برچسب: مصطفی میرسلیم

  • آقای میرسلیم! بدون شک تو یکی از کسانی هستی که بیشترین تنفر و ناامیدی را در دل مردم ایجاد کرده‌اند

    آقای میرسلیم! بدون شک تو یکی از کسانی هستی که بیشترین تنفر و ناامیدی را در دل مردم ایجاد کرده‌اند

    به گزارش اقتصادران، جلال رشیدی کوچی، نماینده سابق مجلس، با انتشار متنی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس به صحبت‌های مطرح‌شده از سوی مصطفی میرسلیم درباره نفت ملی واکنش نشان داد. او در این زمینه نوشت: هرکس دیگری چنین حرف‌هایی می‌زد، حتما به دلیل تشویش اذهان عمومی و ایجاد ناامیدی و بدبینی نسبت به نظام و… باید ماه‌ها و سال‌ها جواب پس می‌داد!

    اما ایشان پرقدرت ادامه می‌دهند. بدون شک آقای میرسلیم در صدر لیست کسانی است که بیشترین تنفر و ناامیدی را در دل مردم ایجاد کرده‌اند. گفتنی است مصطفی میرسلیم در روز‌های اخیر در گفتگویی عنوان کرده بود: چه کسی گفته نفت حق مردم است؟ وقتی می‌گوییم نفت ملی، منظورمان این نیست که نفت مال ملت است، بلکه می‌خواهیم بگوییم این نفت دیگر انگلیسی نیست!

  • چرا به پسرم‌ کمک‌ نکردید؟ او روحیه اش حساس است!

    چرا به پسرم‌ کمک‌ نکردید؟ او روحیه اش حساس است!

    به گزارش اقتصادران، مصطفی میرسلیم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد حزب های مختلف در کشور گفت: در حال حاضر بیش از ۱۰۰ حزب در کشور وجود دارد این ها حزب نیستند و در واقع گروه های سیاسی هستند. چهار نفر دور هم جمع می‌شوند.

    وی گفت: این قضیه خوب است خب به هر حال بهتر از یک نفر است. خیلی ها درحال حاضر تک نفره بالا می‌آیند و به جایگاهی می‌رسند. باید کار حزبی تقویت شود یعنی افراد قبل از اینکه بیایند به رده مسئولیت برسند آزمایش خودشان را در حزب پس داده باشند.

    میرسلیم دربخش دیگری از این گفتگو از دستگاه‌های امنیتی گلایه کرده و گفت: چرا به پسرم‌ کمک‌ نکردید؟ مگر پسرم‌ چکار کرده‌ بود؟  او هیچ ارتباطی با منافقین نداشت.

    این عضو حزب موتلفه گفت: دادگاه پسرم را محکوم کرد و او هم محکومیت را طی کرد و اکنون آزاد است.

  • آقای میرسلیم! دوره شما تمام شده، بگذارید مردم کمی نفس بکشند!

    آقای میرسلیم! دوره شما تمام شده، بگذارید مردم کمی نفس بکشند!

    به گزارش اقتصادران، جلال رشیدی کوچی، نماینده مجلس یازدهم در یادداشتی توییتری به مخالف میرسلیم با رفع فیلترینگ واکنش نشان داد.

    جلال رشیدی کوچی، نماینده مجلس یازدهم در یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس، به اظهارات مصطفی میرسلیم درخصوص فیلترینگ که گفته بود: «رفع ممنوعیت از گوشی اپل، تسهیل واردات خودرو و رفع محدودیت از فضای مجازی، جه پیامی برای عامه مردم و مشکلات روزمره معیشتی آنها دارد؟» واکنش نشان داد و نوشت:

    مهم‌ترین پیامش این است که دوره شما و دوستان تندروتان تمام شده و قرار است مردم کمی نفس بکشند.

    کنایه رشیدی کوچی به میرسلیم: دوره شما و دوستان تندروتان تمام شده است /قرار است مردم نفس راحتی بکشند

  • مسئولان رطب خورده، چگونه منع رطب می کنند؟! / آقای میرسیلم با گوشی آیفونتان سرگرم باشید و کاری به تعرفه واردات نداشته باشید!

    مسئولان رطب خورده، چگونه منع رطب می کنند؟! / آقای میرسیلم با گوشی آیفونتان سرگرم باشید و کاری به تعرفه واردات نداشته باشید!

    به گزارش اقتصادران، مردم و مسئولان انگار در دو دنیای موازی زندگی می‌کنند! در دنیای مردم شبکه‌های اجتماعی فیلتر و استفاده از گوشی‌های اپل مصلحت نیست، در دنیای مسئولان، اما حضور در توییتر و … ضروری است و گوشی‌های آیفون هم به دست می‌گیرند!
    حرف درباره تفاوت زندگی مردم و مسئولان بسیار است، خاصه در شرایط اقتصادی فعلی که مردم با این تورم و این حقوق‌ها به سختی روزگار می‌گذرانند و آقازاده‌ها هر یک در گوشه‌ای از دنیا زندگی و تجارت می‌کنند.
    به این موضوع وارد نمی‌شویم که مثنوی هفتاد من است، اما به آقایان مسئول نیز توصیه می‌کنیم که حداقل با اظهارات و مواضع خود نمک به زخم مردم نپاشند.
    مثلا آقای رسایی که توصیه می‌کند، فیلترینگ طوری باشد که کسی امکان ورود نداشته باشد و از وجود فیلترشکن‌ها شاکی است؛ بی‌سر‌و‌صدا توییت‌هایش را بنویسند و نگوید که اینجا منطقه جنگی است و بودن ما ضرورت دارد، اما نباید عموم وارد شوند!
    این طور در چشم مردم کردن خاص بودن ایشان و همفکرانشان ضرورتی ندارد، چون مردم در روزمرگی خود به غایت متوجه این وضعیت هستند.
    آقای میرسیلم هم می‌توان با گوشی آیفون خود سرگرم باشد و درباره مصلحت بودن یا نبودن استفاده از آن حرفی نزند.
    به هرحال حافظه مردم آنقدر‌ها بد نیست که تناقض‌های رفتاری ایشان را به رویشان نیاورند! شاهدش همین عکسی که از او و گوشی آیفونش در فضای مجازی دست به دست می‌شود.
    برند لباس و موبایل میرسلیم پیش‌تر هم توجهات را به خود جلب کرده بود، اما این بار دلیلش موضعی است که این چهره سیاسی اصولگرا نسبت به حل مساله واردات آیفون در دولت چهاردهم گرفت.
    او نوشته بود که «کاهش تعرفه و تسهیل واردات گوشی‌های ‎اپل تا موقعی که رفتاری خصمانه با نرم‌افزار‌های ایرانی دارد، به مصلحت نیست».
    مجتبی حسینی، خبرنگار اصلاح‌طلب با انتشار این عکس از میرسلیم نوشت: «آقای میرسلیم مگر شما مخالف کاهش تعرفه و تسهیل واردات گوشی‌های اپل نیستید؟ پس چگونه خودتان یکی از آن‌ها را در دست دارید؟ این تضاد در گفتار و رفتار شما نشان‌دهنده چیست؟»
    کاربری هم نوشت: «گفت‌ای شیخ هر آنچه گویی هستم آیا تو چنان که مینمایی هستی؟ آیفون در دست میرسلیم، نماینده پرمدعا که حرکات عوام‌فریبانه جنجال‌های زیادی بپا کرده بود».
    کاربر دیگری هم نوشت: «خودشان از گوشی آیفون و فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده، استفاده، اما مردم را از استفاده آن به بهانه‌های واهی محروم می‌کنند! رطب خورده، منع رطب، چون کند؟!»

  • خلافشویی زاکانی در شهرداری تهران

    خلافشویی زاکانی در شهرداری تهران

    به گزارش اقتصادران، «در کمیسیون ماده ۵ شهرداری تهران خلافشویی صورت گرفته»؛ این سخنی است که مصطفی میرسلیم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در نقد عملکرد مدیریت شهری پایتخت می‌گوید.

    او بارها درباره اقدامات خلاف قانون در شهرداری به مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران و علیرضا زاکانی هشدار داده است. او از «بسیاری از نمایندگان مجلس در دفاع از نامزدهای مسئله‌دار در انتخابات شوراهای شهر دخالت کردند»، «افزایش جمعیت تهران بدون احتساب اتباع به بیش از ۱۴ میلیون»، و حتی اینکه «برخی از اعضای شورای شهر تهران نتوانسته‌اند استقلال خود را حفظ کنند» خبر می‌دهد.

     در اظهارنظر اخیر اعلام کردید: «وقتی که شهرداری به جای کسب درآمد قانونی با ارائه خدمات، به زیر پا گذاشتن ضوابط و تراکم‌فروشی و بلندمرتبه‌سازی روی می‌آورد، در واقع قابلیت‌های اقلیمی را نادیده می‌گیرد و به ظرفیت زیستی و حقوق عمومی تجاوز می‌کند»؛ منظورتان از قابلیت‌های اقلیمی چیست؟

    اولین‌ نکته‌ای که در شهرسازی و توسعه شهری باید مورد توجه قرارگیرد، موضوع اقلیم‌شناسی و محدودیت‌های اقلیمی است. مفهوم ساده و اولیه اقلیم، همان «آب و هوا» است. مثلاً اگر جغرافیای شهر تهران را در نظر بگیریم، از لحاظ تأمین آب، وابسته به برفی است که در زمستان بر ارتفاعات البرز، مشرف بر دشت تهران، می‌نشیند و سپس سفره زیرزمینی آب را از کوهپایه تا دشت تهران، تغذیه می‌کند و این منابع جوابگوی نیازهای زندگی عادی تعداد معینی از جمعیت است.

    لذا برای جمعیت بیشتر از آن تعداد،  باید به سراغ منابع دیگری در خارج از محدوده جغرافیایی شهر تهران رفت؛ مثل رودخانه‌های کرج، هراز، جاجرود و طالقان، با آثار و تبعات محیط‌زیستی کلان، یا باید از منابع سفره زیرزمینی و بیش از حد مجاز یا فراتر از شرایط مقبول و معقول استفاده کرد که به فرونشست و کاهش کیفیت آب می‌انجامد و یا باید آب را جیره‌بندی کرد و مصرف سرانه آن را تقلیل داد که به مفهوم کاهش رفاه و بهداشت عمومی است.

    همین محدودیت درباره هوا مطرح می‌شود؛ به این معنا که مثلاً در دشت تهران که به صورت کاسه‌ای در بین ارتفاعات شمالی توچال (۳۹۰۰متر) و بلندی‌های شرقی سرخه‌حصار (۱۷۰۰متر) قرارگرفته و به‌طور‌طبیعی از یک جریان هوای ملایم شمال شرقی به سمت جنوب غربی دشت تهران در شب‌هنگام و برعکس آن در روز برخوردار است؛ همچنین جریان تقریباً دائمی نسیمی از غرب به شرق وجود دارد که باعث تجدید گردش هوای تهران می‌شود و در نتیجه هر ساخت و ساز بلندمرتبه‌ای در کوهپایه‌ها و نیز در غرب تهران از سرعت این جریانات طبیعی می‌کاهد و موجب انباشت آلودگی‌ها می‌شود و به‌خصوص در شرایط وارونگی که به بروز بحران می‌انجامد.

    اینها مثال‌هایی از محدودیت‌های اقلیمی است که موجب شد در بررسی‌هایی که قبل از انقلاب انجام گرفت حد بیشینه جمعیت تهران را برای زندگی توأم با کمینه رفاه ۴ میلیون نفر درنظر گیرند و در طرح جامع تهران (مصوب ۱۳۸۵) با تخفیف نسبت به برخورداری از رفاه حداقلی، جمعیت را در افق ۱۴۰۵ به هفت تا هشت میلیون نفر محدود کنند که شاخص افزایش جمعیت بیش از ظرفیت زیستی، به افت کیفیت زندگی و در نهایت بروز بحران می‌انجامد؛ بحرانی که چاره‌جویی آن مشکل است، البته اگر غیرممکن نباشد.

     در گسترش چند سال اخیر تهران، چقدر محدودیت‌های اقلیمی مراعات شده‌ است؟

    نتیجه سرشماری 1395، جمعیت تهران را کمی بیش از ۹ میلیون نفر اعلام کرده است و در حال حاضر یعنی در نیمه سال ۱۴۰۳، برآورد جمعیت تهران،  بدون احتساب اتباع بیگانه، از ۱۴ میلیون فراتر رفته است. پس به‌طورقطع مفروضات طرح جامع شهر تهران  نادیده گرفته شده و تبعات ناگواری داشته است و در آینده نیز عواقب شدیدتری به بار خواهد آورد.

    در دیدار با شهردار محترم تهران اولین درخواستی که ارائه کردم جلوگیری از توسعه ساخت‌وساز در تهران بود؛ مگر اصلاح و بازسازی بافت فرسوده، که متأسفانه به این توصیه اصلاً توجه نشد و به عکس آن عمل شد و تهران امروز به صورت یک کارگاه عظیم ساختمانی، که هیچ تناسبی با طرح جامع آن ندارد، درآمده ‌است. ضوابط ساخت‌وساز در پهنه‌های مختلف نادیده گرفته می‌شود، کاربری‌ها تغییر می‌کند، حاشیه‌نشینی گسترش می‌یابد، ساماندهی کوهپایه و جلوگیری از ساخت و ساز در ارتفاع بیش از ۱۸۰۰متر فراموش می‌شود.

     هیچ دستگاه نظارتی از این اقدامات ممانعت نمی‌کند؟

    نخستین دستگاه قانونیِ ناظر بر شهرداری، شورای شهر است که چون در انتخاب شهردار از قواعد شایسته‌سالاری تبعیت نکرده و بر مبنای مناسبت‌های سیاسی و رفاقت، شهردار را انتخاب کرده‌اند و نیز چون برخی از اعضای شورای شهر نتوانسته یا نخواسته‌اند استقلال خود را از شهرداری حفظ کنند، از اعمال نظارت شایسته بر شهرداری ناتوان هستند.

    بر مصوبات شورای شهر نیز فرمانداری تهران و وزیر کشور باید نظارت کنند که عملاً اقدامی نکرده‌اند و مثلاً اگر وزیر کشور می‌خواست اقدام قانونی بکند باید از امضای حکم شهرداری که هیچ تخصصی به لحاظ تحصیلی، یا هیچ تجربه‌ای به لحاظ حرفه‌ای در زمینه شهرسازی و مدیریت شهری ندارد، خودداری می‌کرد. البته این نکات به مفهوم بی‌تخصصی و بی‌تجربگی شخص شهردار نیست، بلکه تناسب لازم مراعات نشده ‌است.

    شاید بد نباشد در همین‌جا، به مناسبت آنچه در هنگام تبلیغات انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری شاهد آن بودیم، نکته‌ای دیگر را ذکر کنم: وقتی که کسی برای تصدی مسئولیتی مطرح می‌شود باید تمام هوش و حواس خود را صرف ابعاد آن مسئولیت کند، نه آنکه از آن به‌عنوان ابزار و سکوی پرش برای جایگاه رفیع‌تر استفاده نماید. زیرا چنان استفاده ابزاری، او را به سمت کارهای نمایشی و تبلیغی که اقتضای رأی‌آوری است سوق می‌دهد که درنتیجه امور زیربنایی و کالبدی نظیر آنچه درباره مراعات محدودیت‌های اقلیمی گفتیم فدا می‌شود و حتی ممکن است که شهر و برخی قابلیت‌های آن به صورت محل کسب درآمد برای شهرداری درآید.

     از قابلیت‌های محدود پایتخت در راستای کسب درآمد استفاده شده ‌است؟

    آری، کافی است که به بودجه سالانه مصوب شهرداری و عملکرد آن توجه کنید تا متوجه شوید که درصد معتنابهی از درآمد شهرداری به تراکم‌فروشی یا اخذ جرائم وابسته به آن تعلّق دارد؛ در سال گذشته حتی شهرداری، با زرنگی، مصوبه‌ای در قالب بودجه سال ۱۴۰۲ دولت (درحالی‌که هیچ مناسبتی با بودجه دولت نداشت)، از مجلس اخذ کرد که ابلاغیه‌های کمیسیون ماده 100 که در سال‌های گذشته به اجرا نگذاشته بودند، به‌منظور تعیین‌تکلیف، به صورت جریمه درآورند و وصول کنند. آن ابلاغیه‌های قضایی حکایت از تخلف و جرم و نیز تجاوز به محدودیت‌های اقلیمی و حقوق عمومی یا همسایگی می‌کرد، ولی با آن مصوبه مجلس، تبدیل شد به ابزار کسب درآمد.

     مرجع دیگری برای رسیدگی به این انحرافات وجود ندارد؟

    البته مراجع متعددی وجود دارد ولی شهرداری بلد است چگونه تیغ قانونی آنها را کُند نماید، زیرا وسیله خوبی را در اختیار دارد که مثلاً اعطای پروانه ساخت و ساز است، به‌صورت ویژه به کسانی که در نهادهای مختلف، مانند بقیه مردم، نیازمند منزل مسکونی‌اند و وقتی که این محبت یا بذل توجه خاص را از شهرداری می‌بینند اسیر آن می‌شوند و دیگر رغبتی ندارند که به انحرافات شهرداری رسیدگی کنند.

     چنین زدوبندهایی صورت گرفته است؟

    موارد متعددی وجود دارد که به کمک اختیارات ویژه‌ای که برخلاف بقیه شهرها، شهرداری تهران در کمیسیون ماده ۵ دارد، خلافشویی صورت گرفته است و وقتی که گزارش مستدل و مستند آنها تقدیم مقام قضایی شده، منع تعقیب خورده ‌است. در کل، این نوع زدوبندها، هم به نفع شهرداری است و هم به نفع صاحب کار، یعنی شخص یا نهادی که درخواست پروانه می‌کند ولی، درواقع، هرنوع زیر پا گذاشتن ضوابط و مقررات موجب ضایع شدن حقوق عمومی است و متأسفانه در کشور ما پاسداری از حقوق عمومی، به‌‌رغم تذکر رئیس قوه قضائیه، جایگاه مقدّس خود را پیدا نکرده‌ است.

     چرا کمیسیون ماده ۵ در تهران ترکیبی ویژه دارد؟

    سابقه این موضوع – قانون تاسیس که مصوب اسفند ۱۳۵۱ است –  به دوران طاغوت برمی‌گردد و مناسبات خاصی که شهردار وقت، نیک‌پی، با شاه داشت؛ در تمام شهرهای کشور کمیسیون ماده ۵ قانون تاسیس شورای‌عالی معماری و شهرسازی، که به مسائل طرح تفصیلی می‌پردازد با عضویت شهردار، زیر نظر و ریاست استاندار تشکیل می‌شود تا از تخلّفات احتمالی جلوگیری ‌کند، ولی در تهران، ریاست کمیسیون ماده ۵ با خود شهردار است.

    یعنی ناظر و مجری یکی است و طبیعتاً راه برای تعارض منافع باز می‌شود و باز شده ‌است. از سوی دیگر چنان انحرافاتی، خدمات‌رسانی به شهروندان را به سبب فقدان امکانات و ظرفیت‌های لازم و زیرساخت‌ها، در حوزه شهری مختل می‌نماید که تبعات آن سایر دوایر شهرداری مانند خدمات شهری، پسماند و سازمان ترافیک و… و همچنین سایر دستگاه‌ها از قبیل آبفا، وزارت نیرو و… را هم درگیر می‌کند.

    مضاف بر آن، خروجی این قبیل مصوبات ناصواب یا غیرقانونی، موجب می‌شود شهری لجام‌گسیخته، پرازدحام، آلوده و بی‌سروسامان و ناایمن شکل بگیرد؛ و چاره آن هم اصلاح قانون و رفع این تبعیض فاجعه‌آمیز است. ما در مجلس یازدهم سعی کردیم این اصلاح را انجام دهیم ولی مواجه شدیم با مخالفت کسانی که منافع مشترک یا صمیمیت ویژه(!) با شهرداری داشتند و مانع اصلاح شدند، چون می‌دانستند آن اصلاح چه راهی را از ویژه‌خواری می‌بندد.

     مگر نظارتی بر کمیسیون ماده ۵ تهران وجود ندارد؟

    آیین‌نامه‌ها و مقررات شهرداری‌ها عمداً بسیار پیچیده و تخصصی شده است تا رسیدگی به آن عملاً مواجه با مشکل شود و راه سوءاستفاده باز بماند. این پیچیدگی‌های تصنعی باعث شده که دستگاه‌های نظارتی، اعم از شورای‌عالی معماری و شهرسازی، و وزیر راه و شهرسازی به‌موقع مطلع نشوند یا دور زده شوند و در این فاصله شهرداری پروانه را برای صاحب‌کار صادر کند و برای او حقوق مکتسبه ایجاد شود؛ به‌عنوان مثال اغلب قضات شریف ما، چه در دادگستری و چه در دیوان عدالت اداری، تخصصی در امور شهرداری‌ها و مقررات پیچیده آن ندارند و ناچار از مشاور استفاده می‌کنند و ما به موردی برخورد کردیم که مشاورِ قاضی، خودش وابسته به شهرداری بود و همین موجب شد برخی از شکایات نسبت به انحراف‌ها گرفتار منع تعقیب شود.

    به نظر من باید هرچه زودتر قانون تبعیض‌آلود کنونی را اصلاح کرد. به یکی از شهرداران سابق نصیحت کردم که جلوی تخلّف را بگیرد ولی به من دوستانه پاسخ داد که او طبق قانون عمل می‌کند… و واقعیت این است که هر رئیسی در کمیسیون ماده ۵ جایگاه و اقتداری دارد که از آن استفاده می‌کند و در استان‌ها معمولاً استاندار جلوی برخی زیاده‌خواهی‌های شهرداران و انحرافات را می‌گیرد و نتیجه نسبتاً مطلوبی دارد، ولی اشکالی که در تهران پدیدار شده به سبب ترکیب نادرست کمیسیون ماده ۵ است. استاندار تهران، عضو نیست و رئیس کمیسیون هم خود شهردار است. از قدیم گفته‌اند: «هیچ چاقویی دسته خودش را نمی‌بُرد.»

     شما به موضوع بلندمرتبه‌سازی اشاره کرده‌اید. در تصمیم‌گیری در این مورد هم اشکالی مشاهده شده است؟

    بلندمرتبه‌سازی، آیین‌نامه خاص و محدودیت‌هایی دارد که در بسیاری از پروانه‌های صادره، آن مقررات مراعات نشده است؛ اغلب خلاف‌ها به موارد بیش از یازده طبقه و فاقد امضای مجاز برمی‌گردد. یک مورد آن که شخصاً از سوی اهالی پیگیری می‌کردم، هتلی است که در ارتفاع بیش از ۱۸۰۰متر و روی گسل واقع شده و با تعداد طبقات بیش از ۴۰ و با تغییر کاربری و با قطع کردن درختان فضای سبز و… پی‌کنی آن شروع شده است.

  • حیثیت نظام به FATF گره خورد؟

    حیثیت نظام به FATF گره خورد؟

    به گزارش اقتصادران، نگاه جناحی برخی اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام به پرونده FATF نکته ای بود که در جریان انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم مُهر تایید زده شد، دقیقاً همانجا که پورمحمدی گفت جلیلی به دلیل حضور روحانی در پاستور با FATF مخالفت کرد.

    سیدمحمد صدر در گفتگویی که داشت این نکته را رد نمی کند اما تاکید دارد؛«همه چیز به خود آقای پزشکیان و دولت بستگی دارد، به این ترتیب که اگر این موضوع را به صورت جدی پیگیری کنند، با توجه به هماهنگی‌های رئیس جمهور با رهبری، این موارد حل می‌شوند»

    مصطفی میرسلیم، عضو دیگر مجمع تشخیص مصلحت نظام اما تاثیرگذاری تندروها در تصمیمات مجلس را نمی پذیرد و می‌گوید؛ «یک عضو عادی نمی‌تواند این اندازه موثر باشد که مصوبه‌ای به دلیل نگاه او رد یا تصویب شود ضمن اینکه « در مجمع تشخیص معمولا رقابت‌های حزبی و جناحی راه ندارد.»

    به نظر میرسلیم سازگار نبودن مفاد FATF با قانون اساسی و نگاه ایران در مبارزه با استکبار و صهیونیستم علت اصلی تصویب نشدن آن در مجمع تشخیص مصلحت نظام است. البته او به مباحث اعتقادی هم اشاره می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که حتی اگر سخت باشد باید برابر آمریکا و اسرائیل مقاومت کرد.

    در ادامه گفتگو با مصطفی میرسلیم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام را می‌خوانید:

    *آقای میرسلیم! دولت جدید به دنبال حل و فصل پرونده های مهم مرتبط با مذاکرات رفع تحریم و FATF است، پیش بینی شما از هر دو پرونده چیست با توجه به اینکه رابطه این دو پرونده تنگاتنگ است؟

    هر چند دولت چهاردهم جدید است ولی پرونده FATF یا گروه ویژه اقدام مالی به دولت دوازدهم برمی‌گردد. این موضوع دارای ۴۱ بند است که در مورد ۳۹ بند آن اقدام لازم انجام شده و دو مورد باقی مانده یکی مبارزه با جرائم سازمان یافته فراملی و دیگری مقابله با تأمین مالی تروریسم.

    ما به لحاظ اصولی با هر دو بند موافقیم و قوانین داخلی ما گویای آن است اما چون تعیین مصادیق تروریسم یا جرائم سازمان یافته را دیگران با تمایل سیاسی خود انجام می دهند، پیوستن ما به این دو معاهده به شکل کنونی به ضرر ما و به نفع آمریکا و صهیونیسم است که پشت آن مخفی شده‌اند.

    خلاصه مطلب این است که استکبار جهانی می‌خواهد همه کشورها موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسند در حالی که ما شک نداریم تأسیس اسرائیل با توطئه انگلستان و حمایت آمریکا و تجاوز آشکار به سرزمین‌های اسلامی بعد از جنگ جهانی اول و ارعاب فلسطینیان و نفی بلد آنها با روش‌های سبعانه آدم‌کشی و سپس نسل‌کشی و آواره کردن فلسطینی‌ها به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم ، انجام گرفته که اینها مصادیق بارز تروریسم است و پشتیبانی از آن را نیز استکبار و در رأس آن آمریکا انجام داده البته با نیرنگ‌بازی و خدعه صهیونیست‌ها.

    متقابلا آنها می‌خواهند فلسطینی‌ها را که به حق در پی آزاد کردن خانه و کاشانه و سرزمین خود هستند را  تروریست قلمداد کنند و کشورهای پشتیبان آنها را نیز در قالب معاهده، محکوم کنند و در نتیجه ضربه مهلک به جبهه مقاومت وارد کنند. البته اگر جمهوری اسلامی دست از مبارزه با ظلم و قلدری مستکبران بردارد و در پی احقاق حق مستضعفان و آزادیخواهان نباشد، به راحتی می توان این دومعاهده را نیزبه شکلی که آنها می‌خواهند امضا و در نتیجه برای خود محدودیت ایجاد کرد ولی قطعا این برخلاف اصل ۱۵۴ قانون اساسی و بند ۲۲ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی است.

    *در ایام انتخابات گفته شد افرادی مثل جلیلی در مجمع تشخیص به خاطر رقابت های حزبی و جناحی اجازه تصویب این لایحه را در دولت روحانی ندادند، ممکن است چنین فضایی را بازهم در این دولت ایجاد کنند؟

    در مجمع تشخیص معمولا رقابت‌های حزبی و جناحی راه ندارد و تصمیمات پس از بررسی‌ها و تحلیل‌های کارشناسی همه جانبه و اخذ نظریات دولت و مجلس، صرفا برای مراعات مصلحت نظام انجام می‌گیرد و نه برای حفظ مصلحت دولت یا مصلحت مجلس یا حتی مصلحت خود مجمع.

    در مواردی آنچه در مجمع تشخیص رأی آورده برخلاف نظر شخص رئیس مجمع بوده و خود او هم آن رأی را پذیرفته است ، چه رسد به اعضای عادی مجمع که هیچ‌یک امکان اعمال نفوذ سیاسی ندارند و فقط می‌توانند از نظریه خود دفاع کنند.

    *در دولت سیزدهم برخی اعضای مجمع تشخیص مطرح می کردند اگر دولت درخواست بررسی مجدد این پرونده را در مجمع بدهد پرونده از مسکوتی خارج شده و به جریان می افتد و فضا برای تصویب هم در مجمع فراهم می شود، پیش بینی می کنید با توجه به اینکه رهبری تاکیدشان بر همراهی با دولت است، این فضا در دوره فعلی فراهم شود؟

    من در این شک ندارم که اغلب مسئولان در ارکان مختلف نظام خیر و صلاح جمهوری اسلامی را می خواهند هرچند ممکن است سلائق و گرایش‌ها مختلف باشد اما امروز حق‌کشی و جنایات اسرائیل و صهیونیست‌ها بر همه جهانیان آشکار شده و دیگر شکی وجود ندارد که در پشت پرونده پالرمو و سی اف تی، یعنی همان دو معاهده مورد نظر، منویات خبیث آنها نهفته است تا برای همیشه فلسطینیان را خفه و دست ما را در یاری رساندن به آنها ببندند.

    این مبارزه برای ما هیچ گاه ارزان نبوده و نخواهد بود و ممکن است فشارها و تحریم‌های فراوانی را بر ما تحمیل کند که ما موظفیم آنها را خنثی کنیم و بساط باطل را برچینیم هرچند برای ما زحمت فراوان داشته باشد ولی امید ما به خدا و اقتدار ما در عملکرد مخلصانه ما است، و اقدامات ایادی مفسدان و منحرفان نیز چه در داخل کشور و چه در خارج ، در نهایت افشا و محو خواهد شد.

    *این یعنی مسیر بررسی مجدد پرونده دشوار است و ..

    بر خلاف ظاهر آن، این پرونده جنبه سیاسی ضعیفی دارد و نکته مهم آن همان ابعاد اساسی و اعتقادی مصرح در قانون اساسی است و وزارت امور خارجه و شورای عالی امنیت ملی نیز لاجرم در جهت تحقق آرمان‌ها باید گام بردارند که فراتر از گرایش‌های سیاسی دولت و مجلس است.

    آنچه مهم است این که اول باید تحریم‌ها برداشته شود و درباره صداقت آن رفع تحریم‌ها راستی‌آزمایی انجام گیرد و تضمین لازم اخذ شود و سپس نسبت به آن معاهدات مذاکره شود.

    *به نظر شما آیا تندروها در مجلس یا در دولت سایه می توانند علیه تصمیمات دولت در این پرونده‌های مهم اثرگذار باشند و کارشکنی کنند؟

    این پرونده وابسته به حیثیت نظام است و متأثر از مبارزه‌ای است که ما،  با اوج گرفتن انقلاب اسلامی، علیه استکبار و صهیونیسم و طاغوت به پیش می‌بریم. من آن را متاثر از تندروی‌های سیاسی و جناحی نمی‌دانم و تمام کسانی که اعتقاد به قانون اساسی و تمایل به تحقق آرمان‌های ما دارند، بر تحکیم مقاومت در مقابل استکبار اتفاق نظر دارند و اصلا موضوع کارشکنی مطرح نیست و تا موقعی که آمریکا دست از تحریم‌های ظالمانه خود و حمایت بی‌چون‌وچرا از صهیونیسم  برندارد، این مبارزه ادامه خواهد داشت وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ.

  • شعارهای پزشکیان داهیانه هستند / تندروها حباب‌های کف جریان اصولگرایی هستند، کف هم خودبه‌خود از بین می‌رود!

    شعارهای پزشکیان داهیانه هستند / تندروها حباب‌های کف جریان اصولگرایی هستند، کف هم خودبه‌خود از بین می‌رود!

    به گزارش اقتصادران، تندروی برخی چهره‌های برخاسته از جریان اصولگرا قرار است تا کجا ادامه پیدا کند و آیا در نهایت عقلای اصولگرا وارد میدان خواهند شد؟ پاسخ چهره‌های اصولگرا به این پرسش متفاوت است، کما اینکه ناصر ایمانی مسئولیت برخورد با تندروها را متوجه بزرگان اصولگرا می‌کند اما مصطفی میرسلیم نظر دیگری دارد.

    او تندروی‌ها را ناشی از احساسات می‌داند و در نهایت با شبیه‌سازی آنها به حباب‌های ناشی از کف، می‌گوید «کف خودبه‌خود از بین می‌رود.»

    جدا کردن حساب جلیلی با تندروها از جمله محورهای اظهارات میرسلیم درباره همکارش در مجمع تشخیص مصلحت نظام است؛ او در این گفت‌وگو جلیلی را فردی دلسوز می‌داند که از طریق روش‌های علمی تلاش می‌کند به پیشرفت جریان اصولگرایی کمک کند.

    در ادامه گفت‌وگو با مصطفی میرسلیم، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام را می‌خوانید:

    ***

    *فضای موجود نشان می دهد که طیف میانه‌روها و عقلای اصولگرا رویکرد فعلی رئیس جمهور را تایید می‌کنند، مخصوصا که بیانات رهبری نیز در راستای حمایت از دولت است، از جایگاه یک چهره اصولگرا نگاه شما به این رویکرد رئیس جمهور چیست؟

    تأیید مقام معظم رهبری از دولت قانونی، صرف نظر از گرایش‌های سیاسی، رویه ایشان بوده و هست، به این ترتیب که تأیید رئیس جمهوری و دولت تا زمانی که طبق قانون اساسی به ایفای وظایف خود مشغول هستند. البته همواره ممکن است کاستی‌هایی پدیدار شود یا اشتباهاتی رخ‌ پیدا کنند که حتما به نحو مقتضی مشمول تذکر می شود ولی نظام و ارکان آن نباید سست شوند یا از کارآیی بیافتند.

    شعارهای پزشکیان داهیانه هستند

    شخص رئیس جمهوری دو پایبندی مهم خود را فراوان ذکر کرده است که عبارتند از مراعات سیاست‌های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری و اجرای برنامه هفتم. این دو پایبندی ملاک سنجش عملکرد ایشان خواهد بود و به نظر می‌رسد بسیار داهیانه انتخاب شده است؛ من هم به جای ایشان بودم همان دو پایبندی را شعار خود قرارمی‌دادم و در راه تحقق آنها منتهای کوشش خود و دولت را به کار می‌بردم، یعنی این دولت چهاردهم است که متعهد به آن دو وظیفه کلی است.

    موتلفه هر جا لازم باشد به پزشکیان پیشنهاد می‌دهد

    *موتلفه فضای فعلی را برای مراوده با دولت چهاردهم فراهم می بیند؟

    مؤتلفه معتقد به ضرورت احترام به اسناد بالادستی یعنی قانون اساسی و سیاست‌های کلی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلانی است و بر این اساس نحوه تعامل خود را با رئیس جمهوری و دولت چهاردهم ترسیم می کند و غیر از اعتقاد به ضرورت همکاری به منظور پاسخگویی به اقتضای خیر و صلاح نظام و مردم شریف ایران، هر جا لازم باشد پیشنهادهای منطقی و مستدل خود را برای بهبود عملکردها به دولت تقدیم خواهد کرد.

    تندروی‌ها ناشی از غلبه احساسات است

    *برخی مواضع تندروها در جریان بررسی صلاحیت وزرا مانند آنچه یک حامی جلیلی درباره رهبری گفتند (یک نفر) یا مقایسه بین پادگان اشرف با نهاد رهبری در دانشگاه ها و .. به نظر شما می تواند زنگ خطر تندروی به سبک جریان انحرافی باشد؟

    از این نوع تندروی ها نه تنها در دوران حیات امام(ره) وجود داشت، بلکه در دوران خلافت حضرت علی(ع) و حتی در آن ۱۰ سال رسالت پیامبر اکرم(ص) در مدینه هم وجود داشتند. اینها غلبه احساسات تلقی می شود والا از نظر اصولی، جلوتر از رهبری رفتن و شعار دادن و ادعا کردن، خلاف آشکار است و هرکس مرتکب چنان خلافی شود باید با تعقل، فهم خود را اصلاح کند وگرنه در انزوا محو خواهد شد.

    حضور دولت در سایه به نفع دولت مستقر است

    *نشانه‌ها حکایت از آن می‌کند که این طیف از اصولگرایان زیر پرچم سعید جلیلی و دولت سایه قرار است با دولت مستقر مواجهه کنند و خود را وامدار ۱۴ میلیون رأی اصولگرایان می دانند، واقعا وامدار و پرچمدار این رأی هستند؟

    اولا تأکید می‌کنم چنین افرادی مناسبتی با اصولگرایی ندارند، ثانیا برنامه‌ای که آقای جلیلی همواره داشته نقد علمی و منصفانه نسبت به عملکردها بوده است و فکر می کنم در آینده نیز همین رویه را ادامه خواهد داد و این که نقادی را ایشان و دولت در سایه‌شان داشته باشند به نفع دولت است تا اگر در راه خدمت به مردم دچار نقص یا اشتباهی شود، خود را هرچه زودتر اصلاح کند و بعید می‌دانم آقای پزشکیان، آن گونه که من می‌شناسم، از چنان فرآیندی استقبال نکند. ثالثا همین نوع خیرخواهی و دلسوزی‌ها باعث خواهد شد که آن ۱۴ میلیون حفظ شوند و به آینده امیدوار باشند و پرچمداری آنها یعنی همین روش علمی تذکر خیرخواهانه و به موقع به دولت و مجلس.

    تندروها حباب‌های کف جریان اصولگرایی هستند

    *خطر این طیف تندرو در جریان اصولگرا را جدی می بینید یا فکر می کنید عِده و عُده آنها آنقدر نیست که کلان جریان اصولگرا را تهدید کند؟

    جریان اصولگرایی همچون آب شفاف چشمه‌ای جوشان است که در طول مسیر خود حباب‌هایی از کف پیدا می‌کند و آن کف خودبه‌خود از بین می‌رود. اساس جریان قوی اصولگرایی را نباید با چند حباب کف اشتباه کرد.

    جلیلی می‌خواهد به جریان اصولگرایی کمک کند

    *فکر می کنید شخص سعید جلیلی در جایگاه و توان لیدری و راهبری کردن این جریان است؟

    به نظرم نمی رسد ایشان چنان ادعایی داشته باشد ولی قطعا خواهان کمک به پیشرفت خردمندانه اصولگرایی است و آنچه را در توان دارد، به کمک همکاران صدیق و هوادارانش، برای پیشبرد اهداف اصولگرایی، انشاءالله، صرف خواهد کرد تا بسیاری از کارهایی که باقی مانده به بهترین شکل جامه عمل بپوشد و آرمان‌های انقلاب محقق شود بدون آن که خستگی و وازدگی در میان مردم شکل گیرد. این دشمنان انقلاب هستند که می خواهند با اشاعه اراجیف خود مردم را به یأس  از آینده و به ابراز خستگی نسبت به پیگیری تحقق آرمان‌ها و کنار گذاشتن مقاومت در مقابل استکبار و پادوهایش در داخل کشور و در منطقه، بکشانند.

  • طعنه تند بانک مرکزی خطاب به میرسلیم!

    طعنه تند بانک مرکزی خطاب به میرسلیم!

    به گزارش اقتصادران، در روزهای اخیر و همزمان با کاهش نوسانات ارزی و تخلیه هیجانات کاذب از بازار، برخی نمایندگان در اظهارنظرهایی عجیب سعی در تخریب ارزش پول ملی کشورمان دارند.

    البته که انتقاداتی به افزایش قیمت ارز و کاهش ارزش پول ملی وارد است ولی نباید فراموش کرد که آنچه در هفته های اخیر موجب افزایش قیمت ارز شد، تشدید تنش های سیاسی در منطقه بوده و با آرام شدن فضا از شدت نوسانات ارزی هم کاسته شد.

    مصطفی میرسلیم نماینده تهران در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «وزیر امور اقتصادی و دارایی و رئیس کل بانک مرکزی، اگر نمی توانند ارزش پول ملی را حفظ کنند، امضایشان را از روی اسکناس‌ها بردارند چون با کاغذ پاره فرقی ندارد.»

    قمری‌وفا مدیر روابط عمومی بانک مرکزی در واکنش به اظهارات اخیر میرسلیم گفت: عقل سلیم حکم می کند انسان قبل از گفتار و نوشتار، کمی فکر کند!