برچسب: معدن زغالسنگ

  • کارگران معادن زغال‌سنگ قربانی حذف ارز ترجیحی؟

    کارگران معادن زغال‌سنگ قربانی حذف ارز ترجیحی؟

    به گزارش اقتصادران، پس از حذف ارز ترجیحی، عموماً این تصور شکل می‌گیرد که پیامدهای این تصمیم تنها به کالاهای اساسی و ضروری محدود می‌شود و سایر بخش‌های جامعه، به‌ویژه حوزه تولید، تأثیر مستقیمی از آن نمی‌پذیرند. اما تجربه اقتصادی نشان داده است که تک‌نرخی شدن ارز، پیش از هر چیز، به افزایش عمومی قیمت کالاهای وارداتی منجر می‌شود؛ افزایشی که دامنه آن، دیر یا زود، به تمامی حلقه‌های تولید سرایت می‌کند.

    بخش قابل‌توجهی از واحدهای تولیدی کشور، به‌ویژه در حوزه‌های صنعتی و معدنی، وابستگی جدی به ابزارها و تجهیزات وارداتی دارند. زمانی که این تجهیزات گران می‌شود، تأمین آن‌ها با دشواری همراه می‌شود. با این حال، کارفرما معمولاً حاضر نیست از سود خود بکاهد؛ بنابراین تا جایی که ممکن باشد، ابزار تولید را تأمین می‌کند، اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که هزینه‌های این افزایش قیمت، از محل حقوق و مزایای کارگران جبران می‌شود. کاهش یا حذف هزینه‌های جانبی مانند ایاب‌وذهاب، تأخیر در پرداخت دستمزدها و بی‌توجهی به تعهدات رفاهی، تنها بخشی از این پیامدهاست.

    فراتر از همه این مسائل، موضوعی وجود دارد که مستقیماً با جان کارگران گره خورده است؛ مسئله ایمنی و بهداشت کار. واقعیتی که نمی‌توان انکار کرد این است که بخشی از کارفرمایان، حتی پیش از این نیز، الزامات ایمنی را به‌درستی رعایت نمی‌کردند. اکنون و در شرایط افزایش شدید هزینه‌ها، این وضعیت نه‌تنها بهبود نمی‌یابد، بلکه تشدید نیز می‌شود. نتیجه آن است که کارگرانی که در مشاغل ذاتاً پرخطر فعالیت می‌کنند، با شرایطی مواجه می‌شوند که امنیت جانی‌شان بیش از گذشته تهدید می‌شود.

    در این میان، کارگران معادن – به‌ویژه معادن زغال‌سنگ – در موقعیتی به‌مراتب نگران‌کننده‌تر قرار دارند؛ صنفی که پیش‌تر نیز آمار بالایی از حوادث کار و تلفات جانی را تجربه کرده است. افزایش قیمت تجهیزات ایمنی و دشواری در تأمین آن‌ها، این نگرانی را دوچندان کرده و چشم‌انداز ایمنی در معادن را تیره‌تر از گذشته نشان می‌دهد. از همین رو، توجه به تمام  عواقب این گرانی‌ها و شناسایی دقیق اثرات آن بر جان و معیشت کارگران، ضرورتی انکارناپذیر است.

    افزایش هزینه تولید؛ فشار پنهان بر حقوق و رفاه کارگران

     ابراهیم رحیمیان، دبیر اجرایی خانه کارگر طبس، با اشاره به آثار گسترده تک‌نرخی شدن ارز بر ایمنی معادن، تأکید می‌کند که این تصمیم تنها به چند قلم کالای مصرفی مانند روغن، برنج یا لبنیات محدود نمی‌شود. به گفته او، «امروز افزایش قیمت‌ها در همه بخش‌ها خودش را نشان می‌دهد؛ برای مثال، اخیراً اعلام شده که قیمت لاستیک تا ۵۳ درصد افزایش داشته است. وقتی حرفه‌ای و تخصصی به حوزه معدن نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که در معادن زغال‌سنگ، بیش از ۹۰ درصد تجهیزات ایمنی، وارداتی است.»

    رحیمیان با اشاره به وابستگی شدید معادن زغال‌سنگ به تجهیزات خارجی توضیح می‌دهد که «سنسورهای تشخیص گاز متان که در معادن استفاده می‌شود، عمدتاً ساخت شرکت‌های اروپایی مانند آلمان است و عملاً جایگزین داخلی ندارد. این تجهیزات حتماً باید با ارز وارد شود. در گذشته، اگر حمایت‌ها یا تسهیلات دولتی وجود داشت، کارفرما می‌توانست این تجهیزات را با نرخ‌های ترجیحی یا نیمایی تأمین کند، اما با تک‌نرخی شدن ارز، انگیزه و توان کارفرما برای ارتقای ایمنی به‌شدت کاهش پیدا می‌کند.»

    او می‌افزاید: «واقعیت این است که برای بسیاری از کارفرمایان، اولویت اول فقط تولید است؛ آنهم تولید به هر قیمتی. در شرایط فعلی، نیروی انسانی و ایمنی، کم‌کم از دایره اولویت خارج می‌شود و این مسئله ضربه‌ای مهلک به ایمنی معادن، به‌ویژه معادن زغال‌سنگ، وارد می‌کند. سیستم‌های مانیتورینگ، سنسورها و تجهیزات ایمنی ما عمدتاً ساخت کشورهای اروپایی مانند آلمان و لهستان است و اگر فاصله‌ای بین تأمین این تجهیزات و نیاز واقعی معدن ایجاد شود، تبعات آن مستقیماً متوجه جان کارگران خواهد بود.»

    دبیر اجرایی خانه کارگر طبس هشدار می‌دهد که «اگر دولت به‌طور جدی وارد عمل نشود و حمایت‌های مشخصی در نظر نگیرد، در یکی دو سال آینده، با مستهلک شدن تجهیزات فعلی، با مشکلات بسیار جدی و گسترده‌ای روبه‌رو خواهیم شد.»

    او در ادامه به تناقض موجود در زنجیره تولید اشاره می‌کند و می‌گوید: «در حالی که در بسیاری از کالاها شاهد تورم هستیم، در بخش زغال‌سنگ این افزایش قیمت به شکل واقعی دیده نمی‌شود. قیمت زغال‌سنگ سال‌ها بر اساس درصدی از قیمت فولاد خوزستان تعیین می‌شد و حتی پس از حوادث تلخ و مرگبار در معادن، افزایش قیمت‌ها با مقاومت جدی برخی صنایع بزرگ مواجه شد.»

    رحیمیان با انتقاد از این روند توضیح می‌دهد که «حلقه‌های ابتدایی تولید، یعنی همان تولیدکنندگان اصلی، بیشترین ضرر را می‌کنند، در حالی که حلقه‌های پایانی زنجیره، مانند صنایع فولاد، بیشترین سود را می‌برند. این وضعیت دقیقاً شبیه حوزه کشاورزی است که زارع کمترین سود را از محصول خود می‌برد، اما فروشنده نهایی بیشترین منفعت را کسب می‌کند.»

    او در بخش دیگری از صحبت‌هایش به وضعیت معیشتی کارگران معدن اشاره می‌کند و می‌گوید: «کارگران معدن، با وجود کار روزانه در شرایط سخت و پرخطر، حقوقی دریافت می‌کنند که هیچ تناسبی با هزینه‌های زندگی ندارد. امروز به‌وضوح می‌بینیم که امنیت جانی این کارگران بیش از گذشته در معرض تهدید است، اما نه دولت، نه کارفرما و نه سایر نهادهای مسئول، دغدغه جدی نسبت به این مسئله نشان نمی‌دهند.»

    رحیمیان با ذکر مثالی عینی می‌افزاید: «در مجموعه‌ای که حدود هزار و پانصد نفر مشغول به کار هستند، اگر خانواده‌ها را هم حساب کنیم، جمعیتی نزدیک به دوازده هزار نفر از این محل ارتزاق می‌کنند. روزی که حقوق واریز می‌شود، کمتر از ده دقیقه بعد، پیام کارگران می‌آید که حقوق تمام شد. کارگری که ۱۹ میلیون تومان حقوق گرفته، همان روز ۱۰ میلیون تومان قسط داده، اجاره خانه پرداخته و عملاً چیزی برای زندگی باقی نمانده است.»

    به گفته او، در چنین شرایطی، کارگر یا باید ناچاراً به شغل دوم و سوم روی بیاورد یا با همان فشار معیشتی و خستگی مفرط به کار ادامه دهد؛ موضوعی که خود می‌تواند خطر بروز حادثه را افزایش دهد.

    رحیمیان تأکید می‌کند: «در شهرهای کوچک، حتی امکان شغل دوم هم به‌سختی وجود دارد و کارگر از همان حداقل راه‌های جبران درآمدی هم محروم است. این فشار مضاعف، شغل اصلی کارگر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و در نهایت، هم معیشت و هم جان او را تهدید می‌کند.»

  • روزگار تلخ‌تر از زهر کارگران معادن / کارفرما در تنگنا، کارگر بی‌پناه‌ / رحیمیان: وقتی تمام فکر و ذکر کارگر معیشت است، دیگر به ایمنی فکر نمی کند

    روزگار تلخ‌تر از زهر کارگران معادن / کارفرما در تنگنا، کارگر بی‌پناه‌ / رحیمیان: وقتی تمام فکر و ذکر کارگر معیشت است، دیگر به ایمنی فکر نمی کند

    به گزارش اقتصادران، ابراهیم رحیمیان، دبیر اجرایی خانه کارگر طبس، با اشاره به شرایط دشوار معیشتی و شغلی کارگران معادن زغال‌سنگ طبس گفت: مشکلات بسیاری وجود دارد که هرروز که می‌گذرد این مشکلات نه تنها کاهش نمی‌یابد، بلکه با تورم افسارگسیخته و افزایش فشارهای روحی و روانی، هرروز عمیق‌تر می‌شود. در واقع، مشکلاتی که تا چند سال پیش وجود داشت، همچنان با شدت بیشتر ادامه دارد.

    وی با بیان اینکه طبس یک شهر معدنی است و بخش عمده فعالیت‌های اقتصادی آن به معادن زغال‌سنگ وابسته است، گفت: هرچه از سختی کار در معادن زغال‌سنگ گفته شود، باز هم کم است. این شغل بسیار سخت، مخاطره‌آمیز و خطرناک است و در زمره مشاغل سخت و زیان‌آور قرار می‌گیرد. با این حال در مسیر دریافت تائیدیه‌های مربوط به مشاغل سخت و زیان‌آور، مشکلات فراوانی وجود دارد که خودش بحث مفصلی است.

    تورم افسارگسیخته روزانه؛ سقوط قدرت خرید کارگران

    دبیر اجرایی خانه کارگر طبس با تمرکز بر وضعیت معیشتی کارگران گفت: از ابتدای سال با تورمی مواجه شده‌ایم که به جرات می‌توان گفت در کشور سابقه نداشته است. با وجود اینکه بیش از چهل سال سن دارم، چنین رشد قیمتی در کالاهای اساسی، طلا و ارز را به یاد ندارم. این افزایش قیمت‌ها دیگر شیب ملایم ندارد و به صورت روزانه ادامه دارد و بیش از همه، اقلام و اجناس ضروری را نشانه رفته‌ است.

    وی افزود: برای نمونه، قالب پنیر معمولی که ابتدای سال حدود ۵۰ هزارتومان خریداری می‌شد، امروزه نزدیک به ۱۲۰ هزار تومان است؛ یعنی با تورمی بیش از ۱۲۰ درصد مواجه هستیم. این در حالی است که دستمزد کارگران هیچ تناسبی با این رشد قیمت‌ها ندارد.

    کارفرما نیز در تنگناست، اما کارگر بی‌پناه‌تر است

    رحیمیان با تاکید بر اینکه قصد قضاوت یک‌طرفه را ندارد، تصریح کرد: واقعیت این است که این مشکلات در سطح کلان است و کارفرمایان را نیز با معضلات جدی مالی روبرو کرده است و در بسیاری از موارد آن‌ها نیز توان تامین حقوق حداقلی و پرداخت به موقع آن را ندارند. با این وجود، این کارگران هستند که بیشتر متضرر می‌شوند. کارگر تنها نیروی یدی خود را در اختیار دارد و تمام زمان، انرژی و زندگی‌اش را در اختیار کار می‌گذارد و منبع درآمد دیگری ندارد.

    وی در ادامه گفت: متاسفانه حتی در حوزه جبران خدمات، از جمله کارت‌های هدیه و مزایاهای جانبی حقوق، بیش از ۷۰ درصد مطالبات کارگران پرداخت نمی‌شود؛ نه از سر بی‌توجهی، بلکه به دلیل ناتوانی مالی کارفرما که نتیجه مشکلات اقتصادی سطح کلان کشور است. اما نتیجه این وضعیت، فشار مستقیم بر زندگی کارگران است.

    زنجیره معیوب تولید زغال‌سنگ

    دبیر اجرایی خانه کارگر طبس با اشاره به ساختار معیوب صنعت زغال‌سنگ کشور بیان کرد: شرکت‌های زغال‌سنگ عملا تک مشتری هستند اما مشتری در پرداخت مطالبات تاخیرهای طولانی دارد؛ دوباره خرید می‌کند و باز هم پول آن را به موقع نمی‌پردازد.

    وی افزود: شرکت‌های زغال‌سنگ در حلقه ابتدایی زنجیره تولید قرار دارند؛ جایی که بیشترین خطرات جانی متوجه کارگران است، اما کمترین سود نصیب تولیدکننده می‌شود. هرچه در زنجیره تولید به مراحل پایانی و فرآوری نزدیک‌تر می‌شویم، سود شرکت‌های مادر و تخصصی افزایش می‌یابد. این در حالی است که زغال‌سنگ ما در طبس عملا به صورت خام فروخته می‌شود و سود آن با ریسک و سختی کار هیچ تناسبی ندارد.

    رحیمیان با اشاره به پیامدهای اجتماعی این وضعیت گفت: فشار معیشتی تنها به سفره کارگران محدود نمی‌شود؛ این فشار به روح و روان کارگر و خانوده‌اش منتقل می‌شود. در آستانه روز زن، بسیاری از کارگران حتی توان خرید یک هدیه کوچک برای همسران و مادران خود را نداشتند و این موضوع سبب شرمندگی آن‌ها می‌شود.

    فشار معیشتی: کاهش تمرکز کارگر روی ایمنی

    دبیر اجرایی خانه کارگر طبس با هشدار نسبت به افزایش نرخ حوادث شغلی اظهار کرد: وقتی کارگر تمام فکر و ذهنش درگیر تامین معیشت باشد، نمی‌تواند تمرکز کافی بر ایمنی داشته باشد. در معادن زغال‌سنگ که یکی از پرمخاطره‌آمیزترین محیط‌های کاری هستند، یک لحظه غفلت می‌تواند به حوادث جبران‌ناپذیر منجر شود.

    وی افزود: در ماه‌های اخیر شاهد وقوع حوادث و شبه‌حوادث متعددی بودیم. افزایش این شبه‌حوادث نشان می‌دهد که فشار روانی ناشی از وضعیت مالی و عدم امنیت شغلی، مستقیماً ایمنی و جان کارگران را تهدید می‌کند.

    حق تونل؛ پرداخت ناچیز و ناهماهنگ

    رحیمیان در ادامه در ارتباط با حق تونلِ کارگران معادن گفت: همه شرکت‌های زغال‌سنگ حق تونل را پرداخت نمی‌کنند و متاسفانه در طبس تنها دو شرکت معتبر این کار را انجام می‌دهند. این مبلغ به منظور تشویق و جبران کار در محیط‌های زیرزمینی و خطرناک در نظر گرفته شده است.

    وی افزود: علیرغم اینکه این حق پرداخت نمی‌شود، مبلغ آن نیز بسیار ناچیز است؛ برای یک مهندس که ۳۰ ماه در روز را در زیرزمین کار می‌کند، این مبلغ در نهایت حدود ۱۲۰ الی ۱۵۰ هزارتومان می‌شود. در برخی موارد، حق تونل روزانه بین ۳ الی ۷ هزارتومان است که عملا ارزش و تاثیر معناداری در معیشت کارگران ندارد.

    دبیر اجرایی خانه کارگر طبس در پایان گفت: امروزه کارگران هر روز با این سوال سرکار می‌آیند که آیا امروز پولی به ما پرداخت می‌شود یا خیر؟ این بلاتکلیفی دائمی، امنیت روانی کارگران را به مرز هشدار رسانده است. ادامه این روند، هم معیشت کارگران و هم ایمنی آن‌ها را با تهدید جدی مواجه می‌کند.

  • وضعیت بحرانی در معادن زغال‌سنگ ایران / تولید زغال‌سنگ نسبت به سال گذشته به شدت کاهش یافته است

    وضعیت بحرانی در معادن زغال‌سنگ ایران / تولید زغال‌سنگ نسبت به سال گذشته به شدت کاهش یافته است

    به گزارش اقتصادران، معادن زغال‌سنگ در سال‌های اخیر با چالش‌های متعددی روبه‌رو شده‌اند. از بحران نقدینگی گرفته تا مشکلات تامین سوخت و واردات تجهیزات ایمنی و وابستگی به نرخ ارز همه گریبانگیر این دسته از معادن شده؛ مسائلی که منجر به کاهش تولید معادن زغال‌سنگ ایران شده است.

    براساس آمارها تولید زغال‌سنگ در سال جاری نسبت به سال گذشته کاهش قابل‌توجهی داشته است.  در شش‌ماه نخست سال ۱۴۰۴، تولید زغال‌سنگ تقریبا ۹‌درصد نسبت به دوره مشابه سال قبل کاهش یافته است. مساله‌ای که به معنی افزایش واردات زغال‌سنگ به کشور است که می‌تواند ضربه‌ دیگری به زغالی‌ها وارد کند و وابستگی کشور به واردات این ماده خام را فزونی دهند.

    امروز مشکل نقدینگی معادن زغال‌سنگ نه‌تنها موجب ایجاد بحران در پرداخت حقوق کارگران شده بلکه بر خرید تجهیزات و سایر هزینه‌های ضروری فعالان این عرصه نیز تاثیر منفی گذاشته است‌.

    متاسفانه  مشکلات وارده بر معادن زغال‌سنگ نه‌تنها بر عملکرد آنها تاثیر گذاشته بلکه می‌تواند تهدیدی جدی برای امنیت انرژی کشور در آینده باشد.

    به هر حال باید قبول کرد که معادن زغال‌سنگ نقش عمده‌ای در تامین انرژی کشور دارند و حالا مواجه شدن با بحران‌هایی همچون بحران نقدینگی و سوخت می‌تواند به تحلیل رفتن این دسته از معادن منجر شود. بدین ترتیب نیاز به اقدامات فوری و جدی از سوی مسوولان برای حمایت از این ماده حیاتی احساس می‌شود اما با وجود تاکیدات مکرر مسوولان بر لزوم حمایت از معادن زغال‌سنگ، متاسفانه در عمل اقدامات ملموسی در این زمینه مشاهده نمی‌شود. مسوولان وزارت صمت تاکنون حتی یک جلسه درخصوص مشکلات زغالی‌ها برگزار نکرده‌اند! حالا ‌کارشناسان ابراز امیدواری می‌کنند که در آینده نزدیک با اتخاذ تدابیر عملی و جدی شاهد بهبود وضعیت معادن زغال‌سنگ کشور باشیم.

    عدم افزایش قابل توجه قیمت زغال‌سنگ

    سعید صمدی، دبیر انجمن زغال‌سنگ در این خصوص به «جهان صنعت» گفت: معادن زغال‌سنگ ایران در شرایطی فعالیت خود را آغاز کرده‌اند که احساس می‌کردند با تغییر فرمول قیمت‌گذاری زغال‌سنگ به ۳۰‌درصد قیمت شمش فولاد خوزستان از نظر مالی شاهد گشایشی خواهند بود.

    متاسفانه قیمت فولاد در شش‌ماه گذشته رشد چشمگیری نداشته است و به‌تبع آن قیمت زغال‌سنگ نیز تغییرات قابل‌توجهی نداشته است.

    در شش‌ماه نخست سال جاری، قیمت زغال‌سنگ نسبت به سال گذشته تنها ۲‌درصد افزایش داشته است در حالی که هزینه تولید زغال‌سنگ تحت‌تاثیر تورم و افزایش هزینه‌های نیروی انسانی و سایر هزینه‌ها حدود ۴۰درصد افزایش یافته است. این شکاف میان افزایش هزینه‌ها و قیمت فروش، فشار زیادی بر معادن وارد کرده است.

    متاسفانه به دلیل شرایط اقتصادی و رکود بازار، بسیاری از مصرف‌کنندگان تا پنج‌ماه پرداخت قیمت زغال‌سنگ‌های خریداری شده را به تعویق می‌انداختند.

    این تاخیر در پرداخت‌ها به‌شدت بر توان نقدینگی معادن زغال‌سنگ تاثیر گذاشته است و در حال حاضر بسیاری از معادن حتی نمی‌توانند از عواید فروش زغال‌سنگ‌هایی که در تیرماه فروخته‌اند بهره‌برداری کنند.

    این بحران نقدینگی نه‌تنها موجب ایجاد مشکل در پرداخت حقوق کارگران شده بلکه بر خرید تجهیزات و سایر هزینه‌های ضروری نیز تاثیر منفی گذاشته است.

    بحران تامین سوخت و انرژی

    صمدی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از مشکلات اساسی معادن زغال‌سنگ، تامین سوخت برای دیزل ژنراتورهاست. باتوجه به اینکه معادن زغال‌سنگ نقش عمده‌ای در تامین انرژی کشور دارند، به طور طبیعی انتظار می‌رفت که دولت سوخت مورد نیاز آنها را در اولویت قرار دهد اما متاسفانه سهم سوخت معادن زغال‌سنگ در سال جاری کاهش یافته است و این مساله می‌تواند تهدیدی جدی برای عملیات معادن باشد، به‌‌ویژه در شرایطی که معادن ممکن است با بحران‌های اضطراری مواجه شوند. در حالی که توقع ما این بود که در این زمینه مسوولان وزارت صمت تمهیدات لازم را بیندیشند و سوخت معادن زغال‌سنگ را در اولویت قرار دهند اما متاسفانه اتفاقی نیفتاده است.

     چالش واردات تجهیزات ایمنی

    دبیر انجمن زغال‌سنگ اظهار داشت: معادن زغال‌سنگ به‌‌ویژه از نظر تامین تجهیزات ایمنی و تکنولوژی‌های روز به ارز وابسته هستند. متاسفانه باتوجه به مشکلات ارزی و محدودیت‌های موجود در واردات کالا، بسیاری از تجهیزات ایمنی که برای بهبود شرایط کاری و کاهش خطرات معادن ضروری هستند، هنوز وارد کشور نشده‌اند.

    ثبت سفارش‌هایی که در پاییز سال گذشته برای خرید تجهیزات ایمنی انجام شده بود، همچنان به دلیل مشکلات ارزی در مرحله واردات باقی مانده‌اند و هیچ چشم‌انداز روشنی برای حل این بحران وجود ندارد. باور هم داریم که این موضوع چشم‌انداز روشنی ندارد. باوجود اینکه مسوولان مطرح می‌کنند که معادن زغال از نظر ارز در اولویت هستند اما خیلی امیدوار نیستیم. او تاکید کرد: همه این مشکلات باعث شده‌اند که تولید زغال‌سنگ در سال جاری نسبت به سال گذشته کاهش یابد.

    صمدی ابراز داشت: با وجود تاکیدات مکرر مسوولان بر لزوم حمایت از معادن زغال‌سنگ، متاسفانه در عمل اقدامات ملموسی در این زمینه مشاهده نمی‌شود. بسیاری از ستادهای تخصصی وزارت صمت در ارتباط با سایر بخش‌های معدنی فعالیت دارند و جلسات منظمی برگزار می‌کنند اما تا به امروز حتی یک جلسه تخصصی درخصوص مشکلات معادن زغال‌سنگ تشکیل نشده است.

     

  • کارگران معادن در دو قدمی مرگ / چرا معادن ایران مکانیزه نمی‌شوند؟

    کارگران معادن در دو قدمی مرگ / چرا معادن ایران مکانیزه نمی‌شوند؟

    به گزارش اقتصادران، قطار مرگ هرگز متوقف نشده است، مرگ همیشه در دو قدمی کارگران معادن ذغال‌سنگ است؛ معدنچیان ذغال‌سنگ با سینه‌های سوخته و ریه‌های آکنده از غبار مرگبار، در هر شیفت کاری در معرض انفجار گاز متان قرار دارند؛ گازی که رنگ و بو ندارد اما در چند دقیقه، کارگران را پای سفره‌ی مرگی سخت و جانکاه میهمان می‌کند.

    قطار مرگ متوقف نشده است

    معادن ذغال‌سنگ کشور همچنان سنتی هستند؛ بر اساس آخرین آماری که در گزارش سیاستی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره معادن وجود دارد، ۱۰۰ معدن زغال‌سنگ در کل کشور فعال هستند که از این تعداد ۹۵ درصد به شکل سنتی اداره می‌شوند؛ این آمار بعد از حادثه تلخ معدنجوی طبس در شبانگاه اول مهر منتشر شد؛ حادثه‌ای در معدنی سنتی و فاقد مانیتورینگ مرکزی و سنسورهای گازسنج اتوماتیک که در چند دقیقه ۵۳ معدنچی را به کام مرگ کشاند.

    ۹۵ درصد معادن ذغال‌سنگ کشور به شیوه‌ای سنتی و دستی اداره می‌شوند به این معنا که سنسورهای اتوماتیک و سیستم مانیتورینگ مرکزی ندارند؛ در معدنجو نیز گازسنجی به شیوه‌ی دستی انجام می‌شد؛ کارگران شیفت قبل، بوی سهمگین گاز را شنیده بودند؛ چند کارگر نیز به سرکارگر و پیمانکار خبر دادند، اما چون حق امتناع از کار نداشتند، چون تشکل قدرتمند و جرئت اعتراض نداشتند، مجبور شدند: پا به دالان‌های مرگ نهادند و داغی سنگین بر دل خانواده‌هایشان نشست.

    معدنجو، اولین حادثه مرگبار در معادن ذغال‌سنگ سنتی کشور نبود، آخرین هم نخواهد؛ این قطار بدون توقف به راه خود ادامه می‌دهد.

    سال‌ها قبل از آن، در انفجاری که روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶، در معدن زغال‌سنگ یورت رخ داد ۴۳ معدنچی جان باختند..  ۱۵ آبان‌ماه ۱۳۹۶، رئیس کل دادگستری استان گلستان اعلام کرد براساس جمع‌بندی گزارش کمیته حقیقت‌یاب، مقصر حادثه کارفرما بوده‌است.

    فقدان ایمنی در معادن ذغال‌سنگ، همیشه قربانی می‌گیرد، کارفرمایان مقصرند اما کارگران کشته می‌شوند! به جز این دو حادثه مهیب در زمستان یورت و معدنجو، چندین و چند حادثه مرگبار معادن ذغال‌سنگ در ماه‌ها و سال‌های اخیر رخ داده است؛ در همه این معادن، گازسنجی به شیوه‌ای سنتی و بدون مانیتورینگ مرکزی انجام می‌شود.

    برای نمونه، فقط در یک ماه یعنی اردیبهشت ۱۴۰۳، در فاصله‌ای حدود ده روز، دو کارگر ذغال‌سنگ به دلیل تقصیر دیگران کشته شدند. ریزش در یکی از کارگاه‌های معدن اصلی زغال‌سنگ منطقه طغرالجرد شهرستان کوهبنان در استان کرمان جان یک کارگر را گرفت. همچنین براثر وقوع یک حادثه در معدن زغال‌سنگ هشونی شهرستان کوهبنان کرمان، یکی از کارگران این معدن، در۴٠ سالگی، جان خود را از دست داد.

    چرا معادن مکانیزه نمی‌شوند؟

    اما چرا مرگ‌های دسته‌جمعی در زمستان یورت و معدنجو، زنگ‌های هشدار را به صدا درنیاورده است؛ چرا برای معادن ذغال‌سنگ کشور، تجهیزات ایمنی به‌روز خریداری نمی‌شود و چرا کارگران ذغال‌سنگ قربانیان رده اول تحریم، بی ارزش شدن پول و بی‌توجهی دولت هستند؟

    «علی مقدسی زاده» رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار خراسان جنوبی، ۲۲ سال سابقه کار در معادن ذغال‌سنگ کشور دارد؛ او با بیان اینکه «معدنجو تبدیل به یک ویترین شده که مسئولان پشت آن قایم می‌شوند و ادعا می‌کنند بیایید ببینید مانیتورینگ مرکزی نصب کردیم!» به ایلنا می‌گوید: وضعیت در سایر معادن ذغال‌سنگ کشور همچنان بحرانی‌ست. در معدنجو بعد از آن حادثه‌ی اول مهر پارسال که ۵۳ کارگر فوت شدند، مانیتورینگ مرکزی آوردند و دستگاه‌های گازسنجی نصب شده اما دیگر معادن سنتی در طبس و کشور، مانیتورینگ مرکزی و سنسورهای گاز ندارند.

    به گفته وی، در شهرستان طبس ۲۲ معدن ذغال‌سنگ فعال داریم ولی متاسفانه به جز دو سه شرکت، بقیه سیستم مانیتورینگ ندارند و سنتی به همان روش دهه‌ها قبل کار می‌کنند. او می‌گوید: خطر در دو قدمی کارگران این معادن کمین کرده و هرلحظه ممکن است انفجاری مثل معدنجو رخ بدهد.

    چرا برای معادن ذغال سنگ هزینه نمی‌شود؟ این فعال کارگری بالا بودن هزینه و پایین بودن قیمت ذغال و و البته تمایل نداشتن دولت و مجلس برای هزینه کردن برای معدنچیان ذغال‌سنگ را از جمله دلایل این شرایط پرخطر می‌داند و می‌گوید: هنوز معدن زمستان یورت که زمانی ۴۳ کارگرِ آن بر اثر انفجار جان باختند، همچنان سنتی‌ست و تجهیزات ایمنی ندارد.

    مقدسی‌زاده تاکید می‌کند که «معادن سنتی ذغال‌سنگ آبستن حوادث هستند و امروز و فردا، در خراسان، دامغان، خراسان یا طبس، دوباره شاهد مرگ دلخراش معدنچیان خواهیم بود؛ وضعیت معادن اسفبار است و ممکن است حادثه‌ای بسیار بزرگ‌تر از معدنجو اتفاق بیفتد».

    «کار با بازرسی وزارت کار درست نمی‌شود»؛ این کارگر باسابقه معدن ادامه می‌دهد: وزارت صمت، دولت و مجلس مسئول‌اند؛ چرا در این شرایط تحریم و گرانی دلار، برای واردات تجهیزات ایمنی هزینه نمی‌کنند؟ متاسفانه بعد از هر حادثه فقط هیاهو می‌کنند و حاصل هیچ؛ هیاهو بر سر هیچ برای کارگران ثمری ندارد….».

    هیاهوهای بی‌حاصل!

    در معدنجو ۵۳ کارگر جان خود را از دست دادند؛ در زمستان یورت ۴۳ نفر؛ بعد و قبل از این دو حادثه بزرگ، مرگ‌های دلخراش دیگری در معادن ذغال‌سنگ اتفاق افتاده است. یادمان نرفته شهریورماه ۱۴۰۲، اجساد ۶ کارگر معدن زغال سنگ طزره دامغان که بر اثر انفجار گاز و ریزش تونل، زیر آوار حبس شده بودند پس از ۹ ساعت از زیر آوار بیرون کشیده شد. هر بار رسانه‌ها پشت هم تیتر زدند و مسئولان هیاهو کردند؛ اما هیاهو و قیل و قال مسئولان بر سر مرگ‌های جمعی کارگران حاصلی نداشته است، حتی معادن مکانیزه نشده‌اند.  سیاست‌های لیبرالی خشن و سودجویی و رانتخواری، پولی برای کارگران معادن ذغال‌سنگ باقی نمی‌گذارد!

    کارگران معادن ذغال‌سنگ با حداقل حقوق و غالباً پیمانکاری و فاقد تشکل‌های صنفی هستند؛ بسیاری از آن‌ها حتی برای بازنشستگی سخت و زیان‌آور مشکل دارند. این کارگرانِ بی‌صدا و بی حقوق با ریه‌های سنگین و بیمار و صورت‌های آغشته به گرد ذغال‌سنگ، همیشه در دو قدمی مرگ ایستاده‌اند؛ مقدسی زاده آخر صحبت‌هایش با خنده‌ای تلخ می‌گوید «راستی از افزایش حقوق کارگران معادن ذغال‌سنگ چه خبر؟ قولی که وزیر کار داده بود، یادتان هست؟……».

    گزارش: نسرین هزاره مقدم

  •  چراغ‌ سرمایه گذاری در معادن ایران خاموش شد /  سرمایه چینی در عربستان و افغانستان!

     چراغ‌ سرمایه گذاری در معادن ایران خاموش شد / سرمایه چینی در عربستان و افغانستان!

    به گزارش اقتصادران، در دنیای امروز که به سمت انرژی‌های پاک و پایدار حرکت می‌کند، معادن و منابع معدنی به عنوان کاتالیزورهای اصلی این تحول شناخته می‌شوند. در این بین، سرمایه گذاری در معادن به عنوان یک ابزار کلیدی برای بهره‌برداری از ذخایر معدنی و تولید مواد اولیه ضروری برای توسعه انرژی‌های نوین به حساب می‌آید.

    ایران با داشتن ذخایر غنی معدنی می‌تواند نقش مهمی در این تغییرات ایفا کند، اما هنوز نتوانسته از ظرفیت‌های خود به نحو مطلوب بهره بردارد. این در حالی است که کشورهای منطقه مانند عربستان و افغانستان با جذب سرمایه‌گذاری‌های کلان، به‌ویژه از چین به دنبال تبدیل شدن به بازیگرانی کلیدی در بازار جهانی مواد معدنی هستند.

    نقش معادن در تأمین انرژی‌های پاک

    اقتصاد جهانی به سرعت در حال تغییر است و انرژی‌های پاک به محور اصلی توسعه پایدار تبدیل شده‌اند. در این زمینه، مواد معدنی خاصی که برای تولید باطری‌ها و فناوری‌های ذخیره‌سازی انرژی ضروری هستند، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته‌اند.

    با توجه به این تحولات، تقاضا برای عناصر کلیدی مانند لیتیوم، کبالت و نیکل و همچنین فلزات پایه به‌شدت افزایش یافته است. این مواد نه‌تنها برای تولید خودروهای برقی حیاتی هستند، بلکه برای کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و حرکت به سوی سیستم‌های انرژی پایدار نیز نقش اساسی ایفا می‌کنند. سرمایه گذاری در معادن، به‌ویژه در استخراج و فرآوری این مواد می‌تواند ایران را به یکی از قطب‌های بزرگ تأمین مواد معدنی در جهان تبدیل کند.

    عربستان با سرمایه گذاری در معدن، ظرفیت بهره‌برداری ایران را به چالش می‌کشاند

    در یک سال گذشته، عربستان سعودی اقدامات گسترده‌ای در زمینه اکتشاف و توسعه منابع معدنی انجام داده است. این کشور با هدف کاهش وابستگی به نفت و تبدیل شدن به یک مرکز جهانی مواد معدنی، سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی را در این بخش انجام می‌دهد.

    همچنین وزیر معادن عربستان سعودی اعلام کرده که ظرفیت ذخایر معدنی این کشور حدود ۹۰ درصد افزایش یافته است. این اقدام نه‌تنها به توسعه اقتصادی عربستان کمک می‌کند، بلکه فرصتی برای همکاری با کشورهای پیشرفته مانند آمریکا، هند و کشورهای آفریقایی فراهم می‌آورد.

    در مقابل، ایران با وجود داشتن ذخایر غنی معدنی و ظرفیت‌های بالقوه، هنوز نتوانسته زیرساخت‌های لازم برای بهره‌برداری از این منابع را توسعه دهد. بی‌توجهی به بخش معدن و نبود سرمایه‌گذاری در فرآوری مواد معدنی می‌تواند کشور را از بهره‌برداری از این فرصت‌های طلایی محروم کند. اگر ایران بخواهد در عرصه جهانی معادن و مواد انتقالی جایگاه مناسبی پیدا کند، باید به سرعت اقدامی انجام دهد و برنامه‌ریزی‌های دقیقی برای توسعه زیرساخت‌ها و فرآوری سیلیس، آلومینا، مس و میلگردهای خاص انجام دهد.

     چراغ‌های خاموش در دل کوهستان‌ها

    در حالی دولتمردان از رشد ۱۳ درصدی در بخش معدن سخن می‌گویند که خبر تعطیلی معدن بلده به عنوان ششمین واحد معدنی شن و ماسه در محورهای هراز و بلده، زنگ خطری برای آینده بخش معدن ایران به صدا درآمده است. این معدن که روزگاری نماد توانایی‌های معدنی کشور بود، اکنون به جمع معادن خاموش پیوسته و نشان‌دهنده وضعیت نگران‌کننده‌ای است که بسیاری از معادن ایران با آن مواجه هستند.

    به گفته کارشناسان، گرچه معدن بلده می‌توانست با تجهیز و نوسازی به حیات خود ادامه دهد، اما عدم سرمایه‌گذاری کافی و نبود حمایت از بخش خصوصی باعث شد تا چراغ این معدن نیز خاموش شود. این وضعیت به‌وضوح نشان‌دهنده بی‌توجهی به یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی کشور است که می‌تواند به اشتغال‌زایی و توسعه پایدار کمک کند.

    از سال ۱۳۹۹ تاکنون چند درصد معادن تعطیل شدند؟

    آمار نشان می‌دهد که وضعیت معادن کوچک در ایران به‌مراتب نگران‌کننده‌تر از گذشته شده است. تا سال ۱۳۹۹، حدود ۴۰۰۰ معدن کوچک در کشور غیرفعال بودند، اما در سال ۱۴۰۱ این عدد به ۶۰۰۰ معدن رسید. به عبارت دیگر، تنها در طی دو سال اخیر، حدود ۲۰۰۰ معدن دیگر به جمع معادن تعطیل پیوسته‌اند؛ به طور متوسط، هر دو روز تقریبا پنج معدن به دلایل مختلف از چرخه تولید خارج شده‌اند و در سال گذشته بیش از ۶۵ درصد معادن کشور به دلایل مختلف تعطیل شدند.

    ایران با وجود معادن بزرگ زغال‌سنگ به واردات پناه آورده است

    ایران خود از معادن غنی زغال‌سنگ برخوردار است، اما براساس گزارش‌های منتشر شده از سوی گمرک و بانک مرکزی، ایران در سه سال گذشته حدود دو میلیارد دلار زغال‌سنگ وارد کرده، این رقم نشان‌دهنده وابستگی فزاینده کشور به واردات این ماده اولیه است.

    این آمار نگران‌کننده نه‌تنها بر اقتصاد کشور تاثیر منفی می‌گذارد، بلکه موجب از دست رفتن فرصت‌های شغلی و افزایش بیکاری در مناطق معدنی می‌شود. یکی از دلایل اصلی این تعطیلی‌ها، افزایش غیرکارشناسی حقوق دولتی معادن است که فشار مالی زیادی بر بهره‌برداران ایجاد کرده و منجر به تعطیلی معادن شده است.

    علاوه بر این، نبود استراتژی توسعه‌ای مشخص و مشکلاتی نظیر فرسودگی ماشین‌آلات و رکود بازار ساخت‌وساز نیز به تشدید این وضعیت کمک کرده‌اند. در واقع، بی‌توجهی به زیرساخت‌های لازم و عدم برنامه‌ریزی صحیح برای بهره‌برداری از منابع معدنی در نهایت به تعطیلی معادن منجر شده است.

    از سوی دیگر، فعالان معدن بارها نسبت به این مشکلات هشدار داده‌اند و خواستار اصلاح قوانین و حمایت از سرمایه‌گذاران شده‌اند. آن‌ها معتقدند که با یک برنامه‌ریزی دقیق و سرمایه‌گذاری مناسب، می‌توان از ظرفیت‌های معادن کشور بهره‌برداری کرد و چراغ‌های خاموش را دوباره روشن کرد.

    همچنین برخی دیگر از کارشناسان معتقدند که مشکلات بانکی و موانعی که بر سر راه انتقال پول از ایران وجود دارد باعث می‌شود تمایل شرکت‌هایی که در سطح بین‌المللی فعالیت می‌کنند نسبت به سرمایه گذاری در بخش معدن ایران کاهش پیدا کند‌.

    در نهایت، تعطیلی معدن بلده فقط یک نمونه از بحران عمیق‌تر در بخش معدن ایران است. اگر کشور بخواهد به سمت توسعه پایدار حرکت کند، باید به فکر احیای معادن تعطیل شده باشد.

    چین جای خالی ایران را با سرمایه‌گذاری در آفریقا و افغانستان پر می‌کند

    چین در سال‌های اخیر تمایل زیادی به سرمایه گذاری در معادن کشورهای مختلف نشان داده است. این سرمایه‌گذاری‌ها در کشورهایی صورت گرفته که منابع معدنی غنی دارند و فرصت‌های مناسب برای استخراج مواد اولیه مورد نیاز صنایع مختلف به‌ویژه صنایع خودروسازی و باطری‌سازی، فراهم است. به‌ویژه در کشورهای آفریقایی مانند زامبیا و زیمبابوه یا در کشورهای آمریکای لاتین مانند آرژانتین و استرالیا و حتی در افغانستان چین با عقد قراردادهای بلندمدت به تأمین مواد معدنی مهمی مانند مس، لیتیوم و سنگ آهن پرداخته است.

    اما در مورد سرمایه گذاری در معادن ایران، وضعیت متفاوت است. به‌رغم اینکه ایران منابع معدنی غنی‌ دارد، چین به دلایل مختلف تمایل کمتری به سرمایه‌گذاری در این بخش نشان داده است. یکی از اصلی‌ترین دلایل این موضوع، تحریم‌های بین‌المللی است که دسترسی به سیستم مالی جهانی را برای ایران محدود کرده و این شرایط مانع از انجام معاملات مالی و تجاری ساده با چین می‌شود. بنابراین، شرکت‌های چینی ترجیح می‌دهند از ریسک‌های مربوط به نقض تحریم‌ها خودداری کنند و به کشورهای دیگر با شرایط تجاری شفاف‌تر و بدون محدودیت‌های بین‌المللی، روی آورند.

    علاوه بر تحریم‌ها، بی‌ثباتی‌های اقتصادی و سیاسی ایران نیز از دیگر دلایلی است که باعث شده چین از سرمایه گذاری در بخش معدن ایران دوری کند. نوسانات ارزی، تورم بالا و عدم پیش‌بینی‌پذیری اقتصادی در ایران، ریسک‌های سرمایه‌گذاری را افزایش داده و باعث می‌شود که چین ترجیح دهد در کشورهایی با شرایط اقتصادی پایدارتر و کم‌ریسک‌تر سرمایه‌گذاری کند. این وضعیت، فضای مناسبی برای چین جهت مشارکت در پروژه‌های معدنی ایران فراهم نمی‌کند.

    نبود سرمایه گذاری در معادن چه بلایی بر سر اقتصاد می‌آورد؟

    چنین کاهش تمایلی از سوی چین به سرمایه گذاری در معادن ایران می‌تواند تبعات منفی زیادی برای اقتصاد کشور داشته باشد. یکی از این تبعات، کاهش توسعه زیرساخت‌ها و بهره‌برداری از منابع معدنی است که می‌تواند موجب از دست دادن فرصت‌های شغلی و کاهش درآمدهای مالیاتی و ارزی شود. همچنین، اگر ایران نتواند شرایط مناسبی برای سرمایه‌گذاری در بخش معدن ایجاد کند، ممکن است روابط اقتصادی و سیاسی‌اش با چین و دیگر کشورها تضعیف شود و فرصت‌های تجاری از دست برود.

    در نهایت، برای جذب سرمایه‌گذاران خارجی و به‌ویژه چین، ایران نیاز به اصلاحات در زمینه سیاست‌های اقتصادی، تسهیل فرآیندهای بوروکراتیک و ایجاد فضای امن و پایدار برای سرمایه‌گذاری در بخش معدن دارد.

  • معادن ایران تا کی قربانی می گیرند؟ / 62 معدن ایران فاقد اصولی ایمنی و استاندارد هستند

    معادن ایران تا کی قربانی می گیرند؟ / 62 معدن ایران فاقد اصولی ایمنی و استاندارد هستند

    به گزارش اقتصادران، به دنبال ريزش معدن زغال‌سنگ «كلات» در شهرستان آزادشهر، دو كارگر مصدوم شدند و يك كارگر، زير آوار جان خود را از دست داد. اين حادثه، ظهر پنجشنبه 24 آبان ماه در معدني رخ داد كه حدود دو هفته قبل با حكم دادستاني به دليل ناامن بودن پلمب و تعطيل بود.

    به دنبال وقوع اين حادثه، وزارت كار با صدور اطلاعيه‌اي اعلام كرد: «۳ نفر از كارگران معدن كلات شرق شهرستان آزادشهر حين انجام تعميرات و نگهداري راسته تونل شماره (7a) بودند كه بر اثر ريزش سنگ‌هاي سقف تونل، متاسفانه يكي از كارگران به نام محمد گنجي‌وطن، جان‌باخته و دو كارگر به نام‌هاي ابوالقاسم ميرداروطن و حسن قزسفلي هم به دليل مصدوميت به مراكز درماني منتقل شدند. براساس گزارش سربازرس سازمان نظام مهندسي معدن در تاريخ ۲۴ مهرماه امسال، معدن كلات شرق آزادشهر ناايمن شناخته شده و موارد غيرايمن از جمله درباره سيستم نگهداري و تهويه معدن مشاهده و ثبت شده است، از همين‌رو به دليل امكان وقوع حادثه، مطابق ماده ۱۰۵ قانون كار درخواست تعطيلي بخش استخراج معدن به مقام قضايي ارسال شده و با دستور ايشان بخش استخراج تعطيل شده بود. مطابق دستور مقام قضايي، اين معدن صرفا براي تعمير، نگهداري و اصلاح سيستم نگهداري و رفع خطرات مربوطه اجازه اقدام داشته و حادثه هم در زمان عمليات تعمير و نگهداري رخ داده است. علت ريزش سقف تونل در دست بررسي است.»

    رييس كل دادگستري استان گلستان هم تاييد كرد كه كارگران مصدوم و جان‌باخته، مشغول ايمن‌سازي براي فعال شدن دوباره معدن بودند كه هنگام تعميرات در فاصله حدود ۱۰۰ متري از تونل بر اثر ريزش سقف، دچار حادثه شدند.

    وقوع اين حادثه در معدن زغال‌سنگ شهرستان آزادشهر در‌حالي بود كه چند روز قبل رييس كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استان گلستان نسبت به رعايت نشدن نكات ايمني و بهداشتي در معادن استان هشدار داده بود و به خبرنگار ايلنا گفته بود: «در حال حاضر ۱۶ معدن زغال‌سنگ در گلستان فعاليت دارند كه حدودا ۲ هزار كارگر در آنها مشغول به كار هستند كه ايمني و بهداشت كار در بسياري از اين واحدها رعايت نمي‌شود. دولت هر ساله تلاش مي‌كند تعداد معادن را افزايش دهد ولي به ايمني توجه نمي‌كند و هر ساله اين وضعيت بدتر مي‌شود و به همين دليل هر چند وقت يك‌بار ما شاهد وقوع حوادث تلخ در بخش معدن هستيم.متاسفانه قرارداد كار بسياري از كارگران معادن استان به صورت موقت و كوتاه‌مدت چند ماهه است كه بايد در اين خصوص تصميم‌گيري درست و عادلانه‌اي صورت بگيرد تا كارگر امنيت شغلي داشته باشد.»

    روز 9 آبان معدن زغال‌سنگ زمستان يورت شرقي در شهرستان آزادشهر با دستور دادستاني و تا زمان ايجاد ايمني كامل و تاييد فني پلمب شد آن هم در حالي كه در روزهاي پيش از انتشار اين خبر، 400 كارگر اين معدن در اعتراض به حقوق معوقه، دست از كار كشيده بودند و براي دريافت حقوق معوق خود به مراجع قضايي شهرستان رفته و در همين اعتراضات هم از ناامني محيط معدن گفته بودند. روز 17 آبان در خبر ديگري به نقل از دادستاني استان اعلام شد كه اين معدن به صورت موقت و به دليل برطرف شدن ايرادهاي اساسي ايمني و بهداشتي معدن و بي‌خطر بودن محيط كار براي كارگران، بازگشايي شده و رفع ايرادهاي جزيي باقي مانده نيز مستلزم بازگشايي و آغاز به كار كارگران است تا با حضور در معدن براي رفع آن اقدام كنند و اين ايرادات هم بايد در يك مهلت 20 روزه برطرف شود وگرنه معدن بسته خواهد شد .بيشتر بخوانيد:

    اما يك روز بعد از تعطيلي موقت معدن زمستان يورت شرقي، حكم تعطيلي موقت دومين معدن ناامن شهرستان آزادشهر هم به اجرا درآمد و از روز 10 آبان و با دستور رييس كل دادگستري استان گلستان، معدن زغال‌سنگ شرق كلات هم تا زمان رفع نواقص ايمني، بسته شد.اين مقام قضايي به خبرنگاران گفته بود كه علاوه بر الزام رفع نواقص ايمني معدن كلات، نحوه عقد قرارداد با كارگران اين معدن هم بايد اصلاح شده و از قراردادهاي سه ماهه آن هم با كارگران با سابقه اين معدن، بايد به قراردادهاي بلندمدت تغيير كند علاوه بر اينكه نحوه پرداخت بيمه تامين اجتماعي كارگران شاغل در تونل‌هاي عميق معدن هم از عنوان‌هاي غيرواقعي «كارگر ساده» بايد متناسب با شرايط كار اين كارگران اصلاح شده و تغيير كند.

    شامگاه 31 شهريور سال جاري به دنبال وقوع انفجار ناشي از انتشار گسترده گاز متان در تونل‌هاي يكي از معادن زغال زيرمجموعه «پروده» موسوم به «معدنجو» 49 كارگر به دليل شدت موج انفجار و استشمام مونوكسيد كربن و متان جان خود را از دست دادند و 17 كارگر مصدوم شدند. به دنبال مصدوميت كارگران مجروح و ظرف هفته‌هاي بعد از انفجار، 4 نفر از مصدومان هم به دليل شدت مجروحيت فوت كردند و تعداد كشته‌هاي اين فاجعه به 53 نفر رسيد.

    اين فاجعه درحالي ملت ايران را عزادار كرد كه مسوولان معدن در ساعات بعد از فاجعه مدعي ايمن بودن معدن و بي‌اشكال بودن تمام تجهيزات ايمني داخل معدن شده بودند، اما به مرور و وقتي كارگران نجات يافته يا آن تعدادي كه وارد شيفت كاري جديد نشده بودند، با اعلام نداشتن تجهيزات ايمني به‌روز و سالم و اخطار چندباره به سرپرست كارگران درباره انتشار گاز متان براي روزهاي پياپي و بي‌توجهي پيمانكاران و اجبار كارگران به كار در همان شرايط ناامن و مرگبار، ادعاهاي دروغ مسوولان معدن را زيرسوال بردند، مسوولان معدن هم ناچار شدند به واقعيت ايمن نبودن معدن در زمان فعاليت 69 كارگر اعتراف كنند، چنان‌كه حدود دو هفته بعد از فاجعه، كارفرماي معدن «پروده» در حضور عليرضا محجوب (دبيركل خانه كارگر) معترف شد كه «ما متاسفانه سنسور مركزي و رصد آنلاين برخط نداشتيم. بنده از كارشناسان شركت اين گزارش را دريافت كردم كه در كارگاه ۸۲ در بلوك c در ابتداي شيفت ۳ انفجار داشتيم. تيم استخراج داخل بودند و در ساعت ۸ شب حادثه رخ مي‌دهد. وظيفه مسوول ايمني انتقال اخبار انفجار به مركز از طريق تلفن است. اين درحالي است كه مسوول ايمني ما در همان ابتدا جان خود را از دست مي‌دهد. وقتي ما پيگير شديم كه ببينيم آيا زمان كافي براي نجات وجود نداشت؟ پاسخ آمد كه از ۲۵۲ نفر حاضر دو بلوك ۱۸۵ نفر سالم خارج شدند. ارزيابي ما اين است كه با فرض انفجار در كارگاه ۸۲ به‌طور ناگهاني، زمان لازم براي انتقال اطلاعات حدود ۲ دقيقه است. اگر با سرعت معمولي گاز منتشر شود، نهايت ۱۵ دقيقه امكان اطلاع‌رساني بوده است. ما فرد زنده‌اي در كارگاه نداشتيم كه اطلاع دهد. از لحظه انفجار چون گاز به‌طور سيال بين بلوك‌ها حركت كرده، شرايط ناپايدار شده و بين ۲۵ تا ۳۰ متر بر ثانيه سرعت نشر گاز افزايش مي‌يابد.»

    درحالي كه كميسيون‌هاي تخصصي مجلس از همان روزهاي اول بعد از وقوع فاجعه «پروده» مكلف به تهيه گزارشي از علت حادثه شده بودند، يكي از گزارش‌هايي كه ادعاي مسوولان معدن را زير سوال برد، اظهارات بازپرس پرونده حادثه معدنجوي پروده طبس بود كه روز 13 مهر با حضور در يك برنامه راديويي اعلام كرد: «كوتاهي در زمينه‌ نبود ايمني، تاييد شده و اين قصور متوجه مسوولان معدن است. تحقيقات ميداني و با دقت در حال انجام است و كارشناساني از مشهد و تهران در حال كارشناسي هستند و كارشناسي داراي دو جنبه است كه يك جنبه آن اعلام شده و قصور در زمينه نبود ايمني در معدن را متوجه مسوولان معدن دانستند؛ جنبه بعدي اين است كه اين قصور، درصد دارد و بايد مشخص شود كه متوجه كدام فرد يا افراد است كه در اين مورد در حال تحقيق هستند و نظرشان را به صورت مكتوب به قاضي پرونده اعلام مي‌كنند. درنهايت افرادي كه قصور متوجه‌شان باشد به دادسرا احضار و پاسخگوي موارد خواهند بود.»

    روز اول آبان و همزمان با انتشار خلاصه‌اي از گزارش كميسيون صنايع و معادن مجلس درباره دليل وقوع فاجعه «پروده» وزير كار اعلام كرد: «در سال نزديك به حداقل به‌طور رسمي ۱۲۰۰ نفر در حوادث ناشي از كار جان خود را از دست مي‌دهند كه خطر از دست دادن جان و حادثه در معادن زغال‌سنگ از همه كارگاه‌هاي اقتصادي بيشتر است، عدم يكپارچگي نظام بازرسي و ايمني مساله اصلي اين حادثه و ساير حوادث ناشي از كار است. درباره معادن و ساير كارگاه‌ها وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي بخشي از مسائل ايمني را بررسي مي‌كند و بخشي از وظايف به عهده سازمان استاندارد است و بخش ديگر از وظايف به عهده وزارت صمت و سازمان نظام مهندسي معدن است. نكته مهم اين است كه هيچ كدام از اينها در يك واحد عملياتي تجميع نمي‌شوند. كليه تجهيزات معادن كشور كه وارد مي‌شود به ايران فاقد استانداردهاست و هنوز متاسفانه استاندارد تجهيزات و ماشين‌آلات معادن زغال‌سنگ و ساير معادن را تعريف نكرده‌ايم و يكي از عوامل ايجاد حادثه مي‌تواند لكوموتيو، دستگاه نجات‌بخش، سنسورهاي غيراستاندارد و غيره باشد. برخي دوستان پيشنهادشان اين بوده كه ما از طريق ايجاد يك سازمان ايمني اين كار را انجام دهيم، اما آن چيزي كه از اواسط تقريبا مهرماه انجام شد، اين بود كه وزارتخانه‌هاي صمت و تكاور كارگروه مشتركي تشكيل دادند و ۱۰۱ معدن زغال‌سنگ در حال بررسي است. از اواسط مهر ماه كه اين كارگروه آغاز به‌كار كرد، ۶۲ معدن زغال‌سنگ مورد بررسي قرار گرفتند كه متاسفانه همه آنها فاقد استاندارد و اصول ايمني مندرج در مقررات هستند كه از اين تعداد وزارت كار از دستگاه قضايي درخواست كرد تا ۷ معدن تعطيل شوند. اما از آنجايي كه تعطيلي معادن مشكلاتي براي شهرها در پيش دارد در هيات وزيران مصوب شد تا بودجه لازم براي پرداخت حقوق سه ماه كارگران معادني كه تعطيل مي‌شود، اختصاص يابد.»

  • جان کارگران بازیچه نبود تجهیزات معدنی

    جان کارگران بازیچه نبود تجهیزات معدنی

    رضا محتشمی‌پور، مشاور وزیر صمت در این باره که پایین بودن حاشیه سود معادن زغال سنگ می‌تواند دلیل موجهی برای تامین نشدن تجهیزات گران ایمنی باشد، گفت: این گزاره قطعا درست نیست؛ اقتصاد زغال سنگ در سال‌های اخیر به دلیل کاهش نسبی قیمت‌های زغال سنگ با مشکلاتی مواجه شده و در همین حال در زمان لازم سرمایه‌گذاری کافی برای توسعه زنجیره تولید زغال سنگ انجام نشده و مهم‌ترین بخشی که نیاز به سرمایه‌گذاری داشته اما سرمایه‌گذاری صورت نگرفته فرآوری است.

    وی افزود: زغال سنگی که امروز در ایران تولید می‌شود نسبت به زغال سنگ وارداتی از کیفیت خوبی برخوردار نیست بنابراین مشتریان زغال سنگ ایران مجبور هستند برای رفع نیاز، زغال سنگ ایرانی را با انواع وارداتی ترکیب کنند، زغال سنگ ایرانی باید فرآوری شود و گوگرد آن کاهش یابد تا کیفیتش ارتقا یابد اما این کارها انجام نمی‌شود و این مسائل سبب شده قیمت زغال سنگ تولید داخل نسبت به انواع وارداتی ارزان‌تر باشد.

    معاون پیشین معدنی وزارت صمت تاکید کرد: با وجودی که این محدودیت‌ها وجود دارد اما رعایت نشدن دستورالعمل‌های ایمنی و تهیه نکردن تجهیزات نمی‌تواند محل اعتنا باشد، این یک الزام است و حتی در قانون هم آمده و اگر در قانون هم نیامده باشد، ایمنی موضوعی نیست که بتوان از آن صرف نظر کرد و حتی اگر در کسب و کاری به دلیل پایین بودن توان اقتصادی صاحب کسب‌و‌کار امکان تامین ایمنی وجود نداشته باشد، بازی باید به نفع ایمنی تغییر کند، چنانچه در همه واحدهای صنعتی شعار اول ایمنی بعد کار برقرار است.

    ضعف ساختارهای مقرراتی مانع تخصیص یارانه ایمنی شد 

    محتشمی‌پور در ادامه از یارانه‌ای گفت که دولت پیش‌تر برای ارتقای ایمنی در معادن و تامین تجهیزات در نظر گرفته بود و در این باره اظهار کرد: تخصیص بخش زیادی از این یارانه به دلیل ایراداتی که در فرآیند تخصیص بودجه‌های دولتی وجود دارد محقق نشد زیرا از مبلغی که در بودجه تخصیص داده شده بود تنها بخش کوچکی تامین شد، ضمن اینکه این مبلغ در ماه‌های چهارم و پنج سال تخصیص داده می‌شود و در پایان ماه ششم نیز مهلت مصرف آن تمام می‌شود در نتیجه به‌ طور کلی برای تامین تجهیزات ایمنی معادن که تقریبا همگی وارداتی هستند به مجری پروژه کم‌تر از دو ماه زمان داده می‌شود و به یقین امکان ندارد که در این دو ماه مناقصه برگزار و بودجه را مصرف کرد و تجهیزات خرید.

    وی اضافه کرد: مساله سومی که در تخصیص این بودجه اختلال ایجاد کرده ایرادی است که در خود بودجه وجود دارد به این معنی که بودجه در قالب طرح تملک دارایی تخصیص پیدا می‌کند و در نتیجه نمی‌توان آن را در اختیار بخش خصوصی قرار داد و هر کالایی که با این بودجه خریداری شود باید در دست دولت بماند زیرا همان طور که از عنوان آن مشخص است بودجه تملک دارایی است و این امکان وجود ندارد که تجهیز خریداری شده با این بودجه در اختیار بخش خصوصی قرار بگیرد، در نتیجه این ضعف‌ها حتی جایی که دولت می‌خواست به ارتقای ایمنی معادن کمک کند به دلیل ضعف ساختارهای مقرراتی امکان آن فراهم نشد.

    مشاور وزیر صمت تصریح کرد: اکنون دولت از معادن زغال سنگ حقوق دولتی می‌گیرد اما میزان کمک دولت به این معادن بیش‌تر از حقوق دولتی است که دریافت می‌کند و در واقع در بودجه ملی دولت به معادن زغال سنگ یارانه می‌دهد. این مبالغ در حوزه‌های مختلف زیرساختی از جمله ایمنی به معادن زغال سنگ اعطا می‌شود و دولت به دلیل اشتغالی که این معادن در مناطق محروم ایجاد می‌کنند پرداخت این مبالغ را به معادن زغال سنگ پذیرفته با این حال اصل بر این است که بخش خصوصی خود باید ایمنی معادن را تامین کند.

    حوادث برآمده از ضعف تجهیزات نیست 

    معاون پیشین معدنی وزارت صمت در ادامه ارتباط کامل حوادث معدنی کشور با ضعف تجهیزات را رد کرد و توضیح داد: تجربه ما و گزارش‌های فنی که از حوادث روی داده در معادن زغال سنگ کشور حاصل شده حاکی از آن است که برخلاف آنچه در رسانه‌ها تاکید می‌شود در فهرست ایراداتی که به حادثه و تلفات در معادن زغال سنگ می‌انجامد آخرین عامل حادثه ضعف تجهیزات بوده و یا بررسی تیم‌های فنی نشان می‌دهد اساسا تنها موردی که حادثه‌ساز نبود ضعف تجهیزات است. با این حال متاسفانه طوری اطلاع‌رسانی می‌شود که گویا همه تلفات برآمده از کمبود تجهیزات است در حالی که تاکید می‌کنم ضعف تجهیزات آخرین مساله‌ای است که منجر به حادثه در معادن زغال سنگ ایران شده و چنانچه در گزارش‌های فنی آمده اشکالاتی که در تهویه معادن وجود داشته نقش بیشتری در ایجاد این حوادث داشته است.

    وی در پاسخ به اینکه آیا ارتقای تجهیزات به معنای تهویه بهتر معدن نیست، گفت: تهویه به طراحی معدن مربوط می‌شود و کانال‌های ورود و خروج هوا گاه ایراداتی دارد که تهویه را سخت می‌کند، در همین حادثه اخیری که در معدن طبس اتفاق افتاد عامل ایجادکننده حادثه یک برآورد فنی اشتباه بود یعنی برآورد این بود که تونل باید تا ۱۰ متر ادامه پیدا کند و پس از آن سقف تخریب شود اما تونل پیش از آنکه به ۱۰ متر برسد تخریب شد.