برچسب: مشکلات اقتصادی

  • تورم مهمان ثابت سفره‌های مردم شد / شیوع قسطی فروشی از گوشت قرمز به مرغ و حبوبات!

    تورم مهمان ثابت سفره‌های مردم شد / شیوع قسطی فروشی از گوشت قرمز به مرغ و حبوبات!

    به گزارش اقتصادران، تورم امروز به یکی از شناخته شده‌ترین فاکتور‌های اقتصادی برای سنجش کیفیت زندگی ایرانیان تبدیل است؛ مسئله‌ای که روزگاری در اخبار و آمار می‌شنیدند، اما امروز به حدی از صمیمیت با عموم مردم رسیده که جایی برای خود کنار سفره‌ها گشوده است. در همان روزگار قدیم آش و آبگوشت غذا‌های ساده‌ای به حساب می‌آمدند که سر سفره‌های ایرانیان بودند اما همین غذا‌ها امروز به نمادی برای بررسی میزان تورم بدل شده است.

    بر اساس رصد بازار در اواخر آذر ماه سال گذشته (۱۴۰۳) قیمت هر کیلوگرم گوشت ران گوساله در محدوده ۳۰۰ الی ۴۰۰ هزار تومان در حال نوسان بود، در حالی که هم اکنون قیمت آن در محدوده ۷۰۰ هزار تومان به ازای هر کیلوگرم قرار گرفته است. هر چند که استفاده از گوشت گوساله در آبگوشت مرسوم نیست، اما با توجه به قیمت بالای ۱ میلیون تومانی گوشت گوسفند، به نظر بهره بردن از آن منطقی به نظر می‌رسد. اما باید توجه داشت که در واقع گوشت قرمز گوساله هرچند که نسبت به گوشت گوسفندی ارزان‌تر است اما خود در تورمی نزدیک به ۷۵ درصد بسر می‌برد.

    تورم که روزگاری فقط عددی در گزارش‌های اقتصادی بود، امروز به مهمان ثابت سفره‌های مردم تبدیل شده است، تا جایی که غذای سنتی و ساده‌ای مثل آبگوشت برای یک خانواده سه‌نفره می‌تواند هزینه‌ای نزدیک به یک میلیون تومان داشته باشد و آش هم دیگر آن غذای «همیشه ارزان» سابق نیست.

    دیگر نیاز یک آبگوشت، نخود است که قیمت آن از محدوده کیلویی ۹۰ هزار تومان انتهای پاییز سال گذشته با افزایش بیش از ۶۶ درصدی به محدوده ۱۵۰ هزار تومان رسیده است. لوبیا سفید دیگر نیاز آبگوشت، نیز قیمتش در پایان آذرماه سال جاری از ۱۰۰ هزار تومان در زمان مشابه سال گذشته به ۲۵۰ هزار تومان در سال جاری رسیده است تا افزایشی ۱۵۰ درصدی را به نمایش بگذارد.

    قیمت روز گوجه فرنگی و سیب زمینی نیز در پایان پاییز ۱۴۰۴ به طور متوسط به ترتیب در محدوده ۳۰ و ۴۰ هزار تومان رسیده است تا نسبت به رنج قیمتی ۱۷ هزار تومانی در سال گذشته دو برابر شود. قیمت لوبیا چیتی که برای پخت آش استفاده می‌شود نیز از ۱۵۰ هزار تومان به بیش از ۳۳۰ هزار تومان رسیده است. با این اوصاف یک وعده آبگوشت برای یک خانواده سه نفره به راحتی می‌تواند به ۱ میلیون تومان برسد و احتمالا این خانواده برای دو وعده آبگوشت در هفته با حقوق ۲۰ میلیون تومانی باید به خرید قسطی مایحتاج متوسل شوند، اما آش همچنان غذای ارزان‌تری است.

    بر اساس آمار‌های رسمی منتشر شده، نرخ تورم خوراکی‌ها در پایان پاییز ۱۴۰۴ حاکی از تورم ۷۲.۳ درصدی در این بخش است در حالی که تورم کلی در محدوده ۵۲.۶ درصد اعلام شده است. این در حالی است که در مدت مشابه سال گذشته نرخ تورم خوراکی‌ها در محدوده ۲۶ درصد بود و تقریبا تورم کمتری نسبت به نیمی از فاکتور‌های اقتصادی داشت و ۷ درصد کمتر از میزان شاخص کل تورم در آن دوره بوده است.

    معنای سبقت تورم در بخش خوراکی چیست؟

    عقب ماندن سایر بخش‌های اقتصادی در تورم از خوراکی‌ها به این معناست که افزایش قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید موجب محدود شدن بخش زیادی از تقاضا در بازار به تامین ملزومات مانند خوراکی‌ها شده است. در واقع تورم در تمام بخش‌ها همچنان با قدرت حضور دارد، اما کاهش قدرت خرید عمومی در سایه تورم موجب رکود تورمی در بخش‌هایی مانند پوشاک شده است که امکان زندگی با سطح کمتری از دسترسی به آن نیز وجود دارد.

    به زبان ساده‌تر هم‌اکنون تقاضا بیشتر در بخش‌هایی مانند خوراکی وجود دارد و بدیهی است که تورم در این بخش‌ها نیز با توجه به وجود امکان برای رشد بیشتر خودنمایی می‌کند؛ اما نقطه تاریک این اتفاق به حاشیه رانده شدن امنیت غذایی جامعه در دهک‌های میانی و شیوع فقر غذایی و گرسنگی در دهک‌های پایین درآمدی است؛ به طوری که در صورت ادامه همین رویه تورمی به زودی شاهد شیوع قسطی فروشی از گوشت قرمز به مرغ و حبوبات خواهیم بود.

    یارانه، کالابرگ و افزایش حقوق؛ راه چاره چیست؟

    افزایش تورم و گره خوردن آن با نیاز‌های روزانه خانوار‌های ایرانی قطعا مسئله‌ای چند وجهی و امنیتی – اقتصادی است و قطعا چاره جویی برای آن نیز از اهمیتی مضاعف برخوردار است. دولت نیز در همین راستا حداقل در اظهارات مسئولان، تمرکز خود را بر سه راه حل توزیع کالا برگ و یارانه، افزایش معافیت‌های مالیاتی و همچنین افزایش حقوق قرار داده است، اما در عمل شاهد آن هستیم که دولت با حذف نرخ ارز ترجیحی از اقلامی مانند برنج و افزایش چند باره قیمت محصولات لبنی و عدم نظارت کافی بر تامین نهاده‌های دامی، عملا خود به عاملی برای دمیده شدن در تنور تورم بخش خوراکی‌ها شده است.

  • رنج بیماری کم بود، هزینه‌های درمان هم روی دوش مردم افتاد / وقتی یک سرماخوردگی ساده، کارگران را در تنگنای مالی قرار می‌دهد

    رنج بیماری کم بود، هزینه‌های درمان هم روی دوش مردم افتاد / وقتی یک سرماخوردگی ساده، کارگران را در تنگنای مالی قرار می‌دهد

    به گزارش اقتصادران، هوای آلوده تهران این روزها بیشتر از همیشه به قیمت سلامتی مردم تمام می‌شود. نه تنها مردم باید با کمبود اکسیژن دست و پنجه نرم کنند، بلکه هزینه‌های سرسام‌آور درمانی و معیشتی به یک بحران جدید تبدیل شده است. از یک طرف، آلودگی هوا به راحتی نفس‌ها را قطع می‌کند، و از طرف دیگر، ویروس‌های فصلی همچون آنفلوآنزا و کرونا به طور همزمان در حال گسترش هستند.

    در این میان، مردم با دو چالش بزرگ روبرو هستند: چطور خود را از بیماری‌های خطرناک دور نگه دارند و چطور هزینه‌های درمانی را در شرایط سخت اقتصادی پوشش دهند؟ از خرید دارو گرفته تا درمان‌های پرهزینه، همه چیز گران‌تر از همیشه شده و بسیاری از افراد مجبورند برای خرید یک دارو یا درمان، بخشی از درآمد یک ماه خود را هزینه کنند.

     

    هزینه یک سرماخوردگی ساده، سه روز حقوق را می‌بَرد

    در این شرایط هزینه‌های درمانی به یکی از بزرگترین معضلات قشر متوسط و رو به پایین تبدیل شده است. طبق بررسی‌های میدانی هزینه ویزیت یک پزشک در درمانگاه‌های عمومی به طور میانگین حدود ۱۵۰ هزار تومان است. این در حالی است که برای یک درمان کامل، هزینه‌های دارو، آزمایش و سرم به حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان می‌رسد. برای افرادی که بیمه ندارند، این هزینه‌ها می‌تواند معادل سه روز درآمد آن‌ها باشد. اگر کارگری درآمدی حدود ۵۰۰ هزار تومان در روز داشته باشد، باید برای درمان یک بیماری ساده، هزینه‌ای برابر با سه روز کار خود را خرج کند.

    این وضعیت، به‌ویژه برای اقشار آسیب‌پذیر که دسترسی محدود به بیمه و درمان دارند، فشار مضاعفی وارد می‌کند. افراد زیادی که از نظر مالی در وضعیت دشواری قرار دارند، به جای درمان کامل، تنها به داروهای سبک و ارزان‌قیمت اکتفا می‌کنند، که این خود به مشکلات سلامتی آن‌ها می‌افزاید.

    دارو که هیچ، یک ویتامین اضافه هم دیگه نمی‌تونم بخرم!

    اگر با مردمی که خودشان یا اعضای خانواده‌شان به یکی از ویروس‌های اخیر مبتلا شده باشند هم کلام شویم می‌بینیم که صدای مردم از فشاری که آلودگی به آن‌ها وارد کرده، درآمده است؛‌«دو قلم میوه بخوای، بغل این داروها بگیری، خدا تومن باید بدی!» این جمله یک مادر در حال خرید داروهای فرزندش در داروخانه است. او در ادامه می‌گوید: «آلودگی هوا به حدی رسیده که خیلی‌ها نمی‌دونند باید چیکار کنند. بیماری‌هایی که می‌گیرن، هزینه درمانشون هر روز بیشتر میشه، و دست آخر حتی به خرید روزانه‌اشون نمی‌رسند.چه برسه بتونن مراقبت بیشتر کنن تا بهتر بشن. من از اول روز تا الان که بچمو بردم دکتر تا داروهاشو گرفتم و یکی دوقلم صیفی جات تا براش سوپ درست کنم ۱٫۸۰۰ خرج کردم.»

    این جملات فقط یک روایت از هزاران روایت مشابه است. وقتی آلودگی هوا به معضلی بزرگ تبدیل می‌شود، هزینه‌های درمان و معیشت با هم ترکیب می‌شوند و فشاری به مردم می‌آید که برای بسیاری غیرقابل تحمل است.

    در میان همین صحبت‌ها، یکی از آنهایی که در دوره نقاهت این ویروس‌های جدید است می‌گوید: «کاش این داروها فایده داشت، فقط نمی‌ذاره تلف شیم، وگرنه دوره درمانش خیلی طولانی میشه. اخرم فکر کنم خوب نمیشیم ویروس بیخیال میشه!»

    نفس کشیدن که هیچ، زندگی روزمره هم مشکل شده

    یک شاگرد مغازه با اشاره به افزایش هزینه‌های روزمره و این که مجبور است در این شرایط هرروز سرکار باشد، می‌گوید: « من هوا رو می‌خوام، نه پول! من تو این وضعیت چطوری می‌تونم هم بیماری رو درمان کنم، هم هزینه‌های زندگی رو تأمین کنم؟ پولم که داشته باشم ضررش از این هوا بیشتر.» این اعتراضات نه تنها به وضعیت بهداشتی، بلکه به مسائل اقتصادی و معیشتی نیز اشاره دارد. برای این افراد، حتی خرید میوه و مواد غذایی ساده، به چالش تبدیل شده است.

    طبق بررسی‌های مرکز آمار ایران، هزینه‌های درمان بیماری‌های تنفسی برای افراد بالغ بر ۴۰٪ از درآمد ماهانه‌شان می‌شود. این میزان فشار اقتصادی، مشکلات اجتماعی بیشتری را ایجاد می‌کند و دسترسی به درمان‌های پیشگیرانه را برای آن‌ها محدود می‌کند. در این وضعیت، دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی مناسب، بیشتر برای اقشار متوسط و بالا فراهم است و این خود نابرابری‌های بیشتری را در جامعه دامن می‌زند.

    آلودگی هوا و بیماری‌های فصلی؛ یک بحران تمام‌عیار

    طبق گزارش‌ها، بیش از ۷۰٪ از بیمارانی که در فصل‌های سرد سال به بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند، به دلیل بیماری‌های تنفسی و مرتبط با آلودگی هوا تحت درمان قرار می‌گیرند.

    این بحران نه تنها به افزایش هزینه‌های درمانی برای مردم و دولت منجر شده، بلکه باعث کاهش بهره‌وری نیروی کار و در نتیجه افت تولید اقتصادی نیز شده است. در واقع، کاهش تولید و افزایش هزینه‌های بهداشت و درمان به طور مستقیم بر اقتصاد کشور تاثیر می‌گذارد و وضعیت معیشت افراد را تهدید می‌کند.

    هزینه‌های درمان هم به جان مردم افتاده است

    آلودگی هوا در ایران سالانه جان بیش از ۵۸ هزار نفر را می‌گیرد. این عدد تنها بخش کوچکی از هزینه‌های سنگینی است که آلودگی هوا به کشور وارد می‌کند. مطالعات نشان داده‌اند که هزینه‌های اقتصادی ناشی از آلودگی هوا در ایران به ۱۷ میلیارد دلار در سال می‌رسد. این هزینه‌ها شامل هزینه‌های درمانی بیماری‌های تنفسی، قلبی و مغزی است که به شدت افزایش یافته‌اند. اما نکته مهمتر اینجاست که این فشار اقتصادی، برای طبقات پایین جامعه به مراتب بیشتر از دیگران است.

    در شرایط کنونی، آلودگی هوا و بیماری‌های فصلی نه تنها به تهدیدی بزرگ برای سلامت عمومی تبدیل شده‌اند، بلکه فشارهای اقتصادی ناشی از هزینه‌های درمانی و معیشتی، زندگی مردم را تحت فشار بی‌سابقه‌ای قرار داده است. از یک سو، هزینه‌های درمانی سنگین برای اقشار کم‌درآمد، که به راحتی نمی‌توانند از پس درمان‌های پرهزینه برآیند، زندگی را به چالش کشیده است.
  • بغض اقتصادی مردم در سالِ نو؛ آه از نداری و نداری / آقایان مسئول! مردم دیگر کم آورده اند

    بغض اقتصادی مردم در سالِ نو؛ آه از نداری و نداری / آقایان مسئول! مردم دیگر کم آورده اند

    به گزارش اقتصادران، تاکسی زرد رنگ، مقابل گیت‌های پاستور توقف می کند، از پلاک خودرو هم مشخص است که راننده ماشین جانباز است، سوار می شوم که با اشاره تجمع معلولان می گوید: «چه اتفاقی افتاده؟» می گویم تجمع است. می گوید: «ای بابا… همه اش از نداری است.» سری که به افسوس تکان می دهد، حکایت های زیادی را در خود پنهان دارد.

    تاکسی زرد رنگ از خیابان  پاستور عبور می کند، خیابانی قدیمی که ماجراهای زیادی را به خود دیده است و البته محله ای «مسئول نشین». ماشین وارد خیابان جمهوری می شود، خیابانی که همسایه پاستور است و اما هیاهوهای آن رنگ و بوی دیگری دارد. خیابان جمهوری حال و هوای سال جدید را گرفته، شلوغی مغازه های پوشاک و هیاهوهای دست فروشان هم توجه زیادی را به خود جلب می کند. همین هیاهوها سر درد دل راننده تاکسی را باز می کند و از گرانی و شرایط سخت زندگی گلایه می کند.

    دولتِ من، مجلسِ من؛ برای ملت کاری نکرده است

    به او می گویم که خبرنگار هستم، خود را معرفی کرده و کارت خبرنگاری ام را مشاهده می کند، در همین هنگام مکانی را در خیابان جمهوری نشانم می دهد که حالا تبدیل به یک شرکت و یک مغازه کوچک شده است. با غصه می گوید؛ «اینجا را ببین، برای من بود.» بغض می کند و انگار به روزگاری می اندیشد که روزی صاحب این ملک بود. از او که اسمش «عباس» است می پرسم؛ از دولت و مجلس چه انتظاری داری؟ می گوید: «من حدود ۱۲ سال است که مسافر کشی می کنم؛ همه ما انتظار داریم و ملت دارند عذاب می کشند. برای آقایان فرقی نمی کند گوشت کیلویی یک هزار تومان باشد یا یک میلیون اما امثال ما که داریم رنج می کشیم، فرق می کند. دولت باید تورم را درست کند.»

    وی می گوید: « من اصلا از مجلس و دولت راضی نیستم، دولتِ من، مجلسِ من؛ برای ملت کاری نکرده است، همه‌شان وضع‌شان خوب است. از همین ماشین هایی که وارد می کنند، میلیاردها پول گیرشان می آید. قانون برای همه باید باشد نه فقط برای ما ضعیف ها.»

    عباس آقا به خط ویژه اشاره می کند و می گوید که؛ «در وضعیت اضطراری فقط پلیس، آمبولانس یا آتش نشانی می تواند از این خط عبور کند، اما دیروز ماشین یک ارگانی اینجا را مسدود کرده بود اما من باید سه ساعت در ترافیک بمانم.»

    از او می پرسم آیا رفع فیلترینگ دو پلتفرم و توقف قانون عفاف و حجاب توانسته است امیدی را در دل تان ایجاد کند؟؛ پوزخندی زده و پاسخ می دهد: «چی بگویم… این‌ها بهانه است و من دیگر امیدی ندارم.» و حرف ها ناتمام می شود وقتی به مقصد می رسم.

    مردم کیلویی چند؟

    تمام خیابان‌ بزرگ دلاوران پر شده بود از مغازه داران یا تولیدی هایی که تلاش داشتند تا اجناس چوب و مبل خود را به بهانه سال جدید بفروشند اما دریغ از یک مشتری. در راستای خیابان و بازار مبل فروشان حرکت می کنم، فروشنده ای که با اخم های درهم مشغول تلفن حرف زدن درباره پاس کردن چک سنگین خود است، ذهنم را به خود مشغول می کند. کمی این پا و آن پا کردم و از او خواستم گپی با هم بزنیم؛ اخم‌ هایش در هم گره خورد؛ حوصله نداشت یا به جماعت رسانه‌ ای بی اعتماد بود نمی‌ دانم اما با اکراه قبول کرد.

    از او درباره انتظاراتش از دولت و مجلس پرسیدم؛ انگار که دل پر از کینه‌ اش سر باز کرده باشد همراه با نگرانی از اینکه مبادا دردسری برایش درست شود می گوید: «آنان برای ما اهمیتی قائل نیستند. انگار ما در یک دنیای دیگر زندگی می کنیم و مسئولان هم در دنیای دیگر. شرایط بازار و قیمت آنقدر بد است که یک مشتری نداریم. چند ماهی می شود که دیگر مشتری به سراغ این مغازه ها نیامده یا اگر آمده باشد، با دیدن قیمت ها می روند.»

    او ادامه می دهد: «من که دیگر نه به مجلس اعتماد دارم و نه به دولت، نمایندگان فقط مشغول کارهای شخصی خودشان و انتقام گیری ها شدند. مردم کیلویی چند؟ چک سنگین دارم و اگر نتوانم پاس کنم معلوم نیست وضعیتم به چه صورت خواهد شد، مسئولان که برای من دل نمی سوزاند.»

    بحث به رفع فیلترینگ دو پلتفرم و توقف قانون عفاف و حجاب می رسد، می گوید که آنقدر مسائل پیچیده تر وجود دارد که این اقدامات کوچک دلمان را خوش نمی کند. مکالمه که به پایان می رسد، اتوبوسی که به سمت تهرانپارس حرکت می کند، از راه می رسد، اتوبوس هایی که آنقدر فرسوده شده اند و گرد کثیفی بر آن نشسته است، که اگر کرایه های گران وحشتناک اسنپ و تپسی مجال می داد، رغبت نگاه کردن به آنها را نداشتیم. اتوبوس هایی که گاه صندلی یا لق می زند یا گاه از پایه شکسته و به حال خود رها شدند.

    توروخدا… ما را هم ببینید…کم آورده ایم!

    در اتوبوس سفید رنگ اما خاک گرفته، چشم می گردانم در کنار خانمی حدود ۶۰ ساله می نشینم. لبخند به لب دارد، سر صحبت که باز می شود، می گوید مادر شهید است. او هم مانند دیگران از وضعیت اقتصادی گلایه دارد و دل‌نگران آینده دختران و نوه‌هایش است. از دولت و مجلس می خواهد فکری به حال شرایط اقتصادی کنند و به وعده هایشان عمل کنند.

    نگاهم به خانمی می افتد که با دقت به مکالمه ما چشم دوخته است. متوجه ام که می شود، نام رسانه را می پرسد. کارت خبرنگاری را به او نشان داده و خود را معرفی می کنم، درخواست می کند تا با او هم گفت و گو کنم. بغضی که انگار مدت زیادی در گلوی «سمانه» جاخوش کرده و با خود حمل کرده می شکند و اشک از چشمانش جاری می شود. از خودش می گوید که سرپرست خانوار شده و با دو فرزندش زندگی می کند. او که بعد از طلاق، از خانواده اش طرد شده است، حال باید هم کار کند تا هم مخارج زندگی را تامین کند و هم مراقب فرزندانش باشد. فرزندانی که یکی از آنان با بیماری تلخی دست و پنجه نرم می کند؛ «سرطان» و قیمت داروهای سرسام آورش.

    سمانه بعد از آنکه کمی از گریه هایش کاسته شده، می گوید: «دخترم سرطان معده بدخیم دارد. شوهرم معتاد بود و برای همین طلاق گرفته ام. دادگاه هم حضانت دخترها را به من داد اما هیچ کسی از خانواده ام به من کمک نمی کند. آنقدر کرایه ها و قیمت داروها سنگین است که دارم زیر این بار له می شوم. دیگر آهی در بساط ندارم به گاهی می خواهم خودکشی کنم اما بعد من دخترانم چه کنند.»

    او می گوید: «من هیچ انتظاری از دولت و مجلس ندارم جز آنکه به فکر اقتصاد باشد. قیمت ها را پایین بیاورند. توروخدا به مسئولان بگویید ما را هم ببینند، دیگر کم آورده ایم. چندماه است که نتوانسته ام برای دخترانم گوشت و برنج بخریم. خسته شده ایم دیگر.»

    ریشه فساد را نابود کنند، مشکلات حل می شود

    اتوبوس به مقصد نهایی که می رسد، بساط دست فروشان و شلوغی در میدان سجادیه رخ نمایی می کند. اما انگار بر دل مردم هم چون سیاهی آسمان شب، رنگ غم پاشیده اند. به صورت هایشان که نگاه کنید دیگر نه کسی می خندد و نه رنگ شادی ناشی از آمدن بهار در چشمانشان نمایان است. موج جمعیت به این طرف و آن طرف می‌ رود و حسابی سرها در گریبان فرو رفته است؛ در بین مردمی که گاهی تند و گاهی آرام قدم بر می‌ دارند. «برو بابا تو هم دلت خوشه»، «حرفی ندارم» «نه» و … این ها تنها چند نمونه از جمله‌ هایی است که وقتی پا پیش می گذاشتم تا با چند نفر صحبت کنم به زبان می‌آوردند.

    خانمی که در کنار دست فروشان، مشغول درست کردن فلافل بوده و برای جذب مشتری کمی هم به عنوان تست به مردم در حال رفت و آمد تعارف می کند، توجه ام را جلب می کند. وقتی به او از شغلم می گوید، با لبخند می گوید: «چه شغل هیجان انگیزی.» اسمش «سحر» است و با همسرش در خانه غذا درست کرده و می فروشد.

    سحر درباره انتظاراتش از دولت و مجلس می گوید: «فکری به حال وضعیت اقتصادی کنند. کاش ریشه فساد را از بین ببرند و بپذیرند که این معضل بلای جان کشور شده است. به نظرم با حل کردن فسادی که توسط مسئولان انجام شده کمی از مشکلات حل می شود.»

    او ادامه می دهد: «گاهی خبرهایی که از مجلس در فضای مجازی بلد می شود را نگاه می کنم، همه به دنبال منافع خودشان هستند و اهمیتی به مردم نمی دهند. به قول معروف فقط می خواهند خودشان در قدرت باشند.»

    سحر که از فضای اینستاگرام برای تبلیغ کسب و کارش استفاده می کند، درباره رفع فیلترنگ دو پلتفرم گوگل پلی و واتس آپ اینطور روایت می کند: «توقع داشتم کل فیلترینگ را بردارند اما انگار فقط وعده می دهند که رأی جمع کنند و بعد می ببینند که نمی توانند. دیگری امیدی به دولت و مجلس نیست.» کمی افرادی را که مشغول خرید بودند، برانداز می کنم، چشمم به زن و شوهر جوان و حدودا ۳۰ ساله افتاد که با در حال خرید از کردن از دست فروشی بودند، به سمتشان می روم و کارت خبرنگاری ام را نشان می دهم که کمی یکه خوردند. وقتی با این سوال مواجه می شوند که چه انتظاری از دولت و مجلس داردند؛ مرد که «علی» نام دارد شمرده و آرام پاسخ می دهد: «دولت و مجلس به شکل همسو منافع ایران در نظر گرفته و از سیاسی بازی و جناح بندی فاصله بگیرند. به شرایط معیشتی مردم بیشتر توجه کنند. تحریم ها را از میان بردارند و با کشورهای مختلف ارتباط سازنده برقرار کنند تا سرمایه گذاری در کشور بهتر شود.»

    علی توقف قانون عفاف و حجاب را اقدام درستی می داند و این توصیه را دارد که زودتر فیلریتگ همه پلتفرم ها را بردارند. او به مجلس هم توصیه می کند: «مجلس از تصویب لوایحی که آزادی های اجتماعی را محدود می‌کند، صرف نظر کند» همسرش «ساناز» نیز تاکید می کند که دولت فکری به حال وضعیت معیشتی کند.

    در مسیر رفتن به خانه هستم و به حرف هایی که شنیده ام می اندیشم… کاش این روزهای سخت را پایانی باشد.

  • اقتصاد ایران در دام خودتحریمی!

    اقتصاد ایران در دام خودتحریمی!

    به گزارش اقتصادران، محسن فاطمی نوشت:

    مشکلات اقتصادی ایران را نمی‌توان صرفا به تحریم‌های خارجی نسبت داد. اگرچه تحریم‌ها نقش مهمی در کاهش درآمدهای ارزی و محدودیت در تجارت بین‌المللی داشته‌اند اما مشکلات ساختاری و سوءمدیریت داخلی نیز از عوامل تاثیرگذار بر شرایط اقتصادی کشور هستند. رهبر انقلاب اسلامی نیز در این زمینه در دیدار اخیر خود با کارگزارن نظام تصریح کرده‌اند: «یکی از عوامل، تحریم‌های خارجی است. تردیدی نیست که تحریم‌های قدرت‌ها در وضعیت کنونی اقتصادی ما و معیشت مردم تاثیر دارد اما این همه‌ قضیه نیست. بخشی از عامل، تحریم است. یک چیزهایی هست که به تحریم اصلا ارتباطی ندارد.»

    از این‌رو، بررسی عوامل غیرتحریمی مشکلات اقتصادی ایران ضروری است تا بتوان برای حل آن‌ها راهکارهای موثری ارائه کرد.

    سیاست‌های نادرست اقتصادی

    یکی از عوامل مهم مشکلات اقتصادی ایران، سیاست‌های ناکارآمد اقتصادی است که طی سال‌های گذشته اجرا شد. سیاست‌های ارزی، نظام مالیاتی غیرشفاف، تخصیص نادرست منابع و وابستگی شدید به درآمدهای نفتی، همگی در ایجاد بحران‌های اقتصادی نقش داشته‌اند. به عنوان مثال، نظام چندنرخی ارز موجب رانت‌خواری گسترده و فساد شده که خود عاملی در بی‌ثباتی اقتصادی محسوب می‌شود.

    ضعف در نظام بانکی و مالی

    نظام بانکی کشور با چالش‌های متعددی از جمله مطالبات معوق، نقدینگی بیش از حد و بنگاه‌داری بانک‌ها روبه‌رو است. بانک‌ها به جای حمایت از تولید، منابع مالی خود را در اموری چون خرید املاک و سرمایه‌گذاری‌های غیرمولد به کار گرفته‌اند. این مساله باعث افزایش نقدینگی و در نتیجه تورم شده است. علاوه بر این، نبود شفافیت در اعطای تسهیلات بانکی، به افزایش فساد و کاهش بهره‌وری اقتصادی انجامیده است.

    ناکارآمدی نظام اداری و بوروکراسی پیچیده

    بوروکراسی پیچیده و ناکارآمدی نظام اداری از دیگر عوامل غیرتحریمی مشکلات اقتصادی است. فرآیندهای طولانی و پرهزینه برای صدور مجوزهای کسب‌وکار، تغییرات مداوم در مقررات و عدم ثبات سیاست‌گذاری‌ها باعث شده که بخش خصوصی نتواند به‌ درستی فعالیت کند. این مساله علاوه بر کاهش سرمایه‌گذاری داخلی، موجب فرار سرمایه‌ها به خارج از کشور نیز شده است.

    وابستگی بیش از حد به نفت

    اقتصاد ایران به طور سنتی وابسته به درآمدهای نفتی بوده و این وابستگی، آسیب‌پذیری کشور را در برابر نوسانات بازار جهانی نفت افزایش داده است. هرگاه قیمت نفت کاهش یافته، کشور با بحران‌های مالی و اقتصادی مواجه شد. همچنین تمرکز بر درآمدهای نفتی باعث شده که سایر بخش‌های اقتصادی، از جمله کشاورزی و صنعت، مورد بی‌توجهی قرار گیرند.

    قاچاق و ضعف در حمایت از تولید داخلی

    عدم حمایت کافی از تولید داخلی و قاچاق کالا و واردات بی‌رویه، یکی از مشکلات اساسی اقتصاد ایران است. تولیدکنندگان داخلی با موانع متعددی همچون هزینه‌های بالای تامین مواد اولیه، مشکلات تامین مالی و عدم دسترسی به بازارهای صادراتی مواجه هستند. در مقابل، قاچاق و واردات کالاهای مصرفی، موجب تضعیف تولید داخل و افزایش وابستگی اقتصادی شده است.

    بی‌ثباتی در سیاست‌های اقتصادی و قوانین

    یکی از مهم‌ترین مشکلات اقتصادی ایران، تغییرات مداوم در سیاست‌های اقتصادی و قوانین است. بی‌ثباتی در سیاست‌گذاری‌ها موجب شده که سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی نتوانند تصمیمات بلندمدت بگیرند. نمونه بارز این مساله، تغییرات مکرر در سیاست‌های ارزی و تجاری است که موجب بی‌اعتمادی فعالان اقتصادی شده است.

    فرهنگ اقتصادی و الگوی مصرف نادرست

    علاوه بر مشکلات ساختاری، مسائل فرهنگی نیز در بروز مشکلات اقتصادی نقش دارند. مصرف‌گرایی، قاچاق کالا و عدم فرهنگ‌سازی مناسب در زمینه حمایت از تولید داخلی، موجب افزایش مشکلات اقتصادی شده است. بسیاری از مردم تمایل دارند کالاهای خارجی مصرف کنند، در حالی که مشابه داخلی آن‌ها با کیفیت مناسب در کشور تولید می‌شود.

    مشکلات اقتصادی کشور صرفا ناشی از تحریم نیست

    با توجه به آنچه گفته شد، مشخص است که مشکلات اقتصادی ایران صرفا ناشی از تحریم‌ها نیست، بلکه عوامل داخلی از جمله سوءمدیریت، ضعف در سیاست‌گذاری، بوروکراسی ناکارآمد، فساد اقتصادی و بی‌ثباتی در قوانین نیز در ایجاد این وضعیت نقش دارند. برای بهبود شرایط اقتصادی، لازم است اصلاحات اساسی در نظام بانکی، سیاست‌های ارزی، حمایت از تولید داخلی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی صورت گیرد. علاوه بر این، هماهنگی میان قوا و همکاری نهادهای دولتی و خصوصی می‌تواند به ایجاد یک اقتصاد پویا و مقاوم کمک کند. بدون توجه به این عوامل داخلی، حتی در صورت رفع تحریم‌ها، مشکلات اقتصادی ایران همچنان ادامه خواهد داشت.

  • حتي در زمان جنگ هم با سرريز اين همه مشكلات روبه‌رو نبوديم!

    حتي در زمان جنگ هم با سرريز اين همه مشكلات روبه‌رو نبوديم!

    به گزارش اقتصادران، جعفر گلابی نوشت:

    اگر نگوييم دولت چهاردهم با بي‌سابقه‌ترين و انبوه‌ترين مشكلات تاريخ معاصر روبه‌رو است حداقل يكي از دوران‌هاي سخت با نابساماني‌ها و تهديدها و خطرهاي گوناگون را سپري مي‌كند.هر دولتي اگر از چند سو مورد تهاجم قرار داشته ولي در مواردي گشايش و حمايت و آساني را صاحب بوده است. پيش از انقلاب كه اساسا تهديد خارجي وجود نداشت و چيزي به نام تحريم به گوش مردم نمي‌رسيد با اين حال تورم به نسبت زمانه چنان افسارگسيخته بود كه در سال 56 شاه به دولت اخطار داد كه اگر جلو گراني‌ها را نگيرد ارتش را وارد معركه خواهد كرد!

    حالا تصور كنيد در اوج تحريم‌ها و افت شديد درآمدهاي دولت، ترامپ هم در حال گرم كردن خود است ولابد فشار حداكثري را مي‌خواهد از سر بگيرد و شمشير مكانيسم ماشه هم وجود دارد كه ممكن است از نيام برآيد و با اقتصاد چه‌ها بكند! انواع ناترازي‌ها هر روز بيش از گذشته آثار و عوارض خود را نشان مي‌دهند و وقتي رييس‌جمهور محترم مي‌گويد كه در برخي از اين ناترازي‌ها لب پرتگاه قرار داريم هر ايراني حق دارد كه بر خود بلرزد و خوف كند. ما به تعبيري حتي در زمان جنگ هم با سرريز اين همه مشكلات روبه‌رو نبوديم .فساد درحداقل خود بود و مردم با درك مسوولانه خود نه تنها سختي‌ها و كمبودها را تحمل مي‌كردند كه هر جا لازم بود حتي از جان و مال و فرزندان خود مي‌گذشتند تا كشور حفظ شود.

    اما اكنون فسادهاي اقتصادي و عادت قبيح رانت‌خواري افزون بر خسارت‌هاي وسيع مالي روح و روان مردم را مي‌آزارد و دفاع از كشور را سخت‌تر مي‌كند. قطعا مردم براي صيانت از ايران ترديدي به خود راه نمي‌دهند ولي انتظار بحق‌شان دفاع از كشوري است كه نعماتش را آقازاده‌ها و از ما بهتران به يغما نمي‌برند. هيچ‌گاه كشور با اين حجم نگران‌كننده فرونشست زمين روبه‌رو نبوده و منابع آب زيرزميني تا اين حد نه برداشت شده و نه با افت تاريخي مواجه بوده است.در بعد خارجي واقعا اوضاع به ‌شدت پيچيده است و هيچ كس نمي‌داند عاقبت جنگ در خاورميانه چه خواهد شد و نبرد اوكراين چه آسيب بلاوجهي براي ما به ارمغان مي‌آورد؟ قطعنامه‌هاي ضد ايراني يكي پس از ديگري صادر مي‌شود و اروپا هم هر جا كه مي‌تواند تحريمي بر تحريم‌ها مي‌افزايد!

    در چنين شرايطي افراطيون دست از فشار بر دولت برنمي‌دارند و كشوري كه با اين همه مشكلات  و تهديدها روبه‌رو است، مساله اول بعضي‌ها عزل معاون رييس‌جمهور است تا اولين ضربه كاري خود را بزنند و راه را براي ضربات بعدي باز كنند! به آنها رسما بايد گفت كه موفقيت دولت موفقيت همه است و شكست او شكست همه است ولي تاكنون دغدغه‌اي در اين جهت از خود نشان نداده‌‌اند!
    با همه اين احوال همه اميدها متوجه دولت است كه كاري بكند.دولت در شرايط عادي نيست كه عادي رفتار كند و انتظار قاطعيت و جنگندگي انتظار دور از ذهني باشد. سرعت، دقت، آمادگي، ابتكار عمل، ازخودگذشتگي، پركاري، هوشياري، آينده‌انديشي، سلامت، تعهد به مردم، تواضع و ثابت‌قدمي از ضروريات مديران كنوني است و اگر مسوولي شرايط مذكور را نداشته باشد خود بايد عذر بخواهد و كنار بنشيند.زمان اشتباه و سهو و خطا نيست و ممكن است يك اشتباه، حداقل براي يك مسوول و يك حوزه آخرين اشتباه باشد! شايد نياز باشد كه جناب آقاي پزشكيان با دعوت از مديران كاركشته و مجرب و امتحان پس داده دولت خود را تقويت كند.

    ديديم كه تاخير يكي، دو روزه در پرداخت يارانه‌ها به سرعت سيگنال‌هاي منفي از سوي جامعه دريافت كرد كه خوشبختانه به فوريت اشكال ايجاد شده برطرف شد و نشان داد كه دولت هوشيار است. بهتر آن بود كه اساسا چنين اشكالي ايجاد نمي‌شد ولي اگر گريزي از آن نبود توضيحات مسوولان قبل از وقوع مي‌توانست پيامدهاي منفي احتمالي را مرتفع كند.اعلام افزايش قيمت خودروها كه البته مصوبه‌اي مربوط به دولت پيشين بود آن هم در اواخر شب واقعا توام با ريسك بود و چند روزي بازار آشفته خودرو را به تلاطم كشاند.با توضيحات قبلي مي‌شد از دامنه اين آشفتگي كاست. اينها البته در مقياس مشكلات بزرگي كه با آنها روبه‌رو هستيم مثال‌هايي كوچكند ولي نشان مي‌دهند كه مردم تا چه حد حساس شده‌اند و اوضاع كشور تا چه حد نيازمند هوشياري و دقت است.

    متاسفانه بايد بگوييم مسوولان در شرايط كنوني حق اشتباه ندارند، چراكه اشتباه‌شان معلوم نيست چه بازخوردي درچه سطحي داشته باشد و از درون و برون تهديدساز شود.ما نبايد در چنين موقعيت خطيري قرار مي‌گرفتيم ولي محاكمه مسببان وضعيت كنوني به عهده قوه قضاييه است كه ترك‌كنندگان فعل‌هاي ضروري را شناسايي و به مردم معرفي كند. اما تا آنجا كه به دولت مربوط است راهي جز تمركز و ارايه يك اراده پولادين براي عبور از گردنه‌هاي سخت پيش رو وجود ندارد.مديران ضعيف و آنان كه مشي رياست محترم جمهور را قبول ندارند، ممكن است در حركت قاطعانه دولت خلل وارد كنند و «زمان» كه هر دقيقه‌اش فعلا حياتي است را از ما بگيرند.

  • توقعات اقتصادی مردم از رييس‌جمهوری با اختیارات محدود

    توقعات اقتصادی مردم از رييس‌جمهوری با اختیارات محدود

    به گزارش اقتصادران، مراسم تحليف رييس‌جمهوري امروز در شرايطي برگزار مي‌شود كه مردم در انتظار رونمايي از تركيب كابينه‌اي هستند كه قرار است با تكيه بر كليدواژه‌هايي تخصص‌گرايي، شايسته سالاري، تنش زدايي، تعامل با جهان، تحول‌خواهي و توسعه گرايي روزگار متفاوتي را براي ايرانيان رقم بزند. اما هر اندازه كارشناسان، ، فعالان سياسي، استادان دانشگاهي، جامعه شناسان و حتي فلاسفه بيشتر درباره مطالبات‌شان از كابينه و دولت منتخب صحبت كرده‌اند، صداي مطالبات مردمان عادي كوچه و بازار و اقشار گوناگون ايراني در رسانه‌ها كمتر بازتاب پيدا كرده است.

    مردمي كه بازيگران اصلي عرصه انتخابات و ساير آوردگاه‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي ايران زمين هستند و مشاركت و حضور آنهاست كه چرخ‌هاي رشد و پيشرفت اين كشور را به گردش درمي‌آورد. با توجه به اهميت مطالبات اقشار متوسط و محروم جامعه و بازتاب صداي بي‌صدايان، «اعتماد» تلاش مي‌كند تا از دل گزارش‌هاي ميداني و گفت‌وگوهاي رودررو به شهروندان حداقل نسبت به بخشي از مطالبات، انتظارات و پيشنهادات آنها آگاهي يافته و آن را در اختيار رييس‌جمهور منتخب و اعضاي كابينه آينده قرار دهد. در شرايطي كه اين روزها بازار تبريك و تعريف از رييس‌جمهور منتخب حسابي داغ شده و حتي مخالفان و منتقدان ديروز رييس‌جمهور هم براي جا نماندن از كاروان تعريف و تمجيد، تلاش مي‌كنند تا خودي نشان دهند، «اعتماد» تلاش مي‌كند اين حقيقت غير قابل انكار را به رييس‌جمهور يادآور شود كه روزگار رياست بر جمهور ايرانيان به سرعت برق و باد گذشته و به زودي هنگامه برداشت دستاوردها از راه مي‌رسد. بنابراين از آغاز بايد راهبردهاي مناسبي تدارك ديد و مردان كارآمدي را به كار گماشت تا با رفتارهاي خردمندانه بتوانند گِرهي از هزار توي مشكلات كشور باز كنند.

    در اين گزارش تلاش شده باب گفت‌وگويي دوستانه با اقشار و طيف‌هاي ايراني در مناطق و استان‌ها باز شود تا ايرانيان بتوانند بخشي از مطالبات خود را با رييس‌جمهور منتخب و اعضاي كابينه‌اش در ميان بگذارند. براي اين منظور اعتماد با شهرونداني از استان‌هاي تهران و البرز گرفته تا هموطنان ساكن در آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، كرمانشاه، گيلان و سيستان و بلوچستان گفت‌وگو كرده است. ماحصل اين گفت‌وگوها كه بخشي از آنها در جريان سفر استاني خبرنگار اعتماد همراه با رييس‌جمهور در استان‌هاي مختلف ثبت شده و بخش‌هاي ديگر در گفت‌وگوهاي ميداني با مردم تهران و كرج جمع‌آوري شده در اين نوبت در اختيار مخاطبان قرار مي‌گيرد. اعتماد اين پرونده را باز مي‌گذارد تا در شماره‌هاي بعدي اين ارتباط دو سويه ميان دولت و اقشار مختلف مردمي مستدام باقي بماند.

    سكانس اول: موتورسواري براي يك لقمه نان در تابستان داغ

    پسر جوان در ظهر داغ مردادماه تابستاني و در روزهايي كه مسوولان مدام تذكار مي‌دهند كه به دليل سلامتي نبايد زير تابش مستقيم آفتاب قرار داشت، در حالي كه پوستش كاملا آفتاب سوخته شده، روي موتورش زير آفتاب سوزان براي يك لقمه نان، تهران را بالا و پايين مي‌كند. خودش را رضا حكيمي 35ساله معرفي مي‌كند. در زمينه احداث سيستم‌هاي مداربسته به دفاتر مختلف خدمات ارايه مي‌كند. وقتي سراغش مي‌روم به اندازه‌اي خسته است كه حتي ناي صحبت كردن هم ندارد. لبانش زير آفتاب خشك شده و مشخص است، حسابي تشنه‌ شده است. از او مي‌پرسم اگر مي‌توانستي با رييس‌جمهورت صحبت كني، چه مطالبه‌اي از او داشتي؟سرتا پاي مرا برانداز مي‌كند و ناگهان چشمانش برقي مي‌زند و مي‌گويد: «مسكن، آقا مسكن…درباره مسكن صحبت مي‌كردم…»از او مي‌پرسم مستاجري، متاهلي يا مجرد؟ ادامه مي‌د‌هد: « مجردم آقا. هرچي درميارم رو ناچارم صرف اجاره خونه كنم.اگر رييس‌جمهور رو مي‌ديدم از او مي‌خواستم فكري به حال گروني‌هايي كند كه كمر مردم را خم كرده.» از رضا درباره ساير مطالبات اجتماعي و فرهنگي‌اش مي‌پرسم، مي‌گويد: « راستش مي‌دانم حل مشكلات اجتماعي و فرهنگي كاملا در اختيار رييس‌جمهور نيست. موضوعي كه لازم است رييس‌جمهور روي آن تمركز كند، اقتصاد است.

    براي حل مسائل اقتصادي هم نياز است، روابط خارجي كشور درست شود. بدون روابط خارجي سامان يافته كه نمي‌شود مشكلات اقتصادي را حل كرد. مشكلاتي مثل فيلترينگ و حجاب و… هم كاملا در اختيار رييس‌جمهور نيست. شوراي امنيت ملي بايد در اين‌باره تصميم‌گيري كند. درست است كه رييس‌جمهور رييس شوراي عالي امنيت مليه اما تصميم‌گيري‌هاي كلان بايد از سوي نهادهاي بالادستي تاييد بشه. بنابراين رييس‌جمهور، توانايي حل همه مشكلات را ندارد. مردم اينها رو مي‌فهمن» اين جوان 35ساله در پاسخ به اين پرسش اعتماد كه چرا ازدواج نمي‌كني؟ مي‌گويد: «هر سال كه چيزي جمع مي‌كنم، قيمت‌ها نجومي بالا مي‌ره و ما ده قدم عقب‌تر مي‌ريم. من تك و تنها زندگي مي‌كنم اما براي اداره خودم هم موندم، چرا بايد يكي ديگه رو هم بدبخت كنم. من براي اجاره يك واحد 40 تا 50‌‌ متري در حاشيه تهران مراجعه كرده‌ام، پولم نمي‌رسيد، مشاور املاك به من گفت، دو سه نفر همخونه پيدا كن! ‌ 500 ميليون و 600 ميليون مي‌خواستند. از كجا بيارم.خانه‌هاي مشترك، اجاره بام‌ها، كانكس‌ها و زيرزمين‌ها زياد شده، ‌اي كاش رييس‌جمهور فكري به حال جوانان و مسكن آنها كند. اگر بهبودي نيست حداقل اوضاع بدتر از اين نشه.»

    سكانس دوم

    موضوع اشتغال يكي از جدي‌ترين مطالباتي است كه شهروندان ايراني از آن رنج مي‌برند. راوي نخست اين سكانس، دختري كرجي است كه سال‌ها براي راه‌اندازي كسب و كار آنلاين خود در زمينه پوشاك زنانه و دخترانه زحمت كشيده بود اما كاسبي‌اش به دليل فيلترينگ، بر باد رفت. ميترا، 27ساله در حالي كه ميل چنداني به گفت‌وگو ندارد، مي‌گويد: « چه فايده داره حرف بزنيم. مسوولا كه كار خودشونو مي‌كنن. جديدا هم فرقي با قبليا ندارن. من اصلا راي ندادم كه بخوام ازشون خواسته‌اي داشته باشم. ولم كن…»از ميترا مي‌خواهم كه مطالباتش را با دولت در ميان بگذارد، نگاهش را به دور دست مي‌دوزد و مي‌گويد: « كسي رو كه اينستاگرام رو فيلتر كرد نمي‌بخشم. نفرينش كردم. پدرم سال 94 فوت كرد، نه حقوق بازنشستگي داشت و نه ارث و ميراثي براي ما گذاشت، با مادر پيرم زندگي مي‌كنم.

    دنبال كار كه مي‌رفتم، هر كس توقعي داشت، يكي مي‌گفت منشي باش، ‌اما توقعات ديگه‌اي داشت، يكي مي‌خواست 16ساعت براش كار كنم، براي 3ميليون تومن! 4سال زحمت كشيدم تا يه آنلاين شاپ راه بندازم. 10هزار تا فالوور با هر جون كندني بود، جمع كردم؛ آروم آروم كارم داشت مي‌گرفت كه اينستا و تلگرام و… رو فيلتر كردن. جمع كردن مشتري سخته و خيلي زمان مي‌بره اما پراكنده شدن مشتري‌ها يك هفته‌اي و يه ماهه اتفاق مي‌افته…»ميترا وقتي به اين بخش از روايتش مي‌رسد، اخم‌هايش در هم مي‌شود و مشخص است كه خاطراتي تلخ آزارش مي‌دهد. ديگر امكان گفت‌وگو ميسر نيست.

    راوي بعدي، بانوي تحصيل‌كرده‌اي است كه علي‌رغم داشتن مدرك دكترا، ‌هنوز نتوانسته شغلي متناسب با تحصيلاتش را پيداكند. مادري كه همراه با دو دختر جوان خود در كرج روزگارش را سپري مي‌كند. فاطمه. الف40ساله در گفت‌وگو با اعتماد در پاسخ به اين پرسش كه اگر امكان گفت‌وگو با رييس‌جمهور را داشتيد، چه مطالبه‌اي را از او مطرح مي‌كرديد؟ مي‌گويد: « موضوع اشتغال براي من بسيار مهم است. من به عنوان دانش‌آموخته تحصيلات تكميلي تربيت‌بدني و علوم ورزشي، نسبت به شرايط جذب هيات‌هاي علمي در دانشگاه‌ها و حتي آزمون‌هاي استخدامي و گزينشي كه در آموزش و پرورش اتفاق مي‌افتد، چند دغدغه دارم.

    فرمول نحوه محاسبه نمره آزمون استخدامي آموزش و پرورش بر اين اساس است كه 60درصد از نمره كتبي آزمون به دروس تخصصي و 40درصد آن به دروس عمومي اختصاص داده مي‌شود. به علاوه از آنجا كه اين آزمون در دو مرحله كتبي و مصاحبه صورت مي‌گيرد، نمره نهايي داوطلب 40درصد از نمره كتبي و 60درصد از نمره مصاحبه محاسبه مي‌شود.جالب اينجاست كه بخش اعظم 60درصد مصاحبه‌اي كه انجام مي‌گيرد باز به دروس عمومي و گزينشي كه بسيار مبهم است، تخصيص مي‌يابد. حس مي‌كنم اين روند نياز به بازنگري و اصلاح دارد.» او در ادامه مي‌گويد: « بايد اتفاقاتي بيفتد كه اين روند تغيير كند. من معلم تربيت‌بدني، من مدرس، استاد يا هنر آموز تربيت‌بدني براي جذب نيازي به اين حجم از دروس عمومي ندارم. در حوزه گزينش‌هاي استخدامي هم اوضاع نامناسبي جريان دارد، چون به مسائلي توجه مي‌شود كه ارتباطي با مسائل تخصصي و كارشناسي ندارد. اينكه فرد آيا به نماز جمعه مي‌رود يا نه؟ چه نحوه پوششي در زندگي خانوادگي خود دارد يا به كدام جريان سياسي و فكري تعلق خاطر دارد؟ ارتباطي با حوزه تخصصي تدريس ندارد. ممنون مي‌شوم اگر اين موارد به رييس‌جمهور يا مسوولان مربوطه منعكس شود.»

    سكانس سوم: زماني براي پايان دادن به تبعيض

    هزاران كيلومتر دورتر از كرج در دامنه‌هاي جنوبي البرز به استان سيستان و بلوچستان و شهر زاهدان سرك مي‌كشيم و با شهروندان اين منطقه درباره مطالبات‌شان از رييس‌جمهور منتخب گفت‌وگو مي‌كنيم. عبدالحكيم سالارزهي يكي از شهروندان اين منطقه است كه با خبرنگار اعتماد هم‌كلام مي‌شود. او در پاسخ به اين پرسش كه اگر امكان گفت‌وگوي رودر‌رو با رييس‌جمهور را داشتيد، به چه مواردي اشاره مي‌كرديد؟ مي‌گويد: «مطالبات ما مطالبات ملي است و متعلق به همه اقشار ايراني است. مثلا بايد سياست خارجي درست شود تا معيشت مردم هم رونق بگيرد. مشكلات عديده اقتصادي باعث شده تا فرار نخبگان و نيروي انساني تسريع شود. ما در استان محروم سيستان و بلوچستان همواره با تبعيض روبه رو بوده‌ايم. پست‌هاي مديريتي در اين منطقه به غير بومي‌ها واگذار شده‌اند. ما تا به حال استاندار بلوچ نداشته‌ايم. رييس آموزش و پرورش بلوچ نداشته‌ايم. حتي معاونت‌هاي استانداري هم به غير بومي‌ها تخصيص مي‌يابد. اغلب كارمندان هم غير بومي هستند.»

    عبدالحكيم در ادامه مي‌گويد: «از آقاي رييس‌جمهور مي‌خواهم هر تصميمي كه در مورد بندر چابهار گرفته مي‌شود با مشورت مولوي‌ها، با حضور اقشار مختلف، اهل سنت و… اتخاذ شود.مشكل و مساله معادن تفتان هم بسيار مهم است. برخي تصميمات اشتباه باعث شده تا آب‌هاي زيرزميني اين منطقه با آسيب‌هاي بسياري مواجه شوند.»اين شهروند بلوچ از ضرورت آشتي ملي هم سخن مي‌گويد و يادآور مي‌شود: «خواسته ما اين است كه آشتي ملي بين اهل سنت و مردم بلوچستان و زاهدان و دولت جديد شكل بگيرد. مشكل 8مهر كه در افكار عمومي منطقه وجود دارد حل و فصل شود. بازارچه‌هاي مرزي هم لازم است رونق بگيرد تا مردم بتوانند از آن استفاده كنند. زنان اين منطقه هم مشكلات خاص خود را دارند. زنان هم به دليل مشكلات نتوانستند اشتغال مناسبي داشته باشند. البته مشكلات فرهنگي هم وجود دارد. لازم است واحدهاي آموزشي در شهرها و روستاها ايجاد شود تا بي‌سوادي در منطقه ريشه‌كن شود.بسياري از خانواده‌ها به دليل مشكلات سنتي اجازه نمي‌دهند دختران بيشتر از متوسطه درس بخوانند حل اين موارد نيازمند فرهنگ‌سازي و سرمايه‌گذاري است كه اميدوارم دولت جديد انجام دهد.»

    سكانس چهارم: رييس‌جمهور فقرا و پايين شهري‌ها

    آخرين راوي اين گزارش، متفاوت‌ترين روايت را دارد. مردي كه از دل سطل‌هاي زباله و جمع‌آوري ضايعات، روزي خود را برداشت مي‌كند. شهرونداني كه ردپاي آنها اين روزها در شهرهاي بزرگ پيداست و درد دل‌هاي فراواني با مسوولان دارند. نزديك يكي از اين افراد مي‌شوم و باب گفت‌وگو را با او باز مي‌كنم. بعد از مقدمات از او مي‌پرسم اگر همين الان رييس‌جمهور اينجا كنارت ايستاده بود و مي‌توانستي با او صحبت كني، چه خواسته‌اي از او داشتي؟ جواد كه حتي از نگاه كردن به چشم‌هايم شرم دارد، لبخند تلخي را بر لبانش مي‌نشاند و ساكت مي‌شود. انگار تصور مي‌كند در حال مضحكه و تمسخر او هستم. برايش توضيح مي‌دهم كه اين يك گزارش ميداني است و ممكن است شخص رييس‌جمهور و مسوولان رده‌بالاي كشور آن را مطالعه كنند. وقتي بيشتر اصرار مي‌كنم، مي‌گويد: «اگر پزشكيان به حرف‌هايم گوش مي‌داد، از او مي‌خواستم، تااجازه ندهد، خودروهاي بي‌كيفيت در خيابون‌ها جولان دهند.»تعجب مي‌كنم، در ميان اين همه مطالبه چرا خودرو؟ مي‌پرسم چرا ؟ ادامه مي‌دهد: «6سال پيش ترمز يكي از همين خودروهاي غير استاندارد زير پاي من خالي كرد و زن و تنها پسرم را ازم گرفت. به خدا راننده بدي نيستم و بي‌تقصير بودم.

    در تمام اين 6سال هر روز و هر ساعت به اين فكر مي‌كنم اگر خودروام (نام ماشين و برند آن را ذكر مي‌كند)، ايربگ داشت، اگر قطعات استاندارد داشت، اگر بدنه‌اش محكم‌تر بود، اگر…اگر… شايد زن و بچه‌ام امروز همراهم بودند.»تازه متوجه شدم چرا مهم‌ترين مطالبه اين شهروند زباله‌گرد داشتن خودروهاي استاندارد در كشور است. جواد بعد از دست دادن خانواده‌اش گرفتار تنهايي و اعتياد و گرفتاري‌هاي بعدي مي‌شود و نهايتا روزي‌اش را از زباله‌ها جست‌وجو مي‌كند. او مي‌گويد: « روزي 300 تا 400هزار تومان درآمد دارم. ولي گرفتاري زياد دارم. برخي از نيروهاي شهرداري هم وقتي ما را مي‌بينند، بار ما را ضبط مي‌كنند تا پولي به آنها ندهيم بارمان را ول نمي‌كنند. تن و بدن ما وقتي مي‌لرزد كه ماشين‌هاي شهرداري را مي‌بينيم. شب‌ها گوشه خيابان و در زمستان‌ها در گرمخانه‌ها مي‌خوابم. از رييس‌جمهور مي‌خواهم كه جلوي فساد و رشوه را بگيرد. رييس‌جمهور كه فقط رييس‌جمهور باسوادا و پولدارا و بالاشهري‌ها نيست، رييس‌جمهور ما بدبخت بيچاره‌ها و فقرا هم هست….» از او مي‌پرسم قصد ندارد تغييري در زندگي‌اش ايجاد كند؟ مي‌گويد: « چرا آقا، خسته شده‌ام. دوست دارم از اين وضعيت خلاص شوم. هميشه چهره پسر دو‌ساله‌ام جلو چشم‌هامه، مي‌خواهم برم كمپ…» با جواد خداحافظي مي‌كنم و شماره‌ام را به او مي‌دهم تا اگر تصميم به ترك گرفت او را به مسوولان اين حوزه در بهزيستي معرفي كنم. يك ياعلي مي‌گويد و از من دور مي‌شود…

    سكانس آخر: شهرونداني كه مي‌دانند…

    هرچند اين گزارش به پايان مي‌رسد اما روايت‌هاي شهروندان ايراني و مطالبات آنها از رييس‌جمهوري را انگار پاياني نيست. هركدام از شهروندان ايراني در مناطق گوناگون روايت‌هاي و مطالبات متفاوتي از رييس‌جمهوري دارند كه با هدف توسعه ، تنش زدايي، مقابله با فقر، بهبود مناسبات ارتباطي با جهان و افزايش درآمد سرانه ايرانيان و… روي كار آمده است. جالب اينجاست كه ايرانيان به خوبي متوجه شده‌اند اختيارات رييس‌جمهور محدود است و حجم بالاي مشكلات به زمان كافي و همراهي همه اقشار نياز دارد. نمي‌دانم روايت جواد، ميترا، محمد، رضا و ساير مخاطبان آيا به گوش مسعود پزشكيان رييس جمهور منتخب و اعضاي كابينه‌اش مي‌رسد يا نه؟ اما روشن است كه زمان براي دولت جديد به سرعت مي‌گذرد و هنگام دروي كاشته‌هاي قبلي از راه مي‌رسد. رييس‌جمهوري كه رييس‌جمهور همه ايرانيان است، هم فقرا و هم اغنيا…

  • هر دولتی روی کار بیاید با انبوهی از گرفتاری‌ها روبرو است / با اعتماد متقابل میان پزشکیان و رهبری، ممکن است گره های اقتصادی باز شوند

    هر دولتی روی کار بیاید با انبوهی از گرفتاری‌ها روبرو است / با اعتماد متقابل میان پزشکیان و رهبری، ممکن است گره های اقتصادی باز شوند

    به گزارش اقتصادران، دکتر علی سرزعیم، اقتصاددان با بیان اینکه در شرایطی که با نارضایتی‌های گسترده مواجه هستیم، فشار روی دولت آینده بسیار زیاد خواهد بود، گفت: هر دولتی روی کار بیاید با انبوهی از گرفتاری‌ها روبرو است و از سوی دیگر سرمایه سیاسی، مالی و اجتماعی کافی برای مواجهه با این مشکلات ندارد. نتیجه چنین وضعیتی نمی‌تواند موفقیت بزرگ باشد، در واقع اگر شکست بزرگ نباشد موفقیت کوچک خواهد بود و در این شرایط، به نظر می‌رسد موفقیت کوچک برای مردم راضی کننده نیست. انتظارات مردم بسیار فراتر رفته و دیگر به موفقیت‌های کوچک راضی نمی‌شوند.

    دولتی که روی کار خواهد آمد با انواع بحران‌ها مواجه است

    دکتر علی سرزعیم، اقتصاددان، در گفت وگو با جماران با اشاره به برنامه‌های اقتصادی که باید در دولت آینده در اولویت‌ قرار گیرد، خاطرنشان کرد: دولتی که روی کار خواهد آمد با انواع بحران‌ها مواجه است، در وهله اول مسئله کسری بودجه، موضوعی جدی است و به دلیل آن، دولت در اداره کردن خودش با مشکل روبرو خواهد شد. بیشتر منابع دولت صرف پرداخت‌ها می‌شود و این گرفتاری بزرگی است.

    دولت بدهی دارد اما منابع جدیدی پیش روی خود ندارد

    وی ادامه داد: در شرایطی که با نارضایتی‌های گسترده مواجه هستیم، فشار روی دولت آینده بسیار زیاد خواهد بود و در عین حال گزینه‌هایی که دولت پیش روی خود دارد، بسیار محدود هستند. دولت بدهی دارد اما منابع جدیدی پیش روی خود ندارد. وضعیت سیاسی بسیار متشتت است، نظام دیوان سالاری که باید سیاست‌ها را اجرا کند به شدت ضعیف و ناامید شده و به نظام سیاسی بی‌اعتماد است و مردم و چهره‌ها لزوما با سیاست‌های اقتصادی جدید و تحولات همکاری نمی‌کنند.

    به گفته این دانش آموخته اقتصاد در دانشگاه میلان؛ هر دولتی روی کار بیاید با انبوهی از گرفتاری‌ها روبرو است و از سوی دیگر سرمایه سیاسی، مالی و اجتماعی کافی برای مواجهه با این مشکلات ندارد. نتیجه چنین وضعیتی نمی‌تواند موفقیت بزرگ باشد، اما می تواند موفقیت کوچک باشد.

    مشکلات اقتصادی به شدت در حوزه سیاسی نفوذ کرده

    سرزعیم با بیان اینکه اقتصاد ما از آسیب‌پذیری‌هایی رنج می‌برد، خاطرنشان کرد: متاسفانه مشکلات اقتصادی به شدت در حوزه سیاسی نفوذ کرده و بارشدن مسائل اجتماعی بر این شرایط، گره‌های فروبسته‌ای ایجاد کرده‌اند.

    ما یک بار در چنین شرایطی بودیم و از آن بیرون آمدیم

    وی در عین حال یادآورشد: آنچه که می‌توان به مردم گفت این است که آنها باید بدانند ما یک بار در چنین شرایطی بودیم و از آن بیرون آمدیم و آن هم مربوط به آخرین سال جنگ بود در این دوره، فقر به بیش از ۵۰ درصد رسیده بود و همینقدر خرابی، ناامیدی و بدبینی وجود داشت؛ اما در سطح سیاسی تصمیم متفاوتی گرفته شد. آقای هاشمی و رهبری در آن زمان برای باز شدن اقتصاد هم نظر شدند، پول هم نداشتیم اما با استقراض‌ها فضا عوض و دوره سازندگی آغاز شد. کشور شروع به ساخته شدن کرد و حال و روز مردم را تغییر داد.

    با توجه به اعتماد متقابل میان پزشکیان و رهبری، ممکن است گره های اقتصادی باز شوند

    این اقتصاددان تاکید کرد: ما یک بار به صورت جمعی توانسته‌ایم از این بحران بیرون بیاییم، بنابراین این بدان معنا نیست که راه حلی وجود ندارد. حتما راه حل هست، حداقل این است که می‌توان آن تجربه را تکرار کرد. آن اجماع نخبگانی و آن بازیگری که آقای هاشمی انجام می‌داد، فعلا نیست و به نظر می‌رسد مهم‌ترین کاری که باید اتفاق بیفتد این است که شخصیت سیاسی بتواند این گره را باز کند و راه را برای فعالیت فعالان اقتصادی هموار کند. اکنون با توجه به اعتماد متقابلی که میان آقای پزشکیان و رهبری وجود دارد، خیلی‌ها معتقدند که ایشان می‌تواند آن شخصیت سیاسی باشد.

    سرزعیم در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اولویتهای ضروری پیش روی دولت آینده، اضافه کرد: با اینکه توسعه چیزی بیشتر از درآمد بالا است، اما قطعا یک جامعه فقیر، نمی‌تواند توسعه یافته باشد و حداقل باید درآمد بالایی داشته باشد. در کشورهای توسعه یافته، افراد بیشتر، مولدتر و اثربخش تر کار می‌کنند و مجموعه فعالیتهای افراد در جامعه، یکدیگر را خنثی نمی‌کنند، بلکه گویا برداری هستند که یکدیگر را تقویت می‌کنند و هم جهت می‌شوند. اکنون ما به سمت تعادل منفی سوق پیدا می‌کنیم، جامعه ای که کم کار می‌کند، مولد نیست و کارها اثربخشی ندارند و بسیاری از آنها، یکدیگر را خنثی می‌کنند.

    دولت آینده باید تلاش کند کشور را به وضعیت عادی بازگرداند

    وی با یادآوری اینکه ما با چالش‌های اقتصادی مواجه هستیم که در نگاه اول ممکن است ارتباطی با سیاست خارجی و تحریم‌ها نداشته باشند، توضیح داد: با توجه به شرایط تحریمی حاکم بر کشور، انجام هر شکلی از اقدامات اصلاحی و اقتصادی نیازمند شجاعت و جسارت بالایی است. در شرایط غیرتحریم، مردم از ثبات و آرامش بیشتری برخوردارند و تحمل تغییرات در آنها به مراتب بیشتر است. در چنین شرایطی، احتمال موفقیت اصلاحات و برنامه‌های اقتصادی نیز به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد. بنابراین دولت آینده باید تلاش کند کشور را به وضعیت عادی بازگرداند تا از غرق شدن در باتلاق فقر نجات یابیم.

  • افزایش ۱۴۰ درصدی موج مهاجرت جوانان متخصص / فنر جامعه ایرانی در حال فشرده شدن است

    افزایش ۱۴۰ درصدی موج مهاجرت جوانان متخصص / فنر جامعه ایرانی در حال فشرده شدن است

    به گزارش اقتصادران، زیست اجتماعی افراد با یکدیگر زیر سایه‌ شاخص‌های جامعه‌شناسی مسئولیت خاصی می‌گیرد. جامعه ایران در سالی که گذشت و پس از اعتراضات ۱۴۰۱ که پشت سرگذاشتیم با تغییرات کلی همراه بود. نگاه مردم به کل جامعه دگرگون و یک سری از تابوها شکسته شد. برخی از مسائلی که پشت پرده و در خانه‌ها پنهان بود آشکار شد. ارتباطات اجتماعی و رابطه میان مردم و حکومت و بالعکس عوض شد. کلاف فرصت و چالش‌های اجتماعی یک سر مشخص ندارد و سرنخ‌های زیادی برای کاوش وجود دارد. از افزایش آمار مهاجرت برای یک قشر خاص مانند پرستاران و فارغ التحصیلان دانشگاهی تا مطالبات زنان برای دریافت حق و حقوشان، معضلات محیط‌زیستی، آمار خشونت و وضعیت معیشت کارگران را در برمی‌گیرد. فاطمه موسوی ویایه، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی ایران از عینک جامعه‌شناسی به موضوعات نگاه می‌کند و در پاسخ به سوال افزایش آمار مهاجرت  می‌گوید: «علوم اجتماعی ورای تصمیم‌های فردی به روابط و ساختارهای اجتماعی می‌نگرد و با این زاویه دید؛ آن‌ها که مهاجرت می‌کنند از تغییر شرایط جامعه ناامید شده‌اند و به همین دلیل کشور را ترک می‌کنند.»

    متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.

    از نگاه جامعه‌شناسی سال ۱۴۰۲ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    سال ۱۴۰۲ سال صبر و انتظار مردم بود. انتظار اینکه حاکمیت پس از روبرو شدن با اعتراضات پاییز سال قبل، و پس از آرام شدن شرایط، اندک اندک اصلاحاتی را انجام دهد. اما از ابتدای تابستان که بحث تصویب قانون عفاف و حجاب مطرح شد تا آخر سال که انتخابات مجلس با ادامه روند قبلی خالص‌سازی و رد صلاحیت گسترده حتی برای اشخاص مستقل به انجام رسید نشان داد که حاکمیت نه تنها قصد اصلاح رویه اقتدارگرایانه خود را ندارد که در اعمال آن سرعت گرفته است. نتیجه را هم در مشارکت مردم در انتخابات مجلس دیدیم.

    به مشارکت مردم در انتخابات اشاره کردید، شما حضور و عدم حضور مردم در انتخاباتی که گذشت را چطور ارزیابی می‌کنید؟

    اگر آمار و ارقام رسمی را مبنا قرار دهیم کمتر از ۲۵ درصد واجدین شرایط در تهران پای صندوق رای رفته‌اند و نزدیک به نیمی از آنها هم رای باطله داده‌اند یعنی هیچ‌کدام از کاندیدهای منتخب شورای نگهبان را دارای صلاحیت ندانسته‌اند. پایین‌ترین نرخ مشارکت در انتخابات از ابتدای انقلاب رقم زده شد که واکنشی به وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران بود.

    مهاجرت به هر شکلی زیادتر شده است، به نظر شما این حجم از مهاجرت ایرانیان عادی است؟

    همه ناظران توافق دارند موج فعلی مهاجرت ایرانیان عادی نیست. هیرشمن در مقاله «خروج، اعتراض، دولت» اشاره می‌کند گاهی شهروندان در تقابل با دولت به این نتیجه می‌رسند که اعتراض به جایی نمی‌رسد یا هزینه‌اش بسیار زیاد است و خروج را در دستور کار خویش قرار می‌دهند و از کشورشان مهاجرت می‌کنند. افزایش ۱۴۰ درصدی موج مهاجرت جوانان متخصص در یک‌سال اخیر که بیش از نیمی از آنان زن بودندُ، را می‌توان توسل به استراتژی خروج به دلیل ناامیدی از تغییر و اصلاح دولت دانست.

    به ناامیدی از بهبود شرایط اشاره کردید، آیا این موضوع در افزایش آمار مهاجرت تاثیرگذار است؟

    علوم اجتماعی ورای تصمیم‌های فردی به روابط و ساختارهای اجتماعی می‌نگرد و با این زاویه دید؛ آن‌ها که مهاجرت می‌کنند از تغییر شرایط جامعه ناامید شده‌اند و به همین دلیل کشور را ترک می‌کنند.

    این نگاه که زیر سایه فقر آمار خشونت و آسیب‌های اجتماعی بیشتر می‌شود، درست است؟

    شما از فقر می‌گویید بله با افزایش فقر و مشکلات معیشت، سرقت‌های خرد، کیف‌قاپی و زورگیری افزایش پیدا می‌کند اما مساله بسیار بزرگ‌تر از افزایش جرایم خرد به دلیل فقر و مشکلات اقتصادی است. به استراتژی خروج اشاره کردم اما نکته مهم‌تر این است که استراتژی خروج تنها به مهاجرت اشاره ندارد، خودکشی نیز نوعی خروج است، البته فردی که خودکشی می‌کند دلیل کار خود را اعتراض سیاسی نمی‌داند. او به شدت ناامید است و دیگر تحمل ادامه زندگی را ندارد.

    یعنی مرگ خودخواسته‌ی فرد هم از مشکلات اجتماعی جامعه تاثیر می‌پذیرد؟

    از ابتدای قرن بیستم و انتشار کتاب «خودکشی» اثر دورکیم می‌دانیم حتی این فردی‌ترین تصمیم نیز تحت‌تاثیر روندهای اجتماعی رخ می‌دهد و افزایش آمار خودکشی نوجوانان، جوانان و حتی کادر پزشکی در این برهه خاص به دلیل ناامیدی از بهبود شرایطی است که دولت مانع آن است.

    نتیجه‌ی این ناامیدی ها کجا آشکار می‌شود؟

    ناامیدی از بهبود شرایط، تنها به خودکشی منجر نمی‌شود، گاهی این ناامیدی به انزوای اجتماعی و تلاش برای فراموش کردن واقعیت نامطلوب می‌انجامد و اعتیاد نیز نوعی استراتژی خروج است. مواد مخدر و الکل انتخاب کسی است که امیدی ندارد، راه گریزی نمی‌شناسد و در برابر معضلات غیرقابل‌حل، امکانی ندارد جز آنکه به فراموشی و نئشگی پناه برد. اعتیاد را نوعی گریز از واقعیت به قیمت تخریب تن می‌بینیم و در عین حال محصولی اجتماعی و نتیجه مناسبات غیرعادلانه اقتصادی_سیاسی است.

    در سال ۱۴۰۲ وضعیت زنان را از لحاظ مطالباتی که داشتند، چطور ارزیابی می‌کنید؟

    در سالی که گذشت نه تنها هیچ یک از مطالبات زنان برآورده نشد بلکه منازعه سیاسی بر سر حجاب اجباری افزایش یافت و حاکمیت به دنبال تصویب قانون عفاف و حجاب بود که در برخی موارد حتی با قانون اساسی و سایر قوانین مدنی در تعارض بود و به دلیل همین اشکالات هنوز به تصویب نرسیده اما حاکمیت سیاسی فراتر از رویه‌ّهای قانونی به جریمه زنان بدون روسری با توقیف خودروها و پلمپ کسب‌وکارها ادامه می‌دهد. نبردی فرساینده که امکانات محدود حاکمیت در نیروی انتظامی را مصرف می‌کند و به نارضایتی اجتماعی دامن می‌زند و باعث شده حتی بخشی از قشر مذهبی و چادری نیز به مخالفان حجاب اجباری بپیوندند.

    تغییرات اجتماعی بیشتر در چه قشری از جامعه اتفاق می‌افتد؟

    در تحلیل تاریخی در کشورهای مختلف شاهدیم که طبقه متوسط جدید شهری پیش‌ران تغییرات اجتماعی مدرن است. یعنی از تامین نیازهای اقتصادی چون شغل، مسکن و خودرو فراتر رفته و به سبک زندگی انتخابی، رشد و توسعه فردی علاقه دارد و از این رو ارزش‌های سکولار و دموکراتیک که بستر رشد فردی هستند را مطالبه می‌کند.

    به نظر شما بیشتر تغییرات اجتماعی و مدنی از قشر متوسط جامعه ایران شروع می‌شود؟

    در ده سال اخیر با افزایش معضلات اقتصادی چون تورم و رکود اقتصادی، از درصد طبقه متوسط کاسته شده و بخشی از آنها به طبقه پایین سقوط کردند و اکنون به سختی درگیر تامین معاش هستند اما همچنان در کنار اعتراض به توزیع ناعادلانه ثروت در جامعه به توزیع نادرست قدرت نیز آگاه و به آن معترض هستند. طبقه متوسط شهری به‌خصوص در کلان‌شهرها سکوت کرده اما این سکوت به معنای پذیرش شرایط موجود نیست.

    منظور شما از سکوت کلان‌شهرها چیست؟

    یک گفت‌وگوی درونی و زیرپوستی در کلان‌شهرها وجود دارد که از اصلاح شرایط موجود ناامید است و در عین حال از دخالت ارتش خارجی یا خشونت مسلحانه نیز بیمناک است. به‌دنبال چاره این شرایط انسداد سیاسی است و حتی مهم‌تر از آن درباره نظام سیاسی مطلوب آینده می‌اندیشد.

    سال ۱۴۰۳ را از لحاظ جامعه‌شناسی، آسیب‌ها و تغییراتی اجتماعی چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

    سال آینده شرایطی مشابه سال ۱۴۰۲ خواهد داشت، یعنی صبر و انتظار ضمنی جامعه در شرایط انسداد سیاسی، مشکلات اقتصادی مانند گرانی، تورم، بیکاری و فقر افزایش پیدا می‌کنند، به تبع آن موج مهاجرت و آسیب‌های اجتماعی چون سرقت، اعتیاد، خودکشی و خشونت‌های اجتماعی از جمله قتل و نزاع بیشتر خواهد شد. مشکلات زیست محیطی مثل آلودگی هوا، کمبود آب و فرونشست زمین بدتر خواهد شد. جامعه ایران مثل فنری است که در حال جمع شدن است و این فنر در سال ۱۴۰۳ فشرده‌تر می‌شود.