی مانده است.

    معلمان ما برای معلمی در جهان جدید آماده نیستند

    عضو هیات علمی دانشگاه در ادامه گفت: اگر از معلمان ما در استان آذربایجان غربی بپرسید که چنین پرنده‌ای را می‌شناسند یا نه، نمی‌دانند چنین پرنده‌ای وجود دارد. معلمان و اساتید ما در همین سیستم تحصیل کرده‌اند. آن‌ها واقعا برای معلمی در جهان جدید آماده نیستند. به همین دلیل است که ما واقعاً قبل از تغییر برنامه درسی، به آموزش معلمان نیاز داریم. معلمی که سوادش تنها به اندازه کتاب درسی باشد، دیگر مانند گذشته برای تدریس در کلاس کافی نیست.

    معلمان ما به کارگران فرهنگی بدل شده‌اند و نه اندیشمندان فرهنگی

    وی اضافه کرد: معلم باید فیلسوف و اندیشمند باشد. باید حداقل در زمینه درسی که تدریس می‌کند، چندین کتاب خوانده باشد تا بتواند مثلاً اگر موضوع پرندگان باشد بتواند در مورد آن‌ها صحبت کند. باید پرندگان بومی استان خود را بشناسد. باید فرهنگ و ویژگی‌های بومی این استان را بشناسد. در این صورت دانش کاربردی می‌شود. امروزه معلمان ما به کارگران فرهنگی بدل شده‌اند و نه اندیشمندان فرهنگی. ما آن‌ها را از هر لحاظ بسیار ضعیف نگه داشته ایم.

    قادری خاطرنشان کرد: ما سال‌ها است در این باره صحبت می‌کنیم که باید برنامه‌های درسی تمرکززدایی شوند. برخی، ایده‌ی آزادسازی چند مرحله‌ای و برخی دیگر ایده برنامه درسی نیمه‌متمرکز را مطرح کرده‌اند و گفته‌اند که برنامه درسی نمی‌تواند کاملاً متمرکز باشد. اما حتی آن ایده چند تالیفی نیز متوقف شد. در دهه ۸۰ بحث‌های جدی درباره آن وجود داشت، اما اکنون دیگر مطرح نیست.

    وی در مورد اهمیت برنامه آموزشی گفت: برنامه درسی و محتوای آموزشی به اعتقاد من، ژن آموزشی است که برای تغییر آموزش مدرسه، اول باید این ژن یعنی برنامه درسی را تغییر دهید. برنامه درسی است که در ذهن، جان، نگرش، فکر و قلب کودکان ما ریشه می‌دواند. ما می‌خواهیم این بذرها را بکاریم، این بسیار مهم است که هنگام نوشتن برنامه درسی، هم به مسائل محلی و هم مسائل ملی و هم بین المللی توجه شود.

    استاد دانشگاه اظهار کرد: اشتباهی که در ایران رخ داده است، اشتباه سیاست‌گذاری است. در تمامی سیاست‌گذاری‌های ما از جمله سیاست‌گذاری آموزشی و برنامه ریزی درسی، تصور بر این بوده است که برنامه درسی محلی، همان برنامه درسی ملی است. وقتی ما از واژه بومی‌سازی صحبت می‌کنیم، بومی‌سازی را معادل ملی‌گرایی در نظر گرفته‌ایم، در حالی که نیازهای ملی‌گرایی با محلی گرایی متفاوت است.

    تمرکززدایی از برنامه‌های درسی یک مسئله سیاسی یا امنیتی نیست

    وی افزود: زبان، لباس، آداب و رسوم، آب‌وهوا، جغرافیا، پوشش جنگلی، پوشش گیاهی، کارخانجات، ظرفیت‌های صنعتی و ظرفیت‌های اقتصادی از استانی به استان دیگر فرق می‌کند. خب، چه لزومی دارد که برنامه درسی علوم در سراسر کشور یکسان باشد؟ من فکر نمی‌کنم تمرکززدایی از برنامه‌های درسی یک مسئله سیاسی یا امنیتی باشد. این بهانه‌ی مدیرانی است که نمی‌توانند ایده‌عدم تمرکز را در کشور پیاده کنند. شما برنامه درسی علوم را آزاد بگذارید. برنامه درسی ادبیات فارسی و دروس ملی می‌تواند متمرکز باشد و از سوی تهران مدیریت شود.

    قادری عنوان کرد: در گذشته بهانه می‌آوردند که استان‌ها نمی‌توانند برنامه درسی و محتوای آموزشی محلی تدوین کنند. اما اکنون که اینگونه نیست. اکنون در خود استان‌ها، ده‌ها نفر متخصص دارای دکترا و کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی در خود بدنه آموزش و پرورش در اختیار دارند که بسیاری از آنان معلم هستند. ما صدها نفر داریم که در رشته‌های مدیریت آموزشی، برنامه‌ریزی درسی، برنامه‌ریزی آموزشی، فلسفه تعلیم و تربیت و تکنولوژی آموزشی تحصیل کرده اند.

    وی ادامه داد: اکنون تعدادی از معلمان در استانها از این افراد متخصص هستند. بنابراین، این‌ها بهانه بوده است و در نهایت ما می‌توانستیم برنامه درسی محلی و ملی، هر دو را داشته باشیم. قطعاً نگرانی‌های ملی نیز بسیار مهم است اما ما تنها به برنامه درسی ملی توجه کرده‌ایم و شاکله و محور اصلی برنامه درسی ما، برنامه درسی ملی، یکپارچه، یکسان در همه جا و تلگرافی بوده است.

    عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی اذعان کرد: من اسم آن را برنامه درسی تلگرافی می‌گذارم زیرا برنامه درسی را به مدرسه می‌فرستیم و معلم اشتباهات و مشکلات آن را می‌داند اما نمی‌تواند آن را حل وفصل کند یا حتی ممکن است این تصور را داشته باشد که تهران و سازمان پژوهشی بهتر از من می‌داند آن‌ها هستند که تعیین می‌کنند کار برنامه ریزی درسی را چگونه انجام انجام دهند. حالا هرچند می‌بینند در عمل برنامه درسی دارای ده‌ها اشکال و مشکل است، اما آن را تدریس می‌کنند.

    برنامه‌های درسی که به پوچ تبدیل می‌شوند

    وی در ادامه گفت: در اصطلاح ما می‌گوییم برنامه درسی نوشته شده به برنامه درسی پوچ تبدیل می‌شود که به این معنا است که ما مطالب را در کتاب‌های درسی آورده‌ایم، اما معلم نمی‌تواند آن را اجرا کند، یا نمی‌خواهد، یا با آن موافق نیست، یا بلد نیست، یا امکانات آموزشی و آزمایشگاهی برای تدریس آن وجود ندارد. در نتیجه، به یک برنامه درسی پوچ تبدیل می‌شود.

    قادری ادامه داد: در حالی که اگر ابتکارات محلی داشته باشیم، معلم می‌تواند نظر داده و آن را تغییر دهد، می‌تواند به روش دیگری تدریس کند. می‌تواند بگوید من از این کتاب استفاده نمی‌کنم و کتاب دیگری برای تدریس مناسب است. در نتیجه ما معلمان را که نیروی بسیار مهمی در تعلیم و تربیت هستند، با دست خودمان منفعل کرده‌ایم چرا که به آنان برنامه زمان‌بندی، ساعت تدریس، کتاب درسی و راهنمای معلم می‌دهیم و از آنان می‌خواهیم که طبق روش ما تدریس کنند.

    وی تشریح کرد: برای اینکه معلم واقعاً یک متفکر و فیلسوف باشد، باید خودش بتواند انتخاب کند و تشخیص دهد که در اینجا چه نیازی وجود دارد. او نیازهای بومی و محلی را بهتر تشخیص می‌دهد. اما این امکان برای او فراهم نیست. ما پژوهشی در منطقه لشت نشا گیلان انجام دادیم. از دانش‌آموزان در مورد سواد محیط زیستی‌شان سوال کردیم. سواد محیط‌زیستی را به دو دسته زیست‌کره و زیست‌بوم تقسیم کردیم. زیست‌کره شامل مسائل جهانی مانند باران‌های اسیدی، گرمایش زمین و لایه اوزون است. زیست‌بوم نیز یعنی محیط یا طبیعت اطراف من، مانند رودخانه‌ها، جنگل‌ها و کوه‌ها. هر دو بخشی از سواد محیط‌زیستی هستند.

    او در ادامه گفت: سواد دانش‌آموزان در مورد زیست‌کره بسیار بالاتر بود. اما در مورد زیست‌بوم منطقه لشت‌نشا، اطلاعات آنان صفر بود. مثلاً نمی‌دانستند چه ماهی‌هایی در رودخانه‌ای که صد قدم دورتر از آنان است زندگی می‌کنند. نمی‌دانستند نام پرندگانی که در جنگل‌ها و تالاب‌های اطراف زندگی می‌کنند چیست. حتی نام محلی گیاهان دارویی معروف منطقه خود را نمی‌دانستند.

    استاد دانشگاه تاکید کرد: این واقعاً نشان می‌دهد که برنامه درسی متمرکز ما باید تغییر کند. اگر تغییر نکند، واقعاً ایده «مرگ مدرسه» حتما محقق خواهد شد و این اتفاق خیلی هم طول نمی‌کشد. اگر قبول ندارید، نشانه‌های آن را ببینید. از خود بچه‌ها بپرسید با دیپلمی که گرفته‌اند، چند درصد از این دانشی که شما می‌گویید به درد آنان خورده است و آیا اگر مجبور نبودید، باز هم به مدرسه می‌رفتید؟ پاسخ‌ها را بشنوید.

    برنامه‌های درسی مدرسه ناقص است

    وی افزود: نشانه دیگر این است که والدین، فرزندان خود را به کلاس‌های هوش مصنوعی، کامپیوتر، ورزش و موسیقی می‌فرستند. چرا با وجود هزینه‌های زیاد آن، این کار را می‌کنند؟ زیرا فهمیده‌اند که برنامه درسی مدرسه ناقص است و نمی‌تواند واقعاً کودک را در تمام ابعاد خود به خوبی پرورش دهد. مثلا در ابعاد مختلف زیبایی‌شناسی، هنر، ورزش، تربیت بدنی چه برنامه‌ای برای بچه‌ها داریم؟

    او عنوان کرد: عقل سالم در بدن سالم است. سالم نگه داشتن بدن بسیار مهم است. علاوه بر آن بدن‌مندی در آموزش مسئله بسیار مهمی است که ما از آن غافل بوده‌ایم. پدر و مادر این موضوع را درک می‌کنند چرا که اکنون فرزند آنان برای خواندن دروس مختلف و کنکور همیشه در خانه است، تحرک ندارد و اسیر شده است.

    عضو هیات علمی در گروه مطالعات برنامه درسی و رییس دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی در آخر گفت: بنابراین خانواده فرزند خود را به باشگاه می‌فرستند در حالی که وقتی مدیر مدرسه می‌گوید مبلغ کمی برای هزینه‌های مدرسه بدهید، کلی بهانه می‌آورند و نمی‌پردازند، زیرا می‌فهمند که این دانش خیلی به درد فرزندشان نمی‌خورد، اما به راحتی فرزندان‌شان را به آموزشگاه موسیقی یا باشگاه ورزشی می‌فرستند و مبالغ بیشتری را به راحتی می‌پردازند. یعنی حتی والدین نیز این را فهمیده‌اند که این برنامه‌های جبرانی برای تربیت فرزندشان ضروری است.

  • نظام آموزشی ایران کارناوال ناکارآمدی و ناامیدی!

    نظام آموزشی ایران کارناوال ناکارآمدی و ناامیدی!

    به گزارش اقتصادران، ساعت هنوز از ۶ نگذشته که بندر با نسیمِ شورِ دریا از خواب بیدار می‌شود. بادِ ساحلی، پرده‌های مه را کنار می‌زند و آفتاب نارنجی، مثل ماهیگیر پیرِ محله، آرام‌آرام تور نورش را روی موج‌ها می‌اندازد.

    صدای قایق‌های چوبی که به ساحل می‌خورند، همراه با فریاد‌های دورِ ماهیگیر‌ها می‌آید: «امروز صید خوب بود!». بوی نمِ جزرومد، مخلوط با عطر نان و چای تلخ از مغازه‌های قدیمیِ کنار اسکله می‌پیچد؛ مغازه‌هایی که درِ چوبی‌شان هنوز با کلید‌های آهنی بزرگ قفل می‌شود و صاحبانشان، مثل کتاب‌های تاریخ زنده، هر صبح خاطرات بندر را ورق می‌زنند. زنان ماهی‌فروش در بازار ساحلی، با پیش‌بند‌های لکه‌دار از خو‌ن‌ماهی، سوف‌های شمال تازه صید را روی یخ چیده و فریادشان با صدای امواج درهم می‌پیچد: «ماهی سحرگیر! تازه از آب!».

    این، همان تصاویری است که «نرجس» ۳۶ ساله، هر صبح از پیش چشم می‌گذراند تا به محل کارش برسد. مسیر او از میان کوچه‌های باریک و سنگ‌فرش شده می‌گذرد که دیوارهایش با پوستر‌های رنگ و رو رفته تئاتر‌های قدیمی، کاندیدا‌های انتخاباتی و عکس‌های سیاه‌وسفیدِ کشتی‌گیران قدیمی پوشیده شده است. او بخشی از این مسیر را پیاده و بخشی را با تاکسی‌های درون شهری طی می‌کند تا به مدرسه‌ای در محله میان‌پشته برسد. نرجس، یک معلم حق‌التدریسی است.

    «نرجس»، صدایی از حاشیه نظام آموزشی!

    مدرسه محل کار «نرجس»، یک ساختمان دو طبقه قدیمی با پنجره‌های آبی رنگ‌پریده است که روی دو طرف دیوار‌های ورودی آن از اهمیت «حجاب»، حدیث نوشته شده است. همزمان که آماده صحبت با «نرجس» می‌شوم، خبر شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی بر صفحه‌ای موبایلم نقش می‌بندد؛ بازداشت «محمود صدیقی‌پور»، فعال صنفی و عضو کانون صنفی فرهنگیان گیلان و چند عضو دیگر در نقاط مختلف کشور… گویا در آستانه روز معلم اعتراضات معلمان به معوقات و مشکلات معیشتی ادامه دارد.

    «نرجس» می‌گوید: «هر سال این موقع‌ها، اخبار، ظاهری پرطمطراق دارند؛ افزایش حقوق، پرداخت شگفتانه روز معلم و … اما این فقط یک روال تکراری و برای رفع تکلیف است. آن‌قدر نمایشی که دم‌خروسش بیرون می‌زند! همایش پیاده‌روی خانواده راه می‌اندازند، زنگ سپاس می‌زنند، تقدیرنامه می‌دهند، درحالی که چند کیلومتر آن‌طرف‌تر معلمان در اعتراض هستند.».

    او ادامه می‌دهد: «حقوق ما هم که معمولا یک سوم معلمان رسمی و پیمانی است، اما شرایط کاری‌مان سه برابر سخت تر! همان حداقل حقوق به ازای ۲۴ ساعت. خبری از امتیازات و امکانات و تسهیلات هم نیست».

    «نرجس» چند سال پیش، پس از قبولی در دو آزمون (کتبی – عملی) و اخذ صلاحیت از گزینش و گذراندن دوره‌های تخصصی مربوط به رشته تدریسش به آموزش و پرورش راه یافت. او شهریور تا مهر هرسال به مدیریت‌های آموزش رفته و در صورت وجود کلاسی برای تدریس ادبیات، ابلاغ رایانه‌ای دریافت و مشغول می‌شود. در حالیکه در قانون برنامه ششم توسعه، تأکید شده است که حق‌التدریسی‌ها باید در روند استخدام و تبدیل وضعیت قرار بگیرند، اما این امر هنوز به طور کامل اجرا نشده است.

    چالش‌های سر و کار با نسل زد!

    «نرجس» علاقمند به کتاب‌های روان‌شناسی است. او می‌گوید تمام تلاشش را می‌کند تا در مواجهه با دانش‌آموزانش به‌روز باشد: «جدا از مسائل مالی، چالش اصلی ما محتوای آموزشی غیرکاربردی و کهنه است که باعث بی‌انگیزگی می‌شود. وقتی درس‌ها با واقعیت‌های زندگی دانش‌آموز همخوانی ندارد، تو نمی‌توانی دانش‌آموزت را مجاب به گوش دادن کنی. دانش‌آموزی که ادبیات نمی‌خواهد، اصلا درس نمی‌خواهد، فقط می‌خواهد پول در بیاورد. حتی دیگر مثل نسل قبل خود، استرس کنکور و رتبه و معدل و قلم‌چی را هم به خود راه نمی‌دهد. ته تهش می‌گوید یک دوربین جلویم می‌گذارم و بلاگر می‌شوم. هم پولش خوب است، هم زحمتی ندارد.»!

    این معلم جوان به نکته جالبی اشاره می‌کند؛ تفاوت نسل‌ها و چالش‌های آموزش به نسل زد: «دوره و زمانه عوض شده خانم. دانش‌آموز امروزی معلم را مرجع بی‌چون و چرا نمی‌داند. برایش مهم است که فضای گفت‌و‌گو دوطرفه باشد، پرسش‌گری کند و بازخورد بگیرد. این نسل بیش از آنکه به دنبال اطاعت باشد، به تعامل سازنده اهمیت می‌دهد. البته همه اینها منوط به آن است که اساساً به کلاس درس به عنوان فضایی ارزشمند نگاه کند. تکیه افراطی بر نمره، رقابت‌های غیرضروری و آزمون‌های پی در پی هم برای معلم و هم شاگردان خستگی ایجاد کرده. هر سال همان مطالب تکراری با شیوه‌های قدیمی ارائه می‌شود؛ گویی خلاقیت در چهارچوب کتاب‌های درسی محبوس شده است. همین حالا ما چالش هوش مصنوعی و چت‌جی‌پی‌تی داریم. دانش‌آموزان اساسا نیاز به حضور در کلاس نمی‌بینند و اگر سوالی بود هوش مصنوعی پاسخش را می‌داند.

    این وضعیت وقتی اشتیاق یادگیری دانش‌آموز را می‌کُشد، اساسا دیگر موجودیت و کارکرد من به عنوان یک معلم، رنگ می‌بازد.».

    «نرجس» گویا به فکر آزمون استخدامی نیست، چون پسِ ذهنش به مهاجرت فکر می‌کند. هرچند نه‌چندان مطمئن اما، فکر می‌کند. با آوردن نام ترکیه به عنوان کشور مقصد، تلنگر می‌خورم. همین امروز اعتراض کارگران در استانبول سرکوب شد بماند که ترکیه همراه با ایران جزو ده کشور با بالاترین نرخ تورم در سال گذشته بودند.

    او، اما تلنگر دوم را می‌زند: «فکر می‌کنید حقوق معلمان ترکیه‌ای چقدر است؟ من به شما می‌گویم حداقل ماهانه ۱۲۲۳ دلار! رقمی که در ایران افسانه به نظر می‌آید. با حقوقی که در بهترین حالت زیر ۳۰۰ دلار است تازه معوقات هم دارد، به شما قول می‌دهم بحران کمبود معلم در ایران از این هم بیشتر می‌شود و این تلخ است. همین حالا من چطور دانش‌آموزم را به معلمی علاقه‌مند کنم؟ چه انگیزه‌ای برای پیوستن به این قشر فرهیخته وجود دارد، وقتی که حتی مزایای کوچکی همچون محاسبه دوران تحصیل در سنوات خدمتی، از برنامه‌های حمایتی معلمان حذف می‌شود؟ من آینه آنها هستم که همزمان با تمرکز بر کار، مجبورم با دغدغه‌های معیشتی روزگار بگذرانم.».

    نظام آموزشی ایران در چنگال ناکارآمدی و ناامیدی!

    از «نرجس» جدا می‌شوم. او آینه دانش آموزان دهه هشتادیش است و احتمالا امثال «زهرا»، معلمی که بعد از سی سال خدمت و تدریس در کلاس‌های درس به ایستگاه بازنشستگی رسیده و هنوز مثل همه فرهنگیان دغدغه معیشت دست از سرش برنداشته، آینه «نرجس» است که در همسایگی‌ام زندگی می‌کند.

    او می‌گوید: «دولت همین‌که به جای وعده‌های افزایش حقوق، مهار تورم را در اولویت قرار دهند کافی است. اگر انصاف داشته باشیم حتی حقوق مکمل سالانه نیز با شتاب سرسام‌آور قیمت‌ها همخوانی ندارد. ادعای افزایش ۲۰ درصدی حقوق در سال جاری که هنوز به شکل قطعی عملیاتی نشده نیز در مواجهه با ابرتورم کنونی، همچون قطر‌های در اقیانوس است. این رقم نه تنها پاسخگوی نیاز‌های معیشتی نیست، بلکه شکاف عمیق بین درآمد‌ها و هزینه‌های زندگی را پر نمی‌کند». می‌دانم که «زهرا» با یک سرطان زنانه گلاویز است و در هزینه‌های سنگین درمان به همسرش کمک می‌کند.

    جزئیات این افزایش حقوق، خود روایتی از تناقض‌های سیستم است:
    – بند حق شغل، شاغل: ۲۰ درصد افزایش
    – بند حق عائله‌مندی: ۲.۱۰۰ میلیون تومان
    – بند حق اولاد (هر فرزند): ۱.۷۱۴ میلیون تومان
    – بند ترمیم حقوق: ۱.۱۰۰ تا ۲ میلیون تومان

    این ارقام، نتیجه اجرای قانون رتبه‌بندی معلمان است که سال‌ها به عنوان مطالبه اصلی صنف فرهنگیان مطرح بود. اما واقعیت اجرای این قانون، آن را به نمایشی تراژیک تبدیل کرده است: تقسیم‌بندی معلمان به ۵ رتبه با شرط دستیابی به بالاترین سطح (رتبه ۵) تنها پس از ۲۴ سال خدمت و تحقق شروطی دیگر!

    دولت سیزدهم در سال ۱۴۰۱ ادعای اجرای این قانون را داشت، اما شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان با استناد به آمار‌های تکان‌دهنده، پرده از واقعیت برداشته است. «محمد حبیبی»، سخنگوی این شورا، در گفت‌و‌گو با وبسایت «امتداد» فاش کرد: «از ۱۴۰۱ تا پایان ۱۴۰۲، ۸۰ معلم از مزایای رتبه‌بندی محروم شده‌اند؛ ۱۳ تن اخراج یا بازخرید، ۲۳ تن انفصال از خدمت، ۳۲ معلم تقلیل گروه و ۳ تن بازنشستگی اجباری را تجربه کرده‌اند». این، فعلا تنها آمار موجود است.

    سال گذشته نیز، نیاز ۴۰ هزار میلیارد تومانی برای پرداخت پاداش پایان خدمت فرهنگیان بازنشسته اعلام شد، اما این رقم کلان در تقابل با واقعیت حقوق معلمان، تنها بر شکاف میان وعده‌ها و عمل دولت‌ها تاکید می‌کند. سیستم آموزشی ایران اکنون به کارناوالی شبیه است که در آن، راه‌حل‌های مقطعی مانند مُسکن‌های بی‌اثر، تنها بر وخامت اوضاع می‌افزایند. این نظام دیگر نه توان پنهان کردن آشفتگی‌هایش را دارد، نه اراده‌ای برای بازسازی ریشه‌ای.

    سوال اینجاست: آیا فروپاشی آموزش، پیش‌درآمد فروپاشی بزرگ‌تری در ساختار اجتماعی ایران می‌شود؟

    ساعت ۱۵:۲۰، پایان داستان ناتمام «نرجس»!

    باد ساحلی، پوسترِ روز معلم را از دیوار مدرسه می‌کند و آن را روی پیاده‌روی باریک می‌غلتاند؛ «نرجس» شنبه باید بازگردد. به کلاس ۳۰ نفره، به نیمکت‌های سبز فلزی که رد مداد نوکی، روی آن یادگار دانش‌آموزان را هک کرده است، به درس شنبه و تدریس اهمیت تاریخ ادبیات در قرن پنجم و ششم برای دانش‌آموزانی که در بهترین حالت، پادکست انگلیسی گوش می‌کنند تا لهجه بریتیش‌شان برای مهاجرت تقویت شود. او باز‌می‌گردد؛ از همان مسیر همیشگی، از کنار اسکله‌ای که بوی جلبک‌های فاسد و ماهی‌های تازه را توامان می‌دهد…

    او حرفه‌اش را دوست دارد و تاریخ ادبیات را، چون باور دارد؛ گذشته‌ها هرگز نخواهند گذشت‌…

  • ۴۰ درصد دانش آموزان ابتدایی، سواد خواندن و نوشتن ندارند!

    ۴۰ درصد دانش آموزان ابتدایی، سواد خواندن و نوشتن ندارند!

    به گزارش اقتصادران، مشکل کمبود معلم، در چند سال گذشته، سال به سال بحرانی تر شده است، کمتر از دو ماه به آغاز سال تحصیلی جدید مانده و با وجود کمبود 176 هزارنفری، 72هزار معلم هم تا مهر ماه بازنشسته می شوند. وزارت آموزش و پرورش در بخشننامه ای غیرقانونی، می گوید، امسال با هیچ درخواست بازنشستگی موافقت نخواهد کرد، حتی معلمانی که تا مهرماه به صورت قانونی بازنشسته به حساب می آیند هم باید به کار آموزشی خود ادامه دهند. معلمان اما معتقدند کادر ستادی در حال انجام مراحل بازنشستگی خود هستند، و آموزش و پرورش به دنبال این است که این تبعیض را تنها در حق معلمان انجام دهد.

    در همین رابطه، دکتر رحیم عبادی، عضو کارگروه انتخاب وزیر آموزش و پرورش و عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان با اشاره به تصمیم غیرقانونی وزارت آموزش و پرورش برای بازنشسته نکردن معلمانی که تا مهرماه بازنشسته می‌شوند، خاطرنشان کرد: این مسئله ناشی از مشکل بزرگتر و گسترده‌تر در آموزش و پرورش با عنوان کمبود معلم است که به دلیل بی‌تدبیری‌هایی که در طی سال‌های گذشته انجام شده، صورت گرفته. این موضوع در ابتدا یک مسئله قابل حل بود اما چون در زمان خود مورد بی‌توجهی قرار گرفت، اکنون تبدیل به یک بحران شده است، به نحوی که بر اساس گزارش رسمی مرکز پژوهش‌های مجلس و حتی کمیسیون آموزش مجلس، برای سال تحصیلی ۱۴۰۳ آموزش و پرورش بیش از ۱۷۶ هزار معلم کمبود دارد که تامین آن در این زمان کوتاه بسیار مشکل است.

    بخشنامه وزارت آموزش و پرورش، خلاف قانون استخدامی کشور است

    وی ادامه داد: متاسفانه مدیریت فعلی آموزش و پرورش به دلیل اینکه اشرافی به این حوزه ندارد و افرادی کم تجربه و غیر مرتبط با مسئولیت‌ها در راس کار قرار گرفته‌اند، به جای اینکه مسئله را حل کنند، با صدور چنین بخشنامه‌هایی مشکل جدیدی ایجاد کرده‌اند و عنوان کردند افرادی که برای سال آینده می‌خواهند بازنشست شوند لزوماً باید هر دو شرط ۳۰ سال سابقه و ۶۵ سال سن را داشته باشند. این خلاف قانون استخدامی کشور و قانون مجلس است؛ چرا که قانون با صراحت اعلام کرده یکی از این دو شرایط باید وجود داشته باشد و جمع این دو موضوع برای بازنشستگی الزامی نیست. یعنی افراد اگر ۳۰ سال در مقطع کارشناسی یا ۳۵ سال در مقطع کارشناسی ارشد باشند، به طور طبیعی بازنشست می‌شوند و اگر سنشان به ۶۰ یا ۶۵ سال برسد هم بازنشسته هستند. هر چند که ممنوع کردن معلمان امری خلاف قانون است اما در صورت علاقه مندی آنها، به صورت اختیاری امری شدنی است.

    سوء تدبیر وزارت آموزش و پرورش، بحرانی برای دولت در ماه‌های آینده پیش خواهد آورد

    عبادی با تاکید بر اینکه این بخشنامه غیرقانونی و غیر اخلاقی و بر خلاف رویه‌ها است، اظهار داشت: آموزش و پرورش با این کار می‌خواهند به نحوه بخشی از مسئله کمبود معلم را رفع کند. برای مهر امسال حدود ۷۱ هزار نفر بازنشست خواهیم داشت، تامین این تعداد معلم جایگزین معضلی برای آموزش و پرورش است. بنابراین هم می‌خواهند کمبود معلم را برطرف کنند و هم بازنشستگی آنها را به تعویق بیندازند. سوء تدبیر بحرانی را برای دولت در ماه‌های آینده پیش خواهد آورد.

    معاون پیشین وزارت آموزش و پرورش، با تاکید بر اینکه سرمایه اصلی آموزش و پرورش معلمان هستند و کادر ستادی نقش پشتیبانی دارند، ادامه داد: متاسفانه این موضوع در سال‌های گذشته در کنار منزلت، کرامت و شأنیت معلم، بسیار مورد بی‌توجهی قرار گرفته است و حتی بعضاً معلم‌ها تحقیر شدند. از سوی دیگر معلم به عنوان کارمند دیده شده، امری که خلاف نص صریح سند تحول بوده است. معلمان نقشی فرهنگی و علمی دارند، اصولاً قانون رتبه‌بندی معلمان هم با هدف اعتلا و ارتقاء علمی معلمان مانند دانشگاهیان تعریف شده بود، اما به دلیل اینکه رویکردها در آموزش و پرورش به معلم‌ها به مثابه یک کارمند است و از سوی دیگر به جایگاه، منزلت و موقعیت معلمان توجه نمی‌شود، متاسفانه در همه ابعاد در آموزش و پرورش بحران داریم.

     ۹۷ درصد بودجه آموزش و پرورش، تنها به منابع انسانی اختصاص دارد

    عبادی یادآور شد: اکنون حدود ۹۷ درصد بودجه آموزش و پرورش، تنها به منابع انسانی اختصاص دارد و تقریباً تمام بودجه صرف تامین و تربیت معلم می‌شود، از سوی دیگر ما هم به لحاظ کمبود نظام تامین و تربیت معلم در سال‌های گذشته با مشکل جدی مواجه بوده‌ایم. این وضعیت نشان می‌دهد پارادوکسی در آموزش و پرورش وجود دارد و آن اینکه تربیت و تامین معلم، تنها به عهده دانشگاه فرهنگیان گذاشته شده است. عملکرد یک دهه گذشته دانشگاه نشان داده که این دانشگاه به تنهایی توان تامین و تربیت معلم را ندارد. به ویژه سال‌های اخیر که تعداد دانش آموزان افزایش یافته و از حدود ۱۲ میلیون نفر به حدود ۱۷ میلیون نفر رسیده است و ظرفیت دانشگاه فرهنگیان ظرفیتی بالای ۳۰ هزار نفر در سال است، در حالی که برای آموزش و پرورش بیش از ۱۰۰ هزار نفر معلم کمبود وجود دارد.

    وضعیت معلمان از نظر کیفی متاسفانه بسیار تلخ‌تر از بخش کمی است / باید از ظرفیت دانشگاه ها هم استفاده کنیم

    وی با بیان اینکه این فاصله موجود باعث شده هر سال مشکل کمبود معلم به عنوان یک بحران برای آموزش و پرورش شکل بگیرد و آنگونه که پیش بینی می‌شود، طی سال‌های آینده این بحران عمیق‌تر هم خواهد شد، به سطح کیفی معلمان نیز اشاره کرد و گفت: وضعیت معلمان از نظر کیفی متاسفانه بسیار تلخ‌تر از بخش کمی است؛ به این معنا که اکنون نظام جذب و تربیت معلم به دلیل گستردگی نیاز آموزش و پرورش از استاندارد قاب قبولی برخوردار نیست. گزارش‌ها نشان می‌دهد بیش از ۵۰ درصد معلمان وقتی به کلاس‌ها می‌روند، فاقد هیچگونه آموزش برای انجام ماموریت معلمی هستند. در حالی که امروزه اگر کارگری در یک محیط کارگری یا هر شغل اجتماعی مانند رانندگی بخواهد از مهارتی برای انجام کارش استفاده کند، حتماً باید گواهینامه مرتبط با آن شغل و حرفه را داشته باشد. معلمی که کار بسیار دشواری است از این جهت در محرومیت و غفلت قرار گرفته‌ است. بر اساس گزارش‌ها بیش از ۵۰ درصد از معلمین، هیچگونه آموزشی نمی‌بینند و سایر معلمان جذب شده نیز تنها تحت آموزش‌های کم و محدود چند روزه و حداکثر یک ماه قرار می‌گیرند. این وضعیت اصلاً پاسخگوی نیازهای کشور نیست.

    ۴۰ درصد دانش آموزان ابتدایی، سواد خواندن و نوشتن کافی را ندارند

    این عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان، ادامه داد: بر اساس گزارش آموزش و پرورش بیش از ۳۰ درصد معلمان در حال تدریس، رشته تحصیلی و موضوع تدریسشان با یکدیگر ناسازگار است. این مسئله در مقاطع ابتدایی و متوسطه بیش از ۳۲ درصد و در برخی رشته‌های پایه به بیش از ۷۰ یا ۸۰ درصد در برخی دروس مانند ریاضی و رشته‌های اصلی می‌رسد و هیچ ارتباطی بین رشته تخصصی معلم و تدریسی که انجام می‌دهد وجود ندارد. بنابراین از نظر کیفیت کار به حدی افت کرده که گزارش های رسمی، می گویند ۴۰ درصد دانش آموزان ابتدایی، حتی سواد خواندن و نوشتن کافی را ندارند .این‌ها اتفاقات بدی است که در آموزش و پرورش در حال رخ دادن است.

    وی با تاکید بر اینکه معلم رکن و ستون اصلی آموزش و پرورش است، اضافه کرد: در سال‌های گذشته به دلیل فقدان برنامه‌ریزی برای تامین وتربیت معلم وعدم ساماندهی مناسب منابع انسانی و فقدان نگاه راهبردی به مسائل آموزش و پرورش و همچنین ناتوانی دانشگاه فرهنگیان در تامین و تربیت نیروی انسانی، آموزش و پرورش به لحاظ کمی در بحران تامین معلم قرار گرفته و به لحاظ کیفی نیز شرایط بسیار تلخ و ناگواری در سطح مدارس خصوصا مدارس دولتی ایجاد شده است.

    عبادی در ادامه این گفت و گو؛ درخصوص وعده‌هایی که دکتر پزشکیان در دوران مبارزات انتخاباتی درباره از بین بردن نگاه بازارگرایی به آموزش و پرورش و ضرورت نقش فعال دولت در تامین آن مطرح کرد و همچنین برنامه‌هایی که وزیر آموزش و پرورش باید برای اجرای آن داشته باشد، خاطرنشان کرد: متاسفانه نبود عدالت آموزشی و طبقاتی شدن آموزش و پرورش یکی از معضلاتی است که در دهه‌های گذشته با آن مواجه هستیم و رئیس جمهور به درستی بر این مسئله تاکید کردند و یکی از وعده‌هایی که دادند این بود که با انتخاب وزیر مناسب، بتوانند مسئله عدالت آموزشی را در آموزش و پرورش ترویج کنند.

    معاون پیشین وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه در حال حاضر حدود ۸۰ درصد از دانش‌آموزان در مدارس دولتی و حدود ۲۰ درصد در مدارس خاص و غیردولتی و شهریه‌پرداز مشغول هستند، اظهارداشت: تقریباً به صورت سالانه دولت هیچ بودجه مصوبی را به صورت سرانه برای مدارس دولتی در اختیار نمی‌گذارد و همین باعث می‌شود مدارس تلاش کنند به روش‌های غیرمتعارف مانند ساخت مغازه در حیاط مدارس برای تامین هزینه‌های جاریشان تلاش کنند. از سوی دیگر مدارس غیردولتی البته با مشارکت مردم، به صورت سالانه حدود ۷۵ میلیون تومان سرانه هر دانش آموز دارند. این مسئله باعث شده فاصله آموزشی و بی‌عدالتی محرزی میان مدارس دولتی و غیردولتی ایجاد شود. در نتیجه اکنون در رتبه‌های کنکور، بر اساس آمار رسمی مربوط به ۱۴۰۰ ، رقمی بالغ بر ۸۵ درصد رتبه‌های زیر ۳۰۰۰ در تصاحب مدارس خاص و غیردولتی بوده و تنها ۱۵ درصد به مدارس دولتی اختصاص پیدا کرده است. این شرایط بحرانی در آموزش و پرورش رقم زده تا جایی که اکنون بسیاری از معلمان کیفی، جذب مدارس غیرانتفاعی و خاص ‌می شوند و وقت‌های مازاد خود را در اختیار مدارس دولتی می‌گذارند. از سوی دیگر تنوع مدارسی که از حمایت دولتی برخوردارند، مانند شاهد، ایثارگران، تیزهوشان، استثنایی و دولتی که از امکانات دولت استفاده می‌کنند عموما به دلیل فقدان امکانات، میزبان خانواده‌های محروم و ناتوان هستند. این وضعیت متاسفانه بی‌عدالتی آموزشی را تشدید کرده است.

    عبادی تاکید کرد: آقای پزشکیان اصطلاحی را در حوزه پزشکی در دوره انتخابات مورد اشاره قرار دادند و تاکید کردند مسئولین برای خودشان در حوزه سلامت سفره جداگانه پهن کرده‌اند که مردم از این سفره بهره‌مند نیستند. در حوزه آموزش نیز دقیقاً چنین وضعیتی وجود دارد. اکنون بچه‌های همه مسئولین کشوری و افرادی که از تمکن مالی برخوردار هستند در مدارس غیرانتفاعی یا مدارس خاص درس می‌خوانند و همه آنها که دستشان به هیچ جا نمی‌رسد در مدارس دولتی هستند. در نتیجه در رقابت کنکور، ادامه تحصیل و پذیرش در رشته‌های اساسی آنها باید در یک آزمون برابر شرکت کنند، روشن است چه کسانی برنده می‌شوند. این مسئله یکی از مشکلات جدی آموزش و پرورش است و یکی از مسائلی که در انتخاب وزیر آینده باید مورد توجه قرار گیرد، ضرورت توجه به رویکرد عدالت محور است.

    رویکردکارگروه انتخاب وزیر برای انتخاب وزیر آموزش و پرورش چه بود؟

    این عضو کارگروه انتخاب وزیر آموزش و پرورش، با اشاره به ضوابط و شاخص‌هایی که در این کارگروه مورد توجه قرار ‌گرفته، توضیح داد: ما در این کارگروه ۲۰ شاخص برای تعیین وزیر انتخاب کردیم و تاکیدمان این بود که باید وزیر، رویکرد اصلاحی داشته باشد و به شدت با افرادی که رویکرد بنیادی و یا رویکرد مبتنی بر حفظ وضع موجود دارند مخالفت شد. آنچه که مورد نظر ما بود این بود که افرادی که بانی وضع موجود هستند، نباید مجدداً برای این مسئولیت دعوت شوند. در این کمیته سابقه مدیریت درخشان و موفق را به عنوان یکی از شاخص‌ها مورد تاکید قرار دادیم و عنوان کردیم که وزیر آموزش و پرورش باید توانایی حفظ استقلال آموزش و پرورش را داشته باشد. متاسفانه یکی از مشکلات آموزش و پرورش این است که استقلال خود را از دست داده و نهادهای بیرونی در سطوح مختلف در امور آن دخالت می‌کنند.

    وی برخورداری از نگاه راهبردی و بلند مدت را از دیگر ویژگی‌های وزیر آموزش و پرورش در دولت برشمرد و اضافه کرد: آقای پزشکیان باید مد نظر داشته باشد که مسئله آموزش و پرورش یک موضوعی ملی است . همانطور که به لحاظ کمی با برخورداری از ۱۷ میلیون دانش آموز و یک میلیون کارمند گسترده‌ترین وزارتخانه کشور است به لحاظ کیفی هم با توجه به دغدغه‌ای که همه خانواده‌ها برای تعلیم و تربیت فرزندانشان دارند، رئیس جمهور، به عنوان رئیس شورای عالی آموزش و پرورش، باید خود را عضو خانواده بزرگ آموزش و پرورش بداند و آن را به عنوان یک نهاد ملی و فرابخشی در نظر بگیرد و وزیری که انتخاب می‌کند صرف نظر از ویژگی‌های فردی که باید مقبولیت و محبوبیت و حسن شهرت در میان خانواده فرهنگیان داشته باشد و به لحاظ پاکدستی و صداقت و برخورداری از سلامت مالی و پایبندی به اخلاق حرفه‌ای و مرجعیت علمی و اجتماعی  نیز سرآمد باشد و بتواند هم از جهت توانمندی و مدیریت در سطح عالی مسائل آموزش و پرورش را راهبری کند.

    آموزش و پرورش حداقل ۷۴ هزار میلیارد تومان کسری بودجه دارد

    عبادی با تاکید بر اینکه آموزش و پرورش اکنون حداقل ۵ بحران اساسی دارد، بحران مالی را از دیگر مسائل مورد توجه دانست و یادآور شد: اکنون وزارت آموزش و پرورش حداقل ۷۴ هزار میلیارد تومان کسری بودجه دارد.

    بحران مشروعیت در آموزش و پرورش

    وی بحران کیفیت و عدالت و مشروعیت را از دیگران بحران‌های آموزش و پرورش عنوان کرد و اظهار داشت: متاسفانه بسیاری از مسائلی که ما در آموزش و پرورش ترویج می‌کنیم از دید دانش آموزان و خانواده‌های آنها پذیرفته شده نیست و ارزش‌هایی که تبلیغ می‌شود با ارزش‌هایی که خانواده‌ها و دانش آموزان دارند کاملاً متفاوت شده است، در نتیجه مشروعیت آموزش و پرورش نیز مسئله بسیار مهم است. بنابراین آموزش و پرورش نیازمند وزیری توانمند به لحاظ مدیریتی است که بتواند تجربه مدیریتی بالایی داشته باشد و از سوابق درخشانی در مدیریت برخوردار باشد. صرف مدیر بودن و منتقد وضع موجود بودن پاسخگوی آموزش و پرورش نیست.

    آموزش و پرورش دیگر آمادگی برای آزمون و خطا ندارد

    عبادی با تاکید بر اینکه آموزش و پرورش دیگر آمادگی برای آزمون و خطا ندارد، گفت: متاسفانه در سال‌های گذشته طول عمر وزیر آموزش و پرورش حدود ۲ سال بوده است و تنها دوره‌ای که مدیریتش بیش از ۹ سال طول کشید دوران آقای دکتر نجفی بود که موفق‌ترین دوران وزارت آموزش و پرورش بود. یکی از مشکلات موجود ما این است که متاسفانه یا افراد ضعیف و ناتوان خود را داعیه وزارت آموزش و پرورش می‌دانند و یا افرادی که خودشان بانی وضع موجود هستند و در گذشته وزیر بودند و مسئولیت‌هایی در این حد داشتند و موفق نبودند مجدداً در حال بازگشت به مدیریت آموزش و پرورش هستند. آقای پزشکیان باید مراقبت کند. اکنون در آموزش و پرورش نباید آزمون و خطا کرد. نه خانواده‌ها تحمل آن را دارند و نه فرهنگیان و نه جامعه ظرفیت پذیرش آن را دارد.

    دوره آموزشی حامیان یک جناح خاص، برای معلمان! / باوجود کمبود معلم متخصص، نیازمند آموزش حرفه‌ای و مهارتی هستیم

    وی گفت: آقای پزشکیان باید موفق‌ترین، محبوب‌ترین و شفاف‌ترین مدیر را برای آموزش و پرروش انتخاب کند که به تعهدات و برنامه‌هایی که ایشان در جریان انتخابات دادند وفادار باشد . متاسفانه اکنون در آموزش و پرورش افرادی دوره‌های آموزشی را به عنوان «صف اول» برگزار می‌کنند که ۱۸۰ درجه با تفکر آقای پزشکیان در تعارض است و برخی از همین افراد، تلاش می‌کنند مجدداً مسئولیت آموزش و پرورش را بر عهده بگیرند. آقای پزشکیان و همکارانشان باید متوجه شوند آموزش و پرورش یک نهاد بسیار حساس فرهنگی و اجتماعی موثر در تحقق برنامه‌های دولت است و در نتیجه در انتخاب افراد باید نهایت دقت و جدیت و ارزیابی صورت گیرد.

    اولویت مسئولان آموزش و پرورش چیست؟

    این عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان توضیح داد: اکنون وزارت آموزش و پرورش دوره آموزشی برای معلمان سراسر کشور برگزار کرده و حدود ۱۵ هزار نفر در آن ثبت نام کرده‌اند که آیت الله میرباقری که در اصل تئوریسین جبهه پایداری است و همچنین آقای رحیم پور ازغدی و برخی افراد دیگر ، مدرس این دوره هستند. در شرایطی که جامعه این تفکر را رد کرده و آن را در انتخابات نپذیرفته و به آن رای نداده، مدیران آموزش و پرورش برای تربیت معلم که مهمترین مسئله برای سال تحصیلی آینده است از افرادی دعوت می کنند که هیچ نسبتی با حوزه تخصصی آموزش و پرورش ندارند و صرفاً با تفکر سیاسی، نگاه ابزاری به آموزش و پرورش دارند. متاسفانه آموزش و پرورش به جای توجه اصلی به تربیت معلم، دغدغه‌اش جذب برخی افراد با ایدئولوژی خاص اعم از روحانی و غیرروحانی در مدارس است که هیچ نسبتی با کار تعلیم و تربیت ندارند.

    به گفته عبادی ؛ در شرایطی که ما اکنون کمبود معلم داریم و باید برای معلمان آموزش حرفه‌ای و مهارتی برای ورود به مدرسه گذاشته شود برخی افراد سیاسی برای تربیت معلم به آموزش و پرورش دعوت شده‌اند و در قالب آموزش کلان مدیریتی از معلمان خواسته شده در این دوره شرکت کنند و امتیازاتی هم برای آنها در نظر گرفته شده است.

    برای ابتدای سال، دغدغه کلاس‌های خالی از معلم را داریم

    وی ما اشاره به برخی نگرانی‌ها نسبت به نارضایتی‌هایی که ممکن است در آغاز سال تحصیلی نسبت به کلاس‌های خالی از معلم شکل گیرد، اظهار داشت: ما هم دغدغه کلاس‌های خالی را برای آغاز مهر داریم و انتظار می‌رفت آقای پزشکیان در تعیین اعضا برای کابینه سرعت می‌داد تا مسئله ساماندهی مسائل اساسی آموزش و پرورش از جمله ساماندهی نیروی انسانی با سرعت بیشتری آغاز شود. اگر زمان را از دست بدهیم در اول مهر با بحران‌هایی مواجه می‌شویم که مدیریت کردن آن بسیار دشوار است. خصوصا با اینکه برخی رفتارهایی که اکنون در آموزش و پرورش انجام می‌شود، امیدواریم از روی نادانی و برای حل موضوع باشد، اما اگر انگیزه‌های سیاسی پشت آن نباشد این نگرانی‌ها ابتدای مهر به خانواده‌ها منتقل می‌شود. کمبود ۱۷۶ هزار معلم رقم کمی نیست! اولین توصیه ما این است که آقای دکتر پزشکیان هرچه سریع‌تر نسبت به تعیین وزیر برای آموزش و پرورش اقدام کند. از آقای عارف معاون اول، درخواست می‌کنم جلسه ویژه‌ای با مسئولان آموزش و پرورش برای تامین معلم در اول مهر برگزار کنند و تدبیری بیندیشند. در غیر این صورت ممکن است این وضعیت مشکل ایجاد کند.

    ضرورت استفاده از ظرفیت فارغ التحصیلان دانشگاهی در آموزش و پرورش

    معاون وزیر آموزش و پرورش در دوره اصلاحات با بیان اینکه ماده ۲۸ اساسنامه دانشگاه فرهنگیان اجازه می‌دهد از ظرفیت فارغ التحصیلان دانشگاهی برای جذب در آموزش و پرورش اقدام کنیم: گفت، در گذشته متاسفانه آموزش و پرورش این ظرفیت را عمدتاً با حوزه‌های علمیه پر می‌کرد و با تفاهم‌هایی جذب طلاب را از این طریق انجام می‌داد. در صورتی که قانون این امر را برای تامین معلم در مدرسه پیش‌بینی کرده است. ماده ۲۸ اساسنامه دانشگاه فرهنگیان اجازه می‌دهد وزارت آموزش و پرورش با همکاری دانشگاه‌ها افراد فارغ التحصیل رشته‌های مرتبط را با گذراندن دوره‌های کارآموزی جذب کند. یکی از راه‌های تامین معلم برای مهر استفاده از ظرفیت این ماده و کمک گرفتن از دانشگاه‌ها برای جبران بخشی از کمبود نیرو در آموزش و پرورش است، هم اکنون میزان بیکاری در فارغ التحصیلان دانشگاهی، بالای 68% است چرا نباید آموزش و پرورش از فارغ التحصیلان دانشگاهی که ظرفیت بسیار مناسبی برای همکاری هستند، استفاده کند.

    سه گفتمان متعارض در آموزش و پرورش

    عبادی در ادامه بحران مشروعیت بحران جدی در آموزش و پرورش را مسئله‌ای بسیار مهم برشمرد و اضافه کرد: اکنون ما سه گفتمان در آموزش و پرورش داریم که در محیط مدرسه با هم در تعارض هستند. یک گفتمان مربوط به سند تحول آموزش و پرورش است که تلاش می‌کند دانش‌آموزان را به حیات طیبه برساند و آن بالاترین ارزش‌های اعتقادی و فکری که حتی بسیاری از ما از آن بی‌بهره هستیم انتظار داریم دانش آموزان را در داخل مدرسه از آن برخوردار نماییم. گفتمان دوم گفتمان معیشت است دغدغه اصلی معلم‌ها امروز معیشت است و به دلیل غفلت‌ها دغدغه معلمان معطوف به این موضوع شده است. مسئله سوم دغدغه خانواده‌ها و دانش آموزان با موضوع پیشرفته تحصیلی بچه‌ها است. در کنار آن خود دانش آموزان با توجه به شرایط سنی و تحولات اجتماعی، محیطی و فرهنگی و تعارضات در سال‌های گذشته که نسل Z و Y را رقم زده است؛ ادبیاتی متفاوت با آنچه مد نظر ما است ایجاد کرده . از این نظر ما در درون مدرسه شاهد آشفتگی‌هایی هستیم. دانش آموزان ، اولیا، معلمان و آموزش و پرورش هر کدام خواسته‌های متفاوت دارند. این باعث ایجاد گسستی شده که روز به روز بر عمق آن افزوده می‌شود. گسستی که به آن بحران مشروعیت می‌گوییم و اینجاست که این نگرانی جدی وجود دارد که اگر وفاق و تفاهمی ایجاد نشود ما در آینده باید این نگرانی را بسیار بسیار عمیق‌تر شاهد باشیم.

    بخشنامه، توهین به معلمان است

    عبادی با بیان اینکه رفتار قیم مآبانه و یک سویه، کرامت انسانی را در بین معلمان و دانش آموزان نادیده گرفته است، بخشنامهای که از بازنشست شدن معلمان بازنشسته جلوگیری می‌کند را توهین به معلمان دانست و گفت: معلم منزلت و کرامت دارد و قانون برای بازنشستگی آنها تعیین تکلیف کرده است.

    رئیس اسبق سازمان ملی جوانان، با بیان اینکه تضاد منافع میان مدیران و مدارس باعث شرایط متفاوت میان مدارس دولتی و غیردولتی شده، گفت: دولت باید قانون تعارض منافع را در سطوح مدیران آموزش و پرورش به صورت جدی اجرا کند و حقوق همه ذینفعان در آموزش و پرورش را به رسمیت بشناسد و منشور حقوقی برای مسائل آموزش و پرورش تدوین کند تا ذی نفعان احساس کنند حقوقشان تامین می‌شود.

    وی با بیان اینکه ما باید رویکرد دانش آموز محوری، معلم محوری و مدرسه محوری را دنبال کنیم و فرصت‌های آموزش برابر برای دختران و پسران فارغ از هرگونه عقیده و موقعیت جغرافیایی و زبانی فراهم کنیم، گفت: معلمان نیازمند منشور حقوق کافی هستند و در این راستا باید سازمان نظام صنفی برای معلمان تشکیل شود که خودشان امور حرفه‌ای و تخصصی معلمان مانند رتبه‌بندی را انجام دهند تا نیازمند مداخله نهادهای غیر تخصصی بیرونی نباشیم.

    مشارکت دانش آموزان برای انسجام اجتماعی و هویت ملی بسیار ضروری است

    عبادی یادآور شد : زمان آقای خاتمی تجربه بسیار موفقی داشتیم و شوراهای دانش آموزی مجلس دانش آموزی و سازمان دانش‌آموزی را با هدف افزایش تعامل با دانش آموزان و کرامتدهی به آنها دنبال کردیم. آن زمان ۴ سال معاون وزیر آموزش و پرورش بودم و در آن دوره ۴ ساله آقای خاتمی نزدیک ۱۹ بار در حوزه پرورشی برای دانش آموزان گفت و گو می‌کردند چرا که ایشان حقیقتاً دانش آموزان را به عنوان شخصیت حقیقی تکریم می‌کردند و تعلیم و تربیت را امری دو طرف می‌دانستند و نه یک طرفه .در واقع مشارکت دانش آموزان برای انسجام اجتماعی و هویت ملی بسیار ضروری است، مسئله‌ای که امروز هم ما به آن نیاز داریم تا مجدداً انسجام اجتماعی و هویت ملی در آموزش و پرورش ایجاد کنیم و راه آن این است که اصلاحات را به صورت همه جانبه در آموزش و پرورش دنبال کنیم. آموزش و پرورش نه نیاز به تحول بنیادی دارد و نه حفظ وضع موجود. رویکرد اصلی آموزش و پرورش باید مبتنی بر اصلاحات باشد که البته نیازمند توافق ملی است تا مسئله آموزش و پرورش به عنوان یک اولویت اول کشور دیده شود.

    رئیس اسبق سازمان ملی جوانان با بیان اینکه نسل جدید نسلی است که با ابزارهای تحول دیجیتال زندگی می‌کند بنابراین علاوه بر این‌ها وزیر آموزش و پرورش باید وزیری باشد که برای ایجاد تحول مبتنی بر فناوری‌های عصر دیجیتال بتواند آموزش و پرورش را مدیریت کند، خاطرنشان کرد: یکی از ضرورت‌ها و الزامات وزیر آموزش و پرورش برخورداری از یک برنامه جامع و همه جانبه برای پاسخ به این چالش‌های اساسی و همه جانبه است. خوشبختانه در کنار برخی چالش‌ها و مسائل ، ظرفیت‌های بسیار خوبی هم در جامعه و هم در آموزش و پرورش وجود دارد و وزیر باید بتواند قدرت تعامل و ارتباط میان درون و بیرون آموزش و پرورش را حفظ کند و یک تفاهم ملی نسبت به مسائل آموزش و پرورش با در دست داشتن یک برنامه عملی که بتواند نقشه راه برای حل مسائل باشد ایجاد کند، اگر در انتخاب وزیر این ملاحظات توجه شود قطعاً آموزش و پرورش دوران بسیار خوبی را در دوره آقای پزشکیان دنبال خواهد کرد.

     

    وی در پایان این گفت و گو با اعلام اینکه کاندیدای وزارت آموزش و پرورش است، اعم برنامه های خود را تشریح و اعلام کرد، مشروح برنامه های خود را در اختیار رئیس جمهور قرار داده است.
  • خبر خوش برای فرهنگیان/ واریز معوقات به حساب این معلمان

    خبر خوش برای فرهنگیان/ واریز معوقات به حساب این معلمان

    به گزارش اقتصادران ،  به اطلاع فرهنگیان بازنشسته مهرماه ۱۴۰۲ عضو صندوق ذخیره فرهنگیان می رساند سهم الشرکه و سود پرسنل محترم بازنشسته به حساب بانک سرمایه واریز شده است. لذافرهنگیان محترم با در دست داشتن کارت ملی وشناسنامه می توانند به بانک سرمایه در استانها مراجعه و نسبت به دریافت کارت مربوطه جهت دریافت مبلغ مذکور اقدام نمایند.

    براساس این اطلاعیه، سود سال تحصیلی ۱۴۰۲_۱۴۰۱ در پایان سال جاری و معوقات سنوات قبل مربوط به واریزی سهم دولت به محض وصول محاسبه و پرداخت خواهد شد.