برچسب: مشاغل غیررسمی

  • زندگی کارگران غیررسمی به مرز فروپاشی اقتصادی رسید

    زندگی کارگران غیررسمی به مرز فروپاشی اقتصادی رسید

    به گزارش اقتصادران، بخش بزرگی از بازار کار ایران را مشاغل غیررسمی تشکیل می‌دهند؛ فعالیت‌هایی که در ظاهر به کاهش بیکاری کمک می‌کنند اما در عمل، کارگران آن از حداقل‌های قانونی محروم‌اند. نبود قرارداد، نداشتن بیمه، امنیت شغلی و دستمزدهای کمتر از خط فقر، شرایطی را رقم زده که زندگی میلیون‌ها نفر از نیروی کار کشور در معرض ناامنی معیشتی قرار گرفته است.

    بر اساس برآوردهای رسمی و غیررسمی، حدود ۳۰تا ۳۵درصد شاغلان کشور در بخش غیررسمی فعالیت می‌کنند. این بخش طیف گسترده‌ای از دستفروشان، کارگران ساختمانی، خدماتی، مشاغل خانگی و حتی برخی مشاغل کارگاهی کوچک را شامل می‌شود. کارگران این بخش معمولاً به دلیل نبود قراردادهای شغلی شفاف، امکان پیگیری حقوق خود را ندارند و کارفرمایان نیز تعهدی برای رعایت قانون کار نسبت به آنها احساس نمی‌کنند.

    در حالی‌که براساس گزارش‌های غیررسمی منتشرشده، خط فقر در شهرهای بزرگ کشور به بیش از ۳۵میلیون تومان در ماه برای یک خانوار چهار نفره رسیده، بخش قابل توجهی از کارگران غیررسمی با درآمدهایی بین ۱۰تا ۱۵میلیون تومان در ماه گذران زندگی می‌کنند.

    این فاصله چشمگیر میان درآمد و هزینه‌های واقعی، باعث شده بسیاری از خانوارهای کارگری برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی مانند مسکن، خوراک و بهداشت، با بحران جدی مواجه شوند.

    یکی از کارگران ساختمانی می‌گوید: کار ما فصلی است؛ هر وقت پروژه باشد درآمد داریم و اگر نباشد باید روزها دنبال کار بگردیم. هیچ بیمه‌ای نداریم و وقتی مریض شویم یا دچار حادثه شویم، هیچ نهادی مسئولیتی قبول نمی‌کند.

    تأثیر مستقیم نرخ ارز بر معیشت کارگران

    افزایش نرخ ارز در سال‌های اخیر نقش مستقیمی در رشد تورم و گرانی کالاهای اساسی داشته است. بالا رفتن قیمت دلار موجب افزایش هزینه واردات مواد اولیه و به‌تبع آن رشد قیمت کالاها و خدمات شده است. این موضوع بیش از همه کارگران غیررسمی را تحت فشار قرار داده، چراکه دستمزد آنها با وجود تورم بالا تقریباً ثابت مانده یا بسیار کمتر از رشد هزینه‌ها افزایش یافته است.

    یک کارگر خدماتی درباره وضعیت معیشتی خود می‌گوید:هزینه اجاره خانه، خوراک و رفت‌وآمد چند برابر شده اما درآمد ما همان است. هر روز ارزش پولی که دستمان می‌گیریم کمتر می‌شود.

    کارشناسان اقتصادی معتقدند گسترش مشاغل غیررسمی پیامدهای اجتماعی خطرناکی به همراه دارد. نبود بیمه، بازنشستگی و حمایت‌های اجتماعی، این گروه را در برابر کوچک‌ترین بحران اقتصادی یا بیماری آسیب‌پذیر می‌کند. از سوی دیگر، افزایش فقر و نابرابری ناشی از وضعیت این کارگران، می‌تواند زمینه‌ساز آسیب‌های اجتماعی گسترده‌ای مانند اعتیاد، حاشیه‌نشینی و افزایش جرائم خرد شود.

    فعالان کارگری نیز تأکید می‌کنند که بی‌توجهی به وضعیت کارگران غیررسمی عملاً به معنای رها کردن بخش بزرگی از نیروی کار کشور است. آنها معتقدند دولت باید با ایجاد سازوکارهای مشخص، زمینه پوشش بیمه‌ای، تعیین دستمزد حداقلی و ساماندهی این مشاغل را فراهم کند.

    مونا خورشیدی، مدیرگروه رفاه مرکز پژوهش های مجلس درباره خط فقر گفت: در سال۱۴۰۳نرخ خط فقر بین ۱۷تا۲۱میلیون بود که با نرخ ۷میلیونی حداقل دستمزد آن زمان تفاوت ده میلیونی داشت.

    وی توضیح می دهد: نرخ های متفاوتی برای خط فقر محاسبه شده است, مثلاً‌کمیته امداد۱۷میلیون تومان و مرکز پژوهش ها این نرخ را ۲۱ میلیون تومان اعلام کرد, آن زمان با حداقل دستمزد ۷میلیون تومانی فاصله دو برابری داشت. این موضوع نشان می دهد که وضعیت معیشتی کارگران مناسب نیست. این برای افرادی است که مشمول قانون کار هستند. در این بین هستند افرادی که در مشاغل غیر رسمی فعالیت دارند و از حداقل های حمایت اجتماعی بهره ای نمی برند.

    با ادامه روند فعلی، شکاف طبقاتی در جامعه عمیق‌تر خواهد شد و بحران معیشتی کارگران غیررسمی به یکی از تهدیدهای اصلی امنیت اجتماعی تبدیل می‌شود. بسیاری از کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر برای ساماندهی این بخش برنامه‌ای جامع تدوین نشود، نه تنها مشکلات کارگران بلکه کل اقتصاد کشور از پیامدهای آن متأثر خواهد شد.

    در حالی‌که بیش از ۵۰درصد هزینه خانوار ایرانی به بخش مسکن اختصاص دارد و قیمت کالاهای اساسی روزبه‌روز افزایش می‌یابد، زندگی کارگران غیررسمی بیش از هر زمان دیگری به مرز فروپاشی اقتصادی رسیده است.

  • فیش های حقوقی نجومی، گزارش عملکردهای زیانده / منوری: زندگی میلیون ها نفر را به بخت و تصادف سپرده ایم

    فیش های حقوقی نجومی، گزارش عملکردهای زیانده / منوری: زندگی میلیون ها نفر را به بخت و تصادف سپرده ایم

    به گزارش اقتصادران، دکتر نوح منوری، جامعه شناس، با بیان اینکه متاسفانه ما به لحاظ اقتصادی به این وضعیت رسیدیم که تنها معیشت جمعیتمان را تامین کنیم و از رشد واقعی تولید محور ده ها میلیون نفر از جمعیت کشور بازمانده ایم، اضافه کرد: هیچ دورنمایی که با سیاست های کار محور و صنعت محور گره بخورد، ارائه نمی شود و این دوگانه تداوم معیشت، مانند این است که زندگی میلیون ها نفر را به بخت و تصادف سپرده ایم. تنها راه برای رها شدن از این مخاطرات احیای نظمی است که آدم ها در آن کار کنند و خودشان از کار کردن منتفع شوند. کارگر باشند، یعنی خلق ارزش کنند. ببینند که حدی از منزلت اجتماعی هم برای آنها از طریق کار به دست می آید. اما اکنون ما در چنین نظم کار محور و صنعت محور زندگی نمی کنیم.

    دکتر نوح منوری، استادیار گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران که در ویژه برنامه روز جهانی کارگر و در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران سخن می گفت، با بیان اینکه آمارهایی که درباره آسیبها در حوزه کار و اشتغال مطرح می شوند، باید ما را به تحلیل و تبیینی برای برون رفت از این شرایط برسانند، اظهارداشت: ما نیاز داریم به شکل تحلیلی و عمیق تر، مسائل کار و کارگران در ایران را مورد بررسی قرار دهیم. پاسخ های حاضر و آماده و از پیش موجودی بعضا وجود دارد، برای نمونه جریان بازارگرا پاسخش شکل دادن بازار آزاد است و می گوید باید همه چیز را به بازار سپرد تا درست شود و دستمزد پایین مزیت رقابتی ایجاد می کند. یا اینکه اشاره می کنند که باید قوانین حداقل دستمزد را برداریم و قوانین کار را یا باید نقض یا تسهیل کنیم. این دیدگاه به خاطر همین نگاه تقلیل گرایانه، نه تنها در سطح سیاست گذاری مفید نیست، بلکه در اغلب موارد، مضر هم بوده است.

    وی ضمن انتقاد نسبت به دیدگاه هایی که تحریمهای اقتصادی را بی اثر قلمداد می کنند و نگاه هایی انزواجویانه دارند، افزود: اینها توجه ندارند که در واقع این تحریم ها اقشار فرودست را بسیار بیشتر مورد آسیب قرار می دهد و باید به سمت رفع تحریم ها حرکت کنیم. البته رفع تحریم ها به تنهایی کافی نیست، ما باید به سمت نوعی تحلیل عمیق تر و واکاوی نقش دولت در ارتباط با این اقتصاد سیاسی و به طور خاص کارگران بپردازیم.

    منوری با بیان اینکه نگاه مبتنی بر مفهوم نئولیبرالیسم به ما اطلاعات غلط می دهد، گفت: مهم این است که نقشی که دولت در این بازی دارد را بتوانیم تغییر دهیم، نه اینکه همه چیز را فقط به دولت برگردانیم. نگاه ارتودوکسی، چه چپ گرا و چه راستگرا، رفع رانتخواران و سفته بازان و وابستگان سرمایه‌داری تجاری است.

    این جامعه شناس با بیان اینکه نیروهای کار موسوم به شرکتی با این هدف انجام شد که هم بار مالی خود دولت را کم کند و هم به مجموعه وابستگان دولت مواهبی برساند، و این شرکتی ها در خدمت فرایندهای خلق ارزش نیستند، اضافه کرد: اینجا در واقع صرفا قرار است همین توزیع مواهب رقم بخورد، بنابراین دولت نقش آفرینی می کند و منتفع از این شرایط است، اینگونه نیست که دولت عقب نشینی کرده باشد. یا آمارهایی از بحرانهای عمیق مالی شرکت های دولتی، نیمه دولتی و شبه دولتی بیرون می آید در عین حال فیش های حقوقی مدیران آنها نجومی است. در صورتی که گزارش های عملکردشان،  نشان دهنده زیان ده بودن آنهاست. یعنی زنجیره ای از مواهب در اختیار بخش معدودی از جمعیت کشور قرار گرفته و بخش اعظم جمعیت ما به سمت انجام کارهای سوق داده شدند که فقط آنها را در حد یک معیشت بخور و نمیر توانا می سازد.

    منوری به آمار افرادی که در مشاغل غیررسمی و یا دستفروشی و کار در تاکسی های اینترنتی مشغولند اشاره کرد و ادامه داد: ما نیازمند اتخاذ سیاست های توسعه گرای کار محور و صنعت محور هستیم. بخش مهمی از جمعیت ما از نظر حاکمیتی و به لحاظ سیاست های کلان به سمت همین حداقل معیشتی سوق داده شده است. اکنون دولت در قالب تعریف انواع کالا برگ و یارانه و غیره یا در دسترس قرار دادن مشاغل ساده مثل پیک و اسنپ و به آنها خدماتی می دهد اما اگر قرار باشد بنزین افزایش قیمت داشته باشد، این مشاغل با چه بحرانی مواجه می شوند!؟ چه فکری برای آنها شده است تا به مدار کار و تولید برگردانده شوند.

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه متاسفانه ما به لحاظ اقتصادی به این وضعیت رسیدیم که تنها معیشت جمعیتمان را تامین کنیم و از رشد واقعی تولید محور ده ها میلیون نفر از جمعیت کشور بازمانده ایم، اضافه کرد: هیچ دورنمایی که با سیاست های کار محور و صنعت محور گره بخورد، ارائه نمی شود و این دوگانه تداوم معیشت، مانند این است که زندگی میلیون ها نفر را به بخت و تصادف سپرده ایم. تنها راه برای رها شدن از این مخاطرات احیای نظمی است که آدم ها در آن کار کنند و خودشان از کار کردن منتفع شوند. کارگر باشند، یعنی خلق ارزش کنند. ببینند که حدی از منزلت اجتماعی هم برای آنها از طریق کار به دست می آید. اما اکنون ما در چنین نظم کار محور و صنعت محور زندگی نمی کنیم.

    به گفته منوری؛ اکنون بهره مندی از منفعت، رفاه و منزلت مبتنی بر کار و مشارکت نیست و مبتنی بر وارد شدن به آن حلقه‌هایی است که در آن می‌توانند مواهب رزرو شده‌ای را داشته باشند، حتی اگر قرار باشد وفاق معنایی بگیرد، محوریت این وفاق، باید مقوله کار، خلق ارزش و اولویت کارگران باشد، نه اینکه دوباره یک ترکیب ناکام تازه‌ای شکل بگیرد.

  • ۶۰ درصد اشتغال ایران غیررسمی است! / در کشورهای ثروتمند این رقم بین ۱۵ تا ۲۰ درصد است

    ۶۰ درصد اشتغال ایران غیررسمی است! / در کشورهای ثروتمند این رقم بین ۱۵ تا ۲۰ درصد است

    به گزارش اقتصادران، آخرین آمار سازمان تامین اجتماعی نشان می‌دهد کل بیمه‌شدگان اجباری این سازمان در سال گذشته حدود ۱۶ میلیون نفر بوده است؛ اگر این رقم را در کنار جمعیت فعال کشور یعنی حدود ۲۶ میلیون و ۴۶۲ هزار نفر قرار دهیم، یعنی حدود ۱۰ میلیون از جمعیت فعال کشور تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی نبوده‌اند. از آن جا که تحت پوشش بیمه قرار گرفتن برای کارهای رسمی اجباری است، این جمعیت یا به خوداشتغالی با درآمد پایدار مشغولند و ترجیح داده‌اند به سراغ بیمه تامین اجتماعی نروند، یا اینکه اصلا شغل و درآمد ثابتی ندارند و در بخش غیررسمی اقتصاد مشغول فعالیتند. هر سه بخش اقتصاد ایران شامل بخش کشاورزی، صنعت و خدمات درگیر اقتصاد غیررسمی هستند و بخشی از اشتغال در این بخش‌ها اصولا جزو مشاغل غیررسمی به شمار می‌روند.

    بر اساس گزارشی که معاونت بررسی‌های اقتصادی اتاق تهران منتشر کرده، به‌طور کلی بسیاری از کارگاه‌ها و مشاغل که بابت نهاده‌ها از جمله نیروی کار پول نقد می‌پردازند، حساب بانکی نداشته و پرداخت مالیاتی انجام نمی‌دهند یا در عین استخدام رسمی کارکنان، اما بسیاری از مقررات را رعایت نمی‌کنند، در طیف وسیع فعالان اقتصاد غیررسمی قرار دارند. گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۲۲ میلادی نشان می‌دهد اشتغال غیررسمی حدود ۶۰ درصد از کل اشتغال در ایران را تشکیل داده است. این گزارش می‌گوید سهم اشتغال غیررسمی برای زنان ۶۳ درصد و برای مردان ۵۸ درصد است، در حالی که میانگین اشتغال غیررسمی در جهان برعکس است. بنابراین می‌توان گفت که فقط در کشورهای با درآمد پایین و متوسط، زنان بیشتر در معرض اقتصاد غیررسمی هستند.

    در ایران بیش از ۷۵ درصد از افرادی که در مناطق روستایی کار می‌کنند در اقتصاد غیررسمی زندگی می‌کنند در حالی که نیمی از اشتغال شهری غیررسمی است. اشتغال غیررسمی در مناطق روستایی در جهان به دلیل سهم بالای بخش کشاورزی به عنوان منبع اصلی اشتغال غیررسمی، دو برابر بیشتر از مناطق شهری است. سطح اشتغال غیررسمی در بخش‌های مختلف اقتصاد و بر اساس سطح تحصیلات متفاوت است. همانند سایر کشورها، بخش کشاورزی بالاترین سطح اشتغال غیررسمی را در ایران به خود اختصاص داده است و ۷۸ درصد اشتغال غیررسمی در این بخش است. اشتغال غیررسمی در ایران دو سوم اشتغال در بخش صنعت و نیمی از اشتغال در بخش خدمات را تشکیل می‌دهد.

    در کشورهای فقیر بخش غیررسمی ۳۰ تا ۴۰ درصد از کل فعالیت اقتصادی و سهمی بالاتر از اشتغال را دارا است. در کشورهای ثروتمند این رقم بین ۱۵ تا ۲۰ درصد است . اگرچه صنعت بیشترین سهم از اشتغال غیررسمی را دارد اما درصد سهم اشتغال غیررسمی به نسبت کل اشتغال در حوزه کشاورزی بیشتر از سایر بخش‌ها است که می‌توان این امر را متاثر از رواج اقتصاد معیشتی و فروش غیررسمی محصولات به بازار، در حوزه کشاورزی دانست.

    نظارت و کنترل ضعیف دولت

    از آن جا که مشاغل غیررسمی در بخش‌های مربوط دولتی ثبت نمی‌شوند، اطلاعات دقیق و شفافی در مورد میزان تولید و فعالیت‌ها آنها وجود ندارد که عملا منجر به عدم نظارت و کنترل توسط نهادهای دولتی می‌شود. مرکز برنامه‌ریزی و اطلاعات راهبردی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گزارشی با استناد به گزارش مرکز آمار ایران نتایج تفصیلی اشتغال و بخش رسمی و غیررسمی در سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹ را منتشر کرده است که به موجب این گزارش، در سال ۱۳۹۸ سهم جمعیت شاغل کشور از اشتغال رسمی ۴۰٫۷ درصد و از اشتغال غیررسمی ۵۹٫۲ درصد بوده است. این آمار به تفکیک جنسیت نشان می‌دهد که ۴۱٫۶ درصد شاغلان بخش رسمی را مردان و ۳۶٫۶ درصد را زنان تشکیل می‌دهند اما در بخش غیررسمی، زنان با ۶۳٫۴ درصد بیشترین درصد شاغلان غیررسمی را به خود اختصاص داده‌اند.

    تاثیر اقتصاد غیررسمی بر مشاغل رسمی

    بخش غیررسمی منبع مهمی از معیشت و شغل برای اکثریت قریب به اتفاق مردم در کشورهای در حال توسعه است. با این حال، این نگرانی وجود دارد که بخش غیررسمی ممکن است ایجاد شغل در بخش رسمی را تضعیف کند. شرکت‌های غیررسمی می‌توانند با شرکت‌های رسمی رقابتی اغلب «ناعادلانه» داشته باشند تا مجبور نباشند از مقررات پرهزینه پیروی کنند و مالیات بپردازند. این مزیت «ناعادلانه» رقابت شرکت‌های رسمی را با شرکت‌های غیررسمی دشوار می‌کند که به معنای از دست دادن قابل توجه مشاغل بخش رسمی است. پیش از این مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی درباره تاثیر اقتصاد غیر رسمی بر توسعه، با اشاره به دیدگاه‌های برخی اقتصاددانان همانند هرناندو دسوتو در کتاب‌های «راه دیگر» و «راز سرمایه» عنوان کرده است «برخی دیدگاه‌ها بنگاه‌های غیررسمی را به عنوان گنجینه دست نخورده‌ای از انرژی کارآفرینی می‌بینند که به وسیله مقررات دولتی عقب نگه داشته شده‌اند. در این دیدگاه، آزاد کردن این انرژی با کاهش مقررات ورود یا بهبود حقوق مالکیت، رشد و توسعه اقتصادی را تحریک می‌کند اما می‌توان نگاه بدبینانه‌تری نیز به مساله داشت؛ زیرا برخی اقتصاددانان بر مزایایی تاکید می‌کنند که بنگاه‌ها و کارگران غیررسمی با فرار مالیاتی با رعایت نکردن مقررات بهره‌مند می‌شوند.»

    رشد اقتصاد غیررسمی در ایران ناشی از مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است که در زیر به آنها اشاره می‌شود:

    تحریم‌ها و محدودیت‌های اقتصادی

    تحریم‌های اقتصادی بر ایران، به ویژه از زمان تشدید تحریم‌ها در دهه ۲۰۱۰ به بعد، باعث شده است که بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی به سمت غیررسمی شدن سوق یابند. عدم توانایی در دسترسی به سیستم‌های مالی بین‌المللی، مشکلات بانکی و فقدان منابع مالی برای ایجاد کسب وکارهای رسمی، افراد را به سمت مشاغل غیررسمی هدایت کرده است.

    نرخ بالای بیکاری و بحران اشتغال

    در شرایطی که نرخ بیکاری به ویژه در میان جوانان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی بسیار بالاست، بسیاری از افراد به مشاغل غیررسمی پناه می‌برند. این امر منجر به رشد سریع مشاغل روزمزد و فصلی در بخش‌هایی همچون دست‌فروشی، تولیدات کوچک، خدمات و فروش آنلاین شده است.

    عدم دسترسی به منابع مالی و اعتبار

    بسیاری از افراد برای شروع کسب وکار خود به منابع مالی دسترسی ندارند و در نتیجه برای انجام فعالیت‌های اقتصادی خود، از فعالیت‌های غیررسمی استفاده می‌کنند.

    سادگی فعالیت‌های اقتصادی بخش غیررسمی

    شروع کسب وکارهای غیررسمی نیاز به سرمایه‌گذاری زیادی ندارد و بسیاری از آنها نیاز به تأسیس شرکت، ثبت مالیات یا دریافت مجوزهای پیچیده ندارند. این شرایط، افراد را به سوی فعالیت‌های غیررسمی جذب می‌کند. اقتصاد غیررسمی پیامدهای گسترده‌ای برای توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران دارد که در زیر به مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود:

    کاهش منابع و درآمدهای دولت

    عدم ثبت فعالیت‌های اقتصادی و فرار مالیاتی، سبب کاهش درآمدهای مالیاتی دولت می‌شود. بر اساس گزارش‌های سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، ایران یکی از کشورهای با بالاترین درصد فرار مالیاتی در جهان است. این موضوع منجر به کاهش توان مالی دولت در تأمین خدمات عمومی و توسعه زیرساخت‌ها می‌شود.

    نوسان در بازار کار

    مشاغل غیررسمی اغلب با نوسانات اقتصادی همراه هستند و به دلیل نداشتن قواعد ثابت و عدم نظارت دولتی، شرایط کاری در آنها به‌شدت بی‌ثبات است. این موضوع می‌تواند به عدم امنیت شغلی و کاهش انگیزه کارگران و همچنین ناپایداری در درآمد خانوارها و کاهش قدرت خرید منجر شود.

    عدم رشد پایدار

    اقتصاد غیررسمی به دلیل نبود نظارت و برنامه‌ریزی دولتی نمی‌تواند به توسعه پایدار و رشد بلندمدت منجر شود. همچنین، این نوع اقتصاد معمولا نتایج مثبتی در زمینه نوآوری و فناوری ندارد.

    رقابت ناعادلانه و اختلال در رقابت

    کسب وکارهای غیررسمی اغلب از قوانین و مقررات مربوط به رقابت، حقوق کار و محیط زیست پیروی نمی‌کنند. این امر می‌تواند به تشدید رقابت نابرابر در بازارهای رسمی، عدم توازن در بازارها و کاهش کیفیت خدمات و محصولات منجر شود .

    کمبود سرمایه‌گذاری و نوآوری

    در بخش غیررسمی، به دلیل نبود نظارت و امنیت و شدت نااطمینانی به وضعیت آینده، منابع مالی برای سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت و نوآوری تخصیص داده نمی‌شوند. این امر موجب کندی در رشد اقتصادی و عدم توسعه صنایع با ارزش افزوده بالا می‌شود. همچنین فعالیت‌های غیررسمی می‌تواند بر عملکرد بخش رسمی اقتصاد تأثیر بگذارد، از جمله در زمینه مالیات، برنامه‌ریزی اقتصادی، روابط با بخش‌های مختلف زنجیره تامین از مواد اولیه تا توزیع.