برچسب: مشهد

  • جزییات حمله دشمن آمریکایی-صهیونی به مشهد

    جزییات حمله دشمن آمریکایی-صهیونی به مشهد

    به گزارش اقتصادران، امیرالله شمقدری با اشاره به فعال‌شدن پدافند مشهد در ساعت ۲۱:۱۲ امشب، اظهار کرد: در محدوده اطراف فرودگاه مشهد پرتابه اصابت شده بود و پدافند مشهد نیز به‌موقع فعال شد.‌

    وی افزود: به یک کانکس، یک سوله و یک ساختمان در محدوده اطراف فرودگاه مشهد پرتابه اصابت کرد که تلفات جانی نداشته است.

  • مشهد، آینه تمام‌قد یک سیاست شکست‌خورده / شهر مذهبی ایران در میان پنج شهر اول مصرف الکل!

    مشهد، آینه تمام‌قد یک سیاست شکست‌خورده / شهر مذهبی ایران در میان پنج شهر اول مصرف الکل!

    به گزارش اقتصادران، بر اساس اعلام رسمی سازمان پزشکی قانونی کشور، بیشترین موارد مسمومیت الکلی در سال ۱۴۰۳ به ترتیب در شهر‌های کرج، تهران، مشهد، مازندران و اهواز ثبت شده است. حضور مشهد ـ شهری که نماد مذهبی و پایگاه اصلی جریان‌های رادیکال سیاسی است ـ در میان پنج شهر نخست، معنایی روشن دارد: سیاست‌های محدودکننده در حوزه الکل، نه تنها موفق نبوده، بلکه نتیجه‌ای معکوس بر جای گذاشته است.

    شکست سیاست انکار

    لازم به یادآوری است که چندی قبل علیرضا رئیسی، معاون وزارت بهداشت، به صراحت گفته بود: «مصرف الکل در ایران نه تنها کم نیست، بلکه زیاد هم هست و به چالش نظام سلامت تبدیل شده است.» این اعتراف دیرهنگام از درون ساختار رسمی، به‌خوبی نشان می‌دهد که پاک کردن صورت مسئله طی سال‌های گذشته فقط به گسترش بحران منجر شده است.

    در حالی که قوانین کیفری سختگیرانه و برخورد‌های انتظامی ادامه دارد، مصرف مشروبات در بازار زیرزمینی نه‌تنها متوقف نشده، بلکه طبق اظهارات فروشندگان غیرقانونی و گزارش‌های میدانی، چندین برابر رشد کرده است. نتیجه این وضعیت، افزایش موارد مسمومیت و مرگ ناشی از الکل صنعتی است؛ تراژدی‌ای که هر سال ده‌ها خانواده را در سراسر کشور داغدار می‌کند.

    مشهد، نماد تناقض سیاست فرهنگی

    مشهد همیشه به‌عنوان الگویی از «شهر مذهبی با مدیریت ارزشی» معرفی شده است. با این حال، قرار گرفتن این شهر در ردیف بالای آمار مصرف الکل، تصویری از شکست سیاست‌های فرهنگی مبتنی بر ممنوعیت و انکار را آشکار می‌کند. تجربه مشهد نشان می‌دهد که نه گشت‌ها، نه برخورد‌های امنیتی، و نه تبلیغات دینی گسترده، نتوانسته‌اند رفتار اجتماعی را تغییر دهند.

    در مقابل، فشار و ممنوعیت باعث انتقال مصرف از فضا‌های رسمی و کنترل‌شده به زیرزمین‌ها، خانه‌ها و کارگاه‌های غیرمجاز شده است؛ جایی که سلامت عمومی در خطر است و هر بطری می‌تواند به فاجعه‌ای انسانی ختم شود.

    واقعیت انکارشده: جامعه مسیر خودش را می‌رود

    در حالی که مسئولان در کشور بر لزوم «پاکسازی فرهنگی» تأکید دارند، واقعیت‌های اجتماعی از مسیر دیگری حکایت می‌کند. چندی پیش در تهران، ده‌ها کافه و رستوران به دلیل سرو نوشیدنی الکلی پلمب شدند. اما گزارش‌ها نشان می‌دهد که این برخورد‌ها هیچ تأثیری بر تقاضا نگذاشته و مصرف به فضا‌های خصوصی‌تر منتقل شده است.

    جامعه به‌ویژه نسل جوان، در حوزه‌های فرهنگی و سبک زندگی مسیر خواست خود را می‌رود؛ از موسیقی و پوشش گرفته تا الگوی تفریح و مصرف. در چنین شرایطی، سیاست‌های مبتنی بر اجبار و کنترل، نه‌تنها بی‌اثر بلکه محرک رفتار‌های زیرزمینی و پرخطر می‌شوند.

    افزایش مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌های کبدی مرتبط با الکل، رشد بازار سیاه، و مراجعه روزافزون به مراکز ترک الکل (که به گفته مددکاران اجتماعی در پنج سال گذشته تا ۵۰ درصد افزایش یافته)، همه نشانه‌هایی از بحرانی هستند که زیر پوست شهر در جریان است.

    این وضعیت، همان چیزی است که کارشناسان سلامت از آن با عنوان «بحران پنهان انکارشده» یاد می‌کنند. به‌جای برنامه‌ریزی علمی و آموزش پیشگیرانه، مسئله الکل در سطح رسمی یا نادیده گرفته شده یا با برچسب امنیتی مواجه شده است.

    نیاز به سیاست‌گذاری واقع‌گرایانه

    اکنون زمان آن رسیده که به‌جای تکرار سیاست‌های ناکارآمد، نگاهی علمی و واقع‌گرایانه به مسئله مصرف الکل در ایران اتخاذ شود. تجربه کشور‌های اسلامی مانند ترکیه، مالزی و اندونزی نشان می‌دهد که می‌توان ضمن رعایت اصول فرهنگی، با آموزش، نظارت بهداشتی، و ایجاد مراکز ترک الکل، از شدت آسیب‌ها کاست.

    هدف نه ترویج مصرف، بلکه پذیرش واقعیت اجتماعی و کاهش آسیب انسانی است. انکار، بحران را به زیرزمین می‌برد؛ اما شفافیت و مدیریت علمی، می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد.

    مشهد، آینه تمام‌قد یک سیاست شکست‌خورده

    مشهد، شهری که باید نماد موفقیت الگو‌های فرهنگی رسمی باشد، حالا به نمادی از شکست همان سیاست‌ها تبدیل شده است. آمار‌های پزشکی قانونی پیام روشنی دارند: جامعه ایرانی، حتی در مذهبی‌ترین شهرش، به قوانین محدودکننده بی‌اعتناست و مسیر خود را می‌رود.

    اگر مسئولان واقع‌بین باشند، این داده‌ها نه صرفاً آمار، بلکه زنگ خطری برای بازنگری اساسی در سیاست‌های فرهنگی و سلامت عمومی هستند. وقت آن رسیده که به‌جای سرکوب، گفت‌و‌گو و آگاهی‌سازی را جایگزین کنیم؛ چرا که ممنوعیت کور، نه ایمان می‌سازد و نه سلامت، فقط بحران را عمیق‌تر می‌کند.

  • سفر مشهد برای بازنشستگان تبدیل به یک حسرت شد

    سفر مشهد برای بازنشستگان تبدیل به یک حسرت شد

    به گزارش اقتصادران، از پله که بالا می‌آید، نفس نفس می‌زند، کمرش خمیده است و گویا درد پا جانی برایش نگذاشته؛ حقوقش با بیشتر از ۲۲ سال سابقه کار، در سال جدید فقط ۱۳ میلیون تومان است؛ او سال‌ها راننده بوده و حالا مستمری‌بگیر بزرگ‌ترین صندوق بازنشستگی کشور است، تامین اجتماعی ماهی ۱۳ میلیون تومان به این بازنشسته حقوق می‌دهد، وقتی هزینه‌های زندگی برای یک خانواده جمع‌وجور حداقل ۳۰ تا ۳۵ میلیون تومان است.

    «بازنشسته‌ها از همه چیز محروم شده‌اند، من کرایه خانه نمی‌دهم، ولی خرج خودم و خانمم و دانشگاه دخترم، خیلی بیشتر از اینهاست، با کمردرد و واریس، بازهم روزی ۴ تا ۵ ساعت اسنپ کار می‌کنم تا بتوانم خورد و خوراک را فراهم کنم…..».

    این بازنشسته که خود را احمدی معرفی می‌کند، از رنج محرومیت می‌گوید، اینکه چند سال است با خانمش در آرزوی یک سفر مشهد است: «بعد از سه سال، پسرم می‌دانست که ما آرزو داریم، به خاطر روز تولدم، برایمان بلیت قطار گرفت که دو روز برویم مشهد زیارت….».

    همانطور که این کارگر بازنشسته می‌گوید، بازنشستگان در دوران پیری از رفاهیات و حداقل‌های زندگی محروم‌اند؛ این محرومیت وقتی پای بیماری و هزینه‌های تحصیل فرزندان به میان می‌آید، به مراتب حادتر می‌شود تا جاییکه یک سفر زیارتی به مشهد تبدیل به آرزویی دست نیافتنی می‌شود.

    احمدی می‌گوید: ما در آروزی یک سفر ساده هستیم وقتی سال‌هاست میلیاردها تومان در این مملکت حیف و میل می‌شود؛ فاصله زندگی ما زحمتکشان با بالایی‌ها، یک فاصله‌ی از زمین تا آسمان است….

    «بازنشستگان از سفر ساده محروم‌اند؛ وقتی گوشت کیلویی یک میلیون تومان است و کرایه خانه ۱۰ یا ۱۵ میلیون تومان، کدام کارگر یا بازنشسته‌ای پول سفر دارد» حسین حبیبی فعال کارگری با بیان این جمله می‌گوید: سال به سال وضعیت بدتر شد؛ امروز یک بازنشسته برای یک سفر دو روزه به مشهد باید حداقل سه‌چهارم حقوقش را بدهد؛ این معادله‌ی ناعادلانه، مسافرت را از برنامه‌های زندگی حذف کرده است.

    او ادامه می‌دهد: بروید ببینید دولتی‌ها و نمایندگان مجلس چه بودجه‌هایی در اختیار دارند، برای یک سفر ساده چقدر خرج می‌کنند، چه هتل‌هایی در کیش و دبی و ترکیه می‌روند؛ آن وقت کارگر زحمتکش بعد از سی سال کار کردن، باید شرمنده زن و بچه‌اش باشد که نمی‌تواند آن‌ها را دو روز مشهد ببرد.

    یک جستجوی ساده در اینترنت نشان می‌دهد که برای سفر زمینی دو نفره به مشهد و اقامت دو شبه در ارزان‌ترین هتل که قیمت اتاق آن برای هر شب حداقل ۹۰۰ تا یک میلیون تومان است، یک زن و شوهر بازنشسته باید حداقل ۱۰ میلیون تومان بپردازند، نفری ۲ تا ۳ میلیون هزینه بلیت که سرجمع ۴ تا ۶ میلیون تومان می‌شود، ۲ میلیون برای اقامت در هتل و حداقل ۲ میلیون تومان پول خوراک و هزینه‌های جانبی.

    حال سوال اینجاست بازنشسته‌ای که فقط ۱۳ میلیون تومان حقوق می‌گیرد، چطور ۱۰ میلیون تومان آن را کنار بگذارد تا فقط دو روز، دو روز ناقابل، با همسرش برای زیارت به مشهد برود؟!

    تغییر این اوضاع، نیاز به اصلاحات اساسی دارد؛ حسین حبیبی می‌گوید: در چنین شرایطی که به نظر می‌رسد معیشت مزدبگیران به بن‌بست خورده، صحبت‌های مثلاً افشاگرانه‌ی مقامات مسئول و نمایندگان مجلس که فقط و فقط به دلیل جناح‌بازی‌های سیاسی‌ست، نمک بر زخم کاریِ کارگر و بازنشسته می‌پاشد.

    و این زخم وقتی دردناک‌تر می‌شود که بالانشین‌ها، سفرهای فوق لاکچری و بودجه‌های آن‌چنانیِ یکدیگر را لو می‌دهند، خاصه‌خرجی‌هایی که البته چیز جدیدی نیست. از اوایل دهه ۸۰ که فاصله سطح زندگی اکثریت مردم با مسئولان رو به افزایش گذاشت، پدیده‌ای ناگوار به نام «زندگی لاکچری آقازاده‌ها و مسئولان» مدام درد سنگین تبعیض را به مردم یادآوری کرده است؛ این پدیده در سال‌های اخیر با سقوط سنگین طبقات مردم به زیر خط فقر، شکل حادتری به خود گرفته است.

    برای نمونه، در روزهای اخیر، غضنفری نماینده تهران در مجلس گفت: در حالیکه مردم سال‌هاست منتظر خانه دار شدن هستند، وزیر راه به سفر لاکچری می‌رود.

    موضوع، سفر لاکچری خانم وزیر به کیش به اتفاق همراهان است، موضوعی که فقط مختص وزیر راه دولت چهاردهم نیست، در دولت‌های قبل هم گاه و بیگاه، نماهای بسته و کوتاهی از زندگی لاکچری آقاها و آقازاده‌ها به فضای عمومی کشانده می‌شد. اما از آن سو، بریز و بپاش‌های نمایندگان مجلس هم دست کمی از ولخرجی‌های دولت ندارد؛ برای نمونه، طبق مصوبه کمیسیون تلفیق، هر نماینده مجوز پیدا کرده تا پایان سال، مبلغ ۵۰ میلیارد تومان را به یک یا چند پروژه اختصاص دهد. با مدنظر قرار دادن ۲۹۰ نماینده، رقمی که براساس صلاح‌دید نمایندگان مجلس برای آن تصمیم گرفته می‌شد، ۱۴.۵  هزار میلیارد تومان خواهد بود که رقم بسیار سنگینی‌ست؛ هرچند  این پول‌ها قرار است صرف پروژه های عمرانی شود اما در نبود سیستم نظارتی موثر، بخش قابل ملاحظه‌ای از آن به جیب خواص سرازیز خواهد شد.

    و البته این فقط یک نمونه کوچک است؛ برداشت‌ها از دارایی‌های مزدبگیران، از صندوق ذخیره فرهنگیان گرفته تا صندوق‌های بازنشستگی، اختلاس‌های میلیون دلاری در شرکت‌های زیرمجموعه صندوق‌های بازنشستگی از جمله شستا و حقوق‌ها و پاداش‌های نجومی در نهادهای عمومی، خصولتی و دولتی، نشان از پول‌پاشی‌های فراوان دارد با این هدف که زندگی لاکچری «برخی» ادامه داشته باشد، آنهم وقتی که یک بازنشسته باید سه سال انتظار بکشد و حسرت بخورد تا در نهایت بتواند با اتوبوس یا قطارِ درجه دو برای دو شب به مشهد برود و در یک هتل بی‌ستاره اقامت کند….

  • طالبان چه نقشه ای برای مشهد در سر دارد؟

    طالبان چه نقشه ای برای مشهد در سر دارد؟

    به گزارش اقتصادران، مقامات طالبان فاز جدیدی از ساخت سد پشدان را افتتاح کردند. این سد قرار است روی هریرود ساخته شود.

    پیش از این سد سلما در افغانستان اب پشت سد سلما را به کمتر از ۱۰ درصد رسانده بود حالا طالبان سد پشدان را هم بر روی این رود می‌سازد تا باز هم آب کمتری به ایران برسد این کار می‌تواند به خشکسالی در شهر مشهد منجر شود.