برچسب: معدنکاران

  • سال سخت معدنکاران

    سال سخت معدنکاران

    به گزارش اقتصادران، سالی که گذشت برای بخش معدن و صنایع معدنی سالی بسیار دشوار و پرچالش بود؛ سالی که در آن اغلب فعالان این‌حوزه نه به‌توسعه بلکه صرفا به‌بقا می‌اندیشیدند. درحالی‌که معدنکاران پیش از هر چیز یک‌تولیدکننده محسوب می‌شوند و  مهم‌‌ترین دغدغه‌ آنها باید فروش محصول و بازگشت سرمایه برای ادامه فعالیت باشد اما با هزینه‌های سرسام‌آور تجهیز، استخراج و نگهداری، نرخ بالای انرژی  و درکل سیاست‌های تحریمی دست به‌گریبان بودند اما بخش معدن و صنایع معدنی ایران در سال جاری نیز با مجموعه‌ای از چالش‌های همزمان شامل کمبود مواد ناری، افزایش شدید هزینه‌های انرژی، محدودیت‌های تامین سوخت و برق و‌… مواجه شده؛ شرایطی که به‌گفته فعالان این‌حوزه تداوم تولید را با تهدید جدی روبه‌رو کرده و کل زنجیره تامین صنایع کشور را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

    سال۱۴۰۴ مجموعه‌ای از محدودیت‌های متعدد به‌‌صورت همزمان بر بخش معدن وارد شد که محیط کسب‌‌و‌کار معدنی را به‌‌شدت تحت‌تاثیر قرار داد.

    یکی از موضوعاتی که بخش معدن از همان ابتدای سال با آن مواجه شد قطعی برق بود که  از هفته دوم تعطیلات نوروز آغاز شد.

    در ادامه وقتی این‌عرصه با مشکلات ناترازی انرژی و عوارض صادراتی دست‌به‌گریبان بود به‌ناگهان وارد جنگ۱۲روزه شد.

    در این‌مدت معدن چهره‌ای متفاوت از تاب‌‌آوری را به‌نمایش گذاشت و نشان داد که همسو درکنار دولت ایستاده و بیش از همیشه به‌فکر توسعه اقتصادی است اما درحالی‌که بخش معدن انتظار داشت پس از حمله اسرائیل‌ دولت صدای آنها را بشوند و در جهت حل مشکلات گام بردارد کاملا ناباورانه خود را درمیان مشکلاتی متعدد از جمله ماشین‌آلات فرسوده، افزایش هزینه حمل‌‌ونقل، محدودیت صادراتی، چالش انرژی و افزایش حقوق دولتی و‌… تنها دید؛ موضوعی که هزینه تولید و تجارت معدنی را به‌شدت افزایش  داد اما در آخر سال جنگ۴۰روزه و حمله آمریکا و اسرائیل دوباره ضربه‌ای بر پیکر زخمی بخش معدن وارد کرد که با حمله به‌کارخانه‌های فولادی و سیمان خود را نشان داد‌. در مجموع این‌عوامل سبب شد سال۱۴۰۴ برای بخش معدن و صنایع معدنی بیشتر از همه سال مدیریت محدودیت‌ها باشد تا سال توسعه! این‌درحالی است که معدن و صنایع معدنی می‌تواند به‌عنوان یک‌بخش اقتصادی مستقل فعالیت کند و در جهت رونق ارزآوری و اشتغال گام بردارد.

    زنجیره تولید تحت فشار

    در این‌خصوص حسن حسین‌قلی، رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان سرب و روی ایران به‌جهان‌صنعت گفت: شرایط امسال بسیار بحرانی است؛ وضعیتی که در آن نه‌تنها تامین مواد اولیه با اختلال مواجه شده بلکه هزینه‌های تولید نیز به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. یکی از مهم‌ترین مشکلات کمبود مواد ناریه مورد‌نیاز برای استخراج است. متاسفانه سهمیه‌های تخصیصی پاسخگوی نیاز معادن نیست و در مواردی تنها بخشی از درخواست‌ها تامین می‌شود آن‌هم طوری‌که عملا استفاده از مواد ناریه را غیرممکن می‌کند.

    رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان سرب و روی ایران به‌ چالش تامین سوخت به‌‌ویژه گازوییل به‌عنوان مانعی جدی اشاره کرد و اظهار داشت: کاهش سهمیه‌ها و نوسانات سیاستی در توزیع سوخت برنامه‌ریزی تولید را مختل کرده و هزینه‌های عملیاتی را افزایش داده است.

    ازسوی‌دیگر افزایش تعرفه‌های برق که تا بیش‌از ۵۰‌درصد رشد داشته فشار مضاعفی بر واحدهای معدنی و صنایع وابسته وارد کرده اما محدودیت‌های تامین برق در برخی مناطق به‌توقف یا کاهش ظرفیت تولید انجامیده است. حسین‌قلی گفت: افزایش قیمت گاز به‌یکی دیگر از چالش‌های اساسی تبدیل شده است. فعالان این‌حوزه معتقدند قیمت گاز تحویلی به‌صنایع در برخی موارد حتی از نرخ‌های جهانی فراتر رفته و به‌ دو‌برابر رسیده است. این‌موضوع به‌ویژه در صنایع پایین‌دستی مانند تولید فلزات موجب کاهش توجیه اقتصادی فعالیت‌ها شده است.

    او با اشاره به‌مشکلات دیگر اظهار داشت: همزمان افزایش هزینه مواد اولیه، رشد نرخ ارز و الزامات سخت‌گیرانه مانند تعهدات ارزی و افزایش عوارض صادراتی فضای فعالیت را بیش از پیش محدود کرده است.

    به‌عنوان نمونه عوارض سرب طی ماه‌های اخیر از نیم‌درصد به‌۱۵‌درصد افزایش یافته که فشار قابل‌توجهی بر صادرکنندگان وارد می‌کند.

    رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان سرب و روی ایران ادامه داد: در بخش تجهیزات نیز محدودیت‌های وارداتی و افزایش قیمت ماشین‌آلات امکان نوسازی ناوگان معدنی را دشوار کرده است. این ‌درحالی است که جایگزینی روش‌های سنتی به‌دلیل نبود مواد ناری، کارایی و بهره‌وری را به‌شدت کاهش می‌دهد.

    ناترازی انرژی

    متاسفانه محدودیت گاز و برق باعث  ازدست‌رفتن ۱۰‌میلیون‌تن ظرفیت تولید به‌صورت سالانه شده است. این ‌درحالی است که  اگر درتمام ماه‌های سال بدون محدودیت فعالیت صورت می‌گرفت ظرفیت تولید بیش از ۴۰میلیون‌تن در دسترس بود! در سال۱۴۰۴ ضعف انرژی و تعطیلی‌های پی‌درپی هزینه‌های ثابتی را به‌صنایع تحمیل کرد و رقابت‌پذیری را به‌شدت کاهش داد. زیان‌هایی که شامل هزینه‌های مالی، کاهش تولید و فشار نیروی انسانی بود که در مجموع حدود ۱۰۰‌‌‌دلار به‌ازای هرتن تولید بر فولادسازان تحمیل کرد.

    در سال۱۴۰۴ صنعت فولاد تنها سه‌ماه توانست به‌طور کامل فعالیت کند و در‌ ماه دیگر سال با چالش‌هایی همچون کمبود گاز و برق دست‌به‌گریبان بود. درحالی‌که ظرفیت تولید فولاد به‌ ۳۰‌میلیون‌تن رسید اما ظرفیت اسمی تولید بیش از ۵۰‌میلیون‌تن در سال برآورد ‌شده است. براساس این‌مهم متوجه می‌شویم که تنها از بخشی از ظرفیت واقعی استفاده  شده که عامل عمده آن بحران انرژی بوده است؛ مساله‌ای که باعث شد فولاد ایران در شرایط بسیار دشواری قرار بگیرد. این ‌درحالی است که صنعت فولاد حجم گسترده‌ای از اشتغال کشور را به‌خود اختصاص داده و حدود ۲۰درصد از درآمد ارزی کشور را در اختیار دارد.

    سال گذشته با افزایش قیمت بی‌‌سابقه برق و درپی آن کاهش تولید شاهد کاهش درآمد شرکت‌های فولادی و حاشیه سود آنها شدیم. متاسفانه براساس آمارها حاشیه سود برخی فولادی‌های بزرگ  نزدیک‌به‌صفر رسید. از آنجایی که موضوع برق از چندین سال قبل آغاز شده براساس آمارها در چهارسال گذشته صنعت فولاد کشور بیش از ۱۴‌میلیارد‌دلار زیان مستقیم دیده اما پیامد بحران انرژی نه‌‌تنها در کاهش تولید داخلی بلکه در تضعیف جایگاه رقابت‌‌پذیری کشور در بازارهای جهانی نیز مشهود است. تاجایی‌که پیش‌بینی می‌شود جایگاه‌دهم ایران در تولید جهانی فولاد با خطر مواجه خواهد شد و رقابت‌پذیری ایران به‌شدت کاهشی می‌شود.

    این درشرایطی است که صنایع فولاد کشور تنها ۵‌درصد برق کشور را مصرف می‌کنند که از این‌میزان ۴‌درصد آن را نیز خود تولید کرده و تنها یک‌درصد کسری با برنامه‌ریزی قبلی مدیریت می‌شود.

    بنابراین صنعت فولاد درحالی  به‌بزرگ ‌ترین قربانی محدودیت انرژی در کشور تبدیل شده که سهم مصرف برق فولادی‌ها حدود ۸‌درصد از کل مصرف برق و سهم مصرف گاز این‌صنایع نیز حدود  ۱۰‌درصد از کل مصرف گاز بوده اما گفته می‌شود که اگر این‌بحران مدیریت نشود می‌تواند پیامدهای طولانی‌مدت و خطرناکی بر تولید و صادرات کشور داشته باشد.

    به‌این ترتیب کارشناسان هشدار می‌دهند که تداوم این‌وضعیت نه‌تنها تولید در بخش معدن را کاهش می‌دهد بلکه با توجه به‌نقش کلیدی این‌بخش در تامین مواد اولیه صنایع می‌تواند به‌رکود زنجیره‌ای در سایر بخش‌های اقتصادی منجر شود. در چنین شرایطی فعالان این‌حوزه خواستار بازنگری فوری در سیاست‌های حمایتی، تسهیل واردات اقلام ضروری و ایجاد ثبات در تامین انرژی و مواد اولیه هستند؛ اقداماتی که به‌باور آنها برای حفظ پایداری تولید در بخش معدن و صنایع معدنی حیاتی است.

  • پشت پرده تعطیلی ۵۰ درصد از معادن ایران / سنگ‌اندازی نهادها بر سر راه معدن‌کاران

    پشت پرده تعطیلی ۵۰ درصد از معادن ایران / سنگ‌اندازی نهادها بر سر راه معدن‌کاران

    به گزارش اقتصادران، با وجود برخورداری ایران از ذخایر قابل‌توجه معدنی، بخش قابل‌توجهی از معادن کشور طی سال‌های اخیر در وضعیت رکود یا تعطیلی قرار گرفته‌اند؛ موضوعی که به یکی از چالش‌های جدی بخش معدن تبدیل شده است.

    غلامرضا نازپرور، عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران، در این زمینه اعلام کرده که ۵۰ درصد معادن تعطیل‌اند و در صورتی که دولت تمرکز موثری بر حل مسائل این بخش داشته باشد، امکان فعال‌سازی معادن راکد وجود دارد. کمبود ماشین‌آلات، پیچیدگی فرآیندهای قانونی و وجود معارضین محلی از مهم‌ترین دلایل غیرفعال بودن معادن کشور به شمار می‌روند.

    سهم مسائل اقتصادی در تعیین سرنوشت معادن پررنگ‌ است

    سعید عسکرزاده، دبیر انجمن سنگ‌آهن ایران، با اشاره به وضعیت تعطیلی معادن کشور گفت: در طول سال‌های گذشته، معادن همواره با ترکیبی از چالش‌های فنی و اقتصادی مواجه بوده‌اند، اما سهم مسائل اقتصادی در تعیین سرنوشت معادن به‌مراتب پررنگ‌تر است.

    وی با تاکید بر اینکه در ارزیابی منابع معدنی دو شاخص ذخیره احتمالی و ذخیره قطعی مبنا قرار می‌گیرد، بیان کرد: هنگام ورود به مرحله بهره‌برداری، مفهوم سومی تحت عنوان ذخیره قابل استخراج مطرح می‌شود که طبیعتا رقمی پایین‌تر از ذخیره قطعی را شامل می‌شود و همین موضوع نقش تعیین‌کننده‌ای در اقتصادی بودن فعالیت معدن دارد.

    طی سال‌های اخیر نشانه‌ای از بهبود پایدار در حوزه معادن مشاهده نشده است

    او با طرح این پرسش که چرا برخی معادن با وجود اخذ پروانه بهره‌برداری و تایید امکان‌سنجی اقتصادی، امروز در وضعیت تعطیلی قرار دارند، اظهار کرد: شرایط اقتصادی معدن در طول زمان ثابت نبوده و متغیرهای موثر بر معدنکاری همواره دستخوش تغییر شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که طی سال‌های اخیر نشانه‌ای از بهبود پایدار در این حوزه مشاهده نشده است.

    ادغام‌های پی‌درپی وزارتخانه‌های مرتبط موجب شده معدن به‌تدریج تحت‌الشعاع بخش صنعت قرار گیرد

    دبیر انجمن سنگ‌آهن ایران با اشاره به اثرگذاری قیمت مواد معدنی در بازارهای داخلی و جهانی تصریح کرد: نوسانات شدید قیمت کامودیتی‌ها باعث می‌شود معدنی که در مقطعی اقتصادی تلقی می‌شده در دوره‌ای دیگر از محدوده توجیه اقتصادی خارج شود و ادامه استخراج آن صرفه نداشته باشد.

    عسکرزاده در ادامه با اشاره به تغییرات ساختاری در حکمرانی بخش معدن عنوان کرد: ادغام‌های پی‌درپی وزارتخانه‌های مرتبط موجب شده معدن به‌تدریج تحت‌الشعاع بخش صنعت قرار گیرد و جایگاه آن به‌عنوان پیشران توسعه کشور تنزل یابد؛ در حالی که در بسیاری از کشورهای معدنی، این بخش پایه اصلی رشد اقتصادی محسوب می‌شود.

    اعمال محدودیت برای صادرات، معادن را به سمت تعطیلی سوق می‌دهند

    وی با انتقاد از رویکرد تأمین صرف مواد اولیه صنایع افزود: چنین نگاهی مانع تدوین یک استراتژی مستقل و توسعه‌محور برای معدن شده و نتیجه آن را می‌توان در محدودیت‌های صادراتی و برخورد با مفاهیمی مانند خام‌فروشی مشاهده کرد؛ مسأله‌ای که سیگنال منفی به فعالان معدنی ارسال می‌کند.

    او با اشاره به اینکه برخی معادن از نظر حجم ذخیره یا عیار امکان ایجاد واحد فرآوری را ندارند، بیان کرد: در چنین شرایطی، اعمال محدودیت برای صادرات این معادن را به سمت تعطیلی سوق می‌دهد، زیرا توجیهی برای سرمایه‌گذاری صنعتی در آنها وجود ندارد.

    معدن‌کاران پس از طی مراحل مختلف قانونی در آخر با مخالفت نهادهای مختلف روبه‌رو می‌شوند

    عسکرزاده به موضوع معارضین اشاره و تأکید کرد: معارضین تنها به مسائل محلی محدود نمی‌شوند و در بسیاری موارد، دستگاه‌های اجرایی و سازمانی نیز با ایجاد موانع در مسیر صدور مجوزها، دسترسی‌ها یا احداث زیرساخت‌ها، فعالیت معدن را با چالش جدی مواجه می‌کنند.

    وی بیان کرد: بارها دیده شده معدنی پس از طی تمام مراحل قانونی و دریافت مجوز بهره‌برداری در مرحله ایجاد واحد فرآوری یا دسترسی جاده‌ای با مخالفت نهادهای مختلف روبه‌رو شده و امکان استحصال منابع از بین رفته است.

    دبیر انجمن سنگ‌آهن ایران در پایان این موضوع خاطرنشان کرد: تعطیلی معادن حاصل مجموعه‌ای از عوامل متنوع و متغیر است، اما در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان این دلایل را در دو دسته اقتصادی و سیاستی طبقه‌بندی کرد؛ عواملی که در نهایت حتی یک معدن اقتصادی را نیز به سمت رکود، وضعیت نیمه‌تعطیل یا توقف کامل فعالیت سوق می‌دهند.

  • دولت حتی توان تأمین برق خانگی را ندارد چه برسد به کارخانه‌های صنایع معدنی!

    دولت حتی توان تأمین برق خانگی را ندارد چه برسد به کارخانه‌های صنایع معدنی!

    به گزارش اقتصادران، قطع مکرر برق به یک بحران اساسی برای بخش معدن و صنایع معدنی کشور تبدیل شده است. فعالان این حوزه پیش از این بارها درباره پیامدهای ضعف زیرساخت‌های برق هشدار داده بودند و اکنون، این مشکل گریبان‌گیر تولید شده است.

    این وضعیت نه‌تنها چرخ تولید را کند کرده، بلکه بر صادرات، سرمایه‌گذاری و حتی برنامه‌های توسعه‌ای کشور سایه انداخته است. در برنامه هفتم‌ توسعه هم به رشد ۱۳ درصدی بخش معدن اشاره شده، اما در شرایط فعلی تحقق چنین اهدافی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

    ضعف در زیرساخت‌های برق عامل اختلال در تولید است

    شهرام شریعتی، کارشناس و فعال حوزه معدن، درباره تأثیر قطع مکرر برق بر زنجیره تولید در معادن  توضیح داد: به‌ دلیل ضعف زیرساخت‌های برق، فعالان حوزه معدن و صنایع معدنی بارها درباره کاهش و اختلال در تولید هشدار داده‌اند. در بخش فرآوری، به‌ویژه در واحدهایی که از کوره‌های القایی استفاده می‌کنند، قطع برق با برنامه‌ریزی به‌تنهایی یک مشکل است و در صورت بی‌برنامگی، این مشکل شدت بیشتری پیدا می‌کند.

    او ادامه داد: در قطعی برق بدون برنامه اگر کارخانه ژنراتور نداشته باشد و نتواند برق را به‌موقع از بخش ذخیره منتقل کند، کوره‌ها خاموش‌ می‌شوند.‌ در چنین شرایطی، برگرداندن کوره‌ها به دمای اولیه به انرژی بیشتری نیاز دارد و تولید متوقف می‌شود.

    دولت حتی توان تأمین برق خانگی را ندارد

    این فعال حوزه معدن درباره قطعی برق  برنامه‌ریزی شده توضیح داد: اگر قطعی برق برنامه‌ریزی شده باشد،‌ باز هم این مشکلات وجود دارد، ولی شدت آن کمتر است.

    او گفت: بسیاری از معدن‌کاران از ژنراتور استفاده می‌کنند زیرا زیرساخت‌های برق کشور به‌قدری ضعیف است که معادن نمی‌توانند به شبکه برق متصل شوند. بنابراین، کارهای ابتدایی نظیر اکتشاف و‌ استخراج با ژنراتور انجام می‌شود.

    او اضافه کرد معادن در مقایسه با کارخانه‌های صنایع معدنی، از قطعی برق آسیب کمتری می‌بینند. با توجه به اینکه دولت توان تأمین برق خانگی را ندارد، در این‌ وضعیت تولید هم دچار چالش‌های زیادی می‌شود.

    درباره خسارت‌های ناشی از قطعی برق اطلاعاتی در دست نیست

    شریعتی درباره میزان خسارت واردشده به بخش معدن به ‌دلیل قطعی برق تشریح کرد: برآورد خسارت زمانی معنا پیدا می‌کند که آمار در اختیار کارشناسان‌ قرار بگیرد. شاید یک معدن‌کار از میزان خسارت وارد‌شده به کسب‌وکار خود آگاهی داشته باشد، اما آمار دقیقی از میزان خسارت وارد‌شده به تمام معدن‌کاران در دست نیست.

    او ادامه داد: دولت‌ها از میزان خسارت و تأثیر فرسودگی شبکه انتقال برق بر روند تولید آگاه بوده‌اند، اما رسیدگی لازم انجام نشده و نتیجه این بی‌توجهی امروز به‌وضوح قابل مشاهده است.

    این فعال حوزه معدن در پاسخ به این پرسش که چه صنایعی معدنی بیشترین آسیب را از قطعی برق می‌بینند گفت: صنایعی که با کوره‌های القایی کار می‌کنند، مانند صنعت ذوب به مشکل برمی‌خورند. همچنین در این شرایط، نمی‌توان دسته‌بندی کرد. تمام بخش‌های معدنی از محدودیت‌های برق آسیب می‌بینند.

    آسیب دیدن منابع انسانی نکته‌ای دور از توجه دولت‌ها

    شریعتی با اشاره به آسیب‌های واردشده به منابع انسانی توضیح داد: نکته‌ای که دولت‌ها در نظر نمی‌گیرند این است که در این وضعیت نیروی کار هم آسیب می‌بیند. زمانی که یک کارگر در دمای بین ۵۰ تا ۶۰ درجه فعالیت می‌کند، باید حداقل شرایط لازم برای آرامش و آسایش او فراهم شود. در وضعیت فعلی به منابع انسانی هم آسیب جدی وارد می‌شود.

    قطعی برق معادن چه تأثیری بر صادرات به جا می‌گذارد؟

    شریعتی درباره تأثیر قطعی برق معادن بر وضعیت صادرات تصریح کرد: مواردی نظیر شبکه انتقال برق، خط‌های لوله، جاده و… زیرساخت‌های مهم‌ کشور هستند. هر یک از زیرساخت‌ها آسیب ببینند، سایر زیرساخت‌ها هم متأثر می‌شوند. در بحث صادرات، با آسیب دیدن زیرساخت‌ها هزینه‌های حمل‌ونقل، بندر‌داری و… افزایش پیدا می‌کند. هرچند این آسیب را بیشتر از بخش معدن، بخش صنایع غذایی می‌بیند.

    او ادامه داد: از طرفی، زمانی که صادرات کمتر باشد، ارز کمتری وارد کشور می‌شود. در نتیجه، سرمایه‌گذاری کمتری در کشور انجام می‌شود.

    شریعتی گفت: معدن‌کاری در ایران همچنان با رویکردی سنتی و غیرمدرن پیش می‌رود؛ موضوعی که در شرایط ناترازی انرژی ممکن است به‌طور موقت به سود این بخش تمام شود و‌ ضرر این صنعت نسبت به سایر صنایع کمتر شود.

    این فعال بهش معدن تأکید کرد شاید در چنین شرایطی، بخش‌هایی نظیر کشاورزی، صنایع غذایی و…‌ ضرر بیشتری متحمل می‌شوند، اما تمام این موارد جزو سبد تولید کشور هستند که در اثر این ناترزی آسیب زیادی می‌بینند.

    اهداف برنامه توسعه زیر سایه ناترازی اترژی محقق نمی‌شود

    شریعتی درباره تحقق اهداف برنامه توسعه در بخش معدن با توجه به وضعیت ناترازی اترژی توضیح داد: آرمان‌گرایی برنامه هفتم توسعه، به‌ویژه در بخش معدن، یادآور سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ و هدف آن برای صدرنشینی ایران در منطقه تا امسال است. اگر قرار بود برنامه کلانی همچون سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ محقق شود، باید به برنامه‌های خردتری همچون برنامه هفتم توجه بیشتری شود.

    او اضافه کرد: در برنامه هفتم‌ توسعه به رشد ۱۳ درصدی در بخش معدن اشاره شده که در شرایط فعلی چنین امکانی وجود ندارد. در حال حاضر موضوع صنایع، بقاست.‌

    ایران باید با دنیا ارتباط برقرار کند

    شریعتی با اشاره به ارتباط ایران با سایر کشورهای جهان و تأثیر آن بر صنایع و‌ معادن تصریح کرد: چشم‌انداز بانک جهانی رشد صفر را برای ایران نشان می‌دهد. بنابراین، ایران باید با سایر کشورها تعامل داشته باشد.

    راهکار چیست؟

    این فعال حوزه معدن درباره راهکارهای موجود پیشنهاد داد:. در حال حاضر ایران دو راهکار پیش‌ رو‌ دارد که این دو راهکار عبارت است از ریاضت اقتصادی یا توافق با دنیا. در بحث ریاضت شدید اقتصادی، حتی اگر ایران با دنیا ارتباط برقرار کند، حداقل دو سال زمان می‌برد تا ایران به سیستم مالی و بانکی جهانی متصل شود.

    او افزود: بخش معدن، به‌ویژه معادن کوچک‌مقیاس، سنتی عمل می‌کنند. بنابراین واردات ماشین‌آلات و سرمایه‌گذاری بالا در این حوزه مشکلات زیادی به‌ دنبال دارد.

    بر اساس این گزارش، بررسی وضعیت بحرانی تأمین برق در بخش معدن و صنایع معدنی، نشان می‌دهد ناترازی انرژی فراتر از یک مشکل فنی بوده و نشان‌دهنده ضعف عمیق در برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی کلان در سطح مدیریت انرژی کشور است.

    به نظر می‌رسد متولیان بخش انرژی، به‌ویژه در وزارت نیرو، از درک پیامدهای کمبود برق بر زنجیره ارزش اقتصاد ملی غافل بوده‌اند. این وضعیت نه‌تنها تحقق اهداف بلندپروازانه برنامه‌های توسعه، مانند رشد ۱۳ درصدی بخش معدن را به رویایی دست‌نیافتنی تبدیل کرده، بلکه باعث شده اصل بقا اکنون دغدغه اصلی صنایع کشور محسوب شود.

    تا زمانی که تأمین پایدار انرژی به‌ عنوان پیش‌نیاز اساسی تولید، مورد بی‌توجهی قرار گیرد، سخن گفتن از رشد اقتصادی و صادرات، بیشتر به آرمان‌گرایی شباهت دارد. این بحران ضرورت بازنگری فوری در سیاست‌های انرژی و سرمایه‌گذاری جدی در زیرساخت‌های فرسوده را بیش از پیش آشکار می‌کند

  • آینده معدنکاری کشور در خطر است / کمبود نیروی متخصص و مدیریت نادرست بلای جان معادن کشور

    آینده معدنکاری کشور در خطر است / کمبود نیروی متخصص و مدیریت نادرست بلای جان معادن کشور

    به گزارش اقتصادران، کمبود نیروی متخصص در صنعت معدن، چالشی جدی برای توسعه این بخش حیاتی اقتصاد کشور محسوب می‌شود؛ بی‌توجهی به تربیت نیروی متخصص و ماهر در این حوزه، نه تنها باعث کاهش بهره‌وری و افزایش هزینه‌های تولید شده است، بلکه آینده معدنکاری کشور را نیز با ابهام مواجه کرده است.

    کارشناسان معتقدند، ادامه این روند، ما را به واردات تخصص و اتکا به نیروی کار خارجی وادار خواهد کرد.

    بهروز برنا، کارشناس معدن و مشاور شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران در این خصوص گفت: ما در بخش‌های مرتبط با معدن دچار قصور شده‌ایم؛ برای کشوری که جزو رتبه‌های برتر معدنی در دنیاست، داشتن یک نهاد تصمیم‌گیر سریع و چابک ضروری است.

    وی ادامه داد: اگر فرضا یک وزارتخانه منابع طبیعی داشته باشیم که مدیریت زمین در یک جا متمرکز باشد طبیعتا بسیاری از چالش‌‌های مرتبط با منابع طبیعی و محیط زیست را نخواهیم داشت.

    برنا افزود: هر فعالیت معدنی می‌بایست الزاماً به ارزیابی دقیق اثرات زیست‌محیطی و منابع طبیعی بپردازد و این امر جزء جدایی‌ناپذیر از فرآیند بهره‌برداری است که دستورالعمل‌های مشخصی نیز در این خصوص وجود دارد؛ اما سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا مبالغ قابل توجهی که به عنوان حقوق دولتی معادن برای حفاظت از محیط زیست دریافت می‌شود، واقعاً صرف این منظور می‌شود؟

    برنا توضیح داد: یک جراح پس از عمل جراحی، اقدام به بخیه و ترمیم زخم می‌کند؛ در صنعت معدن نیز باید پس از اتمام عملیات استخراج، اقدامات احیای محیط زیست انجام شود که این اقدامات شامل برداشت لایه روئی خاک، کاشت گیاهان مناسب و بازگرداندن گونه‌های گیاهی بومی به منطقه است که با انجام این مراحل، محیط زیست به طور طبیعی احیا می‌شود.

    بی‌توجهی به تربیت نیروی متخصص، آینده معدنکاری کشور را به خطر انداخته است

    کارشناس معدن و مشاور شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران اظهار داشت: یکی از دلایل ضعف در فعالیت‌های معدنی، کمبود نیروی متخصص و ماهر است که نسبت به این موضوع بی‌توجه بوده و برنامه‌ریزی دقیقی نداشتیم.

    وی با ابراز نگرانی از کاهش چشمگیر علاقه دانشجویان به رشته‌های معدن و زمین‌شناسی، گفت: بی‌توجهی به این حوزه‌ها و کمبود کارشناسان متخصص، دانشگاه‌ها را با خالی ماندن صندلی‌های این رشته‌ها مواجه کرده است؛ این وضعیت خطرناک خواهد بود  و در آینده مجبوریم برای ساده‌ترین امور معدنی نیز به متخصصان خارجی و چشم آبی‌ها متکی باشیم.

    به گفته برنا، برای پست‌های مدیریتی در حوزه معدن، باید از متخصصان این رشته استفاده کنیم اما متاسفانه در برخی از شرکت‌های معدنی، افراد غیرمتخصص وارد شده و زمان زیادی طول خواهد کشید تا با این بخش آشنا شوند که در طی این مدت ضرر و زیان بسیاری را در این بخش به وجود می‌آورند؛ این افراد صرفاً به دلیل منافع مالی، در هیئت مدیره حضور دارند که این رویه، رشد و توسعه صنعت معدن را با چالش جدی مواجه کرده است.

    کارشناس معدن و مشاور شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران در انتها بیان کرد: خواهشمندم افرادی که صرفا علاقه‌ به مدیریت دارند، در رشته‌های مرتبط با تخصص خود فعالیت کنند؛ هر رشته نیازمند تخصص و دانش خاص خود است و به عبارتی دیگر، انتظار نمی‌رود یک والیبالیست بتواند به راحتی در رشته فوتبال موفق باشد اما متاسفانه شاهد این روند در معادن هستیم که این افراد سنخیتی با کار فنی و تخصصی معدنکاری ندارند.

     

    نگاه جزیره‌ای؛ عامل اصلی شکست تصمیم‌گیری‌ها

    برنا در ادامه به فاصله گرفتن از نگاه جزیره‌ای تاکید کرد و افزود: نگاه جزیره‌ای براساس منفعت شخصی و گروهی استوار است و معمولاً تصمیم‌گیری‌های نهایی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد؛ تا زمانی که تصمیم‌گیری‌ها به صورت جزیره‌ای انجام شوند، پیشرفت قابل توجهی حاصل نخواهد شد.

    وی توضیح داد: یک معدنکار نباید دغدغه اخذ مجوز از سازمان‌های مختلف را داشته باشد بلکه فرآیند اخذ مجوز باید به قدری تسهیل شود که معدنکار بتواند تمرکز خود را بر انجام دقیق کار فنی بگذارد اما متاسفانه در حال حاضر بیش از حد به گفتار درمانی پرداخته‌ایم و اقدام عملی چندانی در این خصوص صورت نگرفته است.

    برنا در ادامه اضافه کرد: برنامه‌ریزی ما حتی در جانمایی صنایع نیز با ایراداتی اساسی همراه بوده است؛ صنایع آب‌بر را در مناطق خشک مستقر کرده‌ایم که با اندکی بررسی می‌توان دریافت که اگر مکان‌یابی برخی صنایع به صورت بهینه انجام شده بود قطعا قیمت تمام شده آن ارزان‌تر خواهد بود.

    کارشناس معدن و مشاور شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران تاکید کرد: اغلب تصمیم‌گیری‌ها بر اساس منافع محلی و بدون در نظر گرفتن منافع ملی اتخاذ می‌شود، به‌عنوان نمونه، احداث کارخانه‌های فولادسازی در بسیاری از مناطق کشور بدون توجه به مطالعات دقیق جانمایی صورت گرفته است و در حال حاضر به یکی از چالش‌های اصلی تبدیل شده است؛ خشک شدن بسیاری از رودخانه‌ها نیز گواهی بر این مدعاست.

    وی افزود: با وجود داشتن منابع آبی گسترده مانند دریاها، می‌توانیم با استفاده ازآب شیرین‌کن مانند آنچه در مس سرچشمه و گل‌گهر انجام می‌شود، آب شیرین مورد نیاز صنایع را تامین کنیم. متأسفانه، به این موضوع اهمیت کافی داده نشده است.

    به گفته برنا،  توسعه معدنکاری با یک طیف خاص جلو نمی‌رود بلکه نیازمند مشارکت و همکاری همه جانبه‌ی بخش‌های مختلف جامعه است تا بتوان به نتایج مطلوب دست یافت.

    وی افزود: در کشور پتانسیل‌های اقتصادی فراوانی وجود دارد اما با این وجود، تاکنون نتوانسته‌ایم از این منابع به بهترین شکل ممکن بهره‌برداری کنیم که  یکی از دلایل این مسئله، عدم برنامه‌ریزی صحیح و استفاده از ظرفیت‌های موجود است. استان سیستان و بلوچستان که به عنوان یکی از مناطق محروم در کشور شناخته می‌شود، دارای ذخایر غنی از طلا، مس و سایر مواد معدنی است، بنابراین می‌توان با کمی برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری از این منابع ارزشمند برای توسعه این استان استفاده کنیم.

    وی با اشاره به یکی از مشکلات اصلی در حوزه معدن که پراکندگی مسئولیت‌ها بین دستگاه‌های مختلف است، تاکید کرد:  در حال حاضر، بیش از 40 درصد از اقتصاد کشور به بخش صنعت، معدن و تجارت وابسته است که نشان‌دهنده اهمیت این بخش در اقتصاد کشور است؛ با این حال، تمرکز بیش از حد بر روی یک وزارتخانه، باعث می‌شود تا به برخی از جنبه‌های مهم این صنعت توجه کافی نشود.

    برنا در پایان گفت: به نظر می‌رسد ایجاد یک معاونت تخصصی برای اکتشافات معدنی در وزارت صنعت، معدن و تجارت، می‌تواند به بهبود وضعیت موجود کمک کند همچنین، باید به این نکته توجه داشت که بسیاری از مواد اولیه مورد نیاز صنایع مختلف، از معادن تامین می‌شوند بنابراین، توسعه صنعت معدن می‌تواند به رشد سایر بخش‌های اقتصادی نیز کمک کند.  

  • ۶۰ درصد بودجه دولت را شرکت‌های زیان ده می‌خورند / هر بار راه حلی برای مشکلات معدنکاران پیدا می‌شود، دولت آن را مسدود می‌کند!

    ۶۰ درصد بودجه دولت را شرکت‌های زیان ده می‌خورند / هر بار راه حلی برای مشکلات معدنکاران پیدا می‌شود، دولت آن را مسدود می‌کند!

    به گزارش اقتصادران، توقف تسقیط حقوق دولتی معادن، تصمیمی بود که با هدف افزایش درآمد‌های دولتی اتخاذ شد؛ این تصمیم به معنای آن است که معدن‌داران موظف هستند کل مبلغ حقوق دولتی را به صورت یکجا و بدون امکان تقسیط پرداخت کنند.

    بهرام شکوری، رئیس کمیسیون معدن اتاق ایران در خصوص بخشنامه صادر شده بر مبنای توقف تقسیط حقوق دولتی معادن، گفت: دولت به نظر می‌رسد در حال بستن تمام روزنه‌هایی است که در گذشته و براساس منطق اقتصادی به نفع تولیدکنندگان و معدنکاران ایجاد شده بود؛ این رویه در آینده، تولید را با چالش جدی مواجه خواهد کرد.

    وی ادامه داد: در جا‌هایی که انتظار می‌رود فشار بر فعالین معدنی کاهش یابد، برعکس شاهد افزایش فشار هستیم؛ در حال حاضر شاهد تعطیلی اکثر معادن به دلایل مختلف هستیم که با ادامه این روند، بیشتر معادن رو به تعطیلی و مجبور به توقف فعالیت خود خواهند شد.

    شکوری با اشاره به تناقض در سیاست‌گذاری‌های دولت، افزود: از یک سو، دولت به فعالان اقتصادی اجازه می‌دهد تا در پرداخت مالیات، تعلل کنند، اما از سوی دیگر با جدیت مانع از پرداخت حقوق دولتی معادن می‌شود؛ در صورتی که مالیات، درآمد عمومی دولت را تامین می‌کند و حقوق دولتی عمدتا به توسعه همان بخش اختصاص می‌یابد.

    وی ادامه داد: خیلی از بخش‌های معدن به ویژه سنگ‌های تزئینی دچار چالش‌های جدی شده است. فعالیت‌های عمرانی و مصالح ساختمانی خصوصا سنگ‌های تزئینی با کاهش شدید تقاضا و رکود بازار مواجه شده‌اند و قادر به فروش محصولات خود نیستند. در چنین شرایطی، به جای حمایت از این بخش و کاهش بار مالیاتی، دولت بر اخذ حقوق دولتی پافشاری می‌کند؛ این رویکرد متناقض، نه تنها به بهبود وضعیت بخش معدن کمکی نمی‌کند، بلکه به تشدید مشکلات آن نیز دامن خواهد زد.

    رئیس کمیسیون معدن اتاق ایران اضافه کرد: اینکه هر بار راه حلی برای مشکلات معدنکاران پیدا می‌شود، دولت آن را مسدود می‌کند، بسیار تعجب‌آور است. انگار سیاست‌های دولت به جای حمایت از تولید و اشتغال، به دنبال تضعیف آن است.

    وی افزود: معادن، انفال هستند، اما معتقدیم اگر قرار است سهمی از این انفال را با دولت تقسیم کنیم، باید بتوانیم با استفاده از فروش محصولی که استخراج کرده‌ایم، سود ببریم بنابراین برای پرداخت کردن درصدی از ارزش مواد معدنی به عنوان حقوق دولتی لازم است تولیدکننده محصول خود را بفروشد.

    شکوری گفت: گا‌ها با فعالان معدنی مواجه هستیم که تولیدات داشته و هزینه‌های خود را پرداخته‌اند، اما نمی‌توانند محصول خود را به فروش برسانند لذا کسی به این سؤال پاسخگو نیست که در این شرایط چگونه فعال معدنی باید حقوق دولتی را پرداخت کند؟ با توجه به تأخیر چند ماهه در دریافت وجه فروش سنگ‌ها، ادامه فعالیت بسیار دشوار شده است. در چنین شرایطی، منطقی به نظر می‌رسد که پرداخت حقوق دولتی به فروش محصول گره خورده باشد تا انگیزه‌ای برای تولید و فروش ایجاد شود. متأسفانه، این درخواست منطقی تاکنون بی‌پاسخ مانده است!

    رئیس کمیسیون معدن اتاق ایران تاکید کرد: شاید ریشه اصلی این مشکل، خالی شدن خزانه‌ی دولت باشد؛ دولت، خرج و دخلش با هم نمی‌خواند و می‌توان گفت بعضا دولت با سیاست‌گذاری‌های نامناسب خود سبب ایجاد اختلاف نرخ ارز و نهایتا باعث ایجاد رانت و فساد در جامعه خواهد شد؛ حدود ۶۰ درصد از بودجه دولت صرف شرکت‌های دولتی می‌شود که اکثرا زیان‌ده هستند؛ متأسفانه حتی شرکت‌هایی که سود می‌کنند سود بسیار کمی نسبت به سرمایه‌ای که در آنجا به کار رفته کسب می‌کنند لذا چنانچه این سرمایه‌گذاری در بخش خصوصی صورت می‌گرفت طبیعتا چندین برابر سود در کشور ایجاد می‌کرد.

    وی توضیح داد: یکی از معضلات بزرگ سیستم‌های دولتی، وجود تعداد زیادی کارمند است که در واقع بخش عمده‌ای از آن‌ها کار مفیدی انجام نمی‌دهند وعلاوه بر هزینه‌های مالی که به دولت تحمیل می‌کنند، باعث ایجاد مشکلات دیگری نیز می‌شوند؛ بسیاری از آن‌ها مقررات و بخشنامه‌های بی‌شماری را تولید می‌کنند که فعالیت بخش خصوصی را با مشکل مواجه کرده و مانع رشد و توسعه‌ی آن می‌شود.

    شکوری در پایان گفت: در واقع، دولت برای جبران کمبود بودجه، به جای اصلاح ساختاری، راه‌های کوتاه‌مدت و آسیب‌زا را انتخاب می‌کند که این وضعیت تا زمانی که دولت به اندازه کافی کوچک نشود و وابستگی خود به درآمد‌های نفتی را کاهش ندهد، ادامه خواهد داشت.